مسأله - آسانتر چيزي كه خداوند بر صائم فرض فرموده در روزه ترك طعام و شراب است و ظاهر از اين دو همان است كه عادت بر خوردن و آشاميدن آن جاري شده و لكن احوط آن است كه از غير معتاد هم اجتناب كند .
مسأله - واجب است امساك از جماع در قبل زن از براي مرد و زن اجماعاً و در اخبار هم اختلافي نيست و در دبر زن نيز بنا بر [ص 363] اتفاق اصحاب و اگر چه براي زن نصي بخلاف اين رسيده و همچنين در دبر غلام و بهيمه و اگر چه بعض اصحاب متردد شده باشند و لكن از بعض كليات اخبار منع از همه اينها در روزه ظاهر است علاوه بر اينكه در غير روزه هم ممنوع هستند و محل تردد جائي است كه انزال نشود و اما اگر انزال شود اشكالي در بطلان روزه و لزوم كفاره نيست .
مسأله - واجب است امساك از امناء بملاعبه و بازي با اهل و اما كسي كه با زن خود تكلم كند پس مني از او ساقط شود پس روايت شده است كه باكي بآن نيست و اين محمول بر آن است كه قصد امناء نكرده باشد و عادي او هم نباشد و حمل قريبي است .
مسأله - واجب است امساك از فرو رفتن در آب و فرو بردن سر در آن حتي آنكه روايت شده كه روزه را افطار ميكند و لكن روايت شده است نيز كه قضائي بر او نيست و عود نميكند و بعضي آنرا حمل بر تقيه كردهاند و قضا و كفاره را واجب دانستهاند و احتياط مخفي نيست .
مسأله - جايز نيست دروغ بستن بر خدا و رسول و ائمه صلوات الله عليهم و واجب است امساك از آن در روزه و روزه را قضا ميكند هر گاه عمداً دروغ بهبندد .
مسأله - روايت شده است كه صائم جايز نيست براي او كه حقنه كند و اما در دواي خشك داخل كردن رخصت رسيده و بعضي [ص 364] گفتهاند مراد از حقنه مايع است و قول بحرمت آن مشهور است و احوط همان است و اگر چه از عامه هم حكايت شده است و اما آنكه قضا هم بايد كرد دليلي بر آن نيافتيم .
مسأله - روايت شده است كه صائم هر گاه قي كند عمداً بر او است قضاي آن روز و اگر بياختيار قي بيايد روزه خود را تمام ميكند و اكثر اصحاب بآن گرفتهاند و جمهور هم بر آنند و روايت شده است كه مفطر نيست و آن حمل شده است بر اينكه عمد نكند و احتياط مخفي نيست .
مسأله - زن هر گاه شب از حيض پاك شود بعد سستي كند در غسل در شهر رمضان تا اينكه صبح كند بر اوست قضاي آن روز و روايت شده است در مستحاضه نيز كه هر گاه غسلي كه بايد نكند روزه را قضا ميكند .
مسأله - اخبار در باقي بودن بر جنابت عمدا بدون عذر تا صبح كند مختلف است و احوط اجتناب از آن است و عمل هم بر اجتناب است .
مسأله - روايت شده است در كسي كه مجامعت كند در شهر رمضان و غسل را فراموش كند تا ماه رمضان بگذرد اينكه بر او است كه غسل كند و نماز و روزه خود را قضا كند مگر اينكه غسل جمعه كرده باشد كه نماز و روزهاش را تا آن روز قضا ميكند و مابعد را نميكند .
[ص 365] مسأله - روايت شده است در قضاي ماه رمضان اگر صبح كند با جنابت روزه نميگيرد و روز بعد ميگيرد و روايت جواز هم بر سبيل اطلاق رسيده اما روايت اولي مشهور است و عمل بر همان است .
مسأله - و اما در روزه مستحب آنچه روايت شده آن است كه صحيح است و بعض اصحاب هم بآن گرفتهاند لكن ظاهر مشهور چنانكه گفته شده آن است كه اين هم باطل است .
مسأله - روايت شده است كه اگر اول شب جنب شدي پس باكي نيست كه بخوابي عمدا و نيت برخواستن و غسل كردن پيش از صبح داشته باشي پس اگر خواب غالب شد بر تو تا اينكه صبح كني بر تو چيزي نيست مگر اينكه بيدار شده باشي در شب و باز خوابيده باشي و سستي و كسالت كرده باشي و غسل نكرده باشي در اين صورت بر تو است كه آن روز را روزه بداري و اعاده هم بكني و اگر تعمد كني خوابيدن را تا صبح بر تو است كه قضا كني آن روز را و كفاره هم بدهي . مترجم گويد كه همه اينها در روزه ماه رمضان است .
مسأله - هر كه در روز ماه رمضان محتلم شود ضرر بروزه او نميرساند و مستحب است كه نخوابد تا غسل كند .
مسأله - هر كه دست بگذارد بر جسد زوجه خود پس مذي از او خارج شود مفطر نيست و روايت شده است كه بايد استغفار كند [ص 366] و عود نكند و يك روز عوض آن روزه بگيرد و آن محمول بر استحباب است .
مسأله - واجب است امساك از غيبت و دروغ حتي اينكه وارد شده است كه آن دو مفطرند و روايت شده است كه دروغِ مفطر كذب بر خدا و رسول و ائمه عليهم السلام است و همچنين واجب است امساك از نمامي و نظره بعد از نظره و ظلم كل آن قليل و كثيرش و در همه اينها وارد شده كه مفطرند اعاننا الله و وفّقنا علي طاعته .
مسأله - هر كه افطار كند يك روز را از ماه رمضان بر اوست قضاي آن روز و كفاره و آن آزاد كردن مملوكي است يا روزه دو ماه پشت سر هم يا طعام دادن شصت مسكين و كجا بثواب آن يك روز ميرسد و ظاهر از اخبار آن است كه ميانه سه تا مخير است و بعيد نيست استحباب ترتيب .
مسأله - هر كه افطار بحرامي كند از مأكول يا مشروب يا نكاح حرامي كند بر او سه كفاره است آزاد كردن مملوك و روزه دو ماه متوالي و طعام دادن شصت مسكين و قضاي آن روز .
مسأله - هر كه افطار كند روزه قضاي ماه رمضان را قبل از ظهر بر او چيزي نيست مگر يك روز عوض آن و اگر افطار كند بعد از ظهر بر اوست كه صدقه بدهد بر ده مسكين و اگر نتواند يك روز عوض [ص 367] آن روز ميگيرد و سه روز براي كفاره اين عمل ميگيرد و روايت شده است كه كفاره ميدهد مثل كسي كه يك روز از ماه رمضان را افطار كرده و آن محمول بر استحباب است .
مسأله - هر كه بر او روزه نذر معيني باشد پس افطار بكند بدون علت صدقه ميدهد بعدد هر روز بر هفت مسكين و روايت شده در روزه نذر مطلقاً خواه معين باشد يا غير معين كه بايد كفاره بدهد مثل آنچه در قضاي ماه رمضان گذشت لكن گفته شده است كه اصحاب اتفاق دارند كه در نذر غير معين كفاره واجب نيست و احتياط واضح است و مراد از نذر معين آن است كه روز معيني را نذر كرده باشد كه روزه بگيرد و غير معين آن است كه روزهٔ نذر كرده اما روزش را معين نكرده است .
مسأله - كفاره مكرر ميشود بمكرر شدن موجب آن اگر در دو روز باشد و اگر در يك روز از ماه رمضان مكرر شود پس اگر مكرر جماع كرده كفاره مكرر ميشود و اگر مكرر خورده و آشاميده يك كفاره كافي است .
مسأله - هر كه افطار كند روزي را از ماه رمضان بدون عذر بعد مانعي از روزه عارض او شود مثل مرض يا حيض يا سفر خواه اختياري باشد بجهت فرار از كفاره يا اضطراري باشد كفاره از او ساقط نميشود .
مسأله - هر كه مجامعت كند با زن خود و هر دو صائم باشند پس [ص 368] اگر زن را بكراهت واداشته دو كفاره بر مرد است و اگر زن هم بطوع و رغبت قبول كرده بر هر يكي يك كفاره است و اگر بكراهت زن را واداشته پنجاه تازيانه كه نصف حد است بر مرد زده ميشود و اگر مطاوعه داشته بيست و پنج تازيانه بمرد ميزنند و بيست و پنج تازيانه بزن ميزنند .
مسأله - مقدار طعام دادن مسكين مدّي است براي هر مسكيني و كلش پانزده صاع ميشود هر صاعي چهار مد .
مسأله - مراد از رقبه رقبه مؤمنه است و جايز نيست كه كور باشد يا خورهدار يا بيعقل يا زمينگير و كفايت ميكند اگر بي دست باشد يا شل يا لنگ و روايت شده است كه اگر خريد و فروش ميشود كافي است .
مسأله - روايت شده است در كسي كه بنده خود را مدبّر كند بعد بميرد و بر ذمه او تحرير رقبه باشد در كفاره كفايت از او نميكند .
مسأله - تتابع در دو ماه روزه حاصل ميشود باينكه ماه اول را تمام روزه بگيرد و از ماه دويم هم قدري بگيرد پس اگر عارضهٔ بر او عارض شد كه افطار كند افطار ميكند بعد آنچه باقي مانده قضا ميكند و اگر يك ماه يا كمتر روزه گرفت و از ماه دويم هيچ نگرفت بر اوست كه همه را اعاده كند مگر اينكه مريض شود و افطار كند پس بر اوست كه بنا بگذارد بر همان قدر كه گرفته و باقي را قضا كند بجهت اينكه خداوند او را حبس كرده .
[ص 369] مسأله - طعام كفاره را بيك نفر نميدهد و لكن بيك نفر يك نفر ميدهند چنانكه خداوند فرموده و بقرابه خود هم ميدهد اگر محتاج باشند و بضعفاء از غير اهل ولايت از كساني كه ناصب نباشند هم ميدهد لكن باهل ولايت محبوبتر است در نزد آلمحمد عليهم السلام .
مسأله - هر كه از هر سه قسم كفاره عاجز باشد روايت شده است كه هجده روز روزه ميگيرد عوض هر ده روز سه روز و روايت شده است كه اگر نتواند صدقه ميدهد بقدري كه طاقت دارد و بهر يك كه گرفتي از باب تسليم خوب است و روايت شده است كه اگر نيابد بايد استغفار كند بلكه روايت شده است كه استغفار توبه است و كفاره است براي هر كه بكفاره راه نيابد .
مسأله - جايز است كه ديگري تبرّعاً كفاره بدهد بر كسي كه نيابد .
مسأله - هر كه مفطري استعمال كند و جاهل باشد كه مفطر است چيزي بر او نيست .
مسأله - اگر فراموش كند و مفطر استعمال كند چيزي بر او نيست و آن چيزي است كه خداوند روزي او كرده .
مسأله - هر كه روزه خود را از جهت تقيه افطار كند قضا ميكند و چيزي بر او نيست و اما كسي كه باكراه افطار كند پس مشهور ميان اصحاب آن است كه چيزي بر او نيست نه كفاره نه قضاء و نصي [ص 370] بخصوص در مسأله نديديم و احوط قضاء است بخصوص در جائي كه اكراه بتهديد و وعيد باشد پس خود شخص مفطر را بجا آورد كه اين از مواضع تقيه است بدون شبهه .
فصل - در ساير آنچه امساك كرده ميشود از آن باستحباب يا باكي بآن نيست .
مسأله - باكي نيست بدخول غبار در حلق .
مسأله - باكي نيست بمكيدن انگشتر و جويدن طعام براي بچه و طعمه دادن بمرغ با دهان و چشيدن طعام و در روايتي از چشيدن منع فرمودهاند و آن محمول بر كراهت است .
مسأله - روايت شده است در مگس كه داخل حلق صائم ميشود بر او قضائي نيست زيرا كه مگس طعام نيست .
مسأله - روايت شده است كه باكي نيست ببوسيدن دختر كوچك و داخل شدن آب دهان او در جوف انسان و همچنين بوسيدن زن و زن و مرد زبان يكديگر را بمكند و از ظاهر اصحاب حكايت منع هم شده و اگر احتياط كند خوب است .
مسأله - مكروه است جويدن علك .
مسأله - نهي شده است از اينكه هسته خرما را در دهن بگذارد و حمل شده است بر اينكه اثر خرما بر آن باشد لكن خبر مطلق است و احتياط نيكو است .
[ص 371] مسأله - بيرون آمدن طعام از جوف مفطر نيست و اگر چه بزبان برسد و فرو ببرد .
مسأله - باكي نيست بفرو بردن نخامه خواه از اخلاط سينه باشد يا از دماغ نازل شده باشد .
مسأله - افضل براي صائم آن است كه مضمضه نكند و اگر مضمضه كرد يا استنشاق نمود مبالغه نكند و اگر كرد و آب بحلق رسيد بدون تعمد احوط و احب قضاء است اگر براي نماز فريضه نباشد و اگر باشد قضا بر او نيست .
مسأله - هر گاه روزهدار مضمضه كرد آب دهن را فرو نميبرد تا آنكه سه مرتبه آب دهن را بريزد و روايت شده است يك مرتبه بريزد .
مسأله - مكروه است بوسيدن زن و ملامسه و ملاعبه با او و بخصوص بشهوت و بخصوص براي جوان شهوي باحتياط اينكه مني از او خارج شود .
مسأله - باكي نيست براي زن كه دست بگردن مرد بياندازد در ماه رمضان در حال روزه و بوسيدن جسد او در صورتي كه بدون شهوت باشد .
مسأله - باكي نيست بسرمه كشيدن براي روزهدار مادام كه مشك در آن نباشد يا طعم آن را در حلق نفهمد كه آن مكروه است و اگر سرمه كشيدن و دوا پاشيدن را تأخير بياندازد تا افطار كند [ص 372] بهتر است .
مسأله - مكروه است انفيه كشيدن براي صائم .
مسأله - باكي نيست بريختن روغن در گوش براي صائم .
مسأله - مستحب است مسواك نمودن براي صائم و مكروه است مسواك نمودن با چوبي كه رطوبت دارد و باكي نيست كه مسواك را بآب تر كند بعد آن را حركت دهد تا چيزي از آب نماند .
مسأله - باكي نيست بحجامت نمودن مگر اينكه بر نفس خود از ضعف بترسد و اگر محتاج شود بحجامت در ماه رمضان و بر خود بترسد شب حجامت ميكند .
مسأله - مكروه است بوئيدن ريحان و آن هر گياه خوشبوئي است بجهت اينكه لذت است و لذت بردن براي صائم مكروه است و تأكيد پيدا ميكند كراهت در نرجس بجهت اينكه ريحان عجم است .
مسأله - مستحب است براي صائم استعمال طيب و طيب تحفه صائم است و مكروه است استعمال مشك و رخصت دادهاند در بوئيدن غاليه .
مسأله - باكي نيست ببوئيدن دخنه و بخور دادن جامه و روايت شده است در صائم كه بعود يا غير آن دود ميدهد و دود داخل حلق او ميشود پس فرمود كه جايز است و باكي بآن نيست .
مسأله - مكروه است پوشيدن جامه تر براي روزهدار و رخصت [ص 373] داده شده در پوشيدن آن بعد از فشردن .
مسأله - مكروه است براي زن پائين رفتن در آب و نشستن در آن و براي مرد باكي نيست .
مسأله - مكروه است روايت شعر براي صائم و روايت شده است كه انشاد شعر نميكند در ماه رمضان نه در شب و نه در روز و رخصت داده شده است در مرثيه خواندن براي ائمه (ع) بلكه مستحب است و خداوند اجر ميدهد .
مسأله - باكي نيست بداخل شدن حمام براي صائم مادام كه از ضعف نترسد و باكي نيست بگرفتن موي زير بغل .
فصل - در سنن روزه است و آنچه متعلق بآن است .
مسأله - هر گاه روزه گرفتي بايد گوش و چشم و موي و جلد تو روزه بگيرد و روز روزه مثل روز افطار نباشد .
مسأله - سزاوار است براي صائم حفظ زبان و پوشيدن چشم و ترك تنازع و سب و تحاسد .
مسأله - هر گاه روزه گرفتي بايد گوش و چشم تو از حرام و قبيح روزه بگيرد و ترك كن مجادله و اذيت كردن خادم را و بايد بر تو باشد وقار روزهدار .
مسأله - هر كه روز ماه رمضان را روزه بگيرد و وظيفه شب را برخيزد و بطن و فرج خود را از حرام بازدارد و زبان خود را حفظ [ص 374] كند بيرون ميرود از گناهانش مثل بيرون رفتنش از شهر رمضان .
مسأله - هر گاه يكي از شما روزه سه روز در هر ماه را بگيرد با احدي مجادله نكند و جهالت نكند و زود قسم نخورد و اگر كسي بر او جهالت كرد بايد متحمل بشود .
مسأله - خداوند بر هر جارحهٔ حقي براي صائم قرار داده است پس هر كه حق او را ادا كند روزهدار است و هر كه چيزي از آن را ترك كند از فضل روزه او كم ميشود بحسب آنچه ترك كرده و مختصر قول روزه امساك از هر چيزي است كه خداوند نهي فرموده و عمل بآنچه خداوند امر فرموده است .
مسأله - مستحب است كتمان روزه مستحب مادام كه از او نپرسند پس هر گاه پرسيدند دروغ نميگويد .
مسأله - مستحب است سحور خوردن ولو بجرعهٔ آب باشد كه سحور بركت است و زياد ميشود فضل آن در ماه رمضان .
مسأله - مستحب است سحور و افطار بخرما و آب و مويز و آب و افضل سحور شما سويق است و خرما .
مسأله - مستحب است قيلوله براي صائم زيرا كه خداوند طعام و شراب ميدهد او را در خوابش .
مسأله - مستحب است افطار دادن صائم و براي آن فضل بسيار است و هر كه افطار دهد صائمي را براي اوست مثل اجر آن صائم و افطار دادن تو برادرت را كه روزهدار است از روزه [ص 375] خودت افضل است .
مسأله - مستحب است افطار نمودن صائم كه روزه تطوع دارد نزد برادر مؤمن هر گاه سؤال كند ولو قبل از وقت افطار باشد و هر كه داخل بشود بر برادرش و صائم باشد پس افطار كند نزد او و اعلام نكند او را بروزه خود پس منت بر او بگذارد خداوند روزه يك سال براي او مينويسد .
مسأله - هر گاه حاضر شود صائم نزد جماعتي كه طعام ميخورند اعضاي او و هر موئي از او تسبيح ميكند براي او و ملائكه بر او صلوات ميفرستند .
مسأله - مستحب است افطار بحلواء و رطب و آب نيمگرم و خرما و مويز و شير و سويق و شكر .
مسأله - مستحب است مقدم داشتن نماز بر افطار مگر اينكه نفس تو منازعه كند يا جماعتي باشند كه انتظار تو را داشته باشند .
باب دوم - در كسي كه روزه از او صحيح است يا صحيح نيست و در آنچه شرط است در وجوب روزه يا صحت آن يا سقوط آن يا عدم سقوط آن و در آن چند فصل است :
فصل - در كسي كه روزه بر او واجب است يا واجب نيست و صحيح است يا صحيح نيست .
[ص 376] مسأله - شرط است در وجوب روزه بلوغ آن قسمي كه گذشت و شرط است عاقل بودن .
مسأله - گفته شده است كه اسلام شرط است در وجوب فروع و آن ظاهر از بعض روايات است و ظاهر بعض آيات و اخبار آن است كه شرط صحت آنها است و اگر چه از قضاي آنها بعد از اسلام عفو شده است .
مسأله - صحيح نيست روزه از حائض و اگر چه نزديك غروب حائض شود يا بعد از فجر طاهر شود .
مسأله - صحيح نيست روزه از زن نفاسدار و اگر بعد از عصر هم وضع حملش شود افطار ميكند و آن روز را قضا ميكند .
مسأله - مستحاضه صحيح است از او صوم و عملي كه بايد ميكند و روزه ماه رمضان را ميگيرد مگر ايامي كه در آنها حائض ميشده كه نميگيرد و بعد قضا ميكند .
مسأله - روايت شده است كه ما امر ميكنيم بچِهاي خود را بروزه هر گاه هفت ساله شوند بقدري كه طاقت دارند از روزه روز تا نصف نهار و بيشتر و كمتر و هر گاه تشنگي و گرسنگي بر ايشان غالب شود افطار ميكنند تا اينكه عادي بروزه شوند و طاقت آن را بياورند پس امر كنيد بچِهاي خود را هر گاه نه ساله شوند بقدري كه طاقت دارند از روزه و همين كه عطش غالب شد افطار كنند و روايت شده است كه صبي هر گاه طاقت بياورد روزه [ص 377] سه روز پشت سر هم را روزه ماه رمضان بر او واجب است و اين محمول بر شدت تأكيد است يا تقيه .
مسأله - نائم اگر در بيداري نيت روزه كرده باشد بعد بخوابد روزه او باطل نميشود اگر چه همه روز را خواب باشد زيرا كه دليلي بر بطلان نيست .
مسأله - روايت شده است در كسي كه غش كرده كه روزه را قضا نميكند و روايت شده است كه هر چه خداوند بر او غالب شود بر صاحب او چيزي نيست و از بعض اخبار ظاهر ميشود كه قضا كردن اولي و احب است .
مسأله - هر گاه انسان نيت صوم كند و روزه بگيرد بعد غش كند در بعضي از روز و افطار نكند دليلي بر بطلان روزه او نداريم .
مسأله - زن هر گاه حائض شود بعد از عصر يا ظهر مستحب است كه بحال روزه بماند و واجب است كه قضا هم بكند .
مسأله - و هر گاه طاهر شود در اثناي روز مستحب است كه باقي روز را امساك كند و اگر چه خورده باشد پيش از آن اما اين روزه را حساب نميكند .
فصل - در مريض است و كسي كه از او ساقط ميشود بجهت عجزي يا ضرري .
مسأله - هر چه روزه بآن ضرر برساند افطار از جهت آن واجب است .
[ص 378] مسأله - مريض امين شمرده ميشود و تكليف او واگذار باوست پس اگر ضعفي در خود يافت بايد افطار كند و اگر قوتي يافت بايد روزه بگيرد مرض هر چه باشد .
مسأله - حد مرضي كه ترك ميكند انسان روزه را در آن آن است كه نتواند سحور بخورد و امر فرمودهاند ائمه عليهم السلام بافطار براي چشمخرابي و تب و روايت شده است كه هر گاه بترسد بر چشمهاي خود از خرابي افطار ميكند و روايت شده است در رمد شديد و تب شديد و صداع شديد كه افطار براي او حلال است .
مسأله - هر گاه بترسد حدوث مرض را يا نكس آن را افطار ميكند .
مسأله - هر كه افطار كند بجهت علتي در اول روز بعد قوت بگيرد بعد از آن امر كرده ميشود بامساك بقيه روزش بجهت تأديب و فرض نيست .
مسأله - مشهور آن است كه هر كه پيش از زوال صحيح شود از مرضش و چيزي تناول نكرده باشد واجب است بر او روزه لكن نصي در اين باب نيست اما قريب است زيرا كه فرمودند كه اگر قوتي يافت روزه بگيرد .
مسأله - هر كه در حال مرض روزه بگيرد با اينكه ضرر ميرساند باو پس بر اوست قضاء و روايت شده است در مريضي كه شهر [ص 379] رمضان را روزه بگيرد اينكه روزه را تمام ميكند و اعاده نميكند و كفايت ميكند و شايد اين در كسي است كه روزه باو ضرر نرساند يا آنكه عفو است .
مسأله - پيرمرد و پيرزن هر گاه ضعف داشته باشند از روزه افطار ميكنند و صدقه ميدهند از هر روزي بمدي بر مسكيني و قضائي بر آن دو نيست و صدقه هم در صورتي است كه وسعت داشته باشند و الا صدقه هم بر آن دو نيست و از روايتي ظاهر ميشود كه با وجود وسعت هم صدقه بر شيخ مستحب است و واجب نيست لكن احوط آن است كه با وجود وسعت ترك نكند و روايت شده است كه بعض فرزندانش عوض او روزه ميگيرند و اگر فرزند ندارد قرابه نزديكش و اگر قرابه هم ندارد صدقه ميدهد بمدي از هر روزي و روزه فرزند و قرابه هم محمول بر استحباب است .
مسأله - كسي كه مرض عطاش دارد افطار ميكند پس اگر مرضي باشد كه اميد بهبودي دارد بعد از بهبودي قضا ميكند و اگر اميد ندارد صدقه ميدهد از هر روزي بمدي بر مسكيني و قضائي بر او نيست .
مسأله - هر كه تشنه شود باندازهٔ كه بر خود بترسد آب ميخورد بقدري كه رمقي براي او بماند و باندازهٔ كه سيراب بشود نميخورد .
مسأله - حاملي كه نزديك وضع حمل اوست و مُرضعهٔ كه شير او كم [ص 380] است حرجي بر آن دو نيست كه افطار كنند در ماه رمضان بجهت اينكه طاقت روزه ندارند و بر آن دو است كه هر يك در هر روز كه افطار ميكند صدقه بدهد بمدي از طعام و روزه را هم قضا كنند .
مسأله - روايت شده است در زني كه شير ميدهد فرزند خود را و غير فرزند خود را پس سخت ميشود بر او روزه و شير ميدهد تا آنكه غش ميكند كه اگر از كساني است كه ممكن ميشود او را كه دايه بگيرد دايه ميگيرد و روزه خود را تمام ميكند و اگر ممكنش نيست افطار ميكند و فرزند خود را شير ميدهد و روزه را هر وقت ممكن شد قضا ميكند و بعضي باين حديث گرفتهاند و فديه واجب ندانستهاند لكن احوط آن است كه فديه هم بدهد .
مسأله - روايت شده است در زني كه بر خود بگذارد كه دو ماه روزه بگيرد و وضع حملش شود و باز حامله شود و نتواند روزه بگيرد اينكه صدقه ميدهد جاي هر روز بمدي بر مسكيني .
مسأله - جايز نيست روزه ماه رمضان در سفر مگر براي كسي كه بر اوست تمام در نماز آن طوري كه گذشت پس هر گاه نماز را قصر كردي روزه را افطار ميكني و بر تو است قضاي روزه .
مسأله - حلال نيست روزه در سفر ، فريضه باشد يا غير آن و [ص 381] صوم در سفر معصيت است مگر آنچه استثنا شده .
مسأله - استثنا ميشود از آن روزه سه روز در حج بدل هدي .
مسأله - جايز است روزه هجده روز براي كسي كه از عرفات پيش از غروب عمداً حركت كرده است و عاجز از فداء هم باشد و فداء بدنهايست كه نحر بكند آن را در روز عيد در اين صورت هجده روز روزه ميگيرد در مكه يا در راه يا در منزلش .
مسأله - روايت شده است در روزِهائي كه استثنا شده روزه كفاره صيد حرم و روزه كفاره مُحل شدن در احرام اگر اذيتي بسر او رسيده باشد و روزه سه روز بجهت طلب حاجت نزد قبر پيغمبر صلي الله عليه و آله كه روز چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه باشد و روزه اعتكاف و بعض اصحاب باين روايت عمل كردهاند لكن احتياط هم بواسطه اختلاف بعضي سهل است ، اما روزه سه روز جهت طلب حاجت نزد قبر پيغمبر (ص) اختلافي در آن نيست و عمل بر آن است .
مسأله - هر كه نذر كند روزه روز معيني را بعد سفري براي او اتفاق افتد روزه نميگيرد و همين كه برگشت قضا ميكند و رخصتي هم در ترك قضا رسيده الا اينكه قضا مستحب است و رخصتي هم در روزه گرفتن اين روز در سفر رسيده هر گاه نيت آنرا در ابتداي نذر كرده باشد و بعضي هم بآن گرفتهاند الا اينكه اين رخصت محتمل تقيه است و احتياط در اين است كه چنين [ص 382] نيتي نكند بخصوص با آنچه روايت شده كه روزه در سفر معصيت است پس چگونه چنين نذري ميكند .
مسأله - روزههائي كه استثنا شده در سفر هر كدام كه در ماه رمضان واقع شد كه مسافر باشد روزه گرفتن آن از احتياط خارج است بجهت آنكه روايت شده است كه ماه رمضان عزم است از خداوند بر افطار .
مسأله - هر كه روزه بگيرد ماه رمضان را در سفر و بداند كه جايز نيست كفايت از او نميكند و بر اوست قضاء .
مسأله - و هر كه جاهل باشد و روزه بگيرد او را كفايت ميكند و قضا بر او نيست .
مسأله - هر كه از سفر بيايد و بر اهل خود داخل شود در شهر رمضان پيش از زوال و افطار نكرده باشد بر اوست روزه آن روز و گفتهاند كه هر گاه داخل زميني هم بشود كه عزم اقامه دارد بهمين طور بايد روزه بگيرد و آنچه صريحا روايت شده اين است كه مختار است لكن قائلي بآن نديديم و احتياط سهل است پس روزه ميگيرد .
مسأله - هر كه بر اهل خود داخل شود و پيش از دخول چيزي خورده باشد يا آنكه بعد از زوال داخل شود بقيه روزه را امساك ميكند بجهت تأديب و فرض نيست .
مسأله - روايت شده است در مسافر كه افطار ميكند و اگر چه [ص 383] نزديك غروب بيرون رود و روايت شده است كه اگر پيش از زوال بيرون رود بايد افطار كند و اگر بعد از زوال بيرون رود بايد روزه بگيرد و روايت شده است كه اگر از شب خيال سفر كرده هر وقت بيرون رود از منزل افطار ميكند و اگر از شب خيال سفر نداشته باشد و در روز سفر اتفاق بيفتد روزهاش را تمام ميكند و عمل بر اولي است كه هر وقت بيرون رفت افطار ميكند و سيّومي محكيّ از عامه است و محمول بر تقيه .
مسأله - مكروه است سفر در ماه رمضان پيش از گذشتن شب بيست و سيّوم مگر اينكه حاجتي داشته باشد كه لابد از بيرون رفتن شود يا بترسد بر مالش يا بجهت زراعتي در وقت حصاد يا براي حجي يا عمرهٔ يا جنگي در راه خدا يا براي مشايعت برادرش يا بجهت استقبال او در قدومش يا رفتن بسوي او هر گاه بترسد هلاك شود و روايت شده است در زيارت ابيعبدالله (ع) و زيارت پيغمبر و حضرت امير صلوات الله عليهما و آلهما و زيارت حضرت جواد (ع) در شهر رمضان كه اقامه كند تا آنكه فطر بيايد افضل است و بر ما نيست مگر تسليم الا اينكه اين اخبار تقيه باشد اشبه است و بتحقيق كه روايت شده است در فضل زيارت حسين عليه السلام در ماه رمضان و سفر بسوي آن حضرت رواياتي رزقنا الله اياها بحقه و حرمته (ص) و احتمال ميرود كه فرق باين ملاحظه باشد كه امور مذكوره فوت ميشود و زيارت خوف فوات در آن نيست و خداوند دانا است .
[ص 384] مسأله - مستحب است كم خوردن در روز ماه رمضان در سفر پس نخورد مگر قوت و خود را سيراب نكند .
مسأله - سزاوار است اجتناب از مجامعت در روز ماه رمضان در سفر بجهت اينكه براي آن حقي است و حرمتي كه سزاوار است مراعات شود و شب طولاني است .
فصل - در نوادر است از آنچه متعلق بروزه مندوب است .
مسأله - سزاوار نيست براي ميهمان كه روزه تطوع بگيرد مگر باذن صاحب خانه و آن از فقه اوست و اگر تخلف كرد جاهل است .
مسأله - سزاوار نيست براي صاحب خانه كه روزه تطوع بگيرد مگر باذن ميهمان تا اينكه خجالت نكشد ميهمان از طعام خواستن پس طعام بخواهد و ترك كند .
مسأله - از برّ ولد بابوين آن است كه روزه تطوع نگيرد مگر باذن آن دو و امر ايشان و الا عاق خواهد بود .
مسأله - از صلاح بنده و طاعت او و نصيحت او براي مولاي خودش آن است كه روزه تطوع نگيرد مگر باذن مولاي خودش و امر او و الا فاسق و عاصي خواهد بود .
مسأله - از طاعت زن براي شوهر آن است كه روزه تطوع نگيرد مگر باذن زوجش و الا عاصي خواهد بود .
[ص 385] مسأله - هر كه بر او قضاي شهر رمضان باشد روزه تطوع گرفتن براي او جايز نيست .
فصل - در وجوب روزه ماه رمضان و احكام عدد آن است .
مسأله - روزه ماه رمضان فريضهايست از فرايض خداوند بدليل كتاب و سنت و ضرورت دين و هر كه يك روز از آن را افطار كند روح الايمان از او بيرون ميرود .
مسأله - روايت شده است در كسي كه افطار كند در ماه رمضان سه روز را اينكه سؤال كرده ميشود كه آيا در اين افطار گناهي بر تو هست يا نه پس اگر گفت نه پس بر امام است كه او را بكشد و اگر گفت بلي بر امام است كه او را سخت بزند و اگر ادعاي شبهه كرد از او قبول ميشود .
مسأله - كسي كه افطار كند و حلال نشمرد سخت زده ميشود و اگر باز افطار كرد سخت زده ميشود و اگر باز افطار كرد در مرتبه سيّوم كشته ميشود .
مسأله - جايز است طعام دادن كسي كه روزه را بدون عذر افطار كرده هر گاه محتاج بعمل او شوي .
مسأله - اخبار در عده شهر رمضان مختلف است و همچنين [ص 386] فتاوي علماي ما هم مختلف است و مشهور ميان ايشان آن است كه صوم برؤيت است و افطار هم برؤيت و عمل بر همين است .
مسأله - اگر ماه رمضان كمتر از سي روز شد هر چه كم بشود قضا ميكند احتياطاً و اگر يوم الشك يا روز آخر شعبان را روزه گرفته باشد كفايت از قضاء ميكند .
مسأله - هر كه هلال را بتنهائي بهبيند و غير او نديده باشد پس اگر شك نداشته باشد در آن بايد روزه بگيرد و الا با مردم روزه بگيرد .
مسأله - هر گاه ماه پنهان بماند عده شعبان را سي روز تمام ميكند و سي و يكم را روزه ميگيرد و عده شهر رمضان را سي روز تمام ميكند و سي و يكم را افطار ميكند .
مسأله - ثابت ميشود هلال بشياع هر گاه علم عادي بآن حاصل شود و روايت شده است كه كفايت نميكند در رؤيت هلال هر گاه در آسمان علتي نباشد كمتر از شهادت پنجاه نفر و ظاهر اين است كه مراد از اين شهود اهل قبلهاند نوعا و الا در حديث وارد شده است كه هر گاه مؤمنين نزد تو شهادت دادند ايشان را تصديق كن و خداوند فرموده است يؤمن بالله و يؤمن للمؤمنين .
مسأله - ثابت ميشود هلال هر گاه در آسمان علتي باشد بشهادت دو عدل كه از خارج شهر داخل شوند و اگر علتي در آسمان نباشد يا آن دو از داخل شهر باشند بشهادت اين دو ثابت نميشود و اين [ص 387] در صورتي است كه اهل شهر در هواي بيعلت طلب هلال را بكنند و نهبينند لكن اگر طلب نكند آن را مگر دو عدل مرضي كه انسان بقول آن دو مطمئن ميشود و شهادت بدهند بر آن چارهٔ از قبول قول ايشان نيست بجهت اخبار مطلقه بسيار .
مسأله - جايز نيست در هلال مگر شهادت دو عدل و جايز نيست اعتماد بر قول مخالفين مگر در موضع تقيه و جايز نيست حكم بشاهدي و قسمي و جايز نيست شهادت زنها و روايت شده است كه جايز نيست در فطر و اما در صوم باكي نيست ولو يك زن باشد و شايد آن هم روزه احتياط باشد بنيت شعبان .
مسأله - چاره نيست از گرفتن برؤيت اهل بلدي ديگر هر گاه شهادت بدهند و اگر چه دور باشد .
مسأله - جايز است شهادت بينه عادله بر اهل مصري ديگر كه آنها سي روز روزه گرفتند برؤيت .
مسأله - اعتبار كرده نميشود در ثبوت هلال بدو شاهد حكم حاكم بلكه هر كسي هر گاه اهل تميز باشد و دو شاهد پسنديده نزد او شهادت بدهند كه رؤيت كردهاند بقول آن دو ميگيرد .
مسأله - جايز نيست گرفتن بقول منجمين و بشك روزه مگير ، افطار كن برؤيت هلال و روزه بگير برؤيت آن .
مسأله - اعتباري نيست برؤيت هلال پيش از زوال و روايت شده است كه اگر ماه تمام باشد پيش از زوال ديده ميشود و اعتباري [ص 388] نيست بغايب شدن هلال بعد از شفق و طوق زدن آن و ديدن سايه سر در آن و پنهان شدن آن از مشرق بجهت اينكه همه اينها در ماههاي تمام و ناقص تفاوت ميكند .
مسأله - روايت شده است كه در سال آينده روز پنجم را از آن روز كه سال قبل روزه گرفتهٔ روزه بگير و روايت شده است كه هر گاه هلال رجب صحيح شد پنجاه و نه روز بشمار و روز شصتم را روزه بگير و اين دو روايت منطبق بر اخبار عددند و لكن اگر عمل بآن دو بكند نيكو است مگر اينكه اگر هلال را نديد و ثابت نشد بنيت شعبان روزه بگيرد .
مسأله - هر كه در دست مشركين اسير و محبوس باشد و ماه رمضان را نشناسد كوششي ميكند و يك ماه روزه ميگيرد يعني سي روز بعد آن را حفظ ميكند و همين كه بيرون آمد يا متمكن از سؤال شد معين ميكند اگر آن روزه كه گرفته پيش از ماه رمضان بوده كفايت نميكند و اگر ماه رمضان بوده كه همان است و اگر بعد بوده كفايت ميكند او را .
مسأله - جايز نيست روزه يوم الشك بنيت اينكه از ماه رمضان است و اگر باين نيت گرفت قضا ميكند آنرا و اگر چه از ماه رمضان باشد چرا كه مخالفت سنت كرده .
مسأله - مستحب است روزه يوم الشك بنيت اينكه از شعبان است پس اگر از شعبان باشد ضرري نميرساند و اگر از ماه رمضان [ص 389] باشد از روزه ماه رمضان حساب ميشود و قضائي بر او نيست .
مسأله - هر كه يك روز يا چند روز يا ماهي را روزه مستحب بگيرد و نداند كه از ماه رمضان است بعد بداند او را كافي است بجهت اينكه فرض واقع بر همان روز بعينه شده و ملحق بتطوع شده است آنچه هم كه بنيت وجوب باشد مثل نذر يا شبه آن و آن قريب است .
مسأله - يوم الشك كه روزه آن مستحب است روز سيم شعبان است اگر روز گذشتهاش ابر باشد يا شبهه عارض شود باختلاف شهادتي يا غير آن و اگر آسمان صحو باشد و نظر كردي و چيزي نديدي و شبهه ديگر هم عارض نشود شكي نيست .
مسأله - اگر صبح كند يوم الشك بنيت افطار و چيزي نخورده باشد بعد ظاهر شود كه از ماه رمضان است پس مشهور آن است كه نيت روزه ميكند اگر زوال نشده باشد و او را كافي است و اگر زوال شده باشد امساك ميكند و قضا هم ميكند و حديثي كه شايد از طريق عامه باشد رسيده است كه در ليلة الشك صبح كردند مردم و اعرابي آمد خدمت پيغمبر (ص) و شهادت داد برؤيت هلال پس امر فرمود پيغمبر (ص) منادي را كه ندا كند كه هر كه نخورده روزه بگيرد و هر كه خورده است امساك كند . مترجم گويد كه تفصيلي كه اصحاب گفتهاند اگر چه منصوص نيست لكن باحتياط نزديك است .
[ص 390] فصل - در بعض آنچه متعلق بشهر رمضان است .
مسأله - روايت شده است كه مگوئيد اين رمضان است و رمضان رفت و رمضان آمد بجهت اينكه رمضان اسمي است از اسماء خداي عزوجل ، نميآيد و نميرود و اين است و جز اين نيست كه چيزي كه زايل است ميآيد و ميرود و لكن بگوئيد شهر رمضان پس شهر اضافه شده است باسم و اسم اسم خدا است عز ذكره و آن شهري است كه قرآن در آن نازل شده قرار داده است خداوند آن را مثل و عيد .
مسأله - فضائل شهر رمضان بسيار است و در اخبار مذكور است و از فضايل آن است كه ليلة القدر در آن است و آنچه از اخبار ظاهر ميشود آن است كه ليلة القدر شب بيست و سيوم است و از بعض اخبار هم ظاهر ميشود كه شب نوزدهم و شب بيست و يكم هم مقدمات قدر است الا اينكه شب بيست و سيوم امضا ميشود .
مسأله - فضل شب قدر بسيار است و عمل صالح در آن بهتر است از عمل در هزار ماه كه ليلة القدر در آنها نباشد و مستحب است احياء آن و احياء هر سه شب و غسل و نماز آن طور كه گذشت .
مسأله - اگر شبها مشتبه شوند بسبب اختلاف شهود در همه ليالي مشتبهه عمل ميكند كه عمل در شب قدر از او فوت نشود .
[ص 391] مسأله - براي جمعههاي ماه رمضان فضيلتي است بر جمعههاي ساير ماهها .
مسأله - مستحب است مهيا شدن براي شهر رمضان در شهر شعبان بخالص كردن خود براي خداوند و اداء امانت و بيرون كردن كينه از دل و طلب مسامحه و گذشت از گناهان و تقوي و توكل و استغفار .
مسأله - مستحب است فارغ كردن خود و ترك اشغال نمودن براي عبادت در ماه رمضان و بخصوص در عشر آخر و حضرت سجاد عليه السلام همين كه ماه رمضان ميشد تكلم نميفرمود مگر بدعا و تسبيح و استغفار و تكبير و همين كه افطار ميفرمود عرض ميكرد اللهم ان شئت ان تفعل فعلت ، و رسول خدا صلي الله عليه و آله همين كه عشر آخر ميشد مئزر را محكم ميبست و از زنها دوري ميفرمود و شب را احيا ميداشت و خود را براي عبادت فارغ ميفرمود .
مسأله - مستحب است براي مرد كه در شب اول شهر رمضان با اهل خود نزديكي كند .
مسأله - مستحب است احسان بعيال و توسعه بر ايشان در شهر رمضان .
فصل - در قضاء روزه شهر رمضان .
مسأله - قضائي نيست بر صغير بعد از بلوغ او از آنچه در [ص 392] بچگي از او فوت شده و همچنين مجنون بعد از زوال علتش .
مسأله - واجب نيست قضاء بر كسي كه غشي كرده بعد از افاقه او و لكن مستحب است و اگر ايام اغماء طول بكشد استحباب قضاي سه روز تأكيدش بيشتر است .
مسأله - قضائي نيست بر كافر از آنچه فوت شده از او در ايام كفرش و اگر اسلام بياورد در ماه رمضان ايامي كه فوت شده و آن روز هم كه اسلام آورده قضا نميكند مگر اينكه پيش از طلوع فجر اسلام بياورد .
مسأله - قضائي نيست بر مخالف بعد از توبه و معرفت حق از آنچه بمقتضاي دين خود بطور صحت روزه گرفته است .
مسأله - زن حائض و نفاسدار قضا ميكنند روزه خود را و روايت شده است در مستحاضهٔ كه روزه گرفته ولي عمل استحاضه را از غسلها بجا نياورده اينكه روزهاش را قضا ميكند .
مسأله - مريض و مسافر روزه خود را قضا ميكنند بعد از آنكه مريض صحيح شد و مسافر اقامه نمود .
مسأله - حائض و نفاسدار هر گاه در ماه رمضان بميرند قضا نميشود از ايشان روزهٔ كه از ايشان فوت شده .
مسأله - مريض در ماه رمضان هر گاه مرض او مستمر شود تا بميرد قضا كرده نميشود از او روزه .
مسأله - هر كه در ماه رمضان سفر كند و بميرد پيش از بيرون [ص 393] رفتن ماه يا بعد از آن پيش از آنكه روزهاش را قضا كند قضا ميكند آن را افضل اهل بيتش .
مسأله - هر كه مريض شود يا سفر كند در شهر رمضان و صحيح نشود يا از حكم سفر بيرون نرود تا آنكه شهر رمضان ديگر برسد واجب ميشود فداء از اولي و قضاء ساقط ميشود و همچنين اگر عذر مستمر شود تا سه شهر رمضان يا بيشتر و روايت شده است از حضرت صادق عليه السلام در مرض كه اما من كه روزه گرفتم و صدقه هم دادم و آن ظاهر در استحباب است و روايت قضاء بدون صدقه هم هست لكن عمل بر اولي است .
مسأله - ظاهر آن است كه فرقي نيست در اينكه عذر از روزه در عرض سال يكي باشد يا متعدد پس اگر در بعض سال سفر كند و در بعضي مريض باشد تا آنكه شهر رمضان ديگر برسد قضاء واجب نيست و فداء كفايت ميكند .
مسأله - هر گاه عذر او زايل شد و سستي از قضاء نمود تا شهر رمضان ديگر رسيد بر اوست قضاء و صدقه براي هر روز مدي از گندم بر مسكيني و اگر گندم نباشد مدي از خرما .
مسأله - مستحب است تعجيل قضاء و اگر تأخير بياندازد يك سال يا كمتر يا بيشتر پس روايت شده است كه چيزي بر او نيست و لكن احوط آن است كه صدقه بدهد چنانكه گذشت .
مسأله - جايز است بيرون رفتن بحج و تأخير قضاء روزه تا برگشتن .
[ص 394] مسأله - هر كه روزه بر او باشد قضا ميكند در هر يك از ماهها كه بخواهد و روايت شده است كه خوب شهري است براي قضاء شهر رجب و روايت شده است كه زنان پيغمبر (ص) اگر بر ايشان روزه بود قضا را تأخير ميانداختند تا شعبان جهت كراهت اينكه پيغمبر (ص) را از حاجتش منع كنند و نهي شده است از قضاء در عشر ذيحجه و رخصتي هم در ذيحجه بطور اطلاق رسيده است .
مسأله - باكي نيست بتفريق قضاء و اگر پشت سر هم قضا كند افضل است .
مسأله - هر كه فوت شود از او روزه ماه رمضان يا بعض آن بمرضي و بميرد قبل از آنكه سالم شود بر او چيزي نيست و اگر بعد از سلامتي بميرد وليّ او از جانب او قضا ميكند و روايت شده است كه اگر مالي دارد صدقه ميدهد از او جاي هر روز يك مد و اگر مال ندارد ولي قضا ميكند و روايتي هم دلالت بر تخيير ميكند با افضليت صدقه لكن اين دو روايت محمول بر تقيهاند و احوط قضاء است .
مسأله - هر گاه بميرد مرد و بر ذمه او روزه ماه رمضان باشد ولي او از او قضا ميكند و ولي آن كسي است كه اولي بميراث اوست از مردان خاصة و روايت شده است كه اگر وليي از مردان ندارد ولي او از زنان قضا ميكند و اگر دو ولي از مردان داشته باشد هر كدام بزرگترند قضا ميكند پشت سر هم ان شاء الله و روايت شده است كه هر كه بخواهد از اهلش قضا ميكند و روايت شده است [ص 395] كه افضل اهل بيتش قضا ميكند .
مسأله - زن هر گاه بميرد قضا كرده ميشود از او هر چه بمرضي يا خوني افطار كرده باشد در صورتي كه سالم شده باشد يا طاهر شده باشد و از ماه رمضان بيرون رود و مجال قضاء بكند بعد بميرد و اما آنچه بواسطه سفر افطار كرده قضا كرده ميشود از او در هر حال .
مسأله - هر گاه بميرد مردي و روزه دو ماه متتابع بر او باشد از علتي صدقه داده ميشود از او از ماه اول و از ماه ثاني قضا ميشود .
باب چهارم - در ساير وجوه صوم است و در آن مقدمه و فصولي است :
مقدمه - در تعداد وجوه صوم است مجملا .
روايت شده است آنچه حاصلش اين است كه روزه چهل وجه است ده وجه از آن واجب است مثل وجوب روزه شهر رمضان و ده وجه از آن حرام است و چهارده وجه از آن صاحبش مخير است اگر بخواهد روزه ميگيرد و اگر بخواهد افطار ميكند و روزه اذن بر سه وجه است و روزه تأديب و روزه اباحه و روزه سفر و مرض ، اما واجب پس روزه شهر رمضان است و روزه دو ماه پشت سر هم در كفاره ظهار و در كسي كه يك روز از ماه رمضان افطار كند و در قتل خطاء و روزه سه روز در كفاره يمين براي كسي كه وسعت اطعام ندارد و همه اينها متتابع است و متفرق نيست و روزه [ص 396] تراشيدن سر بواسطه اذيت در حال احرام واجب است بر سبيل تخيير ميان آن و ميان صدقه و نسك و روزه متعه واجب است بر كسي كه هدي نيابد و روزه جزاي صيد و جزاي آن مثل آن چيزي است كه از نعم كشته حكم بكند بآن دو نفر صاحب عدالت از شما و آنرا هدي قرار دهند و بكعبه برسانند يا كفاره بدهند و اطعام مساكين كنند يا معادل آن روزه بگيرند باينكه صيد را قيمت عادله بكنند و اين قيمت را گندم بگيرند بعد آنرا كيل كنند بصاع و براي هر نصف صاع يك روز روزه بگيرند و روزه نذر و روزه اعتكاف ، و اما روزه حرام پس روزه روز فطر است و روز اضحي و سه روز از ايام تشريق و روزه يوم الشك امر كرده شدهايم بآن و نهي كرده شدهايم ، امر شدهايم كه با روزه شعبان بگيريم و نهي شدهايم كه شخص بتنهائي روزه بگيرد در روزي كه مردم شك دارند يعني بنيت شهر رمضان و روزه وصال حرام است و روزه صمت و روزه نذر معصيت و روزه دهر ، و اما روزهٔ كه صاحبش در آن مختار است پس روزه جمعه و پنجشنبه و دوشنبه است و روزه ايام البيض از هر ماهي و روزه شش روز از شوال بعد از شهر رمضان و روزه عرفه و عاشورا ، و اما روزه اذن پس زن روزه مستحب نميگيرد مگر باذن شوهر و ميهمان مگر باذن صاحب خانه و عبد مگر باذن مولي ، و اما روزه تأديب پس آن است كه صبي را بروزه بدارند هر گاه نزديك بلوغ برسد بجهت تأديب و فرض نيست و همچنين [ص 397] كسي كه اول روز بجهت علتي افطار كند بعد قوت بيابد امر ميشود بامساك بقيه روزش را و فرض نيست و همچنين مسافر هر گاه اول روز بخورد بعد بر اهلش داخل شود امر ميشود بامساك بقيه روز و حايض هر گاه پاك شود بقيه روز را امساك ميكند ، و اما روزه اباحه هر كه بخورد و بياشامد از روي فراموشي يا قي كند بدون تعمد خداوند بر او مباح فرموده و روزه او كافي است ، و اما روزه سفر و مرض ، عامه در اين باب اختلاف دارند جماعتي گفتهاند كه روزه ميگيرد و جماعتي گفتهاند كه نميگيرد و جماعتي بخيار گفتهاند و اما ما ميگوئيم كه در هر دو حال افطار ميكند و اگر در سفر يا مرض روزه گرفت بر اوست قضاء . مترجم گويد كه اين روايت را نقل كرديم بجهت اينكه متضمن اقسام روزه بود و لكن ميآيد در احكام آنچه مخالف اين است .
پس بعضي از آن روزه سه روز است از هر ماهي در هر ده روز از ماه يك روز و روايت شده است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله روزه گرفت تا اينكه گفته شد كه افطار نميفرمايد بعد افطار فرمود تا اينكه گفته شد روزه نميگيرد بعد روزه داود گرفت كه يك روز روزه و يك روز افطار فرمود بعد رحلت فرمود بر روزه سه روز در ماه و فرمود كه معادل روزه دهر است و وسوسه سينه را [ص 398] ميبرد و اين سه روز پنجشنبه اول است در ماه و چهارشنبه اول بعد از ده روز و آخر پنجشنبه كه در ماه است و روايت شده است كه اول پنجشنبه كه در عشر آخر است شايد ملحق بثاني نشدي و در بعض روايات رخصت دادهاند در روزه پنجشنبه ميان دو چهارشنبه يعني هر سه را روزه بگيرد و روايت شده است كه يك ماه قسم اول و يك ماه اين طور و مستحب است قضاي اين سه روز اگر فوت شود از او در بعض ماهها بواسطه مرضي اما نه اينكه بمنزله واجب قرار دهد مگر اينكه مستحب است مداومت بر عمل صالح و جايز است تأخير آنها تا آخر ماه پس روزه ميگيرد پشت سر هم يا متفرق و جايز است تأخير آنها از تابستان تا زمستان و حفظ ميكند آنها را و هر گاه اراده سفري كرد و خواست چيزي را از سنت مقدم دارد سه روز همان ماهي را كه قصد بيرون رفتن در آنرا دارد مقدم ميدارد و در قضاي آنچه در سفر روزه نگرفته دو روايت است و تأكيدي ندارد و روايت شده است از امام (ع) كه من هر گاه سفر كردم صدقه ميدهم از هر روزي بمدي از قوت اهلم كه بآنها قوت ميدهم و روايت شده است در كسي كه اين سه روز را در حضر روزه نگرفته باشد و بر او دشوار باشد يا پير و ضعيف شده باشد از روزه يا آنكه هر وقت روزه ميگيرد صداع عارض او ميشود كه فديه بدهد بمدي از طعام بر مسكين يا درهمي از هر روز و از سنتهاي روزه اين سه روز است كه مجادله با احدي نكند و جهالت نكند [ص 399] و زود قسم بخداوند نخورد و اگر كسي بر او جهالت كرد بايد متحمل شود .
و بعضي از آن روزه ايام البيض است بنا بر مشهور و اينها سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم است از هر ماه بجهت رواياتي كه احتمال تقيه در آنها ميرود يا آنكه از اخبار عامه است و در روايتي است از عمل پيغمبر صلي الله عليه و آله بعد از روزه داود كه بعد از آن سه روز غر را كه ايام البيض باشد روزه گرفت بعد متفرق فرمود در هر ده روز يك روز دو پنجشنبه كه ميان آن دو چهارشنبه باشد و اينكه سنت آخري است اولي است بگرفتن و در اقسام صوم گذشت كه اين از روزههائي است كه صاحبش مختار است .