63 مورد
- در بيان علت تصنيف كتاب و تقسيم آن بر چهار مقصد :۲
- مقصد اول - در توحيد و در آن چهار مطلب است :۵
- مطلب اول - در توحيد ذات و در آن سه فصل است :۵
- فصل - در استدلال بانواع دلايل بر اينكه اين ملك صانعي دارد و آن صانع يكي است و يكي بودن او مثل يكي بودن خلق نيست بلكه او احد است۵
- فصل - در اينكه غير با خداوند ممتنع است و او شريك ندارد و بيان مثال اين مطلب در آفاق و انفس۱۹
- فصل - در اينكه خداوند شناخته نميشود و تجلي او براي خلق بنفوس خود ايشان است و اين غير از قول قائلين بوحدت وجود است۳۰
- مطلب دويم - در توحيد صفات و در آن چهار فصل است :۳۷
- فصل - در اينكه خداوند واحد است در صفات و هيچ شريك و شبيهي ندارد۳۷
- فصل - در بيان معني صفت و اينكه صفت غير از موصوف است و ظهور اوست و نسبت باو حادث است۴۵
- فصل - در بيان اينكه حكما صفات ذاتي و خلقي براي خداوند شمردهاند در حالي كه صفات غير ذاتند و ذات منزه از آنان است۵۲
- فصل - در بيان عدل خداوند است و عدل هم از جمله صفات خداست ولي چون بسياري از علما آنرا جزو اصول شمردهاند جداگانه عنوان شد و توضيح اينكه عدل لازمه احديت است و خدا را اقتضائي نيست و معذلك صاحب فضل كثير است۵۷
- مطلب سيوم - در توحيد افعال و در آن چهار فصل است :۶۳
- فصل - در اينكه فعل ظهور ذات است و ظهور ذات غير از ذات است و خداوند اول مشيت را آفريد و بعد خلق را بواسطه مشيت خلق فرمود و خداي واحد مشيت واحده دارد و شريكي براي او در افعال نيست۶۳
- فصل - در بيان معني اينكه خير از خداست و شر از خلق باينكه فعل از فاعل است و قبول از مفعول اما خداوند از هر دو ظاهر است پس كوناً همه خير است اما در شرع است كه عنوان خير و شر ميشود۶۸
- فصل - در معني مشيت و اراده و مراتب آن و اثبات واحديت مشيت۷۷
- فصل - در بيان معني استطاعت در افعال بندگان۸۵
- مطلب چهارم - در توحيد عبادت و در آن پنج فصل است :۹۰
- فصل - در اينكه خداوند عالم يگانه است در عبادت همچنانكه در ذات خود يگانه است پس غيري نيست كه او را عبادت كنند۹۰
- فصل - در ذكر بعض آيات و اخبار كه در عبادت كردن وارد شده۹۵
- فصل - در عبادت شرعي و بيان معني رضا و سخط خداوند عالم و بيان مراتب عبادت و معني آن در كون و شرع۹۹
- فصل - در اينكه غايت ايجاد عبادت خداست و چون خلق از درك و ديدن او عاجزند خداوند براي خلق وجهه بندگي قرار داده كه در عبادت خدا رو بآن كنند۱۰۲
- فصل - در اينكه خداوند براي هر مرتبه از مراتب وجهه عبادتي قرار داده و تكليف باندازه وسع است و حرج در دين نيست۱۰۵
- مقصد دويم - در اثبات نبوت و در اين مقصد دو مطلب است :۱۱۰
- مطلب اول - در اثبات نبوت عامه بدليل عقلي و نقلي و در اين مطلب دو فصل است :۱۱۰
- فصل - در اثبات مطلب بدلايل ثلثه مجادله و موعظه و حكمت۱۱۱
- فصل - در اثبات مطلب بدليل آيات و اخبار و ذكر عدد انبياء (ع)۱۱۹
- مطلب دويم - در اثبات نبوت خاصه پيغمبر ما حضرت محمد صلي الله عليه و آله و در اين مطلب فصولي است دو فصل در ذكر مقدمات و كليات مطلب و هفت فصل در نبوت خاصه :۱۲۲
- فصل - در اينكه ظهور غايت بشر باجتماع حاصل ميشود و اختلاف طبايع آنها موجب نزاع است پس سلطاني از بين خودشان لازم دارند كه معتدلتر از كل و معصوم و عالم و صاحب معجز باشد و چنين كسي پيغمبر است۱۲۲
- فصل - در اينكه اجتماع بشر و اختلاف آنها دائمي است پس حاجت بسلطاني از طرف خداوند هم دائمي است و اگر پيغمبري هم در ميان نباشد اوصياء هستند و زمين خالي از حجت نميشود۱۲۶
- فصل - در اينكه اگر كسي پيغمبران سابق را بصفات پيغمبري شناخته و اخبار ايشان را در مورد بعثت پيغمبر خاتم (ص) شنيده باشد ديگر حاجتي باثبات مطلب ندارد مگر اينكه از عناد قبول نكند۱۲۸
- فصل - در اينكه طريقه حصول يقين به نبوت پيغمبر خاتم (ص) همان طريقهاي است كه نبوت انبياء سابق اثبات شده بلكه بر سابقين نص واضحي از قبل در دست نيست اما بر آن جناب نصوص واضحه وجود دارد۱۳۱
- فصل - در اينكه از معجزات پيغمبر (ص) دو معجز بزرگ باقي مانده كه علما اعجاز آن را ميفهمند و آن دو قران و شريعت آن بزرگوار است كه احدي مثل آن دو را نياورده و نميآورد۱۳۲
- فصل - در اثبات نبوت خاصه بدليل تقرير و تسديد خداوند و باطل نكردن او امر آن بزرگوار را۱۳۶
- فصل - در استدلال ببعض آيات و اخبار بر تقرير خداوند حجج خود را۱۴۰
- فصل - در استخراج اسامي مباركه رسول خدا (ص) در عوالم بدليل عقل و نقل و استخراج نام پدر و مادر و قبيله و محل بعثت و هجرت آن بزرگوار۱۴۴
- فصل - در اينكه اقرار بجميع آنچه پيغمبر (ص) آورده واجب و خودرأيي حرام است۱۵۱
- مقصد سيوم - در اثبات امامت و در اين مقصد دو مطلب است :۱۵۳
- مطلب اول - در اثبات ولايت و وصايت و در اين مطلب سه فصل است :۱۵۳
- فصل - در اينكه در همه اعصار مردم محتاج برئيس و سائسي هستند كه اگر از خود ميگويد بوحي خاص اسمش نبي و اگر راوي از ديگري است اسمش ولي است۱۵۳
- فصل - در اثبات ولايت عامه بكتاب و سنت و اينكه اولوا الامر ائمه اطهارند (ع)۱۵۷
- فصل - در اينكه هميشه از زمان حضرت آدم (ع) ببعد اوصيائي بوده و هستند و هرگز زمين بي وصي نميماند۱۶۰
- مطلب دويم - در اثبات ولايت حضرت امير و ساير ائمه اثنيعشر صلوات الله عليهم اجمعين و در اين مطلب شش فصل است :۱۶۵
- فصل - در اثبات ولايت حضرت امير (ع) بدليل قاطع عقلي مستنبط از كتاب و سنت و لزوم نص سابق بر لاحق در معصومين عليهم السلام۱۶۵
- فصل - در اثبات ولايت حضرت امير و ائمه اطهار عليهم السلام بكتاب و سنت۱۷۲
- فصل - در احتجاج بر اهل سنت باينكه صفات و صلاحيت خليفه را مردم نميتوانند تشخيص دهند مگر آنكه نصي كافي در شأن او رسيده باشد و نص كافي نص نبي يا وصي نبي است نه كس ديگر۱۷۶
- فصل - در اثبات امر وصايت وصي پيغمبر خاتم (ص) و اينكه اسم و وصف و نسبت وصي با نبي خاتم چه بايد باشد بدليل عقلي مستنير۱۷۹
- فصل - در اينكه نص پيغمبر بر ائمه (ص) براي منصف كافي است اما معذلك همه آنها داراي جميع ادله بر حقانيت خود بوده و صاحب اعجاز و علم هستند۱۸۶
- فصل - در اثبات امامت ائمه اطهار صلوات الله عليهم بدليل تسديد بنحو بيان طبيعي و لزوم اطاعت صاحب آن صفات و علامات۱۹۰
- مقصد چهارم - در اثبات ركن رابع و در اين مقصد چهار مطلب است :۱۹۴
- مطلب اول - در اثبات لزوم وجود ايشان بدليل عقل مستنير از كتاب و سنت و در اين مطلب سه فصل است :۱۹۵
- فصل - در اينكه بعد از پيغمبر و ائمه (ص) و غيبت امام زمان (عج) مردم محتاج برافع خلاف و هادي از جانب خداوند هستند و اثبات وجود چنين كسي بدليل مجادله بالتي هي احسن۱۹۵
- فصل - در اثبات لزوم تمسك بحجج بدليل موعظه حسنه۱۹۸
- فصل - در اثبات مطلب بدليل حكمت و اينكه نور خداوند هميشه بواسطه مراتب بالاتر بمراتب پائينتر ميرسد۲۰۰
- مطلب دويم - در اثبات لزوم وجود ايشان بدليل آفاق و انفس و در اين مطلب سه فصل است :۲۰۵
- فصل - در ذكر اين مقدمه كه دليل آفاق و انفس چگونه بر مدعي دلالت ميكند۲۰۵
- فصل - در استدلال بدليل آفاق بر اين مطلب۲۰۹
- فصل - در استدلال بدليل انفس بر اين مطلب۲۱۰
- مطلب سيوم - در اثبات وجوب وجود ركن رابع و معرفت آن بدليل كتاب و سنت و ذكر بعض آيات داله بر مطلب۲۱۳
- فصل - در ذكر بعضي اخبار وارده در اين باب۲۱۸
- مطلب چهارم - در ذكر علاماتي كه بآنها ميتوان شيعيان و بزرگان را شناخت و در آن سه فصل است :۲۲۲
- فصل - در اينكه وجود بزرگان چه امام ظاهر باشد يا غايب هميشه واجب است و نقيب و نجيب را بنقابت و نجابت نميتوان شناخت اما علما و حجج ظاهره علاماتي دارند كه ذكر خواهد شد۲۲۲
- فصل - در بيان صفات ظاهره و اخلاق عدول و حجج خداوند كه در اخبار فرمودهاند۲۲۴
- فصل - در اينكه اگر كسي يكي از كاملين اعصار را ديده باشد در شناختن كامل حيران نميماند و شرط آن تأمل در صفات بزرگان و انصاف دادن است۲۳۰