99 مورد
- در بيان علت تصنيف كتاب۲
- مقدمه - در اينكه استدلالات صاحب فرائد بكتاب و سنت و اجماع و دليل عقل بيجا و غلط است و بيان راه صحيح استدلال بآنها در ضمن چهار باب :۶
- باب اول - در مجملي از آنچه متعلق بكتاب خدا است۷
- باب دويم - در اشاره بدليل سنت۲۵
- باب سيوم - در مجملي از امر ضرورت۳۶
- باب چهارم - در دليل عقل۴۱
- شروع در نقل فقرات كتاب دلايل العرفان و جواب از آنها ضمن فصولي :۴۵
- فصل - در اينكه باب مرتاب را قائم موعود (عج) دانسته و گفته است آنچه از آيات و اخبار متعلق بقيامت و ساعت و اوضاع آخرت است متشابه است۴۵
- فصل - در اينكه معجزات و خوارق عادات را كه دليل نبوت پيغمبر (ص) است مسموع و منقول ميداند و ميگويد انكار منكرين معجزات را مسلمانان مناط نميدانستند پس عين اين مدعي درباره باب مرتاب ثابت است و حكم علما بر قتل از عجز ايشان است۵۷
- فصل - در اينكه جواهر شدن سنگريزه و تكلم سوسمار را ممتنع شمرده و گفته است كساني كه اين حكايات و مسموعات را ميپذيرند حال هم از اين حزب كه در راه صدق مشاهده خود فداكاري ميكنند بشنوند و قبول كنند۷۸
- فصل - مقدمهايست كه براي اثبات اهميت كتاب خودشان از حيث اتميت و احكميت و اعظميت و اشرفيت در اعجاز آن تمهيد نموده و معجزه را منحصر بهمان دانسته و گفته كه تعيين معجزه با خداوند است۱۰۱
- فصل - در وجوه نهگانهاي كه بر اثبات آيات كتاب خودشان اقامه كرده و گفته است باقي حجج و دلايل طائف حول كتاب و آيات است۱۱۵
- فصل - در اينكه كتاب باب مرتاب را العياذ بالله اشرف و اعلي از قرآن دانسته و گفته اين شجره همان شجره محمديه است كه از قبل قرآن بر او نازل شد۱۱۷
- فصل - در اينكه با وجود اظهار ترديد خود در حقانيت اين حزب ، مردم را هم بسوي ايشان دعوت ميكند۱۳۵
- فصل - در استدلالاتي كه از حيث نزول وحي و ادعا و دعوت و تصرف در ملك و خوارق عادات براي باب مرتاب نموده است۱۴۸
- فصل - در استدلال او بقرآن و اخبار تورية و انجيل كه بر صدق مدعاي اين حزب شاهد آورده و بعد گفته است كه همانطور كه نبوت خاتم انبيا (ص) بقرآن ثابت ميگردد براي اين شخص هم به كتابش استدلال ميشود۱۶۲
- فصل - در اينكه با ذكر آياتي شهادت خدا را بر كتاب كافي دانسته و ادعاي نزول كتاب و نسبت دادن آنرا بدروغ بخداوند محال شمرده و بر اين اساس خواسته اثبات حقانيت بيان را بنمايد۱۶۹
- فصل - در اينكه شهادت خدا را بر كتاب بزرگترين معجزه شمرده و ادعاي وحي و نزول كتاب را بدون حقيقت عقلا و شرعا غير ممكن دانسته است۱۷۷
- فصل - در مقايسه او مكذبين قرآن را با انكاركنندگان بيان۱۸۹
- فصل - در اينكه گفته كه هميشه خلق از پيغمبر شدن بشري مثل خودشان تعجب ميكردهاند و نسبت جنون باو ميدادهاند و باز در هر حال رعايت ادب را نسبت بصاحب آيات لازم شمرده است۱۹۶
- فصل - در اينكه گفته چه اعتراضات بر آن صاحب آيات و مظهر اسماء و صفات نمودند و غير آيات طلب كردند و استدلالي كه بآيات قرآن نموده است۱۹۷
- ذكر آياتي از قرآن كه آنها را بر حقانيت باب و كلماتش شاهد آورده و ضمن آن سلب علم غيب از ائمه اطهار (ع) نيز نموده است۲۱۴
- فصل - در مقايسه او كساني را كه در سابق ايمان بآيات و نزول آن نياوردند با آنها كه بدعوت باب مرتاب نگرويدند و اينكه گفته است اين مرد را با محك قرآن بسنجيد اگر مطابق است قبول كنيد و اگر مخالف است رد كنيد۲۵۸
- فصل - تحقيقاتي است كه در تمجيد مبدعين در دين و همچنين در امر تسديد نموده و گفته اگر كسي كتابي بياورد و نسبت بخدا دهد و از خدا نباشد ردع او بر خدا است همچنان كه با كليم الله ردع فرعون فرمود و بوجود مبارك خاتم انبياء ابطال طوايف و ملل اخري و بوجود و ظهور همين شخص ابطال مدعي ركن رابع شد ديگر خلق قبول كنند يا نكنند۲۶۳
- فصل - در اينكه فهم آيات قرآن را براي همه كس مقدور دانسته و گفته اگر مشعر فهم آنرا نداشتند چرا نازل فرمود و با ذكر وعد و وعيد مكذب باب مرتاب را از اهل آتش شمرده و ميزان حق را همين دانسته است۲۷۴
- فصل - در استدلال او باخباري كه قرآن در قيامت بهيئت انسان ظاهر ميشود و گفته آتش فلق افروخته ميشود و امر ميشود ناس داخل آن آتش شوند و باب مرتاب را قرآن ناطق دانسته و ايمان و كفر را اقرار و انكار او شمرده است۲۷۹
- فصل - در اينكه گفته بايد بتمام انكسار و افتقار آيات را تصديق نمائيم و آنچه از غوامض ندانستيم نسبت عدم علم و احاطه را بخود دهيم و از آن منبع علم الهي التماس نمائيم تا كشف فرمايد۲۸۶
- فصل - در اينكه باب مرتاب را شجره حقيقت محمديه (ص) دانسته و كتاب او را مهيمن بر قرآن خوانده و ببعضي آيات و اخبار در اين مورد استناد جسته است۲۸۸
- فصل - در اينكه گفته كه حقيقت محمديه (ص) مشيت خدا و مظهر اسماء و صفات اوست و او از زبان هر يك از انبياء سخن گفته و مدار بر كتاب نبي است و هيچ علم و آيت ديگري را لازم ندانسته و گفته كه غيب موعود در اين كتاب هم همان موعود بعدي است كه ميآيد۳۱۷
- فصل - در اينكه ارسال رسل و انزال كتب را همانطور كه در سابق سنت خداوند بوده براي هميشه مستمر دانسته است۳۲۲
- فصل - در اينكه گفته احكام جسد است براي ايمان و روح ايمان و ايقان عرفان مظاهر امريه است و محبت و ولايت و عبوديت اهل بيت و اشاره باينكه باب مرتاب قائم موعود است۳۳۲
- فصل - در اينكه آيات بسياري از قرآن را مبشر ظهور باب مرتاب دانسته و گفته است باب فتنه و امتحان بظهور او مفتوح گرديده است۳۳۳
- فصل - در استناد او باخباري از كتب علماء شيعه راجع بغيبت امام (ع) و ذكر اسامي بعضي از كتب مزبور۳۵۱
- فصل - در اينكه گفته قحط ارزاق انساني كه علم است از علائم ظهور است و واقع شده و قحط ارزاق حيوانيه نيز گرديده و اين دو را علامت ظهور باب شمرده است۳۸۸
- فصل - در استدلالي كه بوقوع زلزله كرده و آنرا از علائم شمرده و تأويلي كه در معني زلزله نموده است۳۹۷
- فصل - در استدلال او بآيه مباركه « و اخرجت الارض اثقالها » كه گفته جواهر خلق ظاهر شدند۳۹۹
- فصل - در استدلال او بفقره خطبه حضرت امير (ع) در ذكر طلوع شمس از مغرب۴۰۳
- فصل - در استدلال او بنداء جبرئيل و شيطان و نزول ملائكه و دجال و مزخرفات و نسبتهاي ناروائي كه در حق مشايخ (اع) گفته است۴۰۶
- فصل - در استدلال او به آيه يدبر الامر الآية و حديث عند انقضاء المص الحديث به وقت ظهور باب۴۳۰
- فصل - در توجيهي كه براي اسم عليمحمد نموده و ببعض آيات و اخبار استناد جسته است۴۴۱
- فصل - در آنچه از علامات ظهور امام (ع) جهت تطبيق بر مقصود خود نقل كرده است۴۵۳
- فصل - در استدلال او ببعض اخبار ديگر در علائم ظهور جهت اثبات امر باب۴۵۸
- فصل - در تأويلي كه براي خروج سيف به سيف بيان و مظلوميت نموده و سلطنت را سلطنت حقيقيه دانسته و بعض احاديث را شاهد آورده است۴۷۵
- فصل - در اينكه سيصد و سيزده نفر اصحاب امام زمان (عج) را اتباع باب مرتاب قلمداد كرده است۴۹۴
- فصل - در اينكه حديثي نقل كرده كه : يظهر صبي من بنيهاشم ذو كتاب جديد و احكام جديد ، الخ و آنرا به عوالم نسبت داده۵۰۳
- فصل - در تطبيقي كه راجع بمدت سلطنت حضرت امام زمان (عج) با سالهاي دعوت باب مرتاب نموده و استناد او بكتب زردشتيان در اين مورد۵۰۶
- فصل - در استدلال او بحديث : في سنة الستين يظهر امره و يعلو ذكره بامر الله ، و آن را با ظهور باب مرتاب مطابق كرده و ساير تمجيداتي كه از او نموده است۵۱۴
- فصل - در كوششي كه براي تطبيق مراتب كونيه و شرعيه نموده و باب مرتاب را مظهر اعلي و اشرف كلمه توحيد و مؤمنين باو را مظاهر او شمرده و گفته مظاهر الا الله هستند و منكرين او را مظاهر لا اله دانسته است۵۲۶
- فصل - در اينكه در شرعي كه باب بدعت گذارده اساس همه چيز را بر نوزده نهاده و آنرا خارق عادت انگاشته است۵۳۴
- فصل - در ذكر خطبه بيان فارسي كه در توحيد ايراد كرده و از باب مرتاب و هجده نفر اتباعش بعدد واحد تعبير آورده است۵۴۵
- فصل - در اينكه ادعا كرده بواسطه قيام آنكه برميخيزد قيامت سرپا ميشود و قرآن كه خود شخص قائم است عود ميكند و خلق هم چون غايت وجودشان ظهور آن شخص است كأنه تازه براي اين شخص خلقت ميشوند۵۵۴
- فصل - در اينكه گفته مقصود از قيامت ظهور من يظهره الله است و افتخار كل بتوحيد است و احدي از صدر اسلام چنين توحيدي نكرده و ذكر احترامي كه از روي نفاق نسبت بشيخ اوحد و سيد امجد اعلي الله مقامهما نموده است۵۵۷
- فصل - در اينكه گفته چون اين طلوعين اعظمين يكي است لذا در اخبار و آيات ظهور قائم و رجعت مشابه است و علماء كه بدون تأمل تهمت باين حزب را فتوي ميدهند غافلند كه اين افترا باعث اقبال ميشود و استدلال او بر حقانيت اين حزب بطريقه امم سالفه۵۶۰
- فصل - در اينكه گفته بحكم تورية و انجيل و فرقان و بيان بايد منتظر ظهوري شويد كه در سنه هزار و دويست و نود در اراضي مقدسه بامر الهي قيام نمايد۵۶۵
- فصل - در استشهاد او به سرگذشت بنياسرائيل و اينكه انبياي آنها اين امور را خبر داده و حقارت اول و عزت آخر را براي ايشان وعده دادهاند و اينكه گفته يوم قيامت يوم ظهور آن نير اعظم است و اين ظهور اعظم موعود جميع اديان و ملل است۵۶۶
- فصل - در استدلال او بآيات تورية بر ظهور باب مرتاب و اينكه قيام او را اعظم معجزه و اكبر خارق عادت دانسته و قبول اتباعش دعوت او را بدون خوف و طمع دليل بزرگي او شمرده است۵۷۵
- فصل - در اينكه گفته و همچنين آنچه او بخواهد و بفرمايد چه كه من عند الله مطاع است نه مطيع و معجزات حضرت عيسي را در شفا دادن بيماران و احياء اموات باستناد ببعض آيات انجيل تأويل كرده و گفته غير از كتاب معجزي ديگر نيست۵۸۲
- فصل - در استدلالي كه بر اثبات امر باب مرتاب بعبارات كتاب بيان نموده است۵۹۲
- فصل - در استدلال او بآياتي از تورية و انجيل كه بزعم او مبشر اشراق آن نير آفاق باسم الوهيت و ربوبيتند۵۹۹
- فصل - در اينكه آياتي را از قرآن راجع بحشر خلايق خواسته درباره اين شخص و اين زمان جاري كند و با استعانت به آيات تورات اثبات كند كه ظهور اين امر از اراضي مقدسه است۶۰۶
- فصل - در اينكه گفته حضرت عيسي (ع) اولاً كه ادعاي ابنيت فرمود و بطلوع پدر مژده ميداد و ثانياً ظهور خود را بشارت بظهور الله فرمود و ثالثاً حكم سيف در ظهور آن حضرت و بعد از او برداشته نشد و رابعاً بنياسرائيل جمع نشدند و عزيز نگشتند بلكه پراكنده و ذليل شدند و خامساً اراضي مقدسه عمار نشد بلكه خراب شد و سادساً طوايف بسيار باراضي مقدسه توجه ننمودند و سابعاً اورشليم باسم جديدي خوانده نشد و ثامناً با هزاران هزار مقدس نيامد و تاسعاً همه اين وقوعات در ظهور الله و هزار و دويست و نود سال بعد از ظهور نقطه فرقان بايد واقع شود۶۱۶
- فصل - در اينكه آياتي از انجيل نقل كرده و گفته كه آنها مبشر ظهور بابند۶۲۶
- فصل - در استدلال او بآياتي از قرآن مجيد كه ذكر لقاء الله و ذكر اتيان خدا در آنها است و گمان كرده كه اينها شاهد اوست كه بايد ظهور باسم الوهيت باشد۶۳۱
- فصل - در استدلال او ببعض اخبار ظهور امام (ع) و اينكه باب مرتاب را آن كلمه دانسته كه نقباء صاحب علم و عمل تحملش را ندارند و ترغيبي كه به عمل در آن نموده است۶۳۴
- فصل - در استدلال او بآياتي كه راجع به بيت المقدس نازل شده و اخباري كه در فضيلت عكه نقل كرده است در اثبات ظهور امر باب مرتاب از اراضي مقدسه۶۳۸
- فصل - در استدلال او بخبر حضرت دانيال (ع) در مورد ظهور موعود بنياسرائيل و تطبيق هزار و دويست و نود روز بسال هزار و دويست و نود كه مقارن ورود ميرزا حسينعلي به عكا بوده و بزعم نويسنده ظهور امر باب از آنجا شده است۶۵۹
- فصل - در استدلال او ببعضي از آيات انجيل يوحنا و بعض احاديث جهت اثبات امر باب۶۶۵
- فصل - در ذكر عباراتي كه از بيان نقل كرده و گفته غرض از موت و كري و كوري و حيوانيت كه در كلمات خداوند و انبياء است شرك و كفر است كه سبب تكذيب آيات و لقاء الله ميشود۶۷۳
- فصل - در اينكه گفته آنچه از آيات كه مشعر بر ذكر قيامت و اوضاع آخرت است علما آنرا از ظاهرش بيرون ميبرند و بموهومي تعبير مينمايند و ترغيبي كه بر تسليم نسبت باين شخص نموده است۶۸۱
- فصل - در استدلال او بآيه : يا ايها الناس ان كنتم في ريب من البعث ، و چند آيه پس از آن و اينكه گفته مراد از آيه : و ما انت بمسمع من في القبور ، بالاجماع قبور غفلت مقصود است۶۹۲
- فصل - در استدلال او بآيات ديگر از جمله آيه : و لقد خلقنا الانسان من سلالة من طين ، و اينكه گفته بهمين قسم كه خلق فرمود عود ميفرمايد چه كه اين عالم مزرعه آخرت است۶۹۴
- فصل - در استدلال او بآيه : و لئن قلت انكم مبعوثون من بعد الموت ليقولن الذين كفروا ان هذا الا سحر مبين ، و اينكه گفته اگر تعبير شود بر معني غير ظاهرش و بر عوالم غيب تفسير گردد پس ، ان هذا الا سحر مبين ، يعني چه و آيات ديگري كه به دنبال آن شاهد آورده است۷۰۰
- فصل - در استدلال او بآيه : و اقسموا بالله جهد ايمانهم ، الآية و آيات ديگر و اينكه معاد جسماني را در همين دنيا دانسته و گفته كه اين تناسخ و حلول نيست بلكه تجلي و ظهور است۷۰۷
- فصل - در ذكر آيات ديگري كه كأنه بدون مقصود ذكر كرده و اظهار تعجب نموده كه چرا همه از ديدن و شنيدن و فهميدن عاجزند۷۱۸
- فصل - در استدلال او بعيد مبعث و اينكه اصل بعث در اين عالم بوده حال چه شده كه بزعم او بموهومي تعبير گشته۷۲۱
- فصل - در تقسيم او خلق را بر چهار نوع و اينكه باب مرتاب را ظهور اعلي دانسته و آرزوي ظهور ثمرات سدره بيان نموده و گفته بدأ انسان از الهيات است بايد الهيات را تقويت و طبيعيات را تضعيف نمود۷۲۳
- فصل - در استدلال او بآيات قرآن در عدم تحريف تورية و انجيل و اينكه رد باب مرتاب از طرف علماي شيعه را تحريف كتاب دانسته است۷۴۱
- فصل - در اينكه بمنظور جلب قلوب ضعفا گفته كه ميرزا حسينعلي حكم سيف را برداشته و در حق مردم دعاي بسيار كرده و بناي مهرباني و عطوفت را نسبت بهمه گذاشته است۷۶۴
- فصل - در اينكه گفته هرگز اميد نبود كه نفسي ظاهر شود و خلق مختلف العقايد را متحد القول و مصلح علم و مهذب اخلاق امم در قليل مدتي فرمايد و استدلالاتي كه به آيات قرآن در اثبات امر او نموده است۷۶۹
- فصل - در اينكه دنيا را مزرعه آخرت دانسته و ظهور آيات را در همين دنيا شمرده و گفته است اگر در دنيا ايمان نياوريم در آخرت جزا داده نميشويم۷۹۱
- فصل - در اينكه مقام و مرتبه سيدالشهداء (ع) بلكه بالاتر را دعوي نموده و گفته است كه صدق و حقانيت بمظلوميت و مقهوريت بهتر ظاهر ميشود و بفرمايش حضرت امير (ع) راجع بدعوت حضرت موسي و هرون فرعون را استناد نموده است۷۹۶
- فصل - در تحقيقاتي كه راجع باسم بهاء نموده و آنرا اسم اعظم دانسته و شواهدي كه از اقوال و احاديث و كتب بر آن آورده است۸۰۵
- فصل - در ايراداتي كه بر عبارتي از كتاب مبارك ارشاد العوام گرفته كه فرمودهاند اگر شمشير سلطان نبود بابيه بر علما جزيه گذاشته بودند۸۰۸
- فصل - در اينكه در جواب كتاب مبارك تقويم العوج و تثقيف الاود گفته كه آنچه سائل آن كتاب از اقوال بابيه نقل كرده عقايد آنها نيست۸۱۳
- فصل - در ايراد او بر عبارتي از آن كتاب مبارك باين مضمون كه هر حرفي از كتاب تدويني و تكويني بطون و تأويلاتي دارد و وجه مناسبت ميخواهد و تأويل برأي مردود است۸۱۴
- فصل - در ايراد او بر عبارتي كه از آن كتاب مبارك نقل و خلاصه كرده باين مضمون كه تأويل سر جاي خود است ولي شرع جديد حكم ظاهر ابدان است۸۲۱
- فصل - در اينكه بعد از ذكر خلاصهاي از قسمتهائي از فصل سوم و چهارم و پنجم آن كتاب مبارك كه در علامات مخصوصه امام (ع) مرقوم فرمودهاند درباره باب مرتاب ادعاي عصمت نموده و گفته كه لا نبي بعدي صحيح است ولي نفرمودهاند كه لا ظهور بعدي و لا كتاب بعدي۸۲۴
- فصل - در اينكه گفته است در فصل ششم كلمات و آيات اين ظهور امنع را مزخرف و نامربوط و بيمعني و غلط فرمودهاند و باين افترا تسكين غل صدر و طفي نار حسد نموده و جواب از اين مطلب با ذكر شواهدي از عبارات عربي بيان۸۳۳
- فصل - در اينكه بعد از ذكر عباراتي از فصل هفتم و هشتم و دوم و سوم و نهم كتاب مبارك تقويم العوج گفته است آن مطلبي را كه شما از اسرار ميدانيد اين جماعت برخوردهاند و مطالبي كه در اثبات امر باب مرتاب اظهار داشته است۸۳۸
- فصل - در اينكه در جواب فقرهاي از آن كتاب مبارك گفته است در مدت پنجاه سال هشتادهزار نفس و زياده از هر قبيل در اين راه و اين كلمات رايگان جان دادند و گفته جسد ميرزا عليمحمد در اوعيه محكمه موجود است و نسبت كذب به آن از جان گذشتگان نميتوان داد۸۵۷
- فصل - در اينكه گفته كه در فصل دهم در اخبار ظهور اين ظهور اعظم شبهه كردهاند و اينكه تصديق مولاي بزرگوار اعلي الله مقامه را نسبت بشرع جديد و كتاب جديد كه امام (ع) خواهد آورد دليل اثبات امر اين حزب و مدعاي خود انگاشته است۸۶۲
- فصل - در اينكه چون در آن كتاب مبارك ثابت فرمودهاند كه مراد از كتاب جديد كتابي است كه بر پيغمبر (ص) نازل شده و در نزد اهل بيت (س) محفوظ است در رد اين فرمايش گفته كه قرآن تحريف نشده است۸۶۴
- فصل - در اينكه نقل كرده كه شصت مدعي قبل از ظهور برميخيزد و دوازده نفر آنها سيدند و گفته كه بسياري از اين مدعيهاي كذبه بعد از غروب حضرت سيد در شيخيه و طوائف اخري از صلب وهم و بطن هوي بيرون آمدند۸۶۷
- فصل - در اينكه گفته اينكه در باب حديث لوح فرمودهاند كه مراد زمان غيبت است ، يعرفون نعمة الله ثم ينكرونها۸۶۸
- فصل - در استدلال او بر كشته شدن اتباع باب مرتاب در طهران بحديث زوراء۸۶۹
- فصل - در اينكه گفته كه در آن كتاب مبارك روايت : في سنة الستين يظهر امره و يعلو ذكره ، را فرمودهاند كه بطورهاي ديگر هم نقل شده و جوابهائي كه بزعم خود بآن استدلالات داده است۸۷۰
- فصل - در استدلال او بحديثي كه فرمودهاند علم بيست و هفت حرف است همه پيغمبران دو حرف آنرا آوردهاند و امام (ع) بقيه را ميآورد۸۷۲
- فصل - در استدلال او بحديثي كه فرمودهاند براي امام زمان (عج) چهار علامت از چهار پيغمبر است۸۷۷
- فصل - در اينكه ذلت باب مرتاب و اتباعش را بعد از خروج انكار كرده و گفته تا هشتصد سال شيعه مخفي و مستور بودند و بزرگانشان از ائمه هدي و علما محبوس و مسجون تا آخر آنچه در وصف اهل عكا گفته۸۷۹