جواب بعد از اضطرار جايز است .
سؤال صاحب دين اگر بگويد بمديون كه گذشتم بتو يا آنكه رد كند باو حجة و قباله او را آيا برائت ذمه او حاصل ميشود يا نه و بعد صاحب طلب ميتواند اظهار طلب خود كند و از او چيزي بگيرد يا نه .
جواب اگر ذمه او را از دين فارغ كرد و او را هبه كرد بهر لفظ كه باشد ذمه مديون بريء ميشود و ديگر صاحب طلب دستي ندارد بر او .
سؤال از اينكه زيدي از عمرو طلبي داشته از بابت كسر مال الاجاره ملكي و عمرو ملكي را در نزد ديگري بامانت گذارده است كه محصول آنرا ضبط كند و امين بعد از پرداختن محصول قدري از محصول نزد او باقي مانده است بعد زيد طلبكار آن باقيمانده را از امين گرفته است باين مستمسك كه من از عمرو طلبكارم حال آيا امين بريء الذمه شده است يا آنكه ذمه او مشغول است باداء مال عمرو .
جواب بسم الله الرحمن الرحيم - اما تقاص مأذون فيه براي طلبكار است نه كسي كه او را امين مالي كردند تقاص بشما دخلي نداشت .
سؤال شخصي وفات كرده و صغاري از او باقي و زوجه او ادعاي مهري دارد و ديگران ادعاي طلبي و جز قليل تركه از او باقي نيست چه بايد كرد .
جواب مدعيان طلب بايد اثبات كنند طلب خود را و شاهد بگذرانند [ص 172] و قسم بخورند بعد آنچه تركه ميت است در ميان آنها قسمت شود و اگر اثبات نكردند تركه مال ورثه است و السلام .
سؤال عرض ميشود كه شخصي زوجهٔ گرفته و صداقي از براي زوجه نموده اما چيز معيني و موجودي نبوده و آن زوجه بعد از مدتي فوت شده و وارثي داشته بعد از آن خداوند چيزي بزوج مرحمت كرده و زوجه ديگر گرفته و آن چيزي كه داشته است بصداق زوجه دويمي نموده و زوجه هم صداق خود را تصرف نموده و آن شخص بعد از چندي فوت شده است وارث زوجه اولي ادعا مينمايند و ميخواهند كه صداق زوجه دويمي را كه در تصرف اوست از او گرفته عوض صداق زوجه اولي ببرند بيان بفرمائيد كه ايشان را ميرسد كه از زوجه دويمي بگيرند يا خير .
جواب بسم الله الرحمن الرحيم - زوج را در زمان حيوة اگر محجور (ظ) نكردهاند و غرما مال او را تقسيم نكردهاند و صبر كردهاند و مالي بدست او آمده و بآن مال زني ديگر گرفته و مهر نموده آن مال را بعينه و تسليم كرده مال مال زوجه دويمي است و ورثه زوجه اول را نميرسد كه آن مال را بگيرند بلي وارث زوج اگر تركهٔ هست بايد اداي مهر زوجه اول را نمايند .
سؤال شخصي از اهل خراسان از والد حقير طلبي داشته و در زمان حيوة پدرم فوت شده بود و يكي از ورثه او اسمعيل نامي آمد در رفسنجان و حصه خود را از آن تنخواه گرفت و بعد پدرم وفات يافت و ماها كه ورثه پدر بوديم بعد از بلوغ تتمه طلب او را هر يك از حصه خود موضوع كرديم و در نزد حقير بود تا اينكه حقير بشرف زيارت حضرت رضا سلام الله عليه مشرف شدم و در بين راه رفتم بمحل جنابد كه وطن آن شخص بوده و چند [ص 173] روز آنجا توقف كردم و از هر جا و هر كس جوياي وارث آن شخص شدم آنچه محقق كردم اين بود كه يك نفر ديگر سواي اسمعيل نام محمد نامي ولد او بوده و چند سال بود كه مفقود الاثر شده بود و سراغي از او نبود و بعضي ميگفتند فوت شده است و در زمان حضورش متأهل و صاحب اولاد نبوده و آن اسمعيل نام برادرش هم همان سال در همان جنابد فوت شده بود و دو دختر هم آن شخص داشته كه جمله وارث او دو نفر ذكور و دو نفر اناث بودهاند يكي از دو اناث گفتند در تربد متوطن بوده و اهل جنابد ميگفتند يك پسر بزرگ قربعلي نام داشته آن ضعيفه و پسرش هم متأهل بوده و گفتند هر دو فوت شدهاند و نميدانستند سبقت فوت احدهما را بر ديگري و نميدانستند قربعلي اولادي داشته يا نداشته و چون بتربد رفتم هر چند در اصل تربد و بعضي مزارع آن جويا شدم هيچ اثري از آنها نيافتم و اصلا كسي عارف بايشان نبود و يك نفر اناث ديگر در همان جنابد وفات يافته بود دو پسر و يك دختر بعد از او مانده بود يك پسر سيد مراد نام او را در همان جنابد ملاقات كردم و امر او را گذرانيدم و مذكور مينمود كه يك برادرم سيد عبدالله نام و يك خواهرم فلانه در تركستان كه عبارت از كلاوروبجنرد باشد متوطن و صاحب اولاد ميباشند قرار شد كه او به پيغام و مراسله ايشان را اعلام نمايد خلاصه حصه اين دو نفر و آن محمد نام و آن ضعيفه متوطنه در تربد در نزد حقير مانده است و بقدر سي تومان فضل ميباشد در اين مدت هم از آنها خبري نشد حقير هم غفلتي ورزيده بودم حال تكليف خود را نميدانم و السلام .
جواب بسم الله الرحمن الرحيم - عرض ميشود كه جز آنكه نگاه داريد و در وصيتنامه خود بنويسيد و بوصي خود سفارش كنيد كه چاره بنظرم [ص 174] نميآيد يعني از براي غير مفقود كه مراد غايب باشد و اما از براي مفقود بعد از جد و طلب و گذشتن چهار سال رخصتي هست كه بورثه آن تقسيم كنند بشرط ملي بودن ايشان كه اگر آمد رد كنند و اگر وارث هم ندارد حفظ كند تا يقين بموت او شود آن وقت مال امام است و بفقراي شيعه تصدق ميشود و السلام .
سؤال زني را شوهرش وصي خود نموده و بعد از وفات شوهر از براي او تركه و ديوني است و تركه ميت وفا بديون او نميكند زن بعد از وفات شوهر بر حسب وصايت تركه شوهر را بديون او بدهد نه بطور غرما بلكه به بعضي زياده از سهم و به بعضي كمتر و به بعضي كل دين او را بدهد و به بعضي هيچ ندهد آيا بواسطه اين تفريطي كه از روي جهل نموده در صداق خود زن كه از شوهر طلب داشته عيبي وارد ميآيد يا خير و كساني كه زياده از سهم خود بردهاند بايد رد كنند بكساني كه كمتر بردهاند يا خير .
جواب بسم الله الرحمن الرحيم - تركه كه وفا بديون نكند بايد بر همه غرما علي حسب نسب الدين قسمت شود اگر نشده بايد اعاده قسمت كرد و هر يك كه زياد بردهاند پس بدهند و مهر هم داخل ديون است و زن جزو طلبكاران است بايد بالنسبه سهمي ببرد و السلام .
جواب شخصي كه مشورت كرده بود در باب تركه ميتي : بسم الله تعالي - حكم خداوندي اين است كه تركه كه از ميت ميماند اول ديون او را از تركه اخراج كنند و حج هم از ديون است بعد اگر چيزي ماند وصيت آنرا اگر كمتر از ثلث بقيه است بدهند و دو ثلث ديگر آنوقت حق وارث است و بايد قسمت شود و پيش از دين و وصيت وارث حقي ندارند .
[ص 175] سؤال اگر شخصي بميرد و براي او تركهٔ باشد و مطالباتي و قروضي چند و مطالبات او نزد مردم سوخت كند و قروض او زياد از تركه او باشد و او را وصيي باشد كه مطالبات مردم كه بر او ثابت است نميدهد و مطالبه شهود از ايشان ميكند و آنچه از تركه ميت نزد اوست ابراز نميدهد آيا ميتواند كسي كه از او طلب دارد و تنخواهي از او بقدر طلب خود بدستش ميآيد آيا ميتواند تقاص كند بدون اظهار بوصي يا نه .
جواب طلبكار اگر از مال مديون چيزي بدستش بيايد ميتواند بقدر طلبش تقاص كند و تعدي نكند كه خدا گواه است و محاسب است و الله اعلم بحقايق احكامه .
سؤال شخصي فوت شده و مديون است و زوجهاش مهرنامه دارد كه در آن اسم باغ و خانه ميت مذكور است مثل آنكه نوشته باغ در فلان محدود بفلان و قدر آنرا ننوشته آيا چقدر مال اوست با وجود آنكه آن باغ را هشت نه سال قبل از فوت خود فروخته و زوجهاش هيچ بكسي اظهار نكرده و ميگويد بخود او گفتهام گفته است آن باغ ديگري را بتو ميدهم چه بايد كرد .
جواب هر چه ببينه و قسم اثبات كند ميگيرد .
سؤال شخصي فوت شده و متروكات او وفا بقروض او نميكند چه بايد كرد .
جواب بايد بهر يك بالنسبه قدري از مال داد .
سؤال شخصي در حين حيوة خود ملكي باجاره داشته و بوكيل خود گفته كه قدري از اين جنس را در انبار موجر بريز و كليدش بدست خودت باشد تا من از سفر بيايم و موجر نيز در آنجا نبوده با مستأجر و قروض [ص 176] بسيار دارد و فوت شده آيا ميتوان اين جنس را بموجر داد عوض اجاره ملكش يا آنكه بايد بوصي او بدهند كه بر سر قروض او تقسيم نمايد و اگر خود وكيل طلبي از ميت داشته باشد ميتواند تقاص طلب خود نمايد از آن جنس تحويلي خود يا نه و اگر آفتي غير عام بمحصول او در آن سنه رسد بعد از فوت مستأجر بايد برفع عمل شود يا نه و اگر او را صغيري باشد آيا ميبايد وصي قروض او را ادا كند يا صبر كند تا صغيرش كبير شود .
جواب آن جنس را با ساير اموال ميت تحويل وصي كرده و به غرماء تقسيم ميكند اگر وفا بقروض ميت ميكند و الا بالنسبه ميدهند و اگر فضلي باشد مال ورثه است و طلب وكيل بايد ثابت شود ببينه و قسم بحكم ظاهر و تقاص وكيل ميان او و خداست نه حكم ظاهر و اجاره باطل ميشود و انتظار كبر ورثه نبايد كشيد .
مسأله در باب صلح ميفرمايند كه هر گاه شخصي را وجهي بر ذمه ديگري باشد و صاحب دين نداند از چه بابت طلب دارد و مجمل گويد مثلا تو را حقي بر من است اينقدر و نگويد از چه بابت مصالحه بنما بوجه معيني و صاحب دين راضي شود و مصالحه بنمايد اگر قدر طلبش را راست گفته باشد مصالحه صحيح است .
سؤال بفرمائيد كه معني تقاص مال چه چيز است و تقاص مال چگونه ميتوان نمود و بفرمائيد كه هر گاه زيد از عمرو طلبي داشته باشد نقدي و وعده آن منقضي شود و عمرو طلب زيد را ندهد و زيد جنسي مثل گندم يا جو از مال عمرو باشد ببرد ميتواند جنس عمرو را بقيمت روزي كه برده عوض طلب نقدي كه از عمرو دارد محسوب دارد .
[ص 177] جواب بسم الله - معني تقاص آنست كه چيزي از مديون را بازاء دين خود برداري و جايز است كه جنس مزبور را بقيمت روزي كه ميخواهد تقاص كند حساب كند و بعوض طلب خود بردارد .
سؤال تفاوت ديون مسلم با كافر چيست در اداء كردن .
جواب حق صاحب حق را بايد اداء كرد .
باب - در بعضي احكام كه متعلق به رهن است .
سؤال زيد تنخواهي بدون صيغه شرعي در نزد عمرو ميگذارد و وجهي ميگيرد كه هر وقت وجه زيد را داد تنخواه خود را ببرد و تنخواه با مال عمرو در يك جا بوده و دزد برده است تنخواه زيد را بدون مال عمرو حال زيد مطالبه تنخواه خود را ميكند كه وجه را بدهد عمرو ميگويد دزد برده ميگويد تنخواه مرا بده و وجه خود را بگير عمرو هم در تنخواه زيد تفريط نكرده حكم آن چيست .
جواب آنچه در نزد عمرو بطور رهن يا وديعه گذارده اگر عمرو تفريط نكرده ضامن نيست و وجه خود را از زيد ميگيرد و اگر تفريط كرده بكم و زياد قيمت تنخواه و اصل وجه بايد رجوع كنند انشاء الله .
باب - در بعضي احكام كه متعلق بضمان و كفالت و حواله است .
سؤال بفرمائيد كه هر گاه كسي حواله بكسي چيزي كرد آن حواله بعد [ص 178] از فوت آن شخص برميگردد و ميتواند آنكس كه حواله را قبول كرده بگويد قبول ندارم و بخود آن شخص دادهام يا نه .
جواب محال عليه مشغول الذمه است دخلي بموت محيل ندارد .
سؤال هر گاه شخصي از زيد طلب داشته باشد و بعمرو بگويد من از زيد طلب دارم تو فلان مبلغ را بمن بده كه من از او ميگيرم و بتو ميدهم عمرو بگويد زيد هم از من طلب دارد از او ميپرسم و بتو ميدهم بعد از او بپرسد و او هم بگويد قبول دارم فلان مبلغ را باو بده او هم بدهد بعد زيد بميرد آيا اين ممضي است يا نه .
جواب اگر حواله كرده حوالهكننده بريء الذمه شده است و ممضي است .
سؤال شخصي ملكي را اجاره كرده در اول تخمكار و ملك را زرع نموده و در وقت ضبط محصول محصول را ضبط و جمع كرده بدست ديگري يا زعيم سپرده و بعد از آن محصول آن ملك را بعوض مال الاجاره بموجر مصالحه نموده آيا بر مستأجر لازم هست كه محصول را كارسازي متصالح نمايد يا آنكه همينقدر كه ميگويد محصول را نزد فلانكس سپردهام برو و بگير از اشتغال ذمه بيرون ميآيد .
جواب بسم الله - همينكه حواله كرد و موجر اول قبول حواله كرد ذمه حوالهكننده بري شد و السلام .
مسأله در باب اجاره ميفرمايند كه هر گاه شخصي حيواني را از كسي كرايه كند و حيوان را در راه دزد تلف كند اگر تفريط نكرده و ضامن در حيات نبوده قيمت الاغ بر ذمه او نيست .
[ص 179] باب - در بعضي احكام كه متعلق بحجر و تفليس است .
سؤال اينكه شخصي عرض كرده بود كه برادرم سفيه است و معروف بسفاهت و آثار سفاهت هم از او ظاهر است باينطور كه بعضي املاك داشته همه را نصفه بها فروخته و تمام كرده و خود را فقير نموده است آيا معاملات او صحيح است يا خير و آيا بر من كه برادر او هستم من باب حق اخوت لازم است كه متكفل امر معاش و مؤاخذه حقوق او بشوم يا خير .
جواب بسم الله الرحمن الرحيم - بايد سفاهت او در نزد حاكم ثابت شود و حكم بسفاهت بكند و اگر حكم بسفاهت كرد خود حاكم ولي اوست اگر سفاهت عارضي باشد بعد از بلوغ و بايد باذن او باشد در نزد جناب شيخ امر او را ظاهر كنيد هر كس را ايشان بر او بگمارند چنان كنيد و شما هم در اخوت كوتاهي ننمائيد و السلام .
سؤال بفرمائيد مال يتيم صغير و مجنون و غايب را ميتوان بتصديق مؤمنين تصرف نمود در صورت انتفاع ايشان بدون اذن حاكم شرع .
جواب بايد متصرف امين باشد خاين جايز نيست و بتصديق عدول ميشود .
باب - در بعضي مسائل كه متعلق بلقطه است .
شخصي ● عريضهٔ عرض كرده بود مشتمل بر چند سؤال و در خاطر داشته است [ص 180] كه از لقطه هم سؤال كند و در عريضه فراموش كرده بود كه از لقطه چيزي عرض كند ابتداءا بدون سؤال بتأييد خداوند جواب فرمودهاند :
و اما اللقطة فان كانت ما دون الدرهم فهي لك و ان كانت ازيد من ذلك فعليك تعريف سنة في مجمع الناس بما يسمي تعريفا عرفا و قد قيل ان يعرف في الاسبوع الاول كل يوم و الي شهر في كل اسبوع مرة و الي تمام السنة في كل شهر مرة و لا تحديد في الاخبار فيرجع الي العرف و اياك و اخذها فان الناس لو تركوها لجاءها صاحبها و ان اخذت و عرفت و لمتجد لها طالبا فتصدق بها فان وجد صاحبها اغترمتها له ان طلبها و الاجر لك و الا فالاجر له ان رضي بها و لك ان تجعلها بعد التعريف في عرض مالك فان وجد صاحبها اغترمتها له ان طلب و لك ان تحفظها له و توصي بها ان مت و ان كانت ما يفسد و لا بقاء له فقومه علي نفسك و انتفع به فان جاء طالبها اغترم له الثمن و لاتمس لقطة الحرم بيد و لا رجل ان شاء الله كتبه العبد الاثيم كريم بن ابرهيم .
سؤال لقطه تا چند جايز است تصرف در او با عدم علم بصاحبش و آنچه زياد باشد از اباحه چه كند در صورت وجود حاكم شرع يا عدم آن .
جواب بسم الله الرحمن الرحيم - لقطه اگر كمتر از درهم باشد محتاج بتعريف نيست و اگر زياده باشد يك سال تعريف ميكند و تجسس ميكند از صاحبش اگر پيدا شد فبها و الا آنرا تصدق ميكند يا در عرض مال خود قرار ميدهد يا بامانت حفظ ميكند .
[ص 181] باب - در بعضي احكام كه متعلق بغصب است .
سؤال اگر آب و زميني غصب شود چقدر غاصب بمالك بايد از جهت آن آب و زمين زراعت شده بدهد .
جواب اجرة المثل را بايد بدهد بطور معروف در بلد و هر چه خراب كرده از عهده خرج آن برآيد و السلام .
سؤال اگر كسي آبي بي اذن صاحب آب بمحصول خود كند يك دفعه يا دو دفعه يا بيشتر آيا محصول بر صاحب زمين و بذر حرام است يا نه .
جواب محصول حلال است و بر اوست شرب آب .
سؤال اگر كسي حوضي در كنار نهر آبي داشته باشد و پر از آب باشد و آبي عمرو از زيد بدزدد و روي آن آب حوض آيد صاحب حوض ميتواند از آن حوض وضو بگيرد يا نه .
جواب ظاهر آن است كه آب حوض با آب غصبي ممزوج ميشود و با آب غصبي وضو جايز نيست .
مسأله در باب قضاء ميفرمايند كه جميع تصرفات و تقلبات در زمين غصب حرام است .
سؤال عمله گرفتن بجبر و اسباب عمارت سبب غصبيت است يا نه .
جواب مشغول الذمه حق مردم است و اگر زمين غصب نيست زمين باك ندارد .
سؤال از همان مطلب پيش است مقصود از عمله جبري گرفتن اين است كه خشت فرش شده يا خزانه حمام شده يا آهك و گچ كه كلا بجبر واداشتهاند مردم را بآوردن هيمه و خشت ساختن و اسباب ديگر .
[ص 182] جواب عرض شد كه مزد عمله در ذمه ظالم است و اگر خشت و خاك حرام نيست و زمين غصب نيست باكي ندارد .
جوابي است كه سؤالش را نديدم و رد مظالم را بفقراي شيعه بايد داد اگر صاحب مظلمه را نشناسد .
سؤال جعلني الله فداك هر گاه كسي بخواهد آبي از روي قنوتي بگذراند آيا صاحب قنوة ميتواند مانع شود كه آب را نگذرانند يا خير .
جواب بسم الله الرحمن الرحيم - بديهي است كه تصرف در مال غير بدون رضاي او و اذن او نميتوان كرد و محل اشكال نيست و السلام .
مسأله در احياء موات در خصوص همين مسأله ميفرمايند كه اگر ضرري بقنوة اول نميرساند مانعي ندارد انشاء الله و العلم عند الله .
سؤال بيان فرمائيد كه هر گاه زيد مالك زميني باشد كه در آن ممر آب مسلمين باشد و زيد برود و در راسته آن ممر درختي چند بريزد آيا مالك آن درختها كيست زيد مالك است يا مال صاحبان ممر آب است ميتوانند بكنند يا خير .
جواب بسم الله الرحمن الرحيم - اگر در لب نهر درخت غرس كرده صاحبان آب و نهر يا باقي ميگذارند و اجرت زمين را ميگيرند يا ميكنند اگر بغير اذن ايشان بوده و درخت مال غارس است و السلام .
سؤال زوجه شخصي از ميراث پدر چيزي داشته است بعضي ملك و بعضي تهخانه ، يك حبه ملك را شوهرش فروخته و مصرف رسانيده و دو حبه از آنرا معاوضه و قباله باسم خود گرفته و نيم حبه از آن باقي است و همچنين تهخانه را قدري مصرف رسانيده و قدري باقي است و حال زن و شوهر مردهاند وارث زن چه كنند .
[ص 183] جواب اگر بدون اذن زن بوده بايد از عهده برآيند و معاوضه ملك هم اگر بآن معامله مأذون نبوده باطل است و اگر مأذون در معامله براي زن بوده مال زن است قباله دخلي ندارد .
باب - در بعضي احكام كه متعلق بمطاعم و مشارب است .
سؤال آب خرما را هر گاه بجوشانند حكم آب انگور را بعد الغليان دارد يا خير و اگر خرما را در آبگوشت بپزند يا آنكه در ميان چلو دم نمايند چه حكم دارد حلال است يا حرام .
جواب مغلي آب تمر اگر بماند مسكر ميشود و لكن قبل الاسكار و پخته آن حلال است ان شاء الله و لكن از مغلي عصاره تمر قبل ذهاب ثلثين اگر احتياط كند و نخورد احسن است .
جواب لماجد سؤاله و هو هذا : و اما الزبيب المغلي فلا مانع منه انشاء الله و ان كان الاحوط اجتنابه .
جواب آخر لماجد سؤاله : و اما ما يوجد في صفرة البيض فلا كل احمر قاني دم .
سؤال ناني كه تارك الصلوة كه هرگز نماز نكرده خمير نمايد و طبخ نمايد ميتوان خورد يا نه .
جواب اگر بتهاون و بياعتنائي بامر خدا ترك نماز ميكند كافر است و نجس لعنه الله .
[ص 184] مسأله در كتاب طهارت گذشت كه ناني كه از نجاست دود بزند حكم به نجاست آن نميتوان كرد .
سؤال قطره خونيكه در شير يافت ميشود باعث نجاست شير است يا نيست همچنين شيري كه قطره خون در آن باشد بجوشانيدن پاك ميشود يا خير .
جواب خون در شير از سه وجه ميشود يكي آنكه از خارج بريزد و يكي آنكه در پستان گوسفند قروحي يا جروحي باشد كه خون از آن سايل شود يا داخل شير شود و يكي ديگر آنكه چون اصل شير خون است كه چون به پستان گوسفند يا حيوان ديگر ميآيد در آنجا استحاله ميشود و سفيد ميگردد مانند مني كه اصلش خون است چون بوعاء مني برسد آنجا استحاله ميشود و سفيد ميگردد و اگر كسي مجامعت زياده كند استحاله نشده جاري ميشود و قرمز است و همچنين بسا آنكه از پستان گوسفند بجاي شير خون دوشيده ميشود بهر حال خون است و اگر از خود گوسفند باشد نجس است و اگر از خارج باشد و از صاحب نفس سائله باشد نجس است و اگر از مثل شپش يا كيكي يا غير آن از حيوانات كه نفس سائله ندارند باشد طاهر است و اگر نجس شد بجوشانيدن طاهر نميشود .
مسأله در باب طهارت گذشت كه مويز و غوره كشمش پخته آنها بهر طور حلال و طاهر است .
مسأله در باب متفرقات خواهد آمد كه معالجه به شراب جايز نيست و در حرام شفا نيست .
باب - در بعضي مسائل كه متعلق بنكاح است .
سؤال دختري صغير و پسري صغير دختر پدرش وفات كرده بود برادرش دختر را [ص 185] از براي پسر عموي صغير او عقد كرد بصداق معيني و پدر پسر قبول تزويج نمود يا ديگري را وكيل نمودند فضولا عقد بست حال پسر و دختر كبير شدهاند دختر تنفيذ عقد را نميكند و راضي نيست بنكاح پسر عموي خود اولا عقد صحيح بوده يا نه ثانيا چنانچه دختر قبول نكند احتياج بطلاق هست يا آنكه عدم قبول دختر همين دليل بر صحيح نبودن عقد است و ضرور بطلاق نيست .
جواب برادر عقدش بر خواهر فضولي است اگر دختر راضي نيست به نكاح او باطل است .
سؤال بيان فرمائيد كه هر گاه دختري نامزدي داشته باشد و با او بازي كرده باشد و از او حامله شده باشد پيش از عقد چون معلوم شود مضطرب شوند اقرباي او و او را متعه ديگري نمايند و آن شخص هم تصرف نمايد بعد باين اكتفاء نشود اضطراب آنها زياد شود مدت او را بخشد و آن دختر را عقد نمايند از براي آن نامزد اول حال بيان فرمائيد حلال است يا حرام و آن ولد حلال است يا حرام .
جواب بسم الله الرحمن الرحيم - ادعاي اجماع كردهاند كه حامله از زنا عده ندارد و احتياط در عده است بمقتضاي مطلقات پس بحسب اجماع مدعي متعه شدن آن حلال بوده است پس چون مدة او را بخشيد عده لازم شد و در عده عقد بستن آن براي نامزد اول حرام است و اگر از روي علم تزويج كرده حرام مؤبد است .
سؤال عرض ميشود اختيار پدر از براي دختر مادامي كه باكره است ميباشد اگر چه چند دفعه او را عقد كردهاند يا آنكه در عقد اول است ولايت پدر .
[ص 186] جواب بسم الله - تا بكر است پدر ولي است و چون ثيبه شد اختيار خود را دارد و السلام .
سؤال چنانچه پدر مانع عروسي دختر شود و دختر مايل به تزويج است و شوهر ميخواهد چه كند .
جواب بسم الله - اگر پدر منع از عروسي كند و كفو آن برسد و ندهد و قصدش منع تزويج باشد مطلقا ولايتش ساقط است و دختر مختار است كه شوهر كند اگر بهيچ وسيله نتواند پدر را بتزويج بدارد و السلام .
سؤال عرض ميشود كه زوجهٔ زوجش بسفر رفته قريب بده سال و قوه گذرانيدن معاش خود را ندارد يا مايل بشوهر است در مثل اين زمان تكليف او چه ميباشد بيت المالي هم كه نيست چه كند اين ضعيفه و تكليف او چه ميباشد .
جواب بسم الله الرحمن الرحيم - اگر غايب مفقود وكيل و وليي دارد به او ميگويند نفقه بزن بده اگر داد فبها و اگر نداد سلطان حكم ميكند كه طلاق بدهد و اگر ولي ندارد سلطان طلاق ميدهد و اين روزها كار مشكل است بجهت عدم امكان فحص در اطراف و اگر مفقود نيست و غايب است بايد حكم باو شود يا نفقه بده يا طلاق و السلام .
سؤال شخصي چهار زن عقدي دائمي در حباله اوست يكي را طلاق رجعي گفته و در عده او زني ديگر بعقد دائمي درآورده و با او دخل كرده است آيا عقد او صحيح است يا نه و در صورت بطلان آيا صداق بر او هست از دخول بآن زن يا نه .
جواب بسم الله تعالي - نكاحش باطل است و مهر او را بايد بدهد و زن عده نگاه بدارد و مطلقه هم عده نگاه بدارد پس از هر دو عده اگر [ص 187] بخواهد بعقد جديد بگيرد .
سؤال شخصي دختري را بعنف بي عقد متصرف شده است حكمش چيست و اگر مهري بايد بدهد چيزي ندارد آيا از اقوام و اقارب و پدرش ميتوان چيزي گرفت و بدختر داد يا نه در صورتي كه پدرش و اقاربش چيزي داشته باشند .
جواب بسم الله الرحمن الرحيم - نكاح دختر بعنف بي عقد زنا است و بر زاني مهري نيست .
سؤال شخصي جاهل مسأله ، خواهر زن خود را با وجود آنكه زن خود را طلاق نگفته بود عقد كرده است و با او دخل كرده است حكم آن چيست آيا بعد از علم طلاق ضرور است يا تفريق كفايت ميكند .
جواب طلاق ندارد .
سؤال آيا دو خواهر يكي را بنكاح دايمي و يكي را انقطاعي با هم ميتوان جمع كرد يا نه و اگر كسي جمع كند پيش از دخول فسخ ضرور است .
جواب جايز نيست و دويمي عقدش فاسد است .
مسأله در نفقه زن يائسه در حال عده در باب طلاق خواهد آمد كه نفقه و كسوه ندارد .
سؤال شخصي پسرش را داماد كرده و صداقي براي زوجه او كرده بعضي موجود مثل آب و باغ و بعضي موجود نبوده مانند طلا و گوسفند و غيره و اينها را صيغه هبه نخوانده است به پسر خود نهايت در صداقنامه نوشته كه اينها را پدر به پسرش هبه كرد و مادام الحيوة هيچيك را بتصرف پسر و زوجه او نداده است بعد از چند سال وفات يافته آيا ساير [ص 188] ورثه را ميرسد كه منع از تصرف آن كنند كه شرط هبه تصرف و ملكيت است و او مالك بعضي نبوده و صداق مزبور بر زوج است يا بر ورثه و اگر در وصيتنامه خود ملك را اسم برده كه وارث باو بدهند و از باقي اسمي نبرده يا زباني گفته كه باقي را خود شوهر بدهد چه بايد كرد .
جواب بسم الله تعالي - اگر پسر صغير و بي مال بوده و پدر او را داماد كرده و مهر كرده پدر ضامن است و بايد از جميع تركه مثل دين جدا شود مابقي قسمت شود و اگر خود پسر مهر كرده و كبير بوده دخلي به پدر ندارد و اگر پدر ضامن مهر شده بايد از مال او بدهند و امر بياشكال نيست اگر هبه نكرده بوده و پسر صيغه خوانده و مهر كرده تقوي بهتر است از مال و السلام .
سؤال بسم الله الرحمن الرحيم - جعلت فداك شخصي مهر براي زوجه پسر خود قرار داده و بعضي اجزاء مهر را خود هبه بولد خود كرده و او مهر زوجه خود نموده و بعضي اجزاء مهر از خود پسر بوده و آنچه را پدر هبه كرده در تصرف خود پدر بوده و بتصرف پسر و زوجه او نداده است حال كه پدر وفات يافته زوجه مطالبه مهر خود را از زوج ميكند آيا زوج را ميرسد كه از ساير وارث پدر اجناس موهوبه را مطالبه نمايد يا از تركه پدر اخراج كند براي زوجه خود و آيا اگر چيزي را پدر هبه كرده باشد كه موجود نباشد مانند آنكه متعارف است كه طلاي ساخته در صداقنامه مينويسند و گوسفند و مس كه هنوز ندارد و مالك نشده هبه به پسرش ميكند و پس از فوت پدر هم مالك اينها نيست آيا ميتوان از ساير مايملك پدر تنخواه آن كرد يا بر ذمه خود زوج است كه از مال خود بدهد يا آنكه بر ذمه هيچيك از زوج و وارث پدر زوج نيست و هر گاه زوجه بعد [ص 189] از چندي مطالبه صداق خود كند ميتواند اجرة المثل سنوات ماضيه ملك صداق خود را از زوج مطالبه نمايد يا نه و اگر بگويد مطالبه صداق خود را كردهام و زوج نداده است بمحض ادعاء ميتواند مطالبه اجرة المثل كند يا نه و بر فرض اقرار زوج بر اينكه مطالبه كرده است و من ندادهام آيا بايد اجرة المثل را بدهد يا نه .
جواب بسم الله الرحمن الرحيم - هبه معدوم معقول نيست و هبه موجودي كه بقبض ندهد تا بميرد ممضي نيست و آنچه پسر خود مهر نموده است بر پسر است و اگر پدر خود مهر كرده موجودي را يا بر ذمه خود بر پدر است و آنچه را پسر در صداق ذكر كرده است و گفته مهر كردم خواه از آنچه پدر هبه كرده بوده خواه غير آن بر ذمه پسر است و اگر ملك معيني بصداق زن باشد و بتصرف او نداده باشند اجرة المثل گذشته مال زن است خواه مطالبه كرده باشد صداق خود را خواه نكرده باشد بايد اجرة المثل را داد و ترك مطالبه دليل بخشش نيست و السلام .
سؤال زيد نامي چند نفر اولاد ذكور و اناث داشته و دو نفر آنها را داماد كرده است و قدري خرج عروسي آنها كرده و قدري از املاك خود بصداق آنها نموده و در تصرف آنها نداده بوده بعد فوت شده است آيا ورثه را ميرسد كه آن املاك را تقسيم نمايند يا آنكه بايد صداق داده شود و السلام .
جواب بسم الله الرحمن الرحيم - املاكي كه صداق بوده دخلي بوارث ندارد و السلام .
مسأله در باب هبه گذشت كه صداق زوجه متوفاة بهمه وارث او ميرسد و نميتوان بيكي از اولاد او بخشيد .
[ص 190] سؤال زني شوهرش صداق معيني از براي او قرار داد از ملك و نقد و غيره ، ملك را بتصرف زوجه داد و نقد و ساير اشياء را نداد بعد از مدتي زني ديگر گرفت و بزوجه اولي گفت اگر ميخواهي با تو رفتار كنم آنچه داري جميع املاكت را بتصرف من بده كه آنچه خواهم بكنم و الا من نفقه ندارم به تو بدهم مجملا گاهي املاكش را باو ميداد و تمام آنرا ميخواست بخورد و از خودش بقدر گذران جزوي بزنش ميداد زنش جلو املاكش را گرفت مرد هم او را ترك كرد و قريب به بيست سال نه نفقه و نه كسوه باو نميداد و نه تتمه مهرش را داد نه طلاقش داد الآن زوجه وفات نموده دعواي ارث ميكند زن هم اولاد بعد از مرگ او از او باقي نمانده وارث او چند برادر است آيا برادرها دست دارند كه تتمه صداق و نفقه و كسوه چند سال را بخرج ارث او بياورند يا نه .
جواب معروف ميان اصحاب اين است كه مرد مديون زن است هر گاه مدتي نفقه ندهد بناء علي هذا بخرج ارث ميآيد و آنچه از اخبار برميآيد نفقه و كسوه حق واجبي است بر مرد و بايد بدهد و دليل سقوط آن بنظر نرسيده است .
سؤال هر گاه پدر دختر را عروس نكند و هر چه او را تكليف كنند قبول نكند و بگويد كه اصلا دخترم را عروس نميكنم آيا دختر ميتواند كه عروس شود بدون ولايت و اذن پدر يا خير .
جواب بسم الله - اگر واقعا پدر مضار باشد و دختر بر خود بترسد عروس ميشود بي اذن پدر .
سؤال جعلني الله فداك بيان بفرمائيد هر گاه مرد و زني قبل از وقوع عقد نكاح در پنهاني مبلغ صداق را مهر السنه با هم قرار دادند [ص 191] از روي رضا و چنين قرار دادند كه يك دانگ خانه هم كه معين و محدود بوده در ظاهر حين وقوع عقد علاوه بر مهر السنه كند و آن زن قرار داد كه بعد از وقوع عقد دانگ خانه را بشوهر ببخشد و ضامني هم بشوهر داد بعد از عقد زن راضي نشد كه خانه را ببخشد ولي همان مهر السنه را به چيز معيني بشوهر مصالحه نمود و صيغه مصالحه عربيا و فارسيا واقع شد بعد از ايقاع صيغه مصالحه معلوم شد كه مهر السنه زياده بر قيمت دانگ خانه بوده حال آيا زن را ميرسد كه بگويد من جاهل بقيمت خانه بودم و مصالحه من صحيح نيست يا آنكه مصالحه مهر صحيح است و زن مالك همان خانه است و يا آنكه مالك خانه و صداق هيچكدام نميباشد .
جواب بسم الله - زن مالك خانه و صداق نقدي هر دو شده است و اگر ندهد كسي دستي باو ندارد نهايت خود خلاف شرع كرده كه وفا نكرده است و مصالحه ثاني در نزد بعضي صحيح است و برگشت ندارد و السلام .
سؤال هر گاه زني بگويد كه شوهر من فوت شده است و شوهر او دوازده سال است كه مفقود الاثر است آيا از او ميتوان اين سخن را تصديق كرد يا نه و زني را جمعي ديدهاند كه شوهري چندي داشته و شوهرش رفته است و كسي مطلع از عقد ايشان نبوده حال زن ميخواهد شوهر بگيرد و ميگويد من صيغه او بودهام تا مدتي و صيغه من سر آمده است آيا ميتوان آن را عقد كرد يا نه .
جواب در هر دو مسئله زنان را بايد تصديق كرد در امر ( نكاح ، نسخه ) تكليف مردم خارج نيست كه يقين بعدم مانع او ( از او ، نسخه ) كنند تكليف خود زن است و تكليف شوهر است تصديق كاري بمردم ندارد .
سؤال شخصي دختر كسي را ولاية از براي پسرش عقد كرده و املاك [ص 192] و اشيائي چند معين صداق نموده دختر و پسر هر دو قبول كردند و عروسي شده حال آنچه صداق كرده بتصرف زن و شوهرش نميدهد و پسر را هم جدا كرده آيا پدر دختر تسلط دارد كه بوكالت دخترش صداق او را بگيرد و بتصرف دخترش دهد .
جواب هر گاه دختر وكيل كرده پدر خود را در استيفاي مهر ، پدر سعي ميكند و ميگيرد .
سؤال هر گاه دو شخص دو دختر كبيره داشته باشند و پدران دختران را عقد كنند براي يكديگر بدون اذن دخترهاي مزبوره آيا عقد آنها صحيح است يا باطل .
جواب نكاح پدر اگر چه دختر كبيره و راضي هم نباشد ممضي است .
سؤال شخصي زوجهٔ در بلدي گرفته است و امر او در آن بلد نميگذرد ميخواهد او را ببرد بجائي ديگر زوجه اطاعت نميكند آيا تسلط بر كسوه و نفقه خود دارد كه از شوهر بگيرد و مرد ميتواند او را بعنف ببرد يا نه .
جواب بر زوجه است تمكين مرد و بر مرد است كسوه و نفقه زن و اگر زن ناشزه باشد نفقه ندارد .
سؤال آيا صغيره را كه پدر و جد نداشته باشد باذن مادر و عموي او ميتوانند او را بكسي صيغه بخوانند كه مادرش بآن كس محرم شود يا او را عقد بكسي بكنند در حال صغر يا نه .
جواب عقد غير پدر و جد بر صغيره فضولي است و موقوف بآن است كه دختر بزرگ شود و قبول كند و عقد در حال صغر لازم نميشود و السلام .
سؤال عاقد ميتواند بوكالت مرد و زن هر دو ايجابا و قبولا صيغه عقد را جاري كند يا نه .
[ص 193] جواب مشكل است و بعد از آنكه يافت نشود كسي كه عربي بخواند فارسي بخوانند و دو نفر باشند آسانتر است .
مسأله در باب طلاق خواهد آمد كه جايز نيست عقد بستن زن را براي خود مگر آنكه زن غير را وكيل كند كه براي فلان مرد مرا عقد كن و ايضا خواهد آمد در همان باب كه اگر زن را عقد كند براي خود و بعد از عقد او را خبر از عقد نداده طلاق بگويد در آن زمان كه معقوده بوده نفقهاش بر ذمه شوهر است .
سؤال هر گاه بكر با عمرو لواط كند آيا خواهر ملوط بر لاطي حرام است يا نه و در صورت حرمت ، جهالت لاطي بمسأله با علم او فرق ميكند يا نه و اگر جاهل بوده و با وجود حرمت خواهرش را تزويج كرده اولادش حرامزاده است يا نه و بعد از علم آيا بر او حرام است يا حلال و تزويج خواهر ملوط در حيوة برادرش تا بعد فوتش فرقي دارد يا نه و مراد از لواط چيست و پس از تزويج خواهرش اين عمل را كردن با برادرش با قبل از تزويج او فرقي دارد يا نه .
جواب بلي خواهر ملوط بر لاطي كه در حين لواط بالغ بوده حرام است و جهل و علم فرقي نميكند همچون حيوة و ممات و جاهل به مسأله نهايت عاصي نباشد و لكن اولاد او نجيب نباشند و نگاه داشتن پس از علم جايز نيست و مراد از لواط ادخالست اگر چه قليل باشد و اين حكم قبل از تزويج است و اما بعد از تزويج حديثي وارد شده است و در آن دو احتمال است و لكن ظاهر آن است كه لواط پس از عقد خواهر خواهر را حرام نكند و السلام .
سؤال هر گاه كسي دخترش را در غياب او عقد كند با وجود باكره [ص 194] بودنش آيا بعد ميتواند بگويد دخترم حضور نداشته و رضاي او شرط است و دختر را ميرسد كه نكول كند عقد پدر بر او را يا نه .
جواب دختر باكره را خواه صغيره باشد و خواه كبيره با وجود پدر رأيي نيست و عقد بر او ممضي است و دختر نميتواند ابدا نكول كند و السلام .
سؤال جعلت فداك بيان فرمائيد كه هر گاه آقائي غلام زرخريدي داشته باشد و كنيز خانهزادي هم داشته باشد و مابين اين دو را نكاح كند و از اينها يك دختري بعمل آيد حال بعد از فوت آن آقا ، يا پسر آقا يا ساير ورثه ميتوانند كه آن دختر را خريد و فروش نمايند يا نكاح كنند يا خير و باز بفرمائيد كه هر گاه آقائي غلام زرخريدي داشته باشد و خدمتكاري هم داشته باشد كه كنيز نباشد و باز اين آقا مابين اين دو را نكاح كند و دختري متولد شود حال آيا اين پسر آقا ميتواند كه اين دختر را نكاح كند يا بخرد و بفروشد يا خير .
جواب دختري كه از غلام و كنيز بعمل آمده كنيز است مثل پدر و مادرش و اما ولدي كه از غلام و خادمه آزادي حاصل ميشود آزادست انشاء الله .
سؤال بيان فرمائيد كه هر گاه زيد متوفي شود و از او زوجه غير مدخوله بماند مهر خود را تمام ميبرد يا نصف مهر را ميخواهد .
جواب هر يك از مرد و زن كه قبل از دخول بميرند مهر مسمي نصفه ميشود و السلام .
سؤال بسم الله الرحمن الرحيم - بيان فرمائيد كه هر گاه دختري بزني ثيبه شود ولايت پدر باقي است يا نه و هر گاه مردي با دختري زني كند [ص 195] و دختر بزنا آبستن شود و بخواهد آن دختر را بگيرد بايد صبر كند كه وضع حمل او بشود يا آنكه بدون وضع حمل هم ميتواند آن دختر را بگيرد .
جواب بسم الله تعالي - ولاية در حال بكارت ثابت بود و زوالش از جهت زني از شرع نرسيده در كتاب و سنت پس بايد باقي باشد ولايت پدر بر فرزند تا بر وفق شرع ثيبه شود و اخبار ظاهر باين است و آبستن بزني را صبر كنند تا وضع حملش شود و رحمش پاك شود احوط است و چون امر فروج احتياط در هر دو مطلوب است .
سؤال از اينكه شخصي زن عقدي دايمي داشته و او را طلاق گفته يا انقطاعي بوده و باقي مدت او را بخشيده و مقاربت هم مابين آنها وقوع يافته بوده و بعد از پانزده يوم از زمان عده او گذشته و يك دفعه حايض شده مطالبه مخارج ايام عده را از شوهرش ميكند در جواب ميگويد كه من بقيه مدت عده تو را بتو بخشيدم آن ضعيفه هم باور كرده كه چنين چيزي شرعي است و عده ديگر لازم ندارد شوهري ديگر گرفته و مابين آنها مواقعه شده است و حال دو ماه است كه در خانه اين شوهر ميباشد و دو دفعه هم حايض شده حال دانسته كه چون در عده بوده بر شوهر دويم حرام است حال آيا واقعا حرام ابدي است يا آنكه حليت آن به وجهي ميسر است و آيا فرقي بين دائمه و منقطعه هست و هر گاه مرد منكر اين مطلب باشد و زن عاجز از اثبات آن باشد چه بايد بكند .
جواب بسم الله الرحمن الرحيم - اگر در عده شوهر كرده و اين شوهر دويمي دخل كرده ابدا بر او حرام است و اگر مرد نميداند كه خارج عده بوده يا در عده و زن ميداند بر زن حرام است تمكين مرد و امر فروج عظيم [ص 196] است و اولاد حرام ميشود ، بشبهات و حيلها متمسك نشوند و السلام .
مسأله در باب قضايا گذشت كه هر گاه كسي بادعاي وكالت زن ديگري را طلاق بدهد و زن شوهر ديگر بكند بعد شوهر اول منكر توكيل شود در اينصورت حاكم حكم ببقاء زوجيت اولي ميكند تا علم شرعي بوقوع طلاق مشروع حاصل كند .
سؤال عرض ميشود زيد غلامي دارد ميخواهد بزوجه و دختر او محرم باشد آيا اينطور ممكن است كه دختر آن زوجه را في المثل يك روزه متعه باو دهد تا محرميت مادر حاصل شود و بعدها خود آن غلام را ببخشد بآن دختر كه ملك او شود و آنگاه از بابت ملك يمين باو محرم باشد .
جواب مادر زن كه محرم است و غلام هم كه به بيبي خود محرم است .
سؤال زني پسري را شير بدهد و فرزند خودش اناث باشد آن بميرد و دختر ديگر خدا باو بدهد آيا آن پسر كه شير مادر اين دختر را خورده است ميتواند او را بگيرد يا خير .
جواب بسم الله الرحمن الرحيم - خواهر رضاعي است و حلال نيست تزويج او .
سؤال اگر شخصي معقودهٔ داشته باشد غير متصرفه و مبلغي صداق او كرده باشد در همين احوال فوت شود آيا صداق را تمام مستحق ميباشد يا نصف .
جواب هر گاه زوج قبل از دخول فوت شود زن نصف مهر و ميراث را ميخواهد و عده وفات بايد نگاه دارد و السلام .
سؤال اذا ثيبت باكرة بالزني ولاية الاب باقية عليها ام لا .
جواب ولاية الاب في حال البكارة ثابتة و زوالها بالزني لميبلغ من [ص 197] الشرع في الكتاب و السنة فلا بد من بقائها حتي تصير ثيبة علي وفق الشرع و الاخبار ظاهرة في هذا المعني و الاحتياط في امر الفروج مطلوب .
سؤال هر گاه زوج منع نفقه و كسوه از زوجه خود نمايد چه بايد كرد و تكليف زوجه چيست .
جواب بسم الله الرحمن الرحيم - اگر بهيچوجه نفقه و كسوه نميدهد حاكم او را اجبار ميكند يا بدادن نفقه و كسوه يا طلاق و الله العالم .
مسأله در باب اجاره بيان ميشود كه متعه را هر گاه با وجود حمل جواب بگويد بايد اخراجات ايام حمل و مخارج ولد را بعد از وضع حمل بدهد .
و اما مسائل مسئوله ، اما زاني بدختري ميتواند مادر دختر را نكاح كند يا نه در اين باب دو نوع اخبار وارد است و حقيقة مرجحي براي احدهما بر ديگري نيست الا اينكه در فروج احتياط مرغوب است پس عمل باخبار منع احوط است و همچنين مسئله ثانيه كه با مادر زنا كرده دخترش چون است ، و اما مسئله سيم و چهارم كه هر گاه كسي بزني زنا كند بر پدر زاني و پسر زاني آيا حرام ميشود يا نه ، بلي حرام است .
سؤال هر گاه كسي از دختري تمتع برده باشد مانند تقبيل و ملاعبه بدون نكاح آيا جايز است كه او را به پسر خود عقد كند و پدر داشتن و نداشتن دختر فرق ميكند يا نه .
جواب قولي از اصحاب در اين خصوص نديدم و لكن مقتضاي حديث آن است اگر لمسي شبيه لمس فرج بعمل آمده براي پسر حلال نيست و دخلي بپدر دختر ندارد .
[ص 198] سؤال بيان فرمائيد كه زني طفلي را شير ميدهد و طفل خواهر شوهر خود را هم شير ميدهد تا چهل روز بعد طفل خودش مرده و طفل خواهر شوهر را شير داده است آيا باينواسطه در خانه شوهر حرام شود يا نه .
جواب نهايت مسأله اين است كه مرتضع بمنزله ولد فحل شود و ولد رضاعي او باشد و زن مادر رضاعي شود و در وصيت ( وصلت ظ ) بايد مراعات كرد و ضرري بزن فحل و خواهر فحل نيافتم كه داشته باشد نهايت بمنزله خواهر فحل ميشود و منزله دخلي ندارد و خواهر نميشود .
مسأله در باب ولايت ميفرمايند كه معروف ميانه اصحاب اين است كه فرزند واجب النفقه مادر نيست و نصي هم وارد شده است بخصوص اگر خود فرزند غني باشد .
سؤال عرض ميشود كه زوجهٔ زوجش فرار نموده در اين زمان كه بيت المالي نيست كه حاكم شرع اخراجات باو بدهد و آدم در تفحص زوجش بفرستد و اقوام صاحب مال ندارد زوج او و خود زوجه قوه ندارد كه كسي را اجرت دهد عقب او بفرستد تا هشت سال يا ده سال باين نوع گذشت و خوف از افتادن بمعصيت دارد يا ندارد چه كند .
جواب بسيار مشكل است و الله اعلم بحقايق احكامه .
سؤال صداقي قرار ميدهند و منكوحه نميداند كه قيمت آن چقدر است يا ميداند و كمتر از آنچه او ميداند ارزش دارد و علمش بقيمت او از قول ناكح است يا نه بهر حال چنين عقدي صحيح است يا خير .
جواب بسم الله الرحمن الرحيم - هر گاه بر ملك معيني صيغه خوانده شده است عقد و مهر صحيح است و عدم علم زن بحقيقت قيمت آن مناط نيست و قيمت آن چيزي است كه طرفين راضي ميشوند .
[ص 199] سؤال مهر السنه مشهور است كه سه تومان سي شاهي است و گمان ناكح اين است كه ده تومان است بوجه پناباد و بهمين نيت عقد ميبندد بعد معلوم ميشود كه زياده بر اين است حال آيا زن مستحق ده تومان است يا آنچه در واقع هست .
جواب بسم الله الرحمن الرحيم - اگر در اثناي صيغه ذكر كرده است كه تزويج كردم بمهر سنه مهر سنة پانصد درهم است و اگر بده تومان خوانده شده همان ده تومان است و اگر لفظ مهر سنه گفته و قصد ده تومان كرده پس مقصود غير ملفوظ است پس مهر معين نشده و با دخول مهر المثل ميدهد .
سؤال زيد اگر صاحب زن باشد و صاحب ديون هم باشد ميتواند باز خرج بكند و زن بگيرد يا خير .