مسأله - مرد طلا نميپوشد و انگشتر طلا دست نميكند و نماز در آن نميكند و براي زنان باكي نيست .
مسأله - جايز است كه دندانها را بطلا محكم كنند هر گاه سست شود .
مسأله - نماز نميكند مرد و در دست او انگشتر آهن باشد .
مسأله - خداوند آهن را در دنيا زينت جن و شياطين قرار داده پس حرام فرموده بر مرد مسلم پوشيدن آنرا در نماز مگر اينكه پيش روي دشمن باشد كه باكي نيست و اما آهني كه با خود بردارد جايز است با كراهت مگر اينكه پوشيده باشد و رخصت دادهاند براي مسافر كه كارد و كمربند از آهن با او باشد در وقت ضرورت و كليد هر گاه بترسد گم شود .
مسأله - جايز است نماز در چكمه و جرموق كه بر روي چكمه ميپوشند و بطيط كه سر موزه است كه روي قدم كه كعب باشد نميپوشاند .
مسأله - جايز نيست نماز در جامه نجس مگر نقطههاي خون مادام كه همه بقدر يك درهم نشود و از خون خودش باشد مگر خون حيض و عفو شده است از خون جروح و قروح تا اينكه مندمل [ص 184] شود يا آنكه لباس از چيزهائي باشد كه بتنهائي نماز در آن تمام نيست يا تمام باشد و لكن برهنه است و سواي جامه نجس ندارد و احكام آن در كتاب طهارت گذشت .
فصل - در سنتهاي لباس و احكام آن است در نماز .
مسأله - مستحب است براي مرد نماز در دو جامه پس اگر يك پيراهن يا يك قبا داشته باشد بر پشت خود چيزي مياندازد و هر گاه شلوار بپوشد بر شانه خود چيزي مياندازد ولو ريسماني باشد ولو باين باشد كه بند شلوار را بگشايد و بر شانه بياندازد يا شمشيري با او باشد و حمايل كند و باكي نيست كه در يك پيراهن نماز كند اگر كثيف و حاجب باشد يا در يك ازار نماز كند و بر گردن خود گره زند .
مسأله - سزاوار نيست كه با شمشير امامت بكند مگر در جنگ .
مسأله - سزاوار است براي كسي كه امامت قومي را ميكند اينكه رداء و عمامه داشته باشد و باكي نيست كه با شلوار و رداء امامت كند و صالح نيست كه با شلوار و كلاه امامت كند و حضرت باقر عليه السلام امامت فرمود با پيراهن بدون ازار و رداء و فرمود پيراهنم كثيف است و كفايت ميكند از ازار و رداء .
مسأله - دو ركعت با عمامه بهتر است از چهار ركعت بي عمامه و دو ركعت با شلوار معادل است با چهار ركعت بي شلوار .
[ص 185] مسأله - باكي نيست كه نماز كرده شود در يك جامه و تكمههاي آن باز باشد و دين محمد صلي الله عليه و آله مستقيم و سهل است .
مسأله - ادني لباسي كه زن در آن نماز ميكند پيراهني است و ملحفهٔ كه بر سر مياندازد و تمام جسد او را ميگيرد و در پيراهن و مقنعه هم نماز ميكند اگر كثيف و حاجب باشد و در يك جامه نماز نميكند و صالح نيست براي زن آزاد بعد از آنكه حائض شد مگر خمار كه بپوشاند مگر اينكه نيابد .
مسأله - مستحب است براي زن كه در سه جامه نماز كند ازاري و قميصي و خماري .
مسأله - اگر نداشته باشد مگر يك ملحفه بخود ميپيچد و سر خود را ميپوشد و نماز ميكند و اگر پاهاي او بيرون باشد و غير ملحفه دست نياورد باكي نيست .
مسأله - افضل موضع قدمين در نماز نعلين است پس نماز كن در آن دو اگر پاك باشند كه از سنت است .
مسأله - مكروه است نماز در جامه سياه و اما چكمه و عبا و عمامه باكي نيست كه سياه باشد .
مسأله - مكروه است نماز در جامه سرخ پررنگ و جامهٔ كه بعُصفر سير رنگ شده باشد يا بزعفران رنگ كرده باشند .
مسأله - باكي نيست بنماز در قرمز ارمني .
[ص 186] مسأله - سزاوار نيست توشح باِزار بالاي قميص و همچنين لنگ زدن بالاي قميص كه آن از زيّ جاهليت است و همچنين ردا گرفتن بالاي توشح مكروه است .
مسأله - روايت شده است كه امامت نميكند مرد براي قومي و حال اينكه متوشح باشد بالاي جامههاي خود و اگر چه جامههاي بسيار پوشيده باشد بجهت اينكه جايز نيست امامت با توشح و روايت شده است كه پيغمبر صلي الله عليه و آله امامت فرمود در يك جامه كه متوشح بآن بود و توشح آن است كه جامه را از زير بغل راست بيرون بياورند و بر شانه چپ بياندازند مثل محرم .
مسأله - بپرهيز از التحاف صمّاء و آن آن است كه جامه را از زير بال خود بيرون بياوري و بر يك شانه بياندازي .
مسأله - هر كه نماز كند بدون حنك پس برسد باو دردي كه دوا ندارد ملامت نكند مگر خود را .
مسأله - نهي شده است از سدل رداء بجهت اينكه از فعل يهود است و گفته شده است كه آن آن است كه وسط رداء را بر سر بگذارد و دو طرف آنرا رها كند بر راست و چپ خود و بر شانه نياندازد .
مسأله - اگر نمازگذار دستهاي خود را از جامه بيرون بياورد خوب است و اگر بيرون هم نياورد باكي نيست و باكي نيست كه تكمههاي او باز باشد و دستهاي او داخل پيراهن و روايت شده است كه اگر جامه ديگر دارد مثل ازاري يا شلواري باكي نيست كه [ص 187] دست او داخل پيراهن باشد و اگر ندارد جايز نيست و اگر يك دست را داخل كند و ديگري را نكند باكي نيست .
مسأله - باكي نيست كه نماز كند مرد پس تلاوت قرآن كند و حال اينكه لثام بر دهان بسته و اگر دهان را بگشايد افضل است .
مسأله - باكي نيست كه زن با نقاب نماز كند هر گاه موضع سجده را بگشايد و اگر روي خود را ظاهر كند افضل است .
مسأله - باكي نيست بنماز كردن در جامهٔ كه اهل كتاب و مجوس ميسازند و اگر بشويد آنرا بهتر است .
مسأله - هر گاه عاريه دادي لباس را بذمّي و رد كرد مشوي آنرا و نماز كن در آن بجهت اينكه تو عاريه دادي باو و طاهر بود و يقين نكردهٔ كه نجس كرده آنرا و روايت شده است در كسي كه عاريه دهد جامه خود را بكسي كه ميداند كه جرّي ● ميخورد و خمر ميآشامد كه نماز نميكند در آن تا اينكه بشويد آنرا و آن محمول بر استحباب است .
مسأله - جامه مجوسي را ترشح آبي ميكنند و در آن نماز ميكنند .
مسأله - هر گاه زن مأمونه باشد نماز كرده ميشود در جامه او و ازار او و عمامه ميبندد بخمار او .
مسأله - باكي نيست بپوشيدن خلخال براي زنها اگر بيصدا باشد و [ص 188] اگر صدا داشته باشد خوب نيست .
مسأله - مكروه است كه نماز كند در جامهٔ كه در آن تماثيل باشد و اگر صورتش را تغيير دهند باكي نيست .
مسأله - مكروه است كه نماز كند و دراهمي كه نقش صورت دارد با او باشد و اگر نماز كند و با او باشد بايد پشت سر او باشد و قرار ندهد چيزي از آنرا ميان خود و ميان قبله و روايت شده كه باكي نيست هر گاه پوشيده باشد .
مسأله - روايت شده است كه جايز نيست نماز با انگشتري كه نقش مرغ دارد كه در دست او باشد و نهي فرمود پيغمبر صلي الله عليه و آله از اينكه هر صورت حيواني را بر انگشتر نقش كنند .
مسأله - خاتم حضرت ابوالحسن عليه السلام نقش گلي و هلالي بالاي آن بود .
مسأله - مكروه است نماز از براي مرد و زن با خضاب .
مسأله - ضرر بنماز نميزند بُرطله كه كلاهي است طولاني كه قديم ميپوشيدند و اگر چه پوشيدن آن كراهت دارد .
مسأله - صالح نيست نماز در حالي كه با او دبّهٔ از جلد الاغ باشد يا نعلي از آن بر پا داشته باشد مگر اينكه بترسد كه آنرا ببرند .
مسأله - مستحب است عطر زدن و استعمال مشك براي نماز و باكي نيست كه فاره مشك در جيب و جامه او باشد و روايت شده است كه باكي نيست اگر ذبح شده باشد .
[ص 189] مسأله - دو ركعت نماز با نگين عقيق معادل هزار ركعت بغير آن است .
مسأله - مستحب است دست كردن انگشتري كه نگين آن جزع يماني باشد و نماز با جزع هفتاد نماز است و جزع تسبيح ميكند و استغفار ميكند و اجرش براي صاحب آن است .
مسأله - هر چه در بر تو است كه نماز ميكني با تو تسبيح ميكند .
مسأله - ائمه صلوات الله عليهم در حال نماز غليظتر جامههاي خود را ميپوشيدند .
مسأله - مستحب است پوشيدن بهترين لباسها در نماز بجهت اينكه خدا جميل است و جمال را دوست ميدارد پس براي پرورندهات تجمل كن .
مسأله - هر كه بر جامهاش پرهيز كند در نماز براي خدا نپوشيده .
مسأله - نماز نميكند زن بي زينت .
مسأله - روايت شده است كه هر مردي كه نماز فريضه كند و موي خود را جمع كرده ميان سر بهبندد نماز خود را اعاده ميكند .
فصل - در احكام كساني كه برهنهاند .
مسأله - هر كه دزد باو زند يا متاع او غرق شود و برهنه بماند اگر برگي يا علفي دست بياورد كه عورت خود را بپوشد نماز خود را تمام ميكند با ركوع و سجود و اگر ساتري نيابد بايماء نماز [ص 190] ميكند ايستاده .
مسأله - برهنه هر گاه گودي بيابد داخل آن ميشود و سجود و ركوع ميكند .
مسأله - برهنه بايماء نماز ميكند پس اگر مرد است يا زن دست بر عورت خود ميگذارند پس مينشينند و ايماء ميكنند و سجود و ركوع نميكنند كه عقبشان ظاهر شود بلكه بسر اشاره ميكنند و در سجودشان بيشتر خم ميشوند تا ركوع .
مسأله - روايت شده است در برهنه كه ايستاده نماز ميكند اگر كسي او را نبيند و اگر بهبيند نشسته نماز ميكند .
مسأله - سزاوار نيست براي برهنه كه نماز كند تا بترسد گذشتن وقت را و طلب ميكند جامهٔ را پس اگر نيافت برهنه نماز ميكند نشسته بايماء و سجودش پستتر از ركوع و اگر جماعتي باشند از هم دور ميشوند و هر يك اين طور فرادي نماز ميكنند .
مسأله - هر گاه جماعتي برهنه بخواهند نماز جماعت كنند همه مينشينند و امامشان بزانوهاي خودش پيش ميرود و روايت شده است كه امام پيش مينشيند و لكن او بايماء نماز ميكند و مأمومين ركوع و سجود ميكنند بر روي خودشان .
مسأله - هر كه جنب شود و با او نباشد مگر يك جامه و آب ندارد تيمم ميكند و برهنه و نشسته بايماء نماز ميكند و روايت شده كه در همان لباس نماز ميكند و همين كه آبي يافت ميشويد و روايت [ص 191] شده كه ميشويد و نماز را اعاده ميكند .
مسأله - برهنه كه كسي او را نميبيند مخير است ميان ايستادن و نشستن مگر اينكه ايستاده افضل است و لكن ايماء ميكند و ركوع و سجود نميكند .
مسأله - برهنه اگر شمشيري بيابد حمايل ميكند .
فصل - در واجبات مكان و محرمات آن و سنن و احكام آن .
مسأله - قبول نميشود نماز در مكان مغصوب .
مسأله - مكروه است پيشي گرفتن زن بر مرد و برابر ايستادن آن دو در حالي كه هر دو نماز ميكنند و زايل ميشود كراهت بحاجزي كه ميان آن دو باشد ولو كوتاه باشد يا آنكه فاصله آن دو بيشتر از ده ذراع باشد يا آنكه زن پشت سر مرد باشد ولو باندازهٔ كه بجامه مرد برسد يا آنكه مرد نماز ميكند همين كه فارغ شد زن نماز ميكند .
مسأله - نماز ميكند زن با مرد در مكه پيش روي او يا پهلوي او و با او و باكي نيست اما در ساير شهرها مكروه است .
مسأله - روايت شده است در زني كه نماز كرد با مردان و پشت سر او صفها و پيش روي او صفها بود كه نماز او گذشته و نماز [ص 192] كسي هم فاسد نشده و اعاده هم نميكند .
مسأله - امام هر گاه از نماز منصرف شود در جاي خود دو ركعت نماز نميكند تا از جاي خود منحرف شود و مستحب است براي هر نمازگذاري كه نمازهاي خود را اينجا و آنجا بجهت اينكه در روز قيامت براي او شهادت ميدهند .
مسأله - مكروه است نماز در موضع قذر ببول يا جنابت يا آب قذر هر گاه خشك شده باشد و تعدي نكند نجاست از آن و اگر با رطوبت باشد جايز نيست .
مسأله - مكروه است نماز در گرمخانه حمام هر گاه نظيف باشد و الا جايز نيست .
مسأله - روايت شده است كه زمين كلش مسجد است مگر چاه غائط يا مقبره و روايت شده است كه بيت الخلاء را اگر تنظيف كنند و اصلاح كنند باكي نيست كه آنرا مسجد قرار دهند و روايت شده است كه خاك بر آن بريزند تا بپوشاند آنرا پاكيزهتر است .
مسأله - باكي نيست بنماز در جايگاه گوسفند و مكروه است در جايگاه شتر و اگر بترسد بر متاع خودش از تلف جاروب ميكند و ترشح آبي ميكند و نماز ميكند .
مسأله - مكروه است نماز در جايگاه اسب و قاطر و الاغ و روايت شده است در منازلي كه مردم داخل ميشوند و بول دواب و سرگين آنها در آنها هست و يهود و نصاري داخل ميشوند كه [ص 193] فرمودند نماز كن بر جامهات و ديده شد حضرت صادق (ع) در منازل راه مكه كه ترشح آب ميفرمود بر موضع پيشاني و سجده ميفرمود در حالي كه هنوز رطوبت داشت و بسا هم ترشح نميفرمود اگر ميديد كه نظيف است .
مسأله - نهي شده است از نماز در وادي مورچه .
مسأله - نهي شده است از نماز در مجراي آب و رودخانهها بخصوص جماعت در رودخانه .
مسأله - جايز نيست نماز اختيارا در گلي كه نميتوان سجده بر آن كرد و حدش آن است كه پيشاني در گل فرو برود و بر زمين قرار نگيرد و اگر مضطر شد و موضع خشكي نيافت نماز ميكند و ركوع را تمام ميكند اما سجده را بايماء ميكند ايستاده و همچنين تشهد را ايستاده ميخواند و سلام ميدهد .
مسأله - جايز نيست نماز در آب اختيارا و اگر اراده تجارت دارد در آب فرو نرود تا نماز بكند و اگر فرو رفت نماز را بعد از بيرون آمدن قضا ميكند و ضايع كرده است و اگر در جنگ باشد يا في سبيل الله بايد بايماء در آب نماز كند و او را كافي است .
مسأله - مكروه است نماز در راهها و راهي كه گام زدهاند و كراهت آن در خود جاده بيشتر است و در ميان دو خط جاده كمتر .
مسأله - مكروه است نماز در زمين شورهزار بجهت اينكه نميتواند جبهه را طوري كه ميخواهد بر زمين گذارد و اگر جائي [ص 194] را بيابد كه پيشاني متمكن شود خوب است .
مسأله - بر روي برف نماز كرده نميشود و اگر زميني نيابد جامه خود را پهن ميكند و نماز ميكند .
مسأله - مكروه است نماز در جاهائي ميان مكه و مدينه كه بيداء باشد و ذات الصلاصل و وادي شقرة و وادي ضجنان و حد بيداء ذات الجيش است كه سه ميل بعد از حفيره باشد تا بمعرّس پيغمبر (ص) و ذات الصلاصل و وادي شقرة دو موضعند در راه مكه ضجنان اسم كوهي است سمت مكه و روايت شده است كه در جادهها مكروه است و ميان جادهها باكي ندارد و روايت شده است در بيداء كه از جاده براست و چپ ميرود و نماز ميكند .
مسأله - مكروه است نماز بين قبور و بسوي آنها و سجده كرده نميشود بر آنها و اگر نماز كرد ميان خود و آنها از هر جانبي ده ذراع قرار ميدهد و نماز ميكند ميان فاصلههاي قبرها و چيزي از آنها را قبله خود قرار ندهد البته .
مسأله - نماز كرده ميشود در نزد قبر امام (ع) پشت سر ايشان و قبر را امام خود قرار ميدهد و نماز كرده نميشود پيش روي او و از راست او و چپ او بجهت اينكه امام تقدم بر او جسته نميشود و مساوي او هم ايستاده نميشود و روايت شده است اما سجود بر قبر پس جايز نيست نه در نافله و نه در فريضه و نه در زيارت و لكن پهلوي راست صورت را بر قبر ميگذارد و اما نماز [ص 195] آن پشت سر قبر است و اشاره باختلاف اخبار و حل آنها در عربي شده است .
مسأله - نهي شده است از نماز جوف كعبه و بر سطح آن .
مسأله - بيوت مجوس را ترشح آبي ميكنند و نماز ميكنند .
مسأله - نماز مكن در حجرهٔ كه در آن مجوسي باشد و باكي نيست باينكه نماز كني در حجرهٔ كه يهودي يا نصراني باشد .
مسأله - باكي نيست بنماز در معبد يهود و نصاري چه فريضه باشد و چه تطوع و مسجد افضل است و روايت شده است كه ترشح آب كن و نماز كن .
مسأله - مكروه است نماز در حجرهٔ كه در آن خمر باشد يا مسكر .
مسأله - نماز نميشود در خانهٔ كه در آن سگ باشد مگر اينكه سگ شكاري باشد و در جائي محبوس باشد و درش بسته باشد كه باكي نيست بجهت اينكه ملائكه داخل نميشوند حجرهٔ را كه در آن سگ باشد يا تماثيل يا ظرفي باشد كه بول در آن جمع باشد .
مسأله - باكي نيست بنماز در كشتي .
مسأله - نهي شده است از نماز در آسيابها .
مسأله - باكي نيست بنماز بر رفي كه ميان دو نخله معلق باشد اگر مستوي باشد كه بتواند نماز بر آن بكند .
مسأله - مكروه است نماز بر خرمني كه گل گرفته باشند مثل [ص 196] بام كه اندود ميكنند و بر اسفست خشك و بر كاه و گندم و جو مگر اينكه مضطر باشد .
مسأله - باكي نيست بنماز بر تخت ساج كه چوب درختي است و سجده بر آن ميكند .
مسأله - نماز كرده ميشود بر بساط و مو و طنفسه و سجده بر آن نميكند پس بر فرش ميايستد و روي زمين سجده ميكند يا آنكه بر روي فرش حصيري مياندازد يا خمره يا سنگريزه ميگذارد و سجده ميكند .
مسأله - مكروه است نماز در حجرهٔ كه در آن تماثيل باشد بخصوص اگر پيش روي او باشد و تخفيف پيدا ميكند كراهت بپوشيدن آنها يا قطع كردن سر آنها يا بيك چشم باشد يا زير پاي خود قرار بدهي .
مسأله - باكي نيست بنماز در حجره حجام هر گاه آن مكاني كه نماز ميكند نظيف باشد .
مسأله - هر كه مسجدي بنا كند ولو كوچك باشد بقدر آشيانه قطاة كه مرغي است و در خاك ميسازد خداوند براي او خانهٔ در بهشت ميسازد .
مسأله - هر كه راه برود بسوي مسجدي از مساجد خداي تعالي [ص 197] پس از براي او بهر گامي كه بردارد تا برگردد بمنزل خود ده حسنه است و ده سيئه از او محو ميشود و ده درجه براي او بلند ميشود و اخبار در فضل آن بسيار است .
مسأله - محبوبتر بقعهها بسوي خدا مساجدند و احب اهلش بسوي خدا كسي است كه اول داخل شود و آخر بيرون بيايد .
مسأله - نماز نيست براي همسايه مسجد مگر در مسجدش و حد جوار چهل خانه است .
مسأله - مكروه است معطل گذاردن مساجد .
مسأله - هر گاه نعلها تر شود بواسطه باران نماز را در مساكن بايد كرد و گاه مسجد را ترك ميكند هر گاه از حاجتي آمده باشد و نماز او در خانهاش ممكنتر و آسانتر باشد .
مسأله - مستحب است نماز در مسجد حتي مساجد عامه و نيست مسجدي كه بنا شود مگر بر قبر پيغمبر يا وصي پيغمبري كه كشته شده و قطرهٔ از خون او باين بقعه رسيده .
مسأله - مستحب است گرفتن مسجدي در خانه و باكي نيست بتغيير دادن و تحويل نمودن آن از مكانش .
مسأله - رسول خدا صلي الله عليه و آله مسجد خود را با سميط ● بنا فرمود بعد مسلمين زياد شدند و زياد شد در مسجد و با سعيده ● [ص 198] ساخت بعد باز زياد شدند و با انثي و ذكر ● ساخت بعد گرما شدت كرد پس امر فرمود و سايهبان ساختند و ستونها از تنه نخل واداشتند و چوبهاي ديگر و برگ و علف بر آنها ريختند تا اينكه باران آمد عرض كردند اگر امر ميفرمودي گلاندود ميكردند فرمود نه ، عريشي مثل عريش موسي و همين قسم بود تا از دنيا تشريف برد صلي الله عليه و آله .
مسأله - جايز است كنيف را مسجد قرار دهند خاك بر آن ميريزند تا آنرا بپوشاند و بوي آنرا قطع كند .
مسأله - بنا نميشود مساجد در نزد قبور .
مسأله - باكي نيست بگل كردن مسجد بگلي كه در آن كاه و سرگين باشد و باكي نيست بگچ كردن آن با گچي كه با عذره پخته باشند .
مسأله - باكي نيست كه معبدهاي يهود و نصاري را تغيير داده مسجد بسازند .
مسأله - مكروه است نقش مساجد و شرفه گذاردن بر آنها و مكروه است نماز در مسجدهائي كه نقش صورت دارد .
مسأله - باكي نيست بنوشتن قرآن و ذكر خداوند در قبله مسجد .
مسأله - مكروه است اقامت كردن در مساجد مسقف و لكن باكي [ص 199] نيست نماز كردن در آنها امروز .
مسأله - در مسجد نبايد صدا بلند كنند و در باطل فرو روند و بيع و شراء و لغو بكنند .
مسأله - رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود بچِها و ديوانگان خود را از مسجد دور كنيد و بيع و شراء در مسجد نكنيد و مطاهر كه حوضخانهها باشد بر در مسجد قرار بدهيد .
مسأله - مكروه است وضو در مسجد از بول و غائط و اين در صورتي است كه باعث نجاست مسجد نشود كه حرام است .
مسأله - مستحب است بوي خوش كردن در مسجد در هر هفت روز يك مرتبه .
مسأله - بلند كرده نميشود مناره مگر بقدر سطح مسجد .
مسأله - فضل در دخول مسجد آن است كه ابتدا بپاي راست بكني و در بيرون آمدن ابتدا بپاي چپ بكني .
مسأله - مستحب است ملاحظه نعلين در درِ مسجد باحتياط نجاست .
مسأله - مستحب است صلوات فرستادن بر پيغمبر صلي الله عليه و آله در دخول مسجد و خروج از آن .
مسأله - هر كه چراغي در مسجدي از مساجد خداوند روشن كند ملائكه و حمله عرش استغفار ميكنند بر او مادام كه آن چراغ روشن است .
[ص 200] مسأله - تحيه مسجد دو ركعت نماز است كه بجا آوري و مكروه است كه مسجد را راه قرار دهند بدون تحيه .
مسأله - مستحب است تطهير و استعمال عطر و لباس فاخر پوشيدن بجهت دخول مسجد .
مسأله - مستحب است نماز در مساجد در بقعههاي مختلفه و بدرستيكه هر بقعهٔ شهادت ميدهد براي مصلي بر آن در روز قيامت .
مسأله - روايت شده است كه مساجد خود را از نجاست دور كنيد .
مسأله - رسول خدا صلي الله عليه و آله فرموده است كه يهود و نصاري و بچها و مجانين خود را از مسجد منع كنيد و الا خداوند شما را مسخ ميكند بصورت قرده و خنازير در حال ركوع و سجود .
مسأله - جايز نيست تصرف در مسجد و تملك آن و بيرون بردن آنچه متعلق بمسجد است از مسجد و باكي نيست به بيرون بردن خاكروبه و آنچه بچشم ميرود از خاك بلكه مستحب است .
مسأله - مكروه است محراب گرفتن در مسجد و آن بنا بر آنچه از اخبار ظاهر ميشود محرابهائي است كه جبارين بدعت گذاشتند كه روي زمين مسجد طرف قبله ميساختند و اما محرابهائي كه در ديوار مسجد ساخته ميشود خارج از اين است و بعيد نيست كه مستحب باشد .
مسأله - مكروه است خواندن شعر باطل و انشاد گمشده در [ص 201] مسجد و نهي فرموده است پيغمبر صلي الله عليه و آله از اينكه حدود شرعيه در مسجد اقامه شود و از اينكه صداها را بلند بكنند و شمشير بكشند و تير بزنند يا در قبله سلاحي بياويزند يا تير بتراشند و در مسجد اكبر بخصوص از آويختن سلاح نهي شده و نوع عمل صنايع در مسجد مكروه است .
مسأله - مكروه است آب دهن انداختن در مسجد و آن گناهي است و كفاره آن دفن آن است .
مسأله - هر كه محتاج شود در مسجد باينكه آب دماغ يا سينه خود را از دهان بريزد و آنرا برگرداند باندرون خود بهيچ دردي در اندرون او نميگذرد مگر اينكه بهبودي حاصل ميكند و رسول خدا صلي الله عليه و آله نخامهٔ را در مسجد ملاحظه فرمود پس تشريف برد بسوي آن و با يك عرجوني كه چوب عقب خوشه خرما است آنرا تراشيد و بعد از آن قهقري برگشت و نماز خود را بآخر رسانيد .
مسأله - حضرت باقر عليه السلام همين كه قملهٔ در مسجد مييافتند آنرا در ريگها دفن ميفرمودند .
مسأله - باكي نيست بخوابيدن در مسجدها مگر دو مسجد كه آن مكروه است مسجد الحرام و مسجد نبي (ص) .
مسأله - مكروه است براي كسي كه چيزي از موذيات مثل سير و پياز خورده داخل مسجد شود .
مسأله - مكروه است ريگ انداختن و بخصوص در مسجد .
[ص 202] مسأله - روايت شده است كه گشودن ناف و ران و زانو در مسجد از عورت است و آن محمول بر كراهت است .
مسأله - مكروه است عجمي حرف زدن در مسجد .
مسأله - هر كه سبقت بگيرد بمكاني در مسجد او احق بآن مكان است آن روز و آن شب .
مسأله - حرام است توقف نمودن در مسجدها براي جنب و حائض و در دو مسجد حرام است گذشتن از آنها مگر اينكه در همان جا جنب يا حائض شود پس تيمم ميكند و بيرون ميرود .
مسأله - فضل دو مسجد و مسجد كوفه و سهله و مساجد مدينه و بيت حضرت امير و فاطمه زهرا (ص) و مسجد غدير و مسجد خيف و مابين حرمين و مسجد بيت المقدس بسيار است و نماز در آنها معادل نمازهاي بسيار است در غير آنها .
فصل - در آنچه جايز است سجود بر آن يا جايز نيست .
مسأله - جايز نيست سجود مگر بر زمين يا هر چه از زمين برويد مگر مأكول يا ملبوس .
مسأله - جايز است سجود بر كاغذ مگر اينكه نوشته باشد كه مكروه است .
مسأله - سجده نميشود بر پنبه و كتان مگر براي تقيه يا ضرورت مثل اينكه برف روي زمين باشد يا از گرمي هوا زمين گرم شود [ص 203] پس بر جامه خود سجده ميكند .
مسأله - جايز است سجود بر مِسح و بساط و ثياب در حال تقيه .
مسأله - آنچه مراعات ميشود در آن كه جايز باشد سجده بر آن همان محل پيشاني است و اما دست و پا و زانوها محل ملاحظه نيست .
مسأله - هر گاه از ريگهاي گرم بترسد بر روي خود كه بسوزاند سجده بر پشت دست خود ميكند و آن هم يكي از مساجد است .
مسأله - مستحب است سجده بر خُمره و آن چيزي بود كه از برگ خرما ميبافتند و نهي شده است از سجده بر آنچه سيورش ● از پوست باشد و گفته شده است كه شايد سيور آنها ظاهر بوده كه پيشاني بر آن واقع ميشده .
مسأله - روايت شده است كه بر قير و قفر نماز كرده ميشود و سجده كرده ميشود و گاهي حمل بر تقيه ميشود و گاهي بر كراهت و احتياط پوشيده نيست و اگر موضع تقيه يا ضرورت باشد باكي نيست .
مسأله - مستحب است سجود بر زمين بجهت اينكه ابلغ است در تواضع و خضوع براي خداوند و وارد شده است كه سجود بر زمين فريضه است و بر غير زمين سنت .
[ص 204] مسأله - سجود بر تربت سيدالشهدا (ص) نوراني ميكند تا زمينهاي هفتگانه و هر كه با او سبحهٔ از تربت باشد تسبيحكننده نوشته ميشود و اگر چه تسبيح نكند بآن .
مسأله - جايز نيست سجود بر آنچه جبهه بر آن قرار نميگيرد مثل زمين شورهزار و برف و شبه آن دو .
مسأله - جايز است سجود بر گچ .
مسأله - جايز است سجود بر مروحه كه بادزن باشد و مكروه است بر عود .
مسأله - جايز نيست سجود بر طلا و نقره .
مسأله - سجده مكن بر مو و كورك و پشم و پوست و ابريشم و شيشه و آنچه انسان ميپوشد و بر آهن و ساير فلزات و بر آجر يعني پخته و بر پر و بر چيزي از جواهر و بر فنك و سمور و حواصل و بر بساطي كه در آن صورتها و تماثيل باشد .
مسأله - جايز نيست سجده بر نمك .
مسأله - جايز نيست سجده بر حائلي از عمامه يا كلاه يا غير آن دو و كفايت نميكند او را تا اينكه پيشاني او بزمين برسد .
مسأله - نقل اتفاق شده كه موضع سجده بايد طاهر باشد و از بعض اخبار هم ظاهر است و عمل بر آن است .
فصل - در احكام سُتره است و آنچه پيش روي مصلي واقع ميشود .
[ص 205] مسأله - مكروه است نماز در حالي كه پيش روي او در قبله قرآني گشاده باشد و اگر در جلد باشد باكي نيست .
مسأله - مكروه است نظر بنقش انگشتر در نماز مثل اينكه ميخواهد بخواند يا در قرآن يا در كتابي كه برابر قبله باشد و آن نقص در نماز است اما قطع نميكند .
مسأله - نماز نكند احدي از شما و پيش روي او شمشير باشد بجهت اينكه قبله امن است .
مسأله - باكي نيست بنماز در حالي كه پيش روي او ظرف نضوح كه طيبي است باشد يا درخت انگور يا خرما كه ثمر داشته باشد يا سير يا پياز يا مرغ يا چوبي كه جامهها را بر آن انداخته باشند .
مسأله - مكروه است نماز در حالي كه پيش روي او آتش باشد يا صورتي يا چراغي و روايت شده است كه جايز است براي كسي كه از اولاد بتپرستان و آتشپرستان نباشد نه آنكه از ايشان است .
مسأله - مكروه است نماز در وقتي كه در قبله آهن باشد و باكي نيست بمجمره شبه مگر اينكه در آن آتش باشد پس از قبله دور ميكند .
مسأله - كراهت آتش زياد ميشود هر گاه در قنديلي باشد كه معلق باشد در جلو مصلي .
مسأله - مكروه است نماز رو بتماثيل مگر اينكه پوشيده شود يا [ص 206] سرهاي آنها را قطع كنند .
مسأله - هر گاه پيش روي خود در قبله عذره بهبيني دور بشو از آن هر چه بتواني .
مسأله - نهي شده است از نماز در مسجدي كه در قبله آن از بالوعه تراوش كند و روايت شده است كه روي آنرا ميپوشد .
مسأله - قطع نميكند نماز را چيزي از آنچه ميگذرد پيش روي مصلي مرد و زن و كلب و الاغ يا غير اينها و لكن فضل در اين است كه ستره بگذارند كه وقايه از مارّه باشد و اگر هم نكني باكي بآن نيست .
مسأله - هر گاه زني پيش روي تو رو بتو باشد بصورتش نشسته يا ايستاده ، از خود دفع كن و اگر هم نكني نماز تو را قطع نميكند و مكروه است كه نماز كني و پيش روي تو مردي ايستاده باشد و باكي نيست بزني كه نشسته باشد پيش روي تو در مكه .
مسأله - هر گاه نماز كني و پيش روي تو الاغي باشد واقف ، پيش روي خود نيي يا چوبي يا چيز ديگر بگذار و اگر نكني بر تو چيزي نيست و اعاده ندارد .
مسأله - ستره گذارده ميشود از آنچه پيش روي اوست بني يا چوب يا سنگ يا تير يا عنزه كه نيزهايست كوتاه يا كلاه يا رحل حيوان يا كومهٔ خاك يا هر چه بيابد و اگر چيزي نيافت خطي پيش روي خود روي زمين بكشد .
[ص 207] مسأله - اقل آنچه ميان تو و قبله بايد باشد خوابگاه گوسفندي است و اكثر آنچه باشد بستنگاه اسبي است يعني فاصله تو با ستره يا ديوار اينقدر باشد .
مسأله - مستقيم نيست اذان و جايز نيست كه اذان بگويد مگر مردي كه مسلم و عارف بولايت باشد و اگر بغير عارف تعليم كنند و اذان بگويد اذان او و اقامه او كفايت نميكند و اقتدا باو نميشود .
مسأله - باكي نيست كه پسري كه محتلم نشده اذان بگويد يا بنده اذان بگويد .
مسأله - مستحب است كه مؤذن از نيكان قوم باشد و مؤذنها امناء مؤمنيناند بر نمازشان و روزهشان و گوشتشان و خونشان ، از خداوند سؤال نميكنند چيزي را مگر آنكه عطا كند ايشان را و شفاعت نميكنند در چيزي مگر اينكه قبول ميشود .
مسأله - جايز نيست كه اذان را بر ضعفا بياندازند بجهت رغبت از آن .
مسأله - مستحب است متولي اذان شدن و كوشش در شناختن وقت نمودن ولو براي مخالفين باشد .
[ص 208] مسأله - بايد اذان بگويد براي شما هر كه فصيحتر است و امامت كند هر كه فقيهتر است .
مسأله - مستحب است كه صدا را باذان بشدت بيرون بياورند ولي نه آن قدر كه خود را بتعب اندازد و هر چه بيشتر بشنوند اجر تو عظيمتر ميشود .
مسأله - كفايت نميكند تو را از اذان مگر آنچه بخود بشنواني يا بفهماني و الف و هاء را فصيح بگو و صلوات بفرست بر پيغمبر صلي الله عليه و آله هر وقت ذكر كردي او را يا ديگري ذكر كرد نزد تو در اذان يا غير آن .
مسأله - باكي نيست كه اعمي اذان بگويد هر گاه اوقات را باو بفهمانند .
مسأله - باكي نيست كه مرد اذان بگويد بدون طهارت و با طهارت افضل است و اما اقامه را بي طهارت نميگويند اگر چه اكثر قائل باستحبابند ولي احوط در اقامه آن است كه با طهارت باشد .
مسأله - باكي نيست باذان در حالي كه نشسته يا راه ميرود يا سوار است و روايت شده است كه نشسته اذان نميگويد مگر سواره يا مريض .
مسأله - اقامه نميگويد در حال راه رفتن و سواره و نشسته و نه خوابيده مگر اينكه مريض باشد يا دزدگاه باشد كه نتواند پياده شود و بايد در اقامه متمكن باشد همچنانكه در نماز است بجهت اينكه [ص 209] اقامه هم ملحق بنماز است و رخصت دادهاند در اقامه در حالي كه راه ميرود بسوي نماز .
مسأله - مستحب است كه اذان اعلام را بر بلندي مثل ديوار يا بام بگويند نه مناره .
مسأله - مستحب است كه مؤذن در حال شهادت دادن رو بقبله باشد .
مسأله - مستحب است كه انگشتان سبابه را در حال اذان در گوشها گذارند .
مسأله - حرام است اجرت گرفتن بر اذان .
فصل - در آنچه اذان براي آن گفته ميشود .
مسأله - روايت شده است كه اذان و اقامه از سنتهاي لازمه است و فريضه نيستند .
مسأله - مستحب است اذان و اقامه جهت نمازهاي پنجگانه براي مردان و زنان ، نماز اداء باشد يا قضاء ، جماعت باشد يا فرادي ، سفر باشد يا حضر ، صحيح باشد يا مريض .
مسأله - مستحب مؤكد است اذان و اقامه در نماز صبح و مغرب و در ظهر هم روايت شده است .
مسأله - جايز است ترك اذان در سفر و حضر بخصوص هر گاه تنها باشد يا قوم منتظر كسي نباشند .
[ص 210] مسأله - احوط آن است كه اقامه را در هيچ حال و در هيچيك از نمازهاي پنجگانه ترك نكنند .
مسأله - تأكيد ندارد اذان و اقامه براي زنان و كفايت ميكند ايشان را از اذان اينكه تكبير بگويد و اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله بگويد و از اقامه اينكه تكبير بگويد و اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا عبده و رسوله بگويد و روايت شده است كه همان شهادتين از اذان كافي است و روايت شده است كه اذان و اقامه بر زن نيست هر گاه اذان قبيله را بشنود و شهادتين او را كافي است و لكن هر گاه اذان و اقامه بگويد افضل است .
مسأله - از حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله روايت شده است كه هر گاه غولها بشما برخورند اذان بگوئيد اذان نماز .
مسأله - مستحب است اذان در گوش راست مولود و اقامه در گوش چپ .
مسأله - روايت شده است كه هر كه خلقش بد شود در گوش راستش اذان بگوئيد .
مسأله - مستحب است اذان در ناخوشي و كمي اولاد .
مسأله - مستحب است اذان گفتن در خانه بجهت راندن شياطين و ظاهر اين است كه مراد همان اذاني است كه در اوقات نماز بايد گفت .
مسأله - هر كه اذان و اقامه را فراموش كند تا داخل نماز شود روايت شده است كه بايد بگذرد بجهت اينكه اذان سنت است و روايت [ص 211] شده كه اگر قبل از ركوع متذكر شدي منصرف بشو و اذان و اقامه بگو و نماز را افتتاح كن و اگر ركوع كردهٔ نماز را تمام كن و روايات غير از اينها هم رسيده و بهر يك ميتوان گرفت .
مسأله - هر كه فراموش كند كه اقامه بگويد تا اينكه از نماز منصرف شود اعاده نميكند اما ديگر چنين نميكند .
مسأله - هر كه نمازهائي از او فوت شود يا بدون طهارت بجا آورده باشد بعد متذكر شود و بخواهد قضا كند براي اولي اذان و اقامه ميگويد و باقي را باقامه ميكند .
مسأله - روايت شده است كه اذان سيّوم روز جمعه بدعت است و ظاهر آن است كه مراد اذان نماز عصر باشد .
مسأله - سنت در نماز ظهر و عصر در روز عرفه و همچنين در مغرب و عشاء در مزدلفه آن است كه جمع كنند بيك اذان و دو اقامه .
مسأله - هر كه جماعت را دريابد بعد از فراغت آنها قبل از آنكه صف متفرق شوند نماز ميكند بدون اذان و اقامه و اگر صف متفرق شدهاند اذان و اقامه ميگويد .
مسأله - هر گاه مرد اذان و اقامه بگويد تا اينكه نماز كند تنها بعد ديگري بيايد و اراده جماعت كند اذان و اقامه را اعاده ميكند .
[ص 212] مسأله - اخبار در فصول اذان و اقامه مختلف است و همه موسع است مگر اينكه مشهور آن است كه سي و پنج فصل است پس در اذان چهار تكبير است بعد اشهد ان لا اله الا الله ، اشهد ان محمدا رسول الله ، حي علي الصلوة ، حي علي الفلاح ، حي علي خير العمل ، الله اكبر ، لا اله الا الله همه دو تا دو تا پس اين هجده فصل ميشود و اقامه هفده فصل است كه دو تكبير از اول و يك تهليل از آخر كم ميشود و دو مرتبه قد قامت الصلوة پيش از دو تكبير آخر زياد ميشود .
مسأله - در حديث معراج از پيغمبر صلي الله عليه و آله رسيده است از خداوند كه فرمود هر جا ذكر من ميشود علي هم با من ذكر كرده ميشود و نيز از حضرت صادق (ع) رسيده تفصيلي تا اينكه فرمود پس همين كه يكي از شما گفت لا اله الا الله محمد رسول الله (ص) پس بايد بگويد علي اميرالمؤمنين عليه السلام . مؤلف گويد كه خود ذكر آن حضرت بعد از ذكر توحيد و نبوت مندوب و مأمور به است و بعضي از علماي ما رضوان الله عليهم جزؤ اذان بودن آنرا هم نزديك شمردهاند و علي اي حال بايد گفت .
مسأله - تقصير ميشود اذان و اقامه در وقت تعجيل و در سفر پس اذان و اقامه ميگويد طاق طاق و اقامه تمام بهتر است از اذان و اقامه طاق طاق و روايت شده است اقامه طاق طاق مگر قول الله اكبر الله اكبر كه دو مرتبه ميگويد .
[ص 213] مسأله - شرط است ترتيب در حروف اذان و اقامه پس اگر فراموش كرد حرفي را و بعد از فراغت از آن دو متذكر شود برميگردد بحرفي كه فراموش كرده و ميگويد و مابعد آنرا نيز ميگويد و همه اذان را اعاده نميكند و همه اقامه را اعاده نميكند و روايت شده كه اگر در اذان خطا كرده ميگذرد و اگر در اقامه خطا كرده منصرف ميشود و اعاده ميكند آنرا بتنهائي و اگر بعد از يك ركعت يا دو ركعت از نماز متذكر شود ميگذرد و او را كافي است . مترجم گويد كه اين در صورتي است كه بعد از اقامه متذكر شود كه در اذان سهو كرده و اگر بعد از اذان متذكر شود كه در اذان سهو كرده برميگردد بهمان جا كه سهو كرده و مرتب ميگويد تا آخر .
مسأله - مستحب است توقف در اواخر فصول در اذان و اقامه و سزاوار است فصيح و بيّن گفتن الف و هاء حتي آنكه روايت شده كه اذان نگويد براي شما كسي كه هاء را ادغام ميكند .
مسأله - اذان را شمردهتر و اقامه را تندتر ميگويند .
مسأله - مستحب است فصل ميان اذان و اقامه بسجده يا نشستني و دعا بآنچه روايت شده يا دو ركعت نماز كند اگر وقت نمازي باشد و روايت شده است كه از سنت است نشستن ميان اذان و اقامه در نماز صبح و مغرب و عشاء و نافلهٔ نيست و از سنت است اينكه دو ركعت نافله كند ميان اذان و اقامه در نماز ظهر و عصر و روايت شده است كه ميان هر دو اذان نشستني است مگر مغرب كه ميان [ص 214] آن دو نفسي ميكشد .
مسأله - هر كه اذان بگويد بعد سجده كند پس بگويد لا اله الا انت ربي سجدت لك خاضعا خاشعا خداوند گناهان او را ميآمرزد .
مسأله - روايت شده است در نشستن ميان اذان و اقامه كه آن بر امام است و اما منفرد يك گام بسوي قبله برميدارد بپاي راست بعد ميگويد بالله استفتح و بمحمد استنجح و اتوجه اللهم صل علي محمد و آلمحمد و اجعلني بهم وجيها في الدنيا و الآخرة و من المقربين و اگر هم نكني تو را كافي است .
مسأله - روايت شده است در كسي كه فراموش كند فصل ميان اذان و اقامه را بچيزي اينكه چيزي بر او نيست لكن بر او روا نيست كه عمدا ترك كند .
مسأله - ادني چيزي كه كفايت ميكند از فاصله ميان آن دو اين است كه بگويد الحمد لله .
مسأله - در اذان ترجيع و تردد و تثويب نيست و معاني آنها بهم نزديك است بنا بر آنچه گفته شده و مراد مكرر كردن شهادت يا حيّعلات است و در بعض اخبار رخصتي است كه احتمال تقيه دارد و همچنين الصلوة خير من النوم در اذان نميگويند .
مسأله - مريض اگر قادر بر تكلم نباشد در دل خود اذان و اقامه ميگويد .
مسأله - مستحب است حكايت اذان و اگر چه بر خلاء باشي و هر كه اذان را بشنود و همان قسم كه مؤذن ميگويد بگويد رزق او زياد ميشود .
مسأله - مكروه است تكلم كردن در اقامه براي منفرد و جماعت و شديد ميشود كراهت بعد از قد قامت الصلوة مگر اينكه براي قوم امامي نباشد پس بعضي ببعضي ميگويد پيش برو و نهي شده است از اشاره بدست نيز بعد از اقامه .
مسأله - هر گاه بعد از اقامه تكلم كند اعاده ميكند .
مسأله - مكروه است تكلم ميان اذان و اقامه در نماز صبح .
مسأله - جايز است اكتفاء باذان غير و اقامه او هر گاه بشنود آن دو را و تكلم نكند و بهمان كه شنيده امامت جماعت ميكند .
مسأله - هر گاه مؤذن از اذان كم كند و تو بخواهي كه نماز كني باذان او هر چه كم كرده تمام كن .
مسأله - اگر مؤذن در اذان محدث شود باكي نيست و اگر در اقامه محدث شود بايد وضو بگيرد و اقامه بگويد .
مسأله - هر گاه نماز كردي پشت سر كسي كه اقتدا باو نميكني اذان بگو و اقامه بگو و اگر داخل مسجد شدي و يك آيه يا دو آيه بر امام باقي مانده و ترسيدي كه اگر اذان و اقامه گفتي [ص 216] ركوع بكند بگو قد قامت الصلوة دو مرتبه ، الله اكبر دو مرتبه ، لا اله الا الله يك مرتبه و داخل در نماز بشو .
مسأله - اذاني نيست مگر بعد از دخول وقت و رخصت دادهاند در اذان پيش از فجر و سنت آن است كه مقارن با طلوع فجر باشد .
مسأله - باكي نيست باعتماد كردن در وقت بر اذان مؤذنين و اگر چه از مخالفين باشد مگر اينكه تجربه شده باشد بخيانت .
مسأله - جايز است كه مؤذن و مقيم دو نفر باشند يا يك نفر و يكي از آن دو امام باشد يا نباشد .
مسأله - هر گاه مؤذن قد قامت الصلوة گفت قوم برميخيزند پس اگر امامشان آمد فبها و الا دست يك نفر از قوم را ميگيرند و مقدم ميدارند .
مسأله - هر گاه شروع كردند در اقامهٔ كه با آن نماز ميكني ديگر وقت نافله نيست .
مسأله - هر كه واجب شود بر او اعاده نمازي اعاده ميكند اذان و اقامه را و روايت شده است كه اقامه را اعاده ميكند .
مسأله - واجب است نيت در نماز و غير آن از عبادات و سزاوار [ص 217] نيست كه داخل نماز شود تا نيت آنرا بكند پس اگر سهو كرد و ميخواست هشت ركعت نماز كند ده ركعت كرد آن دو ركعت عوض نمازي حساب نميشود ولو بر ذمهاش باشد مگر اينكه عمدا نماز كند .
مسأله - واجب است خلوص در نيت و لوجه الله بودن آن و بنده را در قيامت ميآورند كه نماز كرده و ميگويد اي پرورنده من بجهت طلب رخساره تو نماز كردم خطاب ميرسد كه بلكه نماز كردي براي اينكه گفته شود چه خوب است نماز فلان ، ببريد او را بسوي آتش ، و از كمال عمل آن است كه اراده آنرا بكند بجهت دوستي خداوند نه طلب جنت و فرار از نار .
مسأله - واجب است مخصوص كردن نيت و مشخص و معين نمودن آن و يكي كردن آن و دو نماز را بهم نميتوان جفت كرد و فريضه و نافله را نميتوان مقرون نمود .
مسأله - رخصت دادهاند در نقل نيت در جاهائي :
يكي هر كه اراده كند كه نماز جمعه كند پس قل هو الله احد بخواند آنرا دو ركعت تمام ميكند بعد از سر ميگيرد با سوره جمعه .
و ديگري هر كه داخل بشود در نماز و منفرد باشد بعد مؤذن اذان و اقامه بگويد پس آن نماز را دو ركعت ميكند و باز با امام نماز را از سر ميگيرد و آن دو ركعت را نافله قرار ميدهد .