مسأله - استنجاء بآب سرد بواسير را قطع ميكند .
مسأله - مستحب است در استنجاء اول بمقعده ابتدا كنند بعد اِحليل .
مسأله - نهي فرموده است رسول خدا صلي الله عليه و آله از تغوّط نمودن بر لب چاهي كه آب از آن ميكشند يا لب نهري كه آب برميدارند يا زير درختي كه ميوه آن در آن است و فرمود ملعون است كسي كه در سايهٔ كه نزّال و عابرين در آن سايه منزل ميكنند تغوط كند و مكروه داشته است كه مرد محدث شود در حالي كه ايستاده است و اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود بر جاده بول مكن و تغوط منما و سيد ساجدين عليه السلام فرمود درهاي خانهها مواضع لعن است و حضرت باقر (ع) فرمود هر كه بر قبر تخليه كند يا ايستاده بول كند يا در آب ايستاده بول كند پس شيطان او را مسّ كند ترك نميكند او را مگر اينكه خداوند بخواهد و در اين حالات شيطان بسرعت بسوي انسان ميآيد و در حديث ابوالحسن [ص 39] (ع) است كه از جلوخانهاي مساجد در قضاء حاجت اجتناب كن .
مسأله - نهي فرموده است رسول خدا صلي الله عليه و آله اينكه رو بآفتاب و ماه بول كنند و روايت شده است كه در حال تخلّي رو بهلال و پشت بهلال مكن .
مسأله - رو بباد و پشت بآن منشين .
مسأله - زياد نشستن بر خلاء مورث باسور است .
مسأله - نهي فرموده است رسول خدا (ص) اينكه شخص در حال تغوط جواب ديگري را بگويد يا با او تكلم كند و حضرت صادق (ع) فرمود هر كه بر خلاء تكلم كند حاجت او برآورده نميشود .
مسأله - نهي فرموده است رسول خدا صلي الله عليه و آله كه مرد از لب بام يا محل مرتفع در هوا بول كند و نهي فرموده است كه مرد در آب جاري بول كند مگر در محل ضرورت و فرمود آب را اهلي است .
مسأله - بول در حال ايستاده از جفاء است مگر در حال تنوير .
مسأله - مسواك نمودن در حالي كه بر خلاء است مورث بدبوئي دهان است .
مسأله - نهي فرموده است رسول خدا (ص) كه استنجا كند مرد با سرگين و استخوان پوسيده .
مسأله - و نهي فرموده است از استنجا نمودن مرد بدست راست و روايت شده است باكي نيست هر گاه دست چپ علتي [ص 40] داشته باشد .
مسأله - حضرت باقر (ع) فرمود هر گاه مرد بول كند ذكر خود را با دست راست مس نكند .
مسأله - مكروه است داخل شدن خلاء در حالي كه با اوست درهم سفيد مگر اينكه صرّه باشد .
مسأله - داخل مخرج نشود در حالي كه بر او انگشتري است كه اسم خدا بر آن نقش باشد و اگر نگين انگشتر از سنگهاي زمزم است در حال استنجا بيرون بياورند .
مسأله - مكروه است براي زن آزاد كه عورت شوهر خود را بشويد مگر اينكه علتي داشته باشد و اما كنيز باكي نيست .
فصل - در موجبات وضو است و آنچه ميشكند آنرا يا نميشكند و در آن چند مقام است :
مسأله - ميشكند وضو را بول و غائط و ريح خواه از مخرج معتاد بيرون بيايد يا غير آن كه بواسطه علتي گشوده شده باشد .
مسأله - ميشكند وضو را خوابي كه غالب بر عقل و گوش باشد .
مسأله - ادعاي اجماع كردهاند بر نقض آنچه كه عقل را زايل كند از جنون يا اغماء و در اغماء روايتي هست و احتياط آن است كه وضو را ترك نكنند .
[ص 41] مسأله - استحاضه قليله موجب وضو است و آن آن است كه خون پنبه را سوراخ نكند .
دويم - در آنچه مستحب است وضو در نزد حدوث آنها يا نه .
مسأله - مستحب است اعاده وضو هر گاه ببوسد مرد زن را از شهوت يا مس كند فرج او را .
مسأله - مستحب است وضو هر گاه مس كند باطن دبر يا باطن احليل خود را يا بگشايد آنرا .
مسأله - مستحب است وضو هر گاه مس كند سگ را يا مصافحه كند با مجوسي و شايد مراد شستن دست باشد .
مسأله - مستحب است وضو بعد از بيرون آمدن مذي و ودي ● و در روايتي فرمودند در مذي كه اگر بشهوت بيرون آيد وضو بگير .
مسأله - مستحب است وضو به بيرون آمدن حب القرع اگر متلطّخ بعذره نباشد و الا واجب است .
مسأله - مستحب است وضو بعد از رعاف و قيء و تخليل كه باعث سيلان خون باشد بخصوص با استكراه و روايت شده است در رعاف و قيء كه اين قول مغيرة بن سعد است خدا لعنت كند مغيره را .
[ص 42] مسأله - مستحب است وضو بعد از خنديدن در نماز .
مسأله - مستحب است وضو بشعر باطل زياد خواندن و ظلم كردن مرد صاحب خود را و دروغ گفتن بخصوص بر خدا و رسول و ائمه (ص) هر گاه تعمد بكند و غيبت برادر مسلم .
مسأله - هر گاه محدث شد و وضو ساخت قبل از استنجا استنجا ميكند و وضو را اعاده ميكند .
مسأله - هر گاه بول كرد و استبراء ننمود و وضو گرفت بعد رطوبتي يافت مشهور آن است كه واجب است وضو گرفتن و روايت غير اين هم شده .
مسأله - بعضي چيزها است كه مخصوصا فرمودهاند وضو در آنها نيست مثل گام زدن بر عذره و بول و مسّ بوزينه و كلب و خنزير و مسّ آنچه خورده ميشود از زهوكات و بيرون آمدن وذي ● و گرفتن مو و ناخنها و طعام خوردن و شير و گوشت و آنچه را كه آتش تغيير داده و داخل نمودن دواء در دبر و خروج رطوبت و صفرت از جراحت مقعده و كشتن پشه و كيك و قمله و مگس .
سيّوم - در مواضعي است كه واجب است وضوء در آنها باصل شرع و [ص 43] آنها دو موضع است نماز واجب و طواف واجب .
چهارم - در مواضعي است كه مستحب است باوضو بودن يا واجب ميشود اختيارا .
مسأله - هر گاه واجب كند بر خود نمازي بنذر يا اجاره يا شبه اين دو تا واجب ميشود وضو زيرا كه نماز نيست مگر بطهور .
مسأله - جايز نيست داخل شدن در نماز بدون وضو و اگر چه از روي تقيه نماز كند .
مسأله - از شرط صحت نافله آن است كه انسان باوضو باشد .
مسأله - حرام است مسّ كتابت قرآن بدون وضوء .
مسأله - مستحب است وضو جهت قراءت قرآن و مسّ ورقهاي آن .
مسأله - نهي شده است از براي مرد كتابت قرآن در الواح و صحيفه در حالي كه بيوضو است و رخصت دادهاند حائض را در قراءت تعويذ و كتابت آن و دست خود را بمكتوب نميرساند و روايت شده است قرآن نمينويسد .
مسأله - مستحب است وضو جهت طواف نافله و جهت باقي مناسك حج خواه در حج واجب باشد يا مستحب .
مسأله - مستحب است وضو جهت دخول مساجد بخصوص هر گاه قصد نشستن دارد .
مسأله - مستحب است وضو در وقت خواب بخصوص اگر جنب باشد .
[ص 44] مسأله - مستحب است وضو جهت نماز ميت .
مسأله - مستحب است وضو گرفتن هر گاه ميت را داخل قبر كردي .
مسأله - هر كه طلب حاجتي كند و بيوضو باشد و حاجت او برآورده نشود پس ملامت نكند مگر نفس خود را .
مسأله - مستحب است براي غسلدهنده ميت هر گاه جنب باشد اينكه دو دست خود را بشويد و وضو بگيرد و غسل دهد .
مسأله - مستحب است وضو براي كسي كه ميت را غسل داده و بخواهد مقاربت كند پيش از غسل مسّ .
مسأله - مستحب است وضو بجهت عود بجماع قبل از غسل .
مسأله - و بجهت جماع با زن آبستن .
مسأله - و بجهت وطي جاريهٔ بعد از جاريه ديگر .
مسأله - مستحب است وضو جهت استعداد براي نماز فريضه قبل از وقت .
مسأله - هر كه از سفر قدوم كند بر اهلش بدون وضو و بهبيند آنچه كراهت دارد ملامت نكند مگر خود را .
مسأله - مستحب است وضو جهت اينكه با طهارت باشد .
مسأله - مستحب است تجديد وضو و طهر روي طهر ده حسنه است و تأكيد دارد در نماز مغرب و صبح و كفاره گناهان گذشته است و روايت شده است كه تجديد وضو براي نماز عشاء گناه لا والله و بلي والله گفتن را محو ميكند .
[ص 45] مسأله - مستحب است براي حائض وضو گرفتن در وقت غذا خوردن و در وقت هر نمازي بعد بنشيند در موضع طاهري و ذكر خداوند كند ،
مسأله - و از براي جنب هر گاه اراده اكل و شرب نمايد .
مسأله - هر گاه يقين كردي كه محدث شدهٔ پس وضو بگير و بپرهيز از اينكه وضو بگيري ابدا تا اينكه يقين كني كه محدث شدهٔ .
مسأله - اگر يقين داشته باشي بوضو و حدث و نداني كدام يك سابق است وضو بگير و اگر وضوي تامّي گرفتي و نماز خود را بجا آوردي يا نماز نكردي بعد شك كردي و ندانستي محدث شدهٔ يا نه وضوئي بر تو نيست بجهت اينكه شك يقين را نقض نميكند .
مسأله - بيك وضو نماز شب و روز را ميتوان بجا آورد مادام كه محدث نشود .
مسأله - كسي كه مرض بطن بر او غالب است طوري كه نتواند نماز را بيك وضو تمام كند همين كه محدث شد در اثناء نماز وضو ميگيرد و برميگردد بهمان جا كه رسيده بود و باقي را تمام ميكند .
مسأله - هر گاه مرد بول و خون از او تقطير ميشود در وقت نماز پنبه در كيسهٔ ميكند و بخود ميآويزد و ذكر خود را داخل [ص 46] كيسه ميكند و ميانه دو نماز را بيك اذان و دو اقامه جمع ميكند و در نماز صبح نيز چنين ميكند .
مسأله - سزاوار است براي خصيّ كه رطوبت بعد از رطوبت از خود ميبيند اينكه در روز يك مرتبه بر خود ترشح آب نمايد و بر او نيست وضو گرفتن مگر بعد از بول .
مسأله - واجب است نيت در وضو و واجب است كه خالص باشد براي خداوند .
مسأله - واجب است غسل صورت و حد آن كه سزاوار نيست براي احدي كه زياد بكند بر آن و نه كم كند از آن كه اگر زياد كند اجر داده نميشود و اگر كم كند گناه كرده است آن است كه انگشت وسطي و ابهام بر آن دور زند از رستنگاه موي سر تا ذقن و آنچه كه اين دو انگشت بر آن دور زند از روي است و ماسواي آن از روي نيست .
مسأله - واجب است ابتدا ببالاي صورت پس ميشويد آنرا از اعلي تا اسفل .
مسأله - واجب است كه آنچه از روي است تمام شسته شود .
مسأله - رسول خدا (ص) با دست راست صورت را در وضو شستهاند و احتياط آن است كه غير اين را نكند .
مسأله - واجب است شستن دو دست از مرفق تا سر انگشتان [ص 47] و ابتدا از مرفق نمايد و آب را بمرفق برنگرداند .
مسأله - واجب است كه از مرفق تا سر انگشت تمام شسته شود .
مسأله - واجب است ابتدا بشستن دست راست نمايد .
مسأله - حضرت رضا عليه السلام فرمود كه خداوند بر زنان فرض فرموده كه ابتدا بباطن ذراع كنند و در مردان بظاهر ذراع كه آرنج گفته ميشود .
مسأله - واجب است تخليل انگشتر و بازوبند و دستبرنجن يا بيرون آوردن آنها اگر بداند كه آب زير آنها نميرود و اگر نداند حركت ميدهد آنرا تا آب زير آن داخل شود يا بيرون ميآورد و اگر فراموش كرد انگشتر را جابجا كند تا اينكه بنماز بايستد اعاده نميكند .
مسأله - واجب است مسح پيش سر بشره آنرا يا موي آنرا برطوبت دست كه باقي است بعد از شستن .
مسأله - كفايت ميكند از مسح مسمّي و واجب نيست تمام پيش سر مسح شود از براي مردان و زنان مگر اينكه مستحب است باندازه جاي سه انگشت مسح شود بخصوص براي زنها و بخصوص در نماز صبح و مغرب و احوط براي زنان آن است كه اين قدر را ترك نكنند .
مسأله - مسح سر را برطوبت دست راست ميكنند و رخصتي براي دست چپ نديديم .
[ص 48] مسأله - جايز است مسح سر سرازير يا سرابالا و اگر چه افضل آن است كه رو به پيش يعني سرازير باشد .
مسأله - واجب است مسح دو قدم برطوبت دست و جايز نيست شستن آن دو .
مسأله - رخصتي در مسح نيست كه ترك شود حتي براي مريض و مراد مريضي است كه رخصت در ترك وضو ندارد .
مسأله - قدم راست را با دست راست و قدم چپ را با دست چپ مسح ميكنند همچنانكه از حكايت وضوي پيغمبر (ص) است .
مسأله - محل مسح مابين سر انگشتان و كعب است كه آن مفصلي است كه زير استخوان ساق است و كفايت ميكند مسمي در طول و عرض و مستحب است كه رطوبت همه اين موضع را فرا گيرد بخصوص در طول و در عرض نيز بهمه كف مسح ميكنند .
مسأله - جايز است كه مسح آن دو را رو بساق يا رو بانگشتان بكنند .
مسأله - جايز است مسح دو قدم با هم و مستحب است تفريق ولي در تفريق ، اول قدم راست را مسح ميكند بعد چپ را نه عكس .
مسأله - واجب است متابعت ميانه اعضاء وضو همان قسم كه خداوند فرض فرموده از ابتدا بصورت بعد دست راست بعد دست چپ بعد مسح سر بعد دو قدم با هم يا پاي راست را مقدم دارند .
مسأله - مستحب است شستن دست پيش از داخل كردن در [ص 49] ظرف از حدث خواب و بول يك مرتبه و از غائط دو مرتبه و از جنابت سه مرتبه و روايت شده است در بول و غائط دو مرتبه .
مسأله - مستحب است اسباغ وضو يعني تمام نمودن و كامل كردن آن و حضرت رضا (ع) فرمود كه وضو يعني شستن هر عضو يك مرتبه فريضه است و دو مرتبه اسباغ .
مسأله - كفايت ميكند يك مدّ از آب در وضو و يك صاع در غسل و اين نهايت فضيلت است و صاع ششصد و چهارده مثقال صيرفي است چنانكه شيخ مرحوم اعلي الله مقامه معين فرموده و مد ربع صاع است .
مسأله - مؤمن چيزي او را نجس نميكند و كفايت ميكند او را در وضو مثل روغنمالي .
مسأله - مستحب است مضمضه سه مرتبه و استنشاق سه مرتبه .
مسأله - مستحب است مسواك كردن در نزد هر وضو و سواك بانگشت مسبّحه هم در نزد وضو سواك است .
مسأله - مستحب است بسم الله گفتن در وقت وضو حتي آنكه اگر نگفت مستحب است وضو و نماز را اعاده كند .
مسأله - مستحب است دعاء بآنچه روايت شده قبل از وضو و بعد از آن و با هر يك افعال آن .
مسأله - مستحب است صفق صورت بآب و لكن لطمه نميزند بلكه ميافشاند آب را افشاندني .
مسأله - دو مرتبه شستن صورت و دو دست سنت است و سه مرتبه بدعت و وضو را باطل ميكند و هر كه يقين نكند كه يك مرتبه شستن كفايت ميكند او را بر دو مرتبه اجر داده نميشود .
مسأله - آنچه موي احاطه بآن كرده باشد بر بندگان نيست كه طلب آنرا بكنند و بحث از آن نمايند و لكن آب جاري ميشود بر آن .
مسأله - واجب است متابعت بين اجزاء وضو و فاصله نگذاردن ميان آنها پس اگر بعض وضوي خود را گرفتي و حاجتي عارض شد يا آب تمام شد و حاجت خود را قضا كردي يا آب آوردند و آنچه شستهٔ خشك شده باشد وضوي خود را اعاده كن اما اگر وضو خشك شود پيش از آنكه تمام كني بي آنكه فاصله شده باشد يا آب تمام شده باشد وضو را تمام كن و اعاده ندارد .
مسأله - اگر مخالفت كند در ترتيب برميگردد بجائي كه صحيح شود پس اگر ذراع را شست پيش از صورت ابتدا بصورت ميكند و شستن ذراع را اعاده ميكند و همچنين ابتدا ميكند بآنچه خداوند ابتدا فرموده و اين در صورتي است كه عضو سابق خشك نشده باشد و اگر خشك شده تمام وضو را اعاده ميكند .
مسأله - هر كه باران باو برسد تا اينكه سر و ريش و جسد و دو دست و دو پاي او تر شود پس اگر به نيت وضوء آنها را شست [ص 51] كفايت ميكند .
مسأله - روايت شده است در كسي كه باقي بماند از صورت او موضعي كه آب نرسيده باشد اينكه كفايت ميكند او را كه تر كند آنرا از جسدش و گفته شده است كه يعني مابعد آنرا اعاده نميكند لكن خلاف مشهور است و احتياط مخفي نيست .
مسأله - اگر فراموش كردي مسح سر را پس مسح بكن بر آن و بر دو پاي خود از رطوبت وضو و اگر باقي نمانده باشد در دست تو رطوبتي از موي ريش و ابرو و مژهها بگير و مسح كن بر سر و دو پا و اگر هيچ نمانده باشد اعاده كن وضو را .
مسأله - مكروه است استعانت بغير در وضو باينكه بريزد آب را در دست شخص پس بشويد صورت و دو دست خود را و اما آنكه وضو بدهد او را و بشويد اعضاي وضو را و مسح كند پس دليلي بر جواز آن نيست .
مسأله - واجب است مسح بر بشره نه بر چكمه و نه بر خِمار و نه بر عمامه و نه بر حايلي مثل حناء و غير آن و روايت شده است در مسح بر چكمه كه رخصتي در آن نيست مگر در نزد تقيه يا برفي كه بر پاهاي خود بترسي .
مسأله - كسي كه عضوي از او شكسته و جَبيره دارد اگر بر نفس خود ميترسد ، آنچه را كه مكشوف است بشويد و مسح كند بر جباير و نماز كند و روايت شده است كه هر گاه بخواهد وضو [ص 52] بگيرد ظرفي را آب كند و موضع جبيره را در آن بگذارد تا آب ببشره برسد و آن كافي است . مؤلف گويد كه اين در صورتي است كه نترسد از رسيدن آب ببشره .
مسأله - كسي كه جراحتي داشته باشد و آنرا با خرقه بسته باشد اگر آب او را اذيت ميكند بر خرقه مسح كند و اگر اذيت نميكند خرقه را بگشايد و قرحه را بشويد و جراحت مكشوف اطراف آنرا ميشويند .
مسأله - هر كس بر اعضاء خود دوائي طَلا نموده باشد اگر ببرداشتن دوا متضرر ميشود مسح بر همان دوا ميكند .
مسأله - در صورتي كه غسل اعضاي صحيحه و مسح بر حائل ضرر نداشته باشد عدول بتيمم نميكنند .
مسأله - مكروه است تعمق در وضو اگر بوسواس نرسد و اگر برسد حرام است .
مسأله - روايت شده است در كسي كه دست و پاي او قطع شده كه آن دو را ميشويد و روايت شده همان مكان كه از آنجا قطع شده ميشويند و روايت شده در كسي كه دست او از مرفق قطع شده كه آنچه از عضد باقي مانده غسل ميدهند و هر كسي تفسيري كرده است و احتياط در غسل تمام آنچه باقي است از بازو و بعضي قائل باستحباب آن شدهاند .
مسأله - باكي نيست بدستمال ماليدن بعد از وضو و ترك آن افضل است و باكي نيست كه روي خود را با جامه خود مسح كند [ص 53] اگر نظيف باشد .
مسأله - هر كه شك كند در چيزي از وضو پيش از انصراف ، آنچه شك كرده بجا ميآورد و مابعد آنرا اعاده ميكند و بعض اصحاب شرط كردهاند كه اين در صورتي است كه عضو سابق بر آنچه شك در آن كرده هنوز تر باشد و الا تمام را اعاده ميكند و باحتياط نزديك است و اگر منصرف شده و داخل در حال ديگر مثل نماز يا غير آن شده بعد شك كند ميگذرد و چيزي بر او نيست مگر اينكه هر گاه شك كند در مسح سر و رطوبتي در ريش خود بيابد مستحب است كه سر و دو قدم را مسح كند و اگر رطوبت نيافت اعتنا بشك نميكند .
مسأله - از حديثي ظاهر ميشود كه تخليل اصابع عمل عامه است و رشد در خلاف ايشان است و مراد از آن آن است كه انگشتان يك دست را داخل در فرجههاي انگشتان دست ديگر كنند .
مسأله - مكروه است وضو گرفتن در مسجد از حدث بول و غائط و روايت شده كه هر گاه حدث در مسجد باشد باكي نيست بوضو در مسجد و مخفي نيست كه حدث در مسجد بايد يا خواب باشد يا ريح پس منافي با حديث اول نيست .
[ص 54] فصل - در آنچه جنابت بآن حاصل ميشود .
مسأله - جنابت حاصل ميشود از براي مرد و زن بجماع در قبل تا اينكه حشفه كه بالاي ختنهگاه است غايب بشود خواه انزال بشود از آنها يا نشود .
مسأله - اشهر وجوب غسل است بوطي در دبر زن و روايتي هم رسيده و بعضي قائل بآنند كه غسل ندارد و قول اول احوط است و همچنين در وطي در دبر غلام و احوط آن است كه غسل كند و بعد محدث شود و وضو بگيرد و نماز كند .
مسأله - و جنابت حاصل ميشود بانزال مني خواه مجامعت كرده باشد يا نه ، در بيداري باشد يا در خواب ، چيزي در خواب بهبيند يا نه .
مسأله - شناخته ميشود مني در نزد اشتباه بسستي اعضا و شهوت و جهندگي اگر انسان سالم باشد و گاهي از مريض ميآيد با شهوت بدون جهندگي بلكه با مهلت و ضعف پس در اين وقت عبرت بشهوت است .
مسأله - غسلي نيست از مذي ● و بول و غير اين دو از آبها مگر مني و نه از احتلام بدون بيرون آمدن مني و غسل نيست بر زن باينكه مني داخل فرج او شود بدون جماع و هر گاه غسل جنابت كرد و بعد مني از او ريخت غسل ندارد زيرا كه آن از مني مرد است .
[ص 55] مسأله - هر گاه مرد صبح كند و در جامه يا بدن خود مني بهبيند و بداند كه از او است غسل بر او واجب است و اگر چه در خواب نديده باشد كه محتلم شده و اگر بيدار شد و خود را مس نمود و رطوبت مشتبهي ديد و در خواب هم چيزي نديده غسلي بر او نيست و غسل از ماء اكبر است و اگر در جامه خود منيي ديد و هيچ ندانسته كه او محتلم شده جامه خود را بشويد و وضو بگيرد اگر چه جامه مختص باو باشد .
مسأله - روايت شده است در كسي كه غسل كند پيش از آنكه بول نمايد بعد رطوبتي بيابد غسل او ميشكند و روايت شده كه چيزي بر او نيست و اين را خداوند از او برداشته و حديث اول احوط است و مشهور وجوب غسل است .
مسأله - هر گاه جنابت محقق شد غسل از آن فريضه است براي نماز واجب و طواف واجب و در غير اين باصل شرع واجب نيست مگر اينكه باختيار بر خود واجب كند .
فصل - در كيفيت غسل جنابت است .
مسأله - واجب است نيت در غسل .
مسأله - ميشوئي جسد خود را از قرن سر تا قدم ، و پيش و بعد آن وضوئي نيست و هر چه را كه آب مس كند پاك ميكند و اگر مرد جنب در آب فرو رود يك مرتبه او را كافي است و اگر چه دست ببدن [ص 56] خود نمالد .
مسأله - رسول خدا صلي الله عليه و آله فرموده است كه زير هر مو جنابت است پس آب را بزير موها و ريشه آنها برسان و گوشهاي خود را با انگشت خود تخليل كن و ملتفت باش كه يك مو از سر و ريش تو باقي نماند كه آب زير آن نرود و روايت شده كه هر كه يك مو را ترك كند از جنابت متعمدا او در آتش است .
مسأله - واجب است تخليل هر چه مانع از رسيدن آب است ببشره مثل انگشتر و بازوبند و غير آن دو و ضرر ندارد باقي بودن اثر طيب و خلوق و چيز چسپناك مثل علك رومي و ظرب ● بعد از غسل .
مسأله - اگر در آب فرو رفتي به نيت غسل كافي است و الا ابتدا كن بسرت و گردنت و اگر ابتدا كردي بغسل جسد پيش از سر پس سر را بشوي و غسل جسد را اعاده كن .
مسأله - اخبار مفسّره دلالت دارد بر مقدم داشتن سر بر جسد و جانب راست بر جانب چپ و تخلف از آن نميشود .
مسأله - در غسل ارتماسي حاجت بسه ارتماس بقصد ترتيب نيست و يك ارتماس كافي است و حاجت به بيرون آمدن از آب و خود را در آب انداختن هم نيست بلكه كفايت ميكند فرو رفتن در آب به نيت غسل و اگر چه در آب ايستاده باشد .
[ص 57] مسأله - اگر بايستد در باران تا اينكه سر و جسد او همه تر شود و نيت غسل داشته باشد او را كافي است .
مسأله - واجب نيست موالات در غسل پس اگر سر را صبح بشويد و ساير جسد را وقت نماز باكي بآن نيست .
مسأله - واجب نيست باز نمودن مو و نه شستن آن و لكن آب را بريشههاي مو ميرسانند .
مسأله - غسلي نيست بر بواطن جسد .
مسأله - واجب است كه خودش مباشر غسل خود باشد مگر در نزد ضرورت كه غير او را غسل ميدهد .
مسأله - اول موضع كثافات را پاك ميكني و فرج خود را ميشوئي بعد غسل ميكني .
مسأله - مستحب است كوشش كردن در بول پيش از غسل پس اگر فراموش كرد يا كوشش نمود و بول نيامد چيزي بر او نيست .
مسأله - مستحب است شستن دو دست قبل از آنكه داخل در ظرف كند سه مرتبه تا بند دست و در بعض روايات تا نيمه ذراع يا زير مرفق و در حديثي فرمودند از مرفق تا انگشتان و روايت شده است در كسي سهو كند و دست خود را فرو برد در آب قبل از شستن اگر چيزي بدست او نرسيده باكي نيست و روايت شده اگر قذر بول يا جنابت بآن رسيده آب را بريز .
[ص 58] مسأله - مستحب است مضمضه و استنشاق سه مرتبه قبل از غسل و يك مرتبه هم كافي است و سه مرتبه افضل است و اگر نكند هم غسل او تام است .
مسأله - مستحب است بسم الله گفتن پيش از آنكه دست را داخل در ظرف كند و دعاء مأثور را در نزد غسل بخواند .
مسأله - مستحب است بر سر خود سه كف آب بريزد و بر هر جانبي دو مرتبه و بتحقيق كه كفايت ميكند از غسل آنچه كفايت ميكند از روغن همين قدر كه جسد را تر كند .
مسأله - مستحب است كه غسل را بيك صاع آب كنند و كم شمردن آن خلاف سنت است و غسل فرمود پيغمبر صلي الله عليه و آله و زوجه او به پنج مد سه مد براي آنحضرت و دو مد براي زوجه و شستن فرجين هم از همان آب بود .
مسأله - اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود از پيغمبر صلي الله عليه و آله سؤال كردم كه جباير بر كسي است كه عضو او شكسته است چگونه وضو ميگيرد و غسل ميكند از جنابت فرمود كفايت ميكند او را مسح بر جباير در جنابت و وضو عرض كردم اگر برودتي در هوا باشد كه بر نفس خود بترسد كه آب بر جسد خود بريزد رسول خدا صلي الله عليه و آله قراءت فرمود و لاتقتلوا انفسكم ان الله كان بكم رحيما كه حاصل آن است خود را نكشيد خداوند بشما رحيم است پس اگر ممكن است بمثل آب گرم يا [ص 59] روغنمالي دفع ضرر آب كرد فبها و الا تيمم كند .
مسأله - مستحب است وضو قبل از هر غسلي مگر غسل جنابت كه وضو قبل از آن بدعت است .
مسأله - هر كه سر خود را بشويد بعد محدث شود ببول يا غائط يا ريح ، غسل را از اول اعاده ميكند .
مسأله - مكروه است براي جنب اكل و شرب مگر بعد از وضو يا مضمضه و شستن رو و دست و اگر نكند باكي نيست مگر اينكه خوف پيسي و فقر در آن است .
مسأله - مكروه است خوابيدن بر جنابت و خفيف ميشود كراهت بوضو ساختن و غسل افضل است .
مسأله - هر كه جنب باشد در رختخواب با زوجه خود قراءت قرآن نكند كه ترس آن هست كه آتشي از آسمان نازل شود و هر دو را بسوزاند .
مسأله - روايت شده است در جنب و حائض كه قراءت ميكنند هر چه بخواهند مگر سجده را و روايت شده چهار سوره سجده عزايم را نخواند و براي زن نفاسدار نيز رخصت در قراءت هست و از براي جنب تا هفت آيه و در روايتي تا هفتاد آيه اذن دادهاند .
مسأله - جنب و كسي كه بيوضو است مس كتابت قرآن را [ص 60] نكند و مس اوراق باكي نيست و روايت شده است كه جنب و حائض قرآن را از پشت جامه ميگشايند و هر چه بخواهند ميخوانند مگر سجده را .
مسأله - جايز است بر جنب كه ذكر خدا كند هر چه بخواهد و همچنين حائض .
مسأله - مكروه است گذشتن جنب در مساجد و براي حائض رخصت هست مگر مسجد الحرام و مسجد پيغمبر (ص) كه بر هر دو حرام است مرور در آن دو .
مسأله - هر گاه مرد در يكي از دو مسجد خوابيده باشد و محتلم و جنب شود بايد تيمم كند و بدون تيمم در مسجد مرور نكند تا بيرون رود و غسل كند و همچنين حائض اگر در مسجد حائض شود .
مسأله - جايز نيست نزديكي با زنان در دو مسجد و بيتوته در آن دو با جنابت مگر براي معصومين عليهم السلام .
مسأله - جنب و حائض متاع را از مسجد برميدارند و در مسجد از خارج چيزي نميگذارند .
مسأله - داخل مسجد نميشوند مگر راهگذر و در آن نمينشينند .
مسأله - جايز نيست داخل شدن جنب به بيوت انبياء و ائمه صلوات الله عليهم .
مسأله - مكروه است خضاب كردن براي جنب و جنب شدن در حال خضاب و ايمن نيست كه شيطان او را مس كند ببدي مگر [ص 61] بعد از آنكه حناء بمأخذ خود برسد يعني رنگ شود كه بايد شست ، در آن وقت باكي نيست كه جنب شود .
مسأله - غسل نميكند جنب در حالي كه خضاب دارد .
مسأله - مكروه است روغنمالي براي جنب و غسل نمودن بعد از آن .
مسأله - باكي نيست بر جنب كه تنوير كند و حجامت نمايد و ذبح كند .
مسأله - جايز است براي جنب كه ميت را غسل دهد لكن دست خود را ميشويد و وضو ميگيرد و غسل ميدهد و همچنين كسي كه ميت را غسل داده وضو ميگيرد و با اهل خود نزديكي ميكند .
مسأله - هر گاه جمع شد بر ذمّه تو حقوقي از براي خدا كفايت ميكند تو را از آنها يك غسل و روايت شده است كه هر گاه غسل كند جنب بعد از طلوع فجر كفايت ميكند او را اين غسل از هر غسلي كه لازم ميشود او را در اين روز و شرط نيت كل در اخبار نيست .
مسأله - هر كه فراموش كند غسل را در شهر رمضان قضا ميكند آنرا و نماز و روزهاش را مگر اينكه غسل جمعه كرده باشد پس قضا ميكند نماز و روزه را تا آن روز .
مسأله - جامه مرد را جنب نميكند مرد هم جنب نميكند جامه را .
مسأله - هر كه شك كند در غسل ذراع يا بعض جسد خود و او [ص 62] در حال نماز است و رطوبتي بخود از آب بيابد مسح ميكند بآن بر آن موضع و نماز را تمام ميكند و اگر يقين كرد برميگردد پس آب بآن موضع ميرساند و اگر رطوبت در جسد خود يافت مسح ميكند بآن بر آن موضع و نماز را اعاده ميكند از روي يقين .
مسأله - هر كه باقي گذارده باشد از جسد خود لمعهٔ را كه آب بآن نرسيده باشد ضرر ندارد غير او را كه ساكت بشود از او .
فصل - در آنچه شناخته ميشود بآن خون حيض .
مسأله - خون حيض غالبا گرم است و سالم و سياه براي آن دفعي است و حرارتي و خون استحاضه زرد است و سرد و فاسد .
مسأله - اگر مشتبه شد خون حيض بخون بكارت پنبه را داخل ميكند و اندكي ميگذارد بعد بملايمت بيرون ميآورد پس اگر خون طوق زده است گرد پنبه پس آن از بكارت است و اگر فرو رفته باشد در پنبه از حيض است .
مسأله - اگر مشتبه شد خون حيض بخون قرحه بعقب ميخوابد و پاها را بلند ميكند و انگشت وسطي را داخل ميكند پس اگر خون از جانب راست آيد از حيض است و اگر از جانب چپ آيد از قرحه است و بعكس اين هم روايت شده و روايت اول معتبرتر [ص 63] است و دويم بحسب فتاوي مشهورتر است .
مسأله - هر چه را كه دختر پيش از نه سال بهبيند حيض نيست و هر چه را كه زن بعد از پنجاه سال بهبيند حيض نيست و روايت شده كه زنهاي قرشيه و نبطيه تا شصت سال خون ميبينند .
مسأله - آبستن هر گاه خون خالص بهبيند و دوام داشته باشد آن حيض است و اگر زرد باشد يا يك دفقه و دو دفقه بيدوام باشد حيض نيست و روايت شده است كه حامل هر گاه خون بهبيند بعد از گذشتن بيست روز از وعده او اين از رحم نيست و از حيض نيست و بايد وضو بگيرد و پنبه با خود بردارد و نماز كند و هر گاه خون بهبيند پيش از عادت بقليلي يا در وقت عادت اين از حيض است و نماز را ترك ميكند .
مسأله - آنچه را كه حامل بهبيند در وقت وضع حمل حيض نيست تا اينكه سر بچه بيرون آيد پس نفاس ميشود .
مسأله - اقل حيض سه روز است و اكثرش ده روز و اقل طهر ميانه دو حيض ده روز است و اكثرش حد ندارد و اگر چه بحسب عادت بيست و هفت روز است .
مسأله - بسا عجله ميكند خون از حيض دويم و حد ميان دو حيض ده روز است پس هر گاه خون بهبيند بعد از غسل كردن از اولي از ابتداي حيض اول حساب ميكند پس اگر ده روز نگذشته اين خون از حيض اول است و اگر ده روز گذشته و بيست روز نشده [ص 64] استحاضه است و اگر بعد از بيست روز خون ديده از حيض ثاني است .
مسأله - شرط نيست توالي در سه روزي كه اقل حيض است و كفايت ميكند كه در ضمن ده روز باشد از اولي كه خون ديده است ولو متفرق باشد و هر چه در عرض اين ده روز بهبيند حيض است خواه سه روز بشود يا بيشتر و هر چه در ميانه طاهر شد غسل ميكند و نماز ميكند .
مسأله - هر چه زن در ايام حيض بهبيند از خون زرد و قرمز از حيض است و هر چه بعد از ايام حيض بهبيند از حيض نيست .
مسأله - مبتدأه و آن زني است كه ابتدا بحيض ميكند ترك ميكند نماز را بمجرد ديدن خون پس اگر سه روز تمام شد يا زيادتر ولو در عرض ده روز متفرق باشد حيض بوده و اگر بسه روز در عرض ده روز نرسيد نماز يك روز و دو روز را قضا ميكند .
مسأله - مبتدأه هر گاه دو حيض مساوي در عدد و وقت از ماه بهبيند اين عادت اوست و خلق معروف او پس عمل ميكند بر همان .
مسأله - صاحب عادت اگر خونش مستمر شد ايام حيض از نماز مينشيند بعد مستحاضه است .
مسأله - مبتدأه اگر خون از او منقطع ميشود و لكن باختلاف پس آنچه كمتر از سه روز است ولو در عرض ده روز آن حيض نيست و آنچه سه روز يا بيشتر باشد مادام كه از ده روز نگذرد اين حيض است و نماز را ترك ميكند و همين كه خون قطع شد غسل [ص 65] ميكند و نماز ميكند .
مسأله - مبتدأه هر گاه خون او مستمر شد و عادت خود را نشناخت چند روايت در او هست يكي اينكه حيض ميگيرد در علم خدا هر ماهي شش روز يا هفت روز بعد مستحاضه است و دويم آنكه در ماه اول ده روز نماز را ترك ميكند بعد مستحاضه است و در ماه دويم اقل حيض كه سه روز باشد نماز را ترك ميكند پس اگر خون بر او دايم شد بعد از اين در ماهها بيشتر اندازه طهر كه بيست و هفت روز است نماز ميكند و اقل حيض را كه سه روز است ترك نماز ميكند و سيّوم آن است كه رجوع بعادت زنان خويشان خود ميكند و اگر آنها هم مختلف باشند بيشتر نشستنش ده روز است و كمترش سه روز و شايد اين روايت بروايت دويم برگردد و بهر يك از اين روايات بگيري خوب است .
مسأله - مختلطه و آن زني است كه ايامي داشته بعد مختلط شده از طول خون ديدن پس زياد شده و كم شده تا آنكه از عددش و وقتش در ماه غافل شده پس او نظر ميكند بخون و حيض ميگيرد وقتي كه خون اقبال كند و رنگش تند شود و غسل ميكند و نماز ميكند وقتي كه خون ادبار كند و ضعيف شود و در اين حال مستحاضه است و اگر خون دايم شد و هميشه بيك رنگ است و يك حالت سنت او هفت روز براي حيض است و بيست و سه روز براي طهر .
مسأله - خداوند حد قرار داده براي زنان در هر ماه حيضي پس [ص 66] همين كه از ماه گذشت آن ريبه است و محل شك .
مسأله - هر كه عادت مستقر ندارد و خون ميبيند سه روز يا چهار روز يا پنج روز يا زيادتر از اين و طهر هم مثل همين و ميانه دو خون ده روز نميشود پس او نماز ميكند هر وقت پاك شود و مينشيند هر وقت خون بهبيند تا سي روز پس اگر خون قطع شد فبها و الا عمل مستحاضه ميكند همان قسم كه گذشت پس نظر باقبال خون و اِدبار آن ميكند و اگر بر يك صفت است هفت روز يا شش روز حيض ميگيرد بعد مستحاضه است .
مسأله - مستحب است براي كسي كه عادتش كمتر از ده روز است و خون از او قطع نشد اينكه استظهار و احتياط كند يك روز يا دو روز يا زيادتر تا تمام ده روز پس از نماز بنشيند پس اگر خون قطع شد فبها و الا پس مستحاضه است و روايت شده كه بهمان اندازه عادت خود بنشيند و لكن اين قول منسوب بعامه است .
مسأله - لابد است حائض همين كه خون از او قطع شد و خواست غسل كند اينكه استبرا نمايد پس بايستد و شكم خود را بديوار بچسپاند و پنبه سفيدي داخل كند و پاي راست يا چپ خود را بلند كند پس اگر بر پنبه باندازه سر مگس خون خالص بيرون آيد پاك نيست و اگر بيرون نيايد پاك است غسل ميكند و نماز ميكند .
مسأله - نهي شده است كه زنها در شب بخود نظر كنند براي شناختن پاكي بجهت اينكه گاه همان زردي و كدري است .
[ص 67] مسأله - روايت شده است در كسي كه بعد از غسل قطرهٔ بعد از قطرهٔ خون ميبيند اينكه ميايستد پاي ديوار همچنانكه كلب ميايستد پس امر ميكند زني را كه ميان دو ورك او را سخت فشار دهد كه چيزي از خون در رحم ميماند و باين علاج همه بيرون ميآيد بعد فرمودند خبر ندهيد آنها را باين و شبه اين و بگذاريد آنها را با علت قذره ايشان .
مسأله - غسل حيض واجب است باصل شرع براي نماز واجب و طواف واجب .
مسأله - كيفيت غسل حيض و جنابت يكي است .
مسأله - هر گاه زن حائض شد در حالي كه جنب است كفايت ميكند او را يك غسل بعد از طهر و اگر تعجيل كرد و غسل نمود رفع حدث از او نميشود .
مسأله - كفايت ميكند او را از آب آنچه از موي او بجسد او برسد و روايت چهار رطل و نه رطل و بيشتر هم هست و همه از باب استحباب است و حد واجب همان است كه جسد او تر شود و واجب نيست بر او باز كردن مو و شستن آن .
مسأله - حكم آن در جباير و قروح همچنان است كه در جنابت گذشت .
مسأله - حرام است نماز و روزه بر حائض از وقتي كه خون ميبيند .
مسأله - واجب است بر او قضاي روزه و نماز را قضا نميكند .
مسأله - هر گاه وقت نماز داخل شد و طاهر باشد و نماز را تأخير بياندازد تا اينكه حائض شود بعد از پاك شدن قضا ميكند .
مسأله - هر گاه طاهر شود در وقت نمازي و قادر باشد بر غسل پس تفريط كند تا وقت نماز ديگر داخل شود نماز فوت شده را قضا ميكند و اگر طاهر شود در وقت نمازي و برخيزد در تهيه آن و وقت بگذرد و وقت نماز ديگر برسد بر او قضا نيست و همان نماز كه وقتش داخل شده بجا ميآورد .
مسأله - اگر طاهر شد در آخر وقت عصر نماز عصر را بجا ميآورد .
مسأله - هر گاه پيش از طلوع فجر طاهر شود نماز مغرب و عشا را بجا ميآورد .
مسأله - در هر وقت از روز كه زن حائض شد روزه براي او نيست و مستحب است كه تا شب امساك كند و واجب است قضاي آن روزه .
مسأله - حرام است وطي نمودن حائض در حيضش و هر كه با او نزديكي كند در حيض ربع حد زاني كه بيست و پنج تازيانه [ص 69] است باو ميزنند و روايت شده كه در اول حيض ربع حد و در آخر ثمن حد ميزنند .
مسأله - زن را تصديق ميكنند در حيض و عدّه مگر اينكه متهم باشد و روايت شده است در زني كه ادعا كند كه در يكماه سه مرتبه حائض شده از زنهاي مصاحب او سؤال ميكنند كه پيش از اين اين طور بوده يا نه پس اگر شهادت دادند او را تصديق ميكنند و الا دروغگو است .
مسأله - هر كه مجامعت كند با زن خود در حيض و فرزند او مبتلا بخوره يا پيسي بيرون آيد ملامت نكند مگر خود را و روايت شده در كساني كه مشوّه الخلقهاند كه پدران اين جماعت در حيض زن با او نزديكي كردهاند و روايت شده است كه دشمن ما نميشود مگر كسي كه ولادت او خبيث باشد يا مادر او در حيض باو حامله شده باشد .
مسأله - جايز است تمتع بردن از حائض مادام كه از موضع خون پرهيز كند و سزاوار است كه زن ازاري تا زانوها بخود بگيرد و براي مرد است بالاي ازار .
مسأله - جايز است بعد از پاك شدن و پيش از غسل نزديكي با او ولي مكروه است .
مسأله - هر گاه حائض در سفر پاك شود و آب بقدر كفايت غسل با او نباشد ولي بقدر شستن فرج داشته باشد و وقت نماز برسد فرج [ص 70] خود را ميشويد و تيمم ميكند و نماز ميكند و شوهر او نزديكي ميكند با او اگر بخواهد .
مسأله - اخبار در كفاره وطي حائض مختلف است بعضي نفي ميكند و بعضي اثبات و از حديثي ظاهر ميشود كه آنچه اثبات ميكند تقيه است و كفاره ندارد و لكن استغفار ميكند و ديگر مرتكب نميشود .
مسأله - نهي شده است حائض از خواندن سورههاي سجده و لكن اگر بشنود سجده را از ديگري سجده ميكند .
مسأله - جايز نيست طلاق زن در صورتي كه مدخول بها است در حال حيض با حضور شوهر و اگر غايب باشد طلاق ميدهد او را بعد از سه ماه از وقتي كه مواقعه كرده اما اگر از سفر آمد ولو بعد از سالها باشد و بخواهد طلاق بدهد واجب است كه در طهر باشد .
مسأله - جايز نيست دواي مدرّ دادن بزني كه حيض او حبس شده باحتياط حمل هر گاه احتمال برود لكن نفع ميكند خضاب كردن سر براي برگشتن حيض .
مسأله - هر كه حيض او حبس شده و باز برگردد چيزي ، نماز را ترك ميكند تا پاك شود .
مسأله - هر گاه زن در نماز باشد و گمان كند كه حائض شده دست را داخل ميكند و موضع را مس ميكند پس اگر چيزي ديد منصرف ميشود و اگر نديد نماز را تمام ميكند و اعتنا بظن نميكند [ص 71] تا يقين نكند .
مسأله - زن هر گاه معتكف شد بعد حائض شد برميگردد و اعتكاف ندارد اما بعد از آن هم كه پاك شد سزاوار نيست بر شوهر او كه با او مجامعت كند تا برگردد بمسجد و اعتكافش را قضا كند ، و بعضي احكام در جنابت گذشت .
مسأله - خون استحاضه اغلب زرد است و سرد و رقيق و فاسد .
مسأله - آنچه را كه زن صاحب عادت بعد از عادت خود بهبيند بدون استظهار يا بعد از استظهار و مختلطهٔ كه خون او يك صفت نيست بعد از ضعيف شدن خون بحراني و مختلطهٔ كه خون او يك صفت است و مبتدأهٔ كه خون او مستمر باشد بعد از ايام حيض گرفتن چنانكه گذشت اينها استحاضه است و بعض موارد ديگر آن نيز در حيض گذشت .
مسأله - اخبار در مستحاضه مختلف است و بسياري از آنها مجمل است از همه واضحتر همان است كه مشهور بر آنند و عمل بر آن است كه اگر خون پنبه را سوراخ نكند هر نمازي را بيك وضو بجا ميآورد و اگر سوراخ كند پنبه را و جاري از آن نشود نوافل شب و نماز صبح را بيك غسل ميكند و ساير نمازها را هر يك بوضو ميكند و اگر خون پنبه را سوراخ كند و جاري شود نوافل شب [ص 72] و نماز صبح را بيك غسل و ظهر و عصر را بغسلي و ظهر را قليلي عقب مياندازد و عصر را پيش مياندازد و مغرب و عشا را بغسلي و مغرب را قليلي تأخير مياندازد و عشا را تعجيل ميكند و از ساير اخبار ظاهر ميشود كه علاوه بر غسل هر نماز را بيك وضو ميكند .
مسأله - مستحاضه صبح بخود نظر ميكند پس اگر خون در پنبه فرو نرفته پنبهٔ داخل ميكند و خود را محكم ميبندد و وضو ميگيرد و نماز ميكند و اگر خون در پنبه نافذ شده غسل ميكند و پنبه را اعاده ميكند و وضو ميگيرد و نماز ميكند و در وقت ظهر و عصر و وقت مغرب و عشا نيز نظر ميكند اگر خون قليل يا متوسط باشد و از پنبه بيرون نرفته باشد خود را محكم ميكند و براي هر يك نماز وضو ميگيرد و براي نماز عصر و عشا واجب نيست تجديد پنبه و دستمال مگر اينكه خون جاري شده باشد طوري كه محتاج بتجديد شود و اگر در وقت ظهر و عصر و وقت مغرب و عشا كه نظر ميكند خون كثير باشد و پنبه را سوراخ نموده جاري شده باشد غسل ميكند و خود را محكم ميبندد چنانچه گذشت و براي هر يك نماز وضو ميگيرد .
مسأله - هر گاه خون استحاضه منقطع شد زن محدث است بحدث آن حالت كه قطع شده و همان عمل را بايد بكند پس اگر از قليله قطع شده وضو ميگيرد در نزد هر نماز كه باشد و اگر از متوسط قطع شده و پيش از نماز صبح باشد غسل ميكند و وضو ميگيرد و اگر در نزد ظهر و عصر يا مغرب و عشا باشد وضو [ص 73] ميگيرد و اگر از كثير قطع شود غسل ميكند و وضو ميگيرد خواه براي نماز صبح باشد يا براي ظهر و عصر يا براي مغرب و عشا .
مسأله - حلال نيست براي مستحاضه نماز كردن مگر بعد از آنكه آن عمل كه بايد بكند بكند .
مسأله - همين كه نماز بر او حلال شد حلال است بر شوهر او كه نزديكي با او كند و حلال است بر او كه طواف خانه را بكند و داخل مسجد شود .
مسأله - مستحاضه ماه رمضان را روزه ميگيرد مگر ايامي كه حائض ميشود .
مسأله - غسل استحاضه مثل غسل جنابت و حيض است .
مسأله - هر گاه بعض از اين غسلها با هم جمع شد يك غسل از آنها كافي است .
باب ششم - در نفاس است و احكام آن .
مسأله - دم نفاس آن است كه زن بعد از بيرون آمدن بعض طفل ميبيند و آنچه پيش از بيرون آمدن بعض طفل از خون مَخاض ديده شود نفاس نيست و نماز را براي آن ترك نميكند مگر هر چه از شدت درد نتواند پس قضا ميكند آنرا بعد از پاك شدن .
مسأله - حدي براي اقل نفاس نيست و اكثرش ده روز است و آنچه بيش از اين وارد شده محمول بر تقيه است .
[ص 74] مسأله - زن صاحب عادت مينشيند از نماز بعدد ايام حيضش پس اگر پاك شد فبها و الا مستحب است كه استظهار كند دو روز يا سه روز ، بعد غسل ميكند و عمل استحاضه بجا ميآورد .
مسأله - مبتدأه و مختلطه ده روز مينشينند و روايت شده است در كسي كه ايام نفاس خود را نشناسد پس مبتلي شود مينشيند مثل ايام مادر يا خواهر يا خالهاش و استظهار ميكند بدو ثلث آن بعد عمل استحاضه بجا ميآورد و اصحاب اين روايت را شاذّ شمردهاند پس عمل بر نفاس گرفتن ده روز است .