فصل - گفته است : فرمودهاند آن ساعت كه ادعا كرد اول ذلت خودش و شيعيانش شد الآن سي و هشت سال است كه خروج كرده و تا حال دوستانش سر نتوانستهاند راست كنند و در هيچ مجلس اسم او را نميتوانند ببرند و هنوز جمعي از رؤساي ايشان در عكا محبوسند اين كدام نصرت و ظفر است بلي دل خود را خوش ميكنند و چاي و پلو ميخورند و عيش ميكنند كه ما مظفريم انتهي ، اي سيد من تا هشتصد سال شيعه مخفي و مستور و مردود و فراري و مطرود بلاد بودند و بزرگانش از ائمه هدي و علما محبوس و مسجون از مذهب خود آگاه نيستند يا بغيا علي الله اغماض و انكار فرمودند ، تا آخر آنچه در وصف اهل عكا گفته .
جواب - در اين فقره بيانصافي و اغراقگوئي كرده شيعه هنوز هم مبتلا بشر اعادي هستند و خواهند بود تا آن زمان كه قائم آلمحمد (ع) ظهور فرمايد اين قدر هم كه ميبيني شيعه در اين اوقات راهي ميروند يكي [ص 880] اينكه در بعضي بلاد امر اين طور است نه همه جا و ثاني اينكه در همين جا هم كه راه ميروند هزار تقيه و مدارا بايد بكنند و فضايل آلمحمد (ع) را بايد در دلها پنهان بدارند تا آنكه زندگي بكنند پس هنوز هم روز عيش ايشان نيست ولي چيزي كه هست اين است كه خداوند بخاتم (ص) و امت او در اولي كه آن حضرت برميخيزد وعده تمكين اهل زمين و غلبه او بظاهر بر ايشان و دفع دشمنان نفرموده و در كتب آسماني و اخباري كه بانبياء (ص) مثل آدم و نوح و ابرهيم و موسي و عيسي و سليمان و اسمعيل و زكريا و ديگران خبر از مصائب سيدالشهداء (ع) داده است كه ام المصائب و المحن است كه بمصيبت او پيغمبر خدا (ص) مصيبتزده شد و فاطمه زهرا در بهشت بر او ميگريد و ائمه اطهار و جميع انبياء و اولياء بلكه هزارهزار عالم بمصيبت او مصيبتزده شدند و راحت و خوشي باين سبب از عالم برداشته شده و تا خون او گرفته نشود از دشمنان او آسايش و زندگاني از براي خلق پيدا نخواهد شد و بركات آسمان و زمين بر ايشان فرو نميريزد پس عهد و ميثاق آلمحمد (ع) همين بوده كه در اول اسلام همين طور باشد و خداوند بهمين ملاحظه در كتاب مجيد خود ايشان را مستضعف خوانده و فرموده است و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين و نمكن لهم في الارض و نري فرعون و هامان و جنودهما منهم ما كانوا يحذرون اما بعد از استضعاف وعده تمكين و ظفر و وراثت و غلبه بر دشمنان را داده است و در آيات بسيار اين مطلب را فرموده و در اخبار اهل بيت آن روز را بيوم ظهور قائم (ع) تفسير فرمودهاند و بسا هزار حديث دليل بر غلبه و قوت و قدرت و عزت و سلطنت ايشان در اين روز وارد شده و تصريح فرمودهاند كه در همان روز اول امر باين منوال خواهد بود كه بغلبه برميخيزد چنانكه فرمودند كه يمسي من اخوف الناس و يصبح من آمن الناس [ص 881] پس ببين كه با اينكه امام است گفته ميشود كه شام ميكند و از همه مردم خوف او بيشتر است و صبح ميكند و از همه مردم ايمنتر است ، و معلوم است كه خوف او بملاحظه تقدير خداست كه هنوز روز ظفر او نرسيده و از همين خوف بود كه غايب شد كه ميفرمايد ففررت منكم لما خفتكم و در صفت او خائفا يترقب وارد شده و آن روز كه وعده خداوند ميرسد و نصرت پروردگار بر او سايه مياندازد ديگر ايمن ميشود و ميداند كه تمام عالم با او مقابلي نميكنند و همان اول خطيب مكه را ميكشد و بعد از چند روز تمام اهل مكه را قتل ميكند الا مؤمنين خالص را و بعد از چند روز ديگر در مدينه جبت و طاغوت را بيرون ميآورد و ميسوزاند و جميع اشياع آنها را هلاك ميكند . خلاصه اين فرمايشات همه وعدههاي فوري است كه در اول ظهور بايد بروز بكند و تأويل آنها بتصرفات باطنيه كردن خطا است زيرا كه در باطن از زمان آدم تا قيامت هميشه ملك در تصرف انبياء و اولياء بوده و هيچ نفرمودند كه ظهور شد و خداوند وعده داد كه ايشان را خليفه بكند چنانكه فرمود وعد الله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم في الارض تا آخر و وعده البته موعد و اجلي دارد و اجل آن بنص كتاب خدا و اخبار آلمحمد (ع) ظهور قائم است ديگر اين سخنان كه دل خود را خوش ميكنيد مثمر ثمري نيست اين شخص آمد و چند صباحي بيشتر طول نكشيد و مرد و رفت . و اگر ميگوئي كه وعده بروح داده شده كه در مظاهر بعد هست ميگويم آن روح در خاتم و ائمه هم بود چرا ايشان را مستضعف شمردند قدري بايد فكر كرد و دين را باين بازيچهها از دست نداد حيف است والله كه اين همه جان بكني و خود را خسته كني و خداوند ناراضي باشد ، خلاصه كه پيشتر بيان اين مطالب شده اما بيانصافي اين مرد ملجأ ميكند ما را از تكرار .
باري و باز ذكر كرده است كه در خاتمه بعضي عبارات ايقان را [ص 882] ذكر كردهاند و تناسخ دانستهاند و رد نمودهاند و اشعار ببعضي عبارات آن نموده كه در رساله مباركه تفصيل آنها ذكر نشده است و گمان كرده كه باينها اثبات مطلب او ميشود و اين بنده در چند فصل پيش همان عبارت را كه اشاره ميكند در باب اختلاف مقامات انبياء در رتبه پائين و اتحادشان در اعلي ذكر نموده و بتفصيل جواب دادهام و ديگر حاجت بتفصيل نيست .
و بعد از اين عمده مطلب مصنف احتجاج بر طايفه ازلي است و الحمد لله ما فراغت جستيم از آنچه متعلق بما بود و در جواب احتجاجات آخر بس است كه بخوانيم و قالت اليهود ليست النصاري علي شئ و قالت النصاري ليست اليهود علي شئ و هم يتلون الكتاب كذلك قال الذين لايعلمون مثل قولهم الآية ، و چون اين بدبختان ادعاي سيدالشهدائي براي ميرزا حسينعلي داشتند و غصب حق آن حضرت را نموده بودند اميد است كه اين رساله نصرتي خاص از آن حضرت روحي و روح العالمين فداه باشد و لهذا ختم آن مطابق شد با يوم عاشورا از سنه هزار و سيصد و بيست و يك هجريه و از تفضلات حضرت صاحب الامر صلوات الله عليه اميدوارم كه با اينكه اين غلام روسياه و كلام او قابل ذكر نيست ولي چون مشحون بذكر اين بزرگواران است و دفع زبان اعادي و غاصبين حق ايشان از ايشان بكرم قبول فرمايند و در دنيا و آخرت نظر رحمت خود را از ما برندارند و چون هر چه از حق در نزد ما است بتوسط موالي و مشايخ ما بما رسيده است از خداوند مسألت ميكنيم كه درجات و مقامات ايشان را بلند فرمايد و ايشان را با آلمحمد (ع) محشور فرمايد و بقيه مشايخ ما كه مولاي بزرگوار من است روحي فداه از خداوند بتوسل بآلمحمد (ع) مسألت مينمائيم كه بر توفيقات و تأييدات ايشان در نشر امر آلمحمد عليهم السلام بيفزايد و كفايت مهمات ايشان را بفرمايد و عمر مقدس ايشان را طولاني [ص 883] فرموده بظهور قائم آلمحمد عليهم السلام بپيوندد آمين يا ارحم الراحمين . تمت حامدا مصليا مستغفرا .