٢٣ - هر كس بدون شهوت بزن خود دست بزند يا مجاور و ملاصق او بنشيند چيزي بر او نيست و همينطور هر كس كه زن خود را از محمل پائين بياورد و بدون آنكه چنين قصدي داشته باشد انزال نمايد چيزي بر او نيست .
٢٤ - هر كس زن خود را با شهوت حمل نمايد بر اوست كه خوني بريزد خواه مني يا مذي از او خارج شود و خواه نشود .
٢٥ - هر گاه زن و مردي عمره تمتع بجا آورند و زن تقصير كند و مرد قبل از تقصير زن را ببوسد خوني ميريزد و اگر هر دو هنوز تقصير ننمودهاند هر كدام خوني ميريزند .
٢٦ - مانعي ندارد كه مرد مادر خود را از روي مهرباني و رحمت ببوسد .
٢٧ - هر كس بعد از تراشيدن سر و پيش از طواف به فرج زن خود يا كنيزش نگاه كند چيزي بر او نيست .
٢٨ - هر كس در حال احرام باشد و زن صاحب جمالي را براي او توصيف كنند يا آنكه گوش بدهد به صداي كسي كه در حال مجامعت است يا به صداي زني گوش فرا دهد و انزال نمايد چيزي بر او نيست .
٢٩ - هر كس با آلت خود بازي كند تا مني از او خارج شود بايد كفاره جماع بدهد و [ص 339] سال آينده هم حج نمايد .
٣٠ - هر گاه زن مناسك را در حال حيض بجا آورد و به شوهر خود نگويد كه حائض است و شوهرش بعد از مناسك با او جمع شود بايد آن زن شتري كفاره بدهد و سال ديگر حج نمايد و بر شوهرش كفارهاي نيست .
در بقيه كفارات اموري است كه در احرام منع از آنها نمودهاند و در اين فصل مسائلي است :
١ - در هر موردي كه از حج خود خارج شوي بايد خوني بجهت آن بريزي .
٢ - در فسوق كه دروغ گفتن است و سب كردن و مفاخره جز استغفار كفارهاي نيست و مستحب است كه گاوي ذبح بكند و روايت شده مشتي گندم و روايت شده چيزي كه با آن صدقه دهد .
٣ - هر كس جدال كند و مقصود گفتن لٰا وَاللّٰهِ و بَلٰي وَاللّٰهِ است يعني نه قسم بخدا و بلي قسم بخدا و يكبار يا دو بار بگويد و راست هم بگويد چيزي بر او نيست و اگر سه بار بگويد و راست باشد گوسفندي ذبح بكند و اگر بدروغ يكبار چنين قسمي بخورد بايد گوسفندي ذبح بكند و اگر دو بار شد بايد گاوي ذبح كند و اگر سه مرتبه شد بايد شتري نحر نمايد .
٤ - اگر دو نفر محرم بقصد قتل يكديگر با هم زد و خورد كنند هر كدام بايد يك قرباني بنمايند .
٥ - اگر محرم محتاج چند نوع لباس شد ميپوشد و براي هر نوع لباس فديهاي ميدهد .
٦ - هر كس از روي فراموشي يا ندانسته در احرام لباسي پوشيد كه پوشيدن آن سزاوار نيست چيزي بر او نيست و هر كس متعمداً پوشيد بايد خوني بريزد .
٧ - هر كس عمداً پيراهن بپوشد بايد خوني بريزد .
٨ - هر كس فراموش كرده و سر را بپوشاند قناع را از سر برميدارد و لبيك ميگويد و [ص 340] چيزي بر او نيست .
٩ - هر كس قبل از تلبيه لباسي پوشيد از سر آنرا بيرون ميآورد و غسل را اعاده ميكند و چيزي بر او نيست و هر كس بعد از تلبيه بپوشد آنرا از پا بيرون ميآورد و بايد گوسفندي ذبح كند .
١٠ - هر كس بقصد زينت در آينه نگاه كند بايد لبيك بگويد .
١١ - هر كس بدون علت يا بجهت اذيت آفتاب يا باران بر سر خود سايبان بگيرد بايد گوسفندي ذبح بكند و هر كس سايبان بگيرد بجهت شقيقه كه درد نيمه سر باشد براي هر روز يك مد گندم صدقه ميدهد .
١٢ - هر كس در حج و عمره سايبان بگيرد دو خون ميريزد .
١٣ - هر كس عمدا از غذائي بخورد كه يكي از چهار طيب در آن باشد بايد خوني بريزد و اگر از روي فراموشي بوده چيزي بر او نيست و از خدا استغفار نموده و بسوي او توبه مينمايد .
١٤ - هر كس در احرام از روي فراموشي دست به طيب بزند دست خود را شسته و تلبيه ميگويد .
١٥ - هر كس دست خود را با اشناني كه در آن طيب است بشويد بجهت اين كار بايد صدقهاي بدهد .
١٦ - هر كس در حال احرام در خواب باشد و دست او به طيب برسد وقتي بيدار شد آنرا ميشويد و كفارهاي ندارد .
١٧ - هر گاه غير محرمي روغن معطر بر بدن محرمي بمالد در حاليكه محرم نميدانسته كه در اين روغن طيب است آنرا ميشويد و چيزي بر او نيست .
١٨ - هر كس روغن بر خود بمالد نزد خدا استغفار ميكند و نزديكتر به احتياط آن است كه خون گوسفندي را بريزد و هر كس در احرام از روي نسيان طعامي بخورد كه خوردن آن براي محرم سزاوار نيست چيزي بر او نيست و اگر تعمد كند بايد گوسفندي قرباني نمايد .
[ص 341] ١٩ - محرم هر گاه از دشمن بترسد و سلاح بر تن نمايد چيزي بر او نيست .
٢٠ - هر كس بواسطه مرضي يا ناراحتي كه در سر او هست يا بجهت شپش سر خود را بتراشد يا بايد بجهت فديه سه روز روزه بگيرد و يا بر شش مسكين صدقه دهد به هر مسكيني دو مُد ( كمتر از ١ كيلو ، حدود ١٤١٦ گرم ) يا نُسكي و آن گوسفندي است كه قرباني ميكند و از آن نميخورد و همه آنرا بمساكين ميدهد و روايت شده خودش ميخورد و اطعام هم ميكند و در صدقه هم روايت شده به هر مسكيني دو مدّ خرما و روايت شده يك مد خرما ميدهد و روايت شد صدقه به ده مسكين كه آنها را باطعام سير كند و به هر يك از اين روايات ميتواني عمل كني .
٢١ - محرم هر گاه ريش خود را مس نمود و موئي از آن افتاد يك كف گندم اطعام ميكند و روايت شده دو كف و روايت شده يك مد گندم و روايت شده يك كف گندم يا سويق و همه اينها مستحبند .
٢٢ - هر كه در حال احرام زياد دست بريش خود بكشد و موهائي از آن ساقط شود وقتي كه احرام او تمام شد يك درهم خرما ميخرد و صدقه ميدهد .
٢٣ - هر كس وضو گرفت و موئي از ريش او جدا شد چيزي بر او نيست .
٢٤ - هر كس از روي فراموشي يا سهو يا جهالت موي زير بغل خود را كند چيزي بر او نيست و اگر عمداً بكند خوني بايد بريزد و روايت شده كه به سه مسكين طعام ميدهد .
٢٥ - هر كس ناخني از ناخنهاي خود را در حال احرام بگيرد يك مد گندم ميدهد تا به ده ناخن برسد و اگر به ده تا رسيد خوني ميريزد و روايت شده براي هر ناخن كفي گندم تا به پنج تا برسد و چون پنج ناخن شود خوني ميريزد و تا ده تا نيز كفاره همان است .
٢٦ - هر كس ناخنهاي دستها و پاهاي خود را در يك نشست بگيرد خوني ميريزد و اگر در دو مجلس باشد دو خون بر گردن اوست .
٢٧ - هر كس از بلندي ناخنهاي خود در اذيت باشد آنها را كوتاه ميكند و براي هر [ص 342] ناخن يك مشت گندم اطعام ميكند .
٢٨ - هر كس بفتواي مردي ناخني را بگيرد و آنرا مجروح كند و خون جاري شود چون جاهل بوده چيزي بر او نيست اما مفتي بايد گوسفندي ذبح بكند .
٢٩ - هر كس دندان خود را بكشد بايد خوني بريزد .
٣٠ - هر كس شپشي بكشد فديه ندارد جز آنكه مستحب است در عوض اين كار با دست خود اطعامي بكند .
٣١ - هر گاه شپش را از بدن خود دور كرد و آنرا انداخت بجاي آن طعامي صدقه ميدهد .
٣٢ - هر گاه محرمي سر خود را خاراند و شپشي از آن افتاد يك كف گندم صدقه ميدهد و محتاج نيست كه آنرا بجاي خود برگرداند .
٣٣ - هر كس از شاخههاي درخت اراك كه در مكه است قطع كند بايد قيمت آنرا صدقه بدهد و در كندن درخت روايت شده گاوي ذبح ميكند و گوشت آن را به مساكين صدقه ميدهد .
٣٤ - هر كس خواست از مكه خارج شود يك درهم خرما ميخرد و صدقه ميدهد براي كفاره كارهائي كه در احرام خود كرده و نفهميده و اين كار را هم در عمره ميكند و هم در حج و هم وقتي كه وارد مدينه ميشود .
در كساني است كه حج از آنها فوت ميشود يا بواسطه مانعي يا حصري گرفتار ميشوند و يا بجهتي عاجز شده و نميتوانند بمكه برسند و در اين مقصد مسائلي است :
١ - هر كس بقصد حج تمتع برود و روز عيد قربان بمكه برسد تلبيه را وقت ورود به مكه قطع ميكند و تا گذشتن ايام تَشريق ● محرم ميماند پس آنرا عمرهاي قرار ميدهد و طواف و سعي ميكند و سر خود را ميتراشد و اگر هدي رانده آنرا ذبح ميكند و نزد [ص 343] اهلش باز ميگردد آنگاه اگر اين اولين سال استطاعت او بوده چيزي بر او نيست و اگر حج بر ذمه او ثابت بوده سال آينده حج ميكند به هر نوع حجي كه بر گردنش بوده و اگر قبلاً حجة الاسلام را بجا آورده بوده و اين مرتبه حج مستحبي بجا ميآورده مستحب است كه سال ديگر حج كند و علي اي حال در سال ديگر هم بايد از همانجا كه اين مرتبه محرم شده بود محرم شود .
٢ - هر كس وقت احرام شرط كند و بگويد كه اگر حج نشد عمرهاي باشد و حج از او فوت شود با انجام عمره از احرام خارج ميشود و هر كه شرط نكند بايد سال آينده حج نمايد كه نيت او باتمام رسد بطوريكه تفصيل آن گذشت .
٣ - و در باب كساني كه حج از آنها فوت شده روايت شده كه هر يك گوسفندي ذبح ميكنند و محل ميشوند و اگر برگشتند بايد سال آتيه حج كنند و اگر تا آخر ايام تشريق ( يعني يازدهم و دوازدهم و سيزدهم ذيحجه ) در مكه ماندند بعد به يكي از ميقاتهاي اهل مكه رفته و از آنجا محرم شدند و عمره بجا آوردند ديگر حج سال آينده بر گردن آنها نيست .
٤ - هر كس بقصد حج تمتع يا قران يا افراد كه ترتيب آنها قبلاً ذكر شده حركت كند بعد بواسطه مرضي نتواند براه خود ادامه دهد و از حج بازماند هدي يعني قرباني خود را ميفرستد و در سال آينده بترتيبي كه بر ذمه او بوده حج ميكند .
٥ - هر گاه شخص بواسطه مرض از رفتن بازماند هدي خود را ميفرستد پس چون حالش بهتر شد و در خود سبكي يافت اگر گمان ميكند كه به حاجيان ميرسد ميرود و اگر قبل از آنكه قرباني او ذبح شود به مكه رسيد بر احرام ميماند تا همه مناسك را بجا آورد و هدي خود را قرباني كند و چيزي بر او نيست و اگر وقتي وارد مكه شد كه قرباني او را ذبح نموده بودند بايد سال آينده حج و عمره بجا آورد .
٦ - هر كس سلطاني متعرض او شود و در روز عرفه قبل از آنكه در عرفات وقوف كند او را بظلم بگيرد و حبس نمايد و روز عيد قربان رها كند به مردم ملحق ميشود و در مشعر توقف ميكند بعد ميرود به منٰي و سنگ ميزند و ذبح ميكند و سر ميتراشد و [ص 344] چيزي بر او نيست و اگر روز نَفر او را رها كرد او مصدود از حج است يعني مانع حج او شدهاند پس اگر بقصد حج تمتع آمده بوده بايد طواف و سعي كرده سر بتراشد و گوسفندي ذبح كند و اگر براي حج مفرد آمده بوده چيزي بر او نيست .
٧ - هر گاه مرد بواسطه مرض از سفر بازماند و قرباني خود را بفرستد بر احرام ميماند تا وقتي كه هدي به مَحِلّ خود برسد ( يعني به وقت ذبح ) و اگر از بلندي مو ناراحت است و هنوز روز نحر نرسيده در همان جا كه از رفتن وامانده گوسفندي ذبح ميكند يا سه روز روزه ميگيرد يا به شش مسكين به هر يك نيم صاع صدقه ميدهد ( صاع قدري كمتر از يك من است ، حدود ٢٨٣١ گرم ) .
٨ - محصور ( يعني كسي كه بواسطه مرض از رفتن بازمانده ) جايز است كه همانجا شتري نحر كند و از احرام بيرون آيد و برگردد .
٩ - هر كس مصدود شود ( يعني در راه سفر دشمن يا سلطان و امثال آنها او را از حج بازدارد ) هدي خود را نحر ميكند و تقصير كرده و محل ميشود و سر تراشيدن بر او واجب نيست و محصور ( كه بجهت مرض در راه متوقف شده ) بايد تقصير كند .
١٠ - هر كس بقصد عمره سفر كند و بدنهاي سوق دهد پس بواسطه مرض از رفتن بماند جايز است كه در همانجا بدنه را نحر كند و سر را بتراشد و بازگردد .
١١ - محصور اگر هدي نميراند قيمت گوسفندي را به مكه ميفرستد و اگر ندارد روزه ميگيرد .
١٢ - مصدود ( يعني كسي كه قهراً مانع ادامه سفر او شدهاند ) چون برگردد زن بر او حلال است و محصور ولو آنكه قصد عمره داشته زن براي او حلال نيست تا برود و عمره يا حج خود را بجا آورده و طواف نساء بنمايد .
١٣ - محصور هر گاه قرباني خود را بفرستد محرم ميماند و با رفقاي خود روزي را وعده ميگذارد و چون آن روز رسيد در همانجا كه هست مُحل ميشود پس اگر مُحل شد و با زنان نزديكي كرد بعد رفقاي او برگشته درهمهاي او را باو پس دادند دوباره هديي ميفرستد و از زنان دوري ميكند تا هدي به مَحِلّ خود برسد .
[ص 345] ١٤ - مَحِلّ هدي كه گفته شد در حج روز عيد قربان است ( يعني دهم ذيحجه ) اما در عمره روزي است كه رفقاي شخصي كه از رفتن مانده است همراه قرباني او وارد مكه ميشوند .
١٥ - كسي كه بواسطه مرض از ادامه سفر مانده است اگر خواست بعد از آنكه قرباني خود را فرستاد يا نحر كرد و محل شد برميگردد و اگر خواست همانجا ميماند تا عمره بگزارد يا در سال آتيه حج نمايد .
١٦ - روايت شده كسي كه ساق پايش بشكند محل ميشود و زن و لباس و عطر همه بر او حلال است .
١٧ - كسي كه قرباني خود را ميراند اگر مريض شد و از حركت ماند بر احرام باقي ميماند تا هدي به مَحِلّ خود برسد بعد مُحِل ميشود و اگر حِجة الاسلام او بوده با زنان نزديكي نميكند تا در سال آينده مناسك حج را بجا آورد اما اگر حج مستحب بوده قرباني را نحر ميكند و از هر چيز كه محرم شده بود محل ميشود و اگر خواست سال آينده حج ميكند و اگر نخواست نميكند و كسي كه دشمن يا سلطان يا دزدان او را مانع شدهاند امرش در حج واجب و مستحب مساوي است نحر ميكند و تقصير مينمايد و محل ميشود از هر چه كه محرم شده بوده .
١٨ - مستحب است كسي كه بجهت عدم استطاعت نميتواند حج برود قرباني به مكه بفرستد بعد واجب است كه از هر چه محرم خودداري ميكند خودداري كند يعني از روزي كه با دوستان خود وعده ميگذارد كه اشعار نمايند تا وقتي كه هدي به موقع ذبح خود برسد بر حسب وعدهاي كه گذارده آنوقت از احرام بيرون ميآيد و اگر آن اشخاص خلاف وعده نمايند چيزي بر اين شخص نيست .
١٩ - هر كس هدي بفرستد اما بجهت تقيه نتواند محرم شود گاوي ذبح ميكند و لباس خود را ميپوشد .
٢٠ - مستحب است كه انسان قيمت قرباني را بمكه بفرستد و بيك نفر از حاجيان بگويد كه هفت دور از طرف او طواف كرده و از جانب او ذبح نمايد پس چون روز [ص 346] عرفه شود لباس خود را ميپوشد و بمسجد ميآيد و تا غروب مشغول به دعا ميشود كه براي او ثواب حجي مينويسند و اين شخص احرام بر او واجب نيست .
در آداب دخول حرم است و مسائلي كه بآن مربوط ميشود :
١ - مستحب است براي مرد كه چون به حرم رسد فرود آيد و غسل كند و دو كفش خود را بدو دست بگيرد و پابرهنه داخل حرم شود و ساعتي در حرم راه رود و همچنين براي زنها مستحب است كه غسل كنند .
٢ - وقتي كه داخل حرم ميشوي ميتواني از بئر ميمون يا فخ غسل كني و اگر بتأخير انداختي در منزلت در مكه غسل كن .
٣ - مستحب است كه انسان وقت داخل شدن به حرم قدري از گياه اِذخِر بجود كه دهان او خوشبو شود .
٤ - مستحب است غسل براي دخول مكه .
٥ - هر كه براي دخول به مكه غسل كند و بخواب رود غسل را اعاده ميكند .
٦ - هر كس از راه مدينه ميآيد مستحب است كه از بالاي مكه وارد شود از عقبه مدنيين و از پائين مكه خارج شود از ذيطوي .
٧ - مستحب است كه با سكينه و تواضع و بدون تكبر و تجبر وارد مكه شوند و لباسهاي كهنه خود را ( بجهت تواضع ) بپوشند .
٨ - از سنت است كه از باب بنيشيبه وارد مسجد شوند و آن بعد از وسعت دادن مسجد معين نيست .
٩ - سزاوار است هر وقت ميخواهند به كعبه نزديك شوند مسواك زده باشند .
١٠ - واجب است كه از چيدن گياه و شاخه درختان حرم و شكار در آنجا اجتناب شود حتي اذيت كردن و رم دادن و دلالت و راهنمائي بسوي صيد و حبس آن و از گياه آن اذخر را استثناء كردهاند و دو چوب محاله كه آن وسيله كشيدن آب از چاه [ص 347] است و همچنين آنچه خودت كاشته باشي در ملك خودت مثل نخل و درخت ميوه كه اينها نيز مستثني هستند .
١١ - جايز است كه شتر را در حرم رها كنند تا هر چه بخواهد بخورد .
١٢ - اگر درختي باشد كه تنه آن در حرم و شاخه آن در حل باشد كندن شاخه آن نيز حرام است و اگر بعكس آن هم باشد تنه و شاخه آن هر دو حرام است .
١٣ - هر كس داخل حرم شود در امان است اگر چه در خارج حرم جنايت كرده باشد پس اگر كسي بيرون حرم كسي را بكشد و داخل حرم شود او را نميكشند لكن طعام و آب هم نميدهند و با او سخن نميگويند و معامله نميكنند و اذيت هم نمينمايند تا از حرم خارج شود آنوقت قصاص بر او جاري شود .
١٤ - هر كس حرمت حرم را مراعات نكرده در آنجا مرتكب قتل يا سرقت شود حد را با ذلت بر او جاري ميكنند چون حرمت حرم را ناديده گرفته .
١٥ - مطالبه از بدهكار در حرم جايز نيست بلكه سلام هم بر او نميكنند و او را نميترسانند تا از حرم بيرون رود .
١٦ - جايز نيست كه در حرم سلاح آشكار ببندند اما داخل بار آنها باشد مانعي ندارد .
١٧ - شعر خواندن در حرم مكروه است ولو آنكه شعر حقي باشد .
١٨ - مستحب است هر چه را كه باعث اذيت و مزاحمت است از راه مكه دور نمايند ( چه آنكه چيز كثيف و ناپاكي را از راه دور كنند يا آزار و اذيتي را برطرف نمايند ) .
١٩ - هر كس در حرم دفن شود از فزع اكبر در امان است از مردم نيك باشد يا فاجر .
٢٠ - مكروه است كه قبل از خواندن نماز ظهر از حرم بيرون روند .
٢١ - سكونت در مكه سزاوار نيست چون ترس آن است كه ظلمي از شخص ظاهر شود كه در آن الحاد باشد يعني هتك حرمت خانه خدا حتي اگر خادم خود را در آنجا بزني ترس آنست كه ملحد شوي يعني ترك حرمت و احترام خانه را نموده باشي اگر چه از طرفي اقامت در مكه و خوابيدن در آن فضيلت دارد ، و ماندن در مكه قلب را قسي ميكند و اگر انسان نماند و برگردد شوقش براي بازگشت بمكه بيشتر [ص 348] ميشود .
٢٢ - مستحب است كه قبل از حج بسوي مكه شتاب كنند .
٢٣ - سزاوار است كه مكه را احترام كنند چون خدا آنرا دوست ميدارد .
٢٤ - ثواب تسبيح و ختم قرآن و روزه در مكه مضاعف ميشود .
٢٥ - سزاوار است كه در حِجر اسمعيل زياد نماز بخوانند و سعي كن زير ناودان بايستي و آنجا بسيار دعا كن و در حجر در طرفي كه مجاور خانه است بفاصله دو ذراع از خانه بايست و نماز كن و افضل بقعه روي زمين بعد از كربلا حطيم است و آن بين در خانه كعبه و حجر الاسود است پس در آنجا نماز كن و بعد از آن نماز در حِجر فضيلت دارد و بعد از آن بين ركن شامي و درِ خانه و بعد از آن پشت مقام يعني جائي كه الاۤن هست و هر چه نزديكتر بخانه باشد افضل است .
٢٦ - اجاره دادن خانههاي مكه و درب گذاشتن براي آنها ( كه آن ابواب را بر روي حاجيان ببندند ) جايز نيست و جايز نيست كه حاجيان را از اقامت در آن خانهها منع نمايند .
٢٧ - هر كس در مسجدالحرام احداث نمايد ( يعني قضاي حاجت كند ) بشدت بر سر او ميزنند و هر كس در كعبه چنين عمل قبيحي بكند او را ميكشند .
٢٨ - احترام كعبه واجب است .
٢٩ - جايز نيست كه از مسجد و كعبه خاك و ريگ بردارند .
٣٠ - هر كس براي كعبه دراهمي را وصيت كند يا نذر نمايد يا هديه كند آن وجه را بكساني ميدهند كه قاصد خانه خدا بودهاند و مال يا راحله آنها از بين رفته است .
٣١ - جايز است تبرك جستن به پوش كعبه و گرفتن آن از خدام و حاجبان و استفاده از آن اما ميّت را با آن كفن نميكنند .
٣٢ - جايز نيست زيورهاي كعبه را كه در زمان حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله هم بوده بردارند و واجب است همانطور كه هست آنها را باقي بگذارند چنانچه پيغمبر صلي الله عليه و آله هم آنها را گذاشتند كه در جاي خود باشد .
[ص 349] ٣٣ - هديه دادن به كعبه مستحب نيست چون به خدام ميرسد نه مساكين .
٣٤ - مستحب است آويختن به پردههاي كعبه و دعا نمودن .
٣٥ - مستحب است نظر كردن به كعبه و آن كفاره خطاها است .
٣٦ - مكروه است كه در مسجد الحرام روبروي كعبه بطور احتباء بنشينند ( يعني زانوها را بالا آورده دستها را دور پاها حلقه كنند ) .
٣٧ - براي هيچ كس سزاوار نيست كه بلند كند بنائي را بالاتر از كعبه .
٣٨ - مستحب است نوشيدن از آب زمزم و آن براي هر امري كه نوشيده شود خوبست و مستحب است وقت نوشيدن دعايي را كه وارد شده بخوانند .
در طواف است و آنچه كه پس از آن بجا ميآورند و در آن مسائلي است :
١ - طواف در حج و عمره واجب است .
٢ - هر كس طواف را عمداً ترك كند بايد كفاره بدهد و برگردد و طواف نمايد و همچنين هر كس از روي جهالت آنرا ترك كند بايد برگشته و طواف كند و شتري هم نحر نمايد .
٣ - هر كس طواف فريضه را فراموش كرد تا به بلاد خود برگشت و با زنها نزديك شد قرباني ميفرستد اگر طواف را در حج ترك نموده در حج ميفرستد و اگر در عمره بوده در عمرهاي ميفرستد و كسي را وكيل ميكند تا طوافي را كه ترك نموده آن شخص بجا آورد .
٤ - طواف نساء را در عمره تنها و حج افراد و قران و حج تمتع ناچار بايد انجام دهند اما عمره تمتع يعني عمرهاي كه متصل به حج انجام ميدهند طواف نساء ندارد و با تقصير نمودن ، زن بر شخص حلال ميشود بدون آنكه طواف نساء بجا آورد .
٥ - طواف نساء بر زنها و مردها و خواجگان و پيرزنان واجب است .
٦ - هر كس طواف نساء را فراموش كرد تا نزد اهل خود برگشت زن بر او حلال نيست [ص 350] تا زيارت خانه كند و اگر از دنيا رفت وليّ او يا ديگري از جانبش قضا ميكند و مكروه است كه تا زنده است نايب بگيرد و اگر حج نكرد و نتوانست نايب ميگيرد و بهر صورت بايد بدنهاي بين صفا و مروه نحر كند .
٧ - هر گاه زن طواف نكرد تا به منٰي برگشت طواف نساء را هنگام زيارت خانه ميكند .
٨ - هر كه در طواف نساء از نصف گذشت و فراموش كرد كه باقي طواف را بجا آورد و بولايت خود برگشت كسي را امر ميكند كه از طرف او طواف كند و اگر بيشتر از نصف طواف را انجام داده ميتواند با زنها نزديكي كند .
٩ - رخصتي روايت شده در اكتفا به طواف وداع يعني هر گاه طواف نساء را فراموش كرد و طواف وداع بجا آورد همين طواف براي او طواف نساء محسوب شود .
١٠ - جايز نيست كسي لخت باشد و طواف خانه نمايد .
١١ - مكروه است كه حول كعبه بُرطُله بپوشند ( و آن قسمي كلاه است كه يهود ميپوشيدهاند ) .
١٢ - زن با نقاب طواف نميكند .
١٣ - واجب است كه طوافكننده در طواف واجب با وضو باشد اما اگر طواف نافله است بدون وضو هم جايز است نهايت بعد از طواف وضو گرفته نماز ميخواند .
١٤ - هر كس بدون وضو طواف واجب بجا آورد وضو ميگيرد و اعاده ميكند .
١٥ - هر كس جنب باشد و در ضمن طواف متذكر شود كه جنب است طواف را قطع ميكند و بآن مقدار طوافي كه كرده اعتنا نميكند .
١٦ - هر كه در طواف محدث شود يعني وضوي او باطل شود بيرون رفته وضو ميگيرد و برميگردد و اگر از نصف گذشته بوده بقيه طواف را بجا ميآورد و اگر كمتر از نصف بوده اعاده ميكند .
١٧ - هر گاه زن همه مناسك را در حال حيض بجا آورد و بعد از آن شوهرش بدون علم و اطلاع با او نزديك شود بايد زن سال آينده شتر يا گاوي براي قرباني سوق دهد [ص 351] و حج نمايد و بر شوهر چيزي نيست .
١٨ - زني كه حج تمتع بجا ميآورد هر گاه در ميقات پاك باشد محرم ميشود و اگر بعد از احرام حائض شد بمكه ميآيد و صبر ميكند اگر پاك شد طواف و سعي و تقصير ميكند و محل ميشود و اگر تا روز ترويه پاك نشد غسل ميكند و پنبه ميگذارد بعد سعي صفا و مروه مينمايد و به منٰي ميرود پس چون مناسك را بجا آورد و زيارت خانه نمود يك طواف بجا ميآورد براي عمرهاش بعد يك طواف براي حج خود مينمايد بعد بيرون رفته سعي مينمايد و چون اين امور را بانجام رساند ديگر هر چيزي كه براي محرم پس از محل شدن حلال ميشد بر او حلال ميشود مگر همخوابي شوهر و چون طواف نساء را هم بجا آورد نزديكي با شوهر هم بر او حلال ميشود .
١٩ - زني كه حج تمتع بر او واجب است هر گاه در ميقات حائض بوده بدون نماز محرم ميشود و غسل ميكند و پنبه و پارچه ميگذارد و لباس احرام خود را ميپوشد و با احرام وارد مكه ميشود و نزديك مسجد الحرام نميشود پس اگر تا وقت ادراك عرفات پاك شد طواف و سعي و تقصير نموده محل ميشود و گر نه اين را حجه مفردهاي قرار ميدهد و عمره را بعد بجا ميآورد و خلاصه آنكه اگر پيش از ظهر روز ترويه كه هشتم ذيحجه باشد پاك شود حج تمتع بجا ميآورد اما اگر بعد از ظهر پاك شد تا آخر شب عرفه يعني تا فجر عرفه مخير است كه حج تمتع بجا آورد يا مفرد پس اگر پاك شد تا آخر شب عرفه يعني تا صبح نهم باختيار خود عمل ميكند و اگر نشد بايد حج مفرد بجا آورد .
٢٠ - هر گاه زن در وقت احرام حج حائض باشد از خانه خود در مكه محرم شده و در مواقف يعني عرفات و مشعر و منٰي وقوف ميكند و تا پاك نشده زيارت خانه خدا نميكند و وقتي پاك شد طواف و سعي كرده و بعد طواف نساء را بجا ميآورد .
٢١ - هر گاه زن هنگام طواف حائض شود از مسجد بيرون ميرود و محلي را كه در طواف بآن رسيده بود بخاطر ميسپارد و براي خروج و راه رفتن در مسجد هم تيمم ميكند و چون پاك شود هر چند دور طواف كه مانده بود بجا ميآورد و روايت شده كه [ص 352] اگر پيش از آنكه از نصف بگذرد حائض شده بعد از پاك شدن از اول اعاده ميكند و شايد همين موافقتر و باحتياط نزديكتر باشد و حكم اول سهلتر است .
٢٢ - اگر زن طواف نمايد و قبل از نماز خواندن حائض شود وقتي پاك شد نماز را قضاء ميكند .
٢٣ - زن هر گاه همه مناسك را بجا آورد جز طواف نساء را و حائض شد اين طواف را وقتي پاك شد بجا ميآورد .
٢٤ - هر گاه زن در اثناء طواف نساء حائض شود بهمان ترتيب كه گذشت بيرون ميآيد و چون پاك شد قضا ميكند اما اگر بعد از گذشتن از نصف حائض شد ميتواند كه ديگر براي قضا نماند و به بلاد خود برود .
٢٥ - هر گاه زن قبل از طواف نساء حائض شود و شتردار او صبر نكند كه او پاك شود اصرار و شكايت ميكند ( يعني از ديگران كمك ميگيرد كه اصرار بر ماندن نمايند ) و اگر نتوانست كه او را وادار به توقف كند ميرود و حج او تمام است .
٢٦ - مستحاضه پنبه و پارچههاي لازم را ميگذارد و طواف كرده نماز ميخواند اما داخل خانه نميشود .
٢٧ - هر كه در اثناء طواف در لباس خود خوني ببيند يا خون دماغ شود موضع را بذهن سپرده ميرود و خون را ميشويد و برميگردد و ادامه ميدهد .
٢٨ - هر كه با لباسي كه بر آن خوني بوده طواف كند آن طواف او را كافي است اما براي نماز بايد آن جامه را بيرون آورد و لباس پاك بپوشد .
٢٩ - در طواف شرط است كه مرد ختنه شده باشد پس نبايد كسي طواف كند مگر آنكه ختنه شده باشد اما زني كه خفض يعني ختنه نشده طواف او مانعي ندارد .
٣٠ - كسي كه مبتلا به اسهال است يا جائي از بدن او شكسته يا مريض است هر گاه قادر بر طواف نباشد تا آخر وقت صبر ميكند آنوقت اگر توانست طواف ميكند و گر نه بايد ديگري او را طواف دهد و اگر ممكن نشد كسي از طرف او طواف ميكند .
٣١ - اگر دراثناء طواف عرضي بر شخص عارض شود و كسالتي پيدا كند بيرون [ص 353] ميرود از طواف و اگر از نصف نگذشته بوده بعد تمام طواف را اعاده ميكند و اگر گذشته بوده مابقي را بجا ميآورد .
٣٢ - مريض هر گاه ديگران او را طواف ميدهند هر وقت به ركن يماني برسند او را بر زمين ميگذارند كه زمين را با دست خود مس نمايد بعد او را برميدارند و ادامه ميدهند .
٣٣ - اگر ممكن باشد مريضي كه ديگران او را در طواف حمل ميكنند طوري ببرند كه پاهاي او زمين را مس نمايد اينطور ميبرند .
٣٤ - جايز است مريض را در محمل بگذارند و طواف دهند .
٣٥ - مريضي كه مرض بر او غالب است و نميشود او را طواف داد و كسي كه به حال اغما افتاده كسي ديگر از جانب آنها طواف ميكند .
٣٦ - هر كه در بين طواف مريض شود اگر سه شوط طواف كرده و نميتواند تمام كند يكروز يا دو روز صبر ميكند اگر مرض رفع شد برميگردد و هفت دور طواف ميكند و اگر مرض او بطول انجاميد كسي را امر ميكند كه از طرف او هفت دور طواف كند و خود دو ركعت نماز ميخواند و از طرف او سعي مينمايند و ديگر از احرام خارج شده است .
٣٧ - كسي كه مرضي ندارد جايز نيست كه در محمل طواف كند اما زن جايز است كه با پاي خود طواف كند و در وقت استلام اركان هر گاه بعلت ازدحام نخواهد يا نتواند خودش پيش برود ديگري او را حمل كرده و جلو ببرد تا استلام كند و بعد دوباره او را بر زمين بگذارد كه با پاي خود ادامه طواف دهد .
٣٨ - هر كه در حال طواف دادن ديگري خودش هم نيت طواف براي خود داشته باشد براي هر دو حساب ميشود .
٣٩ - جايز است سواره طواف كنند و چهار ركن را با مِحجن استلام كرده آنرا ببوسد و محجن عصائي است كه دستگيره آن قوسي است .
٤٠ - بچهها را طواف ميدهند و از طرف آنها سنگ ميزنند .
[ص 354] ٤١ - هر كس روز عرفه در عرفات بدنيا آيد طواف بر او نيست .
٤٢ - قرآن خواندن در حال طواف از ذكر بهتر است و اگر بآيه سجده رسيد با سر بطرف كعبه اشاره ميكند و صلوات بر محمد و آل محمد عليهم السلام فرستادن از همه چيز بهتر است و در طواف دعاهاي وارده را ميخوانند .
٤٣ - در طواف واجب سخن گفتن مكروه است مگر دعا و قراءت قرآن و ذكر و صلوات اما در طواف مستحب مانعي ندارد كه ببرادر خود سلام كند و از امر دنيا يا آخرت با او سخن بگويد .
٤٤ - حرف زدن طواف را باطل نميكند و خواندن شعري كه عيبي نداشته باشد و همينطور خنديدن و آب خوردن .
٤٥ - هر كه قبل از طواف شروع به سعي نمايد سعي را رها كرده ميرود و طواف كرده برميگردد و سعي ميكند و اگر سعي دوم از او فوت شد و نتوانست بايد خوني بريزد .
٤٦ - هر كس چند دور طواف كند و فراموش كند كه تمام نمايد آنگاه سعي كند و در اثناء سعي يادش آيد كه طواف را تمام نكرده برگشته بقيه طواف را بجا ميآورد بعد برميگردد و بقيه سعي را تمام ميكند .
٤٧ - اشكالي ندارد كه پيرمرد و مريض و زني كه ميترسد حائض شود و معلول و كساني كه كار و گرفتاري دارند در حج تمتع طواف و سعي را جلو بيندازند يعني قبل از رفتن به منٰي بعد از آنكه براي حج محرم شدند طواف و سعي ميكنند و زن اگر از حيض ميترسد قبل از روز ترويه يعني قبل از هشتم هم ميتواند براي حج محرم شود و طواف و سعي بنمايد و مناسك را بعد از آن در حال حيض بجا آورد .
٤٨ - كسي كه حج مفرد يا قران بجا ميآورد ميتواند قبل از خروج بسوي منٰي طواف و سعي نمايد يا بگذارد براي بعد از منٰي اما طواف نساء را بعد از تمام شدن اعمال حج بجا ميآورد .
٤٩ - هر كس بعد از طواف حج و پيش از سعي طواف نساء نمود ضرري ندارد بعد از آن سعي ميكند و حج او بآخر رسيده جز آنكه وقت سعي را قبل از طواف نساء قرار [ص 355] دادهاند .
٥٠ - محل طواف بين مقام ابرهيم (ع) و خانه خداست يعني از هر طرف خانه بقدر فاصله خانه تا مقام محل طواف است و در طواف نبايد از مقام بگذرند يعني نبايد مقام را داخل دايره طواف خود انداخته و از پشت آن بروند مگر آنكه بواسطه ازدحام چارهاي نباشد .
٥١ - حِجْر اسمعيل (ع) از خانه نيست بلكه آنجا مقبره مادر حضرت اسمعيل است و چند تن از پيامبران و حضرت اسمعيل و دختران آن حضرت اما بايد آنرا داخل دايره طواف قرار داده از پشت آن طواف نمايند و هر كه طواف را كوتاه كرده از بين حجر و خانه برود آن دور از طواف خود را اعاده ميكند .
٥٢ - طواف را واجب است كه از مقابل حَجَر الاسود شروع نمايند و به همانجا خاتمه دهند و از ركن حَجَر در جهت ركن شامي و پس از آن ركن مغربي و بعد يماني طواف ميكنند و به ركن حَجَر ختم مينمايند و در دورهاي بعد نيز بهمين ترتيب و ادعيه وارده را مقابل حجر الاسود و اركان ميخوانند .
و حرفهائي كه گفتهاند در شروع طواف كه بايد قسمتهاي مقدم بدن برابر اول جزء از حجر الاسود باشد و اعمالي كه از اين قبيل مينمايند ناشي از وسواس شديد است و اصلي هم ندارد و همين اندازه بايد عرفاً از مقابل حجر الاسود طواف خود را شروع كني و همچنين اينكه ميگويند كتف چپ بايد دائما بسمت خانه باشد و هيچ از آن تجاوز نكند ما مأخذ و اصل آنرا نديدهايم و همه اينها وسواس است و مسلم است كه طواف سواره جايز است و در حال ضرورت ميشود كه شخصي بر پشت ديگري حمل شود و او را طواف دهند و طواف براي حامل و محمول هر دو حساب ميشود يا در محمل طواف كند و در هيچ يك از اين حالات اين دقتها كه گفتهاند ممكن نيست .
٥٣ - طواف هفت شوط است و هر شوط يك دور كه از حجر الاسود شروع ميشود و به حجر الاسود ختم ميشود .
[ص 356] ٥٤ - جايز است كه انسان اكتفا به شمردن همراه خود بنمايد همانطور كه در نماز جماعت در تعداد ركعات به شمردن امام اكتفا ميكند .
٥٥ - هر گاه سه نفر با هم طواف كنند و همگي دورها را بشمرند و يكي بگويد بحساب من هفت دور شده و ديگري بگويد بحساب من شش دور و سومي بگويد پنج دور پس اگر هر كدام به عددي كه اظهار ميكند علم دارد بناي كار خود را بر همان عدد بگذارد و اگر همگي شك كردند بايد طواف را اعاده كنند .
٥٦ - هر كس چند دور كم طواف كرده باشد و بعد از انجام سعي متوجه شود اگر چهار دور يا بيشتر طواف كرده بوده كسري را تمام ميكند و اگر كمتر از چهار دور طواف نموده اعاده ميكند و اگر طواف را بكلي فراموش كرد و بعد از انجام سعي يادش آمد هم طواف و هم سعي را بترتيب اعاده ميكند .
٥٧ - هر كس كمتر از يك دور كامل از هفت دور طواف تجاوز نمود آن زيادي را قطع كرده هفت دور را حساب ميكند و اگر يك دور تمام اضافه بر هفت دور طواف كرد شش دور ديگر باين دور اضافه ميكند و بايد چهار ركعت نماز بخواند اما طواف دوم را فريضه قرار ميدهد و نماز آنرا پشت سر آن طواف ميخواند و خارج ميشود و سعي ميكند و برميگردد به محل مقام و دو ركعت نماز مستحبي براي طواف اولش ميخواند و اگر خواست طواف اولي را ملغي ميكند و براي آن نمازي نميخواند .
٥٨ - هر كس طواف نمود و شك كرد كه هفت دور طواف كرده يا كمتر اگر هنوز در محل طواف است بناي خود را بر يقين ميگذارد ( يعني هر قدر يقين دارد همان را مبنٰي قرار داده كسري طواف را بجا ميآورد ) و اعاده نمودن افضل است اما اگر بكار ديگري پرداخته و بعد شك كند كه آيا هفت دور طواف كرده يا كمتر بنا را بر اين ميگذارد كه درست طواف كرده .
٥٩ - هر كه شك كند كه هفت دور طواف كرده يا بيشتر بنا را بر كمتر ميگذارد .
٦٠ - هنگام شك در طواف نافله اگر خواست بنا بر اقل ميگذارد و اگر خواست بر اكثر .
[ص 357] ٦١ - هر كه شك كند در شش و هفت و هشت اعاده ميكند تا عدد را درست حفظ نمايد .
٦٢ - دو طواف واجب و مستحب يا دو طواف مستحب را اختياراً نميتوان بدون فاصله انجام داد بطوريكه نمازهاي هر دو طواف را بعد از طواف دوم بجا آورند بلكه بايد بين دو طواف را با نماز طواف فاصله بيندازند .
٦٣ - هر كه در بين طواف خود وارد خانه كعبه شود بايد طواف را تجديد نمايد و از اول بجا آورد .
٦٤ - هر كس يك يا دو دور طواف كرده بعد با شخصي كه كاري و حاجتي دارد بيرون رود اگر طواف نافله بوده بنا بر همان قدري ميگذارد كه طواف كرده بوده و اگر طواف واجب باشد اعاده ميكند و در اينصورت هم اگر بعد از گذشتن از نصف قطع نموده بنا بر همان جائي ميگذارد كه قطع كرده .
٦٥ - جايز است كه طواف را قطع كنند و عيادت مريض نمايند پس برميگردد و بنا ميگذارد بر جائي كه بوده و قطع طواف براي انجام كار شخصي يا كار ديگري هم جايز است اما در طواف نافله بنا بر همان مقدار كه طواف كرده بوده ميگذارد و در فريضه فقط در صورتي كه از نصف گذشته بوده ميتواند بقيه دورها را طواف كند و الا بايد اعاده نمايد .
٦٦ - هر كس در حال طواف واجب است و وقت نماز واجب برسد طواف را قطع كرده فريضه را بجا ميآورد و برميگردد و باقيمانده طواف خود را تمام ميكند .
٦٧ - هر كه در حال طواف باشد و بترسد كه نماز وتر از او فوت شود قطع ميكند و وتر را بجا ميآورد و برميگردد و باقي طواف را انجام ميدهد .
٦٨ - هر كس در طواف خسته شد مينشيند و استراحت ميكند بعد برخاسته و ادامه ميدهد .
٦٩ - در طواف تند رفتن و يواش رفتن هر دو جايز است و بهتر آنست كه بطور ميانه راه بروند نه تند و نه آهسته .
[ص 358] ٧٠ - مستحب است بوسيدن حجر الاسود و استلام ● آن با دست و اگر بجهت ازدحام يا خوف اذيت كسي يا بواسطه ضعف نتوانست از دور بآن اشاره ميكند و دعاي مأثور را ميخواند .
٧١ - سزاوار است كسي كه طواف غير واجب بجا ميآورد استلام را ترك كند تا به كسي كه طواف واجب ميكند فرصت دهد و مانع او نشود .
٧٢ - كسي كه دست او قطع شده با همان محل قطع استلام حجر مينمايد و اگر از مرفق قطع شده با دست چپ استلام ميكند .
٧٣ - روايت شده استلام ركن آن است كه شكم خود را بآن بچسباني و مسح آن است كه دست بر آن بكشي و شايد كه استلام باين معني براي ساير اركان است ( نه ركن حَجَر ) .
٧٤ - استلام حجر و داخل شدن به خانه و هروله در بين صفا و مروه بر زنان نيست .
٧٥ - مستحب است كه به متعوّذ ( يعني مستجار ) خود را بچسبانند و دعائي هم دارد كه بايد بخوانند و آن پشت خانه است بازاء درِ خانه و مستحب است استلام ركن يماني .
٧٦ - استلام هر چهار ركن مستحب است لكن استلام ركن حجر و ركن يماني تأكيدش بيشتر است .
٧٧ - مستحب است كه در كنار ركن يماني و حجر دعاي مأثور را بخوانند .
٧٨ - خواندن دو ركعت نماز طواف بعد از طوافِ واجب واجب است و وقت اين نماز بعد از فراغت از طواف است در هر ساعتي كه باشد .
٧٩ - واجب است كه دو ركعت نماز طواف واجب را پشت مقام بخوانند اما در طواف نساء و طواف نافله دو ركعت نماز آنها را در مسجد ميخوانند هر جا كه بخواهند بلكه اگر طواف نافله است دو ركعت نماز آنرا در هر جاي مكه ميتوان بجا آورد .
٨٠ - هر كس دو ركعت طواف فريضه را در جائي غير از پشت مقام بخواند بايد آن [ص 359] دو ركعت را در پشت مقام اعاده كند .
٨١ - مستحب است كه در ركعت اول سوره قل هو الله احد و در دوم قل يا ايها الكافرون را بخوانند .
٨٢ - نماز طواف را بجهت خستگي نميتوان نشسته خواند .
٨٣ - هر كس از روي جهالت نماز طواف واجب را نخواند تا طواف ديگري بجا آورد چيزي بر او نيست .
٨٤ - هر كه نماز طواف را نخواند تا سعي كند بعد در اثناء سعي يادش آيد كه نماز نخوانده اگر بخواهد جاي خود را در سعي بخاطر ميسپارد و به مسجد برميگردد و پشت مقام نماز ميخواند بعد بيرون ميرود و سعي خود را بين صفا و مروه تمام ميكند و اگر بخواهد ميتواند سعي را بآخر برساند بعد به مسجد ميآيد و نماز خود را ميخواند .
٨٥ - هر كس دو ركعت طواف را فراموش كند تا از مكه بيرون رود اگر مسافت كمي رفته برگردد و نماز خود را بجا آورد يا بديگري امر كند كه از طرف او نماز بخواند و اگر اين شخص فوت كند ولي او يا شخصي از مسلمانان از طرف او قضا ميكند .
٨٦ - هر كه طواف نساء بكند و نماز آنرا فراموش كند تا وارد منٰي شود آن دو ركعت را در منٰي بجا ميآورد .
٨٧ - هر كه دو ركعت طواف را از ياد ببرد يا جاهل به وجوب آن باشد و هنوز در مكه است هر وقت دانست در نزد مقام ابرهيم آن دو ركعت را ميخواند ولو بعد از چند روز باشد .
٨٨ - مستحب است طواف نافله بجا آوردن در وقت ظهر با سر و پاي برهنه و قدمهاي خود را كوتاه برميدارد و چشمها را پائين مياندازد مثل اينكه ميخواهد آنها را ببندد و در هر طوافي حجَر را لمس ميكند بدون آنكه احدي را اذيت كند و ذكر خدا را از زبان خود قطع نميكند .
٨٩ - بطور مطلق طواف نمودن بجهت طاعت مستحب است .
٩٠ - رسول خدا صلي الله عليه و آله در شبانهروز ده اسبوع طواف ميفرمود ( يعني ده [ص 360] طواف كه هر كدام هفت دور است ) سه اسبوع اولِ شب و سه تا در آخر شب و دو طواف وقتي كه صبح مينمود و دو طواف بعد از ظهر و بين آنها استراحت ميفرمود .
٩١ - براي مؤمن مستحب است كه سيصد و شصت اسبوع طواف كند و اگر نتوانست سيصد و شصت دور كه پنجاه و يك طواف كامل و سه دور اضافه ميشود اما روايت شده كه چهار دور ديگر علاوه ميكند كه طوافي كامل شود و اگر اين اندازه هم نتوانست هر قدر توانست بجا ميآورد .
٩٢ - مستحب است طواف در دهه اول ذيحجه .
٩٣ - كسي كه يكسال است در مكه مجاور شده طواف براي او از نماز افضل است و كسي كه دو سال است مجاور شده فضيلت نماز و طواف براي او مساوي است و كسي كه سه سال ماندگار مكه شده نماز از طواف براي او افضل است .
٩٤ - يك طواف قبل از حج از هفتاد طواف بعد از حج افضل است .
٩٥ - عمرهگزار بعد از سعي طواف نميكند تا تقصير نمايد .
٩٦ - كسي كه حج مفرد يا قران بجا ميآورد و طواف و سعي نمود تلبيه ميگويد و ميتواند هر چه بخواهد طواف مستحب بجا آورد اما هر طوافي كه كرد تلبيه ميگويد و اين تجديد احرام اوست تا خارج شود به منٰي .
٩٧ - هر كه محرم شود براي حج ميتواند تطوعاً طواف خانه نمايد و احرام او به طواف نقض نميشود و چون طواف و نماز كردي مستحب است كه نزد حجر الاسود آمده آنرا ببوسي و لمس نمائي .
٩٨ - مستحب است كه بعد از طواف و پيش از رفتن به صفا از آب زمزم بنوشند .
٩٩ - مستحب است كه انسان خودش آب بكشد و بنوشد و بر قسمتي از بدن و سر خود بريزد و دعاي مأثور را بخواند و دو بار در چاه زمزم نظر كند .
١٠٠ - مستحب است كه وقتي برادري براي طواف ميرود متاع او را حفظ كنند و اين كار اجر عظيمي دارد .
در سعي بين صفا و مروه است و مطالبي كه در پي آن ميآيد و در اين مقصد هم مسائلي است :
١ - سعي بين صفا و مروه واجبي است از واجبات حج .
٢ - هر گاه انسان از طواف و نماز خود فارغ شد سزاوار است از دري كه مقابل حجر الاسود است از مسجد بيرون رود .
٣ - جايز است كه در وقت خستگي يا گرما سعي را تا شب عقب بياندازند تا وقتي كه رفع خستگي شود يا هوا خنك شود و عمداً سعي را براي روز بعد نبايد بگذارند .
٤ - در سعي شرط نيست كه وضو داشته باشند اما اگر وضو داشته باشند فضيلت آن بيشتر است .
٥ - حائض ، هم جايز است كه سعي كند هم عقب بيندازد تا پاك شود و اين بهتر است و اگر در اثناي سعي حائض شد سعي خود را تمام ميكند .
٦ - هر كه در اثناي سعي محدث شود ( يعني وضوي او از دست برود ) سعي خود را تمام ميكند .
٧ - سزاوار است كه اول به صفا بروند و بر آن بالا روند و رو به ركن يماني نمايند و در روايتي رو بركن حجَر كنند و نظر بخانه كعبه كنند و حمد و ثنا و دعا بجا آورند و آنرا طول دهند و همچنين وقتي كه به مروه رسيدند بر آن هم توقف كنند همانطور كه بر صفا وقوف نمودند و بهمين ترتيب هر وقت به صفا يا مروه ميرسند قدري وقوف كنند كه اين كار مال انسان را زياد ميكند .
٨ - واجب است شروع كردن از صفا و ختم كردن بمروه و آنچه بعضي گفتهاند كه در رفتن بايد ران را به صفا چسباند و انگشتان را بمروه و در برگشتن برعكس و اينكه پا را بر صفا بكشند همه اين حرفها از وسواس است و سعي سواره و در محمل هم جايز است كه اين امور در آن فرض نميشود و مدار بر عرف است كه عرفاً گفته شود بين صفا و مروه سعي نموده .
[ص 362] ٩ - سعي هفت شوط است و رفتن يك شوط و برگشتن يك شوط حساب ميشود و چون به محل هروَله برسد بين دو مناره قدمها را كشيده و بلند برميدارد .
١٠ - سزاوار است كه در سعي ادعيه مأثوره را بخوانند .
١١ - سزاوار است كه با سكينه و وقار و تذكر سعي نمايند .
١٢ - هر كس عوض آنكه از صفا شروع كند از مروه شروع كرد اولي را مياندازد و از دومي حساب ميكند .
١٣ - اگر شخصي نُه دور سعي بين صفا و مروه انجام داد بنا را بر اين ميگذارد كه يك دور سعي كرده و شش دور ديگر سعي مينمايد و اگر هشت دور سعي كرد اين هشت را مياندازد و از نو بنا ميگذارد و هفت دور سعي ميكند و روايت شده اگر عمدي نبوده يكي را رها ميكند و هفت دور را حساب مينمايد و روايت شده شش دور به هشتمي اضافه مينمايد لكن غير اين روايات كه اول ذكر شد مناسبتر است .
١٤ - روايت شده در كسي كه ندانسته رفت و برگشت را روي هم يك شوط بگيرد و در عمل چهارده دور سعي كند مانعي ندارد هفت تاي اول سعي واجب اوست و باقي چيزي حساب نميشود .
١٥ - روايت شده هر كس عمداً زيادتر سعي كند اعاده ميكند .
١٦ - هر كس شش دور سعي بجا آورد و بمنزل برگردد و گمان كند هفت دور سعي نموده و ناخنهاي خود را بگيرد و مُحل شود بعد متذكر شود كه شش شوط سعي نموده برميگردد و يك شوط ديگر سعي ميكند و بايد خون گاوي را بريزد و اگر حفظ نكرده و نميداند شش دور سعي كرده يا بيشتر يا كمتر و تقصير كند بايد مجددا سعي نمايد و گاوي هم ذبح نمايد لكن اين در صورتي است كه قبل از آنكه مشغول بكار ديگري شود شك نمايد و از جمله اشتغال به تقصير است كه بايد شك قبل از آن حاصل شود و گر نه بعد از آن اعتنائي به شك او يا شك ديگري درباره او نيست و اگر پيش از تقصير علم پيدا كند كه سعي او تمام نشده به محل سعي برميگردد و تمام ميكند .
[ص 363] ١٧ - هر كس عمداً سعي را ترك كند بايد سال آينده حج نمايد .
١٨ - هر كس سعي را فراموش كند به محل سعي برميگردد و سعي ميكند ولو آنكه از مكه هم خارج شده باشد و اگر نزد اهل خود برگشته كسي از جانب او سعي را بجا ميآورد .
١٩ - هر كس هروله بين صفا و مروه را انجام ندهد چيزي بر او نيست .
٢٠ - هر كس در محل هروله سهو و غفلت كند و مثلاً حال چرتي بر او عارض شود و توجهش به جلو نباشد و برود تا تمام قسمت خاص هروله يا بعض آنرا بپيمايد وقتي كه به خود آمد ميايستد و عقب عقب برميگردد تا به ابتداي محل هروله برسد آنوقت سعي مينمايد ( يعني هروله ميكند ) .
٢١ - هروله بر زنان نيست .
٢٢ - هر كس خسته شود و بخواهد بر صفا يا مروه يا بين آن دو استراحت نمايد مانعي ندارد .
٢٣ - سعي سواره و در محمل هم جايز است اما راه رفتن افضل است .
٢٤ - كسي كه سوار است در محل هروله تند ميراند .
٢٥ - زني كه سوار است در هر دور پائين صفا و مروه ميايستد تا خانه را ببيند .
٢٦ - هر كه در حال سعي باشد و وقت نماز برسد نماز ميخواند و برميگردد و هر گاه انسان بخواهد سعي نمايد و وقت نماز برسد اول نماز ميخواند بعد سعي ميكند .
٢٧ - هر كس سه يا چهار دور سعي بجا آورد بعد رفيقي او را صدا كند و كاري با او داشته باشد يا او را به طعامي بخواند جايز است كه او را اجابت كند و روايت شده حق خدا را ادا كند دوستتر ميدارم تا اداي حق رفيقش و شايد مورد اين فرمايش در وقتي است كه برادري كه صدا ميكند الزام نميكند يا آنكه رفيق از عرض مردمان عادي است و گر نه حق برادر مؤمن بسيار بسيار بزرگ است و خدا بينياز است .
در تقصير در عمره است و در آن مسائلي است :
١ - تقصير براي عمرهگزار بعد از فراغت از سعي واجب است .
٢ - كسي كه تقصير ميكند از موهاي اطراف سر يا ريش يا شارب كوتاه ميكند و ناخنهاي خود را ميگيرد و قدري از آنها را هم نميگيرد و براي حج خود ميگذارد .
٣ - هر گاه عمرهگزار تقصير نمود هر چه از آن محرم شده بود بر او حلال ميشود و عمره او تمام است .
٤ - تقصير جايز است ولو آنكه با مِشْقَص باشد ( كه پيكان عريضي بوده ) و يا با دندان خود موئي يا ناخني را قطع كند .
٥ - در تقصير همين اندازه كه مسمائي بعمل آيد كافي است .
٦ - زن براي تقصير عمره بقدر يك بند انگشت از موي خود ميچيند .
٧ - در عمره تمتع سر تراشيدن واجب نيست .
٨ - هر كس قبل از تقصير سر خود را بتراشد بايد خوني بريزد و چون روز نحر بخواهد سر خود را بتراشد تيغ را همين قدر بر سر خود ميكشد .
٩ - كسي كه تقصير كرد اگر بخواهد با زنان نزديك شود ميشود و اگر خواست بعد از تقصير سر خود را ميتراشد اما اگر تا احرام حج كمتر از سي روز مانده سر را نميتراشد چون براي احرام حج بايد موي سر را بگذارند بلند شود .
١٠ - هر كس محرم به عمره بوده و تقصير را فراموش كند تا شروع به حج نمايد از خدا استغفار ميكند و چيزي بر او نيست اما مستحب است كه خوني بريزد .
١١ - هر كس عمره مفردهاي بجا آورد مخير است كه سر بتراشد يا تقصير كند و مستحب است كه تراشيدن سر را انتخاب كند و بر زنان سر تراشيدن نيست بلكه آنها از موهاي خود قدري ميچينند .
١٢ - هر كه حج مفرد بجا ميآورد و فراموش كند كه مفرد است و تقصير كند ( يعني قبل از رفتن به مواقف و رمي تقصير نمايد ) بعد يادش آيد چيزي بر او نيست وقتي كه نماز [ص 365] خواند تلبيه را تجديد ميكند .
١٣ - كسي كه عمره تمتع بجا ميآورد كه بدنبال آن حج كند وقتي محل شد سزاوار است كه پيراهن نپوشد و شبيه محرمين باشد همچنين براي اهل مكه سزاوار است كه شبيه به محرمين در ايام حج غبارآلوده و گردآلوده باشند و خوب است كه سلطان آنها را وادارد كه بر اين هيأت باشند .
١٤ - جايز است كه حجّام متصدي تقصير انسان شود و اگر خواست كه جهت تقصير از اطراف سر خود بچيند اول از موي پيشاني بچيند .
١٥ - سزاوار نيست كه عمرهگزار يعني كسي كه عمره تمتع بجا ميآورد بعد از اتمام مناسك و محل شدن از مكه خارج شود چون عمره به حج مرتبط است و صبر ميكند تا حج نمايد مگر در صورتيكه بداند حج از او فوت نميشود پس اگر دانست و بيرون رفت و همان ماه كه بيرون رفته به مكه برگشت بدون احرام وارد مكه ميشود و اگر در ماه ديگري برگشت با احرام وارد ميشود يعني قبل از خروج محرم ميشود براي حج و بيرون ميرود و بر احرام خود ميماند تا دوباره داخل مكه شده و حج نمايد .
در حج تمتع است و مطالبي كه بآن مربوط ميشود و در آن چند مقصد است :
در احرام براي حج و خارج شدن بسوي منٰي است ● و در آن مسائلي است :