٢١ - مستحب است كه در هر روز جمعه براي اهل خانه ميوه و گوشتي بياورند كه آنها از آمدن جمعه خوشحال باشند .
٢٢ - مستحب است كه انسان روز جمعه و شب آن با عيال خود جمع شود و اين صدقهاي است از تو بر او .
٢٣ - مستحب است روزه گرفتن در روز جمعه و زيارت قبور و صدقه دادن .
در نماز عيدين است و در آن دو مطلب است :
در وجوب و كيفيت آن است و در آن مسائلي است :
١ - نماز عيدين سنتي است واجب .
٢ - در روز عيد فطر و قربان نمازي نيست مگر با امام معصوم مثل جمعه .
٣ - نماز عيدين بر مسافر و زن و مريض واجب نيست .
٤ - وقتي كه جماعت هفت نفر باشند كه يكي امام است نماز واجب ميشود و وقتي پنج نفر شوند مستحب ميشود .
[ص 227] ٥ - نماز عيدين بر همه كس واجب است مگر آنان كه استثنا شدهاند .
٦ - مستحب است كه در غيبت امام در عيدين انسان غسل كند و عطر بزند و تنها در خانه خودش نماز عيد بخواند .
٧ - در نماز عيدين اذان و اقامه نيست لكن سه مرتبه ندا ميدهند الصلوة و اذان آن طلوع آفتاب است و بعد از طلوع آن مردم بيرون ميروند و قبل و بعد از آن نمازي نيست .
٨ - بطور خاص در مدينه مستحب است كه قبل از رفتن به مصلٰي در مسجد حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله دو ركعت نماز بخوانند .
٩ - نماز عيد دوازده تكبير دارد يك تكبير براي افتتاح است بعد قراءت ميكني بعد شش تكبير ميگوئي و بين آن شش تكبير پنج قنوت ميخواني و بعد از تكبير ششم ركوع ميكني و چون سر از ركوع برداشتي سجده ميكني و برميخيزي و قراءت ميكني و در اين ركعت پنج تكبير ميگوئي و بين هر دو تكبير قنوت ميخواني و با گفتن تكبير پنجم ركوع ميكني و براي هر تكبير دستهاي خود را بالا ميآوري و در عدد تكبيرها روايات ديگري هم شده و صداي خود را پائين ميآوري همين اندازه كه شخص كنار تو بشنود .
١٠ - مستحب است كه در نماز عيد سوره شمس و غاشيه و اشباه آنها را بخوانند .
١١ - مستحب است كه با هر تكبير دستها را بالا ببرند .
١٢ - مستحب است بعد از نماز دو خطبه بخوانند مثل خطبههاي جمعه و كمي بين دو خطبه مينشيند .
١٣ - مستحب است كه خطيب روز عيد برد بپوشد و عمامه ببندد چه در زمستان باشد و چه در تابستان و پيراهن هم پوشيده باشد و بر عَنَزه يعني نيزه عصا مانندي كه در انتهاي آن سرنيزه آهني داشته باشد تكيه دهد .
١٤ - توقف براي استماع دو خطبه واجب نيست هر كس خواست ميماند و گوش ميدهد و هر كس خواست برود ميرود و مانعي ندارد .
[ص 228] ١٥ - مستحب است كه منبر منبري باشد كه آن را جابجا نكنند و براي امام چيزي از گِل ميسازند كه بر آن ايستاده و خطبه ميخواند بعد پائين ميآيد .
هر گاه كسي بخواهد نماز عيد بخواند رو بقبله كرده ميگويد الصلوة الصلوة الصلوة بعد با تكبيرة الافتتاح نماز را شروع ميكند آن وقت الحمد ميخواند با سوره شمس يا سورهاي شبيه بآن بعد تكبير گفته دستها را براي تكبير بالا ميآورد بعد قنوت ميخواند هر چه بخواهد بعبارات نيكو و اگر خواست از قنوتهاي مأثور ميخواند بعد دوباره ميگويد الله اكبر و دستها را براي تكبير بالا ميآورد بعد قنوت ميخواند و براي بار سوم دستها را بالا آورده تكبير ميگويد و دوباره قنوت ميخواند و باز دستها را بالا آورده تكبير چهارم را ميگويد و قنوت ميخواند آنگاه براي مرتبه پنجم دستها را بالا برده تكبير ميگويد بعد قنوت ميخواند آنگاه تكبير ميگويد براي ركوع و دستها را هم وقت تكبير بالا ميبرد بعد ركوع ميكند و سر برميدارد بعد به سجده رفته دو سجده بجا ميآورد و برميخيزد و حمد و سوره غاشيه يا شبيه بآن را ميخواند بعد دستها را بالا برده تكبير ميگويد و قنوت ميخواند و دوباره دستها را بالا برده تكبير ميگويد و قنوت ميخواند بعد دستها را بالا برده تكبير سوم را ميگويد بعد قنوت ميخواند بعد دستها را بالا برده تكبير چهارم را ميگويد و قنوت ميخواند آن وقت براي ركوع تكبير ميگويد و دستها را هم براي تكبير بالا ميبرد بعد ركوع كرده و دو سجده بجا ميآورد و تشهد ميخواند و سلام ميدهد و اگر امام است بعد از نماز خطبه ميخواند .
در احكام است و درآن مسائلي است :
١ - هر گاه عيد روز جمعه باشد و مردم براي عيد حاضر شوند اگر منازلشان دور است مخير هستند كه براي جمعه حاضر شوند يا نشوند و سزاوار است كه امام بآنها كه براي نماز عيد آمدهاند اذن دهد كه بروند و تا ظهر براي نماز جمعه نايستند .
[ص 229] ٢ - رخصتي روايت شده در جائي كه امامي آنجا نيست چون آفتاب بالا آمد مردم نماز را بجماعت بخوانند و احوط آن است كه فرادي بخوانند و بجماعت نخوانند چون نماز عيدي نيست مگر با امام عادل .
٣ - هر كس روز عيد نماز را بجماعت همراه امام بجا نياورد نماز عيد از او فوت شده و قضائي هم ندارد .
٤ - مستحب است كساني كه ميتوانند روز عيد بصحرا روند و بر روي زمين نماز بخوانند .
٥ - نماز عيد در مسجد مسقف و در خانه مكروه است .
٦ - مكروه است نماز در روز عيد بر روي فرش يا بوريا يا خمره ● يا حصير .
٧ - نماز عيد براي مسافر مستحب است مگر براي كسي كه روز عيد قربان در منٰي است .
٨ - نماز عيد را در همه شهرها ميخوانند مگر روز قربان در منٰي كه در آنجا در روز عيد نماز عيد و تكبيري نيست .
٩ - رخصت داده شده براي زنهاي جوان و پيرزنان كه در عيدين براي نماز بيرون روند و اين رخصت بجهت آن بوده كه خدا رزقي بآنها نصيب فرمايد .
١٠ - بر زنها واجب نيست كه براي نماز در عيدين بيرون روند اما اگر رفتند نماز ميخوانند .
١١ - مستحب است احياء شب عيد .
١٢ - مستحب است كه در اين دو عيد غسل نمايند و عطر استعمال كنند و زينت نمايند .
١٣ - روز عيد فطر چيزي بخور و بيرون برو و روز عيد قربان چيزي مخور تا امام نماز را تمام كند و آنوقت از هدي و قرباني خود بخوري و اگر قوت نداشتي كه صبر كني معذوري و اين مستحب است .
[ص 230] ١٤ - مستحب است كه انسان در روز عيد فطر با تربت حضرت سيدالشهداء عليه السلام و خرما افطار نمايد و اگر اشخاصي نزد او بودند بآنها نيز همينها را بخوراند .
١٥ - هرگاه پيش از ظهر هلال شوال مسلم شد امام امر بافطار آن روز ميكند و با مردم نماز ميخواند و اگر بعد از زوال امر هلال مسلم شد امر ميكند كه مردم افطار كنند لكن نماز را روز بعد ميخواند .
١٦ - كيفيت بيرون رفتن براي نماز عيد اينطور است كه امام هنگام طلوع آفتاب غسل ميكند و عمامه سفيدي از جنس پنبه ميبندد و يك طرف آن را بر سينه مياندازد و طرف ديگر را به پشت سر مابين دو كتف و پائين شلوار را قدري بالا ميزند و همراهان را هم امر ميكند كه چنين كنند بعد عُكّازي بدست ميگيرد و آن نيزه كوتاهي است بعد همراه قوم پابرهنه بيرون ميرود در حاليكه شلوار را تا نصف ساق بالا زده و دامن جامه خود را نيز جمع نموده پس چون براه افتد سر را بطرف آسمان ميگيرد و چهار تكبير ميگويد و چون بدر خانه رسيد ميگويد : اَللّٰهُ اَكْبَرُ اَللّٰهُ اَكْبَرُ اَللّٰهُ اَكْبَرُ اَللّٰهُ اَكْبَرُ عَلٰي مٰا هَدٰانٰا اَللّٰهُ اَكْبَرُ عَلٰي مٰا رَزَقَنٰا مِنْ بَهٖيمَةِ الْاَنْعٰامِ وَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ عَلٰي مٰا اَبْلٰانٰا ، و جماعت هم همين را با صداي بلند ميگويند و ميرود و در هر ده قدم ميايستد و سه تكبير ميگويد .
١٧ - مستحب است از غير راهي كه رفتهاند بمنزل برگردند .
١٨ - هرگاه خواستي در روز عيد سفر بروي و در حالي كه هنوز داخل شهري صبح طالع شد بيرون مرو تا براي نماز عيد حاضر شوي .
١٩ - مستحب مؤكد است كه در عيد فطر بطور مأثور بعد از پنج نماز تكبير بگوئي و اولي آنها نماز مغرب شب فطر است و آخري آنها نماز عصر روز عيد فطر و طريقه آن اين است كه ميگوئي : اَللّٰهُ اَكْبَرُ اَللّٰهُ اَكْبَرُ لٰا اِلٰهَ اِلَّا اللّٰهُ وَ اللّٰهُ اَكْبَرُ وَ لِلّٰهِ الْحَمْدُ اَللّٰهُ اَكْبَرُ عَلٰي مٰا هَدٰانٰا وَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ عَلٰي مٰا اَبْلٰانٰا .
٢٠ - تكبير مذكور بعد از پانزده نماز در عيد قربان در منٰي مستحب مؤكد است و اول آن نمازها نماز ظهر روز نحر است يعني روز عيد قربان تا نماز صبح روز چهارم و روايت شده هر كس در منٰي بماند و ظهر و عصر را بخواند بعد از آن دو نيز تكبير [ص 231] ميگويد و در ساير شهرها در پي ده نماز كه اولي آنها نماز ظهر عيد قربان است و آخري آنها نماز صبح روز سوم و در اين تكبير يعني تكبير عيد قربان اضافه ميكنند : وَ اللّٰهُ اَكْبَرُ عَلٰي مٰا رَزَقَنٰا مِنْ بَهٖيمَةِ الاَنْعٰامِ .
٢١ - هر كس اين تكبيرها را فراموش كند چيزي بر گردن او نيست .
٢٢ - گفتن اين تكبيرات در عقب نمازهاي نافله نيز مستحب است .
٢٣ - زنها هم بايد تكبير بگويند اما بلند نميگويند .
٢٤ - مستحب است كه در تكبير قدري دستها را بالا بياورند يا حركت دهند .
٢٥ - تكبيرات را هر قدر بخواهد تكرار ميكند چون اندازه معين واجبي ندارد .
در نماز آيات است و در آن دو مطلب است :
در واجب بودن نماز آيات است و كيفيت آن و در آن مسائلي است :
١ - نماز آيات براي گرفتن ماه و آفتاب و زلزلهها و بادها و ظلمتها و ترسها و تمام وقايع آسماني كه باعث ترس و خوف شود واجب است .
٢ - وجوب نماز آيات براي زن و مرد يكسان است .
٣ - نماز آيات ده ركعت است و چهار سجده دارد و هر ركعت آن قرائت دارد .
٤ - در هر ركعت زوج مثل دوم ، چهارم و ششم و هكذا بايد قنوت بخوانند .
٥ - هر كس در هر ركعت يك سوره تمام بخواند بايد حمد را تكرار كند و اگر يك سوره را در پنج ركعت تقسيم كند حمد را فقط در ركعت اول از هر پنج ركعت ميخواند .
٦ - از هر ركوعي كه سر برميدارد ميگويد الله اكبر مگر ركعت پنجم و دهم كه سمع الله لمن حمده ميگويد .
[ص 232] ٧ - مستحب است نماز آيات را طول دهند و سورههائي مثل يٰس و نور و كهف و حِجر و انبياء و اشباه آنها را بخوانند و ركوع و سجود را هم مثل قراءت طول ميدهند و هر كس يٰس و اشباه آن را نميتواند خوب بخواند در هر ركعت شصت آيه بخواند و سوره حمد را هم در هر ركعت اعاده نكند .
٨ - مستحب است كه قنوت را بقدر قراءت و ركوع طول دهند .
٩ - در گرفتن آفتاب مستحب است كه نماز را بيشتر از ساير آيات طول دهند چون آن از ديگر آيات شديدتر است .
١٠ - مستحب است كه در نماز آيات بلند قراءت نمايند .
١١ - مستحب است كه نماز آيات را در محلي بخوانند كه باز باشد و خانه و عمارتْ شخص نمازگزار را نپوشد .
١٢ - مستحب است نماز آيات را در مساجد بخوانند .
١٣ - مستحب است نماز آيات را بجماعت بخوانند خاصه اگر تمام قرص بگيرد .
هر گاه آيتي ظاهر شد مبادرت به نماز كن و تكبير بگو و حمد و سوره بخوان يا اگر تقسيم ميكني قسمتي از سوره را بخوان بعد تكبير بگو و ركوع اول را بجا بياور و سر بردار و تكبير بگو و اگر در ركعت اول سوره تمامي خواندهاي حمد را دوباره بخوان و اگر سوره تمامي نخواندهاي فقط قسمتي از سوره را بخوان و تكبير بگو و قنوت بخوان بعد تكبير بگو و ركوع دوم را بجا بياور و قراءت تو مثل ركعت قبل است بعد تكبير بگو و ركوع سوم را بجا آور و سر بردار و تكبير بگو و مثل پيش قراءت كن بعد تكبير بگو و قنوت بخوان بعد تكبير بگو و ركوع چهارم را بجا آور و سر بردار و قراءت كن و تكبير بگو و ركوع پنجم را بجاي آور و چون از اين ركوع سر برداشتي بگو سمع الله لمن حمده ، الله اكبر ، و دو سجده بجا آور و برخيز و حمد و يك سوره تمام يا قسمتي از يك سوره را بخوان همان طور كه در ركعت اول انجام دادي بعد [ص 233] تكبير بگو و قنوت بخوان و در اين پنج ركعت آخر هم در ركعات فرد قنوت ميخواني كه با احتساب ركعات قبل ششم و هشتم و دهم ميشود و بعد از قنوت تكبير ميگوئي و ركوع اول را بجا ميآوري و سر برميداري و تكبير ميگوئي و مثل پيش قراءت ميكني و تكبير ميگوئي و ركوع دوم را بجا آورده سر برميداري و تكبير ميگوئي و قراءت ميكني مثل پيش و تكبير گفته قنوت ميخواني و تكبير گفته و ركوع سوم را بجا ميآوري و سر برميداري و تكبير ميگوئي و قراءت مينمائي مثل گذشته بعد تكبير ميگوئي و ركوع چهارم را بجا ميآوري بعد سر برميداري و تكبير گفته مثل قبل قراءت ميكني و دوباره تكبير ميگوئي و قنوت ميخواني و تكبير ميگوئي و ركوع پنجم را بجا ميآوري و سر برداشته ميگوئي سمع الله لمن حمده ، الله اكبر ، و سجده ميكني و تشهد خوانده و سلام ميدهي كه باين ترتيب پنج قنوت خواندهاي دو قنوت در پنج ركعت اول و سه قنوت در پنج ركعت دوم .
در احكام نماز آيات است و در آن مسائلي است :
١ - نماز كسوف را در وقت كسوف و همين طور نماز ساير آيات را در وقتي كه ظاهر شوند ميخواني .
٢ - هر گاه آيتي ظاهر شود مادام كه ترس از فوت نماز واجب نيست نماز آيات ميخوانند و اگر نماز آيات را شروع كند و بترسد كه نماز واجبش فوت شود نماز آيات را قطع كند و فريضه را شروع نمايد و تمام كند بعد از هر جا كه نماز آيات را قطع كرده بود از همانجا پي ميگيرد و بقيه نماز را ميخواند .
٣ - هر گاه وقت نماز آيات و نماز روزانه با هم فرا رسد اول نماز يوميه را بجا ميآورد بعد نماز آيات ميخواند و اگر وقت نماز آيات با وقت نافله جمع شد اول نماز آيات ميخواند بعد نافله .
٤ - هر گاه آفتاب يا ماه بگيرد و شخص خبر نشود تا منجلي شوند بعد مطلع شود اگر [ص 234] تمام قرص گرفته بوده قضا ميكند و گر نه نميكند .
٥ - هر كس بداند كه آفتاب يا ماه گرفته و فراموش كند يا سستي نمايد و نماز نخواند بايد قضا كند خواه تمام قرص گرفته باشد يا بعض آن .
٦ - هر گاه ماه بگيرد و شخص بيدار شود و از نماز كسالت ورزد مستحب است كه فرداي آن روز غسل كند و نماز را قضا نمايد و قضا بر او واجب است .
٧ - هر گاه ماه يا آفتاب بگيرد و تو بر مركب سوار باشي بطوري كه نميتواني پياده شوي همان طور كه بر مركب سوار هستي نماز كن .
٨ - مستحب است كه هر گاه نماز كسوف ( يعني گرفتن ماه و آفتاب ) را قبل از باز شدن قرص تمام كرده اعاده كند و ميشود كه بنشيند و دعا نمايد تا وقتي كه قرص منجلي شود .
٩ - هر گاه قبل از تمام شدن نماز قرص منجلي شد باقي نماز را تمام ميكند .
١٠ - در وقتي كه زلزله زياد ميشود مستحب است كه مردم چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را روزه بگيرند و روز جمعه غسل كنند و لباس نظيف بپوشند و بيرون روند و دعا نمايند .
١١ - مستحب است كه بعد از نماز زلزله در سجده دعاي وارده را بخوانند .
١٢ - هر گاه در روي باد تكبير بگويند آنرا برميگرداند و فرو مينشاند .
١٣ - مستحب است كه هنگام وزيدن بادها دعاء مأثور را بخوانند .
١٤ - فحش دادن و بد گفتن به بادها و كوهها و ساعتها و ايام و شبها و دنيا جايز نيست .
١٥ - سزاوار است كه در اول فصل سرما خود را از آن بپوشانند و در آخر آن نپوشانند چرا كه سرما با بدنها همان ميكند كه با درختان ميكند اولش ميسوزاند و آخرش برگ ميآورد .
در نماز جماعت است و در آن چهار مقصد است :
در فضيلت نماز جماعت است و استحباب آن و مواردي كه نماز جماعت واجب است و در آن مسائلي است :
١ - در نماز جماعت فضل عظيم و ثواب بزرگي است و بيست و چهار درجه از نمازي كه تنها خوانده شود افضل است و كسي كه بطرف نماز جماعت قدم برميدارد با هر قدمي هفتاد هزار حسنه براي او مينويسند و بهمين اندازه نيز درجات او بالا ميرود و اگر در اين حال بميرد خداوند هفتاد هزار ملك را موكل ميكند كه در قبر او را عيادت كنند و باو بشارت دهند و در تنهائي مونس او باشند و اين ملائكه تا روزي كه مبعوث شود براي او استغفار ميكنند .
٢ - هر كس نماز جماعت را بجهت بيميلي بآن و بيميلي بجماعت مسلمانان بدون علت ترك كند نمازي براي او نيست .
٣ - هر كس از همسايگان مسجد كه بمسجد حاضر نشود نمازي براي او نيست مگر آنكه مريض باشد يا مشغول باشد يا عذري داشته باشد .
٤ - هر كس در خانه نماز ميخواند و رغبت به جماعت مسلمين ندارد غيبت او جايز است كه بگويند نميآيد و هر كس به حضور در جماعت مسلمين بي رغبت است بر مسلمانان واجب است كه غيبت او را بنمايند و بگويند كه حاضر نميشود و عدالت چنين كسي در بين مسلمين ساقط است و كناره گيري از او واجب و هر گاه بامام مسلمين عرضه داشتند كه بمسجد حاضر نميشود او را ميترساند و بر حذر ميدارد آن وقت اگر حاضر شد بجماعت مسلمين كه هيچ و گر نه امام خانه او را بر سرش خواهد سوخت .
٥ - مستحب است كه كور هم بجماعت مسلمين حاضر شود ولو باين طور كه از [ص 236] خانهاش ريسماني ببندد تا مسجد .
٦ - هر كس هر پنج نماز را بجماعت ميخواند سزاوار است كه هر گمان خيري را باو ببرند .
٧ - مستحب است اختيار كردن جماعت ولو آنكه امام ناچار شود از اول وقت ديرتر نماز بخواند تا همراه مردم خوانده باشد .
٨ - نماز مستحب را بجماعت نميخوانند و اين بدعت است و هر بدعتي گمراهي است مگر مواردي كه استثنا شده و خواهد آمد .
٩ - جماعت در نماز جمعه و عيدين واجب است و در ساير نمازها واجب نيست .
١٠ - مستحب مؤكد است كه در جماعت مخالفين حاضر شوند و هر كس همراه ايشان در صف اول نماز بخواند مثل كسي است كه پشت سر رسول خدا صلي الله عليه و آله در صف اول نماز خوانده باشد و براي كسي كه با آنها نماز كند بعدد مخالفين او گناه ميآمرزند اما اقتدا بآنها نبايد كرد .
١١ - مستحب است كه نماز خود را در وقتش در خانه يا مسجد خود بجا آورده بعد همراه آنها بجهت تقيه نماز كند يا اول همراه آنها بخواند بعد دوباره براي خود بخواند .
١٢ - نماز همراه مخالفين بدون وضو جايز نيست و همراه آنها تكبير نميگويد كه با آنها داخل نماز شود اما وانمود ميكند كه تكبير ميگويد و ركوع و سجود مينمايد .
١٣ - هر كس مبتلا بآن شود كه با آنها نماز كند و نتواند تنها نماز بخواند بدون اقتداء بآنها همراه آنها نماز ميكند و اذان و اقامه گفته و تكبير ميگويد و براي خود قراءت ميكند ولو آنكه طوري بخواند كه صدايش بگوش خودش هم نرسد و كافي است كه در دلش بخواند و اگر امام در قراءت از او پيش افتاد كافي است كه مأموم فقط حمد بخواند و بدون خواندن سوره ركوع كند و اگر امام پيش از آنكه مأموم حمد بخواند قراءت را تمام كرد مأموم قراءت را ترك كرده و با او ركوع ميكند و اگر مأموم پيش از امام از قراءت فارغ شد يك آيه را نگه ميدارد و به تمجيد و ثناي پروردگار [ص 237] ميپردازد تا امام از قراءت فارغ شود آن وقت مأموم آيه باقي مانده را ميخواند و ركوع ميكند و ميتواند سوره را تمام كرده تمجيد خدا نمايد تا امام بآخر برساند و اگر امام بلند ميخواند مأموم براي قراءت او سكوت نميكند و براي خود قراءت ميكند چه قراءت امام را بشنود چه نشنود و اگر بامام آنها برسد در حالي كه او در ركوع است و مجال اذان و اقامه گفتن و قراءت نيست تكبير ميگويد و با آنها داخل نماز ميشود و اين از افضل ركعات اوست .
١٤ - كمتر عددي كه جماعت با آن منعقد ميشود يك مرد و يك زن است و دو نفر و بالاتر از آن جماعت است و بچه هر گاه طرف راست مرد بايستد و رعايت صف را بنمايد نماز باتفاق او جماعت محسوب ميشود و مريضي كه طرف راست نمازگزار نشسته نماز با او جماعت است و مؤمن بتنهائي حجت است و مؤمن بتنهائي جماعت است اما وقتي كه تنهاست نيت جماعت نميكند بلكه از حيث اثر جماعت است .
در امام است و در آن مسائلي است :
١ - جايز نيست كه بچه نابالغ امام جماعت شود و اگر شد نماز او درست و نماز آنها كه باو اقتدا كردهاند فاسد است .
٢ - واجب است كه امام مرد باشد يعني براي امامت بر مردان پس امامت زن بر مردان جايز نيست و امامت مرد بر زنان جايز است .
٣ - امامت زن بر زنان در نماز واجب كراهت شديد دارد و اگر زن امامت كرد در صف وسط آنها ميايستد و زنان ديگر از راست و چپ او ميايستند و همچنين در نماز ميت هر گاه كسي اولٰي از او نباشد بهمين ترتيب ميايستد و نماز ميكند و در نافله امامت زن جايز است و مكروه نيست و اين يكي از موارد استثنائي است كه نافله را ميشود بجماعت خواند پس نماز نافله بجماعت براي زنها جايز است و زن در نافله ميتواند به شوهر خود اقتدا كند .
[ص 238] ٤ - شرط است كه امام مؤمن باشد و دوست ذوي القرباي پيغمبر صلي الله عليهم اجمعين و دوست شيعه آنها باشد و در عقايد پيروي عقايد آنها را بنمايد و اگر دوستان در اصول عقايد مختلف شدند پس انسان بايد پشت سر كسي نماز بخواند كه به دين او وثوق داشته باشد و اعتنائي به نمازي كه پشت سر ناصبين شيعه محمد و آل محمد (ص) خوانده شود نميشود و پشت سر او نماز فرادي ميخوانند و نماز پشت سر مخالف مذهب و واقفي و كساني كه درباره ائمه و حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله غلو ميكنند و پشت سر كسي كه او را نميشناسي و كسي كه تو او را كافر ميداني يا او ترا تكفير ميكند و كسي كه قدر خدا را تكذيب ميكند و كساني كه خدا را جسم ميدانند و قائلين به جبر و منكرين فضائل آل محمد عليهم السلام و كسي كه در اصول عقايد خود عقيدهاي خلاف كتاب و سنت دارد و كسي كه در اصول عقايد به آراء يهود و نصاري و مجوس و عامه عمياء و ديگر فرق تشيع غير از فرقه محقه معتقد است صحيح نيست و به نمازي كه در پشت سر هر يك از اين طوايف خوانده شود اعتنائي نميشود .
٥ - شرط است كه امام عادل باشد پس اعتنائي نميشود به نمازي كه پشت سر فاجر خوانده شود و كسي كه آشكارا مرتكب فسق ميشود و از گناهان روگردان نيست و عاصي بر پدر و مادر و شارب خمر و نبيذ است اگر چه كه دوستي هم داشته باشد ، و عدالت مرد آن است كه او را به حيا و عفاف يعني خودداري از محرمات بشناسند و باينكه شكم و فرج و دست و زبان را از حرام حفظ ميكند و همچنين شناخته ميشود عادل باجتناب از گناهان كبيرهاي كه خدا بر آنها وعده آتش داده و دليل همه اين صفات آن است كه همه عيوب خود را پوشيده بدارد تا بر مسلمين تفتيش لغزشها و عيوب باطني او حرام و پاك دانستن و عادل دانستن او بر آنها واجب شود و از عدالت است كه در فكر نمازهاي پنج گانه باشد و مواظبت بر آنها نمايد و در اوقات آنها بجماعت مسلمين حاضر شود و از مصلاي مسلمين غايب نشود مگر گرفتاري داشته باشد و اگر از محله و قبيله او بپرسند كه اين شخص چطور كسي است بگويند ما جز [ص 239] خوبي از او نديدهايم و چون با مردم معامله كند بر آنها ظلم نكند و چون سخن گويد دروغ نگويد و چون وعده كند خلف نكند و وقتي اين شروط در كسي جمع شد او عادلي است كه شهادت او جايز است و پشت سر او ميتوان نماز خواند و نماز خواندن پشت سر شخص مجهول جايز نيست .
٦ - نماز خواندن پشت سر ولد الزنا و مجنون و مرتد و شخص ختنه نشده جايز نيست مگر آنكه كسي ختنه را بجهت خوف بر سلامتي ترك كرده باشد .
٧ - نماز پشت سر كسي كه مبتلا به جذام يا برص است مكروه است و همچنين پشت سر اعرابي ( يعني بياباني كه معرفتي ندارد و اين كراهت براي مأمومي است كه خودش مهاجر باشد يعني اهل معرفت شده باشد ) و همين طور مكروه است اقتدا به كسي كه حد بر او جاري شده و از گناه خود توبه كرده است .
٨ - كسي كه خودش ميداند حرامزاده است يا مرتد است و يا اعرابي است كه فهم و معرفتي ندارد يا حد بر او جاري شده يا ختنه نشده يا مبتلا به جذام و برص است سزاوار نيست كه امامت بر جماعت نمايد .
٩ - هر گاه نابينا قراءت و فقه و فضل او از ديگران بهتر باشد باكي نيست كه امامت كند بشرط آنكه او را رو بقبله وادارند .
١٠ - باكي نيست به امامت عبد هر گاه از همه قوم فقيهتر و عادلتر باشد و مردم به امامت او راضي باشند .
١١ - كسي كه در زنجير است مكروه است كه امام اشخاص آزاد باشد و كسي كه فلج است امامت او بر اشخاص سالم كراهت دارد .
١٢ - مكروه است امامت كسي كه تيمم كرده بر اشخاصي كه وضو دارند .
١٣ - امامت كسي كه قوم از او خوششان نميآيد و اجازه امامت باو ندادهاند مكروه است .
١٤ - بر صاحب خانه در منزل او مقدم شدن مكروه است و همچنين تقدم بر كسي كه رياست و سلطاني دارد در محل رياست او و اين كراهت مربوط بوقتي است كه در [ص 240] اين اشخاص شرائط امامت باشد و گر نه كه امامت آنها جايز نيست .
١٥ - مستحب است كسي را كه بهتر قراءت ميكند مقدم بدارند و اگر از اين حيث رجحاني نبود كسي را كه سابقه معرفتش طولانيتر است و باز اگر رجحاني نبود كسي را كه سنش بيشتر است مقدم بدارند و بعد از او كسي كه صباحت دارد و خوشرو است و پس از او كسي را كه عالمتر و فقيهتر است .
١٦ - سزاوار نيست كه نشسته براي اشخاصي كه ايستادهاند امامت كند و عكس آن مانعي ندارد .
١٧ - مكروه است كه شخص حاضر بر مسافر امامت كند يا مسافر بر حاضر .
١٨ - سزاوار نيست كسي كه علم او كمتر است بر قومي امامت كند كه در ميانه آنها شخصي باشد كه علم او يا معرفت او از اين شخص بيشتر باشد و چنين كاري باعث آن است كه امر اين جماعت تا قيامت رو به پستي و خواري رود .
١٩ - امامت مسافر براي اشخاص حاضر مكروه است و همچنين امامت حاضر براي مسافر پس اگر انسان مبتلا باين امر شد و امامت بر اشخاص حاضر نمود پس از اتمام دو ركعت سلام دهد آنگاه دست يكي از مأمومين را گرفته مقدم بدارد و او بر آنها امامت كند اما مسافر هر گاه با امام حاضر نماز خواند اگر خواست دو ركعت اول را ظهر و دو ركعت دوم را عصر قرار دهد يا دو ركعت دوم را نافله قرار دهد و همين طور دو ركعت اول نماز عصر را نافله قرار داده نماز عصر خود را با دو ركعت آخر نماز عصر امام ميخواند و مسافري كه بعد از دو ركعت اول سلام ميدهد مستحب است كه تا امام سلام نداده محل خود را ترك نكند .
درباره مأمومين است و در آن مسائلي است :
١ - هر گاه مأموم يك نفر است طرف راست امام ميايستد ولو بچهاي باشد يا مريضي و اگر مريض قادر بر ايستادن نباشد طرف راست امام مينشيند و اگر مأمومين از يك [ص 241] نفر بيشتر شدند پشت سر امام ميايستند .
٢ - زن چه يك نفر باشد و چه بيشتر صف حساب ميشود و پشت سر امام ميايستد جز آنكه اگر يكنفر است پشت سر و قدري بطرف راست ميايستد نه درست پشت سر او و مقابل پا يا زانوي امام سجده ميكند .
٣ - و اگر يك مرد يا يك پسربچه باشد و يك زن يا چند زن مرد يا پسر بچه در سمت راست امام ميايستند و زن پشت سر او .
٤ - اگر مأمومين زنان و مرداني باشند مردان پشت سر امام و زنها پشت سر مردها ميايستند و همين طور وقتي كه پسربچههاي غير بالغي باشند يا بندههائي باشند پشت سر امام ميايستند و زنان پشت سر آنها ميايستند .
٥ - جايز است كه مردها طرف راست امام بايستند اگر چه كه متعدد باشند .
٦ - اگر امام متوجه نبوده و كسي آمده و در طرف چپ او ايستاده و اقتدا نموده بعد امام توجه نموده مستحب است كه او را بطرف راست خود هدايت كند .
٧ - باكي نيست كه بين ستونها صف ببندند .
٨ - بين امام و مأموم جايز نيست كه حايلي باشد يا ديواري مگر آنكه جا تنگ باشد .
٩ - اگر جاي امام از جاي زنها پائينتر باشد جايز است كه با وجود حائلي مثل ديوار و شبه آن زنها باو اقتدا كنند .
١٠ - باكي نيست كه هر گاه جا تنگ است امام در طاق بايستد يعني در صورتي كه اين كار باعث شود جا وسيعتر گردد .
١١ - هر گاه قومي نماز بخوانند بطوري كه بين آنها و امام از يك قدم بيشتر باشد آن امام امامِ آنها نيست و همين طور است فاصله بين دو صف كه نبايد از يك گام بيشتر باشد ولو بقدر يك وجب و فاصله بين امام و مأموم و بين دو صف بايد باندازهاي باشد كه سجدهكننده در حال سجده جا ميگيرد .
١٢ - سزاوار است كه صفها تمام و پر و متصل بهم باشند پس هر گاه صفوف متصل ايستادند و در وقت نشستن جا تنگ شد اشكالي ندارد كه قدري جلو و عقب بروند يا [ص 242] در وقتي كه صف در هر حالتي تنگ باشد مانعي ندارد كه اندكي منحرف شوند و اگر ديد كه جا تنگ است باكي نيست كه برود در صف عقب يا اگر صف جلو جا دارد جلو برود .
١٣ - مستحب است كه فاصله صفها مساوي باشند و شانهها در يك خط قرار گيرند كه شيطان بر آنها غالب نشود .
١٤ - جايز نيست ايستادن در عيكل و آن آنست كه كسي بيميلي كند و در صف نايستد و تنها پشت سر صفوف بايستد مگر آنكه صف آخر پر شده باشد كه در اين وقت مقابل امام ميايستد .
١٥ - مستحب است كه جاي ايستادن امام و مأموم در يك سطح باشد و اگر مساوي نيست امام در جاي پائينتر بايستد و جايز است كه مأموم از امام بالاتر باشد ولو بقدر سكوئي يا بامي باشد و اگر زمين مسطح باشد جز آنكه شيبي دارد كه جاي امام بالاتر از مأموم واقع ميشود مانعي ندارد اما اينكه امام بر سكوئي بايستد جايز نيست مگر آنكه ارتفاع آن خيلي كم باشد مثلا يك انگشت يا كمي بيشتر يا كمتر كه اينقدرها مانعي ندارد .
١٦ - بهترين صفها صف اول است و بهترين جاي صف اول جائي است كه بامام نزديكتر است و فضل طرف راست صفها بر طرف چپ مثل فضل جماعت است بر نماز تنها .
١٧ - بايد كساني كه نزديك امام ميايستند اشخاص عاقلتر و عالمتر باشند كه اگر امام فراموش كرد چيزي را يا درماند تذكر دهند و اصلاح نمايند .
١٨ - بهترين صفها در نماز صف اول است و در نماز ميت صف آخر .
در احكام است و در آن مسائلي است :
١ - واجب است مأموم در افعال نماز تابع امام باشد .
[ص 243] ٢ - هر كس سر از سجده برداشت در حالي كه امام هنوز در سجده است دوباره سجده ميكند .
٣ - هر كس قبل از سر برداشتن امام از ركوع سر از ركوع بردارد دوباره ركوع ميكند .
٤ - هر كس قبل از امام ركوع نمايد بايد سر از ركوع بردارد و دوباره همراه امام ركوع كند .
٥ - امام از نماز مأموم جز قراءت كه بعهده اوست ضامن چيزي نيست .
٦ - هر گاه دو نفر نماز خواندند و بعد از نماز هر يك از آنها بگويد كه من امام تو بودم نماز هر دو تمام است و اگر هر يك بگويد من بتو اقتدا ميكردم نماز هر دو باطل است و از نو ميخوانند .
٧ - وقتي مؤذن قد قامت الصلوة گفت مردم برميخيزند اگر امام آنها حاضر است كه نماز ميخوانند و اگر نيست ديگري را مقدم مينمايند .
٨ - پشت سر امامي كه بامامت او راضي هستي قراءت جايز نيست چه قراءت او را بشنوي و چه نشنوي بلي مگر آنكه نمازي باشد كه امام بلند ميخواند اما مأموم هيچ از صداي امام نميشنود و حتي كلمات مبهمهاي هم بگوش او نميرسد كه در اين حال استحباباً قراءت ميكند .
٩ - واجب است كه چون امام قراءت ميكند و مأموم ميشنود ساكت باشد و مستحب است كه در دل خود تسبيح بگويد .
١٠ - مستحب است كه مأموم در حال قراءت امام در وقتي كه آهسته ميخواند تسبيح بگويد و دعا كند و اعوذ بالله بگويد و حمد خدا كند و صلوات بر پيغمبر او و آل آن حضرت عليهم السلام بفرستد .
١١ - در دو ركعت آخر امام قراءت ميكند و آنها كه پشت سر او هستند تسبيح ميگويند يا امام تسبيح ميگويد و مأمومين قراءت ميكنند اما آنكه هر دو در دو ركعت آخر قراءت نمايند اگر چه جايز است اما نزديكتر باحتياط آن است كه ترك شود .
١٢ - هر كس پشت سر امام قراءت كرد و قبل از او فارغ شد تمجيد و ثناي خدا را [ص 244] بنمايد تا امام فارغ شود يا يك آيه را نگهدارد و تمجيد و ثناي خدا را بنمايد تا امام فارغ شود آن وقت يك آيه را بخواند و ركوع كند .
١٣ - كسي كه نماز واجب ميخواند جايز است بديگري كه او هم نماز واجب ميخواند اقتدا كند خواه دو نماز فريضه يكي باشند مثلا هر دو ظهر باشند و خواه يكي نباشند و اشكالي ندارد كه يكي ادا بخواند و يكي قضا .
١٤ - هر كس تنها نماز خوانده و بعد به جماعتي برسد مستحب است كه همراه جماعت اعاده كند چه در وقت باشد و چه در خارج وقت ● و همچنين هر كس به جماعتي برسد و قبلاً خودش با جماعتي نماز خوانده بوده چه امام بوده و چه مأموم مستحب است كه با جماعت جديد اعاده كند .
١٥ - هر كس نماز را شروع كرد و در همين وقت ديد كه جماعتي برپا ميشود نماز خود را مستحب قرار ميدهد و در ركعت دوم سلام ميدهد و همراه امام از نو نماز ميخواند .
١٦ - هر كس جماعتي را درك كرد كه نمازشان بآخر رسيده رخصت دارد كه بدون اذان و اقامه بنماز ايستد .
١٧ - نماز جماعت به هر جا رسيده باشد ميتوان بآن ملحق شد و اقتدا كرد جز آنكه اگر قبل از ركوع بامام رسيد يا در حين ركوع آن ركعت براي او حساب ميشود و اگر بعد از ركوع رسيد حساب نميشود و ميتواند سجدهها را بجا آورد لكن اول نماز خود را بعد از برخاستن امام از سجدهها قرار ميدهد .
١٨ - هر كس بعد از آنكه امام سر از ركوع برداشت بنماز برسد همراه او سجده ميكند و همراه او تشهد ميخواند پس اگر برخاست با او برميخيزد و اينجا را اول نماز خود قرار ميدهد و اگر امام سلام داد او برخاسته نماز خود را تمام ميكند و هر كس وقتي كه امام در سجود است بجماعت رسيد صبر ميكند تا او سر بردارد و اگر امام نشست همراه او مينشيند و اگر برخاست همراه او نماز ميخواند و رخصتي هم رسيده كه [ص 245] همراه او سجده كنند و هر كس بامام برسد و او در حال تشهد است مينشيند و همراه او تشهد ميخواند اگر سلام داد مأموم برميخيزد و اگر برخاست مأموم هم با او برميخيزد .
١٩ - مستحب است كه هر گاه كسي ميآيد كه ملحق شود امام ركوع خود را دو برابر طول دهد .
٢٠ - مكروه است كه امام بعد از نماز از جاي خود برخيزد تا وقتي كه تمام كساني كه چيزي از نماز از آنها فوت شده آن قسمت را بجا آورند و مستحب است كه صبر كند تا فارغ شوند بعد هر وقت خواست برميخيزد .
٢١ - مكروه است كه امام بعد از سلام بنافله برخيزد در حالي كه ميداند هستند كساني كه دير رسيدهاند و هنوز نماز خود را تمام نكردهاند و صبر ميكند تا تمام كنند .
٢٢ - سزاوار است كه امام همه كلام خود را به مأموم بشنواند و سزاوار نيست كه مأموم چيزي از كلام خود را بامام بشنواند .
٢٣ - هر كس بر جماعتي امامت كرد و فقط براي خود دعا نمود بآنها خيانت كرده .
٢٤ - مستحب است امام طوري نماز بخواند كه ضعيفترين مأمومين او قوت داشته باشند كه همراه او بخوانند .
٢٥ - مأموم اگر تكبير ركوع امام را درك نكرده مكروه است كه وارد نماز شود .
٢٦ - هر كس به نيت ملحق شدن بجماعت ميآيد و قوم در حال ركوعند و او ميترسد كه سر بردارند پيش از رسيدن بآنها ركوع نموده و در حال ركوع ميآيد تا برسد .
٢٧ - هر كس به قسمتي از اول نماز امام نرسيد به هر جا كه رسيده آنجا را اول نماز خود قرار ميدهد و اول نماز خود را مثل ركعات آخر قرار نميدهد كه قراءت نكند پس اگر به ركعت سوم يا چهارم امام رسيده در دو ركعت اول خود قراءت ميكند و اگر به ركعت دوم رسيده آن ركعت را قراءت نميكند و به قراءت امام گوش ميدهد و در ركعت دوم خود كه سوم امام است قراءت ميكند .
٢٨ - هر كس به جائي از نماز رسيده كه بايد برخيزد لكن وقت تشهد امام است همراه [ص 246] امام تشهد ميخواند و اين كار بركت دارد و مستحب است كه در چنين حالي نيمخيز بنشيند ( يعني دستها را روي زمين گذارده و قدري دنبال خود را از زمين دور ميكند ) و البته تشهد نماز خود را هم وقتي كه موقع آن رسيد ميخواند .
٢٩ - هر كس به ركعت دوم رسيد همراه امام قنوت ميخواند و در نماز صبح روايت شده كه اين قنوت او را كفايت ميكند و قنوت ديگري در ركعت بعد لازم ندارد .
٣٠ - هر كس امام يك ركعت از او جلوتر باشد بعد او امامرا باشتباه بيندازد تا آنكه امام پنج ركعت بخواند آن ركعت را مأموم فرادي ميخواند و اعتنا به وهم امام نميكند .
٣١ - هر كس از روي سهو همراه امام ركوع نكرد تا وقتي كه امام به سجده رفت ركوع ميكند و سجده مينمايد و ملحق بامام ميشود .
٣٢ - هر كس سهواً قبل از امام سلام دهد چيزي بر او نيست و اگر از روي عمد بعلتي يا بدون علت هم چنين كند چيزي بر او نيست .
٣٣ - هر كس بعد از شروع نماز پشت سر امام در گفتار سهو كند و ذكر و تسبيح و تشهد و دعائي نخواند جز همان كه ركوع و سجودي كرده نماز او گذشته است و چيزي بر او نيست .
٣٤ - اگر امام در ضمن نماز محدث شود منصرف ميشود و ديگري را واميدارد كه نماز را با مردم تمام كند و اگر او كسي را مقدم نكرد يكي از آنان پيش برود و مابقي را تمام كند و همين طور در وقتي كه مسافر امام حاضرين شده وقتي سلام داد يكنفر از مأمومين را مقدم ميدارد و او در باقي نماز امامت ميكند و بهمين ترتيب هر گاه امام در اثناي نماز فوت شود بعض مأمومين جلو ميايستد و ميت را به پشت سرشان منتقل ميكنند و در لزوم عدالت اين شخص كه به نيابت امام نماز را تمام ميكند دو وجه است و نزديكتر باحتياط آن است كه عادل باشد .
٣٥ - اگر كسي كه او را نايب قرار دادهاند دير رسيده باشد وقتي كه بآخر نماز مردم رسيد با دست به چپ و راست اشاره ميكند كه سلام دهند آن وقت خود برخاسته [ص 247] نمازش را تمام ميكند .
٣٦ - اگر كسي كه امام او را به نيابت واداشت دير رسيده و نميداند جماعت چند ركعت خواندهاند با آنها نماز ميخواند و هر گاه خطا كند مثلاً در جلوس براي تشهد پشت سريها سبحان الله ميگويند كه متوجه شود و مثلاً صبر كند لكن بناي عمل او بر نماز خودش است .
٣٧ - مكروه است كه امام كسي را كه باقامه نرسيده نايب قرار دهد .
٣٨ - هر كس با قومي نماز خواند بعد فهميد كه جنب بوده يا وضو نداشته خودش بايد اعاده كند اما بر مأمومين اعادهاي نيست اگر چه بآنها بگويد كه وضو نداشته و بر او واجب نيست كه بمأمومين بگويد و اين اعلام از او برداشته است .
٣٩ - هر كس بر قومي امامت كرد بعد فهميدند كه او مثلاً يهودي بوده يا تكذيب قدر خدا را ميكرده مأمومين نبايد اعاده كنند مگر آنكه جماعت پيش از نماز اين مطلب را دانسته و معذلك با او نماز كرده باشند كه در چنين صورتي همه نمازهائي را كه پشت سر او خواندهاند اعاده ميكنند .
٤٠ - هر كس با جماعتي نماز خواند و بعد دانست كه بطرفي غير از قبله امامت مينموده اعادهاي بر مأمومين نيست .
٤١ - هر كس با قومي نماز كند و نيت نماز نداشته باشد گناه كرده و نماز قوم براي آنها كافي است .
٤٢ - نماز جماعت در كشتي مانعي ندارد و ايستاده ميخوانند و اگر نشد نشسته ميخوانند و امام جلو مردان ميايستد و زنها پشت سر ايشان و اگر كشتي دچار موج شود زنها مينشينند و مردها نماز ميكنند و اشكالي ندارد كه زنها روبروي مردان باشند و اگر كشتي در رودخانهاي ميرود مثل دجله يا فرات جماعت بر آن مكروه است چون در ميان رودخانه نماز جماعت نميخوانند .
٤٣ - وقتي كه امام نمازش را تمام كرد هر كس خواست برميخيزد و ميرود و نبايد كسي بدليل آنكه امام مشغول تعقيب است تعقيب بخواند و وقتي كه امام بعد از نماز [ص 248] نشسته هر كس خواست نماز كند نماز ميكند .
٤٤ - هر گاه امام نماز خود را تمام كرد و خواست دو ركعت نماز ديگر بهر عنواني بخواند در آن موضع كه قبلاً نماز ميخوانده نميخواند و قدري جابجا ميشود كه در موضع ديگري هم نماز خوانده باشد .
در قضاي نمازهاي فوت شده است و در آن مسائلي است :
١ - هر كس بدون وضو نماز بخواند و بعد از وقت متذكر شود نماز را قضا ميكند .
٢ - هر كس نماز را فراموش كرد يا خوابيد تا وقتْ فوت شد آنرا قضا ميكند .
٣ - نمازهائي كه در زمان طفوليت پيش از تكليف فوت شده يا در ايام ديوانگي و يا در زمان كفر اصلي كه هنوز شخص اسلام نياورده بوده نخوانده يا نمازهائي كه زن در حيض و نفاس نخوانده است و يا نمازهائي كه كسي خوانده باشد در وقتي كه ناصب بوده هيچيك از اينها قضا ندارد .
٤ - كسي كه بحال اغما افتاده و نمازي از او فوت شده قضا ندارد مگر در وقت نماز بحال عادي برگردد و اگر نماز فوت شد قضاء آن مستحب است و مؤكدتر از آن قضاي سه روز است كه در اغما باشد و مؤكدتر از آن قضاء نماز يك روز است كه در حال اغما بوده .
٥ - هر كس نمازهائي بر گردن او باشد و بخواهد قضا كند يك اذان ميگويد بعد براي هر نمازي يك اقامه ميگويد تا بآخر برسد .
٦ - هر كس نمازي از او فوت شود و در وقت نماز ديگري بياد آورد نماز فوت شده را ميخواند بعد نمازي را كه وقت آن حاضر است بجا ميآورد و اين تا وقتي است كه نترسد وقت نماز حاضر بگذرد و اگر بترسد اول نماز حاضر را ميخواند بعد فائته را و بعيد نيست كه مقدم داشتن نماز حاضر اولي باشد چون انسان نميداند كه چه پيش ميآيد و ممكن است كه هر دو نماز از او فوت شود .
[ص 249] ٧ - قضا در هر وقتي جايز است مادام كه وقت نماز حاضر تنگ نباشد .
٨ - كسي كه نماز واجب بر ذمه دارد جايز است كه نافله بخواند .
٩ - مستحب است قضاي نوافل و در صورت عجز مستحب است كه صدقه بدهند از هر دو ركعت به يك مد گندم و اگر از عهده برنيامد هر چهار ركعت به يك مد و اگر نتوانست از نافلههاي روز براي هر روز يك مد بدهد و براي نوافل شب يك مد .
١٠ - هر كس يكي از پنج نماز او فوت شده و نميداند كدام يك بوده يك نماز دو ركعتي ميخواند براي صبح و يك سه ركعتي براي مغرب و يك چهار ركعتي براي سه نماز ديگر .
١١ - هر كس نمازهاي متعددي از او فوت شود اگر ترتيب را ميداند با مراعات ترتيب قضا ميكند .
١٢ - هر كس در سفر نماز شكستهاي از او فوت شود آن را شكسته قضا ميكند ولو در حضر باشد و هر كه نماز تمامي از او فوت شود تمام قضا ميكند ولو در حال سفر باشد .
١٣ - هر كه در سفر است و وقت نمازي بر او داخل شود و نماز نخواند و تا وقت باقي است به منزل خود برسد و در منزل نماز او فوت شود يا در حضر وقت نماز داخل شود و نخواند تا سفر كند در وقت و نمازش فوت شود آنچه بر ذمه او قرار گرفته قضا ميكند و آن حالتي است كه نماز از او فوت شده ( يعني آخر وقت اگر در سفر بوده شكسته قضا ميكند و اگر حاضر بوده تمام ) .
١٤ - مستحب است كه همه عبادات را قربة الي الله از طرف ميت هر كسي بجا آورد و اگر ميت مردي است بر ولي او واجب است كه آنچه نماز فوت شده دارد بجا آورد و هر گاه مرد مسلمان عارفي بطور تبرع و هديه آن نمازها را از جانب ميت بجا آورد براي ولي كافي است .
١٥ - روايت شده كه نماز و صدقه و روزه و حج از طرف زنده هم جايز است .
١٦ - هر گاه چيزي كه از ميت فوت شده خدا بر او واجب نكرده بوده از جانب او قضا [ص 250] نميكنند چون قضا فرع ادا است ● ● ( يعني هر گاه مكلف باصل آن نبوده مسلماً فرع هم بر او لازم نبوده است ) .
١٧ - وليّي كه از طرف ميت قضا ميكند اولاي مردم بميراث اوست از مردان و اگر متعدد بودند هر كس بزرگتر است و ميت اگر مردي است ، كه اشكالي در آن نيست لكن اگر زني است نزديكتر باحتياط آن است كه ولي از جانب او قضا كند و هر گاه ولي يا غير او قربة الي الله از جانب آن زن قضا كردند جايز است و سخن در وجوب است كه محرز نيست .
١٨ - هر گاه ميت وليّي از مردان ندارد هر كس از زنها كه ولي او است از جانب او نمازهاي او را قضا ميكند .
١٩ - قضاي نماز واجب در حال سواري جايز نيست .
٢٠ - در قضا كردن ، هر ركعت بجاي يك ركعت است ولو آنكه نماز را در جائي بخوانند كه ثواب نماز در آنجا مضاعف است .
٢١ - قضاي نماز وتر در هر موقع جايز است و آن را همان طور وتر يك ركعتي قضا ميكند و در يك شب ميتوان نمازهاي وتر متعدد ولو بيست نماز وتر را قضا كرد و روايت شده بطور خاص در مورد عيد فطر و قربان كه وتر شب خود را قضا نميكني تا وقتي كه نماز ظهر را بجا آوري و روايت شده كه هر گاه وتر را بعد از ظهر روزي كه در شب آن فوت شده قضا كرد يا بعد از آن وقت بطور شفع قضا ميكند يعني يك ركعت [ص 251] بر آن ميافزايد .
در نمازهاي سنتي است ( يعني نمازهاي مستحب ) و در آن دو مقصد است :
در نمازهاي سنتي است كه وقت معين دارند و در اين مقصد مطالبي است :
در نمازهائي است كه هر سال ميخوانند و اين نمازها بسيارند و بعض آنها را ذكر ميكنيم :
١ - از جمله آن نمازها نوافل ماه رمضان است كه هزار ركعت است كه در بيست شب اول ماه هر شب بيست ركعت ميخوانند ، هشت ركعت بعد از مغرب و دوازده ركعت بعد از عشاء و در شب نوزدهم صد ركعت ميافزايند و در دهه آخر هر شب سي ركعت ميخوانند دوازده ركعت بعد از مغرب و نافله آن و هجده ركعت بعد از عشاء و در شب بيست و يكم صد ركعت بر نوافل موظف آن اضافه ميكنند و همچنين صد ركعت هم در شب بيست و سوم بر نوافل موظف آن ميافزايند پس اين ميشود هزار ركعت و توزيع آنها بقسمي است كه دانستي .
٢ - نماز شب فطر دو ركعت است در ركعت اول بعد از حمد هزار بار سوره قل هو الله و در دومي بعد از حمد يكبار آن سوره را ميخواني و بعد از اين دو ركعت بعباراتي كه رسيده دعا كن .
٣ - و ديگر نماز حضرت فاطمه عليها السلام است كه بنا بر روايتي در روز اول ذيحجه خوانده ميشود و مستحب است و در اين روز حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله آن حضرت را براي حضرت امير عليه السلام تزويج فرمودند و روايت شده كه در روز ششم بوده و اين نماز دو ركعت است در ركعت اول بعد از حمد صد بار سوره [ص 252] قدر را ميخوانند و در دومي صد بار قل هو الله بعد از حمد خوانده ميشود و روايت شده كه اين نماز چهار ركعت است در هر ركعت حمد و پنجاه قل هو الله ميخوانند .
٤ - نماز غدير كه هجدهم ذيحجه باشد دو ركعت است كه نيم ساعت قبل از زوال خوانده ميشود در هر ركعت بعد از حمد ده بار قل هو الله ميخوانند و ده بار آية الكرسي و ده بار سوره قدر .
٥ - نماز روز مباهله كه بيست و چهارم ذي حجه است و گفته شده كه بيست و پنجم آن ماه است دو ركعت است مثل نماز روز غدير .
٦ - نماز روز عاشورا چهار ركعت است در اولي حمد و قل يا ايها الكافرون و در دومي حمد و قل هو الله و در سومي حمد و احزاب و در چهارمي حمد و منافقين يا هر چه ميسر شد بعد سلام ميدهد و رو را بطرف قبر حسين عليه السلام مينمايد و بهمان طور كه در روايت نقل شده بر آن حضرت سلام ميدهد .
٧ - و ديگر نماز نيمه رجب است كه دوازده ركعت است .
٨ - نماز نافله رجب سي ركعت است ده ركعت در دهه اول و ده ركعت در دهه دوم و ده ركعت در دهه سوم در هر ركعت بعد از حمد سه مرتبه قل هو الله و سه مرتبه قل يا ايها الكافرون ميخوانند و بعد از آن بدعائي كه نقل شده دعا ميكنند .
٩ - نماز شب مبعث دوازده ركعت است هر موقع شب كه خواستي بخوان و در هر ركعت حمد و قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق و قل هو الله احد هر يك را چهار بار بخوان و بعد از فراغ اذكاري را كه روايت شده ذكر كن .
١٠ - نماز روز مبعث كه بيست و هفتم ماه رجب باشد دوازده ركعت است در هر ركعت حمد ميخوانند و سورهاي و بعد از فراغ ، ادعيه منقوله را ميخواني و به همان ترتيب كه نقل شده دعا ميكني .
١١ - نماز نيمه شعبان چهار ركعت است در هر ركعت حمد ميخواني و صد قل هو الله و چون تمام شد دعاي وارده را ميخواني .
١٢ - نماز روز آخر ذيحجة دو ركعت است در اولي بعد از حمد ده بار قل هو الله و در [ص 253] دومي حمد و ده بار آية الكرسي را ميخواني و بعد از سلام دعاي وارده را ميخواني .
١٣ - نماز روز اول محرم دو ركعت است هر طور خواستي بخوان و بعد از آن دعاي مأثور را بخوان .
١٤ - نماز دهه اول ذيحجه باين ترتيب است كه هر شب بين مغرب و عشاء دو ركعت ميخواني و در هر ركعت حمد ميخواني و قل هو الله يكمرتبه و آيه : وَ وٰاعَدْنٰا مُوسٰي ثَلٰثٖينَ لَيْلَةً . . . تا : الْمُفْسِدٖين .
و نمازهاي وارده براي روزهاي مختلف هر ماهي بسيارند و بايد آنها را در مظانشان در كتب اصحاب جستجو كرد و اينقدر را در اينجا ذكر كرديم تا كتاب ما بكلي خالي از آنها نباشد .
در نمازي است كه هر ماه خوانده ميشود :
و آن دو ركعت است در روز اول هر ماه در ركعت اول حمد ميخوانند و بعدد ايام ماه قل هو الله احد و در ركعت دوم بعد از حمد قدر را بعدد ايام ماه ميخوانند بعد به هر چه ميسر شد صدقه ميدهند و سلامت تمام آن ماه را با آن صدقه ميخرند و بعد از اين نماز دعائي را كه رسيده ميخوانند .