رساله هداية العوام
از تأليفات عالم رباني و فقيه صمداني
مرحوم آقاي حاج محمدكريم خان كرماني اعلي الله مقامه
حمد خداي را سزاست كه پرورنده عالميان است و درود پيغمبري را رواست كه مهتر جهانيان است و آل اطهارش كه بهترين پيشوايانند و ذريه طاهرينش كه افضل هاديانند .
و بعد چنين گويد بنده اثيم كريم ابن ابراهيم كه چندي قبل از اين رسالهٔ در فقه نوشته بودم مسما بجامع و بزبان عربي و عوام عجم از آن بهره نميبردند جمعي از برادران خواهش كردند كه رسالهٔ بزبان عجمي بنويسم كه عوام عجم از آن منفعت برند لهذا اقبال كردم بنوشتن اين رساله بطور اختصار و عوامفهم بطوري كه زن و مرد عجم مسائل واجبه خود را از آن بفهمند و محتاج بدرس خواندن پيش كسي نباشند و آنرا بهدايت العوام ناميده و در اين رساله چند كتاب است و انشاء الله مسئلههاي واجبه هر كتابي را بطور اختصار بيان خواهم كرد و لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم .
در طهارت است و در آن چند باب است :
باب اول - در آبها است . بدانكه آب بر دو قسم است يكي آب خالص كه همه كس او را آب گويند دويم آبي كه چيزي باو مخلوط شده باشد همچون آب زعفران يا از چيزي بيرون آمده باشد همچون آب انگور و انار اما آب اول هم طاهر است و هم طاهركننده چيزهاي ديگر كه نجس شده باشد و اما آب دويم طاهر است اگر نجاستي بآن نرسيده باشد و طاهركننده چيزهاي ديگر نيست و احكام آبها را در سه مقصد بيان ميكنم .
[ص 3] مقصد اول - در آب خالص است كه آن را آب مطلق گويند و در آن چند مسئله است :
مسئله بدانكه خداوند عالم آب را طاهر خلق فرموده است و طاهركننده و نجس نميشود هرگز بچيزي مگر اينكه تغيير كند رنگ او يا مزه او يا بوي او .
مسئله سزاوار است كه اجتناب كني از آن آبي كه كمتر از كر باشد و ايستاده باشد و نجاستي باو رسيده باشد پس از او مياشام و غسل مكن و وضو مگير مگر آنكه بقدر كر باشد .
مسئله كر كيلهايست كه سه وجب پهنا و سه وجب درازي و سه وجب گودي او باشد پس هر گاه آبي باشد بمقدار اين كيله يا زياده و نجاستي باو برسد نجس نخواهد شد مگر آنكه متغير شود .
مسئله مستحب است اجتناب كردن از آبي كه كمتر از كر باشد و در آن بول كرده باشند چهارپايان و يا گنديده باشد يا عقرب در او افتاده باشد و مرده باشد يا ماري داخل آن شده باشد و بيرون رفته باشد يا وزغي در آن افتاده باشد .
مسئله مستحب است اجتناب كردن از آب باران كه در راهها و كوچههاي داخل شهر مانده باشد بعد از سه روز از ايستادن باران .
مسئله آب چاه از هيچ چيز نجس نميشود مگر اينكه رنگ يا بو يا مزه او تغيير كند از نجاست پس هر گاه تغيير كرد بايد آنقدر آب بكشد كه تغييرش برطرف شود .
[ص 4] مسئله باكي نيست كه بالوعه نزديك چاه باشد مادام كه آب چاه بسبب نزديكي آن تغيير نكرده باشد .
مسئله جايز نيست وضو و شستن چيزي بجهت نماز از آب نجس و از آب مشتبه بنجس هر گاه در دو ظرف باشد و جايز نيست آشاميدن آب نجس مگر در وقت ضرورت .
مسئله جايز نيست استعمال آب غصب در هيچ جا .
مسئله هر گاه آبي يقين پاك بود پس شك كرد كه نجسكننده در او افتاد يا نه يا مظنه كرد كه افتاده نجس نميشود تا يقين كند كه نجسكننده در او افتاده .
مسئله اگر آبي را استعمال كرد و بعد از استعمال در او نجسكننده ديد و احتمال ميرود كه بعد از استعمال افتاده باشد باكي نيست .
مسئله خوب نيست استعمال آبي كه بآفتاب گرم شده باشد نه از براي طهارت و نه از براي شستن تن و نه خمير كردن زيرا كه باعث پيسي ميشود .
مقصد دويم - در آب مضاف و چيزهاي روان است و در آن چند مسئله است :
مسئله جايز نيست وضو و غسل و شستن چيزهاي نجس بآب مضاف همچون آب زعفران و آب انار و آب انگور و هر چه بآنها ماند .
مسئله جايز نيست وضو و غسل و شستن چيزهاي نجس بچيزهاي روان مانند شير و روغن و هر چه باينها ماند .
[ص 5] مسئله اگر موشي در روغن افتد و بميرد پس اگر روغن بسته است موش را بردارد با قدري از روغن كه تن او را ملاقات كرده و باقي طاهر است و اگر روغن روان است او را نخورد و لكن براي چراغ عيب ندارد .
مسئله اگر موشي در آبگوشت افتد آب او را بريزد و گوشت آنرا بشويد كه طاهر ميشود .
مسئله باكي نيست اگر در چيزهاي روان جانوري افتد كه خون نداشته باشد .
مقصد سيّم - در آبهائيست كه استعمال شده است و در آن چند مسئله است :
مسئله باكي نيست در وضو گرفتن از آبي كه كسي ديگر از او وضو گرفته باشد بلكه مستحب است وضو گرفتن از آبي كه زياد آمده است از وضوي مسلمانان .
مسئله باكي نيست اگر بيفتد ترشح غساله جنب در ظرف آب يا بر رخت .
مسئله غساله حمام پاك است مگر آنكه متغير باشد بنجاست .
مسئله مكروه است وضو گرفتن بغساله رخت و جنب و هر چه بدان ماند .
مسئله باكي نيست وضو گرفتن بآب چشمِهاي گرم و مكروه است شفا جستن بآن .
مسئله آب استنجا پاك است خواه از بول باشد يا از غايط .
مسئله خوب نيست غسل كردن از آبي كه ديگري در او غسل كرده باشد [ص 6] زيرا كه ترس پيسي در آن است و همچنين خوب نيست غسل كردن از غساله حمام كه در جائي جمع ميشود .
مسئله سزاوار است اجتناب كردن از آبي كه از او سگ و خوك يا مرغي كه منقار او نجس باشد يا يهودي يا نصراني يا ولد الزنا يا مشرك يا هر كس كه مخالف اسلام است يا حرامگوشت يا جلّاله يا موطوئه يا ناصب از آن خورده باشند .
مسئله مستحب است كه وضو نگيرد از پسمانده حايض بخصوص اگر خاطرجمع بپاكيزگي او نباشد و از باقيمانده از وضوي او و از پسمانده زن جنب اگر بپاكيزگي او خاطرجمع نباشد اما اگر زن جنب دست خود را بشويد پيش از داخل كردن بظرف باكي نيست و باكي نيست در آشاميدن از پسمانده حايض .
مسئله خوب نيست خوردن پسمانده موش و مكروه است ترك كردن پسمانده گربه از اين جهت كه گربه خورده است .
مقصد اول - در چيزهائي كه وضو را ميشكند يا نميشكند و در آن چند فصل است :
فصل - در چيزهائي كه باعث وضو ميشود و آن چند چيز است و آن بول و غايط و بادي است كه از مخرج متعارف بيرون آيد و خوابي كه عقل را برطرف كند و گوش را از شنيدن بيندازد و همچنين استحاضه كه خون از پنبه نگذرد و همه پنبه را آلوده نكند .
فصل - در مواضعي كه وضو مستحب است . مستحب است وضو گرفتن در وقت خواب و مهيا شدن از براي نماز قبل از وقت و باقي اعمال حج و داخل شدن مسجد و بر طهارت بودن و مجامعت با زن آبستن و نماز نافله و دست ماليدن بورق قرآن و آويختن آن و قرائت از مصحف و نماز ميت و از براي كسي كه ميت را در قبر ميگذارد و از براي جنبي كه ميخواهد بخوابد و از براي جنبي كه ميخواهد مجامعت كند و از براي جنبي كه ميخواهد بخورد و بياشامد و از براي جنبي كه ميخواهد ميت را غسل دهد و از براي حايض كه ميخواهد بخورد و بياشامد و از براي غسلدهنده ميت اگر بخواهد مجامعت كند و از براي حايض در وقت هر نماز و مينشيند و مشغول بذكر ميشود و از براي تجديد وضو بخصوص از براي مغرب و عشا و صبح و بدانكه نميشكند وضو را چيزي غير از آنچه ذكر شد مگر جماع و بيرون آمدن مني و حيض و استحاضه و نفاس كه اينها طهارت را بكلي زايل ميكنند .
تتمه - كسي كه بول از او دايم ميچكد يا خوني از او متصل ميچكد كيسهٔ براي خود قرار ميدهد و در آن كيسه پنبه ميگذارد و بخود ميبندد و هر دو نماز را با يكديگر جمع كند بيك اذان و دو اقامه .
فصل - در احكام است و در آن چند مسئله است :
مسئله هر كس يقين داشته باشد كه وضو گرفته پس شك كند كه آيا حدثي بعد از وضو از او سرزده يا نه وضوي آن بآن شك باطل نميشود و احتياج [ص 8] بوضوي ديگر نيست و بجهت شك جايز نيست وضو ساختن مجدد .
مسئله جايز نيست داخل شدن در نماز بي وضو اگر چه در حال تقيه باشد .
مسئله احوط آن است كه بي وضو مس خط قرآن نكند بلكه بي وضو قرآن را ننويسد .
مسئله مكروه است مس خطي (ظ) از قرآن بي وضو و آويختن او و مس جلد و كاغذ او بي وضو .
مسئله جايز است كه تمام نمازهاي شب و روز را بيك وضو بجا آورند .
مسئله هر كس يقين بحدثي داشته باشد و شك كند كه آيا وضو بعد از حدث ساختهام يا نه بايد وضو بگيرد و همچنين اگر كه يقين بحدث داشته باشد و يقين بوضوئي هم داشته باشد و نداند كه كدام يك مقدم است وضو بسازد مجددا .
مسئله اعتنا نميكند به نمازي كه بي وضو كرده باشد خواه عمدا كرده باشد يا سهوا .
مقصد دويم - در بيان افعال وضوست و در آن چند مسئله است :
مسئله واجب است در وضو نيت يعني از روي قصد و شعور وضو بگيرد و واجب است كه وضو محض از براي خدا باشد .
مسئله واجب است شستن رو و حد رو از پهنا آنقدر است كه سر انگشت مياني و انگشت بزرگ بر آن بگردد و از طرف درازي از رستنگاه موست تا چنه پس هر چه آندو انگشت بر رو ميگذرد از رو حساب ميشود باقي [ص 9] از رو نيست .
مسئله واجب است ابتداء كردن در آب ريختن از بالاي رو پس از بالا آب ميريزي و تا پائين ميشوئي و واجب است كه همه صورت را بشويند و چيزي فروگذاشت نكند پس اگر در صورت مانعي باشد كه آب به زير آن نرود بايد آنرا زايل كرد كه آب به زير آن برود و احتياط در آن است كه با دست راست بشويد .
مسئله واجب است شستن دستها از مرفق تا سر انگشتان و ابتداء كردن بمرفق يعني آب را از بالا بريزد تا سر انگشتان بشويد و واجب است كه همه دست را بشويد پس اگر مانعي باشد كه آب بزير آن نرود مانع را زايل كند تا تمام دست شسته شود و واجب است ابتداء كردن بدست راست پس اول دست راست را بشويد بعد دست چپ را و احتياط در آنست كه مرد آبرا از پشت دست بريزد و زن از شكم دست .
مسئله واجب است مسح كردن پيش سر بر پوست سر يا موي سر با همان تري كه در دست باقي مانده و كفايت ميكند مسما يعني همان قدر كه چيزي از دست بر سر او ماليده شود اگر چه يك انگشت باشد و واجب است كه برطوبت دست راست باشد و جايز است مسح كردن سرابالا و سراپائين .
مسئله واجب است مسح كردن پشت پاها برطوبتي كه در دست باقي مانده .
مسئله واجب است پاي راست را با دست راست مسح كردن و پاي چپ را [ص 10] با دست چپ و واجب است كه بوده باشد مسح در مابين سر انگشتان و بند پا و از راه پهنا مسما كفايت ميكند و از راه درازي احتياط در آنست كه از سر انگشتان تا بند پا مسح كند و جايز است مسح پاها از بالا بپائين و از پائين ببالا و اگر پاها را جدا جدا مسح ميكند ابتداء بپاي راست كند و ميتواند كه آنها را با هم مسح كند .
مسئله واجب است ترتيب اعضا باينطور كه اول صورت را بشويد و بعد دست راست را و بعد دست چپ را و بعد سر را مسح نمايد و بعد پاها را با هم يا بترتيبي كه ذكر شد يعني اول پاي راست را و بعد پاي چپ را .
مقصد سيّم - در مستحبات وضو است و در آن چند مسئله است :
مسئله مستحب است مسح سر با سه انگشت .
مسئله مستحب است مسح تمام پشت پاها بتمام كف دست و جدا جدا مسح كردن پاها .
مسئله مستحب است كه هر يك از اعضا را بدو كف آب بشويند و چشمها را در وقت شستن رو باز دارد .
مسئله مستحب است كه دستها را پيش از آنكه داخل ظرف كند بشويد پس اگر وضو بعد از خواب است يا بعد از بول يك دفعه بشويد و اگر بعد از غايط است دو مرتبه .
مسئله سزاوار است مضمضه كردن سه دفعه و آب در بيني كشيدن سه دفعه قبل از وضو .
مسئله مستحب است بسم الله گفتن در اول وضو و دعاهائي كه وارد شده است خواندن و خواندن انا انزلنا در ميان وضو و بعد از وضو .
[ص 11] مسئله مستحب است مسواك كردن در وقت هر وضو .
مقصد چهارم - در احكام وضو است و در آن چند مسئله است :
مسئله هر كس وضو را بغير از آن ترتيب كه ذكر شد بسازد بايد برگردد و بانجام برساند از آنجا كه خلاف ترتيب كرده مثلا اگر دست راست را پيش از رو بشويد برگردد و اول رو را بشويد و بعد دست راست را و اگر رو را بشويد و دست راست را نشسته دست چپ را بشويد برميگردد و دست راست را ميشويد بعد دست چپ را و اگر دست راست را پيش از رو بشويد بايد شستن دست را اعاده كند و اگر دست چپ را پيش از راست بشويد و بعد دست راست را بشويد شستن دست چپ را اعاده ميكند و همچنين باقي اعضا .
مسئله هر كس عضوي از اعضا را فراموش كند تا وضويش تمام شود بعد بيادش آيد برگردد و آن عضو فراموششده را بشويد با هر عضوي كه بعد از اوست .
مسئله جايز نيست كه عضوي را بشويد و بعد آنقدر صبر كند تا آن عضو بخشكد و بعد عضوي ديگر را بشويد بلكه بايد وضو را پيدرپي ساخت و اگر پيدرپي بسازد و لكن بسبب باد يا حرارت عضو سابق بخشكد ضرري ندارد و لكن احتياط اعاده است .
مسئله هر كس فراموش كند مسح را پس وقتي كه ملتفت شود اگر دستش رطوبتي دارد مسح كند و اگر ندارد اگر رطوبتي در ريش يا ابرو يا مژگان (ظ) داشته باشد از آنجاها رطوبت گرفته مسح نمايد و اگر همه اعضا [ص 12] خشكيده باشد وضو را از سر گيرد .
مسئله واجب نيست شستن زير مو اگر بشره را پوشيده باشد .
مسئله جايز نيست مسح كردن بر حايل مگر در وقت ضرورت مثل آنكه هر گاه جراحتي باشد يا قرحه باشد يا شكسته باشد و نتواند روي آن را بگشايد پس در اين وقت جايز است مسح كردن بر آن دوا يا جبيرهئي كه بسته باشد .
مسئله جايز نيست مسح كردن بر موزه يا بر حاجبي ديگر مگر در وقت ضرورت .
مسئله جايز نيست كه كسي ديگر اعضاي وضو را بشويد مگر در وقت ضرورت .
مسئله مكروه است تعمق در وضو كردن اگر بحد وسواس نرسد و اگر بحد وسواس برسد حرام است .
مسئله حرام است شستن اعضا سه دفعه مگر در محل تقيه .
مسئله اگر در زير باران بايستد و نيت وضو كند و صورت او بآب باران شسته شود و همچنين دستهاي او كفايت از وضو ميكند و بعد مسح سر و پاها بكند .
مسئله كسي كه اعضاي وضويش شكسته باشد و بر آنها جبيره بسته باشد اگر در گشودن او ضرري باو نميرسد ميگشايد و وضو ميسازد و الا تا هر جا كه ممكن است رسانيدن آب ميرساند و هر جا كه ممكن نيست با رطوبت دست مسح بر آن ميكند و اگر جراحتي باشد گشوده اطراف آن جراحت را ميشويد و اندرون جراحت را شستن ضرور نيست [ص 13] و اگر دوائي بر بعضي اعضاي خود ماليده باشد و ممكن نباشد ازاله او مسح بر آن ميكند و جايز نيست در اين احوال تيمم كردن مگر آنكه از استعمال آب بر جان خود بترسد .
مسئله اگر شك كند در چيزي از وضو و هنوز وضوي او تمام نشده باشد آن مشكوك و ما بعد آن را بجا ميآورد و اگر از وضو فارغ شده و داخل حالي ديگر گشته اعاده ندارد و اگر بعد از فراغ از وضو و داخل شدن در حالي ديگر شك كند در مسح سر و رطوبتي بيابد در ريش خود مستحب است كه بآن رطوبت مسح سر و پاها را بكند و اگر هم نكند چيزي بر آن نيست .
مسئله كفايت ميكند در شستن اعضا آنقدر كه اعضا تر شود اگر چه مثل روغن ماليدن باشد .
مسئله واجب نيست رسانيدن آب بباطنهاي اعضا مثل اندرون بيني يا چشم يا دهان يا جراحتي اگر باشد .
مقصد اول - در چيزهائي است كه جنابت بآن حاصل ميشود و در آن چند مسئله است :
مسئله جنابت حاصل ميشود از براي مرد و زن بجماع در فرج تا پنهان شدن ختنهگاه خواه از براي آنها انزال بشود خواه نشود و همچنين حاصل ميشود جنابت بانزال خواه مجامعت براي ايشان اتفاق بيفتد يا [ص 14] نيفتد خواه در بيداري خواه در خواب بهبيند .
مسئله شناخته ميشود مني در وقت اشتباه بسستي و شهوت و جستن آن پس اگر اين صفات در او نباشد مني نيست مگر آنكه شخص مريض باشد كه از او كمكم بيرون ميآيد و جستن از براي او نباشد پس مريض مني را بشهوت ميشناسد خواه در خواب باشد يا بيداري .
مسئله هر گاه جنابت محقق شد غسل واجب ميشود از براي نماز واجبي و طواف واجبي و هر واجبي كه مشروط بطهارت باشد .
مسئله واجب نميشود غسل از مذي و آن آبيست كه از انسان در وقت شهوت ظاهر ميشود و صفات مني در آن نيست و همچنين واجب نميشود بداخل شدن مني در فرج زن از خارج بدون جماع و از احتلامي كه مني بيرون نيايد اگر چه رطوبت مشتبهي بعد از خواب ببيند و همچنين از رطوبت مشتبهي كه ظاهر شود بعد از غسل و اگر قبل از غسل بول نكرده است احتياط در آنست كه غسل را اعاده كند و همچنين از بيرون آمدن مني از فرج زن بعد از غسل كردن او .
مقصد دويم - در كيفيت غسل است و در آن چند مسئله است :
مسئله واجب است شستن سر و گردن اولا و شستن ساير بدن بعد از آن و احتياط در آن است كه اول جانب راست را بشويد بعد جانب چپ .
مسئله واجب است كه جميع تن را بشويد بطوري كه يك مو از تن باقي نگذارد و كفايت ميكند مظنه آنكه تمام تن شسته شده .
مسئله اگر فرو رود در آب يك مرتبه كفايت ميكند از غسل اگر چه خورده [ص 15] خورده در آب فرو رود .
مسئله واجب نيست پيدرپي شستن اعضا پس اگر سر را بشويد و مدتي بگذرد و بعد ساير جسد را بشويد كفايت ميكند اگر چه سر خشكيده باشد .
مسئله واجب است رسانيدن آب به بيخ موها و واجب نيست باز كردن موي بافته و شستن او .
مسئله اگر مردي بايستد در باران تا اينكه تر شود جسد او و نيت غسل كرده باشد كفايت از غسل ميكند .
مسئله واجب است رسانيدن آب به زير هر مانعي كه در تن باشد مثل انگشتر و بازوبند و دستبند و مانند آنها و واجب نيست زايل كردن رنگي كه از عطر و خلوق است اگر چه بعد از غسل هم اثر آن بماند .
مسئله غسل بر ظاهر جسد است بر باطن بدن غسلي نيست مثل اندرون بيني و دهن و جراحت .
مسئله مستحب است مضمضه و استنشاق پيش از غسل .
مسئله كفايت ميكند از غسل همينقدر كه بدن او تر شود .
مسئله مستحب است كه جنب دست خود را پيش از داخل كردن در ظرف بشويد و بهتر آنست كه تا نصف ذراع را بشويد و بهتر از آن آنست كه تا مرفق بشويد و اگر فراموش كرد و دست خود را داخل ظرف كرد باكي نيست اگر دست پاك بوده و اگر نجس بوده و فراموش كرد و آب كمتر از كر بوده از آن آب اجتناب كند .
[ص 16] مسئله واجب است كه خود غسلكننده اعضاي خود را بشويد نه كسي ديگر مگر در وقت ضرورت .
مسئله مستحب است كه جنب سر خود را سه مرتبه بشويد و هر يك از دو جانب را دو مرتبه .
مقصد سيوم - در احكام و در آن چند مسئله است :
مسئله جايز است گذشتن جنب در مسجدها بطور كراهت مگر مسجد مدينه و مسجدالحرام كه حرام است و اگر جنب شد در آن دو مسجد واجب است كه تيمم كند و بگذرد و جايز نيست نكاح كردن و خوابيدن در حال جنابت در آن دو مسجد مگر بر معصومين و جايز نيست قرار گرفتن در هيچ مسجدي در حال جنابت .
مسئله جايز نيست داخل شدن جنب در خانه پيغمبر و ائمه عليهم السلام و بر امام در جاي ديگر .
مسئله غسل واجب نميشود اگر در لباس خود مني ببيند اگر چه آن لباس مخصوص آن باشد مگر آنكه علم بهم رساند كه مني از خود او خارج شده چه در خواب و چه در بيداري .
مسئله احتياط آنست كه جنب مس نكند درهمي را كه بر او اسم خدا و اسم رسول صلي الله عليه و آله باشد و مس نكند كتابت قرآن را و جايز است مس ورق قرآن و آويختن قرآن بطور كراهت و همچنين مس خيط قرآن .
مسئله جايز است از براي جنب هر چه بخواهد بخواند از سورِهاي قرآن [ص 17] مگر سورِهاي سجده كه احتياط در ترك است .
مسئله خوب نيست از براي جنب اكل و شرب مگر آنكه وضو بگيرد يا مضمضه كند و صورت و دست خود را بشويد چرا كه ترس پيسي و فقر در آن است .
مسئله مكروه است روغن ماليدن از براي جنب پيش از غسل و خضاب جنب و جنابت صاحب خضاب چرا كه ترس شيطان بر آنست مگر بعد از تأثير كردن حنا .
مسئله جايز است نوره كشيدن جنب و حجامت كردن آن و ذبح كردن مرد و حال آنكه جنب باشد و غسل ميت دادن آن لكن دست خود را بشويد و وضو بگيرد و جايز است نكاح كردن كسي كه غسل ميت داده و لكن وضو ميگيرد بعد جماع ميكند و جايز است ذكر خدا كردن او هر چه بخواهد .
مسئله مكروه است خوابيدن مرد در حال جنابت مگر آنكه وضو بگيرد و بهتر آنست كه غسل كند و اگر آبي نيابد تيمم كند .
مسئله هر غسلي كفايت از وضو ميكند از براي مرد و زن مگر غسل استحاضه براي زنان و مستحب است وضو پيش از هر غسلي مگر غسل جنابت .
مسئله هر گاه كسي فراموش كند غسل را و نماز كند بعد بيادش آيد كه غسل نكرده غسل ميكند و نماز خود را اعاده ميكند .
مسئله هر كس غسل كند بعد از طلوع فجر يك غسل كفايت ميكند او را از [ص 18] هر غسلي كه در آنروز بر او وارد آمده باشد خواه واجب و خواه مستحب .
مسئله جايز است غسل كردن عريان در جائي كه نامحرمي او را نهبيند .
مسئله مكروه است غسل كردن عريان در زير آسمان .
مسئله هر كس غسل كند و سر خود را بشويد بعد از آن حدثي از آن سرزند همچون بول يا غايط يا بادي پيش از آنكه باقي تن را بشويد غسل را اعاده ميكند .
مسئله هر كس تن خود را پيش از سر خود بشويد غسل را اعاده كند .
مسئله هر كس در جسد او قطعه باقي بماند و آب باو نرسيده باشد بايد آن قطعه را بشويد اگر در بدن خود رطوبتي بيابد با همان رطوبت آن قطعه را مسح كند و اگر پيش از آن نماز كرده است نماز را اعاده ميكند .
مسئله اگر كسي بعضي اعضاي او شكسته باشد و بر آن جباير باشد يا جراحتي در تن او باشد و بسته باشد اطراف آنرا ميشويد و بر آن حايل مسح ميكند اگر از گشودن آن متضرر ميشود و اگر متضرر نميشود ميگشايد و اگر از استعمال آب بكلي ميترسد تيمم ميكند .
مقصد اول - در معرفت حيض و در آن چند مسئله است :
مسئله خون حيض در غالب اوقات خالص و سياه و گرم و سوزنده است و از براي او جهندگي است بخلاف استحاضه كه سرد و زرد و فاسد است .
[ص 19] مسئله اگر خون حيض و خون بكارت مشتبه شود پنبه را داخل كند و ساعتي صبر كند پس بآرامي بيرون كند پس اگر خون طوق زده است در پنبه از بكارت است و اگر پنبه را فرو گرفته باشد حيض است و اگر مشتبه شود خون حيض بخون قرحه به پشت ميخوابد و پاي خود را برميدارد و انگشت خود را داخل كند پس اگر خون از جانب راست آيد حيض است و اگر از جانب چپ آيد قرحه است و روايتي بعكس هم رسيده است و بروايت اول خاطرجمعترم .
مسئله آنچه دختر پيش از نه سالگي ببيند حيض نيست و هر چه زن بعد از پنجاه سال ببيند حيض نيست مگر آنكه زن قرشيه باشد كه او تا شصت ميبيند و روايتي رسيده كه نبطيه هم چنين است .
مسئله آبستن اگر خون زرد كمي از او بجهد يك دفعه يا دو دفعه حيض نيست و اگر خون سرخ ببيند در ايام عادت خود يا كمي پيش از آن حيض است و روايتي رسيده است كه اگر بيست روز بعد از عادت خوني بهبيند حيض نيست .
مسئله اگر آبستن كمي پيش از بيرون آمدن طفل خوني ببيند نه حيض است و نه نفاس .
مسئله زردي در ايام حيض و دو روز قبل از او حيض است اما بعد از ايام حيض حيض نيست .
مسئله بسا اينكه عادت پيش افتد و بسا آنكه پس افتد .
مسئله اگر حيض زن چند سال رفته باشد پس برگردد نماز را ترك ميكند [ص 20] تا پاك شود .
مسئله كمتر ايام حيض سه روز است و كمتر نميشود و بيشتر آن ده روز است نه زياده و شرط نيست كه ايام حيض پيدرپي باشد پس هر چه در ده روز از اول ظهور خون ببيند آن حيض است خواه سه روز باشد خواه بيشتر و هر چه در اثناي ده روز خون نبيند طاهر است غسل ميكند و نماز بجا ميآورد .
مسئله كمتر ايام پاكي ده روز است پس هر چه پيش از ده روز ببيند اگر در آن دهه اول است كه حايض بوده حكم حيض دارد و اگر بعد از آن ده روز است استحاضه است و آنچه بعد ده روز پاكي ببيند از حيض دويم حساب ميشود .
مسئله كسي كه تازه خون ميبيند و پيش از آن هرگز حايض نشده است اگر ماهي خون ببيند ده روز يا كمتر پس در ماه ثاني هم در سر همان وعده بهمان عدد خون ببيند عادت از براي او قرار ميگيرد و بعد از آن قرار عادت را بر همان قرار ميگذارد .
مسئله اگر زني كه تازه حايض شده است ايام عادت او مغشوش باشد در ماهي زيادتر ببيند و در ماهي كمتر و در هر ماه هم پاك شود پس اگر در ماهي كمتر از سه روز ببيند در عرض ده روز آن حيض نيست و اگر سه روز يا زياده ببيند پس نماز نميكند در ايام ديدن خون و هر وقت منقطع شد غسل ميكند و نماز ميكند خواه در ايام ده روز باشد و خواه بعد از ده روز .
[ص 21] مسئله اگر زني مستمر در چند ماه خون ببيند پس اگر بطوريست كه ذكر كرديم در ايام عادت خود نماز نميكند و بعد از ايام عادت مستحاضه است و اگر ايام عادت معيني ندارد نظر برنگ خون نمايد هر زمان كه خون سياه شد نماز را ترك كند و چون خون سياه تمام شود مستحاضه است و اگر تغيير نكند و بر يك نهج باشد براي خود قرار ميدهد در ماهي شش روز يا هفت روز و نماز را ترك ميكند و بعد از آن مستحاضه است و اگر اول حيض او باشد و چند ماه پيدرپي خون ببيند حيض قرار ميدهد در علم خدا هر ماهي شش روز يا هفت روز و بعد از آن مستحاضه است و روايت شده است كه برميگردد بقاعده زنانش و اقتدا بايشان ميكند اگر ايشان همه بيك نهج باشند و اگر ايشان مختلف باشند در ماه اول ده روز حيض قرار ميدهد و ماههاي بعد را سه روز پس بعد از آن مستحاضه است .
مسئله كسي كه عادت معيني ندارد و گاهي خون ببيند سه روز و گاهي چهار روز و گاهي زياده و گاهي پاك است و ميان دو خون ده روز نميشود پس چنين كسي نماز ميكند هر زمان كه طاهر است و ترك ميكند هر زمان كه خون ميبيند و باين نهج عمل ميكند تا سي روز پس اگر خون ايستاد فبها و الا بطور مستحاضه عمل ميكند و نظر ميكند به پيش آمدن خون سياه و تمام شدن آن و اگر بيك صفت خون ميبيند حيض قرار ميدهد براي خود تا شش روز يا هفت روز بطوريكه گذشت .
مسئله كسي كه عادت او كمتر از ده روز است و خوني بعد از عادت خود [ص 22] ميبيند در عرض ده روز مستحب است كه يك روز يا دو روز يا تا ده روز حيض قرار دهد پس اگر خون منقطع شد فبها و الا استحاضه قرار دهد و اگر هم بخواهد بعد از ايام عادت عمل مستحاضه كند ميتواند .
مسئله زني كه تازه حيض ميبيند نماز را ترك ميكند بمحض ديدن خون پس اگر سه روز در ايام ده روز خون ديد فبها و الا نماز آن يك روز يا دو روز را قضا ميكند .
مسئله واجب است كه زن بعد از تمام شدن خون استبرا نمايد باينطور كه در كنار ديواري بايستد و شكم خود را به ديوار بچسباند و يك پاي خود را بلند نمايد و پنبه داخل كند پس اگر بقدر سر سوزني هم خون خالص ببيند پاك نيست و الا پاك است .
مسئله اگر زني بعد از غسل يك قطره يا دو قطره خون ببيند و بخواهد كه آن خون تمام شود بايستد پيش ديوار مثل آنكه در حال استبرا ميايستد و زني ديگر را بگويد كه مابين دو ورك او را فشار دهد آنچه در رحم او خون باشد بيرون ميآيد .
مقصد دويم - در غسل حيض است و در آن چند مسئله است :
مسئله غسل حيض بعينه مثل غسل جنابت است در جميع حدود .
مسئله كفايت ميكند زن را از براي شستن سر بقدريكه مويش تر شود .
مسئله زن جنب اگر حايض شود كفايت ميكند او را يك غسل بعد از پاك شدن از حيض .
مسئله واجب نيست بر زنان باز كردن مو و شستن او و لكن بيخ موها از [ص 23] بشره سر بايد تر شود .
مسئله غسل حيض واجب است از براي هر عملي كه طهارت بر آن واجب باشد مثل نماز و طواف و غير آن .
مسئله اگر بر بدن زن جباير باشد يا جراحتي باشد چنانچه در جنابت گذشت عمل كند .
مقصد سيّم - در احكام است و در آن چند مسئله است :
مسئله حرام است نماز و روزه بر زن حايض در وقتيكه خون ميبيند .
مسئله واجب است بر زن حايض كه روزه خود را قضا كند و نماز او قضا ندارد .
مسئله هر گاه زني در اول وقت پاك باشد بقدري كه بتواند نماز خود را بكند و كوتاهي كند تا حايض شود قضا ميكند بعد از آنكه پاك شود .
مسئله اگر پاك شد زن در وقت نماز و كوتاهي در غسل كرد تا وقت گذشت آن نماز را بايد قضا كند .
مسئله اگر زن پاك شد در وقت نماز و شتافت بسوي غسل كردن و هنوز غسل نكرده وقت گذشت اين نمازش قضا ندارد .
مسئله اگر زني در روز خون ببيند در هر وقت روز باشد روزه او افطار ميشود و مستحب است كه از مفطرات امساك كند تا شب و واجب است كه قضا كند بعد در وقت امكان .
مسئله هر گاه پاك شد زن در سفر و بقدر غسل كردن آب ندارد و لكن بقدر شستن خود دارد خود را ميشويد و تيمم ميكند و نماز ميكند و بر شوهر هم حلال است .
مسئله حرام است مجامعت كردن با حايض در حال حيض و اگر مجامعت كند ربع حد زناكار باو جاري ميشود كه بيست و پنج تازيانه باشد روايتي [ص 24] ديگر هست كه در اول حيض چهار يك حد ميزنند و در آخر هشت يك .
مسئله زن را بايد تصديق كرد در امر حيض و در امر عده و اگر محل تهمت باشد و ادعا كند كه در يك ماه سه دفعه حايض شدهام از زنان محرم او ميپرسند اگر شهادت دادند تصديق ميكنند و الا فلا .
مسئله اگر نطفه در حيض بسته شود آن فرزند بدهيئت خواهد شد و ترس آن هست كه مبتلا بخوره و پيسي شود و دشمن اهل بيت عليهم السلام شود .
مسئله جايز است تمتع بردن از زن حايض بهمه قسم مادام كه از محل خون اجتناب كند .
مسئله جايز است مجامعت كردن با زن بعد از انقطاع حيض و پيش از غسل اگر زن خود را بشويد و مرد بسيار باشهوت باشد و بهتر آنست كه صبر كند تا غسل كند مگر آنكه بر نفس خود بترسد .
مسئله اگر كسي مجامعت كند در حال حيض بايد استغفار كند و ديگر چنين عملي نكند و كفاره بر آن نيست .
مسئله مكروه است كه زن حايض چيزي در مسجد بگذارد و چيزي از مسجد بردارد اگر لابد از دخول باشد و الا فلا و اين در باقي مسجدهاست و اما در مسجد پيغمبر و مسجدالحرام حرام است .
مسئله اگر زن حايض شود در آن دو مسجد تيمم ميكند و ميگذرد .
مسئله جايز است گذشتن حايض در جميع مسجدها مگر در دو مسجد حرم و حرام است قرار گرفتن در همه مسجدها .
[ص 25] مسئله واجب است براي حايض كه سجده كند هر گاه آيه سجده را بشنود .
مسئله جايز است براي حايض خواندن قرآن هر چه بخواهد مگر سورِهاي سجده .
مسئله سزاوار نيست حايض مس كند كتابت قرآن را يا تعويذ را و قرآن را از پشت جامه ميگشايد چرا كه مكروه است مس كردن ورق قرآن و آويختن قرآن .
مسئله جايز است براي حايض آويختن تعويذ و قرائت آن و كتابت آن مكروه است و نمينويسد قرآن را و جايز است براي آن كه ذكر كند هر چه بخواهد .
مسئله مستحب است بر حايض كه در وقت هر نماز وضو گيرد و در جاي پاكي رو بقبله بنشيند و بقدر نماز ذكر كند يا قرآن بخواند .
مسئله باكي نيست كه حايض خضاب كند ولي خوف شيطان بر آن هست و خضاب كردن سر از براي كسي كه حيض او مدتي برطرف شده نفع دارد .
مسئله كسي كه حيض او برطرف شده باشد و احتمال آبستني دهد جايز نيست كه دواي راننده حيض بخورد .
مسئله كسي كه گمان كند كه حايض شده است يا شك كند حكم حيض ندارد و كسي كه در اثناي نماز گمان كند كه حايض شده دست خود را داخل كند اگر اثري ديد نماز را ترك كند و الا فلا .
مسئله جايز است كه حايض پرستاري بيمار كند تا وقتيكه بترسد بر بيمار [ص 26] از مردن پس آنوقت دور شود كه ملائكه متأذي ميشوند .
مسئله زن هر گاه در اثناي اعتكاف حايض شود اعتكافش باطل شود و برميگردد .
مسئله سزاوار نيست كه زن بجهت حيض شب بر خود نگاه كند .
مطلب سيّم - در استحاضه است و احكام او و در آن چند مسئله است :
مسئله خون استحاضه در بيشتر اوقات زرد و سرد و فاسد است .
مسئله آنچه بهبيند زن صاحب عادت بعد از ايام حيض خود استحاضه است اگر چه مستحب است كه تا ده روز حيض قرار دهد و همچنين زني كه عادت معيني ندارد و پيدرپي خون ميبيند ولي گاهي سياهرنگ گاهي زردرنگ هر چه بعد از تمام شدن خون سياه ببيند استحاضه است و همچنين زني كه عادت معيني ندارد و خون پيدرپي بيك صفت بيند آنچه بعد از ايامي كه حيض قرار داده بيند استحاضه است و همچنين زني كه تازه حايض شده است و عادت معيني ندارد و پيدرپي خون ميبيند آنچه بعد از ايامي كه حيض قرار داده است بيند استحاضه است .
مسئله استحاضه اگر قليله باشد و آن آنست كه خون از پنبه نگذرد پس در اين صورت از براي هر نماز وضوئي ميگيرد و اگر تمام پنبه را فرو ميگيرد و بخرقه نميرسد متوسطه است و يك غسل از براي نماز صبح دارد و از براي هر نماز وضوئي دارد و اگر از پنبه بگذرد و بخرقه برسد آن كثيره است و در آن سه غسل است يكي در وقت صبح يكي در [ص 27] ميان روز بجهت ظهر و عصر و يكي در اول شب بجهت شام و خفتن و از براي هر نمازي وضو ميگيرد .
مسئله زن مستحاضه صبح نظر ميكند بخود پس اگر قليله باشد پنبه ميگذارد و خود را محكم ميبندد و وضو گرفته نماز ميكند و اگر متوسطه است يا كثيره غسل ميكند و پنبه را عوض ميكند و خود را محكم ميبندد و وضو گرفته نماز ميكند و در وقت ظهر بخود نظر ميكند اگر قليله است يا متوسطه خود را محكم ميبندد و وضو گرفته نماز ظهر را ميكند و باز وضو گرفته نماز عصر را ميكند و اگر كثيره باشد غسل ميكند و پنبه را عوض كرده خود را محكم ميبندد و وضو گرفته از براي هر نماز و نماز ميگذارد و همچنين عمل ميكند در وقت نماز شام بهمين نهج كه گذشت .
مسئله اگر وقتي كه استحاضه منقطع ميشود پيش از نماز صبح است اگر آن قليله بوده و پاك شده وضوئي ميگيرد از براي پاكي و نماز ميكند و اگر متوسطه يا كثيره بوده غسل ميكند از براي پاكي و وضو ميگيرد و نماز ميگذارد و اگر منقطع شد پيش از ظهر يا پيش از شام اگر از قليله يا متوسطه پاك شده وضو ميگيرد از براي پاكي و بآن وضو نمازهاي خود را ميگذارد و اگر از كثيره منقطع شده غسل ميكند از براي ظهر يا شام و وضو ميگيرد از براي پاكي و نمازهاي خود را ميگذارد .
مسئله اگر مستحاضه اعمال استحاضه را بجا بياورد حكم زن پاك را دارد پس نماز ميكند و روزه ميگيرد و بر شوهر نيز حلال است و نماز بر او [ص 28] حلال نيست تا عملهاي استحاضه را بجا نياورد .
مسئله جايز است براي مستحاضه طواف خانه كردن و بمسجد داخل شدن و هر كاري كه مشروط بطهارت باشد اگر عملهاي مذكوره را بجا آورد .
مسئله اگر زن آبستن خوني زرد بصفت استحاضه ببيند عمل استحاضه ميكند .
مسئله غسل استحاضه مثل غسل جنابت و حيض است و اگر غسل از براي استحاضه بكند كفايت از براي غسل جنابت ميكند اگر جنب بوده .
مسئله زن مستحاضه همينكه ايام حيض او گذشت غسل حيض كند و اگر غسل نكرده تا هنگام غسل استحاضه رسيد همان يك غسل كفايت از هر دو ميكند .
مطلب چهارم - در نفاس و احكام آنست و در آن چند مسئله است :
مسئله خون نفاس آن خونيست كه زن ميبيند بعد از بيرون آمدن بعضي از اعضاي فرزند .
مسئله كمتر نفاس حدي ندارد و زيادتر او ده روز است .
مسئله زن صاحب عادت مينشيند در نفاس بقدر ايام عادت خود و اگر بعد از ايام عادت چيزي بهبيند تا ده روز مستحب است كه آن را نفاس قرار دهد اگر عادت او كمتر از ده روز بوده .
مسئله زني كه عادت معيني ندارد يا تازه حايض شده و نفاس پيدرپي بيند تا ده روز نفاس گيرد آنچه بعد از ده روز بيند استحاضه است .
[ص 29] مسئله آنچه در وقت درد بيند نه حيض و نه نفاس است و نماز ميكند و اگر از بسياري درد نتواند نماز كند قضا ميكند بعد از پاكي .
مسئله زن صاحب نفاس نماز و روزه را ترك ميكند و اگر در اثناي روزه ماه مبارك رمضان نفاس بيند روزه را ترك كند و بعد از پاكي قضا كند .
مسئله واجب است غسل نفاس بعد از ده روز يا بعد از گذشتن ايام عادت او در حيض .
مسئله آنچه طهارت در آن شرط است بر زن صاحب نفاس حرام است مثل نماز و طواف و غير آن و حرام است بر مرد مجامعت كردن با آن تا پاك شود .
مسئله باكي نيست زن صاحب نفاس خضاب كند يا قرائت قرآن كند يا ذكر خدا كند .
مسئله اگر كمتر ايام پاكي كه ده روز است از نفاس بگذرد بعد خوني بهبيند حايض است نماز را ترك ميكند .
مطلب پنجم - در غسل اموات و آنچه متعلق بآن است و در آن چند مقصد است :
مقصد اول - در احتضار و آنچه مناسب آنست و در آن چند مسئله است :
مسئله مستحب است كه انسان ذكر مرگ بسيار كند و مستعد شود از براي آن .
مسئله حرام است طول امل و سزاوار نيست كه فردا را از عمر خود بشمرد .
مسئله مستحب است وصيت بر هر مسلمي و حق است بر او اينكه وصيت [ص 30] كند كه قدري از مال خود او را در وجوه بر دهند .
مسئله خوب نيست آرزو كردن مرگ در ناخوشي يا در بلائي ديگر .
مسئله خوب نيست آرزو كردن مرگ مسلمانان و مرگ فرزند اگر چه دختر باشد .
مسئله احتياط در آن است كه محتضر را رو بقبله كنند بطوريكه كف پاهاي او رو بقبله باشد .
مسئله سزاوار است تلقين كردن محتضر بشهادتها و كلمات فرج و دعاهائي كه از ائمه عليهم السلام رسيده است و خواندن سوره و الصافات در نزد او و اگر نزع بر او دشوار شود او را بر جاي نماز او بخوابانند .
مسئله خوب نيست حاضر شدن حايض و جنب در نزد ميت در وقت تلقين و بيمارداري حايض باكي ندارد و لكن در وقت مردن دور شود .
مسئله خوب نيست دست زدن ميت در حال نزع و هر كس دست زند ميت را در حال نزع گويا شريك خون او شده .
مسئله سزاوار است بستن دو چشم او و چنه او و پوشانيدن او .
مسئله سزاوار است تعجيل كردن در امر ميت در دفن او خواه در شب بميرد و خواه در روز هر گاه اشتباه در مردن او نباشد و هر گاه اشتباه باشد واجب است تأخير تا آنكه تغيير كند بدن او يا تا سه روز بگذارند .
مسئله جايز نيست نگاه داشتن جنازه بجهت طلب استغفار مردم و طلب رحمت ايشان بر او .
[ص 31] مسئله جايز نيست كه شخص بگويد به فرزند خود كه پدر و مادرم فداي تو باد هر گاه زنده باشند و مؤمن باشند چرا كه آن عقوق است .
مسئله جايز نيست گذاردن كسي را كه بدار زدهاند بيش از سه روز .
مسئله مستحب است نماز كردن از عوض ميت و روزه گرفتن و حج كردن و صدقه دادن و دعا كردن و خيرات كردن و عمل نيكو كردن .
مسئله و جايز است شريك كردن دو نفر در آنها .
مسئله مستحب است از براي جنازه تند روند و از براي وليمه و عروسي تند نروند و اينكه ترجيح دهد جنازه را بر وليمه .
مسئله خوب نيست ميت را تنها گذاشتن چرا كه شيطان در تن او ميرود .
مسئله اگر بميرد زني كه آبستن باشد و در شكم او بچه حركت كند ميشكافند شكم او را و بچه را بيرون ميآورند و شكم او را ميدوزند .
مسئله اگر بميرد طفل در شكم مادر كسي دست خود را داخل ميكند و طفل را قطعه قطعه كرده بيرون ميآورد و اگر زني استاد نباشد مرد اين عمل كند .
مقصد دوم - در كساني كه غسل ايشان واجب است و كساني كه واجب نيست و در آن چند مسئله است :
مسئله واجب است غسل هر ميت مسلمي مگر كساني كه ذكر خواهد شد .
مسئله ميشويند غرقشده را نيز و لكن آنرا ميگذارند كه رفع اشتباه شود و يقين شود مردن او بطوري كه گذشت .
مسئله طفل سقطشده اگر كمتر از چهار ماه داشته باشد آن را در همانجا با خونش دفن ميكنند و اگر خلقت او تمام شده و چهار ماه تمام شده [ص 32] باشد غسل ميدهند و كفن ميكنند و لحد ميكنند .
مسئله كسي كه در احرام بميرد در غسل مثل كسي است كه در خارج احرام مرده باشد و لكن بوي خوش و حنوط نزديك او نميبرند .
مسئله شهيدي كه كشته شده است در راه خدا در معركه در طاعت خدا اگر مسلمانان باو برسند و نيمه جاني داشته باشد غسل ميدهند و كفن ميكنند و حنوط ميكنند و نماز بر او ميگذارند و دفن ميكنند و اگر وقتي برسند كه رمق نداشته باشد در همان رختش با خونش دفن ميكنند .
مسئله از تن شهيد بيرون ميكنند پوستين و موزه و كلاه و عمامه و كمربند و زيرجامه را مگر آنكه خوني بآنها رسيده باشد و اگر خونآلود شده باشد واميگذارند و هر گرهي كه در رخت او باشد باز ميكنند .
مسئله اگر كسي در معصيت كشته شده باشد او را غسل ميدهند و كفن ميكنند و دفن ميكنند .
مسئله كسي كه واجب شده باشد سنگسار كردن آن يا كشتن آن غسل ميكند و حنوط ميكند و كفن ميكند پس او را ميكشند يا سنگسار ميكنند بعد نماز بر آن ميكنند و غسل آنها ديگر ضرور نيست .
مسئله نميشويد مسلم كافر و مشرك و ذمي و ناصب شيعيان و مخالف را مگر آنكه مستضعف باشد و كفن نميكند آنها را و دفن نميكند آنها را و نماز بر آنها نميگذارد و كرامتي از براي آنها نيست اگر چه خويش باشد .
[ص 33] مسئله اگر مردي در ميان زنان نامحرم بميرد يا زني در ميان مردان نامحرم بميرد غسل ندارند و در رختشان دفنشان ميكنند .
مسئله هر كس بميرد و جنب باشد همان غسل ميت كفايت ميكند از غسل جنابت و اگر از ميت نجاستي بعد از غسل ظاهر شود او را ميشويد و غسل را اعاده نميكند و اگر بعد از كفن كردن چيزي ظاهر شود و كفن نجس شود آن موضع از كفن را ميچيند .
مسئله كسي كه جانور يا مرغ او را خورده باشد و استخوانهاي او بي گوشت مانده باشد استخوانهاي او را غسل ميدهند و كفن ميكنند و نماز ميكنند بر او و دفن ميكنند .
مقصد سيّم - در غسلدهنده است و در آن چند مسئله است :
مسئله نميشويد مسلم را كافر و مشرك و ذمي و ناصب .
مسئله اگر بميرد مردي در ميان زنان محرم ميشويند زنان او را و بر عورت او جامه مياندازند و مستحب است كه از زير جامه او را بشويند و همچنين هر گاه زني در ميان مردان محرم بميرد ميشويند او را و نميشويد مرد زن را مگر آنكه زني نباشد .
مسئله هر گاه دختري بميرد در نزد مردي و كمتر از شش سال داشته باشد ميشويد او را و الا دفن ميكند او را بي غسل و زنان ميشويند پسر را تا سه سال .
مسئله شوهر سزاوارتر است به زن در جميع امور تا وقتيكه او را بقبر بگذارد .
مسئله ميشويد ميت را اولاي مردم بر او يا هر كس را كه او اذن دهد .
[ص 34] مسئله واجب است غسل ميت بر همه مسلمانان بطور كفايت .