[ص 202] اَللّٰهُمَّ اِنّٖي صَلَّيْتُ هٰذِهِ الصَّلٰوةَ ابْتِغٰاۤءَ مَرْضٰاتِكَ وَ طَلَبَ نٰاۤئِلِكَ وَ رَجٰاۤءَ رِفْدِكَ وَ جَوٰاۤئِزِكَ فَصَلِّ عَلٰي مُحَمَّدٍ وَ آلِ‌مُحَمَّدٍ وَ تَقَبَّلْهٰا مِنّٖي بِاَحْسَنِ قَبُولٍ وَ بَلِّغْنٖي بِرَحْمَتِكَ الْمَأْمُولَ وَ افْعَلْ بٖي مٰا اَنْتَ اَهْلُهُ يٰا اَرْحَمَ الرّٰاحِمٖينَ .

پس از آن برخاست و رفت بسوي زاويه شرقي و دو ركعت نماز بجا آورد پس دو كف خود را گشود و گفت :

اَللّٰهُمَّ اِنْ كٰانَتِ الذُّنُوبُ وَ الْخَطٰايٰا قَدْ اَخْلَقَتْ وَجْهٖي عِنْدَكَ فَلَمْ‌تَرْفَعْ لٖي اِلَيْكَ صَوْتاً وَ لَمْ‌تَسْتَجِبْ لٖي دَعْوَةً فَاِنّٖي اَسْأَلُكَ بِكَ يٰا اَللّٰهُ فَاِنَّهُ لَيْسَ مِثْلَكَ اَحَدٌ وَ اَتَوَسَّلُ اِلَيْكَ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِهٖ اَنْ تُصَلِّيَ عَلٰي مُحَمَّدٍ وَ آلِ‌مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تُقْبِلَ اِلَيَّ بِوَجْهِكَ الْكَرٖيمِ وَ تُقْبِلَ بِوَجْهٖي اِلَيْكَ وَ لٰاتُخَيِّبْنٖي حٖينَ اَدْعُوكَ وَ لٰاتَحْرِمْنٖي حٖينَ اَرْجُوكَ يٰا اَرْحَمَ الرّٰاحِمٖينَ .

و پس از آن دو گونه خود را بر زمين ماليد و برخاست و بيرون رفت پس سؤال كرديم از او كه اين مكان بچه شناخته ميشود فرمود اين مقام صالحين و انبياء و مرسلين است .

عرض ميكنم برميگرديم بروايت سيد رحمه الله موافق نقل كتاب بحار كه بعد از نماز و دعاهاي مقامات ثلثه بشرح فوق فرموده است :

پس نماز ميكني در بيت آنچناني كه در وسط مسجد است دو ركعت و بعد از نماز ميگوئي :

[ص 203] يٰا مَنْ هُوَ اَقْرَبُ اِلَيَّ مِنْ حَبْلِ الْوَرٖيدِ يٰا فَعّٰالاً لِمٰا يُرٖيدُ يٰا مَنْ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهٖ صَلِّ عَلٰي مُحَمَّدٍ وَ آلِ‌مُحَمَّدٍ وَ حُلْ بَيْنَنٰا وَ بَيْنَ مَنْ يُؤْذٖينٰا بِحَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ يٰا كٰافٖي مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ لٰايَكْفٖي مِنْهُ شَيْءٌ اِكْفِنَا الْمُهِمَّ مِنْ اَمْرِ الدُّنْيٰا وَ الْآخِرَةِ يٰا اَرْحَمَ الرّٰاحِمٖينَ .

بعد از آن دو طرف صورت را بر زمين بمال .

عرض ميكنم و در كتب مفصله اصحاب رضوان الله عليهم اعمال و اوراد مساجد ديگر كه در اين اماكن متبركه است مثل مسجد زيد بن صوحان و مسجد صعصعه و مسجد جعفي و غيرها مفصلا مذكور و منقول است و ما بجهة اختصار و رعايت حجم كتاب و گرفتاريهاي ديگر كه شخص را ممنوع از اين خيرات و مثوبات ميدارد و مجالي باقي نميگذارد آنها را نقل نكرديم و بهر كس خداوند توفيق عمل بدهد از مظان آنها ميگيرند و از خداوند متعال توفيق عمل براي خود و ساير زوار را مسألت مينمايم .

باب سيّم

در فضل كربلا و زيارت حسين عليه السلام و آداب آن و متعلقات آن و در آن فصولي است :

فصل - در فضل كربلا است ، فرمود حضرت ابوعبدالله عليه السلام كه بيرون آمد اميرالمؤمنين عليه السلام كه با مردم سير ميفرمود تا بكربلا رسيد و مسير يك ميل يا دو ميل بود كه جلو مردم افتاد تا رسيد بمصارع شهداء فرمود قبري در آن است كه در آن دويست پيغمبر است و دويست وصي و دويست سبط كه اتباع آنها شهداء هستند پس طواف فرمود بر آن قبر در حالي كه [ص 204] بر قاطر خود سوار بود و پاهاي خود را از ركاب بيرون آورده بود و ميفرمود محل نزول سواران است و خوابگاه شهداء است كه سبقت نگرفتند بر آنها پيشينيان و ملحق نميشوند بآنها پسينيان و از حضرت علي بن الحسين است عليه السلام فرمود گرفته است خداوند زمين كربلا را حرم قبل از آنكه مكه را حرم بگيرد به بيست و چهار هزار سال الحديث ، و در آخر حديث فرمود كه زمين كربلا ميدرخشد براي اهل بهشت مثل ستاره درخشان و از حضرت علي بن الحسين است در تفسير قول او فحملته فانتبذت به مكاناً قصياً فرمود بيرون شد از دمشق تا آمد بزمين كربلا پس در موضع قبر حسين عليه السلام وضع نمود او را و در همان شب برگشت و فرمود حضرت ابوجعفر عليه السلام خلق فرمود خداوند كربلا را پيش از آنكه خلق بفرمايد كعبه را به بيست و چهار هزار سال و آن را مقدس و مبارك قرار داد و هميشه قبل از آنكه خدا خلق بفرمايد خلق را مقدس و مبارك بوده است و هميشه اين طور خواهد بود و قرار داده است خداوند آن را افضل زمين در بهشت و در روايتي كه در بحار است چنين است تا اينكه قرار بدهد آن را خدا افضل زميني در بهشت و افضل منزل و مسكني كه ساكن ميفرمايد خدا در آن اولياء خودش را در بهشت و فرمود حضرت ابوعبدالله عليه السلام در حديثي قسم بخدا اگر حديث كنم شما را در فضل زيارت آن هرائينه ترك ميكنيد حج را بكلي و هيچكس حج نميكرد آيا نميداني كه خداي سبحانه كربلا را حرم امن و مبارك خود گرفته است پيش از آني كه مكه را حرم بگيرد عرض شد بتحقيق فريضه فرموده خداوند حج بيت را و ذكر نكرده است زيارت قبر حسين عليه السلام را فرمود و اگر چه اين طور باشد زيرا اين چيزي است كه خدا همين طور قرار [ص 205] داده است آيا نشنيدي قول اميرالمؤمنين عليه السلام را كه باطن قدم سزاوارتر است بمسح از ظاهر قدم و لكن خدا آن را فرض فرموده بر بندگان آيا ندانستهٔ كه اگر محرم شدن در حرم بود افضل بود براي اينكه در حرم است و لكن خداوند آن را در غير حرم قرار داده است و فرمود موضع قبر حسين عليه السلام ترعه‌ايست از ترعِهاي بهشت و فرمود موضع قبر ابي‌عبدالله الحسين عليه السلام از روزي كه دفن در آن شده است باغي است از باغهاي بهشت و فرمود كه زمين كعبه گفت كيست مثل من و بتحقيق بنا شده است خانه خدا بر پشت من ميآيند مردم بسوي من از هر راه دوري و قرار داده شده‌ام حرم خدا و محل امن او پس وحي فرمود خداوند باو كه باز بايست و آرام بگير كه نيست فضلي كه تو بآن فضيلت داده شدهٔ در آنچه بزمين كربلا اعطا شده است مگر بمنزله سوزني كه در دريا فرو ببرند و از آب دريا بردارد و اگر نبود خاك كربلا فضيلت نميدادم تو را و اگر نبود كسي كه در بر گرفته است آن را كربلا هرائينه خلق نمي‌كردم تو را و خلق نميكردم آنچه را كه افتخار بآن كردي پس آرام بگير و مستقر باش و عقب باش و متواضع و ذليل و پست باش و استنكاف و استكبار براي زمين كربلا منما و اگر نه مسخ ميكنم تو را و ميندازم تو را در آتش جهنم و فرمود بدرستيكه خداوند فضيلت داد زمينها و آبها را بعض آنها را بر بعض پس بعض از آنها تفاخر نمودند و بعضشان تجاوز نمودند و نماند زميني و نه آبي مگر اينكه عقوبت شد براي ترك تواضع براي خدا تا اينكه مسلط فرمود خداوند بر كعبه مشركين را و فرستاد بسوي زمزم آب شوري را و فاسد فرمود طعم آن را و بدرستي كه كربلا و آب فرات اول زميني است و اول آبي است كه مقدس [ص 206] و مبارك قرار داد خدا آنرا پس باو فرمود تكلم كن بآنچه فضيلت داده است تو را خدا پس عرض كرد من زمين مقدس و مبارك خدايم كه شفاء را در خاك من و آب من قرار داده است و فخر نميكنم بلكه خاضع و ذليلم براي كسي كه مرا اين طور فرموده و فخر نميكنم بر آنها كه دون من هستند بلكه براي شكر خداست پس خداوند گرامي داشت آنرا و زياد فرمود او را بسبب تواضع و شكري كه بر خداوند نمود بحسين و اصحاب او پس از آن فرمود ابوعبدالله عليه السلام هر كس تواضع نمايد براي خدا بلند ميكند او را خدا و هر كس تكبر كند پست ميكند او را خدا و در فصل الخطاب از بحار نقل ميفرمايد از حضرت ابي‌عبدالله عليه السلام از پدرش از پدرانش از اميرالمؤمنين عليهم السلام فرمود كه فرمود رسول خدا صلي الله عليه و آله كه دفن ميشود پسر من در زميني كه گفته مي‌شود باو كربلا آن بقعه‌ايست كه بر آن قبه اسلام بوده است آنچنان قبهٔ كه نجات داد خدا بر آن مؤمنيني را كه ايمان آوردند با نوح در طوفان و از حضرت ابي‌جعفر عليه السلام است كه غاضريه بقعه‌ايست كه تكلم فرمود خدا در آن با موسي بن عمران و مناجات فرمود با نوح در آن و آن بقعه گرامي‌ترين زمين است بر خدا و اگر اين طور نبود وديعه نمي‌گذارد خداوند در آن اولياء خودش را و اولاد انبياء خود را پس زيارت كنيد قبور ما را در غاضريه و فرمود ابوعبدالله عليه السلام غاضريه از تربت بيت المقدس است و از آن حضرت است كه فرمود زيارت كنيد كربلا را و قطع نكنيد آن را زيرا كه آن زمين در بر گرفته است بهترين اولاد انبيا را آگاه باشيد كه ملائكه زيارت كردند كربلا را هزار سال قبل از آنكه جدم حسين عليه السلام در آن ساكن شود و شبي نمي‌گذرد [ص 207] مگر اينكه جبرئيل و ميكائيل زيارت ميكنند آن را پس كوشش كن كه آن موطن را گم نكني و از آن حضرت است در حديثي كه عرض شد بآن حضرت چيست براي كسي كه اقامت نمايد در نزد او يعني حسين عليه السلام فرمود هر روزي بهزار ماه عرض شد چيست براي كسي كه انفاق نمايد در بيرون رفتن بسوي آن و توقف در آن مكان فرمود هر درهمي بهزار درهم و فرمود ابوعبدالله عليه السلام هر گاه زيارت كردي ابوعبدالله عليه السلام را پس زيارت كن در حالي كه محزون هستي ، تا اينكه فرمود و حوائج خود را سؤال كن و برگرد و آنجا را وطن قرار مده و از ابي‌هاشم جعفري است كه گفت فرستاد حضرت ابوالحسن عليه السلام در مرضش از پي من و از پي محمد بن حمزه پس سبقت گرفت بر من محمد بن حمزه و خبر داد بمن كه آن حضرت دايم ميفرمود بفرستيد بسوي حائر بفرستيد بسوي حائر پس بمحمد گفتم آيا نگفتي كه من ميروم بسوي حائر پس از آن داخل شدم بر آن حضرت و عرض كردم من ميروم بسوي حائر پس فرمود نظر كنند در آن پس از آن فرمود محمد از زيد بن علي پنهان نميدارد و من كراهت دارم كه او بشنود ، بعد از آن من اين مطلب را بر علي بن بلال نقل كردم او گفت چه ميكند با حائر او خودش حائر است بعد از آن وارد عسكر شدم و بر آن حضرت داخل شدم و وقتي كه اراده بيرون آمدن كردم فرمود بنشين پس همينكه ديدم اظهار انس بمن فرمود قول علي بن بلال را ذكر كردم فرمود چرا نگفتي باو كه رسول خدا صلي الله عليه و آله طواف بخانه خدا ميكرد و حجر را مي‌بوسيد و حرمت نبي صلي الله عليه و آله و مؤمن بزرگتر است از حرمت خانه و امر فرمود خدا او را كه وقوف نمايد در عرفه و اين است [ص 208] و جز اين نيست كه اينها مواطني است كه دوست ميدارد خدا كه ذكر بشود در آنها و من دوست ميدارم كه دعا كرده بشود بر من جائي كه دوست ميدارد خدا كه خوانده بشود در آنجا و حائر از آن مواضع است . عرض ميكنم اخبار فضيلت زمين كربلا زياد است و فعلا بهمين قسمت كه در فصل الخطاب در اين باب نقل فرموده‌اند اقتصار شد و بعد از اين هم در ضمن ابواب و فصول خواهد آمد .

فصل - در حد حرم حسين عليه السلام است و حائر آن حضرت ، فرمود حضرت ابوعبدالله عليه السلام حرم حسين عليه السلام پنج فرسخ است از چهار جانب قبر ، عرض ميكنم يعني از محل قبر بهر طرفي پنج فرسخ حساب كنند كه بيست و پنج فرسخ مربع ميشود ، و فرمود براي موضع قبر حسين عليه السلام حرمتي است كه معروف است هر كس بداند آن را و پناه ببرد بآن پناه داده ميشود عرض شد وصف بفرما براي من آن موضع را فرمود مسح كن از موضع قبر كه امروز معين است بيست و پنج ذراع از ناحيه سر و بيست و پنج ذراع از ناحيه پاهاي آن حضرت و بيست و پنج ذراع از پشت سر و بيست و پنج ذراع از جلو رو و موضع قبر آن حضرت از روزي كه دفن شده است باغي است از باغهاي بهشت و از آنجا محل عروجي است كه همه روزه اعمال زوار آن حضرت را بآسمان بالا ميبرند و ملكي در آسمان و زمين نيست مگر اينكه از خداوند سؤال ميكنند كه اذن بدهد بآنها در زيارت قبر حسين عليه السلام فوجي نازل ميشوند و فوجي عروج مينمايند ، عرض ميكنم حد حائر حسين عليه السلام همين است كه در اين حديث فرموده‌اند و شيخ اوحد اعلي الله مقامه هم در بيان حد حائر بهمين حديث عمل فرموده است ، [ص 209] و اخبار مختلفه ديگر هم در اين باب وارد شده كه ما بجهة اختصار روايت نكرديم كه در بعضي بيست ذراع در بيست ذراع فرموده‌اند و در بعضي هفتاد وجب در هفتاد وجب فرموده‌اند و در بعضي يك ميل و در بعضي ده ميل و در بعضي يك فرسخ در يك فرسخ فرموده كه همه صحيح است و محتمل است كه در بعضي كه مساحت كمتري را فرموده‌اند مرادشان افضليت و بيان تأكيد است و اكثر آن پنج فرسخ در پنج فرسخ است و در بعضي بيان حائر را فرموده‌اند يعني همان حدي كه آب ايستاد و جلو نرفت كه موافق اختيار شيخ اوحد (اع) بيست و پنج ذراع در بيست و پنج ذراع باشد .

و اما در باب تقصير نماز در چهار حرم شريف اختياري است كه مي‌تواند زائر در آن مقامات نماز را تمام كند و ميتواند شكسته بجا بياورد و فضيلت در آن است كه تمام نمايد و محتاج به نيت اقامت ده روز هم نيست ، و اصحاب ما رضوان الله عليهم هم در حدود حرمهاي چهارگانه اختلاف دارند و اختلافشان بواسطه اختلاف اخبار است و موافق اختيار مولاي من (اع) در كتاب موجز ميفرمايند : حرم خدا يك بريد است در يك بريد كه دوازده ميل است و حرم رسول او يك بريد است در يك بريد و آن مابين دو سنگستان مدينه است بآن اندازه كه سنگستان بآن احاطه كرده و حد آن مابين ظل عاير است تا ظل وعير كه دو كوه است دو طرف مدينه و حرم اميرالمؤمنين كوفه و مضافات آن است تا نجف و حرم حسين عليه السلام پنج فرسخ است در پنج فرسخ از هر جانب از چهار جانب قبر مگر اينكه در بسياري از اخبار تعبير آورده شده است بمكه و مدينه و روايت شده است كه آن دو حرم خداست و حرم رسول او صلي الله عليه و آله و در بعض اخبار از حرم اميرالمؤمنين (ع) بكوفه تعبير آورده [ص 210] شده است و در بعض اخبار مسجدين فرموده‌اند و مسجد كوفه و حرم حسين و در بعضي در نزد قبر حسين فرموده‌اند و در بعضي حائر و اختلاف اخبار محتمل است براي توضيح باشد يا براي افضليت و زيادتي تأكيد و مشهور در كلام اصحاب اين است كه مراد از حرمين شريفين هر يك از دو بلده است و بعض اصحاب فرموده‌اند كه چهار بلده شريفه كه مكه و مدينه و نجف و كربلا باشد و بعضشان اختصاص داده‌اند كوفه را بمسجد و در حدود مسجد هم اختلاف كرده‌اند و حرم حسين عليه السلام را اختصاص داده‌اند بحائر و قول مشهور در ميانه اصحاب همين است و چون در همه اينها بنا بر تخيير است موافقت مشهور احوط است مگر در كوفه كه اختصاص دادن بمسجد ايجاب ميكند كه موضع قبر اميرالمؤمنين عليه السلام خارج از حرم بشود و بهتر اين است كه اختصاص ندهند و فرمايش امام را بر عموم خود باقي بگذارند كه در بسياري از اخبار همين طور است تا اينكه موضع قبر هم داخل در آن باشد بلكه اصل همان است و بهمين قبر شرافت داده است خداوند اين زمين مباركه را . عرض ميكنم در باب تقصير در اين مواطن شريفه عمل بر همين است كه روايت كرديم .

فصل - در استشفاء بتربت حسين عليه السلام و تبرك جستن بآن و بوسيدن آن و كام برداشتن اولاد بآن و با خود نگاه داشتن آن در موقع ترس و ناخوشي ، فرمود حضرت ابوعبدالله عليه السلام كه در طرف سر حسين عليه السلام خاكي است قرمز كه در آن شفاي از هر دردي است مگر مرگ و سؤال شد از آن حضرت كه از خاك قبر حسين عليه السلام بردارم بجهة تبرك فرمود باكي نيست و عرض شد بآن حضرت كه انسان از خاك قبر حسين عليه السلام [ص 211] ميگيرد و منتفع ميشود و ديگري ميگيرد و منتفع نميشود فرمود نه والله نمي‌گيرد احدي كه معتقد باشد كه خداوند نفع ميدهد باو باين وسيله الا اينكه نفع ميكند باو و فرمود در خاك قبر حسين عليه السلام شفاء از هر درد است و آن دواي بزرگ است و فرمود كام برداريد اولاد خود را با تربت حسين عليه السلام كه آن امان است و فرمود هر كس برسد باو ناخوشي پس ابتدا كند بخاك قبر حسين عليه السلام شفا ميدهد او را خدا از آن ناخوشي مگر اينكه مرض موت باشد و از محمد بن مسلم است كه مريض بود و حضرت ابوعبدالله عليه السلام شربتي بر او فرستاد و آشاميد و فورا شفا يافت پس خدمت حضرت رسيد فرمود چگونه يافتي شراب را عرض كرد من از نفس خودم مأيوس بودم همينكه آشاميدم آنرا برخاستم و خدمتت رسيدم مثل اينكه عقال مرا باز كردند فرمود اي محمد شرابي كه آشاميدي آنرا در آن بود از خاك قبور پدران من و آن بهترين چيزي بود كه ما بدان استشفا ميجوئيم و هيچ چيز مثل آن نيست و ما ميآشامانيم از آن بچها و زنهاي خودمان را و مي‌بينيم از آن هر خيري را و فرمود خاك حرام است هر خاكي باشد مثل گوشت خوك و هر كس بخورد خاك و بميرد از آن نماز بجا نميآورم بر آن مگر خاك قبر زيرا در آن شفاي از هر درد است و هر كس بخورد آنرا براي شهوت خود خاك شفا در آن نيست ، عرض ميكنم در اين حديث كه خاك قبر بطور مطلق فرموده است معلوم است كه سائل ميدانسته كدام قبر را ميفرمايد و معهود بوده است و در ساير اخبار طين قبر حسين ميفرمايد ، و فرمود هر كس بخورد از خاك قبر حسين عليه السلام بغير نيت استشفا چنان است كه گوشت ما را خورده است و سؤال شد حضرت [ص 212] ابوالحسن عليه السلام از خاك فرمود خوردن خاك حرام است مثل ميته و خون و گوشت خوك مگر خاك حائر كه در آن شفاي از هر دردي است و امن از هر خوفي و از محمد بن عيساي يقطيني روايت شده كه گفت فرستاد بسوي من حضرت ابوالحسن رضا عليه السلام يك بسته لباسي و غلماني تا اينكه گفت همينكه خواستم تعبيه نمايم لباسها را در ميانه آنها خاكي را ديدم برسول گفتم اين خاك چيست گفت هيچ متاعي را حضرت بجائي نميفرستد مگر اينكه ميگذارد در آن از خاك قبر حسين عليه السلام و گفت كه حضرت ابوالحسن عليه السلام فرمود كه اين امان است باذن خدا .

فصل - در كيفيت برداشتن تربت حسين عليه السلام و كيفيت استشفاء بآن و مقدار استعمال آن و گرفتن تسبيح از تربت حسين عليه السلام ، فرمود حضرت صادق عليه السلام اگر خواستي از خاك قبر حسين عليه السلام برداري پس بخوان فاتحة الكتاب و معوذتين و قل هو الله احد و قل يا ايها الكافرون و انا انزلناه و آية الكرسي و يٰس و ميگوئي :

اَللّٰهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ حَبٖيبِكَ وَ نَبِيِّكَ وَ اَمٖينِكَ وَ بِحَقِّ اَمٖيرِالْمُؤْمِنٖينَ عَلِيِّ بْنِ اَبٖيطٰالِبٍ عَبْدِكَ وَ اَخٖي رَسُولِكَ وَ بِحَقِّ فٰاطِمَةَ بِنْتِ نَبِيِّكَ وَ زَوْجَةِ وَلِيِّكَ وَ بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ بِحَقِّ الْاَئِمَّةِ الرّٰاشِدٖينَ وَ بِحَقِّ هٰذِهِ التُّرْبَةِ وَ بِحَقِّ الْمَلَكِ الْمُوَكَّلِ بِهٰا وَ بِحَقِّ الْوَصِيِّ الَّذٖي هُوَ فٖيهٰا وَ بِحَقِّ الْجَسَدِ الَّذٖي ضَمَّتْ وَ بِحَقِّ جَمٖيعِ مَلٰاۤئِكَتِكَ وَ اَنْبِيٰاۤئِكَ وَ رُسُلِكَ صَلِّ عَلٰي مُحَمَّدٍ وَ آلِهٖ [ص 213] وَ اجْعَلْ هٰذَا الطّٖينَ شِفٰاۤءً لٖي وَ لِمَنْ يَسْتَشْفٖي بِهٖ مِنْ كُلِّ دٰاۤءٍ وَ سُقْمٍ وَ مَرَضٍ وَ اَمٰاناً مِنْ كُلِّ خَوْفٍ اَللّٰهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَيْتِهٖ اِجْعَلْهُ عِلْماً نٰافِعاً وَ رِزْقاً وٰاسِعاً وَ شِفٰاۤءً مِنْ كُلِّ دٰاۤءٍ وَ سُقْمٍ وَ آفَةٍ وَ عٰاهَةٍ وَ مِنْ جَمٖيعِ الْأَوْجٰاعِ كُلِّهٰا اِنَّكَ عَلٰي كُلِّ شَيْءٍ قَدٖيرٌ .

و ميگوئي :

اَللّٰهُمَّ رَبَّ هٰذِهِ التُّرْبَةِ الْمُبٰارَكَةِ الْمَيْمُونَةِ وَ الْمَلَكِ الَّذٖي هَبَطَ بِهٰا وَ الْوَصِيِّ الَّذٖي هُوَ فٖيهٰا صَلِّ عَلٰي مُحَمَّدٍ وَ آلِ‌مُحَمَّدٍ وَ انْفَعْنٖي بِهٰا اِنَّكَ عَلٰي كُلِّ شَيْءٍ قَدٖيرٌ .

و فرمود هر كس بفروشد خاك قبر حسين عليه السلام را پس او ميفروشد گوشت حسين را و ميخرد آن را و از حضرت علي بن الحسين عليه السلام است كه فرمود مهر كردن بر طين قبر حسين عليه السلام باين طور است كه خوانده شود بر آن انا انزلناه في ليلة القدر ، و در حديثي از حضرت ابي‌عبدالله عليه السلام است كه فرمود فاسد ميكند تربت را آنچه مخلوط بآن ميشود از ظروف آن و كمي يقين اشخاصي كه معالجه ميكنند بآن و اما كسي كه يقين دارد كه آن شفاي كسي است كه معالجه بآن ميكند كفايت ميكند او را باذن خدا از غير آن از آنچه معالجه بآن ميشود و فاسد ميكنند آن را شياطين و جن از اهل كفر بعضشان مسح ميكنند آنرا و نمي‌گذرد بچيزي مگر اينكه مي‌بويد آن را و اما شياطين و كفار جن اين است و جز اين نيست حسد مي‌برند بر بني‌آدم پس مسح ميكنند آن را و مي‌برند بوي خوش آن را [ص 214] و بيرون نمي‌رود آن طين از حائر مگر اينكه عدد بسياري از شياطين كه احصا نمي‌شوند مستعد براي آن هستند و آن تربت در دست صاحبش است كه آنها مسح ميكنند خود را بر آن زيرا قادر نيستند با ملائكه داخل حائر شوند و اگر چيزي از تربت سالم ميماند معالجه نميشد بآن احدي مگر اينكه در ساعت شفا مي‌يافت پس همينكه برداشتي آن را پنهان بدار آنرا و بسيار بخوان بر آن ذكر خداي عز و جل را و بمن رسيده كه بعضي از آنها كه تربت برميدارند استخفاف بآن مينمايند حتي آنكه بعضشان ميندازند آن را در توبره شتر و قاطر و الاغ و در ظرف غذا يا پارچهٔ كه دست خود را از غذا پاك ميكنند و در خُرْج و جوالها پس چگونه استشفاء بآن ميجويد كسي كه اين است حال تربت در نزد او و لكن قلب آنها كه خالي از يقين است از اشخاصي كه استخفاف مينمايند بآنچه صلاحشان در آن است عمل آنها را فاسد مينمايد . عرض ميكنم بعضي از اخبار باب را اختصارا ترك كرديم و اكتفا نموديم بآنچه ذكر آن لزوم داشت و بايد همگي متوجه باشند كه احترام تربت احترام خود سيد شهداست و خون آن بزرگوار است كه مخلوط با اين خاك شده و كوچك نشمارند و بي‌ادبي ننمايند و خريد و فروش ننمايند و در بهترين و پاكيزه‌ترين جائي نگاهداري نمايند همان طور كه جوهر نفيس قيمتي خود را نگاه ميدارند و در موقع استشفاء با يقين و توسل بصاحب آن استشفا نمايند و بدانند كه شفا را خداوند در آن قرار داده است و در حقيقت خداوند تربت سيدالشهداء را اسم خود قرار داده كه در دعا ميخواني يا من اسمه دواء و ذكره شفاء .

و اما مقدار استعمال آن پس فرمود حضرت باقر يا حضرت صادق عليهما السلام كه خداي تعالي خلق فرمود آدم را از خاك پس حرام فرمود خاك را [ص 215] بر اولاد او پس عرض شد چه ميفرمائي در خاك قبر حسين بن علي عليه السلام فرمود حرام است بر مردم خوردن گوشتهاي آنها و حلال است بر آنها خوردن گوشتهاي ما و لكن كمي از آن باندازه نخودي و فرمود حضرت ابوعبدالله عليه السلام اگر مريضي از مؤمنين بشناسد حق ابي‌عبدالله عليه السلام و حرمت او و ولايت او را بگيرد از خاك قبر او باندازه سر انگشتي از براي او دوا است ، عرض ميكنم خاك خوردن حرام است و از تربت سيدالشهداء عليه السلام براي استشفاء و تبرك باندازه نخود اجازه داده شده و امر فرموده‌اند و زياده بر آن را احتياطا خودداري كنند .

و اما گرفتن تسبيح تربت هم مستحب است و تأكيد دارد در اخبار و حضرت صادق عليه السلام فرمود كسي كه يك دوره استغفار نمايد با تسبيحي از تربت حسين عليه السلام يا ذكر ديگر نمايد مي‌نويسد خداوند براي او هفتاد مرتبه و سجده كردن بر آن ميگذرد از حجابهاي هفتگانه و فرمود حضرت موسي بن جعفر عليه السلام مستغني نمي‌شوند شيعيان ما از چهار چيز : خمرهٔ كه نماز بجا بياورد بر آن و انگشتري كه بدست نمايد و مسواكي كه مسواك نمايد بآن و تسبيحي از خاك قبر ابي‌عبدالله عليه السلام كه در آن سي و سه دانه باشد كه هر وقت حركت بدهد آن را بذكر خدا نوشته ميشود براي او بهر حبه چهل حسنه و همينكه بازي كند بآن در حالي كه غافل است نوشته ميشود نيز براي او بيست حسنه . عرض ميكنم اخبار در فضل تسبيح تربت و بعض دعاها كه با آن خوانده ميشود در مظان آن مذكور است .

و اما خوردن ساير خاكهاي قبور ائمه اطهار صلوات الله عليهم احتياط در ترك آن است زيرا خوردن خاك باصل شرع حرام است سواي خاك قبر [ص 216] حضرت سيدالشهداء عليه السلام كه مصرحا استثنا شده و اما حديثي كه در فصل سابق روايت كرديم كه حضرت ابوعبدالله (ع) شربتي براي محمد بن مسلم فرستاد كه در آن از خاك قبور آباء آن بزرگوار بود صراحتي در حليت خاك قبور آن بزرگواران ندارد زيرا خاك را كه در آب ميريزند ته‌نشين ميكند و مانعي از خوردن آن آب نيست و همه آبها از روي خاك عبور ميكند و همچنين در حديث ديگر كه فرمود استشفا ميشود بطين قبر جدم رسول خدا صلي الله عليه و آله و همچنين خاك قبر حسن و علي و محمد باز صراحت در حلال بودن ندارد و استشفا نمودن اعم از خوردن است و ممكن است مسح كردن يا همراه نگاه داشتن باشد ، و از حضرت موسي بن جعفر عليه السلام روايت شده است كه خبر داد بموت خودش و دفن خودش و فرمود بلند نكنيد قبر مرا بيش از چهار انگشت باز و نگيريد از تربت من چيزي براي تبرك زيرا هر تربتي براي ما حرام است مگر تربت جدم حسين بن علي عليه السلام كه خدا قرار داده آن را شفاي براي شيعه ما و اولياء ما ، عرض ميكنم حديث فوق صريح است در منع از همه خاكها سواي تربت حسين عليه السلام و اخبار ديگر هم هست كه اختصارا روايت نكرديم .

فصل - در اينكه استجابت دعاء در تحت قبه او است ، فرمودند حضرت باقر و حضرت صادق عليهما السلام كه خداوند عوض داده است بحسين عليه السلام در ازاء قتل او كه امام از ذريه او است و شفاء در تربت او است و اجابت دعاء در نزد قبر او است و ايام آمدن و رفتن زائرين او از عمر آنها محسوب نميشود و عرض شد بحضرت ابي‌عبدالله عليه السلام كه چه اجر و ثوابي است براي كسي كه بيايد بسوي قبر حسين عليه السلام فرمود نماز نميكند [ص 217] در نزد او احدي و دعا نميكند بدعائي مگر اينكه زود يا دور مستجاب ميشود عرض شد زياد بفرما فرمود كمترين چيزي كه گفته ميشود بزائر حسين اين است كه بتحقيق آمرزيده شد براي تو پس از سر بگير امروز عمل جديدي را .

عرض ميكنم اخبار ديگر هم در باب استجابت دعاء در تحت قبه آن حضرت هست و شبهه در اين نيست و ظاهرا مراد از قبه همان سقف است كه بر روي قبر آن حضرت ساخته شده كه همان حرم شريف باشد ولي در باطن امر بزرگتر از اين حرفها است و مراد از قبه آن بزرگوار قبه آسمان ولايت او است كه بر روي همه عالم زده شده و جميع ملك و ملكوت و جبروت را احاطه كرده است و استجابت جميع دعاها در تحت آن قبه است و اين قبه ظاهري گاهي نبوده و گاهي بوده است و گاهي كوچك بوده و گاهي بزرگ و بهر حال مناسب عالم اعراض است اما قبه باطني و حقيقي آن بزرگوار قبه ولايت او است كه هميشه بوده و خواهد بود و جميع آنچه خداوند بر حسب دعاي اين خلق بآنها داده همه را از آسمان ولايت نازل فرموده و جميع عطاي پروردگار از تحت آن قبه است و در تحت اين قبه ظاهري هم دعاي آنها مستجاب است كه در تحت قبه ولايت آن بزرگوار باشند و در حقيقت خود را از تحت آن قبه خارج نكرده باشند .

فصل - در فرض زيارت آن حضرت عليه السلام است ، فرمود حضرت ابوجعفر عليه السلام امر كنيد شيعه ما را بزيارت قبر حسين عليه السلام براي اينكه اتيان آن مفترض است بر هر مؤمني كه مقر است بامامت حسين عليه السلام از جانب خداي عز و جل و فرمود امر كنيد شيعه ما را بزيارت قبر حسين عليه السلام زيرا كه زيارت او زياد ميكند در روزي و دراز ميكند عمر را [ص 218] و دفع ميكند بدي را و اتيان آن مفروض است بر هر مؤمني كه مقر است براي حسين بامامت از جانب خدا و فرمود حضرت ابوعبدالله عليه السلام اگر يكي از شما تمام عمر را حج نمايد و زيارت نكند حسين عليه السلام را هرائينه تارك حقي است از حقوق رسول خدا صلي الله عليه و آله زيرا كه حق رسول خدا صلي الله عليه و آله فريضه‌ايست از خدا كه واجب است بر هر مسلمي و در روايتي فرمود اگر يكي از شما هزار حج نموده باشد ، و در روايتي فرمود زيرا كه حق حسين عليه السلام فريضه‌ايست از خدا كه واجب است بر هر مسلمي و از ام‌سعيد احمسيه است كه گفت فرمود بمن ابوعبدالله عليه السلام اي ام‌سعيد آيا زيارت ميكني قبر حسين عليه السلام را گفتم بلي فرمود اي ام‌سعيد زيارت بكن او را زيرا كه زيارت حسين واجب است بر مردان و زنان و فرمود زيارت حسين بن علي عليهما السلام واجب است بر هر كس اقرار نمايد بامامت حسين عليه السلام از جانب خداوند عز و جل و در بحار از حضرت ابي‌جعفر عليه السلام است فرمود امر كنيد شيعه ما را بزيارت حسين بن علي عليهما السلام زيرا كه زيارت او دفع ميكند از هدم و غرق و سوختن و خوردن درندگان و زيارت او مفترض است بر هر كس اقرار نمايد بر حسين بامامت از جانب خداي عز و جل و فرمود حضرت ابوعبدالله عليه السلام بدرستيكه براي خدا در هر روز و شبي صدهزار نگاه است بسوي زمين كه ميآمرزد براي هر كس خواسته باشد و عذاب ميكند هر كس را كه خواسته باشد و ميآمرزد زائرين قبر حسين عليه السلام را خصوصا و اهل بيت آنها را و كساني را كه شفاعت نمايد روز قيامت هر كه ميخواهد باشد عرض شد و اگر چه مستوجب آتش باشد فرمود اگر چه مستوجب آتش باشد [ص 219] بشرطي كه ناصب نباشد . عرض ميكنم اخبار در فرض زيارت آن بزرگوار زياد است و جمعي از اصحاب رضوان الله عليهم زيارت آن بزرگوار را واجب شمرده‌اند و جمعي مستحب دانسته‌اند و مولاي من اعلي الله مقامه در كتاب هفتاد مسأله بيان جامعي در اين خصوص فرموده است كه ما عين آنرا در فصل خاصي روايت خواهيم كرد .

فصل - در ترك زيارت آن بزرگوار است ، فرمود حضرت ابوجعفر عليه السلام هر كس دوست ما باشد بايد رغبت داشته باشد در زيارت قبر حسين عليه السلام و هر كس دوست حسين و زوار او باشد ما مي‌شناسيم او را بدوستي خودمان اهل بيت و از اهل بهشت است و هر كس زوار حسين عليه السلام نباشد ناقص الايمان است و فرمود حضرت ابوعبدالله عليه السلام هر كس نرود بسوي قبر حسين عليه السلام تا بميرد او منتقص الايمان و منتقص الدين است اگر داخل بهشت هم بشود دون ساير مؤمنين است و فرمود هر كس نرود بزيارت قبر حسين عليه السلام و او گمان ميكند كه شيعه ما است تا وقتي كه بميرد او شيعه ما نيست و اگر از اهل بهشت هم باشد ميهمان اهل بهشت است و سؤال شد آن حضرت از كسي كه ترك نمايد زيارت قبر حسين عليه السلام را از غير علتي فرمود اين مردي است از اهل آتش . عرض ميكنم در اين باب هم اخبار زياد است و ما اختصارا روايت نكرديم و شك نيست در صورتي كه زيارت آن بزرگوار شرط تشيع و واجب عيني باشد ترك آن جايز نيست و موجب نقص دين و ايمان خواهد بود و با اظهار محبت و اقرار بولايت و امامت آن حضرت منافات كلي دارد .

فصل - در زيارت آن بزرگوار است در حال ترس ، عرض شد بحضرت ابوجعفر عليه السلام چه ميفرمائي درباره كسي كه زيارت نمايد پدرترا در [ص 220] حال ترس فرمود ايمن ميكند خدا او را در روز فزع اكبر و ملائكه ملاقات مينمايند او را ببشارت و گفته ميشود باو ترس نداشته باش و محزون مباش كه امروز روز رستگاري تو است و عرض شد بحضرت ابي‌عبدالله عليه السلام كه قلب من منازعه ميكند با من در زيارت قبر پدرت و همينكه بيرون ميروم دل من ترسان است تا برميگردم از خوف سلطان و نمامها و اصحاب مصالح فرمود آيا دوست نميداري كه خداوند به‌بيند تو را كه در راه ما ترسان هستي آيا نميداني هر كس براي ترس ما بترسد خداوند او را در ظل عرش خود جا ميدهد و حسين عليه السلام در تحت عرش خدا با او سخن ميگويد و ايمن ميگرداند خدا او را از ترسهاي روز قيامت كه مردم ميترسند و او نمي‌ترسد و اگر ترسيد ملائكه او را تسكين و دلداري ميدهند او را ببشارت و فرمود بشخصي كه آيا ميروي بسوي قبر حسين عليه السلام عرض كرد بلي با حال ترس فرمود هر چه ترس سخت‌تر باشد ثواب آن باندازه خوف او است و هر كس در رفتن بسوي او بترسد ايمن ميفرمايد خدا ترس او را در روزي كه مردم براي رب العالمين برميخيزند و برميگردد در حالي كه آمرزيده است و ملائكه بر او سلام ميكنند و پيغمبر صلي الله عليه و آله او را زيارت ميكند و برميگردد بنعمت پروردگار و فضلي كه بدي باو نخواهد رسيد و پيروي كرده است رضوان خدا را و در بحار از حضرت ابي‌عبدالله عليه السلام روايت شده است فرمود ترك مكن زيارت قبر حسين عليه السلام را بجهة ترس زيرا هر كس ترك زيارت او نمايد آنقدر حسرت خواهد ديد كه آرزو دارد كه قبر آن حضرت نزد او بود آيا دوست نميداري كه به‌بيند خداوند شخص تو را و سواد تو را در ميانه اشخاصي كه رسول خدا صلي الله عليه و آله بر او دعا ميكند و علي و فاطمه [ص 221] و ائمه عليهم السلام . عرض ميكنم اخبار در تأكيد زيارت آن بزرگوار ولو در حال ترس و احتياط و خوف از سلاطين هم باشد بهمين سياق است كه ملاحظه كردي و از فحواي اخبار پيداست كه اغلب سؤال ميكرده‌اند باين خيال كه اجازه ترك بگيرند و مع ذلك ترغيب و تأكيد ميفرموده‌اند و معلوم است كه در هيچ حال اجازه ترك نميداده‌اند چنانچه در حديثي صريحتر از اخبار فوق ميفرمايند كه در بحار روايت ميكند از قائد از عبد صالح عليه السلام كه گفت داخل شدم بر ابي‌عبدالله عليه السلام و عرض كردم جعلت فداك مردم زيارت حسين عليه السلام را نمودند چه آنها كه عارف بآن حضرت بودند و چه آنها كه منكر بودند حتي زنها سوار شدند و بزيارت آن حضرت رفتند تا مشهور شدند و من همينكه شهرت را ديدم خودداري كردم پس مدتي تأمل فرمود و جواب نميداد بعد از آن رو كرد بمن و فرمود اي عراقي اگر آنها خود را مشهور كردند تو مشهور مكن خود را قسم بخدا نميرود بسوي حسين كسي كه عارف بحق او باشد مگر اينكه ميآمرزد خدا گناه گذشته و آينده او را . عرض ميكنم ملاحظه ميكني كه با وجود خوف شهرت و احتياطي كه سائل داشته است باز تأكيد فرموده و اجازه ترك نفرموده است منتهي اين است كه ملاحظه حال او را فرموده و فرموده است تو خود را مشهور مكن يعني بطوري برو كه مشهور نشوي ، و البته با مراجعه بتواريخ گذشته و منعي كه سلاطين و خلفاي اموي و عباسي ميكرده‌اند و خوف هلاكت براي زوار بوده است ميدانيد كه در آن ايام زيارت آن حضرت بچه اندازه دشوار بوده معذلك اوامر آن بزرگواران باين طور بوده و اصرار شيعه و فداكاري آنها هم بدرجهٔ بود كه خلفا و سلاطين دانستند كه منع از زيارت آن بزرگواران [ص 222] ممكن نيست و تدريجا دست برداشتند حتي خودشان هم بزيارت رفتند تا امر بحمد الله باينجا رسيد كه مشهود است و كار بآنجا رسيده كه غير شيعه هم فوج فوج بزيارت آن حضرت ميآيند و همه ساله بر عده آنها ميفزايد و در اين ايام هم مكرر سؤال از اين مطلب از ما ميكنند و نظر من تفصيل و استدلال در جواب نيست ولي از همين فصل شريف جواب سؤال‌كنندگان داده ميشود و ملاك امر بطور كلي حال خود سؤال‌كنندگان است كه آيا عشق و علاقه بزيارت آن بزرگوار دارند يا از پي بهانه هستند و حال خود را بهتر ميدانند و جواب در نزد خودشان است ،

استاد تو عشق است چه آنجا برسي او خود بزبان حال گويد چون كن

فصل - در فضيلت زيارت آن حضرت است و فضيلت تكرار زيارت و فضل پياده‌روي در زيارت آن بزرگوار و استحباب زيارت آن حضرت ولو از راه دريا باشد و فضيلت زيارت آن حضرت بر حج و عمره و بنده آزاد كردن و صدقه دادن و بالاخره آنكه زيارت آن حضرت افضل اعمال است و ثواب انفاق در راه زيارت و جواز نايب گرفتن در زيارت آن حضرت است ، فرمود حضرت ابوعبدالله عليه السلام كه فرمود حسين عليه السلام من كشته شده اشك چشم هستم و كشته شدم در حالي كه مكروب بودم و سزاوار است بر خدا كه نيايد بسوي من مكروبي مگر اينكه برگرداند خداوند او را در حالي كه مسرور است و فرمود حضرت ابوجعفر عليه السلام هر كس زيارت نمايد قبور شهداء آل‌محمد عليهم السلام را كه اراده دارد صله پيغمبر خود را نموده باشد بيرون ميرود از گناهانش مثل روزي كه از مادر متولد شده و فرمود حضرت ابوعبدالله عليه السلام كه حسين بن علي در نزد پرورنده خودش است [ص 223] و نگاه ميكند بموضع لشكرگاه خود و شهدائي كه با او بودند و نظر ميكند بسوي زوار خود و او عارف‌تر است بآنها و باسماء آنها و اسماء آباء آنها و درجات آنها و منزلت آنها در نزد خداي عز و جل از يكي از شما بفرزندان خود و او مي‌بيند سكنه آنجا را و استغفار ميكند براي آنها و سؤال ميكند از پدران خود عليهم السلام كه استغفار نمايند بر او و ميفرمايد كه اگر ميدانست زائر من آنچه را كه خدا آماده كرده است براي او هرائينه خوشوقتي او بيشتر بود از غم او و بدرستيكه زائر حسين عليه السلام برميگردد و گناهي بر او نيست و فرمود موكل فرموده است خداوند بقبر حسين عليه السلام چهارهزار ملك موژوليده و غبارآلوده كه گريه ميكنند براي او تا روز قيامت پس هر كس زيارت نمايد او را در حالي كه عارف بحق او است مشايعت ميكنند او را تا او را بمأمن او برسانند و اگر مريض شد عيادت ميكنند او را هر صبح و شام و اگر بميرد بر جنازه او حاضر ميشوند و استغفار ميكنند براي او تا روز قيامت و فرمود حضرت رضا عليه السلام هر كس زيارت كند قبر ابي‌عبدالله الحسين عليه السلام را پهلوي شط فرات مثل كسي است كه زيارت كرده است خداوند را بالاي عرش او ، عرض ميكنم اخبار فضيلت زيارت آن بزرگوار از اين حدود زيادتر است و ما براي رعايت حجم كتاب روايت نكرديم و همين حديث آخر براي شخص عارف كفايت است كه بداند زيارت آن حضرت زيارت خداست ، و فرمود حضرت ابوعبدالله عليه السلام سزاوار است بر توانگر كه بيايد بسوي قبر حسين بن علي عليهما السلام در سال دو مرتبه و سزاوار است بر فقير كه بيايد بسوي او در سال يك مرتبه و عرض شد بآن بزرگوار چه ثواب است براي كسي كه زيارت نمايد حسين [ص 224] عليه السلام را در هر ماه فرمود براي او ثواب صدهزار شهيد است مثل شهداء بدر ، عرض ميكنم و اخبار ديگر هم داريم كه در سه سال يك مرتبه و چهار سال يك مرتبه فرموده‌اند و در اخباري كمتر از يك ماه هم فرموده‌اند و در هر جمعه فرموده‌اند و البته همه اينها نسبت بحال اشخاص و استطاعت و عدم استطاعت و نزديكي و دوري مسافت فرق ميكند و بهر حال كه تأكيد بسيار دارد ، و فرمود حضرت ابوعبدالله عليه السلام هر كس بيايد بسوي قبر حسين عليه السلام در حالي كه پياده بيايد مي‌نويسد خداوند براي او بهر گامي هزار حسنه و محو ميكند از او هزار سيئه و بلند ميكند براي او هزار درجه پس همينكه بفرات رسيدي غسل كن و نعلين خود را بياويز و پابرهنه راه برو و مانند عبد ذليل راه برو پس همينكه بباب حائر رسيدي چهار مرتبه تكبير بگو بعد از آن كمي راه برو و باز چهار تكبير بگو پس بجانب سر بيا و بايست و چهار تكبير بگو و نماز بجا بياور در نزد او و حاجت خود را از خداوند سؤال كن و فرمود هر كس بيايد بسوي قبر حسين عليه السلام پياده ، مي‌نويسد خدا براي او بهر گامي و قدمي كه بلند ميكند و ميگذارد آزاد كردن بندهٔ از ولد اسمعيل و فرمود حضرت ابوعبدالله عليه السلام هر كس بيايد بسوي قبر حسين عليه السلام در كشتي و كشتي آنها غرق شود ندا ميكند منادي از آسمان كه پاكيزه شديد و پاكيزه شد براي شما بهشت و از پيغمبر صلي الله عليه و آله رسيده است كه هر كس زيارت نمايد او را يعني حسين عليه السلام را در حالي كه عارف بحق او است مي‌نويسد خداوند براي او ثواب هزار حج و هزار عمره ، آگاه باشيد هر كس زيارت نمايد او را بتحقيق مرا زيارت كرده است و هر كس مرا زيارت [ص 225] نمايد مثل اين است كه خدا را زيارت كرده و سزاوار است بر خدا كه عذاب نفرمايد او را بآتش ، آگاه باشيد كه اجابت در تحت قبه او است و شفاء در تربت او است و ائمه از ولد اويند ، عرض ميكنم و باين مضمون حديث زياد است و بالاتر از اين ، حتي آنكه پيغمبر صلي الله عليه و آله ميفرمايد كه هر كس زيارت نمايد حسين عليه السلام را براي او است ثواب هفتاد حج و هفتاد عمره از حجها و عمرِهاي پيغمبر صلي الله عليه و آله و سؤال شد حضرت ابوعبدالله عليه السلام از زيارت قبر حسين عليه السلام پس فرمود كه آن افضل اعمال است و فرمود حضرت ابوعبدالله عليه السلام كه هر كس زيارت نمايد قبر حسين را لله و في الله آزاد ميكند خدا او را از آتش و ايمن مينمايد او را روز فزع اكبر و سؤال نميكند از خدا حاجتي را از حوائج دنيا و آخرت مگر اينكه عطا ميفرمايد باو و عرض شد بحضرت ابي‌عبدالله عليه السلام كه پدر بزرگوارت ميفرمود كه در حج حساب ميشود بهر درهمي كه انفاق نمايد آن را هزار درهم پس چيست براي كسي كه انفاق نمايد در راه پدرت حسين عليه السلام فرمود حساب ميشود براي او بدرهمي هزار و هزار تا شمرد ده مرتبه و بلند ميشود براي او از درجات مثل آن و رضاي خدا بهتر است براي او و دعاي محمد و دعاي اميرالمؤمنين و دعاي ائمه عليهم السلام بهتر است براي او ، و در حديثي است كه عرض شد بحضرت ابي‌عبدالله عليه السلام چيست براي كسي كه بفرستد بسوي حسين عليه السلام و خود او نرود بواسطه علتي كه باو ميرسد فرمود عطا ميكند خداوند بهر درهمي كه انفاق ميكند مثل كوه احد از حسنات و عوض ميدهد باو اضعاف آنچه را كه انفاق نموده است و عرض شد بآن حضرت در حديثي كه اگر بفرستد مردي را آيا كفايت [ص 226] است از خودش فرمود بلي اما خودش كه برود بزرگتر است از حيث اجر و بهتر است براي او در نزد پرورنده او .

فصل - در فضيلت زيارت آن بزرگوار است در اوقات شريفه ، سؤال شد حضرت ابوعبدالله عليه السلام از زيارت حسين عليه السلام و عرض شد كه آيا در اين وقتي افضل از وقتي هست فرمود زيارت بكنيد او را صلي الله عليه در هر وقت و زمان زيرا كه زيارت او بهترين موضوع است و هر كس بسيار نمايد اكثار در خير نموده و هر كس كم زيارت كند كم ميشود خير او و اختيار كنيد اوقات شريفه را زيرا كه اعمال صالحه در آن اوقات مضاعف ميشود و ملائكه در آن اوقات براي زيارت او نازل ميشوند و فرمود هر كس زيارت نمايد قبر حسين عليه السلام را در هر جمعه ميآمرزد خداي براي او البته و بيرون نميرود از دنيا در حالي كه حسرت از زيارت داشته باشد و مسكن او با حسين بن علي عليه السلام است و فرمود هر كس زيارت نمايد حسين بن علي عليه السلام را در شهر رمضان و بميرد در راه عرضه نميشود بر حساب و گفته ميشود باو كه داخل بهشت شو در حالي كه ايمن هستي و فرمود حضرت ابوجعفر ثاني عليه السلام هر كس زيارت نمايد حسين بن علي عليه السلام را در شب بيست و سيّم ماه رمضان و آن شبي است كه اميد ميرود ليلة القدر باشد و در آن شب است كه تفريق ميشود هر امر محكمي ، مصافحه ميكنند با او بيست و چهار هزار ملك و پيغمبر كه همه آنها اذن ميگيرند در زيارت حسين عليه السلام در آن شب و فرمود حضرت ابوعبدالله عليه السلام هر كس زيارت نمايد قبر حسين عليه السلام را در يكي از سه شب ميآمرزد خداوند گناه گذشته و آينده او را عرض شد كدام يك از شبها جعلت فداك فرمود ليله فطر [ص 227] و ليله اضحي و ليله نصف از شعبان و فرمود هر كس زيارت نمايد قبر حسين عليه السلام را شب نيمه شعبان و شب فطر و شب عرفه در يك سال مي‌نويسد خدا براي او هزار حجه و هزار عمره قبول‌شده و قضا ميفرمايد براي او هزار حاجت از حوائج دنيا و آخرت و عرض شد خدمت حضرت ابي‌عبدالله عليه السلام كه اي بسا فوت ميشود از من حج و عرفه را در نزد قبر حسين عليه السلام ميگذرانم فرمود احسنت هر مؤمني كه بيايد بسوي قبر حسين عليه السلام و عارف بحق او باشد در غير روز عيد مي‌نويسد خدا براي او بيست حجه و بيست عمره قبول‌شده و بيست حجه و عمره با نبي مرسل يا امام عادلي و هر كس برود بزيارت او در روز عيد مي‌نويسد خدا براي او صد حجه و صد عمره و صد غزوه با پيغمبر مرسل يا امام عادلي و فرمود هر كس معسر باشد و حجة الاسلام براي او مهيا نشود پس بيايد نزد قبر حسين عليه السلام و عرفه را نزد او باشد كفايت ميكند از حجة الاسلام و نميگويم كه كفايت ميكند از حجة الاسلام مگر براي معسر اما براي شخص دارنده اگر حجة الاسلام نموده باشد و خواسته باشد كه حج و عمره مستحبي بنمايد و شغلي و عائقي مانع او شود پس عرفه را در نزد قبر حسين عليه السلام بيايد كفايت ميكند از اداء حجه و اضعاف مضاعف خدا باو ميدهد عرض شد كه اين عمل معادل چند حجه و عمره ميشود فرمود شمرده نميشود عرض شد صد حجه فرمود كيست كه بتواند احصا نمايد آنرا عرض كرد هزار فرمود و بيش از آن و بعد از آن فرمود و ان تعدوا نعمت الله لاتحصوها ، و فرمود حضرت ابوجعفر عليه السلام هر كس زيارت نمايد حسين عليه السلام را در روز عاشوراي از محرم و تا عصر بماند نزد او در حالي كه گريه ميكند ملاقات ميكند خداي عز و جل را در روزي كه ملاقات ميكند [ص 228] با ثواب دوهزار حجه و دوهزار عمره و دوهزار غزوه و ثواب هر حجه و عمره و غزوه مثل ثواب كسي است كه حج نموده و عمره بجا آورده و جنگ كرده در ركاب رسول خدا صلي الله عليه و آله و فرمود هر كس زيارت نمايد حسين عليه السلام را در روز عاشورا واجب ميشود بر او بهشت و فرمود هر كس بيتوته نمايد در نزد قبر حسين عليه السلام در شب عاشورا ملاقات ميكند خدا را روز قيامت در حالي كه آلوده بخون خودش است كه گويا كشته شده است با او در عرصه كربلا و از حضرت ابي‌محمد الحسن بن علي العسكري عليه السلام است كه فرمود از علامات مؤمن پنج چيز است نماز پنجاه ركعت و زيارت اربعين و انگشتر نمودن بدست راست و بخاك ماليدن پيشاني در وقت سجده و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحيم و از بشير دهّان است از جعفر بن محمد عليهما السلام فرمود هر كس زيارت نمايد قبر حسين عليه السلام را در روز اول ماه رجب ميآمرزد خدا براي او البته و فرمود حضرت ابوعبدالله عليه السلام همينكه شب نيمه شعبان شود ندا ميكند منادي از افق اعلي بزائرين حسين عليه السلام كه برگرديد در حالي كه آمرزيده شده است براي شما و ثواب شما بر پرورنده شما است و محمد پيغمبر شما و فرمود هر كس زيارت نمايد قبر حسين بن علي عليه السلام را سه سال متوالي بدون فاصله در نيمه شعبان آمرزيده ميشود بر او گناهان او البته و فرمود هر كس زيارت نمايد قبر حسين عليه السلام را در نيمه شعبان ميآمرزد خداوند گناهان گذشته و آينده او را . عرض مي‌كنم اخبار در فضيلت اوقات شريفه و ايام متبركه زياد است و ما اقتصار نموديم بآنچه ذكر شد و از خداوند خواستاريم كه در همه اوقات شريفه زيارت آن بزرگوار و همه ائمه اطهار صلوات الله عليهم [ص 229] را باين بنده گناهكار و همه اخوان نصيب فرمايد ان شاء الله .