فصل

در احكام است و در آن مسائلي است :

١ - نافله مثل هديه است كه هر وقت آورده شد قبول ميشود جز آنكه بجا آوردن نافله‌ها در اوقات خودشان افضل است .

٢ - تا روز باقي است نوافل روز فوت نميشوند و تا شب باقي است نوافل شب فوت نميگردند .

٣ - هر وقت كه سايه افزوده بر سايه ظهر دو قدم شد و هنوز از نافله ظهر چيزي نخوانده‌اي اول نماز واجب را بخوان و همچنين هر گاه هنوز نافله عصر را شروع نكرده‌اي و سايه به چهار قدم رسيد ابتدا به فريضه بنما .

٤ - جايز است نافله خواندن تا وقتي كه نترسند وقت فريضه از دست برود .

٥ - مستحب است كسي كه تنها نماز ميخواند اول فريضه خود را بخواند كه فريضه ، فضلِ اول وقت را داشته باشد .

٦ - اگر يك ركعت از نافله زوال را خوانده باشد كه طول سايه اضافي به دو قدم برسد هشت ركعت را تمام ميكند و همچنين هر گاه يك ركعت از نوافل عصر را خوانده باشد و طول سايه چهار قدم شود هشت ركعت را تمام ميكند .

٧ - اشكالي ندارد كه نماز شب را از اول تا آخر شب در هر وقت آن بخوانند جز آنكه [ص 145] افضل آن است كه بعد از نصف شب موقع زوال آن بخوانند .

٨ - مستحب است كه نماز شب را جدا كنند يعني آنكه اول چهار ركعت بخوانند بعد از مدتي چهار ركعت ديگر و بعد از مدتي سه ركعت بعد را بخوانند بعد دو ركعت نافله قريب فجر را بخوانند .

٩ - مكروه است كه مرد ، آخر شب برخيزد و نماز خود را يك دفعه بخواند و بخوابد .

١٠ - جايز است در تابستان كه شبها كوتاه است نماز شب را اول شب بجا آورند و يا جواني كه خواب او زياد است و يا مسافري كه از سرما يا جنابت ميترسد نماز را اول شب بخواند .

١١ - نماز شب را قضا كنند بهتر از آن است كه آن را اول شب بخوانند و اين دستور را براي آن فرموده‌اند كه نخواسته‌اند عادت شود اما اگر ميداند كه قضا از او فوت ميشود اول شب بخواند .

١٢ - هر كس همت به قضاي نمازهاي شب نمايد موفق ميشود كه در دل شب برخيزد .

١٣ - هر كس چهار ركعت از نماز شب را خواند و ترسيد كه صبح ناگهان طالع شود ميتواند نماز وتر را بخواند و ركعات مانده را بعد بخواند .

١٤ - جايز است گهگاه وقتي كه انسان بيدار شود و صبح طالع شده و نماز شب او فوت شده باشد نماز شب را بعد از فجر بخواند يعني تا وقتي كه نماز صبح به آخر وقت فضيلت خودش بيفتد و آن را بيش از اين عقب نمياندازد و اين كار را هم عادت خود قرار ندهد .

١٥ - هر كس قبل از فجر بيدار شود و بترسد كه صبح طالع شود وتر و دو ركعت فجر را ميخواند .

١٦ - جايز است كه انسان دو ركعت بعد از عشا بخواند پس اگر پيش از فجر برخاست نماز شب را خوانده و وتر را بجا ميآورد و اگر قبل از فجر برنخاست بعد يك ركعت ميخواند و آن دو ركعت را كه بعد از عشاء خوانده بود شفع حساب ميكند .

[ص 146] ١٧ - هر كس گمان كند كه طلوع فجر نزديك است و وتر و دو ركعت فجر را بخواند بعد نگاه كند و ببيند شب باقي است شش ركعت بآن دو ركعت ميافزايد و دو ركعت فجر را اعاده ميكند و وتر او بجاي خود حساب ميشود و اگر وتر را از ترس طلوع ناگهاني صبح بجا آورده ميتواند يك ركعت به وتر اضافه كند كه بشود دو ركعت و بعد تتمه نماز شب را بجا ميآورد و بعد نماز وتر را ميخواند .

١٨ - جايز است خوابيدن بعد از نماز شب با كراهتي .

١٩ - نافله خواندن در هيچ وقتي مكروه نيست خواه بطور ابتدائي باشد و خواه آنكه آن نافله سببي داشته باشد يعني نافله معيني باشد مگر بعد از فجر قبل از طلوع آفتاب و بعد از نماز عصر كه نافله بدون سبب در اين دو وقت كراهت دارد .

٢٠ - بهترين موقع قضاء نوافلِ شب شب است و قضاء نوافل روز در روز و قضاي نوافل شب در روز جايز است و بهترين ساعات قضاء نماز شب آخر شب است .

٢١ - هر كس بخواهد نماز شب را زود بخواند بعد از گذشتن ثلث اول شب بخواند كه آن يكي از دو وقت است و قضاء نمودن افضل است .

٢٢ - از سرِّ مخزون آل محمد عليهم السلام است كه قضاي نماز شب را بعد از نماز صبح و عصر بجا آورند .

٢٣ - هر كس چهار ركعت از نافله شب را خواند آن را تمام كند خواه فجر طالع شده باشد يا نشده باشد .

٢٤ - نماز شب در موقع زوال شب كه نيمه آن باشد افضل از اول و آخر شب است و اگر از نماز در زوال شب عاجز شد جايز است كه در اول شب بخواند يا آخر آن .

٢٥ - وقتي كه يك ثلث از شب باقي مانده سفيدي از جانب مشرق ظاهر ميشود و دنيا را روشن ميكند و مدتي هست و ميرود و تاريك ميشود بعد صبح صادق از مشرق طلوع ميكند .

٢٦ - هر كس آخر شب برخيزد و بترسد كه صبح شود در نماز فقط حمد را ميخواند بدون سوره و تعجيل ميكند .

[ص 147] ٢٧ - هر كس كمي قبل از صبح برخيزد و نماز وتر و دو ركعت فجر را بجا آورد ثواب نماز شب را بر او مينويسند .

٢٨ - تا وقتي كه به طلوع صبح شك دارد نماز شب را به نيت ادا بجا ميآورد .

مقصد سوم

در قبله است و احكام آن و در آن دو مطلب است :

مطلب اول

در بيان قبله و حد آن است و در آن مسائلي است :

١ - قبله بطور مطلق كعبه است .

٢ - كعبه ، قبله اهل مسجد است و مسجد ، قبله مكه است و مكه ، قبله اهل حرم و حرم ، قبله دنيا است و هر يك از آنها بدليل آنكه مشتمل بر كعبه ميباشد براي مادون خود قبله است .

٣ - كعبه قبله است از زمين هفتم سفلي تا آسمان پس نمازگزار بطرف آن نماز ميگزارد چه در چاهي باشد و چه بر فراز كوهي .

٤ - حِجر اسمعيل از كعبه نيست و ذره‌اي از كعبه در آن نيست .

٥ - روايت شده حد قبله مابين مشرق و مغرب است كه تماماً قبله است و من باين روايت فتوي نميدهم مگر در مورد كسيكه در حال سهو چنين خوانده باشد نه به عمد چنانكه احكام آن ميآيد .

٦ - روايت شده جَدي ● را در پشت سر خود بگذار و نماز بخوان و شك نيست كه اين در بلاد شرقي شمالي است و روايت شده در راه حج جدي را بين دو كتف خود قرار بده و در مثل بلاد ما يعني كرمان و اطراف آن جدي را بر كتف راست قرار [ص 148] ميدهند .

٧ - از اخبار اينطور استنباط ميشود كه امر قبله وسعت دارد و محتاج به علم نجوم و هيأت و تكلفهاي شاقه كه ذكر كرده‌اند نيست و قاعده بر اين است كه در شهرهاي دور نماز را بطرف قبله يعني جهتي كه عرفاً قبله ميشناسند بجا آورند اما كسي كه خانه را مي‌بيند رو بعين آن مينمايد .

٨ - مستحب است كه قدري به سمت چپ قبله ميل كنند و اصحاب تصريح نموده‌اند كه اين عمل مخصوص اهل عراق است و بعيد هم نيست .

٩ - هر كس بر بام كعبه باشد قبله او آسمان است به پشت ميخوابد و چشم خود را بسوي آسمان ميگشايد و در دل خود بيت المعمور را قصد ميكند و قرائت مينمايد و با بستن چشمهاي خود ركوع و سجود ميكند و براي سر برداشتن از ركوع و سجود چشم‌هاي خود را ميگشايد و داخل خانه كعبه هم همينطور نماز ميخواند و روايتي شده است كه به چهار طرف آن نماز ميخواند .

١٠ - نماز فريضه خواندن در داخل كعبه مكروه است و نافله خواندن مانعي ندارد .

مطلب دوم

در احكام است و در آن مسائلي است :

١ - رو بقبله كردن در نماز ، واجب است پس نمازي نيست مگر بطرف قبله .

٢ - سزاوار است كه كف دو پاي ميت را در وقت احتضار بطرف قبله نمايند و نزديكتر باحتياط آن است كه اين كار را ترك نكنند .

٣ - مستحب است وقتي كه ميت را غسل ميدهند او را مثل محتضر بگذارند كه پايش بطرف قبله باشد .

٤ - واجب است وقتي كه بر ميت نماز ميخوانند رو بقبله ايستاده باشند و همين طور در هر نماز واجبي بايد رو بقبله باشند .

٥ - سزاوار است كه ميت را در قبر رو بقبله بگذارند پس او را به پهلوي راست رو بقبله قرار ميدهند و احوط اين است كه اين كار ترك نشود .

[ص 149] ٦ - در حلال بودن حيواني كه آن را ذبح ميكنند شرط است كه وقت ذبح رو بقبله باشند چنانكه احكام آن خواهد آمد .

٧ - رو بقبله بودن شرط صحت نماز نافله نيست چه در سفر باشد و چه در حضر متوقف باشند يا در حال راه رفتن يا سواره يا در محمل نه در وقت شروع نافله و نه در غير آن و احتياط در كسي كه مستقر است يعني در حركت نيست روشن است ( يعني بايد احتياطاً رو بقبله بكند ) .

٨ - مستحب است كه وقتي انسان در محمل باشد در شروع نماز رو بقبله كند و وقتي كه راه ميرود در افتتاح رو بقبله نمايد بعد بهر طرف كه ميرود همان طور قرائت ميكند و باز در وقت ركوع و سجود رو بقبله كند و ركوع و سجود نمايد و برخيزد و براه خود ادامه دهد .

٩ - نافله خواندن بر روي چارپا و در حال راه رفتن جايز است چه در سفر باشد و چه در حضر و كسي كه در حال سفر نيست افضل آن است كه روي زمين نماز بخواند .

١٠ - هر كس بسوي غير قبله نماز خواند و در اثناء نماز دانست كه رو بقبله نيست اگر روي او بسمت بين مشرق و مغرب بوده و پشت او به قبله نبوده بمحض آنكه دانست رو را ميگرداند بطرف قبله اما اگر پشت او بقبله بوده بايد نماز را قطع كند و از نو بطرف قبله بخواند .

١١ - هر كس نماز خواند و بعد فهميد كه قدري بطرف راست يا چپ منحرف بوده نماز او گذشته است و اگر فهميد كه پشت به قبله بوده هر گاه وقت باقي است اعاده ميكند و اگر وقت گذشته چيزي بر او نيست جز آنكه قضاي آن مستحب است .

١٢ - هر گاه علامات قبله مخفي باشد واجب است كه انسان براي يافتن آن كوشش و جستجو نمايد .

١٣ - هر گاه نميداند قبله كدام است كافي است او را كه كوشش خود را بنمايد يعني هر گاه نميتواند علم حاصل كند به جهت قبله سعي خود را ميكند و به هر جهتي كه ظن او غالب شد آن را قبله قرار ميدهد و از او پذيرفته است .

[ص 150] ١٤ - كور هر گاه بطرفي غير از قبله نماز خواند اگر وقت باقي باشد اعاده ميكند و گر نه نميكند .

١٥ - شخصي كه حيران است و نميداند قبله از كدام طرف است به هر جهتي كه رو كرد از او پذيرفته ميشود و مستحب است كه در چنين حالتي به چهار جهت نماز بخواند كه يقيناً يكي از نمازها بسوي قبله باشد .

١٦ - هر كس پشت به قبله نمايد سعي و كوشش او در يافتن قبله بيهوده بوده چون حاصل اجتهاد و جستجو نميشود كه جهتي باشد پشت به قبله .

١٧ - جايز است كه كور در باب قبله از بينا تقليد كند .

١٨ - شخصي كه در امر قبله متحير است هر گاه بطرفي نماز خواند بعد خطاي او معلوم شد اگر وقت فوت نشده اعاده ميكند .

١٩ - نماز واجب را در حال اختيار بر روي چارپا نميخوانند اما اگر شخص مريض باشد و نتواند فرود آيد حيوان را رو بقبله واميدارد و سواره نماز ميخواند .

٢٠ - كسي كه از چيزي خوف دارد اگر توانست تكبير اول نماز واجب را رو بقبله ميگويد بعد به هر طرف كه ميخواهد ميرود و اين كار را در اضطرار شديد و در آخر وقت بنمايد .

٢١ - كسي كه در كشتي نماز ميخواند رو بقبله ميكند و پاها را جفت نمي‌كند بلكه كمي از هم فاصله ميدهد و آنها را موازي هم ميگذارد و مهما امكن سعي ميكند كه اگر كشتي تغيير جهت داد او جهت خود را بطرف قبله اصلاح نمايد و اگر نميتواند رو بقبله باشد به هر جهتي كه كشتي او را ميبرد نماز بخواند .

٢٢ - در كشتي هر گاه انسان قبله را نميداند بايد براي يافتن آن سعي و جستجو كند تا مظنه‌اي حاصل شود و اگر نشد بطرف سر كشتي نماز ميخواند .

٢٣ - كسي كه در كشتي نافله بجا ميآورد بطرف سر كشتي نماز ميكند .

٢٤ - هر گاه كشتي دچار باد و طوفان شود بقسمي كه باد كشتي را ميگرداند و شخص نمازگزار نميتواند همزمان با انحراف آن بطرف قبله بپيچد بطرف سينه كشتي ( يعني [ص 151] بطرف جلو آن ) نماز ميخواند .

٢٥ - جايز نيست هنگام بول يا غايط رو بقبله نمايند .

٢٦ - پيغمبر صلي الله عليه و آله از آب دهان انداختن بطرف قبله و جماع رو بقبله و پشت بآن نهي فرمودند .

مقصد چهارم

در لباس نمازگزار است و احكام آن و در اين مقصد دو مطلب و يك خاتمه است :

مطلب اول

در بيان لباس نمازگزار است و در آن مسائلي است :

١ - ستر عورت براي مردان و زنان در نماز و غير نماز واجب است و عورت قبل و دبر است يعني جلو و عقب .

٢ - واجب است كه زن در نماز آنچه را كه پيراهن بلند ميپوشاند بپوشد ( يعني همه بدن را بپوشاند ) بجز صورت و دو كف دست و دو قدم و مو كه پوشاندن اينها واجب نيست و احتياط آن است كه گردن را هم بپوشاند و رخصتي روايت شده كه زنها ميتوانند با سر بدون حجاب نماز بخوانند ( يعني در جائي كه ناظر غير محرمي نيست ) .

٣ - كنيز ولو آنكه مادر بچه باشد واجب نيست كه سر و گردن خود را بپوشد خواه مدبّره باشد يا مكاتَبه‌اي كه مولاي او با او شرط كرده باشد در باب آزادي و كنيزان مختارند كه سر و گردن را بپوشند يا نپوشند .

٤ - زن آزاد و كنيزي كه بعض او آزاد شده با سر پوشيده نماز ميخوانند .

٥ - اگر مردي نماز كند و عورتش پيدا باشد و خودش نميداند اعاده ندارد و نماز او تمام است .

٦ - در حد عورت روايت شده كه عورت بين ناف و زانو است و اين حمل بر استحباب ميشود ( يعني پوشاندن اين قسمتها مستحب است ) .

[ص 152] ٧ - در پوست مردار ولو بند كفش باشد نماز جايز نيست ولو آنكه هفتاد بار دباغي شود و اين در صورتي است كه علم داشته باشيم پوست مردار است اما اگر امر ذبح حيوان و در نتيجه پاك بودن آن پوست مجهول باشد ميتوان در آن نماز خواند مثل آنچه كه در بازارهاي مسلمين خريداري ميشود يا پوستي كه انسان در جائي پيدا كند و احتياط راه نجات است ( يعني احتياطاً در پوستي كه علم به پاك بودن آن ندارد نماز نخواند ) .

٨ - نماز در آن اعضا از بدن مردار كه حيات داخل آنها نشده جايز است .

٩ - جايز نيست نماز خواندن در پوست حيواني كه گوشت آن خورده نميشود و همچنين در لباسي كه آلوده به بول يا فضله آن باشد اگر چه كه آن را ذبح نموده باشند و نقل كرده‌اند كه بر حرمت نماز در مو و پشم و كرك و پر چنين حيواني اجماع شده و من در حرمت نماز در اين چهار تأملي دارم اما ساير اجزاء بجز مواردي كه استثنا شده نماز در آنها جايز نيست .

١٠ - رخصتي رسيده است كه نماز در لباسي كه از مو و پر و كرك و پشم حيوان ( حرام گوشت ) درست شده هر گاه متصل به پوست نيست جايز است و اگر ادعاي اجماع در اين مطلب نبود ما هم حكم باين رخصت مينموديم .

١١ - نماز در پوست خز و كرك آن جايز است ولو آنكه مخلوط با ابريشم باشد و همچنين در كرك خز مخلوط با كرك خرگوش چنانكه گفته شده اما احتياط آن است كه از كرك خز مخلوط با كرك خرگوش اجتناب شود .

١٢ - گفته شده كه نماز در كرك سنجاب و حواصل و سمور و فنك و روباه و خرگوش جايز است و راه احتياط واضح است ( يعني احتياطاً پرهيز كنند ) .

١٣ - اشكالي ندارد كه موي انسان و ناخن و آب دهن او يا چرك او بر جامه باشد و در آن نماز بخواند .

١٤ - نماز در لباس نازكي كه بدن از پشت آن پيدا است حلال نيست .

١٥ - نماز در ابريشم خالص براي مردان و زنان جايز نيست اما اگر تار يا پود آن پنبه يا [ص 153] كتان باشد يا چيزي با آن مخلوط باشد اشكالي ندارد .

١٦ - باكي نيست كه جامه نمازگزار تار آن يا دكمه آن و يا نقش آن از ابريشم باشد .

١٧ - ابريشم و كج حكم آنها يكي است ● .

١٨ - جايز است نماز در جامه‌اي كه لايه آن از كج باشد .

١٩ - جامه‌اي كه در آن بتنهائي نميشود نماز خواند عيبي ندارد كه از ابريشم باشد اما پوشيدن آن در نماز كراهت دارد .

٢٠ - جايز نيست نماز در طلا براي مردان اما براي زنان عيبي ندارد و جايز است هر گاه دندان سست شود آن را با طلا محكم كنند .

٢١ - نماز در ملبوس آهني جايز نيست اما حمل آهن در نماز كراهت دارد مگر آنكه پوشيده باشد .

٢٢ - نماز با بَطيط ● كه ساق پا را نمي‌پوشاند اشكالي ندارد .

٢٣ - نماز در لباس نجس جايز نيست مگر آنكه نقطه‌هائي از خون باشد آنهم در صورتي كه جمع مساحت آنها بقدر درهمي نباشد و اين جواز در خون خود شخص است نه خون غير و يا خون حيض و از خون زخمها و جراحتها كه هنوز نبسته عفو نموده‌اند و همچنين از كسي كه غير از لباس نجس لباسي نمي‌يابد نيز عفو كرده‌اند .

٢٤ - آنچه بتنهائي نماز در آن تمام نيست مثل كفش و جوراب و بند شلوار و كلاه و كيسه‌اي كه شخص سَلِس ● مي‌بندد و نعلين و امثال آنها هر گاه نجس باشد نماز در آن جايز است و احكام نماز در جامه نجس در كتاب طهارت در قسمت نجاسات گذشت .

[ص 154] مطلب دوم

در مستحبات و مكروهات لباس نمازگزار است و در آن دو فصل است :

فصل

در مستحبات لباس مصلي است و در آن مسائلي است :

١ - از سنت است كه با نعلين عربي نماز بخوانند هر گاه پاك باشد و آن بهتر موضعي است كه در نماز بر روي آن ميايستند .

٢ - مستحب است كه مرد در نماز از زانو تا سينه يا از پائين‌تر از زانو تا بالاي سينه خود را بپوشد .

٣ - هر گاه فقط يك شلوار بر تن دارد يا لنگي يا پيراهني مستحب است كه چيزي بر شانه خود بياندازد ولو ريسماني باشد يا شمشيري و يا كماني كه اينها هم بمنزله چيزي است كه بر شانه مياندازد .

٤ - بطور مطلق مستحب است كه مرد در دو جامه نماز بخواند و يك جامه هم اگر كلفت باشد كافي است .

٥ - زن مستحب است كه در سه جامه نماز بخواند پيراهني و چارقدي و چادري و اگر جز چادري ندارد خود را در آن مي‌پيچد و سرش را مي‌پوشاند و اگر در چنين حالتي پاهايش بيرون بود مانعي ندارد و اگر از پهنا كفايت او را نكند از قد آن را بخود مي‌پيچد .

٦ - مستحب است كه در نماز جامه كلفت خشن بپوشند به نشانه آنكه پيش روي جبار خود را پست و ذليل نموده‌اند و جهت ديگر آن است كه محتاج ملاحظه لباس خود نباشند كه حواسشان پيش آن باشد و جهت ديگر آن است كه در حال خدمت هستند و اين دستور براي غير جمعه و اعياد است چون در آنها مستحب است براي نماز آن لباس را بپوشد كه بجهت زينت است .

٧ - مستحب است در نماز انگشتري بپوشند كه نگين آن عقيق يا جزع يماني باشد .

٨ - مستحب است در وقت نماز لباسهاي متعدد در بر داشته باشند چون در وقت نماز [ص 155] هر چه در بر انسان است تسبيح ميكند .

٩ - مستحب است كسي كه لخت و عريان است و لباس ندارد نماز را تا آخر وقت عقب بياندازد و سعي در يافتن لباس بنمايد و هر گاه لباس يافت نماز ميكند .

١٠ - مستحب است كه براي نماز خود را خوشبو نمايند .

١١ - مستحب است كه شخص عريان اگر شمشيري دارد همان را براي نماز ببندد چرا كه آن بمنزله يكي از دو جامه است .

١٢ - مستحب است كه در وقت نماز عمامه و شلوار داشته باشد .

فصل

در مكروهات لباس است و در آن مسائلي است :

١ - مكروه است نماز با لباس سياه بجز عمامه و كفش و عبا .

٢ - مكروه است نماز در جامه‌اي كه آن را با گل كافشه ● رنگ كرده باشند يا با زعفران ، و آنچه با قرمز ● رنگ شده باشد مانعي ندارد .

٣ - مكروه است در نماز ازار را روي پيراهن بياورند ( و ازار جامه‌اي است مثل لنگ كه به كمر مي‌بستند و اينطور ازار پوشيدن از عادات زمان جاهليت است ) و همچنين توشح هم در نماز مكروه است ( و آن پوشيدن جامه‌اي است كه آن را از زير بغل راست رد كنند و بر شانه چپ بياندازند ) چه روي پيراهن باشد و چه زير آن و پوشيدن ردا بر روي وشاح هم در نماز مكروه است و كسي كه توشح نموده امامت جماعت نمينمايد .

٤ - كسي كه روي زمين نماز ميخواند مكروه است كه لثام داشته باشد ( يعني جلو دهان يا دهان و بيني خود را با چيزي بسته باشد ) اما بر روي چارپا اگر طوري لثام بسته باشد كه صداي خود را ميشنود مانعي ندارد لكن باز كردن آن افضل است و همچنين [ص 156] زن در نماز اگر روي او گشوده باشد افضل از آن است كه نقاب بسته باشد و فقط پيشاني او باز باشد .

٥ - نماز در جامه‌اي كه آن را به شخص شراب خوار و كسي كه ماهي جِرّي ● ميخورد عاريه داده باشند قبل از شستن آن مكروه است .

٦ - مكروه است كه زنها خلخال صدادار ببندند و اما بدون صدا مانعي ندارد .

٧ - نماز در جامه‌اي كه جنب از حرام در آن عرق كرده باشد قبل از شستن آن مكروه است .

٨ - نماز در جامه‌هاي يهود و نصاري مكروه است و همين طور در لباسي كه از نصراني خريده و هنوز آن را نشُسته است .

٩ - مكروه است نماز در لباسي كه نقش صورت دارد و اگر صورت را تغيير دهد كه از آن حالت بيفتد مانعي ندارد .

١٠ - مكروه است نماز با انگشتري كه بر آن صورتي نقش شده و همچنين با درهمهاي سياه كه نقش صورت داشته باشد ( يعني مثلاً هر گاه به لباس او دوخته باشد ) مگر آنكه پوشيده و پنهان باشند و آنها را طوري قرار ندهد كه بين او و قبله واقع شوند و در پشت سر خود قرار دهد .

١١ - مكروه است مرد در حالي كه پشت او مكشوف است يا فقط يك جامه بر تن دارد امامت كند تا وقتيكه لباس ديگري هم بپوشد مثل ردائي يا چيز ديگري .

١٢ - امامت جماعت با شمشير مكروه است .

١٣ - زن يا مردي كه خضاب بسته نماز خواندن او در اين حالت مكروه است .

١٤ - با دكمه‌هاي باز نماز خواندن كراهت دارد چون اين از عمل قوم لوط است .

١٥ - مكروه است زن بدون زينت نماز بخواند .

١٦ - مكروه است نماز در عمامه بي تحت الحنك .

١٧ - خوب نيست نماز در حالي كه دبه‌اي از پوست الاغ همراه دارد يا نعلين او از [ص 157] پوست الاغ باشد يا همراه او مرغي باشد مگر آنكه بترسد كه مرغ بگريزد .

١٨ - مكروه است نماز در پوستي كه آن را از كسي خريده كه پوست مرده را پس از دباغي حلال ميداند يعني وقتيكه امر آن پوست بر او مشتبه باشد .

١٩ - مكروه است نماز با منديلي ( دستاري ) كه ديگري از آن استفاده ميكند و در لباس زني كه متهم است به عدم رعايت پاكي و نجسي و زني كه نميداني مراعات ميكند يا نه .

٢٠ - سدل يعني روي دوش انداختن ردا بر روي ازار بدون پيراهن مكروه است اما بر روي پيراهن و جبه‌ها اشكالي ندارد و گفته‌اند كه سدل آن است كه وسط ردا را بر سر گذاشته دو طرف آن را رها كنند ( يعني بر روي شانه بيندازند ) .

٢١ - هر گاه نافه مشكي همراه دارد و نميداند كه آيا حيوان آن تذكيه شده يا نه نماز با آن مكروه است .

خاتمه

در احكام اشخاصي است كه عريان هستند و در آن مسائلي است :

١ - عريان اگر چيزي يافت كه خود را با آن بپوشد مثل گياهي يا چيز ديگر همان را ساتر ميكند و نماز ميخواند .

٢ - روايت شده اگر عريان گودالي يافت داخل آن ميشود و با ركوع و سجود نماز ميخواند .

٣ - هر گاه شخص عريان ساتري نيافت كه عورت خود را بپوشد دست بر پيش خود ميگذارد و پشت او با رانها مستور است و بطور اشاره نماز ميخواند يعني ميايستد و با سر اشاره ميكند و خم نميشود در وقتي كه كسي او را نمي‌بيند يا بطور مطلق ( يعني خواه در آنجا كسي باشد يا نباشد ) و يا اگر كسي او را مي‌بيند نشسته ميخواند و اشاره مينمايد و اگر كسي هم او را نبيند ميتواند نشسته بخواند و با اشاره و بهر صورت ركوع و سجود نميكند كه عقب او آشكار شود .

٤ - زن اگر عريان است بهتر آن است كه نشسته نماز كند و با سر بعلامت ركوع و [ص 158] سجود اشاره نمايد ( يعني قدري سر را خم ميكند و باز بالا ميآورد ) .

٥ - شخص عريان هر گاه لباس نجس يافت و اسباب شستن آن فراهم نيست مخير است بين پوشيدن جامه نجس يا عريان نماز خواندن .

٦ - اشخاص عريان بجماعت هم مانعي ندارد كه نماز كنند همه مي‌نشينند و امام كمي جلوتر از بقيه مي‌نشيند بطوري كه زانوهاي او جلوتر از ديگران باشد و روايت شده امام با اشاره نماز ميكند و قوم ركوع نموده و بطور عادي سر بسجده ميگذارند .

٧ - عريان اگر كسي او را نمي‌بيند ايستاده نماز ميكند و گر نه مستحب است كه نشسته بخواند .

٨ - عريان هر گاه شمشيري يافت آن را به گردن مياندازد .

٩ - مكروه است كه شخص عريان پيش از آخر وقت نماز كند و بايد در پي يافتن لباس باشد .

١٠ - در اخبار چيزي نيافتيم كه دلالت كند بر آنكه پوشش براي نماز است ولو آنكه خوف بيننده‌اي نباشد .

مقصد پنجم

در مكان نمازگزار است و آنچه كه متعلق بآن است و در آن سه مطلب و يك خاتمه است :

مطلب اول

در مكان مصلّٖي است و در آن سه فصل است :

فصل

در واجبات مربوط به مكان است و محرمات و پاره‌اي از احكام آن و در اين فصل مسائلي است :

١ - نماز در جاي غصبي قبول نميشود .

٢ - نماز در آب و گِل جايز نيست و اگر مبتلا بآن دو شد افتتاح نماز ميكند و ركوع [ص 159] مينمايد و براي سجده اشاره ميكند و تشهد را ايستاده ميخواند و حد گل كه سجده بر آن نميشود كرد آن است كه پيشاني در آن فرو رود و بر زمين قرار نگيرد .

٣ - جايز نيست در وقتي كه نماز انسان ضايع ميشود براي تجارت روي آب برود و اگر چنين كرد و با اشاره نماز خواند مستحب است كه آن نماز را قضا كند .

٤ - نماز خواندن در خانه‌هاي مجوس و معابد نصاري و يهود مانعي ندارد و مستحب است كه ترشح آبي بر زمين بكند و نماز بخواند .

٥ - نماز بر تختي كه بين دو نخل آويخته شده اگر مسطح باشد مانعي ندارد .

٦ - نماز بر روي تخت مانعي ندارد .

٧ - نماز در خانه كسي كه حجامت ميكند مانعي ندارد و همچنين نماز بر حصيري كه روي آن مجامعت ميشود اگر چيزي بآن نرسيده ضرري ندارد .

٨ - امام وقتي نماز خود را تمام كرد اگر بخواهد دو ركعت نماز براي خود بخواند در آن محل كه نماز ميخوانده نميخواند و قدري جابجا ميشود .

٩ - مرد در نماز خود از جائي كه ايستاده عقب نميآيد اما اگر بخواهد بطرف قبله جلو برود مانعي ندارد و هنگام راه رفتن قراءت نميكند .

١٠ - نماز بر چيزي كه پيشاني روي آن قرار نميگيرد جايز نيست مثل خرمن گندم يا جو يا كاه و امثال اينها .

١١ - همه جاي زمين سجده گاه است و نماز بر آن جايز است مگر مواضعي كه استثنا شده .

فصل

در جاهائي است كه نماز در آنها مستحب است و در آن مسائلي است :

١ - مستحب است نماز در مسجد مطلقاً .

٢ - مستحب است كه در مسجد در جاهاي مختلف آن نماز بخوانند .

٣ - نماز در مسجد مستحب است اگر چه در مسجد فرادي باشد و در جاي ديگر جماعت برپا باشد .

[ص 160] ٤ - مستحب است اطاقي را در خانه مسجد قرار داده و در آن نماز كنند .

٥ - نماز در پاره‌اي جاها بطور خاص استحباب دارد از جمله مسجد الحرام و مسجد مدينه و كوفه و حرم حضرت سيد الشهداء عليه السلام و بيت المقدس و مساجدي كه در كوفه هستند يعني مسجد غني و بني ظفر و مسجد سهله و مسجدي كه در حمراء است و مسجد جعفي و مسجد خَيف در مِنٰي و در خانه حضرت اميرالمؤمنين و حضرت فاطمه عليهما السلام و در مسجد قُبا و مسجد غدير خم و مساجدي كه بين دو حرم مكه و مدينه است و مسجد براثا در كنار بغداد و در جاهائي كه حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله تشريف داشته‌اند .

٦ - بهترين جاهاي مسجد الحرام حطيم است كه بين حجر الاسود و درِ خانه كعبه است بعد از آن نزد مقام ابراهيم بعد در حِجر بعد هر جا بخانه نزديكتر است و روايت شده كه حِجر از مقام ابراهيم افضل است و مقام مابين ركن شامي و درِ خانه است و روايت شده كه مقام ابراهيم در نزد حطيم بوده و يكي از دو روايت حمل بر آن ميشود كه مصلي آنجا بوده و بعد از مقام بهترين جاي نماز پشت مقام است كه محل فعلي مقام باشد .

٧ - مستحب است كه زن در پوشيده‌ترين جاي خانه خود نماز كند و نماز زنان در پستوي اطاق بهتر از اطاق است و در اطاق بهتر از صحن خانه .

٨ - هر كس پيشي بگيرد به جائي در اماكن مشرفه آن روز و آن شب او بآن مكان سزاوارتر از ديگران است .

فصل

در آنچه كه نماز بر آن و يا در آن مكروه است و در اين فصل مسائلي است :

١ - نماز در جاي نجس خشكي كه عين نجاست در آنجا باقي نيست تا شسته نشده مكروه است .

٢ - نماز در حمام نظيف مكروه است و در حمام غير نظيف جايز نيست .

٣ - نماز در اطاقهائي كه جهت قضاي حاجت است مكروه است اما اگر خاك در [ص 161] آنجا بريزند و آن را پاكيزه كنند كراهت رفع ميشود بلكه بعد از آن جايز است كه آن را مسجد كنند چون اجزاء زمين يكديگر را پاك ميكنند .

٤ - مكروه است نماز در منزلگاه شتر و اسب و قاطر و الاغ ، و در منزل شتر هر گاه بترسد كه اگر جاي ديگر برود متاع او ضايع شود كراهت ندارد پس براي نماز آن محل را جارو ميكند و آبي ميپاشد و نماز در جاي نگهداري گوسفند و گاو و منازلي كه مردم فرود ميآيند و اطراق ميكنند مانعي ندارد و اگر آبي بپاشد بهتر است يا آنكه بر روي جامه‌اي نماز ميكند .

٥ - مكروه است نماز در زمين مورچه‌زار .

٦ - نماز در مجاري آب و وسط رودخانه‌ها مكروه است و نماز جماعت در رودخانه خواندن كراهتش بيشتر از فرادي است .

٧ - نماز در وسط راه مكروه است خواه جاي عبور باشد خواه نباشد بلكه بايد نماز را بر طرف راست يا چپ راه بخوانند و بر كناره‌هاي راه كه خارج راه است و در حد فاصل جاده‌ها و نماز در بطن راه مكروه است .

٨ - مكروه است نماز بر زمين شوره‌زار در وقتي كه زمين صاف نرمي پيدا ميشود .

٩ - نماز بر برف مكروه است و اگر زميني پيدا نكرد جامه خود را پهن ميكند و بر آن نماز ميخواند و تا بشود بر چيز ديگري سجده كرد جايز نيست كه بر برف سجده كند .

١٠ - نماز در پاره‌اي جاها مابين دو حرم مكروه است و اول آنها بيداء است كه در فاصله يك ميلي ذوالحليفه است بطرف مكه و منتهي ميشود به لشكرگاه پيغمبر صلي الله عليه و آله و بآن ذات‌الجيش ميگويند و ذوالحليفه ميقات اهل مدينه است در شش ميلي آن و محل دوم ذات‌الصلاصل است و سوم وادي شقره چونكه اينها منازل جن است و چهارم وادي ضجنان بجهت آنكه از اوديه جهنم است و هر كه در بيداء باشد و بترسد كه نماز فريضه از او فوت شود از متن اصلي راه دور شود و نماز بخواند .

١١ - نماز روي قبر و بسوي قبر و بين قبور مكروه است مگر آنكه از هر طرف ده ذراع [ص 162] با قبرها فاصله داشته باشد و اما قبور ائمه عليهم السلام بايد نماز در پشت سر آنها خوانده شود چونكه آنها امامند زنده باشند يا مرده و بر امام پيشي نبايد گرفت و مساوي او هم نبايد ايستاد .

١٢ - نماز واجب خواندن در داخل كعبه مكروه است اما نافله عيبي ندارد .

١٣ - نماز بر حصيرهاي يهود و نصاري كه در خانه‌هاي خود بر روي آن مي‌نشينند مكروه است .

١٤ - نماز در اطاقي كه در آن خمر يا هر مسكري باشد يا عكس صورتي و يا مجسمه‌اي باشد مكروه است و در مورد عكس و مجسمه كراهت نماز به پوشاندن آنها برطرف ميشود يا شكستن و يا تغيير دادن و قطع سرهاي آنها و ماليدن مركب يا رنگ بر آن عكسها و كراهت كم ميشود هر گاه تمثال در يكي از دو طرف نمازگزار يا پشت سر او باشد يا زير پا يا بالاي سر او و يا آنكه آن تمثال يك چشم داشته باشد و كراهت شديد ميشود هر گاه در طرف قبله باشد .

١٥ - مكروه است نماز در اطاقي كه در آن سگ باشد يا اطاقي كه در آن بول ميكنند يا در آن ظرفي باشد كه در آن بول مينمايند بلكه اصولاً در خانه‌اي كه در آن سگ باشد نماز نميخوانند مگر آنكه سگ شكاري باشد و در جائي باشد كه در آن را بسته‌اند .

١٦ - مكروه است نماز در اطاقي كه در آن جنب باشد يا مجوسي اما يهودي و نصراني ضرري ندارد كه در اطاق باشند و كسي نماز بخواند .

١٧ - مكروه است نماز بر خرمن گندم كه بر آن گِل ماليده‌اند و بر قت ( يعني يونجه ) ● و كاه و جو .

مطلب دوم

در احكام مساجد است و در آن سه فصل است :

[ص 163] فصل

در مستحبات است و در آن چند مسأله است :

١ - مستحب است مسجد ساختن ولو كوچك باشد و جايز است كه عبادتگاههاي يهود و نصاري را خراب كرده مسجد بسازند و همچنين جائي كه مستراح بوده ميشود آن را تبديل به مسجد كرد باين ترتيب كه خاك ميريزند تا آنجا را بپوشاند بعد آن را مسجد قرار ميدهند .

٢ - مستحب است كه مسجد را چوب پوش كنند باين قسم كه پايه‌هائي نصب كنند و بر روي آنها چوبهاي ديگر گذاشته و علف و گياه بريزند .

٣ - مستحب است كه مساجد را بدون شرفه بسازند .

٤ - مستحب است كه بر در مساجد جاي وضو گرفتن بسازند .

٥ - مستحب است كه هر هفت روز يكبار مسجد را با بوهاي خوش بخور دهند .

٦ - مستحب است چراغ روشن كردن در مساجد .

٧ - مستحب است جارو كردن مساجد و بيرون بردن خاكروبه بخصوص روز پنجشنبه و شب جمعه .

٨ - مستحب است وضو گرفتن براي داخل شدن در مسجد و نشستن در آن .

٩ - مستحب است كفش خود را وقت رسيدن به درِ مسجد ملاحظه كنند كه پاك است يا نه .

١٠ - مستحب است دعا در وقت ورود و خروج .

١١ - مستحب است كه قبل از ديگران بمسجد بيايند و بعد از ديگران بروند .

١٢ - مستحب است كه در وقت دخول به مسجد پاي راست را پيش گذارند و وقت خروج پاي چپ را .

١٣ - مستحب است كه بمساجد آمد و رفت كنند .

١٤ - مستحب است كه پياده بمسجد بروند و خود را به جلو متمايل نموده و تند گام بردارند .

[ص 164] ١٥ - مستحب است وقتي كه داخل مسجد ميشوند دو ركعت نماز بجهت تحيه مسجد بجا آورند .

١٦ - مستحب است اگر شپشي در تن خود ديد آن را بياندازد و يا در زير سنگها آن را دفن كند يا آن را در گوشه لباس بپيچد تا بيرون رود و بياندازد .

١٧ - مستحب است نجاستي را هم كه سرايت به مساجد نميكند به مسجد نياورند .

فصل

در مكروهات مربوط به مساجد است و در آن مسائلي است :

١ - مكروه است كه براي مسجد شرفه بسازند .

٢ - مكروه است ساختن محراب در مساجد ( و قصد از آن ظاهراً محرابهائي است كه جبارين در داخل مسجد بصورت اطاقكي ميساخته‌اند نه محرابهائي كه در ديوار قبله مسجد ميسازند ) .

٣ - مكروه است كه مسجد را راه قرار دهند و بدون بجا آوردن نماز تحيه مسجد از آن بگذرند .

٤ - مكروه است كه در مسجد براي گم شده ندا دهند .

٥ - خريد و فروش در مسجد مكروه است .

٦ - قضاوت و اجراي حدود در مسجد مكروه است .

٧ - صدا بلند كردن در مسجد مكروه است .

٨ - شعر خواندن در مسجد مكروه است .

٩ - آب دهان و بيني انداختن در مسجد مكروه است و كفاره بزاق در مسجد دفن كردن آن است و اگر طوري هست كه چاره ندارد و در حال نماز است بطرف چپ آب دهان بياندازد يا زير پاي خود و اگر در نماز نيست البته بطرف قبله نياندازد و مستحب است كه براي بزرگداشت مسجد آب دهان را فرو ببرند و بيرون نياندازند .

١٠ - در مسجد الحرام و مسجد حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله خوابيدن مكروه است و در باقي مساجد جايز است .

[ص 165] ١١ - مكروه است كسي بمسجد برود در حالي كه بواسطه خوردن چيزهاي بدبو دهان او بوي بد دارد .

١٢ - مكروه است صنعتگري در مسجد .

١٣ - مكروه است برهنه كردن شمشير و آويختن آن در قبله مسجد .

١٤ - مكروه است سلاح آويختن در مسجد اكبر ( ظاهراً مقصود مسجد الحرام است ) .

١٥ - مكروه است آشكار كردن ناف و ران و زانو در مسجد چون اين اعضا در مسجد جزو عورت بحساب ميآيند .

١٦ - مكروه است پراندن سنگ ريزه در مسجد .

١٧ - مكروه است عجمي سخن گفتن در مساجد .

١٨ - مكروه است كه همسايه مسجد بدون عذري همچون تر شدن نعلين بواسطه باران و امثال آن از عذرها بمسجد حاضر نشود و حد همسايگي مسجد چهل خانه است از هر طرف و هر كس از همسايگان مسجد نماز در مسجد را ترك كند سزاوار نيست كه كسي با او هم خوراك شود يا مشاوره‌اي با او بنمايد يا زن باو بدهد و زن بگيرد و مجاورت نمايد و اگر ترك مسجد كردن اين قبيل اشخاص به حد خوار و سبك شمردن سنت رسيد خانه‌هاي آنها را با هيزم بر سر آنها آتش ميزنند .

١٩ - مكروه است تعطيل مسجد .

٢٠ - بعد از آنكه صداي اذان بلند شد بيرون رفتن از مسجد مكروه است تا در آن نماز بخواند مگر نيت برگشتن داشته باشد .

٢١ - قصه گفتن در مسجد مكروه است .

٢٢ - ذكر دنيا و لغو گفتن و فرو رفتن در باطل در مسجد مكروه است .

٢٣ - صورت كشيدن در مساجد مكروه است و جايز است كه در قبله آن قرآن و ذكر خدا بنويسند يا با گچ و رنگها نقش نمايند .

٢٤ - ساختن مناره‌هاي طويل براي مسجد مكروه است مگر آنكه باندازه بام مسجد [ص 166] بالا رود .

٢٥ - مكروه است ساختن مقصوره براي مسجد ( و آن ظاهرا اطاق كوچكي بوده كه در مسجد ميساخته‌اند و امام درآن ميايستاده و آن غير اين محرابهاست كه در ديوار مسجد ميسازند ) .

٢٦ - گِل كردن سقفهاي مساجد عمومي مكروه است اما مسجدي كه در خانه است گل كردن سقف آن مانعي ندارد .

٢٧ - مكروه است كه اجازه دهند مجانين و بچه‌ها به مسجد بيايند و اين به حرمت شبيه‌تر است .

٢٨ - مكروه است نماز در مساجد سقف دار و ايستادن در آنها و در زمان غيبت عفو نموده‌اند .

فصل

در محرمات مساجد است و در آن مسائلي است :

١ - مجامعت و خوابيدن در حال جنابت براي غير معصومين عليهم السلام در مسجد الحرام و مسجد النبي (ص) حرام است .

٢ - حرام است در مسجد انجام هر كاري كه مانع عبادت و ذكر اسم خدا در آن بشود .

٣ - در حال جنابت و حيض توقف در مساجد حرام است .

٤ - مرور جنب و حائض در مسجد الحرام و مسجد النبي (ص) حرام است مگر در آن مساجد جنب يا حائض شوند كه تيمم نموده و بيرون ميروند .

٥ - تبديل نمودن مسجد و تغيير آن حرام است مگر آنكه تغيير براي وسيع كردن باشد كه آن جايز است و مسجدي كه در منزل قرار ميدهند اين حكم را ندارد و جايز است كه آن را تبديل به چيز ديگر كنند .

٦ - خارج كردن اجزاء مسجد از مسجد حرام است پس اگر كسي چيزي را خارج كرد بايد بآنجا يا به مسجد ديگري برگرداند .

٧ - نجس كردن مسجد حرام است .

[ص 167] مطلب سوم

در آنچه كه سجده بر آن جايز است و آنچه كه جايز نيست و در آن مسائلي است :

١ - سجده نبايد كرد مگر بر زمين يا آنچه كه از زمين روئيده بجز خوردنيها و پوشيدنيها مثل پنبه و كتان .

٢ - جايز است سجده بر كاغذ مگر آنكه چيزي روي آن نوشته باشد كه مكروه است .

٣ - سجده بر پنبه و كتان جايز نيست .

٤ - سجده بر چيزي كه از مو بافته شده و بر فرش و لباس در حال تقيه مانعي ندارد .

٥ - هر كس بخواهد بر زمين سجده كند و زمين بسيار گرم باشد و بترسد كه باو آسيبي برسد بر لباس خود سجده كند و اگر ميسر نباشد بر پشت دست خود سجده كند كه آنهم يكي از سجده‌گاهها است و اين عمل البته بعد از اضطرار است .

٦ - در حال سجده جايز است كه ساير اعضا بجز پيشاني را بر آنچه سجده بر آن صحيح نيست بگذارند .

٧ - سجده بر خمره مستحب است و آن قطعه حصير كوچكي بوده كه از برگ خرما ميبافتند و بر آن سجده مينمودند و اگر بندهاي چرمي در آن كشيده باشند بطوري كه پيشاني بر آنها واقع ميشود سجده بر آنها جايز نيست .

٨ - سجده بر قير و قفر ( كه نوعي قير است و يا بقير كهنه ميگويند ) و بر گچ و آهك جايز است چون همه اينها از زمين هستند .

٩ - سجده بر خاكستر جايز نيست چون منشأ آن نبات است نه زمين و همين طور بر ساروج نبايد سجده كرد چون خاكستر دارد .

١٠ - نماز خواندن بر بوريا و حصير جُلَّد خرما و هر نباتي كه از زمين ميرويد اگر چه تر باشد و بر ثيل ( يعني مَرغ كه گياهي است از گندميان و بند بند است و بسا به چمن هم اطلاق شود ) و غير آن از گياهان جايز است مگر ميوه و هر چه كه انسان آن را ميخورد و ميآشامد يا ميپوشد .

١١ - سجده بر زمين از سجده بر نبات محبوبتر و بهتر است .

[ص 168] ١٢ - بهترين چيزي كه بر آن سجده ميشود تربت حسين عليه السلام است چه بصورت خاك باشد و چه مهر .

١٣ - سجده بر طلا و نقره جايز نيست .

١٤ - سجده بر برف جايز نيست مگر آنكه كسي مضطر شود كه آن را صاف ميكند و بر آن سجده ميكند .

١٥ - سجده بر نمك جايز نيست .

١٦ - گفته شده كه سجده بر جاي نجس هر گاه بين او و زمين نجاستي كه جسمي دارد حائل نباشد جايز است و جواز مادامي است كه تر و مسري نباشد و عين آن باقي نباشد و نقل اجماع كرده‌اند كه جايز نيست و همين باحتياط نزديكتر و به حق شبيه‌تر است .

١٧ - سجده بر جائي كه پيشاني روي آن قرار نميگيرد جايز نيست مثل تشك و گِل و شوره‌زار نرم و امثال آنها .

١٨ - سجده بر قبر جايز نيست اگر چه از قبور ائمه عليهم السلام باشد چه در نافله و چه در نماز واجب يا زيارت و اگر بخواهد تعظيم و احترام نمايد گونه راست خود را بر قبر گذارد .

١٩ - سجده بر بادبزن جايز است و بر شاخه چوب مكروه است .

خاتمه

در احكام ستره است و چيزهائي كه جلو نمازگزار واقع ميشود و مطالبي كه مربوط بآن است و در آن مسائلي است :

١ - مكروه است كه در نماز زن جلوتر از مرد بايستد بلكه تساوي آن دو هم مكروه است و كراهت زايل ميشود در وقتي كه بين آن دو ده ذراع فاصله باشد و اين طور بهتر هم هست و اگر ممكن نشد بقدري كه نتوان از بين آنها گام برداشت و عبور كرد و اگر نشد همين كه بقدر يك ذراع عقب‌تر بايستد و گر نه كمي كمتر و گر نه يك وجب و اگر اينهم ميسر نبود بقدري كه مرد سينه‌اش جلوتر باشد و اگر بين آن دو ديواري يا [ص 169] حاجزي باشد چه بلند باشد بطوري كه يكديگر را نبينند و چه كوتاه باشد و همديگر را ببينند ديگر كراهتي ندارد و همين طور اگر زن پشت سر مرد باشد كراهت زايل ميشود ولو آنكه سرش به لباس مرد برسد و اگر وقت موسع باشد و محل طوري است كه زن بايد جلوتر يا مساوي بايستد بدون فاصله ، صبر كند تا مرد نماز بخواند بعد او بخواند و هيچيك از اين حالات در مكه كراهت ندارد .

٢ - نماز خواندن در حالي كه فضله آدمي پيش روي انسان باشد مكروه است .

٣ - نماز بطرف آتش و قنديلي كه در آن آتش است مكروه است و اگر در بالا آويزان باشد بدتر است و همين طور است چراغ و اين كراهت براي اولاد بت‌پرستان بيشتر است و مانعي ندارد كه پيش روي او عطر سوز مسي باشد كه خاموش است .

٤ - نماز بطرف صورتها مكروه است و كراهت آن براي اولاد بت‌پرستان بيشتر ميشود و مستحب است كه پارچه‌اي روي آن بياندازند اگر موجود باشد يا آنكه يكي از معالجاتي را كه قبلاً در قسمت مكان مصلٖي گذشت معمول دارند .

٥ - مكروه است نماز بطرف ديواري كه از مستراحي نم ميدهد مگر آنكه آن را با چيزي بپوشانند .

٦ - نماز بطرف شمشير و آهن مكروه است چونكه قبله امن است .

٧ - نماز رو بقبر مكروه است مگر قبور معصومين عليهم السلام كه نماز در نزد آنها در پشت سر آنها است و بر امام تقدم نميجويند و مساوي او هم نميايستند و او در حال حيوة و ممات احترامش تفاوت نميكند .

٨ - نماز بسوي قرآن گشوده مكروه است و اگر در جلد باشد ضرر ندارد .

٩ - مكروه است نماز در حالي كه پيش روي او مردي ايستاده باشد و اگر زني جلوي او ايستاده باشد يا نشسته باشد يا سگي يا الاغي جلوي او باشد با چيزي سُتره قرار ميدهد .

١٠ - مستحب است كه نمازگزار براي آنچه جلوي او است و همچنين بين خود و عابر ستره بگذارد مثل عصائي يا كومه خاكي يا جهاز شتري يا سنگي يا تيري و اقل ستره [ص 170] اين است كه خطي روي زمين بكشد .

١١ - كمتر فاصله‌اي كه بين تو و ديوار قبله ميشود باشد بقدر جاي خوابيدن بزي است و اكثر آن بقدر جاي بستن اسبي .

١٢ - چيزهائي كه از پيش روي مسلمان بگذرند نماز او را قطع نميكنند .

١٣ - نماز بطرف درخت انگور و نخل باردار عيبي ندارد و همچنين بسوي گِل و مرغ و چوبهائي كه بر آنها رخت پهن كرده‌اند و بطرف سير و پياز و ظرف كوچكي كه در آن عطري باشد و زني كه نشسته يا خوابيده منعي ندارد و اين موارد را ذكر كرديم چون سؤال شده بود و معصومين عليهم السلام جواب فرموده بودند و گر نه خصوصيتي در اين چيزها نيست .

باب دوم

در افعال نماز است و در آن هشت مقصد است :

مقصد اول

در اذان و اقامه است و احكام آن دو و در آن چهار مطلب است :

مطلب اول

در مؤذن است و آنچه كه باو مربوط ميشود و در اين مطلب مسائلي است :

١ - شرط است در مؤذن كه اهل معرفت باشد يعني شيعه اثناعشري باشد و اگر شيعه دوازده امامي نباشد و اذان گفتن را بداند و اذان بگويد اذان و اقامه او جايز نيست و نميشود باو اقتدا كرد .

٢ - مستحب است كه مؤذن از نيكان قوم باشد .

٣ - جايز نيست كه بجهت بي‌رغبتي اذان را به گردن ضعفا بياندازند .

٤ - پسربچه‌اي كه هنوز محتلم نشده مانعي ندارد اذان بگويد .

٥ - مستحب است كه براي اذان صدا را بلند كنند نه بآن اندازه كه خود را به تعب [ص 171] اندازند و آهسته‌ترين صدائي كه با آن اذان ميگويند آن قدر است كه خود شخص بشنود .

٦ - مستحب است كه الف و هاء را واضح بگويند .

٧ - مستحب است كه هر كس در ميانه قوم فصيح‌تر است اذان بگويد .

٨ - مستحب است كه مؤذن هر گاه بخواهد اذان بگويد وضو داشته باشد .

٩ - مستحب است كه مؤذن ايستاده اذان بگويد .

١٠ - مستحب است كه روي ديوار اذان بگويد يا روي زمين ، و مناره بدعت است .

١١ - مستحب مؤكد است كه در وقت گفتن شهادت مؤذن رو بقبله باشد .

١٢ - مستحب است كه مؤذن دو انگشت خود را در گوشش بگذارد .

١٣ - اجرت گرفتن براي اذان حرام است .

١٤ - مستحب مؤكد است كه هنگام اقامه وضو داشته باشند .

١٥ - مستحب مؤكد است كه در وقت اقامه گفتن بايستند .

١٦ - مستحب مؤكد است كه در وقت اقامه رو بقبله باشند .

١٧ - اذان و اقامه براي زنها تأكيدي ندارد و كافي است كه بگويند : اَللّٰهُ اَكْبَرُ اَشْهَدُ اَنْ لٰا اِلٰهَ اِلَّا اللّٰهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّٰهِ ، بعد نماز ميخوانند و شهادت گفتن بتنهائي براي آنها كافي است .

مطلب دوم

در چيزهائي است كه براي آنها اذان و اقامه ميگويند و در اين مطلب مسائلي است :

١ - اذان و اقامه مستحب است براي مردان و زنان در هر نماز خواه ادا باشد خواه قضا يا اعاده .

٢ - اقامه مستحب مؤكد است و براي مردان در هيچ حالي ترك آن سزاوار نيست .

٣ - مستحب است اذان گفتن وقتي كه شخص ، غول بنظرش زياد آيد ( و غول به نوعي از جن اطلاق ميشود كه تغيير رنگ و حالت ميدهد ) .

٤ - هر كس بدخلق شود در گوش او اذان بگويند .

[ص 172] ٥ - مستحب است اذان براي علاج بيماري و كمي اولاد .

٦ - مستحب است اذان گفتن براي طرد شيطان و براي حفظ بچه‌ها و همچنين مستحب است كه در گوش طفل اذان بگويند .

٧ - هر كس اذان و اقامه را فراموش كرد تا داخل نماز شد ميتواند كه بگذرد و مستحب است كه برگردد و اگر پيش از ركوع يادش آيد استحباب برگشتن بيشتر است و اگر بعد از نماز يادش آمد اعاده نميكند .

٨ - رخصت داده شده به كسي كه قضا بجا ميآورد كه در اولي اذان و اقامه بگويد و در باقي اكتفا به اقامه نمايد .

٩ - در نماز عصر روز عرفه رخصت داده‌اند كه اذان را ترك نمايند و همچنين در عشاء شبي كه در مزدلفه است چون آن دو با ظهر و مغرب جمع ميشوند .

١٠ - اذان سوم روز جمعه بدعت است و ظاهر اين است كه مقصود از آن اذان عصر است .