فصل در آداب سوار شدن و سير نمودن و ذكر خدا كردن در حال سواري و در وقت سير كردن و ديدن قريها و امثال اينها .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه فرمودند چون پاي خود را در ركاب گذاردي بگو بسم الله الرحمن الرحيم بسم الله و الله اكبر و چون بر پشت حيوان خود قرار گرفتي [ص 186] و قرار گرفت محمل تو پس بگو الحمد لله الذي هدانا للاسلام و علمنا القرآن و من علينا بمحمد صلي الله عليه و آله سبحان الله سبحان الذي سخر لنا هذا و ماكنا له مقرنين و انا الي ربنا لمنقلبون و الحمد لله رب العالمين اللهم انت الحامل علي الظهر و المستعان علي الامر اللهم بلغنا بلاغا يبلغ الي خير بلاغا يبلغ الي رضوانك و مغفرتك اللهم لا طير الا طيرك و لا خير الا خيرك و لا حافظ غيرك ، و از رسول خدا صلي الله عليه و آله مروي است كه فرمودند چون سوار شود مرد و نام خدا را ذكر كند رديف شود با او ملكي كه او را حفظ كند تا پياده شود و اگر سوار شود و نام خدا را ذكر نكند رديف شود با او شيطاني و باو گويد خوانندگي كن پس اگر بگويد خوب نميتوانم بخوانم باو گويد آرزو كن پس پيوسته آرزوها ميكند تا پياده شود و فرمودند هر كس سوار شود و بگويد بسم الله لا حول و لا قوة الا بالله الحمد لله الذي هدانا لهذا و ماكنا لنهتدي لولا ان هدانا الله سبحان الذي سخر لنا هذا و ماكنا له مقرنين محفوظ خواهد بود خود او و حيوان او تا پياده شود و از اصبغ بن نباته منقول است كه گفت گرفتم از براي حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام ركاب را وقتي كه آن بزرگوار ميخواستند سوار شوند پس سر خود را بلند كرده بعد از آن تبسم فرمودند عرض كردم يا اميرالمؤمنين شما را ميبينم كه سر خود را بلند كرده و تبسم ميفرمائيد فرمودند بلي اي اصبغ گرفتم من ركاب را از براي رسول خدا صلي الله عليه و آله چنانكه گرفتي تو ركاب را از براي من پس سر خود را بلند كرد و تبسم فرمود پس سؤال كردم از رسول خدا صلي الله عليه و آله چنانكه سؤال كردي از من و خبر ميدهم تو را بآنچه رسول خدا صلي الله عليه و آله بمن خبر دادند گرفتم من از براي رسول خدا صلي الله عليه و آله [ص 187] ركاب شهبا را پس سر خود را بسوي آسمان بلند كرد و تبسم فرمود عرض كردم يا رسول الله سر خود را بآسمان بلند كرده و تبسم ميفرمائيد فرمودند يا علي نيست كسي كه سوار حيوان شود و ياد كند آنچه را خدا باو انعام فرموده و بعد از آن بخواند آيه سخره را و بعد از آن بگويد استغفر الله الذي لا اله الا هو الحي القيوم و اتوب اليه اللهم اغفر لي ذنوبي انه لايغفر الذنوب الا انت مگر اينكه خداي كريم ميگويد اي ملائكه من بنده من ميداند كه نميآمرزد گناهان را كسي غير از من شهادت دهيد كه گناهان او را من آمرزيدم و شيخ صدوق (ره) نقل كرده است كه حضرت صادق عليه السلام چون پاي خود را در ركاب ميگذاردند ميخواندند سبحان الذي سخر لنا هذا و ماكنا له مقرنين و هفت مرتبه تسبيح و هفت مرتبه تحميد و هفت مرتبه تهليل ميكردند و در حديثي از عبدالله بن عطا مروي است كه الاغي را از براي حضرت امام محمد باقر عليه السلام پيش آورد و ركاب را از براي آن حضرت گرفت پس چون سوار شدند خواندند الحمد لله الذي هدانا بالاسلام و علمنا القرآن و من علينا بمحمد صلي الله عليه و آله الحمد لله الذي سخر لنا هذا و ماكنا له مقرنين و انا الي ربنا لمنقلبون و الحمد لله رب العالمين ، و حضرت موسي بن جعفر عليهما السلام در حديثي فرمودند اگر بيرون روي به بيابان پس بگو آنچه را كه خداوند فرموده سبحان الذي سخر لنا هذا و ماكنا له مقرنين و انا الي ربنا لمنقلبون و فرمودند هر بندهاي كه اين را بگويد در وقت سوار شدن خود و بيفتد از شتر يا حيوان ديگر ضرر نميرساند باو چيزي باذن خداي تعالي و از حضرت صادق عليه السلام مروي است كه فرمودند رسول خدا صلي الله عليه و آله در سفر چون سراشيب ميرفتند تسبيح [ص 188] ميكردند و چون سرابالا ميرفتند تكبير ميگفتند و از حضرت امام محمد باقر يا حضرت امام جعفر صادق عليهما السلام مروي است كه فرمودند هر گاه در سفري باشي پس بگو اللهم اجعل مسيري عبرا و صمتي تفكرا و كلامي ذكرا و فرمود رسول خدا صلي الله عليه و آله فرموده است قسم بكسي كه جان ابوالقاسم در دست اوست كه لا اله الا الله و الله اكبر نميگويد كسي در بلنديي از بلنديها مگر اينكه لا اله الا الله ميگويد آنچه پشت سر اوست و تكبير ميگويد آنچه پيش روي اوست تا منتهاي زمين بسبب تهليل و تكبير او و از حذيفة بن منصور منقول است كه گفت در خدمت حضرت صادق عليه السلام بودم و آن بزرگوار بجانب مكه تشريف ميبردند پس چون نماز ميكردند ميخواندند اللهم خل سبيلنا و احسن تسييرنا و احسن عافيتنا و چون سرابالا ميرفتند ميگفتند اللهم لك الشرف علي كل شرف ، و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه فرمودند چون بيرون روي بسفري پس بگو : اللهم اني خرجت في وجهي هذا بلا ثقة مني لغيرك و لا رجاء آوي اليه الا اليك و لا قوة اتكل عليها و لا حيلة الجأ اليها الا طلب فضلك و ابتغاء رزقك و تعرضا لرحمتك و سكونا الي حسن عدتك و انت اعلم بما سبق في علمك في سفري هذا مما احب او اكره فان ما اوقعت عليه يا رب من قدرك فمحمود فيه بلاؤك و متضح عندي فيه قضاؤك و انت تمحو ما تشاء و تثبت و عندك ام الكتاب اللهم فاصرف عني مقادير كل بلاء و مقضي كل لأواء و ابسط علي كنفا من رحمتك و لطفا من عفوك و سعة من رزقك و تماما من نعمتك و جماعا من معافاتك و اوقع علي فيه جميع قضائك علي موافقة جميع هواي في حقيقة احسن عملي و دفع ما احذر فيه و ما لااحذر علي نفسي و ديني و مالي مما [ص 189] انت اعلم به مني و اجعل ذلك خيرا لآخرتي و دنياي مع ما اسألك يا رب ان تحفظني فيما خلفت ورائي من اهلي و ولدي و مالي و معيشتي و حزانتي و قرابتي و اخواني باحسن ما خلفت به غائبا من المؤمنين في تحصين كل عورة و حفظ من كل مضيعة و تمام كل نعمة و كفاية كل مكروه و ستر كل سيئة و صرف كل محذور و كمال كل ما يجمع لي الرضا و السرور في جميع اموري و افعل ذلك بي بحق محمد و آلمحمد و صل علي محمد و آلمحمد و السلام عليه و عليهم و رحمة الله و بركاته و از حضرت صادق عليه السلام مروي است كه فرمودند بدرستي كه بالاي هر پلي شيطاني است پس چون بآنجا برسي بسم الله بگو كه شيطان از تو دور ميشود و شيخ طبرسي در مكارمالاخلاق از حضرت امام زينالعابدين عليه السلام نقل كرده است كه فرمودند اگر مردي پياده بحج رود پس بخواند سوره انا انزلناه را مشقت پيادهروي را نميبيند و فرمودند نميخواند كسي سوره انا انزلناه را در وقت سوار شدن مگر اينكه بسلامت از حيوان خود پياده ميشود در حالتي كه آمرزيده ميشود و از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه فرمودند اگر چيزي بر قدر سبقت گيرد هرائينه ميگويم خواننده انا انزلناه است چون سفر كند يا بيرون رود از منزل خود زود برگردد و از حضرت صادق عليه السلام مروي است كه فرمودند چون داخل شوي بر جائي كه خوفناك باشد بخوان اين آيه را رب ادخلني مدخل صدق و اخرجني مخرج صدق و اجعل لي من لدنك سلطانا نصيرا و چون ببيني چيزي را كه از آن ميترسي پس بخوان آيةالكرسي را و از حضرت موسي بن جعفر عليهما السلام مروي است كه بكسي فرمودند تعليم ميكنم تو را دعائي كه چون [ص 190] آنرا بخواني شير درنده بتو ضرر نرساند بگو اعوذ برب دانيال و الجب من شر هذا الاسد سه مرتبه و از حضرت صادق عليه السلام مروي است كه دو برادر آمدند خدمت پيغمبر صلي الله عليه و آله و عرض كردند ما بجهت تجارت ميخواهيم بشام رويم تعليم فرما بما دعائي را كه بخوانيم فرمودند چون منزل نمائيد نماز خفتن را بجاي آوريد پس چون هر يك از شما در فراش خود بخوابد بعد از نماز بخواند تسبيح حضرت فاطمه عليها السلام را و بعد از آن بخواند آيةالكرسي را كه او محفوظ خواهد بود از هر چيزي تا صبح و در حديث است كه دزدان از پي آن دو برادر آمدند و در منزل بر گرد آن دو دو ديوار محكم ديدند و بغير از آن دو ديوار ديگر چيزي نديدند و بر ايشان ظفر نيافتند و از حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله مروي است كه فرمودند هر كس منزل كند در جائي و بترسد از درنده پس بگويد اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له له الملك و له الحمد بيده الخير و هو علي كل شئ قدير اللهم اني اعوذ بك من شر كل سبع ايمن ميشود از شر هر درندهاي تا از آن منزل بيرون رود ان شاء الله و از رسول خدا صلي الله عليه و آله منقول است كه فرمودند هر گاه راه را گم كرديد پس بطرف راست رويد و از حضرت صادق عليه السلام مروي است كه چون راه را گم كني پس ندا كن يا صالح ارشدونا الي الطريق يرحمكم الله ، و از حضرت امير عليه السلام منقول است كه در حديثي فرمودند هر يك از شما كه راه را در سفر گم كند يا بترسد بر جان خود بايد ندا كند و بگويد يا صالح اغثني ، و روايت شده است كه صالح موكل بر بيابان است و حمزه موكل بر دريا پس از اين حديث مستفاد ميشود كه اگر در دريا راه گم شود بايد [ص 191] ندا كرد و گفت يا حمزة اغثني ، و روايت شده است كه حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله بحضرت امير وصيت كردند و فرمودند يا علي چون بخواهي بشهر يا قريهاي روي چون چشم تو بآن افتد بگو اللهم اني اسألك خيرها و اعوذ بك من شرها اللهم حببنا الي اهلها و حبب صالحي اهلها الينا و فرمودند يا علي چون در منزلي فرود آئي پس بگو اللهم انزلني منزلا مباركا و انت خير المنزلين كه خير آن منزل بتو روزي خواهد شد و شر آن منزل از تو دفع خواهد شد و حضرت صادق عليه السلام بكسي فرمودند كه هر گاه سفر كردي چون مشرف بر قريهاي شوي كه داخل آن ميشوي و چشم تو بآن افتد پس بگو اللهم رب السموات السبع و ما اظلت و رب الارضين السبع و ما اقلت و رب الرياح و ما ذرت و رب الشياطين و ما اضلت ان تصلي علي محمد و آلمحمد و اسألك من خير هذه القرية و خير ما فيها و اعوذ بك من شرها و شر ما فيها تمام شد حديث و در احاديث بسيار وارد شده است كه سير كردن در شب خصوصا در آخر شب خوب است بجهت آنكه راه كوتاه ميشود چنانكه از حضرت صادق عليه السلام مروي است كه فرمودند زمين پيچيده ميشود در آخر شب و در حديث ديگر فرمودند رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند بر شما باد بسفر كردن در شب بجهت آنكه زمين در شب پيچيده ميشود و در حديث ديگر فرمودند حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام چون بسفر ميرفتند شب سير ميفرمودند و از حمران بن اعين نقل كردهاند كه گفت بحضرت امام محمد باقر عليه السلام عرض كردم مردم ميگويند زمين پيچيده ميشود از براي ما در شب چگونه پيچيده ميشود پس آن حضرت دامن جامه خود را پيچيدند و فرمودند چنين [ص 192] پيچيده ميشود و از حضرت اميرالمؤمنين صلوات الله و سلامه عليه منقول است كه فرمودند رسول خدا صلي الله عليه و آله مرا فرستادند بجانب يمن و در وصيتهاي خود بمن فرمودند حيران نميشود كسي كه استخاره كند و پشيمان نميشود كسي كه مشورت كند يا علي بر تو باد كه در شب سير نمائي بعلت آنكه زمين پيچيده ميشود در شب آن قدر كه پيچيده نميشود در روز يا علي سير كن در اول روز بنام خداي تعالي بجهت آنكه خداي تعالي مبارك گردانيده است از براي امت من صبح ايشان را و از حضرت لقمان منقول است كه به پسر خود فرمودند چون با قومي سفر نمائي بسيار مشورت كن با ايشان در امر خود تا اينكه فرمودند حذر كن از سير كردن در اول شب و سير كن در آخر شب و از حضرت صادق عليه السلام مروي است كه در حديثي فرمودند بر تو باد بمنزل نمودن در اول شب و حذر كن از سير نمودن در آن وقت و سير كردن در شب از نصف شب است تا آخر شب و از حضرت اميرالمؤمنين صلوات الله عليه منقول است كه ببعضي از اصحاب خود فرمودند سير مكن در اول شب بعلت آنكه خداوند آن وقت را از براي آرام گرفتن و راحت قرار داده نه از براي سير كردن پس براحت بينداز در آن وقت بدن خود و حيوان خود را و چون هنگام سحر شود يا فجر طالع شود سير كن كه در آن وقت مبارك است و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه فرمودند سير كنيد و در هنگام سير خود تند رويد كه آن سير كردن را بر شما آسانتر كند و روايت شده است كه پيغمبر صلي الله عليه و آله بجماعتي از پيادگان رسيدند پس شكايت نمودند بآن حضرت سختي پيادهروي را فرمودند بايشان استعانت بجوئيد بتند راه رفتن و از حضرت صادق [ص 193] عليه السلام نيز مروي است كه جماعتي از پيادگان بخدمت پيغمبر صلي الله عليه و آله رسيدند و شكايت از خستگي نمودند فرمودند بايشان بر شما باد به تند راه رفتن پس چنين كردند و خستگي ايشان برطرف شد بطوري كه گويا خلاصي از بند يافتند و از حضرت امام محمد باقر عليه السلام مروي است كه ببعضي از اصحاب خود فرمودند كه چون خدا مقدر فرمود از براي تو سفر دريا را پس بگو آنچه را كه خدا فرموده است بسم الله مجريها و مرسيها ان ربي لغفور رحيم پس چون دريا بتلاطم درآيد و تو در كشتي باشي پس تكيه كن بر جانب راست خود و بگو بسم الله اسكن بسكينة الله و قر بقرار الله و اهدأ باذن الله و لا حول و لا قوة الا بالله ، و از حضرت امام محمد باقر و حضرت امام جعفر صادق عليهما السلام مروي است كه مكروه است بدريا سوار شدن بجهت تجارت و از حضرت امام محمد باقر عليه السلام مروي است كه فرمودند كسي كه بكشتي سوار ميشود بجهت تجارت دين خود را در معرض تلف درآورده است و از رسول خدا صلي الله عليه و آله مروي است كه نهي فرمودند از سوار شدن دريا در وقت تلاطم و هيجان آن .
فصل در آداب نگاه داشتن حيوان و حقوق آن و آنچه تعلق بآن دارد .
از حضرت صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمودند تحصيل حيوان نمائيد كه آن زينت است و برآورده ميشود با آن حاجتها و روزي آن بر خداست و در حديث ديگر فرمودند حيواني از براي خود خريداري نمائيد كه منفعت آن از براي شما و روزي آن بر خداي عزوجل است و در حديث ديگر فرمودند از سعادت مؤمن است حيواني كه سوار آن شود در حوائج خود و ادا كند با آن [ص 194] حقوق برادران خود را و در حديث ديگر مضموني فرمودند كه حاصلش اين است كه روزي ده جزء است و نه جزء آن با كسي است كه صاحب حيواني باشد و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام مروي است كه پيغمبر صلي الله عليه و آله فرمودند كه در پيشاني اسب خير ثابت است تا روز قيامت و از حضرت امام محمد باقر عليه السلام مروي است كه فرمودند خير كل خير در پيشانيهاي اسبان ثابت است تا روز قيامت و از رسول خدا صلي الله عليه و آله مروي است كه در خصوص اسبان فرمودند پشت آنها از براي سواري عزت است و اندرون آنها گنج است و خير ملازم پيشانيهاي آنهاست و از آن بزرگوار مروي است كه فرمودند ملازم پيشانيهاي اسبها خير است تا روز قيامت و انفاقكننده بر آنها در راه خدا مانند كسي است كه دست خود را بصدقه دادن بگشايد و نگيرد آن را و در تفسير اين آيه كه ميفرمايد : الذين ينفقون اموالهم بالليل و النهار سرا و علانية فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون ، فرمودند اين آيه نازل شده است در انفاق نمودن بر اسبان و از حضرت موسي بن جعفر عليهما السلام مروي است كه فرمودند از مروت مرد است كه حيوان او فربه باشد و از حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله مروي است كه فرمودند از سعادت مرد مسلم است كه حيوان سواري او گوارا و نيكو باشد و از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه فرمودند از بدي زندگاني است نگاه داشتن حيوان بد از براي سواري و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه بيونس بن يعقوب فرمودند الاغي نگاه دار كه بار تو را بردارد بدرستي كه روزي آن بر خداست يونس ميگويد الاغي خريدم و چون سه سال شد حساب [ص 195] خرج خود را نمودم هيچ زياد نشده بود و از ابنطيفور مروي است كه ميگويد حضرت موسي بن جعفر عليهما السلام از من پرسيدند بر چه حيوان سوار ميشوي عرض كردم بر الاغي فرمودند آن را بچند خريدهاي عرض كردم بسيزده اشرفي فرمودند اسراف است كه الاغي را بسيزده اشرفي خريداري نمائي و يابوئي نخري عرض كردم يا سيدي خرج يابو بيشتر از خرج الاغ است فرمودند كسي كه مؤنه الاغ را ميرساند مؤنه يابو را هم ميرساند آيا نميداني كه هر كس اسبي را نگاه دارد و انتظار خروج ما اهل بيت را بكشد و دشمن ما را بسبب نگاه داشتن آن اسب بخشم درآورد حق تعالي روزي آن را برساند و سينه او را فراخ كند و آرزوهاي او را برآورد و ياور اوست بر حاجتها و در حديثي است كه عبدالصمد بن علي بحضرت موسي بن جعفر عليهما السلام رسيد و آن بزرگوار بر استري سوار بودند پس بآن حضرت عرض كرد كه اين چه حيواني است كه سوار شدهايد كه بر بالاي آن بدشمني نميتوان رسيد و بر روي آن جنگ نميتوان كرد پس حضرت باو فرمودند از اسب كمتر و پستتر است و از الاغ بهتر و برتر و بهترين امور وسط آنهاست و از حضرت امام محمد باقر عليه السلام مروي است كه فرمودند بهترين چهارپايان نزد من الاغ است و از حضرت صادق عليه السلام مروي است كه حضرت علي بن الحسين عليهما السلام شتري بصد اشرفي ميخريدند و بآن تجمل ميكردند و منقول است كه حضرت امام موسي عليه السلام بكسي كه شتري خريده بود فرمودند تو را چه بشتر آيا نميداني كه مصيبتهاي آن بسيار است و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه فرمودند بدرستي كه خداي عزوجل اختيار كرده است از هر چيزي چيزي را [ص 196] و از شتر اختيار كرده است شتر ماده را و از گوسفند اختيار كرده است ميشينه را و از حضرت رسول صلي الله عليه و آله مروي است كه فرمودند بدرستي كه بر كوهان هر شتري شيطاني است پس بخدمت بداريد آنها را و منقاد خود نمائيد آنها را و ذكر كنيد نام خدا را بر آنها چنانكه شما را امر فرموده است و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه فرمودند اگر مردم ميدانستند كه خداوند چگونه توانائي بحيوان ضعيف ميدهد بجهت بار كشيدن حيوان گران نميخريدند و در حديث ديگر فرمودند اگر حجكنندگان ميدانستند كه بار ايشان را كه برميدارد احدي از ايشان شتر گران نميخريد و از عبدالله بن ابييعفور مروي است كه گفت حضرت صادق عليه السلام بمن رسيدند در حالي كه من از شتر خود پياده شده و راه ميرفتم فرمودند چرا سوار نميشوي عرض كردم ناقه من ضعيف است خواستم آن را سبكبار نمايم فرمودند خدا تو را رحمت كند سوار شو بدرستي كه خدا برميدارد بار ضعيف و قوي را و منقول است كه حضرت امير عليه السلام خوش نداشتند سواري شتر نجاستخوار را در سفر حج و عمره و از حضرت موسي بن جعفر عليهما السلام مروي است كه فرمودند هر كس نگاه دارد اسب سرخ موئي كه در پيشاني آن سفيدي بسيار يا كمي بوده باشد و اگر سفيدي پيشاني آن تا بيني آمده باشد و چهار دست و پاي آن سفيد باشد بهتر است نزد من پس خانهاي كه اسبي چنين در آن خانه باشد فقر و پريشاني داخل آن خانه نميشود و مادام كه آن اسب در ملك آن شخص باشد ظلم در خانه او داخل نميشود و از حضرت جواد سلام الله عليه منقول است كه فرمودند هر كس از منزل خود يا منزلي ديگر بيرون آيد و اول روز اسب پيشاني سفيدي را ببيند [ص 197] كه دو دست و پايش هم سفيد باشد در آن روز بجز خوشحالي نبيند و اگر سفيدي پيشاني آن تا پائين بيني آمده باشد نهايت خوشحالي براي او در آن روز روي دهد و اگر از پي حاجتي رود و چنين اسبي را ببيند حاجت او برآورده ميشود و از حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله مروي است كه ميمنت اسب در سرخ و در سياه پيشاني سفيد است كه سه دست و پايش سفيد باشد و دست راست آن سفيدي نداشته باشد و از طرخان دلال روايت شده است كه گفت حضرت صادق عليه السلام از من خواستند استر سياهي كه زير شكم و ميان پاهاي آن و دهان آن سفيد باشد و مجلسي مرحوم از حضرت امام موسي كاظم عليه السلام روايت كرده است كه فرمودند در چهارپايان يكرنگ بودن كراهت دارد مگر الاغ و استر و نشانهاي سفيد در استر و الاغ كراهت دارد و نشان سفيد در پيشاني استر كراهت دارد مگر آنكه سفيديش تا بيني كشيده باشد و آن هم پر خوب نيست و از رسول خدا صلي الله عليه و آله منقول است كه فرمودند از براي هر چهارپائي بر صاحب خود حقوقي چند است ابتدا ميكند بعلف دادن آن چون فرود آيد و آب را بر آن عرضه ميكند هر گاه بر آبي بگذرد و نميزند بر روي آن زيرا كه تسبيح بحمد پرورنده خود ميكند و بر پشت آن نميايستد مگر در راه خدا و بار آن نميكند بيشتر از توانائي آن و آنرا براه رفتن نميدارد مگر بقدري كه طاقت دارد و از ابوذر رحمه الله مروي است كه گفت شنيدم از رسول خدا صلي الله عليه و آله كه ميفرمودند چهارپا ميگويد خداوندا صاحبي بمن ده كه شكم مرا سير و مرا سيراب كند و تكليف نكند مرا بآنچه طاقت آن را ندارم و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه كسي نميخرد چهارپائي را [ص 198] مگر اينكه ميگويد خداوندا او را صاحب رحم بر من قرار ده و فرمودند هر كس از شما حيواني را بسفر ببرد چون فرود آيد ابتدا كند بعلف و آب آن و از رسول خدا صلي الله عليه و آله مروي است كه فرمودند بر روي چهارپايان بيك طرف منشينيد و پشت آنها را مجالس خود قرار مدهيد تمام شد حديث و ظاهرا مراد از اين حديث آن باشد كه پاي خود را بر روي پاي ديگر مگذاريد تا بيك طرف حيوان ميل كنيد و در وقت ايستادن حيوان سواره صحبت مداريد پس در وقت سير كردن اگر صحبت بدارند عيب ندارد زيرا كه از بعضي احاديث چنان مستفاد ميشود كه ائمه عليهم السلام در حال سواري صحبت ميداشتند و از حضرت امير عليه السلام منقول است كه در خصوص چهارپايان فرمودند چيزي بر روي آنها مزنيد و آنها را لعنت مكنيد كه خداي عزوجل لعنت ميكند لعنتكننده بر آنها را و از حضرت صادق عليه السلام مروي است كه از براي هر چيزي حرمتي است و حرمت بهائم در روهاي آنهاست و منقول است كه حضرت امام زينالعابدين عليه السلام بر شتري چهل مرتبه حج كردند و يك تازيانه بر آن نزدند و در حديث ديگر است كه آن بزرگوار بر شتري ده سال حج كردند پس تازيانهاي بر آن نزدند و از رسول خدا صلي الله عليه و آله مروي است كه آن حضرت شتري را ديدند كه بار آن بر پشت آن بود و پايش بسته بود فرمودند بصاحب اين شتر بگوئيد مستعد باشد كه اين شتر در قيامت با او خصومت كند و از آن بزرگوار نيز منقول است كه فرمودند هر گاه حيواني در زير پاي كسي بلغزد و بآن بگويد : تعست ، يعني هلاك شوي آن حيوان ميگويد : تعس اعصانا للرب ، يعني هلاك شود هر كه نافرماني پروردگار را بيشتر [ص 199] كرده است و نيز از آن حضرت مروي است كه چهارپايان را بزنيد اگر رم كنند و مزنيد آنها را اگر بلغزند و از حضرت صادق عليه السلام نيز منقول است كه مزنيد چهارپايان را اگر بلغزند و بزنيد آنها را اگر رم كنند و در حديث ديگر فرمودند بزنيد آنها را اگر بلغزند و مزنيد آنها را اگر رم كنند بعلت آنكه ميبينند آنها چيزي را كه شما نميبينيد تمام شد حديث و باين حديث خاطرجمعترم اگر چه ميتوان گفت منافاتي مابين اين روايات نيست زيرا كه امر بزدن در هر دو حال با وجود نهي از آن ممكن است كه از باب رخصت باشد و از حضرت امير عليه السلام مروي است كه چون دابه ايشان ميلغزيد ميگفتند اللهم اني اعوذ بك من زوال نعمتك و من تحويل عافيتك و من فجأة نقمتك ، و از عبدالله بن عطا منقول است كه گفت حضرت صادق عليه السلام نزد من فرستادند در هنگامي كه الاغي و استري از براي آن بزرگوار زين كرده بودند و فرمودند آيا ميل داري همراه ما سوار شوي عرض كردم بلي فرمودند كدام يك از اين دو حيوان تو را خوشتر است كه سوار شوي عرض كردم الاغ را خوشتر دارم فرمودند الاغ از براي من گواراتر و مداراتر است پس استر را من سوار شدم و حضرت الاغ را سوار شدند و روانه شديم و در حالي كه آن بزرگوار صحبت ميداشتند ناگاه بر روي زين خم شده سر خود را بزير انداختند پس بعد از آن سر خود را بالا كردند عرض كردم زين و جاي نشستن شما را تنگ ميبينم اگر بر استر سوار شويد بهتر است فرمودند حاشا كه جاي من تنگ باشد و لكن الاغ خيلاء يعني بازي و خوشحالي و تكبر كرد پس چنان كردم كه رسول خدا صلي الله عليه و آله كردند وقتي كه سوار الاغي بودند كه [ص 200] نام آن عفير بود پس آن بازي و خوشحالي كرد آن حضرت سر خود را بر قاش زين گذاردند آن قدر كه خدا خواست پس بعد از آن سر خود را بلند نمودند و گفتند اي پروردگار اين عمل عفير است و عمل من نيست و از حضرت صادق يا حضرت باقر عليهما السلام منقول است كه فرمودند هر دابه كه اطاعت صاحب خود را نكند در وقت لجام نمودن يا رم كند در گوش آن يا بر آن بايد بخواند افغير دين الله يبغون و له اسلم من في السموات و الارض طوعا و كرها و اليه ترجعون ، و از حضرت موسي بن جعفر عليهما السلام مروي است كه فرمودند بر هر يك از دو سوراخ بيني چهارپايان شيطاني است پس چون كسي از شما بخواهد حيوان خود را دهنه كند بايد نام خدا را ببرد و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه فرمودند شياطين ميآيند در ميان محملهاي مؤمنين و شتر ايشان را رم ميدهند پس بخوانيد آيةالكرسي را و از آن حضرت منقول است كه در حال طواف مردي را ديدند كه مغموم و محزون بود فرمودند تو را چه ميشود عرض كرد دابه من چموش است فرمودند واي بر تو بخوان اين آيه را در گوش آن اولميروا انا خلقنا لهم مما عملت ايدينا انعاما فهم لها مالكون و ذللناها لهم فمنها ركوبهم و منها يأكلون ، و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه فرمودند بيرون رفتند حضرت امير عليه السلام و سوار بودند پس جماعتي با آن بزرگوار پياده رفتند فرمودند بايشان آيا حاجتي داريد عرض كردند نه و لكن دوست ميداريم كه همراه شما راه رويم فرمودند برگرديد كه راه رفتن پياده با سوار مورث غرور و فساد است از براي سوار و ذلت است از براي پياده و از حضرت امام محمد باقر عليه السلام روايت كردهاند كه فرمودند حضرت [ص 201] پيغمبر صلي الله عليه و آله و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و مرثد بن ابيمرثد غنوي بنوبت شتري را سوار ميشدند وقتي كه بجنگ بدر تشريف ميبردند و از فضل بن عباس منقول است كه كسري يا قيصر استري پيشكش نمود بحضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله پس آن حضرت بر روي جلي از مو سوار آن شدند و مرا با خودشان رديف فرمودند و از حضرت اميرالمؤمنين عليه صلوات المصلين مروي است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند سه نفر بر يك دابه رديف نشويد كه يكي از آن سه نفر ملعون است و آن پيشي است و از علي بن جعفر منقول است كه از حضرت موسي بن جعفر عليهما السلام سؤال نمود از سواري حيواني كه زين و دهنه آن نقره داشته باشد و عرض كرد آيا سوار چنين حيواني ميتوان شد فرمودند اگر با نقره آن را اندود كرده باشند كه نقره آن را نتوان كندن باك ندارد و الا سوار آن نشوند و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام مروي است كه حلقه بيني ناقه رسول خدا صلي الله عليه و آله از نقره بود و منقول است كه حضرت سيد الساجدين عليه السلام بر قطيفه سرخ سوار ميشدند و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه بر پوست حيوانات درنده ميتوان سوار شد و اما در وقت نماز نميتوان پوشيد و از رسول خدا صلي الله عليه و آله مروي است كه بحضرت امير عليه السلام فرمودند زينهار سوار بر مشيره سرخ مشو كه آن از جمله چيزهائي است كه شيطان بر آن سوار ميشود و ظاهرا مشيره بالش زين باشد و بالشي باشد كه بر روي جهاز شتر گذارند و بر روي آن سوار شوند و از رسول خدا صلي الله عليه و آله نيز منقول است كه فرمودند پنج چيز است كه تا وقت مردن آنها را [ص 202] ترك نميكنم يكي سوار شدن بر الاغ جل كرده است و از حضرت صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمودند زين مركب ملعوني است از براي زنان و در بعضي از روايات است كه در آخرالزمان زنان بر زين سوار شوند و از حضرت امام محمد باقر عليه السلام مروي است كه چون وفات حضرت امام حسن عليه السلام دررسيد عايشه بيرون آمد در حالتي كه سوار بر استري بود كه زين داشت و او اول زني بود كه در اسلام بر زين سوار شد تمام شد حديث و اما عوذه كه بجهت حفظ دابه همراه آن باشد و در اخبار اهل بيت عليهم السلام وارد شده باشد بسيار است و از جمله آنها اين است كه بنويسي بسم الله الرحمن الرحيم اولميروا انا خلقنا لهم مما عملت ايدينا انعاما فهم لها مالكون و ذللناها لهم فمنها ركوبهم و منها يأكلون و بياويزي آن را بر دابه و اگر چموش باشد آن را در گوش آن ميخواني و عوذه ديگر آنكه مينويسي و ميآويزي بر دابه اللهم احفظ علي ما لو حفظه غيرك لضاع و استر علي ما لو ستره علي غيرك لشاع و احمل عني ما لو حمله غيرك لكاع و اجعل علي ظلا ظليلا اتوقي به كل من رامني بسوء او نصب لي مكرا و هيأ لي مكروها حتي يعود و هو غير ظافر بي و لا قادر علي اللهم احفظني بما حفظت به كتابك المنزل علي قلب نبيك المرسل اللهم انك قلت و قولك الحق انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون .
فصل در ساير آدابي است كه مراعات نمودن آنها در سفر شايسته و ممدوح است .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه فرمودند حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام بمحمد بن حنفيه فرمودند بدانكه مروت مرد مسلم دو مروت است يكي در حضر و ديگري در سفر اما مروت حضر پس خواندن قرآن [ص 203] و همنشيني با علما و نظر كردن در فقه و محافظت نمودن نمازهاست در جماعات و اما مروت در سفر پس بذل نمودن زاد است و مخالفت نكردن رفيقان و بسيار ياد خدا كردن در هر بالا رفتن و فرود آمدن و پياده شدن و ايستادن و نشستني و از حضرت صادق عليه السلام مروي است كه فرمودند از مردانگي نيست كه آدمي نقل كند چيزي چند را كه از همراهان در سفر خود ديده است و از آن حضرت نيز مروي است كه در حديثي ديگر فرمودند مردانگي دو قسم است يكي مردانگي در حضر و ديگري مردانگي در سفر اما مردانگي در حضر خواندن قرآن است و ملازم بودن مساجد و راه رفتن با برادران در حاجتها و انعام كردن بر خادم كه نعمت بر او ديده شود بعلت آنكه آن نعمت خوشحال ميكند دوست را و ذليل ميكند دشمن را و اما مردانگي در سفر پس بسيار برداشتن توشه و نيكو نمودن آن و دادن آن است بكساني كه همراهند و پوشيدن رازها و عيوب رفيقان است بعد از مفارقت كردن ايشان و بسيار مزاح كردن در چيزهائي كه خدا را بغضب درنياورد و در حديث ديگر فرمودند مردانگي بر دو قسم است مردانگي در حضر و مردانگي در سفر اما مردي حضر پس خواندن قرآن و حاضر شدن در مساجد و همراهي نمودن با اهل خير و نظر نمودن در فقه است و اما مردي سفر بذل نمودن زاد است و مزاح كردن در چيزهائي كه موجب خشم خدا نميشود و از رسول خدا صلي الله عليه و آله منقول است كه شش چيز از مردانگي است و سه چيز از آنها در سفر است و سه چيز از آنها در حضر اما آن سه چيزي كه در حضر است پس تلاوت نمودن كتاب خداست و تعمير نمودن مساجد و گرفتن برادران در راه خدا و اما سه [ص 204] چيزي كه در سفر است پس بذل نمودن زاد و خوشخلقي كردن و خوشطبعي نمودن در غير معاصي است و از حضرت صادق عليه السلام مروي است كه حضرت لقمان به پسر خود فرمود چون سفر كني با قومي پس بسيار مشورت كن با ايشان در امر خود و در امر ايشان و بسيار تبسم كن در روي ايشان و در صرف نمودن زاد خود مابين ايشان صاحب كرم باش و چون تو را بخوانند اجابت كن ايشان را و اگر بتو استعانت جويند اعانت كن ايشان را و بكار بر بسياري سكوت و بسياري نماز و سخاوت را در آنچه با خود داري از حيوان و آب و توشه و چون تو را بگواهي بطلبند بجهت اثبات حقي گواهي ده از براي ايشان و كوشش كن كه رأي نيكو از براي ايشان اختيار نمائي هر گاه با تو مشورت كنند و زود عزم بر چيزي در مقام مشورت مكن تا آنكه آنرا در نفس خود ثابت كني و در آن تأمل و نظر نمائي و جواب ايشان را در مشورت مگو تا اينكه در آن مشورت برخيزي و بنشيني و بخوابي و بخوري و نماز كني و در اين احوال فكر خود و حكمت خود را در امر ايشان و مشورت ايشان بكار بري پس بدرستي كه هر كس نصيحت و خيرخواهي خود را از براي كسي كه با او مشورت كرده خالص ننمايد خداوند رأي و عقل او را از او سلب فرمايد و امانت را از او بردارد و چون ببيني همرهان خود را كه پياده ميروند پس تو هم پياده با ايشان برو و چون ببيني كه ايشان كاري را ميكنند تو هم با ايشان آن كار را بكن و اگر ايشان صدقهاي دهند يا بقرض دهند تو هم نيز با ايشان بده و بشنو سخن هر يك را كه سن او از تو بيشتر است و هر گاه همرهان تو را بچيزي امر كنند يا از تو چيزي را طلب نمايند بگو بلي و نه [ص 205] بر زبان خود مران كه نه گفتن از ناتواني و مورث ملامت است و چون راه را گم كنيد و متحير شويد فرود آئيد و چون شك كنيد در راه مقصود پس بايستيد و با يكديگر مشورت نمائيد و اگر يك نفر را در راه ببينيد از راه خودتان از او نپرسيد و از او طلب مكنيد كه شما را دلالت كند زيرا كه يك نفر در بيابان انسان را بشك مياندازد و شايد خودش جاسوس دزدان باشد يا خود او شيطاني باشد كه شما را بحيرت انداخته است و حذر كنيد از دو نفر نيز مگر اينكه ببينيد علاماتي چند را كه من نميبينم زيرا كه شخص چون چيزي را بچشم خود ببيند حق را از آن خواهد فهميد و حاضر ميبيند چيزي چند را كه غايب نميبيند اي پسرك من چون هنگام نماز دررسد بتأخير مينداز آنرا از براي چيز ديگر بجاي بياور آنرا و خود را براحت انداز كه نماز قرضي است از براي تو و چون آنرا ادا كني آسوده خواهي بود و بجاي بياور نماز را با جماعت هر چند بر سر نيزهاي باشي و مخواب بر روي حيوان كه زود پشت آن را زخم ميكند و اين از كردار دانشمندان نيست مگر آنكه در محملي باشي و بجهت سستي مفاصل تو را دراز شدن ممكن باشد و هر گاه نزديك منزل رسيدي پس پياده شو از دابه خود و ابتدا كن بعلف دادن آن پيش از آنكه خود طعامي صرف كني كه حفظ جان تو بحفظ كردن آن است و چون بخواهيد منزل كنيد پس اختيار كنيد از بقعههاي زمين جائي را كه خوشرنگتر و خاكش نرمتر و پرگياهتر باشد و چون منزل كرديد پس دو ركعت نماز كن پيش از آنكه بنشيني و چون بقضاي حاجت روي پس بسيار دور برو و چون بخواهيد از آن منزل كوچ كنيد پس دو ركعت نماز كن و وداع كن زميني را [ص 206] كه در آن منزل كردهاي و سلام كن بر آن و بر اهل آن زيرا كه از براي هر بقعه زميني اهلي است از ملائكه پس اگر بتواني كه از طعام خود نخوري تا اول از آن صدقه دهي چنين كن و بر تو باد بخواندن قرآن تا سواري و بر تو باد بتسبيح نمودن تا مشغول كاري هستي و بر تو باد بدعا كردن مادام كه تنها باشي و حذر كن از سير كردن در اول شب و سير كن در آخر شب و حذر كن از بلند نمودن صوت در راه رفتن خودت و از رسول خدا صلي الله عليه و آله مروي است كه فرمودند حذر كنيد از اينكه منزل كنيد بر سر راه و در ميان رودخانها زيرا كه اين مكانها جايگاه درندگان و مارهاست و از حضرت صادق عليه السلام روايت شده است كه بمعاوية بن عمار فرمودند زود باشد كه با گروهي همراهي كني در سفر پس بايشان مگو كه اين جا منزل كنيد و اين جا منزل مكنيد زيرا كه در ميان ايشان كسي است كه تو را كفايت ميكند و از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه اگر در زمين پر آب و علف سير ميكني پس مدارا كن در سير كردن و بتأني سير كن و اگر در زمين خشك بيآب و علف سير ميكني پس تعجيل كن در سير كردن و از رسول خدا صلي الله عليه و آله مروي است كه فرمودند بدرستي كه خدا دوست ميدارد مدارا و رفق را و اعانت ميكند بر آن پس چون بر چهارپايان لاغر ضعيف سوار شويد در هر منزلي فرود آئيد پس اگر زمين بيآب و علف است تند سير نمائيد و اگر زمين پر آب و علف است منزل بمنزل فرود آئيد و از آن حضرت نيز منقول است كه توشه مسافر حدي خواندن و خواندن شعري است كه در آن باطل و حرامي نباشد و از حضرت صادق عليه السلام مروي است كه فرمودند آيا حيا نميكند [ص 207] يكي از شما كه بر روي حيوان خود غنا كند و حال آنكه آن حيوان تسبيح و ذكر خدا ميكند و از رسول خدا صلي الله عليه و آله منقول است كه فرمودند هر گاه در سفر باشيد و يكي از شما مريض شود پس سه روز براي خاطر او بمانيد و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه حق مسافر آن است كه رفيقان او سه روز براي خاطر او بمانند هر گاه ناخوش شود و از آن حضرت مروي است كه فرمودند پيوند نمودن برادران با يكديگر آن است كه در حضر با هم ديد و بازديد نمايند و در سفر بيكديگر نامه بنويسند و از حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله روايت است كه هر كس اعانت كند مؤمن مسافري را خداوند عالم هفتاد و سه اندوه و شدت را از او دور كند و او را پناه دهد در دنيا و آخرت از غم و اندوه و برطرف كند اندوه بزرگ را از او روزي كه نفسهاي خلايق گرفته شود و از حضرت صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمودند حضرت سيد الساجدين عليه السلام سفر نميكرد مگر با رفيقاني چند كه او را نميشناختند و با ايشان شرط ميفرمود كه از خدمتكنندگان براي ايشان باشد در آنچه محتاج بآن ميشوند پس يك مرتبه با جماعتي سفر كرد و يكي از ايشان او را شناخت و بايشان گفت آيا ميدانيد اين كيست گفتند نه گفت اين علي بن الحسين عليه السلام است پس دويدند پيش و بوسيدند دستها و پاهاي آن حضرت را و عرض كردند يا ابن رسول الله ميخواهي آتش جهنم را بما بچشاني اگر دستي يا زباني از ما به بيحرمتي بسوي شما دراز ميشد نه اين بود كه هلاك ميشديم ابد الدهر شما را چه بر اين داشت كه براي ماها خدمت كنيد و خود را بماها نشناسانيد فرمودند بدرستي كه سفر [ص 208] كردم يك مرتبه با گروهي كه مرا ميشناختند پس بجهت رسول خدا صلي الله عليه و آله با من سلوكي نمودند كه من مستحق آن گونه سلوك نبودم و ترسيدم كه شما نيز آنگونه رفتار با من نمائيد پس از اين جهت كتمان امر خود را دوستتر داشتم و از رسول خدا صلي الله عليه و آله منقول است كه از سنت است كه چون قومي همسفر شوند نفقه و خرجهاي خود را بيرون آورند و آنها را روي هم گذارند كه اين از براي ايشان گواراتر است و سبب نيكي اخلاق ايشان بيشتر ميشود و روايت شده است كه شخصي بحضرت صادق عليه السلام عرض كرد من عيال همراه دارم و خرجي خود را بكمر خود ميبندم فرمودند بلي پدر بزرگوارم ميفرمودند حفظ كردن خرجي قوت مسافر است و از آن حضرت نيز مروي است كه فرمودند هر كس همراهي كند با برادر مؤمن خود در راه و پيش افتد از او بقدري كه پنهان شود از او پس بتحقيق كه خون او را ريخته و اعانت كرده است دشمن او را .
فصل در آداب برگشتن از سفر و هر چه تعلق بآن دارد .
شيخ صدوق رحمه الله تعالي روايت كرده است از معصومين عليهم السلام كه فرمودند سفر قطعهاي از عذاب است پس چون يكي از شما سفرش بانجام رسد زود بجانب اهل خود برگردد و از حضرت موسي بن جعفر عليهما السلام منقول است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله وقتي كه بمني رفتند از راه ضب تشريف بردند و در وقت برگشتن از مابين مأزمين تشريف آوردند و دأب ايشان اين بود كه چون از راهي ميرفتند از آن راه برنميگشتند و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه چون كسي از شما بسفر رود و برگردد از سفر خود بياورد [ص 209] از براي اهل خود تحفهاي را كه ميسر شود اگر چه سنگي باشد و روايت شده است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله نهي فرمودند از اين كه مرد شب وارد بر اهل خود شود وقتي كه از سفر ميآيد تا اينكه ايشان را اعلام كند و از حضرت صادق عليه السلام مروي است كه فرمودند مردي كه از سفر خود برميگردد مكروه است از براي او كه شب وارد شود بر اهل خود تا صبح شود و از آن حضرت منقول است كه هر كس از سفر آيد و داخل شود بر اهل خود بيوضو و ببيند آنچه را كه خوش ندارد پس ملامت نكند مگر نفس خود را و از حضرت امير عليه السلام منقول است كه در حديثي فرمودند چون برادر تو از مكه برگردد پس ببوس مابين دو چشم و دهان او را كه با آن دهان بوسيده است حجري را كه رسول خدا صلي الله عليه و آله آنرا بوسيده است و با آن چشم نظر كرده است بخانه خدا و ببوس موضع سجود او و رخساره او را و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه فرمودند مبادرت كنيد بسلام كردن بر حجكننده و زيارتكننده و مصافحه كنيد با ايشان پيش از آن كه آلوده شوند به گناهان و از آن بزرگوار مروي است كه هر كس معانقه كند با حجكننده با همان گردي كه بر او نشسته گويا بوسيده است حجرالاسود را و در حديث ديگر فرمود هر كس ملاقات نمايد حجكنندهاي را و با او مصافحه كند مانند كسي است كه بوسيده است حجرالاسود را و مرحوم مجلسي روايت كرده است كه مسافر را سنت است كه چون از سفر برگردد برادران مؤمن خود را بضيافت بطلبد و نيز روايت كرده است كه چون كسي از سفر برگردد سزاوار آن است كه مشغول كاري نشود تا غسل كند و دو ركعت نماز بكند و بسجده رود و صد مرتبه شكر الهي بگويد [ص 210] و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه كسي بآن حضرت عرض كرد مردي از رفيقان من از سفر ميآيد در ماه رمضان آيا او را استقبال كنم فرمودند بلي عرض كرد استقبال او بروم و روزه را افطار نمايم فرمودند بلي عرض كرد استقبال او كنم و روزه را افطار كنم يا بمانم و روزه بگيرم فرمودند استقبال او كن و روزه را افطار كن و از آن حضرت نيز سؤال كردند از كسي كه مشايعت ميكند برادر خود را بقدر دو روز راه يا سه روز راه فرمودند اگر در ماه رمضان است روزه خود را افطار كند عرض كردند كدام يك بهتر است بماند و روزه بگيرد يا مشايعت كند برادر خود را فرمودند مشايعت كند برادر خود را بدرستي كه خداي عزوجل او را از روزه معاف ميدارد هر گاه مشايعت كند برادر خود را و از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه از ايشان پرسيدند مردي مشايعت ميكند برادر خود را بقدر يك روز يا دو روز راه در ماه رمضان فرمودند روزه خود را ميخورد و نماز خود را قصر ميكند زيرا كه اين حقي است بر او و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه فرمود حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله فرمودند حق مسلم بر مسلم آن است كه چون اراده سفر كند برادران خود را خبر دهد و حقي است بر برادران او كه چون از سفر آيد بنزد او روند .