مسئله جايز است شمردن آيِها با انگشت و درست كردن موضع سجود و پاك كردن خاك از پيشاني و اصلاح جامه .

مسئله روزي رسول خدا صلي الله عليه و آله نخامه را در اثناي نماز در مسجد ديدند چوبي از خوشه خرما برداشتند و پيش رفتند و آنرا تراشيدند و قهقري برگشتند تا بجاي نماز خود آمدند و باقي نماز را كردند و از اين حديث چندين مسئله معلوم ميشود يكي آنكه جايز است نظر بغير موضع سجود دويم آنكه مستحب است تراشيدن نخامه از مسجد سيوم آنكه مستحب است اگر چه در اثناي نماز باشد چهارم آنكه جايز است راه رفتن بجهت امر مستحب در نماز پنجم آنكه جايز است [ص 159] خم شدن و چيزي از زمين برداشتن و انداختن آن بعد از رفع حاجت ششم آنكه جايز است حركت دادن دست در نماز بقدر تراشيدن چيزي هفتم آنكه بايد قهقري برگشت هشتم آنكه مستحب است برگشتن بجاي اول نهم آنكه جايز است كه همان باقي نماز را بكند و اعاده ضرور نيست دهم آنكه كاري كه طاعت باشد نماز را نميشكند .

مسئله مكروه است بر هم گذاشتن چشم در نماز مگر در حال ركوع .

مسئله مكروه است كه كسي كه ميخواهد بقضاي حاجت رود نماز كند اگر نگاه داشتن خود ضرر نرساند بنماز و الا جايز نيست و همچنين مكروه است با چكمه تنگ نماز كردن .

مسئله مكروه است بازي كردن با دست و سر و ريش در نماز و خيالات واهي (ظ) كردن و خميازه كشيدن و تمدد اعصاب كردن و دهان بستن و سر پا نشستن و دستها بر زمين پهن كردن و انگشت شكستن و كسالت كردن و پينكي زدن اگر بخواب نرود و سنگيني كردن و انگشتان در هم كردن و بيني پاك كردن و آب از دهن انداختن و بر يك پا ايستادن و با سنگ بازي كردن و شتر راندن براي كسي كه در حال راه رفتن نماز ميكند و بزن حلال نظر دوختن و تأمل در آن كردن و اگر حرام باشد كه جايز نيست و التفات براست و چپ كردن و نماز كردن براي كسي كه شياف برداشته باشد و ناخن و ريش با دندان بريدن و نگاه در انگشتر و مصحف كردن مثل كسي كه ميخواهد بخواند .

مقصد دويم - در بيان احكام شك است در نماز و در آن دو مطلب است :

[ص 160] مطلب اول - در شك در ركعات نماز است و در آن چند مسئله است :

مسئله احتياط در آن است كه اگر كسي در نماز دو ركعتي يا دو ركعت اول از نمازهاي ديگر شك كند اعاده كند و اما در دو ركعت آخر جايز است كه بنا بر بيشتر بگذارد اگر شك در زياده نباشد و نماز احتياط بعد از سلام دادن نماز بجا آورد .

مسئله كيفيت نماز احتياط آنست كه هر قدر كه احتمال ميرود كه از نمازش كم شده باشد بعد از سلام بجا آورد پس اگر احتمال يك ركعت كمي ميدهد يك ركعت ايستاده بجا مي‌آورد يا دو ركعت نشسته و اگر احتمال دو ركعت كمي ميدهد دو ركعت ايستاده بجا مي‌آورد و وضع نماز احتياط مثل ساير نمازها است .

مسئله اگر در نماز احتياط سهوي كند معتبر نيست بنا بر آن ميگذارد كه تكليفي بر او زياده نشود .

مسئله اگر كسي شك كند ميان چهار و پنج سلام ميدهد و دو سجده سهو بجا مي‌آورد و اگر ميان سه و پنج شك كند بنا بر يقين ميگذارد و تمام ميكند پس دو سجده سهو مي‌كند يا بنا بر چهار مي‌گذارد و تمام ميكند و دو ركعت نشسته بجا مي‌آورد .

مسئله اگر كسي شك كند و گمان كمتر كند عمل بآن ميكند و احتياط بر آن نيست و اگر گمان زياده كرد عمل بآن ميكند و دو سجده سهو ميكند .

مسئله كسي كه نداند چند ركعت كرده و مظنه او بهيچ طرف نرود نماز را اعاده ميكند .

[ص 161] مسئله كسي كه شك در سه چيز كند او كثير السهو است و همچنين كسي كه عرفا بسيار شك كند پس اينها اعتنا بشك خود نميكنند و بنا بر آن ميگذارند كه تكليفي بر ايشان زياد نشود .

مسئله امام اعتنا بشك خود نميكند با حفظ مأموم و همچنين مأموم هم اعتنا بشك خود نميكند با حفظ امام .

مسئله بعد از فارغ شدن از نماز اعتباري در شك نيست .

مسئله شك در نافله اعتباري ندارد و جايز است بنا بر كمتر گذاردن .

مطلب دويم - در شك در كارهاي ديگر است در نماز و در آن چند مسئله است :

مسئله هر گاه شك كني در كاري از كارهاي نماز اگر از موضع آن هنوز نگذشته باشد آن كار را بجا مي‌آورد و اگر گذشته است و داخل كاري ديگر شده است آنگاه شك كرده اعتباري ندارد و همچنين هر شك كه بعد از فارغ شدن از نماز كني .

مسئله كسي كه گمان كند كه كاري را كرده است بنا بر كردن آن كار مي‌گذارد و دو سجده سهو ميكند .

مسئله كسي كه بسيار شك ميكند اعتنا بشك خود نميكند .

مقصد سيوم - در احكام سهو است و در آن دو مطلب است :

مطلب اول - در سهو در اجزاي نماز است و در آن چند مسئله است :

مسئله كسي كه فراموش كند اذان و اقامه را تا آنكه تكبير گويد اعتنا نميكند و بنيّة وجوب اعاده ندارد بلي مستحب است براي آن اعاده هر گاه اذان و اقامه را فراموش كرده و در اثناي نماز يادش آيد بخصوص [ص 162] هر گاه پيش از ركوع بيادش آيد و بخصوص اگر پيش از قرائت بيادش آيد و هر زمان كه اعاده كند با اذان و اقامه اعاده ميكند .

مسئله كسي كه سهو كند در اذان و كلمه را از محل خود پس‌تر گويد يا پيشتر گويد برميگردد و از آنجا كه غلط گفته است درست ميگويد و تا آخر ميرود و اگر بيادش آيد در اثناي اقامه كه در اذان خطائي كرده چيزي بر آن نيست و روايتي شده است كه برميگردد بهمان حرف كه خطا كرده است و درست ميگويد و مابعد آنرا ميخواند و همچنين اگر كسي فراموش كرد حرفي از اقامه را از همانجا اعاده ميكند و تا آخر را ميگويد .

مسئله كسي كه فاصله ميان اذان و اقامه را فراموش كرد چيزي بر آن نيست و لكن عمدا نكند .

مسئله كسي كه تكبيرة الاحرام را فراموش كرد نمازش باطل است .

مسئله كسي كه عمدا قرائت را ترك كرد نمازش باطل است و اگر فراموش كرد و هنوز بركوع نرفته بيادش آمد قرائت ميكند و اگر بعد از ركوع بيادش آيد چيزي بر آن نيست حتي آنكه اگر فاتحه را در كل نماز فراموش كند نمازش صحيح است و لكن همان قرائت را بعد از نماز قضا ميكند خواه از يك ركعت باشد خواه از دو ركعت .

مسئله كسي كه جهر و اخفات را سهو كند يا از روي جهالت مخالفت كند چيزي بر او نيست و اگر عمدا مخالفت كند نماز را اعاده كند .

مسئله كسي كه ركوع را سهوا ترك كند و بيادش آيد بعد از آنكه دو [ص 163] سجده كند احتياط در اعاده نماز است .

مسئله كسي كه ذكر ركوع و سجود را عمدا ترك كند نمازش باطل ميشود و كسي كه فراموش كند آنرا و پيش از آنكه سر بردارد بيادش آيد آنرا بجا مي‌آورد و اگر بعد از سر برداشتن بيادش آيد نمازش صحيح است و بعد از نماز آن ذكر را قضا ميكند .

مسئله هر كس دو سجده را عمدا ترك كند نمازش باطل ميشود و اگر فراموش كند و پيش از ركوع بيادش آيد دو سجده را بجا مي‌آورد و اگر بعد از ركوع بيادش آيد نماز را اعاده ميكند .

مسئله كسي كه در نماز واجبي يك ركعت تمام زياد كند نماز را اعاده ميكند .

مسئله كسي كه در ركعتهاي نافله زياد كند اعتنا بر زيادش نميكند و مي‌نشيند و تشهد و سلام ميگويد .

مسئله كسي كه يك سجده را فراموش كند و پيش از ركوع بيادش آيد آنرا بجا مي‌آورد و اگر بعد از ركوع بيادش آيد نمازش صحيح است و آن يك سجده را بعد از سلام قضا ميكند و اگر بعد از سلام نماز بيادش آيد همان وقت كه بيادش آمد آن يك سجده را قضا ميكند .

مسئله كسي كه تشهد اول را فراموش كند و پيش از ركوع بيادش آيد مي‌نشيند و تشهد را ميخواند و اگر بعد از ركوع بيادش آيد نمازش صحيح است و بعد از سلام آنرا قضا ميكند و اگر تشهد دويم را فراموش كند و پيش از تمام شدن نماز بيادش آيد آنرا بجا مي‌آورد و اگر بعد از تمام شدن بيادش آيد آنرا قضا ميكند .

[ص 164] مسئله كسي كه در نماز وتر تشهد را فراموش كند تا آنكه داخل ركعت سيوم شود و ركوع كند جايز است كه برگردد و تشهد بخواند و چنين عمل در واجبي شايسته نيست .

مسئله كسي كه سهوا سلام دهد بي جا و بيادش آيد پيش از آنكه چيزي كه منافي نماز بوده باشد از او سرزند اگر چه سهوا باشد يا بعد از آن مادامي كه باطل‌كننده نماز نباشد برميخيزد و نماز را تمام ميكند .

مسئله كسي كه چيزي از نماز را ترك كند سهوا و بعد از آنكه محلش گذشته بيادش آيد قضا ميكند همان چيز را بعينه بعد از نماز .

مطلب دويم - در احكام دو سجده سهو است و در آن چند مسئله است :

مسئله واجب از دو سجده سهو همان دو سجده سهو است به تنهائي و در آنها تكبيري و تسبيحي و ذكري و تشهدي و سلامي بطور وجوب نيست و احتياط در آن است كه ذكري را كه روايت شده است ترك نكنند .

مسئله مستحب است از براي امام كه هر گاه دو سجده سهو كند اينكه تكبير گويد پيش از سجود و بعد از سجود .

مسئله احتياط در آن است كه در دو سجده سهو بگويد بسم الله و بالله اللهم صل علي محمد و آل‌محمد يا بگويد بسم الله و بالله السلام عليك ايها النبي و رحمة الله و بركاته .

مسئله محل دو سجده بعد از سلام نماز است يا پيش از آن و اگر فراموش كند دو سجده را هر وقت بيادش آيد بجا مي‌آورد .

مسئله در دو سجده سهو ديگر سهوي نيست پس اگر شك كند كه يك [ص 165] سجده كرده‌ام يا دو سجده اعتنا نميكند و بنا را بر دو سجده ميگذارد .

مسئله روايت شده است كه سجده سهو واجب است بر كسي كه نداند كه در نماز خود زياد كرده است يا كم و اما كسي كه سهو كند و سهو خود را بداند و تمام كند آنرا يا قضا كند بر او سجده سهوي نيست و طريق نجات آن است كه دو سجده سهو بجا آورد اگر از روي فراموشي در نماز سخن گويد و اگر شك كند ميان سه و چهار و ظنش بر چهار رود و اگر شك كند ميان دو و چهار و بنا را بر كمتر گذارده باشد و اگر سهوا تشهد را ترك كند و بعد از گذشتن محل بيادش آيد و اگر يك سجده را ترك كند و بعد از گذشتن محل بيادش آيد و هر گاه در محل قيام بنشيند يا در محل نشستن برخيزد يا در محل قرائت تسبيح كند يا در محل تسبيح قرائت كند و هر گاه نداند كه در نماز خود چيزي زياد كرده يا كم كرده و در شك ميان چهار و پنج .

مسئله مستحب است دو سجده سهو از براي هر زياده و كمي كه در نماز واقع شود .

مسئله سهو امام با حفظ مأموم اعتبار ندارد و سهو مأموم با حفظ امام اعتبار ندارد و سهو در نافله اعتبار ندارد و سهو در نماز احتياط اعتبار ندارد و سهو در دو سجده سهو اعتبار ندارد .

مسئله اگر مأموم پشت سر امام سهو كند و تكبير و تسبيح و تشهد و قرائت هيچيك را بجا نياورد از اول نماز تا بآخر نماز سهوش اعتبار ندارد و چيزي بر او نيست مگر تكبيرة الاحرام كه اگر او را سهوا نگفته [ص 166] داخل نماز نشده .

مسئله كسي كه نماز وتر را كرد بعد بيادش آمد كه دو ركعت از نماز شب را نكرده آن دو ركعت را ميكند و وتر را اعاده مي‌نمايد .

مسئله كسي كه ميترسد كه در نماز شك كند نماز را تخفيف ميدهد .

مسئله روايت شده است كه هر گاه كسي نماز ظهر را كرد و داخل نماز عصر شد و بعد از آنكه دو ركعت بجا آورد در اين اثنا يقين كرد كه نماز ظهر را دو ركعت كرده هر گاه ميان دو نماز باطل‌كننده نماز از او سرنزده همين دو ركعت آخر عصر را دو ركعت آخر ظهر قرار ميدهد و نماز را تمام ميكند بعد از آن نماز عصر را تمام ميكند .

باب پنجم - در نماز مسافر و خائف است و در آن سه مطلب است :

مطلب اول - در بيان شروط قصر نماز است و آنچه متعلق بآن است و در آن چند مسئله است :

مسئله واجب است قصر نماز در سفر چنانچه واجب است تمام در حضر .

مسئله كسي كه در سفر نماز خود را تمام كند از روي ناداني چيزي بر آن نيست .

مسئله واجب است قصر در هشت فرسخ و آن سير يك روز قطار است نه حيوان تندرو .

مسئله مسافتي كه در آن واجب است قصر هشت فرسخ است خواه در رفتن تنها باشد يا رفتن و برگشتن باين معني كه چهار فرسخ برود و چهار فرسخ برگردد و خواه در همان روز برگردد يا غير آن روز مادام [ص 167] كه سفر خود را قطع نكرده باشد .

مسئله مسافر هر گاه در جائي قصد ده روز كند كه بماند سفر او منقطع ميشود و واجب است بر او تمام مثل كسي كه در حضر است و همچنين اگر كسي در جائي بماند و قصد ده روز نداشته باشد و هميشه متردد باشد و باين احوال يك ماه در آنجا بماند يا سي روز بعد از آن نماز را تمام ميكند اگر چه قصد اقامه ده روز نداشته باشد اگر چه يك نماز ديگر در آن مكان باشد .

مسئله كسي كه در اثناء سفر بوطن رسد سفر او منقطع ميشود و نماز خود را تمام ميكند و مراد از وطن هر منزلي است كه شخص آن منزل را وطن خود قرار داده باشد و در آنجا بناي وطن داشته باشد يا آنكه بحسب ظاهر بگويند آنجا وطن اوست .

مسئله كسي كه برسد بده خود يا زمين خود و در آنجا منزلي كه وطن او باشد نداشته باشد در خصوص او دو روايت وارد شده روايت قصر و روايت تمام و مختار است در عمل كردن بهر يك از آنها پس ميتوان نماز را قصر كرد و ميتوان روزه را افطار كند يا آنكه نماز را تمام كند و روزه بدارد اگر چه در آن ده بيش از يك نخله نداشته باشد .

مسئله هر گاه سفر معصيت باشد و حرام باشد نماز را تمام ميكند در آن سفر و روزه را ميگيرد و همچنين سفري كه بصيد ميروند پس در سفر صيد هم نماز را تمام ميكند و روزه ميگيرد مگر آنكه صيد او بجهت قوت او و عيال او باشد پس در اين وقت قصر ميكند و افطار مي‌نمايد .

[ص 168] مسئله كسي كه مشايعت كند برادر خود را بقصد هشت فرسخ و يا زياده قصر ميكند و افطار مي‌نمايد و مشايعت كردن او بهتر است از آنكه بماند و روزه بگيرد و نماز خود را تمام كند و حق برادر را ترك كند .

مسئله واجب است تمام كردن نماز بر مكاري و شتردار و ملاح و قاصد و شبان و تاجري كه دايم در حركت است و چادرنشينان بيابان و همچنين هر كس كه سفر كسب او باشد .

مسئله مكاري هر گاه ده روز يا بيشتر در منزل خود يا در غير منزل خود بقصد يا بغير قصد اقامه كند در سفر اول نماز را قصر ميكند و در سفرهاي ديگر تمام ميكند و همچنين هر گاه مكاري و جمال تندتر از سير متعارفي بروند قصر ميكند و روايتي شده است كه ميان دو منزل قصر ميكند و در منزل تمام ميكند .

مسئله هر گاه بيرون رود مسافر از منزل خود نماز را قصر ميكند تا آنكه برگردد بمنزل خود و حد ترخص يعني آن مكاني كه از آنجا به بعد نماز را قصر ميكند پنهان شدن اوست از خانه و اهل او .

مسئله فرقي نيست در سفر ميان دريا و بيابان پس ملاحظه هشت فرسخ را ميكند خواه در دريا باشد يا در بيابان .

مسئله فرقي نيست ميان كسي كه او را باكراه سفر برند يا باختيار خود رود و همينكه قصد هشت فرسخ دارند نماز را قصر ميكنند مگر آنكه كسي باشد كه علي الاتصال بفكر گريختن باشد و قصد هشت فرسخ [ص 169] نداشته باشد پس او نماز را تمام ميكند .

مطلب دويم - در احكام است و در آن چند مسئله است :

مسئله واجب است قصر بر كسي كه دانسته باشد واجب بودن قصر در سفر را و بياد او باشد و اما جاهل بمسئله و كسي كه فراموش كرده است چيزي بر ايشان نيست .

مسئله هر گاه تمام كرد جاهل بمسئله در سفر يا قصر كرد در حال اقامه از روي ناداني چيزي بر آن نيست .

مسئله هر گاه كسي فراموش كند و نماز را در سفر تمام كند چون يادش آيد اگر وقت باقيست نماز را اعاده كند و اگر وقت گذشته است اعاده ندارد .

مسئله كسي كه از روي ناداني در سفر نماز مغرب را قصر كند بر او قضا و اعاده‌ئي نيست .

مسئله هر نمازي كه قصر ميشود نافله ندارد و هر نمازي كه تمام است نافله دارد و نافلِهاي شب در سفر قصر نميشود .

مسئله دو ركعت نمازي كه بعد از نماز خفتن بجا مي‌آورند نشسته در سفر ساقط نميشود .

مسئله كسي كه عزم كرد بر ده روز ماندن و بعد از عزم سفري پيش آمد پس اگر عزم بر سفر بعد از آن باشد كه نماز كرده اگر چه يك نماز باشد با قصد اقامه تا در آن محل است نماز را تمام ميكند و اگر هنوز نماز نكرده عزم بر سفر كرد نماز را قصر ميكند مادام كه قصد اقامه تازه نكرده باشد و كسي كه نيت اقامه كند در اثناي نماز نماز را تمام [ص 170] ميكند و اگر در اثناي نماز عدول از قصد اقامه كرد پس اگر پيش از ركعت سيوم برگشته نماز را قصر ميكند و اگر داخل ركعت سيوم شده نماز را تمام ميكند و احتياطا نماز را اعاده ميكند بطور قصر .

مسئله واجب نيست كه منزلي كه وطن قرار داده‌ئي ملك باشد بلكه مطلق منزل كه حلال باشد كافيست .

مسئله كسي كه سفر كند و در اثناي سفر برسد بده خود و مزرعه خود ميتواند در آنجا قصر كند و ميتواند تمام كند و اما در غير آن مزرعه نماز را قصر ميكند .

مسئله كسي كه بقصد ملاقات پادشاه جابري سفر كند و نيت او حق نباشد نماز را تمام ميكند .

مسئله مسافر مختار است در حرم خدا و حرم رسول و حرم اميرالمؤمنين و حرم حسين صلوات الله عليهم كه نماز را تمام كند يا قصر نمايد و تمام افضل است و مستحب است نماز بسيار كردن در آن حرمها و حرم خدا و رسول چهار فرسخ در چهار فرسخ است و حرم اميرالمؤمنين كوفه و آنچه متعلق بآن است در حوالي كوفه و حرم حسين صلوات الله عليهم پنج فرسخ در پنج فرسخ است از چهار جانب قبر و احتياط در غير مسجد كوفه و در غير حائر معروف قصر است .

مسئله مستحب است از براي مسافر نماز سنتي در نزد قبر حسين عليه السلام و در مكه و مدينه و در مشاهد پيغمبر صلي الله عليه و آله و در مسجد كوفه .

[ص 171] مسئله كسي كه داخل شد بر او وقت در حضر و نماز نكرد تا آنكه سفر رفت نماز را در سفر قصر ميكند و كسي كه داخل شد بر او وقت در سفر و نماز نكرد تا داخل شد بر اهل خود نماز را تمام ميكند .

مسئله مستحب مؤكد است كه بعد از هر نماز قصر سي دفعه بگويد سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر .

مسئله كسي كه قصد مسافت هشت فرسخ نداشته باشد و سير كند بقدر مسافت خورده خورده نماز را تمام ميكند و اما در برگشتن اگر قصد هشت فرسخ دارد نماز را قصر ميكند .

مسئله كسي كه قصد هشت فرسخ كرد و چون چهار فرسخ رفت از قصد خود برگشت پس در برگشتن نماز خود را قصر ميكند و اگر پيش از آنكه بچهار فرسخ رسد از قصد خود برگشت نماز را در برگشتن تمام ميكند و مستحب است در اين صورت كه آنچه نماز قصر كرده است در وقت رفتن اعاده كند .

مطلب سيّم - در نماز خوف است و در آن چند مسئله است :

مسئله واجب است قصر بر كسي كه ميترسد خواه در سفر باشد خواه در حضر .

مسئله مستحب است نماز جماعت از براي خائفين بطوري كه وارد شده است و آن باينطور است كه مي‌ايستد امام و مي‌آيند طايفه از اصحاب او و در پشت سر او مي‌ايستند و طايفه ديگر در مقابل دشمن پس نماز ميكند امام با جماعت يك ركعت بعد از آن برمي‌خيزد و امام ايستاده صبر [ص 172] ميكند و مأموم يك ركعت ديگر خود را ميكند تنها و سلام ميدهند و ميروند در مقابل دشمن مي‌ايستند و آن طايفه ديگر مي‌آيند در پشت سر امام و امام ركعت دويم خود را با ايشان ميكند پس امام مي‌نشيند و آن جماعت ركعت آخري خود را ميكند پس امام سلام ميدهد نماز را و در مغرب ميتواند كه يك ركعت يا دو ركعت از براي طايفه اولي كند و باقي را از براي طايفه دويمي .

مسئله كسي كه بترسد از دزدي يا درنده‌ئي يا دشمني واجب است بر او كه نماز كند بطوري كه ممكن است اگر چه باشاره باشد يا بر حيوان سواري باشد اگر چه رو بغير قبله باشد و اگر چه با تيمم باشد از نمد زين حيوان يا يال آن و نماز نكند مگر در آخر وقت و اگر ممكنش باشد تكبير اول را رو بقبله بگويد بعد بهر سمت مظنه نجات دارد برود .

مسئله كفايت ميكند در اثناي جنگ از هر ركعتي يك تكبير اگر نماز باشاره ممكن نباشد و اگر ممكن باشد تكبير ميگويد و باشاره نماز را بجا مي‌آورد بهر سمت كه باشد .

مسئله اسيري كه او را بسته باشند واجب است كه نماز كند بحسب امكان اگر چه باشاره باشد .

مسئله كسي كه بگل فرو رفته باشد يا مشرف بغرق باشد نماز ميكند بحسب امكان و هر قدر از واجبات را ميتوانند بجا مي‌آورند و هر قدر كه نميتوانند معذورند .

[ص 173] مسئله كسي كه مقابل دشمن ايستاده است نماز ميكند بالاي حيوان و اگر بتواند تكبير اول را رو بقبله گويد و هر قدر از واجبات را بتواند بجا آورد .

مسئله خائف مختار است كه نماز را بر حيوان خود كند و حمد و سوره بخواند يا بر زمين كند و همان حمد تنها را بخواند و اولي بهتر است .

و چون شرط وجوب نماز جمعه و عيدين وجود امام است در اين رساله ذكر آن دو و شرايط آنها را نكرديم و اگر كسي خواسته باشد رجوع برساله جامع نمايد .

باب ششم - در نماز آيات است و در آن دو مطلب است :

مطلب اول - در وجوب و كيفيت آن است و در آن چند مسئله است :

مسئله نماز آيات واجب است از براي گرفتن آفتاب و ماه و زلزله و بادهاي سخت و ظلمت و جميع ترسهاي آسماني و مرد و زن در نماز آيات مساويند .

مسئله اين نماز ده ركعت است و چهار سجده .

مسئله قنوت ميخواند در هر ركعت جفتي .

مسئله قرائت در آن نماز بر دو قسم است يا آنكه در هر ركعتي حمد را ميخواند با يك سوره تمامي يا آنكه در ركعت اول حمد را ميخواند و سوره را در پنج ركعت تقسيم ميكند در هر ركعتي قسمتي را ميخواند و همچنين در پنج ركعت دويم در آن هم بهر قسم ميتوان قرائت كرد .

[ص 174] مسئله هر دفعه كه سر از ركوع برميدارد الله اكبر ميگويد مگر در ركعت پنجم و دهم كه چون سر بردارد سمع الله گويد .

مسئله مستحب است طول دادن نماز و خواندن سورِهائي كه مثل يس و نور و كهف و حجر و انبيا و اشباه آنها باشد و ركوع و سجود او نيز مثل قرائت او باشد .

مسئله مستحب است طول دادن قنوت بقدر قرائت و ركوع .

مسئله مستحب است طول دادن در نماز گرفتن آفتاب بيشتر از ساير آيات .

مسئله مستحب است بلند خواندن قرائت اين نمازها .

مسئله مستحب است كه نماز او در زير سقف نباشد .

مسئله مستحب است بجا آوردن نماز در مسجد .

مسئله مستحب است جماعت در اين نماز بخصوص اگر كل قرص بسوزد .

مختصري در بيان آداب اين نماز از اول تا آخر :

پس چون آيتي ظاهر شود رو بنماز كند و تكبيرة الاحرام گويد و قرائت حمد نمايد و سوره بخواند پس تكبير گويد و ركوع اول را بجا آورد پس سر بردارد و تكبير گويد و حمد و سوره خواند و تكبير گويد و قنوت خواند پس تكبير گويد و ركعت دويم بجا آورد پس سر بردارد و قرائت حمد و سوره نمايد و ركوع سيوم را بجا آورد پس سر بردارد و تكبير گويد و قرائت كند و تكبير گويد و قنوت خواند و ركوع چهارم را بجا آورد پس سر بردارد و قرائت حمد و سوره نمايد و تكبير گويد و ركوع پنجم را بجا آورد پس سر بردارد سمع الله گويد و بسجده رود [ص 175] و دو سجده را بجا آورد پس برخيزد و قرائت نمايد پس تكبير گويد و قنوت خواند پس تكبير گويد و ركوع اول را بجا آورد پس سر بردارد و تكبير گويد و قرائت نمايد پس تكبير گويد و بركوع دويم رود و سر بردارد و تكبير گويد و قرائت نمايد و قنوت بخواند و تكبير گويد و بركوع سيوم رود پس سر بردارد و تكبير گويد و قرائت كند و تكبير گويد و بركوع چهارم رود پس سر بردارد و تكبير گويد و قرائت نمايد و تكبير گويد و قنوت خواند و تكبير گويد و بركوع پنجم رود پس سر بردارد و سمع الله گويد و بسجود رود و دو سجده را بجا آورد و تشهد و سلام گويد و اگر خواهد در ركعت اول حمد خواند و در پنج ركعت اول يك سوره را تفريق كند و در اين صورت حمد را اعاده نبايد كرد و همچنين در پنج ركعت آخر اگر خواهد در اولش يك سوره حمد بخواند و يك سوره را در پنج ركعت تفريق نمايد و در اين نماز پنج قنوت است دو در پنج ركعت اول و سه در پنج ركعت آخر .

مطلب دويم - در احكام است و در آن چند مسئله است :

مسئله نماز آيات را در همان ساعت كه آيت ظاهر ميشود بايد بجا آورد .

مسئله اگر آيت در وقتي ظاهر شود كه بترسد كه اگر مشغول آن شود نماز يوميه فوت شود اول نماز يوميه را بجا آورد بعد نماز آيات را و اگر داخل نماز آيات شده بود و در اثناء نماز ملتفت شد كه اگر نماز آيات را تمام كند فريضه‌اش فوت ميشود نماز آيات را قطع ميكند و [ص 176] نماز فريضه را بجا مي‌آورد و چون نماز فريضه‌اش تمام شود عود بنماز آيات كند و از همانجا كه قطع كرده بود ميگيرد و نماز را تمام مي‌نمايد .

مسئله اگر مزاحم شود نماز آيات و نافله ، نماز آيات را مقدم دارد .

مسئله اگر آفتاب يا ماه بگيرد و شخص خبر نشود پس اگر همه قرص گرفته بود نماز را قضا ميكند و الا نميكند و هر گاه مطلع شد بكسوف و فراموش كرد نماز را يا كوتاهي كرد در نمازش بر او است نماز خواه تمام قرص گرفته باشد يا بعض آن .

مسئله اگر ماه بگيرد و شخص خواب باشد و چون بيدار شود كسالت كند از نماز مستحب است كه فردا غسل كند و نماز را از روي وجوب قضا كند .

مسئله اگر آفتاب و ماه بگيرد و تو سوار باشي و نتواني كه پياده شوي بر مركب نماز كن .

مسئله مستحب است كه اگر پيش از باز شدن قرص نماز شخص تمام شود نماز را اعاده كند و جايز است كه بنشيند و دعا كند تا قرص باز شود .

مسئله اگر قرص باز شود پيش از آنكه نماز تو تمام شود نماز خود را تمام كن .

مسئله اگر زلزله بسيار شود مستحب است كه روز چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را مردم روزه گيرند و روز جمعه غسل كنند و جامِهاي نظيف بپوشند و بيرون بروند بجهت نماز و دعائي كه وارد شده در سجده بعد از نماز زلزله بخواند .

[ص 177] مسئله جايز نيست فحش دادن بباد و كوهها و ساعتها و روزها و شبها و دنيا .

باب هفتم - در نماز جماعت است و در آن چهار مقصد است :

مقصد اول - در فضل جماعت و جاهائي كه مستحب است يا واجب است و در آن چند مسئله است :

مسئله ثواب جماعت بسيار است و نماز در جماعت افضل است از نماز بتنهائي بيست و چهار درجه و كسي كه بسوي جماعت رود از براي اوست بهر گامي هفتادهزار حسنه و بلند ميكند خدا از براي او هفتادهزار درجه و اگر بميرد بر اين حال موكل ميكند خدا باو هفتادهزار ملك كه عيادت كنند او را در قبرش و بشارت دهند او را و انيس او شوند در تنهائي و استغفار كنند از براي او تا روز قيامت .

مسئله كسي كه ترك جماعت كند از روي بي‌ميلي و عذري نداشته باشد نماز او مقبول نيست .

مسئله كسي كه همسايه مسجد باشد و بنماز حاضر نشود نمازش مقبول نيست مگر آنكه بيمار باشد يا شغل لازمي داشته باشد يا عذري .

مسئله كسي كه نماز در خانه كند از روي بي‌ميلي بجماعت مسلمانان غيبت ندارد و هر كس كه بي‌ميل باشد بجماعت مسلمانان واجب است بر مسلمانان غيبت او و ساقط ميشود در ميان مسلمانان عدالت او و واجب ميشود دوري از او و اگر بامام مسلمانان حال آنرا عرض كنند امام آنرا ميترساند و منع ميكند اگر حاضر شد بجماعت معاف است [ص 178] و الا خانه او را بر روي او خواهد سوخت .

مسئله مستحب است كه كور هم حاضر شود جماعت مسلمانان را اگر چه ناچار باشد از آنكه از خانه خود تا مسجد ريسماني به‌كشد و دست بآن گرفته بمسجد آيد .

مسئله كسي كه پنج نماز را در جماعت كند بايد باو گمان خير كرد .

مسئله مستحب است اختيار جماعت اگر چه بايد كه امام قدري نماز را از اول وقت بتأخير بيندازد .

مسئله نماز سنتي در جماعت بدعت است مگر در چند جاي بخصوص .

مسئله واجب است جماعت در نماز جمعه و در نماز عيدين نه در غير آنها .

مسئله مستحب است حاضر شدن جماعت مخالفين استحباب مؤكدي و هر كس در صف اول پشت سر ايشان نماز كند مثل كسي است كه پشت سر پيغمبر صلي الله عليه و آله در صف اول نماز كرده باشد و لكن اقتدا نميكند بايشان .

مسئله مستحب است كه نماز را در خانه خود كند بعد بمسجد مخالفين حاضر شود و با ايشان از روي تقيه نماز كند يا آنكه اول با ايشان نماز كند بعد از جهت خودش نماز كند .

مسئله جايز نيست نماز با مخالفين بي وضو و تكبير نميگويد با ايشان و لكن خود را چنين مي‌نمايد كه گويا تكبير گفت با ايشان .

مسئله كسي كه مبتلا شد كه با ايشان نماز كند و نتواند كه بتنهائي از [ص 179] براي خود نماز كند با ايشان نماز ميكند و لكن اقتدا نميكند و در پيش خود اذان و اقامه ميگويد و تكبير ميگويد و اگر از ترس چنان آهسته گويد كه خودش هم نشنود كافي است و اگر امامشان قرائت را تندتر كرد و قرائت تو تمام نشده باشد كفايت ميكند تو را حمد و سوره را ترك كن و ركوع برو و اگر هنوز حمد را تمام نكردهٔ و او بركوع رفت قرائت را ترك كن و بركوع برو با او و اگر تو پيش از او فارغ شدي از قرائت تسبيح و تهليل كن تا او هم قرائت را تمام كند و سكوت مكن بجهت شنيدن قرائت او اگر قرائت را بلند بخواند بلكه تو از براي خود بخوان خواه بشنوي قرائت او را خواه نشنوي و اگر رسيدي در وقتيكه امامشان در ركوع است و نتواني كه اذان و اقامه گوئي و قرائت نمائي تكبير بگو و داخل شو با ايشان و اين از همه ركعات تو بهتر است .

مسئله كمتر اشخاصي كه جماعت ميتوانند كرد يك مرد و يك زن است و كودك در دست راست مرد مي‌ايستد و بيمار نشسته در دست راست نمازگذار جماعت است و مؤمن بتنهائي حجت است و نماز مؤمن بتنهائي ثواب جماعت دارد .

مقصد دويم - در احكام امام است و در آن چند مسئله است :

مسئله جايز نيست امامت كودك پيش از بلوغ و اگر امامت كرد نماز خودش صحيح است و لكن نماز قوم باطل است .

مسئله واجب است كه امام مرد باشد هر گاه مأمومين مرد باشند و جايز نيست امامت زنان از براي مردان و جايز است امامت مردان از براي زنان .

[ص 180] مسئله مكروه است امامت زنان از براي زنان كراهت شديدي در نماز واجبي و اگر امامت كرد در وسط صف مي‌ايستد و باقي زنان از راست و چپ او مي‌ايستند خواه در نماز ميت باشد يا غير آن و جايز است امامت زنان در نافله بي كراهت و زن ميتواند نماز سنتي را بشوهر خود اقتدا كند .

مسئله شرط است در امام كه مؤمن باشد و دوست ائمه طاهرين صلوات الله عليهم و شيعيان ايشان باشد و تابع باشد مر ايشان را در عقايد و اگر بيني كه در اصول اعتقادات مواليان اختلاف دارند پس نماز مكن مگر با كسي كه بدين او خاطرجمع باشي و نماز با ناصب صحيح نيست و اگر بجهت تقيه با او نماز كردي پيش خود قرائت بكن و صحيح نيست نماز با مخالفين و واقفيان و غاليان در ائمه و پيغمبر صلوات الله عليهم و با كسي كه نميشناسي او را و با كسي كه تو او را كافر ميداني و يا او تو را كافر ميداند و كسي كه اعتقاد بتقدير خدا ندارد و يا كسي كه خدا را جسم ميداند يا اعتقاد بجبر دارد يا منكر فضايل آل‌محمد است عليهم السلام يا آنكه اصول اعتقادش مخالف كتاب و سنت است و بطريقه يهود و نصارا و مجوس و سنيان و ساير مخالفان رفته است .

مسئله امام بايد عادل باشد پس صحيح نيست نماز با فاجر و كسي كه فسق علانيه ميكند و مرتكب گناهان ميشود يا عاق است يا مسكر ميخورد اگر چه موالي اهل بيت باشد و عدالت آن است كه شخص معروف باشد [ص 181] بپوشيدن عيب خود و عفت و بازداشتن اعضاي خود از حرام و معروف باشد باينكه گناهان كبيره را كه خدا وعده آتش بر آنها كرده است نميكند و نمازهاي پنجگانه را محافظت كند و بجماعت مسلمانان حاضر شود و تخلف از جماعت ايشان نكند مگر بجهت عذري و بطوري باشد كه اگر احوال او را از قبيله او يا اهل محله او بپرسند بگويند ما بدي از آن نديديم و بطوري باشد كه اگر با مردم معامله كند ظلم نكند ايشان را و اگر سخن گويد با ايشان دروغ نگويد و اگر وعده‌ئي كند خلف نكند هر گاه در كسي اين صفتها را ديدي او را عادل بدان و جايز است شهادت او و نماز با او .

مسئله جايز نيست نماز با ولد الزنا و ديوانه و مرتد و كسي كه او را ختنه نكرده‌اند بدون عذر .

مسئله مكروه است نماز با كسي كه جذام دارد يا پيس باشد يا اعرابي باشد و مأموم مهاجر باشد و مكروه است اقتدا بكسي كه او را حد زده‌اند بعد از توبه .

مسئله شايسته نيست كه كسي كه خود را ميداند كه ولد الزنا است يا اعرابي است يا حد خورده است يا ختنه نشده است يا خوره دارد يا پيس است كه امامت كند .

مسئله باكي نيست كه كور امامت كند هر گاه قرائتش و فقاهتش و فضيلتش بيشتر باشد و كسي او را رو بقبله بدارد .

مسئله باكي نيست كه بنده امامت كند هر گاه فقيه‌تر از قوم باشد و اعلم [ص 182] از آنها باشد و قوم او را به‌پسندند .

مسئله مكروه است امامت كسي كه او را بسته باشند از براي مأمومي كه نه‌بسته باشند و كسي كه فالج است از براي صحيح .

مسئله مكروه است امامت كسي كه با تيمم نماز ميكند از براي كسي كه با وضو نماز ميكند .

مسئله مكروه است امامت كسي كه قوم او را نمي‌پسندند و اذن باو ندادند .

مسئله مكروه است تقدم بر صاحب منزل در منزلش و سلطان در سلطنتش هر گاه شروط امامت داشته باشد .

مسئله شايسته نيست امامت نشسته از براي ايستاده‌گان و باكي نيست بامامت ايستاده از براي نشسته‌گان .

مسئله مكروه است امامت مسافر از براي حضريان و برعكس .

مسئله شايسته نيست كه كسي كه علمش از مأموم كمتر است مقدم شود و همچنين كسي كه معرفتش كمتر است .

مسئله اگر مسافر اقتدا بحضري بكند پس اگر بخواهد دو ركعت اول را ظهر قرار ميدهد و دو ركعت آخر را عصر يا آنكه در نماز ظهر امام دو ركعت اول را نماز ظهر خود قرار ميدهد و دو ركعت آخر را بنيت نافله بجا مي‌آورد و در عصر او دو ركعت اول را بنيت نافله بجا مي‌آورد و دو ركعت آخر را بنيت عصر و چون مسافر بحاضر اقتدا كند و در ركعت دويم سلام دهد مستحب است كه از نماز منصرف نشود تا امام سلام دهد .

[ص 183] مقصد سيوم - در احكام مأمومين است و در آن چند مسئله است :

مسئله هر گاه مأموم يكي باشد در طرف راست امام مي‌ايستد خواه مرد باشد يا كودك باشد صحيح باشد يا مريض و اگر مريض نتواند بايستد مي‌نشيند در طرف راست امام و اگر بيش از يكي باشند مي‌ايستند پشت سر امام يا مي‌نشينند اگر مريض باشند .

مسئله اگر مأموم زن باشد خواه يكي باشد يا زياده در پشت سر امام مي‌ايستد لكن اگر يكي باشد در جانب راست امام مي‌ايستد بطوري كه سجده برابر پاي امام بكند يا برابر زانوهاي امام .

مسئله اگر مأموم مردي باشد يا كودكي و يك زن يا بيشتر هم با ايشان باشد مرد يا كودك در طرف راست امام مي‌ايستد و زن پشت سر .

مسئله اگر مردان و زنان با هم باشند مردان پشت سر امام مي‌ايستند و زنان پشت سر مردان اگر چه آن مردان بنده باشند يا بحد بلوغ نرسيده باشند .

مسئله جايز است كه مردان صف كشند در پشت سر امام از طرف راست امام اگر چه در طرف چپ كسي نباشد .

مسئله اگر مردي از طرف چپ امام ايستد و امام نداند چون امام آگاه شود مستحب است كه او را بطرف راست خود برد .

مسئله باكي نيست كه مأمومين در ميان ستونها صف كشند .

مسئله جايز نيست كه ميان امام و مأموم حايلي يا ديواري باشد مگر آنكه جا تنگ باشد .

مسئله جايز است كه ميان زنان و امام حايل باشد اگر مكان امام پائينتر از [ص 184] مكان زنان باشد .

مسئله باكي نيست كه امام در طاق نماز كند اگر جا تنگ باشد .

مسئله اگر قومي نماز كنند با امام و ميان ايشان و ميان امام آنقدر فاصله باشد كه نتوان گام برداشت آن امام امام ايشان نيست و همچنين فاصله ميان دو صف نبايد بيش از آن باشد كه بتوان گام برداشت .

مسئله بايد صفوف تمام باشد متصل باشد بعضي از آنها ببعضي پس اگر صفوف متصل شد و در وقت نشستن جا تنگ شد بر ايشان جايز است كه بعضي از ايشان مقدم شوند يا مؤخر شوند يا اندكي منحرف شوند و اگر جا بسيار تنگ شود جايز است كه شخص بعقب برود در صف عقبي يا پيش رود اگر خللي در صف پيشي بيند .

مسئله مستحب است كه صفوف راست باشد و شانِهاي ايشان برابر باشد تا شيطان بر ايشان غالب نشود .

مسئله جايز نيست تنها ايستادن در پشت سر صف از جهت بي‌ميلي بصف اول مگر آنكه در صف اول جا نباشد پس مي‌ايستد پشت سر ايشان برابر امام .

مسئله مستحب است كه مكان امام و مأموم برابر باشد و اگر اين نشود مكان امام پائينتر باشد و جايز است كه مكان مأموم بالاتر از مكان امام باشد اگر چه بقدر بلندي بامي باشد و اگر زمين گشاده باشد و لكن سرازير جايز است در اين صورت كه مكان امام بلندتر باشد از مكان مأموم و اما اگر بلندي زمين از جهت ساختن باشد مانند تختگاهي يا دكّه [ص 185] جايز نيست كه امام در آنجا نماز كند و مأموم پائينتر مگر آنكه بلندي بقدر يك انگشت يا كمتر يا اندكي بيشتر باشد .

مسئله بهترين صفها صف اول است و در آنهم هر چه نزديكتر بامام است افضل است و طرف راست صف افضل است از چپ صف و ثواب نماز كردن در راست صف بيشتر است از نماز كردن در چپ صف بقدر بيشتري ثواب نماز جماعت از ثواب نماز تنهائي .

مسئله كساني كه پشت سر امام نماز ميكنند در صف اول بايد صاحبان عقل و علم باشند تا اگر امام چيزي را فراموش كند آنها بيادش آرند .

مسئله بهترين صفها در نماز جنازه صف آخر است و در باقي نمازها صف اول است .

مقصد چهارم - در احكام است و در آن چند مسئله است :

مسئله واجب است متابعت مأموم امام را در افعال .

مسئله اگر مأموم سر خود را پيش از امام از سجده بردارد بايد باز بسجده رود .

مسئله اگر سر خود را پيش از امام از ركوع بردارد بايد دومرتبه بركوع رود .

مسئله كسي كه پيش از امام بركوع رود سر بردارد و بهمراهي امام ركوع رود .

مسئله امام ضامن هيچ چيز از نماز مأمومين نيست مگر قرائت را .

مسئله اگر دو نفر نماز كنند با هم و هر يك بخيال آنكه آن ديگر اقتدا [ص 186] كرده نيت امامت كند نماز هر دو صحيح است و اگر هر يك بنيت اقتداي ديگري نماز كند نماز هر دو فاسد است .

مسئله هر گاه مؤذن قد قامت الصلوة گفت همه برميخيزند .

مسئله جايز نيست قرائت كردن در پشت سر امام عادلي اگر قرائت را بشنود يا آنكه نمازي باشد كه امام آهسته قرائت ميكند و اگر نمازي باشد كه امام بلند قرائت ميكند و مأموم بسيار دور باشد بحدي كه همهمه امام را نشنود مستحب است كه قرائت كند .

مسئله واجب است كه مأموم گوش دهد بقرائت امام اگر بشنود آنرا و مستحب است كه در دل خود تسبيح كند .

مسئله مستحب است كه تسبيح كند مأموم و دعا كند و حمد كند و صلوات بفرستد و استغفار كند در حال قرائت امام در نمازهائي كه قرائت آنها آهسته است .

مسئله امام قرائت ميكند در دو ركعت آخر و مأموم تسبيح ميكند يا امام تسبيح ميكند و مأموم قرائت مينمايد و احتياط ترك قرائت هر دو است با حمد در دو ركعت آخر اگر چه جايز است .

مسئله كسي كه قرائت ميكند پشت سر امام و فارغ ميشود قبل از امام پس تمجيد كند خدا را و ثنا گويد تا امام از قرائت فارغ شود يا آنكه يك آيه را باقي ميگذارد از سوره و تمجيد خدا ميكند تا آنكه امام از قرائت فارغ شود آنگاه اين يك آيه را ميخواند و ركوع ميكند .

مسئله جايز است اقتداي بكسي كه نماز واجبي ميكند خواه آن دو نماز [ص 187] متفق باشند يا مختلف و اگر چه يكي قضا باشد و ديگري ادا .

مسئله كسي كه نماز را فرادا كرد پس جماعتي منعقد شد مستحب است كه نماز خود را اعاده كند خواه در وقت باشد يا خارج وقت و همچنين اگر نماز خود را بجماعت كرد خواه باماميت و خواه بمأموميت پس جماعتي ديد مستحب است كه نماز را اعاده كند .

مسئله كسي كه داخل نماز شد به نيت فرادا پس جماعتي برپا شد نماز خود را در دو ركعت سلام ميدهد بنيت مستحب و نماز را با امام از سر ميگيرد .

مسئله كسي كه بجماعتي برسد و ايشان از نماز خود فارغ شده باشند مرخص است در ترك اذان و اقامه .

مسئله ممكن است اقتدا كردن در جميع حالات نماز لكن هر گاه امام را پيش از ركوع دريابد يا در ركوع آن ركعت از براي او حساب ميشود و اگر دريابد امام را بعد از سر برداشتن از ركوع آن ركعت از براي او حساب نميشود و متابعت ميكند امام را در سجده‌ها و اول نماز خود را بعد از ايستادن قرار ميدهد .

مسئله كسي كه دريافت امام را بعد از آنكه سر خود را از ركوع بلند كرد سجده ميكند با امام و تشهد ميخواند پس اگر امام برخواست او هم برميخيزد و آنرا اول نماز خود قرار ميدهد و اگر امام سلام داد او برميخيزد و نماز خود را بجا مي‌آورد و كسي كه دريافت امام را در حال سجده مختار است كه سجده كند با او يا آنكه بايستد تا آنكه امام سر از [ص 188] سجده بردارد پس اگر امام برخواست نماز خود را با او ميكند و اگر امام نشست بتشهد او هم مي‌نشيند و چون امام سلام داد برميخيزد و كسي كه دريافت امام را در حال تشهد او هم مي‌نشيند و تشهد ميخواند بعد اگر امام برخواست بهمراهي او برمي‌خيزد و نماز را بجا مي‌آورد و اگر امام سلام داد او به تنهائي برميخيزد و نماز خود را بجا مي‌آورد .

مسئله هر گاه كسي ميخواهد كه بامام ملحق شود در حال ركوع مستحب است كه امام ركوع خود را طول دهد بقدر دو ركوع .

مسئله مكروه است كه امام برخيزد از مكان خود پيش از آنكه مأمومين همه فارغ شوند از نماز خواه باول نماز رسيده باشند خواه نرسيده باشند .

مسئله مكروه است كه امام نافله كند بعد از سلام پيش از آنكه نماز مأمومين همه تمام شود .

مسئله امام سزاوار است كه بشنواند بمأمومين همه اذكار خود را و سزاوار نيست كه مأمومين بشنوانند بامام چيزي را .

مسئله مكروه است كه امام دعا بخود تنها بكند .

مسئله مستحب است كه امام نماز را بقدر قوه ضعيفتر مأمومين كند .

مسئله مكروه است كه داخل نماز شود كسي كه تكبير ركوع امام را درك نكرده باشد .

مسئله كسي كه بجماعت مي‌آيد و قوم در ركوعند و مي‌ترسد كه سر بردارند تا او بايشان برسد در همانجا كه هست ركوع ميكند و بهمان حال ركوع راه ميرود تا بايشان برسد .

[ص 189] مسئله كسي كه از او فوت شود ركعتي با امام دو ركعت اول نماز خود را قرائت ميكند اگر بدو ركعت آخر امام رسيده است و اگر بركعت دويم امام رسيده است يك ركعت را كه با او ميكند قرائت نميكند و لكن ركعت ديگر را قرائت ميكند .

مسئله كسي كه بركعت اول امام نرسيده باشد تشهد نماز خود را در محل خود ميخواند و بجهت متابعت امام با امام نيز تشهد ميخواند و مستحب است كه در تشهد متابعتي نيم‌خيز بنشيند .

مسئله كسي كه بركعت دويم امام داخل شد بجهت متابعت امام قنوت ميخواند و روايتي شده است كه اگر در نماز صبح باشد همان قنوت كفايت از قنوت ركعت دويم ميكند .

مسئله كسي كه در ركعت دويم امام داخل شد و امام سهوا پنج ركعت كرد او در ركعت چهارم تشهد ميخواند و سلام ميگويد .

مسئله كسي كه سهو كرد و بركوع نرفت با امام تا امام سجده كرد ركوع ميكند و سجود ميكند و ملحق ميشود .

مسئله باكي نيست سلام دادن قبل از امام .

مسئله كسي كه سهو كرد در پشت سر امام و هيچ ذكري و تسبيحي و تشهدي و دعائي نخواند و همان ركوع و سجود را بجا آورد نمازش صحيح است و چيزي بر آن نيست .

مسئله كسي كه نماز كرد بامامت قومي بعد دانست كه جنب بود يا وضو نداشته خود او نماز را اعاده ميكند و بر قوم چيزي نيست اگر چه قوم خبر شوند .

مسئله كسي كه امامت قوم را كرد و قوم او را عادل مي‌دانستند بعد خبر شدند كه او يهودي بوده مثلا يا تكذيب به تقديرات خدا ميكرده چيزي [ص 190] بر مأموم نيست و نبايد كه نماز را اعاده كند مگر آنكه پيش از نماز حال او را دانسته باشد .