31 مورد
- خطبه كتاب و بيان علت تأليف۲
- صورت عريضه سائل به محضر علما۵
- در اينكه علما بعض آنها جواب ندادند و بعضي جوابي غير لايق دادند۸
- در اينكه مراد سائل از مقدمات مراسله تحقيق مسأله اخير آن يعني بيان سبب اختلاف شيخيه يا كشفيه با بالاسريه است۱۱
- سائل نوشته است : پس بعض ايشان اسم خودش را شيخي يا كشفي گذارده ، الخ۱۵
- معرفي مرحوم شيخ احمد بن زينالدين احسائي (اع) و شرح بعض حالات و ترقيات آن بزرگوار۲۰
- در اينكه بعد از ظهور فتنه وهابيه در احساء شيخ (اع) از آنجا خارج شد و عيال را در بصره گذارده قصد زيارت حضرت رضا (ع) را از طريق يزد نمود و ذكر پارهاي از عجايب علوم آن بزرگوار۲۳
- در ذكر علماء شهر يزد و تبجيل آنان از شيخ مرحوم (اع)۳۱
- در علاقه فتحعليشاه قاجار به ملاقات ايشان و مسافرت به تهران و رد خواهش شاه براي اقامت در تهران۳۳
- ذكر خطبهاي كه شيخ (اع) در رد بعض شبهات امر بآن فرمود۳۵
- در سفرهاي ايشان به مشهد رضوي و ذكر علماي آن سامان و تكريم و احترام ايشان بآن بزرگوار۳۷
- در ذكر عزم شيخ (اع) بر حركت بعراق و ورود ايشان باصفهان و بعد به كرمانشاه و سلوك علماي آن دو شهر با ايشان۳۸
- در ذكر سفرهاي ايشان براي زيارت عتبات عراق و اجتماع با علماي آن خطه و ذكر علمائي كه مؤلف (اع) خود احترام ايشان را نسبت بشيخ (اع) مشاهده نموده۴۲
- در ذكر نام علماء بزرگي كه شيخ (اع) را تعظيم و تكريم و تمجيد نمودند و لكن مؤلف (اع) آنان را مشاهده ننموده و ذكر قسمتي از اجازات آن اساطين به شيخ (اع)۴۷
- در ذكر اجماع علماي عصر بر جلالت شيخ بزرگوار (اع)۵۴
- در ذكر مبدء صدور اختلافات و شدت گرفتن آنها بعد از مجاورت شيخ (اع) در كربلا۵۷
- در ذكر پارهاي از افتراءات كه بر شيخ مرحوم (اع) وارد آوردند تا عوام الناس را از دور آن بزرگوار پراكنده نمايند۶۴
- در ذكر كلمات ايشان در رد آن شبهات و افتراءات از جمله بعض عبارات مخالف ضرورت اسلام كه از بعض علما صادر شده لكن احدي متعرض آنان نگرديده۶۶
- در ذكر بدگوئي جمعي از آن بزرگوار نزد والي بغداد و نشان دادن روايتي در كتاب شرح الزياره در مثالب خلفا و مطالبي كه درباره حضرت امير (ع) جعل كرده و بايشان نسبت دادند۷۵
- در ذكر حركت شيخ (اع) بعزم بيت الله الحرام و ارتحال آن جناب در راه۸۴
- در ذكر تعرض مخالفين به مؤلف پس از وفات شيخ اعلي الله مقامهما و ايراد آنها بر بيان حكمت و احتجاج مؤلف بر ايشان و ذكر بعض شبهاتي كه آنان بعلت عدم سررشته از حكمت جواب غير لايق بآنها داده بودند۸۶
- ذكر چهار عبارتي كه جماعت بر شيخ (اع) ايراد داشتند و جواب از آنها۱۰۲
- در ذكر احضار مصنف (اع) به مجلس مناظره و ايراد آنان بر عبارت شيخ (اع) الجسد العنصري لايعود و بر اجتهاد مصنف۱۰۶
- ذكر ايراد بعض اهل نجف به عبارتي از مؤلف (اع)۱۱۲
- در اينكه آن شخص به اطراف نوشت كه تقليد مصنف (اع) جايز نيست و چون مردم بر او عيب گرفتند خواست كه با مناظره آنها را ساكت كند ولي راضي به حكم عدلي نشد۱۱۷
- ذكر خطبه مصنف (اع) در روز غدير در بيان اعتقادات خود و اينكه براي مناظره در حضور حكم عدل يا مباهله هر دو حاضر است ولي آن شخص نه جواب داد و نه از تحريك دست برداشت۱۲۴
- بعد سائل نوشته است : پس از هر دو جماعت اسلام ظاهر است۱۳۳
- و نوشته است : و از هر دو جماعت تقوي و صلاح ناشي است۱۴۲
- و نوشته است : هر دوي آنها به ضروريات مليه معترفند۱۶۴
- و نوشته است : تكليف بنده عاجز چيست ، الخ۱۶۵
- خاتمه - در شرح جواب يكي از علماء به همين مراسله و ذكر لغزشهاي آن۱۷۲