[ص 1]

مجمع الفتاوي مرحوم آقاي حاج محمدكريم خان كرماني اعلي الله مقامه

كه مرحوم عالم رباني و فقيه صمداني

مرحوم آقاي حاج زين‌العابدين خان كرماني اعلي الله مقامه

جمع‌آوري فرموده‌اند

[ص 2] بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله و سلام علي عباده الذين اصطفي .

و بعد چنين گويد بنده مسكين ابن محمدكريم زين‌العابدين عفي الله عن جرائمه بحق محمد و آله الطيبين صلوات الله عليهم اجمعين كه چون از جانب سني الجوانب نواب مستطاب اجل اكرم افخم حضرت خدايگان اعظم ادام الله ايام افاضته باين بنده ناچيز اشارت رفت كه احكام و فتاوي آقا و مولاي خواص و عوام و حجة الله علي الانام مرحوم آقا اعلي الله مقامه و رفع في الدارين اعلامه را كه در جواب استفتاهاي متفرقه مرقوم فرموده‌اند جمع‌آوري نموده مرتب و مبوب دارم حسب الامر از غايت مفاخرت باين خدمت بزرگ مبادرت نمود و بقدر مقدور كوشش و اهتمام در تصحيح آن شد و الحمد لله كه غالبا نسخه‌هاي اصل كه فتوي بخط مبارك ايشان و مختوم بخاتم شريف بود دست آمد و استنساخ نموده مكرر مقابله شد و آنچه هم كه خط مبارك بدست نيامد هر گاه آنكه نسخه برداشته بود محل اعتماد و وثوق بود استنساخ نموده و اگر محل اعتماد نبود و احتمال شبهه در آن ميرفت از نظر كيميااثر بندگان عالي روحنا فداه گذرانيده و بتصديق ايشان ضبط نمود پس اميد است كه انشاء الله در محضر انور پسنده و دلخواه شود و مقبول درگاه افتد [ص 3] و همه اخوان از روي يقين و اطمينان بآن عمل نمايند و مرتب نمودم اين رساله شريفه را بترتيب كتاب مستطاب فصل الخطاب بجهت آنكه عين حكمت و صواب بود پس در آن پنج قسمت قرار دادم و خاتمهٔ :

قسمت اول در عبادات و آنچه ملحق بآنها است و در اين قسمت نه باب است : باب اول در بعضي احكام كه متعلق بطهارت است باب دويم در تخليه و تحليه است باب سيوم در صلوة باب چهارم در صوم باب پنجم در حج باب ششم در نذر و عهد و وعد است باب هفتم در صدقات باب هشتم در وقوف باب نهم در هبه است .

قسمت دويم در سياست مدن و آنچه متعلق بآن است و در آن شش باب است : باب اول در قضاء و دعاوي باب دويم در شهادات باب سيوم در صلح باب چهارم در ديات باب پنجم در خمس باب ششم در زكوة .

قسمت سيوم در مكاسب و آنچه متعلق بآنها است و در آن هشت باب است : باب اول در تجارت باب دويم در شفعه باب سيوم در شركت باب چهارم در قسمت باب پنجم در مزارعه و مساقات باب ششم در اجاره باب هفتم در احياء موات باب هشتم در قصابه و ذباحه .

قسمت چهارم در انحاء تصرف در مال غير و در آن ده باب است : باب اول در ولايت باب دويم در وكالت باب سيوم در وصايت باب چهارم در وديعه و امانت باب پنجم در دين باب ششم در رهن باب هفتم در ضمان و كفالت باب هشتم در حجر و تفليس باب نهم در لقطه باب دهم در غصب .

قسمت پنجم در معايش و عشرت و در آن چهار باب است : [ص 4] باب اول در مطاعم و مشارب باب دويم در نكاح باب سيوم در استيلاد باب چهارم در طلاق و فراق .

خاتمه در آنچه متعلق باموات است و بعضي از متفرقات و در آن چهار باب است : باب اول در وصيت باب دويم در موتي باب سيوم در ميراث باب چهارم در متفرقاتي كه در تحت عنوانات سابقه نميگنجد .

و مخفي نماند كه بعضي ابواب از ميانه ساقط شده است بجهت آنكه از مسائلي كه متعلق بآنها بوده است چيزي دست نيامد و اگر بعد از اين انشاء الله پيدا بشود عنوان جديد بايد كرد يا آنكه مسألهٔ باشد كه در تحت همين ابواب بيفتد ملحق بهمانها بشود و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين .

قسمت اول - در عبادات و آنچه ملحق بآنها است .

باب - در بعضي احكام كه متعلق بطهارت است .

سؤال در نواقض وضو در رساله شريفه جامع اغما را نشمرده‌اند و فرمايش شده است النوم الغالب علي العقل و السمع آيا اغما هم در تحت همين عبارت داخل ميشود و آيا سكر و جنون هم از نواقض است يا خير .

جواب و اما الاغماء فماوجدت فيه نصا الا ان اصحابنا استنبطوه من دلالة التنبيه كالسكر و الجنون و لااعرفها و الاحتياط في الدين واضح .

سؤال و في نجاسة البئر بالتغيير هل هي من حين ظهور التغيير ام من حين وجدان النجاسة لو علم باستناد التغيير اليها .

جواب و البئر ينجس من حين التغيير لا قبله و الله العالم بحقايق احكامه .

[ص 5] جواب عن مسائل لم‌اجد سؤاله و هو هذا : و اما مس كتابة القرآن من غير طهارة فمما لاينبغي ، و تطهر الارض النجسة بصب الماء و انه غسلها ، و يشترط في تطهير باطن القدم جفاف الارض و طهارتها و لا حرج ، و اما ما يوجد في صفرة البيض فلا كل احمر قاني دم .

سؤال آبي كه بحد كر رسيده باشد و نجاستي در او ببيند بعد آن آب بخشكد و قدري نجاست در ته كر ببيند آيا گل كه از آنجا بردارند پاك است يا نه .

جواب اگر آب متغير نشده تا خشكيده همان گل زير نجس نجس است .

مسأله در باب غصب خواهد آمد انشاء الله كه وضوء ساختن با آب غصبي جايز نيست .

سؤال هر گاه ناني در تنور از نجاست دود بزند آن پاك است يا نه .

جواب حكم بنجاست نميتوانم بكنم .

سؤال محل مسح اگر تر باشد مسح صحيح است يا نه .

جواب خداوند ميفرمايد فامسحوا برؤسكم و ارجلكم الي الكعبين و نفرموده و ارجلكم اليابسة و في الحديث ابهموا ما ابهمه الله و اسكتوا عما سكت الله عنه .

سؤال هر گاه محل وضوء و غسل چرب باشد بروغنها آيا ازاله آن چربي واجب است بجهت وضوء و غسل يا آنكه آب بزير آن ميرود و شستن آن پاك واجب نيست .

[ص 6] جواب اگر آن چربي بسته باشد مانند پيه و آنچه ببندد از روغنها بايد آن را ازاله كرد و اگر بسته نباشد مثل ساير روغنها ازاله آن واجب نيست چنانچه در ميان عربها متداول است كه سرهاي خود را هميشه چرب ميكنند و معذلك مسح ميكشند و غسل هم ميكنند و اين ضرر ندارد .

سؤال بدن هر گاه نجس باشد و داخل خزانه حمام شود و ازاله نجاست نمايد آيا پيش از غسل بايد از آب موضع نجس را بيرون آورد و بايد لنگ خود را بفشارد يا نه .

جواب اين دو قسم است يكي آنكه آن نجاست اگر از بول است بايد دو دفعه شست و اين حاصل نميشود مگر به بيرون آمدن از آب و فشردن لنگ هر گاه ملاقات نجاست بول كرده باشد و يكي آنكه بغير بول نجس باشد در اينصورت بعد از ازاله نجاست خروج از آب بجميع بدن لازم نيست .

سؤال دم البواسير هل هو من الدماء التي عفي عنها في الصلوة ام لا و يجب التجنب عنه .

جواب دم البواسير ايضا كساير الدماء و لم‌يستثن من الدماء الا دم الحيض و الحق جمع به دم الاستحاضة و النفاس و لا نص فيهما فهما كساير الدماء و تحت عموم الدم فدم البواسير ان كان يخرج احيانا يعفي عن اقل من درهم و يغسل ازيد منه و ان كان يسيل دائما فيصلي و لا بأس و السلام .

سؤال آيا زن نفساء بعد از انجام ده شبانه‌روز كامل الساعات واجب است بر او غسل و نماز كه از همان هنگام كه از روز يا شب كه ولادت وقوع يافته تا همان وقت از روز يا شب كه انجام ده شبانه‌روز است صبر [ص 7] كند و آنوقت غسل كرده نماز كند يا آنكه همينقدر كه داخل شد بر او شبانه‌روز دهم بر او لازم است غسل و نماز .

جواب واجب نيست زني كه عادتش در حيض كمتر از ده روز است در نفاس ده روز بنشيند بلكه بعد از گذشتن ايام عادت ميتواند غسل كند نهايت مستحب است كه ده روز بنشيند و السلام .

سؤال لباس و فرش و ظرف بباران تطهير ميشود يا نه در صورت تطهير چه قدر باران كفايت ميكند .

جواب تطهير نجس شستن بآب است تا زوال عين ، بباران باشد يا غير باران .

سؤال در و پنجره و صندلي كه برنگ فرنگي يا فرنگي رنگ كرده باشد در باران بگذارند پاك ميشود در حالتي كه هنوز رنگ باقي باشد يا نه .

جواب اگر رنگ جسماني است مثل رنگ لاك پاك نميشود تا بزوال رنگ و اگر روحاني است مثل تيزاب پاك ميشود .

سؤال بعض رنگها ميباشد كه هيچ جسم ندارد گويا روغن داشته باشد در حالت داشتن روغن بباران يا آب در حالتي كه تغيير در رنگ آن بهمرسد پاك ميشود يا نه .

جواب اگر روغن دارد و بالفعل چرب است پاك نميشود تا بزوال روغن و اگر چرب نيست و آب بچوب يا غير آن كه رنگ شده ميرسد پاك ميشود و السلام .

سؤال بعضي روغنها از فرنگستان ميآورند مثل روغن ماهي بجهت دوا در شيشه بسته لاك كرده در بازار طهران ميفروشند از دست مسلمانان يا ارمني ميتوان اين روغن را استعمال كرد يا نه پاكست يا نجس .

[ص 8] جواب تا علم بنجاست آن حاصل نشده پاك است و شايد مسلمين در بلاد فرنگ آنرا ميسازند و تا علم حاصل نشده كه بعينه نجس شده پاك است و السلام .

سؤال لباسي كه فرنگي دوخته و قطع بر نجاست آن داريم شخصي پوشيده باشد و عرق كند بطوري كه از اين لباس بلباس ديگر يا بدن سرايت كند آن لباس ديگر و يا بدن را نجس ميكند .

جواب اگر عرق سائل باشد نجس ميشود و بمحض نم عرق همان موضع ملاقي نجس نجس ميشود اگر عين نجس در لباس نجس بوده .

سؤال بنا بر مسأله كه شئ متنجس منجس نيست در اقسام نجاسات مثل اين كه عيني داشته مثل خون يا عيني نداشته مثل بول بعد از خشك شدن فرق هست يا نه .

جواب بلي اگر عين باقي باشد نجس ميشود .

سؤال هر گاه عين نجاست مثل خون يا مني در جامه بريزد و بگذارند تا خشك شود بعد از خشكيدن تراشيده كه هيچ از عين نجاست اثري باقي نباشد باز تطهير اين جامه بآب لازم است يا نه .

جواب بلي .

سؤال هر گاه بول بجامه ريخته شود در آفتاب يا آتش او را خشك نمايند بعد دست تر بهمان موضع كه نجس بوده ماليده شود دست نجس ميشود يا بنا بر مسأله شئ متنجس منجس نيست پاك است اگر يك قطره آب در همان موضع بول ريخته شود آن آب پاك است يا نجس بيان فرمائيد .

جواب بول را ملحي است كه اگر خشك شود ملح منعقد ميشود و عين نجس ميماند و منجس است .

[ص 9] سؤال پوستي كه اين اوقات كمر ميكنند و كفش ميدوزند و معروف است بچرم فرنگي قطعا بنظر مبارك رسيده است پاك است يا نجس و اينهم چند قسم است جميع اقسام عرض ميشود حكم هر يك را علي‌حده مرقوم فرمائيد :

اولا آنكه پوست معروف در بازار مسلمانان از دست مسلمانان خريده شود .

جواب پاك است تا علم بنجاست آن حاصل نشده .

ثانيا در بازار اسلام مثل طهران يا بلاد ديگر از دست كفار خريده شود .

جواب پاكست اگر علم بآنكه ذبيحه كافر است نباشد .

ثالثا در بازار بغداد از دست ارمني يا يهودي خريده شود .

جواب اجتناب كند .

رابعا از دست مسلم گرفته شود در صورتي كه قطع دارم در بازار بغداد از دست ارمني خريده است .

جواب اجتناب كند .

و بيان فرمائيد كه در نماز ميتوان استعمال كرد يا جايز نيست ● .

جواب با نجس آن نماز نكند .

مسأله در باب مطاعم بيان ميشود كه خون اگر در شير ديده شود اگر از خود گوسفند است يا از قروحي است كه در پستان گوسفند پيدا ميشود يا از اين است كه خون استحاله نشده بيرون آيد و يا آنكه از خارج است و آن يا از صاحب نفس سائله است يا غير آن و سه قسم اول كه دو قسمش [ص 10] كه از خود گوسفند باشد و يك قسم از صاحب نفس سائله نجس است و بجوشانيدن هم پاك نميشود و قسم آخر پاك است .

سؤال آب وذي و ودي و مذي هر يك كدام است و آيا هيچيك مبطل وضوء است يا نه و طاهرند يا نجس و اگر در حال نماز ظاهر شود مبطل نماز هست يا نه .

جواب مذي آبي است كه در حال حركت شهوت بيرون ميآيد بي فتور بدن و بي دفق و وذي آبي است كه بعد از مني بيرون ميآيد و ودي بعد از بول است و هيچيك نجس نيست اگر مجري پاك باشد و مبطل وضوء نيست .

سؤال تطهير از نجاست دهان كلب در غير آنيه يك دفعه كافي است يا زياده .

جواب يك دفعه كافي است .

سؤال آشاميدن كلب آب را از آنيه در صورت عدم نجاست آب قليل بملاقات نجاست واجب است نجس دانستن باقي آب را يا مكانش يا نه .

جواب ظرف را بايد تطهير كرد .

سؤال نوع تطهير نجاست كلب را در غير آنيه بيان فرمائيد .

جواب ميشويد .

سؤال حديث است كه كل شئ لك طاهر حتي تعلم انه قذر اين حديث عام است بي استثناء يا استثنائي دارد .

جواب كل شئ طاهر حتي تعلم انه قذر عمومي است كه مادام علم بنجاست چيزي بهم نرسيده است حكم بطهارت آن شرعا ميشود خواه [ص 11] شك حاصل شود بنجاست آن يا ظن .

مسأله در متفرقات بيان ميشود كه اگر نجس با طاهر مشتبه شود اگر آب مثلا باشد وضوء ساختن و غسل كردن بهيچيك جايز نيست و تطهير نجس باين دو آب مشتبه نميشود و لكن آشاميدن آن آب يكي يكي جايز است و ملاقات با يكي از آن دو آب موجب نجاست ملاقي نميشود .

مسأله لاتنقض اليقين الا بيقين مثله عام است در همه جا جاري است و احكام نجاست و طهارت بسته و منوط است باسباب شرعي پس اگر علم همرسانيد بنجاست چيزي بآنكه خود بنفسه ديد نجس شدن آنرا يا بالعكس عالم شد بطهارت چيزي بآنكه خود تطهير نمود آنرا يا ديد كه ديگري تطهير كرد عمل بطهارت ثاني و نجاست اول ميكند تا علم بخلاف آن همرساند باينكه خود آنرا نجس بيند يا نجس كند يا تطهير كند در صورتي كه نجس بوده باشد و يا آنكه اسباب شرعيه موجود شود بر خلاف آن مثل دو عادل شهادت دهند بر خلاف آنچه خود ديده و كرده پس واجب است كه بقول دو عادل عمل كند اگر علم بقول ايشان بهمرساند بلكه اگر چه ظن بصدق ايشان حاصل نشود از براي او لازم است كه بمقتضاي قول ايشان عمل نمايد بلي چيزي كه في الجمله اشكال و زحمتي دارد معرفت اسباب شرعيه است .

مسأله در باب صلوة ميفرمايند كه فرض فاقد طهورين بسيار مشكل است زيرا كه با وجود آب كه وضوء ميگيرد و اگر آب نيست و خاك هست تيمم ميكند و اگر غبار جامه يا پالان يا نمد حيوان يا يال آن باشد تيمم ميكند و اگر آن نباشد بغبار فرش و لحاف تيمم ميكند و اگر اينها نباشد با گل تيمم ميكند و با سنگ و گچ و نوره تيمم ميتوان كرد مگر آنكه كسي مقيد و مغلول [ص 12] باشد تا آخر فرمايش .

مسائلي است كه سؤالاتش نيست و همان جوابها ضبط ميشود :

بسم الله الرحمن الرحيم - در خصوص مويز و غوره كشمش پخته آنها بهر طور حلال و طاهر است و آب قليل ما لم‌يتغير بالنجاسة طاهر است روغن و شيره نجس از شرع تطهيري براي آنها نرسيده و فضله موش در برنج خيسيده و جوشيده آب آنرا ريخته و برنج را در آبي كه مضاف نباشد و مضاف نشود آنقدر بگذارند كه آب بجوفش برود و دشوار است يقين بآن و خميري كه در آن فضله موش يافت شود اگر احتمال تازه افتادن ميرود آنرا برداشته و حوالي آنرا ، باقي پاك است و الا اگر ملاقات آب مضاف كرده خمير نجس شده طاهر نميشود بطبخ و دود روغن نجس و ذغال چوب نجس طاهر است لباس نجس ببول را در كر و جاري بيك غسل ميتوان اكتفاء كرد و عصري نميخواهد و اما غسل اعضاي وضوء مرد در هر دو دفعه از پشت مرفق ميشويد و زن از باطن مرفق اهل باديه اگر ميگويند مسلمانيم و شيعه فحص زياد نميخواهد انشاء الله پاكند مگر آنكه مستحل حرام ضروري يا ترك فرايض ضروريه شوند .

مسأله در متفرقات است كه در مسح پا مسمي طولا و عرضا كافي است .

مسأله در متفرقات است كه آب قليل بملاقات نجاست نجس نميشود و لكن از سؤر سگ و خوك بايد تنزه كرد زيرا كه نجس‌اند .

مسأله در متفرقات است كه متنجس حكم نجاست ندارد .

باب - در بعضي احكام كه متعلق بتخليه و تحليه است .

جواب لم‌اجد سؤاله و هو هذا : و اما اصلاح اللحية فالائمة عليهم [ص 13] السلام كانوا يصلحون اللحية و يأخذون من العارضين و يبطنونها و يأخذون منها و يدورونها .

سؤال حد زدن شارب چه قدر است تمام مقابل لب را بايد زد يا همان ميان لب كفايت ميكند .

جواب تمام مقابل لب را بايد زد تا دم سفيدي بالاي لب .

سؤال تراشيدن بعضي سر را كه زلف ميگذارند حرام است يا مباح .

جواب مكروه است .

سؤال و در صورت تبعيض تفاوت دارد كه نصف سر بتراشند يا بيشتر يا كمتر شرعا مجوز است يا غير مجوز هر گاه تمام سر را بتراشند و كاكل بگذارند جايز است يا جايز نيست و هر گاه سر را مطلقا نتراشند چه صورت دارد .

جواب خلاف سنت كرده است .

سؤال در صورت نتراشيدن تمام سر قدري از پشت سر كه متصل است بگردن تراشيده شود چه صورت دارد حرام است يا مباح .

جواب رفع غم ميكند .

سؤال زدن ريش كمتر از يك قبضه جايز است يا حرام .

جواب يك قبضه سنت است .

سؤال در صورت زدن بطوري زده شود كه مثل تراشيدن باشد .

جواب تشبيه بمجوس است و جايز نيست .

سؤال زايد بر يك قبضه زدنش واجب است يا مستحب .

جواب زايد بر يك قبضه در آتش جهنم است .

سؤال تراشيدن ريش حرام است يا مكروه .

[ص 14] جواب جايز نيست و تشبيه باعداء دين است و شبيه بعدو عدو است نعوذ بالله من شرور انفس مصرة علي خلاف الحق و السلام .

مسأله در متفرقات ميفرمايند كه وصل مو بمو كه بعضي زنها ميكنند مكروه است .

مسأله در متفرقات ميفرمايند كه منعي از تراشيدن سر دختر بجهت تقويت موي آن نديده‌ام .

باب - در بعضي مسائل كه متعلق است بصلوة .

سؤال قصد هشت فرسخ بمحض عزم ميشود يا بايد يقين بر سفر داشته باشد در وقت بيرون رفتن از محل اقامه .

جواب بسم الله الرحمن الرحيم همينكه از خانه بيرون رفت يا از محل اقامه بيرون رفت بعزم و قصد هشت فرسخ مسافر است بحسب عزم و اينكه نداند چه خواهد شد دخلي ندارد عالم الغيب خداست و عزم بر سفر كافي است در قصر .

سؤال هر گاه در اثناي نماز خون از بيني كسي آيد و آبي هم در آن حوالي نباشد و بعضي از جامه‌هاي مصلي هم بخون آلوده شود در اين صورت نماز را ميشكند و ميرود ميشويد يا اينكه تمام ميكند و بعد از شستن اعاده مينمايد و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته .

جواب بسم الله تعالي اگر بدون التفات از قبله ميتواند بشويد ميشويد و نماز ميكند و الا نماز را ترك كرده ازاله نجاست مينمايد و نماز ميكند و الله العالم .

سؤال جعلت فداك هر گاه كسي جامه و بدنش نجس بوده از بول [ص 15] و پيش از نماز هم عالم بنجاست بوده و فراموش كرده و بعد از نماز ملتفت شده آيا بر او اعاده هست يا خير .

جواب بسم الله الرحمن الرحيم هر گاه جامه نجس بود و دانست و كوتاهي كرد و نشست و نماز كرد سهوا مستحب است كه نماز را اعاده كند بخصوص با بقاء وقت و در اين صورت احتياط عدم ترك است و السلام .

سؤال در نماز جماعت كه فرمايش رفته است كه فاصله بين الصفين زيادتر از خطوه نباشد مراد چه حالت صفوف است در حال قيام و جلوس و سجود فاصله فرق ميكند .

جواب و اما الفصل بين الصفين فالظاهر انه في حال القيام .

سؤال مراد از قدم و قدمين كه در ظل شاخص در وقت نماز ظهر و عصر و نوافل آنها فرمايش شده است نسبت به چه شاخص است .

جواب و اما اقدام الظهر و العصر فالشاخص لها هو الانسان و المتعارف ان قامة كل انسان سبعة اقدام باقدامه و القدم شبر بشبره و القدمان ذراع بذراعه .

سؤال در تحديد نصف شب كه فرمايش شده است انحدار كواكب طالعه در اول شب است از نصف النهار نسبت باختلاف مطلع و مغرب كواكب و بلندي و كوتاهي شبها اختلاف ميكند و بر فرض تساوي امتداد مابين طلوع و غروب كوكبي با امتداد شب در صورتي درست ميآيد كه نصف مابين طلوع و غروب آفتاب باشد و وقتي عرض كردم كه مراد از نصف شب نصف مابين طلوع و غروب آفتاب است يا نصف مابين غروب آفتاب و طلوع فجر است چنين در خاطر دارم كه فرمايش شد كه نصف مابين طلوع فجر و غروب آفتاب است .

[ص 16] جواب و اما الدال علي نصف الليل فهو انحدار الكوكب الطالع في اول الليل و المراد بانحداره زواله عن خط نصف الليل و هو ينطبق علي وسط غروب الشمس و طلوعها و ذلك لايختلف في الليالي القصار و الطوال ابدا .

سؤال مسافر كه در بلدي قصد اقامه ندارد و نماز خود را قصر ميكند ميتواند قضاي فوائت خود را بجا آورد از نماز و روزه يا خير .

جواب بلي نماز قضاء را ميتواند بجا آورد بدون صوم و السلام .

سؤال مراد از عدالت كه در نماز جماعت و سماع لفظ طلاق شرط است چيست و ظن بعدالت شخص كفايت در مقامين ميكند يا خير و هر گاه مراد از عدالت حسن ظاهر باشد هر گاه انسان مطلع بر بعضي بواطن شخص باشد و از معاشرت و مجالست استنباط بعضي اخلاق و احوال نموده باشد كه اينها با عدالت منافي باشد آيا اين از سوء ظن باخوان است اعتناء بآن نبايد كرد يا اينكه اين شخص نزد اين كس عادل نيست و آيا شرط است در نماز جماعت عدم اعرفيت مأموم بر امام يا خير و همچنين عدم احسنيت قرائت مأموم بر امام شرط است يا خير .

جواب بسم الله الرحمن الرحيم - اما المراد من العدل ان يكون الرجل ساترا لعيوبه مجتنبا للكباير بحيث اذا سئل خلطائه عنه قالوا لم‌نر منه الا خيرا و ان يكون مواظبا علي الجماعات فمن كان كذلك فهو ممن ظهرت عدالته و كملت مروته و وجبت اخوته و صحت الصلوة خلفه و قبلت شهادته و من اطلعت منه علي غير ما وصفنا مما ينافي العدالة فليس بعادل و نهينا عن سوء الظن لا اليقين بالسوء و اما اعرفية الامام و المأموم فلاتصل خلف من انت اعرف منه فيصير امرك الي سفال و ائمتكم شفعاؤكم فاجعلوهم خياركم [ص 17] حتي ينطقوا عنكم و اما الاحسنية في القراءة فاذا كان قراءة الامام صحيحة مجزية فليس به بأس .

جواب لم‌اجد سؤاله و هو هذا : و اما سجدة التلاوة فيجزي عنها ما يسمي بالسجود و ليس فيه توظيف و يجزيك من الذكر فيها ما تذكر في سجودك و اما استماع التلاوة فيجب علي المأموم عند جهر الامام لا غير ذلك ، نعم يستحب في غير ذلك .

سؤال ادعيه توجه در نماز را چه وقت بايد خواند قبل از اذان و اقامه يا بعد و قبل از تكبيرة الاحرام .

جواب بسم الله الرحمن الرحيم - چند دعاي توجهي كه وارد شده در وقتي است كه ميايستد براي نماز كردن قبل از دخول در نماز و ظاهر آنست كه قبل از اذان و اقامه باشد .

سؤال زيدي كاسب‌كار در قريه مباركه لنگر در ايام دهه اول ماه مبارك وارد شده قصد ده روز نموده هنوز قصد تمام نشده و دو سه روز ديگر باقي مانده كه ضرور شده من باب مؤنه اخراجات پي كاسبي به ماهون ● رود در روزها و در شب باز مراجعت كند و در دهه ميان چنين كند و در دهه آخر يكسره قصد داشته باشد كه در لنگر بماند آيا ميتواند يا نه و روزه‌اش در ايام آمد و شد صحيح است يا نه .

جواب بسم الله الرحمن الرحيم - اگر كسب اين كس مثل بعضي پيله‌وران سفر است كه نماز تمام و روزه صحيح است و اگر كسبش سفر نيست سفر اول او بقصد ده روز منقطع شد و باينكه ماهان برود و بيايد ظاهر اين است كه اسم مسافر صدق نكند بر آن پس نماز تمام و روزه صحيح است [ص 18] و احتياط بهتر است .

سؤال با چكمه در حال اختيار ميتوان نماز كرد يا نه در حالت سجده مقصود آن است انگشت پا از چكمه بلند است مثلا در هنگام سجده چهار انگشت پنجه پا از زمين بلند است جايز است يا نه .

جواب اگر انگشت بزرگ پا توي چكمه آويخته است جايز نيست و اگر بر زمين گذاشته ميشود در توي چكمه عيب ندارد .

سؤال گلابتون زرد در لباس باشد نماز صحيح است يا نه زياد يا كم مثل قيطان دور لباس باشد يا قدري كه يقه عبا دوخته باشد چه صورت دارد يا تكمه گلابتون باشد يا تكمه طلا باشد نماز صحيح است يا نه .

جواب چون احتمال ميرود كه آنرا بصنعتي زرد كرده باشند عيب ندارد و ممكن است زرد كردن بغير طلا .

سؤال موي گربه يا خرگوش يا روباه در نماز بلباس باشد نماز صحيح است يا نه ميتوان لباس از پوست خرگوش و روباه و دلق پوشيد و با آنها نماز كرد يا نه .

جواب در اجزاي حيوان حرام گوشت نماز نميتوان و در كورك حيوان حرام گوشت رخصتي رسيده .

سؤال با محمول غصبي نماز ميتوان كرد يا نه ، پول حرام در جيب و بغل باشد ميتوان نماز كرد يا نه ، دستمال ابريشمي در گردن باشد ميتوان نماز كرد يا نه .

جواب حمل غصبي بجهت غصب حرام است و دخلي بنماز ندارد و دستمال ابريشمي در گردن باشد و نماز كنند خلاف احتياط است اگر دستمال بقدر ساتر عورت باشد و مناط اسم لباس است در زبان عرب [ص 19] و ظاهرا كه لباس گويند .

سؤال لباسي كه ارمني بدوزد پوشيدن آن جايز است يا جايز نيست ميتوان با آن جامه نماز كرد يا نه .

جواب اگر علم بملاقات با رطوبت ندارد طاهر است و مستحب است غسل آن يا رش آن بآب بجهت نظافت .

سؤال در صورتيكه علم قطعي حاصل شود كه ارمني با رطوبت دست يا آب دهن ملاقات با آن جامه كرده مثل اينكه وقت دوختن جامه ابريشم را در دهن گرفته باشد يا دست تر زده باشد در اينصورت پوشيدن چنين لباسي جايز است يا خير در نماز ميتوان پوشيد و نماز با چنين جامه صحيح است يا صحيح نيست .

جواب نيست صحيح نماز در آن .

سؤال در لباسي كه فرنگي دوخته و قطع بنجاست آن داريم اگر عرق بكند و عرق سرايت بكند بلباس ديگر يا به بدن در وقت نماز بايد تطهير بدن و تغيير لباس كرد يا لازم نيست .

جواب اگر عرق سائل باشد .

سؤال در لباسي كه عين نجاست مثل خون يا مني بريزد و بگذارند خشك شود و بتراشند پيش از شستن بآب در آن ميتوان نماز كرد يا خير .

جواب خير .

مسأله در كتاب طهارت ميفرمايند كه چرم فرنگي را در صورتيكه در بازار مسلمين مثل بازار طهران از دست مسلم يا كافر بخرد و علم بنجاست آن نداشته باشد پاك است و در بازار بغداد از دست كافر اگر بخرد يا آنكه از دست مسلم بخرد و قطع داشته باشد كه از كافري خريده است اجتناب كند و نماز در آن نكند .

[ص 20] سؤال شخصي در ماهان منزل كرده و سه چهار ماه هم مانده است و روزها در لنگر ميآيد و قوه اينكه قصد كند و بعد بيايد و برود ندارد درختي هم در ماهان مالك است آيا نماز آن در لنگر قصر است و در ماهان تمام يا در هر دو جا تمام است و روزي يك دفعه يا دو دفعه بجهت نماز و درس و موعظه ميآيد به لنگر .

جواب بسم الله - اگر ماهان وطن او نيست و از آنجا كه آمده به ماهان بقدر مسافت هست يا آمدن و رفتنش بقدر مسافت است اين كس مسافر است و نمازش قصر اگر در ماهان ملكي دارد در آنجا مخير است و در غير آنجا قصر ميكند مگر آنكه ملكي داشته باشد و مخير شود يا اقامه كند و تمام نمايد .

سؤال اگر كسي در طفوليت به تبعيت ابوين مدتي در وطن ابوين بوده باشد و حال هم قصد توطن در آنجا نداشته باشد آيا بدون قصد اقامه بايد قصر كند و روزه نگيرد يا بايد روزه بگيرد و نماز را تمام كند .

جواب وطن امري است عرفي و بلدي كه ابوين در آن متوطن بوده‌اند و شخص در آنجا تولد كرده عرفا وطن است و در آنجا نماز تمام است و روزه ميگيرد بدون قصد اقامه مگر آنكه آنقدر مفارقت كند از آنجا كه عرفا آن را وطن نگويند و قصد توطن در جائي ديگر كند .

سؤال هر گاه در صبح طلوع آفتاب از براي مصلي مشتبه شد و ندانست كه نماز را به نيت قضا يا اداء بجا آورد و همچنين غروب براي او مشتبه شود چه نيت كند .

جواب نماز اداء است تا يقين بخروج وقت كند و السلام .

جوابي است كه سؤالش را نديدم : بسم الله - اگر در كرمان قصد توطن داشته و وطن قرار داده‌اند و وقتي كه از ماهان ● به شهر رفته در منزل [ص 21] خود رفته و بقصد رفتن در منزل رفته وقتي كه رفته نماز تمام بوده و در شهر هم تمام بوده و در برگشتن هم قصد ده روز ماندن به ماهان اگر داشته در برگشتن هم نماز تمام است و اگر در رفتن بقصد منزل خود نرفته و داخل منزل نشده در رفتن و برگشتن نماز قصر است تا برود به ماهان و قصد ده روز كند و السلام .

سؤال در رساله جامع ميفرمائيد در معني عدالت كه مجتنب باشد از آنچه خداوند وعده آتش در آن داده است و مراد از سؤال اين است كه بيان نفرموده‌ايد كه كباير چند تا است و عددش و نامش مذكور نشده و علماء اختلاف نموده‌اند در كباير گناه از هفت‌تا تا چهل تا بنظر عاصي رسيده لكن بروايتي كبيره تا هفتاد است و حال اسباب شبهه شده است كه شخص چه قدر كوشش كند تا بداند كه كباير چند تا است و چه چيز است يا قاعده كليه مرحمت فرموده كه بآن واسطه بنحو آساني حاصل شود علم بآن ، يا بفرمائيد در صورت عدم علم چه كند در امورات از اقتداء و شهادة و غيرهما از آنچه لازم دارد عدالت را .

جواب عرض كردم در جامع نوشته‌ام درست ملاحظه فرمائيد عادل بايد از همه معاصي اجتناب كند اختصاص بكبيره و غير كبيره ندارد و ساتر عيوب خود باشد لكن معصوم نيست اگر گناهي سرزد احيانا توبه ميكند .

سؤال بفرمائيد در حالت عدم علم باوصاف عدالت جايز است از براي او اقتداء يا بر اوست وقوف تا علم پيدا كند كدام‌يك احسن است و همچنين در غير اقتداء چه بايد كرد .

جواب تا علم بعدالت حاصل نكند اقتدا نكند و همچنين ساير آنچه موقوف بعدالت است .

[ص 22] سؤال زيد عالم باوصاف عدالت نيست لكن معرفت اجمالي باحوال عمرو دارد و يقيني اوست كه عمرو عادل است حتي اينكه اجتناب از بعضي صغاير هم دارد چه بشهرت حاصل شده يا بشهادة شهود نه به علم تفصيلي لكن در عدالت عمرو قسم ميتواند بخورد .

جواب اين نميشود .

سؤال اينكه ميفرمائيد كه از عدالت اين است كه شخص ساتر عيوب خود باشد يعني معاصي را يا عيبهائي كه خلاف قاعده ناس است .

جواب مقصود معاصي است .

سؤال شخص صاحب دين از نماز و روزه و غيره از واجبات چه از خودش باشد يا قبول كرده باشد باجاره ميتواند عمل مستحب نمود يا نه .

جواب مانعي ندارد .

سؤال شخصي كه در قريه يا شهري ملك دارد و وارد بآن شهر يا قريه ميشود در همان مكان مايملك خود نماز او تمام و روزه گرفتن او صحيح است و در غير آن مكان باطل در صورتي كه نيت اقامه ده روز را ندارد و وطن بر خود قرار نداده يا آنكه در كل آن قريه يا شهر نماز او تمام بايد بشود و روزه‌اش صحيح است .

جواب شخصي كه در قريه يا شهري ملكي دارد اگر چه كم باشد حتي درختي مادام كه در آن قريه ميباشد يا در آن شهر اگر شهر بنوعي است كه فيمابين اجزاء آن اتحاد عرفي است اشكالي در جواز تمام كردن صلوة و گرفتن روزه نيست قبل از نيت اقامه .

جوابي است كه سؤالش را نديدم : سجده واجب در قرائت عزايم بلي حديثي رسيده است كه رو بقبله باشد و مستحبي بهر سمت كه باشد عيب [ص 23] ندارد و السلام .

سؤال آيا جايز است كه مأمومين صف دوم قبل از مأمومين صف اول تكبيرة الاحرام بگويند و همچنين مأمومين كه دور از امام هستند تكبير بگويند قبل از مأمومين كه نزديكند بامام يا جايز نيست و در صورت عدم جواز اگر چنين كرده باشند لازم است كه نمازها را اعاده كنند و قضاي آنها نمايند يا خير .

جواب بسم الله الرحمن الرحيم - هيچ مانعي نيست همينكه بنماز جماعت ايستادند هر كس ميخواهد تكبير ميگويد ترتيبي ندارد .

سؤال از فاقد طهورين صلوة ساقط است يا نه .

جواب بسم الله تعالي - اولا فرض فاقد طهورين بسيار مشكل است زيرا كه با وجود آب كه وضو ميگيرد و اگر آب نيست و خاك هست تيمم ميكند و اگر غبار جامه يا پالان يا نمد حيوان يا يال آن باشد تيمم ميكند و اگر آن نباشد بغبار فرش و لحاف تيمم ميكند و اگر اينها نباشد با گل تيمم ميكند و با سنگ و گچ و نوره تيمم ميتوان كرد مگر آنكه كسي مقيد و مغلول باشد و نتواند استعمال كند و اين فاقد نيست بلي ممنوع از استعمال است و علي اي حال مسأله بجهت عدم نص خاص محل اختلاف انظار شده و آنچه حقير از اخبار ميفهمم بلا طهور نماز ميكند و قضائي بر او نيست و الله يعلم حقايق احكامه .

جوابي است كه سؤال آنرا نديدم : و اما سلام بر مصلي اگر نفهمد چه قسم سلام كرده ميگويد سلام عليكم يا السلام عليك و لفظ سلام بتنهائي سلام است و تحيه است و بجواب ندادن نماز باطل نميشود .

سؤال كمترين در شهر وطن دارم و در ماهان ملك و حال در لنگرم [ص 24] ميخواهم بروم ماهان ● سركشي املاك آيا روزه باطل ميشود يا خير هر گاه باطل شود چه بايد كرد .

جواب اگر قصد ده روز كرده بوديد و حال اتفاق افتاده كه بماهان برويد و قصد سفر جديد نداريد محض ماهان رفتن ضرر بروزه ندارد و اگر بماهان ميرويد و ميآئيد بشهر ميرويد و قصد اقامه نميكنيد و هشت فرسخ ميشود رفتن و برگشتن و تا شهر اين وقت روزه عيب ميكند و آسانتر آن است كه بعد از مغرب برويد ديگر مختاريد .

سؤال چنانچه امامي مدتهاي مديد در مسجدي امامت كند و بدون بروز عمل خلاف شرعي از او ديگري او را از مسجد بيرون كند و امامت كند آيا نماز او صحيح است يا باطل .

جواب بيرون كردن او از مسجد و مانع نماز شدن او جايز نيست نهايت هر دو نماز كنند مسجد وقف بر مسلمين است هر يك در گوشه نماز كنند .

سؤال كسي كه طبابت كند و طبيب باشد اگر امامت كند صحيح است يا خير .

جواب طبابت اگر از روي علم و جهد باشد از اسباب فسق نيست .

مسأله در متفرقات خواهد آمد كه در شك در نماز بنا بر اقل گذاردن جايز است ولي واجب نيست .

مسأله در متفرقات است كه حدثي كه سهوا حادث شود بعد از سجده اخيره نماز باطل نميشود .

[ص 25] مسأله در متفرقات است كه تكبيرة الاحرام اگر فراموش شود نماز باطل است .

مسأله در همان باب است كه در پوست خوك و روباه نماز جايز نيست .

مسأله سوره سجده در نماز خواندن مكروه است .

مسأله در كورك و پشم خوك كه با ابريشم بافته باشند نماز جايز نيست .

مسأله در نماز راه رفتن و چيز خوردن اگر بقدري باشد كه محو صورت نماز نكند و از معني مصلي عرفا بيرون نرود مبطل نيست .

سؤال از ترتيب قضاء در صلوات فائته و اينكه مدت زماني هر روز با هر نمازي نمازي كردم بترتيب و چون در ميانه هم گاهي نمازهاي قضاء فوت ميشد پنج سال كردم تا گمان كردم كه زياده بر قضاها كرده‌ام حال كه فرمودند ترتيب واجب است و بر هر نمازي كه نميدانسته‌ام بايست سه نماز كنم عقلم نميرسد كه چه كنم و آنهائي كه كرده‌ام چقدر بخرج ميرود ، و سؤال ديگر از صله رحم .

جواب بسم الله الرحمن الرحيم - هر يك روز نماز قضا را براي يك نماز فائت قرار دهيد ترتيب درست ميشود اگر تخمين كنيد و بقدر تخمين نماز كنيد كافي است و راه سلامت گمان زيادتي است و من‌بعد پنج نماز براي يك نماز ضرور نيست سه نماز كافي است ، و صله رحم امري مرغوب فيه است و السلام .

سؤال از بعضي اشخاص ولو بحسب ظاهر در سلك مؤمنينند و بصفات نيك آراسته معذلك طبع انسان منزجر است و بسا از ايشان بدش ميآيد آيا با اين جوره اشخاص ميتوان نماز جماعت كرد يا خير .

جواب بسم الله الرحمن الرحيم - امر جماعت تكليف ظاهري است همينكه بظاهر از نيكان است نماز ميتوان كرد شريعت و حفظ دولت اسلام [ص 26] دخلي باينها ندارد و السلام .

سؤال از اقتداء كردن اعلم بغير اعلم در نماز جماعت يا اقتداء كردن اهل علم بغير ايشان .

جواب علماء را سه طبقه است اهل ظاهر و اهل باطن و اهل باطن باطن طبقه اعلي بطبقه ادني اقتداء نميكنند و سرنگون نميشوند اما اهل يك طبقه بهم اقتداء ميكنند اگر چه با هم تفاوت داشته باشند در زياد و كم آن علم و طبقه ادني هم بطبقه اعلي اقتداء ميكنند و محصلين رفقاي ما همه در يك طبقه‌اند نهايت با هم في الجمله تفاوت دارند و هر يك كه عادل باشند ميتوانند امامت بر ديگري كنند و اما محصلين بغير محصلين اقتداء كردنشان خلاف احتياط است و السلام .

سؤال جاريه ما فرار كرده و جوپار رفته و ميخواهم بروم عقب او و هفت يوم است كه اينجا آمده‌ام و ليكن قصد ده روز داشته‌ام روزه حقير صحيح است يا نه .

جواب بسم الله الرحمن الرحيم - اگر رفتن چهار و برگشتن چهار است روزه افطار و الا ضرر ندارد هر گاه بعد هم قصد اقامه باشد .

باب - در بعضي احكام كه متعلق بصوم است .

سؤال آن سه روز در هر ماه كه روزه آن مستحب است كدام سه روز است .

جواب و اما ايام صيام السنة فهي اول خميس في الشهر و اول اربعاء بعد العشر منه و آخر خميس فيه و روي خميس بين اربعائين و روي شهر [ص 27] كذا و شهر كذا .

مسأله در باب صلوة گذشت كه صوم قضاء را در سفر نميتوان بجا آورد .

سؤال شخصي در حال اختيار روزه گرفته و قبل از ظهر سفري شد چه كند .

جواب ميرود و افطار ميكند .

سؤال هر گاه بعد از ظهر صائم را سفري لازم شود چه بايد كرد .

جواب ميرود و افطار ميكند .

سؤال هر گاه كسي سحور خورد به نيت آنكه اگر سفري شدم افطار ميكنم و الا روزه ميگيرم روزه او صحيح است يا نه .

جواب روزه نيست چنين چيزي .

سؤال سحري برخواستم سحر خوردم بعد از ساعتي آب هم خوردم و انتظار صبح ميكشيدم كه نماز كنم يكدفعه ديدم هوا خوب روشن شده نميدانم پيش از صبح سحر خوردم يا بعد و صداي مناجات و اذان صبحي نيامد بفرمائيد چه بايدم كرد .

جواب اگر شك دارد كه پيش از صبح خورده يا بعد عيبي ندارد و السلام .

سؤال روزه نذري و عهدي در سفر ساقط ميشود يا نه .

جواب افطار ميكند و قضاء ميكند .

سؤال فردا را كه آخر ماه شعبان است ميخواهم روزه بگيرم روزه قرض هم دارم نميدانم چطور نيت كنم با وجود روزه قرض ميتوانم به نيت مستحب و آخر ماه شعبان بگيرم يا بايد نيت قرض كنم و اگر نيت قرض كنم و آخر ماه از ماه باشد بدرد هيچ جا ميخورد يا خير .

[ص 28] جواب نيت روزه قرض ميتوان و اگر از ماه باشد بايد ملاحظه كنم و ببينم حساب ميشود .

مسأله در باب صلوة ميفرمايند كه كسي كه روزه قرض دارد از خود يا باستيجار ميتواند عمل مستحب بكند .

سؤال اگر شخصي عارضه در دهن داشته باشد كه دايم در دهن پر خون باشد و هرگز قطع نشود و هر وقت آب دهن فرو دهد يقينا مخلوط بخون باشد پس در اينصورت روزه مستحب ميتواند بگيرد يا نه و اگر جايز نيست در روزه قضاء يا صيام در شهر رمضان تكليفش چيست .

جواب بسم الله الرحمن الرحيم - تا ميتواند آب دهان را مياندازد و نميخورد و چون بعسر كشيد و مضطر شد ميخورد مثل صاحب عطاش كه آب بقدر ضرورت ميخورد و روزه خود را ميگيرد در هر حال خواه مستحب و خواه واجب و السلام .

مسأله در متفرقات است كه باقي ماندن در شب ماه رمضان تا صبح بر جنابت مبطل روزه نيست .

مسأله نيز در متفرقات است كه غبار و دخان مبطل روزه نيست .

باب - در بعضي احكام كه متعلق بحج است .

سؤال كسي كه اراده حج دارد مسائل حج را بايد خودش اخذ كند از فقيه عادل يا بهمان تعليم معلم كه در موسم حج تعليم ميكنند كفايت ميكند .

جواب بايد مسائل را از فقيه يا ثقه آخذ از فقيه اخذ كرد .

[ص 29] سؤال هر گاه شخصي واجب الحج باشد و حجه استيجار كند آيا حجش قبول است و عوض منوب عنه يا حج خودش محسوب است يا هيچ كدام قبول نيست .