مسأله - هر كه امام بر او سبقت گرفته است بيك ركعت يا دو ركعت و مهلت ندهد او را جهت تمام كردن قراءت و ركوع كند ترك ميكند قراءت را هر جا باشد و ركوع ميكند با او و اگر بخواهد جمعه و منافقين هم بخواند هر چه بتواند از آنها ميخواند و با امام ركوع ميكند .
مسأله - هر كه فراموش كند ركوع را تا اينكه امام سر بردارد [ص 326] و سرازير بشود براي سجود او هم ركوع ميكند و منحط ميشود براي سجود و نماز او تمام است و چيزي بر او نيست و همچنين كسي كه ازدحام مردم او را ملجأ بديواري يا ستوني كند و قادر بر ركوع و سجود نشود تا مردم سر بردارند ركوع و سجود ميكند تنها و با مردم در صف ميايستد و باكي بآن نيست اما عمداً و از روي اختيار هيچيك از اين كارها را نميكند .
مسأله - جايز است اقتداء با موافقت نماز امام با مأموم و مخالفت آن دو مثل اينكه براي هر دو نماز ظهر باشد يا براي يكي ظهر و براي ديگري عصر و جايز است اقتداء در نماز فوت شده بكسي كه اداء ميكند و مانعي از عكس اين هم نيست .
مسأله - مستحب است اعاده نماز بجماعت براي كسي كه فرادي نماز كرده و آنرا فريضه قرار ميدهد اگر بخواهد و اگر بخواهد نافله قرار ميدهد و روايت شده است كه اختيار ميكند خداوند هر كدام را كه محبوبتر است بسوي او .
مسأله - هر كه فرادي در نماز فريضه داخل شود بعد جماعت برپا شود مستحب است كه بدو ركعت سلام دهد و آن دو را تطوع قرار دهد و داخل بشود با امام و بجماعت نماز كند و اگر در نماز نافله باشد و جماعت برپا شود قطع ميكند آنرا و داخل جماعت ميشود و اين در صورتي است كه امام اهل اقتدا باشد و الا فريضه را قطع نميكند و آنرا نافله قرار نميدهد و لكن داخل صف ميشود [ص 327] و همچو مينماياند كه با ايشان نماز ميكند و هر گاه چهار ركعتش تمام شد اگر توانست تشهد و تسليم را نشسته ميگويد و الا ميايستد با جماعت و ايستاده تشهد و سلام ميگويد .
مسأله - اگر سبقت گرفته باشد امام و تكبير قبل از ركوع را دريافتي نماز را دريافتهٔ و اگر در حال ركوع او را دريافتي و يك تكبير گفتي و با او ركوع كردي نيز ادراك ركعت را كردهٔ و اگر چه يك تسبيح از ركوع مانده باشد و اگر ترسيدي كه امام سر بردارد از ركوع پيش از آنكه بصف برسي در همان مكان كه هستي ركوع كن و سجده كن و همين كه برخواست برخيز و برو و ملحق بشو يا در حال ركوع راه برو و ملحق بشو بايشان .
مسأله - هر كه دريابد امام را در حالي كه سر از ركوع برداشته سجده ميكند با او و اين را حساب نميكند و اول نمازش را از ركعت بعد حساب ميكند و همچنين كسي كه دريابد او را در حال سجده تكبير ميگويد و سجده ميكند با او و اين را حساب نميكند و روايت شده است كه درنگ كن در جاي خود تا سر بردارد پس مخير است ميان داخل شدن و لبث نمودن .
مسأله - هر كه امام را درك كند در حالي كه نشسته است بعد از دو ركعت افتتاح ميكند نماز را و نمينشيند با امام تا اينكه برخيزد و گفته شده است كه جايز است كه بنشيند با امام و تشهد بخواند و با او برخيزد و اين هم دور نيست .
[ص 328] مسأله - هر كه دريابد امام را بعد از سجده آخر در حال تشهد داخل ميشود با او و مينشيند و تشهد ميخواند و همين كه امام سلام داد برميخيزد و نماز خود را تمام ميكند و جماعت را دريافته و اذان و اقامه بر او نيست و هر كه درك كند او را بعد از سلام پس بر اوست اذان و اقامه و رخصت داده شده است در ترك آن دو مادام كه جماعت متفرق نشدهاند .
مسأله - هر گاه شخص بعض نماز را دريابد و بعضي از او فوت شود از امام مرضي ، قرار ميدهد اول آنچه درك كرده اول نماز خودش پس اگر درك كرد از ظهر يا عصر يا عشاء دو ركعت و دو ركعت از او فوت شد ميخواند در هر ركعتي از آنچه درك كرده پشت سر امام در نفس خودش بحمد و سوره و اگر مجال خواندن سوره تمام نكند همان حمد كافي است پس همين كه امام سلام داد برميخيزد و دو ركعت ميكند و قراءت در آنها نميكند و تسبيح ميكند يا حمد تنها ميخواند و تسبيح افضل است و اگر يك ركعت دريابد همين طور حمد و سوره ميخواند و همين كه امام سلام داد برميخيزد و سه ركعت ميكند يكي را بحمد و سوره و دو تا را بتسبيح يا حمد تنها و اگر يك ركعت از او فوت شده در ركعت اول كه دويم امام است ساكت ميشود و در سيّوم امام حمد و سوره ميخواند بجهت اينكه دويمي اوست و قاعده كليه آن است كه مأموم هر گاه بعض ركعات از او فوت شده باشد اول نماز خود را آخر قرار نميدهد [ص 329] بر خلاف عامه .
مسأله - هر گاه امام سابق باشد از مأموم و او را بنشاند براي تشهد مينشيند و آن براي او بركت است و لكن مينشيند مثل حالتي كه مشرف بر قيام است خود را از زمين دور ميكند و جاي نميگيرد و هر گاه مأموم در ركعتي باشد كه بر او تشهد است اندك درنگ ميكند بقدر اينكه تشهد بخواند بعد ملحق بامام ميشود .
مسأله - هر گاه داخل بشود در ركعت دويم و امام قنوت بخواند مأموم هم قنوت ميخواند با او و روايت شده است در نماز صبح كه همين از قنوت خودش كه در ركعت دويم بايد بخواند كافي است .
مسأله - سزاوار است كه براي تمام كردن آنچه فوت شده بعد از تسليم امام برخيزد مگر اينكه سلام نميدهد با امام .
مسأله - مستحب است تخفيف دادن امام نماز را باينكه نماز كند بنماز ضعيفتر مأمومين و گاه جايز ميشود تخفيف زيادتر از حد عادت جهت امري كه موجب اشتغال خاطر ايشان باشد چنانكه رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود .
مسأله - مستحب است براي امام اينكه تكلم نكند و رو نگرداند و از جاي خود برنخيزد و نافله نكند تا اينكه هر يك از مأمومين آنچه از نماز با امام از او فوت شده بجا بياورد .
مسأله - سزاوار است براي امام اينكه بشنواند بمأمومين هر چه [ص 330] ميگويد بخصوص تشهد را و سزاوار نيست براي مأمومين كه چيزي از آنچه ميگويند بامام بشنوانند .
مسأله - مستحب است براي امام هر گاه احساس كند در حال ركوع كه كسي داخل نماز شد اينكه طول بدهد ركوعش را دو همسر ركوعش پس اگر داخلين منقطع شدند فبها و الا سر برميدارد .
مسأله - مستحب است براي مأموم هر گاه فارغ شود امام از قراءت حمد اينكه بگويد الحمد لله رب العالمين و نگويد آمين .
مسأله - هر گاه مؤذن گفت قد قامت الصلوة جماعت بر پا ميايستند پس اگر امامشان آمد فبها و الا گرفته ميشود دست مردي از جماعت و مقدم داشته ميشود .
مسأله - هر گاه شروع در اقامه كردند سزاوار نيست نافله كردن بعد از آن .
مسأله - هر كه امامت كند براي جماعتي و دعا را مخصوص بخود كند خيانت بايشان كرده .
مسأله - روايت شده است در جائي كه هر گاه بميرد امام در اثناء نماز و در جائي كه متذكر شود كه بي طهارت است و در جائي كه در اثناي نماز محدث شود يا اذيتي در شكم خود بيابد يا خوندماغ شود يا قي كند يا خوني يا مطلق اذيتي بيابد يا مسافر باشد و سلام بدهد پيش از مأمومين اينكه منصرف ميشود و نايب ميگيرد كسي را از جماعت يا آنكه خود جماعت نايبي براي امام [ص 331] ميگيرند كه امامت كند و نمازشان را تمام كند .
مسأله - بعضي احتمال دادهاند وجوب نايب گرفتن را و نقل اجماع شده است بر عدم وجوب و آن همين قسم است الا اينكه مستحب مؤكد است .
مسأله - سزاوار نيست براي امام و مأمومين هر گاه محدث شود امام اينكه مقدم بدارند كسي را كه يك ركعت از آنها عقب است بلكه كسي را هم كه باقامه حاضر نبوده پس اگر مقدم داشتند كسي را كه يك ركعت عقب است نماز ميكند بايشان و همين كه نماز آنها را تمام كرد مينشيند تا اينكه تشهد بخوانند بعد بايد براست و چپ اشاره كند كه يعني سلام بدهيد پس آنها منصرف شوند و امام برخيزد و ركعت فوت شده خود را بكند و اگر آن كس كه مقدم داشتهاند و فوت شده دارد نداند كه جماعت چند ركعت كردهاند نماز ميكند پس اگر خطا كند در نشستن براي تشهد و سلام مأمومين قوم تسبيح ميكنند كه ملتفت شود و بنشيند و بنا ميگذارد بر نماز امامي كه سابق بر او بوده .
مسأله - جايز است نايب گرفتن از مأمومين يا كسي را كه داخل ميشود بر ايشان از خارج در اين وقت .
مسأله - هر كه جنب باشد يا بدون طهارت و فراموش كند و امامت جماعتي را كند بعد متذكر شود در اثناء نماز منصرف ميشود و نايب ميگيرد كسي را كه نماز جماعت را تمام كند و ضرر ندارد [ص 332] ايشان را جنابت او و اگر چه اعلام كند ايشان را و بر او نيست كه اعلام كند .
مسأله - كسي كه امامت كند بقومي و نيت نماز نداشته باشد گناه كرده است لكن كفايت ميكند جماعت را نماز ايشان و اگر چه امام نيت نكرده باشد .
مسأله - كسي كه نماز كند بقومي بعد بدانند كه يهودي است يا نصراني است اعاده بر جماعت نيست .
مسأله - كسي كه نماز كند پشت سر كسي كه ميداند كه او تكذيب ميكند بقدر خداوند بايد اعاده كند هر نمازي را كه پشت سر او كرده .
مسأله - هر گاه بميرد امام مقدم ميدارند مرد ديگري را و ركعتي را كه با اولي كردهاند حساب ميكنند و ميت را پشت سر طرح ميكنند و هر كه مس او را كرده دست خود را ميشويد و اگر حادثهٔ كه نماز را قطع كند از او سر نزده او هم نماز خود را با جماعت تمام ميكند .
مسأله - روايت شده است در امامي كه محدث شود يا متذكر شود كه وضو ندارد اينكه سلام ميدهد بر هر حال كه باشد در نماز خودش و ديگري را مقدم ميدارد كه با جماعت نماز كند و سلام از باب ادب قطع نماز است همچنانكه در قواطع گذشت .
مسأله - هر گاه نماز كند امام و بنشيند براي تعقيب هر كه ميخواهد [ص 333] منصرف ميشود و تعقيب نميخواند كسي بجهت تعقيب امام .
مسأله - مستثني ميشود از متابعت مأموم براي امام متابعت در تسليم پس اگر سهوا سلام داد قبل از امام باكي بآن نيست و اگر حاجتي عارض او شود از دردي يا بولي تشهد ميخواند و سلام ميدهد و منصرف ميشود و امام را ميگذارد .
مسأله - هر كه نماز كند بجماعتي بعد بداند كه نماز كرده با ايشان و رو بقبله نبوده بر مأمومين اعاده نيست .
مسأله - هر گاه غلط كند امام در قراءت يا غير آن بعض از مأمومين بر او ميگشايد .
مسأله - امام هر گاه منصرف شود دو ركعت نماز در جاي خود نميكند تا اينكه از جاي خود منحرف شود .
مسأله - جايز است جماعت در كشتي و ايستاده نماز ميكنند و اگر نتوانستند نشسته و امام جلو آنها ميايستد و اگر موج داشته باشد كشتي زنها مينشينند و مردها نماز ميكنند و باكي نيست كه زنها برابر مردها باشند .
باب بيستم - در قضاي نمازهاي فوت شده است .
مسأله - قضا نيست بر آنچه فوت شده در بچگي يا جنون يا حيض يا نفاس چنانچه گذشت يا بكفر اصلي و اعاده نيست براي نمازي كه بجا آورده در حالي كه مخالف مذهب حق بوده .
[ص 334] مسأله - واجب نيست قضاء بر كسي كه غش كرده از آنچه فوت شده از او در حال اغماء مگر نمازي كه وقت آنرا دريابد بعد از افاقه يا پيش از اغماء و نماز نكرده تا غش كرده و مستحب است بر او قضاء از همه آنچه از او فوت شده و تأكيد دارد قضاء نماز يكماه و بيشتر از آن سه روز و بيشتر يك روز .
مسأله - واجب است قضاء آنچه فوت شده بخواب يا سكر يا نسيان يا عمد .
مسأله - هر كه بدون طهور نماز كند قضا ميكند آنرا هر وقت متذكر شود در هر ساعتي كه باشد .
مسأله - قضا ميكند فوت شده را هر وقت متذكر شود اگر چه وقت فريضه باشد مادام كه نترسد فوت آنرا و بعيد نيست استحباب مقدم داشتن نماز حاضر .
مسأله - هر كه يك نماز فريضه از او فوت شود و نداند كدام يك است سه نماز ميكند دو ركعت و سه ركعت و چهار ركعت پس اگر ظهر يا عصر يا عشاء باشد پس چهار ركعت كافي از آن است و اگر مغرب باشد سه ركعت كافي است و اگر صبح باشد دو ركعت كافي است .
مسأله - هر كه يك نماز معين چند مرتبه از او فوت شده باشد و عدد آنها را نداند قضا ميكند هر چه يقين دارد و اما زيادتي كه شك در آن دارد روايت شده است كه اعاده نيست بر تو از شك [ص 335] تا يقين كني و اگر احتياط كند و نماز كند تا بهبيند كه آنچه بر او بوده قضا كرده است خوب است بجهت اطلاق بعض اخبار .
مسأله - هر كه شك كند در وقت نمازي كه آن نماز را بجا نياورده بجا ميآورد و اگر بعد از خروج وقت شك كند پس حائلي داخل شده و اعاده بر او نيست از شك تا اينكه يقين كند و اگر يقين كرد اعاده ميكند در هر حال باشد .
مسأله - هر كه نمازهاي متعدده از او فوت شده باشد قضا ميكند بهمان ترتيب كه فوت شده اگر بداند .
مسأله - هر كه بخواهد چند نماز فائته را قضا كند اذان و اقامه براي اولي ميگويد بعد براي هر نماز اقامه ميگويد .
مسأله - هر كه نماز قصري از او فوت شده باشد بقصر قضا ميكند اگر چه در حضر باشد و هر كه نماز تمامي از او فوت شده باشد تمام قضا ميكند اگر چه در سفر باشد .
مسأله - در جهر و اخفات نيز تابع حال فوت شدن است و آنچه فوت شده همان قسم كه فوت شده قضا ميكند .
مسأله - مستحب است قضاي نوافل و هر كه مشغول بشود از نافله بواسطه طلب معيشتي كه چاره ندارد يا حاجت برادر مؤمن پس چيزي بر او نيست و هر كه مشغول بشود از نافله بجهت دنيائي كه باعث شغل او از نماز بشود بر او است قضاء و الا ملاقات ميكند خدا را در حالتي كه استخفاف و تهاون بامر او كرده و سنت [ص 336] پيغمبر صلي الله عليه و آله را ضايع گذاشته .
مسأله - هر كه بر او از نوافل آنقدر باشد كه نداند چه قدر است نماز ميكند تا نداند چه قدر نماز كرده از بسياريِ آن ، پس بقدر علم خود قضا كرده .
مسأله - روايت شده است در مريضي كه نوافل را ترك كند كه قضا بر او نيست و روايت شده است كه اگر قضا كند خيري است كه بجا آورده و اگر هم نكند چيزي بر او نيست .
مسأله - هر كه قادر بر قضاء نوافل نباشد تصدق ميدهد از آنها بقدر وسعتش پس اگر توانست از هر دو ركعت يك مد ميدهد و الا از هر چهار ركعت و الا از نوافل شب مدي و از نوافل روز مدي و نماز افضل است .
مسأله - افضل اوقات قضاي نوافل شب شب است و قضاي نوافل روز روز و جايز است عكس و افضل اوقات قضاي نماز شب آخر شب است و قضاي آنها بعد از نماز صبح و نماز عصر از سرّ آلمحمد صلوات الله عليهم است كه مخزون است .
مسأله - جايز است قضاي نماز شب در سفر در روز و اما نوافل نهار در سفر ساقط است و قضا ندارد بلكه روايت شده است از حضرت رضا عليه السلام در نوافل نهار هر گاه فوت شود در حضر اينكه من آنها را در سفر در روز قضا نميكنم .
مسأله - هر كه داخل بشود بر او وقت فريضه در حضر و بيرون [ص 337] برود در وقت بسفر و نماز او فوت شود قضا ميكند آنرا بقصر و هر كه داخل بشود بر او وقت و در سفر باشد و داخل بشود بر اهلش در وقت و نماز او فوت شود تمام قضا ميكند بجهت اينكه اعتبار بحال فوت شدن است و آن آخر وقت است .
مسأله - مستحب است نماز از جانب ميت و حج و صوم و صدقه و جميع اعمال خير و خداوند اجر او را بضِعف ميدهد و بميت نفع ميدهد .
مسأله - هر كه نيكي بكند بوالدين خواه زنده باشند يا مرده و نماز بكند از جانب آن دو و صدقه بدهد و حج كند و روزه بگيرد براي آنها نفع ميدهد و براي خود او هم مثل آن عمل نوشته ميشود و خداوند زياد ميكند بر او ببرّ و صله او خير كثيري و تخفيف ميدهد از ميت حتي اينكه در تنگي ميباشد پس وسعت داده ميشود بر او .
مسأله - قضا ميكند از ميت آنچه بر او هست از نماز يا روزه اولاي مردم باو از مردان و اگر اولياء او متعدد باشند هر كدام بزرگترند و اگر وليي از مردان ندارد ولي او از زنان و اگر قضا كند از او مرد مسلم عارفي كه ولي هم نباشد از او كافي است .
مسأله - قضا كرده ميشود از ميت آنچه از او فوت شده از آنچه خداوند بر او قرار داده و اما آنچه قرار نداده قضا كرده نميشود و اگر چه وصيت هم بكند و اين مثل آن است كه در ماه [ص 338] رمضان مريض باشد پس بهبودي نيابد تا بميرد و وصيت كند كه اين روزه را قضا كنند و اما اگر وصيت كند به قضاي نمازهاي مفروضه مثلاً و ولي جاهل باشد پس قضا كرده ميشود از او بجهت احتمال فوت شدن از او يا نقص و خللي كه در نمازش بوده .
مسأله - ادعاي اجماع كردهاند بر جواز استيجار براي نماز از ميت و نصي بخصوص نديدهايم مگر اينكه عمومات شامل آن هست و دلالت بر آن ميكند لكن اگر بر ميت نماز فائته باشد و واجب بشود بر ولي قضاي آن نماز پس اجير نمودن ولي ديگري را در اين وقت محل تأمل است و احتياط واضح است .
مسأله - كفايت نميكند يك ركعت در قضاء از بيشتر از يك ركعت كه بر او هست و اگر چه قضاء در جاهائي باشد كه اجر نماز در آن جاها مضاعف ميشود مثل مسجد الحرام و مسجد مدينه و مسجد كوفه .
مسأله - مستحب است اعاده هر نمازي كه بجا آورده در حالي كه سير خورده بوده .
مسأله - قضا كرده ميشود نماز وتر وتر هميشه و هر وقت كه بخواهد و روايت شده است در عيدين كه قضا نميكني وتر را تا نماز زوال را بجا بياوري و روايت شده است كه قضا ميكني وتر را در روز مادام كه آفتاب زايل نشده باشد بوتر پس هر گاه آفتاب زايل شد دو ركعت دو ركعت ميكند و غير اين هم روايت شده [ص 339] و جايز است كه قضا كند در يك شب بيست وتر را .
فصل - در نوافل يوميه است و بعض احكام آن گذشت و آنچه ذكر نشده اينجا ذكر ميشود .
مسأله - نوافل بر مردان و زنان همه هست و بجهت تأكيد فرايض قرارداد شده بجهت اينكه اگر غير از فرايض نبود آنها را خفيف ميشمردند و نزديك ميشد كه فوت شود و علت ديگر آن است كه نقصان فرايض را تمام كند .
مسأله - فضل نوافل بسيار است و ترك آنها قبيح است و پرورنده را نوافل خوش ميآيد و نزديك ميشود بنده بسوي خداوند بنوافل تا اينكه دوست بدارد او را و هر گاه او را دوست داشت گوش شنواي او ميشود و چشم بيناي او و زبان گوياي او و دست تواناي او ، اگر بخواند او را اجابت ميكند و اگر سؤال كند او را عطا ميكند .
مسأله - جايز است ترك نوافل نزد ادبار قلب و همّ و غم .
مسأله - روايت شده است كه افضل نوافل دو ركعت فجر است و بعد از آن ركعت وتر و بعد دو ركعت زوال و بعد نوافل مغرب و بعد نماز شب و بعد نوافل روز .
مسأله - ترغيب شده است بر نوافل زوال و نوافل مغرب و روايت [ص 340] شده است كه نوافل مغرب را ترك مكن در سفر و حضر و اگر ساربان تعجيل كند در محمل بجا بياور و ترغيب بر وتيره شده و رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود كه نخوابد مرد البته و بر ذمه او وتري باشد و ترغيب شده است بر نماز شب و آن شرف مؤمن است و بدن را سالم ميكند و رضاي پرورنده است و تعرض رحمت او و تمسك باخلاق نبيين است و هر كه محروم بشود از برخواستن شب مغبون است و مستحب است كه قبل از نماز شب دو ركعت خفيف بكند و در اولي سوره توحيد و دومي جحد بخواند و ترغيب شده است بر دو ركعت فجر حتي اينكه روايت شده است كه آن را رسول خدا صلي الله عليه و آله سنت فرموده و هر چه رسول خدا (ص) سنت فرموده آن فرض است .
فصل - در نوافل موقته غير يوميه است .
پس بعضي از آنها نماز دخول شهر رمضان است كه روايت شده است كه هر كه دو ركعت نماز كند و در ركعت اول حمد و سوره انا فتحنا را بخواند و در دويم هر سوره كه بخواهد خداوند دفع كند از او بدي را در آن سال و هميشه در حفظ خدا باشد تا شهر رمضان آينده .
و بعضي از آنها زياد كردن نماز است نوعا در شهر رمضان بجهت اينكه آن ماه شباهت بماههاي ديگر ندارد و براي او حق [ص 341] و حرمتي است و بايد نماز بسيار كند در آن و مستحب است كه زيادتي هزار ركعت باشد و روايات در تقسيم آنها مختلف است افضل آنها آن است كه مفضل از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده است كه تا نوزدهم هر شبي بيست ركعت و در شبهاي قدر هر شبي صد ركعت و در هشت شب از آن در عشر آخر هر شبي سي ركعت پس اين نهصد و بيست ركعت و در هر روز جمعه چهار ركعت براي اميرالمؤمنين عليه السلام و دو ركعت براي فاطمه زهرا (ع) و بعد از اين دو چهار ركعت براي جعفر طيار و در شب جمعه در عشر آخر براي اميرالمؤمنين (ع) بيست ركعت و در عشيه جمعه كه شب شنبه باشد بيست ركعت براي دختر پيغمبر (ص) و اين چهار ركعت و دو ركعت افضل نمازها است بعد از فرايض و در همه نمازهاي زائده بعد از حمد سوره توحيد ميخواني يك بار يا سه بار يا پنج بار يا هفت بار يا ده بار و در نماز اميرالمؤمنين (ع) بعد از حمد پنجاه مرتبه توحيد ميخواني و در نماز فاطمه (ع) در ركعت اولي حمد و سوره قدر صد مرتبه و در دويم حمد و سوره توحيد صد مرتبه و همين كه سلام دادي در دو ركعت تسبيح حضرت فاطمه عليها السلام را بخوان و در اين روايت سبحان الله را بر الحمد لله مقدم شمردهاند و در نماز جعفر در ركعت اول حمد و اذا زلزلت و در دويم حمد و عاديات و در سيوم حمد و نصر و در چهارم حمد و توحيد و اين عمل فضل خداوند است كه بهر كه بخواهد ميدهد و الله ذو الفضل العظيم ، [ص 342] و روايت شده است كه اگر توانستي در شهر رمضان و غير آن كه نماز كني در روز و شب هزار ركعت بكن .
و بعضي از آنها دو ركعت نماز است بحمد و توحيد هفت مرتبه در شب قدر و استغفار ميكند بعد از فراغ هفتاد مرتبه و شب را احياء ميدارد و صد ركعت نماز ميكند بخصوص در شب بيست و يكم و بيست و سيوم و براي هر شبي از شبهاي ماه رمضان نمازها است و براي آنها فضل بسيار است .
و بعضي از آنها نماز ليالي بيض است از رجب و شعبان و شهر رمضان و آنها شب سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم است در شب اول دو ركعت و در دويم چهار ركعت و در سيوم شش ركعت و در هر ركعت حمد و سوره يس و تبارك الذي بيده الملك و توحيد ميخواند .
و بعضي از آنها نماز شب نيمه شهر رمضان است نزد قبر سيد شهداء (ع) بعد از عشاء علاوه بر نماز شب و در هر ركعت حمد ميخواند و توحيد ده مرتبه پس اگر بجا آورد و پناه بخدا برد از آتش خداوند او را آزاد شده از آتش مينويسد .
و بعضي از آنها نماز شب فطر است و آن ده ركعت است بحمد و توحيد ده مرتبه و در ركوع و سجود تسبيحات اربع را ميخواند و تشهد ميخواند و سلام ميدهد ميان هر دو ركعت و همين كه فارغ شد هزار مرتبه ميگويد استغفر الله و اتوب اليه بعد سجده ميكند و در سجود ميگويد يا حي يا قيوم يا ذا الجلال و الاكرام يا رحمن الدنيا [ص 343] و الآخرة و رحيمهما يا ارحم الراحمين يا اله الاولين و الآخرين اغفر لي ذنوبي و تقبّل صومي و صلوتي و قيامي و روايت شده است كه هر كه در شب فطر دو ركعت نماز كند كه در اولي حمد بخواند و توحيد هزار مرتبه و در دويم حمد و توحيد يك مرتبه از خداوند سؤال نميكند چيزي مگر اينكه عطا ميكند .
و بعضي از آنها نماز عشر ذيالحجه است كه هر شب در ميان مغرب و عشا دو ركعت نماز كني و در هر ركعت الحمد و توحيد يك مرتبه بخواني و اين آيه را نيز بخواني و واعدنا موسي تا سبيل المفسدين و همين كه چنين كردي با حاجّ شريك شدهٔ در ثواب حجشان و اگر چه حج نكرده باشي .
و بعضي نماز روز عرفه است در عرفات و ديده شد حضرت صادق عليه السلام كه پنجاه دانه هسته خرما آوردند و صد ركعت نماز با سوره توحيد و آية الكرسي بجا آورد و فرمود كه هيچ پيغمبري و وصي پيغمبري باين موضع حاضر نشد مگر اينكه اين نماز را كرد .
و بعضي از آنها نماز روز عرفه است در غير عرفات و روايت شده است كه كسي كه نماز كند روز عرفه پيش از آنكه بدعا بيرون برود در اين روز و زير آسمان هم باشد بدون حجابي دو ركعت نماز بجا آورد و اعتراف كند بگناهان خود و اقرار نمايد بخطاهاي خود ميرسد باو آنچه باهل عرفات ميرسد از رستگاري و خداوند [ص 344] گناهان گذشته و آينده او را ميآمرزد .
و بعضي از آنها نماز روز غدير است و آن هجدهم ذيحجه است دو ركعت نيم ساعت پيش از زوال در هر ركعتي حمد و توحيد و آية الكرسي و سوره قدر را ده مرتبه ده مرتبه بخواند .
و بعضي از آنها نماز بيست و چهارم ذيالحجه است و آن روز مباهله است بنا بر روايتي دو ركعت نماز نيم ساعت قبل از زوال بجا ميآوري بجهت شكر خداوند بر آنچه منت بر تو گذارده و تو را مخصوص فرموده در هر ركعت حمد ميخواني يك مرتبه و توحيد ده مرتبه و آية الكرسي تا هم فيها خالدون ده مرتبه و قدر ده مرتبه و براي آن فضل بسيار است .
و بعضي از آنها نماز شب اول محرم است و آن شب شريفي است صد ركعت نماز بحمد و توحيد ميخواني و سلام ميدهي در آخر هر تشهدي و صبح را روزه ميگيري و فضل آن بسيار است .
و بعضي از آنها نماز شب عاشوراست و در آن روايات است بعضي از آنها اين است كه چهار ركعت بحمد و توحيد پنجاه مرتبه در هر ركعت بجا ميآوري و همين كه از چهارم سلام دادي ذكر خداوند و صلوات بر رسول صلي الله عليه و آله و لعن بر دشمنان ايشان را بسيار كن هر چه بتواني .
و بعضي نماز شب رغائب است و آن شب اول جمعهايست از رجب و رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود نيست احدي كه [ص 345] روزه بگيرد روز پنجشنبه پنجشنبه اول رجب بعد در ميان مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز كند و همين كه فارغ شد هفتاد مرتبه صلوات بر من بفرستد باين طور اللهم صل علي محمد و علي آله بعد سجده كند و در سجود خود هفتاد مرتبه بگويد سبوح قدوس رب الملائكة و الروح بعد سر بلند كند و بگويد رب اغفر و ارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلي الاعظم بعد باز سجده كند و در سجود خود بگويد همان كه در سجده اولي گفت بعد حاجت خود را از خداوند سؤال كند كه حاجت او برآورده است و فضل بسيار دارد .
و بعضي از آنها نماز سلمان است رضي الله عنه سي ركعت در ماه رجب و مروي از پيغمبر است (ص) در اول ماه ده ركعت بحمد يك مرتبه و توحيد و جحد از هر يك سه مرتبه پس همين كه سلام دادي دو دست را بلند ميكني و ميگوئي لا اله الا الله وحده لا شريك له له الملك و له الحمد يحيي و يميت و هو حي لايموت بيده الخير و هو علي كل شيء قدير اللهم لا مانع لما اعطيت و لا معطي لما منعت و لاينفع ذا الجد منك الجد بعد دست بصورت بمال و در وسط شهر همين قسم نماز كن و همين كه سلام دادي دو دست بآسمان بلند كن و دعا را تا قدير بخوان و بگو الها واحدا احدا فردا صمدا لميتخذ صاحبة و لا ولدا بعد دست بصورت بمال و در آخر ماه نماز كن همين طور و همين كه سلام دادي دو دست را بآسمان بلند كن و دعا را تا قدير بخوان و بگو و صلي الله علي محمد و [ص 346] آله الطاهرين و لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم بعد دست بصورت بمال و حاجت خود را سؤال كن كه دعاي تو مستجاب ميشود و فضل بسيار دارد ، و همچنين نماز ديگر از حضرت سلمان اعلي الله مقامه از پيغمبر صلي الله عليه و آله رسيده است براي هر شبي از ماه رجب و حديث طولاني است و صلوات ديگر نيز در شهر رجب رسيده است .
و بعضي از آنها نماز شب مبعث است و روز مبعث و آن بيست و هفتم رجب است و شايد يك نماز باشد كه در شب يا روز بجا ميآوري و روايات در آن مختلف است و بنا بر بعض روايات دوازده ركعت است بحمد و سوره و همين كه فارغ شدي حمد و توحيد و معوذتين هر يك را چهار مرتبه ميخواني و ميگوئي لا اله الا الله و الله اكبر و سبحان الله و الحمد لله و لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم چهار مرتبه الله الله ربّي لااُشْرِكُ به شيئا چهار مرتبه لااشرك بربي احدا چهار مرتبه .
و بعضي نماز شب اول شعبان است و آن دوازده ركعت است هر ركعتي بحمد و اخلاص ده مرتبه و غير اين هم روايت شده است ، و در هر شب شعبان نمازي روايت شده كه بجهت اختصار ترك كرديم و هر كه نماز كند شب نيمه شعبان صد ركعت بهزار قل هو الله نميرد دل او روزي كه دلها ميميرند و روايات ديگر هم رسيده و براي آن شب مبارك و احياء آن فضل بسيار است .
[ص 347] و بعضي از آنها نماز شب اول هر ماهي است و روز اول از آن پس هر كه نماز كند شب اول ماه و سوره انعام را در دو ركعت بخواند و از خداوند سؤال كند كه كفايت او را از هر خوفي و دردي در بقيه آن ماه بكند ايمن ميشود از آنچه كراهت دارد باذن خداوند و هر كه در روز اول ماه دو ركعت نماز كند و در ركعت اول حمد يك مرتبه و توحيد را بعدد ايام ماه و در دويم حمد يك مرتبه و قدر را بعدد ايام ماه بخواند و صدقه بآنچه بر او آسان است بدهد سلامتي كل آن ماه را باين ميخرد .
و بعضي از آنها نماز روز نوروز است و آن روز شريفي است كه عهد ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام در غدير خم در نوروز گرفته شده و ظهور قائم اهل بيت عليهم السلام در آن روز است پس غسل كن و پاكيزهتر جامههاي خود را بپوش و خوشبوتر طيبهاي خود را استعمال كن و روزه هم داشته باشي و همين كه نوافل يوميه و نماز ظهر و عصر را بجا آوردي چهار ركعت نماز كن در اولي حمد يك مرتبه و قدر ده مرتبه و در دويم بعد از حمد سوره جحد ده مرتبه و در سيّوم بعد از حمد سوره توحيد ده مرتبه و در چهارم بعد از حمد معوذتين ده مرتبه و بعد از فراغ سجده شكر ميكني و دعا ميكني گناه پنجاه ساله آمرزيده ميشود .
و بعضي از آنها نمازهاي هر روز و شبي از هفته است پس نماز شب شنبه چهار ركعت است بحمد يك مرتبه و آية الكرسي سه [ص 348] مرتبه و توحيد يك مرتبه و همين كه سلام داد آية الكرسي را سه مرتبه ميخواند ، روز شنبه چهار ركعت بحمد يك مرتبه و جحد سه مرتبه و همين كه فارغ شد آية الكرسي را يك مرتبه ميخواند ، شب يكشنبه چهار ركعت بحمد و آية الكرسي و سوره اعلي و توحيد از هر يك يك مرتبه در هر ركعت ، روز يكشنبه چهار ركعت هر ركعتي بحمد و آيه آمن الرسول تا آخر ، شب دوشنبه چهار ركعت هر ركعتي بحمد هفت مرتبه و قدر يك مرتبه و ميان آن دو را بيك تسليم جدا ميكند و همين كه فارغ شد صد مرتبه ميگويد اللهم صل علي محمد و آلمحمد و صد مرتبه اللهم صل علي جبرئيل و روز دوشنبه مثل همين ، شب سهشنبه دو ركعت بحمد و آية الكرسي و توحيد و آيه شهد الله از هر يك يك مرتبه ، روز سهشنبه بعد از ظهر بيست ركعت بحمد و آية الكرسي يك مرتبه و توحيد سه مرتبه ، شب چهارشنبه دو ركعت هر ركعتي بحمد و آية الكرسي و توحيد و قدر از هر يك يك مرتبه ، روز چهارشنبه دوازده ركعت هر ركعتي بحمد يك مرتبه و توحيد سه مرتبه و معوذتين سه مرتبه ، شب پنجشنبه ميان مغرب و عشاء دو ركعت بحمد يك مرتبه و آية الكرسي و توحيد و جحد و معوذتين هر يك پنج مرتبه و همين كه فارغ شد پانزده مرتبه استغفار ميكند و ثوابش را براي والدين قرار ميدهد و حق آنها را ادا كرده و همين قسم در روز دوشنبه و شب آن هم روايت شده ، روز پنجشنبه مابين ظهر [ص 349] و عصر دو ركعت در اولي حمد و آية الكرسي صد مرتبه و در دويم حمد و توحيد صد مرتبه و همين كه فارغ شد صد مرتبه استغفار ميكند و صد مرتبه صلوات ميفرستد ، شب جمعه دو ركعت در هر ركعتي حمد و آية الكرسي يك مرتبه و توحيد پانزده مرتبه و در آخر نماز هزار مرتبه ميگويد اللهم صل علي محمد و آلمحمد ، روز جمعه دو ركعت هر ركعتي حمد چهار مرتبه و آية الكرسي سه مرتبه و توحيد سه مرتبه و آخر حشر از لو انزلنا هذا القرآن سه مرتبه بعد دعا ميخواند بآنچه روايت شده و روايات ديگر هم هست كه بجهت اختصار ترك كرديم .
و بعضي از آنها نماز هديه بسوي حجج است صلوات الله عليهم در دو هفته و آن آن است كه روايت شده است كه روز جمعه هشت ركعت نماز ميكند چهار ركعت هديه بسوي رسول خدا (ص) و چهار ركعت هديه بسوي حضرت فاطمه عليها السلام و روز شنبه چهار ركعت هديه بسوي اميرالمؤمنين بعد همين طور بترتيب ائمه تا روز پنجشنبه چهار ركعت هديه بسوي حضرت صادق عليه السلام بعد روز جمعه هشت ركعت هديه بسوي حضرت پيغمبر و حضرت فاطمه (ع) چنانكه گذشت بعد روز شنبه چهار ركعت هديه بسوي موسي بن جعفر (ع) و بهمين ترتيب تا پنجشنبه چهار ركعت هديه بسوي صاحب الزمان عليه السلام .
و بعضي از آنها تطوع هر روزي است و آن دوازده ركعت [ص 350] است و روايت شده است كه چهار ركعت نزد زوال هر ركعتي بحمد و آية الكرسي و روايت شده است پيش از زوال بحمد يك مرتبه و قدر بيست و پنج مرتبه و روايت شده است كه اگر توانستي روزي هزار ركعت بكني بكن كه حضرت امير عليه السلام در آخر عمر در هر روز و شبي هزار ركعت نماز ميفرمود .
و بعضي از آنها نماز از جانب ولد است هر شبي دو ركعت و در آن دو قدر و كوثر ميخواند و از جانب والدين است هر روزي دو ركعت و شايد آن دو هم بهمين دو سوره باشد .
و بعضي از آنها دو ركعت نماز است در ساعت غفلت و آن ميان مغرب و عشاء است بحمد و سوره زلزله سيزده مرتبه در ركعت اول و حمد و توحيد پانزده مرتبه در ركعت دويم و غير اين هم روايت شده است .
فصل - در بعض صلوات غير موقته است .
بعضي از آنها نماز پيغمبر است صلي الله عليه و آله دو ركعت در هر ركعتي حمد يك مرتبه و قدر پانزده مرتبه و ايستاده باشي و پانزده مرتبه در ركوع و پانزده مرتبه در قيام بعد از ركوع و پانزده مرتبه در سجود و پانزده مرتبه همين كه سر برداشتي و پانزده مرتبه در سجده دويم و پانزده مرتبه همين كه سر برداشتي بعد برميخيزي و ركعت دويم را نيز بهمين طريق بجا ميآوري و همين كه سلام [ص 351] دادي تعقيب ميخواني بآنچه اراده كني و ميانه تو و خداوند گناهي نميماند مگر اينكه ميآمرزد .
و بعضي از آنها نماز اميرالمؤمنين است عليه السلام و آن چهار ركعت است در هر ركعت سوره توحيد پنجاه مرتبه و منصرف نميشود و ميان او و خداوند گناهي باشد .
و بعضي نماز فاطمه است (ع) و آن هم مثل نماز اميرالمؤمنين (ع) است .
و بعضي از آنها نماز جعفر است رضي الله عنه چهار ركعت ابتدا ميكني و قراءت ميكني و همين كه فارغ شدي پانزده مرتبه ميگوئي سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر و در ركوع و قيام بعد از ركوع و سجده اولي و ميان دو سجده و سجده دويم و در نشستن بعد از سجده هر يك ده مرتبه تسبيحات را ميگوئي و همچنين سه ركعت ديگر را اگر بخواهي روز ميكني يا شب يا در سفر و روايت شده است كه در هر ركعت توحيد و جحد را ميخواني و غير اين هم روايت شده است و جايز است كه آنرا از نوافل راتبه خود قرار دهي و جايز است كه از قضاء نوافل قرار دهي و هر گاه تعجيل داشته باشي نماز جعفر را مجرد از تسبيح بخوان بعد تسبيح را قضا كن و روايت شده است كه افضل اوقاتش صدر نهار از روز جمعه است و قنوت در آن دو مرتبه است در ركعت دويم قبل از ركوع و در چهارم بعد از ركوع و هر كه سهو كند در [ص 352] تسبيحات در حالتي از حالات و در حالت ديگر متذكر شود هر چه فوت شده قضا ميكند در آن حالت كه متذكر شده و براي آن نماز فضل بسيار است .
و بعضي از آنها نمازهائي است نزد حوائج و آنها بسيار است بعضي را ذكر ميكنيم :
پس بعضي از آنها نماز رزق است دو ركعت در اول حمد يك مرتبه و كوثر سه مرتبه و در دويم حمد يك مرتبه و معوذتين از هر يك سه مرتبه .
و بعضي از آنها از پيغمبر است (ص) تعليم فرمود بكسي كه صاحب عيال بود و مقروض و بر او سخت شده بود پس فرمود يا عبد الله وضو بگير و وضوي خود را تمام و كامل كن بعد دو ركعت نماز كن و ركوع و سجودش را تمام كن بعد بگو يا ماجد يا واحد يا كريم اتوجه اليك بنبيّك نبي الرحمة يا محمد يا رسول الله اني اتوجه بك الي الله ربي و ربك و رب كل شيء ان تصلي علي محمد و علي اهل بيته و اسألك نفحة من نفحاتك و فتحا يسيرا و رزقا واسعا اَلُمُّ به شَعَثي و اقضي به ديني و استعين به علي عيالي .
و بعضي از آنها براي كسي كه دكاني داشت و بر او تنگ شده بود بنشين در دكان خودت و آن را جاروب بزن و همين كه خواستي بدكان بروي دو ركعت نماز بكن يا چهار ركعت و بعد از نماز بگو توجّهت بلا حول مني و لا قوة و لكن بحولك و قوتك [ص 353] و ابرأ اليك من الحول و القوة الا بك فانت حولي و منك قوتي اللهم فارزقني من فضلك الواسع رزقا كثيرا طيبا و انا خافض في عافيتك فانه لايملكها احد غيرك .
و بعضي از آنها هر گاه حاجتي را اراده كني دو ركعت نماز كن و صلوات بر محمد و آلمحمد عليهم السلام بفرست و سؤال كن عطا كرده ميشوي و روايت شده است كه هر كه وضو بگيرد و وضوي خود را نيكو كند و دو ركعت نماز بجا آورد و ركوع و سجودش را تمام كند بعد بنشيند و ثناي خدا را بگويد و صلوات بر رسول او (ص) بفرستد بعد حاجت خود را سؤال كند پس خير را در مظانش طلب كرده و هر كه خير را در مظانش طلب كند زيان نميبيند .
و بعضي از آنها بجهت طلب كفايت از شرور است از اميرالمؤمنين عليه السلام است هر كه ظلم كرده شود پس بايد وضو بگيرد و دو ركعت نماز كند و ركوع و سجود را طول بدهد و همين كه سلام داد بگويد اللهم اني مغلوب فانتصر هزار مرتبه كه خداوند در نصرت او تعجيل ميكند .
و بعضي از آنها هر گاه مشكل بشود بر تو امري دو ركعت نماز ميكني و در اولي حمد و توحيد ميخواني و انا فتحنا تا نصرا عزيزا و در دويم حمد و توحيد و المنشرح .
و بعضي از آنها براي كسي كه نازله ثقيلي بر او نازل شود روايت [ص 354] شده است كه هر يكي از شما همين كه مريض شود طبيب را ميخواند و باو عطا ميكند و هر گاه حاجتي بسلطاني داشته باشد رشوه بدربان ميدهد و عطا باو ميكند و اگر يكي از شما همين كه نازلهٔ بر او نازل شود فزع بسوي خداي عزوجل كند پس تطهير كند و صدقه بدهد كم باشد يا زياد بعد داخل مسجد شود و دو ركعت نماز كند و حمد و ثناي خدا را بجا آورد و صلوات بر نبي و اهل بيت او بفرستد بعد بگويد اللهم ان عافيتني من مرضي او رددتني من سفري او عافيتني مما اخاف من كذا و كذا او فعلت بي كذا و كذا فلك علي كذا و كذا مگر اينكه خداوند حاجت او را برميآورد و بدانكه بايد ملاحظه حاجت را كرد مثلا اگر مقصود شفاي از مرض است همين قدر ميگويد اللهم ان عافيتني من مرضي فلك علي كذا و كذا و مراد از كذا و كذا ذكر همان خيري است كه نذر ميكند بجا بياورد و براي عجم اولي است كه از عرب فصيح بياموزد يا بزبان خود عرض كند كه خدايا اگر بمن شفا دادي يا حاجت مرا بجا آوردي بر ذمه من است براي تو كه چنين خيري بجا آورم .
و بعضي از آنها نماز شكر است هر گاه خداوند نعمتي عطا فرمايد بتو دو ركعت نماز كن در اولي حمد و توحيد و در ثانيه حمد و جحد و در ركوع و سجود ركعت اول ميگوئي الحمد لله شكرا شكرا و حمدا و در ركوع و سجود ركعت دويم ميگوئي الحمد لله الذي استجاب دعائي و اعطاني مسألتي .
[ص 355] و بعضي از آنها نماز تزويج است هر گاه قصد آن كردي دو ركعت نماز كن و حمد خدا را بجا بياور بعد بگو اللهم اني اريد ان اتزوّج فقدّر لي من النساء اعفّهن فرجا و احفظهن لي في نفسها و مالي و اوسعهن رزقا و اعظمهن بركة و قدّر لي ولدا طيبا تجعله خلفا صالحا في حيوتي و بعد مماتي .
و بعضي از آنها بجهت طلب اولاد است هر كه بخواهد زوجه او حامله شود بايد دو ركعت نماز كند بعد از جمعه و ركوع و سجود را طول بدهد بعد بگويد اللهم اني اسألك بما سألك به زكريا اذ قال رب لاتذرني فردا و انت خير الوارثين اللهم هب لي ذرية طيبة انك سميع الدعاء اللهم باسمك استحللتها و في امانتك اخذتها فان قضيت لي في رحمها ولدا فاجعله غلاما و لاتجعل للشيطان فيه نصيبا و لا شريكا .
و بعضي از آنها نماز سفر است و حضرت صادق (ع) از رسول خدا (ص) روايت فرمود كه خليفه قرار نداد بندهٔ بر اهل خودش بخلافتي افضل از دو ركعت نماز كه بجا آورد هر گاه اراده بيرون رفتن بسفر كند و بگويد اللهم اني استودعك نفسي و اهلي و مالي و ذريتي و دنياي و آخرتي و امانتي و خاتمة عملي پس نگفته است اين قول را احدي مگر اينكه خداوند عطا ميكند باو آنچه را كه سؤال كند .
و بعضي از آنها نماز وحشت است از بعض محدثين اصحاب ما از [ص 356] شيخ اوحد اعلي الله مقامه از حواشي بلد الامين كه پيغمبر (ص) فرمود نميآيد بر ميت ساعتي سختتر از شب اول پس رحمت بفرستيد بر مردگان خود بصدقه و اگر نيافتيد پس بايد نماز كند براي او دو ركعت در اولي حمد يك مرتبه و الهاكم التكاثر ده مرتبه و قل هو الله احد دو مرتبه و در دويم حمد يك مرتبه و تكاثر ده مرتبه و سلام ميدهد و ميگويد اللهم ابعث ثواب هاتين الركعتين الي فلان و براي آن اجر بسيار است براي ميت و مصلي هر دو .
تذييل - صلوة ضحي بدعت است و هرگز پيغمبر (ص) بجا نياورد و ائمه ما صلوات الله عليهم انكار آن را فرمودهاند و كفايت ميكند در نهي از آن مگر اينكه مقدم بدارد انسان چهار ركعت از نافله بعد از ظهر را در صدر نهار چرا كه تقديم رواتب بر اوقاتشان جايز است .
و ختم ميكنيم بآنچه ذكر شد كلام را در احكام صلوة وفقنا الله لما يحب و يرضي بحق السادة الهداة عليهم افضل السلام و الصلوة و تمام شد ترجمه آن در عصر يوم ششم ربيع الاول سنه ١٣٢٦ حامدا مصليا مستغفرا .
[ص 357] ( كتاب صوم موجز )
اما بعد چنين گويد بنده مسكين ابن محمدكريم زينالعابدين كه اين سفر سيّوم است در احكام صوم و لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين و در آن مقدمه و چند باب است :
مقدمه - در فضل صوم است و اخبار در آن بسيار است بعضي از آنها آن است كه خداوند عزوجل موكل فرموده است ملائكهٔ را بدعاء براي صائمين و روايت شده است از جبرئيل از پرورندهاش كه فرمود امر نكردم ملائكه خود را بدعاء براي احدي از خلق خودم مگر اينكه مستجاب ميشود از براي ايشان درباره آن كس و بعضي از آنها آن است كه خداوند فرموده كه صوم براي من است و من جزا ميدهم بر او و بحضرت موسي فرمود كه بوي دهن روزهدار كه تغيير كرده خوشبوتر است [ص 359] نزد من از بوي مشك و رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود كه روزه سپري است از آتش جهنم و فرمود كه هر كه روزه بگيرد يك روز روزه تطوع پس اگر عطا كرده شود اندازهٔ كه زمين را پر كنند از طلا وفا باجر او نميكند مگر روز حساب و فرمود كه براي جنت دري است كه آنرا ريّان ميگويند داخل نميشود از آن مگر صائمون و فرمود كه صائم در عبادت است و اگر چه خواب باشد در رختخواب خود مادام كه غيبت مسلمي را نكند و حضرت باقر عليه السلام فرمود هر كه ختم بشود از براي او بروزه يك روز داخل بهشت ميشود و حضرت امام رضا (ع) فرمود كه صائم قلم بر او جاري نميشود تا اينكه افطار كند مادام كه عملي نكند كه روزه او بشكند ، و اخبار در فضل آن بسيار است .
فصل - در وقت امساك است و بعض آنچه متعلق بآن است .
مسأله - اول وقت امساك طلوع فجر صادق است پس هر گاه پيش افق بعرض سفيد شود مثل پارچههاي سفيد مصري در اين وقت حرام ميشود طعام و حلال ميشود صيام .
مسأله - آخر وقت امساك سقوط قرص آفتاب است و دانسته ميشود باينكه بايستي رو بقبله و ملاحظه كني قرمزي را كه از مشرق [ص 360] بالا ميآيد همين كه از بالاي سر گذشت بطرف مغرب افطار واجب ميشود و قرص ساقط شده است .
مسأله - هر كه سحور بخورد در شهر رمضان بدون اينكه نظر بفجر كند بعد از حجره بيرون آيد و فجر طالع شده باشد و واضح ، روزه را تمام ميكند و قضا هم ميكند و اگر در غير ماه رمضان باشد آن روز را افطار ميكند بجهت اينكه آن وقت كه خورده صبح بوده .
مسأله - هر كه نظر بفجر كند و نبيند آن را پس بخورد بعد برگردد و فجر را بهبيند و ظاهر بشود براي او كه اول هم طالع بوده بايد روزهاش را تمام كند و اعاده بر او نيست .
مسأله - هر كه امر كند جاريه را كه نظر بفجر كند پس بگويد كه هنوز طالع نشده پس بخورد بعد خود شخص نظر كند و بيابد كه همان وقت كه جاريه نظر كرده طالع بوده پس بر اوست قضاي آن روز و اما اگر خود شخص نظر كرده باشد از اول چيزي بر او نيست و ظاهر اين است كه اين حكم در نظرِ غير جاري است و اختصاص بجاريه ندارد .
مسأله - هر كه خبر بدهد او را غير او در ماه رمضان بطلوع فجر پس گمان كند كه سخريه و مزاح ميكند و بخورد بعد ظاهر شود كه راست گفته روزه را تمام ميكند و قضا ميكند .
مسأله - وقت مغرب وقتي است كه قرص غايب شود پس اگر غايب [ص 361] شد بجهت ابري يا حايلي و بعد باز آن را ديدي و نماز كرده باشي نماز را اعاده ميكني و روزه تو گذشته است نهايت اگر چيزي خوردهٔ ديگر نميخوري تا غروب و روايت شده است كه بر اوست قضاء و آن محمول بر تقيه است بجهت موافقت جمهور .
مسأله - هر گاه دو نفر نظر بفجر كنند و يكي بهبيند كه طالع شده و ديگري نبيند آنكه بر او واضح نشده ميخورد و آنكه گمان كرده كه فجر را ديده خوردن بر او حرام است .
مسأله - جايز است خوردن در شب ماه رمضان تا وقتي كه شك نكند در طلوع و مستحب است كه سحور را قدري پيش بخورد احتياطاً .
مسأله - مستحب است احتياط در افطار و انتظار كشيدن تا حمره برود .
مسأله - واجب است افطار بعد از سقوط قرص چنانكه گذشت .
مسأله - واجب است نيت در صوم پس اگر بدون نيت روزه امساك كند تا شب روزهٔ براي او نيست و كفايت ميكند قصد روزه نزد دخول شهر رمضان و در ايام آن آن طور كه خداوند فريضه فرموده و محتاج بتلفظ بآن نيست .
مسأله - جايز است نيت روزه در قضاي ماه رمضان يا روزه نذر غير معين يا روزه مستحب تا نزديك غروب و بهتر آن است كه نيت را بر زوال مقدم دارد بخصوص در قضاي ماه رمضان پس [ص 362] اگر نيت افطار كرد و زوال شد افطار ميكند .
مسأله - جايز است افطار در قضاي ماه رمضان تا زوال و اما بعد از زوال جايز نيست و روايت شده است كه اگر از شب نيت روزه كرده باشد افطار نميكند و آن محمول بر كراهت است .
مسأله - جايز است افطار در روزه مندوب تا غروب و لكن بعد از زوال مكروه است و همچنين براي كسي كه از شب نيت كرده .
مسأله - هر كه بر او نذري باشد كه وقتش معين نبوده و صبح كند روزهدار بعد برادر او بيايد و غذا بخواهد با او غذا ميخورد و باكي بآن نيست .
مسأله - جايز است افطار براي كسي كه روزه مستحب دارد هر گاه برادر او سؤال كند و او را كافي است و حساب ميشود براي او .