٦٨ - سنون الزرنيخ : عاقرقرحا ، زرنيخ سرخ از هر كدام نيم مثقال ، كات هندي ، كف دريا سه مثقال آنها را مي‌كوبند و بر دندانها مي‌مالند براي درد دندان مفيد است .

٦٩ - سنون العفص : براي سيلان خون و لق شدن دندانها . كف دريا ، [ص 221] اقاقيا ، گل انار فارسي و پوست انار از هر كدام دو مثقال ، مازوي سبز سه مثقال ، نمك طعام يك مثقال آنها را كوفته و بر دندانها مي‌مالند و سپس با سماقي كه در گلاب خيسانده باشند مضمضه مي‌كنند .

٧٠ - سنون الكات : كات هندي ، گل ارمني ، ريشه مرجان ، خون سياوشان ، عقيق سوخته از هر كدام نيم درهم ، تباشير ، شادنج ( شادنه نوعي سنگ قرمز رنگ ) از هر كدام يك مثقال اين سنون براي سستي لثه و خونريزيهاي آن مفيد است و بايد بهنگام شب و پس از شستن دندانها و لثه با هليله زرد و سعد ، بر آنها پاشيده شود .

٧١ - سنون الكرسنه : ده جزء آرد كرسنه ( گاودانه ) را با عسل خمير كرده و بر قطعه آجري در تنور مي‌گذارند تا نزديك بآن شود كه آتش بگيرد سپس كندر و خون سياوشان از هر كدام پنج جزء ، ايرسا و زرآوند مدحرج از هر كدام دو جزء گرفته همه را مي‌كوبند و مي‌بيزند و بر لثه‌ها مي‌مالند تا گوشت نو بياورد .

٧٢ - سنون المر : مر مكي ، گل انار فارسي ، كف دريا از هر كدام دو جزء ، خون سياوشان نصف جزء ، پوست انار ترش ، تباشير از هر كدام يك جزء همه را كوفته و بيخته و بر لثه‌ها مي‌پاشند و يك ساعت آن را در دهان نگاه داشته و آنگاه بيرون مي‌ريزند اين سنون از عفونت و فاسد شدن لثه‌ها و خونريزي از آنها و لزج شدنشان جلوگيري مي‌كند .

٧٣ - سنون الودع : براي دندان لق ، گوش ماهي ( صدف ) سوخته و سرنج را باندازه مساوي كوفته و بيخته و بر دندانها مي‌مالند .

باب دوازدهم

حرف « ش »

١ - شربتي كه براي سودا مفيد است و نيروبخش مي‌باشد : عرق گاوزبان [ص 222] سه اوقيه ، عرق بيدمشك دو اوقيه ، گلاب نيم اوقيه ، قند سفيد بقدر شيريني ، زعفران باندازه‌اي كه دارو را رنگ كند ، تخم بالنگو دو مثقال ، تخم ريحان يك مثقال آنها را ممزوج كرده مي‌آشامند .

٢ - شربت ديگر كه براي سودا مفيد است : سه مثقال بادرنجبويه را در سي مثقال عرق گاوزبان مي‌جوشانند تا نصف شود سپس آن را صاف كرده و بقدري كه شيرين شود شربت سيب شيرين بآن افزوده و دو مثقال تخم بالنگو و يك مثقال تخم ريحان با آن آميخته مي‌آشامند .

٣ - شربت ديگر كه نيز براي سودا سودمند است : سه مثقال برگ گاوزبان را در سي مثقال آب مي‌جوشانند تا نصف شود آنگاه دو مثقال تخم بالنگو و يك مثقال تخم ريحان را بآن افزوده مي‌آشامند .

٤ - شراب الآس ( شربت مورد ) : گلابي نارس يك جزء ، تخم مورد رسيده دو جزء آنها را كوفته و در آب مي‌ريزند تا حل و با هم آميخته گردند سپس آن را صاف كرده و با قند مي‌آميزند و مي‌پزند تا قوام بگيرد اين دارو براي تب ، اسهال و سرفه بچه‌ها مفيد است .

٥ - شراب الابريسم ( شربت ابريشم ) : قرنفل ، دارچيني ، بسباسه از هر كدام سه نخود ، مشك چهار نخود ، عنبر شش نخود ، پيله ابريشم ده مثقال ، كرم قرمز ( قرمز دانه ) نيم مثقال ، آب سيب و گلاب از هر كدام پنجاه مثقال كوبيدنيها را مي‌كوبند و پس از خيساندن آنها را در آب سيب و گلاب مي‌جوشانند تا نصف شود و ده مثقال شكر بآن مي‌افزايند و مي‌جوشانند تا قوام بگيرد اندازه خوراكش براي بچه‌ها نيم مثقال است و براي گرفتگي صدا ، سنگيني زبان و ديفتري مفيد است و براي كساني كه مزاج سرد دارند فرح‌آور است .

[ص 223] ٦ - شراب الاستوخودوس ( شربت استوخودوس ) براي بيماريهاي سودائي : استوخودوس ، گاوزبان ، باديان ، بسپايك پسته‌اي از هر كدام ده مثقال ، مويز دانه‌گرفته سي عدد ، صندل سفيد سه مثقال ، تباشير صدفي دو مثقال ، بادرنجبويه پانزده مثقال ، قند سفيد صد و سي مثقال آنها را طبق معمول مي‌پزند اندازه خوراكش از پنج تا هفت مثقال است .

٧ - شراب الاشوس ( شربت شوره ) : شوره محلول در مثانه پنجاه مثقال ، شكر سفيد بيست و پنج مثقال ، آنها را در بطري ريخته و يك شبانه‌روز در حمام ماريه مي‌گذارند و سپس آن را نگه مي‌دارند براي قرحه آلت ، سوزش ادراري ، بند رفتن ادرار و سنگ مثانه مفيد است . اندازه خوراكش نيم مثقال است و براي استسقاء يك مثقال با عرق تخم كشوث تجويز مي‌شود ادرارآوري قوي است و حرارت را فرو مي‌نشاند .

٨ - شراب الافسنتين ( شربت افسنتين ) : براي ماليخولياي مراقي و ضعف معده كه از سردي باشد و مقدمه استسقاء نافع است . افسنتين ده جزء ، گلبرگ گل سرخ بيست جزء ، تربد هفت جزء ، غاريقون و سنبل از هر كدام چهار جزء آنها را در چهارصد جزء آب مي‌جوشانند تا نصف شود آنگاه يكصد و بيست جزء قند بآن افزوده و مي‌پزند تا بقوام آيد .

٩ - شربت افسنتين نوع ديگر : كه براي ضعف معده مفيد است . افسنتين پنج مثقال ، انيسون ، گلبرگ گل سرخ ، دارچيني ، اسارون از هر كدام دو مثقال ، سنبل ، مصطكي از هر كدام هفت مثقال ، بجز مصطكي ساير داروها را در ده برابرشان آب مي‌جوشانند تا يك چهارم آن باقي بماند آنگاه سيصد مثقال قند بآن مي‌افزايند و مي‌پزند تا ببندد سپس مصطكي را سائيده به آن مي‌افزايند اندازه خوراكش پنج تا هفت مثقال با گلاب است و براي ضعف [ص 224] معده بلغمي سودمند مي‌باشد .

١٠ - شربت افسنتين نوع ديگر : براي ناتواني معده ، كبد و يبوستي كه از گرمي باشد . افسنتين دو جزء ، گلبرگ گل سرخ چهار جزء ، تمر هندي ده جزء ، ترنجبين سي جزء آنها را مي‌پزند و صاف مي‌كنند ( و اگر هر جزء يك مثقال باشد ) اين اندازه براي يك خوراك است .

١١ - شراب البزوري : تخم خيار ، تخم خربوزه ، تخم كاسني از هر كدام ده مثقال ، پوست ريشه كاسني چهل مثقال ، شيرخشت بيست و پنج مثقال ، قند پنجاه مثقال آنها را طبق معمول مي‌پزند اندازه خوراكش از چهار تا ده مثقال است و براي تبهاي گرم عفوني و انواع حرارت كبد مفيد است .

١٢ - شراب البنفسج ( شربت بنفشه ) : براي بيرون راندن صفرا ، بيست درهم گل بنفشه ( بنفشه معطر ) را بمدت يك شب در صد درهم گلاب مي‌خيسانند و صبح كمي آن را مي‌جوشانند و صاف مي‌كنند و ده درهم شكر بآن افزوده و در دو وعده مي‌آشامند .

١٣ - شراب الترنجبين ( شربت ترنجبين ) : مزاج را لينت مي‌دهد و سرد مي‌كند ، تشنگي را فرو مي‌نشاند و صفرا را مي‌راند ، ترنجبين پاك‌كرده را در آب جوش حل مي‌كنند و در هر يك اوقيه آن يك قيراط تا يك دانق سقمونيا مي‌افزايند و مي‌آشامند .

١٤ - شراب الترياق : عصاره زرشك ، شيرابه سيب شيرين از هر كدام سيصد جزء ، آب ليمو ، افشره اترج از هر كدام يكصد و پنجاه جزء آنها را بهم آميخته با سه جزء شكر مي‌پزند تا بقوام آيد و اگر شش جزء مرواريد محلول در آب اترج بيفزايند جانشين ترياق فاروق است و براي بسياري از بيماريها سودمند مي‌باشد و پازهر سمها است و براي ناراحتيها و خفقان و استفراغ و [ص 225] بي‌اشتهائي سودمند مي‌باشد .

١٥ - شراب التفاح ( شربت سيب ) : براي درمان ليزي روده‌ها و تمام شدن اشتها و جلوگيري از بالا رفتن بخارات و سوء هضم ، سوزش ، سردرد و دردهائي كه با خوردن غذاها پيدا مي‌شود و نيز براي اسهالهاي صفرائي سودمند است . ليمو و سيب را باندازه مساوي مي‌كوبند و گلاب بر آن مي‌ريزند و شيره آنها را مي‌كشند تا چيزي در آنها نماند آنگاه يك رطل از اين مايع را با سه برابرش عرق نعناع و يك چهارمش عرق گشنيز مي‌آميزند سپس از هر يك از اين داروها : صندل ، انيسون ، دارچيني و قرنفل دو درهم كوفته در پارچه‌اي مي‌بندند و در آب مي‌اندازند و بر آتش ملايمي مي‌گذارند تا يك سومش كم شود و كاملا بخيسد بعد سه برابرش شكر بر آن مي‌افزايند و بهم مي‌زنند تا سفت شود اندازه خوراكش يك قاشق غذاخوري است .

١٦ - شراب الحيوة : زرشك با دانه سي جزء ، تخم كشوث پنج جزء ، گل كشوث سه جزء ، تخم كاسني چهار جزء ، باديان ، گزمازه ، گلبرگ گل سرخ از هر كدام دو جزء و نيم آنها را كوفته و مي‌خيسانند و مي‌جوشانند آنگاه آنها را صاف كرده و پنجاه جزء شكر بر مايع مي‌افزايند و مي‌پزند تا بقوام آيد اندازه خوراكش از پنج تا هفت مثقال به مناسبتهاي گوناگون است اين شربت براي همه تبها پس از روز بيستم مفيد است در تبهاي صفرائي و خوني مثلا با شيرابه تخم خيار و كاسني و در تبهاي سودائي با شيرابه تخم كاسني و باديان نوشيده مي‌شود .

١٧ - شراب الخشخاش ( شربت خشخاش ) : سي عدد خشخاش سفيد و بزرگ را انتخاب كرده بزرشان را مي‌سايند و پوستشان را يك شب در آب مي‌خيسانند و فردايش آنها را در دو من آب مي‌جوشانند تا بيك سوم برسد [ص 226] سپس آن را صاف مي‌كنند و يك رطل شكر بآن مي‌افزايند و مي‌پزند تا بقوام برسد اين شربت را براي غليظ كردن مواد نزله‌ها و بعنوان خواب‌آور و خدركننده بكار مي‌برند .

١٨ - شراب ديافريطقون المعرق ( شربت عرق‌آور ) : عشبه را تكه‌تكه كرده و شصت و چهار جزء آن را در پانصد جزء آب بمدت يك شبانه‌روز در آب مي‌خيسانند سپس پانزده دقيقه آن را مي‌پزند و صاف مي‌كنند و يك دوم آب را دوباره روي تفاله مي‌ريزند و نيم ساعت مي‌پزند و صاف و به باقيمانده آب اولي مي‌افزايند سپس گلبرگ گل سرخ ، برگ سنا ، انيسون از هر كدام هشت جزء مي‌گيرند و در آب عشبه مي‌جوشانند تا قوه آنها را بگيرد و آن را صاف مي‌كنند و بعد از آن شصت و چهار جزء عسل و شصت و چهار جزء شكرِ سفيد بآن اضافه كرده مي‌جوشانند تا بقوام آيد اندازه خوراكش هر روز بيست مثقال است و براي درمان بيماريهاي سودائي از راه عرق بسيار سودمند مي‌باشد .

١٩ - شراب الدياقوزا : خشخاش سفيد ( با توجه بنسخه بعدي ظاهرا منظور خشخاشي است كه تيغ خورده باشد . مترجم ) با پوست و تخم آن بيست عدد ، بزر خطمي ، كتيرا ، صمغ عربي ، بزر خبازي ، به‌دانه و بزر اسفرزه از هر كدام پنج مثقال ، ريشه شيرين‌بيان بيست مثقال آنها را دو روز در آب مقطر خيس كرده سپس مي‌جوشانند و صاف مي‌كنند و از صد و هشتاد تا دويست مثقال قند بر آن افزوده مي‌پزند تا بقوام آيد اندازه خوراكش سه مثقال در هنگام عصر است و براي سرفه گرمي كه شب هنگام شدت مي‌گيرد و با خشكي ، خارش و سوزش همراه مي‌باشد مفيد است .

٢٠ - شراب الدياقوزا نوع ديگر : خشخاش تيغ‌زده با بذر سي عدد ، عناب ، سپستان از هر كدام ده عدد ، گل بنفشه ، نيلوفر ، گاوزبان از هر [ص 227] كدام سه اوقيه ، ريشه شيرين‌بيان پنج اوقيه آنها را جوشانده و صاف مي‌كنند و بر آن مقداري نبات مي‌افزايند و مي‌پزند تا قوام بگيرد اندازه خوراكش يك اوقيه است اين دارو براي بيماريهاي ريه و سرفه مفيد مي‌باشد .

٢١ - شراب الدينار : اين شربت براي گرفتگيهاي ماساريقائي ، كبد ، اندرونه و آماس آنها مفيد است و ادرارآور مي‌باشد و بمزاج لينت مي‌دهد و همراه با شيرابه تخم خيار براي يرقان و حرارت كبد و معده بخصوص همراه با سكنجبين و با شراب العناب براي حصبه و آبله و تبهاي گرم سودمند است . تخم كاسني كوبيده بيست مثقال ، پوست ريشه كاسني سي مثقال ، ريوند چهار مثقال كه اين را كوبيده و در پارچه‌اي مي‌پيچند و با داروهاي ديگر در حرارت كمي مي‌جوشانند و صاف مي‌كنند و دو رطل قند سفيد بر آن مي‌افزايند و مي‌پزند تا بقوام آيد و گاه يك مثقال ريوند را كوفته و بيخته و با آن مخلوط مي‌كنند اندازه خوراكش تا بيست مثقال است .

٢٢ - شراب الدينار نوع ديگر : پوست ريشه كاسني چهل مثقال ، گل گاوزبان ، نيلوفر ، گل سرخ ، تخم كاسني ، تخم كشوث از هر كدام ده مثقال ، ريوند دوازده مثقال آنها را طبق معمول مي‌پزند و باندازه كافي قند بر آن مي‌افزايند اندازه خوراكش دو تا سه مثقال است و آن را در آب عنب الثعلب ( تاجريزي سياه ) حل مي‌كنند و براي درمان بيماريهاي كبد و بستگيهاي ماساريقائي و تبهاي مركب سودمند است .

٢٣ - شراب الراوند ( شربت ريوند ) : ريوند پنج مثقال ، ريشه كاسني ، گل بنفشه ، بزر كاسني ، تخم خبازي و گل گاوزبان از هر كدام هفت مثقال و تخم كشوث سه و نيم مثقال همه را در يك من آب مي‌پزند تا بنصف برسد آنگاه آن را صاف كرده چهل مثقال شكر بر آن مي‌افزايند تا بقوام آيد اندازه خوراكش [ص 228] براي بچه‌ها يك و نيم مثقال و براي بزرگسالان ده مثقال است براي اسهال خوني ، استسقاء و امراض كبدي گرم مفيد است و براي استسقاء هفت و نيم مثقال گل كشوث را در پارچه‌اي پنبه‌اي مي‌پيچند و در هنگام پختن در ديگ مي‌اندازند .

٢٤ - شراب الراوند نوع ديگر : ريوند ده مثقال ، بنفشه ، ريشه كاسني و تخم آن از هر كدام پنج مثقال آنها را مي‌كوبند و يك شب در بيست و پنج مثقال آب مي‌خيسانند و بعد مي‌جوشانند تا بنصف برسد سپس آن را صاف كرده و چهل مثقال شكر مي‌افزايند و سفيده تخم‌مرغي را زده در آن مي‌ريزند تا صاف شود و آنگاه آن را مي‌جوشانند تا بقوام آيد اين دارو براي امتلاء و بيماريهاي معده بچه‌ها بنا بآزمايشهائي كه شده مفيد است و نيز به نوزادان از آن مي‌خورانند تا خوني را كه از رحم مادر بمعده آنها رفته و منعقد شده است بيرون و دستگاه گوارشي آنان را پاك كند و هيچگونه ترسي و زياني از استعمال آن نيست و نيز براي كچلي بچه‌ها و همه بيماريهاي معده و كبد ، اسهال خوني و ضعف گوارش بسيار مفيد است اندازه خوراكش براي بچه‌ها نيم مثقال و براي بزرگسالان پنج مثقال و براي ميان‌سالها ميان اين دو اندازه است زنانِ شيرده بايد پنج مثقال از آن بخورند اين شربت بسيار سودمند محلل ، لطيف‌كننده و قطع‌كننده چيزهاي سخت و ادرارآور است و براي سردي كليه و معده و نيز انواع استسقاء ، يرقان ، ورم طحال ، كبد و مثانه سودمند مي‌باشد و تبها را بنا بخاصيتي كه دارد قطع مي‌كند و حرارت غير عادي را خاموش مي‌نمايد ، اگر با جوهر الاشوس همراه خورده شود ادرار زيادي مي‌آورد و براي اشخاص در سنهاي مختلف سودمند است و گوئي كه بين شربتها مانند ندارد و آدمي را در هر حال از بسياري از [ص 229] داروها بي‌نياز مي‌كند .

٢٥ - شراب الرضا عليه السلام ( شربت حضرت رضا (ع) ) ده رطل مويز دانه‌گرفته را مي‌شويند و سه شبانه‌روز در زمستان و يك شبانه‌روز در تابستان در آبي كه چهار ناخن بالاي آن بايستد مي‌خيسانند ( بهتر اين است كه آب باران باشد و گر نه آب تميز سبك شيرين و از چشمه‌اي باشد كه از طرف مشرق بيايد و درخشنده و بي‌رنگ باشد و زود گرم و يا سرد شود كه اين علامت سبكي آن است ) و سپس آن را مي‌جوشانند تا مويزها باد كند و برسد ، بعد مي‌فشارند و صاف و سرد كرده و دوباره بديگ برمي‌گردانند و با چوبي آن را انداره مي‌گيرند و با آتش ملايمي مي‌جوشانند تا دو سومش برود و يك سومش بماند آنگاه يك رطل عسل خالص بر آن مي‌افزايند و باز آب ديگ را اندازه مي‌گيرند و مي‌جوشانند تا باندازه عسل بخار شود سپس پارچه تميزي گرفته يك درهم زنجبيل و نيم درهم قرنفل و بهمان اندازه دارچيني ، يك درهم زعفران ، نيم درهم سنبل ، نيم درهم عود خام و نيم درهم مصطكي را جداگانه سائيده و مي‌بيزند و در پارچه‌اي ريخته با نخي دور آن را مي‌پيچند و در شربت مي‌مالند تا نيروي داروهائي كه در آن است بيرون آيد و مرتبا بايد آن را بهم بزنند و آتش بايد ملايم باشد تا باز مقدار شربت باندازه عسل كم شود آنگاه آن را از آتش برداشته و سه ماه آن را نگه مي‌دارند اندازه خوراكش يك اوقيه همراه با دو اوقيه عرق بهار نارنج است و بايد پس از غذا خورده شود اين شربت براي دردهاي سرد كهنه مانند نقرس و بادها و دردهاي عصبي و معده و پاره‌اي از دردهاي كبد و طحال و روده‌ها و ساير اندامهاي دروني مفيد است و اگر پس از خوردن آن تشنه شوند بايد نصف اندازه هميشگي آب بخورند [ص 230] زيرا اين عمل براي بدن بهتر است و براي نزديكي و نيز نگاهداري بدن و حفظ آن سودمندتر مي‌باشد .

٢٦ - شراب الرمان المنعنع : اين شربت قي صفرائي و غشي را فرو مي‌نشاند . انار ملسي را مي‌فشارند و مقداري شكر باندازه‌اي كه كاملا شيرين نشود و نيز مقداري عرق نعناع باندازه‌اي كه تلخ نشود بآن مي‌افزايند و بر آتش مي‌گذارند آنگاه مقداري پوست پسته بري ( بنه ) و برگ يا پوست اترج براي خوشبو شدن بآن مي‌افزايند پس از آنكه بقوام رسيد آن را از آتش برمي‌دارند .

٢٧ - شراب السليماني : نيم مثقال سليماني ( سوبليمه ) را با شصت مثقال آب مقطر مي‌سايند تا در آب حل شود سپس شصت مثقال شربت بنفشه بر آن مي‌افزايند و مي‌پزند تا بقوام آيد اندازه خوراكش نيم مثقال براي بيماري سفليس و آكله مفيد است كسي كه اين دارو را مي‌آشامد بايد خود را از سرما حفظ كند .

٢٨ - شراب السنا : چهل مثقال برگ سنا ، چهار مثقال باديان را مي‌گيرند و سيصد مثقال آب را بجوش آورده بر روي آنها مي‌ريزند و پس از شش ساعت شيره آنها را گرفته و چهل و هشت مثقال شيرخشت و صد و پنجاه مثقال شكر بر آن افزوده و آن را مي‌پزند تا بقوام برسد اندازه خوراكش ده مثقال است اين دارو مسهل بسيار خوبي براي بيرون راندن خلطهاي سه‌گانه ( صفرا ، سودا ، بلغم ) است و مواد چسبنده و اخلاط سوخته را از رگهاي بدن بيرون مي‌كشد مغز را پاكسازي مي‌كند و براي درد كهنه و درد نيمه‌سر و درد پهلو و بالاي ران و نيز بواسير و دردهاي كمر و پشت مفيد است براي درمان تبها و نيز براي تقويت كبد و معده و احشاء سودمند است .

٢٩ - شراب العشبه : عشبه سيصد مثقال ، چوب بقس ( شمشاد ) دويست [ص 231] مثقال ، چوب‌چيني دويست مثقال ، پوست گنه‌گنه صد مثقال ، عشبه را پاره‌پاره كرده و چوبها را مانند فلس ماهي مي‌تراشند و پوست گنه‌گنه را مي‌سايند و در پنج من آب مي‌جوشانند تا بثلث برسد سپس آن را صاف كرده و دو و نيم من آب بر روي تفاله ريخته مي‌جوشانند تا بيك سوم برسد آنها را با هم ممزوج كرده و سيصد مثقال شكر در آن مي‌ريزند آنگاه صد مثقال انيسون را كوفته و در پارچه نازكي پيچيده و در آن مي‌اندازند و مي‌پزند تا بقوام آيد اندازه خوراكش پنج مثقال صبح و پنج مثقال عصر است و براي همه بيماريهاي سودائي مفيد است و بدون آنكه اسهال بياورد مزاج را پاك مي‌كند و براي كسي كه از مسهل بترسد مناسب است و ان شاء الله مي‌توان بآن اكتفا كرد .

٣٠ - شراب القابض : براي اسهال و ليزي روده‌ها مفيد است . آب به و سيب و گلابي از هر كدام يك رطل گرفته ممزوج كرده و سي مثقال مورددانه را در آن خيسانده و سپس مي‌جوشانند تا نصف شود آنگاه آن را بكار مي‌برند و اگر اسهال بلغمي باشد عود هندي ، سنبل ، مصطكي از هر كدام دو مثقال كوفته و در پارچه‌اي پيچيده و در هنگام پختن در آن مي‌اندازند و در نسخه‌اي آب انار شيرين نيز باندازه يك رطل و بداروهائي كه اينك شمرده شد دو مثقال سك كه با مشك ساخته شده باشد افزوده شده است .

٣١ - شراب الليمون : يك رطل شكر را نرم كوفته و در قدحي مي‌ريزند و با آب ليمو آن را مرطوب مي‌نمايند تا كمي مايع شود و آن را در ظرف سرپوشيده‌اي ريخته پنج روز در آفتاب مي‌گذارند سپس نه مثقال شير تازه و نه مثقال آب را بر آن ريخته و مي‌جوشانند و كفش را مي‌گيرند و مي‌جوشانند تا آبش تمام شود آنگاه سي مثقال آب ليمو را كم‌كم بر آن مي‌ريزند و سفيده تخم‌مرغي را زده در آن مي‌ريزند و صاف مي‌كنند و باز [ص 232] آن را مي‌جوشانند تا سفت شود و ممكن است آن را بجوشانند تا قابل قرص شدن گردد و هر جور بخواهند آن را قرص مي‌كنند و يا مي‌توان باندازه شصت مثقال آب به را بكار برند و نيز ممكن است آن را با عرق نعناع خوشبو كنند . اين شربت داروي خوبي براي ريشه‌كن كردن صفرا و تبها بخصوص تبهاي نوبه‌ايست سوزش و بخارها ، خلطهاي سودائي و سموم را از بدن مي‌راند و قلب را نيرو مي‌بخشد و نفس را مسرور مي‌كند تشنگي را فرو مي‌نشاند مغز را پاكسازي كرده و آماسهاي حلق و ناي و خشونت سينه را برطرف كرده صدا را صاف مي‌كند براي امراض كودكان و جوشهاي دهان و سنگيني زبان بهر دليل كه باشد و نيز براي راندن اخلاط چسبنده از سينه مفيد است و هر خلطي را رقيق مي‌كند و هر چيز لزجي را قطع مي‌نمايد و اگر قبل از استعمال آن منضجي بخورند مزاج را بخوبي پاك مي‌كند و تندرستي را نگه مي‌دارد و خلطهاي سه‌گانه را تميز كرده و براي تبها و ساير بيماريها مفيد است و برخي بر آنند كه اين شربت جانشين ترياق الكبير مي‌باشد .

( در حاشيه كتاب در اين قسمت از كتاب صلاح‌الصلاح روش ساختن شراب اللوز ( شربت بادام ) آمده است كه براي نگه‌داري تندرستي سودمند است مقداري مويز را پاك كرده و مي‌شويند و در يك برابر و نيمش آب گرم مي‌خيسانند تا باد بكند ، آن را صاف كرده مي‌جوشانند تا يك ششمش برود سپس آن را از آتش برداشته و باندازه يك پنجمش شكر مي‌افزايند و مي‌جوشانند تا بقوام آيد آنگاه باندازه يك بيستم وزن آن مغز بادام پوست‌گرفته كوفته در آن ريخته و آن را از آتش برمي‌دارند و اگر مانند شراب الرضا عليه السلام پخته شود بهتر است ) .

٣٢ - شراب المرسين ( شربت مورد ) : به و گلابي از هر كدام يك جزء ، مورد ، نعناع ، آويشن ، مرزنجوش ، استوخودوس ، گشنيز خشك از هر كدام نصف جزء ، [ص 233] صندل و انيسون از هر كدام يك چهارم جزء آنها را با ده برابرشان آب مي‌پزند تا يك چهارمش باقي بماند آنگاه آن را كاملا صاف كرده و هم‌اندازه‌اش شكر و يك چهارمش آب ليمو بآن افزوده مي‌جوشانند تا سفت شود و آن را برمي‌دارند و حفظ مي‌كنند اين دارو بطوري كه آزمايش شده براي درمان بيماريهاي حواس و ورمهاي بيروني و حبس بخارات در سر و تقويت مغز و معده و صاف كردن همه حواس شگفت‌آور است .

٣٣ - شراب المسهل الجامع : سقمونيا شانزده مثقال ، تربد ، جلب از هر كدام هشت مثقال آنها را مي‌كوبند و در صد مثقال آب بمدت دو ساعت مي‌خيسانند بعد آن را مي‌پزند تا نصف شود و سپس صاف مي‌كنند آنگاه هشت مثقال برگ سنا را در دويست مثقال آب گرم بمدت شش ساعت خيس كرده صاف مي‌كنند و آب آن را بر آب پيشين مي‌افزايند و بر مجموع آن صد مثقال شكر مي‌افزايند و مي‌پزند تا بقوام آيد و ده گندم روغن دارچيني در آن مي‌ريزند اندازه خوراكش ده تا بيست مثقال است اين مسهل خلطهاي سه‌گانه را بيرون ريخته خون را صاف و از بيماريها جلوگيري مي‌كند .

٣٤ - شراب المفرح البارد ( شربت شادي‌آور سرد ) : صندل سفيد چهل درهم ، كتيراي خشك پنج درهم آنها را كوفته و مي‌بيزند و در آب غوره يا آب ليمو باندازه صد درهم و نيز ده درهم سركه و يك من گلاب بمدت يك شبانه‌روز مي‌خيسانند آنگاه با آتش ملايمي مي‌جوشانند تا نصف شود سپس آن را صاف كرده يك من شكر و نيز يك درهم زعفراني كه در پارچه‌اي پيچيده شده بر آن مي‌افزايند و مي‌جوشانند و زعفران را در آن شيره مي‌كشند و پس از آن نيم مثقال كافور و يك درهم تباشير بايد بآن افزود اندازه خوراكش پنج درهم است و براي خفقان گرم مفيد مي‌باشد .

[ص 234] ٣٥ - شراب الورد ( شربت گل سرخ ) : گلبرگ گل سرخ را مانند سرمه نرم مي‌سايند سي مثقال از آن را در گلاب تندي مي‌ريزند و بايد گلاب به اندازه چهار انگشت بالاي آن بايستد كمي آن را مي‌جوشانند و صاف مي‌كنند و صد و بيست مثقال شكر بر آن مي‌افزايند و مي‌پزند تا بقوام آيد اندازه خوراكش پنج تا سي مثقال است براي اسهال و پيچ مفيد و لينت‌آور است .

( در حاشيه افزوده شده است : بطوري كه خود ما تجربه كرده‌ايم براي سي مثقال گل سرخ سيصد و شصت مثقال آب كافي است و به بيش از آن نيازي نيست و شايسته نيست كه دارو را بيش از هفت يا هشت جوش بجوشانند و سپس بايد آن را سرد كرده و سه سفيده تخم‌مرغ را در آن بريزند و بجوشانند و صاف كنند و آنگاه قند را بآن بيفزايند ) .

٣٦ - شراب الورد نوع ديگر : چهارده مثقال گل سرخ را بر دو قسمت كرده يك قسمت آن را در ششصد مثقال آب مي‌جوشانند تا يك سوّم آن برود و آنگاه قسمت ديگر را اضافه كرده مي‌جوشانند تا يك سوّم ديگر آب كم شود سپس صاف كرده و يازده مثقال شكر بر آن افزوده مي‌جوشانند تا بقوام آيد و بهنگام نياز آن را در عرق كاسني حل كرده مي‌خورند و اين اندازه يك خوراك است مسهلي سودمند مي‌باشد و بآزمايش رسيده است و براي تبها و غير آن بكار مي‌رود .

٣٧ - شراب الورد المكرر : پنج رطل آب را بجوش آورده يك رطل گلبرگ گل سرخ تازه را در آن مي‌ريزند و مي‌جوشانند تا يك رطل آب كم شود آنگاه آن را صاف كرده و يك رطل گلبرگ گل سرخ ديگر در آن مي‌ريزند و مي‌جوشانند تا يك رطل ديگر آب كم شود و تا چهار بار عمل را تكرار مي‌كنند بطوري كه چهار رطل گل و يك رطل آب باقي مانده باشد و اگر گلها خشك باشند به بيست رطل آب يا بيشتر نياز است سپس آن را صاف كرده و يك رطل شكر مي‌افزايند و مي‌پزند تا بقوام آيد اندازه خوراكش [ص 235] ده تا سي مثقال است و آن را با يخ مي‌خورند . اين شربت خلطهاي سوخته را بيرون مي‌راند و براي جرب ، خارش ، بيماريهاي كبد ، گرفتگيها ، سوداي رقيق ، ضعف كليه ، صفراي سوخته مفيد است و براي درمان صفرا بايد با سكنجبين خورده شود و در نسخه ديگري كه بهتر از آن است چنين آمده كه در ده من گلاب نيم رطل گلبرگ گل سرخ مي‌ريزند و دو روز آن را گذاشته و بعد مي‌جوشانند تا يك چهارمش كم شود و پنج بار عمل را تكرار مي‌كنند و هر بار كمي مي‌جوشانند تا يك من آب باقي بماند آنگاه يك من شكر بر آن افزوده و مي‌پزند سپس سي مثقال سناي مكي را در پارچه‌اي پيچيده و در يك و نيم رطل آب مي‌جوشانند تا نصف شود و آن را بر يك و نيم رطل شراب الورد ريخته مي‌جوشانند تا مجموع به يك و نيم رطل برسد اندازه خوراكش دو اوقيه با آب سرد است و هر وقت كه تشنه شدند آب سرد مي‌نوشند .

٣٨ - شراب النعناع ( شربت نعناع ) : عصاره نعناع و خردل قرمز از هر كدام بيست جزء ، زاج سفيد ( شب يماني ) يك جزء ، خمير ترشي كه از آرد گندم فراهم شده باشد نود جزء و در نسخه‌اي سه برابر باقي داروها ، آنها را در ده برابر مجموع آب مي‌جوشانند تا نصف شود سپس آن را صاف كرده و شصت جزء عسل بر آن مي‌افزايند و مي‌پزند تا بقوام آيد اين شربت اشتها را بنحو شگفت‌آوري برمي‌انگيزد و معده را از مواد سوخته پاك كرده بلغم را مي‌راند و بخصوص اگر با معجونهاي باه‌آور خورده شود از اين جهت نيز سودمند است .

( در حاشيه اضافه شده است : شراب نعناع نسخه ديگر كه براي آرام كردن قي و تقويت معده مفيد است : آب انار ترش و شيرين را با پيه آنها مي‌جوشانند تا نصف شود بر اين جوشانده باندازه‌اي برابر آن قند و بقدر نصف آن عرق نعناع تازه را اضافه كرده بقوام مي‌آورند ) .

[ص 236] ٣٩ - شكفتج الرصاص : مقداري قلع را برداشته و كيسه‌اي را از زنيان و شكوفه آويشن كه بايد مجموعا سه برابر قلع باشد پر كرده و قلع را ميان اين داروها نهاده و صد دور پارچه بر آن مي‌پيچند بطوري كه بصورت كره‌اي درآيد و وزن آن به يك چهارم من برسد سپس آن را در محلي گذارده و آتش بر آن مي‌ريزند تا آتش بگيرد و خاكستر و سرد شود آنگاه قلع را بيرون مي‌آورند كه در اين حال مانند پاره‌هاي نشاسته است و آن را برمي‌دارند و مي‌سايند و در آب شسته و خشك مي‌كنند اين دارو شكفتج الرصاص ناميده مي‌شود معده را پاك مي‌كند و براي حرارت كبد مفيد است و داخل بدن را پاك مي‌كند و نيز براي دق ، سل و بند آمدن ادرار سودمند است و آتش صفرا را فرو مي‌نشاند تشنگي را كم كرده بستگيها را مي‌گشايد و مزاج را مرطوب و نرم مي‌كند گاهي آن را با آرد برنج خمير و حب مي‌نمايند اندازه خوراكش دو تا سه نخود است .

٤٠ - شكفتج الرصاص نوع ديگر : هر قدر كه خواسته باشند قلع و باندازه آن برگ حنا و بهمان اندازه پوست خشخاش را گرفته و اين دو را مي‌كوبند و آنها را در كيسه‌اي ريخته و قلع را در ميان آن مي‌گذارند و پارچه‌اي را پنجاه دور بر آن مي‌پيچند و آتشي بر آن مي‌افروزند و مي‌گذارند تا خاكستر شود قلع در اين حال مانند نشاسته مي‌شود .

٤١ - شكفتج الرصاص نوع ديگر : مقداري قلع را در برگ شاهدانه مي‌پيچند تا كره بزرگي درست شود سپس آن را بر زمين گذاشته و پهن خشك را بر آن ريخته آتش مي‌زنند و آن را بحال خود مي‌گذارند تا سرد شود و مانند نشاسته سفيد گردد .

٤٢ - شمامه ( شمامه نام عمومي داروهاي بو كردني در زبان عربي است . مترجم ) : براي بيماريهاي سرد مغزي و قلبي . عود قماري خام پنج مثقال ، قرنفل ، سنبل ، زعفران ، اظفار الطيب ، هل ، بسباسه ، پوستِ [ص 237] زرد اترج از هر كدام يك و يك چهارم مثقال ، عنبر اشهب دو و نيم مثقال ، مشك ، بهار نارنج از هر كدام يك مثقال ، علف هندي ، حسن‌لبه از هر كدام دو و نيم مثقال آنها را با گلاب مي‌سايند و با عطر عود و عطر عنبر از هر كدام نيم مثقال و روغن گل نرگس و روغن ياسمين از هر كدام يك مثقال مخلوط و خمير كرده به هر شكلي كه بخواهند درميآورند و در سايه خشك و در هنگام نياز بو مي‌كنند .

٤٣ - شمامة القاطون : نوشادر را بهر اندازه كه بخواهند با چهار برابرش آهك كشته در قرعي مخلوط مي‌كنند بطوري كه بويش بيرون نرود و انبيق را بر آن سوار كرده و در ظرف بزرگي تقطير كرده و جاهاي اتصال را كاملا مي‌بندند و سپس آن را در شيشه‌اي ريخته درش را محكم مي‌بندند و هر گاه بخواهند كه آن را بو كنند انگشت شست را بر دهانه آن گذارده و تكان مي‌دهند سپس درش را دوباره مي‌بندند و بهتر اين است كه يك چهارم يا يك پنجم شيشه خالي باشد اين دارو براي دفع سردرد شگفت‌آور است ( گاز حاصل از تركيب نوشادر يعني كلرور د امونيم و آهك كشته يا هيدرات كلسيم ، گاز آمونياك است . مترجم ) و در همان وقت اين درد را بهبود مي‌بخشد و اگر آن را با هم‌وزنش روغن بادام بياميزند و از آن مرهم بسازند ضمادش براي درد سينه ، دردهاي عصبي و درد مفاصل و دست و پا مفيد است و در اين بيماريها گاهي چند قطره روغن دارچيني بر آن مي‌افزايند و ضمادش دردها را تسكين مي‌دهد گاهي براي درمان سردرد بمخلوط كردن نوشادر و آهك بدون تقطير اكتفا مي‌كنند و بهر حال بايد اين شمامه را از هوا حفظ كنند .

( مؤلف اعلي الله مقامه در حاشيه مي‌افزايد : در يكي از كتابهاي فرنگي ديدم كه اين دارو گرم و خشك و قوي است و بو كردن آن حرارت غريزي را برمي‌انگيزد [ص 238] و آن را تقويت مي‌كند قلب را نيرو مي‌بخشد و بو كردن آن براي دردسر بخاري و آنكه از بيخوابي پيدا مي‌شود و نيز بو كردن و ماليدنش براي عقرب‌زدگي و مارزدگي سودمند است و اگر پارچه مرطوبي را بآن آغشته كرده و بر دندان دردناك بگذارند درد آرام مي‌شود اما اگر بزبان برسد ممكن است قرحه‌اي در آن پديد آورد و بخار آن براي چشم زيان‌آور است و بايد در حال بو كردن چشم را ببندند و يك قطره از آن با آب سرد براي تقويت قلب و درد معده رطوبتي نافع است اين دارو را فرنگيان « اودلوس » مي‌نامند ضمنا يكي از آشنايان بدرد سر شديدي مبتلا بود و چنان بيني خود را مي‌خاراند كه گوئي مي‌خواست آن را از جا بكند و علت درد سر او از يك بيماري روحي بود من او را وادار كردم كه اين شمامه را دو سه مرتبه بو كند كه درد سرش بكلي تمام شد و بحمد الله بهبود يافت ) .

٤٤ - الشمامة المقوية : بسباسه ، قرنفل ، دارچيني از هر كدام دو درهم ، عنبر ، صمغ عربي از هر كدام يك درهم ، مشك نيم درهم ، زباد ، كتيرا از هر كدام دو درهم سائيدنيها را مي‌سايند و حل كردنيها را در گلاب حل و آنها را با هم خمير مي‌كنند و آن را بهر شكل كه بخواهند درميآورند اين شمامه براي صرع و سكته ، غش و در هنگام همه‌گيري وبا و طاعون و نيز براي قولنج مفيد است و اگر آن را در روغن جوزبويا حل كرده و بر آلات تناسلي ضماد كنند باه را تقويت مي‌نمايد .

٤٥ - شمع البخور : موم سفيد صد مثقال ، عودي كه بسيار نرم سائيده شده باشد پنج مثقال ، مشك ده گندم ، عطر گل سرخ سه گندم همه را مخلوط كرده و از آن شمعي مي‌سازند كه اگر آن را در اطاقي روشن كنند براي تقويت قلب بيماري كه تازه بهبود يافته و ضعف دارد سودمند است .

[ص 239] ٤٦ - شند : كه همان حسن‌لبه تصعيدشده است ممكن است بوسيله كاغذ يا در انبيق و يا در ديك تصعيد گردد بلندي لوله دستگاه تصعيد بايد زياد باشد تا ماده تصعيدشده ذوب نگردد . روش تصعيدش اين است كه پياله‌اي از كاشي مي‌گيرند و ده درهم حسن‌لبه را در كف آن پهن مي‌كنند و كاغذي بشكل قبه بر بالاي آن محكم مي‌بندند و آن را بمدت شش ساعت بر آتشي كه خاكستر بر آن ريخته شده مي‌گذارند و بايد از تند كردن آتش كه سبب سياه شدن اين دارو مي‌شود پرهيز كنند سپس كاغذ را بآهستگي باز كرده و داروي تصعيدشده را ( كه بر كاغذ نشسته است ) جمع مي‌كنند اما در يك ظرف هيچگاه بيش از ده درهم حسن‌لبه نبايد بريزند زيرا عمل تصعيد درست انجام نخواهد گرفت و اگر بخواهند مي‌توانند كاغذ را بپاره‌اي از عطرها آغشته كنند تا دارو خوشبوتر شود اين دارو بسيار سودمند و عطسه‌آوري عجيب است كه مواد زائد سر را پائين مي‌كشد و چهار قيراط آن با آب انيسون براي قولنج بادي سودمند است اما براي كساني كه مزاج گرم دارند سردرد مي‌آورد براي درمان زكام مفيد است قلب را تقويت كرده خفقان آن را آرامش مي‌بخشد براي يرقان و استسقاء و نيز براي ورم طحال مفيد است مواد زائد را بيرون مي‌راند سنگ كليه و مثانه و مواد چسبنده سينه را خارج مي‌كند براي سرفه مفيد است و ماليدن آن بر زخمها سبب التيام آنها است و اثر آنها را مي‌زدايد ، برداشتن آن براي بواسير سودمند مي‌باشد و بكار بردن آن بصورت سرمه براي سفيدي چشم مفيد است و همراه با زعفران شادي‌آور است اندازه خوراكش تا چهار قيراط است خشك‌كننده است و سردرد مي‌آورد و سينه را خشن مي‌كند ، اصلاح‌كننده‌اش روغن كنجد است .

٤٧ - شياف ( شياف در اصطلاح معمول به داروي برداشتني يا ( SUPSITOIR ) [ص 240] اطلاق مي‌گردد اما در پزشكي سنتي بداروهاي تركيبي خشكي گفته مي‌شود كه براي برداشتن و يا ساير كاربردها استعمال مي‌گردد كه در اين صورت بايد با آب يا مايع ديگر بر سنگي سائيده شده و بكار رود . مترجم ) براي دفع بلغم زايد : مغز بادام كوهي ، انزروت ، برگ سداب از هر كدام بيست و پنج درهم ، زنگار ، كتيرا از هر كدام يك مثقال از آنها شيافهائي باندازه يك انگشت ساخته و بهنگام شب برمي‌دارند و مي‌خوابند در بامداد بعد بلغم خارج مي‌شود اما بايد پس از خوردن منضج بكار رود .

٤٨ - شياف ديگر : بواسير را خشك مي‌كند و آن را مي‌اندازد . مقداري پيچك ( عشقه ) را در ديگ مسي نو و تميزي كه آب بآن نرسيده باشد مي‌پزند و صاف كرده چهل روز در آفتاب مي‌گذارند و شبها روي آن را مي‌پوشانند و از غبار حفظش مي‌كنند و هر روز آن را بهم مي‌زنند سپس در هر يك من آن صبر ، مر مكي ، تخم خردل سفيد از هر كدام يك استار داخل كرده شياف مي‌سازند و يك شب در ميان از آن برمي‌دارند تا بواسير خشك شده و بيفتد .

٤٩ - شياف ديگر كه براي آرام كردن درد چشم مفيد بوده و خواب‌آور است و بايد بر پلكها ماليده شود . ترياك ، شادنج عدسي شسته از هر كدام يك مثقال ، صمغ عربي ، كتيرا از هر يك يك سوّم مثقال آنها را كوفته و با آب مقطر خمير كرده و بشكل شياف درميآورند و بهنگام نياز با شيرابه گشنيز تازه يا سفيده تخم‌مرغ آن را بر سنگي سائيده و بر پلكها مي‌مالند .

٥٠ - شياف ديگر : كه بلغم را بيرون مي‌راند . پيه هندوانه ابوجهل ، بوره ارمني ( بيكربنات دوسود طبيعي ) ، نمك طعام و شكر سرخ .

٥١ - شياف ديگر : كه براي اسهال بلغمي سودمند است : كندر و مر از هر كدام يك جزء ، زعفران و ترياك از هر كدام نصف جزء ، آنها را كوفته شياف مي‌سازند .

[ص 241] ٥٢ - شياف الابيض الافيوني : سفيداب قلع بيست جزء ، صمغ عربي پنج جزء ، ترياك و كتيرا از هر كدام يك جزء آنها را مي‌كوبند و مي‌بيزند و با سفيده تخم‌مرغ خمير كرده و شياف مي‌سازند و بهنگام نياز با شير زن دختر زائيده يا سفيده تخم‌مرغ حل كرده و در چشم مي‌چكانند تا درد آن تسكين يابد .

٥٣ - شياف الاخضر : اين شياف دردهاي شديد چشم را در يك روز درمان مي‌كند . اقاقيا ، مس سوخته ، مر مكي ، حضض ، جندبيدستر و كندر از هر كدام يك جزء ، زعفران يك چهارم جزء ، آنها را مي‌سايند و مي‌بيزند و شياف مي‌سازند و بهنگام نياز با سفيده تخم‌مرغ سائيده در چشم مي‌چكانند در يك روز دردش آرام مي‌گيرد .

٥٤ - شياف الاصفر : براي چشم‌خرابي گرم و سرد سودمند است . زاج سفيد ( شب يماني ) و نبات از هر كدام شانزده درهم ، ماميران سه درهم ، ترياك يك درهم ، كتيرا دو درهم ، راس هندي ، شيرابه بارهنگ و زعفران از هر كدام يك دانق آنها را مي‌كوبند و مي‌بيزند و با شيرِ زن دختر زائيده خمير كرده و با روغن بادام آميخته حب مي‌سازند و در وقت نياز در شير دختر حل كرده در چشم مي‌چكانند .

٥٥ - شياف البريوما : ماميثا ، انزروت سفيد مُدَبَّر ( نحوه مدبر كردن اينست كه آن را با شيرِ زني كه دختر زائيده خمير كرده در سايه خشك كنند ) از هر كدام هشت جزء ، زعفران دو جزء ، كتيرا يك جزء ، ترياك نصف جزء . آنها را سائيده و بيخته و با آب مقطر خمير كرده شياف مي‌سازند و هر وقت بخواهند در انواع چشم خرابي در آن مي‌چكانند ( پس از سائيدن با آب . مترجم ) مواد را پس مي‌زند و درد را آرام مي‌كند و چشم را در يك روز اعتدال مي‌بخشد اما بايد پس از فصد و لينت بخشيدن بمزاج باشد .

[ص 242] ٥٦ - شياف السماق : رب سماق پنج جزء ، سفيداب سرب يك جزء ، كتيرا نصف جزء ، كافور يك چهارم جزء ، براي چشم خرابي و حرارت و التهاب چشم و اشكريزش ، جرب ، سفيدي چشم ، جابجا شدن تخم چشم در حدقه و چسبيدن پلكها سودمند است .

٥٧ - شياف الطمث : مر و پونه كوهي از هر كدام دو مثقال ، سداب خشك پنج مثقال ، ميوه سرو كوهي دو و نيم مثقال و در نسخه ديگر چهار مثقال و همچنين مويز دانه‌گرفته يازده و يك چهارم مثقال آنها را مي‌كوبند و با زهره گاو خمير كرده شياف مي‌سازند و در يك نسخه روناس هم بآن افزوده شده برداشتن اين شياف موجب قاعدگي است در نسخه‌اي : مر چهار مثقال ، مويز دانه‌گرفته و سداب خشك از هر كدام پنج مثقال ، ميوه سرو كوهي هشت مثقال آمده است كه با زهره گاو بايد خمير شود .

٥٨ - شياف الغرب و الناصور : صبر ، كندر ، انزروت ، گل انار فارسي ، سنگ سرمه ، زاج سفيد ( شب يماني ) ، خون سياوشان از هر كدام يك جزء ، زنگار يك چهارم جزء آنها را با آب خمير كرده شياف مي‌سازند . ( مصرف اين شياف در متن نسخه نيامده است اما از اسم آن چنين پيداست كه براي درمان ناسور ( نوعي بيماري كه پوست خشك شده خارش دارد ) بكار مي‌رود . مترجم )

٥٩ - شياف المرارة : براي اوايل آب آوردن چشم و شروع بپخش آن در چشم است . يك درهم انغوزه را در پارچه‌اي پيچيده و در يك عدد زهره گاو نر مي‌گذارند تا حل شود آنگاه يك درهم دهن البلسان را با آن مخلوط كرده شياف مي‌سازند و در وقت نياز بكار مي‌برند .

٦٠ - شياف الوردي : برگ سبز گل سرخ تازه چهار جزء ، زعفران و سفيداب قلع شسته از هر كدام دو جزء ، ترياك و انزروت از هر كدام يك جزء آنها را [ص 243] مي‌كوبند و مي‌بيزند و با آب مقطر خمير مي‌كنند و شياف مي‌سازند و در وقت نياز در سفيده تخم‌مرغ حل كرده و در چشمي كه خرابي آن خوني باشد مي‌چكانند .

( مؤلف (اع) در حاشيه مي‌افزايند : در قانون چنين آمده : گلبرگ گل سرخ تازه و زعفران از هر كدام چهار مثقال ، ترياك يك ششم مثقال ، سنبل الطيب يك ششم مثقال ، صمغ سه مثقال آنها را با آب باران خمير كرده و با سفيده تخم‌مرغ آميخته بكار مي‌برند براي چشم‌درد شديد و چرك زياد ، دانه‌ها و برآمدن قرحه در روي قرنيه سودمند است ) .

باب سيزدهم

حرف « ص »

١ - صابون : يك جزء آهك و دو جزء نمك قليا را خوب مي‌سايند و آنها را در ظرفي ريخته و پنج برابرشان آب بر روي آنها مي‌ريزند و مي‌جوشانند تا وقتي كه اگر موئي در آن فرو ببرند له شود آنگاه آن را صاف كرده و بر روي تفاله‌اش آب مي‌ريزند و مي‌جوشانند تا مزه‌اي در آن باقي نماند سپس باندازه ده برابر آخرين آبْ روغن زيتون در ديگ ريخته مي‌جوشانند و آن آب را كم‌كم روي آن مي‌ريزند و سپس آب پيش از آن و بهمينطور ساير آبها را كم‌كم مي‌ريزند و بهتر اين است كه همينكه آب در درون ديگ رنگين شد آن را بريزند و آب ديگر را داخل كنند و عمل را ادامه دهند تا خميري در ديگ بدست آيد و نشاني رسيدنش اين است كه روغنش رفته باشد و ديگر آتش نگيرد و اگر پيش از آنكه باين حد برسد سفت شد بايد آب خالص بر آن بريزند و بپزند و همينكه رسيد آن را از آتش برداشته و بر پاره سنگي ريخته و هر جور كه بخواهند آن را در قالب مي‌ريزند و اگر بخواهند تنديش تمام شود بايد آن را در آب خالص چند بار بجوشانند تا پاك شود . پاره‌اي از صابون‌سازان پس از اين عمل محلول نشاسته باندازه يك دهم روغن بآن افزوده مي‌پزند تا كاملا بهم آميخته [ص 244] گردد و اگر بخواهند خوشبو شود بايد هر نوع عطري را كه بخواهند مانند صندل ، عنبر ، ريشه سوسن ، گل سنجد و يا چيزهاي ديگر در آن بريزند و اگر بخواهند درخشندگي داشته باشد بايد آب سدر و يا آرد باقلا و نخود و كف دريا و تخم خربوزه و اگر بخواهند چسبندگي بيشتري داشته باشد پاره‌اي از لعابها مانند لعاب تخم خطمي ، كتيرا ، لعاب تخم اسفرزه و لعاب تخم ريحان و مانند اينها را بدان بيفزايند .

برداشتن و خوردن صابون خالص قولنج را مي‌گشايد و بلغم را مي‌زدايد ادرارآور است و كرمها را خارج مي‌كند و با نمك و نوشادر لكه‌هاي پوست و آثار ديگر را مي‌زدايد و درد زانو را آرام بخشيده و زخمهاي سر را همراه با حنا التيام مي‌بخشد و برداشتن آن دملها را مي‌رساند و باز مي‌كند .

( مؤلف اعلي الله مقامه در حاشيه مي‌افزايد : صابوني كه بنا بتجربه‌هاي مكرر بدن را چاق مي‌كند و بدين منظور بايد يك روز در ميان آن را در آب حل كرده و در حمام بر همه بدن بمالند و تا يك ماه ادامه دهند و سپس هر هفته دو بار بمدت يك ماه و پس از آن هر هفته يك بار در يك ماه ديگر عمل كنند تا هر وقت كه بخواهند نسخه‌اش چنين است : عنبر ، پازهر گاو از هر كدام سه مثقال ، سنگ زهره گاو نيم مثقال ، پنيرمايه شتر شش مثقال ، انزروت سرخ و سفيد و نخود الوندي از هر كدام ده مثقال ، صابون قمي يك من داروها را كوفته و مي‌بيزند و صابون را در آب حل كرده در ديگي مي‌جوشانند و داروها را در آن ريخته و جوشانده بهم مي‌زنند تا بقوام آيد و قالب مي‌گيرند ) .

٢ - صمغ البلاط : صبر زرد ، انزروت ، خون سياوشان ، سقز بنه ، صمغ عربي از هر كدام يك جزء ، بسد ( مرجان ) ، زاج از هر كدام نصف جزء آنها را نرم كوفته و صمغ را در آب حل كرده همه را در آن محلول مي‌پزند تا سفت [ص 245] شود ، ماليدن اين دارو بهق و زخمهاي تازه و ورمها را بهبود مي‌بخشد .

باب چهاردهم

حرف « ض »

١ - ضماد ( ضماد علاوه بر معني مصدريش نام عمومي داروهائي است كه بر اندامي گذارده مي‌شود كه معمولا روي آن را بايد با پارچه‌اي ببندند . مترجم ) براي شقاق ( شكاف برداشتن يك اندام ) حيوانات : مردارسنگ پنج جزء ، روغن زيتون بيست جزء ، آنها را مي‌جوشانند تا غليظ شود آنگاه سه جزء قير بآن مي‌افزايند و مي‌پزند تا همه دارو مانند قير شود بهنگام نياز موضع را با آب گرم مي‌شويند تا نرم شود سپس ضماد را ذوب كرده در موضع مي‌ريزند و اگر سندروس يا شنگرف باندازه پنج جزء بر آن بيفزايند مؤثرتر است .

٢ - ضماد ديگر : اين ضماد مسهل است باندازه يك كف دست ترمس ( باقلاي مصري ) را مي‌كوبند و در ديگي گذارده و شير بر آن مي‌ريزند تا رويش را بگيرد و مي‌جوشانند تا شير جذب شود سپس بهمان اندازه روغن گاو در آن ريخته مي‌جوشانند تا بقوام آيد اگر اين ضماد را بر پارچه‌اي نهاده و بر بالاي ناف ببندند سودا را بيرون مي‌راند و اگر بر زير بغل بگذارند صفرا را خارج مي‌نمايد و اگر بين رانها ببندند بلغم را دفع مي‌كند و براي درمان كودكان و سالخوردگان از آن استفاده مي‌كنند و همينكه بقدر كافي عمل بياورد آن را باز كرده موضع را با گلاب مي‌شويند .

٣ - ضماد ديگر : براي آبريزشهاي بيني سودمند است . كتيرا چهار درهم ، حضض مكي دو درهم ، زعفران يك دانق ، گل انار فارسي دو درهم ، فوفل ، بنگ‌دانه ( بزر البنج ) و نشاسته از هر كدام سه درهم و سفيده تخم‌مرغ باندازه احتياج ، داروها را مي‌كوبند و مي‌بيزند و با سفيده خمير كرده و آن را [ص 246] در حالي كه نيمه‌گرم است بر پارچه‌اي ابريشمي مي‌مالند و بر روي سر ضماد مي‌كنند و بايد سر را بالا نگاه بدارند .

٤ - ضماد ديگر : در اواخر مفاصل و نقرس بكار مي‌رود تا آنچه را كه از مواد مانده دفع كند : صبر زرد ، زعفران و مُرِّ مكي باندازه مساوي آنها را با آب كلم مخلوط كرده بر اندام مي‌مالند و اگر حرارت زائده‌اي باشد عرق كاسني بكار مي‌برند .

٥ - ضماد ديگر : براي بواسير سرد و درد مفاصل و بادها . ده مثقال سير را مي‌كوبند و در هفتاد مثقال روغن بزر كتان مي‌پزند تا نصف شود آنگاه آن را صاف كرده و اول با روغن و سپس با تفاله سير ضماد مي‌كنند .

٦ - ضماد ديگر : براي آماسهاي گرم . سرب را با عرق گشنيز ، كاسني يا بارهنگ مي‌سايند تا غليظ شود آنگاه آن را با دُهن الورد و دهن اللوز باندازه مساوي مخلوط كرده ضماد مي‌كنند و براي خارش و جرب نيز سودمند مي‌باشد .

٧ - ضماد ديگر : براي ناصور بيني . آب انار ترشي را در ظرفي از مس قرمز مي‌جوشانند تا مثل عسل شود آنگاه آن را بر بيني ضماد مي‌كنند .

٨ - ضماد ديگر : براي سعفه ، كچلي و زخمهاي سر و صورت و قوبا كه با خارش و سوزش همراه باشد . مغز تخم كدو دو جزء ، توتياي شسته دو جزء ، شنگرف يك جزء آنها را با شير مخلوط كرده بر موضع ضماد مي‌كنند .

٩ - ضماد ديگر : براي آماس مقعد . مردارسنگ پنج مثقال ، نشاسته هشت مثقال ، سفيداب سرب ، موم زرد و روغن گاو از هر كدام هشت مثقال ، پيه مرغابي هفت درهم و روغن كنجد بقدر كفايت آنها را مخلوط و ضماد مي‌كنند .

١٠ - ضماد ديگر : براي آماس رحم . برگ كوَر و كاهو را مي‌سايند و با آب عسل مخلوط كرده ضماد مي‌كنند .

١١ - ضماد ديگر : براي اسهال معده‌اي شديد بلغمي سودمند است . سياهدانه ، [ص 247] زيره و مازو را باندازه مساوي سائيده و با چيز مناسبي خمير كرده بر پارچه‌اي مي‌مالند و روي شكم را چرب كرده و با اين دارو ضماد مي‌كنند .

١٢ - ضماد ديگري براي سختي طحال : ريشه كوَر ، افسنتين و عسل و سركه را مخلوط كرده ضماد مي‌كنند .

١٣ - ضماد ديگر براي ورم چرك‌دار معده : كه علامت باليني آن ورم گرم مزمن با لاغري ، اسهال ، قي ، افتادن تب ، كمي ادرار و سختي معده است . كاسني صحرائي خشك يك اوقيه ، شنبليله دو اوقيه ، تخم مَرْو چهار اوقيه ، آنها را مي‌كوبند و مي‌بيزند و با روغن كنجد چرب كرده و در شير تازه خمير و بر معده ضماد مي‌كنند .