مطلب سوم

در بعضي نمازهاست كه هر هفته خوانده ميشود :

١ - در روز شنبه چهار ركعت ميخوانند كه در هر ركعت حمد و قل هو الله و آية الكرسي هر كدام يك مرتبه خوانده ميشود .

٢ - شب يكشنبه چهار ركعت نماز دارد در هر ركعت يك حمد ميخوانند و يازده بار آية الكرسي .

٣ - در روز يكشنبه چهار ركعت نماز ميخوانند در هر ركعت حمد و آيه آخر سوره بقرة : لِلّٰهِ مٰا فِي السَّمٰوٰاتِ وَ مٰا فِي الْاَرْضِ . . . تا آخر سوره و چون نماز را تمام كرد آية [ص 254] الكرسي را ميخواند و صلوات بر پيغمبر صلي الله عليه و آله ميفرستد و يهود و نصاري را صد مرتبه لعن ميكند و حاجات خود را از خدا ميطلبد .

٤ - شب دوشنبه دو ركعت نماز دارد در هر ركعت پانزده حمد ميخواند و پانزده بار سوره فلق و پانزده بار سوره ناس و چون از نماز فارغ شد پانزده بار آية الكرسي را ميخواند .

٥ - روز دوشنبه بعد از بالا آمدن روز چهار ركعت نماز دارد در هر ركعت حمد و قل هو الله و قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق هر كدام يكبار .

٦ - شب سه‌شنبه دو ركعت نماز دارد در ركعت اول يكبار حمد و صد بار سوره قدر و در دومي يك بار حمد و هفت بار قل هو الله خوانده ميشود .

٧ - روز سه‌شنبه شش ركعت نماز دارد در هر ركعت حمد و آيه : وَ آمَنَ الرَّسُولُ . . . تا آخر آن و سوره زلزله هر كدام را يك مرتبه ميخواني .

٨ - شب چهارشنبه چهار ركعت نماز دارد در هر ركعت حمد و اِذَا السَّمٰاءُ انْشَقَّت و چون به آيه سجده رسد سجده ميكند .

٩ - روز چهارشنبه چهار ركعت نماز دارد در هر ركعت حمد و قل هو الله و قدر هر كدام يكبار خوانده ميشود .

١٠ - شب پنجشنبه دو ركعت نماز دارد بين مغرب و عشا در هر ركعت صد بار حمد خوانده ميشود و يكبار هم روايت شده و بعد پنج بار آية الكرسي و چهار قل را هر كدام پانزده بار ميخوانند و بعد از نماز پانزده بار استغفار نموده ثواب آن را براي پدر و مادر قرار ميدهند .

١١ - روز پنجشنبه ده ركعت نماز دارد در هر ركعت يك حمد و ده قل هو الله ميخواني .

١٢ - شب جمعه دو ركعت نماز دارد در هر ركعت يك حمد و يك آية الكرسي و پانزده قل هو الله و در آخر نماز هزار بار ميگويد اللهم صل علي محمد و آل محمد .

١٣ - روز جمعه دو ركعت نماز دارد در هر ركعت چهار حمد و سه آية الكرسي و سه [ص 255] قل هو الله و سه بار آخر سوره حشر از آنجا كه ميفرمايد : لَوْ اَنْزَلْنٰا هٰذَا الْقُرْآنَ . . . تا آخر ، بعد دعا ميكند بطوريكه در روايت رسيده .

١٤ - شب شنبه دو ركعت نماز دارد در هر يك بعد از حمد سوره اعلي و آية الكرسي و قدر را ميخواني .

و براي روزها و شبهاي هفته روايات ديگري هم رسيده كه هر كس طالب باشد در مظان آنها جستجو نمايد .

١٥ - نماز هديه كه روز جمعه هشت ركعت نماز ميخوانند و چهار ركعت را بحضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله و چهار ركعت را بحضرت فاطمه عليها السلام هديه ميكنند و روز شنبه چهار ركعت ميخوانند و بحضرت امير المؤمنين عليه السلام هديه ميكنند و بعد بهمين صورت يكشنبه به حضرت امام حسن عليه السلام و دوشنبه به حضرت امام حسين عليه السلام و سه‌شنبه به حضرت سجاد عليه السلام و چهارشنبه به حضرت باقر عليه السلام و پنجشنبه به حضرت صادق عليه السلام و در روز جمعه چهار ركعت به حضرت رسول صلي الله عليه و آله و چهار ركعت به حضرت فاطمه عليها السلام و چهار ركعت در روز شنبه به حضرت موسي بن جعفر عليه السلام و همين طور در يك شنبه چهار ركعت به حضرت رضا عليه السلام و در دوشنبه چهار ركعت به حضرت جواد عليه السلام و در سه‌شنبه چهار ركعت به حضرت هادي عليه السلام و در چهارشنبه چهار ركعت به حضرت عسكري عليه السلام و در پنجشنبه چهار ركعت به حضرت صاحب الزمان عليه السلام هديه ميكنند و بين هر دو ركعت از اين نمازها ميگوئي : اَللّٰهُمَّ اَنْتَ السَّلٰامُ وَ مِنْكَ السَّلٰامُ وَ اِلَيْكَ يَعُودُ ( يَرْجِعُ . خ‌ل ) السَّلٰامُ حَيِّنٰا رَبَّنٰا مِنْكَ بِالسَّلٰامِ اَللّٰهُمَّ اِنَّ هٰذِهِ الرَّكَعٰاتِ هَدِيَّةٌ مِنّٖي اِلٰي وَلِيِّكَ « فلان » فَصَلِّ عَلٰي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بَلِّغْهُ اِيّٰاهٰا وَ اَعْطِنٖي اَفْضَلَ اَمَلٖي وَ رَجٰائٖي فٖيكَ وَ فٖي رَسُولِكَ صَلَوٰتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهٖ . و بعد هر دعائي كه خواستي ميكني .

و نمازهاي ايام هفته بسيارند و در كتب ادعيه و مستحبات ضبط شده هر كس بخواهد در مظان آنها طلب كند .

[ص 256] مطلب چهارم

در نمازهائي است كه هر روز خوانده ميشود و اين نمازها بسيارند و بعض آنها را در اينجا ذكر ميكنيم :

١ - نماز شب كه هشت ركعت است و سنتي است كه تأكيد بسيار دارد و به چندين كيفيت ممكن است ادا شود يكي اينكه دو ركعت اول را با يك حمد و سي قل هو الله بخوانند و سلام دهند بعد چهار ركعت وسط را بطريق نماز جعفر ميخوانند كه شرح آن خواهد آمد بعد دو ركعت باقي را ميخوانند ركعت اول را با حمد و سوره ملك و دومي را با حمد و هَلْ اَتٰي عَلَي الْاِنْسٰان و احكام و اوقات اين نماز قبلاً گذشت و بين هر دو ركعت دعاهاي وارده را ميخوانند .

٢ - نماز وتر سه ركعت است و گاه به دو ركعت اول آن شفع ميگويند و به ركعت سوم وتر و كيفياتي دارد از جمله اينكه هر ركعت نماز شفع را با حمد و سه قل هو الله بخواني و ركعت وتر را با حمد و سه قل هو الله و دو سوره قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق هر كدام يك بار و در قنوت و بعد از آن دعاهائي را كه وارد شده ميخوانند كه در جاي خود مذكورند و ما بذكر آن ادعيه طول كلام نميدهيم .

٣ - نماز فجر دو ركعت است در ركعت اول حمد و جحد و در ركعت دوم حمد و قل هو الله ميخوانند .

٤ - نماز اوّابين كه نافله ظهر باشد هشت ركعت است كه قبل از فريضه ميخوانند اولي را با حمد و جحد و باقي را با حمد و قل هو الله و بعد از شش ركعت از اين هشت ركعت اذان ظهر را بگو بعد با دو ركعت آخر بين اذان و اقامه خود فاصله بينداز .

٥ - نماز نافله عصر هشت ركعت است كه قبل از نماز عصر ميخواني در هر ركعت حمد و قل هو الله بخوان و بعد از شش ركعت اذان نماز عصرت را بگو و بين اذان و اقامه نماز عصر به دو ركعت آخر نافله فاصله بينداز .

٦ - نافله مغرب چهار ركعت است بعد از مغرب ركعت اول را با حمد و جحد بخوان و باقي را با حمد و قل هو الله و بين نماز مغرب و نافله آن سخن مگو و همين طور بين [ص 257] چهار ركعت نافله .

٧ - نماز وُتَيره دو ركعت نشسته است بعد از عشاء ركعت اول آن را با حمد و واقعه و دومي را با حمد و قل هو الله بخوان .

٨ - نماز غفيله دو ركعت است بعد از مغرب ركعت اول را با حمد و آيه : وَ ذَا النُّونِ اِذْ ذَهَبَ مُغٰاضِباً . . . تا آخر آيه بخوان و ركعت دوم را با حمد و آيه : وَ عِنْدَهُ مَفٰاتِحُ الْغَيْبِ لٰايَعْلَمُهٰا اِلّٰا هُوَ . . . تا آخر آيه و قنوت مأثور را ميخواني و آخر وقت نماز غفيله رفتن قرمزي طرف مغرب است و اگر فوت شد قضائي ندارد .

٩ - دو ركعت نماز هم براي بين مغرب و عشاء وارد شده كه در اولي يكبار حمد و سيزده بار سوره زلزله را ميخواني و در دومي يكبار حمد و پانزده بار قل هو الله هر كس ماهي يكبار اين نماز را بخواند از جمله متقين است و اگر در هر سال يكبار بخواند از محسنين است و اگر هر جمعه يكبار بخواند از مصلين است و اگر هر شب بخواند در بهشت در جوار رسول الله است و ثواب آن را جز خدا كسي نميداند .

١٠ - براي قبل از ظهر هر روز نيز چهار ركعت نماز رسيده كه هر ركعت را با حمد و بيست و پنج مرتبه انا انزلناه ميخوانند .

١١ - دوازده ركعت نماز هم براي هر روز وارد شده كه هر طور خواست بخواند .

١٢ - چهار ركعت هم براي وقت زوال هر روز است كه در هر ركعت حمد و آية الكرسي ميخوانند .

مقصد دوم

در نمازهائي است كه وقت معين ندارند و اين نمازها جدّاً زيادند و ما بعض آنها را در اينجا ذكر ميكنيم :

١ - نماز حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله دو ركعت است كه در هر ركعت حمد و پانزده بار سوره قدر را ميخوانند و در ركوعهاي آن نيز پانزده بار سوره قدر را ميخوانند و چون سر از ركوع برداري باز پانزده بار قدر را ميخواني و در سجود نيز [ص 258] پانزده بار و پس از سر برداشتن از سجده باز پانزده بار و در سجده دوم هر ركعت هم پانزده بار و در سر برداشتن از سجده دوم هم پانزده بار و چون سلام دادي دعائي را كه نقل شده ميخواني و تمام ميكني در حالي كه بين تو و خدا گناهي كه آن را نبخشيده باشد وجود ندارد .

٢ - نماز جعفر چهار ركعت است در ركعت اول سوره حمد و زلزله ميخوانند و در ركعت دوم حمد و عاديات و در سومي حمد و نصر و در چهارمي حمد و قل هو الله و پس از هر قرائتي پانزده مرتبه سُبْحٰانَ اللّٰهِ وَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ وَ لٰا اِلٰهَ اِلَّا اللّٰهُ وَ اللّٰهُ اَكْبَرُ خوانده ميشود و در هر خم شدن براي ركوع يا سجود و در هر سر برداشتن از ركوع يا سجود ده مرتبه اين تسبيحات چهارگانه را ذكر ميكني و روايت شده كه در آن سوره توحيد و سوره قل يا ايها الكافرون ميخوانند و غير اين هم روايت شده و بعد از نماز دعا ميكند بدعاي مأثور و افضل اوقات نماز جعفر اول روز است در روز جمعه بعد در هر روزي كه خواستي و هر وقتي از شب يا روز و روايت شده كه قنوت در ركعت دوم قبل از ركوع است و در ركعت چهارم بعد از ركوع و اگر در سفر هم خواستي بخواني بخوان در محمل باشي يا روي زمين و اگر خواستي آن را از نوافل خود قرار بده و اگر مانعي برسد و دو ركعت بخواني و پي كاري بروي بعد دو ركعت ديگر را بخواني آنهم مانعي ندارد و در شب نيمه شعبان خواندن آن مستحب است و اگر امري انسان را بعجله وادارد ميتواند نماز جعفر را بدون تسبيحات بخواند و بعد در حالي كه پي كار خود است تسبيحات را قضا كند و اگر در حالتي در تسبيح سهو نمود و نگفت و در حال ديگر بياد آورد آنچه را كه فوت شده در همان حالتي از نماز كه يادش آمده ذكر ميكند .

٣ - نماز استسقاء يعني طلب باران هم مثل نماز عيد كه گذشت دو ركعت است امام از شهر بيرون ميرود بسوي جاي پاكيزه‌اي در بيابان در حاليكه سكينه و وقار و خشوع و مسكنت از براي خدا دارد و مردم نيز با او بيرون ميروند پس حمد و تمجيد خدا را بجا آورده و بر او ثنا ميگويد و بسيار دعا ميكند و تسبيح و تهليل و تكبير فراوان [ص 259] ميگويد و مثل نماز عيد دو ركعت بدون اذان و اقامه ميخواند و چون دعا و مسألت و اصرار در طلب كند صداي خود را بلند ميكند و چون نماز را سلام داد بالاي منبر ميرود و جامه خود را پشت و رو ميكند يعني طرفيرا كه بر شانه راست بوده بر شانه چپ مياندازد و طرفي را كه بر شانه چپ بوده بر راست و صد تكبير ميگويد رو بقبله با صداي بلند بعد رو بمردمي كه در طرف راست او هستند ميكند و صد تسبيح با صداي بلند ميگويد بعد رو بمردمي كه در سمت چپ او هستند كرده و صد بار با صداي بلند لا اله الا الله ميگويد بعد رو بمردم ميكند و يك‌صد بار خدا را حمد ميكند سپس دستها را بالا برده دعا ميكند مردم هم دعا ميكنند و خطبه ميخواند و امام روز دوشنبه‌اي كه شنبه و يكشنبه و آن روز را روزه گرفته بيرون ميرود و بمردم امر ميكند كه آن ايام را روزه داشته باشند و منبر را هم بيرون ميآورند و راه رفتن او بايد مثل مشي در عيدين باشد و مؤذنين جلوي او راه روند با عصاهاي نيزه مانند كه انتهاي آنها آهني است .

٤ - ديگر نماز استخاره است و انواع آن زياد است از جمله آنكه شش ورقه كاغذ برداري و روي همه مينويسي بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحٖيمِ خِيَرَةٌ مِنَ اللّٰهِ الْعَزٖيزِ الْحَكٖيمِ لِفلان بن فلانة و بر روي سه تاي آنها اِفْعَلْ بنويس و روي سه تا لٰاتَفْعَلْ و زير جانماز خود بگذار و دو ركعت نماز كن و بعد از آن سجده نموده در سجده صد بار بگو : اَسْتَخٖيرُ اللّٰهَ بِرَحْمَتِهٖ خِيَرَةً فٖي عٰافِيَةٍ ، بعد راست بنشين و بگو : اَللّٰهُمَّ خِرْ لٖي وَ اخْتَرْ لٖي فٖي جَمٖيعِ اُمُورٖي فٖي يُسْرٍ مِنْكَ وَ عٰافِيَةٍ ، بعد با دست ورقه‌ها را بهم بزن و آنها را مخلوط كن و يكي يكي بيرون بياور تا وقتي كه سه تا از يك جنس مثلا اِفْعَلْ بيرون آيد و بآن عمل كن و طريق ديگر آن است كه حاجت خود را نيت كني و دو ورقه بنويسي روي يكي لٰا و روي ديگري نَعَمْ بعد آن دو كاغذ را در دو گلوله گِلي مي‌پيچي و دو ركعت نماز ميخواني بعد آنها را زير پاي خود ميگذاري و ميگوئي : يٰا اَللّٰهُ اِنّٖي اُشٰاوِرُكَ فٖي اَمْرٖي هٰذٰا وَ اَنْتَ خَيْرُ مُسْتَشٰارٍ وَ مُشٖيرٍ فَاَشِرْ عَلَيَّ بِمٰا فٖيهِ صَلٰاحٌ وَ حُسْنُ عٰاقِبَةٍ ، بعد يكي را بيرون آورده بمقتضاي آن عمل ميكني .

[ص 260] و نمازهائي كه وقت معيني ندارند بسيارند و ما تبرّكاً و براي آنكه كتاب ما از ذكر آنها خالي نباشد باين قدر اكتفا كرديم .

و اين آخر كتاب نماز است كه تأليف آن در ششم ماه محرم الحرام سال هزار و دويست و شصت و يك بانجام رسيد در حالي كه خدا را حمد ميكنم و بر او درود ميفرستم و از او بخشش ميخواهم و مسألت مينمايم كه مرا از لغزش نگاه دارد .

فارغ شد از تأليف اين كتاب مؤلف و كاتب آن كريم فرزند ابراهيم باميد آنكه خدا از جرائم هر دو عفو فرمايد .

[ص 261] * * * * *

[ص 262] بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين .

كتاب روزه

از كتاب جامع تأليف بنده اثيم كريم بن ابرهيم عفا الله عن جرائمهما و در اين كتاب پنج باب است و خاتمه‌اي :

باب اول

در آنچه كه روزه بآن محقق ميشود و آنچه كه ملحق باين باب است و در آن پنج فصل است :

فصل اول

در وقت امساك است و متعلقات آن و در آن مسائلي است :

١ - اول وقت خودداري از چيزهائي كه روزه را ميشكند طلوع فجر دوم است يعني صبح صادق و آن سفيدي است كه بر پهناي افق ظاهر ميشود نه آن سفيدي كه قبل از صبح صادق رو به آسمان بالا ميرود .

٢ - آخر وقت خودداري از مفطرات غروب آفتاب است و غروب آفتاب را از رفتن قرمزي از افق مشرق ميفهميم و بالا آمدن سياهي .

٣ - استعمال تمام مفطرات از غروب آفتاب تا طلوع فجر دوم جايز است .

[ص 263] ٤ - هر كس در شب ماه رمضان قبل از آنكه ببيند آيا فجر طالع شده يا نه مفطري استعمال نمود و بعد معلوم شد كه فجر طالع شده بوده بايد آن روزه را قضا نمايد .

٥ - هر كس در شب ماه رمضان بافق نظر كرد و چنين ديد كه فجر طالع نشده و مفطري استعمال نمود بعد معلوم شد كه صبح شده بوده چيزي بر او نيست .

٦ - هر كس زن را در اينكه هنوز شب باقي است تصديق نموده مفطري بكار برد بعد معلوم شود كه دروغ گفته بوده آن روزه را قضا ميكند .

٧ - هر كس گمان كرد شخصي كه ميگويد فجر طالع شده دروغ ميگويد و خورد بعد معلوم شد كه راست ميگفته روزه را تمام ميكند و بعد آن را قضا مينمايد .

٨ - هر گاه دو نفر به فجر نگاه كنند و يكي از آن دو يقين به طلوع فجر نمايد و ديگري يقين نكند كسي كه يقين كرده از استعمال مفطر خودداري ميكند و آنكه هنوز شك دارد مكلف به خودداري نيست .

٩ - در شب ماه مبارك و غير اين ماه تا وقتي كه انسان شك در طلوع فجر دارد جايز است كه چيزي بخورد تا وقتي كه شك او زايل شود و به صبح يقين كند .

١٠ - مستحب است كه در ماه مبارك رمضان احتياط كنند و سحري را وقتي بخورند كه هنوز شكي بطلوع صبح حاصل نشده .

١١ - هر كس در غير ماه رمضان بعد از طلوع فجر سحري بخورد آن روز را افطار ميكند .

١٢ - هر كس گمان كند غروب است و افطار كند و بواسطه مانعي قادر به تحصيل علم نبوده بعد معلوم شود كه آفتاب هنوز غروب نكرده از مفطر خودداري ميكند و روزه را تمام مينمايد و چيزي بر او نيست و روايت شده كه قضا ميكند لكن آن روايت حمل بر تقيه يا استحباب ميشود .

١٣ - مستحب است احتياط نمودن و افطار را بتأخير انداختن تا وقتي كه قرمزي كه بالاي سياهي شب است برود ( اين قرمزي وقت غروب در افق مشرق ديده ميشود و بآن حُمره مشرقيه ميگويند ) .

[ص 264] ١٤ - پس از آنكه قرمزي از بالاي سر بگذرد افطار براي شخص روزه‌دار واجب است .

١٥ - هر گاه شهر رمضان داخل شد در دل بطور كلي نيت ميكند كه در ايام ماه از مفطرات خودداري نمايد يعني عزم ميكند همان طور كه خدا واجب كرده روزه بگيرد .

١٦ - هر كه شب قصد نكرده فردا روزه بگيرد و چون صبح شود بخواهد كه جهت قضاي ماه رمضان يا نذر غير معيني يا بطور مستحب روزه بگيرد مانعي ندارد حتي اگر كمي قبل از غروب عزم بر روزه نمايد و تا آن وقت چيزي كه روزه را بشكند از او سر نزده روزه ميگيرد .

١٧ - درباره روزه بطور كلي روايت شده كه ميتواند بعد از بالا آمدن روز هم قصد روزه نمايد و نهايت بالا آمدن روز تا ظهر است .

١٨ - روزه‌دار در قضاء ماه مبارك رمضان تا وقت ظهر ميتواند منصرف شده افطار كند مگر آنكه از شب نيت روزه كرده باشد كه در اين صورت افطار كردن مكروه است و اما بعد از زوال ديگر نبايد افطار كند .

١٩ - اگر روزه تطوع باشد تا غروب آفتاب اختيار دارد كه افطار كند جز آنكه بعد از ظهر بطور كلي افطار مكروه است و همچنين پيش از ظهر نيز اگر از شب نيت روزه كرده افطار كراهت دارد .

٢٠ - هر كه بر گردن او نذر غير معيني باشد ( يعني روزي را كه بايد روزه بگيرد مشخص نكرده ) و چون تصميم بروزه بگيرد و شروع به امساك كند بعضي از دوستانش نزد او بيايند و او آنها را براي صرف غذا نگاه دارد جايز است كه خود نيز افطار كرده همراه آنها غذا بخورد .

٢١ - كسي كه روزه مستحب گرفته مستحب است كه در نزد برادرش افطار نموده و باو چيزي نگويد .

[ص 265] فصل دوم

در چيزهائي است كه روزه‌دار از آنها خودداري ميكند و احكامي كه بآنها مربوط ميشود و در اين فصل دو مطلب است :

مطلب اول

در چيزهائي است كه شخص روزه‌دار از آنها امساك ميكند و در اين مطلب مسائلي است :

١ - واجب است كه شخص روزه‌دار از خوردن و آشاميدن چيزهائي كه عادةً خورده و آشاميده ميشود خودداري كند اما چيزهائي كه عادةً جزو خوردني و آشاميدني حساب نميشوند نزديكتر باحتياط آن است كه از آنها هم اجتناب شود .

٢ - واجب است خودداري از نزديكي در قبل زن اما در دبر در صورتيكه انزال نشود نصي نديديم جز آنكه نقل اجماع نموده‌اند كه روزه زن و مرد هر دو ميشكند و درباره زن روايت شده كه نزديكي با او در دبر روزه او را نميشكند و موجب غسلي هم براي او نميشود اما اگر مرد انزال كند هر گاه در دبر زن باشد تحت ملاعبه ميافتد چنانچه احكام آن خواهد آمد و اگر در دبر غلام يا بهيمه‌اي باشد آنهم در نزد اصحاب همين طور است و خلافي در اين باب نقل نشده .

٣ - واجب است كه روزه‌دار از انزال بوسيله ملاعبه و بازي كردن با اهل خود ، خودداري كند و روايت شده هر گاه مردي در ماه رمضان خود را بزنش بچسباند و انزال نمايد چيزي بر او نيست و براي آنكه حرمت حديث را نگاه داشته و آن را رد نكرده باشند بعضي حمل بر استفهام انكاري كرده‌اند .

٤ - واجب است كه روزه‌دار و غير روزه‌دار از دروغ گفتن بر خدا و رسول او و ائمه عليهم السلام و از غيبت و ظلم و نظر كردن مكرر به نامحرم خودداري كنند .

٥ - روايت شده كه زن در ماه رمضان هر گاه شب از حيض خود پاك شد بعد در غسل كردن تنبلي نمود تا صبح شد بايد آن روز را قضا كند .

٦ - و روايت شده كه مستحاضه هر گاه بعض غسلهاي خود را انجام نداد روزه‌اش را [ص 266] قضا ميكند .

٧ - احتياط در آن است كه عمداً قي نكنند اما اگر بي‌اختيار آمد اشكالي ندارد و همچنين احوط آن است كه كاملاً در آب فرو نروند و با مايعي تنقيه ننمايند .

مطلب دوم

در احكام است و در آن مسائلي است :

١ - هر كس يك روز از ماه رمضان را متعمداً افطار كند هم بايد آن روز را قضا نمايد و هم كفاره بدهد و كفاره او آزاد كردن بنده‌اي است يا روزه دو ماه پشت سر هم يا اطعام شصت مسكين كه به هر مسكيني يك مد گندم ميدهد .

٢ - هر كس از اين سه كار عاجز بود هجده روز روزه ميگيرد يا هر قدر كه برايش مقدور بود صدقه ميدهد و اگر اين كار هم براي او مقدور نبود از خداوند استغفار مينمايد چون استغفارْ كفاره كسي است كه نميتواند كفاره عمل خود را بجا آورد .

٣ - هر كس در ماه رمضان با چيز حرامي افطار كند بايد سه كفاره بدهد ( يعني بنده‌اي آزاد كرده و شصت روز پياپي روزه بگيرد و شصت مسكين را اطعام نمايد ) و هر كه با حلالي افطار كند يك كفاره ميدهد .

٤ - هر كه در يكي از روزهاي ماه رمضان با زني بحلال يا حرام ده مرتبه نزديك شود بايد ده كفاره بدهد براي هر مرتبه يك كفاره اما اگر فقط اكل و شرب نموده كفاره يك روز را ميدهد .

٥ - هر كه عمداً در ماه رمضان روزه خود را بخورد بعد سفر كند كفاره از او ساقط نميشود .

٦ - هر كه بزور در ماه رمضان زوجه خود را وادار به جماع كند در حالي كه زن مطاوعه نميكرده بايد دو كفاره بدهد و نصف حد را كه پنجاه تازيانه باشد بر او ميزنند و اگر زن هم موافقت داشته و اطاعت نموده هر دو بايد كفاره بدهند و بر هر يك ربع حد زده ميشود .

٧ - هر كه مشغول قضاي روزه ماه رمضان است و پيش از ظهر با زن خود نزديكي كند [ص 267] چيزي بر او نيست و اگر بعد از زوال چنين كند بايد كفاره بدهد باين ترتيب كه به ده مسكين صدقه دهد بهر كدام يك مد گندم و اگر نتوانست بدل آن روز كه افطار كرده چون بر گردن او هست روزه‌اي ميگيرد و سه روز هم علاوه بر آن بعنوان كفاره روزه ميگيرد و در كفاره رخصتي هم روايت شده و روايت شده بر گردن اوست مثل آنچه كه بر گردن جماع‌كننده در ماه رمضان است و اين روايت حمل بر استحباب ميشود و بر اينكه نوعاً اين كار كفاره دارد .

٨ - كسي كه در حال روزه غيبت برادر خود را بنمايد يا دروغ بر خدا و رسول او و ائمه عليهم السلام ببندد مستحب است كه روزه خود را قضا نمايد و احوط آن است كه در مورد دروغ هر گاه عمدي بوده قضا را ترك نكند .

٩ - هر گاه روزه‌دار عملي بنمايد كه منافي روزه است هر گاه نميدانسته كه اين كار روزه او را ميشكند چيزي بر او نيست .

١٠ - هر گاه كسي از روي فراموشي عملي منافي روزه بجا آورد چيزي بر او نيست خواه در روزه مستحب باشد خواه غير آن .

١١ - كسي كه بعلت ملاعبه با زن انزال كرده كفاره‌اي كه بر گردن اوست مثل كفاره كسي است كه جماع نموده خواه در ماه رمضان باشد و خواه در قضاي آن .

١٢ - هر كس براي غير وضوي فريضه مضمضه كند و آب از گلوي او پائين رود احتياطاً آن روز را قضا ميكند .

١٣ - مستحب است كسي كه عمداً بطور كامل در آب فرو رفته روزه را قضا كند .

١٤ - مستحب است كسي كه كنيز خود را لمس نموده و مذي از او خارج شده روزه را قضا كند .

١٥ - كسي كه عمداً قي كرده سزاوار است كه احتياطاً روزه را قضا كند اما كسي كه بي‌اختيار قي نمود چيزي بر او نيست .

[ص 268] فصل سوم

در چيزهائي است كه سزاوار است روزه‌دار از آنها امساك نمايد و در اين فصل مسائلي است :

١ - مكروه است جويدن علك ● در حال روزه .

٢ - مكروه است كه روزه‌دار چيزي را بچشد .

٣ - مكروه است زياده‌روي در مضمضه و استنشاق براي روزه‌دار .

٤ - مكروه است تنقيه با مايع و احتياط مخفي نيست اما با جامد ( شياف ) جايز است و كراهتي ندارد .

٥ - مكروه است انفيه كشيدن براي صائم .

٦ - مكروه است كه مرد جوان دست بتن زن بمالد و با او بازي كند چون بيم آن هست كه انزال نمايد .

٧ - مكروه است كه جوان پرشهوت زن را ببوسد .

٨ - مكروه است سرمه كشيدن براي روزه‌دار هر گاه بترسد كه در سر او داخل شود و اين كراهت شديد ميشود در وقتي كه طعم سرمه را در حلق خود حس كند يا سرمه مشك داشته باشد .

٩ - مكروه است كه روزه‌دار ذَرور ( يعني دواي خشك ) در چشم بريزد .

١٠ - مكروه است مسواك كردن با چوب تر .

١١ - حجامت براي روزه‌دار اگر ترس ضعف كردن باشد مكروه است و گر نه مانعي ندارد و براي حجّام مكروه است كه در حال روزه حجامت كند .

١٢ - بوئيدن گل و ريحان بخصوص نرگس مكروه است .

١٣ - مكروه است كه صائم خود را با مشك خوشبو كند .

١٤ - لذت بردن براي صائم مكروه است .

[ص 269] ١٥ - پوشيدن لباس تر براي صائم مكروه است .

١٦ - مكروه است در آب رفتن و مكث كردن در آن براي زن و براي مرد اشكالي ندارد .

١٧ - مكروه است كه تمام بدن را در آب فرو ببرند و احتياط راه نجات است .

١٨ - شعر خواندن در ماه رمضان در شب و روز مكروه است و درباره مرثيه رخصتي روايت شده .

١٩ - مكروه است مكيدن هسته خرما .

٢٠ - اگر روزه‌دار از ضعف بترسد مكروه است كه حمام رود .

٢١ - مكروه است كه خود را بر زن خوبرو عرضه نمايد .

٢٢ - مكروه است خارج نمودن خون از بدن براي روزه‌دار ولو بكندن دندان باشد .

٢٣ - مكروه است كه بعد از مضمضه آب دهان را فرو برد تا آنكه سه بار آب دهان را بيرون بريزد و روايت شده يكبار .

٢٤ - كسي كه محتلم شده خواب او در روز ، قبل از غسل مكروه است .

٢٥ - مكروه است جدال و تندي و كج‌خلقي و قسم خوردن در روزه .

فصل چهارم

در چيزهائي است كه براي روزه‌دار مستحب است و در آن مسائلي است :

١ - روزه سنتي را مستحب است كه پنهان كنند مگر كسي سؤال كند كه در اين وقت نبايد دروغ گفت .

٢ - مستحب است مسواك كردن با مسواك خشك .

٣ - مستحب است عطر زدن بخصوص اول روز و آن هديه روزه‌دار است .

٤ - مستحب است قيلوله ( يعني خوابيدن قبل از ظهر ) .

٥ - مستحب است افطاري دادن به روزه‌دار هنگام غروب با هر چه ميسر شود خاصه در ماه رمضان .

٦ - مستحب است وقت افطار كردن و سحري خوردن و غير آن ادعيه مأثوره را [ص 270] بخوانند و وقتي كه ميخواهند افطار و سحري بخورند سوره قدر را بخوانند .

٧ - مستحب است اول نماز بخوانند بعد افطار كنند مگر آنكه بعض برادران شخص منتظر او باشند يا طاقتش كم شده باشد .

٨ - مستحب است افطار كردن با حلوا و رطب و آب بخصوص آب گرم و خرما و شكر و مويز و شير و سويق ● .

٩ - مستحب است سحري خوردن خاصه در ماه رمضان و افضل در سحري خرما است و مويز و سويق و آب .

١٠ - مستحب است كسي كه روزه سنتي دارد هر گاه برادرش او را دعوت بخوردن چيزي كرد افطار كند ولو نزديك غروب باشد و روزه را از او پنهان ميكند .

١١ - مستحب است ترجيح دادن افطار در نزد برادر بر تمام كردن روزه چون آن افضل است .

١٢ - مستحب است كه همه اعضا را از آنچه خدا دوست نميدارد باز دارند .

١٣ - مستحب است كه ظلم و ناداني و بدي اشخاص را نسبت بخود متحمل شوند .

١٤ - مستحب است فحش بدگويان را تحمل كرده بگويد من روزه دارم سلام بر تو ، من مثل تو فحش نميدهم .

فصل پنجم

در چيزهائي است كه براي روزه‌دار مباح است و در آنها نص رسيده و در اين فصل مسائلي است :

١ - جايز است كه مرد در آب برود و در آن مكث نمايد .

٢ - جايز است بر سر آب بريزند و خود را با جامه خنك كنند و بر حصير زير پا آب بزنند و با بادزن بر خود ترشح كنند .

[ص 271] ٣ - جايز است شياف گذاشتن .

٤ - جايز است حجامت اگر ترس ضعف نباشد .

٥ - جايز است حمام رفتن اگر از ضعف نترسد .

٦ - جايز است ريختن دوا و روغن در گوش .

٧ - جايز است مضمضه و استنشاق اگر در آنها مبالغه نكند .

٨ - سرمه كشيدن تا طعم آن در حلق احساس نشود يا در سرمه مشك نباشد جايز است .

٩ - باكي نيست به داخل شدن دخنه ● و غبار در حلق .

١٠ - باكي نيست كه مرد زبان زن خود را بمكد يا زن زبان مرد را .

١١ - باكي نيست كه شخص دختر خود را ببوسد اگر چه كه از آب دهن طفل بدون تعمد بگلوي او داخل شود .

١٢ - مانعي ندارد كه خوراك را براي بچه بجوند يا خوراك مرغ را در دهان گذاشته و از دهان بمرغ بخورانند بشرط آنكه چيزي را فرو نبرند .

١٣ - باكي نيست به فرو بردن خلط سينه يا بيني .

١٤ - باكي نيست باينكه مگس وارد حلق شود .

١٥ - مكيدن انگشتر مانعي ندارد .

١٦ - كندن موي زير بغل اشكالي ندارد .

١٧ - در صورت احتياج چشيدن آبگوشت مانعي ندارد .

١٨ - چيزي را كه ميجود تا عين غذا بگلو نرسيده حس كردن مزه آن در گلو مانعي ندارد .

١٩ - اشكالي ندارد كه بواسطه آروغ يا حالتي شبيه بآن چيزي كه از معده بالا آمده از حلق وارد دهان گردد و مانعي ندارد كه دوباره آن را فرو ببرد .

٢٠ - جايز است كه روزه‌دار آب در دهان خود نگاه دارد و از دهان بر روي چيزي كه [ص 272] ميشويد بريزد .

٢١ - فرو بردن اخلاط بيني و سينه جايز است چه از دماغ او نازل شده باشد و چه از سينه او خارج شده باشد ، روي زبان رسيده باشد يا نرسيده باشد .

٢٢ - اشكالي ندارد كسي كه صبح جنب بيدار شده روزه مستحب بگيرد و روايت شده كه اين روز را براي قضاي ماه رمضان روزه نميگيرد و روز ديگري را براي آن روزه ميگيرد و روايت شده كه بطور مطلق روزه اين روز جايز است .

٢٣ - كسي كه در شبي از ماه رمضان جنب شده و تا طلوع فجر نتوانسته غسل كند اشكالي ندارد كه بعد از صبح غسل كند و آن روز را روزه ميگيرد .

٢٤ - اشكالي ندارد كه مسواك خود را با آب تر كند بعد آن را تكان دهد تا آبي در آن نماند و مسواك كند .

٢٥ - جايز است كه در وقت تقيه يا ترس افطار كنند و روايت شده كه بايد آن روزه را قضا نمايد .

باب دوم

درباره كساني است كه روزه ايشان صحيح است و كساني كه روزه گرفتن آنها صحيح نيست و در اين باب سه فصل است :

فصل اول

در كسي كه وجوب روزه شامل او نميشود و آنچه كه متعلق باين مطلب است و در اين فصل مسائلي است :

١ - بچه تا بالغ نشده روزه بر او واجب نيست .

٢ - تا وقتي كه ديوانه حال جنون او باقي باشد روزه بر او واجب نيست .

٣ - هر گاه كسي كه بحال اغماء افتاده تمام شب و روزي را در حال اغماء باشد روزه بر [ص 273] او واجب نيست ● .

٤ - قضا بر كسي كه بحال اغماء افتاده بوده واجب نيست بلكه مستحب است .

٥ - مستحب است كه چون پسر بچه نه ساله شود او را تمرين روزه بدهند تمام روز يا هر قدر كه طاقت دارد ولو بعض روز باشد و يا در هر سني كه ديدند طاقت دارد يا در وقتي كه نزديك بلوغ او است و واجب است كه هنگام بلوغ او را ملزم نمايند كه روزه بگيرد .

٦ - مستحب است كه هر گاه پسر بچه طاقت سه روز روزه را دارد باو تأكيد كنند كه روزه بگيرد .

٧ - روزه حائض درست نيست ولو كمي قبل از غروب حائض شود يا بعد از فجر پاك شود و واجب است كه روزه آن ايام را قضا كند .

٨ - زن حامله اگر روزه دارد و قبل از افطار وضع حمل نمايد نُفَساء است و روزه او صحيح نيست و واجب است كه بعد قضا نمايد .

٩ - مستحاضه روزه او درست است و عمل مستحاضه را بجا ميآورد و روزه ميگيرد مگر ايامي را كه در آنها حائض مي‌شده كه آنها را بعد قضا مينمايد .

١٠ - مستحب است كه حائض هر گاه در اثناي روز پاك شد از استعمال مفطرات خودداري كند و اين كار بر او واجب نيست و واجب است بر او قضا كردن .

١١ - مستحب است كه هر گاه بعد از زوال ظهر حائض شد باقي روز را از مفطر امساك كند .

فصل دوم

در مسافر و مريض است و در آن دو مطلب است :

[ص 274] مطلب اول

در مسافر است و در آن مسائلي است :

١ - روزه ماه رمضان در سفر جايز نيست و بر مسافر واجب است كه در ايام ديگري آن روزه را بگيرد .

٢ - روزه در سفر بطور مطلق جايز نيست چه روزه سنتي و چه غير آن مگر آنچه كه استثناء شده .

٣ - جايز است كه روزه سه روزي را كه بدل از قرباني در حج بر ذمه او قرار گرفته در سفر بگيرد .

٤ - و همچنين جايز است در سفر گرفتن هجده روز ، روزه كفاره براي كسي كه عمداً قبل از غروب از عرفات برگردد و نتواند فديه بدهد و فديه او شتري است كه روز عيد قربان نحر ميكند .

٥ - روزه كفاره شكار در حرم هنگام سفر جايز است .

٦ - روزه كفاره تراشيدن سر بعلت اذيت مو در حال احرام را جايز است كه در سفر بگيرند .

٧ - جايز است روزه اعتكاف در مسجد الحرام و مسجد الرسول و مسجد مداين هر گاه در سفر اعتكاف نمايد .

٨ - جايز است روزه سه روز در حال سفر در مدينة الرسول صلي الله عليه و آله كه ترتيب خاص دارد و براي طلب حاجتي روزه ميگيرند .

٩ - هر كه نذر كند روز معيني را روزه بگيرد و سفري براي او پيش بيايد افطار كرده قضا مينمايد ● و رخصتي روايت شده ● كه روزه نذري در سفر جايز است هر گاه كه اين مطلب را در نذر خود نيت كرده باشد .

١٠ - هر كه پيش از ظهر از سفر خود برگردد و در خارج استعمال مفطر ننموده بوده [ص 275] روزه ميگيرد .

١١ - هر كه در بيرون افطار نموده بوده يا بعد از زوال وارد شود بقيه روز را امساك ميكند و اين حكم بجهت ادب است و واجب نيست .

١٢ - در هر وقت روز كه كسي سفر كند افطار ميكند چون افطار كردن و قصر از هم جدا نميشوند .

١٣ - هر كس در سفر روزه بگيرد و حال آنكه ميداند افطار واجب است روزه او كفايت نميكند .

١٤ - هر كه در سفر روزه بگيرد در حاليكه نميدانسته از روزه در سفر نهي شده روزه او كفايت ميكند .

١٥ - جماع براي مسافر در وقت روز در ماه رمضان كراهت شديد دارد .

١٦ - مستحب است كه در روز ماه رمضان در سفر نخورد مگر بقدر قوت و نياشامد كه سيراب شود كه اقتدا بائمه عليهم السلام نموده باشد .

١٧ - سفر در ماه رمضان پيش از شب بيست و سوم مكروه است و بعد از آن مكروه نيست مگر آنكه قبل از بيست و سوم ضرورتي پيش آيد يا عازم مكه شود يا به جنگي در راه خدا برود يا بسوي مالي كه ميترسد از ميان برود يا برادري كه ميترسد هلاك شود يا براي مشايعت برادري كه مسافر است يا استقبال برادري كه ميآيد .

١٨ - شرايط افطار در سفر بعينها همان شرايط شكستن نماز در سفر است و در كتاب نماز شرح آن گذشت .

مطلب دوم

در مريض است و در اين مطلب مسائلي است :

١ - روزه مريض صحيح نيست و حدي براي مرض نيست و مريضي كه روزه نگرفته بايد در ايام ديگري قضا نمايد .

٢ - مريض خودش مورد اعتماد است و كار را بخودش واگذاشته‌اند اگر بر خود ترسيد افطار ميكند و اگر ديد قوه دارد روزه ميگيرد .

[ص 276] ٣ - هر چه روزه بآن ضرر برساند افطار بجهت آن واجب است حتي آنكه اگر چشمش ناراحتي داشته باشد و روزه باعث شود كه ديد شب او مختل شود افطار ميكند .

٤ - هر كس بترسد كه بواسطه روزه به مرضي مبتلا شود روزه او صحيح نيست .

٥ - هر كس بواسطه مرضي در اول روز افطار كند بعد قوت بگيرد امر شده كه باقي روز را امساك كند و اين امر براي تعليم ادب است و واجب نيست .

٦ - هر كه پيش از ظهر بيماري او رفع شود مشهور آن است كه روزه ميگيرد و نصي در اين مورد نيست و احتياط واضح است .

٧ - هر كه در حال مرض با آنكه برايش ضرر دارد روزه بگيرد بايد آن روزه را قضا كند .

فصل سوم

در كسي است كه بواسطه عارضه‌اي روزه از او ساقط ميشود و در اين فصل مسائلي است :

١ - پيرمرد و پيرزن هر گاه روزه براي آنها سخت شود افطار ميكنند و فديه ميدهند بابت هر روز يك مُد گندم و قضائي بر آنها نيست ● .

٢ - كسي كه مبتلا به عطش است اگر عطش او مرضي است كه بر او وارد شده و اميد دارد كه مثل ديگر امراض برطرف شود مثل مريض است و اگر اميد بهبودي ندارد مثل پيرمرد و پيرزن عمل ميكند .

٣ - هر كس در اثناي روزه تشنه شود بطوريكه بر جان خود بترسد بقدر رفع آن حالت آب ميخورد و چيزي بر او نيست .

٤ - حامله‌اي كه نزديك وضع حمل او است اگر بر جان خود يا بچه بترسد بايد افطار [ص 277] كند و قضا نمايد و از هر روز يك مد گندم فديه دهد .

٥ - زني كه بچه شير ميدهد و شير او كم است اگر از روزه گرفتن بر خود يا بچه بترسد اگر ميتواند دايه ميگيرد و گر نه افطار ميكند و شير ميدهد و از بابت هر روز يك مد گندم فديه ميدهد و بعد قضا مينمايد .

٦ - روزه مستحب براي زن بدون اجازه شوهرش جايز نيست .

٧ - روزه مستحب فرزند بدون اجازه والدين جايز نيست .

٨ - جايز نيست كه عبد بدون اجازه مولاي خود روزه مستحبي بگيرد .

٩ - روزه مهمان بدون اذن صاحب خانه مكروه است .

١٠ - روزه صاحب خانه بدون اذن مهمان مكروه است .

١١ - كسي كه قضاي ماه رمضان بر گردن او است جايز نيست كه روزه سنتي يعني مستحب بگيرد .

باب سوم

در احكام ماه رمضان است و در آن چهار مقصد است :

مقصد اول

در عدد ماه رمضان است و مطالبي كه مربوط بآن ميشود و در آن مسائلي است :

١ - به ضرورت اسلام روزه ماه رمضان واجب است .

٢ - هر كس روزه ماه رمضان را منكر شود و افطار آن را حلال بداند بر امام است كه او را بكشد .

٣ - هر كس بدون آنكه خوردن روزه را حلال بداند روزه خود را افطار كند تا دو بار او را تعزير ميكنند و در مرتبه سوم او را ميكشند .

٤ - ماه رمضان هرگز از سي روز كمتر نميشود و اين قول موافق استنباط جمعي از علما است از جمله شيخ صدوق و برادرش حسين بن علي بن الحسين و ابي‌محمد [ص 278] هٰرون بن موسي و السيد ابي‌محمد الحسيني و جعفر بن محمد بن قولويه و ابن ابي‌عقيل و كراجكي در يكي از دو قول خودش و شيخ مفيد در لمح البرهان و در آن كتاب ميگويد كه اجماع اماميه در اين عصر بر همين است و ابن‌بابويه ذكر ميكند كه اين مذهب خواص شيعه است و اهل بصيرت ايشان و ظاهر از عبارت صاحب مجمع هم اين است كه قائل بهمين قول است و ما رساله مفصلي بخصوص در اين باب نوشته‌ايم و آثار و اقوال علماي اخيار را در آن ذكر كرده‌ايم و آن ادله باندازه‌اي است كه شخص صاحب انصاف را كافي است .

٥ - روايات زيادي وارد شده كه يك ماه تمام است و يك ماه ناقص و دليل عقل هم مؤيد آن روايات است جز آنكه مشهور مابين علما خلاف اين است و بر حسب ادله فقهيه هم اظهر همان قول مشهور است و بناي عمل بر رؤيت است يعني ديدن ماه حتي در ماه رمضان پس بايد با رؤيت روزه بگيرند و با رؤيت افطار نمايند و اگر بين دو رؤيت سي روز شد كه هيچ و گر نه يك روز قضا ميكند چون نقصان ماه دليل بر آن است كه هلال در شب اول ماه بجهتي پنهان مانده و ديده نشده .

٦ - هر كه يوم الشك از ماه شعبان يا روز آخر آن را روزه گرفت ● آنگاه بر حسب رؤيت ماه رمضان ناقص شد همان روزه كه گرفته او را كافي است و قضائي بر او نيست چون آنچه واجب بود بعينه بر همان روز خودش واقع شده .

٧ - هر كه يوم الشك را به نيت ماه رمضان روزه بگيرد خطا كرده و اگر معلوم شد كه از ماه رمضان بوده براي او از ماه رمضان حساب نميشود بخلاف آنكه به نيت ماه شعبان روزه بگيرد كه اگر از ماه شعبان بود براي او از شعبان حساب ميشود و اگر از ماه رمضان بود از ماه رمضان حساب ميشود .

٨ - هر كس در ماه رمضان يك روز يا چند روز يا يك ماه را بقصد انجام طاعتي [ص 279] استحباباً روزه بگيرد و نداند كه ماه رمضان است بعد بفهمد كه در ماه رمضان روزه ميگرفته همان روزه‌ها كه گرفته براي آن ايام او را كافي است .

٩ - ثابت شدن هلال ماه رمضان و ساير ماهها برؤيت است كه ماه را ببينند و به شايع شدني كه باعث علم عادي شود و به گذشتن سي روز از شعبان اگر پيش از سي روز ماه ديده نشود و همچنين ثابت ميشود به شهادت دو نفر عادل كه از بيرون شهر ميآيند و در آسمان شهر علتي است اما وقتي در آسمان شهر مانعي نيست و غير از آن دو در بلد اسلام كسي ماه را نديده با آنكه جمعي بطلب ماه نظر ميكرده‌اند و آن دو نفر هم ميگويند در داخل شهر ديده‌ايم مورد اتهامند و از آنها قبول نميشود و اگر طوري باشند كه هيچ احتمال خلاف گفتن در آنها نميرود و از گفته آنها علم عادي حاصل ميشود شهادت آنها را قبول ميكنند و شهادت زنها در هلال ماه رمضان جايز نيست .

١٠ - هر گاه دو نفر عادل نزد اهل شهري شهادت دهند كه از وقتي كه هلال را رؤيت كرده‌اند سي روز روزه گرفته‌اند هلال ثابت ميشود .

١١ - حكم تمام شهرها در هلال يكي است پس هر گاه در شهري رؤيت كردند و در شهر ديگر آن رؤيت با شهادت شهود ثابت شد قول آنها قبول ميشود و بآن عمل ميكنند .

١٢ - اعتباري به قول منجمين كه بگويند ديده ميشود نيست و گرفتن بقول آنها جايز نيست .

١٣ - اتكاء بر قول مخالفين در باب هلال جايز نيست مگر وقت تقيه كه در اين هنگام در روزه و فطر و اضحٰي و غير اينها بقول ايشان عمل ميكند اما اگر بنا بگفته آنها يك روز از ماه رمضان را افطار كرده آن روز را قضا ميكند .

١٤ - مستحب است كه روز پنجم از روزي را كه سال قبل روزه گرفته‌اند روزه بگيرند و همچنين روزه روز شصتم از هلال ماه رجب به نيت شعبان البته در صورتي كه هلال رؤيت نشده باشد .

١٥ - اين حالات كه در شب اول ، هلال قبل از رفتن روشنائي غايب شود و در شب [ص 280] دوم بعد از رفتن آن يا در شب دوم طوق بياندازد و در شب سوم سايه سر در نور ماه معلوم شود امور كلي نيستند بلكه در ماههاي تام و ناقص تغيير ميكنند و نميشود باين چيزها اعتماد كرد .

١٦ - روايت شده هر گاه هلال قبل از زوال ديده شود مربوط به شب قبل است و هر گاه بعد از زوال ديده شود از شب آتي حساب ميشود و اين نيز امر كلي نيست بلكه بسا وقتي كه ماه قبل سي روز باشد قبل از زوال ديده شود يعني بسا آن روز هم از ماه رمضان باشد نه شوال .

١٧ - هر كه اسير باشد و تاريخ ايام را فراموش كند و كسي را پيدا نكند كه بتواند از او بپرسد و از رؤيت هم خبري ندارد كوشش ميكند و ماهي را ترجيح ميدهد و سي روز روزه ميگيرد بعد هر گاه كسي را يافت كه بپرسد ميپرسد اگر ماهي كه روزه گرفته قبل از ماه رمضان بوده كافي نيست و اگر خود ماه رمضان بوده كه موفق بر آن شده و اگر بعد از آن بوده از او پذيرفته است .

مقصد دوم

در بعض سنتهاي ماه رمضان است و در آن مسائلي است :

١ - سزاوار است كه انسان در ماه رمضان سعي در حفظ فرج و زبان خود نمايد و متذكر باشد كه نظرش بحرام نيفتد و كسي را اذيت ننمايد .

٢ - سزاوار است كه در ماه رمضان دعا و استغفار زياد نموده و سعي بسيار در عبادت و برخاستن در شب جهت عبادت بنمايند .

٣ - سزاوار است كه انسان تا بتواند سخن نگويد مگر به دعا و تسبيح و استغفار و تكبير .

٤ - سزاوار است كه در عبادت كوشش كنند خاصه در دهه آخر ماه .

٥ - سزاوار است كه خُلق خود را خوش نمايند و غيظ خود را فرو برند و صله رحم نمايند و در راه خدا انفاق كنند و ترحم بر ايتام نموده بآنها كمك كنند .

[ص 281] ٦ - سزاوار است كه در اين ماه روزه‌داران را افطار دهند اگر چه به نصف خرمائي باشد يا شربت آبي .

٧ - سزاوار است كه در اين ماه قرآن و نماز زياد بخوانند .

٨ - سزاوار است كه در ماه مبارك وقت رؤيت هلال ماه و در شبها و روزها و هنگام افطار و سحري خوردن ادعيه وارده را بخوانند .

٩ - مستحب است كه مرد در شب اول ماه مبارك با زوجه خود جمع شود .

١٠ - مستحب است كه در ليالي قدر سعي بسيار در عبادت و نماز و دعاء بنمايند .

١١ - مستحب است قراءت عنكبوت و روم در شب بيست و سوم و هزار مرتبه سوره قدر را خواندن و تفاصيل اعمال و غسلها و دعاها و نمازها در كتب اصحاب كه در اين فن نوشته شده مذكور است هر كس بخواهد بآن كتب رجوع نمايد و اينجا محل بيان آن نيست .

مقصد سوم

در بعض احكام متعلقه بماه رمضان است و در آن مسائلي است :

١ - رمضان اسمي است از اسمهاي خداي سبحانه و آن يا جامد است و يا آنكه مشتق است و معني آن « سوزنده » است يعني گناهان را ميسوزاند و ميپوشاند چون رمض به شدت حرارت ميگويند و بنا بر اين نبايد بگويند رمضان آمد و رمضان رفت و نگوئيد كه اين رمضان است بلكه در همه اين موارد بايد بگويند ماه رمضان همان طور كه خدا فرموده پس هر كه بگويد رمضان تصدق ميدهد و روزه ميگيرد بجهت كفاره .

٢ - هر كه در ماه رمضان مسلمان شود و ايامي از ماهْ گذشته باشد واجب نيست كه آن ايام و روزي را كه در آن مسلمان شده قضا كند مگر آنكه قبل از فجر مسلمان شده كه آن روز و مابعد آن را روزه ميگيرد .

٣ - جايز است به كسي كه در ماه مبارك بدون موجبي افطار ميكند غذا دهند و اين در [ص 282] وقتي است كه تو محتاج به كار اين شخص هستي مثلا دروگر است و بدون خوراك دادن كار نميكند و تو هم ندهي نزد ديگري ميرود كه او خوراك ميدهد .

٤ - شب قدر شب بيست و سوم است و مستحب است احياء شب نيمه شعبان و شب نوزدهم و بيست و يكم ماه رمضان چون در شب نيمه شعبان اراده به امور تعلق ميگيرد يعني كارهائي كه بايد در ضمن سال واقع شود و در شب نوزدهم ماه رمضان قدر متعلق بآنها ميشود و التقاي جمعان است ● و در شب بيست و يكم قضاء متعلق به چيزها ميشود و هر امر محكمي معين ميشود و در شب بيست و سوم بطور اجمال امضاء ميشود و در عرض سال بطور تفصيل ظاهر ميشود و چون اول تعين و مشخص شدن امور در نيمه شعبان بود احياء شب آن مستحب است و در آنچه كه در آن اراده فرموده احتمال بدا هست و چون در شب نوزدهم آنچه در نيمه شعبان اراده فرموده مقدر ميشود و ملتقاي جمعان است و خداوند بتقدير خود امور را در اين شب جمع مينمايد احياء آن نيز مستحب شده و در مقدرات آن نيز احتمال بدا هست و در شب بيست و يكم آنچه در شب نوزدهم مقدر شده قضا بر آن جاري ميشود و هر امر محكمي از امر محكم ديگر مشخص ميشود و مع ذلك در آن هم بدا هست و از اين رو دعوت باحياء آن نموده‌اند و اما شب بيست و سوم امور در آن امضاء ميشود و البته بدائي در آن نيست و بهمين جهت ترغيب فرموده‌اند كه در اين شب بيشتر سعي در عبادت شود و ترغيب و تشويق بر عبادت شبهاي قبل از آن را باين اميد نموده‌اند كه هر بدي كه ثبت شده محو شود و اينجا محل توضيح بيشتر براي اين مطلب نيست .

٥ - هر گاه شبهاي قدر بواسطه آنكه رؤيت نشده و ايام ماه بدقت معلوم نيست مشتبه شود اعمال شبهاي قدر را قربةً الي الله در همه شبهائي كه مورد شبهه هستند احتياطاً انجام ميدهند تا آنها را از دست نداده باشند .

[ص 283] مقصد چهارم

در روزه قضاء است و احكام آن و در اين مقصد نيز مسائلي است :

١ - صغير چون بالغ شود قضاي روزه‌هائي كه در ايام صغر نگرفته بر گردن او نيست .