مسئله كسي كه از استعمال آب بترسد بر جان خود از ناخوشي كه دارد يا ناخوشي كه پيدا شود تيمم ميكند .

مسئله اگر كسي عمدا جنب شود يا محتلم شود و بترسد بر جان خود از استعمال آب تيمم ميكند .

مسئله هر كس آبي داشته باشد و بترسد بر جان خود از تشنگي اگر آن آب را مصرف رساند در غسل يا وضو تيمم ميكند و آب را براي خوردن نگاه ميدارد .

مسئله كسي كه دو ظرف آب همراه داشته باشد و يقين داند كه يكي از اين دو نجس شده و لكن بعينه نداند كدام يك است هر دو را ميريزد و تيمم ميكند .

مقصد دوم - در چيزهائي است كه بآنها ميتوان تيمم كرد يا نميتوان و در آن چند مسئله است .

مسئله جايز است تيمم كردن بهر چه اسم زمين بآن گويند خواه سنگ باشد يا خاك يا كلوخ .

مسئله جايز است تيمم كردن بگچ و آهك چرا كه آنها از زمين‌اند .

مسئله مكروه است تيمم كردن بخاك راه‌ها و جائي كه راه ميروند .

مسئله جايز نيست تيمم كردن بخاكستر چرا كه آن از چوب است نه زمين .

مسئله واجب است تيمم كردن بزمين خشك پس اگر زمين تر باشد خشكتر [ص 67] موضعي را پيدا كند كه غباري داشته باشد و تيمم كند و اگر چنين زميني نيابد بر سنگ تيمم كند يا بر زمين سختي و اگر نيابد بر لباس خود تيمم كند يا بر نمد زين حيوان خود يا بر يال او اگر غباري داشته باشد و اگر بجز گل هيچ نيابد تيمم كند با گل .

مسئله اگر نيابد مگر برف يا يخ پس اگر بتواند آب كند آنها را در ظرفي يا بر جسد خود بطوري كه بشويد عضو را و اگر نتواند آب كند آنها را مختار است كه آن را بمالد بر جسد خود تا رطوبتي بجسدش برسد يا تيمم كند و اوّلي بهتر است .

مسئله جايز نيست تيمم بزمين نجس .

مقصد سيم - در كيفيت تيمم است و در آن چند مسئله است :

مسئله واجب است در آن قصد كه محض از براي خدا تيمم كند بدل از غسل يا وضو .

مسئله واجب است در آن زدن دستها بر زمين از براي مسح پيشاني و دو دست خواه بدل از وضو باشد يا غسل .

مسئله مستحب است دو دفعه دست بر زمين زدن خواه بدل از وضو باشد يا غسل و در غسل مؤكدتر است .

مسئله واجب است مسح كردن موضع سجده و آن پيشاني است از رستنگاه مو تا طرف بالاي بيني .

مسئله احوط آن است كه دستها را مسح كند از پيش بند تا سر انگشتان و بعضي از آخر انگشتان گفته‌اند تا سر آنها و انگشت بزرگ را داخل [ص 68] نميدانند بلكه مسح بر همان چهار انگشت را واجب ميدانند پس مسح ميكني دست راست را با چپ و چپ را با راست .

مسئله اگر دو دفعه دست بر زمين زند جايز است كه هر دو دفعه را پيش از مسح پيشاني زند و جايز است كه ضربه دويم را بعد از مسح پيشاني زند .

مسئله واجب است ترتيب باينطور اول دست بر زمين زند پس مسح پيشاني كند و احوط آنست كه بعد از آن مسح دست راست كند و بعد از آن مسح دست چپ را نمايد و تخلف ننمايد .

مسئله واجب است مسح بر اصل بشره نه حايلي مگر در وقت ضرورت .

مقصد چهارم - در احكام است و در آن چند مسئله است :

مسئله جايز است تيمم در وسعت وقت بعد از آني كه طلب كرده باشد مسافت يك تير يا دو تير را بطوري كه گذشت و مستحب است تأخير تيمم و نماز تا آخر وقت .

مسئله اگر كسي در وسعت وقت تيمم كرد و نماز گزارد و بعد آبي يافت اگر وقت باقي است مستحب است كه تطهير كرده نماز را اعاده كند و اگر وقت گذشته چيزي بر او نيست و همچنين كسي كه تيمم كرد از جهت خوف از سرما و نماز كرد و بعد ايمن شد مستحب است غسل كرده اعاده نمايد .

مسئله جايز است بيك تيمم نمازهاي روز و شب را كردن اگر حدثي از او سرنزده باشد يا بآب نرسيده باشد .

[ص 69] مسئله هر چيز كه بواسطه طهارت آبي بر انسان حلال ميشود بواسطه تيمم نيز حلال ميشود .

مسئله تيمم ميشكند بحدث و بديدن آب پس اگر كسي تيمم كرد و نماز كرد پس آبي يافت تيمم او ميشكند پس اگر تطهير كرد فبها و الا تيمم بر او واجب ميشود در وقت نماز ثاني اگر آب نداشته باشد و تيمم ميشكند بحدث و يافتن آب اگر چه بدل از غسل باشد .

مسئله هر گاه كسي طلب آب كند و نيابد پس تيمم كرده نماز كند و چون داخل در نماز شود آبي پيدا شود اگر وقت تنگ است نماز را تمام ميكند و اگر وقت وسعتي دارد مستحب است كه نماز را قطع كرده تطهير كند و نماز را از سر گيرد و خاصه اگر پيش از ركوع باشد .

مسئله كسي كه بجهت ضعف يا ناخوشي نتواند تيمم كند او را ديگري تيمم ميدهد .

مسئله اگر جمع شوند جنب و ميت و محدث و آب بقدر كفايت يك نفر داشته باشند جنب غسل ميكند و محدث تيمم ميكند و ميت را با تيمم دفن ميكند و جايز است در اجتماع محدث و جنب اينكه وضو بگيرد محدث و تيمم بكند جنب و در اجتماع جنب و ميت اينكه تيمم كند جنب و غسل دهد ميت را .

مسئله اگر صاحب تيمم آب به‌بيند و قدرت بر وضو يا غسل داشته باشد تيمم او باطل ميشود و الا فلا .

مسئله اگر مردي در مسجدالحرام يا مسجد پيغمبر صلي الله عليه و آله [ص 70] خوابيده باشد و محتلم شود يا زني باشد و حايض شود واجب است كه همان ساعت تيمم كرده و بيرون آيد .

مسئله اگر كسي وضو نداشته باشد و بخواهد بخوابد مستحب است كه تيمم كند .

مسئله مستحب است تيمم از براي جنب اگر بخواهد بخوابد و آب نيابد براي غسل .

مسئله مستحب است تيمم از براي محدث و جنب و حايض اگر جنازه بر ايشان بگذرد و بترسند كه نماز فوت شود اگر از پي طهارت بروند .

باب پنجم - در نجاسات است و آنچه متعلق بآنها است و كيفية تطهير از نجاسات و احكام ظرفها و پوستها و در آن چهار مطلب است :

مطلب اول - در نجاسات است و در آن چند مسئله است :

مسئله از جمله نجاسات بول و غايط انسان است مطلقا و از هر حيواني كه گوشت او خورده نميشود .

مسئله از جمله آنها مني انسان است و مني حرام‌گوشت را نيز نقل اجماع كرده‌اند بر نجاست آن .

مسئله از جمله آنها خون هر حيوانيست كه صاحب خون جهنده باشد .

مسئله از جمله آنها مرده هر حيوانيست كه خون جهنده داشته باشد و از جمله اوست قطعه را كه از حيوان زنده جدا كرده باشند و مثل آن است پوست آن اگر چه دباغي كرده باشند .

مسئله از جمله نجاسات سگ و خوك و ناصبي است و آن كسي است كه [ص 71] دشمن شيعيان باشد و حال آنكه بداند كه ايشان دوست آل‌محمدند عليهم السلام و بيزاري ميجويند از دشمنان ايشان و از جمله اينها كسي است كه مخالف اثناعشريه باشد از روي انكار و از جمله آنها است مشرك و نقل اجماع كرده‌اند بر نجاست كفار و از جمله آنها است يهود و نصارا و مجوس زيرا كه بعضي از ايشان مشركند و بعضي كافر و همچنين كسي كه منكر ضروري از ضروريهاي اسلام باشد از اهل اسلام يا منكر ضروري از ضروريات مذهب باشد از اهل مذهب .

مسئله از جمله نجاسات هر مست‌كننده رواني است .

مسئله از جمله نجاسات عرق جلاله است و آن حيوان نجاست‌خوار است .

مطلب دويم - در متعلقات است و در آن چند مسئله است :

مسئله هر چيزي نظيف است تا آنكه علم بهم رساني كه نجس شده پس اگر علم بهم رساندي آنوقت نجس ميشود .

مسئله نجسي كه خشك باشد نجس‌كننده جاي ديگر نيست .

مسئله اگر چيزي نجس شده باشد و عين نجاست از آن رفته باشد بدون شستن احوط اجتناب از اوست يعني اگر با رطوبت بآن ملاقات كرده تطهير كند .

مسئله حجامت‌كن امين است در شستن موضع نجاست اگر صغير نباشد .

مسئله اگر در رخت كسي نجاستي بيني يا به‌بيني كه در غسل چيزي از بدنش شسته نشده واجب نيست خبر كردن او و همچنين اگر رخت نجسي داشته باشي و عاريه بغير بدهي .

[ص 72] مسئله كسي كه رخت خود را بغير دهد كه بشويد و بعد از شستن وانرسيده باشد و در آن نماز كند پس بعد از نماز در آن نجاستي بيند نماز خود را اعاده كند و اگر خود شسته بود اعاده نداشت .

مسئله عضوي كه نجس شود ظاهر آن را بايد شست نه باطن آنرا مثل باطن دهن و بيني و گوش و چشم و جراحت و امثال آنها .

مسئله اگر نجس شود جامه يا بدن پس اگر ميشناسد آن موضع را ميشويد آنرا و اگر نميشناسد موضعي را كه يقين بطهارت آنها دارد ترك ميكند و موضعي را كه شك دارد ميشويد و اگر اشتباه در همه باشد همه را ميشويد .

مسئله مستحب است ترشح كردن جامه بآب هر گاه برسد بآن مذي يا گمان كند كه بآن مني رسيده يا موشي تر بر آن راه رفته باشد و اثر آنرا نبيند يا مس كرده باشد سگي را يا خوكي را خشك يا بول شتر يا گوسفند به آن رسيده باشد يا شك كند در رسيدن بول چهارپايان بآن .

مسئله احتياط در اجتناب از فضله مرغان حرام‌گوشت است و بهتر اجتناب كردن از فضله مرغ خانگي است .

مسئله باكي نيست هر چه از حيوانات مأكول اللحم بيرون آيد مگر خون و بهتر اجتناب از بول اسب و قاطر و الاغ است .

مسئله باكي نيست هر چه از انسان بيرون آيد مگر آن چهار چيز نجس كه بول و غايط و خون و مني باشد .

مسئله باكي نيست بمشك و خون ماهي و پشه و كيك و شستن خون پشه [ص 73] افضل است .

مسئله باكي نيست بمس ميت خشك و مستحب است شستن موضع ملاقات .

مسئله باكي نيست بهر چيزي كه جان ندارد در حال حيات از حيوان مرده مثل مو و استخوان و سم و ناخن و شاخ و كورك و پشم و پر و تخم اگر پوست كلفت روي آن پيدا شده باشد و پنيرمايه و دندان و شير و آغوز خواه از مرده باشد يا از ذبح‌كرده حلال‌گوشت باشد يا حرام‌گوشت .

مسئله باكي نيست بپوست مشك و لكن تنزه كند از آن اگر نداند كه ذبح شده يا نه .

مسئله باكي نيست بكندن ثالول از بدن در نماز و غير نماز .

مسئله باكي نيست بمرده هر چيزي كه خون جهنده ندارد .

مسئله طاهر است جامِهائي كه كفار ميسازند يا جامه‌ئيكه عاريه داده باشي به ايشان و پس گرفته باشي اگر بعينه نداني كه با رطوبت ملاقات او كرده باشند و مستحب است شستن آن يا ترشح كردن آن بآب .

مسئله كسي كه مس كرده باشد اهل كتاب را برطوبت موضع ملاقات را ميشويد و اگر مس كرده باشد خشك مستحب است كه موضع ملاقات را بشويد يا بخاك بمالد و اگر ناچار شود از مصافحه ايشان سزاوار است كه از پشت جامه با ايشان مصافحه كند .

مسئله مستحب است شستن دست اگر مصافحه كند با ناصب و دست او خشك باشد .

[ص 74] مسئله مستحب است شستن اثر موش از جامه اگر تر بر آن راه رود .

مسئله مستحب است انداختن آنچه موش بوئيده باشد از طعام و خوردن باقي اگر بخواهد و همچنين طعامي كه سگ بوئيده باشد .

مسئله مستحب است شستن دست اگر مس كرده باشد روباه يا خرگوش يا چيزي از درندگان را خواه زنده باشد و خواه مرده .

مسئله مستحب است شستن شير دختر اگر بجامه رسيده باشد .

مسئله مستحب است كه هر گاه بآهني ناخن يا مو را بگيرد بآب مسح كند آن موضع را .

مسئله زن تربيت‌كننده طفل اگر يك جامه داشته باشد و طفل بر آن بول كند روزي يك دفعه ميشويد .

مسئله گل باران پاك است و مستحب است شستن آن بعد از سه روز .

مطلب سيوم - در چيزهاي پاك‌كننده است و كيفيت پاك كردن نجسها و احكام آن و در آن چند فصل است :

فصل - در چيزهاي پاك‌كننده است و آنچه متعلق بآنست و در آن چند مسئله است :

مسئله آب طاهر است و طاهركننده چيزهاست از هر نجاستي بطوري كه از شرع وارد شده است .

مسئله زمين خشك پاك‌كننده است خاك آن و ريگ آن و رمل آن و سنگ آن همه پاكند و پاك‌كننده كف پا و كفش ميباشند براه رفتن و ماليدن آنها تا اينكه عين نجاست زايل شود و همچنين بعضي از آن [ص 75] بعضي را پاك ميكند هر گاه بعضي بعضي را بخورد و عين نجاست خاك شود و همچنين پاك‌كننده كف قبقاب كه كفش چوبي باشد و ته عصاي كسي كه پاي او را بريده باشند و كعب عصا و چوب انسان لنگ و ظرفي كه سگ در آن لق زده باشد و اثر غايط از موضع معين و همچنين طهور است با نبودن آب از حدث چنانكه گذشت و باعث سرايت نكردن نجاست ميشود از هر چيزي كه عين نجاست آن را ببرد و آنرا بخشكاند .

مسئله هر نجسي كه استحاله بشود يعني از آن حال خود بگردد و چيزي ديگر شود مثل سگي كه در نمكزار افتد و نمك شود يا انقلابي در او حاصل شود مثل شرابي كه سركه شود يا از جاي خود منتقل شود بسوي طاهري مثل خون انسان كه در شكم پشه رود يا استبرا شود چنانكه در محل خود خواهد آمد يا كافر و مشركي كه مسلم شود طاهر است .

مسئله خميري كه بآب نجس خمير شده باشد خورده نميشود و دفن كرده ميشود يا ميفروشد بكسي كه گوشت مرده را حلال داند از ساير مذهبها و اگر بچكد در آن شراب يا نبيذ يا خون يا فقاع ميفروشد او را به يهود و نصارا .

مسئله آفتاب پاك نميكند زمين نجس را كه در حقيقت پاك باشد بلي باعث آن ميشود كه نجاستش بجائي ديگر سرايت نكند .

فصل - در كيفيت تطهير است و در آن چند مسئله است :

[ص 76] مسئله هر گاه بول ببدن يا بجامه رسد آن را دو مرتبه ميشويد اگر در طشت باشد و يك مرتبه اگر در آب جاري باشد و محتاج بماليدن نيست چرا كه آن هم آب است و چركي ندارد و روايت شده است كه بعد از دو مرتبه ميفشارد .

مسئله بول كودك اگر غذا نخورده باشد پاك ميشود بريختن آب و فشردن و اگر غذا خورده است آن را ميشويد بطور متعارف و مستحب است شستن بول كودك مطلقا بطور متعارف و پسر و دختر بيك نهج است .

مسئله چيزهاي كلفت مانند دوشك و نمد شسته ميشود ظاهر آنها و ترشح آبي ميكند بر طرف ديگر آن مادام كه نجاست نفوذ نكرده باشد بآن جانب و الا هر دو جانب را ميشويد .

مسئله اگر سگ يا خوك مس جامه يا بدن را برطوبت كند آنرا ميشويد .

مسئله اگر سگ از ظرفي آب خورد يك مرتبه آن را بخاك ميمالد بعد دو مرتبه بآب ميشويد پس ميخشكاند .

مسئله اگر خوك از ظرفي آب خورده باشد يا موش در آن مرده باشد هفت دفعه آنرا ميشويد و اكتفا بسه دفعه نيز ميتوان كرد .

مسئله واجب در شستن برطرف كردن عين نجاست است و باكي نيست برنگ نجاست يا بوي نجاست اگر باقي ماند .

مسئله ظرف را از ساير نجاستها سه دفعه ميشويد .

فصل - در احكام است و در آن چند مسئله است :

[ص 77] مسئله واجب است برطرف كردن نجاست از جامه و بدن از براي نماز خواه كم باشد يا بسيار مگر خون كه اگر بقدر كمتر از درهمي باشد واجب نيست ازاله آن بشرط آنكه خون حيض يا خون غير خودش نباشد و روايتي شده است اگر در جسد باشد بقدر كمتر از نخودي از خون واجب نيست ازاله آن و همچنين خون جروح و قروح پس نماز ميكند در آن تا فراهم آيد و مستحب است شستن آن روزي يك مرتبه و اگر خون مخلوط بچرك باشد يا چرك غليظي باشد تنها مستحب است شستن آن روزي دو مرتبه صبح و شام .

مسئله اگر نجاست در چيزي باشد كه نماز در آن بتنهائي نتوان كرد مثل موزه و جوراب و بند زيرجامه و كلاه و نعل و هر چه بدان ماند نماز در آن جايز است .

مسئله اگر يك جامه بيش نداشته باشد و آنهم نجس باشد و آبي نباشد كه آنرا بشويد مختار است كه نماز در آن كند يا آنرا بيرون كرده و عريان نماز كند .

مسئله اگر كسي در جامه نجس عمدا نماز كند و قادر بر طاهر كردن آن هم باشد و نجاستي هم نباشد كه نماز در آن بي‌عيب باشد اعاده ميكند نماز را در وقت و خارج وقت .

مسئله اگر كسي نماز كند در جامه نجس و نداند يا فراموش كرده باشد نماز او صحيح است و اگر در اثناي نماز او را به‌بيند آن جامه را مي‌اندازد اگر ممكن باشد يا آنرا طاهر ميكند اگر ممكن باشد و الا نماز را تمام ميكند [ص 78] و مستحب است اعاده در همه صورتها .

مسئله مستحب است اعاده نماز از براي كسي كه در جامه خود نجاستي ديد و پيشتر نظر نكرده بود و اگر نظر كرده بود و چيزي نديده بود و بعد از نماز نجاستي ديده چيزي بر آن نيست و همچنين كسي كه نجاست را در جامه خود ديده بود و كوتاهي در شستن كرده بود تا فراموش كرده بود و نماز كرده بود مستحب است بر او اعاده بخصوص در وقت و احتياط واضح است .

مسئله مكروه است نماز كردن در جامِئيكه در آن جنب بحرام عرق كرده باشد پيش از شستن و اگر از حلال باشد باكي نيست و باكي نيست ببدن جنب و حائض و عرقشان .

مسئله مستحب است شستن جامِئيكه حايض از اول حيض خود تا آخر پوشيده و پاشيدن آب در جامه‌ئيكه جنب در او عرق كرده اگر در دلش شكي رسد .

مسئله اگر كسي دو جامه داشته باشد كه يكي از آنها نجس شده باشد و مشتبه شده باشد در هر دو نماز ميكند جدا جدا .

مسئله مكروه است نماز در جامه يهود و نصارا و در جامه‌ئيكه از نصراني خريده باشد اگر بعينه نداند كه نجس است پيش از شستن و مستحب است شستن جامه‌ئيكه اهل كتاب ميسازند .

مسئله مكروه است خوردن با مجوسي از يك ظرف از غذاي خشك و خوابيدن با او در يك فراش و مصافحه با او و خوردن طعام او و [ص 79] نشانيدن او بر فراش خود و موضع نماز خود .

مسئله باكي نيست كه اهل كتاب با مسلم غذا خورند اگر دست خود را بشويند يا كنيز نصراني خدمت كند مسلم را اگر دست خود را بشويد مادام كه به رطوبت ملاقات نكند غذاي مسلم را و لباس او را .

مطلب چهارم - در احكام ظرفها و پوستها است و در آن دو فصل است :

فصل ١ - در احكام ظرفها و در آن چند مسئله است :

مسئله مستحب است دوري كردن از ظرفهاي اهل ذمه مگر وقتي كه مضطر شده باشد بسوي آنها پس ميشويد آنها را و استعمال ميكند .

مسئله ميشويد ظرفها را از همه نجاسات سه مرتبه مگر آنكه در آن خوك آب خورده باشد يا موش در او مرده باشد پس ميشويد هفت مرتبه اگر چه سه دفعه هم كافيست بنا بروايتي و همچنين اگر سگ دهن زده باشد پس ميمالد آن را بخاك يك مرتبه و دو مرتبه بآب ميشويد .

مسئله حرام است خوردن و آشاميدن در ظرف طلا و نقره و استعمال آنها .

مسئله مكروه است ظرفي كه بنقره اندوده باشد و اگر از آن بياشامد از موضع نقره اجتناب كند و مستحب است كندن نقره از آن .

مسئله باكي نيست كه غير ظروف از نقره باشد .

مسئله مكروه است نگاه داشتن تختي كه در او طلا باشد و اما آب طلا [ص 80] باكي نيست .

مسئله مكروه است سوار شدن بر زيني كه به نقره اندوده باشد و مستحب است كندن آن اگر بتواند و الا باكي نيست .

مسئله مستحب است دوري كردن از ظرفهاي مشركين اگر عالم بنجاست آنها نباشد .

مسئله مستحب است تحصيل كردن ظرفهائي كه از سنگ كوه سناباد ميسازند و پختن در آنها بجهت اينكه آنها مباركند .

مسئله مستحب است استعمال قدحهاي شامي و خزف و مكروه است سفالهاي مصري .

مسئله باكي نيست در ظرفهائي كه شراب در او نفوذ نكرده اگر آنها را بشويند سه مرتبه و بمالند .

فصل دويم - در احكام پوستها و آنچه متعلق بآنهاست و در آن چند مسئله است :

مسئله جايز نيست استعمال هيچ پوستي مگر آنكه حيوان آن طاهر باشد و ذبح شده باشد اگر خود شخص بعمل آورد آن را .

مسئله هر پوستي كه خريده شود از بازار مسلمين طاهر است تا علم بنجاست آن بهم رساني و احتياط در آنست كه از مشرك نگيرد و استعمال نكند .

مسئله اگر سفره در راه بيابد و در آن گوشت و پنير و غير آن باشد طاهر است قيمت ميكند آن را و ميخورد اگر بخواهد و اگر صاحبش آمد [ص 81] قيمت آن را بآن ميدهد .

مسئله هر متاعي كه در آن حلال و حرام هر دو باشد و بخصوصه حرام را نداني در آن همه از براي تو حلال است تا بخصوصه آن را بشناسي و از آن اجتناب كني .

مسئله پوستي كه با فضله سگ دباغي كرده باشند در آن نماز نمي‌كنند و اگر با بول خيسانيده باشند بعد از شستن باكي نيست نماز كردن در آن .

مسئله كسي كه پوست حيوان مرده را بدباغي حلال داند از پوستهائي كه آن ميفروشد دوري كند .

مسئله پوست حيوان مرده بدباغي پاك نميشود و انتفاعي از آن برده نميشود و جايز نيست نماز در آن اگر چه بند نعليني باشد .

تمام شد كتاب طهارت بحول و قوه و ياري خدا در شب يك‌شنبه سيزدهم ماه رجب المرجب از سنه ١٢٦٣ و صلي الله علي محمد و آل‌محمد الطاهرين . تمت .

[ص 82] بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين

كتاب دويم

در صلوة است و در آن نه باب است :

باب اول - در مقدمات است و در آن پنج مقصد است :

مقصد اول - در عدد نمازهاي واجبي و سنتي است و مجمل احكام آنها و در آن سه مطلب است :

مطلب اول - در عدد نمازهاي واجبي است و در آن چند مسئله است :

مسئله واجب است نمازهاي يوميه و آن در حضر در هر شبانه‌روزي هفده ركعت است چهار از براي ظهر و چهار از براي عصر و سه از براي مغرب و چهار از براي عشا و دو از براي صبح و در سفر يازده ركعت است پس قصر ميشود دو ركعت از چهار ركعتيها .

مسئله واجب است نماز جمعه و آن دو ركعت است بعد از دو خطبه .

مسئله واجب است نماز عيدين كه عيد فطر و عيد اضحي باشد و آن دو ركعت است كه دوازده تكبير دارد هفت تكبير در ركعت اول و پنج تكبير در ركعت دويم بشروطي كه خواهد آمد .

مسئله واجب است نماز آيات و آن دو ركعت است ده ركوع دارد و چهار سجود پنج ركوع در ركعت اول دارد و پنج در ركعت دويم بطوري كه خواهد آمد و اما نماز ميت چون صاحب ركوع و سجود نيست و دعا و شفاعت است از اين باب نيست و در كتاب طهارت ذكر شد و نمازهاي نذري و عهدي و مثل آنها باصل شرع نيست و خصوصيتي ندارد كه ذكر شود .

[ص 83] مطلب دويم - در عدد نمازهاي سنتي است و آن بر دو قسم است راتبه و غير راتبه و دويمي بر دو قسم است موقته و غير موقته و در آن چند مسئله است :

مسئله راتبه آن نافلِهائي را گويند كه انسان هر روزه بجا مي‌آورد و آن در حضر دو برابر واجبي است و تقسيم آن باينطور است كه هشت ركعت در نزد زوال بجا مي‌آورد و آنرا نماز اوابين گويند و هشت ركعت قبل از عصر و آنرا نماز خاشعين گويند و چهار ركعت بعد از مغرب و آنرا نماز ذاكرين گويند و دو ركعت نشسته بعد از عشاء و آنرا نماز شاكرين گويند و اين دو يك ركعت حساب ميشود و هشت ركعت بعد از نصف شب و آنرا نماز خائفين گويند و سه ركعت بعد از آن و آنرا نماز راغِبين گويند و دو ركعت از براي فجر و آنرا نماز حامدين گويند و اين جمله سي و چهار ركعت باشد كه دو برابر واجبي است و در سفر نماز اوابين و نماز خاشعين ساقط ميشود .

مسئله موقته آن نمازهائي را گويند كه از براي آنها وقت بخصوصي است و آنها بر چند قسمند بعضي از آنها را در هر سال بايد بجا آورد بعضي از آنها را در هر ماه و بعضي از آنها را در هر هفته و بعضي از آنها را در هر روز و در محل خود ذكر خواهد شد .

مسئله غير موقته و آن نمازهائيست كه وقت معيني ندارد و آنها بسيارند و شايد بعضي از آنها در محل خود ذكر شود انشاء الله .

مطلب سيوم - در مجملي از احكام نماز است و آنچه متعلق بآن است و [ص 84] در آن چند مسئله است :

مسئله حرام است خوار شمردن نماز و استخفاف بآن و ضايع كردن آن .

مسئله واجب است برپا داشتن نماز و محافظت آن و درست بجا آوردن اركان آن بطوري كه از شرع رسيده بخصوص نماز ظهر كه شرافت آن از همه بيشتر است .

مسئله ترك‌كننده نماز از روي انكار يا خفيف شمردن امر خدا و امر پيغمبر صلي الله عليه و آله كافر است .

مسئله نماز بهترين عبادتها است بعد از معرفت و آن سبب نزديكي بخداست از براي هر پرهيزكاري .

مسئله مستحب مؤكد است بجا آوردن نافلِهاي يوميه حتي آنكه تارك آنها را عاصي شمرده‌اند .

مسئله بهترين نافلِها نافله فجر است بعد از آن يك ركعت وتر است بعد از آن دو ركعت زوال است بعد از آن نافلِهاي مغرب است بعد از آن نافلِهاي شب است بعد از آن نافلِهاي روز .

مسئله جايز است ترك نافله در وقت هم و غم و ادبار قلب .

مسئله اگر مدتي ترك كند نافله را و جمع شود بر او نافله بسيار و گران شود بر او قضا كردن آنها ترك كند آنها را و همت در گذاردن نافلِهاي بعد بگمارد .

مسئله مستحب است قضاي نافلِها اگر فوت شود پس اگر عاجز از قضا شود تصدق ميدهد از براي هر دو ركعت يك مُدّ و اگر از اين عاجز [ص 85] شود از هر چهار ركعت يك مُدّ و اگر از اين هم عاجز شود از نافلِهاي روز مدي و از نافلِهاي شب مُدّي و قضا افضل است .

مسئله كسي كه بر او جمع شود قضاي نافله بسيار و نداند كه چقدر است قضا كند آنقدر كه نداند چقدر كرده يا تخمين كند و بقدر آن قضا كند و افضل آن است كه آنقدر نماز كند كه گمان كند كه زياده كرده است .

مسئله هر كس نافله يوميه از او فوت شود بجهت مشغول بودن او بطلب معيشت لابدي يا حاجت برادر مؤمني چيزي بر او نيست و اگر بسبب مشغول بودن او بجمع دنياست بر اوست قضا و اگر نكند ملاقات خواهد كرد خدا را و حال آنكه خفيف شمرده است و خوار شمرده است و ضايع كرده است حرمت رسول خدا را صلي الله عليه و آله .

مسئله اگر فوت شود نافله بواسطه مرضي قضاي آن مؤكد نيست و اگر قضا كند خيري است كه بجا آورده .

مسئله جايز است اقتصار كردن در نماز خاشعين به شش ركعت و در نماز ذاكرين به دو ركعت و ترك وتيره .

مسئله نوافل همه دو ركعت دو ركعت است مگر نماز اعرابي و نماز وتر .

مسئله جايز است فصل ميان وتر باينطور كه دو ركعت بجا آورد و سلام دهد پس اگر بخواهد آبي بخورد يا تكلم كند يا نكاح كند يا قضاي حاجتي كند يا تجديد طهارتي كند پس بايستد و يك ركعت ديگر را بجا آورد و جايز است كه هر سه ركعت را بيك سلام بجا آورد .

مسئله تخفيف واجبي و طول دادن نافله از عبادت است و پيغمبر [ص 86] صلي الله عليه و آله نمازش از همه مختصرتر و تمامتر بود .

مسئله جايز است ترك نافله مطلقا با كراهت شديد زيرا كه هر كس خدا را ملاقات كند و نمازهاي واجبي او درست باشد از چيز ديگر از او نخواهند پرسيد و لكن حرف در قبول شدن نماز واجبي است بي نافله زيرا كه خاصيت نافله آن است كه هر نقصاني و فسادي كه در واجبي پيدا شود بآن نوافل اصلاح ميشود .

مسئله كسي كه سفر كند بعد از دخول وقت ظهر نافله ظهر و عصر را بجا مي‌آورد .

مسئله هر كس نماز شب در سفر از او فوت شود قضا ميكند آن را اگر چه در روز باشد و لكن نافلِهاي روز را قضا نميكند .

مسئله مستحب است مداومت بر نافله مغرب و نافله شب و وتيره بخصوص خواه در سفر و خواه در حضر و بر نافله ظهر بخصوصه در حضر .

مسئله حرام است مداومت بر ترك نافله هميشه .

مقصد دويم - در اوقات نمازهاست و در آن پنج مطلب است :

مطلب اول - در اوقات نمازهاي يوميه است و در آن شش فصل است :

فصل اول - در مطلق وقت است و در آن چند مسئله است :

مسئله از براي هر نمازي دو وقت است اولي و آخري وقت اول وقت اختياري است وقت دويم وقت اضطراري است و روا نيست براي احدي كه وقت آخر را وقت قرار دهد مگر از روي علتي يا عذري و وقت آخر از [ص 87] براي كسي است كه گرفتار باشد يا فراموش كرده باشد يا بخواب افتاده باشد و امثال آنها از عذرها .

مسئله اول وقت رضاي خداست و آخر وقت عفو خداست و معلوم است كه عفو خدا نيست مگر از گناه .

مسئله فضيلت وقت اول بر وقت آخر مثل فضيلت آخرت است بر دنيا .

مسئله نمازهاي روز قضا نميشود تا آفتاب پنهان شود و نمازهاي شب قضا نميشود تا صبح طالع شود و نماز صبح قضا نميشود تا آفتاب طلوع كند و لكن اين از براي مضطر و عليل و فراموشكار است .

مسئله جايز نيست نماز مگر در وقت .

مسئله مستحب است مبادرت بنماز وقتيكه وقت داخل ميشود زيرا كه نميداند بعد چه خواهد شد .

مسئله مستحب است مداومت بر نماز در اول وقت و مكروه است تأخير نماز از اول وقت بي عذر .

مسئله مستحب است نشستن در مسجد بجهت انتظار نماز .

فصل - در وقت ظهر است و در آن چند مسئله است :

مسئله اول وقت ظهر زوال شمس است و دانسته ميشود آن باينطور كه چوبي بگيرد كه درازي آن يك ذراع و چهار انگشت باشد چهار انگشت را در زمين كند و ملاحظه سايه آنرا كند پس چون سايه كم شود و بنهايت كمي رسد بعد ابتداء بزياد كردن كند پس آنوقت زوال شمس است و وقت واجب شدن نماز است .

[ص 88] مسئله آخر وقت مطلق نماز ظهر اندكي پيش از غروب آفتاب است يعني بقدر ادا كردن نماز عصر پيش از غروب .

مسئله وقت اختياري ظهر از اول زوال است تا وقتيكه سايه هر چيزي مثل آن شود از جائي كه ظهر شده .

مسئله وقت اضطراري ظهر بعد از آن وقت است تا آنكه بغروب بقدر اداي عصر بماند .

مسئله از اول زوال تا آنكه سايه بقدر دو قدم شود داخل وقت اول ظهر است كه جايز است تأخير ظهر تا آنوقت و فضيلت فوت نميشود .

فصل - در وقت نماز عصر است و در آن چند مسئله است :

مسئله وقت عصر بعد از گذشتن مقدار نماز ظهر است از اول زوال و ميان آن دو وقت وقت معيني نيست .

مسئله آخر وقت مطلق نماز عصر غروب آفتاب است .

مسئله وقت اختياري عصر بعد از اداي ظهر است تا وقتيكه سايه هر چيزي دو مساوي آن شود از جائي كه ظهر شده .

مسئله وقت اضطراري عصر بعد از اين است تا غروب .

مسئله از بعد از اداي ظهر تا وقتيكه سايه چهار قدم شود داخل وقت اول عصر است و جايز است تأخير آن تا آنوقت .

فصل - در وقت مغرب است و در آن چند مسئله است :

مسئله اول وقت مغرب غروب آفتاب است و آن پنهان شدن آفتاب است از نظر در افق با نبودن حايلي و علامت آن رفتن حمره است از [ص 89] جانب مشرق و پيش آمدن سياهي شب و احتياط در آنست كه تأخير بيندازند نماز را تا آنكه حمره از بالاي سر بجانب مغرب ميل كند .

مسئله آخر وقت مغرب مطلقا اندكي پيش از نصف شب است بقدر اداي نماز خفتن و نصف شب معلوم ميشود بفرود آمدن ستاره‌هائي كه در اول شب طلوع كرده است از بالاي سر .

مسئله وقت اختياري نماز شام از غروب آفتاب است تا برطرف شدن قرمزي از جانب مغرب يا پيدا شدن ستاره‌ها .

مسئله وقت اضطراري شام از بعد از برطرف شدن حمره است تا آنكه بنصف شب قدر نماز خفتن بماند .

مسئله وقت فضيلت نماز شام را اول و آخري نيست و همه يك وقت است .

فصل - در وقت نماز خفتن است و در آن چند مسئله است :

مسئله اول وقت عشا بعد از گذشتن مقدار نماز شام است از غروب .

مسئله وقت مطلق نماز خفتن تا نصف شب است .

مسئله وقت اختياري آن بعد از نماز مغرب است تا ثلث شب .

مسئله وقت اضطراري نماز خفتن بعد از ثلث اول شب است تا نصف شب .

مسئله آخر وقت فضيلت نماز خفتن برطرف شدن حمره است و جايز است تأخير عشا تا آنوقت و فضيلت از دست نميرود .

فصل - در وقت نماز صبح است و در آن چند مسئله است :

مسئله اول وقت نماز صبح طلوع فجر است و آن سفيدي است كه در پهناي افق پيدا ميشود نه آن سفيدي كه از افق بدرازي ميان آسمان مي‌آيد .

[ص 90] مسئله آخر وقت مطلق آن طلوع آفتاب است .

مسئله از اول ظاهر شدن فجر وقت فضيلت نماز صبح است تا آنكه هوا خوب روشن شود .

مسئله وقت اضطراري نماز صبح بعد از روشن شدن هواست تا طلوع آفتاب .

مسئله از اول ظاهر شدن فجر فضيلت نماز صبح است تا آنكه فجر خوب روشن شود .

مطلب دويم - در احكام است و در آن چند مسئله است :

مسئله نماز سنتي در وقت نماز واجبي نبايد كرد و مراد از وقت نماز واجبي در اين مقام آنوقت است كه آن كسي كه با او نماز ميكني مشغول باقامه شود پس چون مشغول اقامه شود سزاوار نيست از براي هر كس كه با او نماز ميكند كه نماز سنتي كند و اما در غير اين محل جايز است براي تو نافله كردن تا آنكه بترسي بر واجبي كه ضايع شود يعني وقت اختياري آن بگذرد پس آنوقت كه رسيد نافله نبايد كرد و واجب را مقدم بايد داشت .

مسئله كسي كه نماز قضا بر ذمه اوست ميتواند نماز قضا را در اول وقت كند .

مسئله كسي كه ادراك يك ركعت را از آخر وقت كند ادا كرده است نماز را يعني نماز را در وقت دريافته است خواه نماز واجبي باشد يا سنتي .

مسئله هر گاه نماز كردي بگمان آنكه وقت داخل شده و در حقيقت داخل نشده بود پس داخل شد وقت در اثناي نماز تو نمازت صحيح است و وقت را دريافته‌ئي .

[ص 91] مسئله احوط آنست كه نماز نكني تا يقين بداخل شدن وقت حاصل نمائي بطور شرع يا بطور حقيقت .

مسئله جايز است اقتدا كردن باذان مؤذنين در اوقات زيرا كه ايشان امين مؤمنينند بر نماز مگر آنكه مؤذن خيانتكار باشد و آنرا تجربه كرده باشي كه اذان را پيش از وقت ميگويد .

مسئله هر گاه كه عين آفتاب از نظر پنهان شود رخصت است از براي مردم كه نماز را تأخير بيندازند تا يقين بزوال كنند .

مسئله هر روز كه ابر ميشود در اول زوال امام عصر عليه السلام حكم ميكند ميفرمايد كه آفتاب خود را ظاهر سازد تا حجت بر اهل هر قريه تمام شود و معلوم شود كه چه كس در بند نماز است و چه كس آنرا ضايع ميكند مگر آنكه گاهي از راه عقوبت بر مردم آنرا ظاهر نفرمايد .

مسئله جايز است جمع ميان دو نماز بواسطه ترك نافله و اگر نافله كند در مابين دو نماز جمع نكرده است .

مسئله هر كس بي‌وقت نماز كند نماز خود را اعاده ميكند اگر چه بعد از فراغ از نماز مطلع شود .

مسئله جايز نيست تأخير انداختن نماز مغرب بجهت طلب فضيلت تا ستارِها ظاهر شود .

مسئله جايز نيست تأخير انداختن نماز صبح عمدا تا آنكه ستارِها برطرف شود .

مسئله هر كس نماز عصر خود را بگذارد تا آنكه آفتاب زرد شود موتور [ص 92] است يعني اهل و مال در بهشت ندارد .

مسئله هر كس نماز عصر خود را بگذارد عمدا تا آنكه سايه از اول زوال شش قدم برود و عذري نداشته باشد ضايع كرده است نماز خود را .

مسئله هر كس جمع كند ميان دو نماز بمطلوب خود ميرسد .

مسئله مكروه است خواب پيش از نماز خفتن و صحبت داشتن بعد از آن .

مسئله نماز مسافر در اول زوال آفتاب است زيرا كه نافله ندارد پيش از آن و جايز است تأخير انداختن آن تا وقت نماز حضري يا آخر وقت فضيلت تا جمع كند ميان دو نماز را .

مسئله جايز است پيمودن سايه آفتاب بقدم از براي معرفت زوال .

مسئله آنچه بر توست مشرق و مغرب خود توست در معرفت اوقات و بر تو نيست كه بر كوه روي مثلا تا طلوع و غروب را به‌بيني .

مسئله هر كس فراموش كند نماز ظهر را تا آنكه بقدر چهار ركعت بغروب مانده باشد نماز عصر را كند و نماز ظهر را قضا نمايد چرا كه وقت ظهر گذشت و هر كس نماز مغرب را نكند تا آنكه بقدر چهار ركعت بنصف شب مانده باشد نماز خفتن را ميكند و نماز شام را قضا ميكند .

مسئله پنج نماز است كه در هر وقتي ميتوان كرد اول نماز قضا هر وقت كه يادت آيد بجا مي‌آوري و دويم نماز طواف و سيوم نماز احرام و چهارم نماز كسوف و پنجم نماز ميت است .

مطلب سيم - در موضع‌ايست كه جايز است برخصت خاصه تأخير نماز از اول وقت و آن چند موضع است : اول كسي كه از عرفات بمزدلفه [ص 93] مي‌آيد پس نماز شام را تأخير مي‌اندازد اگر چه ربع شب يا ثلث شب بگذرد دويم نافله‌گذار تأخير مي‌اندازد نماز ظهر و عصر خود را تا نافله خود را بجا آورد سيم مستحاضه تأخير مي‌اندازد ظهر و مغرب را تا آخر وقت آنها تا آنكه جمع كند مابين ظهر و عصر و مابين مغرب و عشا و يحتمل تأخير از براي آن باشد كه شايد پاك شود و تأخير آن مستحب است و جايز است از براي او نماز در اول وقت هر گاه اعمال استحاضه بجا آورد و جايز است از براي او تأخير ظهر و تعجيل عصر و تأخير مغرب و تعجيل عشا چهارم تأخير نماز مغرب است تا برطرف شدن حمره مشرقيه از بالاي سر پنجم كسي كه مشغول بنماز قضا است تأخير مي‌اندازد نماز حاضر را تا از قضا فارغ شود ششم تأخير نماز صبح است از براي كسي كه چهار ركعت از نماز شب را كرده و صبح او را درك كرده باشد پس او نماز شب را تمام ميكند و بعد از او نماز صبح را ميگذارد هفتم كسي كه عادت بنماز شب دارد و اتفاقا شبي از او فوت ميشود جايز است كه نماز صبح را تأخير بيندازد تا نماز شب را بجا آورد هشتم روزه‌دار اگر نفس او با او منازعه كند در افطار يا كسي انتظار او را داشته باشد بجهت افطار نماز مغرب را تأخير مي‌اندازد و افطار را مقدم مي‌دارد نهم كسي كه مظنه بدخول وقت دارد نماز را تأخير مي‌اندازد تا يقين كند دهم كسي كه محتاج بقضاي حاجت باشد در اول وقت نماز را بتأخير مي‌اندازد تا بخلوت رود يازدهم كسي كه آب ندارد نماز را بتأخير مي‌اندازد [ص 94] تا آخر وقت پس تيمم ميكند دوازدهم كسي كه از سفر برميگردد و بعد از دخول وقت وارد ميشود اگر نميترسد كه وقت بگذرد نماز را بتأخير مي‌اندازد تا داخل وطن شود و نماز را تمام كند سيزدهم كسي كه سلس البول دارد يا اسهالي دارد چنانچه در مستحاضه گذشت عمل ميكند چهاردهم صاحبان عذر بتأخير مي‌اندازند نماز را تا رفع عذر ايشان شود پانزدهم امام جماعت تأخير مي‌اندازد نماز را تا با مردم نماز كند شانزدهم اگر تأخير نماز آسانتر باشد بر انسان و قلب او جمعتر شود جايز است كه مغرب را تا ربع شب بتأخير بيندازد هفتدهم در تابستان نماز ظهر و عصر را بتأخير مي‌اندازد تا آنكه سايه هر چيزي مثل او و دو مثل او شود هجدهم شخص عريان است كه تأخير مي‌اندازد نماز خود را تا طلب جامه كند نوزدهم جايز است تأخير نماز و تقديم آن در وقت و رخصت داده شده است از براي فراموشكار و بيمار و مسافر و بخواب‌افتاده و صاحبان عذرها .

مطلب چهارم - در اوقات ساير واجبات است و در آن چند مسئله است :

مسئله اول وقت نماز جمعه وقت زوال آفتاب است و آخر آن وقتي است كه از موضع ظهر سايه دو قدم بگذرد و وقت عصر در روز جمعه وقت ظهر است در ساير ايام .

مسئله اول وقت نماز عيدين طلوع آفتاب است پس همينكه طلوع كرد مهياي نماز ميشوند و بيرون ميروند و نماز ميگذارند و آخر آن حد معيني ندارد .

[ص 95] مسئله اول وقت نماز خسوف و كسوف وقتي است كه قرص تاريك ميشود پس ابتداء بنماز ميكند پس اگر تمام شود نماز پيش از روشن شدن اگر بخواهد اعاده ميكند و اگر روشن شد پيش از نماز تمام شدن نماز را تمام ميكند .

مسئله اول وقت نماز ترسهاي آسماني و تاريكي و باد و فزع و غير آنها در وقتي است كه آنها حادث ميشوند پس اگر چيزي از آنها را ديد نماز ميكند تا ساكن شود و اما زلزله تا حادث شد متوجه نماز ميشود .

مسئله اول وقت نماز قضا وقتي است كه بياد انسان مي‌آيد پس آنوقت بجا مي‌آورد مادام كه نترسد نماز حاضري فوت شود و جايز است تأخير قضا و تقديم حاضري بلكه مستحب است تقديم حاضر و جايز است نماز سنتي از براي كسي كه بر ذمه او نماز قضا هست بخصوص وقتيكه تنگ شود وقت نماز سنتي و بترسد كه فوت شود .

مطلب پنجم - در اوقات نافلِهاست و در آن سه فصل است :

فصل - در اوقات نمازهاي رواتب يعني نافلِهاي يوميه است و در آن چند مسئله است :

مسئله وقت نافله زوال از زوال شمس است تا آنكه از مكان ظهر سايه دو قدم بگذرد .

مسئله وقت نافله عصر بعد از نماز ظهر است تا آنكه سايه از مكان ظهر چهار قدم بگذرد .

مسئله وقت نافله مغرب بعد از مغرب است و آخري ندارد و لكن آنقدر بتأخير نيندازد كه عشا بوقت دويم افتد .

مسئله وقت وتيره بعد از عشا است و آخري ندارد .

[ص 96] مسئله وقت نماز شب بعد از نصف شب است تا آنكه بطلوع فجر بقدر اداي وتر و نافله صبح بماند .

مسئله وقت نماز وتر بعد از نماز شب است و بهتر اوقات آن صبح كاذب است .

مسئله وقت نافله فجر بعد از وتر است و بهتر اوقات آن شش‌يك باقي شب است و جايز است كه تا وقتيكه روشني صبح ببالاي سر آيد يا مادامي كه مؤذن قد قامت الصلوة نگفته آنرا بجا آورد .

فصل ٢ - در اوقات باقي نافلِها است كه در شرع وقتي از براي آنها معين شده و در اينجا احتياج بتفصيل نيست و بطور اجمال اين است كه هر نمازي كه در روز معيني وارد شده يا در شب معيني در هر جزء از آنروز يا آن شب آن نماز را كند كافي است مادامي كه ضرر بواجبي نرساند و باعث فوت آن نشود و اگر ضرر رساند بجا آوردن آن جايز نيست و هر نمازي را كه در ساعت معيني فرموده‌اند همان ساعت وقت آنست و بعضي از آنها در محل خود مذكور خواهد شد انشاء الله .

فصل ٣ - در احكام است و در آن چند مسئله است :

مسئله نافله بمنزله هديه است هر زمان كه او را ببري قبول ميشود و لكن در وقتش بهتر است .

مسئله نافلِهاي روز تا روز باقي است قضا نميشود و نافلِهاي شب تا شب باقي است قضا نميشود .

مسئله هر گاه سايه شاخص از موضع ظهر دو قدم بگذرد و نافله ظهر را نكرده باشي ابتداء بنماز ظهر كن و نافله را بعد بجا آور و همچنين اگر از موضع ظهر چهار قدم گذشته باشد و نافله عصر را نكرده باشي [ص 97] ابتدا بنماز عصر كن و نافله را بعد بجا آور .

مسئله جايز است نافله بجا آوردن مادامي كه نترسي واجبي فوت شود .

مسئله كسي كه تنها نماز ميكند مستحب است كه اول واجبي را بجا آورد تا فضيلت اول وقت از براي نماز واجبي باشد و بعد نافله را بجا مي‌آورد .

مسئله اگر يك ركعت از نافله زوال را بجا آورده باشي و وقت نافله بگذرد هشت ركعت را تمام كن و همچنين اگر يك ركعت از نافله عصر كرده باشي و وقت آن بگذرد هشت ركعت را تمام كن .

مسئله جايز است نماز شب را از اول شب تا آخر شب بجا آورد و بهتر آن است كه بعد از نصف شب باشد در نزد زوال شب .

مسئله مستحب است تفريق نماز شب باينطور كه اول چهار ركعت بجا آورد بعد از مدتي چهار ركعت ديگر را و بعد از مدتي سه ركعت ديگر را و دو ركعت نزديك فجر .

مسئله مكروه است كه شخص برخيزد آخر شب و نماز خود را يكدفعه بكند و بخوابد .