مسأله - روايت شده است كه زن نفاس‌دار ترك ميكند نماز را اكثرش مثل ايام حيض كه ده روز باشد و سه روز استظهار ميكند بعد غسل ميكند پس اگر خون ديد عمل مستحاضه ميكند و استظهار محمول بر استحباب است بجهت اينكه رخصت ترك رسيده .

مسأله - امساك ميكند زن نفاس‌دار از نماز و روزه و روزه را قضا ميكند .

مسأله - حلال نيست بر او هر چه طهارت در آن شرط است مثل طواف و غير آن .

مسأله - واجب است بر او غسل بعد از گذشتن ايامش يا بعد از استظهار و روايت شده است كه غسل نيست بر نفساء در سفر و احتمال ميرود كه اين در صورتي باشد كه ضرر برساند باو همچنانكه در حضر است الا اينكه در سفر اغلب است .

[ص 75] مسأله - حلال نيست از براي مرد وطي زن نفاس‌دار مگر بعد از آنكه منقضي بشود ايام حيضش و روايت شده كه يك روز هم استظهار ميكند پس امر ميكند او را بغسل كردن و نزد او ميرود اگر بخواهد .

مسأله - روايت شده است در زني كه بواسطه نفاس سي روز نماز را ترك كرده بعد پاك شده بعد خون ديده كه نماز را ترك ميكند بجهت اينكه ايام طهرش با نفاس گذشته و روايت شده است كه اگر صفرتي به‌بيند غسل كند و نماز كند .

باب هفتم - در احكام موتي است و در آن چند فصل است :

فصل - در آداب محتضرين است و آنچه مناسب آنها است .

مسأله - رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود در حديثي هر كه توبه كند و نفس او بحلق رسيده باشد خداوند توبه او را قبول ميكند و در حديثي فرمود بمحتضري كه بگو اللهم اغفر لي الكثير من معاصيك و اقبل مني اليسير من طاعتك .

مسأله - حضرت رضا عليه السلام فرمود كه هر گاه ميت را وفات برسد تلقين بكن او را شهادت باينكه خدائي جز خدا نيست و اينكه محمد رسول خداست صلي الله عليه و آله و سلم و اقرار بولايت براي اميرالمؤمنين و ائمه عليهم السلام يكي بعد از يكي و مستحب [ص 76] است كه تلقين كرده شود بكلمات فرج و آنها اين است لا اله الا الله الحليم الكريم لا اله الا الله العلي العظيم سبحان الله رب السموات السبع و رب الارضين السبع و ما فيهن و ما بينهن و رب العرش العظيم و سلام علي المرسلين و الحمد لله رب العالمين .

مسأله - هر گاه دشوار شود بر ميت موت او و نزع روح او ، او را نزديك ميكنند بمصلّايش كه نماز در آنجا ميكرده .

مسأله - مستحب است قراءت و الصّافات نزد سر محتضر و اينكه قرآن را نزد او حاضر كنند و ذكر خدا كنند و صلوات بر رسول خدا صلي الله عليه و آله بفرستند .

مسأله - حاضر نشود حائض و جنب در نزد تلقين و باكي نيست كه حائض بيمارداري كند و همين كه بر او ترسيدند و مرگ او نزديك شد از او دور شود بجهت اينكه ملائكه متأذي ميشوند بقرب حائض و جنب .

مسأله - ميتي نيست كه وفات او حاضر شود مگر اينكه خداوند رد كند بر او چشم و گوش و عقل او را براي وصيت خواه وصيت بكند يا نكند و آن است راحتي كه گفته ميشود بآن راحت مرگ پس وصيت حق است بر هر مسلمي .

مسأله - رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود نميرد احدي از شما البته البته تا اينكه گمان خود را بخدا خوب كند بجهت اينكه حسن ظنّ بخداوند ثمن جنت است .

[ص 77] مسأله - محتضر را رو بقبله ميكنند يعني كف پاها و صورت او رو بقبله باشد .

مسأله - هر كه محتضر را مسّ كند اعانت بر ضرر او كرده پس مس مكن او را كه ضعف او زياد ميشود .

مسأله - هر گاه مرگ او رسيد لحيين او را مي‌بندند و چشمهاي او را بهم ميگذارند و روي او را ميپوشند .

مسأله - جايز است بوسيدن ميت و مستحب است تعويذ او بقرآن .

مسأله - كراهت دارد كه بگويد استأثر الله بفلان و جايز است بگويد فلان يجود بنفسه .

مسأله - ميت خود را تنها مگذار بجهت اينكه شيطان در اندرون او بازي ميكند .

مسأله - هر گاه بچه در شكم زن بميرد باكي نيست كه مرد دست خود را داخل كند و او را قطعه قطعه كند و بيرون بياورد و روايت شده كه هر گاه زنها نتوانند برفق علاج كنند مرد ميكند .

مسأله - هر گاه زن بميرد و بچه در شكم او حركت ميكند شكم او را ميشكافند و بچه را بيرون مي‌آورند و شكم او را بخيه ميكنند و روايت شده كه از جانب چپ بشكافند .

مسأله - تجهيز ميت فرض و واجب است بر زنده .

مسأله - سزاوار است تعجيل تجهيز ميت پس اگر شب مرد انتظار صبح نميكشند و اگر روز مرد انتظار شب نميكشند .

[ص 78] مسأله - پنج نفرند كه انتظار كشيده ميشود بايشان مگر اينكه تغيير كنند : كسي كه غرق شده و كسي كه غش كرده و مبطون كه بعلت اسهال بميرد و كسي كه عمارت بر او خراب شده و كسي كه بدود خفه شده ، و روايت شده در غرق‌شده و غش‌كرده كه سه روز انتظار كشيده ميشود مگر اينكه پيش از سه روز تغيير كند و در غش‌كرده دو روز هم روايت شده .

مسأله - جايز نيست كه كسي را كه بر دار زده‌اند بيش از سه روز تجهيز او را ترك كنند .

مسأله - مستحب است سرعت كردن بسوي جنازه و اجابت آن .

مسأله - حضرت صادق (ع) فرمود سه نفرند كه نميدانم كدام يكشان گناهش بزرگتر است كسي كه بي رداء در مصيبت غير عقب جنازه راه برود و كسي كه بر ران خود ميزند در نزد مصيبت و كسي كه ميگويد رفق كنيد و رحم كنيد بر ميت يرحمكم الله ، و در روايتي فرمودند كسي كه راه ميرود با جنازه بي رداء و كسي كه ميگويد وقوف كنيد و كسي كه ميگويد استغفار كنيد بر او غفر الله لكم .

مسأله - سزاوار است براي صاحب جنازه اينكه رداء نپوشد و با پيراهن بيرون آيد تا اينكه شناخته شود و روايت شده كه مستحب است پابرهنه و حسرت‌زده و سربرهنه راه رود و روايت شده كه هر صاحب مصيبتي عمل ميكند در آن مصيبت باندازه آن مصيبت در [ص 79] نفس خودش و مقدار آن در نزد مردم .

فصل - در كسي كه واجب است غسل او يا واجب نيست .

مسأله - واجب است غسل ميت مسلم مگر آنچه استثنا شده .

مسأله - غسل داده نميشود ذمّي و مشرك و كافر و مخالف ناصب غير مستضعف و كفن كرده نميشود و نماز كرده نميشود بر او و دفن كرده نميشود و روايت شده است در نصراني كه غسل نميدهد او را مسلم و دفن نميكند و بر قبر او نمي‌ايستد و اگر چه پدر او باشد و نهي شده است از غسل دادن مسلم قرابه ذمي و مشرك خود را و كفن كردن او و نماز بر او .

مسأله - سقط هر گاه خلقت او مستوي شده باشد واجب است غسل او و لحد او و كفن او .

مسأله - و روايت شده است كه همين كه چهار ماهش تمام شد غسل داده ميشود .

مسأله - هر گاه سقط تمام نباشد غسل داده نميشود و دفن ميشود با خون خودش و حد تمامش چهار ماه است .

مسأله - شهيد و او كسي است كه در راه خدا كشته شده است يا در معركه در طاعت خدا هر گاه مسلمين او را دريابند و رمقي داشته باشد غسل داده ميشود و كفن كرده ميشود و حنوط كرده ميشود و نماز بر او ميكنند و اگر او را ميت يافتند دفن كرده ميشود [ص 80] در جامه‌هاي خودش با خون خودش و نماز بر او ميكنند .

مسأله - كنده ميشود از بدن شهيد پوستين و چكمه و كلاه و عمامه و كمربند و شلوار مگر اينكه خون باو رسيده باشد پس اگر خون رسيده گذارده ميشود با او و نميگذارند بر او بستهٔ را مگر اينكه ميگشايند .

مسأله - كسي كه در معصيت خدا كشته شود غسل داده ميشود مثل ميت و كفن ميشود و دفن ميشود .

مسأله - كسي كه درنده وحش يا مرغ او را بخورد و استخوان او بي گوشت بماند غسل داده ميشود و كفن ميشود و نماز بر او ميشود و دفن ميشود .

مسأله - كسي كه اعضاي او شكسته و آبله‌دار و كسي كه سوخته و كسي كه جراحات دارد آب بر او ميريزند ريختني و روايت شده در آبله‌داري كه اگر غسل داده شود از پوست بيرون مي‌آيد تيمم ميدهند .

مسأله - زن و مردي كه بايد سنگسار شوند و كسي كه قصاص بايد بشود غسل ميكنند و حنوط ميكنند و كفن ميپوشند پس همين كه رجم شد يا كشته شد نماز بر او ميكنند و غسل نميدهند .

مسأله - هر كه جنب باشد و بميرد و غسل داده شود او را كافي است از جنابت .

مسأله - محرم و محرمه در غسل مثل محلّند مگر اينكه طيب نزديك او نميكنند .

[ص 81] مسأله - هر گاه مرد بميرد ميان زنهاي اجنبيه يا زن ميان مردان اجنبي جايز است كه دفن كرده شوند با جامه‌هاشان يا غسل داده شوند چنانچه مي‌آيد .

فصل - در غسل‌دهنده است .

مسأله - غسل ميدهد ميت را اولاي مردم باو يا هر كه وليّ او را امر كند و واجب است غسل او بر همه مسلمين مگر اينكه هر گاه ولي باشد كسي بي اذن او پيشي نميگيرد .

مسأله - شوهر اولي است بزن خود تا او را در قبر گذارد .

مسأله - زن شوهر خود را غسل ميدهد اگر آنجا مردي نباشد و روايت شده است كه حضرت سجاد وصيت فرمود كه كنيز او كه ام‌ولد بود آنحضرت را غسل دهد و داد .

مسأله - مرد زن را غسل نميدهد مگر اينكه زن يافت نشود .

مسأله - اگر زن يافت نشود روايت شده است كه زن را با جامه‌هايش دفن ميكنند و روايت شده است كه آب بر او ميريزند از پشت جامه و مي‌پيچند او را در كفنهاي او و نماز ميكنند و دفن ميكنند و روايت شده كه موضع وضو را از او ميشويند و روايت شده دو كف او را و روايت شده كه تيمم داده ميشود و روايت شده غسل داده ميشود از او آنچه كه خداوند واجب فرموده تيمم را بر آن و مسّ كرده نميشود و كشف نميشود چيزي از محاسن او [ص 82] كه خداوند امر بسَتر آنها فرموده بعد فرمود كه باطن دو كف او را ميشويند بعد روي او را بعد پشت دو كف او را و غير از روايت اولي همه حمل بر استحباب ميشود .

مسأله - اگر مرد بميرد و زنها با او باشند و مرد نباشد روايت شده است كه مي‌پيچند او را در جامه‌هاي او و دفن ميكنند و غسل نميدهند و روايت شده آب ميريزند بر او از پشت جامه و مي‌پيچند او را در كفنهاي او از پشت پرده و نماز ميكنند بر او يك صف و داخل قبر ميكنند و روايت شده كه لنگ بر او مي‌بندند تا زانوها و آب بر او ميريزند و نظر بعورت او نميكنند و با دست او را لمس نميكنند و حضرت صادق عليه السلام فرمود كه حلال است از براي ايشان كه مسّ كنند از او آنچه را كه حلال است كه در حال حيوة نظر بآن كنند پس همين كه رسيدند بموضعي كه حلال نيست نظر بآن و نه مسّ آن در حال حيوة ، آب بر آن ميريزند و غير از روايت اول حمل بر استحباب ميشود .

مسأله - هر گاه مرد بميرد ميان زناني كه محرم او هستند غسل ميدهند او را و بر عورت او خرقهٔ مي‌اندازند و مستحب است كه غسل داده شود از پشت جامه و همچنين زن هر گاه ميان محارم از مردان بميرد .

مسأله - زن پسربچه را تا سه سال غسل ميدهد و مرد دختربچه را تا پنج يا شش سال غسل ( ميدهد ظ ) و اگر بزرگتر باشد و زني نباشد آنجا [ص 83] دفن كرده ميشود بدون غسل .

مسأله - غسل نميدهد مسلم را ذمّي و مشرك و كافر .

مسأله - اگر مرد مسلم بميرد ميان مرداني نصاري و زناني مسلمان ، مردان نصاري خود غسل ميكنند و بعد او را غسل ميدهند و اگر ميت زن مسلمهٔ باشد ميان مردان مسلمين و زنان نصاري ، زن نصرانيه غسل ميكند و بعد او را غسل ميدهد و اين در صورت اضطرار است .

مسأله - جايز است غسل دادن جنب و حائض ميت را و روايت شده است در جنب دو دست خود را ميشويد و وضو ميگيرد و ميت را غسل ميدهد .

مسأله - نيست مؤمني كه ميت مؤمني را غسل دهد و در حال غسل بگويد يا ربّ عفوك عفوك مگر اينكه خداوند از او عفو ميكند .

مسأله - كسي كه ميتي را غسل دهد پس بپوشاند و كتمان كند بيرون ميرود از گناهان مثل روزي كه مادر او را زائيده .

فصل - در كيفيت غسل است و در آن انواع مسائل است :

اول - در واجبات است .

مسأله - از واجبات شمرده‌اند ازاله نجاست عارضيه را از او پيش از غسل دادن و لكن اين در نجاست موجوده پيش از غسل است و اما آنچه در ميان غسلها حادث شود به بيرون آمدن چيزي بدست گذاردن بر شكم و غير آن زايل كرده ميشود در نزد حدوث آن .

[ص 84] مسأله - واجب است پوشيدن عورت ميت .

مسأله - واجب است غسل او بسه آب : آب سدر و آب كافور و آب خالص بنا بر مشهور و گفته شده است كه دو تاي اول مستحب است و در صورت امكان هيچيك را ترك نميكنند بهمين ترتيب كه ذكر شد .

مسأله - واجب است ترتيب ميان غسل سر و جانب راست و جانب چپ .

مسأله - واجب است كه همه بدن ميت را بغسل فرا گيرد حتي آنكه موضع يك مو را ترك نكند .

مسأله - واجب است كه غسل‌دهنده خرقهٔ بر دست به‌پيچد در وقت غسل فرج .

مسأله - اگر آب يافت نشود مگر بقدر يك غسل ، يك غسل بآب خالص ميدهند .

دويم - در مستحبات .

مسأله - مستحب است كه ميت را در حال غسل رو بقبله بخوابانند باينكه كف پاها و روي او را بقبله كنند .

مسأله - مستحب است كه دو دست او را تا زند يا تا نصف ذراع و فرجين او را در هر غسلي بشويند .

مسأله - مستحب است كه غسلهاي پنجگانه را كه غسل دو دست و فرجين و سر و جانب راست و جانب چپ باشد هر يك را سه مرتبه [ص 85] آب بريزند پس غسل سه غسل است و هر غسلي پانزده آب ريختن دارد .

مسأله - سزاوار است مراعات ترتيب در غسل سر پس ابتدا ميكني بطرف راست سر از ريش و سر و صورت بعد طرف چپ بهمين قسم .

مسأله - سزاوار است كه قطع نكند آب را در غسل فرج و از اول هر جانب تا بقدم تا اينكه تمام كند غسل آن جانب را .

مسأله - مستحب است كه در غسل دويم با كافور ذريرة قرار دهند و آن طيبي است كه از هند مي‌آورند .

مسأله - مستحب است زياد ريختن آب هر گاه بحقوين كه محل اِزار است برسد .

مسأله - مستحب است نرم كردن انگشتان و مفاصل برفق پس اگر نرم نشود بحال خود ميگذارد .

مسأله - مستحب است ملايمت كردن با ميت و فشار ندادن آن .

مسأله - مستحب است پيچيدن خرقهٔ بدست در غسل ساير اعضا و اما در فرج واجب است .

مسأله - مستحب است كه ميان ميت و آسمان پردهٔ بگيرد .

مسأله - مستحب است زياد آب ريختن و رسول خدا (ص) امر فرمود در غسل خودش بنُه مشك يا شش مشك .

مسأله - مستحب است دعاء بآنچه روايت شده در وقت غسل .

مسأله - مستحب است كه براي آب غسل حفيرهٔ حفر كنند يا [ص 86] داخل بالوعهٔ كه بول نميشود در آن بشود و روايت شده است كه جايز نيست كه داخل بشود آب غسل ميت در كنيف كه بيت الخلاء باشد .

مسأله - مستحب است كه قدري پنبه بگيرد و كافور بر آن بپاشد و بر دبر او بگذارد تا چيزي از او بيرون نيايد .

مسأله - مستحب است كه در غسل اول و ثاني شكم او را بملايمت مسح كنند و اگر چيزي بيرون آمد مسح كنند و در غسله سيّوم نكنند .

مسأله - مستحب است خشك نمودن ميت بعد از غسل .

مسأله - مستحب است كه اشنان در آب سدر و كافور داخل كنند .

مسأله - مستحب است كه ميت را از زير پيراهن بشويند .

سيّوم - در مكروهات است .

مسأله - كراهت دارد نشانيدن ميت بر تخت مغتسل .

مسأله - مكروه است گرفتن ناخنهاي او و خلال نمودن آنها و تراشيدن عانه او و كندن موي او از ساير بدن و گفته شده است كه حرام است و آن نزديك است و اگر چنين كرد بايد آنرا با او دفن كنند .

مسأله - مكروه است گرم كردن آب براي غسل ميت مگر اينكه زمستان سرد باشد پس توقّي ميكني ميت را از آنچه براي خود توقّي ميكني و آب زياد گرم نباشد و لكن نيم‌گرم باشد .

[ص 87] مسأله - مكروه است كه ميت را ميان دو پاي خود قرار دهد و رخصت داده‌اند در حال ضرورت كه كسي نباشد اعانت او كند ميت را ميان دو پاي خود ضبط كند كه برو نيفتد .

مسأله - مكروه است دخنه كه بوي خوش باشد در حال غسل زيرا كه ميان عامه مشهور است و دليلي هم بر آن در اخبار ما نيست .

مسأله - مكروه است حنوط به مشك .

مسأله - مكروه است درشتي نمودن نسبت بميت .

مسأله - مكروه است ترك زياد ريختن آب در دو ورك .

مسأله - مكروه است مسح شكم ميت در غسل سيّوم .

مسأله - مكروه است قطع كردن آب از هر عضوي از اعضاء ثلثه كه فرج و دو طرف باشد بعد از آنكه شروع بريختن كرد تا آنكه بآخر برساند .

مسأله - مكروه است چيزي در گوش او بگذارند .

مسأله - مكروه است آب داخل گوش و بيني او نمايند .

مسأله - مكروه است چيزي در بيني او داخل كنند هر گاه نترسد كه چيزي از بيني جاري شود .

فذلكه - در آداب غسل است از اول تا آخر كه پدر بزرگوارم جمع فرموده جهت سهولت عمل در وقت حاجت ، فرموده است : هر گاه ميت بميرد او را بر مغتسل كه تخت يا [ص 88] تخته‌ايست كه تهيه ميشود بگذار و كف پاهاي او را بقبله بكن و اگر پيراهن دارد دستهاي او را از پيراهن بيرون بياور بملايمت و پيراهن را بر عورت او جمع كن و از طرف پا هم پيراهن را بالا بياور تا بالاي زانو يا آنكه بر فرج او ساتري بيانداز و مفاصل او را نرم كن بملايمت و اگر دشوار باشد بگذار بحال خودش و شكم او را بملايمت دست بمال و ميگوئي اللهم اني سلكت حب محمد صلي الله عليه و آله في بطنه فاسلك به سبيل رحمتك پس اگر چيزي از شكم او بيرون آمد ابتدا ميكني اول دو كف او را ميشوئي پس فرج او را پاكيزه ميكني و بر دست خود پارچهٔ مي‌پيچي كه فرج او را با دست خود مس نكني بعد از آن قدري سدر و قدري اشنان ميگيري و واجب همان سدر است بتنهائي پس آنها را در ظرفي در آب ميريزي و با دست ميزني تا كف كند و كف آنرا جدا ميكني در ظرف ديگر و آب آنرا ميريزي در ظرف آب كه براي غسل مهيا كردهٔ پس مشغول ميشوي بغسل و دستهاي او را تا بند يا تا نصف ذراع يا تا مرفق سه مرتبه سه مرتبه ميشوئي بعد فرج او را سه مرتبه ميشوئي ، پارچهٔ بر دست چپ خود مي‌پيچي و دست خود را داخل ميكني زير آن پارچهٔ كه بر عورت او انداختهٔ و ديگري آب ميريزد و تو ميشوئي و آب را قطع نكند تا از غسل فرج فارغ شوي ، بعد سر او را با كف سدر ميشوئي و بعد با آب سدر و ابتدا ميكني بطرف راست سر پس سر و ريش و صورت و گردن او را ميشوئي و بعد [ص 89] طرف چپ را بهمين طور و بهمين قسم سه مرتبه ميشوئي و گفته شده است كه آب را قطع نميكند تا از غسل سر فارغ شود و مبالغه ميكني در غسل سر بكف سدر و كوشش ميكني كه آب داخل بيني و گوشهاي او نشود ناخن خود را بر گوش و بيني او ميگذاري و موي او را بعنف مس نميكني كه چيزي از آن ساقط شود و اگر ساقط شد چيزي آنرا ضبط ميكني تا اينكه در كفن او بگذاري و اگر سر و ريش او را با خطمي هم بشوئي باكي نيست ، بعد او را بملايمت بپهلوي چپ ميخواباني كه پهلوي راست ظاهر شود و ترشح آبي بر سينه و زانوي او ميكني بعد بآب سدر سه مرتبه او را از قرن سر تا قدمهاي او ميشوئي و ناخن خود را بر گوش و منخرين او ميگذاري كه آب داخل نشود و آب را از او قطع نميكني تا آن جانب را تمام بشوئي و بملايمت دست ميمالي بر بدن او و پشت و شكم و زير بغلها و ذراع او را دست داخل ميكني و ميشوئي و ناخنهاي او را خلال مكن و هر گاه بدو ورك او رسيدي آب زيادتر بريز و بپرهيز كه ترك بكني آنرا ، بعد برگردان او را بپهلوي راست تا اينكه پهلوي چپ ظاهر شود و همان قسم كه پهلوي راست را شستي آنرا بشوي از سر تا قدم او ، بعد او را به پشت بخوابان و ملايم دست بر شكم او بمال و اگر چيزي بيرون آمد بشوي ، بعد آن ظرفي كه آب سدر داشت خالي ميكني و با آب خالص ميشوئي و دستهاي خود را تا مرفق ميشوئي بعد آب در ظرف ميريزي و [ص 90] نصف حبه ● كافور و قدري ذريره يا اشنان اگر باشد ميريزي و واجب همان كافور است بتنهائي و كافور را در آب با دست نرم ميكني بعد دو دست او را بعد فرج او را بعد سر بعد طرف راست بعد طرف چپ بهمان قسم كه ذكر شد هر يك را سه مرتبه ميشوئي ، بعد او را به پشت ميخواباني و ديگر شكم او را مسح نميكني و دو دست خود را تا مرفق ميشوئي و ظرفها را ميشوئي و آب در آنها كرده حركت ميدهي و بيرون ميريزي بعد ظرف را آب خالص كرده بهمان قسم كه ذكر شد غسل ميدهي و در حال غسل ميگوئي عفوك عفوك پس همين كه غسل تمام شد دستهاي خود را سه مرتبه تا شانه يا تا مرفق ميشوئي و پاهاي خود را تا زانو ميشوئي بعد ميت را در جامه خوابانيده و خشك ميكني بعد قدري پنبه ميگيري و قدري حنوط كه كافور باشد بر آن ميريزي و آنرا بر فرج او از پيش و عقب ميگذاري بعد رانهاي او را بقسمي كه مي‌آيد مي‌پيچي و بر تو باد باَداء امانت پس خبر مده بآنچه ديدي از او احدي را ، بعد كفن ميكني او را بقسمي كه ذكر ميشود ، پس اين است آداب غسل كه بترتيب جمع شده بهمان قسم كه در اخبار وارد شده اعاننا الله لملاقات الموت و في هول المطلع بجاه محمد و آله الطاهرين صلوات الله عليهم اجمعين .

[ص 91] فصل - در تكفين و تحنيط و تخضير است و در آن چند نوع مسأله است :

اول - در احكام كفن است .

مسأله - كفن فريضه است براي مردان و زنان مگر شهيد هر گاه وقتي او را دريابند كه مرده است همچنانكه گذشت .

مسأله - قيمت كفن از همه مال تركه ميت است .

مسأله - هر كه كفن او با او باشد در خانه او از غافلين نوشته نميشود و هر وقت نظر بآن كند خداوند باو اجر ميدهد .

مسأله - موسي بن جعفر (ع) فرمود ما اهل بيتي هستيم كه حج كسي از ما كه حج نكرده و مهر زنهاي ما و كفنهاي ما از طهور مال ما است .

مسأله - كفن زن بر شوهر اوست هر گاه بميرد .

مسأله - مكروه است مماكسه و سعي در ارزان خريدن كفن .

مسأله - مستحب است تبرّع بكفن ميت و جايز است كه آنكه ميدهد از زكوة حساب كند ، ميدهد آنرا بعيال ميت كه او را بآن كفن كنند و اگر دو كفن براي ايشان جمع شد يكي را بر ميت ميپوشانند و ديگري را صرف خود ميكنند و دين ميت از آن ادا نميشود زيرا كه آن ميراث از ميت نيست .

مسأله - مستحب است نيكو كردن كفنها پس بدرستيكه مردگان مباهات ميكنند بكفنهاي خود .

مسأله - مستحب است كه كفن سفيد باشد و ميت را در سياهي [ص 92] كفن نكنند .

مسأله - كتان براي بني‌اسرائيل بود كه كفن ميكردند بآن و پنبه براي امت محمد صلي الله عليه و آله است و كفن كرده نميشود ميت در كتان .

مسأله - جايز نيست كفن از پوش كعبه باشد .

مسأله - جايز نيست كفن كردن در جامه ابريشم و هر گاه از كج و پنبه باشد و پنبه‌اش بيشتر باشد باكي نيست .

مسأله - باكي نيست بكفن كردن در جامه پشمي .

مسأله - مستحب است كه كفن كرده شود در برد قرمز .

مسأله - مستحب است كه بر كفن نوشته شود فلان يشهد ان لا اله الا الله و جايز است كه با تربت بنويسند .

مسأله - روايت شده است كه موسي بن جعفر عليهما السلام كفن كرده شد بكفني كه در آن پارچه بسيار نفيسي بود كه بدو هزار و پانصد دينار عمل آمده بود و تمام قرآن بر آن نوشته بود .

مسأله - جايز است كه كفن كرده شود ميت در پيراهن و تكمه‌هاي آنرا قطع ميكنند و باكي نيست كه آستين داشته باشد هر گاه جامه پوشيده‌شدهٔ باشد و اما كفن جديد را آستين براي آن قرار نميدهند .

مسأله - مستحب است كه كفن كرده شود ميت در جامهٔ كه نماز در آن ميكرده يا در دو جامهٔ كه در آنها محرم شده .

مسأله - نهي فرموده است رسول خدا صلي الله عليه و آله از اينكه گذارده شود حنوط بر نعش و نهي فرموده از اينكه مجمره [ص 93] عقب جنازه ببرند و نهي فرموده اميرالمؤمنين عليه السلام از اينكه كفنها را بوي خوش بدهند و مردگان را بطيب مسح كنند مگر كافور و فرمود كه ميت بمنزله محرم است .

مسأله - و حضرت باقر عليه السلام فرمود آتش نزديك مردگان نبريد و مراد دخنه است كه دود خوشبو باشد .

مسأله - مستحب است كه قدري ذريره و كافور بر هر جامه از كفن بپاشند .

مسأله - هر گاه از ميت چيزي بيرون آيد و كفن را ملوّث كند اگر پيش از آن است كه در لحد گذارند آن موضع را ميشويند و اگر در لحد گذارده شده آن موضع را مي‌چينند و يكي از جامه‌ها را بر ديگري ميگذرانند كه جسد ميت از آن موضع ظاهر نباشد .

مسأله - مستحب است كه تربت حسينيه علي مشرّفها السلام با ميت در قبر بگذارند و با حنوط آن مخلوط كنند .

دويم - در واجب از كفن و سنت آن است .

مسأله - كفن مفروض سه جامه است لنگ و پيراهن و لفافه .

مسأله - و سنت علاوه بر آن سه تا ، عمامه است و پارچهٔ كه عرضش يك وجب باشد يا يك وجب و نيم و طولش سه ذراع و نصف باشد كه دو ورك او را بآن مي‌بندد كه چيزي از او بيرون نيايد و گزيري از اين دو پارچه نيست و آن دو از كفن نيستند .

مسأله - آنچه زياد بشود بر پنج پارچه از كفن واجب و سنت ، [ص 94] بدعت است .

مسأله - اگر سه پارچه واجب كفن يافت نشود بيك جامه رسا لااقل كفن كنند كه تمام جسد او را بپوشد .

مسأله - زن را مثل مرد كفن ميكنند غير از اينكه پارچهٔ هم بر پستانهاي او انداخته به پشت مي‌بندند كه پستان را بسينه بچسپاند و پنبه براي زنان بيشتر از مردان ميگذارند و بر عورت قبل و دبر يعني ميانه اليتين پنبهٔ با حنوط ميگذارند و پارچهٔ كه مهيا شده بحسب سنت بر آن محكم مي‌بندند و اين پارچه در عداد كفن حساب نميشود بلكه بجهت اين است كه ضمّ كند موضع را و چيزي بيرون نيايد .

مسأله - مستحب مؤكد است كه زن را در پنج جامه كفن كنند بخصوص اگر بزرگ‌جثه باشد ، پيراهن و منطق كه مثل لنگي است كه زنها مي‌بندند و خمار كه سر را بآن ميپوشند و دو لفّافه .

مسأله - برد از كفن واجب يا مستحب محسوب ميشود و لفّافهٔ قرار ميدهند و روايت شده است كه برد را لفّافه نكنند و لكن مي‌اندازند بر روي ميت و همين كه او را داخل قبر كردند ميگذارند زير صورت و پهلوي او و ظاهر آن آن است كه اين برد زايد بر كفن و خارج از آن است .

سيّوم - در حنوط است .

مسأله - حنوط نيست مگر كافور .

[ص 95] مسأله - واجب است حنوط نمودن ميتي كه مُحرم نيست بكافور .

مسأله - حنوط مرد و زن مساوي است .

مسأله - مسح كرده ميشود بحنوط بعد از سائيدن آن ، آثار سجود كه مواضع سجده باشد كه پيشاني است و كف دستها و سر زانوها و سر انگشتان پا و بر همه مفصلها و سر و ريش و سينه و گردن و شانه‌ها و مرفقين و هر مفصلي از دستها و پاها و كف دستها و فرج و اما بر سوراخهاي بيني و چشمها و گوشها و دهان و صورت نه پنبه و نه كافور قرار مده و در بعض اخبار ذكر بعض اين مواضع هم هست و محمول بر تقيه است و روايت شده است كه كافور را بر مواضع سجود و بر لبّه كه موضع قلاده باشد از سينه و بر كف پاها و موضع بند نعلين از پشت پاها و بر زانوها و كف دستها و پيشاني .

مسأله - مستحب است كه مقدار كافور سيزده درهم و ثلث باشد كه هفت مثقال صيرفي است بنا بر معروف ميان فقها و اندازه معتدل چهار مثقال شرعي است كه سه مثقال صيرفي باشد و كمتر قدري كه كفايت ميكند براي كسي كه دست بياورد يك مثقال شرعي است كه هجده نخود باشد و روايت شده يك مثقال و نيم كه يك مثقال صيرفي است و سه نخود اضافه .

مسأله - كافور غسل خارج است از اندازه كافور حنوط .

مسأله - هر چه زياد بيايد از كافور از مواضع حنوط بر سينه [ص 96] و بر ميان كف دست ميريزند .

مسأله - هر گاه ميت مُحرم باشد مثل محلّ غسل ميدهند مگر اينكه طيب و حنوط نزديك او نميكنند .

مسأله - مستحب است كه قدري تربت داخل حنوط بكنند و بديهي است كه در بعضي مواضع حنوط كه خلاف احترام است تربت داخل نميكنند .

چهارم - در تخضير است و وضع جريدتين .

مسأله - مستحب است گذاردن جريدتين با ميت چرا كه عذاب و حساب را از او دور ميكند مادام كه چوب تر است و همه عذاب و حساب در يك روز است و يك ساعتْ قدري كه داخل قبر ميشود و قوم برميگردند ، و دو شاخ خرما را براي اين ميگذارند پس نميرسد او را عذاب و حساب بعد از خشك شدن آنها ان شاء الله تعالي و روايت شده است كه بمؤمن و كافر نفع ميكند .

مسأله - افضل تخضير جريده است كه از شاخهاي نخل باشد و اگر نتوانستي چوب سدر و الا چوب بيد و روايت شده بدل جريده نخل چوب انار بكن و روايت شده جايز است از درخت ديگر كه تر و تازه باشد .

مسأله - سنت اين است كه جريدتين تر و سبز باشند و اگر خشك باشند نفع نميدهند .

مسأله - مقدار جريده بقدر ذراع است و روايت شده بقدر استخوان [ص 97] ذراع و روايت شده يك وجب .

مسأله - روايت شده است كه جريده بقدر يك وجب است گذارده ميشود از نزد ترقوه كه استخواني است كه ميان گودي گردن و شانه است تا هر جا برسد بر روي پوست بدن و ديگري طرف چپ از نزد ترقوه تا هر جا برسد بر بالاي پيراهن و روايت شده است ميگيري دو قطعه از جريد نخل بقدر ذراع يكي را ميان دو زانو باين طور كه ميان چوب بر زانو باشد و نصف آن پهلوي ساق و نصف پهلوي ران و ديگري را زير بغل راست و روايت شده در يك جريد بقدر ذراع از ترقوه تا دست با جامه‌هاي او مي‌پيچند و روايت شده يكي نزد ترقوه متصل ببدن و پيراهن را بر روي آن ميكشند و ديگري نزد ورك و روايت شده است در يك جريد كه بالاي پيراهن زير تهيگاه از جانب راست ميگذارند و همه كفايت از سنت ميكند .

مسأله - هر گاه در حال تقيه باشد و نتواند جريده را موافق سنت بگذارد آنرا داخل كفن ميكند يا در قبر هر طور كه ممكن شود .

مسأله - روايت شده است كه باكي نيست بگذاردن جريده در قبر و روايت شده است كه گذشت رسول خدا صلي الله عليه و آله بر قبري كه صاحب آن معذّب بود پس جريدهٔ خواست و آنرا دو نصف كرد و يكي را نزد سر و يكي را نزد دو پاي او گذارد .

[ص 98] فذلكه - در كيفيت تكفين و تحنيط است مجملا كه از كلام پدر بزرگوارم اعلي الله مقامه نقل ميكنم : هر گاه ميت را غسل دادي بآن طور كه پيش ذكر شد پس دستهاي خود را تا شانه سه مرتبه بشوي يا تا مرفق و پاها را تا زانوها و شستن دستها و پاها براي آب غُساله و ترشح غساله ميت است بعد از آن جامه نظيفي بگير و ميت را خشك كن بملايمت شكم او و پشت او را بعد قدري پنبه بگير و قدري حنوط بر آن بريز و آنرا بر فرج او از زير پيراهن يا كهنهٔ كه بر عورت او انداخته بودي بگذار و پنبه ميان اليتين ميگذاري كه از او چيزي بيرون نيايد و پنبه را داخل دبر نكن كه حرمت ميت زنده و مرده‌اش علي السواء است بعد پيراهن را پاره ميكني و از پائين پاي او بيرون مي‌آوري و عورت او را ميپوشي بعد لفّافه را پهن ميكني طول آن از راست قبله بچپ آن باشد بجهت اينكه ميت بعد از غسل هر جا گذارده شود بوضع ملحود گذارده ميشود بعد قدري ذريره و كافور بر لفافه ميپاشي بعد ازار را بر آن پهن ميكني همچنانكه مستنبط از بعض اخبار است و لكن معروف ميان اصحاب اين است كه پيراهن را روي لفافه پهن كنند و شايد اين اقرب باشد زيرا كه ازار بستن بالاي پيراهن از زيّ جاهليت است و قدري ذريره و كافور بر آن بپاش و بايد پيراهن بي تكمه باشد و دامن آنرا تو نزنند و آستين نداشته باشد و اگر پيراهن از سابق پوشيده باشد ضرر [ص 99] ندارد كه آستين داشته باشد و تو زده باشد و جلو پيراهن را بالا مي‌اندازند و ازار را بنا بر قول اصحاب بر آن پهن ميكنند و قدري ذريره و كافور بر آن ميپاشند بعد آن خرقهٔ كه عرضش يك وجب يا يك وجب و نيم است و طولش سه ذراع و نيم بر آن پهن ميكني و قدري ذريره و كافور بر آن ميپاشي بعد ميت را تحنيط ميكني پس كافور را ميسائي و مواضع سجده و سر بيني و همه مفاصل او را از بالاي سر تا قدم و سر و ريش و سينه و فرج و گردن و شانه‌ها و مرفقها و كف دستها و روايت شده است كه بر موضع گردن‌بند از سينه و باطن قدمها و موضع بند نعلين از آن دو ، بر همه اينها مسح ميكني بعد هر چه از كافور زياد بيايد بر سينه و كف دستهاي او ميريزي ، بعد ميت را بملايمت برميدارند و بر كفن ميگذارند بهيئت ملحود بعد پنبه ميان اليتين او بر فرج او ميگذارند بعد خرقه بلند را بر رانهاي او محكم مي‌بندند كه ميان اليتين و رانهاي او را بهم ضم كند كه چيزي بيرون نيايد پس مي‌بندند آنرا از تهي‌گاه تا زانو بعد جريده را آن طور كه گذشت ميگذاري بعد ازار را بنا بر قول اصحاب بر او مي‌بندي بعد طرف پيراهن را برميگرداني بر او و بنا بر قول ديگر بعد از برگرداندن پيراهن ازار مي‌بندي بعد عمامه بر او مي‌بندي وسط عمامه را ميگيري و بر سر او ميگذاري و ميگرداني از دو طرف و زيادتي طرف راست را بر چپ و چپ را بر راست مي‌اندازي بر روي سينه و روايت شده است كه دو طرف عمامه را به پشت [ص 100] بيانداز و پيشاني او را ظاهر كن و مپيچ عمامه را مثل عمامه اعرابي كه طرفش افتاده نباشد بعد او را در لفافه مي‌پيچي و برد را بر آن مي‌اندازي اگر بخواهي و روايت شده است كه قدري كافور بر پشت كفن ميپاشي و اگر زن باشد او را كفن ميكني و حنوط ميكني همچنانكه گذشت غير از اينكه بر دو پستان او خرقهٔ مي‌بندد كه پستان را بسينه بچسپاند و بر پشت مي‌بندد و پنبه براي او بيشتر از مردان ميگذارند و قبل و دبر را پنبه و حنوط ميگذارند و خرقه را محكم مي‌بندند و دو لفافه بر او مي‌پيچند همچنانكه گذشت و كفنها را بخور نميدهند و آتش نزديك ميت نميكنند و بخور و دود نميدهند و طٖيبي غير از كافور بر او نميزنند بجهت اينكه ميت بمنزله مُحرِم است و اما كافور چارهٔ نيست و سنت بر آن جاري شده .

فصل - در نماز بر ميت است و در آن چند نوع مسأله است :

اول - در كسي كه بر او نماز ميشود .

مسأله - واجب است نماز بر مسلم حتي بر شارب الخمر و زاني و سارق و كسي كه سنگسار شده و كسي كه خود را كشته و حساب آنها بر خداست .

مسأله - جايز نيست نماز بر كافر كه چيزي كه بالضروره معلوم است كه از دين است انكار كند و نه بر مشرك و نه بر خوارج و نواصب و هر كه امامي زياد كند كه امامت او از نزد خداوند نيست يا انكار [ص 101] كند امامي از ائمه اثني‌عشر صلوات الله عليهم را .

مسأله - هر كه جِبْت و طاغوت را مقدم دارد و اعتقاد بامامت آن دو بكند يا دشمني كند با آل‌محمد عليهم السلام يا با شيعه ايشان و حال اينكه ميداند كه ايشان دوست آل‌محمدند او ناصب است .

مسأله - نماز كرده نميشود بر مخالف اختيارا مگر اينكه مستضعف باشد و حجت بر او قائم نشده باشد و اختلاف را نشناخته باشد پس نماز ميشود بر ايشان و حساب ايشان بر خداست .

مسأله - مشهور وجوب نماز است بر بچه كه تعقل نماز كرده باشد و بشش سال رسيده باشد و گفته شده است كه تا بالغ نشود واجب نيست و گفته شده است كه مستحب است و قول اول احوط است و اوسط اوسط .

مسأله - هر كه سبع يا مرغ او را بخورد و استخوانهاي او بي گوشت بماند غسل داده ميشود و كفن كرده ميشود و نماز بر او ميشود و دفن ميشود .

مسأله - هر كه كشته شود و اعضاي او متفرقةً يافت شود بر همان عضو كه قلب او در آن است نماز ميشود .

مسأله - اگر يك عضو تمام از ميت يافت شود سر يا دست يا پا ، استحبابا بر او نماز ميكنند و اگر تمام نباشد نماز نميكنند و دفن ميكنند .

مسأله - هر گاه اعضاي ميت متفرق باشد آنها را جمع ميكنند [ص 102] و نماز بر آن ميكنند .

مسأله - هر گاه ميت عريان باشد و قادر نباشند بر جامهٔ كه عورت او را بپوشند قبر او را حفر ميكنند و در لحد ميگذارند و عورت او را بخشت و سنگ يا خاك ميپوشند بعد بر او نماز ميكنند بعد او را در قبر پنهان ميكنند .

مسأله - كسي كه بر دار زده شده نماز بر او ميشود آن طور كه مي‌آيد .

دويم - در كسي كه بر ميت نماز ميكند .

مسأله - واجب است نماز ميت بر مسلمين عموما پس اگر كسي بآن برخواست از باقي ساقط ميشود .

مسأله - هر گاه امام بر جنازه حاضر شود پس او احق مردم است بنماز بر جنازه و وليّ ميت اگر او را مقدم داشت فبها و الا ولي غاصب حق امام است .

مسأله - اولاي مردم بنماز بر ميت ولي اوست يا كسي كه ولي او را مقدم دارد پس اگر در ميانه قوم مردي از بني‌هاشم باشد پس او احق بنماز است هر گاه ولي او را مقدم دارد و اگر تقدم بجويد بي اينكه ولي او را مقدم بدارد غاصب است .

مسأله - اولاي مردم بميت اولاي ايشان است بميراث او .

مسأله - شوهر احق مردم است بزن خود تا او را در قبر گذارد .

مسأله - جايز است كه محدث و حائض و جنب بر ميت نماز [ص 103] بگذارند .

سيّوم - در كيفيت نماز است و بعض احكام آن .

مسأله - واجب است در نماز بر ميت مسلم پنج تكبير و اما مخالف اگر مضطر شد پس باختيار آنها است و آنها چهار تكبير ميگويند .

مسأله - مشهور وجوب دعاء ميانه تكبيرات است و گفته شده كه مستحب است اما قول بوجوب اظهر و احوط است .

مسأله - در نماز ميت قراءت نيست و دعاي معيني ندارد مگر اينكه دعا كني بآنچه بر تو ظاهر شود .

مسأله - ركوع و سجود و تسليم ندارد و آنچه در بعض اخبار است از قراءت و تسليم محمول بر تقيه است .

مسأله - سزاوار است كه در هر تكبير دستها را بالا ببرند بر خلاف عامه كه تكبير اول را تنها بالا ميبردند .

مسأله - رسول خدا صلي الله عليه و آله همين كه نماز بر ميت ميفرمود تكبير ميفرمود و شهادت ميداد بعد تكبير ميفرمود و صلوات بر انبيا ميفرستاد و دعا ميفرمود بعد تكبير ميفرمود و براي مؤمنين دعا ميفرمود بعد تكبير چهارم را ميفرمود و بر ميت دعا ميكرد بعد تكبير پنجم را ميفرمود و منصرف ميشد .

مسأله - هر گاه بر مخالف از روي تقيه نماز كردي دعا بر ضرر او كن نه بر نفع او .

[ص 104] مسأله - گذارده ميشود ميت بعد از آنكه طاهر شد در حال نماز و غير آن همه همچنانكه در قبر گذارده ميشود ، سر او طرف راست نمازگذار و پاي او طرف چپ او .

مسأله - نمازگذار رو بقبله مي‌ايستد نزد وسط ميت اگر مردي است و نزد سينه‌اش اگر زني است و روايت شده نزد سرش اگر زني است و سينه‌اش اگر مردي است .

مسأله - هر گاه نماز كرد بر ميت بعد ظاهر شد كه مقلوب بوده و پاهاي او بجاي سر بوده است برميگردانند و نماز را اعاده ميكنند اگر چه ميت را برداشته باشند مادامي كه دفن نشده و اگر دفن شده باشد گذشته است و همان نماز اول كافي است .

مسأله - سنت جاري شده است بر اينكه نماز ميت را بعد از غسل ميكنند مگر آنچه استثنا شده مثل شهيد و كسي كه محرم ندارد چنانچه گذشت و هر چه مخالف سنت شد رد كرده ميشود بسنت .

مسأله - بر عريان نماز نميكنند تا اينكه پوشيده شود عورت او بجامه يا خشت يا سنگ يا خاك بعد از آنكه در لحد گذارده شود .

مسأله - مستحب است تطهير براي نماز جنازه و اگر ترسيد فوت شود تيمم ميكند و نماز ميكند و همچنين جنب و حائض تيمم ميكنند مگر اينكه حائض تنها مي‌ايستد خارج از صف .

مسأله - مكروه است نماز بر جنازه با نعل و باكي نيست بچكمه .

مسأله - هر گاه جنازه‌هاي متعدده باشد نماز ميشود بر آنها و [ص 105] جنازه‌ها را بترتيب ميگذارند پس مرد آزاد را نزد امام ميگذارند و پسر بچه را بعد از آن و بنده را بعد از آن و زن را بعد از آن طرف قبله ميگذارند و روايت شده است كه جايز است مقدم داشتن زن و مؤخر داشتن مرد و روايت شده است كه جنائز را شبيه دِرَج ميگذارند كه سر هر يكي برابر اليه سابق باشد بترتيب مردان بعد زنان بعد امام در وسط مردان مي‌ايستد و يك نماز بر همه بجا مي‌آورد .

مسأله - نماز ميشود بر كسي كه دار زده‌اند هر وضع باشد اگر روي او بقبله است بر شانه راست او بايست و اگر پشت او بقبله است بر شانه چپ او بايست كه ميانه مشرق و مغرب قبله است و اگر شانه چپ او بقبله باشد بر شانه راست او و اگر شانه راست او بقبله است بر شانه چپ او بايست و هر قسم منحرف باشد از شانه‌هاي او جدا مشو و روي تو ميانه مشرق و مغرب باشد و روي بميت مكن و پشت باو هم مكن البته .

مسأله - سزاوار است براي نمازگذار بعد از فراغ از نماز كه بجاي خود باشد تا به‌بيند جنازه را روي دست مردان كه حمل كرده‌اند .

مسأله - سزاوار است براي اولياء ميت مؤمن اينكه اعلام كنند اخوان ميت را بموت او پس حاضر شوند براي جنازه او و نماز بر او كنند و استغفار بر او نمايند .

مسأله - هر گاه مؤمن بميرد و بر جنازه او چهل نفر از مؤمنين [ص 106] حاضر شوند و بگويند اللهم انا لانعلم منه الا خيرا و انت اعلم به منا خداي تعالي فرمايد كه شهادت شما را مجري داشتم و آمرزيدم براي او آنچه از او دانستم از آنچه نميدانيد .

مسأله - جايز است تكرار نماز بر ميت براي يك نفر بعينه يا براي جماعتهاي متعدد .

مسأله - جايز است نماز بر ميت بعد از دفن شدن و روايت شده است كه نماز بر ميت بعد از دفن آن دعاء است و روايت شده است تصريح بتكبير بر قبر براي كسي كه درك كند مردم را وقتي كه ميت دفن شده .

مسأله - امام را براي اين قرار داده‌اند كه اقتدا باو كنند پس مأموم پيش از او تكبير نميگويد پس اگر پيش از او تكبير گفت موافق فرمايش پدر بزرگوارم و جماعتي از اصحاب تكبير را اعاده ميكند .

مسأله - هر گاه شروع كند در نماز بر جنازه پس يك تكبير يا دو تكبير بگويد و جنازه ديگر بياورند مخير است بين اينكه نماز اولي را تمام كند آن وقت هر چه از پنج تكبير بر دويمي نقصان دارد همان را بگويد يا آنكه نماز تمامي بر دويمي بكند و بنا بر اول همين كه پنج تكبير اولي را گفت اهل آن جنازه اگر بخواهند ميگذارند آنرا تا نماز دويمي هم تمام شود و اگر بخواهند اولي را برميدارند .

مسأله - اگر ماموم بعض تكبيرات را دريابد باقي را پشت سر [ص 107] هم رو بقبله قضا ميكند و اگر جنازه را هم بلند كرده باشند با او ميرود .

مسأله - جايز است نماز بر ميت بجماعت و فرادي و هر گاه دو نفر باشند يكي پشت سر ديگري مي‌ايستد و پهلوي او نمي‌ايستد و همچنين اگر بيشتر باشند .

مسأله - بهترين صفوف در نماز مقدم است و بهترين صفوف در جنازه مؤخر است .

مسأله - زن امامت ميكند بر زنها در نماز بر ميت هر گاه اولاي از او نباشد در وسط آنها مي‌ايستد در يك صف پس تكبير ميگويد و آنها تكبير ميگويند .

مسأله - جايز است نماز بر جنازه در هر وقت باشد و اگر در وقت فريضه باشد ابتدا بجنازه بكن مادام كه نترسي فوت فريضه را و روايت شده است كه ابتدا كن بفريضه مگر اينكه ميت مبطون يا نفساء يا مثل آن باشد .

مسأله - جايز است نماز بر جنازه در مسجد با كراهتي .

چهارم - در ذكر بعضي دعاها است كه از اخبار رسيده و از پدر بزرگوارم اعلي الله مقامه روايت ميكنم .

مسأله - در نماز بر مؤمن و گذشت كه فرض تكبيرات است و در ميانه آنها هر چه ميداني دعا ميكني و احوط آن است كه دعا ترك نشود و در اينجا دعاي مأثور را بجهت تبرك ذكر ميكنيم [ص 108] پس هر گاه خواستي نماز كني بر ميت و خودت ولي او هستي يا ولي او اذن داد و تو را مقدم داشت پس امر كن جنازه را بر هيئت ملحود گذارند و نعل خود را بيرون بياور اگر بر پاي تو باشد پس اگر زني باشد نزد سر او يا سينه او بايست و اگر مرد باشد نزد سينه او يا وسط او بايست رو بقبله و دستها را بتكبير بلند كن و بگو الله اكبر بعد بگو اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و ان محمدا عبده و رسوله و ان الموت حق و الجنة حق و البعث حق و ان الساعة آتية لا ريب فيها و ان الله يبعث من في القبور بعد تكبير دويم را بگو و بگو اللهم صل علي محمد و آل‌محمد و بارك علي محمد و آل‌محمد و ارحم محمدا و آل‌محمد افضل ما صليت و باركت و رحمت و ترحمت و سلمت علي ابرهيم و آل ابرهيم في العالمين انك حميد مجيد بعد تكبير سيوم را بگو و بگو اللهم اغفر لي و لجميع المؤمنين و المؤمنات و المسلمين و المسلمات الاحياء منهم و الاموات تابع بيننا و بينهم بالخيرات انك مجيب الدعوات و ولي الحسنات يا ارحم الراحمين بعد تكبير چهارم را بگو و بگو اللهم ان هذا عبدك و ابن عبدك و ابن امتك نزل بساحتك و انت خير منزول به اللهم انا لانعلم منه الا خيرا و انت اعلم به منا اللهم ان كان محسنا فزد في احسانه احسانا و ان كان مسيئا فتجاوز عنه و اغفر لنا و له اللهم احشره مع من يتولاه و يحبه و ابعده ممن يتبرء و يبغضه اللهم الحقه بنبيك و عرّف بينه و بينه و ارحمنا اذا توفيتنا يا اله العالمين [ص 109] بعد تكبير پنجم را ميگوئي و از نماز خارج شدهٔ مگر اينكه استحبابا ميگوئي ربنا آتنا في الدنيا حسنة و في الآخرة حسنة و قنا عذاب النار و سلام مگو و در جاي خود باش تا به‌بيني جنازه را بر دستهاي مردان .

مسأله - در نماز بر مستضعف ميگوئي اللهم اغفر للذين تابوا و اتبعوا سبيلك و قهم عذاب الجحيم و استغفار بكن براي او بر وجه شفاعت اگر با تو راهي دارد نه بر وجه دوستي .