و ديگري هر كه متذكر شود در نماز عصر كه نماز ظهر را نكرده [ص 218] نماز عصر را ظهر قرار ميدهد و عصر را باز بجا ميآورد و هر كه متذكر شود در نماز مغرب كه عصر را نكرده مغرب را عصر قرار ميدهد و چهار ركعت تمام ميكند بعد مغرب را بجا ميآورد و هر كه متذكر شود در نماز عشاء در ركعت دويم يا سيوم كه نماز مغرب را نكرده آنرا مغرب قرار ميدهد و سه ركعت تمام ميكند بعد عشا را بجا ميآورد و هر كه متذكر شود در نماز صبح در ركعت اول يا دويم كه عشاء را نكرده آنرا عشاء قرار ميدهد و چهار ركعت تمام ميكند بعد نماز صبح ميكند .
و ديگري روايت شده است از صاحب الامر صلوات الله عليه در كسي كه دو ركعت از عصر بجا آورد بعد يقين كند كه ظهر را دو ركعت كرده اگر در ميان دو نماز حادثهٔ كه قطع نماز بكند از او سر زده هر دو را اعاده ميكند و اگر سر نزده اين دو ركعت را تتمه ظهر قرار ميدهد و عصر را بعد بجا ميآورد .
و ديگري هر كه داخل شود در نماز بنيت قصر بعد عزم اقامت كند نماز را چهار ركعت تمام ميكند .
و ديگري هر كه اقامت كند در موضعي بعد عزم سفر كند پس اگر يك نماز تمام كرده تمام ميكند تا بيرون برود از آن موضع و اگر نماز نكرده تقصير ميكند و اگر در اثناء نماز عزم سفر كرد اگر بيش از دو ركعت نكرده تقصير ميكند و اگر از دو ركعت گذشته تمام ميكند و باز احتياطا نماز قصر ميكند ، و مواضع ديگر [ص 219] در جماعت و غير آن هست كه ذكر آنها ميآيد .
مسأله - نماز بر آن است كه افتتاح شده پس هر كه بايستد در نماز واجب پس سهو كند و گمان كند نافله است آن مكتوبه است و هر كه بايستد در نافله پس سهو كند و گمان كند واجب است پس آن نافله است .
مسأله - از فرائض نماز توجه است و اقبال بسوي خداوند و اينكه مشغول نكند قلب خود را بامر دنيا و بر تو است كه اقبال بنماز خود داشته باشي كه براي تو از نماز همان قدر است كه اقبال داشتهٔ و هر كه اين قول را بگويد با محمد و آلمحمد (ص) خواهد بود همين كه بايستد پيش از آنكه افتتاح نماز كند اللهم اني اتوجه اليك بمحمد و آلمحمد و اقدمهم بين يدي صلوتي و اتقرب بهم اليك فاجعلني بهم وجيها في الدنيا و الآخرة و من المقربين مننت علي بمعرفتهم فاختم لي بطاعتهم و معرفتهم و ولايتهم فانها السعادة و اختم لي بها فانك علي كل شيء قدير بعد نماز ميكني و همين كه منصرف شدي ميگوئي اللهم اجعلني مع محمد و آلمحمد في كل عافية و بلاء و اجعلني مع محمد و آلمحمد في كل مثوي و منقلب اللهم اجعل محياي محياهم و مماتي مماتهم و اجعلني معهم في المواطن كلها و لاتفرق بيني و بينهم انك علي كل شيء قدير .
[ص 220] مسأله - واجب است ايستادن در نماز از براي كسي كه صحيح است باستقامت و هر كه پشت خود را راست نكند نماز براي او نيست .
مسأله - روايت شده كه جايز است تكيه بديوار دادن و دست بر ديوار گذاشتن در حالي كه ايستاده بدون مرض و علت و اينكه دست بجانب مسجد بگذارد و برخيزد و استعانت بجويد باين بر ايستادن بدون ضعفي و اينكه تكيه بر عصا بكند يا ديوار از راست يا چپ و روايت شده است نهي از تكيه كردن مگر اينكه مريض باشد و محمول بر كراهت است .
مسأله - جايز است تكيه كردن بر پاي راست و چپ هر گاه قيام طول بكشد و در بعض اخبار مطلقا نهي از آن شده و محمول بر كراهت است و روايت شده است در تكيه كردن باين پا و آن پاي و مقدم داشتن يكي و مؤخر داشتن ديگري بدون علت كه باكي بآن نيست اگر زياد فاحش نباشد .
مسأله - سزاوار است اعتدال در قيام كه پشت خود را راست بگيرد و سر خود را بالا بگيرد .
مسأله - سزاوار است فاصله گذاردن ميان دو قدم و اقل آن يك انگشت است و اكثرش يك وجب و زياد از هم دور نگذارد مگر علتي داشته باشد و انگشتان پا را رو بقبله بگذارد و منحرف نكند و شانهها را بياندازد و بالا نگيرد و دستها را بياندازد و انگشتان را مشبك نكند و دستها را بر ران خود بگذارد جلو [ص 221] زانوها و بايد نظرت بموضع سجودت باشد .
مسأله - زن هر گاه بايستد در نماز ، ميان دو قدم خود را جمع ميكند و فرجه نگذارد و دستها را بر سينه بگذارد بر روي پستانها .
مسأله - هر كه عاجز شود از ايستادن نشسته نماز ميكند و حد آن بسوي خود مكلف است پس اگر قوت بر قيام ندارد و طاقت نياورد مينشيند و هر كه نشسته هم نتواند به پهلو ميخوابد و نماز ميكند و روايت شده است كه مريض نشسته نماز ميكند هر گاه بحالتي باشد كه نتواند بقدر طول مدت نماز ايستاده راه برود و روايت شده است كه هر گاه نتواند سوره حمد و سه آيه ديگر ايستاده بخواند بايد نشسته نماز كند .
مسأله - هر كه مضطر شود براي مداواي چشمش يا غير آن كه به پشت بخوابد چند روز و نشسته يا خوابيده نماز كند ميكند و باكي نيست .
مسأله - هر كه نشسته نماز كند مينشيند هر طور ممكن شود متربع باشد يعني زانوها را بسينه بچسپاند چنانكه گفتهاند يا آنكه پاها را هر دو را يا يكي را دراز كند همه موسع است و حضرت سجاد يا حضرت باقر (ع) همين كه نشسته نماز ميفرمود متربع مينشست و همين كه ركوع ميكرد دوزانو مينشست .
مسأله - اگر بتواند ايستاده نماز كند ولو باينكه تكيه بر عصا يا ديوار كند نمينشيند در نماز .
[ص 222] مسأله - هر گاه ضعف داشته باشي از ايستادن در تمام نماز قراءت را نشسته بكن تا اينكه بخواهي سوره را ختم كني پس برخيز و تمام كن و ركوع و سجود كن كه اين بجاي نماز ايستاده حساب ميشود .
مسأله - هر كه نتواند نشسته نماز كند رو بقبلهاش ميخوابانند مثل ملحود بپهلوي راست پس نماز را بايماء ميكند و اگر نتواند بپهلوي راست بخوابد هر طور بتواند كه بر او جايز است و رو بقبله ميكند و بايماء نماز ميكند و روايت شده است كه اگر نتواند نشسته نماز كند بپهلوي راست نماز كند و اگر نتواند بپهلوي چپ و اگر نتواند به پشت ميخوابد و ايماء ميكند و روي خود را بقبله ميكند و در سجود سر خود را پستتر ميكند از ركوع و در بعض اخبار شرط فرمودهاند كه وقتي كه به پشت ميخوابد پاها را بجانب قبله دراز ميكند و در بعض اخبار است كه اگر نتواند به پشت ميخوابد و نماز ميكند تكبير ميگويد و قراءت ميكند و براي ركوع چشم را بهم ميگذارد و تسبيح ميكند و چشمها را ميگشايد بجاي سر برداشتن از ركوع و همچنين ميكند در سجود بعد تشهد ميخواند و منصرف ميشود .
مسأله - روايت شده است در كسي كه نتواند بايستد و سجده كند كه بسر ايماء ميكند و پيشاني را بزمين بگذارد دوستتر ميدارم و روايت شده است كه اگر داشته باشد كسي را كه خمره براي او بالا [ص 223] بگيرد سجده كند و اگر ممكنش نشود بسر ايماء كند بجانب قبله و روايت شده در مريضي كه بپهلو خوابيده بر پيشاني خود در سجده چيزي بگذارد او را كافي است و تكليف ما لايطاق نيست و از اين اخبار ظاهر ميشود كه پيشاني بزمين گذاشتن ولو باندك مشقتي كه متحمل شود محبوبتر است و گاه موضع سجود را بالا ميآورند كه بتواند سجده كند و بعد اگر بتواند بر پيشاني چيزي بگذارد ولو ديگري براي او خمره مثلا بالا بگيرد اين افضل است و اگر نتواند و معيني هم نداشته باشد بايد بسر اشاره كند بسوي قبله .
مسأله - هر كه واجب باشد بر او نماز نشسته پس فراموش كند و ايستاده افتتاح نماز كند مينشيند و افتتاح نماز ميكند و هر كه واجب باشد بر او نماز ايستاده و فراموش كند و نشسته افتتاح كند قطع ميكند نماز را و ميايستد و افتتاح ميكند و هيچيك اعتنا بافتتاح اول نميكنند .
مسأله - جايز است نافله كردن نشسته بدون علتي در سفر و حضر مگر اينكه مستحب است كه دو ركعت را يك ركعت حساب كنند و روايت شده است كه چنين نيست آن تمام است براي شما و اما در فريضه هر يك ركعت بيك ركعت حساب ميشود هر گاه نتواند ايستاده نماز كند .
مسأله - كسي كه در كشتي است هر گاه نتواند ايستاده نماز كند نشسته ميكند و واجب نيست بيرون رفتن بكنارهها .
[ص 224] مسأله - از حضرت امام رضا (ع) رسيده است كه هر گاه خواستي نماز كني برمخيز بسوي نماز با كسالت و نعاس ● و بعجله و بازي ولي ميروي با سكون و وقار و طمأنينه و بر تو باد بخشوع و خضوع و تواضع براي خداوند طوري كه آثار خوف و رجا از تو ظاهر باشد پس بايست پيش روي خداوند مثل بنده گريخته گناهكار پيش روي مولاي خود و دو قدم خود را برابر بگذار و راست بايست و براست و چپ ملتفت مشو و همچه بپندار كه او را ميبيني و اگر نميبيني او تو را ميبيند و با ريش و چيز ديگر از جوارح خود بازي مكن و انگشتان خود را مشكن و بدن خود را مخاران و به بيني خود زياد دست ممال و همچنين بجامه خود و نماز مكن با لثام كه نقاب زده باشي و دهان خود را بسته باشي و جايز نيست براي زنان كه نماز كنند با نقاب و بايد چشم تو در حال قيام بموضع سجود باشد و خود را بجزع و حرص بر عمل و طلب از خداوند و خوف از او وادار و رغبت بسوي خداوند بكن و گاه باين پا و گاه بآن تكيه مكن و نماز كن مثل كسي كه وداع ميكند كه بعد از اين نماز نميكند هرگز و بدانكه تو پيش روي خداي جباري و بازي با چيزي مكن و در نفس خود خيال چيزي منما و قلب خود را فارغ دار و مشغول نماز باش و دستهاي [ص 225] خود را رها كن و برانهاي خود بچسپان و همين كه خواستي افتتاح نماز كني تكبير بگو .
مسأله - نماز نيست بغير افتتاح و آن سنت در فريضه است و روايت شده كه از فرايض است .
مسأله - هر كه تكبيرة الافتتاح را عمدا ترك كند نماز را اعاده ميكند و هر كه فراموش كند آنرا پس اگر يقين كرد كه تكبير نگفته بايد اعاده كند و لكن چگونه يقين ميكند و حال اينكه روايت شده است كه انسان تكبيرة الافتتاح را فراموش نميكند پس اگر يقين كرد بايد اعاده كند .
مسأله - يك تكبير در افتتاح نماز كافي است و سه تا افضل است و هفت تا افضل و امام يكي را بلند ميگويد و شش تا را آهسته و روايت شده كه هفتمي فريضه است و آن است تكبير افتتاح و تحريم نماز بآن است و روايت شده است كه اگر امام باشي يك تكبير كافي است زيرا كه اهل حاجت و ضعيف و كبير با تو هستند و نماز رسول خدا صلي الله عليه و آله از همه كس تمامتر و مختصرتر بود و داخل در نماز ميشد بيك تكبير .
مسأله - شرط است در تكبيرة الافتتاح قصد بسوي آن پس اگر تكبير نگويد تا اينكه تكبير بگويد براي ركوع كفايت نميكند او را [ص 226] و اما اگر بنماز رسيد و امام در حال ركوع است پس يك تكبير بگويد براي دخول در نماز و ركوع او را كافي است .
مسأله - سزاوار است براي امام كه تكبير را بمأمومين بشنواند و جهر كند و مأموم نميشنواند بامام چيزي از آنچه ميگويد .
مسأله - مستحب است دعاء بمأثور ميان تكبيرات و تسبيحات بعد از آنها و تأكيد دارد توجه بعد از تكبير در شش نماز و آن ركعت اول نماز شب است و مفرده وتر و ركعت اول از نوافل مغرب و اول ركعت از دو ركعت زوال و اول ركعت از دو ركعت احرام و اول ركعت از ركعات فرائض و روايت شده است كه در سه موطن افتتاح نماز را بتوجه و تكبير بكن در اول زوال و نماز شب و مفرده وتر و كفايت ميكند تو را در ماسواي اين از تطوع كه براي هر دو ركعت يك تكبير بگوئي .
مسأله - مستحب است بلند كردن دو دست نزد هر تكبير در نماز و بخصوص در تكبيرة الافتتاح و بخصوص براي امام و روايت شده است كه بر غير امام نيست كه دست را بلند كند در نماز و حد بلند كردن دست تا برابر صورت است و از گوشهاي خود نگذراند و كف دستها را بجانب قبله كند و انگشتان را بهم ضم كند و روايت شده كه ضم كند غير از ابهام و روايت شده غير از انگشت كوچك .
مسأله - قراءت سنت واجبه است در فرائض و هر كه قراءت را ترك كند متعمدا نماز را اعاده ميكند و هر كه فراموش كند قراءت را نمازش تمام است .
مسأله - روايت شده است در مستعجل در نافله كه سه تسبيح عوض قراءت كافي است و يك تسبيح در ركوع و يك تسبيح در سجود و بعض اصحاب بآن گرفتهاند و مشهور آن است كه قراءت در نافله هم شرط است و اگر شرط هم نباشد افضل هست .
مسأله - بسم الله آيهايست از حمد و ادعاي اجماع كردهاند كه جزء سوره هم هست و عمل بر آن است .
مسأله - باكي نيست بقراءت در مصحف و لكن پيش رو نميگذارد كه نقص در نماز است .
مسأله - هر كه داخل در اسلام شود و نتواند بخوبي قراءت كند كفايت ميكند او را كه تكبير بگويد و تسبيح كند و نماز كند .
مسأله - كسي كه گنگ است كفايت ميكند او را در قراءت و تشهد كه زبان خود را حركت دهد و بانگشت اشاره كند و عجمي كه از قراءت صحيح محروم است از او نميخواهند آنچه از عالم فصيح ميخواهند و عجمي قرآن را عجمي ميخواند و ملائكه عربي بالا ميبرند .
[ص 228] مسأله - جايز است اكتفا نمودن در قراءت بسوره حمد و روايت شده است كه براي مريض جايز است و هر گاه حاجتي داشته باشد كه بعجله پي آن بايد برود يا آنكه از چيزي بترسد و نيز در قضاء نوافل و نماز شب هر گاه بترسد كه صبح طالع شود رخصت اكتفا بحمد داده شده .
مسأله - مستحب است قراءت يك سوره تمام بعد از حمد در فرائض و نوافل و گفته شده است كه در فرائض واجب است و احتياط واضح است .
مسأله - در نماز واجب كمتر از يك سوره و زيادتر از آن مخوان كه هر دو مكروه است و جايز است تبعيض سوره و قسمت كردن آن در دو ركعت كه بعض آنرا در يك ركعت و بعض ديگر را در ركعت ديگر بخواني و جايز است كه اكتفا بيك آيه بكني بدل از سوره و نهي شده است از اينكه دو سوره را با هم بخواني در يك ركعت و رخصت هم رسيده و احوط نخواندن است مگر سوره ضحي و ألمنشرح كه يك سوره بوده و همچنين فيل و لأيلاف .
مسأله - جايز است تبعيض سوره و جمع كردن ميان دو سوره يا سه سوره در نافله و روايت شده است كه هر نماز كه روز ميخواني مخوان مگر بيك سوره .
مسأله - كسي كه متذكر است حمد و سوره را لابد بترتيب بايد بخواند و هر كه حمد را فراموش كند تا از سوره فارغ شود روايت [ص 229] شده است كه ميگذرد و در ركعت آينده فاتحه را ميخواند و روايت شده است كه اگر پيش از ركوع متذكر شدي حمد را بخوان و سوره را اعاده كن و اگر ركوع كردهٔ بهمان حالت بگذر .
مسأله - هر كه در سوره غلط كند مختار است كه آن مكان را كه غلط كرده بگذارد و تتمه را بخواند يا آنكه اين سوره را ترك كند و سوره ديگر بخواند .
مسأله - مشهور آن است كه واجب است بلند قراءت كردن در نماز صبح و دو ركعت اول مغرب و عشاء و آهسته خواندن در باقي پس اگر از روي علم و عمد عكس اين كند واجب است بر او اعاده نماز و احتياط در اين است و عمل بر همين اگر چه غير اين روايت شده است .
مسأله - جايز نيست بصداي بسيار بلند نماز كردن و همچنين آهسته باندازهٔ كه خود نشنوي بلكه وسط بايد خواند پس در آنچه جهر نميكني اندازهٔ باشد كه خود بشنوي و در آنچه جهر ميكني قدري بلندتر .
مسأله - باكي نيست در مقام تقيه كه قراءت بكند و زبان خود را حركت ندهد بلكه توهم كند يعني در خيال بخواند .
مسأله - بر زنان نيست كه در نماز فريضه بلند بخوانند مگر اينكه زني باشد كه امامت كند براي زنها پس جهر ميكند بقدري كه صداي خود را بشنود .
[ص 230] مسأله - كسي كه تنها نماز ميكند مخير است ميان جهر و اخفات در تشهد و تسبيح ركوع و سجود و در قنوت و سزاوار است براي امام كه هر چه ميگويد بمأموم بشنواند .
مسأله - بر فراموشكار و كسي كه سهو كرده يا جاهل بوده چيزي نيست اگر در جهر و اخفات خلاف كند .
مسأله - در دو ركعت اول از نماز ظهر جمعه جهر كرده ميشود و روايت شده است كه جهر نميكند و ظاهر آن است كه تقيه باشد .
مسأله - سنت در نوافل آن است كه در نافلههاي شب جهر كنند و در نافلههاي روز اخفات .
مسأله - سزاوار است كه بسم الله الرحمن الرحيم را مطلقا جهر كني .
فصل - در سورههائي است كه خوانده ميشود در نماز يا خوانده نميشود .
مسأله - كفايت ميكند سوره توحيد در همه نمازها و اگر يك روز بگذرد بر شخص كه در هيچيك از نمازهاي پنجگانه توحيد نخواند باو ميگويند كه از نمازگذاران نيستي .
مسأله - باكي نيست بخواندن معوذتين در نماز واجب و آن دو از قرآنند .
مسأله - روايت شده است كه هر كه در نماز فجر چيزي از آلحٰم بخواند وقت او فوت ميشود و در روايتي نهي از آن شده .
[ص 231] مسأله - در نماز صبح سوره عم يتساءلون و غاشيه و قيٰمة و شبه آن را ميخوانند و در ظهر و عشا سوره اعلي و شمس و غاشيه و شبه آن و در عصر و مغرب توحيد و نصر و زلزله ميخوانند .
مسأله - براي هر سورهٔ ثوابي است و فضل براي قدر و توحيد است و هر كه سورهٔ را كه ثواب دارد ترك كند و اين دو را بخواند بجهت فضيلتشان ثواب آن دو را ميبرد و ثواب سورهٔ را هم كه ترك كرده ميبرد و غير اين دو را هم اگر خواند نمازش تمام است ولي ترك فضيلت كرده و توحيد نسبت خداست و صفت او پس در ركعت اولي خوانده ميشود و قدر نسبت پيغمبر است (ص) و نسبت اهل بيت او تا روز قيامت پس در ركعت دويم ميخوانند .
مسأله - سوره معيني در قراءت نيست مگر روز جمعه كه جمعه و منافقين را ميخواند و روايت شده است كه هر كه عمدا آن دو را ترك كند نماز براي او نيست و غير اين هم روايت شده .
مسأله - مستحب است خواندن آن دو در عشاء شب جمعه و صبح جمعه و جمعه و عصر و روايت شده است در مغرب شب جمعه سوره جمعه و توحيد و در عشاء جمعه و سبّح اسم و در صبح جمعه و توحيد و در نماز جمعه جمعه و منافقين و در عصر جمعه و توحيد و غير اين هم روايت شده است .
مسأله - جايز است ترك قراءت جمعه و منافقين در نماز جمعه هر گاه تعجيل داشته باشي و در سفر توحيد ميخواند .
[ص 232] مسأله - روايت شده است كه هر كه نماز جمعه كند بغير جمعه و منافقين نماز را اعاده ميكند در سفر باشد يا حضر و روايت شده است كه هر كه بخواهد نماز جمعه كند پس توحيد بخواند آنرا دو ركعت تمام ميكند و باز از سر ميگيرد با جمعه و منافقين و روايت شده است كه اگر متذكر شدي پيش از آنكه نصف سوره را بخواني برگرد بسوره جمعه و اگر متذكر نشدي مگر بعد از آنكه نصف سوره خواندي بگذر در نمازت .
مسأله - مستحب است در نماز صبح روز دوشنبه و پنجشنبه در ركعت اولي سوره انسان و در دويم سوره غاشيه .
مسأله - مستحب است خواندن سوره مدثر و حديد و مجادله و تغابن و طلاق و تحريم و مطففين و بروج و طارق و بلد و همزه و ملك در نمازهاي واجب و براي هر يك ثواب جزيل است .
مسأله - و مستحب است در فرائض و نوافل قراءت ممتحنه و دخان و قاف و صف و حاقه و أرأيت و كوثر و نصر و نون و انا ارسلنا و مزمل و انفطار و انشقاق و اعلي و غاشيه و فجر و تكاثر و تين .
مسأله - مستحب است قراءت سوره زلزله و عصر در نوافل و هر كه توحيد و قدر و آية الكرسي را در هر ركعت از نافله بخواند ميگشايد خداوند بر او بافضل اعمال آدميين مگر هر كه شبيه باو باشد يا زيادتر عمل كرده باشد .
[ص 233] مسأله - ترك مكن توحيد و جحد را در دو ركعت پيش از فجر و دو ركعت زوال و دو ركعت بعد از مغرب و دو ركعت اول از نماز شب و دو ركعت احرام و نافله فجر هر گاه بعد از صبح كردي و دو ركعت طواف .
مسأله - مستحب است در نوافل زوال حمد و قدر و توحيد و آية الكرسي و در نوافل عصر حمد و توحيد و در دو ركعت اول از نافله مغرب توحيد در اولي و جحد در ثاني و در ركعت سيّوم بعد از حمد اول سوره حديد تا عليم بذات الصدور و در چهارم حمد و آيه آخر سوره حشر و در دو ركعت بعد از عشاء توحيد و جحد و در نماز شب در دو ركعت اول هر ركعتي حمد و توحيد سي مرتبه بعد نماز جعفر و آنرا از نماز شب حساب ميكند و در دو ركعت باقي در اولي حمد و سوره ملك و در ثانيه حمد و انسان و در وتر در ركعت اول تكاثر و قدر و زلزله و در دويم حمد و عصر و نصر و كوثر و در مفرده وتر جحد و تبت و توحيد و غير اين هم روايت شده و همه موسع است .
مسأله - مستحب است دو ركعت نماز بعد از عشاء كه در آن دو ركعت صد آيه بخواند و آن دو را از پنجاه ركعت حساب نميكند و هر كه بخواهد پنجاه آيه يا بيشتر در نافله بخواند و از ضعف و كسالت بترسد دو ركعت نماز كند بهر چه دوست دارد و منصرف شود و بعد باقي آياتي كه خواسته بخواند و باكي نيست كه تكلم [ص 234] كند بعد از سلام .
مسأله - احوط آن است كه سوره سجده در نماز فريضه نخوانند بجهت اينكه سجدهٔ زياد ميشود و اگر خواند همين كه بموضع سجده رسيد نخواند و اگر بخواهد برميگردد بسوره ديگر و اگر سجده را خواند اگر در وسط سوره باشد سجده ميكند و برميخيزد و سوره را تمام ميكند و اگر آخر سوره باشد سجده ميكند و برميخيزد و فاتحه ميخواند بعد ركوع ميكند و سجده ميكند و ديگر سجده در فريضه نميخواند و هر كه سجده را فراموش كند هر وقت متذكر شد قضا ميكند و هر گاه مبتلا شدي با امامي كه سجده نميكند كفايت ميكند تو را ايماء نمودن و ركوع .
مسأله - باكي نيست بخواندن سوره سجده در نافله و سجده هم ميكند .
مسأله - هر كه بخواهد سورهٔ را بخواند و غير آنرا بخواند عدول ميكند بسوي آن مگر توحيد و جحد كه از آن دو عدول نميكند و روايت شده است كه عدول ميكند از توحيد بسوي جمعه و منافقين .
فصل - در آنچه در دو ركعت آخر بجا ميآورد .
مسأله - مختار است نمازگذار در آن دو ركعت ميان تسبيح و قراءت و فضل براي تسبيح است و روايت شده كه قراءت افضل [ص 235] است و احتمال تقيه دارد .
مسأله - امام فاتحه ميخواند و مأموم تسبيح ميكند يا بعكس .
مسأله - كفايت ميكند از تسبيح اينكه سه مرتبه سبحان الله بگوئي يا تسبيحات اربع را كه سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر باشد يك مرتبه يا سه مرتبه يا بدون الله اكبر سه مرتبه يا تسبيح و حمد و استغفار ميكني و همه موسع است .
فصل - در بعض آنچه باقي مانده از احكام و آداب .
مسأله - مستحب است استعاذه پيش از قراءت مثل اينكه بگويد اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم و هر گاه بسم الله گفتي باك نداشته باش از اينكه استعاذه نكردي .
مسأله - مستحب است ترتيل در قراءت و آن حفظ وقوف است و بيان حروف .
مسأله - مستحب است كه همين كه بگذرد بآيهٔ كه در آن ذكر جنت و نار است اينكه از خداوند سؤال كند جنت را و پناه ببرد از نار و هر گاه يا ايها الناس و يا ايها الذين آمنوا بگويد مستحب است كه بگويد لبيك ربنا .
مسأله - مستحب است سكته بنفَسي بعد از حمد و همچنين بعد از سوره .
مسأله - مكروه است خواندن قل هو الله احد بيك نفس .
[ص 236] مسأله - دليلي نيافتيم بر واجب بودن موالات و پشت سر هم خواندن در قراءت بلكه ظاهر خلاف آن است و لكن احتياط آسان است .
مسأله - مكروه است ساكت شدن جهت شنيدن كلام و آن نقص است در نماز و جايز است ترديد و سكوت جهت متذكر شدن آنچه خطا كرده در آن و اميرالمؤمنين عليه السلام در نماز بود و ابنكوا آيهٔ خواند و آنحضرت ساكت شد بجهت تعظيم قرآن .
مسأله - اخبار در آمين گفتن بعد از حمد مختلف است و كفايت ميكند در منع اينكه از شعار عامه است و رشد در خلاف ايشان است .
مسأله - مستحب است كه بجاي تأمين بعد از حمد بگويد الحمد لله رب العالمين .
مسأله - هر كه بخواهد از موضع خود پيش برود بايد از قراءت بازبايستد در حال راه رفتن تا بجائي كه ميخواهد برسد .
مسأله - هر چه بآن مناجات كردي پرورنده خود را در نماز اين كلام نيست و هر چه بآن ذكر خدا و پيغمبر (ص) را بكني آن از نماز است .
مسأله - باكي نيست براي نمازگذار كه در دهانش مهره يا مرواريد باشد اگر مانع از قراءت نباشد و اگر مانع است خوب نيست .
[ص 237] باب هشتم - در ركوع است .
مسأله - ركوع فريضهايست از فرايض نماز .
مسأله - واجب است خم شدن در ركوع و حد واجب آن رسيدن سر انگشتان است بزانو .
مسأله - واجب است طمأنينه و جاي گرفتن در حال ركوع .
مسأله - واجب است ذكر مطلق در ركوع .
مسأله - واجب است بلند كردن سر از ركوع و مستقيم ايستادن و اقامه صلب تا اينكه مفاصل بدن بجاهاي خود برگردند .
مسأله - مستحب است تسبيح در ركوع پس ميگوئي سبحان ربي العظيم و بحمده سه مرتبه و اگر يكي را كم كرد ثلث نمازش نقصان ميكند و اگر دو تا را كم كرد دو ثلث نقصان ميكند و اگر تسبيح نكني نمازي براي تو نيست و كفايت ميكند از قول سه مرتبه سبحان الله بطور شمرده و يك تسبيح تمام هم كافي است .
مسأله - جايز است در ركوع تهليل و تحميد و تكبير بجهت اينكه همه ذكر خداست .
مسأله - مستحب است صلوات بر محمد و آلمحمد صلي الله عليه و آله در ركوع و آن مثل هيئت تكبير و تسبيح است و آن ده حسنه است .
مسأله - روايت شده است در قول سبحان ربي العظيم كه فريضه [ص 238] يك تسبيح است و سنت سه تا و فضل در هفت تسبيح است .
مسأله - از سنت است تكبير در نزد ركوع و روايت شده كه آن از فرضهاي كوچك است و احوط آن است كه عمدا ترك نكند و مستحب است كه دستها را بتكبير بلند كني .
مسأله - مستحب است بلند كردن دستها بتكبير بعد از ركوع پيش از سمع الله لمن حمده و در بسياري از روايات ذكر اين تكبير نيست و اگر نگويد باكي بآن نيست .
مسأله - مستحب است پر كردن دو كف از زانوها و انگشتان را از هم گشودن و دو زانو را به پشت زدن كه پاها مستقيم باشد و پشت را مستوي گرفتن حتي اگر يك قطره از آب يا روغن بر آن بريزند زايل نشود و همچنين گردن را بايد كشيد و سر را منكوس نگرفت و چشمها را بهم بگذارد يا بگشايد و نظر بميان دو قدم كند و دو قدم را برابر بگذارد و فاصله ميان آن دو را بقدر يك وجب و كف دست را بر زانو جاي دهد و دست راست را بر زانوي راست پيش از چپ بگذارد .
مسأله - هر گاه سر را از ركوع بلند كردي پس اگر بخواهي تكبير ميگوئي بعد بگو سمع الله لمن حمده در حالي كه راست ايستادهٔ و روايت شده است كه همين كه امام گفت سمع الله لمن حمده مأموم ميگويد ربنا لك الحمد و اگر امام باشد يا منفرد ميگويد سمع الله لمن حمده الحمد لله رب العالمين .
[ص 239] مسأله - منفرد مختار است در جهر و اخفات در ذكر ركوع و جهر ميكند سمع الله لمن حمده را و هر گاه امام باشد بمأموم ميشنواند هر چه ميگويد و مأموم نميشنواند بامام و همين كه امام گفت سمع الله لمن حمده روايت شده است كه مأموم ميگويد الحمد لله رب العالمين و صداي خود را پست ميگيرد .
مسأله - مستحب است دعاء و ذكر بمأثور بعد از برداشتن سر از ركوع .
مسأله - قراءتي نيست در ركوع و سجود و لكن مدح خداوند است بعد سؤال نمودن .
مسأله - مستحب است طول دادن ركوع و سجود مگر اينكه امام قومي باشد پس سزاوار نيست كه طول بدهد بجهت اينكه در ميانه مردم ضعيف و صاحب حاجت هست مگر اينكه بداند كه مانع ندارند و بعض اصحاب ديد حضرت صادق (ع) را كه در جماعت سي و سه مرتبه يا سي و چهار مرتبه سبحان ربي العظيم فرمود .
مسأله - مستحب است طول دادن ركوع و سجود بقدر قراءت در نماز شب .
مسأله - مستحب است طول دادن ركوع در نماز كسوف .
مسأله - مستحب است طول دادن امام ركوعش را بمثل ركوعش تا آنكه كسي كه ميخواهد داخل نماز شود ركوع را دريابد .
[ص 240] مسأله - جايز است بلند كردن دست از ركوع بجهت خاراندن جسد هر گاه مشقت داشته باشد و صبر كردن تا اينكه فارغ بشود افضل است .
مسأله - زن هر گاه ركوع كند دستها را بالاي زانوها بر ران خود ميگذارد تا اينكه زياد خم نشود و عقب او بالا رود .
مسأله - سجود فريضهايست از فرائض نماز و ظاهر آن است كه فريضه يكي است و دويمي سنت واجبهايست در فريضه و قرائن آن بسيار است .
مسأله - واجب است سجود بر هفت موضع ، پيشاني و دو دست و دو زانو و دو انگشت ابهام پا و مستحب است بيني را هم بخاك بمالي .
مسأله - كفايت ميكند از اين مواضع بقدر مسمي كه بر زمين بگذارند و مستحب است گذاردن تمام پيشاني و پهن كردن كفها بر زمين .
مسأله - مستحب است كه مواضع سجده بر زمين متمكن شود و قرار بگيرد .
مسأله - مستحب است كه محل ايستادن او و موضع پيشاني او مساوي باشند و رخصت دادهاند در تفاوت بقدر خشتي يا آجري يا كمتر .
[ص 241] مسأله - هر كه سجده كند و پيشاني او بر ارتفاعي از زمين بيايد يا بر سنگريزهٔ ميكشد جبهه خود را بر زمين تا موضع جبهه مستوي شود و بلند نميكند از زمين و جايز است كه بلند كند باز بگذارد تا اينكه جا بگيرد و باكي نيست ببلند كردن سر بجهت طلب چيزي كه سجده بر آن كند اما راست نمينشيند .
مسأله - واجب است ذكر مطلق در سجود و مستحب است تسبيح و يكي كافي است بعد از آنكه پيشاني تو بر زمين قرار بگيرد و سه تسبيح افضل است و هر كه كم كند از آن از نمازش كم كرده و مستحب است گفتن سبحان ربي الاعلي و بحمده و صلوات بر پيغمبر و آل او (ص) مثل هيأت تسبيح و تكبير است و ده حسنه است .
مسأله - مستحب است طول دادن سجود قسمي كه گذشت در ركوع .
مسأله - واجب است طمأنينه در حال سجود و اگر سر بزمين بزند مثل كلاغ و بميرد بر اين بر غير دين محمد صلي الله عليه و آله مرده است .
مسأله - هر گاه سر را از سجده اولي بلند كرد راست مينشيند و اگر دو دست را از زمين برندارد در نمازش نقص است .
مسأله - از سنت است تكبير براي سجود پس تكبير ميگويد [ص 242] در حالي كه راست ايستاده است بعد از ركوع و دستهاي خود را بتكبير بلند ميكند و حضرت سجاد عليه السلام در حالي كه سرازير ميشدند براي سجده تكبير ميفرمودند .
مسأله - مستحب است تكبير بعد از سر برداشتن از سجود و استغفار بعد از تكبير و باز ثانيا تكبير گفتن آنگاه سجده ثانيه را ميكند و بعد از سر برداشتن تكبير ميگويد .
مسأله - مستحب است دو دست خود را پيش از زانوها بر زمين بگذارد و عكس هم جايز است و همين كه ميخواهد برخيزد زانوها را پيش از دستها بلند ميكند .
مسأله - دو ذراع خود را مثل شير بر زمين فرش مكن و بر زانوها و رانها مگذار و لكن دو مرفق خود را قدري از زمين بالا ميگيري و دو كف خود را بزانوها متصل مكن و نزديك صورت مگذار بلكه ميان زانو و صورت برابر شانهها و جلو زانوها هم مگذار و لكن قدري منحرف كن و آنها را بر زمين پهن كن پهن كردني و قبض كن آن دو را بسوي خود قبض كردني و اگر زير دستها جامه باشد ضرر ندارد و اگر بر زمين بگذاري افضل است و انگشتان را از هم جدا مكن در سجده و همه را بهم ضم كن .
مسأله - مستحب است سجود بر تربت حسينيه (ع) .
مسأله - مستحب است دعاء براي دنيا و آخرت و بخصوص دعاي مأثور .
[ص 243] مسأله - مستحب است براي زن بلند كردن مو از جبهه تا اينكه آنرا بزمين بگذارد و كفايت ميكند مسمي كه حد واجب است .
مسأله - مستحب است كه چشم او در حال سجود به بيني او باشد و بين دو سجده در دامن او باشد .
مسأله - واجب است باطمينان نشستن بعد از دو سجده بعد برخواستن و آن از تعظيم نماز است و ترك آن از جفاء است .
مسأله - مستحب است تورك و بطرف چپ نشستن ميان دو سجده و بعد از آن دو و حال تشهد چنانكه ميآيد و جايز است اقعاء در غير تشهد و مراد آن است كه اليتين را بر پاشنهها بگذاري و مكروه است اقعاء مثل اقعاء سگ كه بعقب مينشيند و دو ساق و رانهاي خود را بشكم ميچسپاند و دو دست خود را بر زمين عمود ميكند .
مسأله - مستحب است كه در وقت برخواستن اعتماد بر دو كف خود كند و كفها را بر زمين پهن كند و مقعده را بر زمين نگذارد و ميگويد بحول الله و قوته اقوم و اقعد و همين كه برخواست ميخواهد تكبير ميگويد و ميخواهد نميگويد چنانكه حضرت حجت (ع) فرمود .
مسأله - هر كه بر پيشاني او دملي باشد گودي حفر ميكند و دمل را در گود ميگذارد و سجده ميكند و روايت شده سجده ميكند مابين طرف موي سر و اگر نتواند بر ابروي راست و اگر نتواند بر ابروي چپ و اگر نتواند بر ذقن كه چانه باشد .
[ص 244] مسأله - مكروه است دميدن بر موضع سجود و روايت شده كه باكي نيست اگر كسي را اذيت نكند .
مسأله - زن مينشيند بر اليتين نه مثل مرد و همين كه افتاد براي سجود زانوها را پيش از دستها بر زمين ميگذارد بعد سجده ميكند و خود را در سجده بزمين ميچسپاند و در وقت نشستن رانها را بهم ضم ميكند و زانوها را از زمين بلند ميكند و همين كه برميخيزد مستقيم برميخيزد و عقب خود را بالا نميگيرد و در سجده خود را بهم جمع ميكند و دو ذراع را بر زمين پهن ميكند .
مسأله - مكروه است كه جبهه مرد ديده بشود املس كه اثر سجده نداشته باشد .
مسأله - جايز نيست سجده براي غير خداي سبحانه .
مسأله - روايت شده است كه قنوت در همه نمازها سنت واجبه است و مشهور استحباب آن است و احوط آن است كه عمدا ترك نكند و حال اينكه روايت شده است كه هر كه ترك كند آنرا با رغبت از آن ، نماز براي او نيست و رخصت ترك هم در غير تقيه رسيده و قنوت شرط است در نافله نيز .
مسأله - محل قنوت در ركعت دويم است پيش از ركوع و بعد از فراغ از قراءت در هر نمازي مگر جمعه كه در هر دو ركعت [ص 245] است در اولي پيش از ركوع و بعد از قراءت و در دويمي بعد از ركوع .
مسأله - روايت شده است در كسي كه ملحق بشود بجماعت در ركعت دويم از نماز صبح كه قنوت ميخواند با امام و كفايت ميكند او را از قنوت خودش در ركعت دويم .
مسأله - در قنوت دعاي معيني نيست و كفايت ميكند سه تسبيح يا پنج تا شمرده و روايت شده است ثنا بگو خداي خود را و صلوات بفرست بر پيغمبر (ص) و استغفار كن جهت گناهت و روايت شده است كه قنوت در نماز فريضه دعا است و در وتر استغفار است و روايت شده است كفايت ميكند تو را در قنوت اللهم اغفر لنا و ارحمنا و عافنا و اعف عنا في الدنيا و الآخرة انك علي كل شيء قدير .
مسأله - جايز است دعاء از براي مؤمنين باسماءشان و اسماء پدرانشان و بر منافقين همچنين و لعن كردن ايشان .
مسأله - بعض اصحاب قنوت خواندن بفارسي را اذن دادهاند ولي ما چون دليل صريحي نيافتيم فتوي نميدهيم .
مسأله - مستحب است طول دادن قنوت بخصوص در نماز صبح جمعه پس قنوت ميخواند بقدر قراءت سوره حمد و سوره جمعه و افضل نمازها كليةً آن است كه قنوتش طولاني باشد مگر در جماعت كه تخفيف داده ميشود .
مسأله - مستحب است تكبير پيش از قنوت .
[ص 246] مسأله - دستها را براي قنوت بالا ميبرد و از سر نميگذراند و هر گاه تقيه شديد باشد دستها را بالا مبر و سه مرتبه بگو بسم الله الرحمن الرحيم و كفايت ميكند تو را از بالا بردن دست مثل اينكه گويا ركوع ميكني .
مسأله - در قنوت وتر بالا ميبري دستها را برابر صورت از جامه بيرون يا زير جامهات يا دست چپ را نصب ميكني و با راست هفتاد مرتبه استغفار ميشماري .
مسأله - مستحب است در فرائض بعد از فراغ از قنوت كه كف دستها را بر سينه بمالد تا برابر زانو بتأني و مهلت و تكبير ميگويد و ركوع ميكند و در نوافل دستها را بر سر و صورت ميمالد .
مسأله - همه قنوت را جهر ميكنند و روايت شده كه مختار است .
مسأله - مستحب است ذكر ائمه عليهم السلام در نماز جملةً .
مسأله - تشهد سنت در فريضه است و آن از فروض صغار است .
مسأله - محل تشهد در ركعت دويم است از هر نمازي و سيّومي مغرب و چهارمي عشا و ظهر و عصر .
مسأله - واجب است نشستن براي تشهد مگر اينكه موضع تقيه باشد پس اَليتين را در زمين جا ميدهد بعد برميخيزد و ايستاده تشهد ميخواند .
[ص 247] مسأله - واجب در تشهد شهادتين است بنا بر احوط و صلوات بر پيغمبر و آل او (ص) از تمام نماز است و هر كه نمازي بكند و صلوات بر پيغمبر و اهل بيت او (ص) نفرستد از او قبول نميشود و امر فرمودهاند بصلوات بر پيغمبر و بر اميرالمؤمنين (ع) در تشهد خاصة .
مسأله - مستحب است ذكر بمأثور و مختصرتر آن در دو ركعت اول الحمد لله اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله اللهم صل علي محمد و آلمحمد و تقبل شفاعته في امته و ارفع درجته و در تشهد دويم شهادتين و صلوات بعد منصرف ميشوي .
مسأله - مستحب است ثناء بر خداوند و بسم الله و الحمد لله گفتن پيش از شهادتين .
مسأله - جايز نيست گفتن تبارك اسمك و تعالي جدك و لا اله غيرك در تشهد و همچنين گفتن السلام علينا و علي عباد الله الصالحين در تشهد اول بجهت اينكه بآن از نماز بيرون ميرود .
مسأله - مستحب است تورك در نشستن براي تشهد و آن آن است كه زانوها را بزمين بچسپاند و آن دو را از هم جدا كند و پشت قدم چپ را بر زمين بگذارد و پشت قدم راست را بر كف پاي چپ بگذارد و اليتين را بر زمين بگذارد و سر انگشت ابهام راست را بر زمين بگذارد .
مسأله - مستحب است كه نظر او در حال تشهد در دامنش باشد .
[ص 248] مسأله - مكروه است اقعاء و نشستن روي قدمها .
مسأله - كيفيت نشستن زن و ايستادن او گذشت در سجود و همچنين ايستادن مرد و بحول الله و قوته اقوم و اقعد گفتن .
مسأله - سزاوار است براي امام كه تشهد را بمأموم بشنواند و مأمومين هيچ چيز را نميشنوانند بامام و منفرد مخير است ميان جهر و اخفات .
مسأله - روايت شده است در كسي كه در ركعت آخر محدث شود پيش از تشهد اينكه منصرف ميشود و وضو ميگيرد و در مكان نظيف مينشيند و تشهد ميخواند و سلام ميدهد و روايت شده است كه اگر پيش از حدث تشهد نخوانده نماز را اعاده كند و آن احوط است .
مسأله - تشهد گنگ آن است كه زبان را حركت دهد و بانگشت اشاره كند .
مسأله - آخر فرائض نماز سجود است و تشهد و تسليم سنت واجبه در فريضه است .
مسأله - تحريم نماز تكبير است و تحليل آن تسليم .
مسأله - بيرون نميروي از نماز بگفتن السلام عليك ايها النبي و رحمة الله و بركاته بعلت اينكه هر چه بآن ذكر خدا و پيغمبر [ص 249] را صلي الله عليه و آله در نماز بكني از نماز است .
مسأله - انصراف از نماز حاصل ميشود بقول السلام علينا و علي عباد الله الصالحين يا السلام عليكم مگر اينكه اگر اولي را گفتي دويمي را هم نيز رو بقبله ميگوئي و آن اذن است و اگر اقتصار كردي به السلام عليكم باكي بآن نيست و مستحب است كه ضم بشود بآن و رحمة الله و بركاته .
مسأله - امام و كسي كه تنها نماز ميكند تسليم ميگويند بقول السلام عليكم يك تسليم رو بقبله يا اشارهٔ هم بطرف راست ميكند و امام بچشم اشاره ميكند و منفرد به بيني اشاره ميكند و امام قصد ميكند بسلامش ملكين و مأمومين را ، بملكين ميگويد بنويسيد سلامت نماز مرا از آنچه آنرا فاسد ميكند و بمأمومين ميگويد سالم و ايمن شديد از عذاب خداي عزوجل ، و منفرد سلام ميكند بر ملكين و تخصيص ميدهد موكل بر حسنات را باشاره باو ، و مأموم يك سلام در جواب امام ميگويد پس بر امام واقع ميشود و بر ملكين او و سلام ديگر ميگويد بر آنكه طرف راست اوست و ملكين موكل باو و ديگري بر آنكه طرف چپ اوست و ملكين موكل باو مگر اينكه در يسار او كسي نباشد پس بر يسار سلام نميكند يا بر يمين نباشد و بر يسار از مأمومين باشند پس سلام بر او ميكند و احوط آن است كه سلام بر يمين را مطلقا ترك نكند چنانچه مشهور است .
[ص 250] مسأله - واجب نيست نيت بيرون رفتن از نماز و هر وقت سلام داد منصرف ميشود و اگر در محلش نباشد نماز را فاسد ميكند .
مسأله - براي هر دو ركعت از نوافل تسليمي است و براي مفرده وتر تسليمي است و جايز است تسليم در وتر بر سه ركعت پس ميان شفع و وتر را متصل ميكني .
فذلكهايست از پدر بزرگوارم اعلي الله مقامه نقل ميكنم در آداب نماز از ابتدا تا انتهاء مجملا : هر گاه داخل شد بر تو وقت و تو جامع شرايط نماز باشي چنانچه گذشت در كتاب طهارت و در اينجا در مقدمات پس برخيز و اذان بگو و بلند كن باذان صداي خود را و الف و هاء را ظاهر و فصيح بگو و دو انگشت خود را در گوشها بگذار و حروف اذان را جزم كن كه از هم جدا شود و شمرده بگو پس همين كه اذان گفتي فاصله بگذار ميان آن و اقامه بنشستني يا بدو ركعت نماز يا بكلامي يا تسبيحي همچنانكه گذشت بعد برخيز و اقامه بگو رو بقبله و فصول اقامه را جزم كن و تندتر از اذان بگو بعد افتتاح نماز كن بسه تكبير يا پنج يا هفت در حالي كه ايستادهٔ رو بقبله و انگشتان پاها نيز رو بقبله باشد و ميان دو قدم را بقدر يك وجب يا كمتر فاصله بگذار و دستها را بر رانها رها كن و انگشتان دست بهم ضم باشد و نظر بموضع سجود كن و صلب خودت را راست بگير و معتدل بايست پس همين كه تكبير گفتي دستها را با تكبير بلند كن تا نحر خود و از گوشها مگذران و كف دستها را بقبله كن [ص 251] و انگشتان را بهم ضم نما و دعاي مأثور را در خلال تكبيرات و بعد از افتتاح بخوان بعد استعاذه بكن و حمد بخوان و بسم الله را جهر كن و قراءت را شمرده بكن بعد يك سوره كامل بخوان و جهر كن قراءت را در نمازهاي شب و اخفات كن در نماز نهار بعد قليلي ساكت ميشوي و دستها را بتكبير بلند ميكني و تكبير ميگوئي بعد ركوع ميكني و خم ميشوي تا اينكه سر انگشتان بزانو برسد اقلا و دست راست را بر زانوي راست پيش از چپ ميگذاري و در حال ركوع مطمئن و ساكن ميشوي و پشت خود را مستقيم ميگيري و كمان نميكني و كفها را از زانو پر ميكني و انگشتان را از هم ميگشائي و پشت خود را مستوي ميگيري و گردن را ميكشي و نظر بميان دو قدم ميكني مادام كه راكع هستي يا چشمها را بهم ميگذاري و فاصله ميان دو قدم را يك وجب قرار ميدهي و ذكر ميكني خداوند را بهر چه باشد يا بآنچه روايت شده و همين كه فارغ شدي از ذكر سر را بلند ميكني و راست و معتدل ميايستي تا مفاصل بجاهاي خود برگردد و تكبير بگو و دو دست را بلند كن بتكبير بعد بگو سمع الله لمن حمده بعد تكبير بگو براي سجود و دستها را بتكبير بلند كن و رو بسجده برو و دستها را پيش از زانوها بزمين بگذار و سجده بكن بر هفت موضع : پيشاني و دو دست و دو زانو و دو انگشت ابهام پا و بيني را بخاك بمال و دو ذراع را مثل بال بگير و بزمين فرش مكن و بر زانوها و رانها مگذار و بسط كن آنها را بسط كردني و قبض كن [ص 252] در برداشتن قبض كردني و انگشتان را بهم ضم كن و دو دست را برابر صورت و شانهها بگذار و بزانوها مچسپان و نزديك صورت مگذار و جلو زانوها بگذار و قدري منحرف كن و نظرت به بيني باشد و انگشتان را رو بقبله بگذار و در سجود مطمئن و ساكن باش و ذكر خداوند را بكن هر چه بخواهي يا بآنچه روايت شده و بعد از فراغ سر بردار و بنشين متورك بطرف چپ و دست را از زمين بردار و بگو الله اكبر و دو دست را بتكبير بلند كن بعد استغفار كن و دومرتبه تكبير بگو و دستها را بتكبير بلند كن و ميان دو سجده نظرت در دامنت باشد و دومرتبه سجده كن همان قسم و بلند شو همان قسم و بنشين همان طور بعد برميخيزي بركعت دويم و بعد از آنكه برخواستي و راست ايستادي قراءت ميكني و بعد از قراءت تكبير ميگوئي و دستها را بتكبير بلند ميكني بعد دستها را بقنوت بلند ميكني و انگشتان را بهم ضم ميكني و قنوت ميخواني بهر چه ميسر شود يا بمأثور بعد دستها را رها ميكني و تكبير ميگوئي و دستها را بلند ميكني بتكبير براي ركوع و ركوع و سجود ميكني چنانكه گذشت بعد متورك مينشيني و تشهد ميخواني هر چه باشد يا بآنچه روايت شده و نظرت در حال تشهد در دامنت باشد و انگشتانت بهم ضم باشد بعد سلام ميدهي و مخيري در تشهد و ركوع و سجود و قنوت ميان جهر و اخفات مگر اينكه قنوت را بلند بخواني بهتر است و سمع الله لمن حمده را جهر بكن و جهر [ص 253] در نماز را بصداي بلند مكن و اخفات باندازهٔ كه نشنوي مكن و ميانه اين دو را اختيار كن .
باب سيزدهم - در آنچه متعلق بتعقيب است جملاً و آنچه مناسب آن است و در آن چند فصل است :
فصل - در تعقيب است و بعض احكام آن .
مسأله - خداوند ميفرمايد فاذا فرغت فانصب و الي ربك فارغب و حضرت صادق عليه السلام فرمود بعد از آنكه نماز را بجا آوردي و سلام دادي و هنوز نشستهٔ خود را بتعب بيانداز در دعاء از امر دنيا و آخرت و همين كه فارغ شدي از دعا رغبت كن بسوي خداوند اينكه قبول كند از تو و فرمود تعقيب ابلغ است در طلب رزق از سير در بلاد .