و اما وصي در مال من ● و فرزندان من پسر من محمد است و او را وصي كردم نه بجهت آنكه عيب و نقصي در برادر بزرگ او بود بلكه بجهت پارهاي فايدهها و غرضها بود كه من ميدانم و براي برادر بزرگ اوست الحمد لله فضل او و بايد عمل كند وصي من در باره من و مال و اولاد من بآن طور كه در صحيفه ذكر كردهام و تغيير و تبديل ندهد و اگر نتوانست بجهت كم كاري او استعانت بجويد ببعضي از اصحاب خود و بايد جميع آنچه ميكند موافق شريعت باشد و ببرادر و عموها و اصحاب خود استعانت [ص 69] بجويد تا آنكه بطور رضاي خدا امور را بانجام رساند و در امور من چندان اغتشاشي نيست ، در ايام قليل ان شاء الله بانجام خواهد رسيد و بايد تعظيم كند پسر من بزرگتر از خود را و رحم كند بر كوچكتر از خود ، سؤال ميكنم از خدا اينكه من و شما را بر حق ثابت بدارد و نوشت اين را كريم بن ابرهيم بدست خود در لنگر در ماه جماديالثانية در نزد سفرش بسوي مشهد حسين عليه السلام في سنه هزار و دويست و هشتاد و هشت هجري و هر يك از فرزندان پدر من كه فقير باشند بر شما جايز است كه از ثلثي كه براي رحم قرار دادهام باو بدهيد ، محل مهر مبارك كريم بن ابرهيم . و هر يك از اولاد من كه ميخواهند عاق من نشوند بايد تعظيم كنند محمدرحيم را و او را مثل پدر خود بهپندارند و تكريم كنند او را و تعظيم كنند او را و الله ولي التوفيق .
و اما مصنفات ايشان كه سابق ذكر كرديم كه فهرس آنها را مينويسيم اين است و چون در فنون بسيار نوشته شده و منحصر بيك علم و دو علم نيست اولي اين است كه هر قسمي را در قسمتي ذكر نمائيم .
در ذكر اسامي كتب حكميه و اينها بر چهار نوع است :
كتب عربيه حكميه الهيه و از اين نوع كتبي كه مرقوم فرمودهاند :
[ص 70] اول - كتاب مبارك فطرةالسليمه مشتمل بر سه مجلد در معارف ٢ - كتاب لوح محفوظ در تحقيق لوح ارتسام و مثل ٣ - لباللباب در اسرار خلقت ملك و مواليد در كون ٤ - نعيمالابرار در اثبات اين كه خاتم صلي الله عليه و آله اول كاينات است ٥ - فصول در كليات حكم الهيه ٦ - مهدويه در كيفيت صدور اثر از مؤثر ٧ - سراج المنير در تكون شعله و صدور انوار ٨ - رجومالشياطين در عقايد و دفع بعضي شبهات در آنها ٩ - طريقالنجاة مشتمل بر چهار مجلد در علم طريقت و سلوك الي الله تعالي ١٠ - ابوابالجنان در حقوق اخوان ١١ - فوايد سبعه در معارف سبعه كه در حديث جابر حضرت سجاد عليه السلام ميفرمايد ١٢ - سلسله طوليه در اثبات مراتب وجود در شرع در جواب ملا مهدي ١٣ - جواب سؤال از حديث نبوي (ص) ان القرآن انزل علي سبعة احرف ١٤ - در شرح دعائي بامر سيد مرحوم اعلي الله مقامه كه اول دعا اين است : اللهم اني اسألك باسمك الذي ابتدعت عجايب الخلق ١٥ - رساله در شرح سه حديث يكي ان لنا مع الله حالات و ديگري امرنا سر مستسر و ديگري ان امرنا هو الحق ١٦ - در شرح حديث نبوي (ص) علماء امتي كانبياء بنياسرائيل ١٧ - شرح فقرات حديث نورانيت در جواب جناب ملا رضا ١٨ - جواب سؤال حاج محمدعلي از بعضي فقرات حديثي در فضيلت ١٩ - جواب سؤالات شيخ محمد [ص 71] وسيم كردستاني و عالمي ديگر از علماي كردستان در بعضي مسائل متعلق بوجود و ماهيت ٢٠ - در جواب سؤالات آقا ميرزا عبدالجواد قزويني از شرح حديث جابر در معارف و بعضي مسائل متعلق بمعرفت ٢١ - در جواب آقا سيد حسين نهبنداني كه در معني فرمايش شيخ مرحوم اعلي الله مقامه در باب مراتب مشيت و معني عبارتي از سيد مرحوم اعلي الله مقامه كه در رساله سلوك ميفرمايند و معني اين حديث شريف كه ميفرمايد ان نور النبي (ص) في ثلثين حجابا ٢٢ - رسالهاي بامر سيد مرحوم اعلي الله مقامه نوشتهاند در حقيقت جبر و تفويض و برهان اين كه ائمه اطهار (ص) علل اربعه كايناتند و در كيفيت علم ايشان و علم خداوند جل شأنه ٢٣ - جواب سؤالات آقا محمدرضا در شرح بعضي عبارات شرح عرشيه ٢٤ - كتاب الزامالنواصب در بيان اركان اربعه ايمان ٢٥ - شرح دو آيه از قرآن ٢٦ - در حقيقت علم نبي و آل او عليهم السلام و آنچه مخصوص است علم آن بخدا ٢٧ - در شرح دعاي سحر ماه رمضان اللهم اني اسألك من بهائك الدعاء ، ٢٨ - در شرح كلام حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله الحسن و الحسين سيدا شباب اهل الجنة الا ما كان من ابني خالة عيسي و يحيي ٢٩ - در جواب سؤال جناب حاج ميرزا باقر از اين كه بعد از خاتم (ص) چگونه نبي نيست و حال آنكه ائمه (ص) داراي نبوت انبيا هستند و از اين كه نقبا برازخ [ص 72] مابين ائمه و انبيائند يا انبيا و رعيت ٣٠ - در جواب مرحوم والي كردستان از بعضي مسائل طريقت ٣١ - در جواب مرحوم شيخ احمد تبريزي در بعضي مسائل متعلق بمعاد و غير آن ٣٢ - رساله واردات در سر خلقت و بيان امر بين الامرين و امثال اينها ٣٣ - در وجودات ثلثه ٣٤ - خطبه جامعه در توحيد ٣٥ - در جواب ميرزا جعفر قراجهداغي سؤال از علل اربعه و از شرح حديث خلق الله المشية بنفسها و از شرح بعضي اخبار در بيان بدن اصلي و عرضي ٣٦ - جواب آقا سيد محمد قايني در علم نبي و آل او (ص) باشياء ٣٧ - جواب نواب مؤيدالدولة طهماسب ميرزا در امكان راجح ٣٨ - منظومه مسمي بارجوزه در مسائل توحيد ٣٩ - رساله يقين در هر عصري بر وجود حجج ٤٠ - شرح خطبه علويه جمعه و غدير ٤١ - رساله مختصره در اعجاز قرآن ٤٢ - ايضا در اعجاز قرآن ٤٣ - رساله در نسبت بين عالي و داني ٤٤ - در جواب مرحوم شيخ حسين مزيدي عالم بصره در شرح رمز شيخ مرحوم اعلي الله مقامه ٤٥ - عوايد در مسائل كليه حكميه متفرقه ٤٦ - رساله كشفالمراد در معاد ٤٧ - در جواب سؤال يكي از اهل قرهباغ در معني علم ٤٨ - جواب مرحوم حاج حسينقلي در معني كون و شرع ٤٩ - فائده در بيان ذر ٥٠ - فايده در وجود ذاتي ٥١ - رساله در حقيقت يأجوج و مأجوج ٥٢ - فايده در حقيقت امر جن ٥٣ - رساله در شرح بعضي [ص 73] از فقرات كتاب مبارك لوامع ٥٤ - رساله در جواب مرحوم شاهزاده محمدولي ميرزا در طي الارض ٥٥ - فايده در بقاء نفس .
كتب فارسيه حكميه الهيه :
اول - كتاب مستطاب ارشادالعوام كه مشتمل بر چهار مجلد است در توحيد و نبوت و معاد و امامت و ركن رابع ٢ - سلطانيه بامر اعليحضرت شاهنشاه در بيان توحيد و نبوت و امامت و سر غيبت امام عصر عجل الله فرجه ٣ - جواب جناب سپهسالار در معني ركن رابع ٤ - در جواب سؤالاتي كه از بندر بوشهر شده از شرح بعضي اخبار مشكله ٥ - در جواب مرحوم ميرزا لطفعلي در شرح آيه مباركه و ماارسلنا من قبلك من رسول تا آخر ٦ - در جواب شيخ محمد كردستاني ملقب بفخرالعلماء در بعضي مسائل مشكله در علم خداوند ٧ - در جواب سؤال بعضي از علما از اينكه اختلاف خلق از چه جهت است و حال آنكه از واحد بجز واحد صادر نشده و از سر بدا در وعد موسي عليه السلام و از علت مادي و صوري بودن ائمه اطهار صلوات الله عليهم ٨ - رساله نصرةالدين در رد پادري انگليس ٩ - رساله جواب حاج محمدصادق كرماني در معني حظائر جنان ١٠ - مثنوي ١١ - رساله مختصره بجهت تعليم اطفال مسمي بهداية الصبيان .
كتب عربيه حكميه طبيعيه و امور عامه :
١ - ياقوته حمراء در جواب سؤال از كيفيت الوان و بيان باطن و تأويل لون احمر ٢ - حقايقالطب در كليات علميه طب ٣ - دقايقالعلاج در دقايق عمليه طب ٤ - جوامعالعلاج در قواعد عمليه طب در جواب سؤال ميرزا زينالعابدين طبيب از شرح بعضي عبارات مشكله قانون ٥ - در جواب سؤال از حمرت افق كه چگونه بواسطه قتل حضرت سيدالشهداء عليه السلام پيدا شد و از معني اينكه جبل طور در وقت تجلي نور سه قطعه شد ٦ - در جواب سؤال مرحوم حاجي سيد جواد از بعضي مسائل متعلق بماده و صورت ٧ - در جواب سؤال آقا ميرزا ابراهيم همداني از بيان مراتب مندرجه در انسان صغير ٨ - در جواب آقا ميرزا رحيم همداني در معني جسد و جسدين و جسم و جسمين در عالم حروف و انسان فلسفي و تفصيل مراتب انسان صغير ٩ - در جواب مرحوم حاج خسرو خان در تطبيق انسان صغير با عالم كبير ١٠ - در جواب ايشان در شرح حديث لو علم الناس كيف خلق الله الخلق الخ ، ١١ - ايضا در جواب ايشان در سؤال از حركت ارض ١٢ - جواب نصاري در حركت افلاك ١٣ - در علم معني حركات .
كتب فارسيه حكميه طبيعيه :
و از اين نوع يك رساله در جواب مرحوم اديبالملك مرقوم فرمودهاند در اثبات اينكه خلأ محال است .
در ذكر اسامي كتب اخبار :
اول - كتاب مبارك فصلالخطاب كه جامع اخبار اصول و فروع دين است از علم حقيقت و طريقت و جميع ابواب فقه ٢ - فصلالخطاب صغير در بعضي اخبار متعلق باصول فقه و فروع آن و قدري از صلوة ٣ - مقتل در احاديث وارده در مصيبت حضرت سيدالشهداء عليه السلام ٤ - طرايفالدعوات در پارهاي فقرات از ادعيه كه مشتمل بر مطالب عليه است .
در ذكر اسامي كتب فقهيه و آنها دو نوع است :
فقهيه عربيه :
١ - جامعالاحكام در جميع مسائل فقهيه ٢ - ضياءالبصائر در تعيين كبائر ٣ - فقهالصلوة ٤ - عرفانالصواب در كيفيت و اقسام استخاره ٥ - رساله در نذر ٦ - در جواب سپهدار در حد سارق و محارب ٧ - [ص 76] در مسأله رضاع ٨ - در استحاضه ٩ - در عده شهر رمضان ١٠ - در احكام خمس ١١ - در طهارت ماء قليل با ملاقات نجاست ١٢ - جواب شيخالاسلام كرماني در مسأله وقف ١٣ - جواب سيد باقر هندي در احياء موات ١٤ - جواب اهل يزد در مسألهاي از مسائل نذر ١٥ - جواب مرحوم ميرزا هدايةالله رضوي در احياء موات ١٦ - در جواب بعضي از علماء ، سؤال از بعضي مسائل متعلقه به بيع و صلح و اجاره و لقطه و غير اينها ١٧ - در جواب بعضي متعنتين در تقسيم ارثي ١٨ - در صلح حق الرجوع ١٩ - در جواب بعضي از اهل لحساء در بعضي مسائل متعلقه بصوم و صلوة و وقف و غير اينها ٢٠ - در جواب مرحوم مبرور آقا سيد حسن طاب ثراه از اينكه صلوات فائته را بترتيب بايد قضا نمود يا لازم نيست و از جواز عمل بفتاوي مشايخ گذشته اعلي الله مقامهم و عدم آن و از كيفيت نيت جنب هر گاه قبل از وقت غسل ميكند ٢١ - رساله ديگر در جواب ايشان در بعضي مسائل وضو و تطهير و مسائل نكاح و بعضي مسائل اصوليه و نحويه ٢٢ - در جواب حاج كلبعلي در تصوير صورت كه آيا جائز است يا خير ٢٣ - رساله نظامالبشر در امر بمعروف و نهي از منكر ٢٤ - رساله در بعضي مسائل فقهيه ٢٥ - ايضا رساله در جواب بعضي از اهل اصفهان ٢٦ - در جواب سؤال مرحوم حاج محمدعلي رئيس از اينكه كشمش هر گاه پخته [ص 77] شود نجس ميشود يا خير ٢٧ - در صلوة جمعه ٢٨ - در تقيه است ٢٩ - در كيفيت تقسيم ارثي ٣٠ - رساله مختصره در استخاره .
كتب فقهيه فارسيه :
١ - رساله مباركه هدايةالعوام كه مشتمل بر فروع دين است از عبادات ٢ - مناسك حج ٣ - در عده شهر رمضان ٤ - ناصريه بامر پادشاه جمجاه در جهاد و لزوم دفاع در زمان غيبت ٥ - رساله در قصر و اتمام .
در ذكر اسامي كتب اصوليه :
١ - فوايد در تصحيح اخبار ٢ - حجةالقاطعه در تصحيح اخبار ٣ - شرح يكي از كتب اصول كه مشتمل بر بسياري از مسائل اصول است ٤ - در شرح حديث نبوي (ص) اذا جاءكم عني حديث الي ان قال فاضربوه علي عرض الحائط ٥ - رساله مفتاح در بعضي از مسائل اصول ٦ - علماليقين در بيان تحصيل علم و يقين و بيان تسديد ٧ - فوايد در علم اصول ٨ - قواعد در اصول و آن مشتمل است بر مسائل شريفه بسيار ٩ - درهيتيمه ١٠ - رساله بينه ١١ - سوانح در محاكمه بين اصوليين و اخباريين و بيان بعضي مسائل اصوليه ١٢ - فايده جليله در نوع استنباط احكام .
در ذكر اسامي كتب فلسفه و صناعت :
١ - مرآةالحكمه در علميات فلسفه ٢ - فصول در عمليات فلسفه ٣ - اصلاحالاجساد دو رساله ٤ - اصلاحالنفوس ٥ - اصلاحالارواح ٦ - كتاب توفيق در بيان احوال نوشادر و خواص و عمل و اصلاح آن ٧ - بيانالصواب در بعضي عمليات ٨ - رساله در عمل شعر ٩ - در شرح رساله شيخ مرحوم اعلي الله مقامه در علم صناعت ١٠ - در جواب شيخ محمد بحراني در بعضي مسائل فلسفه ١١ - رساله مجمره در صنعت اطياب ١٢ - عيونالتجارب در تجربيات مختلفه ١٣ - جنگ در صنايع .
در ذكر اسامي كتب رياضيه و علوم غريبه و آن بر دو نوع است :
١ - رساله در علم موسيقي ٢ - ضياءالبصائر در علم مرايا و مناظر ٣ - رساله در علم دوربين ٤ - رساله تأويل الاحاديث در علم رؤيا و تعبير ٥ - مرآةالمنيره در علم الواح و عمل آنها ٦ - رساله در توليد اشكال رمل ٧ - در علم رخائم ٨ - در جواب سركار آقا حاج عبدالرحيم خان در علم ماسه ٩ - وجيزه در علم حساب ١٠ - كشفالمجهول در استخراج مجهولات عدديه [ص 79] ١١ - مواقعالنجوم در شرح بعضي اخبار و مسائل مشكله علم نجوم ١٢ - ميزان در استخراج اعمال اسطرلاب و غير آن ١٣ - اسرار النقاط در علم رمل ١٤ - رساله در علم حصيات جواب مرحوم محمدحسين خان يزدي ١٥ - رساله در طول و عرض بلاد .
كتب رياضيه فارسيه :
١ - رساله تقويم كه همه ساله بكار ميخورد ٢ - رساله حلقه كريميه كه از يك حلقه كه اختراع فرمودهاند همه اعمال اسطرلاب بلكه بيشتر برميآيد ٣ - رساله عزيز خان سردار در باب حقيقت رؤيا .
در ذكر اسامي كتب در علوم متفرقه و آنها نيز دو نوع است :
كتب عربيه در علوم متفرقه :
١ - شهابالثاقب در رجم نواصب ٢ - ازهاقالباطل در رد باب ٣ - روضه در بعضي اخبار شريفه و بدايع و حكايات و اشعار عربيه ٤ - در جواب مرحوم ميرزا هدايةالله در شرح حديث نبوي (ص) ان ابابكر مني بمنزلة السمع الي آخر ٥ - جواب سؤال از اينكه چرا بايد اول زوجه نبي (ص) ثيبه باشد ٦ - جواب سؤالات ملا محمد نهبنداني از شرح بعضي اخبار مشكله و آياتي چند و بعضي مسائل حكميه [ص 80] و فقهيه و غير آن ٧ - در جواب آقا سيد حسن اصفهاني در شرح حديث اشدكم حبا لنا اشدكم حبا للنساء ٨ - در جواب بعضي از علما در شرح اشكال عبارتي از شيخ اوحد اعلي الله مقامه و شرح بعضي احاديث مشكله ٩ - مجمعالاشعار در مراثي سيدالشهداء عليه السلام كه خود انشاد فرمودهاند ١٠ - كشكول در متفرقات ١١ - در جواب حاج عباس بهبهاني در شرح بعضي اخبار و بعضي مسائل اعتقاديه فقهيه ١٢ - رساله در نصايح و وصايا بميرزا زينالعابدين شيرازي ١٣ - شرح مقدمه كتاب ملل و نحل محمد شهرستاني بامر سيد جليل اعلي الله مقامه ١٤ - جواب سؤال ميرزا محمد شفيع صاحب ديوان از شرح حديث اينكه مريخ و زحل مدار حر و بردند و از معني حديث نية المؤمن خير من عمله ١٥ - جواب سؤالي كه بتوسط محمدحسن خان سردار شده بود از معني حديث حقيق علي الله ان يدخل الضلال الجنة ١٦ - جواب سؤال ملا محمود نظامالعلماء در حقيقت ركن رابع و مأخذ آن و بعضي مسائل متعلق بآن ١٧ - در جواب سؤالات آقا علي حكمي رشتي از معني بعضي اخبار و بعضي مسائل هيئت ١٨ - در جواب سؤالات شيخ احمد بن شكر النجفي از مسائلي فقهيه و اعتقاديه ١٩ - در جواب سؤالات حاج ملا مهدي خراساني از اسرار بعضي احكام شرعيه و بعضي مسائل فلسفه و بعض احكام فقهيه و غير اينها ٢٠ - جواب سؤالات آقا سيد ابوالحسن اصفهاني از راه [ص 81] رسيدن خدمت ائمه عليهم السلام در نوم و از نقطه علم و از اثبات نبوت خاصه بادله عقليه و از سر انحصار امامت در اثنيعشر صلوات الله عليهم ٢١ - جواب سؤالات آقا ميرزا محمود اصفهاني از معني حديث من خرج عن زيه الخ ، و حديث اطلبوا العلم و لو بالصين و از معني تقيه ٢٢ - جواب سؤالات آخوند ملا علياكبر لاري از بعضي اسرار معراج و معاد و معني ملائكه و غير اينها ٢٣ - جواب نواب مؤيدالدولة طهماسب ميرزا در اسرار حديث ارتفاع قلم از شيعه تا سه روز بعد از عيد غدير ٢٤ - در جواب ايشان در رد ايراداتي كه يكي از فضلاي مراغه بر بعضي فرمايشات شيخ اوحد اعلي الله مقامه در معاد و غيره وارد آورده ٢٥ - در جواب شيخ عبدالعلي طبسي در بعضي مسائل توحيد و نبوت و از عالم ذر و مسئلهاي از هيئت و غير اينها ٢٦ - در جواب سؤالات ميرزا عبدالجواد ولياني در بعضي مسائل فقهيه و اصوليه و حكميه ٢٧ - جواب سؤالات آقا ميرزا سيد حسين نايني در بعضي شبهات و ادله جبريه ٢٨ - در جواب سؤالات مرحوم آقا شيخ جعفر قزويني در بعضي مسائل حكميه ٢٩ - در جواب حاج ملا عبدالكريم كوهبناني در شرح حديثي كه مروي است كه اذا بلغت النفس هيهنا و اشار بيده الي حلقه فليس للعالم توبة و بعضي آيات در اين باب و از حقيقت تناكح و تناسل بين اولاد آدم علي نبينا و آله و عليه السلام ٣٠ - جواب سؤال [ص 82] ميرزا زينالعابدين شيرازي از حقيقت امكان و مجعوليت آن و از شرايط محبت و كيفيت حصول آن ٣١ - جواب سؤالات آقا محمدابراهيم شيرازي از حقيقت علم تقارب و تباعد و علم ضم و استنتاج و بيان مجعوليت ماهيت و وجود و غير اين ٣٢ - در جواب بعضي اخوان از بعضي مسائل صوم و صلوة و طهارت و از چيزهائي كه بر مكلف لازم است مراعات آنها اجمالا و از اصول عقايد ٣٣ - در جواب سؤالات حاج محمدعلي رئيس از بعضي مسائل فقهيه و سر اختلاف آثار كواكب در حالات و مقدار سير مريخ در روز ٣٤ - در جواب آقا محمدعلي رشتي از شرح فقرات حديثي كه در باب دوم غايةالمرام روايت كرده ٣٥ - در وصايا و نصايح بحاج ميرزا يحيي ٣٦ - در جواب امام جمعه همدان از شكلي كه بعضي اخباريين در رد مجتهدين ذكر كردهاند ٣٧ - جواب بعضي از اهل همدان در بعضي مسائل اصوليه متعلقه بعلم و ظن و بعضي مسائل عرفانيه ٣٨ - در جواب سؤالات ميرزا محمد پسر ميرزا عبدالله از معني ممنوع شدن ابليس از صعود بآسمان و بعضي تحقيقات فرنگيان در افلاك و كواكب و زمين و از تجرد ملائكه از جسم و عدم آن و از معني فقره از حديث زينب عطاره و از ثمر كواكب ثابته و تأثيرات آنها و از اينكه جنت خلد تحت ثوابت است يا خير ٣٩ - جواب سؤالات حاج ملا حسن مراغي از اشتراط عربيت در عقود [ص 83] شرعيه و عدم آن و از دليل طهارت آب قليل بعد از ملاقات نجاست و از تفسير حديث صفت ايمان و دعائم و شعب آن و از احوال باب و از صورت اجازه مرحوم آقا اعلي الله مقامه از سيد مرحوم اعلي الله مقامه و از اكتفا بعدالت در ثقات و حاجت بعصمت در انبياء و اوصياء با اينكه امام عليه السلام حافظ همه است و از اختلاف فقها در احكام فقهيه و بعضي مسائل متعلقه باين ٤٠ - در جواب سؤالات آقا سيد جواد از علت حرمت مجادله و علت چهار بودن اركان ايمان و شرح بعضي فرمايشات مشايخ و رد بعضي حرفهاي فرنگيان در افلاك و زمين و غير اينها ٤١ - شرح حديث علوي عليه السلام كه فرمود اكتب بسم الله الرحمن الرحيم من اجود كتابتك ٤٢ - در جواب بعضي معاندين كه ايراد كردهاند كه چرا در اوايل مصنفات خود را بلفظ اثيم توصيف فرمودهاند ٤٣ - در جواب سؤالات نواب نايبالسلطنة عباس ميرزا ملكآراي حاليه از بعضي مسائل مشكله متعلق برجعت و معاد و تحقيق مسأله ركن رابع و غير اينها و از معاملات مريض كه آيا صحيح است يا از ثلث محسوب ميشود ٤٤ - جواب سؤالات حاج ملا مهدي طبرستاني از سر ثواب خوردن خربوزه و سر مذكر و مؤنث بودن شمس و قمر و سر فايده نكردن خواندن يس در بعضي امراض كه فرمودهاند شفاي آن است و از معني حديث كه ميفرمايد صلوات باعث تذكر منسيات است و اينكه غير [ص 84] از صلوة اعرابي صلوتي هست كه چهار ركعت بيك تشهد سلام داده شود يا خير و از مناسبت بين لفظ و معني و سر اختلاف نصاب انعام باين ترتيب و از سيادت سادات با وجود اختلاط نسب و از وجوب اعتقاد بليلة القدر در يكي از سه شب شهر رمضان ٤٥ - جواب سؤالات ملا محمد نجفآبادي اصفهاني از شرح بعضي آيات و اخبار و دفع تناقض از ميانه آنها و از حكمت خلقت شيطان و تكليف او بسجده و غير اين و از بعضي مسائل معاد و معراج و از بعضي عبارات مشكله از بعض حكماء ٤٦ - جواب سؤالات آخوند ملا محمدجعفر كازروني از اسامي علومي كه در اخبار مذكور است و بعضي مسائل فقهيه و اصوليه و اعتقاديه ٤٧ - در جواب سؤالات ملا محمد قراجهداغي از بعضي مسائل اصول و فقه و ولايت و نبوت كليه و جزئيه و فرق ميان دهريات و زمانيات و از معني نزول عقل و از زهاد ثمانيه كه كيانند ٤٨ - جواب نواب شاهزاده ملكآرا از معني بعضي اخبار و بعضي فرمايشات شيخ اوحد اعلي الله مقامه در فضائل و بعضي مسائل حكميه و رياضيه و فقهيه ٤٩ - جواب سؤالات شيخ عبدالعلي بحراني از بعضي مسائل حكميه و اصوليه ٥٠ - جواب سؤالات آقا سيد زينالعابدين شيرازي از شرح بعضي اخبار و بعضي فرمايشات شيخ اوحد اعلي الله مقامه ٥١ - وصايا و نصايح در جواب ملا علي تبريزي [ص 85] ٥٢ - در جواب يكي از اهل طهران در معني حديثي و در بيان هيئت اهل جنت ٥٣ - در جواب حاج ملا عبدالكريم كوهبناني از دليل كتاب بر عدد شهر رمضان و از حقيقت استر ذهبك ٥٤ - جواب سيد ابوالقاسم تفتي از بعضي مسائل فقه و اصول و علم رجال ٥٥ - جواب شيخ يوسف كردستاني از معني امالكتاب از اينكه علم از چه مقوله است ٥٦ - در جواب سؤالات حاج ملا محمدحسن يزدي كثنوي از بعضي مسائل حكميه و معني بعضي اخبار و دليل بر ركن رابع ٥٧ - جواب سؤالات آقا سيد ابوالحسن شاه قندهاري از معني حديثي و از مسئله حكمي و از حقيت و بطلان مذهب صوفيه ٥٨ - جواب سؤالات شيخ محمد بحراني از معني توجه در نماز و شرح بعضي اخبار و جمع بين سيدتين در نكاح ٥٩ - جواب سؤالات آقا سيد حسن اصفهاني از اسرار بعضي احكام شرعيه و از بعضي مسائل شرعيه و معني شكافتن جبرئيل شكم پيغمبر صلي الله عليه و آله را و بيرون آوردن نقطه سوداء ٦٠ - جواب سؤالات آقا محمدعلي رشتي از حقيقت علل اربعه و سر گذاشتن حضرت سيدالشهداء عليه السلام فاطمه را در مدينه و سر اختلاف مدت حمل انسان با حيوانات ٦١ - جواب سؤالات آقا ميرزا عبدالله مولي ميرزا عبدالرحيم شيخالاسلام از اصفهان در مسائل حكميه در معاد و غيره و شرح بعضي آيات و اخبار ٦٢ - جواب سؤالات ملا محمدعلي دواني مشتمل بر هشتاد [ص 86] و هشت سؤال است از معني بعضي اخبار و آيات و اسرار خلقت و افعال معصومين عليهم السلام و غير اينها ٦٣ - جواب مرحوم حاج محمدصادق از بعضي مسائل فقهيه و حكميه و معني بعضي اخبار و آيات ٦٤ - نصايح و وصايا بجناب آقا ميرزا محمد كلباسي سلمه الله تعالي .
كتب فارسيه در علوم متفرقه :
١ - رساله حسب الحكم شاهنشاه در رد باب ٢ - رساله چهارفصل در معامله با خدا و پيغمبر و ائمه عليهم السلام و با مشايخ و علما و سلاطين و حكام و معامله با ساير مردم ٣ - رساله تيرشهاب در رد باب ٤ - رساله سپهدار در جواب پارهاي اشكالات كه بر بعضي عبارات ارشادالعوام بر اهل طهران وارد شده بود ٥ - جواب مرحوم والي كردستان در بعضي مسائل حكميه و فقهيه ٦ - رساله هداية الطالبين در جواب بعضي ايرادات از بعضي علماء بر سلسله عليه شيخيه ٧ - در جواب يكي از مؤمنين كه بواسطه معاشرت يهود و نصاري بعضي شبهات بر او وارد آمده ٨ - در جواب ايرادات حاج ملا حسينعلي توسركاني بر سلسله عليه شيخيه ٩ - در جواب ايرادات حاج شيخ باقر اصفهاني ١٠ - رساله در علم بنائي ١١ - جواب سليمان خان افشار صاين قلعه كه بر حسب استدعاي ديگري سؤال [ص 87] كرده بود از تعيين حجت در اين زمان و انفتاح و انسداد باب علم و بعضي مسائل ديگر ١٢ - در جواب ميرزا ابراهيم يغما كه اهل جنت چگونه حزني بر مصيبت سيدالشهداء عليه السلام دارند ١٣ - جواب سؤالات حاج سيد مصطفي كازروني در بعضي اسرار خلقت و بعضي مسائل فقهيه ١٤ - در جواب ميرزا علينقي هندي از معني بعضي اخبار و بعضي مسائل حكميه و فقهيه ١٥ - رساله در علم دلاكي ١٦ - رساله در رفع بعضي شبهات اهل كربلا ١٧ - رساله سيفصل در جواب حاج ميرزا محمدباقر قهي اصفهاني در رد بعضي ايرادات .
در ذكر اسامي كتب علوم ادبيه :
١ - تقويم اللسان در قراءت قرآن ٢ - رساله در رسم الخط قرآن ٣ - تذكره در نحو ٤ - تبصره در صرف ٥ - صرف و نحو فارسي ٦ - تعليمالكتاب در علم خطنويسي و آداب و رسوم آن ٧ - تنبيهالكاتب در علم املاء ٨ - الف و باء با مختصري از عقايد و مسائل فروع .
در ذكر اسامي كتب تفسير :
١ - تفسير قرآن بنحو حاشيه نوشته شده ٢ - تفسير سوره حجرات .
در ذكر كتب ادعيه :
١ - اذكارالاسبوع در ادعيه وارده در ايام هفته ٢ - وقايةالمسافر در آداب سفر ٣ - نخبه در تعقيبات و ادعيه صباح و مساء ٤ - علاجالارواح در بيان ادعيه و عزائم و الواح .
اين بود شمار اسامي كتب ايشان .
و اما زوجات آن جناب يازده تن حره و يك امه تركمانيه بود و از آن جمله شاهزاده صبيه مرحمت شأن ملكآرا كه از اين پيش شمهاي از حالات و حسب و نسب او سمت ذكر يافت دائمه بود و تا چند سال بعد از رحلت مرحوم آقا اعلي الله مقامه حيات داشت و ده تن ديگر منقطعه بودند كه در خلال اوقات عمر تدريجا اختيار فرموده بعضي وفات يافته بودند و بعضي را مرخص فرموده بود دو نفر از آنها كه تا بعد از رحلت آن عاليمقام در خانه بودند يكي صاحب اولاد و ديگري بي ولد بود .
و اما اولاد آن بزرگوار هشت تن ذكور و ده تن اناث بعد از آن جناب بجاي مانده از آن جمله پنج تن ذكور و هفت تن اناث از صبيه مرحوم ملكآرا تولد يافته بودند .
اولين اولاد آن جناب رضوانمآب عالم رباني و حكيم صمداني وحيد عصره و فريد دهره مولانا المؤيد و سيدنا المسدد مرحمتپناه رضوانجايگاه آقاي حاج [ص 89] محمدرحيم خان طاب ثراه بود كه از صبيه مرحوم آخوند ملا محمدعلي ملاباشي متولد گرديده بود و اگر چه زبان از تقرير فضايل جليله آن جناب بعجز متصف و بنان از تحرير خصايل جميلهاش بقصور معترف است لكن بمقتضاي مقام بر حسب ايجاز و اختصار از آن يم نمي و از آن بسيار كمي عرضه ميدارد . آن جناب مغفرتمآب عالمي بود خبير و فاضلي بيعديل و نظير ، در اكثر علوم مانند حكمت و ادبيه از نحو و صرف و لغت و معاني و بيان و بديع و عروض و رمل و تأويل رؤيا و زجر الطير و غيرها استاد ماهر بود و مصنفات عديده در حكمت و اصول و مواعظ و مراثي از آن عاليمقام بيادگار مانده ، خط را بسيار نيكو مينوشت و اشعار عربيه و فارسيه را بغايت پاكيزه ميفرمود و در هر گونه شعر از قصيده و تغزل و قطعه و مثنوي مهارت كامل داشت خاصه در مضامين عبرتآميز و مطالب اعتبارانگيز آن جناب را دستي قوي بود و بالادست نداشت و اشعار بسيار در مناقب و مصائب ائمه اطهار صلوات الله عليهم و مدايح مشايخ كبار اعلي الله مقامهم از آن جناب منتشر و مشتهر است و از خصايص آن جناب است كه قريب بدو ساعت موعظه ميفرمود و بيان اسرار و حكم و ذكر فضائل مينمود و همه فقرات مسجع و غالبا موزون بود و آن جناب در خدمت پدر بزرگوار بعتبات عاليات و شرف درك فيض خدمت سيد جليل مرحوم اعلي الله مقامه [ص 90] مشرف گرديده جناب سيد را مرحمتي خاص بوي بود و همه وقت تلطف و مرحمت ميفرمود و در تعليقاتي كه بآقاي بزرگوار مرحوم اعلي الله مقامه مرقوم فرموده است اظهار عنايت و التفات مخصوص بآن جناب نموده و حضرت آقا اعلي الله مقامه نيز مرحمت و محبت وافر بآن جناب داشت و در حضرتش بحدي معتمد بود كه در مهام كليه طرف مشورت واقع ميشد و مدتها در خدمت پدر بزرگوار مشغول خدمات خاصه و تعلم و تلمذ بود و تا توانست از آن بحر مواج و سراج وهاج اغتراف و اقتباس نمود و مرحوم آقا اعلي الله مقامه كتاب تأويل الاحاديث و رساله تعليم الكتاب و رساله تنبيه الكاتب را بجهت آن جناب تصنيف فرمود بسيار تقي و پرهيزگار بود و در امور شرعيه اعم از عبادات و غيرها نهايت احتياط را معمول ميداشت وارستگي و زهدي بكمال داشت و از اسباب و زخارف دنيوي چيزي بخود نميگرفت و خويشتنسازي و خودآرائي نميكرد بسيار با جود و با وجود بود و با اينكه خداوند از آنجا كه وعده فرموده است كه روزي طالب علم را باو برساند مداخل وافره بآن جناب ميرسانيد معذلك از فرط جود هيچ وقت مالي موجود نداشت و از مال دنيا چيزي ذخيره نمينمود و هر چه خداوندش عطا ميفرمود در راه خدا بر عيال و اولاد و احباب قسمت مينمود و بجهت تسهيل امور بندگان خدا زحمت و مشقت را متحمل ميشد و براي راحت اصحاب [ص 91] و احباب هر گونه تعب را بر خود هموار ميفرمود و مدتهاي مديد در طهران زيست نمود و مورد عنايت بينهايت كامله اعليحضرت اقدس ظل الله بود و در اين مدت هر وقت هر گونه وهني بر سلسله شيخيه كثرهم الله وارد ميآمد بر احسن وجه رفع مينمود و در اوان شباب بمكه معظمه مشرف گرديد و چند سفر بعتبات عاليات و يك سفر در خدمت حضرت آقاي مرحوم اعلي الله مقامه بمشهد حضرت ثامن الائمة صلوات الله عليه و عليهم مشرف گشت . ولادت باسعادت آن جناب در شهر شوال سنه يكهزار و دويست و چهل و يك هجريه در كرمان اتفاق افتاد و در شهر ذيالحجة الحرام سنه يكهزار و سيصد و هفت هجريه در طهران از دار فاني ارتحال نمود و بمحمد و آل عليهم صلوات الله المتعال پيوست و جسد شريفش را در جوار حضرت شاهزاده عبدالعظيم سپردند و بعد از چندي باتفاق جناب عالم فاضل حكيم آقا ميرزا محمد كلباسي كه از فحول علماي شيخيه است و مرحوم مبرور محمدعلي خان ولد آن جناب مغفرتمآب با كمال اعزاز و احترام بكربلاي معلي نقل نمودند و در محلي شريف و بسيار مناسب زير پاي پدر بزرگوارش در رواق مطهر پائين پا مدفون داشتند حشره الله مع محمد و آله و اوليائهم عليهم السلام . عمر مقدس آن جناب شصت و هفت سال قمري و سه ماه بود و فهرست مصنفات [ص 92] آن جناب از اين قرار است :
١ - كتاب گلشن در نصايح و حكم و امثال و قصص ٢ - كنزالرمز در حكمت ٣ - رساله در علم اصول ٤ - رساله شريفه نوريه در شرح آيه نور ٥ - رساله شريفه باقيات الصالحات در ذكر مصيبت ائمه اطهار سلام الله عليهم ٦ - معزيه در جواب نواب والا شاهزاده اسمعيل ميرزا معزالدوله ٧ - شهاديه در شرح آيه شهد الله انه لا اله الا هو ٨ - نصايح الملوك بر حسب فرمان ظل الله ٩ - رساله خوان يغما در اسرار صلوة بر حسب حكم مرحوم آقا اعلي الله مقامه ١٠ - رساله مؤيديه در جواب مرحوم مغفور مؤيدالدوله طاب ثراه ١١ - رساله در رد ملا محمود كه بر طايفه جليله شيخيه رد نموده بود ١٢ - رساله شريفه اماميه در علامات ظهور امام زمان عجل الله فرجه بر حسب خواهش جناب جلالتمآب صنيعالدوله ١٣ - مقالات در طريقت ١٤ - رساله ارجوزه در حكمت ١٥ - رساله در بيان وحدت ناطق ١٦ - رساله شريفه در شرح بسمله ١٧ - منظومه در علم نحو .
و دويم از اولاد ذكور مرحوم آقاي بزرگوار اعلي الله مقامه و رفع في الدارين اعلامه حضرت آقا حاج محمد خان مد ظله العالي است كه از مرحومه مبروره شاهزاده صبيه مرحوم مبرور ملكآرا متولد گرديده و هو العالم العامل و الفاضل الواصل الكامل وحيد العصر و فريد الدهر عين الحيوة و سفينة النجاة ، الدرة الفاخرة و القرية [ص 93] الظاهرة سيدنا و مولانا ادام الله ايام افاضاته العالية ، ولادت باسعادت آن جناب در نوزدهم شهر محرم الحرام سنه يكهزار و دويست و شصت و سه هجريه بطالعي مسعود اتفاق افتاد و صورت زايجه اين است
. از زمان طفوليت علامات بزرگي و امارات جلالت و عظمت از ناصيه مباركش ظاهر بود و در همان اوان از كارهاي بيهوده و اعمال ناستوده اجتناب داشت و بر سيرت اهل تقوي و علم ميزيست و مرحوم آقا اعلي الله مقامه از آنجا كه استعداد اين قابليت را ميدانست در تربيتش كمال مراقبت را بجا ميآورد و ظاهرا و باطنا عنايات خاصه ميفرمود و ده ساله بود كه او را امر فرمود كه در اندرون براي اهل حرم و ديگر نسوان قبيله و بني اعمام خردسال موعظه نمايد و در شبانهروز يك نوبت براي برادران و خواهران كوچكتر امامت جماعت فرمايد تا آنكه آداب نماز را از جنابش بياموزند و در چهارده سالگي امر فرمود كه در مجالس روضهخواني بعضي از اعمام موعظه نمايد و بسيار اوقات در محضر مسعود [ص 94] خود آن حضرت كه علما و طلاب حاضر بودند موعظه ميفرمود بالجمله هيچ وقت آن جناب را بخود وانميگذاشت و پيوسته مراقب حال اين فرزند ارجمند بود و كتابهائي چند محض فرط ميل و محبت براي آن جناب تصنيف فرمود از جمله دو كتاب صرف و نحو لغت عجم را در ابتداي تعليم تصنيف فرمود كه در لغت عجم اول آن علم را بياموزد تا در لغت عرب حقيقت صرف و نحو را بفهمد و از آن جمله تبصره صرف را هنگام تعلم علم صرف تصنيف فرمود و از عجايب وعدهاي است كه در كتاب تبصره بايشان فرمودهاند در آنجا كه بيان مصدر را ميفرمايند اشاره ببعض مطالب حكميه ميفرمايند بعد مرقوم داشتهاند اينكه : و ليس هيهنا موضع بيان اكثر من ذلك لانك طفل و ماكمل عقلك فاذا كبرت ان شاء الله القي اليك ان شاء الله ما يروي الغليل و يبرئ العليل ، باري در زمان تعلم نحو كتابي مبسوط كه بتذكره موسوم است مرقوم نمود و در [ص 95] هر علم كه شروع ميكرد اگر كتابي در آن علم تصنيف نفرموده بود در اين وقت بجهت اين فرزند دلبند تصنيف ميفرمود و بر تحصيل علم تشويق مينمود ، مقدمات را در نزد مرحوم آخوند ملا محمدحسن كه معلم آن جناب بود تحصيل نمود بعد از آن بيشتر تحصيل آن جناب در خدمت پدر بزرگوار بود ، در سفر آخر كه حضرت آقا اعلي الله مقامه بطهران تشريف برد آن جناب ملازمت ركاب داشت و در اين سفر فقه و اصول را در خدمت آن حضرت بدرجه كمال رسانيد چنانكه از غير مستغني شد و پارهاي از سؤالات علميه كه از آن حضرت ميشد جواب را بآن جناب حواله ميفرمود بالجمله غالب اوقات اعم از حضر و سفر ميبايستي در خدمت آن حضرت باشد تا آنكه بحسن تربيت و دوام خدمت مستعد مقام كمال و انسانيت گردد و شبها را باستمرار در خدمت پدر بزرگوار بقراءت كتب احاديث و اخبار و مصنفات خود آن حضرت خاصه كتاب مستطاب فصلالخطاب مشغول بود روزها را قدري تحصيل و قدري بتصنيف كتب در فقه و اصول و غيرهما ميپرداخت و بنظر پدر بزرگوار ميرسانيد و پسند ميافتاد و تحسين ميفرمود بعد از آنكه قراءت و مقابله كتاب فصلالخطاب بانجام رسيد حضرت آقا اعلي الله مقامه ديد كه آن جناب معرفت لحن حاصل نموده لهذا بر سبك فقهاي سلف اجازهاش مرحمت نمود و فرمود احاديث اين كتاب را از من [ص 96] روايت كن و مكرر ميفرمود محمد خان فقيه است و آن جناب را باسم فقيه ميخواند و گاهي امتحانا مسائل غامضه از آن جناب سؤال ميفرمود و جوابي كه معروض ميداشت تصديق مينمود و آن جناب را نيز شوقي مفرط بخدمتگذاري پدر بزرگوار بود و بهر چه ميل آن حضرت بود مايل و از هر چه اعراض داشت معرض بود و مطلقا از خود رأي و هوائي نداشت چنانكه گوئيا فاني محض بود خود آن جناب ميفرمود آخر شب كه از خدمت پدر بزرگوارم بيرون ميآمدم سر را در زير آسمان برهنه ميكردم و عرض ميكردم خدايا علمي بمن عنايت كن كه بآن واسطه خدمت پدر بزرگوارم را بنمايم و اگر قابل علم نيستم مالي بمن عطا بفرما كه بمال خدمت كنم و در راه او مصروف دارم و اگر هيچ يك را عطا نميفرمائي لباس حيات از من سلب بفرما كه بدون خدمت مولا مرگش بهتر از زندگي است مجملا باين نحو آن جناب مشغول تحصيل علم و معرفت و اكتساب اخلاق مرضيه و صفات حسنه بود و يوما فيوما ترقي نمود تا اينكه اين قدر در خدمت آن حضرت موثق و معتمد گرديد كه ميفرمود اگر به تنهائي شهادت در امر خون دهد براي من يقين حاصل ميشود و در اواخر مرحمت و محبت حضرت آقا اعلي الله مقامه بآن جناب بحدي بود كه از هيچ چيز جز ملاقات او مسرور نميشد و دلخوشي بآن جناب داشت فقط [ص 97] چنانكه از بعضي اهالي حرم كه دايم الحضور بود حكايت ميكنند كه ميگفت در اين اواخر هيچ وقت حضرت آقا را مسرور نميديدم بلكه پيوسته اوقات تكيه ميفرمود و چشمهاي مبارك را بر هم ميگذاشت و بهيچ چيز نظر نميفرمود و مهموم و مغموم بود تا آنكه آن جناب بر حضرتش داخل ميشد في الحال حالت مباركش ديگرگون ميگشت و سرور و نشاط حاصل مينمود و صحبت و مرحمت ميفرمود و مزاح و تبسم ميكرد در اين اواخر وقتي آن حضرت اعلي الله مقامه در خواب ديده بود كه بر صندلي نشسته و تدريس ميفرمايد و همه مردم پشت بجنابش كردهاند جز يك نفر كه روي او بآن حضرت بوده است در ضمن حكايت رؤيا و ذكر آن يك نفر كه اقبال داشته است اشاره بآن جناب كرده بود يعني همين يك نفر روي بمن داشت فقط . و نيز در خواب ديده بود كه درختي در مسجدالحرام غرس فرموده و آن درخت بسيار بزرگ شده است و موشهائي چند بر آن درخت بالا ميرفتند پس از بيداري خواب خود را براي آن جناب قصه كرده بود بعرض رسانيده بود كه بايد يك نفر از اهل بيت حضرت عالي ترقي كامل كند و فساق اصحاب در صدد ايذاء او برآيند نظري بآن جناب كرده و فرموده بود يقين آن يك نفر كه ترقي ميكند توئي . [ص 98] و شبي ديگر در خواب ديده بودند كه در وسط آبي ايستاده بودند بسيار صاف و فرزند ارجمند ايشان بر سر آب ايستاده و كيسه كمري بر كمر دارد او را طلب نموده بدست خود داخل آب نمودند و پهلوي خود بردند آب بالا آمد كه از كمرش بگذرد او را يك پله بالاتر گذاردند فرمودند كه اينجا بايست كه كيسه كمرت تر نشود خود ايشان مذكور نمودند كه چون اين رؤيا را ذكر فرمودند عرض كردند استدعا مينمايم كيسه كمر را از من دور فرمائيد . بالجمله روزي طعامي خاص در حضرتش حاضر كرده بودند در اين وقت از خداوند مسألت نموده بود كه مؤمني را بفرستد كه با او همكاسه شود بعد از لمحهاي آن جناب داخل شد آن حضرت با نهايت نشاط فرموده بود توئي آن مؤمن كه از خداوند مسألت نمودم .
مرحوم حاج سيد محمدباقر هندي كه مردي بسيار تقي و سالك بود و از خواص اصحاب سيد جليل مرحوم و مرحوم آقاي بزرگوار اعلي الله مقامهما شمرده ميشد گويد كه چند سفر از كربلا محض تشرف بخدمت آقاي بزرگوار مرحوم اعلي الله مقامه بكرمان رفتم و در هر سفر عرض ميكردم مولاي من بعد از سيد جليل مرحوم اعلي الله مقامه بعلت آنكه قائممقام و نايب آن جناب را نميشناختم بسي حيرت و سرگرداني داشتم و صدمه بسيار ديدم التماس و استدعا را دارم كه حضرت عالي نايب خود را بمن بشناسانيد كه اگر زنده [ص 99] بمانم ديگر متحير نباشم و عهد ميكنم كه اين سر را قبل از آنكه خود آن شخص اظهار امر نمايد فاش نكنم هر چه در اين امر اصرار و التماس مينمودم جوابي در اين باب نميفرمود مگر اينكه ميفرمود هنوز معين نشده است تا آنكه در سفر آخر باز استدعا نمودم و عجز و الحاح كردم وعده فرمود كه بنحوي آن شخص را بمن بشناساند تا آنكه وعده فرمود كه چون عهد قريب شود من بشما ميگويم و من همه وقت در خيال و منتظر بودم تا آنكه بعد از چندي مرا در كتابخانه خود احضار فرمود و جز من كسي در خدمت آن حضرت نبود در اثناي فرمايشاتي كه همه اشعار بمطلب من داشت فرمود و هر چه ميبايست بفهمم فهميدم يك دفعه بصراحت فرمود كه آن كس را كه طالب بودي با او معاشر باشي و سلوك نمائي اينك محمد خان شايسته است و جز او كسي را نميبينم من فورا در حضرتش بسجده رفتم و خداوند را شكر نمودم كه مرا بمطلب خود فائز نمود بعد بآن جناب فرموده بود كه حاجي سيد محمدباقر ميخواهد با تو معاشرت نمايد با او معاشرت كن بالجمله حال آن جناب بدين منوال ميگذشت و يوما فيوما در خدمت پدر بزرگوار ترقيات فوق العاده حاصل مينمود تا آنكه حضرت آقا اعلي الله مقامه عزيمت عتبات عاليات فرمود و آن جناب را هم بسبب فرط محبت و مرحمت و هم بملاحظات و مصالحي كه خود [ص 100] ميدانست بهمراه برد و در چهار منزلي داهيه عظيمه و واقعه جليله بوقوع پيوست چنانكه از اين پيش سمت ذكر يافت بعد از لوازم حمل و نقل جنازه مطهره بلنگر و رفتن بشهر كرمان و اقامه پرسه و تعزيه مشغول بانجام وصاياي آن حضرت اعلي الله مقامه گرديد و امر عيال و اولاد و متروكات را منظم و مرتب فرمود و ثلث اموال را حسب الوصية اخراج نمود و هيچ يك از مال و عيال را ضايع نگذاشت مال را كما فرض الله تقسيم فرمود و عيال و اولاد را در نهايت حفاوت و مهرباني نگاهداري و سرپرستي نمود و ميان آنها و عيال و فرزندان خود فرق نگذاشت بعد از انجام و انتظام اين امر بر سبك و سياق حضرت آقاي مرحوم اعلي الله مقامه همت را مصروف امور علميه و تصنيف و تأليف كتب حكميه و فقهيه و جمع احاديث و اجوبه مسائل داشت و جمعي كثير از علماي اصحاب و غيرهم بآن جناب گرويدند و غاشيه اطاعت و انقياد را بدوش كشيدند و آن جناب در علم و عبادت و انزوا و زهادت و معاشرت باندازه حاجت بر طريقه پدر بزرگوار حذو النعل بالنعل حركت فرمود چنانكه با قطع نظر از جثه شريفه مرحوم آقا اعلي الله مقامه ديگر گوئيا هيچ چيز از ميان نرفته و همه برجا بود جز آنكه بمقتضاي پاس ادب تا چندي بر كرسي و منبر پدر صعود ننمود و درس و موعظه نفرمود تا آنكه بعد از ماهي چند بعادت معهود هر دو عيال و اولاد را بقريه لنگر [ص 101] نقل نمود و در اوايل ورود در خواب خدمت پدر بزرگوار رسيد آن حضرت از روي تغير فرموده بود خوابيدهاي و آرام داري تا علوم و كتب من از ميان برود و تمام شود آن جناب باضطراب از خواب جسته و ميفرمود چشمهاي مبارك مولايم بعد از بيداري مدتي پيش چشمم بود باري بعد از اين خواب كه بمنزله امر و حكم است بدرس و موعظه قيام فرمود و همچنان مشغول شد بتصنيف و تأليف و جواب سؤالات مشكله غامضه كه هر كسي بخيالي سؤال مينمود و بحمد الله چنان از عهده برآمد و حل رموز مسائل حكمت الهيه و طبيعيه و مشكلات فقه و اصول و رفع تعارض احاديث و بيان ديگر علوم فرمود كه بر همگان حالي شد كه اين علم تأييدي است نه تحصيلي و از حسن اتفاقي كه در اين دوره افتاد اين است كه چند نفر از برادران و اقرباء آن جناب نظم و ترتيبي خاص در استكتاب درس و موعظه قرار دادند كه همه لآلي فرمايشات آن جناب برشته تحرير درآمد و يك كلمه ساقط نشد و اكنون كتابهاي متعدده كه هر يك چندين هزار بيت درس و موعظه است مدون گرديده كه تقريبا متجاوز از دو كرور بيت كتابت آن كتب تا كنون ميشود .