١١ - كسي كه به جماعتي رسيده كه نماز خواندهاند اما صفوف آنها متفرق نشده مرخص است كه باذان و اقامه آنها نماز بخواند .
در كيفيت اذان است و آنچه بآن مربوط ميشود و در آن مسائلي است :
١ - عدد فصلهاي اذان هجده فصل است كه معروف و مشهور است و روايت شده كه فصول اذان دو تا دو تا است و روايت شده كه بيست فصل است و بعد از دو تكبير آخر دو تكبير ديگر هم دارد و روايت شده هفده فصل است كه يك لا اله الا الله بگويند و به همه اين اقسام ميتوان گفت .
٢ - عدد فصلهاي اقامه بنا بر معروف هفده فصل است و روايت شده كه فصول اقامه دو تا دو تا است و روايت شده يكي يكي است و روايت شده كه بيست فصل است كه دو تكبير بعد از دو تكبير اول زياد كنند و روايت شده بيست و دو فصل است كه تكبيرات آخر را هم چهار تكبير بگويند و همه اينها ان شاء الله موسع است .
[ص 173] ٣ - فصول اذان اَللّٰهُ اَكْبَر است و اَشْهَدُ اَنْ لٰا اِلٰهَ اِلَّا اللّٰه و اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّٰه و حَيَّ عَلَي الصَّلٰوة و حَيَّ عَلَي الْفَلٰاح و حَيَّ عَلٰي خَيْرِ الْعَمَل و اَللّٰهُ اَكْبَر و لٰا اِلٰهَ اِلَّا اللّٰه و در اقامه قَدْ قٰامَتِ الصَّلٰوة زياد ميشود .
٤ - شهادت به ولايت خودش بطور مطلق بعد از ذكر توحيد و رسالت مستحب است پس شهادت بدهد كه آن حضرت امير مؤمنان است يعني بگويد : اَشْهَدُ اَنَّ عَلِيّاً اَمٖيرُالْمُؤْمِنٖين .
٥ - هر گاه عذري يا عجلهاي باشد يا شخص در حال سفر باشد اذان را كوتاه ميكند يعني طاق طاق ميگويد و همچنين اقامه را در سفر كوتاه ميكنند .
٦ - يك اقامه بگويد و فصول آن را دو تا دو تا گفته باشد بهتر است از اذان و اقامه اي كه قصر كرده باشد يعني طاق طاق گفته باشد .
٧ - اگر فصول اقامه را هر كدام يك بار ميگويد اذان را ترك نكند .
٨ - در عبارات اذان ترتيب شرط است پس اگر اشتباهاً عبارتي را زودتر گفت بآن جا كه سهو كرده برميگردد و عبارت صحيح را ميگويد اگر چه كه بعد از فراغت از اقامه يادش بيايد و رخصت دادهاند هنگامي كه در اقامه باشي و متوجه شوي كه در اذان سهو كردهاي كه بگذري و اگر شخص فراموش كند ذكر چيزي از اقامه را برميگردد به جائي كه خطا كرده و عبارت لازم را ذكر ميكند و ادامه ميدهد و اگر بعد از ركعتي يادش آمد برنميگردد و نمازش را ادامه ميدهد .
٩ - اكتفا به اقامه در هر جا جايز است و بخصوص وقتي كه در خانه در خلوت نماز ميخواند و همچنين جايز است براي جماعت وقتي كه منتظر كسي نيستند .
١٠ - مستحب است آخر هر فصل از اذان و اقامه را وقف نمايند .
١١ - مستحب است الف و هاء را واضح بگويند .
١٢ - مستحب است كه اذان را آرام و اقامه را تند بگويند .
١٣ - مستحب است كه بين اذان و اقامه را به نشستني فاصله بيندازد و در حال نشستن دعاي مأثور را بخواند يا با دو ركعت نماز فاصله بيندازد يا بكلامي يا تسبيحي و اقل [ص 174] آن اين است كه الحمد لله بگويد يا سجدهاي بنمايد و نشستن بين اذان و اقامه مغرب تأكيدي ندارد و فاصله انداختن بين آن دو به نفَسي هم كافي است و از سنت است كه بين اذان و اقامه در نماز ظهر و عصر نافله بخوانند و براي فاصله انداختن هر گاه تنها است كافي است كه با پاي راست يك گام بطرف قبله برود .
١٤ - هر كه يادش رفت بين اذان و اقامه فاصله بياندازد تا اقامه گفت يا نماز را شروع كرد چيزي بر او نيست اما عمداً مجاز نيست كه اين فاصله را ترك كند .
١٥ - در اذان ترجيع و تردّد و تثويب نيست ( و معني همه اينها تكرار است يعني فصول اذان را بيشتر از آنچه فرمودهاند نبايد مكرر نمود ) و همچنين عبارت الصلوة خير من النوم در اذان نيست .
١٦ - هر گاه امام عبارت شهادت يا حي علي الصلوة يا حي علي الفلاح را دو يا سه بار يا بيشتر تكرار كرد به نيت آنكه جماعت جمع شوند مانعي ندارد .
١٧ - اذان را بايد طوري گفت كه خود انسان بشنود و آهستهتر از آن كافي نيست .
١٨ - مريضي كه نميتواند حرف بزند در دل خود اذان و اقامه ميگويد .
در احكام است و در آن مسائلي است :
١ - اذاني نيست مگر بعد از داخل شدن وقت .
٢ - در اذان صبح رخصت دادهاند كه اندكي قبل از صبح گفته شود براي بيدار كردن اما سنت آن است كه همزمان با طلوع فجر اذان بگويند .
٣ - مستحب است در هر حالي كه هستند اذان را همراه مؤذن حكايت كنند ( يعني تكرار نمايند ) ولو در مستراح باشند .
٤ - در ضمن اقامه حرف زدن مكروه است و بعد از قد قامت الصلوة كراهتش بيشتر است و همچنين در نماز جماعت بر امام و اهل مسجد هر دو كراهت سخن گفتن بعد از قد قامت الصلوة بيشتر است و هر گاه كسي سخن بگويد اقامه را اعاده ميكند .
٥ - حرف زدن در نماز صبح بين اذان و اقامه مكروه است .
[ص 175] ٦ - جايز است اكتفا به اذان و اقامه غير هر گاه انسان بشنود آن را و اگر امام شنيد و حرف نزده با همان اذان و اقامه با جماعت نماز ميخواند .
٧ - هر گاه مؤذن چيزي از اذان را كم گفت و تو ميخواستي با اذان او نماز بخواني آنچه را كم گفته خودت تمام كن .
٨ - هر كس در اذان حدثي از او سر زند آن اذان او را كافي است اما اگر در اثناي اقامه سر زند بايد وضو گرفته اقامه را اعاده نمايد .
٩ - هر كس پشت سر مخالف نماز ميخواند در دل خود اذان و اقامه بگويد و اگر بترسد كه به ركوع نرسد دو بار قد قامت الصلوة و دو بار الله اكبر و يك بار لا اله الا الله بگويد و همراه آنها داخل نماز شود .
١٠ - جايز است اعتماد كردن در وقت به اذان مؤذنين مگر آنكه مؤذن خائن باشد و او را امتحان كرده باشي .
١١ - هر كس اذان و اقامه گفته باشد كه تنها نماز بخواند بعد ديگري بيايد و بخواهد با او بجماعت بخواند اذان و اقامه را اعاده ميكند .
١٢ - جايز است كه امام اذان بگويد و ديگري اقامه و عكس اين هم مانعي ندارد .
١٣ - وقتي كه مؤذن گفت قد قامت الصلوة قوم سر پا ميايستند اگر امام آنها آمد خوب است و گر نه دست يكي از قوم را ميگيرند و او را مقدم مينمايند .
١٤ - هر گاه كسي كه با او نماز ميكني شروع به اقامه نمود ديگر نماز مستحب نبايد خواند .
١٥ - هر كس بواسطه خللي نماز خود را اعاده كرده اذان و اقامه را هم اعاده ميكند آنگاه نماز ميخواند .
در نيت است و تكبير و در آن دو مطلب است :
در نيت است و در آن مسائلي است :
١ - نماز و هيچ عبادت ديگري جايز نيست مگر براي خداي سبحانه و بطلب رضاي او ، طلب رضائي كه آنهم براي خدا باشد نه براي منفعت بنده .
٢ - هر كس براي غير خداي سبحانه بندگي كند عمل او پذيرفته نيست اگر چه براي طلب بهشت باشد يا ترس از آتش و همين طور است كسي كه عمل ميكند تا مردم ببينند و بشنوند .
٣ - بناي نماز بر همان است كه شروع شده پس اگر نيت نماز واجب داشت و سهواً گمان كرد كه نافله است يا به نافله ايستاد و گمانش بآن رفت كه واجب ميخواند در هر دو صورت نمازش همان است كه بآن نيت افتتاح نموده .
٤ - هر كس نماز جمعه را با قل هو الله احد خواند دو ركعت را تمام نموده و نماز را از نو ميخواند با سوره جمعه .
٥ - هر كس يك ركعت از نماز واجب خود خوانده و مي بيند كه امام عادلي آمد آن نماز را دو ركعت تطوع قرار ميدهد ( يعني نماز سنتي و غير واجب ) و نماز را با امام از نو ميخواند .
٦ - هر كس نماز عصر ميخواند و در ضمن آن يادش آيد كه نماز ظهر نكرده همين را نماز ظهر قرار ميدهد كه از او فوت شده بود و عصر را بعد از آن ميخواند .
در تكبيرة الاحرام است و مسائلي كه بآن مربوط ميشود و در اين مطلب مسائلي است :
١ - تكبيرة الاحرام سنت در فريضه است و نماز بدون تكبيرة الاحرام نميشود .
٢ - هر كس تكبيرة الاحرام را عمداً يا سهواً ترك كند نماز را اعاده ميكند .
٣ - و رخصتي روايت شده در كسي كه آن را سهواً ترك كرده و نيت داشته كه تكبير بگويد ، كه بگذرد و در روايتي است كه تا ركوع نكرده برگردد و تكبير بگويد و اگر [ص 177] بعد از ركوع يادش آمد در جاي تكبيري كه در حال ايستاده ميگويند آن تكبير را ميگويد و اگر براي ركوع تكبير بگويد همان او را كفايت ميكند و اگر بعد از نماز يادش آمد تكبير را قضا كند و ظاهر از كلام شيخ صدوق اين است كه باين روايت عمل مينموده . و شاهد باطل نبودن نماز در صورت ترك تكبير از روي سهو اين است كه سنت فريضه را نقض نميكند و اين اصلي است كه نص بآن رسيده است لكن احتياط همان است كه ما اول گفتيم ( يعني اينكه اگر ترك كرد در هر حال اعاده كند ) .
٤ - مستحب است كه نماز را به سه تكبير افتتاح نمايد يا پنج تا و هفت تكبير افضل است .
٥ - هر گاه كسي بعجله آمد در حالي كه امام ركوع مينمايد يك تكبير او را براي دخول در نماز و ركوع نمودن كافي است .
٦ - هر كس نماز ايستاده براي او واجب است حكماً بايد تكبير را هم ايستاده بگويد و هر كس نماز نشسته بر او واجب است بايد تكبير را هم نشسته بگويد .
٧ - مستحب است كه امام تكبير افتتاح را بلند بگويد و مأموم آهسته و براي امام جايز است كه همه تكبيرها را بلند بگويد و استحباب آن هم بعيد نيست .
٨ - مستحب است كه قبل از تكبيرها و در ميان آنها دعائي را كه وارد شده است بخوانند .
٩ - مستحب است كه براي گفتن هر تكبيري دستها را بالا بياورند و درباره مأموم و كسي كه تنها نماز ميخواند تأكيدي ندارد .
١٠ - حد بالا آوردن دستها تا برابر گلوي انسان است و از گوشها دستها را بالاتر نبرد و كف دست را رو بقبله نگه ميدارد و انگشتها را بهم ميچسباند و روايت شده كه انگشتها را بجز انگشت شَسْت بهم ميچسباند .
١١ - مستحب است تسبيحاتي را كه وارد شده بعد از تكبيرات افتتاح نماز بگويند .
در قيام است و در آن مسائلي است :
١ - واجب است ايستادن در نماز و هر كس پشت خود را در نماز راست نكند نمازي براي او نيست .
٢ - جايز است كه بديوار مسجد تكيه كنند و دست را بر آن گذارند و در وقت برخاستن از آن ياري بگيرند و از طرف راست يا چپ بديوار يا عصا تكيه كنند بدون آنكه بيماري داشته باشند جز آنكه تكيه كردن براي غير مريض مكروه است .
٣ - جايز است كه تكيه بر يك پا كنند و وزن خود را روي يك پا بيندازند و كراهتي هم دارد .
٤ - سزاوار است كه در وقت قيام بين دو قدم را باندازه يك وجب فاصله گذارند يا كمتر و آن يعني فاصله گذاشتن مستحب است .
٥ - مستحب است كه انگشتان پا در حال قيام رو بقبله باشند ( يعني آنكه بغل پاها را موازي با هم بگذارند نه آنكه پاشنهها را بچسبانند و جلوي پا را فاصله دهند ) .
٦ - مستحب است كه در قيام دستها را روي رانها بگذارند بطور آويخته يعني بالا نياورند و انگشتهاي دست بايد بسته باشند .
٧ - زن دستهاي خود را بر سينههاي خود ميگذارد و بين دو قدم خود فاصله نميگذارد و آنها را بهم ميچسباند .
٨ - مستحب است كه نگاه انسان در حال قيام به محل سجده او باشد .
٩ - مستحب است معتدل ايستادن .
١٠ - مكروه است كه سر را به راست و چپ بگرداند .
١١ - اگر فراموش كرد و نشسته نماز را افتتاح نمود بدون بيماري نماز را قطع ميكند و برميخيزد و ايستاده افتتاح نماز مينمايد و اعتنائي به افتتاح اول نميكند .
١٢ - كسي كه نميتواند برخيزد مينشيند و هر وقت قوت پيدا كرد بايد ايستاده بخواند و تا وقتي كه بتواند ايستاده با كمك عصا يا ديوار يا در حالي كه پشت خود را بديوار [ص 179] تكيه داده نماز بخواند نمينشيند .
١٣ - مريض نشسته نماز ميخواند وقتي كه باندازه طول مدت نماز خواندنِ ايستاده ، نتواند راه برود .
١٤ - حد مرضي كه عاجز در آن نشسته ميخواند به خود او واگذار شده چون انسان به نفس خود بصير است .
١٥ - جايز است كه كسي جهت مداوا به پشت خوابيده باشد و بهمان حالت نماز كند و اين در صورتي است كه مرض او جز به خوابيدن به پشت مداوا نميشود .
١٦ - هر كس نشسته نماز ميخواند جايز است كه چهار زانو بنشيند يا پاها را دراز كند و هيچ يك مانعي ندارد .
١٧ - هر كس نميتواند بنشيند خوابيده به پهلوي راست نماز ميكند و اگر نتوانست به پهلوي چپ و اگر نتوانست به پشت ميخوابد و صورت را مثل محتضر رو بقبله ميكند و با ايماء نماز ميخواند و براي سجود بيشتر از ركوع سر را پائين ميآورد .
١٨ - هر كس نميتواند ركوع و سجود كند با سر اشاره ميكند و اگر نتواند با چشم خود اشاره ميكند .
١٩ - هر كس بجاي سجده اشاره ميكند مستحب است چيزي را كه بر آن سجده ميكند بالا بياورد و كسي كه نه اشاره ميتواند كرد و نه ميتواند بنشيند ، چيزي را كه سجده بر آن جايز است براي او بالا ميآورند و بر پيشاني او ميگذارند .
٢٠ - جايز است بدون بيماري نافله را نشسته بخوانند .
٢١ - جايز است كه هر ركعت نشسته را مساوي يك ركعت ايستاده حساب كنند جز آنكه مستحب است در نافله دو ركعت نشسته را يك ركعت ايستاده بشمارند اما نماز واجب هر ركعت نشسته يك ركعت حساب ميشود و اگر كسي كه نشسته ميخواند چيزي از سوره باقي گذاشته و برخيزد و آن را تمام كند بعد ركوع كند نماز او ايستاده حساب خواهد شد .
٢٢ - كسي كه در كشتي است اگر بتواند ايستاده نماز ميخواند اگر چه كه پشت خود را [ص 180] خم بگيرد و اگر نتواند مينشيند و واجب نيست كه براي نماز در ساحل پياده شوند ولو آنكه كشتي روي رودخانه باشد .
در قرائت است و در آن چهار مطلب است :
درباره قرائت در نمازهاي واجب و نوافل است و در آن مسائلي است :
١ - خواندن سوره حمد در نمازهاي واجبْ واجب است لكن در صحت نوافل شرط نيست هر نافلهاي كه باشد چنانكه روايت شده در كسي كه عجله دارد كافي است كه در قراءت نافله سه بار تسبيح بگويد و در ركوع و سجود هر كدام يك بار .
٢ - بسم الله الرحمن الرحيم جزئي از سوره حمد است و ادعاي اجماع كردهاند كه جزئي از سوره هم هست و خبر بخلاف آن است و كار نزد ما آسان است ( يعني بسم الله ميگوئيم و سوره ميخوانيم اعم از آنكه جزء باشد يا نباشد ) .
٣ - در نمازهاي واجب و نوافل بطور كلي قرائت از روي قرآن جايز است اما قرآن را جلوي خود نميگذارد كه باعث نقص در نماز ميشود .
٤ - هر كس مسلمان شده و هنوز نميتواند درست قرائت كند كافي است كه با الله اكبر و سبحان الله گفتن نماز بخواند .
٥ - مستحب است كه در فرائض و نوافل بعد از حمد يك سوره كامل بخوانند و احتياط واضح است ( يعني احتياطاً تمام سوره را بخوانند ) .
٦ - كمتر از يك سوره خواندن و همچنين بيشتر از يك سوره خواندن هر دو مكروه است .
٧ - جايز است كه در نمازهاي واجب و نافله اكتفا به حمد نمايند .
٨ - جايز است كه بجاي سوره يك آيه يا چند آيه بخوانند .
٩ - واجب نيست كه آيات سوره را بترتيب بخوانند .
[ص 181] ١٠ - جايز است كه سوره را دو قسمت كرده و هر قسمت را در يك ركعت بخوانند .
١١ - مانعي ندارد كه هر گاه آيهاي را فراموش كرد باقي را ترك كند و با همان اندازه كه خوانده ركوع نمايد يا آنكه قسمتي را كه فراموش كرده رها كند و از مابعد آن هر چه يادش هست ميخواند .
١٢ - گُنگ كافي است او را در قرائت كه زبان خود را حركت دهد و با انگشت خود اشاره نمايد و عجم و كسي كه نميتواند به رواني بعربي سخن بگويد توقع از آنها باندازه توقع از عالم فصيح نيست و بدرستي كه شخص عجمي با همان زبان عجمي خود قرآن ميخواند و ملائكه آن را به عربيتي كه دارد بالا ميبرند .
١٣ - گفته شده مستحب مؤكد است كه در نماز صبح بلند قراءت كنند و همچنين در دو ركعت اول مغرب و دو ركعت اول عشاء و نماز ظهر روز جمعه چه در سفر و چه در حضر و چه با جماعت و چه فرادي بلكه همين قول باحتياط نزديكتر است و عمل هم بر همين است و گفته شده جايز است كه نمازهاي جهوريه را عمداً آهسته بخوانند و همچنين نمازهاي اخفاتي را عمداً بلند بخوانند جز آنكه اين كار نقصي است در نماز و اعاده در صورت عمد بودن مستحب است و بهر صورت احتياط در اين است كه خلاف اين دستور كه در اول مسأله ذكر شد نكنند و اگر كردند اعاده نمايند .
١٤ - جايز نيست كه در نماز صدا را خيلي بلند كنند و نه آنقدر آهسته بخوانند كه خود نشنوند و بين اين دو حد بايد قرائت وسطي را برگزينند .
١٥ - در حال تقيه جايز است كه زبان خود را حركت ندهد و در ذهن خود بخواند .
١٦ - زنها نبايد بلند بخوانند مگر آنكه امام باشند كه در اين وقت صدا را باندازهاي كه قراءت شنيده شود بلند مينمايند .
١٧ - انسان در تشهد خواندن و گفتن عبارات ركوع و سجود و قنوت مخير است كه آهسته بخواند يا بلند .
١٨ - سنت در نوافل اين است كه نوافل شب را بلند و نوافل روز را آهسته بخوانند .
١٩ - مستحب است كه بعد از قراءت كمي سكوت كنند .
در سورههائي است كه در نمازها ميخوانند و در آن مسائلي است :
١ - در مورد نمازهاي واجب در باب سورههائي كه در آنها خوانده ميشود روايات زيادي رسيده و همه آنها موسع است و ما بعض آن روايات را ذكر ميكنيم پس در نماز صبح سوره عمّ و غاشية و قيٰمة و اشباه آنها را ميخوانند و در ظهر و عشاء سوره اعلٰي و شمس و غاشية و امثال آن و در عصر و مغرب قل هو الله احد و نصر و زلزلة و امثال آنها .
٢ - افضل سورهها در واجبات سوره قدر و قل هو الله است و هر كس سورهاي را كه خواندن آن ثواب دارد ترك نموده و اين دو سوره را بخواند بجهت فضلي كه دارند ثواب آنچه كه قراءت كرده و ثواب سورههائي كه ترك نموده هر دو را باو ميدهند و اگر اين دو سوره را ميخواند در ركعت اول قدر را بخواند كه آن نسبت پيغمبر (ص) و اهل بيت آن حضرت است تا روز قيامت ( يعني تعريف و توصيف آنها است ) و در ركعت دوم قل هو الله بخواند كه آن نسبت خداوند است و صفت او .
٣ - در شب جمعه سوره جمعه و اعلٰي را ميخوانند و در صبح جمعه جمعه و توحيد ( يعني قل هو الله احد ) و در نماز جمعه جمعه و منافقون و فرمودهاند كه اين دو سوره را در نماز جمعه بخوانند لكن در حد وجوب نيست و روايت شده در عشاء شب جمعه و نماز صبح آن و نماز جمعه و عصر كه در همه آنها سوره جمعه و منافقون خوانده ميشود و روايت شده بر هر مؤمني از شيعه ما واجب است كه شب جمعه سوره جمعه و سبح اسم ربك الاعلي بخواند و ظهر جمعه سوره جمعه و منافقين و غير اين هم روايت شده و عمل به همه اين روايات وسعت دارد .
٤ - مستحب است در نماز صبح دوشنبه و پنجشنبه در ركعت اول سوره انسان و در ركعت دوم سوره غاشيه بخوانند .
٥ - مستحب است كه در نوافل ظهر در ركعت اول حمد و جحد و در باقي ركعات حمد و توحيد بخوانند و در نوافل عصر هم حمد و توحيد و در نوافل مغرب ركعت [ص 183] اول حمد و جحد و در ركعت دوم حمد و اخلاص و دو ركعت آخر را با هر سورهاي كه خواستي يا با حمد و توحيد ميخواني و در نماز شب دو ركعت اول با حمد و سي مرتبه توحيد در هر ركعت و چهار ركعت وسط را بقاعده نماز جعفر و دو ركعت آخر را با سوره ملك و دهر و نماز شفع را با سه مرتبه توحيد در هر ركعت و وتر را با سه توحيد و معوّذتين و نافله فجر را با جحد و توحيد ميخواني ● .
درباره ركعات سوم و چهارم است و در آن مسائلي است :
١ - نمازگزار در ركعت سوم و چهارم مخير است كه تسبيح بگويد يا قراءت نمايد .
٢ - قراءت در اين دو ركعت از تسبيح بهتر است .
٣ - مريض و كسي كه سهو زياد ميكند بجاي قراءت تسبيح را اختيار ميكند .
٤ - امام در اين دو ركعت حمد ميخواند و مأمومين تسبيح ميگويند يا آنكه او تسبيح ميگويد و هر كه پشت سر او است قراءت ميكند .
٥ - در دو ركعت آخر مطلق تسبيح براي تو كافي است و مستحب است كه سه بار تسبيح بگوئي و ميگوئي : سبحان الله سبحان الله سبحان الله يا تسبيح و حمد و استغفار ميگوئي يا تسبيحات اربعه را يكبار يا سه بار ميگوئي يا آنكه سه بار ميگوئي سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و بخواهي كامل شود همين را نُه بار ميگوئي يا آنكه ميگوئي الحمد لله و سبحان الله و الله اكبر و همه اينها موسع است .
در احكام است و در آن مسائلي است :
[ص 184] ١ - گفته شده كه مكروه است در يك ركعت از نماز واجب دو سوره بخوانند و باحتياط نزديكتر آن است كه چنين كاري نكنند و مستحب است كه حق هر سورهاي را ادا نموده و ركوع و سجود آنرا بجا آورند و در نافله خواندن دو سوره مانعي ندارد .
٢ - گفته شده كه خواندن آيات سجده واجبه در نمازهاي واجب جايز است و كراهتي هم دارد و بهتر آن است كه نخوانند و هر وقت سورهاي ميخوانند كه آيه سجده دارد هر گاه بآن آيه رسيدند نخوانند و ركوع كنند يا اگر خواستند غير آن را بخوانند و قراءت آيه سجده مكروه است .
٣ - هر گاه كسي در نماز آيه سجده خواند سجده كند و اگر در وسط سوره بوده برخيزد و باقي را بخواند بعد ركوع نمايد و اگر در آخر سوره بوده برميخيزد و سوره الحمد را مجددا ميخواند و بعد ركوع مينمايد كه ركوع او پس از قرائتي باشد .
٤ - هر گاه به كسي از مخالفين اقتدا كرده كه در وقت خواندن آيات عزائم يعني سجدههاي واجبه سجده نميكند او هم از باب تقيه سجده نكرده و اشارهاي ميكند .
٥ - مستحب است قبل از قراءت استعاذه نمايند و چون بسم الله الرحمن الرحيم گفتي مانعي ندارد كه استعاذه نكني و در استعاذه بهتر آن است كه بگوئيد : اَعُوذُ بِاللّٰهِ السَّمٖيعِ الْعَلٖيمِ مِنَ الشَّيْطٰانِ الرَّجٖيم .
٦ - گفته شده مستحب است كه امام استعاذه را بلند بگويد و مأموم آهسته و عمل بر اين است كه همه آهسته بگويند .
٧ - بطور مطلق مستحب مؤكد است كه بسم الله الرحمن الرحيم را بلند بگويند .
٨ - مستحب است ترتيل در قرائت باين نحو كه بآرامي بخواني و سعي كني كه صداي تو خوب باشد و هر جا لازم است وقف كني و حروف را درست ادا كني و مثل شعر سريع و پيوسته نخواني و كلمات را با فاصله و جدا جدا هم ادا نكني .
٩ - هر كس بخواهد هنگام قراءت چند قدم بطرف جلو برود وقت راه رفتن قراءت نكند تا وقتي كه برسد بآن جائي كه ميخواسته آن وقت قراءت كند .
١٠ - جايز است كه وقت قراءت سكوت كند كه حرف كسي را بشنود و اين عمل [ص 185] مكروه است و باعث نقص در نماز است .
١١ - گفتن آنچه ذكر خدا يا رسول او صلي الله عليه و آله باشد يا سخن گفتن با خدا در نماز مانعي ندارد .
١٢ - جايز است آيهاي را كه در آن تخويف است يا هر آيهاي را مكرر كنند و گريه نمايند .
١٣ - گفته شده بعد از فراغت از قراءت ، آمين گفتن مكروه است چه امام باشي و چه مأموم و چه تنها ، و بيشتر بنظر ميرسد كه حرام باشد نه مكروه .
١٤ - سوره الضحٰي و المنشرح يك سوره هستند و همچنين المتر كيف و لأيلاف پس اگر خواستي سوره تمامي در نماز بخواني هر دو را بخوان و بين آنها فاصله نيانداز و روايت شده كه انفال و براءة هم يك سوره هستند .
١٥ - جايز است از سورهاي به سوره ديگر عدول كنند و از سوره جحد و قل هو الله عدول كردن مكروه است مگر در جمعه باشد و بآن دو شروع كرده باشد كه عدول ميكند و جمعه و منافقون ميخواند يا آنرا بدو ركعت تمام كرده و دوباره شروع ميكند با جمعه و مستحب است كه اگر نصف سوره را خوانده برنگردد و اين استحباب در وقتي كه دو ثلث سورهاي را خوانده تأكيدش بيشتر است .
١٦ - هر كس نصف سورهاي را خواند و باقي يادش نيامد و بسوره ديگر پرداخت و وقتي آن را تمام كرد قبل از ركوع آنچه فراموش نموده بود يادش آمد ضرري ندارد و با همانكه خوانده ركوع ميكند .
١٧ - دو سوره الناس و الفلق از قرآن هستند و قراءت آنها در نماز واجب جايز است .
١٨ - مكروه است قل هو الله را يك نفس بخوانند .
١٩ - مكروه است كه در طول يك روز قل هو الله در نماز نخوانند .
٢٠ - هر كس در سورهاي غلط كرد قل هو الله بخواند و ركوع كند .
٢١ - پشت سر مخالف كه نماز ميكني كافي است كه در دلت قراءت كني .
٢٢ - هر كس جمعه را با سورهاي غير از جمعه و منافقون خواند نماز را اعاده ميكند [ص 186] چه در سفر چه در حضر .
در ركوع است و در آن مسائلي است :
١ - ركوع واجبي از واجبات نماز است .
٢ - واجب است تا اندازهاي خم بشوند كه سر انگشتان به زانوها برسد .
٣ - واجب است قرار گرفتن و سكون در حال ركوع ( يعني بلافاصله بعد از خم شدن سر را بالا نياورند ) .
٤ - ذكر بطور مطلق در ركوع واجب است .
٥ - مستحب است كه در ركوع پشت خود را صاف بگيرند و همچنين در غير ركوع در همه حالات نماز بايد پشت صاف باشد و قوز و خميده نباشد .
٦ - واجب است سر برداشتن از ركوع پس جايز نيست كه بدون قد راست كردن از ركوع به سجده بروند .
٧ - واجب است كه بعد از ركوع راست و معتدل بايستند بطوري كه مفاصل به جاي اول خود برگردد .
٨ - مستحب است وقتيكه ميخواهند ركوع كنند در حالي كه راست ايستادهاند دستها را بالا بياورند و تكبير بگويند .
٩ - مستحب است بعد از سر برداشتن از ركوع و پيش از گفتن سمع الله لمن حمده دستها را بالا ببرند و تكبير بگويند .
١٠ - مستحب است كه در ركوع انگشتها را از هم باز كنند و دستها را با زانوها پر كنند .
١١ - مستحب است كه ركوعكننده پشت را صاف بگيرد بطوري كه اگر قطره روغني بر پشت او بريزند بعلت صافي پشت ، آن قطره به هيچ طرف مايل نشود و مستحب است كه زانوها را در ركوع خوب بطرف عقب بدهند .
١٢ - مستحب است كه در ركوع گردن را بكشند و سر را پائين نياندازند .
[ص 187] ١٣ - مستحب است كه انسان در حال ركوع نظر به مابين دو قدم خود بنمايد و يا چشمها را ببندد .
١٤ - مستحب است كه فاصله دو پا در ركوع بقدر يك وجب باشد و پاها برابر هم باشند و جلو و عقب نباشند .
١٥ - مستحب است كه پس از سر برداشتن از ركوع و ايستادن سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَه و ذكر مأثور را بگويد .
١٦ - مستحب است سمع الله لمن حمده را بلند بگويند .
١٧ - مستحب است كه مأموم بجاي سَمْعَلَه ● آهسته بگويد : اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمٖين .
١٨ - مستحب است صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد در ركوع و سجود و ميشود كه بهمان اكتفا شود چون كه آن تهليل و تكبير و تسبيح است .
١٩ - مستحب است كه ركوع و سجود را طول دهند .
٢٠ - جايز است كه در ركوع به يكبار ذكر بطور مطلق اكتفا كنند و سنت در ذكر ركوع سه بار است و فضيلت در هفت مرتبه است و هر چه از اين بيشتر شود فضيلت آن بيشتر است .
٢١ - مستحب است كه در ركوع دعاي مأثور را بخوانند .
٢٢ - قراءت يعني خواندن آيات قرآن در ركوع مكروه است .
٢٣ - مستحب است كه ذكر انسان در ركوع سُبْحٰانَ رَبِّيَ الْعَظٖيمِ وَ بِحَمْدِه باشد .
٢٤ - جايز است كه در ركوع دست را بجهت حاجتي از روي زانو بردارند و دوباره بگذارند و صبر كردن بهتر است .
٢٥ - كسي كه تنها نماز ميخواند جايز است ذكر ركوع را بلند يا آهسته بخواند اما امام مستحب است كه بلند بخواند و مأموم مستحب است كه آهسته بخواند .
٢٦ - مكروه است كه ذكر ركوع را از سه مرتبه كمتر بگويند .
٢٧ - مستحب است كه هنگام ركوع ، گذاردن دست راست بر زانوي راست قبل از [ص 188] گذاشتن دست چپ بر زانوي چپ باشد يعني اول دست راست را بر زانو بگذارند بعد دست چپ را .
٢٨ - زن كه ركوع ميكند دست را بالاي زانو ميگذارد روي رانها كه زياد خم نشود و نشيمنگاه او بالا نرود .
در سجود است و در آن مسائلي است :
١ - در هر ركعت نماز يك سجده فريضه است و سجده دوم سنت در فريضه است و هر دو در هر ركعت واجبند .
٢ - واجب است كه سجده بر اعضاء هفت گانه باشد يعني اينكه پيشاني و دو دست و دو زانو و دو انگشت ابهام پا در حال سجده روي زمين باشد .
٣ - بيني بر زمين نهادن در سجده سنت است .
٤ - در اعضائي كه ذكر شد مسمي كفايت ميكند پس از پيشاني مقدار سر انگشتي هم بر زمين باشد كافي است و همين طور در باقي .
٥ - واجب است كه مواضع مذكور در سجده درست بر زمين قرار گيرد و شخص در حال سجده آرام و سكون گيرد بعد سر بردارد .
٦ - باكي نيست كه محل سجده بقدر كلفتي آجري بالا يا پائين باشد يا باندازهاي كه عرفاً از اسم سجدهكننده بيرون نرود .
٧ - هر كس پيشاني او در سجده بر جاي ناهمواري واقع شد سر را برنميدارد بلكه پيشاني را بر زمين ميكشد تا بر جاي هموار واقع شود و برداشتن سر و دوباره گذاشتن هم جايز است و همينطور جايز است كه براي پيدا كردن چيزي كه بر آن سجده كند سر را بردارد البته مادام كه صاف ننشيند .
٨ - مطلق ذكر در سجود واجب است و مستحب است كه بگويند : سبحان ربي الاعلٰي و بحمده .
[ص 189] ٩ - قراءت آيات در سجده مكروه است .
١٠ - مستحب است كه با تسبيح و تحميد و تمجيد و دعاهاي وارده سجود را طول دهند .
١١ - واجب است كه بعد از سجده اول سر را برداشته و ساكن بنشينند و همين طور بعد از سجده دوم چون درست نشستن بعد از سجده واجب است .
١٢ - مستحب است تكبير قبل از سجده وقتي كه راست ايستاده و بعد از سر برداشتن از آن و همچنين وقتي كه براي بار دوم ميخواهد سجده كند و همچنين در سر برداشتن از سجده دوم .
١٣ - مستحب است كه چون براي سجده فرود ميآيد اول دستها را بر زمين گذارد بعد زانوها را .
١٤ - مستحب است كه در سجود آرنجها را از زمين بلند كند و مثل دو بال باز نگه دارد و بر زمين گذاشتن ساعدها و بر روي زانو و ران قرار دادن آنها در سجده مكروه است .
١٥ - مستحب است كه كف دستها را بر زمين گذارند نه بر چيز ديگر و دو دست را قدري از هم فاصله ميدهد و قدري بطرف خود ميآورد اما نه آن اندازه كه متصل به زانوها شود .
١٦ - مستحب است كه در وقت سجود انگشتها بهم چسبيده باشد و دست را رو بقبله بگذارند .
١٧ - مستحب است سجده كردن بر تربت حسيني ، و سلام بر آن بزرگواري كه شرافت اين تربت از اوست .
١٨ - براي زن مستحب است كه هر گاه موي او قسمتي از پيشاني را پوشانده وقت سجده مو را عقب بزند .
١٩ - مستحب است كه در حال سجود به بيني خود نگاه كنند و بين دو سجده نظر به دامن خود بنمايند .
[ص 190] ٢٠ - مستحب است كه محل سجده و محل ايستادن در يك سطح باشد .
٢١ - مستحب است در سجده دستها را برابر صورت و شانهها بگذارند و كراهت دارد كه آنها را بزانوها بچسبانند يا نزديك صورت جلو زانوها بگذارند بلكه بايد آنها را كمي از صورت و زانو فاصله دهند .
٢٢ - مستحب است كه در نماز متمايل به چپ بنشينند ( يعني قدمها را از طرف راست بدن بيرون گذارند ) و بطرف راست نشستن بطور مطلق در نماز مكروه است .
٢٣ - مستحب است كه بين دو سجده دعاي مأثور را بخوانند و سزاوار است كه بگويند استغفر الله ربي و اتوب اليه .
٢٤ - مستحب است كه چون بخواهد از زمين برخيزد تكيه بر دستها بنمايد و بر خلاف وقت نشستن در موقع برخاستن اول زانوها را بلند ميكند بعد دستها را .
٢٥ - مستحب است در وقت سجود و موقع برخاستن تكبير بگويند يا دعاي مأثور را بخوانند .
٢٦ - اشكالي ندارد كه سر را از سجده بلند كنند و بدون آنكه دستها را از زمين بردارند دوباره سجده كنند لكن اين كار مكروه است .
٢٧ - زن بر دو كفل خود مينشيند و مثل مرد نمينشيند و چون بخواهد براي سجده فرود آيد اول مينشيند و دو زانوي خود را قبل از دستها بر زمين ميگذارد و در حال سجده خود را بزمين ميچسباند و در وقت نشستن رانها را بهم ميچسباند و زانوها را از زمين بلند ميكند و هنگام برخاستن راست برميخيزد و اول نشيمنگاه خود را بلند نميكند و در سجده خود را جمع ميكند و دو ساعد خود را بر زمين فرش ميكند .
٢٨ - اگر در سجده جائي از بدن او بخارد و بر او سخت شود اشكالي ندارد كه دست خود را از زمين بردارد و بدن خود را بخاراند اما اگر صبر كند تا از سجده فارغ شود بهتر است .
٢٩ - مكروه است كه بر پيشاني انسان اثر سجود نباشد .
٣٠ - هر كس پيشاني او دملي داشته باشد حفرهاي حفر ميكند و در حال سجده دمل [ص 191] را در آن قرار ميدهد كه پيشاني او بر زمين واقع شود و اگر ميسر نشود بر ابروي راست خود سجده ميكند و اگر نتواند بر ابروي چپ و اگر اينطور هم نتوانست بر چانه خود سجده ميكند .
٣١ - وقتي كه انسان كنار ديگري نماز ميكند سزاوار نيست كه براي تنظيف جاي سجده را پف كند چون ممكن است باعث اذيت او شود .
٣٢ - جايز است هر گاه در نماز خاك به پيشاني انسان بچسبد بر پيشاني خود دست بكشد و جايز است صاف كردن ريگها براي سجده و برداشتن سنگ ريزه از پيشاني هر گاه بر آن بچسبد .
٣٣ - مكروه است كه بين دو سجده دست را از زمين برندارند .
٣٤ - سجده براي غير خداي سبحانه جايز نيست .
در قنوت است و در آن مسائلي است :
١ - گفته شده كه قنوت سنت واجبي است در هر فريضه و شرط است در هر نافله و نزديكتر باحتياط آن است كه آن را ترك نكنند .
٢ - جايز است ترك قنوت در حال تقيه و همان بالا آوردن دستها در چنين وقتي كفايت از قنوت مينمايد و اگر ترسيد كه دست را بالا بياورد سه مرتبه بگويد بسم الله الرحمن الرحيم .
٣ - جاي قنوت در هر نمازي در ركعت دوم است قبل از ركوع و بعد از قرائت .
٤ - قنوت در نماز جمعه در هر دو ركعت است در ركعت اول قبل از ركوع و بعد از قراءت و در ركعت دوم بعد از ركوع خوانده ميشود .
٥ - كمتر ذكري كه در قنوت كافي است سه تسبيح است .
٦ - در قنوت ذكري كه بنا باشد حتماً آن را بگويند نيست و هر چه را كه خداوند بر زبانت جاري كرد ميگوئي .
[ص 192] ٧ - در قنوت روز جمعه و غير جمعه مستحب است همان ادعيه و عباراتي را بخوانند كه در اخبار روايت شده .
٨ - در قنوت نماز وتر مستحب است كه هفتاد بار استغفار كنند و سيصد مرتبه العَفْو بگويند و هفت مرتبه بگويند : هٰذٰا مَقٰامُ الْعٰائِذِ بِكَ مِنَ النّٰارِ و مستحب است كه با دست راست عدد را بشمارند و دست چپ را براي قنوت برابر صورت بياورند يا آنكه در زير لباس دست را بالا بياورند .
٩ - مستحب است كه قنوت را بلند بخوانند .
١٠ - مستحب است كه در نوافل شب و روز بعد از قنوت وقتي كه ميخواهد دست را پائين بياورد آن را بر سر و صورت بكشد و در فريضه چنين نميكند بلكه در فريضه دو كف دست را بر سينه گذاشته بآرامي پائين ميآورد تا برابر زانوها و تكبير گفته و ركوع مينمايد .
١١ - مكروه است كه در نماز واجب دستها را براي قنوت آنقدر بالا ببرند كه از سر بگذرد .
١٢ - مستحب است كه قنوت را در غير نماز جماعت طول دهند .
١٣ - جايز است كه در قنوت دشمن را نفرين كنند و اسم او را ببرند .
١٤ - مستحب است كه در قنوت ائمه را به تعبيري كه شامل همه آنها بشود اسم ببرند نه يكي يكي .
١٥ - در قنوت هر لفظي را كه براي مناجات و مكالمه با پروردگار خود اختيار كردي مانعي ندارد .
١٦ - در قنوت نمازهاي فريضه دعا كردن مستحب است و در وتر استغفار .
١٧ - مستحب است تكبير گفتن قبل از قنوت .
١٨ - رخصتي روايت شده كه در غير تقيه هم ميشود قنوت را ترك كرد .
در تشهد و سلام است و در اين مقصد دو مطلب خواهد آمد :
در تشهد است و در آن مسائلي است :
١ - تشهد سنت در فريضه است .
٢ - واجب در تشهد دو شهادت است و احتياطاً صلوات را هم بايد ذكر نمود .
٣ - در نماز دو ركعتي يكبار و در غير آن دو بار واجب است باندازهاي كه براي ذكر تشهد لازم است بنشينند .
٤ - مستحب است تشهد را همانطور كه روايت شده بخوانند و آن اينطور است : اَشْهَدُ اَنْ لٰا اِلٰهَ اِلَّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لٰا شَرٖيكَ لَهُ وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلٰي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ .
٥ - مستحب است بسم الله و حمد گفتن قبل از تشهد و ذكر بعد از آن بهمان الفاظ كه رسيده است .
٦ - وقتي كه انسان سر از سجده آخر بردارد نماز او تمام شده چون سجده آخر نماز است و روايت شده اگر بعد از سر برداشتن حدثي از او صادر شد نمازش باطل نيست لكن وضو ميگيرد و در جاي نظيفي نشسته و تشهد ميخواند و سلام ميدهد و چيزي بر او نيست و احتياط راه نجات است يعني در هيچ حال نبايد تشهد را ترك كرد و روايت شده كه اگر كسي بعد از سجده خون دماغ شود برخاسته و بيني خود را ميشويد و برميگردد و نمازش را تمام ميكند .
٧ - مستحب است كه در حال تشهد متورك بنشينند ( يعني روي كفل چپ نشسته پا را از طرف راست بدن بيرون آورند ) .
٨ - مكروه است اقعاء در حال تشهد ( و آن مثل نشستن سگ است كه دستها را روي زمين بگذارند ) .
٩ - مستحب است كه در تشهد نظر بدامن خود بنمايند .
[ص 194] ١٠ - مستحب است كه زن در حال تشهد رانها را بهم بچسباند و زانوها را از زمين بلند كند .
١١ - جايز است كه در حال تقيه تشهد را ايستاده بخوانند يعني اگر تقيه انسان را ناچار از قيام نمود اندكي مينشيند و برميخيزد و ايستاده تشهد ميخواند .
١٢ - جايز نيست كه در تشهد بگويند تبارك اسمك و تعالي جدك .
١٣ - سلام دادن در تشهد اول جايز نيست ( يعني در نمازهائي كه دو ركعتي نيستند ) .
١٤ - مستحب است كه چون در ركعت دوم بعد از تشهد برخيزند بگويند : بِحَوْلِ اللّٰهِ وَ قُوَّتِهٖ اَقُومُ وَ اَقْعُد ، يا آنكه بگويند : اَللّٰهُ اَكْبَر .
١٥ - مستحب است وقتي كه مردان ميخواهند از تشهد برخيزند تكيه بر دو كف خود بنمايند و زنها خود را راست از زمين بلند نموده و كفل خود را بالا نبرند .
١٦ - انسان مخير است كه تشهد را بلند بخواند يا آهسته .
در سلام است و در آن مسائلي است :
١ - سلام درنمازهاي واجب بعد از تشهد آخر سنت در فريضه است .
٢ - سلام دادن با گفتن يكي از اين دو عبارت حاصل ميشود يا گفتن : اَلسَّلٰامُ عَلَيْنٰا وَ عَلٰي عِبٰادِ اللّٰهِ الصّٰالِحٖين ، و يا به : اَلسَّلٰامُ عَلَيْكُمْ ، و مستحب است كه عبارت : وَ رَحْمَةُ اللّٰهِ وَ بَرَكٰاتُه ، را هم بر آن بيفزايند .
٣ - با گفتن : اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا النَّبِيُّ ، يا با سلام بر ائمه انسان از نماز خارج نميشود .
٤ - مستحب است كه امام اگر عبارت : اَلسَّلٰامُ عَلَيْنٰا وَ عَلٰي عِبٰادِ اللّٰهِ الصّٰالِحٖين ، را اختيار كرده و مقدم داشته بعد از آن رو بقبله سلام دهد يا بطرف راست مثل كسي كه تنها نماز ميخواند .
٥ - مستحب است كه مأموم در هر حال بطرف قبله و بطرف راست سلام دهد و اگر كسي در طرف چپ اوست بطرف چپ هم سلام دهد .
٦ - كسي كه تنها نماز ميخواند وقتي بطرف راست سلام ميدهد هر دو ملك راست و [ص 195] چپ را قصد ميكند و ملك سمت راست را اختصاص به سلام ميدهد چون او اعمال نيك را مينويسد و با بيني خود بطرف او اشاره ميكند و امام وقتي بطرف راست سلام ميدهد قصد او دو ملك و مأمومين هستند و با چشم خود اشاره ميكند و مأموم سلامي كه بطرف پيش رو ميدهد به نيت جواب سلام امام و دو ملك او است و سلامي كه بطرف راست ميدهد بقصد دو ملك خودش است و هر كس كه در سمت راست او است و سلامي كه بطرف چپ ميدهد به نيت دو ملك خود است و هر كس كه در طرف چپ او است و كسي كه در طرف چپ او كسي نيست بطرف چپ سلام نميدهد مگر آنكه طرف راست او ديوار باشد و در طرف چپ او كسي باشد كه در اين وقت بطرف چپ سلام ميدهد .
٧ - مستحب است كه در سلام بگويند : اَلسَّلٰامُ عَلَيْنٰا وَ عَلٰي عِبٰادِ اللّٰهِ الصّٰالِحٖين ، و بعد از آن بگويند : اَلسَّلٰامُ عَلَيْكُم .
٨ - واجب نيست كه در سلام دادن نيت خروج از نماز بنمايند و هر كس سلام داد از نماز بيرون رفته خواه نيت كرده باشد يا نكرده باشد .
در آداب نماز است از ابتدا تا خاتمه آن بطور خلاصه ● :
هر گاه داخل شد بر تو وقت و تو جامع شرايط نماز باشي چنانچه گذشت در كتاب طهارت و در اينجا در مقدمات پس برخيز و اذان بگو و بلند كن باذان صداي خود را و الف و هاء را ظاهر و فصيح بگو و دو انگشت خود را در گوشها بگذار و حروف اذان را جزم كن كه از هم جدا شود و شمرده بگو پس همينكه اذان گفتي فاصله بگذار ميان آن و اقامه بنشستني يا بدو ركعت نماز يا بكلامي يا تسبيحي همچنانكه گذشت بعد برخيز و اقامه بگو رو بقبله و فصول اقامه را جزم كن و تندتر از اذان بگو بعد افتتاح نماز كن بسه تكبير يا پنج يا هفت در حالي كه ايستاده رو بقبله و انگشتان پاها نيز رو [ص 196] بقبله باشد و ميان دو قدم را بقدر يك وجب يا كمتر فاصله بگذار و دستها را بر رانها رها كن و انگشتان دست بهم ضم باشد و نظر بموضع سجود كن و صلب خودت را راست بگير و معتدل بايست پس همينكه تكبير گفتي دستها را با تكبير بلند كن تا نحر خود و از گوشها مگذران و كف دستها را بقبله كن و انگشتان را بهم ضم نما و دعاي مأثور را در خلال تكبيرات و بعد از افتتاح بخوان بعد استعاذه بكن و حمد بخوان و بسم الله را جهر كن و قرائت را شمرده بكن بعد يك سوره كامل بخوان و جهر كن قرائت را در نمازهاي شب و اخفات كن در نماز نهار بعد قليلي ساكت ميشوي و دستها را بتكبير بلند ميكني و تكبير ميگوئي بعد ركوع ميكني و خم ميشوي تا اينكه سر انگشتان بزانو برسد اقلاً و دست راست را بر زانوي راست پيش از چپ ميگذاري و در حال ركوع مطمئن و ساكن ميشوي و پشت خود را مستقيم ميگيري و كمان نميكني و كفها را از زانو پر ميكني و انگشتان را از هم ميگشائي و پشت خود را مستوي ميگيري و گردن را ميكشي و نظر بميان دو قدم ميكني مادام كه راكع هستي يا چشمها را بهم ميگذاري و فاصله ميان دو قدم را يك وجب قرار ميدهي ذكر ميكني خداوند را بهر چه باشد يا بآنچه روايت شده و همينكه فارغ شدي از ذكر سر را بلند ميكني و راست و معتدل ميايستي تا مفاصل بجاهاي خود برگردد و تكبير بگو و دو دست را بلند كن بتكبير بعد بگو : سمع الله لمن حمده ، بعد تكبير بگو براي سجود و دستها را بتكبير بلند كن و رو بسجده برو و دستها را پيش از زانوها بزمين بگذار و سجده بكن بر هفت موضع پيشاني و دو دست و دو زانو و دو انگشت ابهام پا و بيني را بخاك بمال و دو ذراع را مثل بال بگير و بزمين فرش مكن و بر زانوها و رانها مگذار و بسط كن آنها را بسط كردني و قبض كن در برداشتن قبض كردني و انگشتان را بهم ضم كن و دو دست را برابر صورت و شانهها بگذار و بزانوها مچسپان و نزديك صورت مگذار و جلو زانوها بگذار و قدري منحرف كن و نظرت به بيني باشد و انگشتان را رو بقبله بگذار و در سجود مطمئن و ساكن باش و ذكر خداوند را بكن هر چه بخواهي يا بآنچه روايت شده و بعد از فراغ سر بردار و بنشين متورك بطرف [ص 197] چپ و دست را از زمين بردار و بگو الله اكبر و دو دست را بتكبير بلند كن بعد استغفار كن و دومرتبه تكبير بگو و دستها را بتكبير بلند كن و ميان دو سجده نظرت در دامنت باشد و دومرتبه سجده كن همان قسم و بلند شو همان قسم و بنشين همانطور بعد برميخيزي بركعت دويم و بعد از آنكه برخواستي و راست ايستادي قراءت ميكني و بعد از قراءت تكبير ميگوئي و دستها را بتكبير بلند ميكني بعد دستها را بقنوت بلند ميكني و انگشتان را بهم ضم ميكني و قنوت ميخواني بهر چه ميسر شود يا بمأثور بعد دستها را رها ميكني و تكبير ميگوئي و دستها را بلند ميكني بتكبير براي ركوع و ركوع و سجود ميكني چنانكه گذشت بعد متورك مينشيني و تشهد ميخواني هر چه باشد يا بآنچه روايت شده و نظرت در حال تشهد در دامنت باشد و انگشتانت بهم ضم باشد بعد سلام ميدهي و مخيري در تشهد و ركوع و سجود و قنوت ميان جهر و اخفات مگر اينكه قنوت را بلند بخواني بهتر است و سمع الله لمن حمده را جهر بكن و جهر در نماز را بصداي بلند مكن و اخفات باندازه كه نشنوي مكن و ميانه اين دو را اختيار كن .
در تعقيب و سجده شكر است و در آن دو مقصد داريم :
در تعقيب است و در آن دو مطلب است :
در احكام تعقيب است بطور كلي و در اين مطلب مسائلي است :
١ - تعقيب بعد از نمازهاي فريضه و نافله مستحب مؤكد است و سنت بآن جاري شده .
٢ - روايت شده هر چه به نماز ضرر برساند به تعقيب هم ضرر ميرساند .
[ص 198] ٣ - رخصت فرمودهاند هر كس كار دارد در حالي كه تعقيبات خود را ميخواند پي كار خود برود البته مادام كه وضو دارد .
٤ - مستحب است كه بعد از نماز دستها را بلند كرده و بالاي سر ببرند .
٥ - مستحب است كه بعد از نماز واجب سه تكبير بگويند و دعاي مأثور را بخوانند .
٦ - مستحب است كه تسبيح حضرت فاطمه زهرا عليها السلام را بعد از نماز ذكر نمايند و آن را وظيفه قرار دادهاند و كيفيت آن اين است كه سي و چهار بار الله اكبر بگوئي و سي و سه بار الحمد لله و سي و سه بار سبحان الله .
٧ - مستحب است كه بعد از اين تسبيح بگوئي لا اله الا الله و استغفار نمائي .
٨ - مستحب است كه تسبيح حضرت فاطمه را قبل از آنكه پاهاي خود را جابجا كند بخواند و مستحب است كه آن را به بچهها ياد دهند .
٩ - هر كس در تكبير اشتباه كرد و از سي و چهار گذشت برميگردد به سي و سه و بنا بر آن ميگذارد ( يعني يك تكبير ديگر ميگويد ) و اگر در الحمد لله گفتن اشتباه كرد و از شصت و هفت گذشت بنا را بر شصت و شش ميگذارد ( يعني بر سي و دو و يك الحمد لله ديگر ميگويد و بعد مشغول به ذكر سبحان الله ميشود ) و اگر در سبحان الله گفتن از صد گذشت ( يعني بيشتر از سي و سه سبحان الله گفت ) چيزي بر او نيست .
١٠ - هر گاه در تسبيح حضرت فاطمه عليها السلام شك كردي بنا را بر يقين بگذار ( يعني بنا را بر عددي بگذار كه اطمينان داري ذكر كردهاي ) و روايت شده كه اعاده كن .
١١ - مستحب است كه تسبيح را پشت سر هم بخوانند و قطع نكنند .
١٢ - مستحب است كه مِسباح ( يعني باصطلاح تسبيح ) از تربت حضرت سيد الشهداء باشد و سلام خدا بر كسي كه باعث شرافت آن تربت است .
١٣ - مستحب است كه عدد دانههاي تسبيح بعدد تكبيرات باشد چون مؤمن بايد پنج چيز با خود داشته باشد مسواك و شانه و سجاده و سبحهاي كه سي و چهار دانه داشته باشد و انگشتر عقيقي .
[ص 199] ١٤ - مستحب است كه بعد از هر نماز تسبيحات اربعه را سي يا چهل مرتبه بگويند و آنها عبارتند از سُبْحٰانَ اللّٰهِ وَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ وَ لٰا اِلٰهَ اِلَّا اللّٰهُ وَ اللّٰهُ اَكْبَر .
١٥ - مستحب است كه از نماز برنخيزد مگر به لعن بني اميه و چهار نفر از مردان و چهار نفر از زنان .
١٦ - مستحب است كه بعد از هر نمازي از خداوند طلب بهشت نمايند و از آتش باو پناه برند و بر محمد و آل محمد صلوات الله عليهم صلوات بفرستند و بعباراتي كه در اخبار رسيده دعا و استغفار نمايند و آن روايات جدّاً زيادند و كتب اصحاب شكر الله مساعيهم متكفل نقل آن ادعيه هست و كمتر چيزي كه ترا در دعاي بعد از فريضه كافي است اين است كه بگوئي : اَللّٰهُمَّ اِنّٖي اَسْأَلُكَ مِنْ كُلِّ خَيْرٍ اَحٰاطَ بِهٖ عِلْمُكَ وَ اَعُوذُ بِكَ مِنْ كُلِّ شَرٍّ اَحٰاطَ بِهٖ عِلْمُكَ اَللّٰهُمَّ اِنّٖي اَسْأَلُكَ عٰافِيَتَكَ فٖي اُمُورٖي كُلِّهٰا وَ اَعُوذُ بِكَ مِنْ خِزْيِ الدُّنْيٰا وَ عَذٰابِ الْآخِرَةِ .