117 مورد
- قسمت اول - در شناختن خداوند عالم و در آن چهار مطلب است :۳
- مطلب اول - در شناختن يگانگي ذات خداوند و در آن چند فصل است :۴
- فصل - در اينكه عالم تازه پيدا شده۴
- فصل - در اينكه اين عالم صانع دارد و صانع آن حكيم است۶
- فصل - در اينكه اناسي مدني الطبع و مختلف الطبايعند و حاكم ضرور دارند۹
- فصل - در اينكه حاكم پيغمبران هستند و پيغمبران صاحب علامت پيغمبري بودهاند و همه گفتهاند كه خدا يكي است و متخلفين خود را هلاك كردهاند و اگر خداي ديگر بود سكوت نميكرد۱۴
- فصل - در اينكه يكي بودن خدا مثل يكي بودن خلق نيست كه مركب از اجزاء باشد۱۷
- فصل - در اينكه مخلوق پي بذات خدا نميبرند۲۰
- فصل - در اينكه نهايت معرفت اين است كه از مصنوع پي بصانع برند و براي اين خلق صانعي است۲۱
- فصل - در بطلان مذهب وحدت وجود و صوفيه لعنهم الله۲۳
- فصل - در فهميدن يگانگي خداوند بطور تنزه و كمال و بيان ذات و صفت و اينكه اول دين معرفت است و بحث و جدال در خداوند كفر است۲۶
- مطلب دويم - در توحيد صفات خداوند و در آن چند فصل است :۳۱
- فصل - در صفات ذاتي و اضافه و افعال و بيان هر يك از آنها و اينكه چنانچه سخن گفتن در ذات خداوند كفر است در صفات ذاتي او هم سخن گفتن كفر است۳۱
- فصل - در اينكه صفات ذاتي چسبيده بذات نيست و غير ذات هم نيست بلكه عين ذات اوست چنانكه خودش خود را ستوده۳۵
- فصل - در بيان كمال توحيد در صفات ذاتي خداوند۳۷
- فصل - در بيان صفات اضافه كه قرين بخلق ميشود پس خلق است و چون خلق شريفي است خداوند بخود نسبت داده۳۹
- فصل - در صفات افعال و بيان اينكه تا خداوند فعلي از او سرنزده آن فعل صفت او نيست۴۲
- فصل - در اينكه خداوند بيگانگي خود در صفات جلوه فرموده و اين يگانگي خلق او است و اين را واحديت گويند و يگانگي ذاتي را احديت گويند و بيان فرق اين دو۴۳
- فصل - در اينكه براي چيزها دو اسم است يكي اسم همه آن و يكي اسم اجزاء و صفات آن و اينكه اسم علامت است و علامت چند قسم است زيد گفتني هست زيد نوشتني هست و زيد شنيدني هست و شكل زيد هم هست و حقيقة اسم زيد شكل آن است و همچنين است اسماء خداوند۴۷
- مطلب سيوم - در توحيد افعال خداوند است و در آن چند فصل است :۵۲
- فصل - در معني فعل و كار و اينكه كار جنبش كارگر است و جنبش هر كاري مناسب آن كار بايد باشد و همچنين اسباب آن۵۳
- فصل - در اينكه خدا محتاج بجنبش نيست و خلق محتاج بجنبشي هستند تا از رضا و غضب خدا مطلع شوند و جنبشي در جنبشي است تا بيك جنبش ميرسد كه بيواسطه اراده خدا را مطلع ميشود۵۵
- فصل - در اينكه اسباب بعضي لطيفترند و بعضي كثيفتر و هر چه بالاتر است لطيفتر است تا سبب آخر كه نماينده صفت يگانگي خداست بلكه يگانگي خدا همان است و بيان توحيد افعال۵۹
- فصل - در تحقيق مسئله بدا و اسباب آن۶۴
- فصل - در اينكه خدا را دو لوح است لوح محفوظ و لوح محو و اثبات و علم اولي مخصوص خداست و علم دويمي را ائمه و انبياء دارند و بيان شب قدر۶۸
- فصل - در بيان عدل خداوند و اثبات آن۷۰
- فصل - در اينكه عدل از اصول دين و جزو معرفت خداست و اصل جداگانهٔ نيست مثل ساير صفات خداوند كه همه از اصول دين است و سخن در اصول پنجگانه و اينكه ميگويند صفات ثبوتيه هشت است از طريقه سنيان است و حديث ندارد و بيان قول شيخ مرحوم اعلي الله مقامه كه فرمودهاند پنج است۷۲
- فصل - در بيان مسأله جبر و تفويض كه نه اين است و نه آن و دلائل بر اين مطلب۸۰
- فصل - در بيان امر بين الامرين و حكمت آن۸۴
- مطلب چهارم - در توحيد عبادت و پرستش خداوند بيگانگي و در آن چند فصل است :۸۸
- فصل - در اينكه همه خلق بنده خدايند۸۸
- فصل - در وضوح قبح بتپرستي و اينكه سنيان كه خود خليفه قرار دادند و صوفيان كه صورت مرشد پرستيدند و عوام ما كه علماي بد را تقليد ميكنند همه اينها بتپرستي است۹۰
- فصل - در فرق ميان معبود و جهت عبادت و مثل هر يك۹۵
- فصل - در اينكه بايد جهت عبادت را براي معبود خواست نه برعكس و باميد بهشت يا ترس جهنم نبايد عبادت كرد بلكه محض اطاعت بايد عبادت كرد۱۰۱
- فصل - در اينكه در هر مرتبه از مراتب از جسم و نفس و عقل جهت عبادت فرق ميكند و بيان جهت عبادت جسم۱۰۳
- قسمت دويم - در معرفت پيغمبران است و در آن چهار مطلب است :۱۰۷
- مطلب اول - در اينكه در هر عصري پيغمبري ضرور است و صفت آن و در آن چند فصل است :۱۰۷
- فصل - در معني پيغامبر و پيغامآور۱۰۷
- فصل - در حكمت خلق و بنيآدم كه شهري طبيعتند و طبايع مختلفه دارند و اختلاف آنها موجب فساد است پس حاكمي ضرور دارند۱۰۷
- فصل - در اينكه براي خلق فايدهايست كه ظاهر نميشود مگر با بقاي خلق و باقي نميمانند مگر اينكه نفع و ضرر خود را بدانند و آن را نميدانند مگر بتعليم انبياء۱۱۶
- فصل - در اينكه خدا يگانه است و خلق مختلف و از واحد خبر نميشوند مگر بواسطه واحد معتدلي مثل اعضاء انسان كه از روح خبر نميشوند مگر بواسطه قلب۱۱۹
- فصل - در اينكه پيغمبران بمنزله دل هستند و رعيت اعضاء و چنانكه واسطه فيض شريعت هستند واسطه ايجاد خلق هم هستند۱۲۳
- فصل - در بيان صفات پيغمبر معصوم و بيان معاني عصمت در چهار مقام۱۲۴
- فصل - در اينكه پيغمبر بايد معصوم باشد و حاكم اگر معصوم نباشد حاكم ديگر ميخواهد۱۲۹
- فصل - در اينكه پيغمبر بايد صاحب معجزه باشد و بيان شرافت انسان بر جن و ملك و اينكه بايد هر كاري را كه پنهان است علامت آنرا طلب كرد۱۳۵
- فصل - در فرق معجزه با سحر و بيان صفات صاحب معجزه و ساحر۱۴۱
- فصل - در اينكه حاكم خدائي و گمراهكننده شيطاني مشتبه نميشوند و اينكه دو مختلف هر دو حق نيستند و اينكه ساحر اگر مدعي امري از جانب خداوند شود خدا سحر او را باطل ميكند۱۴۴
- فصل - در اينكه عصمت سر همه كمالات است و بيان صفات لازمه پيغمبران۱۴۸
- فصل - در اينكه پيغمبر بايد معصوم از سهو و نسيان و خطا باشد و بايد در امر دين سهو نكند۱۵۷
- فصل - در اينكه نطفه پيغمبر بايد پاك باشد و براي هر جسدي روحي مناسب آن است و بعض صفات پيغمبران۱۶۶
- فصل - در اينكه خدا از ادراك خلق بالاتر است و بايد اشخاص معتدلي را در ميان خلق برانگيزاند۱۷۳
- فصل - در اينكه وجود پيغمبر از حكمت و لطف خداست و امر او بايد كامل باشد و بر احدي مشتبه نشود۱۷۸
- فصل - در بيان اينكه خلق چون از اغواي نفس صلاح خود را ترك ميكردند خداوند هم امور عظيمه را طبيعي آنها قرار داد مانند خوردن و خوابيدن و از آن جمله است حس احتياج بكسي كه رفع احتياج دنيا و آخرت آنها را بنمايد و حس احتياج به پيغمبر و امام و ركن رابع طبيعي اين خلق است۱۸۱
- مطلب دويم - در اثبات پيغمبري پيغمبر آخر الزمان و فضايل آن جناب است و در آن چند فصل است :۱۹۱
- فصل - در اينكه شبهه نيست كه محمد بن عبداللّه (ص) آمده و ادعاي پيغمبري فرموده و معجزه هم داشته و از آن جمله است كتاب و سنت او و خدا هم امر او را باطل نكرد۱۹۱
- فصل - در بعض وجوه اعجاز قرآن و دليل تقرير خداوند كه كسي مثل آنرا نياورده۱۹۴
- فصل - در اينكه قرآن اعظم معجزات است و باقي و دائم است و مشتمل بر علوم بسيار است و اينكه علم اشرف معجزات است۱۹۹
- فصل - در بيان بعض فضايل قرآن و اينكه عقل و علم محمدي است قولي و حروفي و پيغمبر حقيقت قرآن است و اينكه عالم كتاب فضايل آلمحمد است و كتابهاي آسماني گوشهاي از قرآن است۲۰۶
- فصل - در اينكه اعظم دليلها بر اثبات پيغمبران تقرير و تصديق خداست و تحقيق اين دليل۲۱۴
- فصل - در اينكه حكمت ناقص باعث شكست است و بعضي از فضايح اعمال باب مرتاب و اينكه شيطان هر كسي مناسب اوست۲۲۰
- فصل - در اينكه اعظم دليلها بر حقيت پيغمبر شريعت او است كه با جميع عقول سليمه موافق است۲۳۲
- فصل - در اينكه نور هر چيزي تابع اوست و خلق تابع نور خدا و مختارند و براي هر خلقي پيغمبري و شريعتي است و پيغمبر ما بر همه پيغمبر است۲۳۳
- فصل - در اختلاف مصلحتهاي خلق در هر عصري و تطبيق عالم كبير با انسان كه عالم صغير است۲۴۵
- فصل - در اقبال و ادبار عقل و تنزل و ترقي خلق و اينكه پيغمبران مقدمه پيغمبر ما بودند و هر چه در وجود مقدم است در ظهور مؤخر است۲۶۱
- فصل - در كيفيت رسانيدن پيغمبر صلي اللّه عليه و آله تكاليف جمادات و نباتات و حيوانات را بآنها و اينكه او اول ما خلق اللّه است و در هر مرتبه از مراتب خلق تنزل فرموده۲۶۷
- مطلب سيوم - در معرفت پيغمبر آخر الزمان است در چهار مقام و در آن چهار مقصد است :۲۷۸
- مقصد اول - در معرفت بيان است و در آن چند فصل است :۲۷۸
- فصل - در احديت ذات و امتناع رسيدن خلق باو و اينكه وجه او خلق او است كه آنرا برگزيده و چون شريف است بخود نسبت داده۲۷۹
- فصل - در اينكه خدا خلق را از چيزي نيافريده است۲۸۳
- فصل - در محال بودن فهم ذات خدا بر جميع خلق و اينكه راه مسدود است و طلب مردود۲۸۴
- فصل - در اينكه خدا محتاج بعبادت نيست و خلق محتاج عبادتند و جهت بندگي را خدا بايد خلق كند و تا خداوند تكليفي نكرده نبايد بر خود تكليف قرار داد۲۸۶
- فصل - در اينكه اصل بندگي معرفت صانع است و اينكه كلام انبياء و اوليا را حمل بر حقيقت بايد كرد۲۸۷
- فصل - در اينكه خدا را مكاني نيست و در همه جا بذات خود حاضر است و رمزي در اين مقام۲۹۲
- فصل - در اينكه خدا بود و خلق نبودند و اول خلق پيغمبر است و آلمحمد صلوات اللّه عليهم و معرفت ايشان هم محال است و آنچه ما بفهميم از جور خودمان است۲۹۷
- فصل - در اينكه بالاتر از اين عالم هزارهزار عالم و هزارهزار آدم است و پيغمبر در همه آن عوالم پيغمبر است۳۰۰
- فصل - در اينكه خلق مأمورند بتوحيد خداوند بطوري كه خودش خود را ستوده و اينكه پيغمبر صلي اللّه عليه و آله ستايش خداست۳۰۲
- مقصد دويم - در معرفت معاني است و در آن چند فصل است :۳۰۷
- فصل - در بيان معني معاني كه عرب آن را ظاهر ميگويد۳۰۷
- فصل - در اينكه آنچه در خلق هست در ذات محال است و خدا علت خلق نيست۳۰۸
- فصل - در اينكه خلق اول را نهايتي نيست پس محيط است۳۱۵
- فصل - در اينكه همه اسماء و صفات خدا فرع وجود پيغمبر است و او است اسم اعظم اعظم اعظم۳۱۶
- فصل - در معاني سفلي كه مقام شيعيان است و شيعه كتاب مبيني است كه جميع علوم در آن ثبت است و نميتوان آنرا خواند مگر بتعليم استاد بالغ۳۱۸
- مقصد سيوم - در معرفت ابواب است و در آن چند فصل است :۳۲۱
- فصل - در اينكه خدا غني است و خلق محتاج باسبابند و اسباب هر عالمي بر حسب آن عالم است۳۲۲
- فصل - در اينكه هر سبب خاصي بابي است براي فيض خاصي و هر كه طالب هر فيضي است بايد بباب خاص آن رجوع كند۳۲۶
- فصل - در اينكه بعضي ابواب جزئي است و بعضي كلي و باب اعظم پيغمبر است صلي اللّه عليه و آله۳۳۰
- فصل - در اينكه ذات خداوند هميشه بر يك حال است و تغيري در آن نيست و هر چه غير از ذات است متغير است و تغير در ذات خدا نيست۳۳۳
- فصل - در اينكه علت و سبب خلق بايد پيش از خلق ايجاد شود۳۴۰
- فصل - در اينكه پيغمبر علت فاعلي است و ذات مستقلي نيست و شريك خدا نيست بلكه خلقي است ضعيف نزد خداوند۳۴۲
- فصل - در اينكه پيغمبر و ائمه صلوات اللّه عليهم باب خدا هستند بسوي خلق و باب خلقند بسوي خدا و هر كه از غير باب داخل شود دزد است۳۴۵
- مقصد چهارم - در معرفت رسالت است و در آن چند فصل است :۳۵۲
- فصل - در تعداد مراتب انسان از فؤاد تا جسم و اينكه معرفت رسالت تكليف جسم است۳۵۲
- فصل - در اينكه خلق محتاج بمعلم هستند و معلم از جور خلق بايد باشد۳۵۶
- فصل - در اينكه پيغمبري علامت خدائي لازم دارد۳۵۷
- فصل - در اينكه پيغمبر اشرف از جميع خلق است و بايد بر جميع معجزه داشته باشد۳۶۰
- فصل - در اينكه انسان مركب است از ده قبضه نه قبضه آسمان و يك قبضه عناصر۳۶۴
- فصل - در اينكه عالم از شعاع جسم پيغمبر خلق شده۳۶۵
- فصل - در اينكه پيغمبران بعضي مبعوث بر نفس خود هستند و بعضي مبعوث بر قومي و بعضي بر كل عالم و هر مخلوقي را دو جهت است۳۶۷
- فصل - در دليل عقل بر خاتميت پيغمبر و كيفيت تنزل و ترقي عقل۳۷۲
- فصل - در اينكه پيغمبر صلي اللّه عليه و آله منزهترين خلق است از صفات خلقي و شبيهترين خلق است بصفات خداوندي۳۷۷
- فصل - در بيان اينكه بعد از اعتدال حقيقي اعتدال اضافي هست و بيان اعتدال انبيا و مقام قطبيت و عليت ايشان و كيفيت نزول وحي۳۸۱
- فصل - در بيان اينكه بدن پيغمبر و ائمه تدريجي زماني است و عقل و روح و نفس ايشان تدريجي دهري است و الهام دهري لازم دارد و اما فؤاد ايشان محتاج بيك الهام بيش نيست۳۹۱
- مطلب چهارم - در بيان حقيقت معراج است و در آن چند فصل است :۳۹۶
- فصل - در اينكه وقتي پيغمبر صلي اللّه عليه و آله تشريف آورد كه مردم بتپرست بودند و سنگ و آتش و حيوان ميپرستيدند۳۹۸
- فصل - در اينكه پيغمبر صلي اللّه عليه و آله در هر عالمي قطب و قلب آن عالم است و بيان كيفيت هضم غذا و صفا و حكايت آن۴۰۱
- فصل - در اينكه معجزه امر محالي نيست و با اسباب مناسب خود ميشود نهايت خلاف عادت متعارفي است۴۰۹
- فصل - در اينكه بدن بشري پيغمبر بهترين ابدان است و بيان مناسبت روح و بدن و اينكه بدن آن حضرت اشرف از عرش است۴۱۴
- فصل - در فرق ميان بدن اصلي و بدن عارضي و اينكه ممكن است حضرت امير (ع) از اعراض اين عالم چند بدن بگيرد۴۱۹
- فصل - در اينكه بدن پيغمبر و ائمه كلي است مانند جسم مطلق۴۲۳
- فصل - در اينكه براي افلاك و عناصر حيزي است كه بالطبع در مكان خود ميايستد۴۲۵
- فصل - در اينكه هر چه از جاي خود بزير بيايد آنچه بخود بگيرد دخل بذات او ندارد و پيغمبر اول موجودات است و اين عرضها نبود۴۲۷
- فصل - در اينكه لطيف از كثيف ميگذرد و صدمه بآن نميزند مانند آتش كه از سنگ ميگذرد و شكايت از بيفهمان۴۳۰
- فصل - در اينكه شخص كلي عالم را بوجود خود پر كرده و عروج او از همه اطراف است۴۳۴
- فصل - در بيان تنزل عقل تا اين خاك و بيان قوس نزول و صعود و بيان قاب قوسين۴۳۶
- فصل - در بيان بعض اخبار معراج و بيان سدرة المنتهي و رفرف اخضر و جبرئيل و روح و نماز پروردگار۴۴۲
- فصل - در بيان معراج حضرت رسول بجسم شريفش و لباس و نعلين و كيفيت آن۴۵۰
- فصل - در رد اقوال حكما كه بمعراج روحاني قائل هستند۴۵۲