38 مورد
- در بيان علت تأليف و ترتيب آن بر مقدمه و دو مقصد :۲
- مقدمه - در اينكه براي اطلاع كامل از هر علمي بايد به اهل آن علم رجوع كرد و جواب شبهات دقيقه كار حكيم ماهر است۷
- مقصد اول - در نقل ايرادات پادري و جوابهاي آن :۱۲
- گفته است : محمديان ادعائي كه نسبت به تحريف كتب مقدسه يهود و نصاري دارند با دلائل واضحه و معتبره ثابت ننمودهاند۱۲
- گفته است : در قرآن هم به تحريف كتب سابقه اشاره شده ولي ادعا بي دليل معتبر بيثمر است۱۷
- گفته است : قرآن هم تحريف شده و بنا به آيهاي از آن تا صدر اسلام كتب سابقه تحريف نشده بود و اما در دو آيه ديگر قرآن به تحريف آن كتب بدون تعيين وقت اشاره شده۱۹
- گفته است : از آياتي كه دليل عدم تحريف كتب سابقه تا زمان ظهور اسلام است آيه اول سوره لميكن است پس در بشارات نبي آخر الزمان هيچ تحريف نشده۴۶
- گفته است : علماي اسلام كه ميگويند كه يهود و نصاري بشارات ظهور حضرت محمد (ص) را بعد از ظهور ايشان از كتب خود حذف كردهاند به قرآن استدلال ميكنند و آن براي ما دليل نيست۴۹
- گفته است : تحريف كتب مقدسه براي يهود و نصاري فايده دنيوي و اخروي نداشته ، فايده دنيوي نداشته چون مبغوض مسلمين واقع ميشدند و فايده اخروي نداشته چون در خود آن كتب مقدسه از كم و زياد كردن كلام خدا منع شده۵۹
- گفته است : بفرض اينكه يهود و نصاري در فكر تحريف كتب خود بودند انجام آن غير ممكن بود چون با توسعه دين مسيح در اطراف جهان اتفاق آراء بر اين عمل حاصل نميشد۷۲
- گفته است : وقتي كه به نسخههاي بسيار قديم و جديد كتب مقدسه مراجعه كنيم ميبينيم كه موافقت كلي دارند باينطور كه همان مطالب در همه يافت ميشود پس تحريفي صورت نگرفته۷۸
- گفته است : همچنين كتب معلمين و كشيشان مسيحي كه در تفسير كتب مقدسه نوشته شده نيز با هم موافقت كلي دارند و ادعاي اينكه اينها نيز در صدر اسلام تحريف شدهاند ممكن نيست۸۶
- گفته است : عمر بسياري از كتابخانههاي مهم مسيحي را آتش زد و اگر كتب مقدسه تحريف شده بود ميبايست مسلمين براي اثبات ادعاي خود آنها را ضبط و بآنها استدلال نمايند۸۸
- گفته است : اگر محمديان بكتابخانههاي فرنگستان رجوع كنند نسخههاي قديمي كتب مقدسه و تفاسير آنها را ميتوانند ببينند۹۲
- گفته است : اينكه بعض محمديان ميگويند كه كتب مقدسه مسيحيان قبل از اسلام تحريف شدهاند حال اينكه اين خلاف قرآن هم هست ميگوئيم اولاً اين نسخ با نسخ قديمه موافقت كلي دارند و ثانياً تسلّي قلب مسيحيان بهمين انجيل بود پس چطور آنرا تحريف مينمودند۹۳
- گفته است : اينكه ميگويند يهود كتب خود را تحريف كرده و ذكر حضرت مسيح را تصحيف كردهاند چنين نيست و در بسياري كتابها ذكر يسوع يعني حضرت عيسي (ع) شده است۹۴
- گفته است : خداوند تأكيداً يهود را نهي فرموده بود از كم و زياد كردن كتب پس چطور تحريف ميكردند۹۶
- گفته است : اگر كتب عهد عتيق يهود را با آنچه در دست مسيحيان است مقابله نمائيم موافق است بعلاوه اگر تحريفي شده بود بعض از يهود كه نصراني شدند بروز ميدادند۹۷
- گفته است : مسيح يا حواريين در هيچ جا اشاره نكردهاند كه يهود كتب خود را تحريف كردهاند بلكه برعكس امر باتباع تورية و نظر در آن كردهاند۹۹
- گفته است : از اشاراتي كه در انجيل بكتب عهد عتيق شده معلوم ميشود كه حتي وقت اسارت يهود در بابل تورية محفوظ بوده۱۰۰
- گفته است : بعض محمديان از مسيحيان شنيده بودند كه در نسخههاي قديمه تورية و انجيل سهو كاتبان بسيار يافت ميشود ولي اين دليل تحريف نيست و در كلمات قرآن هم سهو كاتب پيدا ميشود و كلماتي از بعض نسخه مغلوطه ذكر كرده۱۰۱
- مقصد دويم - در ذكر ادله و براهيني كه دلالت بر تحريف كتب يهود و نصاري ميكند و در آن مقدمات و فصولي است :۱۰۸
- مقدمه - در اينكه مقصود ما از تحريف كتب مقدسه كتب موجود در دست يهود و نصاري است نه اصل كتب آسماني و اينطور نيست كه هيچ از اصل آن كتب در اين نسخ نباشد۱۰۸
- مقدمه - در اينكه نزد همه كس و همه جا انصاف صفت پسنديدهاي است پس بايد با انصاف حق را جستجو كرد و بآن اعتقاد نمود۱۱۰
- مقدمه - در اينكه امور يا ظاهر و بديهي هستند يا مخفي و اگر مخفي باشند براي اثبات آنها بايد برهان ضروري و بديهي آورده شود۱۱۵
- مقدمه - در اينكه برهان يا عقلي است يا نقلي و ذكر وجوه اعتبار يا عدم اعتبار روايات۱۱۸
- مقدمه - در اينكه چيزهائي كه گذشته يا از حضور غايب است اثبات آنها محتاج به برهان صحيح است۱۲۲
- مقدمه - در اينكه از جمله اموري كه از انظار خلايق مخفي است نبوت پيغمبران است و چون امري خدائي است برهاني خدائي لازم دارد۱۲۵
- مقدمه - در اينكه اگر همزمان با پيغمبري نباشيم كه آيات او را ببينيم و باو معرفت پيدا كنيم در ازمنه بعد بجز دليل نقلي و اخبار صادقين راهي نيست۱۲۸
- مقدمه - در اينكه خبر بعثت پيغمبر خاتم (ص) بما رسيده و چون در آن زمان مانعي از اين ادعا نبوده و ادعاي آن بزرگوار هم همراه با آيات و معجزات بوده ما قبول كرديم ، پس بر يهود و نصاري هم بهمين دليل ثابت ميشود۱۳۴
- مقدمه - در اينكه معجزات پيغمبران سلف موقتي بود اما معجزات پيغمبر خاتم (ص) از همه نوع بود و معجز دائم آن بزرگوار قرآن و شريعت غراي ايشان است۱۴۰
- مقدمه - در اينكه چون بناي عالم بر دليل است هيچ چيز را بي دليل نميتوان قبول كرد و دلايل حقانيت قرآن بسيار است۱۴۶
- فصل - در ذكر اخباري كه از ائمه صلوات الله عليهم در باب تحريف تورية و انجيل رسيده است۱۵۱
- فصل - در اينكه اصل تورية و انجيل هميشه در نزد اوصياء محفوظ بوده و الآن هم نزد امام زمان (ع) محفوظ است و شرح مختصري از تاريخ يهود و نصاري و گمراهي آنان۱۶۳
- فصل - در اينكه يك نوع تصحيف ديگر هنگام ترجمه پيدا ميشود و بيان وجه تكميل حضرت عيسي شريعت حضرت موسي را۱۷۴
- فصل - در تفصيل مطالبي كه در جواب آخرين قسمت كلام پادري اجمالا بيان فرموده بودند كه مقصود از تحريف سهو كاتبان نيست و علاوه بر اغلاط در ترجمه كتب سابقه در آنها تحريف هم صورت گرفته۱۸۱
- فصل - در اينكه اسلوب خود كتاب دليل بر صحت يا عدم صحت انتساب آن به صاحبش ميباشد و بيان بعض مطالب نارواي كتب موجود يهود و نصاري كه شاهد محرّف بودن آنهاست۱۸۷
- فصل - در بيان چگونگي جمعآوري تورية و انجيل و بيان وجه استدلال مسلمين بآن كتب بر نبوت پيغمبر خاتم (ص) و ذكر خلاصه ادعاهاي پادري و رد آنها۲۱۶