مسئله مستحب است كه شوينده ميت عيبي كه از ميت بهبيند بپوشاند تا آنرا دفن كند و مكروه است كشف عيب ميت .
مسئله جايز است كه حايض و جنب غسل ميت دهند و اگر جنب باشد دست خود را ميشويد و وضو ميسازد پس غسل ميدهد .
مقصد چهارم - در كيفيت غسل است و در آن چند مسئله است :
مسئله واجب است غسل ميت بسه آب : آب سدر و آب كافور و آب خالص بنا بر مشهور .
مسئله واجب است پوشانيدن عورت ميت .
مسئله واجب است ترتيب ميان سر و جانب راست و جانب چپ باينطور كه اول سر را بشويد و دويم راست را و سيوم چپ را .
مسئله واجب است ترتيب در ميان آبها باينطور كه اول بسدر بشويند دويم بكافور و سيوم بآب خالص بنا بر مشهور .
مسئله واجب است كه تمام بدن را بشويند بطوري كه بقدر يك مو موضعي را نگذارند .
مسئله واجب است كه شوينده خرقه بدست خود بهپيچد در وقت شستن عورت .
مسئله اگر آب نجويد مگر بقدر يك غسل بهمان يك غسل اكتفا ميكند .
مسئله مستحب است شستن دو دست ميت تا بند دست و بهتر آن است كه تا نصف ذراع بشويد و بهتر از آن آنست كه تا مرفق بشويد .
[ص 35] مسئله مستحب است شستن فرج و پاك كردن آن .
مسئله مستحب است كه هر عضوي را سه دفعه بشويند و آن عضوها دو دست و دو فرج و سر و جانب راست و جانب چپ است كه همه پانزده دفعه باشد هر عضوي سه دفعه .
مسئله مستحب است در هر شستن فرج و دو جانب آب را قطع نكند تا آن عضو شسته شود و چون شستن بدو ورك برسد آب را بيشتر بريزد .
مسئله مستحب است كه انگشتان و بندها را نرم كند بآرامي اگر ممكن باشد و بسيار مدارا كند با ميت .
مسئله مستحب است كه خرقه در دست خود بهپيچد بجهت شستن همه اعضا مگر فرج كه واجب است .
مسئله مستحب است كه در زير ساتري بشويد او را تا در زير آسمان نباشد .
مسئله مستحب است كه آب بسيار بريزد و دعائي كه وارد شده است بخواند و گودي بجهت جمع شدن آب بكند و جايز است كه آب به بالوعه رود و لكن در متوضا نريزد .
مسئله مستحب است كه بر دُبُر او پنبه گذارد بعد از فارغ شدن كه چيزي بيرون نيايد .
مسئله مستحب است دست ماليدن بر شكم در دو غسل اول بطور آرامي .
مسئله مستحب است خشك كردن ميت بعد از غسل .
مسئله ميت را در جاي غسل رو بقبله گذارند بطوري كه كف پاهاي او رو [ص 36] بقبله باشد .
مسئله مستحب است كه از زير پيراهن او را بشويند .
مسئله مكروه است نشانيدن ميت بر جايگاه غسل .
مسئله مكروه است گرفتن ناخن او و تراشيدن عانه او و كندن موي او و اگر چنين كاري كند آنها را با او دفن كند .
مسئله مكروه است كه سخت دست بمالد بر موي او بجهت آنكه شايد بريزد پس اگر بريزد با او دفن كند .
مسئله مكروه است فشردن شكم او و بندهاي او .
مسئله مكروه است گرم كردن آب از براي ميت مگر آنكه شوينده بر جان خود بترسد از شدت سرما .
مسئله مكروه است حنوط بمشك .
مسئله مكروه است عنف و بسختي رفتار كردن با ميت و گرفتن ميت در ميان دو پا .
مسئله مكروه است ماليدن شكم ميت در غسل سيوم .
مسئله مكروه است بريدن آب وقتيكه ريخت در شستن فرج و دو جانب .
مسئله مكروه است پاك كردن زير ناخنهاي او .
مسئله مكروه است كه چيزي در گوش او گذارد يا آب در گوش و بيني او داخل كند .
مسئله مكروه است كه چيزي در بيني او داخل كند مگر آنكه بترسد كه چيزي از آن بيرون آيد .
[ص 37] مختصري در تمام آداب غسل از اول تا آخر :
هر گاه خواهي كه ميت را بشوئي او را بر جاي غسل بگذار و كف پاهاي او را رو بقبله كن و اگر پيراهني داشته باشد دستهاي او را بيرون آور به آرامي و پيراهن او را جمع كن بر عورت او و از پائين هم دامان او را بالا زن تا بزانو يا آنكه بر عورت او خرقه بگذار و بندهاي تن او را بآرامي ملايم كن و اگر خشك شده باشد بگذار بحال خود و دست بر شكم او بآرامي بمال و بگو اللهم اني سلكت حب محمد صلي الله عليه و آله في بطنه فاسلك به سبيل رحمتك پس اگر از شكم او چيزي بيرون آيد اول دستهاي او را بشوي پس فرج او را طاهر كن و خرقه بدست خود پيچيده باش كه دست بفرج او نزني پس بگير قدري از سدر و بينداز در ظرف آبي و آن آب را بزن تا كف كند و آن كف را گرفته در ظرفي ديگر كن تا سر آن را بآن كف بشوئي پس اول دستهاي او را تا بند يا نصف ذراع يا تا مرفق سه دفعه ميشوئي با آب سدر پس ميشوئي فرج او را سه دفعه و ميپيچي بر دست چپ خود خرقه و ميشوئي او را از زير جامه و غيري آب ميريزد از بالاي دست تو و تو دست خود را داخل جامه او ميكني و او را ميشوئي و آب را قطع نكند تا بكلي فرج او را بشويد پس ابتداء ميكني و ميشوئي سر او را بكف سدر پس بعد از آن بآب سدر ميشوئي و اول نصفه راست سر او را با ريش و رو و گردن او ميشوئي پس نصفه چپ سر او را بهمين قسم ميشوئي و بعضي گفتهاند كه آب را در شستن سر او نبُرند تا شستن او [ص 38] تمام شود و سعي كن كه آب داخل چشم و گوشهاي آن نرود و وقت شستن انگشت بر گوش و بيني آن بگذارد كه آب نرود در گوش و بيني او و بر موي او به آرامي دست ميكشد تا چيزي از او نيفتد و اگر چيزي بيفتد او را ضبط كرده در كفن او بگذارد و اگر سر او را و ريش او را با خطمي بشويد باكي نيست پس او را بجانب چپ برگرداند تا جانب راستش ظاهر شود و قدري آب بر سينه و زانوي او بپاشد با همان آب سدر پس جانب راست او را از فرق سر تا كف پا بشويد و انگشت بر گوش و بيني آن گذارد تا آب داخل نشود و آب را نبرد تا تمام اين جانب را بشويد و به آرامي دست بكشد بر پشت و شكم و بغل و زير دست او و زير ناخنهاي او را پاك نكند و چون بورك آن رسد آب بيشتر بريزد و مبادا كه اين را ترك كني پس او را بگردان بجانب راست تا ظاهر شود چپ او و اين جانب را هم بشوي چنانچه جانب راست را شستي پس او را به پشت بخوابان و به آرامي دست بر شكم او بمال و اگر چيزي بيرون آيد پاك كن پس ظرفي را كه در آن آب سدر بوده خالي كن و آن را بآب خالص بشوي و دستهاي خود را هم تا مرفق بشوي پس ظرف را آب كن و نيم حبه كافور در او انداخته و آنرا در آب بمال پس ابتدا كن دستهاي ميت را بشوي بعد از آن فرج آن را بعد سر آنرا بعد جانب راست آن را بعد جانب چپ چنانكه دانستي سه دفعه سه دفعه بشوي پس او را به پشت بخوابان و ديگر بر شكم دست ممال بعد دستهاي خود را تا مرفق بشوي [ص 39] و ظرفهاي آب را نيز بشوي بآب خالص پس ميت را بآب خالص بشوي چنانكه گفتيم و در حال غسل بگو عفوك عفوك پس چون غسل او تمام شد دستهاي خود را تا شانه يا تا مرفق سه دفعه بشوي و پاهاي خود را تا زانو پس ميت را بگذار در جامه و بخشكان او را پس قدري پنبه ميگيري و قدري حنوط در او ميپاشي و ميگذاري بر فرج از پيش و از پس ، پس بهپيچ رانهاي او را چنانچه خواهد آمد و بر تو باد كه امين باشي و خبر ندهي بآنچه از او ديدي پس ميپيچي او را چنانچه خواهد آمد اين است آداب غسل از اول تا آخر اميدوارم كه خدا ياري كند ما و شما را بر مردن .
مقصد پنجم - در كفن كردن و حنوط نمودن و در آن چهار نوع مسئله است :
نوع اول - در احكام كفن است و در آن چند مسئله است :
مسئله كفن از براي ميت واجب است و قيمت كفن از جميع مال است پيش از ميراث و كفن زن بر شوهر است .
مسئله مستحب است نيكو كردن كفن و سفيد بودن او و از پنبه بودن او و مكروه است سعي كردن در ارزان خريدن و بودن آن از كتان .
مسئله جايز نيست كفن كردن در جامه كعبه و در حرير محض و اگر ممزوج باشد از پنبه و كج و پنبه بيشتر باشد باكي نيست و مكروه است سياه بودن كفن .
مسئله مستحب است تبرع بكفن ميت يعني كسي او را قربةً الي الله كفن [ص 40] كند و اگر عيال او فقير باشد جايز است كه از زكوة بايشان دهند تا خرج كفن و دفن و حنوط بكنند و اگر دو كفن از براي ميت فقير حاصل شود بايد با يكي او را كفن كنند و يكي را بعيال او دهند .
مسئله غسّال كفن ميكند ميت را بعد از شستن دستها تا شانه سه دفعه يا تا مرفق و پاها را تا زانو .
مسئله مكروه است خوشبو كردن كفن و بخور دادن آن و خوشبو كردن ميت و بخور دادن او و حنوط كردن بغير كافور و مكروه است كه مجمره و آتش از عقب او ببرند .
مسئله مكروه است گذاردن حنوط بر نعش و مستحب است خوشبو كردن كفن بكافور .
مسئله مستحب است كه بر كفن بنويسند فلانٌ يشهد ان لا اله الا الله و روايتي شده است كه بر كفن موسي ابن جعفر عليهما السلام تمام قرآن نوشته بود .
مسئله اگر از ميت چيزي بيرون آيد و كفن ملوّث شود اگر بلحد نگذاردهاند كفن را بشويند و اگر گذاردهاند آن موضع را بچينند و لاي او را از لاي ديگر بگذرانند تا بدنش پيدا نباشد .
مسئله مستحب است كه كفن از مال حلال بسيار پاكيزه باشد و مستحب است مهيّا كردن كفن و نگاه كردن بآن .
مسئله اگر پيراهن تازه ميبُرد نبايد كه دكمه و سجاف و آستين داشته باشد و اگر پيراهن پوشيده است باكي نيست كه آستين و سجاف داشته [ص 41] باشد و لكن دكمِهاي او را قطع كند .
مسئله مستحب است گذاردن تربت سيدشهدا عليه السلام با ميت در قبر او و مخلوط ميكند با حنوط .
مسئله مستحب است كفن كردن در برد قرمز .
مسئله مستحب است كفن كردن در پيراهني كه در او نماز كرده باشد و روزه گرفته يا در جامه كه در او احرام كرده است .
نوع دوم - در واجبات و مستحبات كفن است و در آن چند مسئله است :
مسئله كفن واجب سه جامه است نه كمتر و آن لنگ است و پيراهن و لفافه و زياده بر سه تا پنج سنت است و يكي از سنتها پارچهايست كه پهناي او يك وجب يا يك وجب و نيم باشد و درازي آن سه ذراع و نيم و ديگري عمامه است و اين دو از كفن واجب نيستند و كفن واجب از براي مردان و زنان مساويست و زياده بر سه در اصل كفن بدعت است .
مسئله مستحب مؤكد است كه زن را در پنج جامه كفن كنند بخصوص اگر جثهاش بزرگ باشد پس براي آن خماري و لفافه ديگر زياد ميكنند و ميبندد پستانهاي زن را با خرقه و در پشت گره ميزند و اين از اصل كفن نيست و از براي زنان پنبه بيشتر ضرور است و بر پيش و پس پنبه با حنوط ميگذارد و خرقه سخت ميبندد كه چيزي بيرون نيايد .
مسئله روايتي شده است كه بر روي ميت بردي مياندازد در قبر و آن [ص 42] را در زير پهلو و صورت او مياندازد .
نوع سيوم - در حنوط است و در آن چند مسئله است :
مسئله واجب است حنوط كردن ميت محلّ بكافور بطوري كه خواهد آمد و حنوطي نيست مگر بكافور و حنوط مرد و زن مساويست .
مسئله حنوط ميكند ميت را در پيشاني و دو كف دست و دو زانو و دو سر انگشت بزرگ پاها كه اينها مواضع سجده است و طرف بيني و بندها را از سر تا پا و سر و ريش و سينه و فرج و گردن و شانِها و مرفقها و وسط كف دستها را و روايتي شده است در گودي گردن و كف پاها و موضع بند نعلين را نيز حنوط كنند .
مسئله مستحب است كه بوده باشد مقدار كافور سيزده درهم و ثلثي كه بطور متعارف مابين فقها هفت مثقال صيرفي باشد و حد وسط آنست كه سه مثقال باشد و كمتر آن هژده نخود است و روايتي رسيده است كه يك مثقال و نيم شرعي فرمودهاند كه يك مثقال و هشت يك مثقال صيرفي باشد .
مسئله كافور غسل و كافوري كه كفن را خوشبو ميكنند خارج از مقدار كافور حنوط است و آنچه از كافور حنوط زياد آيد ميريزي بر سينه ميت و در وسط كف دستهايش .
مسئله اگر ميت محرم باشد او را غسل ميدهد و كفن ميكند مثل محلّ مگر آنكه او را خوشبو نميكند نه بحنوط و نه بغير حنوط .
مسئله مستحب است كه مخلوط كند با حنوط چيزي از تربت سيدشهداء [ص 43] را عليه السلام .
نوع چهارم - در احكام جريده است و در آن چند مسئله است :
مسئله مستحب است گذاردن دو جريده با ميت و بايد تر و سبز باشد و كفايت نميكند خشك آن و اگر جريده نخل نباشد چوب سدر گذارند و اگر او يافت نشود چوب بيد و اگر او يافت نشود چوب انار و اگر آن هم نباشد چوب هر درخت كه باشد تر باشد .
مسئله درازي جريده بايد بقدر يك ذراع باشد يا بقدر استخوان ذراع باشد يا بقدر يك وجب باشد و همه كفايت ميكند .
مسئله يك جريده از دو جريده كفايت ميكند و اگر دو باشد يكي را از پيش بالاي سينه گذارد تا هر جا برسد و اين را روي تن ميت ميگذارند و يكي ديگر را در بالاي پيراهن از جانب چپ سينه بهمان نهج ميگذارند و روايتي شده است كه ميگيري دو قطعه از جريده نخل را بقدر ذراعي و يكي را مابين دو زانو ميگذاري باينطور كه وسط آن چوب را بر زانوها ميگذاري و يكي ديگر را در زير بغل راست او ميگذاري و روايتي ديگر شده است در يك جريده كه قدر ذراع باشد و ميگذاري او را از بالاي سينه او تا دست او و ميپيچي او را با كفن او و بغير از اين هم نيز روايت شده است و همه كفايت ميكند .
مسئله اگر در حال تقيه باشد و نتواني كه جريده را بطور سنت بگذاري كفايت ميكند كه آن را با كفن او در قبر او بگذاري و مطلقا جايز است گذاردن جريده در قبر .
[ص 44] مختصري در آداب كفن كردن از اول تا آخر :
بعد از آنكه ميت را غسل دادي بطوريكه ذكر شد پس بشوي دستهاي خود را تا شانه سه دفعه يا تا مرفق و بشوي پاهاي خود را تا زانو پس بگير جامه نظيفي و ميت را بآن بخشكان به آرامي پس قدري پنبه بگير و بر او حنوط بپاش و بر فرج او از زير پيراهن بگذار و پر ميكني مابين دو الْيهِ او را از پنبه كه چيزي بيرون نيايد و مبادا كه پنبه را در دُبُر او داخل كني كه حرمت ميت در حال مردگي مثل حرمت زندگي اوست پس عورت او را پوشانيده و پيراهن او را پاره كرده از طرف پا بيرون كني پس ميگيري لفافه را و پهن ميكني بر موضعي و درازي لفافه را از طرف راست قبله بطرف چپ قبله قرار ميدهي زيرا كه بعد از غسل ميت را ميبايد در هر جا كه ميگذاري بر هيئت لحد گذاري بعد بر لفافه ميپاشي قدري از كافور پس بر آن لنگ را پهن كن چنانچه از بعضي احاديث برميآيد و لكن معروف مابين فقها رضوان الله عليهم آن است كه پيراهن را اول بر روي لفافه پهن كني و شايد كه اين اقرب بصواب باشد بجهت اينكه لنگ بستن بالاي پيراهن از طريقه اهل جاهليت است و بالاي پيراهن هم قدري كافور ميپاشد و ميبايد كه پيراهن دكمه و سجاف و آستين نداشته باشد و اگر پيراهن پوشيده باشد باكي نيست كه آستين و سجاف داشته باشد و لكن دكمه او را قطع ميكند و دامن بالاي پيراهن را بالا ميزند بطرف سر پس پهن ميكند بر او لنگ را بنا بر قولي و ميپاشد بر او كافور پس پهن ميكند بر لنگ [ص 45] خرقه را كه پهناي او يك وجب يا يك وجب و نيم باشد و درازي او سه ذراع و نيم و در او قدري كافور ميپاشي پس متوجه ميت ميشوي بجهت حنوط كردن و ميسائي كافور را و مسح ميكني بآن كافور مواضع سجده او را و طرف بيني و همه بندهاي او را از سر تا پا و سر و ريش و سينه و گردن و شانِها و كف دستها و فرج و باطن پاها و موضع بند نعلين او را و روايتي شده است كه در گودالي گردن او هم ميگذارد پس هر چه از كافور زياد آيد بر سينه او گذارد و بر كف دستهايش پس بآرامي او را برميدارد و ميگذارد بر روي كفن بطوريكه در لحد ميگذارند پس بر روي فرجهاي او پنبه ميگذارد و مابين اليتين او را پر از پنبه ميكند پس آن خرقه دراز را بر رانهاي او ميپيچد از بالاي ران تا پيش زانو تا چيزي از فرج او بيرون نيايد پس جريدهها را بطوري كه ذكر شد ميگذارد پس لنگ را بر آن ميبندد بنا بر قولي و طرف پيراهن را بر او مياندازد پس عمامه بر او ميبندد باينطور كه وسط عمامه را بر سر او ميگذارد و دو طرف عمامه را ميگرداند از دو طرف پس آنچه زياد آيد از طرف راست بطرف چپ مياندازد و از طرف چپ بطرف راست و ميكشد او را بر سينه او و روايتي شده است كه دو طرف او را از پشت سر بيندازد و پيشاني او را آشكار كند پس او را ميپيچد در لفافه و اگر بخواهي بردي بر او بينداز و روايتي شده است كه قدري از كافور بر پشت كفن بپاشد و اگر زن باشد كفن كند او را و حنوط كند او را چنانچه گذشت مگر آنكه بر پستانهاي او خرقه [ص 46] ميبندد كه پستانهاي او بسينه بچسبد و بر پشت ميبندد و پنبه از براي زنان بيشتر ميگذارد و قبل و دبر را پر از پنبه و حنوط ميكند و خرقه را محكم ميبندد و در دو لفافه ميپيچد و كفنها را بخور ندهد و آتش نزديك ميت نياورد و مجمره و دود نزديك نياورد و بغير از كافور بوي خوشي باو نزند بجهت آنكه ميت بمنزله محرم است و چاره از كافور نيست چرا كه سنت است .
نوع اول - در كسي است كه نماز بر آن ميگذارند و در آن چند مسئله است :
مسئله واجب است نماز بر هر مسلمي اگر چه فاسق باشد يا كشنده خود باشد يا سنگسار كرده شده باشد و حساب همه بر خداست .
مسئله جايز نيست نماز بر كفار اگر چه در ذمّه باشند و بر خوارج و ناصبيان شيعيان آلمحمد عليهم السلام و بر كسي كه انكار امامي كرده باشد يا امامي كه از جانب خدا نباشد براي خود زياد كرده باشد و كرامتي براي آنها نيست .
مسئله جايز نيست نماز بر مخالفين مگر مستضعفين ايشان پس نماز بر ايشان ميگذارد و حسابشان بر خداست .
مسئله احتياط در آنست كه چون طفل بشش سالگي رسد نماز بر او كنند .
مسئله كسي كه درنده يا مرغي او را خورده باشد مگر استخوانهاي او را نماز بر او ميكنند و او را دفن ميكنند .
[ص 47] مسئله اگر بعضي اعضاي ميت را بيابند اگر عضويست كه در آن دل هست نماز بر آن ميكنند و مستحب است نماز بر عضو تام كه از ميتي پيدا شود و اگر اعضاي متفرقه باشد جمع ميكند آنها را و نماز ميكند بر آنها و عرياني كه ساتري از براي او يافت نشود او را در لحد ميگذارند و بر او سنگ يا خشت يا خاك ميگذارند و بر او نماز ميكنند .
مسئله كسي را كه بر دار زدهاند در هر حالت نماز بر او بايد كرد .
نوع دويم - در كسي است كه نماز بر ميت ميكند و در آن چند مسئله است :
مسئله واجب است نماز بر ميت بر هر كس كه مطلع شود بر موت او و اگر يكي نماز گذارد از باقي ساقط ميشود .
مسئله احتياط در آن است كه اولاي مردم بميت بر ميت نماز كند يا كسي نماز كند كه او اذن دهد .
مسئله اولاي مردم بميت كسيست كه اولاي مردم باشد بميراث .
مسئله اولاي مردم بزن شوهر است تا او را بقبر بگذارد .
مسئله امام سزاوارتر است بنماز كردن بر جنازه خواه ولي اذن بدهد يا ندهد .
مسئله اگر در ميان حاضرين كسي از بنيهاشم باشد او سزاوارتر است كه ولي او را مقدم دارد .
مسئله جايز است نماز كردن بر ميت در حال جنابت و حيض و بي وضو .
نوع سيوم - در كيفيت نماز است و در آن چند مسئله است :
مسئله واجب است در نماز ميت پنج تكبير و احتياط در آن است كه در [ص 48] ميان تكبيرات دعا بخوانند و در نماز ميت قرائتي و دعائي بخصوصه نيست و بهر طور بخواهي دعا ميكني و همچنين در او ركوعي و سجودي و سلامي نيست و در هر تكبيري دستهاي خود را بلند ميكني .
مسئله مستحب است كه بعد از تكبير اول شهادتين بگويد و بعد از تكبير دويم صلوات بر محمد و آلمحمد صلوات الله عليهم بفرستد و بعد از تكبير سيوم دعا براي مؤمنين كند و بعد از تكبير چهارم دعا بر ميت كند بعد تكبير پنجم را بگويد و نمازش تمام ميشود .
مسئله اگر نماز بر مخالفين ميكند از راه تقيه نفرين ميكند عوض دعا .
مسئله اگر خواهي نماز بر شخص دارزده كني اگر روي او بقبله است بطرف شانه راست او بايست و اگر پشت او بقبله است بر طرف شانه چپ او بايست و اگر شانه چپ او بقبله است تو بطرف شانه راست او بايست و اگر شانه راست او بقبله است تو بطرف شانه چپ او بايست خلاصه در هر حال نزد شانِهاي او بايست و روي خود را مابين مشرق و مغرب كن از جانبي كه قبله است و رو بميت مكن و پشت باو منما .
مسئله ميت را بعد از غسل دادن در هر حال بايد بطوريكه در لحد ميگذارند گذارد .
مسئله كسي كه نماز بر جنازه ميگذارد اگر آن جنازه زن است در پيش سينه او بايستد و اگر جنازه مرد است در وسط او بايستد و روايتي شده است براي زن در پيش سر او بايستد و براي مرد در پيش سينه .
مسئله مستحب است طهارت از براي نماز جنازه اگر صاحب حدث باشد و اگر بترسد كه نماز بگذرد تيمم ميكند و نماز ميكند خواه جنب باشد [ص 49] خواه غير جنب و اگر حايض باشد تيمم ميكند و نماز ميكند و لكن از صف جدا ميايستد تنها .
مسئله مكروه است نماز بر جنازه با كفش و باكي نيست بموزه .
مسئله اگر جنازِهاي متعدد باشد يك نماز براي همه كافيست و ميچيند جنازهها را باينطور كه مقدم ميدارد مرد آزاد را بجانب امام بعد از آن غير بالغ را بعد از آن بنده را بعد از آن زن را و روايتي رسيده است كه پيش گذاشتن زن و بعد گذاشتن مرد جايز است .
مسئله سزاوار است كه اولياي ميت مردم را خبر كنند بخصوص برادران ميت را كه حاضر شوند بر جنازه او و نماز كنند براي او و استغفار كنند براي او و شهادة خير دهند براي او .
مسئله سزاوار است كه نمازكننده از جاي خود حركت نكند تا جنازه را بردارند .
نوع چهارم - در كيفيت نماز است بطور كلي و در آن چند مسئله است :
مسئله در نماز بر مؤمن و گذشت كه پنج تكبير واجب است و احتياط در آنست كه دعا در ميان هر تكبير بخوانند و بجهت تبرك دعاهائي كه وارد شده است ذكر ميكنم پس هر گاه بخواهي نماز كني بر ميت و ولي او باشي يا ولي تو را مقدم داشته باشد پس بگو كه جنازه را بر هيئتي كه در لحد ميگذارند بگذارند و كفش خود را بكن اگر كفش داشته باشي پس اگر زن باشد بايست در نزد سر او يا سينه او و اگر مرد باشد بايست در نزد سينه او يا وسط او رو بقبله و دستهاي خود را به تكبير [ص 50] بلند كن و بگو الله اكبر پس بگو اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و ان محمدا عبده و رسوله و ان الموت حق و الجنة حق و البعث حق و ان الساعة آتية لا ريب فيها و ان الله يبعث من في القبور پس تكبير دويم را بگو و بگو اللهم صل علي محمد و آلمحمد و بارك علي محمد و آلمحمد و ارحم محمدا و آلمحمد افضل ما صليت و باركت و رحمت و ترحمت و سلمت علي ابرهيم و آل ابرهيم في العالمين انك حميد مجيد پس تكبير سيوم را بگو و بگو اللهم اغفر لي و لجميع المؤمنين و المؤمنات و المسلمين و المسلمات الاحياء منهم و الاموات تابع بيننا و بينهم بالخيرات انك مجيب الدعوات و ولي الحسنات يا ارحم الراحمين پس تكبير چهارم را بگو و بگو اللهم ان هذا عبدك و ابن عبدك و ابن امتك نزل بساحتك و انت خير منزول به اللهم انا لانعلم منه الا خيرا و انت اعلم به منا اللهم ان كان محسنا فزد في احسانه احسانا و ان كان مسيئا فتجاوز عنه و اغفر لنا و له اللهم احشره مع من يتولاه و يحبه و ابعده ممن يتبرأ و يبغضه اللهم الحقه بنبيك و عرف بينه و بينه و ارحمنا اذا توفّيتنا يا اله العالمين پس تكبير پنجم را بگو و بيرون ميروي از نماز و بعد اين دعا را بگو ربنا آتنا في الدنيا حسنة و في الآخرة حسنة و قنا عذاب النار و ديگر سلامي ندارد و از جاي خود حركت نكن تا جنازه را بردارند اگر مستضعف باشد بگو اللهم اغفر للذين تابوا و اتبعوا سبيلك و قهم عذاب الجحيم و استغفار كن از براي او بطور شفاعت اگر بتو راهي داشته باشد نه بطور ولايت .
[ص 51] مسئله اگر ميت را نشناسي كه چه مذهب دارد و چطور است بگو اللهم ان هذه النفس انت احييتها و انت امتّها اللهم وَلِّهٰا ما تولت و احشرها مع من احبّت .
مسئله اگر ميت مخالف باشد يا ناصبي باشد و تو از روي تقيه نماز كني بگو در نماز آن اللهم اخز عبدك في عبادك و بلادك اللهم اصله اشدّ نارك اللهم اذقه حرّ عذابك فانه كان يتولي اعداءك و يعادي اولياءك و يبغض اهل بيت نبيك .
مسئله اگر ميت طفل باشد بگو اللهم اجعله لابويه و لنا سلفا و فرطا و اجرا .
نوع پنجم - در احكام و در آن چند مسئله است :
مسئله جايز است مكرر نماز كردن بر ميت و باكي نيست كه بر او نماز كنند بعد از دفن اگر چه بر او نماز كرده باشند .
مسئله مأموم پيش از امام تكبير نگويد و اگر پيشتر گفت اعاده كند .
مسئله اگر مأموم برسد وقتيكه يك تكبير امام مانده باشد يا دو تكبير يا سه تكبير يا چهار تكبير بعد از تمام شدن نماز امام رو بقبله ميايستد و باقي تكبيرات خود را ميگويد پيدرپي رو بقبله و اگر جنازه را برداشته باشند از عقب جنازه ميرود و باقي تكبيرات خود را ميگويد رو بقبله و اگر هيچ يك تكبيرات را درك نكند تكبير ميگويد در نزد قبر و اگر برسد وقتيكه دفن كردهاند تكبير بگويد بر قبر .
مسئله اگر كسي شروع در نماز كرد و يك تكبير يا دو تكبير گفت و جنازه [ص 52] ديگر را گذاشتند پنج تكبير ديگر ميگويد بر هر دو جنازه و اگر اهل جنازه اول بخواهند بگذارند جنازه خود را تا نماز بر هر دو تمام شود ميگذارند و الا برميدارند بعد از آنكه پنج تكبير باو رسيد و امام باقي نماز را بر دويمي ميكند و اگر امام بخواهد نماز را بر اولي تمام ميكند و نمازي ديگر براي دويمي بجا ميآورد .
مسئله جايز است كه بعد از تكبير اول سوره حمد را بخواند چرا كه آن هم حمد و ثناي خداست و دعاست و بعد از تكبير دويم صلوات بر پيغمبر و آل پيغمبر بفرستد و بعد از سيوم دعا براي مؤمنين كند و بعد از چهارم دعا براي ميت كند و قرائت معيني در نماز ميت نيست و جايز است كه غير از سوره حمد آيه ديگر بخواند كه حمد و تسبيح و تهليل و استغفار و دعا داشته باشد .
مسئله سزاوار است كه سر ميت بطرف دست راست امام باشد و پاهاي او بطرف دست چپ او در وقتيكه رو بقبله ميايستد و نماز ميكند بر او پس اگر نماز كرد و بعد دانست كه برعكس بوده نماز را اعاده ميكند مادامي كه دفن نكرده باشد و اگر بعد از دفن مطلع شود همان نماز كافيست .
مسئله جايز است نماز كردن بر جنازه در هر وقتي مادامي كه تنگ نشده باشد وقت نماز واجبي ديگر .
مسئله مكروه است نماز بر جنازه در مسجد .
مسئله بهترين صفها در نماز جنازه صف آخر است .
[ص 53] مسئله جايز است كه يك مرد نماز كند بر جنازه و اگر دو نفر باشند مأموم پشت سر امام نماز كند و پهلوي او نايستد و همچنين اگر زياده بر اين باشند و اگر دو زن باشد صف ميكشند و نماز ميكنند و همچنين اگر بيشتر باشند .
مسئله جايز است كه زنان براي جنازه بيرون روند و مكروه است كه زن جوان بيرون رود .
مقصد هفتم - در آنچه متعلق است بدفن و در آن چهار نوع مسئله است :
نوع اول - در اموري كه مقدم است بر دفن و در آن چند مسئله است :
مسئله مكروه است گذاردن مرد و زن بر يك تخت .
مسئله مستحب است تشييع جنازه و دعا از براي ميت .
مسئله احتياط در آن است كه پيش روي جنازه راه نروند و افضل آن است كه پشت سر آن راه روند و جايز است در دو پهلوي آن راه رفتن .
مسئله مكروه است سوار شدن از براي مشايعتكننده مگر آنكه معذور باشد و جايز است در وقت برگشتن .
مسئله مستحب است برداشتن تخت و تربيع آن هر طور ميسر شود و سنت در تربيع آن است كه ابتداء كند بدست راست ميت و پايه سرير را بدست راست خود بگيرد پس برود نزد پاي راست آن و آن را بدست راست خود بگيرد پس برود نزد پاي چپ و از پشت سر جنازه [ص 54] بگردد و آنرا بدست چپ خود بگيرد پس ميرود در پيش دست چپ و ميگيرد آنرا بدست چپ خود پس اگر بخواهد ميرود از پيش روي جنازه باز بدست راست و ميگردد بر آن از جانب راست هميشه بسوي چپ و اگر تربيع جنازه مخالف را از روي تقيه كند ابتداء بدست راست آن كند پس پاي راست پس از پيش روي بگردد بدست چپ او پس پاي چپ او و دور نزند بر جنازه او .
مسئله مستحب است كه مشايعتكننده با جنازه باقي باشد تا اينكه نماز او كرده شود و دفن شود و تعزيه اهل او را بگويد اگر چه ولي رخصت بازگشت دهد و حاجتي نيست باذن در مشايعت و مكروهست بازگشتن از مشايعت مگر بعد از دفن يا اذن اهل جنازه .
مسئله مكروه است كه آتش يا مجمره از عقب جنازه برند يا آتشي و دودي نزديك ميت برند و تعجيل نكند از براي او آتش را و اگر شب باشد جايز است چراغ بردن و لكن نزديك نبرند .
مسئله مكروه است خنده در حال مشايعت و سزاوار است تفكر كردن و عبرت گرفتن و خود را بجاي او انگاشتن و اينكه خيال كند من مرده بودم و التماس كرده بودم كه مرا برگردانيد اينك مرا برگردانيدند بسوي دنيا پس بفكر تدارك افتد .
مسئله صاحب مصيبت بي ردا مشايعت ميكند تا شناخته شود و اما اجنبيان بي ردا مشايعت نكنند .
مسئله مستحب است كه مشايعتكننده ننشيند تا ميت را در لحد بگذارند .
[ص 55] مسئله مستحب است كه جنازه را ميانه برند كه نه بسيار آرام باشد و نه بسيار تند و او را بحركت نياورند و جايز نيست كه كسي بگويد كه جنازه را بمدارا بريد كه رحمت بر او كنند .
نوع دوم - در آنچه مقارن دفن است و در آن چند مسئله است :
مسئله مستحب است كندن قبر و مستحب است دفن كردن در حرم مكه و در مشاهد مشرفه .
مسئله حد كندن قبر سه ذراع است و مكروه است زياده از آن و لحد را در جانب قبله قبر قرار دهد و گشادي آن دو ذراع و يك وجب باشد و درازي او بقدر قامت ميت .
مسئله سزاوار است كه ميت را بقدر دو سه ذراع بقبر مانده بر زمين گذارند و يك دفعه او را بر قبر وارد نياورند چرا كه از براي قبر هولهاي عظيم است پس او را دو سه ذراع دورتر بر زمين گذارند پس بردارند و نزديكتر گذارند و صبر كنند تا تدارك خود را بگيرد پس بردارند و بر لب قبر گذارند .
مسئله جنازه زن را در طرف قبله قبر گذارند تا اينكه از راه پهنا او را بگيرند و او را در قبر گذارند و در طرف پاي او اولاي مردم باو باشد و جنازه مرد را در جانب پاي قبر گذارند تا از جانب پا او را بگيرند و او را بمدارا بقبر گذارند .
مسئله اختيار داخل شدن قبر در دست ولي است پس اگر بخواهد يك نفر را داخل كند و اگر خواهد دو نفر را .
[ص 56] مسئله از هر طرف قبر كه خواهد داخل شود و لكن بيرون نيايد مگر از طرف پا .
مسئله مكروه است داخل شدن پدر در قبر پسر و سزاوار است كه شوهر داخل قبر زن شود يا كسي كه در حال حيات او را ميديد .
مسئله وضو ميگيرد كسي كه ميت را داخل قبر ميكند و مكروه است كه داخل شوند در قبر با عمامه و كلاه و كفش و موزه و طيلسان و ردا مگر در حال ضرورت و تقيه كه موزه باكي نيست و مستحب است باز كردن دكمهها .
مسئله سزاوار است وقتيكه ميت را در لحد ميگذارد از براي او بالشي از خاك بسازد و در طرف پشت او كلوخ يا خشت بگذارد تا بپشت نيفتد و بندهاي كفن را بگشايد و روي او را آشكار كند و گونه راست او را بر خاك گذارد .
مسئله سزاوار است كه دست چپ خود را بر شانه چپ او گذارد و او را حركت تندي دهد و تلقين كند او را شهادتين و اقرار بائمه عليهم السلام را و نامهاي ايشان را ببرد و در روايتي است كه دست بر شانه راست او زند و دهان خود را بر گوش او گذارد و تلقين كند او را و اولاي مردم باو نزد سر او باشد تا تلقين كند او را دو مرتبه .
مسئله مستحب است آن بردي كه بر روي او انداخته بودند در زير پهلو و روي او گذارند و مستحب است گذاردن قدري از تربت حسين عليه السلام با ميت در كفن او و در قبر او و اگر مهري از تربت قبر [ص 57] مشرفه در پيش روي او گذارند باكي ندارد .
مسئله جامه بر روي قبر زن كشند تا او را پنهان كنند .
مسئله سزاوار است كه لحد را با خشت و گل محكم كنند تا خاك بر روي ميت نريزد و مستحب است كه همان خاك قبر را در قبر ريزند كه غير آن خاك بر ميت گران آيد .
مسئله مستحب است كه خاك را ساعتي در كف خود نگاه دارد و بعد بر قبر ريزد و هر كس بيش از سه كف نريزد و روايتي شده است كه با پشت دست خاك ميريزد .
مسئله خاك نريزد خويش در قبر خويش كه صاحب رحم يكديگر باشد زيرا كه آن قساوت ميآورد .
نوع سيوم - در آداب بعد از دفن است و در آن چند مسئله است :
مسئله مستحب است مساوي كردن قبر و چهار گوش كردن او و بلند كردن او چهار انگشت بسته .
مسئله مستحب است كه آب بريزد بر قبر پس ميايستد رو بقبله و آب ميريزد از پيش سر پس ميگردد بر گرد قبر تا ميرسد بهمان مكان اول و هر چه آب زياد آيد در وسط قبر ريزد و مستحب است كه چهل روز بر قبر آب ريزد .
مسئله مستحب است كه دست خود را نزد سر قبر بر خاك گذارد بطوري كه اثر او در خاك بماند و انگشتان خود را باز نمايد و بايد رو بقبله باشد و روايتي شده است كه واجب است كسي كه بنماز نرسيده دست بر قبر كشد .
[ص 58] مسئله مكروه است خرپشته كردن قبر و مستحب است كه قبر را مسطح كنند و مكروه است گچ كردن قبر و گل كردن او و عمارت كردن بر او و جايز است گذاردن آجر بر قبر .
مسئله مستحب است كه اولاي مردم بميت نزد قبر بماند ساعتي بعد از مردم و خاك را بگيرد و تلقين كند او را بايمان و اركان ايمان و صوت خود را بلند كند تا ميت در جواب نكيرين درنماند .
مسئله مكروه است نشستن بر قبر و خنده كردن در قبرستان و ساختن مساجد نزد آنها و ايستادن زنها نزد قبر و جايز است پاي بر قبر گذاردن بلكه مستحب است .
نوع چهارم - در احكام است و در آن چند مسئله است :
مسئله واجب است دفن كردن ميت مسلم بطور كفايت .
مسئله جايز نيست دفن كافر و مشرك و ناصب و كرامتي براي آنها نيست اگر چه پدر او باشد .
مسئله هر كس بميرد در دريا او را ميگذارند در خمي و سر آنرا ميبندند و مياندازند او را در دريا يا به پاي او سنگي ميبندند و مياندازند در دريا .
مسئله اگر جائي بترسند بر ميتي كه كسي قبر او را بشكافد و بيرون آورد و بسوزاند جايز است كه چيز سنگيني باو بهبندند (ظ) و او را در دريا اندازند .
مسئله اگر مسلمي در چاه متوضي افتد و بميرد او را بيرون ميآورند و [ص 59] ميشويند و كفن ميكنند و دفن ميكنند اگر ممكن باشد و الا آن چاه را معطل كرده قبر قرار دهند .
مسئله احتياط در آن است كه ميت را در قبر رو بقبله بر دست راست بخوابانند و مخالفت ننمايند .
مسئله جايز است حمل كردن ميت بمشاهد مشرفه و حرم و جوار مؤمنين خواه قبل از دفن باشد و خواه بعد از دفن .
خاتمه - در غسل مس اموات است و در آن چند مسئله است :
مسئله احوط آن است كه هر كس مس كند ميت را بعد از سرد شدن غسل نمايد از جهت مس و اگر در حال گرمي آن مس كند غسلي ندارد و همچنين هر كس مس كند ميت را بعد از غسل دادن .
مسئله چيزي بر انسان نيست اگر ببوسد ميت را پيش از سرد شدن و بعد از غسل .
مسئله هر كس مس كند قطعه از بدن انسان را كه از بدن انسان جدا كرده باشند و در آن استخوان باشد بر اوست غسل .
مسئله غسلي نيست بر كسي كه ميت را داخل قبر كند يا او را بردارد يا كفن او را مس كند .
مسئله از مس كردن ميت غير انسان غسلي بر انسان وارد نميآيد .
مسئله اگر كسي مس كند موي ميت را غسلي بر او وارد نميآيد .
مسئله احكام غسل مس مثل غسل جنابت است و گذشت .
[ص 60] مقصد اول - در غسلهاي متعلقه باوقات است و در آن سه نوع مسئله است :
نوع اول - در غسل روز جمعه است و در آن چند مسئله است :
مسئله مستحب مؤكد است غسل جمعه بر مردان و زنان و آزادان و بندگان .
مسئله وقت غسل جمعه از بعد از طلوع فجر است تا زوال و هر چه نزديكتر بزوال غسل كند بهتر است .
مسئله اگر كسي ترك كند غسل را قبل از زوال قضا كند آن را و اگر آبي نيابد قضا كند آن را روز شنبه و جايز است ترك قضا .
مسئله رخصت است از براي زنان كه ترك غسل جمعه كنند در سفر و روايتي در حضر هم رسيده است .
مسئله سزاوار نيست ترك غسل جمعه در هيچ حالي مگر آنكه عذري داشته باشد .
مسئله كسي كه آب نداشته باشد مستحب است كه بخرد آب را اگر چه قُوت آنروز خود را بدهد بآب و آنروز را گرسنه سر كند زيرا كه هيچ سنتي عظيمتر از آن نيست هر عيبي كه در ايام هفته در وضوي انسان واقع شده باشد اين غسل رفع آن عيب را ميكند .
مسئله روايتي هم رسيده است كه قضاي غسل جمعه را در ايام هفته ميتواند بكند .
مسئله اگر كسي فراموش كند غسل را روز جمعه و نماز كند بعد بخاطرش [ص 61] آيد اگر وقت نماز باقي است غسل كند و نماز را اعاده كند و اگر وقت گذشته اعاده ندارد .
مسئله اگر كسي ترك غسل جمعه كرد استغفار كند و ديگر چنين عملي نكند .
مسئله اگر كسي در سفر باشد و روز پنجشنبه بآب رسد و بترسد كه روز جمعه آب كم باشد روز پنجشنبه غسل كند .
مسئله اگر كسي غسل كرد در روز جمعه و خوابيد پيش از نماز غسل را اعاده نميكند .
نوع دوم - در غسلهاي ماه رمضان است و در آن چند مسئله است :
مسئله مستحب است غسل در هر شب طاقي بخصوص در شب اول و روز اول و شب نيمه ماه و شب هفتدهم .
مسئله مستحب است غسل بخصوصه در شبهاي قدر كه نوزدهم و بيست يكم و بيست سيوم باشد .
مسئله مستحب است غسل بخصوصه در شب بيست پنجم و بيست هفتم و بيست نهم روايتي شده است كه پيغمبر صلي الله عليه و آله در دهه آخر هر شب غسل ميكردند .
مسئله غسلهاي ماه رمضان را در وقت غروب آفتاب بكند و بعد از آن نماز كند و افطار نمايد و روايتي رسيده است كه غسل در اول شب تا آخر شب كافيست .
نوع سيوم - در غسلهاي ساير ماههاست و در آن چند مسئله است :
[ص 62] مسئله مستحب است غسل در شب عيد فطر وقتيكه غروب كند آفتاب و روايتي شده است كه قبل از غروب آفتاب غسل ميكند .
مسئله مستحب است غسل در روز عيد فطر و مكروه است ترك آن و اگر كسي فراموش كند غسل را در روز عيد تا آنكه نماز كند اگر وقت باقي است غسل ميكند و نماز را اعاده ميكند و اگر وقت گذشته باكي نيست و وقت اين غسل بعد از فجر است .
مسئله مستحب است غسل در روز اضحي و مكروه است ترك آن و اگر فراموش كرد غسل را تا اينكه نماز كرد غسل كند و نماز را اعاده كند اگر وقت باقي است و الا باكي نيست و وقت اين غسل هم بعد از فجر است .
مسئله مستحب است غسل در روز ترويه و روز عرفه اگر چه در موقف نباشد .
مسئله مستحب است غسل نيم ساعت پيش از زوال شمس در روز عيد غدير خم .
مسئله مستحب است غسل در شب اول ماه رجب و شب نيمه و شب آخر آن .
مسئله مستحب است غسل شب نيمه شعبان .
مسئله مستحب است غسل روز نوروز .
مقصد دويم - در غسلهائي كه متعلق بمكانها است و در آن چند مسئله است :
مسئله مستحب است غسل از براي داخل شدن حرم .
مسئله مستحب است غسل از براي داخل شدن مكه .
[ص 63] مسئله مستحب است غسل از براي داخل شدن مسجدالحرام .
مسئله مستحب است غسل از براي داخل شدن خانه خدا .
مسئله مستحب است غسل از براي داخل شدن مدينه طيبه .
مسئله مستحب است غسل از براي داخل شدن مسجد مدينه طيبه .
مقصد سيم - در غسلهائي كه متعلق است بكارها و در آن چند مسئله است :
مسئله مستحب است غسل از براي زيارت .
مسئله مستحب است غسل از براي مباهله .
مسئله مستحب است غسل از براي استخاره و طلب حاجتها .
مسئله مستحب است غسل از براي احرام .
مسئله مستحب است غسل از براي زيارت خانه .
مسئله مستحب است غسل از براي طلب باران .
مسئله مستحب است غسل از براي توبه قبل از توبه .
مسئله مستحب است غسل از براي كسي كه وزغي را كشته باشد .
مسئله مستحب است غسل از براي كسي كه بخصوصه رفته باشد و بدارزده نظر كرده باشد .
مسئله اگر تمام قرص ماه يا آفتاب بگيرد و كسي نماز را عمدا ترك كند مستحب است كه غسل كند و قضا نمايد .
مسئله غسل ميكند زن مثل غسل جنابت اگر از براي غير شوهر خود را خوشبو كند .
[ص 64] مسئله مستحب است غسل از براي گرفتن تربت از محلش .
مسئله روايتي رسيده است كه غسل طفل مولود واجب است .
خاتمه - در احكام است و در آن چند مسئله است :
مسئله غسلهاي واجبي و سنتي كه مردان ميكنند بر زنان هم جايز است .
مسئله كسي كه چند غسل بر او باشد يك غسل از همه كفايت ميكند خواه آن غسلها واجب باشد يا سنت .
مسئله كسي كه غسل كند بعد از طلوع فجر از براي آن روز كفايت ميكند او را تا غروب اگر چه بخوابد در آن روز مگر غسل روز غدير كه بخصوصه در نيم ساعت قبل از ظهر بايد غسل كند و كسي كه غسل كند در اول شب از براي آن شب كفايت ميكند او را تا طلوع فجر اگر چه بخوابد و روايتي رسيده است كه غسل روز براي شب كفايت ميكند و غسل شب براي روز .
مسئله اگر غسل از براي وقت باشد پس هر زمان كه غسل كند كافيست او را خواه حدثي بعد از آن سرزند يا نزند و اگر غسل از براي داخل شدن مكاني باشد يا عملي و حدثي سرزند از او كه شكننده وضو باشد قبل از داخل شدن آن مكان يا قبل از آن عمل احتياط در اعاده غسل است .
مقصد اول - در جاهائي كه ميتوان تيمم كرد و در آن چند مسئله است :
مسئله يكي از جاهائي كه ميتوان تيمم كرد جائيست كه آب يافت نشود [ص 65] خواه در سفر باشد يا حضر لكن بعد از آنكه طلب كند در سفر باينطور كه اگر زمين سخت است بقدر مسافت رفتن يك تير از اطراف از پي آب بگردد و اگر زمين نرم است بقدر مسافت دو تير پس اگر يافت وضو ميگيرد و الا تيمم ميكند .
مسئله يكي ديگر جائيست كه آب باشد و لكن از جهت ترس نتواند بآن رسيد خواه ترس از جان باشد يا مال بقدري كه بر او سخت باشد و خواه ترس از دزد باشد يا درنده يا غير آن پس در اين وقت طلب هم ضرور نيست و تيمم ميكند .
مسئله يكي ديگر جائيست كه در چاهي آب باشد و چيزي كه بآن آب بيرون آورد نداشته باشد پس در اين وقت هم تيمم ميكند .
مسئله اگر جنب باشد و آب بقدر وضو داشته باشد نه غسل در اين وقت تيمم ميكند و نماز ميكند .
مسئله اگر كسي وضو نداشته باشد و آبي داشته باشد كه كمتر از مصرف وضو باشد تيمم ميكند .
مسئله اگر آب مييابد و لكن بخريدن آب ميخرد و وضو ميگيرد اگر چه بسيار گران باشد مادامي كه بر او بسيار سخت نباشد و نفقه آن بواسطه آن تمام نشود كه بدشواري افتد .
مسئله اگر كسي در ميان ازدحام مردم مخالف افتد در روز جمعه يا عرفه و وضو نداشته باشد و نتواند از ميان ازدحام بيرون آيد پس تيمم كند و با ايشان نماز كند و لكن بعد از متفرق شدن آنها وضو بگيرد [ص 66] و نماز را اعاده كند .