و اما ساير صفات و حالات آن جناب همه بر صفت و حالت آقاي بزرگوار مرحوم اعلي الله مقامه است بدون تفاوت و سابقا [ص 102] حالات آن بزرگوار در مقام خود بر سبيل ايجاز و اختصار نگارش يافت و اعاده آنها در اين مقام تكرار است و في المثل هر گاه چراغي را تعريف و توصيف نمايند كه روشن‌كننده و سوزاننده است و صفات آنرا برشمارند چراغي ديگر كه از آن درگيرد و مشتعل شود اعاده تعريف و توصيف در ثاني البته مكرر است .

و اما كتبي كه تا بحال تصنيف و تأليف فرموده است اين است فهرست اسامي آنها :

١ - كتاب مبارك كتاب‌المبين كه كتابي است مبسوط و بي‌نظير و تا كنون چنين كتاب نوشته نشده مشتمل بر چهار سفر : سفر اول در اخبار وارده از اهل بيت عليهم السلام در كليات و جزئيات مسائل توحيد و همچنين نبوت و امامت و ركن رابع سفر ثاني در اخبار مبدء و معاد و آنچه متعلق باين دو است از مراتب ملك و عوالم و مواليد و امر ظهور امام عليه السلام و رجعت و غير اينها سفر ثالث در اخبار طريقت بتفصيل قواي انسانيت كه در حديث كميل و حديث اعرابي مذكور است سفر رابع در اخبار اصول فقه . ٢ - كتاب مبارك ينابيع‌الحكمه مشتمل بر چهار مجلد در معارف و امور عامه و مبدأ و معاد و كليات حكمت و غير اينها از آنچه در كتب حكما ذكر آن هست يا نيست و احقاق حق در هر يك از مسائل و ابطال باطل ٣ - رساله شريفه مسماة به نفس‌باقيه در بيان [ص 103] مشاعر ظاهريه و باطنيه و حقيقت نفس و روح و عقل و فؤاد و كيفيت ادراك نفس و كيفيت بقاء و آنچه متعلق بآنهاست ٤ - در جواب يكي از علما سؤال از اينكه قوام ارض بوجود غوث اعظم روحي فداه است و اركان و حال اينكه ايشان در جزئي از زمان بودند ٥ - رساله سوانح در افكار وارده بر ايشان در فضايل و بعضي كليات حكمت ٦ - رساله در جواب آقا محمدباقر خراساني سؤال از اينكه فاعل در همه جا اشرف از مفعول است مگر در عابد و معبود سر اين چيست ٧ - رساله در جواب آقا محمدصادق گوكي در مسأله توجه ٨ - رساله در جواب يكي از اهل همدان كه حسب الامر مرحوم آقا اعلي الله مقامه نوشته‌اند در شرح بعضي اخبار و آيات و از بعضي اذكار و اوراد و مشروعيت آنها و از ترقيات باطله كه براي پاره‌اي از صوفيه نقل ميكنند و بعضي مسائل متعلق بجبر و تفويض ٩ - در مسأله جبر و تفويض ١٠ - در شرح بعضي فقرات كتاب مبارك لب‌اللباب ١١ - در كيفيت تولد در عالم حقيقت ١٢ - رساله مسماة بقمرالمنير در بعضي از كليات فضائل ١٣ - رساله عين‌اليقين در اثبات نبوت خاصه و امامت و صحت اخبار بدليل تسديد ١٤ - در جواب مرحوم ملا علي اسكوئي از شرح بعضي آيات و اخبار و فرمايشات مشايخ و غير ذلك ١٥ - در جواب آقا محمد بنابي از اينكه علم كلمه مكتوبه كه امام عصر عجل الله فرجه [ص 104] اظهار آنرا ميفرمايند در نزد شما هست يا خير و از تطبيق سنت و روايت و اثر و غير ذلك با عالم كبير و از تكليف در سلوك با كسي كه با اخوان خود بد ميكند ١٦ - در جواب سؤالات آقا ميرزا حسن اصفهاني از شرح بعضي آيات و اخبار ١٧ - در جواب بعضي از اهل همدان از بعضي مسائل متعلق بكون و شرع و دنيا و آخرت و كيفيت معاد و بعضي مسائل از سلسله طوليه و عرضيه و از كيفيت طي الارض و غير ذلك ١٨ - در جواب مرحوم آقا محمد آقا سعيد سؤال از اينكه غايت خلق معرفت است و در پاره‌اي اخبار ميفرمايند كه خلق راهي بمعرفت ندارند وجه جمع چيست ١٩ - در جواب سؤالات مرحوم آقا سيد محمد كاشاني از شرح بعضي اخبار در باره شيعه كه منافات دارد با افضليت انبياء صلوات الله عليهم و از عبادت مشاعر برزخيه و پاره اخبار ديگر ٢٠ - رساله مباركه مسماة به تبيان در جواب يكي از اجله علماء از شرح بيان در مقام شيعه و از مشعر فهم احديت ٢١ - رساله مباركه برهان در اثبات وجود عالم كامل در هر زمان ٢٢ - رساله حكميه در توحيد ٢٣ - در جواب مرحوم ميرزا محمود شيرازي مشتمل بر مسائل غريبه متعلقه بعبادت و توجه و از دوره ثانيه در كلام سيد اوحد اعلي الله مقامه و از معني صعود حضرت عيسي (ع) و از اختصاص ذكر ذوالقرنين در كتاب خدا با اينكه همه كاملين اين مراتب را سير ميكنند و شرح [ص 105] بعضي اخبار ٢٤ - در جواب حاج عبدالكريم پسر مرحوم حاج عباس بوشهري از شرح حديث شريف من عرف نفسه فقد عرف ربه و حديث العبودية جوهرة كنهها الربوبية ٢٥ - در جواب يكي از دوستان كه استدعاي دستور العمل بجهت سلوك نموده ٢٦ - در جواب يكي از دوستان در شرح بعضي فقرات لوامع الحسينية ٢٧ - در جواب مرحوم حاج سيد محمدتقي هندي در شرح مناجات شهر شعبان ٢٨ - در جواب مرحوم نواب آقا ميرزا سيد علي يزدي سؤال از ادله اختلاف نقبا و نجبا و كليت و جزئيت ايشان ٢٩ - در استخراج اسم پدر و مادر رسول خدا صلي الله عليه و آله از ظاهر قرآن و باطنش ٣٠ - رساله مباركه وسيلة‌النجاة در جواب مرحوم حاج محمدابراهيم كاشاني و مرحوم حاج كلبعلي يزدي در توحيد و نبوت و امامت و ركن رابع بادله كتاب و سنت و عقل مستنير ٣١ - در جواب جناب آقا سيد ابراهيم همداني از بعضي مسائل متعلق بحضرت خضر عليه السلام و ساير اركان ٣٢ - در جواب سؤال بعضي از لزوم معرفت شخص واحد كامل ٣٣ - رساله مباركه در شرح خطبه مرحوم آقا اعلي الله مقامه كه تضمين آيه نور فرموده‌اند در جواب مرحوم حاج كلبعلي ٣٤ - در جواب آخوند ملا زين‌العابدين شاهرودي در بعضي مسائل متعلق بتوحيد ذات و توحيد عبادت و مرجع ضماير و خطابات ٣٥ - در جواب يكي از اخوان در سهم [ص 106] امام عليه السلام ٣٦ - در بعضي مسائل صوم با اشاره بدليل ٣٧ - رساله در خمس ٣٨ - در منضجات مريض ٣٩ - وجيزة‌الاحكام عربي در مسائل عمليه در طهارت و صلوة و صوم و اعتكاف و خمس و زكوة ٤٠ - ترجمه وجيزة‌الاحكام ٤١ - رساله در لقطه ٤٢ - در عده ٤٣ - در شفعه ٤٤ - در شركت ٤٥ - در جواب حاج عباس بوشهري از بعضي مسائل خمس ٤٦ - در جواب ايضا از سهم امام عليه السلام در زمان غيبت آيا حلال ميشود يا خير ٤٧ - در جواب مرحوم حاج سيد باقر هندي از بعضي مسائل متعلقه بنكاح ٤٨ - در اثبات جواز تقليد ميت ٤٩ - در مناسك حج عربي و فارسي ٥٠ - رساله اصول در مباحث الفاظ ٥١ - در عمل بمظنه ٥٢ - رساله مسماة بحجة‌الساطعة در ادله اربعه ٥٣ - در رد باب ٥٤ - رساله خيوط در ترجمه رساله مرحوم آقا اعلي الله مقامه ٥٥ - رساله در منطق ٥٦ - رساله فارسيه در جواب يكي از اخوان در شرح معاني لا حول و لا قوة الا بالله ٥٧ - در جواب مرحوم امير حاج محمدعلي رفسنجاني از شرح بعضي فقرات دعاي ابوحمزه ثمالي و بعضي مسائل فقهيه ٥٨ - در جواب يكي از اخوان در قيافه ٥٩ - در شرح رمز عرفا كه ميگويند خذ من كهيعص السر المكتوم الي آخر ٦٠ - رساله فارسيه در جواب عبدالعلي خان اديب‌الملك در حقيقت رد شمس ٦١ - در جواب يكي از دوستان در سر خلقت حضرت آدم عليه السلام [ص 107] در زمان مخصوص ٦٢ - در جواب مرحوم شاهزاده عباس‌قلي ميرزا از دليل عقلي و شرعي بر قراءت سوره عنكبوت و روم در شب قدر و از رتبه ملائكه چهارگانه كه كدام يك اشرفند و از جواز گفتن تكبيرات ثلث بعد از نوافل ٦٣ - در جواب آقا مير علي زنوزي از بعضي مسائل متعلق بسلسله طوليه و كون و شرع و غير ذلك ٦٤ - رساله فارسيه در جواب ميرزا اسحق خان در بعضي مسائل متعلق بتوحيد و وحدت وجود و معاد و غير ذلك ٦٥ - رساله فارسيه در جواب از شبهه‌اي كه وارد آمده بود در باب حديثي كه حضرت باقر عليه السلام ميفرمايد كه كشتند جدم را طوري كه پيغمبر صلي الله عليه و آله نهي فرموده بود كه كلاب را بآن طور بكشند كه اين از باب تشبيه است نعوذ بالله يا نه ٦٦ - در جواب بعضي از اهل همدان در رد بعضي ايرادات و تهمتها ٦٧ - در جواب نواب ميرزا محمدصادق يزدي از شرح حديث اعرابي كه عرض كرد طمش طاح فغادر شبلا الي آخر و از شرح فقره دعائي كه در مهج روايت كرده ٦٨ - در جواب آقا محمدباقر همداني از معرفت حق و باطل و شرح عبارتي از سيد مرحوم اعلي الله مقامه ٦٩ - در جواب يكي از اهل همدان در علم اختلاج اعضا و حكمت آن ٧٠ - در جواب آقا سيد ابراهيم همداني در شرح بعضي اخبار و آيات و بعضي مسائل مشكله ديگر ٧١ - در جواب ملا محسن گوكي در تفسير [ص 108] بعضي آيات و حكمت غسل مس ميت و بعضي مسائل متعلق بمعاد و غير ذلك ٧٢ - رساله مباركه فارسيه مسماة بمصباح السالكين در سلوك و بيان شريعت و طريقت و حقيقت ٧٣ - در جواب بعض اخوان در ابوين شرعيين و برادر طريقت و از معني ظاهر و ظاهر ظاهر و غير ذلك و خواهش بعضي اذكار و ادعيه ٧٤ - وصيت در بعض آنچه متعلق است بامر سلوك و اخوت ٧٥ - كتاب مسمي بروضه در بعضي اخبار و بعضي اشعار و حكايات و امور اتفاقيه و غير ذلك ٧٦ - كتاب كشكول سه مجلد در بعضي نسخ ادويه و مركبات و صنايع و علوم متفرقه و غير ذلك ٧٧ - رساله منتخب در ادعيه و اذكار ٧٨ - رساله مسمي بانموذج در حساب ٧٩ - در تفسير سوره عنكبوت ٨٠ - در جواب آقا شيخ محمد طالقاني از شرح بعضي آيات و بعضي فرمايشات مشايخ اعلي الله مقامهم ٨١ - در جواب سؤالات آقا سيد حسين كربلائي در بعضي مسائل متعلق بمعراج و معاد و شرح بعضي فرمايشات مشايخ اعلي الله مقامهم ٨٢ - در ذكر بعضي منامات كه ديده‌اند ٨٣ - در جواب مرحوم حاج محمدصادق خان از مأخذ تفسيري كه مرحوم آقا اعلي الله مقامه براي آيه ان المساجد لله فرموده‌اند ٨٤ - در جواب يكي از دوستان از علت رويانيدن درخت كدو براي يونس عليه السلام و از اينكه همه اناسي را ممكن است كه بمراتب عاليه برسند يا خير ٨٥ - در جواب جناب آقا سيد حسين [ص 109] يزدي سلمه الله تعالي در شرح چهل حديث از اخبار مشكله ٨٦ - در جواب يكي از دوستان در شرح دعاي هفتم از ادعيه صحيفه سجاديه صلوات الله علي صاحبها ٨٧ - در جواب مرحوم حاجي سيد محمدتقي هندي در بعضي وصايا و آداب سلوك ٨٨ - در جواب مرحوم آقاي آقا محمد همداني از بعضي مسائل متعلقه بمعاد و معراج و استيذان تقليد از مرحوم آقا اعلي الله مقامه ٨٩ - در جواب يكي از اصدقاء در بعضي مسائل فقهيه و حكميه در توحيد و فضايل و غير ذلك ٩٠ - رساله فارسيه در جواب شبهات ميرزا حسن اصفهاني ٩١ - در جواب آقا محمدباقر خراساني كه خواهش وصيتي كرده بود ٩٢ - در جواب مرحوم حاج امير محمدعلي از علت امر بتسبيح اسم در آيات و اخبار با اينكه اسم غير از مسمي است و علت تسويه حد زاني و زانيه با اينكه ثواب و عقاب بر حسب عقل است ٩٣ - در جواب آخوند ملا محمدصادق گوكي در حقيقت قوس الرحمن ٩٤ - در جواب خير الحاج حاج عبدالحميد شيشه‌اي از مساله‌اي از علم ماسه ٩٥ - در جواب ايضا در كيفيت اصلاح نفس و كيفيت استخراج اسماء ملائكه در الواح ٩٦ - رساله بجهت اهالي رفسنجان در كيفيت سلوك و اخوت ٩٧ - در جواب اهالي همدان از وجه تسميه اول و ثاني به ابوالفصيل و حبتر و بعضي مسائل فقهيه و بعضي مسائل متعلق بوحدت ناطق و شرح بعضي اخبار و شرح [ص 110] رمز شيخ مرحوم اعلي الله مقامه ٩٨ - در جواب مستشار الوزارة كه در مشهد مقدس سؤال كرده بود از تحقيق خط فرنگيان و وضع حكمت در خطوط ٩٩ - در جواب حاج سيد حسين يزدي از شرح بعضي اخبار و غير ذلك ١٠٠ - در جواب يكي از اهالي رشت در شرح حديث لايفتقر اهل بيت عندهم الخل از ظاهر و باطن و تأويل ١٠١ - در جواب جناب حاجي خان گيلاني كه از پاره مسائل متعلقه بهندسه و از كلمات فرنگ در انكار كره نار سؤال كرده بود ١٠٢ - در جواب آقا ميرزا علي طالقاني در اثبات وجود افلاك و تعدد آنها و حركت آنها و سكون ارض و حقيقت كلفي كه در قمر مشاهده ميشود و شرح حديث حق علي الله ان يدخل الضلال الجنة ١٠٣ - رساله حسام‌الدين جواب جناب حاج ميرزا حسين خان جنرال قونسل معموره بمبئي در رد پادري كه مدعي عدم تصحيف كتب آسماني شده بود ١٠٤ - در جواب ايضا در معني كلمه ان شاء الله و اينكه قديم چگونه متلطخ بحدوث ميشود ١٠٥ - در جواب بعضي اجلاء يزد در رفع وساوس و تأويل آيه فمن تعجل في يومين فلا اثم عليه ١٠٦ - در جواب حاج علي‌محمد نراقي از حقيقت يأجوج و مأجوج و معني حديث شريف حرمة القرآن علي الله كحرمة الوالد علي ولده و از اشتراط وضو در سجده عزايم ١٠٧ - در جواب آقا عبدالله بهبهاني از وحدت ناطق و وجوب تقليد اعلم يا عدم آن [ص 111] و مقصود از قراي ظاهره و شرح حديثي و تأويل آيه‌اي و اينكه ضرورات اربعه ميزان در معرفت كامل هست يا نه ١٠٨ - رساله در جواب جناب حاج محمدحسن تاجر كاشاني در شرح دو حديث در كيفيت حشر حضرت فاطمه عليها السلام ١٠٩ - در جواب ناظم‌الشريعه همدان از دليل مفوض بودن امور اربعه بملائكه اربعه و اركان اربعة صلوات الله عليهم و مسأله‌اي از وقف ١١٠ - فايده در وجه توجه داني بعالي با احاطه وجود ١١١ - رساله در شرح سوره قدر ١١٢ - رساله كازرونيه در جواب بعضي اجله در جواب بعضي ايرادات كه بر سلسله جليله شيخيه ميكنند و بعضي افتراها ١١٣ - در جواب جناب آقا ميرزا حسن همداني از بعضي مسائل متعلق بكون و شرع و امر قراي ظاهره و سير در آنها و بعضي مسائل از فقه و صناعت ١١٤ - فايده در تعيين واضع ١١٥ - فايده در اثبات هلال ١١٦ - رساله قراباغيه در وجه تركيب هر ممكني با اينكه صادر اول بسيط است ١١٧ - رساله شريفه در جواب نواب والا شاهزاده ملك‌آرا دام اقباله در مسائل مشكله ظهور و رجعت ١١٨ - فايده در بقاء اشباح ١١٩ - فايده در نفس باقيه ١٢٠ - رساله دوانيه در وجوب صلوة جمعه و عدم آن و در تقليد ميت ١٢١ - رساله بهبهانيه در جواب يكي از دوستان از اهل بهبهان كه در باب امر شيخيه و بالاسريه و عقايد ايشان سؤال كرده ١٢٢ - در جواب [ص 112] يكي از اخوان تبريز در امر جن ١٢٣ - رساله در شرح سوره فجر و كوثر كه يكي از اجلاء اهل كاشان سؤال كرده است ١٢٤ - رساله در استخراج اسم از رمل و غير آن در جواب بعض اجلاء همدان ١٢٥ - رساله در شرح حديث احباط ١٢٦ - رساله شريفه ناصريه در جواب مرحوم فرمانفرما ناصرالدولة در معني الجسد العنصري لايعود و اثبات حقيقت آن ١٢٧ - در جواب ايرادات بعضي از اهل تبريز ١٢٨ - در جواب سؤالات مبهمه سيد باقر ١٢٩ - در جواب ملا محمدعلي سلماسي از توهم اينكه مشايخ ما نعوذ بالله با صوفيه موافقند در باب تصور صورت مرشد و از اينكه شيعه چگونه مظهر نور امام عليه السلام ميشود و اشاره برد باب و از كيفيت بودن امام عليه السلام در امكنه متعدده و امثال اينها ١٣٠ - در جواب ملا محمدعلي پسر ملا محمدجعفر تبريزي از اينكه هر چه در وجود مقدم است در ظهور مؤخر است پس چرا ركن رابع بعد از ساير اركان بروز كرده و از بعضي اخبار كه ظاهرا مجعول باشد و از شرح سوره و التين و از معني الفاتح لما استقبل در فقره زيارت و از شرح رمز شيخ مرحوم اعلي الله مقامه در بيان وقت ظهور امام عليه السلام ١٣١ - در جواب اميراصلان خان در بعضي مسائل متعلق بمعاد ١٣٢ - در جواب شيخ محمدطاهر پسر شيخ حسين مزيدي از بعضي مسائل رجعت و معاد و از محل نزاع در بعضي [ص 113] مسائل مختلف فيه بين اشاعره و عدليه ١٣٣ - شرح دعاي رجبيه ١٣٤ - در جواب يكي از اهل مراغه در بعضي ايرادات كه بر سلسله عليه شيخيه ميكنند و از وجه انحصار حروف كلمه توحيد بالف و لام و هاء و بعض اسرار اين كلمه و معاني آن و شرح بعضي اخبار و غير اينها ١٣٥ - در جواب ميرزا عبدعلي پسر ميرزا هاشم علي هندي در بقاء بدن مبارك امام عليه السلام در قبر و بعضي مسائل ديگر متعلق برجعت و معاد و غير اينها ١٣٦ - در جواب بعضي از اهل نائين در بعضي ايرادات در باب وحدت ناطق و غير اينها ١٣٧ - در جواب جناب آقا شيخ علي‌اكبر ملايري در شرح بعضي اخبار ١٣٨ - در جواب بعضي از دوستان در شرح پاره‌اي از عبارات مشايخ اعلي الله مقامهم و بعضي مسائل معاد و از علم امام عليه السلام و كيفيت احاطه انبياء عليهم السلام ١٣٩ - وصيت بمرحوم حاج شيخ ابوالقاسم پسر مرحوم حاج محمدباقر اصفهاني ١٤٠ - در جواب ميرزا علي طالقاني در فلسفه ١٤١ - رساله ثانيه در رد باب و ابطال شبهات آنها ١٤٢ - رساله در جواب حاج محمدرضا ساكن رشت از اينكه معني تنعم آل‌محمد صلوات الله عليهم در جنت چيست و حال اينكه جنت از نور خود ايشان خلق شده است ١٤٣ - در جواب يكي از اخوان اهل بصره در كيفيت اطلاع كبار شيعه ١٤٤ - در جواب شيخ حسين رشتي سؤال از بعضي مسائل حكميه [ص 114] متعلق بوجود و ماهيت و از بيان مشاعر و كيفيت ارائه واقعه كربلا بحضرت موسي عليه السلام و بعضي مسائل حكميه ديگر ١٤٥ - در جواب حاج علي‌محمد نراقي از كيفيت ظهور حضرت امير عليه السلام در چهل بدن و وجه اختصاص سجده عزايم بچهار موضع ١٤٦ - ترجمه مكاسب كتاب مبارك جامع ١٤٧ - در جواب آقا ميرزا جليل پسر مرحوم حاج ميرزا عبدالكريم ملاباشي از آذربايجان از سر غسل ميت و غسل مس و از معني قابليت اشياء و اقتضاي آن و منشأ آن و حقيقت طي الارض و از معني قول خداوند ماارسلنا من رسول الا بلسان قومه و حال اينكه خاتم صلي الله عليه و آله از عرب بود و از معني حديث شريف ان علم النجوم لايعلمه الا نحن و اهل بيت في الهند ١٤٨ - در جواب حاج ميرزا علي‌اكبر پسر مرحوم ميرزا يوسف قراباغي از شرح بعضي عبارات شيخ اوحد اعلي الله مقامه كه در شرح فوايد و شرح زيارت ميفرمايند ١٤٩ - رساله ثالثه در رد باب و شرح اخباري كه تأويلات باطله كرده‌اند ١٥٠ - در جواب بعضي از اجله همدان در معني قد احللنا شيعتنا من خمسنا اينكه مراد همه سهام است يا بعض آنها و بعض آنچه متعلق باين مسأله است و از قبول هداياي حكام و سلاطين و از كيفيت تخليص مال مختلط بحرام و مسئله‌اي از طهارت ١٥١ - در جواب حكيم دانيال يهودي كه از همدان سؤال كرده بود در بعضي [ص 115] اشكالات كه در قرآن از براي او پيدا شده بود ١٥٢ - در جواب بعضي از اجله از مصالحه حق الرجوع كه آيا جايز است يا خير ١٥٣ - وصيت آقا شيخ علي‌اكبر ملايري ١٥٤ - در جواب حاج سيد جواد كربلائي طباطبائي در بعضي مطالب متعلق بتوحيد و احديت و مطلق و مقيد و وجود و ماهيت ١٥٥ - رساله عربيه قاسانيه در جواب يكي از اهل كاشان در شرح دو حديث در فضل حضرت فاطمه و فضل ائمه اطهار صلوات الله عليهم در قيامت ١٥٦ - در جواب جناب آقا سيد حسين جندقي در شرح عبارتي از سيد اوحد اعلي الله مقامه در علم تكسير ١٥٧ - در جواب مرحوم مبرور شيخ حسين مزيدي بصري رحمه الله در مسأله وحدت ناطق و مسأله از صناعت ١٥٨ - در جواب جناب آقا شيخ عالي خلف مرحوم شيخ عبدالصاحب دواني از بعضي مسائل فقهيه كه پاره‌اي ايراد كرده بودند ١٥٩ - فايده در بيان اختلاف حكما در فاعليت فاعل كه بطبع است يا بقسر يا بغير اينها ١٦٠ - در جواب شبهات بوشهر كه ملا عبدالله دواني القا نموده از بعضي مسائل فقهيه و بعضي از اين رساله را بيكي از اصحاب امر فرموده‌اند تمام كرده ١٦١ - در جواب آقا ميرزا عبدالحسين اصفهاني از شرح حديثي در وقت ظهور و از معني عصيان آدم عليه السلام و استدعاي دعائي بجهت وسعت و عزت ١٦٢ - در جواب آقا ميرزا محمد اصفهاني در اثبات نبوت خاصه بدليل عقل و اشرفيت [ص 116] خاتم صلي الله عليه و آله از حضرت عيسي عليه السلام و امثال اينها ١٦٣ - در جواب جناب آقا ميرزا محمدعلي ناظم‌الشريعة از همدان از علت مؤمن نشدن بعضي اولاد ائمه عليهم السلام و از مسأله رجعت و از علت تأنيث شمس و تذكير قمر و از معني ايامي كه در عرصه دهر ذكر ميشود با اينكه زمان آنجا نيست ١٦٤ - در جواب ايرادات حاج ملا رضا همداني ١٦٥ - در جواب يكي از اجله از شرح حديثي در بدا در وقت ظهور امام عليه السلام بواسطه قتل حضرت سيدالشهداء عليه السلام ١٦٦ - رساله در كيفيت توجه .

اين بود فهرست رسائل و مصنفات آن حضرت و بسا آنكه بعضي از آنها سقط شده باشد و از دروس و مواعظ آن حضرت كه بعد از شش و هفت سال كه درس و موعظه فرموده‌اند و درست ضبط نشد و بعد از آن جناب آقازاده آقاي حاج زين‌العابدين خان و جناب آقازاده آقاي عبدالعلي خان و بعضي ديگر از اخوان ايشان و بني عمات ايشان همت گماشتند بر جمع آنها تا كنون تخمينا چهل جلد كتاب نوشته شده و بحسب كتابت هزارهزار بيت كه دو كرور باشد تا كنون جمع شده است كه هر يك از مجلدات آن كتابي است مستقل و استكتاب شده و در اطراف ايران و عراق عرب متفرق است و نسخه اصل تمام آنها در كرمان موجود است . اكنون شروع ميكنيم بنگارش بعضي از رؤياهاي صادقه‌اي كه خود [ص 117] آن جناب ديده است و همه دلالت بر جلالت قدر و علو شأن آن جناب دارد .

از آن جمله وقتي در خواب ديده بود كه در خدمت پدر بزرگوار بكربلا مشرف شده و از آنجا بعزم كرمان بيرون آمده‌اند در بيابان دو دريا ديدند يكي روشن و نوراني و ديگري تاريك و ظلماني و در ميان كوهي بزرگ حايل بود و آفتاب بر بحر ابيض ميتابيد و بر بحر اسود بسبب اينكه كوه حايل بود نمي‌تافت و بهمين واسطه تاريك بود ميفرمايد در اين وقت ديدم پدر بزرگوارم در بحر ابيض سباحت مينمايد پس دست مبارك آورد و مرا گرفت و در بحر اسود انداخت و من در آن دريا غوطه ميزدم و زير و بالا ميشدم و چنان تاريك بود كه گفتي شبي مظلم است و خوف و اضطرابي شديد مرا عارض شده بود در اين حال با خود خيال كردم كه مقصود پدر بزرگوارم اين است كه من در آن بحر سباحت نمايم و رنج و تعب برم تا آنكه ظلمت اين دريا را زايل سازم و آنرا نوراني گردانم در اين حال پدر بزرگوارم فرمود كه اين درياي من هم در اول تاريك بود و خود آنرا روشن و نوراني كردم پس من شنا نمودم و بمشقت تمام خود را بآن كوه رسانيدم درگاهي بر كوه ديدم كه پرده بر آن آويخته است پرده را بالا زدم في الحال آفتاب تابيد و درياي من نيز روشن و نوراني شد و خوف و اضطرابم زايل [ص 118] گرديد بعد از بيداري تفصيل رؤيا را خدمت حضرت آقا اعلي الله مقامه معروض داشتم فرمود اين خواب را ضبط و ثبت كن و از آن جمله ميفرمايد شبي در خواب ديدم كه در خدمت مرحوم آقا اعلي الله مقامه بمكه معظمه مشرف شده‌ايم و از مكه بعزم مدينه طيبه بيرون آمده‌ايم در عرض راه با خود انديشيدم كه چون ببقيع رسم قبر مطهر شيخ جليل اوحد اعلي الله مقامه را ميشكافم و بدن شريف آن جناب را بدون حاجب زيارت مينمايم پس بر حاج سبقت گرفته مستعجلا بمدينه رسيدم و ببقيع شتافتم و مرقد مطهر حضرت شيخ اجل را بانگشتان شكافتم و داخل در قبر مطهر شدم و بدن شريف آن جناب را زيارت نمودم و گمانم اين است كه بدن مطهر را بهر طرف گردانيدم و تمام اطراف آنرا زيارت نمودم يكي از همشيره‌هايم در آنجا اقامت داشت و نگهباني قبر شريف بعهده او بود از اين امر بسي مضطرب و ترسان بود كه مبادا اين كار در نظر پدر بزرگوارمان ناپسند افتد و بر ما سخط فرمايد و التماس و جزع داشت كه من دست از قبر شريف بازدارم و من نيز بهمين سبب خائف بودم پس بيرون آمدم و قبر را با خاكي كه داشت انباشتم و هموار نمودم و با آجر مستحكم كردم و گمانم اين است كه صفحه چند از آهن بر آن مفترش ساخته ميخهائي چند از آهن بر آنها زدم كه قبر مطهر محفوظ ماند در اين اثناء حضرت [ص 119] آقا اعلي الله مقامه دررسيد و من از آنجا مسرعا بكربلا شتافته و قبر مطهر سيد اجل امجد را نيز بهمان نحو شكافتم و داخل شدم و بدن طيب و طاهر آن جناب را زيارت نمودم بيرون آمده قبر را انباشتم بعد از بيداري آن رؤيا را نيز خدمت پدر بزرگوارم معروض داشتم تعبير فرمود كه خدا از علم مكنون آن دو بزرگوار نصيب تو ميفرمايد و نيز ميفرمايد در خواب ديدم كه حضرت صادق عليه السلام دو جامه براي پدر بزرگوارم فرستاده يكي از آن دو پيراهني جديد بود و آن ديگر عمامه يا ردا يا دثار بود و ظن غالبم اين است كه آن هم لباسي بود متعلق به بدن پس آن بزرگوار پيراهن را پوشيد و ديگر جامه را بمن بخشيد اين خواب را بر حضرتش معروض داشتم و تعبيري فرمود و نيز شبي در خواب ديدم كه حضرت سيد اجل امجد اعلي الله مقامه وفات يافته و پدر بزرگوارم قصد دفن بدن مطهر را دارد و با برادران خود مشورت ميفرمايد كه در چه محل دفن نمايد و حال در بياباني هستيم و جستجوي محل مناسب مينمائيم هر محل را كه اختيار و عرضه مي‌نمودند حضرت آقا نمي‌پسنديد تا آنكه مكاني را ديدند كه مانند سر قنوات ميان آن پست و اطراف آن مرتفع است عرض كردند كه در وسط اين مكان جنازه مطهره [ص 120] را مدفون ميسازيم و ماها هم قبور خود را در اطراف آن قرار ميدهيم اين محل را نيز نپسنديد و فرمود بدن سيد را دفن نخواهم كرد و رأي من اين است كه محمد خان بايستد و بدن سيد جليل را بروي دست بگيرد پس مرا واداشت و دستهاي مرا كشيد و مستوي نمود و بدن مطهر را بر روي دو دست من گذاشت و دستهايم را بسينه‌ام منضم فرمود پس من آن بدن مطهر را درست گرفتم و آن جناب از آنجا روانه گرديد و من هم از عقب او روان شدم تا رسيديم بحرمي كه در وسط آن ضريحي بود و گويا يكي از اولاد ائمه عليهم السلام در آنجا مدفون بود آن جناب بر گرد ضريح طواف فرمود و بيرون آمد و فرمود مكاني نيافتم بايد بدن سيد جليل نزد تو باشد اين رؤيا را خدمت پدر بزرگوار عرضه داشتم فرمود خداوند حكمت مرحوم مبرور سيد جليل را بتو نصيب ميفرمايد و نيز ميفرمايد بعد از رحلت مرحوم آقا اعلي الله مقامه شبي در خواب ديدم كه آن بزرگوار اراده دارد كه اجازه بمن عنايت فرمايد پس گرفت همان اجازه را كه سيد جليل مرحوم اعلي الله مقامه بآن جناب داده بود و در ميان سطرهاي آن براي من اجازه نوشت و بعد از آن خوابيد ، و خوابهاي شگفت ديگر هم خود جناب آقا ادام الله ايام افاضاته العاليه و ديگران بسي ديده‌اند كه همه دلالت بر علو شأن و سمو مكان آن جناب دارد و بملاحظه عدم اطناب در اين مختصر نگارش نيافت .

[ص 121] و آن جناب را بالفعل پنج فرزند است از آن جمله سه تن ذكور است اكبر آنها جناب آقاي حاج علي خان است كه در زمان حيات حضرت فردوس منزلت مرحوم آقاي بزرگوار اعلي الله مقامه تولد يافته نواب معظم له در شمايل شباهت تام به پدر بزرگوار خود دارد داراي صفات حسنه و حالات و اخلاق ممدوحه است بسيار ثابت العزم و قوي القلب و بلندهمت و باوجود و صاحب جود است و اكنون از اكتساب مقدمات فارغ و بتحصيل علم فقه و اصول مشغول است و در سفر مكه معظمه و عتبات عاليات در ركاب مستطاب حضرت آقا مد ظله العالي بوده و خدمات لايقه بجاي آورده است دويم از اولاد ذكور حضرت آقا ادام الله ايام افاضاته العاليه نواب آقاي محمدكريم خان سمي جد امجد اوحد اعلي الله مقامه است و در شمايل هم شباهت تامه بآن بزرگوار اعلي الله مقامه دارد بسيار باشعور و تيزهوش و سريع الانتقال است و فعلا اشتغال بتحصيل مقدمات دارد سيم از اولاد ذكور حضرت آقا حاج محمد خان مد ظله العالي نواب آقاي شيخ احمد خان است اين آقازاده معظم هم بسيار محبوب القلوب و شيرين‌كلام و كثير الانس است علائم تيزهوشي و ذكاوت از قيافه شريفه‌اش ظاهر است نسأل الله من فضله ان يطيل عمرهم و يصلح امرهم و يجعلهم من الصالحين .

[ص 122] و اكنون باز شروع ميكنيم در ذكر اسامي بقيه اولاد ذكور حضرت مرحوم آقاي بزرگوار اعلي الله مقامه و رفع في الدارين اعلامه و از اين پيش ذكر دو نفر از ايشان بشرح رفت .

سيّم از اولاد ذكور آن جناب رضوان‌مآب جناب آقاي محمدقاسم خان است كه از مرحومه مبروره شاهزاده صبيه مرحمت‌پناه ملك‌آرا متولد گرديده است آن جناب در صورت و شمايل و حركات شباهتي زايد الوصف بحضرت پدر بزرگوار رضوان الله عليه دارد مردي متقي و عالم و فاضل و باذل و داراي صفات حميده و اخلاق پسنديده است ، از عربيت و حكمت و فقه و اصول بهره و نصيبي وافر دارد و گاهي در علوم مرقومه تدريس مينمايد و موعظه را خاصه با نهايت تسلط از عهده برميآيد چنانكه عالم و جاهل بهره‌مند ميشوند در اكتساب همه علوم و معارف بسي با قابليت و استعداد و در بذل و صرف مال بر نحو كمال سخي و جواد است ، قطع و فصل امور مهمه را بغايت باكفايت است زماني كه حضرت آقا حاج محمد خان مد ظله العالي بعزيمت حج بيت الله الحرام و زيارت حرم محترم حضرت رسول و مراقد مطهره ائمه انام صلوات الله عليهم از كرمان حركت فرمود نواب معظم را بجاي خود بكفالت اولاد و عيال و نظم املاك و اموال و امر درس و موعظه و نماز جماعت كه اهم مقاصد آن حضرت است مأمور نمود و الحق كما ينبغي از عهده برآمد .

چهارم از اولاد ذكور جناب آقاي حاج زين‌العابدين خان است [ص 123] كه نيز از مرحومه شاهزاده تولد يافته آن جناب نيز مردي عالم و فاضل و متقي است بسيار متزهد و وارسته و بملكات ممدوحه آراسته است ، وقري بكمال دارد و خلق و خلقي باعتدال بزخارف دنيويه التفات و اعتنائي ندارد جز بقدر حاجت چنانكه اگر مالي معتد به بدست آورد يا از دست دهد در نظر بلندش يكسان است و بيشتر رغبت او بعلم و عمل است و در عربيت و حكمت و فقه و اصول كامل نصيب است و باختصاص در تتبع احاديث و اخبار اهل بيت صلوات الله عليهم قوي اليد و مؤيد است ، موعظه را عالمانه مينمايد و مطالب علميه را نيكو تحقيق ميفرمايد در سفر مكه معظمه و عتبات عاليه بملازمت ركاب سعادت‌نصاب حضرت آقا حاج محمد خان مد ظله العالي مفتخر بود و خدمات لايقه نموده است .

پنجم از اولاد ذكور نواب آقاي عبدالعلي خان است كه نيز از مرحومه مبروره شاهزاده متولد گرديده است آن جناب نيز بقدر كفايت خود تحصيل علم نموده و بهره‌مند است بسيار باحيا و خاضع و خليق است و با اخوان طريق بغايت رفيق و شفيق بالفطرة جواد است و صاحب دهش و داد ، جمع ميان تقواي خشك و شعور تر كرده و اين دو را بر تمام خشك و تر دنيا رجحان داده است ،

[ص 124] ششم نواب آقاي محمدطاهر خان است كه از صبيه مرحوم آقا محمدرضا محلاتي متولد گرديده نواب معزي اليه نيز اكتساب فضايل و كمالاتي چند نموده و صاحب فهمي صائب و شعوري ثاقب است طبعي موزون و سليقه‌اي باستقامت مقرون دارد موعظه را بطرزي خوش از عهده برميآيد و خط شكسته را نيك تحرير مينمايد ،

هفتم نواب آقاي مجتبي خان است كه نيز از مرحومه مغفوره شاهزاده تولد يافته بسيار نيك‌خو و گشاده‌روست اخلاق حسنه را مالك و طريقه پرهيزگاري و تقوي را سالك است ،

هشتم نواب آقاي مصطفي خان است نواب معزي اليه نيز باخلاق حسنه آراسته و از صفات رذيله پيراسته است و در حد خود خصايصي دارد كه از ديگر مردمان ممتاز است و بهمين يك فخر كه آن بزرگوار را نسل و فرعي از آن اصل است از ديگر مدايح مستغني و بي‌نياز است ، و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين و اوليائهم الطيبين يوم سه‌شنبه بيستم شهر شوال المكرم سنه ١٣١٢ صورت تحرير پذيرفت .

* * * * *

[ص 125] اگر چه قصايد عربيه و فارسيه از شعراي معاصرين مرحوم آقا اعلي الله مقامه بسيار است و كتاب بزرگي است و لكن آنچه از اين قصيده مرحوم ميرزاي هنر پسر مرحوم يغما بياد است مرقوم ميشود :

سوي كرمان پوي و فيض نوح دعوتگر نگر لنگر اندر بحر ديدي بحر در لنگر نگر

لنگر عمان رها كن لنگر كرمان بجوي هان و هان منگر در آن لنگر در اين لنگر نگر

نسبتي دارد مر آن لنگر بدين لنگر ولي نسبت آن چون خزف با نسبت گوهر نگر

آهنين لنگر ببار شور دريا ديده‌اي اين گلين لنگر كه شيرين بحرش اندر بر نگر

عين نوح و اصل كشتي بحر و طوفان و نجات ديدن ار خواهي در اين درياي پهناور نگر

از ره صورت بمعني پوي وز آنجا نيز پاي بر به بالا نه وز آن بالا ببالاتر نگر

بحر طوفاني و كيهان غرقه و عالم خراب نوح خوش آسوده اهل آرام كشتي در نگر

وقت بسم الله مجريها و مرسيها ز موج شورش طوفان چرخ‌آويز كوه‌آور نگر [ص 126] 

از قفاي لطمه بعدا لقوم الظالمين خلق را در موج حق القول پا تا سر نگر

هر كه اركب لاتكن را از سآوي بازجست در تكاب ورطه لا عاصمش مضطر نگر

گاه غيض الماء و قول قيل يا ارض ابلعي بر بامر قد قضي از استوت معبر نگر

نوح را از رب انزلني مبارك منزلي بر سر جودي ز خير المنزلين داور نگر

نوح و اصحاب سفينه قوم و طوفان هلاك هر چه گفتم رمزي اندر راز آن مضمر نگر

نوح پيغمبر سفينه آل و اصحاب اهل دين بغض غرق و امن حب آل پيغمبر نگر

بر حديث من تمسك قد نجا بگمار هوش در كلام من تخلف قد غرق اندر نگر

ناخداي آن سفينه پاك را بعد از رسول والي حق و خليفه داد و دين‌پرور نگر

مصطفي شهر است و حيدر باب و در هر باب باز آن خليفه راستين را پشتبان در نگر [ص 127] 

مظهر آن جلوه و آئينه آن نور را جبهه فرخ رخ صدر الهي‌فر نگر

صدر ابراهيم انساب كريم النفس آنك هر چه جز آثار او بيني بت آزر نگر

حجت حقش بنصر دين ختم المرسلين همچو شمشير اميرالمؤمنين حيدر نگر

هر چه غير از علم او مجهول لا يعني شمار هر چه الا گفت او مجعول بهتانگر نگر

خصم اگر فرعون و مجعولات او آلات سحر او كليم و كلك او ثعبان سحراوبر نگر

تيغ قول قاطعش بر فرق اعداي جحود ذوالفقار مرتضي بر تارك عنتر نگر

جاحد تصديق او را بي‌سخن زنديق گوي منكر تحقيق او را بي‌گنه كافر نگر

در ره يأجوج كفر منكران از دفترش يك ورق محكمتر از صد سد اسكندر نگر

در بهشتي بزمش از نوشين‌لبان فيض‌زاي چشمه تسنيم اعطينا لك الكوثر نگر [ص 128] 

در رخش صد عالم معني بيك صورت ببين از وجودش صد جهان جان بيك پيكر نگر

چشم خودبين نه بهم ، چشم خدابين كن فراز اندر او بي ديگران با ديده ديگر نگر

چند ژاژ بومسيلم راز از احمد سراي چند راي بوحنيفه فتوي جعفر نگر

در يكي اندام صد مقداد و صد عمار بين در يكي دستان صد سلمان و صد بوذر نگر

در بمشتي استخوان هفتاد كيهان جان و دل در خرابي خاكدان ، صد گنج فال و فر نگر

رد او چون كيش باطل دين لن‌يقبل شناس كين او چون شرك يزدان ذنب لايغفر نگر

بندگان‌پرور خداوندا مرا بر آستان در شمار دوستان از خاك ره كمتر نگر

ني يكي از دوستانم بل سگي از آستان گرگ مستي‌هام ● از اين در همچو شير نر نگر [ص 129] 

روي اندر مهر خورشيد تو دارم ذره‌وار ذره را رخ ناگزير از مهر روشنگر نگر

با ولايت زادم از مام و پدر وه وه مرا بارك الله عز باب و عصمت مادر نگر

گردن از افسار اين خربندگانم رسته است بر سرم از طوق طوع خويشتن افسر نگر

چون خود از دوران نزديكم نه نزديكان دور فاش و پنهان بر سرم با چشم سر و سر نگر

حاضر و غايب « هنر » چون از ثناگويان تست چون اويس اندر قرن از غيب در محضر نگر