مسأله - باكي نيست كه طواف بر قبور ائمه اطهار صلوات الله عليهم نمايند كما اينكه عادت عامه مردم هم بر اين جاري شده و منع از آن نميكنيم و در فصل الخطاب از يحيي بن اكثم روايت ميفرمايد در حديثي كه گفت در يك روز كه داخل شدم و بين اينكه طواف ميكردم بقبر رسول خدا صلي الله عليه و آله پس ديدم حضرت محمد بن علي رضا عليه السلام را كه طواف ميكرد بقبر پس مناظره كردم با او در مسائلي كه داشتم ، عرض ميكنم اگر چه روايت يحيي بن اكثم كه از علماء عامه است در نزد ما در مقام عمل معتبر نيست اما چون ثقة الاسلام كليني و شيخ حر عاملي هم روايت كردهاند اسباب اطمينان ميشود و از باب اينكه نهيي هم در اين خصوص از طرق خودمان نداريم و حديثي هم كه در فصل الخطاب از وسائل از طرق خودمان نقل فرمودهاند كه لاتطف بقبر چون لفظ لاتطف معني ديگر غير از طواف كردن هم دارد كه ممكن است در اين موقع مراد باشد و باين لحاظ متشابه ميشود و بخبر متشابه و مجمل هم عمل كردن مشكل است ، ميماند قضيه مثل اينكه نهيي و نصي در آن نرسيده [ص 59] و مطلق است و روايت يحيي هم مؤيدي است پس منع از آن نميكنيم ● .
مسأله - در اينكه سلام نميكنند بر هيچيك از ائمه اطهار بامارت مؤمنين مگر بر علي عليه السلام ، داخل شد مردي بر حضرت ابيعبدالله عليه السلام پس گفت السلام عليك يا اميرالمؤمنين ، پس آن حضرت برخاست بر دو قدم خودش و فرمود ساكت باش اين اسمي است كه صالح نيست مگر براي اميرالمؤمنين عليه السلام كه نام گذارده است خدا او را باين اسم و ناميده نشده است بآن احدي غير او و راضي بآن شده باشد مگر اينكه منكوح است و اگر هنوز مبتلي نشده خواهد مبتلي شد و آن قول خداي عز و جل [ص 60] است در كتاب خودش ان يدعون من دونه الا اناثا و ان يدعون الا شيطانا مريدا عرض شد پس بچه خوانده ميشود قائم شما فرمود اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا بَقِيَّةَ اللّٰهِ اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ رَسُولِ اللّٰهِ و سؤال شد از قائم كه آيا سلام ميشود بر او بامارت مؤمنين فرمود نه ، اين اسمي است كه ناميده است خداوند باين اميرالمؤمنين را ، ناميده نشده بآن احدي پيش از او و ناميده نميشود بآن بعد از آن مگر كافر ، عرض شد جعلت فداك چگونه سلام ميشود بر آن حضرت فرمود ميگوئي اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا بَقِيَّةَ اللّٰهِ ، بعد از آن خواند بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين ، عرض ميكنم امارت و رياست مؤمنين در جميع عالمين مخصوص بآن حضرت و ائمه طاهرين است صلوات الله عليهم ، و در حديثي است از حضرت ابيالحسن (ع) عرض كردند اميرالمؤمنين را چرا اميرالمؤمنين خواندند فرمود : لأنه يميرهم العلم ، عرض ميكنم ميره بمعني طعامي است كه انسان براي اهل خود جلب ميكند و آن بزرگوار جلب علم براي مؤمنين ميفرمايد كه طعام روحاني است و باين معني هم ساير ائمه اطهار صلوات الله عليهم شركت دارند با اميرالمؤمنين الا اينكه چون پيغمبر صلي الله عليه و آله ميدانست كه اين اسم و لقب را دشمنان غصب خواهند كرد آن را مخصوص باميرالمؤمنين عليه السلام قرار داد و نخواست كه حتي ائمه اطهار هم علي الظاهر مسمي باين اسم شوند تا غاصبين و منكرين آن حضرت كاملا شناخته باشند و شبهه براي كسي باقي نماند .
مسأله - از آداب زيارت يكي غسل است كه در بسياري از اخبار زيارات امر فرمودهاند و از حضرت ابيعبدالله عليه السلام است در تفسير [ص 61] قول خداي عز و جل خذوا زينتكم عند كل مسجد فرمود غسل در موقع لقاء امام است ، عرض ميكنم بعد از اين نقل خواهيم كرد كه در موقع زيارت وداع در همه مشاهد امر بغسل نفرمودهاند .
مسأله - از آداب و مستحبات مؤكده ، نماز زيارت است كه در ضمن روايت هر زيارتي خواهيم ذكر كرد و اقل آن دو ركعت است و اكثر آن هشت ركعت چنانچه حضرت ابيعبدالله عليه السلام فرمود در حديثي كه نماز زيارت هشت ركعت است يا شش ركعت يا چهار ركعت يا دو ركعت و افضل از همه هشت ركعت است ، عرض ميكنم حد اقل نماز زيارت دو ركعت است كه از تماميت زيارت است و بدون آن زيارت ناقص است و در موارد زيارات مخصوصه كه عدد ركعات زيادتري فرمودهاند سنت همان است كه فرمودهاند و مهما امكن نبايد ترك شود زيرا در بجا آوردن آن فضيلت و خاصيتي است كه در غير آن صورت نيست .
مسأله - كسي كه در يكي از حرمهاي شريفه و اماكن مقدسه سبقت گرفت در مكاني در آن روز و آن شب سزاوارتر است بآن مكان از ديگران ، چنانچه عرض شد خدمت حضرت ابيعبدالله عليه السلام كه در مكه هستيم يا در مدينه يا در حائر يا در موضعي كه اميد خير بآن داريم اي بسا مرد بيرون رود براي وضو پس ديگري بيايد در مكان او فرمود هر كس سبقت گرفت در مكاني خود او سزاوارتر است بآن مكان در آن روز و آن شب .
مسأله - در اينكه از مشاهد مشرفه قبل از ظهر جمعه بيرون نروند ، از شيخ روايت فرمودهاند در فصل الخطاب از حفص بختري كه گفت هر كس [ص 62] بيرون رود از مكه يا مدينه يا مسجد كوفه يا حاير حسين عليه السلام پيش از آنكه انتظار جمعه را داشته باشد ملائكه ندا ميكنند او را كه كجا ميروي خدا برنگرداند تو را و از ابرهيم بن عبدالحميد است كه گفت شنيدم او را كه ميگفت هر كس بيرون برود از حرمين بعد از آنكه روز بلند شده پيش از آنكه نماز ظهر و عصر را بجا بياورد ندا ميشود از پشت سر لاصحبك الله ، عرض ميكنم حديث دويم صريح است در كراهت بيرون رفتن روز جمعه قبل از اداء نماز اما از حديث اول همچو برميآيد كه بيرون رفتن از اين اماكن مقدسه در روزهاي ديگر هم خوب نيست و مستحب است كه صبر كنند تا روز جمعه شود و نماز را بجا بياورد بعد از آن بيرون برود .
مسأله - فرمود حضرت ابوعبدالله عليه السلام اگر منزل كسي دور باشد پس بالا برود در منزل خودش و دو ركعت نماز بجا بياورد و اشاره نمايد بسلام بسوي قبور ما پس اين سلام بما ميرسد ، عرض ميكنم اخبار در استحباب زيارت اين بزرگواران از دور بطور مطلق و در ايام متبركه مخصوصه و در جميع ايام و همه اوقات و مخصوصا در سحرها بسيار است و در مظان خود مذكور است و بعض از آنها هم خواهد آمد .
مسأله - ثواب زيارت را اگر براي خود اين بزرگواران قرار دهي مستحسن و مرغوب فيه است چنانچه عرض شد بحضرت ابوالحسن عسكري عليه السلام كه من زيارت كردم پدر شما را و قرار دادم آنرا براي شما فرمود براي تو بسبب اين عمل ثواب و اجر بزرگي است از خدا و از ما است سپاسگذاري .
[ص 63] مسأله - امر فرمودهاند در زيارت پيغمبر صلي الله عليه و آله كه سلام اخوان را هم برسانند چنانچه موسي ابن جعفر عليه السلام فرمود در حديثي كه همينكه آمدي در نزد قبر نبي صلي الله عليه و آله و واجبات خود را ادا كردي پس دو ركعت نماز بجا بياور بعد از آن بأيست در نزد سر پيغمبر صلي الله عليه و آله پس بگو : اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا نَبِيَّ اللّٰهِ مِنْ اَبٖي وَ اُمّٖي وَ وُلْدٖي وَ خٰاۤصَّتٖي وَ جَمٖيعِ اَهْلِ بَلَدٖي حُرِّهِمْ وَ عَبْدِهِمْ وَ اَبْيَضِهِمْ وَ اَسْوَدِهِمْ ، پس بهيچكس نميگوئي كه من سلام تو را برسول خدا صلي الله عليه و آله رساندم مگر اينكه راست گفتهٔ .
مسأله - زيارت دادن ميت از سنت است چنانچه در فصل الخطاب از بحار روايت ميفرمايد كه فرمود حضرت ابوجعفر عليه السلام همينكه وفات حضرت حسن بن علي عليهما السلام نزديك شد فرمود بحسين عليه السلام اي برادر من وصيت ميكنم تو را بوصيتي پس حفظ كن آنرا ، هر گاه من بميرم پس مهيا كن مرا پس بفرست بسوي رسول خدا صلي الله عليه و آله تا تجديد عهد نمايم پس بگردان مرا بسوي مادرم عليها السلام پس برگردان مرا و دفن نما در بقيع ، عرض ميكنم فعل امام و دستور او حجت است و بايد عمل كرد مگر در موارد خاصي كه نهي فرموده باشند و عملي را اختصاص بخودشان داده باشند .
باز در آداب زيارت است كه از فصل الخطاب يا جاي ديگر نقل ميكنيم :
فصل - مرحوم محدث نوري عليه الرحمة در كتاب تحية الزائر اغلب [ص 64] آداب را در ضمن چهل و سه فقره بنحو اختصار و حذف اخبار ذكر فرموده است و از براي زائر تسهيل خوبي است ما نيز عين آن را از آن كتاب روايت ميكنيم الا اينكه بعض تفصيلات ايشان را حذف ميكنيم كه مختصرتر باشد ان شاء الله و فرموده است كه اگر چه بعضي از آنها مختص بحرم حسيني است و لكن بعد از تأمل معلوم ميشود اختصاصي ندارد مگر در چند فقره كه سبب آن را ذكر فرمودهاند ، عرض ميكنم همين طور است و بطور كلي اغلب آداب را كه فرمودهاند براي همه مشاهد است و ادبي است كه نسبت بامام رعايت ميشود و هر كدام باشد فرق نميكند و آداب مذكوره بشرح ذيل است :
اول غسل پيش از بيرون رفتن براي سفر زيارت .
دويم ترك كلام بيهوده و لغو و مخاصمه و مجادله در راه .
سوم غسل براي زيارت هر امامي هر چند براي امام ديگر غسل كرده و هنوز نشكسته .
چهارم خواندن دعاي مأثور در وقت غسل .
پنجم طهارت از حدث كبري مثل جنابت و حيض و نفاس و از حدث صغري .
ششم پوشيدن جامهاي پاك و پاكيزه .
هفتم سفيد بودن رنگ جامه .
هشتم نو بودن جامه .
نهم در وقت رفتن بروضه مقدسه گامها را كوتاه برداشتن و بآرامي و وقار سير نمودن .
دهم برهنه بودن پا در وقت رفتن بروضه مقدسه .
يازدهم خوشبو نمودن خود را در غير زيارت كربلاي معلي .
دوازدهم متذكر بودن در وقت رفتن بحرم مطهر .
سيزدهم بر در حرم شريف ايستادن و اذن دخول طلبيدن بكلمات مأثوره يا بسلام كردن بر پيغمبر و ائمه صلوات الله عليهم و سعي در تحصيل رقت و سوزش دل و خضوع و شكستگي خاطر نمودن بتصور و فكر در عظمت و جلالت قدر صاحب آن مرقد منور و اينكه ميبيند ايستادن او را [ص 65] و ميشنود كلام او را و جواب ميدهد سلام او را چنانچه بهمه اينها شهادت ميدهد در وقت خواندن اذن دخول و تدبر در محبت و لطف و مكرمتي كه بشيعيان و زائران خود دارند و تأمل در خرابيهاي حال خود و خلافها كه بآن بزرگواران كرده و فرمودِهاي بيحد كه از ايشان نشنيده و آزارها و اذيتها كه از او بايشان يا بخاصان و دوستانشان رسانده كه برگشت آن بآزردن ايشان است و اگر براستي در خود نگرد قدمهايش باز افتد و قلبش هراسان و چشمش گريان شود و روح تمام آداب بلكه زيارت در همين است كه اگر اين نعمت روزي شد بسياري از آداب قهرا و ندانسته بعمل آيد و براي فهميدن اذن دادن صاحب آن مرقد شريف در دخول در آن محضر انور علامت باشد ، و شهيد اول در دروس فرموده بعد از ذكر اين ادب اگر در قلب خود رقتي ديد داخل شود و الا در صدد تحصيل زماني برآيد كه در قلب خود رقتي يابد چه غرض اهم حضور قلب است بجهة تلقي رحمت كه از پروردگار فرود ميآيد يعني قلب قاسي غافل ساهي قابل نيست براي نزول آن رحمت خاصه در آن پس زيارتش جسدي شود بيروح و لفظي شود بيمعني مالي رفته و بدني خسته برايش بماند . عرض ميكنم عادت مشايخ ما اعلي الله مقامهم بر حسب امر آلمحمد عليهم السلام بر اين بوده كه در كتب خود نقل از غير آلمحمد عليهم السلام نميكنند مگر باعتبار اينكه آن كلام هم مأخوذ از آلمحمد عليهم السلام است و حضرت امير عليه السلام فرمود در حديثي بكميل بن زياد كه نقلي نيست مگر از امام فاضلي و فرمود مگير جز از ما كه از ما باشي و فرمود هر كس دين خود را از دهن مردم بگيرد مردم آنرا زايل ميكنند و هر كس دين خود را از كتاب [ص 66] و سنت بگيرد كوهها زايل ميشوند و او ثابت است . خلاصه آنكه فقرات فوق را كه نقل از مرحوم محدث نوري اعلي الله درجته ميكنيم از اين جهة است كه جميعا مضمون اخبار صريحه صحيحه معتبره است و از خودش نفرموده و منتهاي اطمينان بروايت ايشان حاصل است الا اينكه در اين فقره اخيره كه در آخر آن روايت از شهيد اول در دروس ميفرمايد كه حاصل اين است كه اگر حضور قلب و رقتي حاصل شود داخل شود و الا در صدد تحصيل زماني ديگر برآيد يعني برگردد ، اين عبارت از شهيد ظاهر اين است كه درايتي است نه روايت و استنباطي است كه خود ايشان نمودهاند و چون باين مضمون حديثي و روايتي بنظر نرسيده است فعلا قابل قبول نيست زيرا صحيح است كه از آداب زيارت حضور قلب و رقت قلب و خضوع و خشوع و توجه است و زائر بايد سعي كند كه واجد شرايط مذكوره بشود اما در جائي نديدهايم كه بفرمايند اگر اين آداب و شرايط حاصل نشد برگرد و وقتي ديگر را اختيار كن پس برگشتن را نفرمودهاند ولي سعي در حصول رقت بايد كرد اگر حاصل شد نعم المطلوب و اگر هم نشد باز داخل ميشود زيرا اميد حصول و وصول در همان مكان شريف بيشتر از جاي ديگر است و آنجا مهبط ملائكه و نزول رحمت است و اي بسا كه شامل احوال من و تو هم بشود و نبايد از آنجا دور شد و خداوند ميفرمايد قل يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم لاتقنطوا من رحمة الله وانگهي از براي توجه باين بزرگواران درجات مختلفه است اول درجه و قدم اول همان است كه قصد زيارت ايشان كرده و تا در آستانه رفته و اجازه دخول ميخواهي و اگر قلب تو حاضر براي خدمت و بندگي ايشان نشده بود كه اصلا نميآمد [ص 67] و خيال زيارت هم نميكردي . خلاصه كه در اين مقام در صدد تحقيق نيستيم الا اينكه خواستم نكته را متوجه باشي كه احكام شرعيه را با خيال نبايد بيان كرد و قرار داد ، حكم صريح و دستور قولي يا عملي يا تقريري لازم است و هيچ نديدهايم در اخبار كه بفرمايند اگر حضور و رقت پيدا نكردي برگرد يا ديده باشيم كه گاهي يكي از ائمه اطهار (ص) اين طور كرده باشند . و نكته ديگر در اين مقام است كه تذكر ميدهم ، در اين قبيل امور بعض احكام و آداب است كه باختيار من و تو است فرضا اگر تا در حرم رفتي و يادت آمد كه وضو نگرفتهٔ يا ميخواستي غسل كني و نكردهٔ مانعي نيست برميگردي و غسل ميكني و وقت ديگر ميآئي ، اما حضور قلب و رقت چيزي نيست كه برگردي و از خانه با خودت بياوري اين موهبتي است كه بايد خداوند بفرمايد و نظر رحمتي است كه بايد از طرف پروردگار شامل شود و باختيار من و تو نيست اگر خدا خواست حاصل ميشود و اگر نخواست نميشود ، پس اينها اموري نيست كه حصول و عدم حصول آن را مثل وضو داشتن يا نداشتن يا لباس پاكيزه پوشيدن يا نپوشيدن مناط حكم شرعي قرار دهي آن هم بدون دليل و حديثي كه داشته باشيم . و از باب مثال عرض ميكنم كه در نماز واجب يا مستحب هم اين شرايط را از حضور قلب و توجه و اينكه بداند انسان در حضور كه ايستاده است فرمودهاند ، حال آيا ميشود نماز را از اول وقت تأخير بيندازي يا نماز امروز را بفردا بيندازي باين جهة كه امروز حضور قلب ندارم و توجهم خالص نيست ؟ اينكه خلاف شرع است ، و شنيدم از يكي از مراشد بزرگ نقل ميكردند كه نماز نميكرد گاهي هم مدتي مشغول نماز ميشد و ميگفت حالا حضور قلب حاصل [ص 68] شده بود و من هم نماز ميكردم ، بهر حال كه اينها خيال باطل است و از شرع نيست و جزو حيلِهاي اهل تصوف است . و مرحوم مولاي بزرگوار والد ماجد اعلي الله مقامه حكايتي نقل ميفرمود مناسب است در اينجا نقل نمايم ، ميفرمود كه يكي از اصحاب بزرگ مرحوم آقاي بزرگوار جد امجد (اع) بايشان عرض كرده بودند كه من در نماز جماعت غالبا حواسم متفرق است و حضور قلب و توجه برايم حاصل نميشود ولي تنها در اطاق منزل بهتر توجه پيدا ميكنم آن بزرگوار جواب فرموده بود توجه كدام است ؟ توجه همان است كه امر فرمودهاند و بنماز جماعت امر فرمودهاند بايد جماعت كرد و توجه و حضور قلب در امتثال امر است لاغير . حال در اين مقام كه مطلب ما بود عرض ميكنم حضور قلب و رقت در امتثال است كه فرمودهاند بزيارت برود انسان و قبر مطهر را ببوسد و در آنجا بماند و دعا و نماز بجا بياورد ساعي در حصول رقت هم باشد و ان شاء الله حاصل هم ميشود و اگر در آنجا حاصل نشود در برگشتن و دور شدن از ايشان و مواضع آثار ايشان هم حاصل نميشود . خلاصه كه تفصيل نميدهم ولي چون اين فرمايش شهيد شبيه بحرفهاي درويشها و اهل تصوف شده بود خواستم متنبه باشي و براي اهل علم و تفقه هم نكته بزرگي بود كه ان شاء الله ملتفت شدند .
محدث نوري فرموده است :
چهاردهم بوسيدن عتبه عليه و آستانه مباركه .
پانزدهم سجده كردن براي خداوند بجهة شكر بر اين نعمت سنيه و رسيدن باين تربت زكيه .
شانزدهم مقدم داشتن پاي راست براي داخل شدن و مؤخر داشتن آن در وقت بيرون آمدن بعكس پاي چپ .
هفدهم رفتن بنزديك [ص 69] ضريح مقدس بنحوي كه خود را تواند بآن چسباند مگر در حرم عسكريين عليهما السلام از طرف پيش رو .
هيجدهم سجده نكردن بر قبر مطهر اگر ميسر شود . عرض ميكنم معني اين عبارت را نفهميدم زيرا اين امر اختياري است و در حديث هم دستور فرمودند كه سجده بر قبر نميكني اما گونه راست خود را ميگذاري چنانچه گذشت .
نوزدهم بوسيدن قبر مطهر .
بيستم گذاشتن و ماليدن طرف روي راست بر آن .
بيست و يكم پشت بقبله و رو بقبر منور ايستادن چنانچه گذشت مشروحا . عرض ميكنم طريقه زيارت معصومين صلوات الله عليهم همين است كه پشت بقبله و رو بقبر بايستند و در زيارت غير معصومين رو بقبله ميايستي از پشت قبر .
بيست و دويم ايستادن در وقت خواندن زيارت اگر عذري ندارد . عرض ميكنم شرح مفصلي در ذيل اين فقره محدث مينويسد از تصريحات يا قرايني كه در اخبار هست و دلالت دارد كه زيارت را بايد ايستاده بخوانند و ما اختصارا ترك كرديم .
بيست و سوم در وقت حرم رفتن و زيارت كردن سر بزير انداختن و ببالا و راست و چپ التفات ننمودن .
بيست و چهارم گفتن تكبير پيش از شروع در خواندن زيارت بآنچه مأثور است از صد مرتبه و چهل مرتبه و سي مرتبه و غيره و اگر هم در زيارتي كه ميخواهد بخواند ذكري از تكبير نيست باز بگويد زيرا از استقراء اخبار زيارات اجمالا مطمئن ميشود انسان كه تكبير از آداب حضور در نزد امام است و استدلال بخبري مينمايد كه اختصارا ترك كرديم .
بيست و پنجم خواندن زيارات وارده مأثوره از سادات انام كه علماي اعلام بعد از رنج و تعب بسيار آنها را جمع نموده در كتب ثبت كردند و خواندن زيارات مخترعه بيخردان را ترك نمايد .
بيست و ششم بجا آوردن نماز زيارت [ص 70] كه اقل آن دو ركعت و بعد از آن چهار ركعت و بهتر از آن شش ركعت و بالاتر از آن هشت ركعت است .
بيست و هفتم خواندن سوره يٰس در ركعت اول و سوره الرحمن در ركعت دويم اگر براي آن زيارتي كه ميخواند كيفيت مخصوصي ذكر نفرموده باشند و آنچه گفتيم ظاهر خبر طولاني ابوحمزه ثمالي است كه در هر نماز زيارت بايست چنين كند .
بيست و هشتم خواندن دعا بعد از نماز زيارت و خواستن حاجت براي خود و براي اخوان .
بيست و نهم خواندن مقداري از قرآن و هديه كردن مقداري از آن بروح مقدس صاحب آن مرقد شريف چنانچه شهيد اول در دروس تصريح فرموده . عرض ميكنم حديثي در اين باب بنظر حقير نرسيده .
سيام تقديم نماز واجب بر نماز زيارت .
سي و يكم زيارت كردن براي پدر و مادر و احبا و اقارب و بنيابت ايشان سلام كردن و براي ايشان طلب مغفرت نمودن .
سي و دوم طواف نمودن دور ضريح مقدس و مراد مجرد دور ضريح گشتن است نه طواف معروف كه از خصوصيات كعبه است . عرض ميكنم بعد از آن اخباري را كه دليل آن است نقل ميكند كه سابقا ذكر كردهايم تا اينكه ميفرمايد : رعايت اين ادب در حرم كاظمين و حرم عسكريين و مشهد حضرت رضا عليه السلام محذوري ندارد اما در حرمين شريفين نجف و كربلا مزاحمي دارد كه رعايت آن اهم است . عرض ميكنم مرادشان اخباري است كه در خصوص دفن سر مقدس سيد شهدا عليه السلام در بالاي سر اميرالمؤمنين عليه السلام روايت شده و اينكه شهداء كربلا هم در پائين پاي مقدس حضرت سيد شهدا مدفونند و رعايت ادب آنها لازم است . عرض ميكنم در باب طواف كردن بر مرقد مقدس حضرت رضا عليه السلام [ص 71] هم حكايات و رواياتي است كه بايد رعايت شود و ما اين جمله را در فصل خاصي ان شاء الله تذكر ميدهيم كه زوار متوجه باشند .
سي و سيوم با موزه و كفش داخل در حرم مطهر نشدن .
سي و چهارم ترك سخنان ناشايسته و كلمات لغو و بيهوده و اشتغال بصحبتهاي دنيويه كه هميشه در هر جا مذموم و قبيح و مانع رزق و جالب قساوت قلب است خاصه در اين بقاع مطهره و قباب ساميه كه خداي تعالي خبر ميدهد از بزرگي مقامش و جلالت شأنش در كتاب مجيد خود كه في بيوت اذن الله ان ترفع و يذكر فيها اسمه يسبح له فيها بالغدو و الآصال رجال لاتلهيهم تجارة و لا بيع عن ذكر الله و اقام الصلوة و ايتاء الزكوة يخافون يوما تتقلب فيه القلوب و الابصار ليجزيهم الله احسن ما عملوا و يزيدهم من فضله و الله يرزق من يشاء بغير حساب و بعد از آن ترجمه و تأكيد زياد در رعايت اين ادب ميفرمايد و حقيقةً سزاوار است كه زوار رعايت اين ادب را بنمايند و حرمهاي شريفه را محل مذاكرات و درد دلها يا تماشا كردن قرار ندهند ان شاء الله .
سي و پنجم بلند نكردن آواز خود را در آن مشاهد شريفه براي هر چه باشد ، و استدلال بآيات شريفه يا ايها الذين آمنوا لاترفعوا اصواتكم فوق صوت النبي و ان الذين يغضون اصواتهم عند رسول الله بتفصيل ميفرمايد و استدلال بفرمايش حضرت امام حسين (ع) ميفرمايد كه بعايشه فرمود تو و عمر ترك ادب كرديد و پهلوي گوش رسول خدا براي دفن كردن ابوبكر كلنگ بزمين زديد و صدا بلند كرديد ، تا آخر آنچه فرموده كه اختصارا ترك كرديم ، و رعايت اين ادب نيز بسيار لازم است كه مزاحم احوال و حواس ساير زوار نشوند و گوش آنها را كر نكنند ، و بايد همه زوار بدانند كه خدا و رسول و ائمه اطهار [ص 72] صلوات الله عليهم كر نيستند و صداي ما را بطور ملايمت هم ميشنوند و فرياد كردن سوء ادب است و مخصوصا محدث نوري عليه الرحمة متذكر شده است كه حتي فريادهائي كه براي اذان نماز جماعت و تكبير هم ميكنند مذموم است و سوء ادب است و اين فريادها مناسب توي مناره است نه حرم مطهر و اشعار ميفرمايد كه اين فريادها و اصوات از منكرات شمرده ميشود نه عبادات .
سي و ششم وداع كردن امام عليه السلام در وقت بيرون رفتن از بلد آن حضرت بآنچه از ايشان رسيده با آدابي كه براي آن مقرر فرمودند .
سي و هفتم بوسيدن زمين در روبروي امام عليه السلام ، و ميفرمايد اين ادب از آدابي است كه منحصر باين كتاب است و سابقين ننوشتهاند ، و استدلال بدو خبر ميفرمايد كه بعض دوستان در مقابل امام (ع) زمين را بوسيدند و امام (ع) منع نفرموده و تقرير فرموده است ، و بعد از آن استدلال بخوابي نموده است كه يكي از دوستان ديده بوده ، و با وجود بودن حديث احتياج باستدلال خواب ديدن نبود زيرا در امور شرعيه خواب معتبر نيست .
سي و هشتم از حرم مطهر بقهقري برگشتن چنانچه در خبر تصريح شده .
سي و نهم بيرون نرفتن از بلد امام است پيش از انتظار جمعه .
چهلم قصد مراجعت داشتن براي زيارت .
چهل و يكم عزم بر ترك معصيت و بهتر كردن احوال و كردار و گفتار خود بعد از زيارت ، و ميفرمايد كه اين فقره را هم از آداب شمردهاند ولي اگر از علامات قبولي زيارت محسوب دارند بهتر است و شرحي در اين باب مينويسد كه اختصارا ترك كرديم .
چهل و دوم و چهل و سوم انفاق و احسان بر خاصان حقيقي آستانِهاي مقدسه و آنها كه براستي مشغول خدمات لازمه هستند و انفاق بر فقراء [ص 73] مجاورين اماكن مقدسه و سادات و اهل علم كه بمرارت و تنگدستي مجاورت آن اماكن را اختيار كردهاند و تعظيم شعائر الله مينمايند . عرض ميكنم اين امور هم اگر چه حديث خاص در آن نديدهايم نوعا مرغوب فيه است و زائر يا مجاور همه بايد رعايت اين امور را بنمايند . تمام شد مختصر آنچه از آداب مرحوم محدث نوري نور الله مرقده جمع فرموده و براي سهولت عمل زوار روايت كرديم .
فصل - عرض شد كه طواف بر قبور معصومين صلوات الله عليهم را موافق اخباري كه ذكر شد مستحب ميشماريم و در صورت امكان مرغوب فيه است و عامه زوار مخصوصا عوام و اهالي دهات و بيابانيها كه زيارت را همان طواف ميدانند لاغير و از راه ميآيند و چند دوره بر گرد ضريح ميگردند و ضمنا عرايض خود را هم عرض ميكنند و برميگردند و دور نيست كه زيارت آنها هم از زيارت بسياري از اهل علم و كمال نزديكتر بقبول باشد زيرا مقرون بحسن نيت و خلوص است و اصل زيارت و همه اعمال همان اخلاص است بعكس بسياري از اعمال ما ، پس مهما امكن زائر طواف بر قبور مقدسه ايشان را ترك نميكند ان شاء الله الا اينكه در حرمهاي مقدسه نجف اشرف و كربلاي معلي و حرم حضرت رضا عليه السلام اين عمل مشكل است و ميسر نيست .
اما در حرم مطهر حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام بطرف بالاي سر مبارك نبايد رفت زيرا اخبار زيادي از جماعتي موثقين و شيعيان بزرگ از حضرت صادق عليه السلام رسيده است مثل مفضل و صفوان و ابان بن تغلب و يونس بن ظبيان و جمعي ديگر از اصحاب كه در كتب معتبره مثل كافي و غيره روايت كردهاند كه سر مقدس حضرت سيدالشهداء عليه السلام در آنجا [ص 74] مدفون شده و زيارات متعدده براي آن بزرگوار در آن حرم مطهر طرف بالاي سر روايت شده است اما موضع آن درست معلوم نيست ، اگر چه روايات ديگر هم داريم كه سر حضرت را بكربلا برگرداندند و در نزد بدن مطهر دفن نمودند معذلك اقتضاي احتياط ترك عبور از بالاي سر است و مرحوم محدث نوري در تحيه مينويسد كه بهمين جهة علماء راسخين و اتقياء راشدين از آن طرف عبور نكنند بلكه بعضي از ايشان از صحن از طرف بالاي سر نگذرند و بعضي اگر عبور كنند پا را برهنه كنند . عرض ميكنم رعايت اين احتياط بسيار لازم است و بايد زوار ملتفت باشند و مثل بعضي بيملاحظه نباشند و ترك ادب ننمايند ، و اما طواف كردن امر مستحبي است در جائي كه چنين محذوري نباشد .
و اما در حرم مطهر كربلاي معلي چون طواف بر گرد ضريح مقدس مستلزم گام زدن بر قبور مقدسه شهدا است و بيادبي بزرگي است بايد البته ترك كرد و در بعض اخبار هم كه در آداب زيارت حضرت سيد شهدا عليه السلام فرمودهاند كه چهار جانب قبر را ببوس ايجاب نميكند كه براي عمل كردن بآن فرمايش قبور شهدا را گام زنند زيرا اگر اين بيادبي را هم بكنند باز عمل بآن حديث امروزه ممكن نيست زيرا اين فرمايش را آن وقت فرمودهاند كه ضريح باين بزرگي نبوده و قبر مقدس ممكن بوده است كه بآن برسي و چهار گوشه آنرا ببوسي و آن روز قبر مقدس سقف كوچك خاصي داشته و قبور شهدا سقف كوچك ديگر داشته و جدا بوده چنانچه از حديث زيارت عرفه ظاهر ميشود اما امروز ممكن نيست چهار گوشه قبر را بوسيد و چهار گوشه ضريح را هم ممكن است بدون طواف كردن بوسيد كه [ص 75] عمل بحديث هم بقدر امكان شده باشد اما طواف كردن بيادبي بشهدا است و ثوابي ندارد و بايد ترك كرد و بهمين جهة بوده است كه سالهاي متمادي كه فعلا تاريخ آن بر من معلوم نيست بكلي در پائين پا را مسدود كرده بودند و شبكه نقرهٔ در آن مقام نصب كرده بودند كه آمد و شد بكلي از طرف پائين پا موقوف بوده و البته اين كار بدستور علماء اعلام كه اهل علم و ادب و انسانيت بودهاند بوده و قبور مرحومين مبرورين سيد اوحد و مرحوم آقاي بزرگوار جد امجد اعلي الله مقامهما در رواق مطهر پشت همين شبكه منوره واقع شده بود و در سي و دو سه سال قبل در ايام جنگ بين الملل اول كه دولت عثماني قديم ضعيف شد جمعي اشرار و معاندين بعداوت با آن بزرگواران و طمع در بعض اسباب و چراغها و لوازم و شال قيمتي كه بر روي آن مراقد شريفه بود آنها را غارت كردند و آن شبكه منوره را هم برداشتند و آن در را باز قرار دادند و سنگ نفيسي كه بر روي آن قبور منوره بود بردند و آنجا را محل عبور زوار قرار دادند و تمام قصدشان تخفيف و اهانت بآن دو عالم جليل الشأن بود كه قبور ايشان را محل عبور قرار دهند ، ديگر ندانستند كه لازمه اين اهانت اهانت بزرگتري است كه بشهداء كرام صلوات الله عليهم مينمايند بلكه اهانت بخود حضرت سيد شهدا عليه آلاف السلام است كه در حضور مقدس او شهداء و شيعيان بزرگ او را كه احترام مدادشان كم از دماء شهداء نيست بلكه افضل است مورد تخفيف قرار دهند و لگدمال نمايند . بلي عادت روزگار همين است در آن روز مسلمين از سيد شهدا عليه السلام ملاحظه نكردند و نزديكي او را به پيغمبر صلي الله عليه و آله رعايت ننمودند امروز هم نزديكي و انتساب واقعي [ص 76] شيعيان ايشان را بايشان ملاحظه نميكنند يا نميدانند و حقيقت اين است كه نميدانند و امام عليه السلام ميفرمايد كه اگر پرده از چشمهاي مردم برداشته ميشد و اتصال نور مؤمن را بنور خداوند ميديدند هرائينه گردنها از براي مؤمن خم ميشد . بلي هنوز اكثريت مسلمين متوجه باين مراتب و معارف نيستند ولي قليلي از اهل تقوي و انسانيت ديده ميشوند كه از آن در پائين پا عبور نميكنند و بقبور مطهره علماء و شهدا اهانت نميكنند كثر الله امثالهم و تقبل الله اعمالهم ، كما اينكه ديده ميشود كه بعضي هم با وجود علم و اطلاع از همين در ميروند و قبور علما و شهداء سلام الله عليهم را با حضور امامشان لگدكوب مينمايند اجر آنها هم البته با خداست و بازگشت همه بسوي او است و حشر هر قوم با امثال خودشان است .
و اما در حرم مطهر حضرت امام رضا عليه السلام هم طواف مشكل است و احتياط دارد زيرا همچو حدس زده ميشود كه سمت بالاي سر مقدس شايد از ضريح بيرون باشد چون موافق روايتي كه در بحار الانوار از خرايج قطب راوندي نقل ميكند اين احتمال خيلي نزديك است و راوي حسن بن عباد كاتب حضرت رضا عليه السلام است كه ميگويد حضرت وصيت فرموده بودند كه قبرشان را نزديك ديوار حفر نمايند و عبارت اين است و قد كان تقدم في وصيته ان يحفر قبره مما يلي الحائط و بينه و بين قبر هرون ثلثة اذرع يعني وصيت فرموده بود كه حفر شود قبر او نزديك بديوار و بين قبر آن حضرت و قبر هرون سه ذراع است . عرض ميكنم معلوم است كه مراد از ديوار ديوار شمالي حرم مطهر است و از اين عبارت ظاهر ميشود كه صفه [ص 77] بالاي سر مقدس در آن موقع نبوده و بعداً اين قسمت ديوار را برداشتهاند و صفه قرار دادهاند و از اين حديث و احاديث ديگر كه هرثمة بن اعين و ابوالصلت هروي و ديگران نقل ميكنند كه حضرت در قبله قبر هرون دفن شدهاند ظاهر است كه عينا مكان قبر مقدس همين جا است كه ضريح نصب شده است و چون عبارت حديث حاكي است كه محل حفر نزديك ديوار است بهتر است كه زوار طرف بالاي سر نزديك ضريح نيايند و پا نگذارند ، و صاحب منتخب التواريخ هم بهمين قراين احتمال ميدهد كه سر مقدس از ضريح خارج باشد و ميگويد خيلي سوء ادب است كه مؤمنين طرف بالاي سر نزديك ضريح مطهر بروند ، و حرف صحيح و حسابي است ، و بنا بر اينكه بعضي هم ميگويند و مينويسند و از مورخين هم سر ژان ملكم موافق نقل صاحب مطلع الشمس مينويسد كه هرون در وسط قبه دفن شده است اما مستندي و دليلي ندارد فقط مينويسد ميگويند كه حضرت در بالاي سر هرون مدفون شدهاند و پاي حضرت طرف سر هرون است اين طور هم كه باشد باز اين احتمال هست زيرا كه فاصلهٔ لامحاله در ميانه دو قبر گذاردهاند كه شايد يك ذرع و نيم باشد و با ملاحظه آن فاصله و قامت مقدس خود حضرت باز ممكن است آن احتمال را بدهيم ولي براي اين مطلب مستندي از حديث يا تاريخ نيافتيم و بنظر ميرسد كه بكلي بياصل باشد ، و ياقوت حموي در معجم البلدان مينويسد كه قبر هرون در جنب قبر حضرت بود و ابنبطوطه در سياحت نامه خود كه در تاريخ هفتصد و سي و چهار نوشته مينويسد كه قبر هرون در حذاء قبر حضرت است و جنب يا حذاء آن معني را كه سر ژان ملكم نوشته ندارد ، و در اخبار خودمان هم كه در كتب خرايج و عيون الاخبار [ص 78] و ارشاد مفيد و مقاتل ابوالفرج و غيرها مذكور است قبر حضرت را در قبله قبر هرون مينويسند ، و بنا بر اين روايات قبر هرون در زاويه شمال شرقي حرم مطهر ميشود و در وسط نيست و علي اي حال احتياط مذكور بسيار بموقع و بجا است و علاوه بر اين آنچه بر امثال ما الزامآور است كه رعايت اين احتياط را بنمائيم همانا عمل مشايخ عظام است اعلي الله مقامهم كه در آن حرم مطهر در بالاي سر نميرفتند و چون در جميع احكام و مسائل ايشان را اسوه و قدوه خود ميدانيم بايد تأسي نمائيم و طرف بالاي سر نرويم مگر در آن مسجد بالاي سر كه سوء ادب نشده باشد ان شاء الله .
و ادب ديگر كه بايد رعايت شود در حرم مطهر عسكريين عليهما السلام است كه در طرف جلو نزديك بضريح مقدس نشوند و خود را نچسپانند و مأخذ اين احتياط روايتي است كه مرحوم محدث نوري در تحية الزائر از كتاب مزار شيخ خضر شلال روايت ميكند كه آن عالم جليل مينويسد كه بما رسيده است كه سر مقدس حضرت هادي عليه السلام مقدم بر شباك است و علاوه بر آن آنچه ارشاد ميكند مرا باين مطلب آن است كه مشرف شدم بزيارت آن حضرت با جمعي از علماء اعلام كه از آن جمله كسي بود كه حامل علم بود از علويين ، عرض ميكنم مرحوم محدث نوري مينويسد كه مرادشان مرحوم آية الله بحرالعلوم است ، پس خبر داد مرا آن عالم بچيزي كه او را مشوش و مضطرب نموده بود باينكه نزد ضريح مقدس پشت بقبله ايستاده بود كه ناگاه آوازي از ضريح مبارك بيرون آمد كه از آنجا كه ايستاده بعقب رود و سببي براي دور شدن از آن مكان نيست مگر آنچه ذكر شد كه قبر مطهر از ضريح بيرون است . عرض ميكنم اگر چه شيخ مذكور سندي براي اين روايت دست نداده [ص 79] ولي دليلي هم براي رد كردن يا تشكيك در آن نداريم و وقتي كه شخص عالم ثقه روايتي ميكند بايد پذيرفت و عذري در تشكيك نداريم و علاوه بر آن روايتي كه از مرحوم بحرالعلوم ميكند حقيقةً از آن روايت مرسل و مضمر معتبرتر است زيرا از كثرت روايات و حكاياتي كه داريم بحد يقين پيوسته است كه مرحوم آية الله سيد مهدي بحرالعلوم خدمت حضرت حجة عجل الله فرجه بطور قطع ميرسيده و آنچه در آن موقع شنيده است از ناحيه امام عليه السلام بوده و علاوه بر مراتب مذكوره آنچه براي ما مستند قطعي است عمل مشايخ عظام است اعلي الله مقامهم كه عادتشان بر اين بود كه تقريبا از حدود يك ذرع و نيم بضريح مقدس مانده در طرف جلو نزديكتر نميشدند و زيارت را از همان دور ميخواندند و براي بوسيدن ضريح مقدس از طرف بالاي سر ميبوسيدند .
در زيارت پيغمبر صلي الله عليه و آله و فاطمه زهرا و ائمه بقيع صلوات الله عليهم و بيان مشاهد مدينه و زيارت حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير ائمه اطهار (ص) و انبياء عظام و بزرگان شيعه ايشان و در آن ابوابي است و در هر بابي فصولي است :
در زيارت پيغمبر (ص) و حضرت فاطمه عليها السلام و ائمه بقيع عليهم السلام و ذكر مشاهد مدينه منوره و در آن فصولي است :
فصل - در فضيلت مدينه منوره و حد حرم آن ، همينكه رسول خدا صلي الله عليه و آله داخل مدينه شد فرمود خدايا محبوب دار بما مدينه را [ص 80] همچنانكه محبوب داشتي مكه را و بركت بده بصاع مدينه و مدّ مدينه و منتقل فرما تب و وباي آنرا بسوي جحفه و داخل شدند جماعتي بر حضرت ابيعبدالله عليه السلام در مدينه فرمود چقدر اقامت ميكنيد اينجا عرض كردند شترها را بچريدن رها كرديم و امر كرديم پانزده روز ديگر بياورند فرمود خوب كرديد كه در بلد رسول خدا صلي الله عليه و آله اقامت نموديد و در مسجد او نماز ميگذاريد ، عمل كنيد براي آخرت خودتان و كار بكنيد بر خودتان زيرا كه مرد گاهي زيرك است در امر دنيا و ميگويند چقدر زيرك است فلان و اين است و جز اين نيست كه زيرك كسي است كه براي آخرت زيرك باشد و ذكر دجال شد فرمود باقي نميماند هيچ آبخوري مگر اينكه گام ميزند آنرا مگر مكه و مدينه زيرا بر هر شكافي از شكافهاي آن ملكي است كه حفظ ميكند آنرا از طاعون و از دجال و فرمود حضرت ابوعبدالله عليه السلام فرمود رسول خدا صلي الله عليه و آله كه مكه حرم خداست و ابرهيم عليه السلام آنرا حرم قرار داده و بدرستيكه مدينه حرم من است ما بين دو سنگستان آن حرم است و قطع نشود درخت آن و اندازه آن مابين ظل عاير است و ظل وعير ( كه دو كوه است در شرقي و غربي مدينه ) صيد مدينه مثل صيد مكه نيست خورده ميشود اين اما خورده نميشود آن و اين حرم يك بريد است و فرمود حضرت ابوعبدالله عليه السلام كه فرمود رسول خدا صلي الله عليه و آله كه هر كس در مدينه احداث حدثي نمايد يا محدثي را جا دهد بر او باد لعنت خدا عرض كردند حدث چه چيز است فرمود قتل .
فصل - در وجوب زيارت پيغمبر است صلي الله عليه و آله ، فرمود خداي [ص 81] تعالي ان الله و ملائكته يصلون علي النبي يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليما ، فرمود حضرت ابوعبدالله عليه السلام در حديثي كه اگر ترك كنند مردم زيارت پيغمبر صلي الله عليه و آله را بر والي است كه مجبور نمايد آنها را بر زيارت او و مقام در نزد او و اگر مال ندارند از بيت المال مسلمين بر آنها انفاق نمايد و فرمود رسول خدا صلي الله عليه و آله هر كس زيارت نمايد مرا در حيوتم و بعد از موتم روز قيامت در جوار من است و فرمود هر كس زيارت نمايد مرا حيا يا ميتا روز قيامت شفيع او خواهم بود و عرض شد بحضرت رضا عليه السلام يا ابن رسول الله چه ميفرمائي در حديثي كه روايت ميكنند اهل حديث كه مؤمنين زيارت ميكنند پرورنده خود را در بهشت از منازل خودشان فرمود بدرستيكه خداوند فضيلت داده است پيغمبر خود محمد صلي الله عليه و آله را بر جميع خلق خود از نبيين و ملائكه و قرار داده است طاعت او را طاعت خودش و متابعت او را متابعت خودش و زيارت او را در دنيا و آخرت زيارت خودش و فرموده است من يطع الرسول فقد اطاع الله و فرموده است ان الذين يبايعونك انما يبايعون الله و فرمود رسول خدا صلي الله عليه و آله هر كس زيارت كند مرا در حيوتم يا بعد از موتم پس بتحقيق زيارت كرده است خدا را و درجه نبي صلي الله عليه و آله ارفع درجات است پس هر كس زيارت بكند او را در درجه خودش در بهشت از منزلش بتحقيق زيارت كرده است خداي تبارك و تعالي را .
فصل - در ثواب زيارت پيغمبر صلي الله عليه و آله است ولو از دور باشد ، فرمود رسول خدا صلي الله عليه و آله هر كس زيارت نمايد قبر مرا بعد از مرگ [ص 82] من چنان است كه مهاجرت بسوي من كرده در حيوة من پس اگر نتوانستيد سلام بفرستيد بسوي من كه بمن ميرسد و فرمود براي خداوند ملائكهايست كه در زمين سياحت ميكنند و سلام امت مرا بمن ميرسانند و فرمود حضرت ابوعبدالله عليه السلام بگذريد بر مدينه پس سلام بكنيد بر رسول خدا صلي الله عليه و آله و اگر چه از دور هم سلام باو ميرسد و فرمود حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام كه فرمود رسول خدا صلي الله عليه و آله هر كس سلام بفرستد بر من در هر جاي زمين رسانده ميشود بمن و هر كس سلام بكند بر من در نزد قبر ميشنوم آنرا و فرمود حضرت ابوعبدالله (ع) هيچ نبي يا وصي نبي باقي نميماند در زمين بيش از سه روز تا اينكه بلند ميشود روح او و استخوان او و گوشت او بسوي آسمان و اين است و جز اين نيست كه در مواضع آثار ايشان ميآيند و سلام از دور بايشان ميرسانند و در مواضع آثارشان از نزديك بآنها ميشنوانند ، عرض ميكنم حديث شريف مشكلي است و باين مضمون اخبار متعدده است و ارواح مؤمنين و شيعيان آلمحمد عليهم السلام هم نيز در آسمان است و در بهشت و ارواح كفار در جهنم است و در زمين چنانچه در اخبار بسيار فرمودهاند و تفسير اين نوع اخبار را هر كس خواسته باشد بكتب مشايخ اعلي الله مقامهم رجوع نمايد خاصة بمبحث معاد از كتاب ارشاد العوام و در غير كتب ايشان يافت نميشود .
فصل - در كيفيت زيارت پيغمبر صلي الله عليه و آله است و آداب آن ، و بطوريكه سابقا عرض شد آنچه از نوع اخبار ظاهر است آن است كه اذن دخول طلبيدن قبل از ورود بحرمهاي مطهره از آداب زيارت است و دخول [ص 83] بر اين بزرگواران در حال حيوة يا ممات فرق ندارد و بدون اذن نميشود و خداوند ميفرمايد يا ايها الذين آمنوا لاتدخلوا بيوت النبي الا ان يؤذن لكم و در بعض زيارات مخصوصه هم چنانچه بعد از اين ذكر خواهد شد اذن دخول مخصوص دارد اما در همه زيارات روايت نكردهاند و معلوم است كه از جهة وضوح مطلب تكرار نفرمودهاند ولي شبهه نيست كه بايد استيذان نمود و مهما امكن بكلمات مأثوره باشد اولي است و چون براي ورود بمسجد و حرم پيغمبر صلي الله عليه و آله هم در كتاب فصل الخطاب اذن دخول خاصي روايت نفرمودهاند ما اذن دخولي را كه عالم جليل شيخ ابرهيم كفعمي در بلد الامين و در جنة الواقية نقل فرموده است و مرحوم محدث نوري هم عين آنرا از همين دو كتاب در تحية الزائر خود نقل كرده نقل ميكنيم و اگر چه بخصوص مرحوم كفعمي اين عبارات را بامام (ع) اسناد نداده است ولي آنچه ظاهر است اين است كه عبارات مأثوره باشد زيرا در اول هر دو كتاب خود مينويسد كه آنچه مينويسم نقل از كتب معتبره متعدده است و چون عالم ثقه است از او ميگيريم و همين عبارات بطوريكه شيخ كفعمي فرموده است در موقع دخول حرم پيغمبر صلي الله عليه و آله و همه حرمهاي شريفه خوانده ميشود ان شاء الله و مانعي نيست و ما در اين مقام از تحية الزائر نقل كرديم . پس همينكه ان شاء الله بر در مسجد برسي و غسل كرده باشي ميايستي و عرض ميكني :
اَللّٰهُمَّ اِنّٖي وَقَفْتُ عَلٰي بٰابِ بَيْتٍ مِنْ اَبْوٰابِ بُيُوتِ نَبِيِّكَ صَلَوٰاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهٖ وَ قَدْ مَنَعْتَ النّٰاسَ اَنْ يَدْخُلُوا بُيُوتَهُ اِلّٰا بِاِذْنِهٖ فَقُلْتَ [ص 84] يٰا اَيُّهَا الَّذٖينَ آمَنُوا لٰاتَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ اِلّٰا اَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ اَللّٰهُمَّ وَ اِنّٖي اَعْتَقِدُ حُرْمَةَ صٰاحِبِ هٰذَا الْمَشْهَدِ الشَّرٖيفِ فٖي غَيْبَتِهٖ كَمٰا اَعْتَقِدُهٰا فٖي حَضْرَتِهٖ وَ اَعْلَمُ اَنَّ رَسُولَكَ وَ خُلَفٰاۤءَكَ صَلَوٰاتُكَ عَلَيْهِمْ اَحْيٰاۤءٌ عِنْدَكَ يُرْزَقُونَ يَرَوْنَ مَقٰامٖي وَ يَسْمَعُونَ كَلٰامٖي وَ يَرُدُّونَ سَلٰامٖي وَ اَنَّكَ حَجَبْتَ عَنْ سَمْعٖي كَلٰامَهُمْ وَ فَتَحْتَ بٰابَ فَهْمٖي بِلَذٖيذِ مُنٰاجٰاتِهِمْ وَ اِنّٖي اَسْتَأْذِنُكَ يٰا رَبِّ اَوَّلاً وَ اَسْتَأْذِنُ رَسُولَكَ صَلَوٰاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهٖ ثٰانِياً وَ اَسْتَأْذِنُ خَلٖيفَتَكَ الْاِمٰامَ الْمَفْرُوضَ عَلَيَّ طٰاعَتُهُ فُلٰانَ بْنَ فُلٰانٍ ، بجاي فلان بن فلان نام امامي را كه ميخواهد داخل حرمش بشود و نام پدر او را ببرد ، وَ الْمَلٰاۤئِكَةَ الْمُوَكَّلٖينَ بِهٰذِهِ الْبُقْعَةِ الْمُبٰارَكَةِ ثٰالِثاً ءَاَدْخُلُ يٰا رَسُولَ اللّٰهِ ءَاَدْخُلُ يٰا حُجَّةَ اللّٰهِ ءَاَدْخُلُ يٰا مَلٰاۤئِكَةَ اللّٰهِ الْمُقَرَّبٖينَ الْمُقٖيمٖينَ فٖي هٰذَا الْمَشْهَدِ فَأْذَنْ لٖي يٰا مَوْلٰايَ فِي الدُّخُولِ اَفْضَلَ مٰا اَذِنْتَ لِاَحَدٍ مِنْ اَوْلِيٰاۤئِكَ فَاِنْ لَمْاَكُنْ اَهْلاً لِذٰلِكَ فَاَنْتَ اَهْلٌ لَهُ .
پس عتبه را ببوس و داخل شو و بگو :
بِسْمِ اللّٰهِ وَ بِاللّٰهِ وَ فٖي سَبٖيلِ اللّٰهِ وَ عَلٰي مِلَّةِ رَسُولِ اللّٰهِ صَلَّي اللّٰهُ عَلَيْهِ وَ اٰلِهٖ اَللّٰهُمَّ اغْفِرْ لٖي وَ ارْحَمْنٖي وَ تُبْ عَلَيَّ اِنَّكَ اَنْتَ التَّوّٰابُ الرَّحٖيمُ .
[ص 85] عرض ميكنم در فصل الخطاب هفت حديث و زيارت براي پيغمبر صلي الله عليه و آله نقل فرموده و چون همه آنها مختصر است و زياد مفصل نميشود همه را نقل خواهيم كرد :
اول - عرض شد بحضرت ابوالحسن عليه السلام كه چگونه است سلام بر رسول خدا صلي الله عليه و آله در نزد قبر او فرمود بگو :
اَلسَّلٰامُ عَلٰي رَسُولِ اللّٰهِ اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا حَبٖيبَ اللّٰهِ اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا صَفْوَةَ اللّٰهِ اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا اَمٖينَ اللّٰهِ اَشْهَدُ اَنَّكَ قَدْ نَصَحْتَ لِاُمَّتِكَ وَ جٰاهَدْتَ فٖي سَبٖيلِ اللّٰهِ وَ عَبَدْتَهُ حَتّٰي اَتٰاكَ الْيَقٖينُ فَجَزٰاكَ اللّٰهُ اَفْضَلَ مٰا جَزٰي نَبِيّاً عَنْ اُمَّتِهٖ اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلٰي مُحَمَّدٍ وَ اٰلِمُحَمَّدٍ اَفْضَلَ مٰا صَلَّيْتَ عَلٰي اِبْرٰهٖيمَ وَ آلِ اِبْرٰهٖيمَ اِنَّكَ حَمٖيدٌ مَجٖيدٌ .
عرض ميكنم اين زيارت را حضرت رضا عليه السلام فرمودند كه بعد از نمازهاي مكتوبه بخوانند و در نزد قبر هم خوانده ميشود ، و اما زيارت ساير ائمه اطهار عليهم السلام كه غالبا عادت شده است كه بعد از نمازها بعضي ميخوانند اگر چه زيارت ايشان در هر موقع خوب است ولي حديث بخصوصي نديدهايم كه زيارت ايشان را بعد از نماز سنت قرار داده باشند .