مسأله - دعاء بعد از فريضه افضل است از نماز نافله و سنت بآن جاري شده .

مسأله - فضل دعاء بعد از فريضه بر دعاء بعد از نافله مثل فضل فريضه است بر نافله .

مسأله - مؤمن در تعقيب است مادام كه بر وضوءش باقي است و روايت شده است كه هر چه ضرر بنماز ميرساند ضرر بتعقيب ميرساند .

[ص 254] مسأله - مستحب است بلند كردن دو دست بتكبير سه مرتبه بعد از تسليم و دعاء بآنچه روايت شده .

مسأله - مستحب است بعد از فراغ از نماز دستها را بر بالاي سر بلند كند .

مسأله - مستحب است تسبيح فاطمه زهرا (ع) و هر كه اين تسبيح را بگويد بعد استغفار كند آمرزيده ميشود و اين صد تا است بزبان و هزار تا است در ميزان و طرد ميكند شيطان را و راضي ميكند رحمن را و هر كه تسبيح بكند بآن ذكر كثير كرده و آن محبوب‌تر است از هزار ركعت نماز در هر روز .

مسأله - ابتداء بتسبيح فاطمه زهرا (س) ميكند پيش از آنكه پاها را برگرداند از نماز فريضه .

مسأله - اين تسبيح سي و چهار تكبير است و سي و سه الحمد لله و سي و سه سبحان الله و مستحب است بعد از آن دعاء مأثور و تسبيحات را وصل بهم ميگويد و قطع نميكند و هر گاه شك كرد در آن اعاده ميكند و هر گاه سهو كند در تكبير تا از سي و چهار بگذرد برميگردد بسي و سه و بنا بر آن ميگذارد و هر گاه سهو كند در تسبيح و از شصت و هفت بگذرد برميگردد بشصت و شش و بنا بر آن ميگذارد و هر گاه تحميد از صد گذشت چيزي بر او نيست .

مسأله - هر كه بعد از نماز فريضه پيش از آنكه پاها را حركت [ص 255] دهد بگويد استغفر الله الذي لا اله الا هو الحي القيوم ذو الجلال و الاكرام و اتوب اليه سه مرتبه خداوند گناهان او را مي‌آمرزد اگر چه مثل كف دريا باشد .

مسأله - كمتر چيزي كه تو را كافي است از دعاء بعد از فريضه اين است كه بگوئي اللهم اني اسألك من كل خير احاط به علمك و اعوذ بك من كل شر احاط به علمك اللهم اني اسألك عافيتك في اموري كلها و اعوذ بك من خزي الدنيا و عذاب الآخرة .

مسأله - بر تو باد بموجبتين : بهشت را از خدا سؤال كني و پناه ببري باو از آتش .

مسأله - هر كه اين قول را عقب هر فريضه بگويد ايمان او كامل و مستقر ميشود رضيت بالله ربا و بمحمد نبيا و بالاسلام دينا و بالقرآن كتابا و بالكعبة قبلة و بعلي وليا و اماما و بالحسن و الحسين و الائمة صلوات الله عليهم اللهم اني رضيت بهم ائمة فارضني لهم انك علي كل شيء قدير .

مسأله - مستحب است قراءت سوره حمد و توحيد و آيه شهد الله انه لا اله الا هو و آية الكرسي و آيه ملك .

مسأله - مستحب است كه منصرف نشود از نمازش مگر بلعن بني‌اميه و چهار نفر از مردان و چهار نفر از زنان و اگر دعاء مأثور را بخواند اللهم اني اسئلك بحقك العظيم العظيم علي محمد و آله الطاهرين ان تصلّي عليهم صلوات تامة تا آخر خوب است زيرا كه [ص 256] خواندن اين دعا از حق آل‌محمد (ع) است بر شيعه ايشان و مشتمل است بر آنچه ذكر شد و غير آن نيز .

مسأله - زياد ميشود در تعقيب ظهر هر گاه نماز كردي ده مرتبه بگو بالله اعتصمت و بالله اثق و علي الله اتوكل بعد بگو اللهم ان عظمت ذنوبي فانت اعظم و ان كبر تفريطي فانت اكبر و ان دام بخلي فانت اجود اللهم اغفر لي عظيم ذنوبي بعظيم عفوك و كبير تفريطي بظاهر كرمك و اقمع بخلي بفضل جودك اللهم ما بنا من نعمة فمنك لا اله الا انت استغفرك و اتوب اليك .

مسأله - و زياد ميشود در تعقيب عصر استغفار هفتاد و هفت مرتبه و سوره انا انزلناه ده مرتبه و صلوات بر محمد و آل‌محمد (ع) بعد از عصر روز جمعه صد مرتبه و هر چه زيادتر بكني افضل است و سوره انا انزلناه صد مرتبه .

مسأله - و زياد ميشود در تعقيب صبح و مغرب اللهم اني اسألك بحق محمد و آل‌محمد عليك صل علي محمد و آل‌محمد و اجعل النور في بصري و البصيرة في ديني و اليقين في قلبي و الاخلاص في عملي و السلامة في نفسي و السعة في رزقي و الشكر لك ابدا ما ابقيتني .

مسأله - و زياد ميشود بعد از عشائين اللهم بيدك مقادير الليل و النهار و مقادير الدنيا و الآخرة و مقادير الموت و الحيوة و مقادير الشمس و القمر و مقادير النصر و الخذلان و مقادير الغني [ص 257] و الفقر اللهم بارك لي في ديني و دنياي و في جسدي و اهلي و ولدي اللهم ادرأ عني فسقة العرب و العجم و الجن و الانس و اجعل منقلبي الي خير دائم و نعيم لايزول .

مسأله - و از آنچه زياد ميشود در تعقيب صبح اللهم صل علي محمد و آل‌محمد صد مرتبه و ما شاء الله كان لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم صد مرتبه و استغفار هفتاد مرتبه .

مسأله - زياد ميشود در تعقيب نمازهاي مقصوره تسبيحات اربع سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر سي مرتبه جهت تماميت نماز .

مسأله - روايت شده است در دعاء پيش از طلوع آفتاب و پيش از غروب كه آن سنت واجبه است و روايت شده كه فريضه است بر هر مسلمي و سزاوار است كه قضا كنند آنرا اگر فراموش كردند و دعا اين است لا اله الا الله وحده لا شريك له له الملك و له الحمد يحيي و يميت و هو حي لايموت بيده الخير و هو علي كل شيء قدير ده مرتبه و اعوذ بالله السميع العليم من همزات الشياطين و اعوذ بك رب ان يحضرون ان الله هو السميع العليم ده مرتبه .

مسأله - مستحب است نشستن بعد از نماز صبح و ذكر خداوند نمودن تا آفتاب طالع شود .

مسأله - مكروه است تكلم نمودن در تعقيب مغرب و در خلال [ص 258] ركعات بعد از مغرب .

و بدانكه دعاها در تعقيب فرائض و نوافل بسيار است و كتب اصحاب مشحون بآنها است و پدر بزرگوار و برادر عاليمقدار من نيز اعلي الله مقامهما نخبه و منتخب را جمع فرموده‌اند و كافي است مكتفي را و عمل بر آنها است ان شاء الله .

فصل - در سجده شكر است .

مسأله - سجده شكر سنت مؤكده است و روايت شده كه واجب است بر هر مسلمي ، نماز خود را بآن تمام ميكني و پرورنده خود را راضي ميكني و ملائكه از تو در عجب ميشوند و فضل بسيار دارد .

مسأله - معني آن شكر خداست بر آنچه منت بر شخص گذارده از اداء فرضش و ادني آنچه كفايت ميكند در آن شكراً للّه است سه مرتبه و افضل شكرا شكرا است صد مرتبه يا عفوا عفوا و ادعيه مأثوره بسيار است .

مسأله - كيفيت آن آن است كه ذراعين را بزمين فرش كند و سينه و شكم را بزمين بچسپاند .

مسأله - مستحب است ماليدن دو طرف صورت بر زمين .

مسأله - مستحب است طول دادن سجده شكر .

مسأله - سجده شكر بعد از تعقيب است پيش از نوافل و اگر [ص 259] بعد از نوافل هم قرار بدهي جايز است .

مسأله - مستحب است سجود شكراً لله نزد تجدد هر نعمتي يا تذكر آن و اگر سوار باشد بايد فرود آيد و اگر از شهرت بترسد صورت را بر قربوس بگذارد و اگر نتواند بر كف خود بگذارد و حمد كند خدا را بر آنچه باو انعام فرموده .

مسأله - هر گاه متذكر شدي نعمتي را از خدا بر خود و در موضعي باشي كه تو را كسي نمي‌بيند صورت خود را بزمين بچسپان و اگر در ملأ مردم باشي دست را بر اسفل شكم بگذار و قصد تو باين تواضع براي خدا باشد كه اين محبوبتر است و همچه مي‌نماياني كه در دل خود مالشي يافتهٔ .

مسأله - هر گاه نازلهٔ يا شدتي يا حزني بر كسي وارد شد بايد زانوها و ذراعين را برهنه كند و بزمين بچسپاند و سينه خود را بزمين متصل كند و حاجت خود را بخواهد در حال سجده .

مسأله - هر گاه سجده كردي دست را بر موضع سجود بمال و بصورت و هر چه از بدنت رسيد مسح كن كه امان از هر مرضي و آفتي است .

تذييل - در سجده قراءت است .

مسأله - واجب است سجود بر كسي كه بخواند سجده را از چهار سوره سجده و آنها حٰم سجده است و تنزيل و نجم و اقرأ [ص 260] باسم و مكرر ميكند سجده را هر گاه مكرر بخواند .

مسأله - واجب است سجود بر كسي كه بشنود قراءت سجده را و براي شنيدن آن ساكت بوده و روايت شده است كه هر كه بشنود مطلقا بايد سجده كند و آن احوط است و شنونده هم هر چه مكرر بشنود مكرر سجده ميكند .

مسأله - سجود در غير از چهار سوره سنت است و فريضه نيست و حضرت علي بن الحسين (ع) را خوش مي‌آمد كه سجده كند در هر سورهٔ كه سجده داشت و اصحاب از آن مواضع پانزده موضع شمرده‌اند و شايد بيشتر باشد .

مسأله - شرط نيست طهارت در سجده تلاوت پس سجده ميكند بي‌وضو و جنب و حائض و روايت شده است در حائض كه سجده نميكند هر گاه سجده را بشنود و محمول بر تقيه است بجهت اينكه منسوب باكثر جمهور است كه بايد از دو حدث طاهر باشد .

مسأله - اختلاف كرده‌اند در شرط بودن در سجود تلاوت كه آيا بايد بر چيزي باشد كه سجده بر آن صحيح است يا نه و احتياط آسان است .

مسأله - تكبير نميگويد پيش از سجده و لكن همين كه سر برداشت تكبير ميگويد و سلام هم نميدهد .

مسأله - روايت شده است كه همين كه آيه سجده را خواندي [ص 261] در حالي كه نشستهٔ سجده كن رو بقبله و اگر سوار باشي و بخواني سجده بكن بهر طرف كه ميروي .

مسأله - هر گاه سجده كردي هر چه در سجود ميگوئي يا هر چه ميسر شود ميگوئي و روايت شده است كه بايد در سجده بگويد سجدت لك تعبّدا و رقّا لا مستكبرا عن عبادتك و لا مستنكفا و لا مستعظما بل انا عبد ذليل خائف مستجير .

مسأله - روايت شده است كه هر كه سجده را بخواند يا بشنود سجده ميكند هر وقت باشد خواه وقتي باشد كه نماز جايز باشد يا نباشد و نزد طلوع آفتاب و غروب آن .

مسأله - هر كه در نماز سجده را بخواند سجده ميكند نماز فريضه باشد يا نافله و اگر چه احوط آن است كه در فريضه نخواند سجده را .

مسأله - هر كه نماز كند و سجده را بخواند و فراموش كند كه سجده كند و ركوع و دو سجده نماز را بجا آورد بعد متذكر شود اگر از سجده‌هاي واجب است سجده ميكند .

مسأله - هر گاه نماز كردي با كسي كه عزيمه را ميخواند پس اگر سجده ميكند سجده كن و اگر سجده نميكند بايماء سجده بكن و اگر از غير امام هم شنيدي ايماء بكن .

مسأله - هر كه در نماز فريضه باشد و آيه سجده را از ديگري بشنود بايماء بسر خود سجده ميكند و اگر در نافله باشد سجده [ص 262] ميكند و برميخيزد و نمازش را تمام ميكند .

مسأله - هر گاه امام آيه سجده را بخواند و محدث شود پيش از آنكه سجده كند غيري را مقدم ميدارد پس او سجده ميكند و آنها سجده ميكنند و منصرف ميشود و نمازشان تمام است .

و بعض احكام سجده عزائم كه متعلق بنماز است در قراءت گذشت .

باب چهاردهم - در قواطع نماز است و احكام شك و سهو و در آن چند فصل است :

فصل - در قواطع نماز است .

مسأله - جايز نيست قطع كردن نماز بعد از آنكه حرام شد بتكبير بدون ضرورتي .

مسأله - هر گاه در نماز فريضه باشي و غلام خود را به‌بيني كه فرار كرد يا غريم خود را كه بر ذمه او از تو مالي است يا ماري كه از او بر خود ميترسي يا بچه كه بسوي آتش ميرود يا گوسفند كه داخل حجره ميشود و چيزي را فاسد ميكند يا كيسه خود را يا متاع خود را فراموش كردهٔ و ميترسي از تلف آن يا حيوان شرارت ميكند يا ميترسي برود يا صدمه برساند و امثال اينها از آنچه مضطر ميشوي بسوي آن پس باكي نيست كه منصرف شوي و غلام يا غريم خود را دست بياوري و مال و نفس خود را حفظ كني و مار [ص 263] را بكشي و بنا ميگذاري بر نمازت مادام كه عملي نكردهٔ كه نمازت را قطع كند و اگر كرده باشي نماز را از سر ميگيري .

مسأله - هر كه مضطر شد بقطع نماز پس بهتر آن است كه سلام بدهد هر جا باشد زيرا كه تحليل نماز تسليم است .

مسأله - روايت شده است كه هر گاه خواب بر تو غالب شد و در نماز باشي نماز را قطع كن و بخواب چرا كه نميداني شايد نفرين بكني بر خود .

مسأله - هر كه محدث شود بخواب يا غير آن در اثناء نماز عمدا يا سهوا سبقت گرفته باشد او را حدث يا نه نماز او منقطع ميشود و وضو ميگيرد و نماز را از سر ميگيرد .

مسأله - منقطع ميشود نماز بتكلم عمداً و لابد از اعاده است .

مسأله - روايت شده است كه هر كه ناله كند در نماز تكلم كرده و بعضي حمل بر كراهت نموده‌اند و بهتر ترك آن است .

مسأله - هر چه ذكر خدا و رسول (ص) باشد از كلامي كه باعث بطلان بشود نيست مثل اينكه در غير محل تسبيح كند يا تكبير بگويد و صداي خود را بلند كند بآن يا چيزي از قرآن بخواند براي حاجتي از تنبيه غافلي يا بيدار كردن راقدي .

مسأله - روايت شده در مرد هر گاه در نماز باشد پس پدر او را بخواند بايد تسبيح كند و اگر مادر او را بخواند بايد لبيك بگويد و بعضي حمل بر نافله كرده‌اند بنا بر آنكه قطعش جايز است .

[ص 264] مسأله - باكي نيست بر كسي كه تكلم كند سهواً يا نسياناً يا از روي جهل يا بگمان اينكه از نماز فارغ شده مثل اينكه سلام بدهد بدو ركعت و تكلم كند بعد متذكر شود كه نمازش ناقص است پس نقص آنرا تمام ميكند و باكي بر او نيست .

مسأله - رو گرداندن از قبله عمداً نماز را قطع ميكند هر گاه بتمام بدن يا باندازه فاحش ولو بصورتش باشد و اما التفات كم قطع نميكند نماز را و لكن نقص است و ربودني است از شيطان ، و احكام انحراف سهواً يا جهلاً در باب قبله گذشت .

مسأله - قهقهه نماز را ميشكند و اما تبسم نميشكند .

مسأله - روايت شده است كه گريه براي ذكر جنت و نار در نماز افضل اعمال است و اگر متذكر ميت خود شود و گريه كند نمازش فاسد است .

فصل - در آنچه متعلق بقواطع است .

مسأله - جايز نيست تكفير در نماز كه يكي از دو كف يا ذراع را روي ديگري بگذارد و اگر تكفير نمايد نماز را باطل نميكند و لكن بار ديگر نكند مگر اينكه مقام تقيه باشد .

مسأله - روايت شده است در كسي كه موي خود را جمع كند و ببندد بالاي سر و نماز فريضه كند اينكه نماز را اعاده ميكند [ص 265] و حمل بر كراهت شده و حمل بر تقيه هم شده است و احتياط مرغوب است .

مسأله - مكروه است بازي نمودن در نماز با ريش و سر و سنگريزه مگر اينكه موضع سجود خود را تسويه كني و مكروه است عبث بهر چه مشغول كند تو را از نماز و روايت شده است كه عبث مرد با ريش خود نمازش را قطع ميكند .

مسأله - مكروه است قطع كردن ناخنها و موي ريش بدندان و دندان فرو بردن بر آنها در نماز و آن ولع است و اگر كرد چيزي بر او نيست اما عادت خود قرار نميدهد .

مسأله - مكروه است تثاؤب و تمطّي در نماز كه مراد خميازه و تمدد دستها باشد و روايت شده است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله اگر خميازه ميكشيد در نماز آنرا رد ميكرد بدست راست خود .

مسأله - مكروه است شكستن انگشتان در نماز و آن نقص است .

مسأله - مكروه است آب دهان و بيني انداختن در نماز و مستحب است حبس آب دهان بجهت تعظيم خداوند و اگر آب دهان انداخت طرف چپ يا زير پاي چپ بياندازد .

مسأله - مكروه است در نماز چشمها را بر هم گذاردن و چشم بآسمان بالا بردن .

مسأله - روايت شده است كه هر كه تأمل كند در خلقت زني [ص 266] نماز براي او نيست و حمل شده است بر كراهت هر گاه زن حلال باشد و اما حرام كه جايز نيست .

مسأله - سزاوار است ترك حديث نفس و خيالات در نماز براي كسي كه بتواند و روايت شده است كه كيست كه طاقت داشته باشد ترك حديث نفس را .

مسأله - مكروه است لثام بر صورت و دهان انداختن و عجله در نماز كردن و باِقعاء نشستن چنانكه گذشت كه بر قدمها بنشيند يا مانند سگ و مكروه است فرش كردن دو ذراع و كسالت نمودن و چرت زدن و سنگيني كردن و انگشتان را در هم انداختن و ايستاده متورك بودن كه دستها را بر دو ورك بگذارد از ملالت از نماز و همچنين راندن شتر و نماز كردن با دوائي كه حقنه نموده و نظر كردن بر انگشتر و مصحف مثل اينكه ميخواهد بخواند .

مسأله - مكروه است نماز براي مدافع اخبثين تا خود را فارغ كند و روايت شده است كه نماز نيست براي كسي كه بول دارد و كسي كه غائط دارد و كسي كه چكمه او تنگ باشد و روايت شده است در كسي كه مالشي در دل او پيدا شود اگر تحمل دارد و نميترسد از سبقت حدث بايد نماز كند و صبر كند .

مسأله - باكي نيست بمسح جبهه بجهت پاك كردن خاكي كه بآن چسپيده .

مسأله - قطع نميكند نماز را رعاف و قي و ضرباني كه در [ص 267] عروق يا در شكم پيدا شود پس اگر خون‌دماغ شود و آب در راست و چپ يا پشت سر او باشد و بتواند بشويد بدون اينكه رو بگرداند يا تكلم كند ميشويد و نماز را تمام ميكند و اگر رو گردانيد يا تكلم كرد اعاده ميكند و قي هم مثل رعاف است و هر كه مس كند بيني خود را و خون خشكيده به‌بيند مي‌اندازد آنرا و باكي بآن نيست و هر كه خون‌دماغ شود و خون نايستد تا وقت نماز برسد پنبه يا پارچهٔ در بيني خود ميگذارد و نماز ميكند و طول نميدهد هر گاه بترسد كه خون سبقت بگيرد .

مسأله - باكي نيست بقطع نمودن ثألول از بدن يا گوشتي از جراحت اگر نترسد كه خون جاري شود و اگر بترسد نميكند و روايت شده است كه نماز را ميشكند .

مسأله - باكي نيست بكندن دندان در نماز اگر خون جاري نشود و اگر خون جاري ميشود از نماز منصرف ميشود .

مسأله - آروق نماز را قطع نميكند .

مسأله - باكي نيست به مس عورت در نماز بخصوص براي زن هر گاه گمان كند كه حايض شده پس مس ميكند جهت دانستن آن .

مسأله - باكي نيست به پيش رفتن و پس رفتن در نماز جهت حاجتي يا جهت تنگي جا در صف و باكي نيست براه رفتن و روايت شده است كه پاها را بزمين ميكشد و گام برنميدارد و روايت [ص 268] شده است كه قراءت نميكند تا بموضعي كه ميخواهد برسد .

مسأله - باكي نيست ببرداشتن دست از ركوع و سجود و خاراندن جسد هر گاه بر او زحمت باشد و صبر نمودن تا اينكه فارغ شود افضل است و باكي نيست به حك نمودن فضله مرغ يا غير آن از جامه .

مسأله - باكي نيست به پيش آوردن نعل با دست يا پاي خودش .

مسأله - ديده شد حضرت ابوالحسن عليه السلام كه نماز ميفرمود ايستاده و پهلوي آن حضرت مرد پيري بود كه ميخواست برخيزد و عصائي داشت كه ميخواست بردارد و حضرت خم شد در حالي كه در نماز ايستاده بود و عصا را بآن مرد داد بعد برگشت بنماز خودش ، و حضرت پيغمبر (ص) نخامهٔ را در مسجد ديدند پس پيش رفتند و عرجوني كه چوب خوشه خرما باشد برداشتند و نخامه را تراشيدند بعد قهقري برگشتند و نماز را تمام فرمودند و حضرت صادق (ع) فرمود كه ابواب بسيار از نماز از اين مفتوح ميشود ، و پدر بزرگوارم ميفرمايد كه ده باب از اين مفتوح ميشود اول اينكه جايز است نظر بغير موضع سجده در نماز دويم اينكه مستحب است تراشيدن نخامه از مسجد سيوم استحباب آن ولو در حال نماز باشد چهارم جايز بودن راه رفتن در نماز پنجم جواز برداشتن عرجون يا چيز ديگر از زمين و انداختن آن بعد از رفع حاجت ششم جواز حركت دادن دست [ص 269] در نماز بقدر حك نمودن چيزي هفتم آنكه در برگشتن هر گاه برگردد بايد قهقري برگشت هشتم آنكه مستحب است برگشتن بموضع اول نهم جايز بودن تمام كردن نماز و حاجت باعاده نبودن دهم اينكه فعل طاعت در اثناء نماز منافي نماز نيست .

مسأله - جايز است ايماء بسر و دست و تنحنح و بلند كردن صدا بتسبيح و جايز است براي زن دست بر هم زدن و بر ران خود زدن بجهت آگاه نمودن غافلي يا بيدار كردن راقدي .

مسأله - روايت شده است در كسي كه آسيابي دارد كه طحن ميكند و غلام مباشر آن است و خواب رفته در حال نماز دست بديوار ميزند و او را بيدار ميكند و باكي بآن نيست بجهت اينكه در طاعت خداست طلب رزق خود را ميكند .

مسأله - جايز است كه سنگ‌ريزه بجانب كسي اندازد كه رو باو كند و جايز است كه سنگ بسگ يا غير آن بزند .

مسأله - مكروه است ساكت شدن بجهت شنيدن كلام و آن نقص در نماز است و باكي نيست بساكت شدن بجهت تذكر آنچه از نماز خود فراموش كرد .

مسأله - باكي نيست بكشتن مار و افعي و عقرب و پشه و كيك و قمله و مگس و مورچه و موش و حَلَمه كه تين شتر باشد يا شبه اينها و روايت شده است در قمله كه مي‌اندازد آنرا بخارج مسجد يا زير پاي خود دفن ميكند و در مار روايت شده است كه اگر فاصله با آن [ص 270] يك گام باشد ميرود و آنرا ميكشد و الا فلا .

مسأله - باكي نيست كه جاريه محلله خود را بسوي خود ضم كند در نماز .

مسأله - باكي نيست براي زن كه بچه خود را بگيرد و ساكت كند از گريه در نماز و شير بدهد او را در حالي كه نشسته و اما در حالي كه ايستاده او را حمل نميكند .

مسأله - باكي نيست بخوردن آب در نماز وتر هر گاه بخواهد روزه بگيرد و بترسد صبح شود پس يك گام يا دو يا سه گام برميدارد و آب ميخورد و بجاي خود برميگردد و دعاي خود را قطع نميكند .

مسأله - باكي نيست كه نماز كند و در دهانش مهره يا مرواريدي باشد اگر منع از قراءت نكند و الا فلا .

مسأله - باكي نيست كه نماز كند و در آستينش مرغي باشد اگر بترسد كه برود .

مسأله - جايز است سلام كردن بر نمازگذار و او هم مثل همان كه گفته رد ميكند و روايت شده است كه هر گاه يكي از مسلمين بتو سلام كند و تو در نمازي جواب سلام او را بده ميان خود و نفس خودت و صوت خود را بلند مكن .

مسأله - جايز است تسميت و دعا بر عطسه‌كننده مثل يرحمك الله گفتن و روايت شده است كه هر گاه برادرت عطسه كرد و تو در نماز باشي بگو الحمد لله و صلي الله علي النبي و آله و جايز است [ص 271] حمد كردن خود عطسه‌كننده هر گاه عطسه كند در نماز و روايت شده است كه بايد حمد كند و صلوات بر نبي بفرستد سرّاً در نفس خودش .

مسأله - جايز است برگردانيدن جامه بشانه‌ها هر گاه بيفتد از شانه در نماز .

مسأله - جايز است حركت دادن انگشتان حركت دادن خفيفي در حال سجده مثل اينكه تسبيح را ميشمارد و جايز است شمردن مرد نمازش را بانگشتر يا با سنگ‌ريزه بدست ميگيرد و بآن ميشمارد .

فصل - در احكام شك است .

مسأله - هر گاه شك كند در نمازهاي دو ركعتي مثل نماز صبح و نماز سفر و جمعه و عيدين و همچنين نماز مغرب و دو ركعت اول از هر نمازي اعاده ميكند و غير اين هم روايت شده ولي عمل بر اعاده است .

مسأله - هر كه نداند چند ركعت نماز كرده و وهم او هم بطرفي نرود اعاده ميكند .

مسأله - روايت شده است از حضرت صادق (ع) كه همه سهو را در دو كلمه براي تو جمع ميكنم هر وقت شك كردي باكثر بگير و همين كه سلام دادي تمام كن آنچه گمان كردي كه كم كردهٔ . [ص 272] مؤلف گويد كه شك در دو ركعت اول و نمازهاي دو ركعتي و نماز مغرب خارج ميشود چنانچه در مسأله اولي گذشت بمقتضاي بعضي روايات و اتفاق اصحاب بر آنها و باقي اقسام سهو در تحت اين دو كلمه هست و اين در صورتي است كه اكثر زيادتر از چهار ركعت نباشد .

مسأله - هر گاه بنا بر اكثر گذاشت بعد از تمام كردن نماز سلام ميدهد بعد نماز احتياط بجا مي‌آورد پس همين كه شك ميان سه و چهار باشد سلام ميدهد بعد برميخيزد و يك ركعت نماز ايستاده يا دو ركعت نشسته بجا مي‌آورد كه اين دو عوض يك ركعت حساب ميشود و هر گاه شك ميان دو ركعت و سه ركعت باشد يك ركعت ديگر ميكند و سلام ميدهد بعد يك ركعت ايستاده يا دو ركعت نشسته بجا مي‌آورد و هر گاه ميان دو ركعت و چهار ركعت باشد سلام ميدهد و دو ركعت ايستاده ميكند و هر گاه ميان دو و سه و چهار باشد سلام ميدهد بعد دو ركعت ايستاده و دو ركعت نشسته بجا مي‌آورد و روايت شده است كه يك ركعت ايستاده و دو ركعت نشسته و اولي مشهورتر است و عمل بر آن است .

مسأله - نماز احتياط مثل ساير نمازها است مگر اينكه از قراءت حمدي تنها ميخواند .

مسأله - هر كه ميان چهار ركعت و پنج ركعت شك كند در آن دو روايت است و عمل بر اين است كه سلام ميدهد و دو سجده [ص 273] سهو ميكند .

مسأله - هر كه نداند آيا زياد كرده يا كم كرده در آن دو روايت است يكي اينكه دو سجده سهو ميكند بدون ركوعي و قراءتي و تشهد خفيفي ميخواند و دويم اينكه تشهد ميخواند و سلام ميدهد و دو ركعت تمام نشسته بجا مي‌آورد و بهر كدام بگيري واسع است .

مسأله - مشهور آن است كه كسي كه مظنه داشته باشد بيكي از دو طرف شك عمل بمظنه خود ميكند مثل علم و در هر ركعت و هر نماز باشد فرق نميكند و نماز احتياط و سجده سهو هم نميخواهد و اين در شك ميان سه و چهار بطور صراحت رسيده الا اينكه در بعض اخبار است كه اگر وهم تو بچهار ركعت رفت سجده سهو كن و بعضي آنرا حمل بر استحباب كرده‌اند و كليةً اين فتوي قريب است مگر اينكه احوط اقتصار بر موضع نصوص است و اولي در نمازهاي دو ركعتي و دو ركعت اول و مغرب طلب يقين و ثبات است .

مسأله - بر سهو سهو نيست و بر اعاده اعاده نيست .

مسأله - سهو نيست بر امام هر گاه مأمومين باتفاق حفظ كرده باشند و سهو نيست بر مأموم هر گاه امام حفظ كرده باشد .

مسأله - سهو نيست در نافله و روايت شده است كه بنا بر اقل ميگذارد .

[ص 274] مسأله - اعتنا نميكند بشك بعد از فراغ هر گاه در وقت انصراف بر يقين بوده .

مسأله - سهو نيست بر كثير السهو و او كسي است كه سهو ميكند در هر سه چيز يا اقرار دارد بر نفس خود بسهو پس ميگذرد و نماز را زياد نقض نميكند كه همين كه چند مرتبه چنين كرد شك او زايل ميشود .

مسأله - سزاوار است تخفيف نماز از جهت سهو و هر كه نماز مغرب را بسوره توحيد و جحد بخواند سهو در مغرب از او زايل ميشود و روايت شده است در كثير السهو كه هر گاه داخل نماز شدي بانگشت مسبحه راست طعن بزن بر ران چپ بعد بگو بسم الله و بالله و توكلت علي الله اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم كه باين او را طرد ميكني .

مسأله - هر كه شك كند در چيزي از افعال نماز پس اگر وقت آن نگذشته بجا مي‌آورد و اگر گذشته ميگذرد و همچنين بعد از منصرف شدن از نماز .

مسأله - هر گاه وهمت بسوي تمام برود هميشه در هر نماز كه باشد دو سجده بكن بدون ركوع و اين عام است در ركعات و افعال نماز همه ، پس ميگذرد همان طور كه هست و دو سجده براي سهو ميكند و چيزي بر او نيست .

[ص 275] فصل - در احكام سهو است .

مسأله - هر كه اذان و اقامه را فراموش كند تا داخل نماز شود ميگذرد در نماز خودش و روايت شده است كه اگر متذكر شدي پيش از ركوع برگرد و اذان و اقامه بگو و نماز را از سر بگير و اگر ركوع كردهٔ نماز را تمام كن و روايت شده است كه اگر پيش از قراءت متذكر شود صلوات بر پيغمبر (ص) ميفرستد و اقامه ميگويد و اگر قراءت كرده نماز را تمام كند و روايت شده است در كسي كه در ركعت دويم متذكر شود در حال قراءت كه اقامه نگفته اينكه ساكت ميشود و دو مرتبه ميگويد قد قامت الصلوة بعد قراءت و نماز خود را تمام ميكند و نمازش تمام است و همه اينها محمول بر استحباب است .

مسأله - هر كه خطا كند در ترتيب حروف اذان يا اقامه برميگردد بهمان جا كه خطا كرده و بترتيب اذان و اقامه را تمام ميكند و روايت شده است در كسي كه خطا در اذان و اقامه كند و متذكر شود پيش از آنكه بنماز بايستد اگر خطا در اذان كرده ميگذرد و اگر خطا در اقامه كرده منصرف ميشود و اقامه را اعاده ميكند و اگر بعد از يك ركعت يا دو ركعت متذكر شود ميگذرد و او را كافي است .

مسأله - فاصله ميان اذان و اقامه را عمداً ترك نميكند و اگر [ص 276] فراموش كرد تا اينكه مشغول نماز شد چيزي بر او نيست .

مسأله - هر گاه واجب شود بر او نماز نشسته و فراموش كند تا اينكه برخيزد و افتتاح نماز را ايستاده كند بعد متذكر شود مي‌نشيند و افتتاح نماز را نشسته ميكند و همچنين هر كه نماز ايستاده بر او واجب باشد و فراموش كند تا آنكه نشسته افتتاح نماز نمايد قطع ميكند نماز را و برميخيزد و افتتاح را ايستاده ميكند و بآنكه نشسته كرده اعتنا نميكند .

مسأله - هر كه در نماز فريضه بايستد و سهو كند و گمان كند كه نافله است پس آن بر همان است كه افتتاح شده و هر كه در نماز نافله بايستد و سهو كند و گمان كند كه فريضه است آن هم بر همان است كه افتتاح شده .

مسأله - هر كه تكبيرة الافتتاح را فراموش كند و يقين كند كه تكبير نگفته نماز را اعاده ميكند .

مسأله - هر كه قراءت را عمداً ترك كند نماز را اعاده ميكند و هر كه فراموش كند و قبل از ركوع متذكر شود بجا مي‌آورد و اگر حمد را فراموش كند و بعد از قراءت سوره متذكر شود حمد را ميخواند و سوره را اعاده ميكند و اگر بعد از ركوع متذكر شود نمازش تمام است خواه اين در يك ركعت باشد يا ركعاتي .

مسأله - هر كه جهر يا اخفات را ترك كند سهواً يا نسياناً يا از جهت ناداني چيزي بر او نيست و نماز او تمام است .

[ص 277] مسأله - قنوت را عمداً ترك نميكند و هر كه فراموش كند و رو بركوع برود پس اگر متذكر بشود پيش از آنكه دستش بزانو برسد بايد برگردد و بايستد و قنوت بخواند بعد ركوع كند و اگر دست را بر زانو گذارده بايد بگذرد و بر او چيزي نيست و روايت شده است كه بعد از ركوع قنوت ميخواند و اگر متذكر نشد تا از نماز منصرف شود چيزي بر او نيست و نهي شده است از خواندن قنوتي كه فراموش شده در نماز وتر بعد از ركوع و صدوق عليه الرحمه منع از آن را در نماز وتر و نماز صبح نسبت بحضرت صادق عليه السلام داده و گفته است كه اين از مختصات عامه است .

مسأله - مستحب است قضاء قنوت بعد از نماز در حالي كه نشسته و اگر متذكر شود و حال اينكه در راه ميرود رو بقبله ميكند و قنوت ميخواند .

مسأله - هر كه ركوع را فراموش كند نماز را اعاده ميكند و روايت شده است كه اگر يقين كرد كه ركوع نكرده دو سجده را كه بدون ركوع كرده مي‌اندازد و نماز را تمام ميكند و اگر يقين نكرد مگر بعد از فراغت و منصرف شدن از نماز بايد برخيزد و يك ركعت با دو سجده بكند و چيزي بر او نيست و اول احوط است و مشهور بر آن است .

مسأله - هر كه يك سجده را فراموش كند و برخيزد و قبل از ركوع متذكر شود همان وقت سجده ميكند و برميخيزد و قراءت [ص 278] را اعاده ميكند و اگر بعد از ركوع متذكر شود ميگذرد و همين كه از نماز منصرف شد سجده را قضا ميكند و هر كه دو سجده را با هم فراموش كند نماز را اعاده ميكند و فرقي ميان ركعات نيست بنا بر احوط .

مسأله - هر كه ذكر ركوع و سجود را فراموش كند تا اينكه سر بردارد نمازش تمام است و جايز نيست ترك آن عمداً .

مسأله - هر كه در نماز فريضه يك ركعت تمام زياد كند نماز را اعاده ميكند .

مسأله - روايت شده است كه هر كه در نماز خود زياد كند بر اوست اعاده و اصحاب مخصوص بزيادتي ركن شمرده‌اند و روايت شده است در زيادتي سجده كه از يك سجده نماز را اعاده نميكند اما از يك ركعت اعاده ميكند و احتياط واضح است .

مسأله - هر كه در سجده آخر از فريضه سهو كند سلام ميدهد و سجده را بجا مياورد و در نافله هم همين طور است .

مسأله - هر كه در ركعات نافله سهو كند و برخيزد و ركوع كند در ركعت سيّوم اين ركعت را ميگذارد و مي‌نشيند و تشهد ميخواند و سلام ميدهد .

مسأله - هر كه تشهد اول را فراموش كند و قبل از ركوع متذكر شود برميگردد و تشهد ميخواند و اگر بعد از ركوع متذكر شود ميگذرد و همين كه منصرف شد دو سجده بدون ركوع ميكند و تشهدي [ص 279] كه فوت شده ميخواند و هر كه تشهد آخر را فراموش كند پس اگر قبل از انصراف متذكر شود بجا مي‌آورد و اگر بعد از انصراف متذكر شود قضا ميكند در جاي اول يا جاي ديگر كه نظيف باشد .

مسأله - هر كه تشهد اول را در وتر فراموش كند تا ركوع كند در ركعت سيّوم مي‌نشيند و تشهد ميخواند و فريضه مثل نافله نيست .

مسأله - هر كه در غير موضع تسليم سلام دهد و متذكر نقص شود پيش از آنكه منافي نماز از او سر بزند نقص را تمام ميكند و اگر بعد از فعل منافي متذكر شود پس اگر منافي از چيزهائي است كه اگر سهواً بجا آورد معفو است مثل حرف زدن باز همين طور است يعني همان نقص نماز را تمام ميكند و اگر منافي از چيزهائي است كه عفو نميشود ولو سهواً باشد مثل حدث و پشت كردن بقبله در اين صورت نماز را اعاده ميكند .

مسأله - هر كه سلام را فراموش كند و از نماز منصرف شود بعد متذكر شود بجا مي‌آورد آنرا و نماز باطل نميشود .

مسأله - هر كه از نماز خود چيزي را فراموش كند و بعد متذكر شود همان را بعينه قضا ميكند .

تتمه - در احكام دو سجده سهو است .

مسأله - مشهور آن است كه واجب است دو سجده سهو بر كسي كه از روي نسيان تكلم كند و روايت شده است كه اگر ناسياً [ص 280] تكلم كردي چيزي بر تو نيست و روايت شده است كه تكبير بسيار ميگويد و احتياط واضح است .

مسأله - و همچنين بر كسي كه در غير موضع سلام سلام دهد و بسياري از اخبار خالي از آن است و در بعضي است كه چيزي بر او نيست و قول باستحباب آن دور نيست .

مسأله - هر كه شك كند ميان چهار و پنج يا نداند كم كرده يا زياد كرده دو سجده سهو ميكند و تشهد خفيفي ميخواند و روايت شده است كه دو ركعت نماز نشسته بكن و عمل بر اولي است .

مسأله - روايت شده است در ايستادن در جاي نشستن و عكس آن كه دو سجده سهو ميكند و آن دو مرغمتان هستند و بسياري از اخبار خاصة منافي اين است و قول بوجوب آن در اين مقام منسوب بابي‌حنيفه و شافعي و اتباع آنها است .

مسأله - روايت شده است كه هر كه سهو خود را حفظ كند پس آنرا تمام كند سجده سهو بر او نيست و لكن آن بر كسي است كه نداند زياد كرده در نماز خود يا كم كرده .

مسأله - مستحب است دو سجده سهو براي هر زيادتي يا نقصاني كه در نماز واقع شود .

مسأله - محل سجده سهو بعد از سلام است و پيش از كلام .

مسأله - دو سجده سهو نه تكبير دارد و نه قراءت و نه ركوع مگر اينكه امام همين كه سهو كند تكبير ميگويد پيش از سجده و بعد [ص 281] از سجده كه مأموم بداند كه امام سهو كرده .

مسأله - مستحب است كه تشهد خفيفي بعد از آن دو بخواند و سلام بدهد .

مسأله - مستحب است در آن دو ذكر بمأثور و آن اين است بسم الله و بالله و صلي الله علي محمد و آل‌محمد و همچنين بسم الله و بالله السلام عليك ايها النبي و رحمة الله و بركاته و گفته شده است كه واجب است و احتياط مخفي نيست .

مسأله - هر كه دو سجده سهو را فراموش كند هر وقت متذكر شود سجده ميكند و روايت شده است در كسي كه سهو كند در نمازش و متذكر نشود تا نماز فجر را بجا آورد سجده سهو نميكند تا آفتاب طالع شود و شعاع آن برود و احتمال تقيه در آن هست .

مسأله - در هيچ موضع نديده‌ايم كه امر بتكرار سجده فرموده باشند و اگر چه اسباب آن دو متعدد باشد همچنانكه در بسياري از اخبار هست و تكليفي بر ما نيست .

مسأله - بر مأموم سجده سهو نيست و اگر چه بعد از افتتاح نماز سهو كند و هيچ نگويد تا اينكه سلام دهد بجهت اينكه امام ضامن نماز او هست ، و بعضي مواضع سجده سهو در فصل‌هاي پيش گذشت .

[ص 282] باب پانزدهم - در نماز مسافر و خائف است و در آن چند فصل است :

فصل - در بيان شروط قصر است .

مسأله - از شروط قصر مسافت است و آن دو بريد است يا سير كردن در روشني يك روز از سير قطار براي عامه و قوافل و اثقال و دو بريد هشت فرسخ است يا بيست و چهار ميل و هر ميلي بنا بر آنچه از خبري ظاهر ميشود سه هزار و پانصد ذراع است و در السنه فقهاء چهار هزار ذراع است هر ذراعي بيست و چهار انگشت و هر انگشتي هفت جو بعرض يا شش جو و شايد اختلاف از باب اختلاف ذراع قديم و جديد است چنانچه گفته شده و ظاهر از اخبار آن است كه بنا بر تدقيق نيست بلكه از امور عامة البلوي است كه واگذار بعامه و معروف ميان ايشان است .

مسأله - مسافر در دريا مثل خشكي است تقصير و افطار ميكند بشروط آن .

مسأله - مشهور آن است كه حد ترخّص در تقصير در بيرون رفتن پنهان شدن از بيوت است يا خفاء اذان و در داخل شدن عكس اين است و اخبار بسيار كه موافق ظاهر قرآن هم هست رسيده كه حد ترخّص بيرون رفتن از منزل و برگشتن بمنزل است و جماعتي هم اين طور گفته‌اند و لكن احتياط مخفي نيست .

[ص 283] مسأله - مسافتي كه شرعا معتبر است هشت فرسخ است رفتن تنها يا با برگشتن ، در همان روز برگردد يا غير آن روز مادام كه سفرش در بين قطع نشده باشد چنانچه مي‌آيد .

مسأله - شرط است كه قصد مسافت را داشته باشد و كسي كه بيرون برود پي حاجتي و قصد مسافت نداشته باشد و خورده خورده برود تا هشت فرسخ از منزل دور شود تا هشت فرسخ تمام ميكند و بعد از آن اگر قصد رجوع يقينا دارد قصر ميكند تا برگردد و اگر اتفاق افتد كه پيش از هشت فرسخ قصد مسافت را بدون تردد بكند مثل اينكه چهار فرسخ برود بدون قصد بعد قصد كند دو فرسخ ديگر برود و شش فرسخ بمنزل برگردد پس روي‌هم‌رفته هشت فرسخ قصد دارد و بايد تقصير كند بجهت اينكه مدار بر قصد است .

مسأله - شرط است استمرار قصد تا انتهاء مسافت و اگر چه نوعا باشد پس اگر بيرون برود بسفري و از عزم خود برگردد يا متردد شود پيش از چهار فرسخ تمام ميكند و همين كه باز بعزم سفر حركت كرد تقصير ميكند و اگر بچهار فرسخ برسد بعد اراده رجوع كند يا متردد شود و نداند كه ميرود يا برميگردد تقصير ميكند زيرا كه مسافت از ذهاب و اياب حاصل ميشود و در صورتي كه پيش از چهار فرسخ از عزم خود برگردد اگر نماز قصر كرده مستحب است اعاده كند .

[ص 284] مسأله - اگر باكراه مسافت را طي ميكند مثل اسير تقصير ميكند مگر اينكه قصد مسافت را نداشته باشد بلكه قصد فرار داشته هر وقت بتواند .

مسأله - هر كه وارد زميني شود و قصد دارد ده روز اقامت كند بايد تمام كند و اگر بگويد امروز بيرون ميروم يا فردا و نميداند تا يك ماه تقصير ميكند و اگر يك ماه يا سي روز گذشت تمام ميكند و شايد كفايت كند در اقامت صدق عرفي و ضرر نرساند بيرون رفتن از حصار شهر و سير در بعض بساتين و متعلقات شهر و همچنين در هر زميني در آنچه متعلق بآن است .

مسأله - هر كه در اثناء سفر بملك و مزرعه خود برسد تقصير ميكند مادام كه قصد توقف ده روز نداشته باشد مگر اينكه در آن محل براي او منزلي باشد كه وطن گرفته باشد و شش ماه در آنجا اقامت ميكند و قصد او توطن در آنجا است نه مطلقا پس هر گاه چنين باشد تمام ميكند در آنجا هر وقت كه داخل شود .

مسأله - مسافر هر گاه داخل وطن خود شود و وطن مقامي است كه او از اهل آن مقام است عرفاً و محل اوست منقطع ميشود سفر او در آن مقام بدخول منزلش يا محل ترخص بنا بر مشهور و واجب نيست كه منزل ملك او باشد .

مسأله - سفري كه موجب تقصير است بايد حق و جايز در شرع باشد پس اگر براي صيد لهو باشد يا در معصيت خداوند يا بسوي [ص 285] سلطان جائر يا رسول باشد براي كسي كه معصيت خدا ميكند يا در طلب عداوتي يا سعايتي يا ضرري بر قومي از مسلمين يا اميري كه در امارت خود دور ميزند يا كسي كه ماليات جمع ميكند يا محارب كه قطع سبيل ميكند يا سفر باطل كليةً جايز نيست از براي او تقصير و بر اوست اتمام .

مسأله - روايت شده است كه صاحب صيد تقصير ميكند مادام كه بر جاده است و همين كه از جاده عدول كرد تمام ميكند و همين كه بجاده برگشت تقصير ميكند و ظاهر اين است كه اين حكم كسي است كه سفر او جايز است و در اثناء بصيد ميرود و اما كسي كه از خانه بيرون ميرود براي شكار سفر او باطل است و مطلقاً تقصير نميكند .

مسأله - روايت شده است در صياد كه اگر براي قوت خود يا قوت عيال خود بيرون ميرود بايد افطار كند و تقصير نمايد و اگر بيرون رود براي طلب فضول افطار و تقصير نميكند و كرامتي نيست .

مسأله - كسي كه بمشايعت برادر مؤمن بيرون ميرود يا استقبال او را مينمايد تقصير و افطار ميكند هر گاه قصد مسافت داشته باشد بجهت اينكه سفر او حق است و تشييع و افطار افضل است از وقوف و صوم .

[ص 286] مسأله - مكاري و جمّال و كَرٖي ● و شبان و دشتبان و كشتيبان و تاجري كه دور ميزند براي تجارت از بازاري ببازاري و بدوي كه مواضع آب و علف را ميطلبد و هر كه منزل او با او باشد يا سفر عمل او باشد تمام ميكنند و روزه ميگيرند در سفر و حضر و روايت شده است در مكاري و جمّال كه هر گاه بسرعت برود زيادتر از متعارف بايد تقصير كنند و روايت شده است كه ميان دو منزل تقصير كنند و در منزل تمام كنند .

مسأله - روايت شده است كه هر مكاري كه اقامت كند در منزل خود يا در بلدي كه داخل ميشود كمتر از ده روز واجب است بر او صيام و تمام و اگر بيشتر اقامت كند واجب است بر او تقصير و افطار و لازمه اين روايت است كه همين كه اقامت كرد ده روز به نيت يا غير نيت پس در سفر اولش افطار و تقصير ميكند و اما در سفر ثاني اگر باز ده روز اقامت كرد چنين است و الا روزه ميگيرد و تمام ميكند .

فصل - در احكام است .

مسأله - واجب است تقصير در سفر همچنانكه واجب است تمام كردن در حضر پس هر نماز چهار ركعتي را دو ركعت ميكند [ص 287] و باقي بحال خود است و نوافل روز ساقط ميشود و نوافل شب باقي است حتي نافله فجر .

مسأله - هر كه بداند كه بايد قصر كند در سفر و عمداً تمام كند اعاده ميكند بقصر .

مسأله - هر گاه جاهل بوجوب قصر باشد و تمام كند اعاده بر او نيست .

مسأله - هر گاه اقامه ده روز كند و از روي جهل تقصير كند اعاده بر او نيست .

مسأله - هر گاه نماز مغرب را از روي ناداني تقصير كند و دو ركعت كند اعاده بر او نيست .

مسأله - هر كه تمام كند در سفر از روي نسيان و متذكر شود در وقت ، اعاده ميكند و اگر متذكر شود بعد از خروج وقت اعاده بر او نيست .

مسأله - هر كه نيت اقامت كند در سفر بعد بدا شود براي او كه اقامت نكند پس اگر يك نماز فريضه را در آن محل تمام كرده تمام ميكند مادام كه بيرون نرفته و اگر نماز نكرده مختار است اگر بخواهد نيت اقامت ميكند و تمام ميكند و اگر نيت اقامت نكرده تا يك ماه تقصير ميكند و همين كه يك ماه گذشت تمام ميكند و مراد از نمازي كه اول ذكر شد ظهر يا عصر يا عشاء است .

مسأله - هر كه نيت اقامت كند در حالي كه در نماز است [ص 288] تمام ميكند و كسي كه بدا شود براي او در اقامت در حال نماز اگر از دو ركعت نگذشته تقصير ميكند و اگر گذشته تمام ميكند و اعاده ميكند بقصر احتياطا .

مسأله - از مخزون علم خداست تمام كردن در چهار موطن : حرم خدا و حرم رسول و حرم اميرالمؤمنين و حرم حسين عليهم السلام زيرا كه مستحب است نماز بسيار كردن در اين مواضع پس تمام ميكند ولو يك نماز باشد و محتاج به نيت اقامت نيست و حرم خدا بريدي است در بريدي كه دوازده ميل باشد و حرم رسول خدا بريدي است در بريدي و آن مابين دو سنگستان مدينه است و حد آن مابين ظل عاير است تا ظل وعير كه دو كوهند حوالي مدينه و حرم اميرالمؤمنين كوفه است و آنچه منسوب بآن است از حوالي آن تا نجف و حرم حسين عليه السلام پنج فرسخ است در پنج فرسخ از هر جانبي از چهار جانب قبر و روايات ديگر هم در اين باب هست و مشهور در كلام اصحاب آن است كه مراد از دو حرم شريف بلد مكه و مدينه است و كوفه مراد مسجد است و حرم حسين عليه السلام حاير است و احوط موافقت مشهور است مگر در كوفه كه تخصيص آن بمسجد باعث خروج موضع قبر اميرالمؤمنين عليه السلام است از آن و اولي آن است كه داخل باشد همچنانكه در بسياري از اخبار است .

مسأله - مستحب است تطوع بنافله در روز در مقامات شريفه [ص 289] چهارگانه و اگر چه مقصر باشد .

مسأله - هر كه داخل بشود بر او وقت در حضر و بيرون برود تقصير ميكند و روايت شده است كه تمام ميكند و لكن روايت اولي موافق اطلاق كتاب است و هر كه داخل بشود بر او وقت در سفر و داخل بشود بر اهلش تمام ميكند .

مسأله - هر كه بيرون برود از محل اقامت بكمتر از چهار فرسخ و قصد رجوع دارد پس اگر نيت اقامت ده روز را دومرتبه دارد تمام ميكند در رفتن و برگشتن و در محل اقامت و اگر عزم دارد كه اقامت نكند و نيت سفر دارد تقصير ميكند در راه و در محل نيز و اگر متردد باشد در اقامت و عدم آن پس اراده سفر نكرده پس تمام ميكند تا عزم سفر كند و بيرون رود و فرقي نيست در اين سه حكم بين اينكه بمحل اقامت اولي برگردد يا غير آن مادام كه ميان آندو بقدر مسافت نباشد مگر اينكه ما فرض كرديم آنچه را كه اصحاب فرض كرده بودند .

مسأله - مستحب مؤكد است كه مسافر بعد از هر نماز قصر سي مرتبه بگويد سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر جهت تماميت نماز ، و آنچه از احكام مسافر متعلق بصوم است در كتاب صوم مي‌آيد ان شاء الله .

فصل - در نماز خائف است و آنچه متعلق بآن است .