[ص 1]

مجموعه مكارم الابرار جلد اول

١ شرح احوال مرحوم آقاي حاج محمدكريم خان كرماني (اع)

٩ تصوير خط فارسي مرحوم آقاي حاج محمدكريم خان كرماني (اع)

١٠ تصوير خط عربي مرحوم آقاي حاج محمدكريم خان كرماني (اع)

١١ بعضي از اجازات مرحوم آقاي حاج محمدكريم خان كرماني (اع) و مراسلات مرحوم حاج سيد كاظم رشتي (اع) به ايشان

٧٦ مراسله مرحوم حاج سيد كاظم رشتي (اع) به مرحوم ميرزا حسن هندي

٨٠ فهرستهاي تفصيلي مجموعه فارسي مكارم الابرار

٨١ فهرست جلد اول

٨٢ فهرست جلد دوم

٩٢ فهرست جلد سوم

٩٥ فهرست جلد چهارم

١٠٤ فهرست جلد پنجم

١١٥ فهرست جلد ششم

١٢٦ فهرست جلد هفتم

١٤٤ فهرست جلد هشتم

١٥٤ فهرست جلد نهم

١٧٦ فهرست جلد دهم

١٨٩ فهرست جلد يازدهم

٢٠١ فهرست جلد دوازدهم

٢٧٥ فهرست جلد سيزدهم

٢٨٤ فهرست جلد چهاردهم

٢٩١ فهرست جلد پانزدهم [ص 1] بسم اللّه الرحمن الرحيم

الحمد للّه المحتجب عن مدارك الخلق بذاته المتجلي لهم بما يدركونها من آياته و مواقع صفاته و الصلوة و السلام علي اسم اللّه الرضي و وجهه المضيء البشير النذير السراج المنير و المخبر الصادق عن العلي القدير النبي الامي المدني الهاشمي و آله الائمة الطاهرين اسماء اللّه الحسني و صفاته النعمي مظهري امر اللّه و نهيه و امنائه علي رسالاته و بيان قرآنه و وحيه و علي اوليائهم و مظاهر اسمائهم و مبيني صفاتهم و شارحي احاديثهم و رواياتهم الذين لولاهم لاندرست آثار النبوة و تعاليم اهل بيت الرسالة و لعنة اللّه علي اعدائهم و الساعين في اطفاء نورهم و منكري فضائلهم ابد الآباد الي يوم التناد.

اما بعد پس از آنكه مجموعه جوامع الكلم كه حاوي كتب شيخ اجل اوحد نادره دوران و حجت صاحب عصر و زمان مرحوم شيخ احمد بن زين الدين احسائي است و همينطور مجموعه جواهر الحكم كه حاوي آثار سيد سند و ولي معتمد مرحوم سيدكاظم بن قاسم رشتي اعلي اللّه مقامهما است باسلوبي جديد و ممتاز به زيور طبع آراسته گرديدند از جانب سني الجوانب جناب مستطاب عالم رباني و حكيم صمداني ناشر آثار حضرات معصومين صلوات اللّه عليهم اجمعين و حامي حوزه ايمان و مؤمنين سركار آقاي حاج سيد علي موسوي متع اللّه المسلمين بطول بقائه اشارتي رفت كه كتب عالم وحيد فرزانه و حكيم فريد يگانه مخزن اسرار و معدن انوار حليف ايمان و عين انسان عالم فاضل و فقيه كامل باذل حجت صاحب عصر و زمان سركار آقاي حاج محمد كريم خان كرماني اعلي اللّه مقامه نيز به همان طريقه و اسلوب به زيور طبع مزين [ص 2] گردد و با آنكه صيت شهرت و جلالت مقام آن بزرگوار معروف خاص و عام و محتاج به تكرار نبود معذلك چون ذكر احوال مؤلفين در ابتداي كتب ايشان از سنتهاي پسنديده است و بسا جمعي چنانكه بايد مطلع بر آن نباشند در ابتداي اين مجموعه نيز ترجمه قسمتهائي از شرح احوال آن بزرگوار را از مقدمه‌اي كه عالم رباني و حكيم صمداني حفيد مصنف اين كتب يعني مرحوم فقيد سعيد شهيد سركار آقاي حاج عبدالرضاخان ابراهيمي بر كتاب معروف ايشان «طريق النجاة» نگاشته‌اند نقل مينمائيم. مرقوم فرموده‌اند كه:

آن بزرگوار فرزند مرحوم ابراهيم خان ظهير الدوله حاكم كرمان است كه پسر عم فتحعلي شاه قاجار بود و والده ايشان دختر ميرزا رحيم مستوفي تفليسي است ولادت ايشان در شب پنجشنبه هجدهم محرم سال هزار و دويست و بيست و پنج هجري قمري در كرمان واقع شده و در همان شهر هم پرورش يافتند و چون والد ايشان در ايام نوجواني آن بزرگوار آثار هوش فراوان و اشتياق به آموختن صنعتها و آداب و رسوم را در ايشان ميديد هرآنچه كه لازمه تحصيل علم ايشان بود از اساتيد و كتب و همدرسان براي ايشان فراهم نمود حتي آنكه براي ايشان در كرمان مدرسه بزرگي بنا نمود كه الآن هم موجود و به مدرسه ابراهيميه معروف است و براي آن مدرسه اوقافي قرار داد و طلابي را در آن ساكن نمود و ايشان را متولي آن اوقاف قرار داد و براي آنان نزديك پانصد جلد كتاب هم وقف نمود و از مصارف آن موقوفات قرار داد كه هر ساله كتابهاي زيادي براي كتابخانه مدرسه خريداري شود و همه اينها براي آن فرزند گرانقدر بودكه علوم و آداب و رسوم را بياموزد و آن بزرگوار هم آنچه را كه از اسباب تحصيل برايش فراهم آمده بود مغتنم شمرده و جز تحصيل علوم و آداب همه مشاغل را كنار گذاشت و اغلب با علما مينشست و آنچه داشتند از ايشان كسب مينمود و چون صاحب فهم و قوه استنباط علوم بود در هر علمي از اقران خود پيشي گرفت و در هر علمي كه آنرا به آخر ميرساند كتاب مهذب و جامعي تصنيف ميكرد و والد مرحوم ايشان نيز براي آن تصنيفات جوائز بسيار ميداد و ايشان را براي تحصيل [ص 3] علم بالاتري تشويق مينمود تا در سن سيزده سالگي كتابي در صرف و كتابي در نحو و كتابي در منطق نوشت تا آنكه هر چه در نزد اساتيدش بود فراگرفت و در هر علمي مثل يكي از آنها شد سپس به آموختن رياضيات و علوم غريبه مشتاق شد و در بعض آنها معلميني يافته و از آنها استفاده زيادي نمود تا در آن علوم مساوي آنها بلكه در بعض از آن دانشها داناتر از آنها شد سپس مشتاق آموختن صنايع شد و بعض اساتيد را ديده و از آنها بسياري مطالب آموخت و همه اينها در سنوات معدود و مدت كمي صورت پذيرفت تا آنكه والد ايشان رحمة اللّه عليه در سنه هزار و دويست و چهل هجري قمري وفات نمود و آن جناب در اوائل بلوغ بود لكن نفس او قانع بآنچه آموخته بود نبوده و امر بالاتري را طلب ميكرد تا آنكه خداوند چنين مقدر فرمود كه بعض شاگردان مرحوم شيخ اوحد امجد شيخ احمد احسائي اعلي اللّه مقامه را ملاقات نمود و آن شخص از احوال و علوم شيخ و جلالت و عظمت آن بزرگوار مطالبي گفت كه شوق ملاقات و اكتساب علوم و آداب آن جناب را در وي به هيجان آورد به درجه‌اي كه ديگر مالك نفس خود نشد و عزم تشرف به خدمت آن شيخ بزرگوار را نمود و از كرمان حركت كرد ● لكن وقتي كه به بلده كاظمين عليهما السلام رسيد در آنجا همان شاگرد شيخ را ملاقات كرد كه وفات شيخ اجل را باو خبر داده و او را به سيد قمقام و مولاي همام عالم عامل سيد كاظم رشتي اعلي اللّه مقامه كه بزرگترين شاگردان شيخ مرحوم بود راهنمائي نمود پس به خدمت ايشان رسيده و مسائلي چند از ايشان سؤال كرد و آن بزرگوار را درياي متلاطمي از علم يافت چنانكه شاعر گفته است:

لو جئته لرأيت الناس في رجل و الدهر في ساعة و الارض في دار

يعني اگر نزد او بروي همه مردم را در يك مرد ميبيني و همه روزگار را در يك ساعت و همه زمين را در يك خانه، پس فرصت را غنيمت شمرده و نزديك هشت ماه ملازم حضور و خدمت آن جناب شد و حظ وافري از علم برد و جناب [ص 4] سيد اعلي اللّه مقامه او را بزرگ ميداشت و تكريم مينمود و از مقربين قرار ميداد تا جائي كه در باره او فرمود كه برنقطه علم واقف شده و هنگام بازگشت او به كرمان باو فرمايش بزرگي فرمود، فرمود: به بلاد عجم برميگرديد در حاليكه محتاج به احدي نيستيد.

باري آن جناب به كرمان بازگشته و علايق خود را سر و سامان داد و پس از چهار سال ● با اهل و عيال خود بسوي سيد مرحوم حركت كرده و ساكن مشهد ابي عبد اللّه الحسين عليه السلام شد و دوسال يا بيشتر در خدمت سيد استاد بود تا آنكه عزم تشرف به بيت اللّه الحرام نموده ● و بعد از آن به كرمان بازگشت و بامر سيد مرحوم مشغول به تعليم و هدايت مردم شد و صيت علم او در اطراف و اكناف شهرت گرفت و از مسائل مشكله و علوم معضله از آن جناب سؤال ميكردند و به هريك جوابهاي كافي شافي ميداد تا آنكه در سال هزار و دويست و پنجاه و نه سيد مرحوم اعلي اللّه مقامه وفات فرمود و آن جناب مرجع عمده شاگردان سيد مرحوم و مقلدين ايشان گرديد و كتب فراواني در فنون و علوم گوناگون ابتداءا و يا در جواب سؤالهاي سائلين مرقوم فرمود و از خصوصيات برجسته او يكي اين بود كه درعلوم خود مقلد احدي نبود بخلاف عادت جمعي از مصنفين كه لاحقين آنها از سابقين بدون تدبر تقليد ميكنند، و در همه علوم و تحقيقات خود آزاده و حر بود و علم صحيح را منحصرا علمي ميدانست كه از اهل بيت عصمت صلوات اللّه عليهم صادر شده باشد و مخالف آنرا باطل ميدانست و كتب و مصنفات ايشان شاهد اين عرض است و تمام همت او در احياء امر محمد و آل محمد عليهم السلام و نشر فضائل و استخراج علوم آن بزرگواران از اخبارشان بود و علوم بديع و تحقيقاتي بسيار عالي آورد كه پيش از او سابقه نداشت مگر آنچه كه از سيد قمقام و شيخ همام اعلي اللّه مقامهما صادر [ص 5] شده بود و مجموع مصنفات آن جناب بالغ بر دويست و پنجاه و شش تصنيف در علوم مختلفه گرديد كه:

چهل و شش كتاب از آنها در حكمت الهيه است و از جمله آنها كتاب كبير «الفطرة السليمة» است

و بيست و هشت كتاب از آنها در بيان عقايد حقه تصنيف شده و مشهورترين آنها «ارشاد العوام» است

و پنج جلد از آنها در طريق سلوك الي اللّه تصنيف گرديده و بزرگترين آنها كتاب «طريق النجاة» است

و نه جلد از آنها در تفسير آيات و بعض سوره هاي قرآن و آنچه كه متعلق به قرآن است تصنيف گرديده و اتم آنها تفسير سوره حجرات و حواشي آن مرحوم بر تمام قرآن كريم است

و سه عنوان از آنها در اخبار فقهيه است كه بزرگترين آنها كتاب «فصل الخطاب» است

و شانزده كتاب از آنها در اصول فقه تصنيف شده كه جامعتر آنها «شرح نتايج» است

و سي و چهار عنوان آنها در احكام فقهي استدلالي و غير استدلالي است و از جمله آنها رساله عمليه «الجامع لاحكام الشرايع» است

و پنج عنوان از آنها در دعاها و عوذه ها است و از جمله آنها كتاب «علاج الارواح» است

و چهار كتاب در طب نظري و عملي تصنيف فرموده كه مشهورترين آنها «دقايق العلاج» است

و هفده عنوان از تصنيفات ايشان در طبيعيات است مثل علم دوربينها و آينه‌ها و تحقيق در كيفيت صدور نور از منير و موسيقي و هيأت و رياضيات و جالبتر از همه آنها كتاب «مهدويه» است كه درباره صدور نور از منير تصنيف شده [ص 6] و چهارده عنوان آنها در علم كيمياست و كاملترين آنها كتاب «مرآة الحكمة» است

و هفت عنوان از تصانيف ايشان در علوم غريبه مثل رمل و خيوط و حصيات و اعداد و تأويل رؤيا است و از جمله آنها كتاب «تأويل الاحاديث» و كتاب «اسرار النقاط» است

و نه عنوان آنها در علوم ادبيه مثل صرف و نحو و قراءت و كتابت و اشعار و مراثي است و از جمله آنها كتاب «تذكره» در علم نحو است و «مثنوي»

و چهل و نه كتاب و رساله در جواب مسائل گوناگون دارند كه مردم از اطراف بلاد از ايشان سؤال نموده‌اند.

در اينجا ترجمه قسمتهائي از مقدمه طريق النجاة تمام شد و عرض ميكنم كه وفات آن بزرگوار اعلي اللّه مقامه در روز دوشنبه بيست و دوم شعبان المعظم سال ١٢٨٨ هجري قمري در راه زيارت حضرت ابي عبد اللّه الحسين عليه السلام در قريه تهرود واقع شد كه در چهار منزلي كرمان در جهت جنوب شرقي آن است و بدن مطهر ايشان توسط دو تن از تلامذه ايشان يعني مرحوم عالم و حكيم بزرگوار شيخ علي بن شيخ حسن بحراني و مرحوم عالم عاليمقدار شيخ جعفر بن شيخ محمد تقي قزويني مشهور به شهيد ثالث رحمة اللّه عليهما غسل داده شد و فرزند ارجمند و وصي و وارث علم و حكمت ايشان مرحوم عالم رباني و حكيم صمداني آقاي حاج محمد خان كرماني بر ايشان نماز گذاردند و سپس جنازه ايشان به قريه لنگر بازگردانده و بامانت سپرده شد و بعد از چندي به كربلاي معلاة حمل گرديده و در حرم شريف در زير پاي شهداي كربلا در جوار مرقد مرحوم سيد كاظم رشتي اعلي اللّه مقامه دفن گرديد، مصنفات آن مرحوم همانطور كه ذكر شد بيشتر از دويست و چهل و شش تصنيف و تأليف در علوم مختلفه است و خوشبختانه نسخه‌هاي اصلي همه آن كتب بجز معدودي به خط خود ايشان موجود است و اغلب آنها چاپ شده و در اطراف بلاد منتشر است اما چون آن كتابها باسلوب و نسق واحدي چاپ نشده و در طول سالهاي زياد در [ص 7]

قطع‌هاي گوناگون و در هر وقتي به سبكي از چاپهائي كه ميسر بوده مثل چاپ سنگي قديم و چاپ با حروف گوناگون سربي يا حروف ماشينهاي تحرير و با افستهاي ساده و اوليه و گاه با چاپهاي بهتر و جديدتر بطبع رسيده بود و بسياري از نسخه‌ها هم كمياب و يا ناياب بود از طرف قرين الشرف جناب مستطاب فقيه و عالم رباني سركار آقاي حاج سيد علي موسوي بصري سلمه اللّه و ايده امري صادر و مقرر شد كه همه كتب آن عالم وحيد رباني و حكيم بزرگوار صمداني مطابق با كتب مرحومين شيخ اجل اوحد و سيد امجد اعلي اللّه مقامهما به همان قطع واسلوب طبع شود لذا جمعي از اخوان و طلاب مشغول به مقابله كتب آن بزرگوار كه بر روي كامپيوتر تحرير شده بود گرديده و نهايت كوشش را در تصحيح و مقابله كتب با نسخه‌هاي اصل به كار بردند و نتيجه كار را براي چاپ براي برادران شاغل در مطبعه الغدير فرستادند تا ايشان پس از آماده سازي متون باين خدمت شريف قيام و اقدام نمايند و به بركات صاحب الامر عجل اللّه فرجه مجموعه كتب مرحوم آقاي حاج محمد كريم خان كرماني كه به مكارم الابرار نامگذاري شده به بهترين وجهي از چاپ خارج شود و در دسترس مؤمنين طالب حق و حقيقت و معرفت فضائل محمد و آل محمد صلوات اللّه عليهم اجمعين و ابناء علم و حكمت از اهل تحقيق قرار گيرد ان شاء اللّه.

هذه يا كريم منيتنافاجب يا رحيم دعوتنا

و لازم به ذكر است كه ما در مقدمه اين مجموعه در همين مجلد فهرستها، نمونه‌هائي از خط مؤلف (اع) از كتب و مصنفات ايشان و همچنين تصاوير بعضي نامه‌هاي مرحوم حاج سيد كاظم رشتي اعلي اللّه مقامه كه براي ايشان مرقوم فرموده بودند و به خط و خاتم شريف ايشان موجود بود و تصاوير اجازاتي كه براي ايشان مرقوم فرموده بودند و بعض اجازات ديگر را قبل از ذكر فهارس كتب اين مجموعه نقل نموديم تا مطالعه‌كنندگان بر كمال محبت و لطف و تأييد و اطمينان استاد ايشان نسبت به آن بزرگوار مطلع گردند و بعض اشارات و تصريحات ايشان را نسبت به اصطلاح ركن رابع كه عبارت از دوستي [ص 8] دوستان و دشمني دشمنان خدا و شناختن پيشوايان شيعه است ملاحظه نمايند و متوجه شوند كساني كه نسبت اين اصطلاح را به ايشان انكار كرده‌اند ممارست و انس كافي به كتب و آثار و بيانات شيخ مرحوم و سيد مرحوم اعلي اللّه مقامهما نداشته‌اند. تمام شد بر دست بنده مسكين زين العابدين بن عبدالرضا اعلي اللّه مقامه در چهاردهم محرم الحرام ١٤٣٤ هجري قمري.

[ص 9] نمونه خط شريف مرحوم آقاي حاج محمد كريم خان كرماني (اع) كه از كتاب ارشاد العوام نقل شده

[ص 10] نمونه خط عربي مرحوم آقاي حاج محمدكريم خان (اع) كه از كتاب

طريق النجاة نقل ميشود

[ص 11] اجازه مرحوم حاج سيد كاظم رشتي اعلي اللّه مقامه به مرحوم آقاي حاج محمدكريم خان (اع) ، توضيح آنكه سطر آخر اجازه به خط سيد مرحوم (اع) است و باقي آن را به منشي خود املاء فرموده‌اند و علت را در نامه‌اي كه در همين صفحات نقل شده توضيح داده‌اند.

[ص 12]

[ص 13] بسم اللّه الرحمن الرحيم

الحمد للّه الذي اقام المأمونين بسره لاظهار غيبه مقامه و رفع بالمستسرين بامره و بنورهم علي ذري حجب الذوات اعلامه و الصلوة و السلٰم علي المصفي من صفايا صوافي لب اللباب فادني مقامه فاظهر به مستجنات غيب الغيوب كما اخفي باشراق نوره كلامه و علي آله المُخلِّفين لاقامة تحريف الغالين و انتحال المبطلين قلوباً صٰافية اودعوها من اسرار دار الخلد و دار المقامة فبلغ كلّ بمٰا اُودع فيه من سرّه و كامن غيبه في محل القدس و مورد الانس مرامه.

اما بعدفيقول العبد الجاني و الاسير الفاني كاظم بن قاسم الحسيني الرشتي انّ المولي الاَولي و الولي الاعلي العالم العامل و الفاضل الكامل جامع المنزلتين الظاهر و الباطن و حاوي المرتبتين المقامات العقلية المستنيرة بالانوار النقلية الالهية و المراتب النقلية المأخوذة من حقايق الدقايق العقلية القدسية كاشف المعضلات و رافع المبهمات حسن الذات حميد الصفات قرة العين بلا مين المؤيد بلطف الكريم الرحيم محمدكريم خان بن ابراهيم خان قد عرض علي بعض مصنفاته و مؤلفاته في فنون شتي فوجدتها كما كنت اظن فيه ايده اللّه بصنوف تأييداته و اسبغ عليه جزيل نعمائه و كراماته قد اودع في اصداف الالفاظ المحبرة من لئالي التحقيق اثمنها و اغلاها و زين سماء العبارات المهذبة بالكواكب المضيئات من الدرجات الرفيعات و الاطوار الالهيات اسناها و ابهاها فهو سلمه اللّه و ايده اهل لاستنباط المسائل الفرعية الشرعية عن ادلتها التفصيلية و متهيئٌ لاستيضاح المسائل العملية لما فيه من النفس القدسية و حقيق بان يخوض لجة التحقيق و يعلو ذروة التدقيق و يستقل بالعمل و يتجنب مواضع الزلل و يعمل بالاحتياط ما امكن و يفتي بما احكم و اتقن و يراقب اللّه سبحانه و تعالي في السر و العلن و يجعل اوليائه خلفائه عليهم السلام نصب عينيه في كل ما يظهر و يكمن و لايخرج عن ما نطقت به اخبارهم و شهدت به آثارهم و لايفترق عن الجماعة و يتلقي الامر بالسمع و الطاعة و لايعَوّل علي الاحتمالات البعيدة و لا الٰاراء المستحسنة و القياسات المظنونة و التخريجات العقلية الغير الموزونة فان [ص 14] هذا المقام مقام خطير و خطب جسيم و امر عظيم فليواظب وفقه اللّه بالاعمال المستحبات و تلاوة القرٰان و طول المناجات و لايغتر بزخارف الدنيا و لا باجتماع الناس من اهل الهوي فانهم اتباع كل ناعق يميلون مع كل ريح يوم لك و يوم عليك و تأدب بٰاداب المُخلَصين و اقفُ آثار الائمة الطاهرين (ص) و توسل بهم فيما يدهيك في كل آنٍ و حين فانهم سلام اللّه عليهم اجمعين عصمة المعتصمين و ملجأ الخائفين و لاتخرجني عن خاطرك العاطر عند الصلوات و مظان اجابة الدعوات ختم اللّه لي و لكم بالحسني انه علي ذلك قدير و بالاجابة جدير و انا العبد كاظم بن قاسم الحسيني الرشتي.

(الخاتم الشريف: عبده الراجي محمدكاظم الحسيني) [ص 15] اجازه ديگري به خط و مهر مرحوم حاج سيد كاظم رشتي اعلي اللّه مقامه به مرحوم آقاي حاج محمدكريم خان (اع) كه ظاهرا در جواب سؤال مرحوم عالم فاضل آقا محمدكريم ابن آقا بابا مرقوم فرموده‌اند.

[ص 16] بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

جناب مستطاب عالم عامل فاضل كامل المسدد المؤيد بتأييد الملك المنان محمد كريم خان حكم ايشان مطاع و ترجيح ايشان متبع و راد بر ايشان راد بر خدا و رسول و ائمه طاهرين سلام اللّه عليهم ميباشد بر كافه ناس امتثال اوامر ايشان لازم و اذعان و انقياد مر احكام ايشان را متحتم و امضاي حكم ايشان بر هر كس لازم و مخالفت ايشان در آنچه بذل جهد نموده و ترجيح داده بعد از استيضاح تام حرام جايز التقليد و نافذ الحكم هر كس خواهد تقليد ايشان كند كه فائز و ناجي خواهد بود انشاء اللّه تعالي و اللّه سبحانه هو العالم و الواقف و كتب العبد كاظم بن قاسم الحسيني الرشتي حامدا مصليا مسلما مستغفرا.

(مهر مبارك:) عبده الراجي محمد كاظم الحسيني [ص 17] اجازه مرحوم حاج سيد كاظم رشتي اعلي اللّه مقامه

به مرحوم آخوند ملا حسين گنجوي (ره)

[ص 18]

[ص 19]

[ص 20]

[ص 21] بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

الحمد للّه شارح صدور العالمٖين لتلاوة كتابه الحقّ المبٖين و منوّر قلوب المؤمنٖين الكاملٖين لكشف اسرار المعاني و اليقٖين و مفرّغ افئدة العارفين لانجلاء ضياء المعرفة لظهور عرش التّمكٖين و الصّلوة علي نقطة دائرة الابداع و التّكوٖين و علي اهل بيته الغرّ الميامٖين الّذين هم حدُود النون لانبساط الألف في الكاف لاظهار السّٖين.

امّا بعد فانّ المولي الجَلٖيل و العالم النَّبٖيل و الفاضل الأصٖيل ذا الذّكر الجَمٖيل اللّوذعي الألمعي المسدّد المؤيّد الممجّد ذا الفكرة الصّافية و الفطنة الزّاكية و البَصٖيرة الْعالية المنزّه عن الشّين جناب الملّا حسين احسن اللّه حاله و فرّغ لمحبّته و طاعته باله و جعل الي الرّفٖيق الأعلي و المحلّ الأدني مآله انه علي كلّ شيء قدٖير بالنّبي و آله صلي اللّه عليهم اجمعٖين قد عرض عليّ بعض الكرارٖيس و الاجزاۤء التي قد اَوْدع فٖيها بعض لآلي اصداف فكرته الطّاهرة و خزن في طيّ سطورها و مبانٖيها جواهر كنوز فطنته الباهرة فنظرت فٖيها و تأمّلت في معانٖيها و اسرارها و خوافٖيها فوجدتها مجمع علوم تقصر عن تناولها اَيْدي احلام العلماۤء الفحُول و مَهْبط اَنْوار تكلّ دون النّظر الَيْها اَبْصار البصاير و العقول و ينبوع اَسْرار قد تشعّبت منْها جداول حقايق المعقول و المنقول و روضة اَزْهار معارف تتعطر باستنشاق نسمات حقايقها مشاعر ارباب الوصول كَيْف لا و هي الأنوار المشرقة المقتبسة من مصابيح مشكوة اسرار آل الرّسول عليهم سلام اللّه ما دامت الفروع مترتّبة علي الأصول فأذن في مدحها و الثّناۤء علَيْها و ذكر دقايق حقايقها ما عسي اَنْ اقول اذ تلقّتها اولو الافئدة و اصحاب الوصول بالقبول شكر اللّه مساعٖيه الجَمٖيلة و منحه بفَضْله من عطاياه الجزٖيلة اذ تغوّص في بحار الفكرة فاخرج من لآلي المعرفة اَثْمنها و اغلاها و تصاعد الي اعلي ذروة المعرفة فاقتبس من اسرار حجب القدس اسناها و اَبْهاها ختم اللّه له بالحسني و جعل خير يومَيْه غده و خير داريه عقباه و قد استجازني ايّده اللّه و سدّده تيمّنا بسنن العلماۤء و تبرّكا بطرٖيقة اولئك الأزكياء الأصفياء و وصلا لسند الرّواية الي الائمة الأمناء علَيْهم سلام اللّه ما دامت الأرض و [ص 22] السّماۤء و صونا للأخبار عن الارسال و الاهمال و حفظا لها عن الدّثور و الاضْمحلال كما جرت بذلك سجيّة العلماۤء الأعلام و استمرت عليه عادة الفقهاۤء الكرام فاجبت ملتمسه بالسمع و الطّاعة مع الاعتراف بعدم القابلية و قلّة البضاعة في هذه الصّناعة و صرف جوهرة العمر في الاضاعة فاستخرت اللّه سبحانه و اجزت لجنابه اعلي اللّه شانه ان يروي عنّي عن مشائخي جَمٖيع مقروءاتي و مسموعاتي و مؤلّفاتي و مصنّفاتي و اجوبتي للمسائل و غَيْرها من الكتب و الرّسايل و كلّما صحّ لي روايته و جاز لي اجازته بجمٖيع انحاء التّحمل من كتب الاخبار السّاطعة الأنوار و الأدعية و الاذكار و الخطب و المواعظ العليّة المنار و لاسيّما نهج البلاغة و الصّحٖيفة السّجاديّة المحتويين علي كنوز الحقايق و الأسرار سيّما الكتب الأربعة التي علَيْها المدار في هذه الأعصار المشتهرة اشتهار الشّمس في رابعة النّهار للمحمدٖين الثلثة الأبرار و هي الكافي و الفقٖيه و التّهذٖيب و الاستبصار و الجوامع الثلثة لنوادر الاخبار للمحمّدٖين الثلثة ايضا و هي الوافي و الوسايل و البحار و ساير ما صنّف و الّف في الاسلام علماۤء الخاص و العام مما يتعلّق بفنون العلوم الشرعيّة و اَصْناف المعارف الحكمية و الرّسوم المرعيّة من العقليّة و النّقلية و الادبيّة و الكلاميّة و الرّجاليّة و المنطقيّة و غَيْرها علي ما ذكرت مفصّلة في الاجازات المطوّلة فانّي اروي جَمٖيعها سماعا او قرائة او اجازة و هي اعمّها فائدة عن جملة من مشائخي الكرام و علمائنا الأعلام و اساتٖيدنا العظام بطرقهم المختلفة و اسانٖيدهم المتّصلة بالائمة عليهم السّلم كما ذكرتها في بَعْض الاجازات المطوّلة فقد اجزت له ايّده اللّه تعالي ان يروي عنّي اجازة بحق روايتي عن مشائخي ممّن هم في طرق اجازتي بطرقهم الي مشائخهم المثبتة اسامٖيهم في المواطن المألوفة و المواضع المعروفة و الاجازات المفصّلة جميع ما تقدّم من الاصول و الاخبار و الآثار و جميع ما لمشائخي من المصنّفات و المؤلّفات و الفتاوي و كذا جميع ما ظهر من الحقير و ما سيظهر انشاۤء اللّه تعالي واضعاً للاشياۤء في مواضعها و لكل شيءٍ في محلّه عاملا بما اعتبره اَهْل الدّراية في الرّواية سالكا طريق الاحتياط ليفوز بالنّجاة و الهداية باذلا ما منحه اللّه سبحانه من العلم لأهله ملازماً للاخلاص في طلبه و [ص 23] بذله و ان لاينساني من الدّعاء الخاص في خلواته و اعقاب صلواته عسي ان تهبّ عليّ نفحة من نفحات زاكيات دعواته فانّ ربّي مجٖيب قرٖيب و لا حَوْل و لا قوّة الا باللّه العليّ العظٖيم.

و كتب بيمناه الداثرة العَبْد الأحقر الجاني كاظم بن قاسم الحسيني الرّشتي حا (كذا) في سنة ١٢٤٢ حامداً مصلّيا مسلّما مستغفراً.

(خاتمه الشريف : عبده الراجي محمدكاظم الحسيني) [ص 24] اجازه مرحوم آخوند ملا حسين گنجوي (ره) به مرحوم آقاي حاج محمدكريم خان كرماني اعلي اللّه مقامه

[ص 25]

[ص 26]

[ص 27]

[ص 28]

[ص 29]

[ص 30]

[ص 31]

[ص 32] بسم اللّه الرحمن الرحيم

الحمد للّه الذي اجاز من طرق بابه للدخول الي رعايته و حماه و اجاب من سئل جنابه بفضله و رحمته و لباه و اجار من استجار بفناء عنايته و آواه و الصلوة و السلام علي اول مظاهر فيضه و غناه و آله و اولاده السادة الهداة و لعنة اللّه علي اعاديهم و ظالميهم الطغاة البغاة.

اما بعدفان العلماء الاخيار و الفقهاء الأبرار رضوان اللّه عليهم لما سنوا الاجازة و الاستجازة حفظا للاخبار عن التلف و الزوال و صونا لها عن الدثور و الاضمحلال و وصلا لسند الروايات الي النبي و الائمة الطاهرين صلوات اللّه عليهم اجمعين فلذالك امرني العالم الرباني و الحكيم الصمداني و العارف السبحاني بحر العلم و طود الحلم اعلم العلماء العاملين و افقه الفقهاء الكاملين الناصر للمذهب و الملة و الدين المبيّن لشريعة خاتم النبيين عليه صلوات المصلين ناموس الدهر و علامة العصر و تاج الفخر و علامة العصر و وحيد الدهر مولانا و سيدنا و من في العلوم الحقة اليه استنادنا نور اللّه القديم المنان مولانا الحاج محمدكريم خان ادام اللّه بقاه و جعلنا من كل مكروه و محذور فداه ان اكتب لجنابه اجازة الروايات فامتثلت امره بالسمع و الطاعة مع الاعتراف بعدم القابلية و اجزت له ادام اللّه بقاه ان يروي عني عن شيخي و مولاي الآتي ذكره جميع مقروءاتي و مسموعاتي و كلما صح لي روايته و جاز لي اجازته بجميع انحاء التحمل من كتب الاخبار الساطعة الانوار و الادعية و الاذكار و الخطب و المواعظ العلية المنار و لاسيما نهج البلاغة و الصحيفة السجادية المحتويين علي كنوز الحقايق و الاسرار سيما الكتب الاربعة التي عليها المدار في هذه الاعصار المشتهرة اشتهار الشمس في رابعة النهار للمحمدين الثلثة الابرار و هي الكافي و الفقيه و التهذيب و الاستبصار و الجوامع الثلثة لنوادر الاخبار للمحمدين الثلثة ايضا و هي الوافي و الوسايل و البحار و ساير ما صنف و الف في الاسلام علماء الخاص و العام فانياروي جميعها سماعا او قرائة او اجازة و هي اعمها فائدة عن شيخي العلامة ناموس الدهر و تاج الفخر و علّامة العصر و وحيد الدهر موضح الحقيقة و الطريقة و محيي الشريعة [ص 33] الحكيم الرباني و العارف السبحاني و الفريد الذي ليس له ثاني العلم الامجد و الفرد الاوحد اعلم العلماء و قدوة الفقهاء شمس فلك العلم و طود ارض الحلم النور اللامع و الضياء الساطع عماد الاسلام و المسلمين و آية اللّه في العالمين سيدنا و مولانا سيد الاكابر و الاعاظم مولانا و استادنا الحاج السيد كاظم الرشتي اعلي اللّه مقامه و رفع في الخلد اعلامه و هو اعلي اللّه مقامه يروي عن جملة من مشايخه العظام و اساتيده الكرام:

منهمالشيخ الاعظم و العماد الاقوم قدوة الانام و علم الاعلام و صفوة الحكماء الكرام العالم الرباني و العارف الصمداني و الحكيم السبحاني المضيع لمبتدعات الاشراقيين و المخرب لقواعد المشائين المبطل لمخترعات الصوفية الملحدين الناصر للمذهب و الملة و الدين و المبيّن لشريعة خاتم النبيين عليه و آله صلوات اللّه ابد الآبدين افقه الفقهاء و المجتهدين قدوة المؤمنين الممتحنين عماد الاسلام و المسلمين و آية اللّه في العالمين الشيخ الامجد الاجل الاوحد الشيخ احمد ابن زين‌الدين الاحسائي اعلي اللّه مقامه و رفع في الخلد اعلامه،

و منهمالعالم العامل و الفاضل الواصل و الفقيه الكامل فخر العلماء و قدوة الفضلاء و زبدة الاجلاء علامة عصره و فريد دهره المؤيد بلطف الجلي و الخفي شيخنا الشيخ موسي ابن المرحوم المبرور الشيخ جعفر النجفي طاب ثراه،

و منهمالعلم العلامة و الفاضل الفهامة سالك مسالك التحقيق و مالك ازمة الفضل بالنظر الدقيق و مهذب مسائل الدين الوثيق و مقرب مقاصد الشريعة من كل فج عميق جامع شوارد اخبار الائمة الاطهار و ناشر خفايا آثار اولئك الابرار عليهم سلام اللّه الملك الجبار السيد السند الاواه جناب سيدنا السيد عبداللّه رحمه اللّه،

و منهمالعالم العامل و الفاضل الكامل ذو المناقب و المفاخر و ذو المزايا و المآثر العارف الاجل و العالم البدل و الجامع بين العلم و العمل و صاحب الفضل الجلل المولي الولي جناب الملا علي اعلي اللّه شانه و رفع مكانه،

كلهمجميعا عن الشيخ العظيم الشان الساطع البرهان كشاف حقايق الشريعة [ص 34] بطرايف من البيان لم‌يطمثهن انس و لا جان النور الانور شيخنا الشيخ جعفر قدس اللّه سره عن الشيخ الاعظم و البحر الخضم و الطود الاشم بحر العلوم و الاسرار الدر الفاخر و النور الباهر آقا محمدباقر البهبهاني عن والده الاجل الاكمل المولي محمداكمل عن المولي الأجل الاعظم غواص بحار الأنوار و مستخرج كنوز الاخبار و جواهر الآثار الذي لم‌تسمح بمثله الاعصار المؤيد المسدد بالفيض القدسي مولانا محمدباقر المجلسي طاب ثراه عن والده العلامة التقي المجلسي عن عيبة العلم و العمل و جامع الادب و الفضل نبراس التحقيق و مشكوة التدقيق بهاء الملة و الدين محمد عن شيخه و والده الامجد الفقيه الارشد الشيخ حسين ابن عبدالصمد العاملي الحارثي عن شيخه العالم الامام الجامع لعلوم الاسلام المبين لمسالك الاحكام زين‌الدين علي ابن احمد الشهير بالشهيد الثاني عن عدة من مشايخه المعروفين المذكورين في اجازته للشيخ حسين ابن عبدالصمد و ولده البهائي و منهم الشيخ الاعظم شيخ علماء الزمان و مربي الفضلاء الأعيان الشيخ نورالدين علي ابن عبدالعالي الميسي عن الشيخ الامام السعيد ابن عم الشهيد شمس‌الدين محمد ابن محمد ابن داود الشهير بابن‌المؤذن الجزّيني عن الشيخ علي الشيخ ضياءالدين علي ابن الشيخ السعيد و العالم الفريد شمس‌الدين الشهيد محمد ابن محمد ابن مكي عن والده رحمه اللّه عن جملة من مشايخه قرائة و سماعا و اجازة:

منهمالعالم المحقق و الامام المدقق فخرالدين ابوطالب محمد ابن العلامة الاكبر الحسن ابن يوسف المطهر و السيد الطاهر ذو المجدين السيد المرتضي عميدالدين عبدالمطلب ابن السيد مجدالدين ابن ابي‌الفوارس محمد ابن علي ابن اعرج الحسيني العبيدلي و السيد الاكبر العالم السيد نجم‌الدين مهني ابن سنان المدني و السيد الجليل احمد ابن ابي‌ابراهيم محمد ابن محمد الحسن ابن زهرة الحلبي و السيد النسابة العلامة النقيب تاج‌الدين ابوعبداللّه محمد ابن القاسم ابن مُعيَّة الحسيني الديباجي و الشيخ العلامة قطب الدين محمد ابن محمد الرازي شارح المطالع و الشمسية و غيرهما و العلامة اللبيب و الفاضل الاديب [ص 35] الشيخ رضي‌الدين ابوالحسن علي ابن الشيخ جمال‌الدين ابن احمد ابن يحيي المعروف بالمرندي و الشيخ الامام المحقق الشيخ زين‌الدين ابوالحسن علي ابن طراد المطاربادي بحق رواياتهم عن الشيخ الامام العلامة سلطان العلماء و برهان الحكماء جمال الملة و الحق و الدين الحسن ابن الامام سديدالدين يوسف ابن علي المطهر الحلي عن والده عن الشيخ نجيب‌الدين يحيي ابن محمد ابن يحيي ابن الفرج السوراوي عن الشيخ هبة‌اللّه ابن رطبة عن الشيخ ابي‌علي الحسن عن ابيه الشيخ العلامة و الفقيه الفهامة ناشر الاخبار علي جهة الاستبصار الشيخ ابي‌جعفر الطوسي عن السيد المرتضي علم الهدي علي ابن الحسين الموسوي و اخيه السيد رضي‌الدين محمد ابن الحسين و الشيخ سلّار ابن عبدالعزيز الديلمي و الشيخ ابي‌عبداللّه الحسين ابن عبداللّه الغضايري و الشيخ هرون ابن موسي التلعكبري عن الشيخ محمد ابن عمر ابن عبدالعزيز ابن ابي‌عمرو الكشي و عن الشيخ السعيد ابي‌عبداللّه محمد ابن محمد ابن النعمان الملقب بالمفيد (ره) عن الشيخ الامام الفقيه الصدوق ابي‌جعفر محمد ابن علي ابن بابويه القمي و الشيخ الفقيه ابي‌القاسم جعفر ابن محمد ابن قولويه و عن الصدوق عن ابيه علي ابن الحسين و جعفر ابن قولويه عن الشيخ الامام رئيس المحدثين محمد ابن يعقوب الكليني (ره) باسانيده المتصلة الي ارباب العصمة و الطهارة سلام اللّه عليهم المذكورة في الكافي،

و قد اجزتلجنابه اطال اللّه بقاه ان يروي عني اجازة بحق روايتي عن السيد الاجل اعلي اللّه مقامه و هو يروي بطرقه الي مشايخه اعلي اللّه مقامهم عنهم جميع الاخبار و الآثار المروية عن الائمة الاطهار عليهم سلام اللّه الملك الجبار واضعا للاشياء في مواضعها عاملا بما اعتبره اهل الدراية في الرواية سالكا طريق الاحتياط ليفوز بالنجاة و ان لاينسا هذا الفقير من الدعاء الخاص في خلواته و اعقاب صلواته عسي ان تهب عليّ نفحة من نفحات زاكيات دعواته فان ربي قريب مجيب و لا حول و لا قوة الا باللّه العلي العظيم و كتب العبد العاصي حسين ابن مولا قلي الكنجوي حامدا مصليا مستغفرا في الرابع من شهر رمضان في سنة ١٢٨٢.

[ص 36] و اين متن اجازه مرحوم آقا محمدشريف اناري است به مرحوم آقاي حاج محمدكريم خان (اع) و بعد از آن سلسله اجازات خود را از علماء و روات اخبار تا برسد به معصومين صلوات اللّه عليهم اجمعين نقل نموده‌اند.

بسم اللّه الرحمن الرحيم

الحمد للّه رب العالمين و سلام علي عباده الذين اصطفي.

و بعد فقد اجازني الاخ في اللّه الآقا محمدشريف ما اجازه السيد الاستاد ادام اللّه ظله علي رؤس العباد بما هذا لفظه:

اجزت لجنابه اعلي اللّه شانه ان يروي عني عن مشايخي الآتي ذكرهم جميع مقرؤاتي و مسموعاتي و مؤلفاتي و كلما صح لي روايته و جاز لي اجازته بجميع انحاء التحمل من كتب الاخبار الساطعة الانوار و الادعية و الاذكار و الخطب و المواعظ العلية المنار و لاسيما نهج البلاغة و الصحيفة السجادية المحتويتين علي كنوز الحقايق و الاسرار لاسيما الكتب الاربعة التي عليها المدار في هذه الاعصار المشتهرة اشتهار الشمس في رابعة النهار للمحمدين الثلثة الابرار و هي الكافي و الفقيه و التهذيب و الاستبصار و الجوامع الثلثة لنوادر الاخبار للمحمدين الثلثة ايضا و هي الوافي و الوسائل و البحار و ساير ما صنف و الف في الاسلام علماء الخاص و العام مما يتعلق بفنون العلوم الشرعية و اصناف المعارف الحكمية و الرسوم المرعية من العقلية و النقلية و الادبية و الكلامية و الرجالية و المنطقية و اللغوية و غيرها علي ما ذكرت مفصلة في الاجازات المطولة فاني اروي جميعها سماعا او قرائة او اجازة و هي اعمها فائدة عن جملة من مشايخي الكرام و علمائنا الاعلام و اساتيدنا العظام منهم ناموس الدهر و تاج الفخر و علامة العصر و وحيد الدهر موضح الحقيقة و الطريقة و محيي الشريعة علي الحقيقة الحكيم الرباني و العارف السبحاني و الفرد الذي ليس له ثاني العلم الامجد و الفرد الاوحد اعلم العلماء و قدوة الفقهاء المضيع لمبتدعات الاشراقيين و المخرب لقواعد المشائين المبطل لمخترعات الصوفية الملحدين الناصر للمذهب و الدين المبيّن لشريعة خاتم النبيين عليه و آله صلوات اللّه ابد الآبدين افقه الفقهاء و المجتهدين زبدة [ص 37] المؤمنين الممتحنين عماد الملة و الدين مولينا و استادنا و من اليه في العلوم الحقة استنادنا الشيخ احمد ابن الشيخ زين‌الدين الاحسائي اعلي اللّه مقامه و رفع في الدارين اعلامه و منهم الشيخ الاعظم و العماد الاقوم قدوة الانام و علم الاعلام و صفوة الفضلاء الكرام و علامة علماء الاسلام العامل الكامل و الفاضل الفاصل علامة عصره و فريد دهره المؤيد بلطف اللّه الجلي و الخفي شيخنا الشيخ موسي ابن المرحوم المبرور الشيخ جعفر النجفي قدس اللّه نفسه و طهر رمسه و منهم العلم العلامة و الفاضل الفهامة سالك مسالك التحقيق و مالك ازمة الفضل بالنظر الدقيق و مهذب مسائل الدين الوثيق و مقرب مقاصد الشريعة من كل فج عميق جامع شوارد اخبار الائمة الاطهار و ناشر خفايا آثار اولئك الابرار عليهم سلام اللّه الملك المختار السيد السند الاواه جناب سيدنا السيد عبداللّه نور اللّه مرقده و منهم العالم العامل و الفاضل الكامل ذو المناقب و المفاخر و ذو المزايا و المآثر العارف الاجل و العامل البدل و الجامع بين العلم و العمل و صاحب الفضل الجلل المولي الولي جناب الملا علي اعلي اللّه شانه و رفع مكانته و مكانه كلهم جميعا عن الشيخ العظيم الشان الساطع البرهان كشاف حقايق الشريعة بطوايف من البيان لم‌يطمثهن انس و لا جان النور الانور شيخنا الشيخ جعفر قدس اللّه سره عن الشيخ الاعظم و البحر الخضم و الطود الاشم بحر العلوم و الاسرار الدر الفاخر و النور الباهر آقا محمدباقر البهبهاني عن والده الاجل الاكمل المولي محمداكمل عن المولي الاجل الاعظم غواص بحار الانوار و مستخرج كنوز الاخبار و جواهر الآثار الذي لم‌تسمح بمثله الاعصار و الادوار و لم‌تشاهد بنظيره الابصار و الامصار المؤيد المسدد بالفيض القدسي مولانا محمدباقر المجلسي طاب ثراه عن والده العلامة الفهامة التقي المجلسي (ره) عن عيبة العلم و العمل و جامع الادب و الفضل نبراس التحقيق و مشكوة التدقيق بهاء الملة و الدين محمد عن شيخه و والده الامجد الفقيه الارشد الشيخ حسين ابن عبدالصمد العاملي الحارثي عن شيخه العالم الامام الجامع لعلوم الاسلام المبيّن لمسالك الاحكام زين‌الدين علي ابن احمد الشهير بالشهيد الثاني عن عدة من مشايخه المعروفين المذكورين [ص 38] في اجازته للشيخ حسين بن عبدالصمد والد البهائي (ره) و منهم الشيخ الاعظم شيخ علماء الزمان و مربي الفضلاء الاعيان الشيخ نور الدين علي ابن عبدالعالي الميسي عن الشيخ الامام السعيد ابن عم الشهيد شمس‌الدين محمد بن محمد بن داود الشهير بابن‌المؤذن الجزّيني عن الشيخ علي الشيخ ضياءالدين علي ابن الشيخ السعيد و العالم الفريد الشهيد شمس‌الدين محمد بن محمد ابن مكي عن والده عن جملة من مشايخه قرائة و سماعا و اجازة و منهم العالم المحقق و الامام المدقق فخرالدين ابوطالب ابن محمد بن العلامة الاكبر الحسن ابن يوسف المطهر و السيد الظاهر ذو المجدين السيد مرتضي عميدالدين عبدالمطلب ابن السيد مجدالدين ابن ابي‌الفوارس محمد بن علي ابن اعرج الحسيني العبيدلي و السيد الاكبر العالم السيد نجم‌الدين مهني بن سنان المدني و السيد الجليل احمد ابن ابي‌ابراهيم محمد بن محمد بن الحسن بن زهرة الحلبي و السيد النسابة العلامة النقيب تاج‌الدين ابوعبداللّه محمد بن القاسم بن مُعيَّة الحسيني الديباجي و الشيخ العلامة قطب‌الدين محمد ابن محمد الرازي شارح المطالع و الشمسية و غيرهما و العلامة اللبيب و الفاضل الاديب الشيخ رضي‌الدين ابوالحسن علي ابن الشيخ جمال‌الدين ابن احمد بن يحيي المعروف بالمرندي و الشيخ الامام المحقق الشيخ زين‌الدين ابوالحسن علي ابن طراد المطاربادي بحق رواياتهم عن الشيخ الامام العلامة سلطان العلماء و برهان الحكماء جمال الملة و الحق و الدين الحسن بن الامام سديدالدين يوسف بن علي بن المطهر الحلي عن والده عن الشيخ نجيب‌الدين يحيي بن محمد بن يحيي بن الفرج السوراوي عن الشيخ هبةاللّه ابن رطبة عن الشيخ ابي‌علي الحسن عن ابيه الشيخ العلامة و الفقيه الفهامة ناشر الاخبار علي جهة الاستبصار الشيخ ابي‌جعفر الطوسي عن السيد المرتضي علم‌الهدي علي ابن الحسين الموسوي و اخيه السيد رضي‌الدين محمد بن الحسين و الشيخ سلار بن عبدالعزيز الديلمي و الشيخ ابي‌عبداللّه الحسين بن عبداللّه الغضايري و الشيخ هرون ابن موسي ابن احمد بن سعيد ابي‌محمد التلعكبري عن الشيخ محمد بن عمر بن عبدالعزيز ابن ابي‌عمر الكشي و عن [ص 39] الشيخ السعيد ابي‌عبداللّه محمد بن محمد بن النعمان الملقب بالمفيد (ره) عن الشيخ الامام الفقيه الصدوق (ره) ابي‌جعفر محمد بن علي بن الحسين ابن بابويه القمي (ره) و الشيخ الفقيه ابي‌القاسم جعفر بن محمد بن قولويه عن الشيخ الامام رئيس المحدثين ثقة الاسلام محمد بن يعقوب الكليني (ره) باسانيده المتصلة الي ارباب العصمة و الطهارة سلام اللّه عليهم المذكورة في الكافي.

(سلسله اجازات مصنف اعلي اللّه مقامه)

رويت الكتب من الاخبار و غيرها عن آقا محمدشريف عن السيد كاظم الرشتي عن الشيخ احمد الاحسائي و عدة من اصحابنا عن الشيخ جعفر الغروي عن آقا باقر البهبهاني عن ابيه محمداكمل عن محمدباقر المجلسي عن ابيه محمدتقي المجلسي عن الشيخ بهاءالدين عن ابيه الشيخ حسين بن عبدالصمد العاملي الحارثي عن الشيخ زين‌الدين علي بن احمد الشهير بالشهيد الثاني عن الشيخ نورالدين علي بن عبدالعالي الميسي و عدة من اصحابنا عن الشيخ شمس‌الدين محمد بن محمد بن داود الشهير بابن‌المؤذن الخزيني عن الشيخ علي بن الشهيد محمد بن محمد ابن مكي عن ابيه عن فخرالدين ابي‌طالب محمد بن الحسن بن يوسف المطهر و عدة من اصحابنا عن الشيخ يوسف بن علي بن المطهر الحلي عن ابيه عن الشيخ نجيب الدين يحيي بن محمد بن يحيي بن الفرج السورائي عن الشيخ هبةاللّه ابن رطبة عن الشيخ ابي‌علي الحسن عن ابيه الشيخ ابي‌جعفر الطوسي عن السيد المرتضي و اخيه السيد رضي‌الدين عن الكشي عن المفيد عن الصدوق و جعفر بن محمد بن قولويه عن الكليني باسانيده المتصلة الي ارباب العصمة و الطهارة سلام اللّه عليهم فرويت بهذه السلسلة جميع الكتب و الاخبار و جميع ما صنف اولئك الاخيار في العلوم و الآثار و غيرهم من العلماء مما رواها هؤلاء و صلي اللّه علي محمد و آله الطاهرين و الحمد للّه رب العالمين.

[ص 40] و اينها اجازاتي است كه مرحوم آقاي حاج محمدكريم خان كرماني اعلي اللّه مقامه براي بعضي از شاگردان خود مرقوم فرموده‌اند:

اجازه‌اي كه براي مرحوم عالم رباني آقا شيخ علي بن شيخ حسن بحراني اعلي اللّه درجته مرقوم فرموده‌اند و ميزان تاييد و علاقه‌اي كه به ايشان داشته‌اند از عبارات اجازه بر اهل دقت آشكار است.

[ص 41]

[ص 42]

[ص 43] بسم اللّه الرحمن الرحيم

الحمد للّه الذي هدانا للاسلام و اكرمنا بالايمان و عرفنا الحق الذي عنه يؤفكون و النبأ العظيم الذي هم فيه مختلفون و الصلوة علي من اقامه مقامه في الاداء و ابتعثه علي اهل الارض و السماء و علمه القرٰان و امره بالبيان و علي خلفائه الذين خلفهم في العالمين و نصبهم لشرعه و دينه حافظين و علي حججهم علي الموالين و خلفائهم في شيعتهم المسلمين الذين هم ينفون في كل عصر عن هذا الدين تحريف الغالين و انتحال المبطلين و تاويل الجاهلين و لعنة اللّه علي اعدائهم اجمعين الي يوم الدين.

و بعدفقد عرض علي التقي النقي الزكي الصفي ثمرة الفؤاد الحري بالوداد الشيخ العلي و المعتمد الولي الشيخ علي بن المرحوم المقدس المؤتمن الشيخ حسن اطال اللّه بقاه و جعل اخراه خيرا من اولاه بعض مصنفاته في الحكمة و في اصول الفقه و الفقه فلعمري وجدته طويل الباع سديد الفهم غزير العلم مستقيم الطبع كاملا علما و فهما و بيانا و شاهد قوله عز و جل ان تتقوا اللّه يجعل لكم فرقانا فرأيت ان اجيزه ايده اللّه و سدده ان يستقل بالعمل فاجزته علي ان يراقب اللّه في علمه و عمله كما يفعل و ان لايعتمد ابدا علي رأي و هوي و ان لايعتني ابدا بما قاله قوم ليس له في دين اللّه برهان و لايبادر بالعمل بكل رواية ما لم‌يصحح مبانيها و معانيها و نعم العون لذلك مراجعة كلمات العلماء فانهم صرفوا اعمارهم في ذلك و لايسارع الي الاعتماد علي اقوال لا شاهد لها من كلمات المعصومين سلام اللّه عليهم و ان كثرت و ان لايقيس شيئا من الدين بشيء ابدا و ان يكثر مراجعة الاخبار و مطالعة الٰاثار و يجانب الاستدلال بالمظنونات و المستحسنات و لايعتمد الا علي النصوص من اهل الخصوص و لايجري حكم عام في افراد غير متبادرة منه و غير قطعية الفردية و ان لايعتمد علي كل مدعٰي ما لم‌يتقنه و يراجعه و يصححه بنفسه فان الخطاء بين الناس مقسوم سواء كان المدعٰي من الاصول او الفروع و لايغتر بكل نقل اجماع و شهرة فان ما يغفل الناس عنه اكثر مما يلتفتون اليه دائما و اعلم ان اسباب اليقين توجب اليقين قهرا في القلب السليم فما لم‌يحصل اليقين يكون [ص 44] الانسان في شك او جهل و لايجوز المضاء في الشك و الجهل في دين اللّه فمن شك و ظن فاقام علي احدهما فقد حبط عمله ان حجة اللّه هي الحجة الواضحة و لايكلف اللّه نفسا الا ما اتيها و لاتعتمد علي تحقيقات مدع ما لم‌تراجع تحقيقات مخالفه خصوصا و عموما و لاتعتمد عليهما ما لم‌تستخبر عقلك فانه الحجة عليك دون عقول الناس و لاتعتمد عليه ما لم‌تزنه بميزان اهل العصمة سلام اللّه عليهم فان آثارهم العقل المسموع و قف في فتواك علي قوله عز و جل ءاللّه اذن لكم ام علي اللّه تفترون فان كنت ممن تجسر ان تقول انت اذنت لي فافت و الا تركك قولا لاتدريه خير من ذكرك شيئا لاترويه و اعلم انك امرت بطاعة اللّه لانه ربك و خالقك لا من شيء و امرت بطاعة الرسول لانه مترجم معصوم عن اللّه و امرت بطاعة اولي الامر لانهم شارحوا قول النبي معصومون و لم‌تؤمر بطاعة احد سواهم فمن يحك عنهم عن سمع و نطق لك و وثقت به فاسمع عنه و من لايحك عن سمع و نطق فذره و شأنه و لا حكاية الا بالرواية و لا نصيب فيها لاهل الدراية و راجع ما كتبته لساير اخواني من الوصايا ففيها هداية و رشاد بنعمة اللّه ثم انت حري بملازمة التقوي و اجتناب الركون الي الدنيا الدنية الفانية و ان تعلم ان العلم للعمل و العمل للتقرب الي اللّه عز و جل و التقرب بالاخلاص يحصل و ان تراقب اللّه و رسوله و حججه سلام اللّه عليهم ما استطعت و ان تعلمهم شهودا عليك قل اعملوا فسيري اللّه عملكم و رسوله و المؤمنون فعليك بالصدق مع اللّه في المواطن كلها و ان يكون سرك كعلانيتك و خلأك كملاك و لايزيدن خضوع ظاهرك علي خضوع قلبك و تقويك في العلانية علي تقويك في السر و امش علي الارض هونا و كن عند اللّه خير الناس و عند نفسك شر الناس و عند الناس كاحد من الناس و لاتنسني من صالح دعائك عند حضور قلبك و اعقاب صلوتك ان شاء اللّه و لاتبادر بفتوي لم‌تتقنه و لاتانف من قول لاادري و اعترف بخطائك و صدق من يوقفك علي خطائك و لو كان طفلا اينما اوقفك و احذر المراء حذارك من الخمر و الميتة و لحم الخنزير فانه ممرض القلب و مورث الشك و اللّه خليفتي عليك و صلي اللّه علي محمد و اله الطاهرين و الحمد للّه رب العالمين كتبه العبد الاثيم كريم بن [ص 45] ابرهيم لثلث مضين من شهر جمادي‌الاولي ١٢٧٩.