١٤ - ضماد ديگر براي سختي طحال : سداب ، پوست ريشه كوَر ، افسنتين ، پونه و آويشن را با سركه مي‌پزند و بر قطعه نمدي گذاشته و صبح ناشتا و گرماگرم ضماد مي‌كنند و همينكه سرد شد آن را با داروي گرم عوض مي‌كنند و تا بيست و يك بار كار را تكرار مي‌نمايند .

١٥ - ضماد ديگر براي رفع آثار جرب ( گال ) : جيوه دو جزء ، مغز بادام تلخ سه جزء ، تخم خربوزه با پوست پنج جزء ، آنها را سائيده و هر شب بر موضع مي‌مالند در يك هفته آثار برطرف مي‌گردد .

١٦ - ضماد ديگر كه دردهاي مفاصل گرم و سرد را آرام مي‌كند . بهر اندازه كه بخواهند شنبليله را مي‌كوبند و در سركه و آب باندازه مساوي مي‌پزند تا كاملا له شود و باندازه شنبليله عسل اضافه كرده مي‌جوشانند تا بقوام آيد و نيمه‌گرم بر موضع مي‌مالند .

١٧ - چند ضماد براي زدودن شپش : ضماد جيوه مفيد است و نيز اگر تراشه چوب درخت گردو را در روغن زيتون بخيسانند و آنگاه با آن روغن‌مالي كنند [ص 248] شپش و بوي زير بغل را مي‌زدايد و نيز روغن‌مالي با روغن گردو و همچنين ضماد كردن زاج سفيد و آب و ضماد روغن تخم ترب مفيد است .

١٨ - ضمادهائي براي آرام كردن درد گلو ، درد ديفتري و هر نوع ورم گرم و غده‌ها و خنازير : آرد جو ، عرق گشنيز تازه و سركه و اگر ماده بيماري مركب از بلغم و صفرا باشد آرد گندم با عرق گشنيز و نيز ضماد فلوس با روغن بادام براي بيشتر دردها سودمندند و همچنين عسل و سياهدانه با عسل و شنبليله براي دردهاي سرد و بتحليل بردن مواد و ضماد سفيداب قلع با شير و ضماد تخم اسفرزه با سركه براي دردهاي گرم و نقرس مفيد مي‌باشند .

١٩ - ضماد الآثار : جيوه و سليماني ( سوبليمه ) را باندازه مساوي با سركه مقطر مي‌سايند تا جيوه كشته شود و بايد زياد سائيده شود آنگاه روي آن سركه مقطر مي‌ريزند تا چهار انگشت بالاي آن بايستد و چهار روز آن را مي‌گذارند و هر روز چند بار بهم مي‌زنند سپس آن را صاف و عمل را چند بار تكرار مي‌كنند بعد سركه را در محلي مي‌گذارند تا رسوب كند و ماده‌اي را كه رسوب كرده برمي‌دارند بر جاي زخمها و گال مي‌مالند اما دهن و چشم را بايد از آن محفوظ نگاه دارند .

٢٠ - ضماد الاورام : پوست خشخاش سائيده را مي‌جوشانند تا كاملا له شود بهمان انداره تخم اسفرزه و باندازه مجموع آنها دهن الورد بر آن افزوده بر موضع آماس گرم و آلت تناسلي و يا ساير اعضاء كه آماس داشته باشد مي‌مالند .

٢١ - ضماد البرص : اين ضماد براي بهق و پيسي حيوانات و براي روياندن مو در داء الثعلب و داء الحيه ( سختي و فلس‌دار شدن پوست ) مفيد است و پس از نيم ساعت بايد آن را بردارند و اعضاء رئيسه را نبايد با آن ضماد كنند و اگر بيماري در چند موضع باشد بايد بر همه بيك بار ضماد كنند و چنانچه گوشت [ص 249] را فاسد كند بايد پس از آن مرهم مناسبي بكار ببرند . راه ساختن آن چنين است يك جزء سليماني ( سوبليمه ) ( *** ) و پنج جزء صندل سفيد را با آب سائيده بكار مي‌برند پس از برداشتن آنها صندل سفيد و سياه بر موضع مي‌مالند برخي اين ضماد را باين ترتيب مي‌سازند : سليماني و انزروت از هر كدام يك جزء ، صندل سفيد ، خميرمايه ، قسط و مر از هر كدام دو جزء آنها را با آب سائيده بكار مي‌برند .

٢٢ - ضماد الجرب : براي گال تر و خشك و سيفليس ( نارالفارسيه ) سودمند است . ده جزء سرب را در كوزه‌اي ( سفالي ) ذوب كرده سپس جيوه ، گوگرد و زرنيخ از هر كدام ده جزء گرفته و سفال را از آتش كمي دور مي‌كنند و داروها را در آن ريخته بهم مي‌زنند تا سفت شود بعد آن را مي‌سايند و بكار مي‌برند و نيز مغز زردآلوي تلخ را باندازه مساوي با جيوه و سركه مي‌سايند و با روغن كنجد در حمام ضماد مي‌كنند و همچنين گوگرد ، زاج سفيد ، فلفل ، مازوئي كه كمي سوخته باشد ، زنجبيل ، سفيداب قلع و مردارسنگ را با روغن تازه بدون نمك مخلوط كرده بر موضع ضماد مي‌كنند .

٢٣ - ضماد الحُدْبة : ترمس ( باقلاي مصري ) ، شنبليله ، فول ( باقلاي شامي ) و جو را باندازه مساوي بيخته و باندازه نصف آنها حنظل ( هندوانه ابوجهل ) كوفته و ربع وزن آنها انجير و نيز بزر كرفس ، اشق ، ميعه ( اشترك ) ، زعفران و ريشه كور از هر كدام باندازه يك چهارم وزن انجير را با عسل خمير كرده و بر موضع ضماد مي‌كنند .

٢٤ - ضماد داء الثعلب و داء الحية : كندش ، شيطره از هر كدام يك جزء ، زرنيخ سرخ باندازه آنها همه را در روغن زيتون ريخته بر موضع مي‌مالند و نيز براي داء الثعلب مويِ بز قرمز ، صدف و گوگرد را باندازه مساوي سوخته بر [ص 250] موضع ضماد مي‌كنند و پس از آن مخلوطي از پياز و اشنان يا عنصل بر محل مي‌مالند .

٢٥ - ضماد الدمل : اين ضماد دمل‌ها را در مدت كمي مي‌رساند بطوري كه سر باز مي‌كنند . هسته تمر هندي را پوست گرفته ( براي گرفتن پوست بايد دانه‌ها را چند روز بخيسانند . مترجم ) و پس از سائيدن با پيه ذوب كرده مخلوط مي‌كنند .

٢٦ - ضماد الزوفا : براي ورمهاي سرد ، ورم كبد ، نرم كردن سختيها ، درد سينه كهنه ، درد مفاصل ، عرق النسا ، نقرس و درد فم معده مفيد است . زوفاي تازه پاك‌كرده ، پيه جوجه ، پيه مرغابي را باندازه مساوي مخلوط كرده و بكار مي‌برند .

٢٧ - ضماد السعفة : برگ حنا ، مازو ، گوگرد ، هليله زرد ، پوست انار . آنها را باندازه مساوي مي‌كوبند و مي‌بيزند و در روغن گاو ريخته و چند روز بر سعفه ( كچلي و قرحه‌هاي سر ) ضماد مي‌كند .

٢٨ - ضماد السليماني : براي درد مفاصل كهنه . سليماني ( كلرور جيوه ) را با مساويش جيوه با آب دهن مي‌سايند تا جيوه كشته شود سپس كمي صابون حلبي را در آب حل كرده و داروها را با آن مخلوط كرده و بر محل ضماد مي‌كنند .

( مؤلف (اع) در حاشيه اضافه فرموده : در زادالمسافرين مقدار داراشكنه ( سليماني ) و جيوه را هر كدام يك جزء و اندازه صابون را بيست جزء ذكر كرده و شايسته نيست كه اين دارو را مدتي نگاه دارند بلكه در همان وقت نياز بايد بسازند ، براي دردي كه پس از بيماري نارالفارسيه آمده سودمند است ) .

٢٩ - ضماد السنا : براي جرب ( گال ) و خارش . سناي مكي ، پوست هليله زرد ، مردارسنگ ، سفيداب قلع را باندازه مساوي با دهن الورد و دهن البنفسج مخلوط كرده بكار مي‌برند .

٣٠ - ضماد الشقاق : زاج ، صبر سياه را باندازه مساوي با نفت [ص 251] سياه مخلوط كرده و موضع شكافتگي ( شقاق ) را با آن چرب كرده و دست را نزديك آتش مي‌گذارند .

٣١ - نوع ديگر ضماد الشقاق : خرچنگ سوخته سائيده را با روغن زيتون مخلوط كرده و بر جاي شقاق ضماد مي‌كنند آن را بهبود مي‌بخشد .

٣٢ - ضماد الطحال : پنجاه مثقال انجير را يك شبانه‌روز در سركه مي‌خيسانند سپس قسط بحري چهار جزء ، مغز بادام تلخ ده جزء ، ريشه كور سه جزء ، اشنه پنج جزء ، سداب خشك و بوره از هر كدام سه جزء گرفته و آنها را كاملا مخلوط كرده و در وقتي كه معده خالي است ضماد مي‌كنند و نيز سبوس گندم را در سركه پخته و تكه نمدي را بآن آغشته و بر محل ورم طحال مي‌گذارند . ( ظاهرا هر جزء يك مثقال مي‌باشد )

٣٣ - ضماد قرحة الساق : خاكستر كاه گندم و نمك طعام را باندازه برابر با سركه بر موضع ( قرحه در ساق پا ) مي‌مالند .

٣٤ - ضماد القوبا : براي قوبا ( خشونت پوست ) و سعفه ( كچلي خشك ) و گال مفيد است . صمغ عربي پنج جزء ، گوگرد ده جزء و روغن دنبه تازه پانزده جزء آنها را پس از دو ساعت كه از رفتن بحمام گذشته باشد بر موضع ضماد مي‌كنند .

٣٥ - ضماد الكزاز : كه براي دردهائي كه از باد بواسير در اندامها مي‌باشد نيز مفيد است . فلفل و هل از هر كدام دو جزء ، نوشادر سه جزء ، شنبليله پنج جزء ، زنجبيل و سورنجان از هر كدام يك جزء ، روغن گردو بيست جزء و موم زرد پنج جزء ، آنها را مخلوط كرده ضماد مي كنند .

٣٦ - ضماد الماشري ( باد سرخ ) : گچ را از پارچه حريري بيخته و با آب گشنيز بهم مي‌زنند تا سفت نگردد آنگاه ضماد مي‌كنند .

٣٧ - ضماد المبرد : اين ضماد محل را بطور عجيبي سرد مي‌كند . سفيداب [ص 252] قلع را با سركه و عصاره كاسني تازه مخلوط كرده و بر جائي كه مي‌خواهند آن را سرد كنند مي‌مالند .

٣٨ - ضماد المحلل : براي درد مفاصل سرد و آماسهاي كهنه . بوره ، مويزك ، اشق و آهك آب‌نديده را باندازه مساوي با نصف مجموع عسل مخلوط كرده بر موضع مي‌مالند .

٣٩ - ضماد المدر : اين ضماد ادرارآور است . بنفشه ، برگ عروس در پرده ، خطمي ، بابونه ، عنب الثعلب ( تاجريزي سياه ) و خبازي را از هر كدام باندازه يك كف دست كوفته و مي‌بيزند و با دو كف دست آرد جو با عرق كاسني يا آب عنب الثعلب و دهن البنفسج مخلوط كرده و بر عانه ( بالاي آلت ) ضماد مي‌كنند .

٤٠ - الضماد المسهل : سياهدانه و مويزك را باندازه مساوي مي‌سايند و با زهره گاو نر مخلوط كرده بر ناف ضماد مي‌كنند و اگر بخواهند بيرون‌روي را قطع كنند آن را برداشته غذا مي‌خورند .

٤١ - الضماد المسهل نوع ديگر : مويز دانه‌گرفته را با زهره گاو نر مي‌سايند تا مانند معجون گردد و آن را بر ناف ضماد مي‌كنند .

٤٢ - الضماد المسهل نوع ديگر : ترمس ، سياهدانه و حب الغار را بالسويه مي‌كوبند و مي‌بيزند و با زهره گاو نر خمير كرده و بر ناف ضماد مي‌نمايند .

٤٣ - نوع ديگر : در دهن الحداة گذشت .

٤٤ - ضماد النقرس : مرزنجوش ، خطمي ، تخم اسفرزه ، آرد جو و سورنجان را باندازه برابر با زرده تخم‌مرغ و دهن الورد مخلوط كرده ضماد مي‌كنند و بهتر اين است كه كمي ترياك و زعفران بر آن بيفزايند .

٤٥ - نوع ديگر از ضماد النقرس : اگر نقرس از برودت باشد بزر كتان ، كنجد و شنبليله را كوفته و با دنبه كوفته خمير كرده و بر موضع ضماد مي‌كنند .

[ص 253] باب پانزدهم

حرف « ط »

١ - طبيخ : براي كفگيرك معده . كاسني صحرائي خشك يك و نيم درهم ، بزر مرو و شنبليله از هر كدام يك درهم آنها را مي‌كوبند و مي‌پزند و با سه اوقيه شير الاغ يا بز در حالي كه نيم‌گرم است مي‌نوشند .

٢ - طبيخ الوَرد : اين دارو براي تبهاي وبائي مفيد است . سي درهم گل سرخ خشك و بيست درهم مرباي شكري گل سرخ و باندازه مجموع آنها گلاب را با چهارصد درهم آب مي‌جوشانند تا يك چهارمش باقي بماند و ده درهم دهن الورد بآن افزوده و بطور نيم‌گرم مي‌آشامند كه براي تبهاي وبائي بسيار مفيد است و اگر اَعراض تب شدت داشته باشد بيست درهم مرباي بنفشه يا گل تازه يا خشك آن را نيز مي‌افزايند و اين اندازه براي ده خوراك است .

٣ - طرطر : اين دارو از رسوب شراب صاف‌شده بدست مي‌آيد و آن را خشك مي‌كنند همه ورمها را مي‌نشاند بيماري باد سرخ ، زخمها ، جوشهاي دهن و گوشت زيادي را مي‌زدايد و آنها را التيام مي‌بخشد خون را بند مي‌آورد دندانها را درخشان مي‌كند لكه‌هاي چهره را برطرف كرده و آن را سرخ مي‌كند و با برگ مورد براي سردي معده مفيد است . روش سفيد كردن آن اين است كه آن را در كوزه سفالي ريخته در كوره آجرپزي مي‌گذارند تا سفيد مايل بخاكستري شود اما زياد نبايد آن را بسوزند زيرا تنديش زياد و نيز سبز رنگ مي‌شود از آن داروهاي مفيد گوناگوني مي‌توان ساخت نمكش را باين ترتيب مي‌گيرند كه آن را كاملا در آب مي‌جوشانند تا مزه‌اش را بآب دهد بعد آب را مي‌گيرند و مي‌جوشانند تا ببندد كه سفيد مايل بزرد و مانند نمك قليا تند است اما اگر بخواهند اين نمك تند نباشد طرطر سفيد خام را نيمكوب كرده و با آب مي‌شويند تا مواد خارجي شسته [ص 254] شود سپس آن را با آب شيرين بمدت يك ساعت پخته در محل سردي مي‌گذارند تا تكه‌هائي مانند نمك بر روي آب ببندد آنگاه آن را با صافي از روي آب مي‌گيرند و چند بار تكرار مي‌كنند تا ديگر چيزي منعقد نشود و اين نجس است و كرم دوتارتار ناميده مي‌شود همه بستگيها را مي‌گشايد و براي نضج دادن مواد سرد نيز بكار مي‌رود اندازه خوراكش نيم درهم است و بايد با آب جوجه يا آب مناسب ديگري خورده شود و اگر با مسهلها ممزوج گردد كارش قوي مي‌شود و اگر يك درهم از آن با دو گندم سقمونيا خورده شود مسهلي كافي است اما ( اگر تغييري در آن داده نشود . مترجم ) نجس و حرام است .

( مؤلف اعلي الله مقامه در حاشيه مي‌افزايد : طرطري كه از فرنگ بنام كرم دوتارتار مي‌آورند باين روش ساخته مي‌شود كه ده جزء طرطر را با يك جزء سنگريزه بياباني مي‌كوبند و مخلوط كرده در ده برابر آنها آب بمدت دو ساعت مي‌جوشانند و گرماگرم صاف مي‌كنند و در جاي سردي مي‌گذارند سپس آنچه را كه منعقد شد در آب سرد مي‌شويند و باز در آب حل كرده كمي مي‌جوشانند تا حل شود و آن را در جاي سرد و بر روي كاغذ در سايه خشك مي‌كنند و برمي‌دارند و اين كرم دوتارتار است ) .

٤ - طرطر اشوس : نمك طرطر سفيد را بهر اندازه كه بخواهند مي‌سايند و مي‌بيزند و با دو برابرش شوره قلمي صاف‌شده كه در بوته‌اي ذوب گرديده مخلوط مي‌كنند و از آتش برمي‌دارند اين دارو بازكننده ، نضج‌دهنده ، ادرارآور و مليّن است و براي درمان استسقاء ، سوء القنيه ( مقدمه استسقاء ) و تبهاي گرم مفيد است و بستگيهاي كليه و چادرپيه را مي‌گشايد و روي‌هم‌رفته داروئي بسيار سودمند است اندازه خوراكش از دو نخود تا نيم مثقال است .

٥ - طرطر زاج : اين دارو منضجي بسيار خوب ، بازكننده‌اي قوي براي [ص 255] اخلاط سرد است . ملح طرطر سفيدشده ( كرم دوتارتار ) را در آب غافث حل مي‌كنند و مي‌پزند تا سفت شود و چند بار اين عمل را تكرار مي‌كنند سپس آن را مرطوب كرده در شيشه دهانه تنگي مي‌ريزند و باندازه نصف وزن آن روح الزاج كم‌كم مي‌ريزند تا منعقد گردد و كمي رطوبت روي آن بماند آنگاه شيشه را بر خاكستر گرم مي‌گذارند تا اين رطوبت خشك شود سپس آن را برداشته محفوظ از هوا نگاه مي‌دارند اگر روح الزاج بيشتر باشد قي‌آور و اگر ملح بيشتر باشد ادرارآور ، بازكننده و نضج‌دهنده است و بايد با چيزهاي مناسب خورده شود براي درد نيمه‌سر ، يرقان و انواع بستگيها مفيد است و اگر با عرق كرفس كوهي خورده شود سنگ كليه و مثانه را خرد مي‌كند و براي ضعف كليه و بستگيهاي آن با يك ششم درهم شراب الورد بايد خورده شود و در بستگي ماساريقا و بستگي عروق هشت گندم با آب دارچيني و مويز پخته آن را مي‌خورند و براي استسقاء يك سوّم درهم آن را با آب عسل مي‌خورند و يك سوّم درهم از آن با آب عسل موجب قاعدگيست ، براي انواع تبها چيزهاي مناسبي كه به مسهل نيروي بيشتري مي‌دهند با آن مخلوط مي‌كنند و براي بيماريهاي طحال و سودا مانند ندارد مقدار خوراكش براي همه بيماريها از يك ششم تا يك سوّم درهم است و اگر چيز ديگري نباشد بايد با آب عسل خورده شود .

براي نضج دادن ، يك اوقيه از آن را در دو رطل مويزي كه با دارچيني پخته شده باشد مخلوط مي‌كنند كه براي نه بار كافي است و اين اندازه براي سه نفر در مدت سه روز بس است اندازه خوراكش بيست نخود در بيست مثقال مويز پخته با دارچيني است . اين دارو طرطيري را كه در بدن جمع شده حل مي‌كند و در بيماريهائي كه از طرطيرهاي زائد پيدا مي‌شود اثر شگفت‌آوري دارد . من مقداري نمك تارتار سفيدشده را در آب حل كردم [ص 256] سپس جوهر صوري را در آب ديگر حل كرده و بر آن محلول ريختم تا كف قرمزرنگي بر آن پيدا شد سپس آن را خشك كرده و سائيدم و نگاه داشتم و براي نضج دادن نيم درهم آن را به بيمار مي‌خوراندم كه بطور عجيبي بازكننده بود و مواد زائد را نضج مي‌داد و من گاه آن را با آب گوشت ، گاهي همراه با دارچيني و مويز ببيمار مي‌خوراندم و اثر خوبي در نضج دادن و باز كردن بستگيها از آن ديدم بطوري كه بداروي ديگر نيازي نداشت و آن را آزمودم و در بسياري از موارد بكار برده‌ام .

٦ - طلاء ( داروي ماليدني ) براي درآمدن مو : شكمچه ذراريح دو مثقال ، لادن سه مثقال ، فندق سوخته يك مثقال آنها را با روغن زيتون سائيده و با مشك معطر مي‌كنند و هر شب بر جائي كه مي‌خواهند مي‌مالند و صبح بعد مي‌شويند اما اگر بر صورت ماليده شود تاول مي‌زند .

٧ - طلاء ديگر : براي سردرد و درد نيمه‌سر . ريشه مهرگياه ، كندر ، زعفران و صبر از هر كدام يك درهم ، بنگدانه ( بزر البنج ) دو درهم ، گِل ارمني يك و نيم درهم ، صمغ عربي ، انزروت سفيد و مُر مكي از هر كدام نيم درهم ، ترياك يك دانق و كافور قيصوري يك حبّه ، آنها را مي‌سايند و با آب خمير كرده بر جاي دردناك مي‌گذارند .

٨ - طلاء ديگر : ترياك ، بنگدانه سفيد ، ريشه مهرگياه ، زعفران و تخم كاهو را با آب خشخاش پخته خمير كرده و بر شقيقه‌ها و بيني و پيشاني مي‌مالند .

٩ - طلاء ديگر : كه براي بيماريهاي پوستي بخصوص قوبا ( خشونت و زبري پوست ) مفيد است . سياهدانه ، صندل سرخ ، سركه كهنه ، آب گشنيز تازه .

١٠ - طلاء ديگر : كه از روئيدن مو جلوگيري مي‌كند . تخم مورچه و شيره [ص 257] انجير و آب اترج را مخلوط كرده و با آب بر محل مي‌مالند و بايد مو را از ريشه درآورند و سپس اين دارو را بمالند و پس از آن هم بايد چند بار داروهائي مانند بنگ و شوكران بمالند .

١١ - طلاء ديگر : براي موي زيادي . موريانه ، نوشادر و سم سوخته الاغ را باندازه مساوي و با سركه تندي آميخته و آن را پس از كندن مو بر موضع مي‌مالند .

١٢ - طلاء ديگر براي قرحه‌هاي لثه : حضض را مي‌سايند و با عسل صاف مخلوط كرده بر لثه مي‌مالند .

١٣ - طلاء ديگر : براي زخمهاي نارالفارسيه و بيماريهاي همانند آن . جدوار خطائي و مصطكي و كندر از هر كدام دو مثقال ، صابون يك و نيم اوقيه ، آب برگ حنا سه مثقال ، آب ليمو بقدر احتياج ، سورنجان ، قسط ، مغاث بغدادي ، زراوند مدحرج و طويل ، ميوه حب الغار ، مر تصفيه‌شده ، مقل ، سكبينه ، گاوشير و زرنباد از هر كدام دو مثقال ، جيوه چهار مثقال ، عاقرقرحا دو مثقال ، روغن خيري ، روغن بابونه از هر كدام يك مثقال ، روغن شيرين‌بيان پنج مثقال ، روغن زيتون كهنه پانزده مثقال ، روغن گل سرخ ده مثقال ، موم سفيد يك مثقال ، پيه كليه بز بيست مثقال ، موم را در روغنها ذوب كرده ريشه‌ها را با گلاب مي‌سايند و صمغها را در سركه حل مي‌كنند و جيوه را در پيه مي‌كشند سپس همه را مخلوط مي‌كنند و خوب مي‌سايند و چند روز آن را در محلي مي‌گذارند و آنگاه بكار مي‌برند باين روش كه يك سوم آن را از ميان ابروها تا گودي پشت سر به پهناي چهار انگشت و سپس فقرات و بندها و نيز از ترقوه تا فم معده و داخل ناف را با آن چرب مي‌كنند ، اما بايد از چرب كردن قلب ، كبد ، بيضه‌ها و ساير جاهاي سر بپرهيزند و لباسهائي بپوشند كه داخل آنها پنبه باشد و ماش پوست‌گرفته ، برنج ، دارچيني و اسفناج بخورند و از ميوه‌هاي سرد ، ترشيها [ص 258] و لبنيات پرهيز كنند و نيز بايد عرق گاوزبان همراه با نبات و گلاب نوشيده و پاره‌اي نقره در دهن گذاشته با سركه و گلاب و عرق گشنيز مضمضه كنند و سه روز صبر كنند اگر زياد عرق كردند و دانه‌هاي زخم پراكنده و درد كم شد در روز ششم حمام بگيرند اگر بهبودي نيابند يك سوم ديگر و باز اگر لازم باشد باز يك سوم ديگر از آن روغن مي‌مالند و پس از سه روز بحمام رفته و بدن را با آب بنفشه ، خطمي و سبوس و بعد با صابون بشويند و اگر بيماري شديد باشد بايد عمل را تكرار كنند و در اين صورت بين دو بار درمان بيش از يك ماه نبايد فاصله باشد و اگر دردي در يكي از اندامها پيدا شد بايد اين روغن را بر آن بمالند .

١٤ - طلاء ديگر : كندر شش جزء ، مصطكي ، صبر ، هليله سياه ، شنبليله ، اقليميا ( ثفل نقره يا طلاي مذاب ) و شوره از هر كدام سه جزء ، حنا ده جزء ، جيوه بيست جزء ، زنگار ده جزء ، روغن نفت و روغن گاو از هر كدام سي و دو جزء از آنها مرهم ساخته و بكار مي‌برند . ( هر چند كه كاربرد اين دارو ذكر نشده اما با توجه باينكه در تركيب آن جيوه بكار مي‌رود ظاهرا مورد استعمال آن در زخمهاي نارالفارسيه و ساير انواع زخمهاي سفليسي است . مترجم )

١٥ - طلاء ديگر براي سعفه : يك جزء سفال تنور و نصف جزء نمك را سائيده و با سركه مي‌آميزند و بكار مي‌برند .

١٦ - طلاء البرص : گوگرد سوخته چهار درهم ، فرفيون سوخته و بلادر سوخته از هر كدام دو درهم ، خربق سياه ، شيطره هندي و شقايق نعماني از هر كدام يك درهم آنها را كوفته و مي‌بيزند و همراه با سركه بكار مي‌برند .

١٧ - طلاء البهق : اگر مرواريدي را كه در سركه حل شده بر بهق ( لك و پيس ) بمالند آن را زايل مي‌كند .

١٨ - طلاء الحكّه : تخم پياز ، مس سوخته ، گوگرد ، هليله زرد از هر كدام [ص 259] هشت جزء ، روغن گاو پنج جزء ، كوبيدنيها را مي‌كوبند و مي‌بيزند و در ظرف ديگري با روغن گل سرخ مرهم ساخته و بهم مي‌زنند تا سياه شود و آن را بر بدن مي‌مالند خارش را فرو مي‌نشاند .

١٩ - طلاء الخراطين : اگر كرمهاي خاكي قرمز و زالو را بسايند و با روغن كنجد مخلوط كرده بر آلت بمالند آن را بزرگ مي‌كند و گويا اگر خرچنگ را در روغن گاو يا روغن كنجد سرخ كرده بر آلت بمالند آن را بلند و بزرگ و قوي مي‌كند .

٢٠ - طلاء داء الثعلب : ريشه شيرين‌بيان پوست‌گرفته و هليله زرد را با آب مي‌سايند و آن را بر موضع مي‌مالند .

٢١ - طلاء الرأس : ترياك ، زعفران ، قرنفل ، صمغ عربي آنها را در آب ليمو مي‌سايند و بر پيشاني مي‌مالند . ( ظاهرا براي درمان سردرد )

٢٢ - طلاء السالق : صد مثقال پيشاب شتر را در ديگ مسي سفيد كرده بر آتش بسيار ملايمي باندازه شعله چراغ مي‌جوشانند تا بنصف برسد و اگر خواستند اقليمياي نقره‌اي ( نقره سوخته ) سه مثقال و سفيداب قلع دو مثقال را با آب گشنيز تازه مي‌سايند و در آن پيشاب مي‌ريزند و در شيشه‌اي محفوظ از هوا نگاه مي‌دارند و اگر مدتي بر آن بگذرد باز همين اجزاء را بايد به آن بيفزايند و اگر خشك شد آب گشنيز بر آن مي‌ريزند اين داروئي است كه اثر عجيبي براي معالجه سالك كه معمولا تا يك سال مي‌ماند دارد و آن را در يك هفته بهبود مي‌بخشد و حداكثر دوره درمان بيست روز است و اثر آن هم باقي نمي‌ماند .

٢٣ - طلاء السرطان : دو قطعه سرب را با دُهن الورد و آب گشنيز خشك بر يكديگر مي‌سايند و محلول را بر زخمهاي سرطاني مي‌مالند حرارت آن را فرو مي‌نشاند و اگر در اوايل كار باشد بتحليل مي‌برد و بهتر است كه براي مدتي روزي دو بار عمل كرده و ضمنا پارچه‌اي را بآن محلول آغشته كرده بر زخم بگذارند .

[ص 260] ٢٤ - طلاء العين : اگر درد چشم باندازه‌اي باشد كه از خوابيدن بيمار جلوگيري كند اين دارو را بكار مي‌برند : ترياك يك جزء ، رسول ( شناخته نشد ) دو جزء ، زاج سفيد ( شب ) سه جزء آنها را بر ورقه آهني سائيده و بر روي پلكها مي‌مالند .

٢٥ - طلاء المفاصل : مومياي معدني ، جدوار ختائي ، قسط ، ميوه غار ( حب الغار ) ، آويشن ، مُر مكي ، كندر ، زرنباد ، وج تركي ، پونه ، آنها را مي‌كوبند و مي‌بيزند و با دهن السوسن و روغن بادام تلخ بر بندها ضماد مي‌كنند .

٢٦ - طلاء الملين : كه بر روي شكم ( معده ) ماليده مي‌شود . مويز كوهي ، بوره ، زهره گاو نر را باندازه مساوي با عسل مخلوط و استعمال مي‌كنند .

٢٧ - طلاء المنوّم : اگر بيخوابي از دردهاي سر باشد ترياك ، دارچين ختائي ، زعفران آنها را مي‌سايند و با دهن الورد خمير كرده و بر بيني مي‌مالند .

٢٨ - طلاء النار الفارسية : توتياي شسته ، سفيداب قلع شسته ، خون سياوشان ، مردارسنگ از هر كدام سه درهم ، زنگار يك درهم ، مغز هسته هلو پنج درهم همه را با هم مي‌سايند و با دهن الورد مرهم مي‌سازند و بكار مي‌برند .

باب شانزدهم

حرف « ع »

١ - عرق الصينيات : براي زخمهاي نارالفارسية ( سفليس ) و ساير زخمهاي بدخيم ، استسقاء و بيماريهاي كليه و مثانه و زخمهاي آلات تناسلي و قرحه‌هاي آنها . چوب چيني چهل مثقال ، دارچيني ، كبابه چيني و ريوند چيني از هر كدام بيست مثقال آنها را مي‌كوبند و يك شبانه‌روز در عرق گاوزبان ، بادرنج ، شاهتره ، بسپايك ، اذخر و حسك از هر كدام بيست و چهار [ص 261] مثقال مي‌خيسانند و سپس از هر كدام اين عرقها دويست و هفتاد مثقال بر آن افزوده تقطيرش مي‌كنند تا هشتصد مثقال بدست آيد و از بيست و چهار مثقال آغاز مي‌كنند كه هر صبح و شب آن را نيمه‌گرم مي‌نوشند و هر روز ده مثقال اضافه كرده و درمان را تا بيست و يك روز يا كمتر ادامه مي‌دهند و اگر عرق كم آمد دوباره تقطير مي‌كنند و در اين دوره از لبنيات ، ترشيها و نمك بايد پرهيز كنند و اين اساس دارو و درمان است و براي بيماريهاي ديگر داروهاي مخصوص آن را بر آن مي‌افزايند .

٢ - عرق اللبن : براي تب دق و بيماريهاي گرم و تبها . شير تازه صد و نود و دو مثقال ، آب خيار ، آب كدو و آب هندوانه از هر كدام صد و بيست و هشت مثقال ، صندل سفيد ، گشنيز خشك ، تخم كاسني ، گل نيلوفر ، برگ گاوزبان از هر كدام شش مثقال آنها را تقطير كرده و در پارچه‌اي سي و دو جو كافور قيصوري پيچيده و بر لوله دستگاه تقطير مي‌آويزند ( ظاهرا منظور اين است كه آبي كه تقطير مي‌شود نخست بر آن پارچه و سپس بداخل ظرف مخصوص بچكد . مترجم ) اندازه خوراكش بقدر حاجت است .

٣ - عرق المربع : براي بيماريهاي معده كه ناشي از رطوبت و باد باشد . زنيان ، باديان ، آويشن و اذخر ( كاه مكه ) را باندازه مساوي يك شب مي‌خيسانند و تقطير مي‌كنند بجاي اذخر مي‌توان از اِگِر ( وج ) استفاده كرد .

٤ - عطر منسوب بحضرت رضا عليه السلام : عنبر اشهب پنج جزء ، مشك خالص چهار جزء ، عطر گل سرخ سه جزء ، عنبر را در روغن ياسمين حل كرده مشك را در آن ريخته و با عطر گل سرخ مي‌آميزند و آن را نگاه مي‌دارند .

٥ - عطوس ( عطسه‌آور ) : كه براي صرع مفيد است . عاقرقرحا را مي‌كوبند و مي‌بيزند و بايد بيمار صرعي آن را به بيني خود بكشد .

[ص 262] باب هفدهم

حرف « غ »

١ - غرغره براي زخم لثه ، دهن و گلو : سماق ، گل انار فارسي ، فوفل ، پوست انار و هليله سياه را مي‌كوبند و مي‌پزند و صاف و در هنگام نياز مضمضه مي‌كنند و نيز هسته دانه انار را برشته كرده و مي‌كوبند و براي زدودن مواد گرم بر لثه مي‌پاشند .

٢ - غرغره ديگر : براي ورم حلق ، ديفتري گرم ، آماسهاي حنجره ، زبان كوچك ، لوزتين و ناحيه گلو . گشنيز خشك ، عدس پوست‌گرفته ، پوست خشخاش و تاجريزي سياه ، گل انار فارسي ، گلبرگ گل سرخ و ريشه شيرين‌بيان همه را مي‌جوشانند و صاف مي‌كنند و فلوس و حضض مكي بر آن افزوده غرغره مي‌كنند .

٣ - غرغره عسر الازدراد : براي سختي فرو بردن غذا . شيرابه كلم ، شيره انگور ، خمير ترشي كه از آرد گندم ساخته شده باشد همه را مخلوط كرده و سه روز هر روز سه بار غرغره مي‌كنند باين شرط كه ناراحتي ناشي از ديفتري و ورم نباشد و تنها از ضعف جاذبه باشد .

٤ - غسول ( آبي كه با آن شستشو مي‌كنند ) : اين دارو رنگ گونه را در همان وقت استعمال گلگون مي‌كند . شيطره هندي را در سركه مي‌جوشانند و پارچه‌اي را به آن آعشته كرده و صورت خود را با آن مي‌شويند .

٥ - غسول ديگر : كه چهره را گلگون مي‌كند . خردل سفيد و زرنيخ را باندازه مساوي مي‌سايند و در شير تازه حل كرده و هفت روز صورت خود را با آن مي‌شويند .

٦ - غمره : اين دارو زردي رنگ رخساره را برطرف مي‌كند . پرسياوشان ، درمنه ارمني ، مرزنجوش ، مريم نخودي ، بابونه ، گل بابونه ، شويد و آب اترج آنها را مي‌جوشانند و با آبش صورت خود را مي‌شويند .

[ص 263] باب هجدهم

حرف « ف »

١ - فتيله عنبر : عنبر اشهب دو مثقال ، عود هندي و نبات سفيد از هر كدام پنج مثقال ، صندل سفيد يك مثقال آنها را مانند سرمه نرم مي‌سايند سپس در گلاب مي‌سايند و با نبات مخلوط كرده از آن فتيله مي‌سازند . ( مورد استعمال اين فتيله در متن ذكر نشده )

٢ - فراطيقون الابيض : براي قرحه‌ها و چرك چشم . نشاسته ، صمغ عربي ، انزروتي كه در شير الاغ پرورده شده باشد ، نبات سفيد آنها را به اندازه مساوي كوفته و بيخته در چشم مي‌پاشند .

٣ - فراطيقون الاصفر : براي چشم خرابي ناشي از رطوبت . انزروت پرورده در شير الاغ پنج مثقال ، عصاره ماميثا ، صبر سقوطري و زعفران از هر كدام يك مثقال ، ترياك يك دانق آنها را كوفته و بيخته و استعمال مي‌كنند .

٤ - فراطيقون الرمادي : توتياي كرماني شسته بيست جزء ، صدف سوخته چهار جزء و نبات شش جزء آنها را كوفته و بيخته و بكار مي‌برند .

٥ - فراطيقون مربع : در ذرور مربع گذشت .

٦ - فرزجه‌اي كه موجب قاعدگي است : ريشه سوسن ، بارزد آنها را كوفته و مي‌بيزند و با آب كلم ممزوج كرده برمي‌دارند . ( منظور از فرزجه قطعه پشم يا پنبه يا دستمالي است كه آن را با داروئي آغشته كرده و در مهبل مي‌گذارند و ممكن است عين دارو را بشكل هسته سنجد درآورده و بردارند . مترجم )

٧ - فرزجه ديگر : پاره‌اي پشم را با آب سداب يا آب پونه نهري تر كرده و ابهل ( ميوه سرو كوهي ) ، پونه كوهي و دانه اسفند را سائيده بر آن ريخته برمي‌دارند .

[ص 264] ٨ - فلدفيون : براي بيماري آكله دهن كه عفونت داشته باشد و ديگر زخمهاي بدفرجام در اندامها مخصوصا در فرج و مقعد و نيز نواصير و كرم خوردگي دندانها و فساد لثه . اقاقيا دوازده درهم ، زرنيخ سرخ و زرنيخ زرد از هر كدام هفت درهم ، مرّ مكي چهار درهم ، آهك زنده ده درهم و زاج سفيد ( شب ) هفت درهم آنها را مي‌كوبند و مي‌بيزند و با سركه كهنه خمير كرده قرص مي‌كنند و در سايه مي‌خشكانند و در هنگام نياز بكار مي‌برند .

٩ - فلونيا : اين دارو مخصوصا قولنج را تسكين مي‌دهد و براي سختي ادرار ، سنگ كليه و مثانه ، ناراحتي طحال ، نوعي تنگي نفس كه با ايستادن برطرف مي‌شود ، تشنج ، درد پهلو ، خون آمدن از سينه ، استفراغ خوني ، همه دردهاي اندرونه ، سرفه ، سكسكه ، ديفتري و ترشحات بيني مفيد است . فلفل سفيد ، بنگدانه از هر كدام بيست جزء ، ترياك ده جزء ، زعفران پنج جزء ، فرفيون ، سنبل ، عاقرقرحا از هر كدام نصف جزء ، عسل باندازه كافي ، اندازه خوراك آن يك نخود است .

١٠ - فوطاس الاشوس : در حجر النيران گذشته است .

١١ - فوطاس الاشوس ساجي : از داروهائي كه خودمان اختراع كرده‌ايم دو مثقال شوره را در بوته‌اي آب كرده و يك مثقال نمك قليا را در آن ريخته و با ميله‌اي آهنين مخلوط مي‌كنند تا مانند خمير شود آنگاه باندازه يك هشتم مجموع گوگرد مصفي را بر آن مي‌ريزند تا آتش بگيرد و سرپوشي بر بوته مي‌گذارند و همين كه شعله قطع شد روغني بدست مي‌آيد كه آن را بر قطعه سنگي سفيد ريخته و مي‌كوبند و در شيشه‌اي محفوظ از هوا نگاه مي‌دارند . داروئي شريف است كه بلغم را از بدن انسان ريشه‌كن كرده و هاضمه را تقويت مي‌كند ، ادرارآور است و براي دردهاي كبد و طحال ، مفاصل ، استسقاء و مقدمه استسقاء و رطوبتهاي معده سودمند مي‌باشد اندازه خوراكش يك و نيم تا دو دانق با آب قند يا [ص 265] آبهاي مناسب ديگر مي‌باشد .

( مؤلف (اع) در حاشيه مي‌افزايد : بعدها در يكي از كتابهاي فرنگي ديدم كه نمكي كه آن را سال‌كلوسير مي‌نامند و از شوره و نمك قليا ساخته مي‌شود گرم و خشك‌كننده و براي آبله مفيد است بلغم و خلطهاي سوخته را مي‌زدايد . اندازه خوراكش تا يك مثقال همراه با آب گرم و آب برنج است كه صبح پيش از صبحانه بايد خورده شود و پس از آن بايد چند بار آب برنج بنوشند تا عملش قطع شود ) .

١٢ - فوطاس الاشوس طرطر : در حرف « ط » گذشت .

١٣ - فوطاس الساجي : همان كبد الكبريت است .

١٤ - فوطاس الشُك : سم الفار سفيدشده و شوره صاف‌شده را باندازه مساوي جداگانه مي‌سايند و مخلوط مي‌كنند و آن را در بوته‌اي بر آتش مي‌گذارند تا سم الفار آتش بگيرد سپس آن را بر سنگي سرنگون كرده بعد مي‌سايند و از هوا محفوظ نگه مي‌دارند . نيم گندم آن براي دفع كرم كدو همراه با گل‌انگبين ( گل شكر ) مفيد است كه بايد صبح خورده شود و نيم گندم ديگر را شب به بيمار مي‌خورانند و براي تبي كه قطع نمي‌شود نيز نيم گندم آن همراه با عرق بيد سودبخش است و براي جذام نيز سودمند مي‌باشد . اندازه خوراكش براي كودكان ربع گندم است .

باب نوزدهم

حرف « ق »

١ - قرص اكسير العين : بهر اندازه كه بخواهد ترياك را نرم مي‌كوبند و سه برابرش زاج سفيد را مي‌سوزند و با سه برابر مجموع آب غوره ترش مخلوط كرده در ظرفي آهني مي‌پزند تا غليظ و براي قرص شدن آماده شود و آن را قرص مي‌كنند و اگر بمجموع باندازه يك دوم وزن ترياك شكر سرب بيفزايند بهتر است و هر گاه كه نيازي باشد آن را بر پاره آهني سائيده و بر پلكها مي‌مالند داروئي [ص 266] مستقل است و در بسياري از بيماريهاي چشم بتجربه رسيده و بدان عمل شده .

٢ - قرص ايرسا براي ورم طحال : ايرسا ( سوسن آسمانگوني ) چهار درهم ، فلفل سفيد ، سنبل و اشق از هر كدام دو درهم . اشق را در سركه حل كرده داروهاي ديگر را با آن مي‌آميزند اندازه خوراكش دو درهم است .

٣ - قرص بزر البنج : اين قرص مشابه قرص الكافور است و كسي كه از استعمال قرص الكافور پرهيز مي‌كند بايد آن را بكار ببرد . مرواريد ، تباشير ، مُر تصفيه‌شده از هر كدام سه مثقال ، نشاسته ، كتيرا و بنگدانه از هر كدام دو مثقال ، خشخاش سفيد چهار مثقال آنها را با لعاب تخم اسفرزه قرص مي‌كنند .

( در حاشيه اضافه شده : قرص بسد براي اسهال خوني و خونريزي . مرجان ( بسد ) سوخته شسته ده جزء ، اقاقيا و گل انار فارسي از هر كدام چهار جزء ، صمغ عربي يك جزء ، دارچيني نصف جزء و اگر صمغ را چهار جزء قرار دهند براي اسهال نيز قياسا سودمند مي‌باشد و بايد با سفيده تخم‌مرغ خمير شود و اگر چهار جزء كندر نيز بر آن افزوده شود براي خونريزي و اگر گل ارمني ، گل مختوم ، خون سياوشان و زاج سفيد ( شب يماني ) از هر كدام يك جزء افزوده شود براي خونريزيهاي شديد ماهانه و اسهال مفيد مي‌باشد و اندازه خوراك آن يك مثقال است ) .

٤ - قرص البورق : بادام پوست گرفته بيست دانه ، بوره ، ترياك ، كندر و كنگر سفيد ( شوكة البيضاء ) از هر كدام چهار درهم آنها را كوفته در سركه مي‌خيسانند سپس باندازه‌هاي يك و نيم دانقي قرص كرده خشك مي‌كنند و بهنگام نياز با دُهن الوَرد يا سركه مي‌سايند و در گوش مي‌چكانند .

٥ - قرص الجلنار : براي تبهاي گرم ، اسهال مزمن ، خونريزيها مفيد است و زخمها را مي‌خشكاند و باقيمانده‌هاي زخم النار الفارسيه ( نوعي سفليس ) را [ص 267] خشك مي‌كند و براي قرحه‌ها تا سه مثقال با آب گرم استعمال مي‌شود و در غير قرحه‌ها اندازه خوراكش تا نيم مثقال است . گل انار فارسي ، اقاقيا از هر كدام هشت درهم ، انيسون ، گل مختوم ، دارچيني ختائي و صمغ عربي از هر كدام چهار درهم ، كتيرا ، ترياك از هر كدام يك درهم آنها را با آب گرم خمير كرده و قرص مي‌كنند و اگر براي درمان قرحه‌ها باشد ، مازو و پوست انار بر آن مي‌افزايند .

٦ - قرص الحلتيت براي تب دو روز در ميان : انغوزه پاك‌شده ، مُر صاف‌كرده ، فلفل و برگ سداب خشك را باندازه مساوي باندازه يك مثقال قرص مي‌كنند اندازه خوراكش يك مثقال است .

٧ - قرص الخربق : براي صدا و طنين گوش كه پس از مننژيت پيدا شده باشد . خربق سفيد سه درهم ، زعفران پنج درهم ، بوره ارمني ده و نيم درهم ، آنها را قرص كرده و بهنگام نياز بر چيزي مي‌سايند و در گوش مي‌چكانند .

٨ - قرص الراوند : براي يرقان ( زردي ) ، سردرد ، درد سينه ، معده و كبد و طحال ، بادها ، تبهاي كهنه ، سخت ادراري ، سوء هضم و مسموميتها مفيد است . ريوند هشت مثقال ، روناس و لاك شسته از هر كدام چهار مثقال ، تخم كرفس ، انيسون ، عصاره غافث و افسنتين از هر كدام سه مثقال آنها را كوفته و مي‌بيزند و قرص مي‌كنند اندازه خوراكش يك مثقال است كه با چيزهاي مناسب بايد خورده شود و در نسخه‌اي افسنتين حذف شده است .

٩ - قرص الزاج : زاج صاف‌كرده يك مثقال ، قند سفيد صد مثقال ، صمغ عربي يك مثقال ، جوهر صندل و جوهر نعناع از هر كدام ربع مثقال ، سفيده تخم‌مرغ يك عدد .

( در حاشيه آمده است كه : « بنا بر آنچه بما رسيده اندازه يك سفيده كم است [ص 268] مگر آنكه با آب همراه باشد و بنا بقواعد تركيب دو سفيده يا بيشتر لازم است » ) .

آنها را باندازه سكه يك ريالي ( باندازه سكه‌هاي پنج ريالي فعلي . مترجم ) قرص كرده و هر روز يك قرص مي‌خورند براي نيروي باه و قلب و معده بسيار سودمند مي‌باشد .

١٠ - قرص الزراوند : زرآوند مدحرج دوازده جزء ، كندر ، مازو از هر كدام هشت جزء ، شب ( زاج سفيد ) چهار جزء ، و نوع ديگر زاج سفيد ( قلقديس ) يك جزء و در نسخه‌هاي فرنگي نيز اين داروها را بر آن افزوده‌اند : آرد گندمِ خوب هشت جزء ، جيوه سه جزء ، ترياك ، عنبر و مشك از هر كدام نصف جزء كه آنها را با گلاب آميخته و با ساير داروها خمير و قرص مي‌كنند و پاره‌اي آنها را بصورت حب مي‌سازند . اين حب براي باقيمانده زخمهاي نارالفارسية ( سفليس ) و قرحه‌هاي كهنه پس از پاكسازي سودمند است و بايد از ترشيها و نمك بپرهيزند و دارو بايد پس از چهل روز از وقت ساختن بكار رود اندازه خوراكش دو مثقال هر سه روز يك بار است و اين دارو براي درمان قرحه‌ها از چوب چيني بهتر است .

( در حاشيه افزوده شده و در نسخه‌اي چنين آمده است : قرص اندروخون براي قرحه‌هاي كهنه و نارالفارسية چنين ساخته مي‌شود : آرد گندم هشت مثقال ، جيوه شسته سه مثقال ، ترياك و عنبر از هر كدام نيم مثقال ، آنها را مي‌كوبند و مي‌بيزند و قرص مي‌كنند و پس از پاكسازي بكار مي‌برند و از نمك و ترشيها پرهيز مي‌كنند و چهار روز هر روز دو مثقال مي‌خورند و سه روز آن را ترك كرده و از اين قرص مي‌خورند : زرآوند مدحرج ، كندر و مازو از هر كدام يك مثقال ، زاج سفيد و مر مكي از هر كدام چهار مثقال ، قلقديس يك مثقال آنها را با گلاب خمير و قرص مي‌كنند ، اندازه خوراكش يك مثقال است و چنين گفته‌اند كه بآزمايش رسيده ) .

[ص 269] ١١ - قرص السعال براي سرفه : مغز بادامِ شيرين پوست‌گرفته ، مغز تخم كدو و صمغ درخت بادام از هر كدام يك درهم ، كتيرا ، نشاسته و نبات از هر كدام دو درهم ، مصطكي يا كندر پنج درهم ، رب شيرين‌بيان پنج درهم ، ترياك چهار دانق آنها را مي‌كوبند و مي‌بيزند و با لعاب به‌دانه قرص مي‌كنند .

١٢ - قرص السعال نوع ديگر : كه ما آن را قرص قرمز مي‌ناميم . كتيرا ، نبات ، نشاسته ، باقلاي پوست‌گرفته ، مويز دانه‌گرفته ، بزر خشخاشِ سفيد ، پوست خشخاش ، به‌دانه ، گل ارمني ( در حاشيه آمده است كه در نسخه‌اي گل ارمني و مويز را حذف كرده‌اند ) از هر كدام دو جزء ، ترياك سه جزء ، آنها را كوفته و مي‌بيزند و با لعاب به‌دانه باندازه سكه قرص مي‌كنند ، سود اين قرص براي انواع سرفه بآزمايش رسيده است .

١٣ - قرص السعفه : براي كچلي و خشونت پوست ( قوبا ) و آماسهاي سرد و سردرد بلغمي . زردچوبه و مغز بادام تلخ از هر كدام يك جزء ، مقل دو جزء ، مقل را در سركه كهنه بمدت سه روز مي‌خيسانند سپس داروها را در آن ريخته قرص مي‌سازند و براي درمان آنها را با عرق كاسني تازه مي‌سايند و بر موضع مي‌مالند .

١٤ - قرص السليماني : براي درمان قرحه‌هائي كه گوشت زائد دارد و يا براي غده‌ها بكار مي‌رود كه آنها را مي‌زدايد . سليماني سه نخود ، آرد جو دو مثقال ، گل ارمني شش نخود ، صمغ عربي دو نخود آنها را نرم مي‌كوبند و ( باندازه سكه‌هاي پنج ريالي فعلي . مترجم ) قرص مي‌كنند و بر قرحه مي‌نهند آنگاه مرهمي مي‌گذارند كه غده‌اي را كه در قرحه است بخورد و همينكه غده زدوده شد مرهم الاسفيداج بر آن مي‌گذارند .

١٥ - قرص الشادنج : براي سل ، تب دق ، خونريزيهاي داخلي ، اسهال [ص 270] صفرائي و ذوباني ( اين نوع اسهال شناخته نشد ) ، تبهاي خوني و سرفه سودمند است . شادنج عدسي شسته ، تخم خرفه پوست‌گرفته ، گشنيز خشك ، تخم خشخاش سفيد ، گلبرگ گل سرخ ، تباشير سفيد ، گل ارمني شسته و گل رومي را به اندازه مساوي با لعاب بزر اسفرزه قرص مي‌كنند اندازه خوراكش يك مثقال است كه بايد همراه با عصاره تخم خرفه خورده شود .

١٦ - قرص الصبر : مُرّ مكي ، صبر ، عصاره ماميثا ، حضض ، زعفران ، انتيموان ، اقاقيا ، گل ارمني آنها را سائيده با آب تاجريزي سياه خمير و قرص و در سايه خشك مي‌كنند و بهنگام نياز يك قرص با آب تاجريزي سياه سائيده و بر چشم مي‌مالند .

١٧ - قرص التباشير : براي درمان ذات الجنب ، ذات الريه ، تبهاي خوني و صفرائي ، فرو نشاندن تشنگي ، سرفه و خشونت سينه بكار مي‌رود . تباشيرِ صدفي چهار مثقال ، ترنجبين سه مثقال ، مغز تخم خيار و خيارچنبر ، مغز تخم كدو ، نشاسته ، صمغ عربي ، بزر خشخاش سفيد ، كتيرا از هر كدام يك مثقال آنها را با لعاب تخم اسفرزه قرص مي‌كنند اندازه خوراكش نيم مثقال است .

١٨ - قرص الطباشير نوع ديگر : مرواريد ، تباشير از هر كدام دو مثقال ، صندل سفيد ، صندل سرخ ، گل نيلوفر ، گشنيز خشك پوست‌گرفته ، گلبرگ گل سرخ ، تخم ترشك ، تخم خرفه پوست‌گرفته ، تخم كاسني ، مغز تخم كدو شيرين ، مغز تخم خربوزه از هر كدام سه مثقال ، نشاسته ، كتيرا ، رب السوس از هر كدام يك مثقال ، بنگدانه دو و نيم مثقال ، بزر خشخاش سفيد چهار درهم آنها را مي‌كوبند و مي‌بيزند و قرصهاي يك مثقالي مي‌سازند و روي الك خشك مي‌كنند اين قرص براي سرد كردن مزاج و غليظ ساختن مواد مفيد است .

١٩ - قرص الطباشير نوع ديگر : كه براي فرو نشاندن حرارت معده و كبد و تبهاي گرم همراه با اسهال صفرائي يا ذوباني بكار مي‌رود . تباشير ، سماق [ص 271] پاك‌كرده ، زرشك پاك‌كرده از هر كدام هفت جزء ، صمغ عربي ، تخم ترشك ، نشاسته ، گلبرگ گل سرخ ، گل ارمني از هر كدام ده جزء ، بجز تباشير و گل سرخ باقي داروها را برشته كرده و همه را مي‌كوبند و مي‌بيزند و قرصهائي يك مثقالي مي‌سازند و اندازه خوراكش يك قرص است .

٢٠ - قرص الطباشير نوع ديگر : براي تب دق ، سل و تبهاي تند همراه با اسهال . تباشير ، گلبرگ گل سرخ از هر كدام شش مثقال ، گل ارمني چهار مثقال ، مغز تخم كدو ، مغز تخم هندوانه ، مغز تخم خيار ، مغز تخم خيارچنبر ، تخم خرفه پوست‌گرفته از هر كدام سه مثقال ، تخم بارهنگ ، مرواريد ، كهربا ، عصاره لحية التيس ( شنگ ) از هر كدام دو مثقال ، صندل سفيدي كه با گلاب سائيده شده باشد يك مثقال ، كافور قيصوري ، زعفران از هر كدام يك مثقال آنها را كوفته و بيخته و با آب به شيرين قرص مي‌كنند اندازه خوراكش يك و نيم مثقال است كه همراه با رب خشخاش يا شير الاغ بايد خورده شود .

٢١ - قرص الطحال كه براي نضج دادن طحال بكار مي‌رود : روناس دوازده درهم ، پوست ريشه كوَر ، ايرسا ( سوسن آسمانگوني ) ، زرآوند طويل از هر كدام دو درهم آنها را با سكنجبين قرص مي‌كنند اندازه خوراكش دو درهم است .

٢٢ - قرص الطحال نوع ديگر براي ورم طحال مفيد است : پرسياوشان ، پوست ريشه كوَر ، تخم خرفه پوست‌گرفته ، سداب ، بزر پنج‌انگشت ( اثلق ) و زوفا خشك باندازه مساوي آنها را قرص مي‌كنند اندازه خوراكش تا سه درهم است كه با سكنجبين يا چيز مناسب ديگري بايد خورده شود .

٢٣ - قرص الطحال نوع ديگر براي ورم طحال : گلبرگ گل سرخ شش درهم ، زرشك سه درهم ، تخم خيار ، تخم خيارچنبر ، تخم خرفه از هر كدام دو درهم ، ريوند ، تباشير ، لاك شسته ، كافور قيصوري ، شيرابه افسنتين ، زعفران ، [ص 272] ميوه طرفا ( تخم گز ) ، ايرسا و سنبل الطيب از هر كدام يك درهم ، عصاره غافث ( گل خله ) نيم درهم آنها را قرص كرده و يك مثقال از آن را همراه با سكنجبين يا عرق كاسني يا باديان و يا شاهتره مي‌خورند .

٢٤ - قرص الطحال نوع ديگر براي درد طحال : ريشه سوسن آسمانگوني ( ايرسا ) چهار درهم ، فلفل سفيد ، سنبل هندي و اشق از هر كدام دو درهم ، اشق را در سركه حل كرده و باقي را با آن خمير كرده قرصهاي يك درهمي مي‌سازند اندازه آن يك و بقولي دو قرص است و در زادالمسافرين آمده كه آن را با سكنجبين بايد بخورند .

٢٥ - قرص الغافث : براي تبهاي كهنه و تشنگي . عصاره غافث بيست و شش مثقال ، گلبرگ گل سرخ و سنبل از هر كدام نُه مثقال ، ترنجبين پاك‌كرده ، عصاره تباشير از هر كدام چهار درهم آنها را كوفته و بيخته و قرص مي‌كنند .

٢٦ - قرص الغافث نوع ديگر : براي تبهاي بلند مدت و بدي كار كبد و معده و نيز براي باز كردن گرفتگيها . عصاره غافث ، ريوند چيني ، گلبرگِ گل سرخ ، افسنتين و باديان از هر كدام يك مثقال ، زعفران يك و نيم مثقال ، آنها را مي‌كوبند و مي‌بيزند و با عرق كاسني تازه باندازه يك درهم قرص مي‌كنند مقدار خوراكش يك قرص است .