18 مورد
- بيان علت تصنيف كتاب و تقسيم آن بر فصولي در بيان بعض مقدمات و سپس شرح اخبار مأوّله آن جماعت۲
- فصل - در اينكه براي حروف كتاب تدويني و تكويني تأويل هست اما برأي و هوي نميتوان تأويل نمود و بايد با نيت بندگي قاعده آنرا از آلمحمد (ع) گرفت۴
- فصل - در بيان مجملي از طريقه تأويل بحق و اينكه تأويل بدون ظاهر محال است در دنيا بروز كند۱۱
- فصل - در اينكه براي هر چيزي علامتي هست و اشياء بعلامت شناخته ميشوند و علامت حقيقي صورت شيء است و بعد آثار آن و علامت امام چيزي نيست كه اشتباه شود۱۶
- فصل - در بيان بعضي از علامات مخصوصه امام زمان (ع) و اينكه اين علامات البته مشتبه نميشود و كس ديگري نميتواند ادعاي امامت كند۲۴
- فصل - در اينكه ضروريات در زمان غيبت خليفه و قائم مقام آلمحمدند (ع) و بسياري از آنها از جمله علامات امامت با ظهور امام هم نسخ نخواهند شد و قائم آلمحمد (ع) هم بايد متصف بهمان صفات باشد۲۵
- فصل - در اينكه از جمله شبهات بابيه اين است كه ميگويند عربيت هفتاد وجه دارد و كلمات اختراعي آنها يكي از آن وجوه است۲۸
- فصل - در اينكه بابيه لعنهم الله اصل بناي خود را بر تأويل گذاردهاند در هر جا كه مصلحت ايشان ايجاب كند بدون آنكه حد و قاعدهاي را رعايت كنند۳۰
- فصل - در اينكه اگر بنا بر تأويل باشد بايد همه چيز تأويلي باشد و اگر بنا بر ظاهر باشد ظاهري و نميشود مدعا تأويلي باشد و نتيجه ظاهري۳۴
- فصل - در اينكه مناط صحت تأويل فعليت است و صاحب هر درجهاي ميتواند بتأويل اسم درجه مساوي يا پائينتر را بر خود بگذارد اما بالاتر را مسلماً بطور كمال حكايت نميكند۳۶
- فصل - در اينكه بابيه گفتهاند دليل نبوت معجز است و اين شخص هم معجز داشته و رد اين ادعا۴۰
- رد استدلال آنها بحديث : يظهر من بنيهاشم صبي ، الخ۴۳
- رد استدلال آنها بحديث : العلم سبعة و عشرون حرفا ، الخ۵۷
- رد استدلال آنها بحديث لوح : عليه كمال موسي ، الخ۷۱
- رد استدلال آنها بحديث : قال أتعرف الزوراء ، الخ۷۴
- رد استدلال آنها بحديث مفضل : فكيف يا مولاي في ظهوره ، الخ۷۹
- رد استدلال آنها بحديث : ان في قائمنا اربع علامات ، الخ۹۲
- خاتمه - در اينكه جماعت بابيه قائل بتناسخ هستند و رجعت و آخرت را در همين دنيا ميدانند و رجعت را بتناسخ ارواح سابقين در لاحقين معني ميكنند و اين خلاف اسلام است۱۰۵