مسئله كسي كه نماز كند بامامت قومي بعد از آن مطلع شود كه رو بقبله نماز نكرده چيزي بر مأمومين نيست .
مسئله كسي كه بي نيت نماز امامت قومي كند او گناه كرده است و نماز قوم صحيح است .
مسئله باكي نيست كه در كشتي نماز جماعت كنند نماز ميكنند ايستاده و اگر نتوانند نشسته و امام پيش روي ايشان ميايستد و زنها پشت سر مردها و اگر كشتي در موج افتد زنان مينشينند و باكي نيست كه زنان برابر مردان باشند و اگر كشتي در رودخانه باشد مكروه است نماز جماعت در آن زيرا كه در رودخانه جماعت مكروه است .
مسئله هر گاه نماز امام تمام شد هر كس ميخواهد برخيزد و هر كس ميخواهد بنشيند و هر كس ميخواهد نماز كند و انتظار امام نبايد كشيد .
باب هشتم - در قضاي نمازهاي فوتشده است و در آن چند مسئله است :
مسئله كسي كه بيطهارت نماز كرده و بعد از وقت دانست نماز را قضا ميكند .
مسئله كسي كه فراموش كرد نماز را يا خوابيده بود تا وقت گذشت نماز را قضا ميكند .
مسئله نمازهائي كه پيش از تكليف فوت شده يا در احوال جنون يا كفر اصلي يا حيض يا نفاس يا در حال ناصب بودن نمازي كرده باشد قضا ندارد .
مسئله كسي كه غش كرده باشد چند روز نمازهائي كه از او فوت شده قضا ندارد و مستحب است قضا .
مسئله كسي كه بر او چند نماز قضا باشد و ميخواهد آنها را بجا آورد [ص 191] يك اذان ميگويد و همه نمازها را باقامه بجا ميآورد .
مسئله كسي كه از او فوت شود نمازي و در وقت نماز ديگر يادش آيد نماز فوتشده را ميكند بعد از آن نماز حاضر را ميكند مادام كه نترسد كه نماز حاضر هم فوت شود و اگر وقت تنگ باشد نماز حاضر را مقدم دارد و دور نيست كه اولي تقديم نماز حاضري باشد در هر حال .
مسئله قضا در همه وقت جايز است مادامي كه وقت نماز حاضري تنگ نشده باشد .
مسئله جايز است نماز سنتي از براي كسي كه بر ذمه او نماز واجبي باشد .
مسئله كسي كه يك نماز از او فوت شده باشد و نداند كه كدام نماز است يك دو ركعتي ميكند از براي صبح و يك سه ركعتي از براي مغرب و يك چهار ركعتي از براي هر يك از آن سه نماز ديگر .
مسئله كسي كه چند نماز از او فوت شود بهمان ترتيبي كه از او فوت شده قضا ميكند اگر بداند .
مسئله كسي كه نماز قصر از او فوت شده قصر قضا ميكند اگر چه در حضر باشد و اگر نماز تمام از او فوت شده تمام قضا ميكند اگر چه در سفر باشد .
مسئله كسي كه داخل شد وقت بر او در حال سفر و نماز نكرد تا داخل بلد شد و هنوز وقت باقيست و نمازش فوت شد يا آنكه در حضر وقت داخل شد و نماز نكرد و سفر كرد در وقت و نمازش فوت شد نماز را در صورت اول تمام قضا ميكند و در صورت ثاني قصر قضا ميكند .
[ص 192] مسئله مستحب است كه كسي از براي ميت قربتاً الي الله عبادت كند و واجب است بر ولي اگر ميت مرد باشد كه نمازهاي فوت شده ميت را قضا كند و كفايت ميكند هر گاه مسلم عارفي تبرعاً آن نمازها را قضا كند .
مسئله روايت شده است كه جايز است نماز و صدقه و روزه و حج از براي زنده .
مسئله اگر ذمه ميت مشغول نباشد بفريضه قضا نميكنند از عوض او .
مسئله وليّ كه از عوض ميت نماز ميكند كسي است كه اولاي مردم بميراث باشد از مردان و اگر ولي متعدد باشد آنكه بزرگتر است ولي است و اگر ميت زن باشد احتياط در قضا كردن ولي است از عوض او و اگر غيري تبرعا بجا آورد باكي نيست .
مسئله اگر براي ميت وليّي از مردان نباشد قضا ميكند فوتشده را وليّي كه از زنان باشد .
مسئله جايز نيست قضاي نماز واجبي در حال سواري .
مسئله جايز است قضاي نماز وتر هر وقت كه بخواهد و وتر را وتر قضا ميكند .
باب نهم - در نمازهاي سنتي است و در اين باب نمازهاي بسيار است و بعضي از آنها را در رساله جامع ذكر كردهايم و لكن چون بسياري از آنها در كتابهاي اصحاب بعربي و فارسي ذكر شده است ديگر در اين مختصر ذكر آنها را نميكنيم و بچند نماز اقتصار ميكنيم .
يكي نماز هديه است و آن باين قسم است كه در روز جمعه چهار ركعت نماز كند و آنرا هديه رسول الله صلي الله عليه و آله كند و چهار ركعت [ص 193] ديگر هديه حضرت فاطمه صلوات الله عليها نمايد و روز شنبه چهار ركعت هديه حضرت امير و روز يكشنبه چهار ركعت هديه حضرت امام حسن صلوات الله عليه و روز دوشنبه چهار ركعت هديه حضرت امام حسين صلوات الله عليه و در سهشنبه چهار ركعت هديه حضرت امام زينالعابدين نمايد و در چهارشنبه چهار ركعت هديه حضرت باقر و در پنجشنبه چهار ركعت هديه حضرت صادق (صع) و در روز جمعه باز چهار ركعت هديه حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله و چهار ركعت هديه حضرت فاطمه صلي الله عليها و باز در روز شنبه چهار ركعت هديه موسي ابن جعفر و در يكشنبه چهار ركعت هديه حضرت رضا و در دوشنبه چهار ركعت هديه حضرت محمد تقي و در سهشنبه چهار ركعت هديه حضرت علي نقي و در چهارشنبه چهار ركعت هديه حسن عسكري و در پنجشنبه چهار ركعت هديه حضرت صاحبالزمان صلوات الله عليهم اجمعين و اين هديه در دو هفته تمام ميشود و باز از سر ميگيرد و بعد از هر دو ركعت ميخواند اللهم انت السلام و منك السلام و اليك يعود السلام حينا ربنا منك بالسلام اللهم ان هذه الركعات هدية مني الي وليك و اسم امام را ببرد فصل علي محمد و آلمحمد و بلغه اياها و اعطني افضل املي و رجائي فيك و في رسولك صلواتك عليه و آله بعد هر دعائي كه خواهي بكن .
و يكي ديگر صلوة جعفر است و آن چهار ركعت است و در ركعت اول حمد و سوره اذا زلزلت در ركعت دويم حمد و سوره و العاديات و در ركعت سيوم حمد و سوره اذا جاء نصر الله و در ركعت چهارم حمد و سوره قل [ص 194] هو الله ميخواند و در هر ركعتي بعد از قرائت ميگويد سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر پانزده مرتبه و در هر ركوعي و سر برداشتني و هر سجودي و سر برداشتني ده مرتبه آن تسبيحات را ميخواند و اين نماز را در هر وقت ميتواند بكند و اگر بخواهي اين نماز را از نوافل خود قرار بده و اگر حاجتي پيش آيد دو ركعت را بكن و از پي حاجت برو و بعد دو ركعت ديگر بجا آور و اگر تعجيل داشته باشي نماز جعفر را بي تسبيحات بكن بعد تسبيحات را قضا بكن و اگر از تسبيحات در حالتي سهو كني و در حالتي ديگر يادت آيد همان وقت قضا كن .
و يكي ديگر نماز طلب باران است و آن مثل نماز عيدها است يعني دو ركعت است و دوازده تكبير دارد يكي بجهت تكبيرة الاحرام بعد قرائت ميكني و تكبير ميگوئي و قنوت ميخواني باز تكبير ميگوئي و قنوت ميخواني پنج مرتبه بعد تكبير ميگوئي و ركوع ميكني پس چون سر از ركوع برداري سجده ميكني و بعد برخواسته قرائت ميكني بعد تكبير ميگوئي و قنوت ميخواني بعد تكبير ميگوئي و قنوت ميخواني چهار مرتبه بعد تكبير ميگوئي و ركوع ميكني و بهر تكبير دست خود را بلند ميكني و بعد از نماز دو خطبه ميخواني پس چون خواهند نماز در طلب باران كنند امام بيرون ميرود در صحرا بمكان پاكيزه بآرامي و وقار و خضوع و خشوع و مسكنت از براي خدا و بيرون ميروند با آن مردم پس حمد ميكند خدا را و تمجيد ميكند و ثنا ميگويد و كوشش در دعا ميكند و بسيار تسبيح و تهليل و [ص 195] تكبير ميگويد و مثل نماز عيدين دو ركعت نماز ميكند بي اذان و اقامه و قرائت را بلند ميكند و دعا ميكند و كوشش ميكند در دعا پس چون نماز را سلام داد بر منبر ميرود و جامه خود را برميگرداند يعني جانب چپ را بطرف راست ميكند و جانب راست را بطرف چپ پس رو بقبله ميكند و صد دفعه تكبير ميگويد بآواز بلند پس رو بجانب مردم ميكند از طرف راست و صد دفعه تسبيح ميگويد بآواز بلند پس ملتفت مردم ميشود از جانب چپ و صد دفعه تهليل ميگويد بآواز بلند بعد رو بمردم ميكند و صد دفعه تحميد ميكند بعد دستهاي خود را بلند كرده دعا ميكند و مردم نيز دعا ميكنند و خطبه ميخوانند و مردم روز شنبه و يكشنبه و دوشنبه روزه ميگيرند و امام در دوشنبه بيرون ميرود و منبر را بيرون ميبرند و چنانچه در روز عيد بيرون ميروند بيرون ميروند و مؤذنان در پيش روي او با عصا ميروند .
و يكي ديگر نماز استخاره است و بهترين اقسام آن اين است كه شش رقعه بگيري و در هر يك بنويسي بسم الله الرحمن الرحيم خيرة من الله العزيز الحكيم لفلان ابن فلانة و در سه رقعه مينويسي افعل و در سه رقعه مينويسي لاتفعل و رقعهها را ميگذاري در زير سجاده خود و دو ركعت نماز ميكني و پس از نماز سر بسجده گذارده ميگوئي استخير الله برحمته خيرة في عافية صد مرتبه بعد سر برميداري و مينشيني و ميگوئي اللهم خر لي و اختر لي في جميع اموري في يسر منك و عافية بعد دست برقعهها زده آنها را مشوش [ص 196] كند و يك يك بيرون آورد تا سه رقعه از يك جنس بيرون آيد و عمل بمقتضاي آن كند و بهمينقدر در اين باب اكتفا ميشود ،
تمام شد كتاب ترجمه جامع بحول و قوه خداوند و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين آمين يا رب العالمين .
در روزه است و در آن پنج باب است و خاتمهٔ :
باب اول - در آنچه روزه بآن حاصل ميشود و آنچه ملحق بآن است و در آن پنج فصل است :
فصل اول - در وقت امساك است و آنچه متعلق باوست و در آن چند مسئله است :
مسئله اول وقت امساك از چيزهائي كه روزه را ميشكند طلوع صبح صادق است و آن سفيدي است كه بر پهناي افق ظاهر ميشود نه آن سفيدي كه بدرازي بسوي آسمان بالا ميرود پيش از طلوع صبح صادق .
مسئله آخر وقت امساك غروب آفتاب است و معلوم ميشود غروب آفتاب برفتن سرخي از افق مشرق و پيدا شدن سياهي شب .
مسئله جايز است بكار بردن همه مفطرات از غروب آفتاب تا طلوع صبح صادق .
مسئله اگر كسي مفطري بكار برد در شب ماه رمضان و مراعات صبح را ننمايد و چون مطلع شود بعد از صبح مفطر بجا آورده بايد آنروز را قضا كند .
مسئله اگر كسي در ماه رمضان مراعات صبح را بكند و چنان داند كه شب است پس مفطري بجا آورد و در واقع اشتباه كرده باشد و مفطر را بعد از صبح بعمل آورده باشد در واقع چيزي بر آن نيست .
مسئله كسي كه زني بآن خبر دهد كه شب باقي است پس مفطري بجا [ص 198] آورد پس ظاهر شود كه آن زن دروغ گفته آنروز را قضا ميكند .
مسئله كسي كه باو خبر دهند كه صبح است و گمان كند كه شوخي ميكنند و دروغ ميگويند و بخورد بعد ظاهر شود كه راست گفته بودند روزه آنروز را تمام ميكند و بعد در وقت امكان قضا ميكند .
مسئله اگر دو نفر نگاه كنند بصبح يكي يقين كند كه صبح است و ديگري شك داشته باشد آنكه شك دارد ميخورد و آنكه يقين دارد داخل روزه ميشود .
مسئله جايز است خوردن در شب ماه رمضان و غير رمضان مادام كه يقين بطلوع صبح نكرده باشد و مستحب است كه سحور را پيش از وقت شك بخورد بجهت احتياط وقت .
مسئله كسي كه در غير ماه رمضان سحور را اشتباها بعد از طلوع فجر بخورد آنروز را افطار ميكند .
مسئله كسي كه گمان كند غروب است در وقتي كه علم ممكن نباشد و افطار كند بعد ظاهر شود كه آفتاب باقي است روزه او صحيح است و چيزي بر او نيست و لكن تا شام مفطري بجا نميآورد .
مسئله مستحب است احتياط و تأخير افطار تا سرخي از بالاي سر برود .
مسئله واجب است افطار روزهدار بعد از رفتن سرخي از بالاي سر .
مسئله نيت امساك از مفطرات ميكنند در ايام ماه رمضان در وقتيكه ماه داخل ميشود و نيت همان عزم بر روزه است بطوري كه خدا واجب كرده و احتياج بر آن نيست كه در دل كلامي بگذرانند .
[ص 199] مسئله كسي كه در شب نيت روزه فردا را نداشته باشد و چون صبح شود خيال روزه كند بجهت قضاي ماه رمضان يا نذر غير معيني يا روزه سنتي مادام كه مفطري بجا نياورده باشد ميتواند كه روزه بگيرد اگر چه اندكي پيش از غروب باشد .
مسئله كسي كه قضاي ماه رمضان ميگيرد ميتواند تا زوال افطار كند و اگر از شب نيت روزه داشته باشد مكروه است افطار كردن او و اما بعد از زوال پس افطار نكند هرگز .
مسئله اگر روزه سنتي باشد تا غروب آفتاب ميتواند افطار كرد و لكن بعد از زوال مكروه است و اگر از شب نيت داشته پيش از زوال نيز مكروه است .
مسئله كسي كه روزه نذر غير معيني دارد و نيت روزه كرده است و بعضي از برادران او نزد او آيند و غذائي براي آنها بياورد جايز است كه با آنها افطار كند و غذا خورد .
مسئله كسي كه روزه سنتي دارد و نزد يكي از برادران ميرود و از براي او طعامي ميآورد مستحب است كه افطار كند و او را خبر نكند از روزه خود .
فصل دويم - در آنچه روزهدار ترك آنرا بايد بكند و در احكام آنها و در آن دو مطلب است :
مطلب اول - در آنچه روزهدار ترك بايد بكند و در آن چند مسئله است :
مسئله واجب است ترك كردن روزهدار اكل و شرب متعارفي را و اما [ص 200] غير متعارفي پس احوط اجتناب از آن است .
مسئله واجب است امساك از جماع در قبل زن بنص و اجماع و در دبر باجماع منقول .
مسئله واجب است امساك روزهدار از انزال خواه ببازي كردن با زن باشد يا غير .
مسئله واجب است امساك روزهدار و غير آن از دروغ بر خدا و رسول و ائمه عليهم السلام و از غيبت و ظلم و نظر كردن بعد از نظر كردني به بيگانه .
مسئله روايت شده است كه زن هر گاه در شب از حيض پاك شود و سستي كند در غسل تا صبح شود آنروز را قضا ميكند .
مسئله روايت شده است در مستحاضه كه هر گاه غسلها را ترك كند روزه خود را قضا ميكند .
مسئله احتياط در اجتناب كردن از قي كردن بطور عمد است و اگر بياختيار آيد باكي نيست .
مسئله احتياط ترك اماله كردن است .
مسئله احتياط شديد در باقي نماندن بر جنابت است تا صبح .
مطلب دويم - در احكام است و در آن چند مسئله است :
مسئله كسي كه روزي از ماه رمضان را عمدا افطار كند واجب است بر او قضا و كفاره و كفاره آن آزاد كردن يك بنده است يا روزه دو ماه پيدرپي يا طعام دادن شصت مسكين از براي هر مسكين يك مد .
[ص 201] مسئله كسي كه از هر سه كفاره عاجز باشد هژده روز روزه ميگيرد يا تصدق ميدهد هر چه ميسر شود و اگر اين دو هم ممكن نشود استغفار ميكند و استغفار كفاره هر كسي است كه قدرت بر كفاره ندارد .
مسئله هر كس افطار كند در روز ماه رمضان بر حرامي بر اوست سه كفاره و اگر بر حلال افطار كند بر اوست يك كفاره .
مسئله كسي كه با زن جماع كند چه حلال و چه حرام ده مرتبه در يك روز ماه رمضان بر اوست ده كفاره و اگر اكل و شرب كند بر اوست يك كفاره .
مسئله كسي كه عمدا روزه ماه رمضان را بخورد و بعد سفر كند كفاره از او ساقط نميشود .
مسئله كسي كه در ماه رمضان زوجه خود را اكراه بر جماع كند و زن اطاعت او نكند بر اوست دو كفاره و پنجاه تازيانه و اگر زن هم راضي باشد بر هر يكي كفاره جداگانه است و بيست و پنج تازيانه .
مسئله كسي كه در قضاي ماه رمضان پيش از زوال جماع كند چيزي بر او نيست و اگر بعد از زوال جماع كند بر اوست كفاره و كفاره آن تصدق دادن بر ده مسكين است از براي هر مسكيني مدي و اگر استطاعت نداشته باشد يك روز روزه ميگيرد بدل آنروز و سه روز ديگر هم روزه ميگيرد بجهت كفاره .
مسئله مستحب است قضا از براي كسي كه غيبت كند برادر مسلم خود را .
مسئله احتياط در قضا كردن روزه است از براي كسي كه عمدا دروغ بر [ص 202] خدا و رسول بهبندد .
مسئله اگر روزهدار مفطري از روي ناداني باينكه اين مفطر است بجا آورد چيزي بر آن نيست .
مسئله اگر روزهدار از روي فراموشي مفطري بجا آورد چيزي بر او نيست خواه روزه سنتي باشد يا غير .
مسئله كسي كه ببازي انزال كند بر اوست كفاره جماع خواه در ماه رمضان باشد يا قضا .
مسئله كسي كه در غير وضوي واجبي مضمضه كند و آب بحلق او جهد آن روز را قضا كند احتياطا .
مسئله كسي كه عمدا در آب فرو رود مستحب است قضا كردن او روزه خود را .
مسئله كسي كه با جاريه خود بازي كند و مذي از براي او ظاهر شود مستحب است بر او قضا .
مسئله احتياط در قضا كردن كسي است كه عمدا قي كند نه آنكه بياختيار آيد .
فصل سيوم - در چيزهائي است كه سزاوار است ترك كردن آنها از براي روزهدار و در آن چند مسئله است :
مسئله مكروه است خائيدن علك در روزه و علك صمغها است كه ميخايند .
مسئله مكروه است چشيدن روزهدار چيزي را .
مسئله مكروه است مبالغه در مضمضه و استنشاق .
مسئله مكروه است كه روزهدار چيزي به بيني كشد .
[ص 203] مسئله مكروه است از براي مرد جوان بازي كردن با زن بجهت آنكه شايد مني از او جدا شود .
مسئله مكروه است بوسيدن جوان بسيار شهوت زن را .
مسئله مكروه است سورمه از براي روزهدار اگر بترسد كه داخل سرش بشود و كراهتش شديدتر است هر گاه طعم او در حلق برود يا در او مشك باشد .
مسئله مكروه است دوا بچشم كردن روزهدار .
مسئله مكروه است مسواك كردن با چوب تر .
مسئله مكروه است حجامت كردن با خوف ضعف و اگر خوف ضعف ندارد باكي نيست .
مسئله مكروه است از براي حجام كه حجامت كند كسي را .
مسئله مكروه است بو كردن رياحين خصوصا نرگس .
مسئله مكروه است كه خود را با مشك خوشبو كند .
مسئله مكروه است تلذذ از براي روزهدار يعني مرتكب اموري شود كه لذت داشته باشد .
مسئله مكروه است پوشيدن جامه تر .
مسئله مكروه است در آب رفتن زن نه مرد .
مسئله مكروه است شعر خواندن در ماه رمضان مگر مرثيه .
مسئله مكروه است مكيدن حصه خرما اگر چيزي از آن بحلق نرود و الا حرام است .
[ص 204] مسئله مكروه است داخل شدن حمام هر گاه بترسد كه ضعفي حاصل شود .
مسئله مكروه است بزن خوشصورت نظر كردن و در او تأمل كردن .
مسئله مكروه است بيرون كردن خون از بدن اگر چه بكندن دندان باشد .
مسئله مكروه است آب دهن را فرو دادن بعد از مضمضه مگر آنكه يك دفعه يا سه دفعه آب از دهن اندازد .
مسئله اگر كسي در روز ماه رمضان محتلم شود مكروه است كه پيش از غسل بخوابد .
مسئله مكروه است جدال و جهل و قسم خوردن .
فصل چهارم - در آنچه مستحب است از براي روزهدار و در آن چند مسئله است :
مسئله مستحب است پنهان كردن روزه سنتي مگر آنكه از او بپرسند پس دروغ نگويد .
مسئله مستحب است مسواك كردن با چوب خشك .
مسئله مستحب است كه خود را خوشبو كند با غير از مشك بخصوص در اول روز و طيب تحفه روزهدار است .
مسئله مستحب است قيلوله .
مسئله مستحب است افطاري دادن روزهدار در وقت غروب بهر چه ميسر شود بخصوص در ماه رمضان .
مسئله مستحب است خواندن دعاهائي كه وارد شده است در نزد افطار و سحور و غيره و خواندن سوره انا انزلناه در آن دو وقت .
[ص 205] مسئله مستحب است كه نماز را پيش از افطار بجا آورد مگر آنكه بعضي برادران انتظار او را داشته باشند يا آنكه نفس او با او مجادله و منازعه كند .
مسئله مستحب است افطار بر حلوا و رطب و آب بخصوص نيمگرم و خرما و شكر و مويز و شير و سويق كه آنرا قاووت گويند .
مسئله مستحب است سحور خوردن بخصوص در ماه رمضان و افضل در سحور خرما و مويز و سويق و آب است .
مسئله مستحب است از براي كسي كه روزه سنتي دارد افطار كردن در نزد برادر مؤمن هر گاه خواهش كند از او اگر چه يك دقيقه پيش از غروب باشد و روزه خود را بپوشاند و افطار كردن در نزد برادر مؤمن افضل است .
مسئله مستحب است كه همه اعضاي آن روزه بدارد از آنچه خداوند او را كراهت دارد .
مسئله مستحب است كه روزهدار متحمل شود جهالت جهال را و فحشدهندهگان را و در جواب بگويد كه من روزه دارم جواب نميگويم .
فصل پنجم - در چيزهائي كه مباحست و بخصوصه در حديث وارد شده است و در آن چند مسئله است :
مسئله جايز است كه مرد در آب رود .
مسئله جايز است آب ريختن بر سر و بورياي زير پا و ترشح كردن با بادزن و خود را با جامه خنك كردن .
[ص 206] مسئله جايز است شياف برداشتن .
مسئله جايز است حجامت كردن اگر خوف ضعف نداشته باشد .
مسئله جايز است بحمام رفتن اگر خوف ضعف نداشته باشد .
مسئله جايز است چكانيدن دوا و روغن در گوش .
مسئله جايز است آب در دهان و بيني كردن و مبالغه نكند .
مسئله جايز است سورمه بچشم كردن اگر طعمي در حلق ندهد يا مشك نداشته باشد .
مسئله باكي نيست كه مرد زبان زن را بمكد يا زن زبان مرد را بمكد .
مسئله باكي نيست بخوائيدن طعام از براي طفل و مرغ .
مسئله باكي نيست در فرو بردن نخامه كه از سينه و سر بدهان آيد .
مسئله باكي نيست بداخل شدن مگس در حلق .
مسئله باكي نيست در مكيدن انگشتر .
مسئله باكي نيست در كندن موي زير بغل .
مسئله باكي نيست در چشيدن شوربا در وقت حاجت اگر بحلق فرو نرود .
مسئله باكي نيست در آروغ اگر چه چيزي از طعام بالا آيد و فرو رود .
مسئله كسي كه صبح جنب باشد ميتواند كه روزه سنتي بگيرد .
مسئله اگر كسي در شب ماه رمضان جنب شود و نتواند غسل كند تا آنكه صبح طلوع كند غسل ميكند و آنروز را روزه ميگيرد و لكن عمدا از صبح تأخير نيندازد .
مسئله باكي نيست كه سر مسواك خود را بشويد و بفشارد تا خشك شود [ص 207] و مسواك كند .
مسئله جايز است افطار كردن در نزد تقيه و خوف و روايتي شده است كه آنروز را قضا ميكند .
باب دويم - در كساني است كه روزه ايشان صحيح است و كساني است كه روزه ايشان صحيح نيست و در آن سه فصل است :
فصل اول - در كساني است كه روزه بر ايشان واجب نشده است و آنچه متعلق بآن است و در آن چند مسئله است :
مسئله واجب نيست روزه بر طفلي كه بحد بلوغ نرسيده است .
مسئله واجب نيست روزه بر ديوانه مادامي كه ديوانه است .
مسئله واجب نيست روزه بر كسي كه بيهوش شده باشد و بيهوشي او در تمام روز و شب باشد و واجب نيست قضا بر آن بلكه مستحب است .
مسئله مستحب است كه طفل را بروزه بدارند در نه سالگي يا بقدر آنچه طاقت دارد اگر چه بعضي از روز باشد يا آنكه او را بروزه بدارند وقتيكه طاقت دارد يا وقتيكه نزديك بلوغ ميرسد و واجب است بروزه داشتن آن در وقت بلوغ .
مسئله مستحب است كه بر پسر تأكيد كنند وقتيكه سه روز را ميتواند روزه بگيرد .
مسئله صحيح نيست روزه از حايض اگر چه يك دقيقه پيش از غروب حايض شود يا يك دقيقه بعد از فجر طاهر شود و واجب است بر او قضا .
مسئله صحيح نيست روزه زني كه بر نفاس است حتي آن روزي كه در آنروز وضع حمل ميكند اگر چه يك دقيقه پيش از غروب باشد و واجب است بر او قضا .
[ص 208] مسئله روزه مستحاضه صحيح است و عمل استحاضه را بجا ميآورد و روزه ميگيرد مگر ايام حيض را كه آنها را قضا ميكند .
مسئله مستحب است از براي حايض هر گاه طاهر شود در ميان روز اينكه شكننده روزه بعمل نياورد تا شام اگر چه واجب نيست بر او و واجب است بر او قضاي آنروز .
مسئله مستحب است بر زن هر گاه حايض شود بعد از زوال امساك كردن تا شام .
مطلب اول - در مسافر است و در آن چند مسئله است :
مسئله جايز نيست روزه ماه رمضان در سفر و واجب است بر آن قضاي آن .
مسئله جايز نيست روزه در سفر خواه واجبي باشد يا سنتي مگر در چند جا :
مسئله ( جايز است ظ ) روزه سه روز بدل هدي در سفر .
مسئله جايز است هژده روز روزه از براي كسي كه از عرفات پيش از غروب عمداً آمده باشد و عاجز باشد از فدا و آن شتري است كه در روز عيد نحر كنند .
مسئله جايز است روزه كفاره صيد حرم در سفر .
مسئله جايز است روزه كفاره تراشيدن سر بجهت اذيت در حال احرام .
مسئله جايز است روزه اعتكاف در مسجدالحرام و مسجد رسول و مسجد مداين هر گاه اعتكاف كند در سفر .
مسئله جايز است روزه سه روز در مدينه بجهت عمل مخصوصه كه وارد شده .
[ص 209] مسئله كسي كه نذر كرده باشد كه روزه گيرد روز بخصوصي را پس سفري در آنروز اتفاق افتد افطار ميكند و قضا مينمايد و رخصتي رسيده است كه هر گاه در وقت نذر بخصوصه قيد كرده باشد كه در سفر هم روزه بگيرد روزه ميگيرد .
مسئله كسي كه از سفر آيد پيش از زوال و بيرون شهر افطار نكرده باشد آنروز را روزه ميگيرد .
مسئله كسي كه بيرون شهر افطار كرده يا آنكه بعد از زوال وارد ميشود باقي روز را امساك ميكند بجهت ادب و واجب نيست .
مسئله كسي كه سفر برود افطار ميكند آنروز را در هر وقت كه باشد خواه پيش از ظهر و خواه بعد از ظهر .
مسئله كسي كه در سفر روزه بگيرد و بداند كه واجب است افطار روزه او كفايت نميكند و بر اوست قضا .
مسئله كسي كه در سفر روزه بگيرد از ناداني روزه او كفايت ميكند و قضا ندارد .
مسئله مكروه است جماع در سفر در روز ماه مبارك رمضان بكراهت بسيار شديدي .
مسئله مستحب است از براي مسافر كه روزها نخورد مگر بقدر قوت و نياشامد بقدر آنكه سيراب شود .
مسئله مكروه است سفر در ماه مبارك رمضان پيش از شب بيست سيوم نه بعد از آن مگر بجهت ضرورتي يا بجهت بيرون رفتن بمكه يا جنگي در راه خدا يا مالي يا برادري كه بترسد هلاك آن را يا بجهت مشايعت برادر مؤمني كه بسفر ميرود يا استقبال برادري كه از سفر ميآيد .
[ص 210] مسئله شروط افطار در سفر بعينها همان شروط قصر نماز است و در كتاب دوم گذشت .
مطلب دويم - در مريض است و در آن چند مسئله است :
مسئله صحيح نيست روزه از مريض و مرض حدي ندارد و بر اوست قضا .
مسئله حد مرض با مريض است و خود امين است اگر ميترسد بر نفس خود افطار ميكند و اگر نميترسد و قوتي در خود ميبيند روزه ميگيرد .
مسئله هر چه روزه بآن ضرر رساند افطار بر آن واجب است حتي آنكه اگر چشمش درد كند و شام خوردن بر او ضرر داشته باشد افطار ميكند .
مسئله اگر كسي مريض نباشد و بترسد كه بسبب روزه گرفتن مريض شود روزه او صحيح نيست .
مسئله كسي كه اول روز را بجهت علتي افطار كند و آخر روز قوتي در خود بهبيند باقي روز را امساك ميكند بجهت ادب و واجب نيست .
مسئله هر كس روزه بگيرد در حال مرض با وجودي كه از آن ضرر ميبيند بر اوست قضا .
فصل سيوم - در كسي است كه ساقط ميشود از او روزه بجهت عارضي و در آن چند مسئله است .
مسئله مرد پير و زن پير هر گاه بر ايشان دشوار باشد روزه افطار ميكنند و فدا ميدهند از هر روزي مدي از طعام و قضا بر ايشان نيست .
مسئله كسي كه ناخوشي عطاش دارد كه بي آب بر او زيست كردن دشوار است اگر عطاش او مرضي است كه اميد رفع دارد مثل ساير ناخوشيها است [ص 211] پس حكم او مثل حكم مريض است و گذشت و اگر اميد رفع ندارد حكم او مثل پيرمرد و پيرزن است .
مسئله كسي كه در اثناي روزه تشنه شود بطوري كه بترسد بر جان خود بقدر ضرورت آب ميخورد و چيزي بر او نيست .
مسئله آبستني كه وضع حمل او نزديك باشد و بترسد بر جان خود يا بر ولد خود بر او است افطار و قضا و فدا از هر روزي يك مد .
مسئله زن شيردهي كه كم شير باشد و ميترسد بر جان خود يا ولد خود اگر ميتواند دايه ميگيرد و الا افطار ميكند و شير ميدهد و فدا ميدهد از هر روزي يك مد و قضا ميكند .
مسئله جايز نيست كه زن روزه سنتي بگيرد بدون اذن شوهر .
مسئله جايز نيست روزه سنتي فرزند بدون اذن والدين .
مسئله جايز نيست روزه سنتي بنده بدون اذن آقا .
مسئله مكروه است روزه ميهمان بدون اذن صاحبخانه .
مسئله مكروه است روزه صاحبخانه بدون اذن ميهمان .
مسئله جايز نيست از براي كسي كه بر ذمه او قضاي ماه مبارك رمضان است اينكه روزه سنتي بگيرد .
مقصد اول - در روزه ماه رمضان و متعلقات آنست و در آن چند مسئله است :
مسئله روزه ماه رمضان واجب است بضرورت اسلام .
[ص 212] مسئله كسي كه منكر روزه ماه رمضان باشد و حلال داند افطار آنرا بر امام است كه او را بكشد .
مسئله كسي كه افطار ماه رمضان را حلال نداند و با وجود اين افطار كند دو دفعه او را تعزير ميكنند و بار سيوم او را ميكشند .
مسئله در علامات ماه رمضان اختلاف مابين علما بسيار است مشهور مابين علماي متأخرين آن است كه اعتبار برؤيت ميكند خواه بيست نه روز شود ميان دو هلال يا سي روز و اما مشهور مابين متقدمين علما آن است كه كمتر از سي روز نخواهد شد پس اگر مابين دو هلال بيست و نه روز شد معلوم است كه هلال اول را در شب دويم ديدهاند و هلال شب اول مخفي شده است پس يك روز را قضا ميكند و ظاهرتر در نزد حقير و نزديكتر باحتياط در دين قول متقدمين علماست و حقير در اين خصوص چندين رساله مطول نوشتهام با دليل و برهان هر كس خواهد رجوع كند .
مسئله روايات بسيار وارد شده است در اينكه ماهي تمام و ماهي ناقص است در عرض سال لكن مشهور علما خلاف آن اخبار را اختيار كردهاند بجهت اخباري ديگر و ظاهرتر قول مشهور است و عمل برؤيت است حتي در ماه رمضان .
مسئله كسي كه روزه گرفت يوم الشك را از ماه شعبان يا روز آخر از ماه شعبان را پس اتفاق افتاد كه ماه رمضان بحسب رؤيت كم شد همان روزه يوم الشك روز آخر شعبان كفايت از قضا ميكند ديگر قضائي بر او نيست .
مسئله كسي كه يوم الشك را بنيت ماه رمضان روزه بگيرد خطا كرده و [ص 213] از ماه رمضان حساب نميشود اگر معلوم شد كه آنروز از ماه رمضان بوده و اما اگر به نيت شعبان روزه بگيرد اگر آنروز در واقع از شعبان باشد براي او روزه شعبان حساب ميشود و اگر از ماه رمضان باشد براي او از ماه رمضان حساب ميشود .
مسئله كسي كه روزه بگيرد روزي را يا چند روز را يا ماهي را بنيت سنت و نداند آن ايام از ماه رمضان است چون معلوم شود آن ايام از ماه رمضان بوده و روزه او در ماه رمضان واقع شده كفايت ميكند او را همان روزها از روزه ماه رمضان .
مسئله هلال ماه رمضان و غير آن ثابت ميشود برؤيت و بشياعي كه علم عادي از آن حاصل شود و گذشتن سي روز از اول شعبان و بشهادت دو عادل اگر در آسمان علتي باشد و آن دو عادل از بيرون شهر داخل شهر شده باشند و اما با نبودن علت و نديدن كسي غير از ايشان در بلد اسلام با وجود آنكه همه مردم طالب هلالند و آن دو هم در بلد هستند متّهماند البته و قبول نميشود از آنها شهادتشان و اگر طوري باشد كه احتمال تهمت در آنها نرود و علم عادي بقول آنها حاصل بشود بقول آنها عمل ميكند .
مسئله جايز نيست شهادت زنان در هلال ماه رمضان .
مسئله هر گاه دو عادل شهادت دهند كه اهل فلان شهر سي روز روزه گرفتند بنا بر رؤيت هلال ثابت ميشود .
مسئله حكم همه شهرها در هلال يكي است پس اگر در شهري بهبينند و [ص 214] در شهري ديگر ثابت شود بشهود پيروي ايشان ميكنند .
مسئله جايز نيست عمل كردن باخبار منجمين در رؤيت هلال و غير آن (ظ) .
مسئله جايز نيست اعتنا كردن در هلال بقول مخالفين مگر در وقت تقيه پس متابعت ايشان ميكنند در روزه و در فطر و اضحي و غير آن و لكن اگر افطار كرد روزي را از ماه رمضان بقول ايشان قضا ميكند .
مسئله مستحب است روزه روز پنجم از هلال سال گذشته و روزه روز شصتم از هلال رجب بنيت شعبان اگر هلال ماه رمضان را نديده باشند .
مسئله پنهان شدن هلال پيش از شفق بجهت شب اول و بعد از شفق بجهت شب دويم و ديدن سايه سر در نور او بجهت شب سيوم امر كلي نيست و مختلف ميشود در ماههاي تمام و ناقص و همچنين اعتباري نيست بطوق انداختن ماه از براي شب دوم .
مسئله روايتي شده است كه هر گاه هلال را پيش از زوال بهبينند از شب گذشته است و اگر بعد از زوال بهبينند از شب آينده و اين هم امر كلي نيست و مختلف ميشود در ماههاي تمام و ناقص .
مسئله كسي كه اسير باشد و ماه رمضان را فراموش كرده باشد و نداند كه كي داخل ميشود و كي بيرون ميرود يك ماه را بحدس روزه ميگيرد و هر گاه بعد كسي را بيابد و از ماه رمضان بپرسد و آنرا بشناسد ملاحظه كند اگر روزِهاي او پيش از ماه رمضان بوده كفايت نميكند و اگر در ماه رمضان يا بعد بوده كفايت ميكند .
مقصد دويم - در بعضي از سنتهاي ماه رمضان است و در آن چند مسئله است :
[ص 215] مسئله سزاوار است كه در ماه رمضان انسان حفظ كند فرج و زبان خود را و بپوشد چشم خود را و بازدارد اذيت خود را از مردم .
مسئله سزاوار است در ماه رمضان بسياري استغفار و دعا و كوشش در عبادت و برخواستن شبها .
مسئله سزاوار است كه تا بتواند سخن نگويد مگر بدعا و تسبيح و استغفار و تكبير .
مسئله سزاوار است كه كوشش كند در عبادت بخصوص در دهه آخر .
مسئله سزاوار است كه خلق خود را نيكو كند و غيظ خود را فرو بنشاند و صله ارحام نمايد و در راه خدا انفاق كند و رحمت بر يتيمان نمايد .
مسئله سزاوار است افطاري دادن بروزهداران اگر چه نصف خرمائي باشد يا شربت آبي باشد .
مسئله سزاوار است بسيار تلاوت كردن قرآن و بسيار نماز كردن .
مسئله مستحب است كوشش كردن در عبادت و نماز و دعا در شبهاي قدر .
مسئله مستحب است مجامعت كردن با زن در شب اول ماه رمضان .
مسئله سزاوار است دعاهاي مأثوره را در وقت رؤيت هلال و شبها و روزها و در وقت افطار و سحور بخوانند .
مسئله مستحب است قرائت عنكبوت و روم در شب بيست سيوم و هزار مرتبه سوره قدر و تفصيل عملها و دعاها و نمازها و غسلها در كتب اصحاب مذكور است و ذكر آنها در اينجا بطول ميانجامد و رجوع بكتب ثقات در اين اعمال در نزد اين فقير جايز است .
[ص 216] مقصد سيوم - در بعض آنچه متعلق بماه رمضان است از احكام و در آن چند مسئله است :
مسئله رمضان اسمي است از اسمهاي خدا و معني او سوزاننده گناهان است و آمرزنده آنها پس نبايد گفت كه رمضان آمد و رمضان رفت يا اين رمضان است و بايد گفت ماه رمضان يعني ماه خدا پس اگر كسي بگويد رمضان تصدق ميدهد و روزه ميگيرد بجهت كفاره .
مسئله كسي كه مسلمان شود در ماه رمضان و چند روز گذشته باشد بر او قضاي روزهاي گذشته نيست و همچنين آنروزي كه در آن مسلمان شده و اگر قبل از فجر مسلمان شد آنروز و مابعد را روزه ميگيرد .
مسئله شب قدر بيست سيوم است و مستحب است احياء شب نيمه شعبان و نوزدهم ماه رمضان و بيست و يكم آن چرا كه در نيمه شعبان تعلق ميگيرد اراده بامور سال و در شب نوزدهم تعلق ميگيرد تقدير خدا و در شب بيست يكم قضا ميشود و در شب بيست سيوم حكم ميشود و امضا ميگردد بطور اجمال و تفصيل آن در عرض سال ظاهر ميشود .
مسئله هر گاه مشتبه شود شبهاي قدر اعمال آنها را در شبهائي كه محل اشتباه است احتياطا بجا ميآورد .
مقصد چهارم - در روزه قضا و احكام آن است و در آن چند مسئله است :
مسئله نيست قضائي بر صغير بجهت ايام صغر بعد از اينكه بحد بلوغ رسيد .
مسئله نيست قضائي بر مجنون بعد از اينكه عاقل شد از براي ايامي كه [ص 217] روزه نگرفته بود در حال ديوانهگي .
مسئله نيست قضائي بر كسي كه غشي كرده بود بعد از آنكه افاقه پيدا شد بجهت اوقات غش .
مسئله نيست قضائي بر كافر هر گاه اسلام بياورد بجهت آن ايامي كه در حال كفر خورده بود .
مسئله نيست قضائي بر ناصب بعد از هدايت يافتن از براي آن ايامي كه بطور نصب خود روزه گرفته بود .
مسئله حايض و نفسا قضا ميكنند روزهاي را كه خوردهاند بعد از پاك شدن و بيرون رفتن از ماه رمضان .
مسئله مريض و مسافر قضا ميكنند روزه خود را بعد از صحت و اقامه .
مسئله روايت شده است كه مستحاضهئي كه ترك كرده است غسلها را قضا ميكند روزه خود را .
مسئله كسي كه روزه ماه رمضان را بجهت مرض يا حيض و نفاس خورده و پيش از صحت يا پاك شدن مرد قضا ندارد پس ولي او قضا نميكند از عوض او .
مسئله كسي كه ماه رمضان بجهت بيماري از او فوت شود و بيماري او مستمر شود تا ماه رمضان آينده فديه ميدهد از هر روزي مدي بر مسكيني و ديگر قضا بر آن نيست و اگر در اثناي سال صحت يافت و سستي در قضا كردن نمود تا ماه رمضان ثاني رسيد بر اوست قضا و فديه .
مسئله كسي كه مسافر بود در ماه رمضان و سفر او دوامي بهم رسانيد تا [ص 218] ماه رمضان آينده و هرگز اقامه ننمود بر اوست فديه و قضائي بر او نيست و همچنين است هر عذري كه خدا بر انسان غالب آورد خواه يك عذر باشد يا عذرهاي متعدد خواه در دو ماه رمضان باشد يا بيشتر .
مسئله جايز است جدا كردن ايام قضاي ماه رمضان و پيدرپي افضل است .
مسئله جايز نيست كه كسي كه بر او قضا هست روزه سنتي بگيرد .
مسئله كسي كه افطار كرد در ماه رمضان بجهت مرضي و بعد صحت يافت و توانست قضا كند و نكرد بعد مرد در اينجا دو روايت و دو قول است يكي آنكه ولي او از عوض او قضا ميكند و يكي آنكه تصدق ميدهد از عوض او از هر روزي بمدي از مال او و اگر مال نداشته باشد ولي او روزه ميگيرد عوض او و هر دو روايت مشهورند و بهر يك كه عمل كند مختار است .
مسئله آن كسي كه عوض ميت قضا ميكند اولاي مردم است بميراث او از مردان و اگر وارث مرد نباشد پس از زنان و اگر دو ولي داشته باشد بزرگتر و روايتي شده است كه افضل اهل بيت او از عوض او قضا كنند و روايتي شده است كه هر كس بخواهد از اهل او قضا كند .
مسئله كسي كه سفر رفت در ماه رمضان و مرد قبل از اقامه يا بعد از آن از عوض او روزه او را قضا ميكنند و سفر مثل مرض نيست .
مسئله زن هر گاه مريض شد يا خون ديد و بجهت آن روزه خود را خورد و بعد توانست كه روزه بگيرد و نگرفت تا مرد قضا ميكنند عوض او و اگر نتوانست قضا كند بجهت عذري قضائي از عوض او نيست بخلاف [ص 219] سفر كه در هر حال قضا ميكنند از عوض او .
مسئله هر گاه مردي بميرد و بر او قضاي دو ماه پيدرپي باشد از علتي تصدق ميدهند از ماه اول و قضا ميكنند ماه ثاني را .
مسئله جايز است تأخير قضاي ماه مبارك رمضان تا هر ماهي كه بخواهد .
و بعد سفري پيش آمد و مقدر نشد كه باقي رساله نوشته شود ، تمام شد رساله شريف و الحمد لله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين في سنة ١٢٦٤ .
در زكوة است و آن مشتمل است بر دو مقصد و خاتمه :
مقصد اول - در زكوة اموال است و در آن يك مقدمه و چهار باب است :
مقدمه - در آنچه واجب است كه پيشتر بيان شود از چيزهائي كه تعلق بصدقات دارد و در آن چند مسئله است :
مسئله زكوة واجبي است از واجبهاي خدا و هر كس منع آن كند گناهكار است و گردن آنرا در دولت حق خواهند زد .
مسئله هر كس زكوة ندهد و حلال داند ندادن را كافر است بخداي عظيم و مرتد است از اسلام .
مسئله زكوة دو زكوة است يكي زكوة ظاهر كه معروف است و يكي زكوة باطن زكوة باطن آن است كه آنچه تو داشته باشي و برادر مؤمن تو بآن محتاجتر باشد آنرا بر خود ترجيح دهي و منع از آن نكني .
مسئله واجب است سخاوت كردن بدادن زكوة و بساير حقهاي واجبي كه بر مال است و حرام است بخل در آنها .
مسئله مستحب مؤكد است كه قرار دهد شخص بر خود در مال خود حق معيني بقدر طاقتش و اندازه مالش و آنرا ادا كند در هر روز يا در هر هفته يا در هر ماه و مداومت بر آن كند و آنرا بدهد بسائل و محروم و محروم كسي است كه روزي آن كم شده است و كسب و حرفه دارد و چيزي بدست او نميآيد يا صله رحمي بآن كند يا ضعيف را بآن دستگيري كند يا زحمتي را از كسي بردارد يا ببرادر [ص 221] مؤمن خود دهد يا مصيبتي را بآن از برادر خود دفع كند .
مسئله مكروه است منع كردن ماعون و ماعون قرضيست كه ببرادر مؤمن خود قرض دهي يا متاعي را بعاريه دهي يا نيكي كه بكسي كني و اگر آن كسي كه بعاريه ميخواهد آن متاع را ميشكند يا فاسد ميكند در منع آن باكي نيست .
مسئله مستحب مؤكد است صله ارحام و صله همسايه مسلم و مراد از صله نيكي به ايشان است به اخلاق و مال .
مسئله مستحب است قرض الحسنه بمؤمن دادن .
مسئله مستحب است خوراندن طعام بمسكين و يتيم و اسير .
مسئله مستحب است انفاق در راه خدا در شب و در روز و پنهان و علانيه .
مسئله اگر كسي زكوة واجبي خود را ادا كند ديگر از صدقه ديگر از او نپرسند .
مسئله هيچ مالي در بر و بحر عالم تلف نميشود مگر بندادن زكوة و سخيترين مردم كسي است كه حق واجبي خدا را ادا كند و بخيل كسي است كه حق واجبي خدا را ادا نكند اگر چه در جاهاي ديگر مسرف باشد .
باب اول - در كسانيست كه زكوة بر ايشان واجب است و در آن چند مسئله است :
مسئله واجب است زكوة بر بالغ نه بر يتيم .
مسئله واجب است زكوة بر عاقل نه بر ديوانه .