٦٦ - حب السماق : از بيرونروي جلوگيري ميكند ، سماق دو درهم ، مازو يك درهم ، پوست انار نيم درهم باندازه بزرگ حب كرده و ده تا بيست حب از آن را با زرده تخممرغ نيمپز ميخورند .
٦٧ - حب سم الفار : براي همه تبها ، دانهها ، قرحههاي بدخيم مفيد است . سم الفار ( مرگ موش يا انيدريد ارسنيو ) ، توتياي كرماني را باندازه مساوي ميكوبند پس از بيختن در آب خيارچنبر بمدت يك روز ميسايند و به اندازه تخم خردل حب ميكنند و پس از آنكه سه روز از شروع تب نوبه گذشت يك حب در وقت نوبه ميخورند ، تب بالا ميرود و قطع ميگردد و اگر بيمار حرارتي در قلب احساس كند ده درهم شيره تخم خرفه پوستگرفته كه با ده درهم نبات شيرين شده باشد و ده درهم گلاب در آن ريخته باشند به بيمار ميخورانند و ان شاء الله به بار دوم نميرسد و اگر تب برگشت يك بار ديگر از آن ميخورند .
٦٨ - حب السندروس : براي بواسير نافع است ، زنگ آهن چهار جزء ، سندروس ، پوست تخممرغ ، شيطره ، تخم گندنا از هر كدام يك جزء ، نوشادر نصف جزء كه باندازه فندق حب ميشوند و اندازه خوراكش شش حب است .
٦٩ - حب السوداء : صبر سقوطري شش جزء ، تخم فلوس هيجده جزء ، محموده ( سقمونيا ) شش جزء آنها را با عسل خمير و باندازه نخود حب ميكنند اندازه خوراكش شش تا هفت حب است اين دارو سودا را ميزدايد .
٧٠ - حب الشبيار : معده و مغز را پاك ميكند و كمي مليّن است . صبر سقوطري دو درهم ، مصطكي نيم درهم با عرق باديان حب ميشوند و آن [ص 143] را مجموعا در وقت خواب با آب نيمه گرم ميآشامند .
٧١ - حب الشبيار نوع ديگر : صبر سقوطري سه درهم ، مصطكي ، گلبرگ گل سرخ از هر كدام دو درهم آنها را حب و در سايه خشك ميكنند اندازه خوراكش از يك تا دو مثقال است .
٧٢ - حب الشبيار نوع ديگر : براي پاكسازي مغز و نيز براي صداع بلغمي مفيد است . صبر ده جزء ، تربد هفت جزء ، پوست هليله زرد پنج جزء ، سقمونيا سه جزء ، مصطكي دو جزء ، گل سرخ پاككرده دو جزء ، زعفران نصف جزء ، با آب و يا بهتر از آن با روغن بادام حب ميشوند اندازه خوراكش دو درهم و اگر داروها را ( بنا بقاعدهاي كه گذشت ) خالص كنند بهتر و برتر است و اندازه خوراكش تا يك درهم و كمتر پائين نيايد .
٧٣ - حب الشبيار نوع ديگر : براي صداع و تاريكي چشم مفيد است . فيقراء ، پنج درهم ، نمك سه درهم ، انيسون دو درهم ، هليله زرد پنج درهم ، هليله كابلي سه درهم ، گل سرخ دو درهم ، تربد سفيد سائيده سي درهم كه بايد حب شوند و اندازه خوراكش از يك مثقال تا دو درهم در وقت خواب است .
٧٤ - حب الشفاء : زنجبيل يك جزء ، راوند چيني دو جزء ، جوزماثل ( تخم تاتوره ) سه جزء آنها را با عسل حب ميكنند و گاهي اجزاء را باندازه مساوي ميگيرند خواص اين حب زياد است كه در درمانهاي جزئي گذشت .
( مؤلف (اع) در حاشيه اضافه فرموده : در مجمعالجوامع آمده است كه خواص اين حب و حافظ الصحة يكي است ) .
٧٥ - حب الشفاء نوع ديگر : زنجبيل ، جوزبويا از هر كدام دو جزء ، ريوند سه جزء ، تخم تاتوره نه جزء آنها را با عسل باندازه نخود حب ميكنند اندازه [ص 144] خوراكش يك حب است .
٧٦ - حب الشفاء با نسخه ديگر : براي تبهاي مزمن و درد سر و بيماريهاي گرم و سرد . ترياك ، تخم جوزماثل ( تاتوره ) از هر كدام يك مثقال ، ريوند پنج دانق ، گلبرگ گل سرخ ، زنجبيل ، گل ارمني از هر كدام دو و نيم دانق ، زعفران دو دانق آنها را با محلول شيرخشت به اندازه نخود حب ميكنند و در تب دو روز در ميان نيم ساعت قبل از نوبه سه حب و در بيماريهاي ديگر دو حب پيش از صبحانه ميخورند .
٧٧ - حب الصابون : بلغم را بشدت بيرون ميراند . اُشق ، صابون خالص ، ملح القلي ( نمك قليا ) از هر كدام دو مثقال ، سقمونيا ، جلب از هر كدام پنج مثقال آنها را بنا بمعمول و باندازه نخود حب ميكنند اندازه خوراكش ده حب است كه بلغم و خلطها را بيرون ميراند .
٧٨ - حب الصبر الصغير : براي صداع ، چشمخرابي و اوايل آب آوردن چشم سودمند است . صبر ، سقمونياي برشته از هر كدام يك مثقال ، پوست هليله زرد دو و نيم مثقال اندازه خوراكش دو درهم است .
٧٩ - حب الصبر نوع ديگر : براي معده مفيد است ، صبر سقوطري يك اوقيه ، مصطكي ، چهار مثقال آنها را با آب گرم باندازه نخود حب ميكنند اندازه خوراكش از سه تا هفت حب است .
٨٠ - حب الصبر الكبير : صبر ، پوست هليله زرد از هر كدام بيست جزء ، كتيرا ، مصطكي ، زعفران ، سقمونيا برشته از هر كدام سه جزء گلبرگ گل سرخ پنج جزء اندازه خوراكش دو و نيم درهم است .
٨١ - حب الصحه : گل سرخ پاككرده چهار جزء ، ريوند ، رب السوس ، تخم كاسني از هر كدام يك جزء ، پوست هليله زرد ، بزر كشوث ، عود هندي [ص 145] از هر كدام نصف جزء ، مغز تخم خيار شش جزء همه را كوبيده و پس از بيختن با گلاب حب ميكنند اندازه خوراكش يك مثقال است كه براي حفظ تندرستي و اصلاح وضع خلطهاي سهگانه ( صفرا ، سوداء ، بلغم ) ، طول عمر ، پاك كردن مزاج ، لينت ، تقويت معده ، اصلاح كبد و مغز مفيد است كه در هنگام نياز مقداري از آن ميخورند .
٨٢ - حب الصداع : ايارج فيقراء ، هليله كابلي ، غاريقون از هر كدام يك درهم اندازه خوراكش دو درهم است .
٨٣ - حب الصفراء : از اختراعات خود ماست و صفرا و پارهاي از بلغمها را بيرون ميراند و براي همه مزاجها اعم از حرارتي و كمحرارت مادام كه تب نباشد مفيد است و نيز براي جرب ( گال ) ، خارش و ديگر بيماريهاي صفرائي سودمند ميباشد . هليله زرد ، سقمونيا ، از هر كدام شش جزء ، بنفشه ، گل سرخ پاككرده از هر كدام سه جزء ، ترنجبين بقدر مجموع آنها ، نخست ترنجبين را در آب خيسانده و صاف ميكنند و ميجوشانند تا اينكه مانند عسل شود داروها را ميكوبند و بجز سقمونيا باقي را ميبيزند و همه را مخلوط كرده و با خيسانده ترنجبين حب ميكنند اندازه خوراكش از يك تا يك و نيم مثقال است .
٨٤ - حب الطحال : سختي طحال را ميزدايد . صبر سقوطري ، زاج سفيد ، شكر سرخ مايل بسياه كه كهنه باشد ( شكر سرخ مايل بسياه از نيشكر استخراج ميشود و كاملا تصفيه نشده است . مترجم ) ، مرجان سوخته ، شيطره هندي ، پوست ريشه كور و اشق را باندازه برابر كوفته و حب ميكنند اندازه خوراكش براي بچهها يك حبّه صبح و يك حبّه شب است و شرح آن ميآيد .
٨٥ - حب الطحال نوع ديگر : صبر سقوطري ، پوست ريشه كور ، شور گز ، زاج سفيد ، شكر سرخ مايل بسياه از هر كدام دو درهم ، غاريقون سفيدِ نرم ، [ص 146] ريوند چيني از هر كدام يك درهم همه را كوفته و ميبيزند و با سركهاي تند باندازه نخود حب ميكنند اندازه خوراكش براي كودكان يك حب صبح و يك حب شب بهنگام خواب است و همراه با سركه يا چيز مناسبي بايد خورده شود و بيمار بايد بر پهلوي چپ بخوابد . بزرگسالان بايد يك درهم تا يك مثقال بخورند .
٨٦ - حب الطحال ديگر : اين حب را بايد با آب عسل بخورند . پوست ريشه كور ، ريوند از هر كدام دو مثقال ، صبر سقوطري ، مرجان سوخته ، تخم كرفس ، غاريقون ، نمك هندي از هر كدام يك مثقال آنها را با عرق بهار نارنج حب ميكنند اندازه خوراكش يك مثقال است .
٨٧ - حب العافيه : براي سردرد ، درد نيمه سر ، سنگيني سر ، چشمدرد و درد مفاصل . تربد سفيد يك جزء ، سورنجان نصف جزء ، هليله زرد نصف جزء ، گل سرخ قرمز ، بنفشه ، افتيمون ، نمك هندي ، انيسون ، سقمونيا ، بوزيدان ( ثعلب ) ، مقل ، غاريقون ( قارچ چمن ) ، سكبينه از هر كدام يك سوم جزء آنها را حب ميكنند و اندازه خوراكش دو و نيم درهم است .
٨٨ - حب عرق النسا : صبر سقوطري ، هليله زرد ، سورنجان به اندازه مساوي مخلوط و حب ميشوند اندازه خوراكش سه درهم است و اگر بخواهند كه لطيفتر و اندازه خوراكش كمتر شود يك شب آن را ميخيسانند و بعد ميجوشانند تا نيروي داروها خارج شود سپس آن را صاف كرده و با آتش ملايمي ميجوشانند تا بتوان آن را حب كرد اين دارو عرق النسا را در مدت كمي بهبود ميبخشد و خلطها را ميراند و مغز را پاكسازي و بلغم چسبنده را از اعماق بدن جذب ميكند و بستگيها را ميگشايد و مفصلها را پاك ميكند و براي يرقان و ناراحتيهاي طحال مفيد است ، حواس و ذهن را تقويت و بادها را حل ميكند و جلوي بخارها را از بالا رفتن بمغز ميگيرد و سودا را خاموش ميكند .
[ص 147] ٨٩ - حب العنبر : اين حب پس از شش ساعت براي كساني كه داراي مزاج سرد هستند نعوظآور است و اثرش تا دوازده ساعت ميماند و اگر شخص خودش را با آب سرد بشويد نعوظ تمام ميشود . اين دارو در دهن تا يك شبانهروز آب نميشود و آن را خوشبو ميكند . پنيرمايه شتر اعرابي ، عنبر اشهب از هر كدام دو مثقال ، مشك يك مثقال ، ثعلب ، خولنجان از هر كدام دو مثقال ، مصطكي ، قرنفل از هر كدام يك مثقال آنها را باندازه فندق حب ميكنند و هر روز يك حب آن را با نخود پخته ميخورند و براي صاحبان مزاج سرد خوب است .
٩٠ - حب الغاريقون : بلغم را بيرون ميراند و رگها را پاك ميكند . تربد سفيد توخالي سائيده ( ظاهرا منظور تربد گياهي است ) ، غاريقون ، سورنجان ، گل بنفشه خشك را باندازه مساوي ميكوبند و ميبيزند و با كمي لعاب صمغ عربي حب ميكنند ، اندازه خوراكش سه درهم است .
٩١ - حب الغاريقون الصغير : براي ربو ( نوعي تنگي نفس ) و رطوبتهاي سينه مفيد است . يك مثقال غاريقون را با عسل حب ميكنند و با آب نيمهگرم ميآشامند و اگر دو دانق غافث بآن اضافه كنند براي استسقاء خيكي ( نوعي استسقاء كه شكم بيمار مانند مشك آب صدا ميكند ) مفيد است .
٩٢ - حب الغاريقون الكبير : صبر و غاريقون باندازه مساوي ، تربد و هليله زرد از هر كدام نصف جزء ، گلبرگ گل سرخ ، سقمونيا ، انغوزه ، سكبينه از هر كدام ربع جزء ، مصطكي يك هشتم جزء آنها را با آب كرفس حب ميكنند اندازه خوراكش يك مثقال است كه همراه با شراب الاصول بايد خورده شود كه براي همه انواع تب مفيد است در تبهاي نوبه و نيز تبهاي مداوم آن را با آب عسل يا سكنجبين و هفتهاي دو بار از آن ميخورند ، خلطهاي سهگانه بخصوص بلغم و سودا را دفع ميكند .
[ص 148] ٩٣ - حب الفادزهر المعدني : پازهر معدني ، مرواريد ناسفته ، كهرباي شمعي ، طباشير سفيد ، گل داغستان ، گل ارمني شسته ، صندل سفيد از هر كدام دو و نيم درهم ، برگه نقره يك درهم ، برگه طلا نيم درهم ، عنبر اشهب دو دانق همه را ميكوبند و ميبيزند و هشتاد حب از آن ميسازند و هر روز دو حب ميخورند و پس از آن بايد گلاب بياشامند اين دارو براي نگاهداري سلامتي و جلوگيري از زيان هوا و آبها و تعفن اخلاط سودمند و نيز باهآور و نيروبخش اعصاب و مفاصل است خفقان و ضعف قلب و معده را ميزدايد و براي اسهال و شكمروش و بيماريهاي سودائي مفيد است .
٩٤ - حب القرطم : براي بيماراني كه تازه بهبود يافتهاند و نيز براي سالخوردگان مفيد است و آب زائد را بخارج ميراند . مغز تخم كافشه ، قسط ، مر از هر كدام يك دانق ، انيسون و بوره ارمني از هر كدام يك مثقال ، انجير خشك و عسل بقدري كه براي خمير كردن ساير داروها لازم باشد آنها را حب كرده و دو درهم يا بيشتر از آن ميخورند .
٩٥ - حب القوفت : سه مثقال بيدانجير ختائي پوستگرفته پاككرده را در صد و شصت مثقال شير گاو ميجوشانند تا خشك شود ، نارگيل كهنه ، زنيان ، زنجبيل از هر كدام يك مثقال ، آنها را ميكوبند و با عسل يا شكر خمير ميكنند و بقدر دانه نخود حب ميكنند اندازه خوراكش از سه تا پنج مثقال متناسب با نيروي بيمار است و بيمار تا وقتي كه مزاج او شروع بكار نكند نبايد بنشيند اين دارو براي بيماري بدخيم سيفليس ( كوفت ) مفيد است .
٩٦ - حب القوقايا : صبر ، افسنتين ، مصطكي ، غاريقون از هر كدام يك جزء ، پيه هندوانه ابوجهل ، سقمونيا از هر كدام نصف جزء ، آنها را ميكوبند و بجز [ص 149] سقمونيا كه بيخته نميشود ميبيزند و همه را حب ميكنند اين دارو مغز را از سودا پاكسازي ميكند و براي بيماريهاي مغزي سرد ، سردرد و درد نيمهسر مفيد و براي بينائي سودمند است مواد زائد غليظ را خارج ميكند و اندازه خوراك آن تا يك مثقال است .
٩٧ - حب القوقايا نوع ديگر : اين حب براي چشمدرد و سردرد مفيد است و بدن را پاك ميكند . ايارج فيقراء ده درهم ، تربد سفيد مدبر ، استوخودوس از هر كدام پنج درهم ، پيه هندوانه ابوجهل پاككرده سه درهم و دو دانق ، سقمونياي برشته دو و نيم درهم و در نسخهاي ديگر كتيراي سفيد يك درهم و در نسخه ديگر هليله زرد پنج درهم . مقل را حل كرده و داروها را با آن خمير و حب ميكنند اندازه خوراكش سه درهم است و بايد با آب نيمهگرم خورده شود .
٩٨ - حب القولنج : مغز بادام پوستگرفته دو مثقال ، زعفران ، ريوند ، كتيرا از هر كدام نيم مثقال ، بيدانجير ختائي مدبر چهار عدد ، داروها را باندازه يك نخود حب ميكنند اندازه خوراكش ده حب يا بقدر نيروي بيمار است اين دارو براي نفخ شكم و بستگيها مفيد است و درد قولنج را آرام ميكند اما راه ساختن بيدانجير ختائي مدبر اين است كه نخست پوست آن را گرفته و پرده بين دو قسمت آن را البته بيرون ميآورند اما از اينكه پس از پوست گرفتن مدتي آن را بحال خود بگذارند بايد پرهيز كنند سپس آن را با انيسون و مصطكي و كتيرا سه روز در آب ليمو ميخيسانند و يا در يك چهارم وزن داروها گل سرخ قرمز و كتيرا باندازه مساوي ميپزند . راه پختن آن اين است كه آنها را در پارچه مرطوبي پيچيده و آن را بخمير ميگيرند و بر آجري در تنور ميگذارند و بدون كتيرا هرگز نبايد استعمال شود .
[ص 150] ٩٩ - حب گنهگنه : جوهر گنهگنه يك مثقال ، انغوزه پنج مثقال آنها را باندازه نخود حب ميكنند اما اصل اين است كه گنهگنه و انغوزه و جندبيدستر باندازه مساوي باشد اما ما جند را حذف كرديم و بجاي آن انغوزه را افزوديم چون پارهاي از جند پرهيز ميكنند اندازه خوراكش دو تا سه حب است اين دارو براي بيماريهاي بلغمي معده ، بادها و نيز براي اشخاص عقيم مفيد است و بيست روز بايد از آن بخورند .
١٠٠ - حب گنهگنه نوع ديگر : جوهر گنهگنه ده گندم ، ترياك ده نخود آنها را مخلوط و باندازه دانه گندم حب ميكنند و هر صبح و شام يك دانه آن را ميبلعند و براي درد معده و رطوبتهاي آن مفيد است و من آن را براي تبهاي بلغمي بسيار مفيد ميدانم .
١٠١ - حب اللؤلؤ المبهي : اين حبْ باه ، گوارش ، قلب و معده را نيرو ميبخشد . جدوار ، مرواريد ، دارفلفل و بادرنجبويه از هر كدام يك جزء ، قرفه ( پوست نوعي درخت كه بوي دارچيني ميدهد ) ، كبابه ، فلفل ، تخم بالنگو ، عود قماري از هر كدام دو جزء ، ثعلب ، شقاقل از هر كدام سه جزء ، زعفران يك جزء ، آنها را با شيره قند حب ميكنند اندازه خوراكش نيم مثقال است .
١٠٢ - حب اللفاح : اين دارو براي نزلههاي گرم مفيد است . نشاسته ، رب السوس ، صمغ عربي ، پوست ريشه مهرگياه ، تخم كاهو ، بنفشه ، ترياك ، زعفران ، بزر البنج را باندازه مساوي كوفته و ميبيزند و با لعاب تخم اسفرزه باندازه دانه نخود حب ميكنند اندازه خوراكش يك نخود است در نسخهاي رب السوس و بنفشه را انداخته و از باقي داروها هر كدام يك مثقال و زعفران دو دانق افزوده شده اندازه خوراكش به اندازه يك دانه ماش است .
١٠٣ - حب المدر : اين حب قاعدهآور است . حب الغار ( دانه غار ) ، [ص 151] بارزد از هر كدام يك جزء ، ابهل ( سرو كوهي ) ، پونه كوهي از هر كدام نصف جزء آنها را ميكوبند و ميبيزند و با بارزد محلول حب ميكنند اندازه خوراك آن يك مثقال تا دو درهم همراه با آب عسل است .
١٠٤ - حب المرجان : براي طحال مفيد است . مرجان سوخته ، صبر سقوطري ، تخم كرفس ، غاريقون سفيد پاككرده ، نمك هندي از هر كدام يك درهم ، پوست ريشه كور ، ريوند چيني از هر كدام دو درهم آنها را كوفته و بيخته و با آب برگ بيد حب ميكنند .
١٠٤ مكرر - حب مسمن : در نسخهاي چگونگي ساختن حب مُسَمِّن ( فربهكننده ) براي صاحبان مزاج مرطوب آمده است . مرواريد ناسفته ، ياقوت ، عنبر اشهب ، موميا ، پنيرمايه ، كتيرا ، انزروت سفيد و قرمز ، پازهر گاو از هر كدام دو مثقال ، حجر البقر ( گاوزهره ) نيم مثقال ، داروها را ميكوبند و بر سنگ سماك ميسايند و با لعاب بهدانه باندازه نخود حب ميكنند و يك روز در ميان ناشتا يك حب ميخورند و در حمام مينشينند و يا ورزش ميكنند تا عرق كنند سپس يك كاسه عرق تمّوش ( لغت مازندراني ، تمشك - مؤلف ميفرمايد : تموش در عربي عُلّيْق ناميده ميشود و ميوهاي شبيه به توت دارد ) ميخورند ، غذاي بيمار آب گوشتي است كه كمي برنج و كدو و گوشت جوجه در آن باشد و بايد از لبنيات و ترشيها تا چهل روز پرهيز كنند و گفته شده كه كسي از ظرف او نبايد بياشامد و هيچكس نبايد با او همنشيني كند و يا در جاي او بنشيند .
١٠٥ - حب المفتح : از داروهائي است كه خود ما تركيب كردهايم و يك يا دو بار قبل از منضج بايد خورده شود تا از باز بودن راههاي روده ، كبد ، طحال ، كليه و رگها اطمينان حاصل شود . كبابه ، دارچين و ريوند از هر كدام يك مثقال ، بيدانجير ختائي مدبر ، زعفران از هر كدام نيم مثقال ، صابون حلبي يك درهم . صابون را در آبي كه داروهاي ديگر را بتوان [ص 152] در آن خمير نمود حل ميكنند و داروها را سائيده و با آن خمير كرده و به اندازه دانه نخود حب ميكنند اندازه خوراكش دو حب است و به طوري كه آزمايش كردهايم اين حب براي باز كردن بستگيها بسيار مفيد ميباشد و اگر بخواهند ممكن است بعنوان مسهل خورده شود كه در اين صورت خوراك آن پنج تا شش حب است و براي استسقاء مفيد ميباشد و دردهاي حاصل از بستگي راهها و قولنج بادي و بلغمي را آرام ميكند و خلاصه آنكه بسيار سودمند است .
١٠٦ - حب المنضج : اين دارو نيز از تركيبات خود ما است كه براي آماده كردن مزاج براي دفع خلطها پيش از مسهل بايد خورده شود بازكننده و نضجدهنده و ادرارآور است . زعفران نصف جزء ، تربد معدني محلول دو جزء ، دارچيني دو جزء ، كبابه سه جزء ، تخم خشخاش چهار جزء ، ريوند پنج جزء آنها را كوفته و بيخته و با شيره مويز باندازه دانه نخود حب ميكنند و گاه ممكن است آن را بجوشانند تا بيك سوم برسد و اندازه خوراكش از يك تا سه حب ميباشد و اگر نيم مثقال از آن را بخورند مسهلي كافي است كه خلطها را بيرون ميراند و خون را صاف ميكند و براي بيشتر مزاجها مناسب است .
١٠٧ - حب الموميا : اين حب باهآور است . موميا سه جزء ، صمغ يك و نيم جزء ، نبات سفيد باندازه مجموع آنها همه را ميسايند و در گلاب حل و سپس حب ميكنند و هر گاه بخواهند يا پس از نزديكي نيم مثقال آن را با آب عسل ميخورند .
١٠٨ - حب النارمشك : مصطكي ، زنجبيل ، قرنفل ، دارچيني ، فلفل ، نارمشك و اگر در دسترس نباشد پوست سبز پسته از هر كدام يك مثقال ، سقمونياي برشته شش مثقال ، شكر تبرزد ( شكر خالص سفيد ) شش مثقال ، داروها را طبق دستورات قبلي ميخيسانند و ميجوشانند و صاف ميكنند و دوباره با آتش ملايمي [ص 153] ميجوشانند تا قابل حب شدن گردد سپس سقمونيا را داخل آن كرده و به اندازه دانه نخود حب ميكنند و در نسخهاي دارفلفل و سقمونيا باندازه مجموع داروها است و شكر حذف شده و در نسخهاي شكر هفت مثقال است و هر بار يك حب را ميخورند مسهلي است كه زود اثر ميكند بادها را به تحليل ميبرد معده را نيرو بخشيده و قولنج را ميگشايد و براي بيماريهاي معده كه از يبوست مزاج پيدا شده باشد مفيد است و بتجربه رسيده كه صفرا را ميراند و غذا را هضم ميكند و در نسخهاي آمده است كه بايد با عرق پونه يا آب انار شيرين خمير شود .
١٠٩ - حب النزله : نشاسته ، صمغ عربي ، رب السوس ، تخم خشخاش ، ترياك از هر كدام پنج جزء ، كتيرا ، بهدانه از هر كدام سه جزء ، زعفران نصف جزء ، آنها را با لعاب تخم اسفرزه باندازه نخود حب ميكنند كه براي نزلههاي گرم مفيد است و يك يا دو حب از آن را بهنگام نياز بايد بخورند .
١١٠ - حجر الجنة : زاج سبز ( سولفات آهن دو ظرفيتي ) يك رطل ، زاج الابيض نيم رطل ، شب يماني ( زاج سفيد يا زاغ ) يك و نيم رطل ، بوره ارمني ، نمك از هر كدام سه اوقيه ، نمك طرطر ، نمك افسنتين ، نمك بومادران ، نمك كاسني ، نمك كاكنج ( عروس در پرده ) ، نمك بارهنگ از هر كدام نيم اوقيه ( با توجه بشرحي كه پيش از اين در فصل اول مقصد سوم از مقاله سوم گذشت ملح داروها با اين ترتيب بدست ميآيد كه آنها را بسوزانند و خاكستر حاصل را مورد استفاده قرار دهند . مترجم ) همه را نرم ميكوبند و در ديگي از كاشي ( سراميك ) ريخته و بر روي آن سركه و گلاب ميريزند تا آنها را بپوشاند و آنگاه آتش ملايمي روشن ميكنند و مخلوط را با قطعه چوبي مرتبا بهم ميزنند و همينكه بحد انعقاد رسيد نيم رطل سفيداب سرب و چهار اوقيه گل [ص 154] ارمني در آن ميريزند و بهم ميزنند تا مانند سنگ منعقد گردد آنگاه ديگ را ميشكنند و دارو را كه داراي فوايد بيشماري است برميدارند . اين دارو قرحهها را بهبود ميبخشد و آنها را خشك ميكند و از ريختن آبهاي نزلهاي جلوگيري و اعضاء را تقويت ميكند ، دندانها را محكم مينمايد ، لثه را تقويت مينمايد و گوشت نو بر آن ميروياند از ريزش اشك جلوگيري كرده و قرمزي و درد و سفيدي چشم را فرو مينشاند و بايد بر پلك ماليده شود و يا آن را در چشم ميريزند براي چشمدرد همراه با گلاب يا عرق عصي الراعي ( سرخمرز ) استعمال ميشود اگر بر پوست مبتلا به بيماريهاي حمره و آتشك ماليده شود در يك شبانهروز آنها را بهبود ميبخشد ماليدن آن خارش و جرب را برطرف كرده و براي سرطان ، قرحههاي دهن ، سوختگي از آتش ، عفونت زخمها و گوشت زيادي نيز مفيد است راه استعمال آن اين است كه يك اوقيه از آن را در يك رطل آب حل كرده و پارچه را در آن خيس كرده و بر زخمها و جراحتها ميگذارند و يا براي درمان زخمهاي دهان و لثه و پيدايش خوره آن را مضمضه ميكنند .
١١١ - حجر الرحمن : شورهاي كه دو بار گداخته شده باشد و زاج سفيد ( شب يماني ) از هر كدام سه جزء ، زنگار خالص يك جزء و نيم ، شوره را ذوب كرده و زاج و زنگار را كاملا ميكوبند و مخلوط ميكنند و كمكم در شوره ميريزند ( مقدار يك جزء تعيين نگرديده اما اندازه كافور دقيقا ذكر شده و احتمالا هر جزء پنج گرم است . توضيح ديگر اين است كه بنا بمطالب پزشكينامه زنگار استات مس است كه موارد استعمال طبي آن مشابه سولفات مس ميباشد اما در آن كتاب در نسخه حجرالرحمن كه تقريبا شبيه باين نسخه است بجاي استات مس سولفات مس ذكر شده است . مترجم ) و همينكه كاملا مخلوط شد يك نخود كافور قيصوري كوفته را در آن ريخته سخت بهم ميزنند تا خوب مخلوط شود آنگاه [ص 155] بوته را برداشته ميشكنند و دارو را بيرون ميآورند و اين كار را بايد زود انجام دهند تا كافور تصعيد نشود آنگاه دارو را برداشته و بهنگام نياز يك گندم آن را در يك مثقال آب حل كرده و روزي يك بار در چشم ميچكانند .
١١٢ - حجر الرحمن نوع ديگر : زاج سفيد ، شوره ، توتياي هندي را به اندازه مساوي پس از كوفتن در بوتهاي ذوب كرده روي سنگ يا هر قالبي كه بخواهند ميريزند اين دارو براي سفيدي چشم و قرمزي آن ، ناخنك و ساير بيماريهاي چشم بجز آب ( سياه يا سفيد ) مفيد است و بايد قلم آن را بر سفيدي يا گوشت زيادي و يا ناخنك و غير آن بمالند .
١١٣ - حجر النيران : براده نقره يا پارههاي كوچك آن را در قرعي ميريزند و ماء الكبريت الحاد ( اسيد سولفوريك ) را كه اگر سفيد هم باشد بهتر است بر آن ميريزند تا روي آن را بپوشاند و قرع را گل گرفته و در كورهاي كه قد آن سه وجب باشد ميگذارند و زير آن را آتش ملايمي روشن ميكنند تا باندازه آفتاب زمستاني گرم شود و آن را در همين حالت تا چهار ساعت نگه ميدارند تا نقره تكليس شود سپس آن را برداشته آب را ميريزند و نقره تكليسشده را در بوتهاي ريخته و بر آتش ميگذارند و بر آن ميدمند تا نقره ذوب گردد و بعد آن را بر قطعه سنگي ميريزند تا ببندد و يا در قالب مومي بهر شكلي كه بخواهند ميريزند و بايد از هوا محفوظ باشد زيرا در هوا حل ميشود اين دارو حجر النيران است اما نقرهاي كه باين دستور تكليس شده پيش از ذوب براي لقوه و رعشه مفيد است و بايد دو نخود از آن را با يك دانق گلشكري كه در آفتاب گذارده شده است بخورند و اگر يك گندم از اين حجر النيران را در هزار گندم آب مقطر بريزند براي پرده روي چشم مفيد است و اگر يك گندم آن را در بيست و پنج گندم آب بريزند و با قلم مو بر سفيدي چشم ضماد كنند آن بيماري [ص 156] را بهبود ميبخشد و اگر اولين زگيل را بريده و اين دارو را بر آن ضماد كنند باقي زگيلها را ميزدايد و اگر آن را بر زخمهاي سفليسي ضماد كنند نيز مفيد است و چنانچه آن را بر اطراف زخمهاي پيشرويكننده بمالند از پيشروي آن جلوگيري ميكند و اگر بر ناخنك چشم ماليده شود آن را ميزدايد و اگر يك گندم آن را بر اندامي گذارده و چيزي بر آن نهاده و آن را ببندند در مدت نيم ساعت جايش را بدون هيچ زحمتي مانند آتش ميسوزاند .
( مؤلف اعلي الله مقامه در حاشيه اضافه فرموده : در يكي از كتب فرنگي ديدم كه كاستيك ( CAUSETIQUE ) يا حجر النيران خورنده و سوزاننده است و اگر بر اندامي گذارده شود گوشت مرده را ميخورد و اگر آن را مرطوب كرده و بر جائي بگذارند همان وقت خال سياهي بر آن ايجاد ميكند ) .
١١٤ - حجر النيران نوع ديگر : مقداري شوره را در ظرفي آهنين ذوب ميكنند تا مانند روغن شود و سپس آن را در هر قالبي خواستند ميريزند و بايد آن را از هوا محفوظ نگاه دارند اين سنگ براي ناخنك چشم بصورت ضماد و نيز براي شبكوري سودمند است و اگر آن را بر قرحه يا جاي سوختگي ضماد كنند گوشتهاي زائد را ميزدايد گاه حجر النيران را از كرم دوتارتار ميسازند يعني آن را ذوب كرده در قالب ميريزند و بايد آن را از هوا محفوظ نگاه دارند اين دارو بصورت ضماد براي زخمهاي سيفليسي و نيز براي داغ كردن اندامها مفيد است و از سنگي كه با شوره ساخته ميشود تندتر است .
١١٥ - حقنه : اين حقنه حرارت را فرو مينشاند به مزاج لينت ميدهد و صفرا را بيرون ميراند و براي سرسام ( مننژيت ) و تبهاي گرم مفيد است : گل بنفشه ، گل نيلوفر ، تخم خطمي ، سبوس گندم ، جو پوستگرفته نيمكوب از هر كدام باندازه يك كف دست آنها را در چهار رطل آب ميجوشانند تا يك و نيم [ص 157] رطل باقي بماند و ده اوقيه قند و دو اوقيه روغن بنفشه به آن افزوده و آن را صاف ميكنند و دو مرتبه با آن تنقيه ميكنند و اگر بخواهند نيرومندتر باشد بايد عناب و سپستان ، انجير و آب چغندر و قرهقروت بآن اضافه كنند براي صاحبان مزاج صفرائي تنقيه با آب هندوانه و شيره جو و لعاب تخم اسفرزه مفيد است .
١١٦ - حقنه ديگر : اين حقنه سوداء را بيرون ميراند . سناي مكي كوفته پنج مثقال ، بسپايك كوفته سه مثقال ، بنفشه ، باديان كوفته ، پرسياوشان ، گاوزبان ، گل بابونه ، گل نيلوفر از هر كدام دو مثقال ، سپستان سي دانه همه را در دو رطل آب ميجوشانند تا نصف شود سپس آن را صاف كرده و شكر سرخ و فلوس از هر يك ده مثقال بدان ميافزايند تا در آن حل شود سپس آن را صاف كرده و روغن بادام و روغن بابونه از هر كدام سه مثقال افزوده و وقتي كه نيمهگرم است تنقيه ميكنند .
١١٧ - حقنه ديگر : اين دارو حرارت بيماريهائي مانند سرسام را خاموش ميكند . شيره جو پوستگرفته دو اوقيه ، لعاب تخم اسفرزه يك اوقيه ، سفيده تخممرغ يك دانه ، روغن تخم كدو و يا مغز بادام يك اوقيه همه را مخلوط كرده و با آن تنقيه ميكنند .
١١٨ - حقنه ديگر : اين حقنه براي خارج كردن بلغم و براي كمردرد نيز مفيد است . سناي مكي ، بسپايك ، قنطوريون كوفته از هر كدام شش درهم آنها را در صد درهم آب چغندر ميجوشانند تا به نصف برسد آنگاه آن را صاف كرده و پانزده درهم فلوس و ده درهم عسل و يك درهم بوره ارمني و نمك و ربع درهم سقمونيا ( محموده ) و نيز دو مثقال روغن بادام به آن ميافزايند و در حالي كه نيمهگرم است تنقيه ميكنند .
[ص 158] ١١٩ - حقنه ديگر : اين دارو براي بيماريهاي بلغمي ، سودائي و صفراوي مفيد است . سناي مكي پنج درهم ، بنفشه ، نيلوفر ، گاوزبان از هر كدام سه درهم ، ريشه شيرينبيان دو درهم ، آلو بيست عدد ، سپستان سي عدد ، عنب الثعلب ، بسپايك از هر كدام سه درهم ، برگ چغندر و خطمي از هر كدام يك دسته ، سبوس گندم يك كف دست ، قنطوريون كوفته دو درهم ، آنها را ميجوشانند و صاف ميكنند و فلوس ، ترنجبين ، روغن بادام و شكر سرخ از هر كدام ده درهم و نمك طعام باندازهاي كه كمي شور شود بآن ميافزايند و با آن تنقيه ميكنند .
١٢٠ - حقنه ديگر : اين دارو براي انواع قولنج مفيد است . سناي مكي پنج مثقال ، انيسون ، باديان ، تخم كرفس ، شويد ، شنبليله از هر كدام سه مثقال ، بنفشه ، خطمي از هر كدام دو مثقال ، مغز تخم كافشه كوفته ده مثقال ، آب چغندر ده مثقال ، آنها را در يك و نيم رطل آب ميجوشانند تا نصف شود سپس آن را صاف كرده شكر سرخ ، فلوس از هر كدام ده مثقال ، بوره ارمني يا نمك هفت درهم ، روغن بادام دو درهم بآن افزوده و نيمهگرم تنقيه ميكنند .
١٢١ - حقنه ديگر : اين حقنه بادشكن است . سداب را در روغن زيتون ميجوشانند و صاف ميكنند و در بيست درهم آن جندبيدستر ، گاوشير ، سكبينه از هر كدام نيم تا يك درهم اضافه ميكنند و اگر درد شديد باشد يك نخود انيسون ( باديان رومي ) بآن افزوده تنقيه ميكنند .
١٢٢ - حقنه ديگر : اين حقنه براي قولنج بادي مفيد و بادشكن است . آب گندنا ، آب چغندر ، آب پونه ، آب سداب از هر كدام بيست درهم ، روغن كرچك پانزده درهم ، عسل ده درهم ، جندبيدستر ، پيه هندوانه ابوجهل از هر كدام يك و نيم دانق و نيمهگرم تنقيه ميكنند . توضيح اينكه [ص 159] براي قولنجِ بادي بادكش گذاشتن بر روي شكم نيز مفيد است و بايد در شيشه حجامت شعلهاي روشن كنند .
١٢٣ - حقنه لينه : براي قولنجي كه شديد نيست سودمند ميباشد . انجير زرد ده عدد ، عناب بيست عدد ، سپستان سي عدد ، مويز دانهگرفته پانزده درهم ، خارخسك ، بابونه ، اكليلالملك ، شويد از هر كدام پنج اوقيه ، بنفشه ، خطمي ، سبوس نرمشده از هر كدام سه درهم ، آنها را در سه رطل آب ميجوشانند تا به يك سوّم برسد آنگاه دو اوقيه پيه مرغابي و ده درهم شكر سرخ و يك درهم بوره در نصف آن ريخته و تنقيه ميكنند .
١٢٤ - حقنه لينه ديگر : اين حقنه براي ورم رودهها و خشكي تفالههاي غذائي مفيد است . سناي مكي ، بنفشه ، تخم خطمي ، تخم پنيرك ( خبازي ) از هر كدام سه مثقال ، جو پوستگرفته نيمكوب نصف كف دست ، ريشه شيرينبيان دو مثقال ، برگ چغندر يك دسته ، سپستان سي عدد آنها را در دو رطل آب ميجوشانند تا نصف شود و بعد صاف ميكنند و پانزده درهم فلوس ، هفت درهم شكر سرخ ، يك درهم بوره ارمني يا نمك را در آب حل كرده و صاف ميكنند و دو مثقال روغن بادام بآن ميافزايند و در حالي كه نيمهگرم است تنقيه ميكنند . ( حقنه نام عمومي داروهائيست كه با آن تنقيه ميكنند كه معادل فارسي ندارد . مترجم )
١٢٥ - حمول ابهل : اين دارو موجب قاعدگي است . مرّ مكي ، پونه كوهي از هر كدام چهار درهم ، ابهل هشت درهم ، برگ سداب خشك ده درهم ، مويز دانهگرفته بيست درهم آنها را ميكوبند و با زهره گاو خمير كرده برميدارند .
١٢٦ - حمول مردارسنگ : براي اسهال مفيد است . زرده تخممرغ را با روغن گل سرخ و مردارسنگ شسته ، صمغ عربي و سفيداب قلع از هر كدام [ص 160] يك جزء ممزوج كرده و ميكوبند و با روغن مذكور مخلوط كرده و پارچهاي را بآن آلوده ميكنند و برميدارند . ( حمول نام عمومي داروهاي برداشتني است كه آن را در مقعد و يا مهبل ميگذارند و معادل فارسي ندارد . مترجم )
حرف « خ »
١ - خضاب : وسمه خوب را ميگيرند و ميكوبند و از پارچه حريري ميبيزند بيست جزء از آن را با نمك اندراني ( نمك بلور ) دو جزء ، زاج اسود ( سولفات آهن دو ظرفيتي ) يك جزء با سركه خمير كرده در آفتاب ميگذارند و باندازه يك چهارمش گل خطمي بآن ميافزايند و خمير و استعمال ميكنند .
٢ - خضاب ديگر : هليله سياه ، زنگ آهن ، آمله ، زاج زرد و مازوي سبز را باندازه مساوي بمدت يك ماه در سركه ميخيسانند و سپس ميجوشانند تا ببندد آنها را حب كرده و در هنگام نياز حب را در آب سائيده بكار ميبرند .
٣ - خل الرصاص : مقداري سرب را بصورت ورقه درآورده و سركه تندي را ميجوشانند و آن صفحه را بر بالاي بخار نگاه ميدارند تا روي آن شكرك پيدا شود و آن را با چوبي ميتراشند و چند بار اين كار را تكرار ميكنند تا وقتي كه باندازه كافي برسد و آن را تا هنگام نياز نگاه ميدارند و آنگاه پنج نخود از آن را در صد مثقال سركه ميجوشانند تا در آن حل شود سپس پارچهاي را بآن آلوده و بر ورمهاي گرم ميگذارند كه آنها را فرو مينشاند اين شكر نوعي شكر سرب است و خواص آن مانند شكري است كه از مردارسنگ ميگيرند و بطوري كه آزمايش شده تفاوتي با آن ندارد ( اين هر دو نوع استات سرب ميباشند . مترجم ) ما گاهي شكر را با فاروق ميگيريم و آن را خوب شستشو ميدهيم و سپس در سركه ميجوشانيم و مادهاي كه بدست ميآيد همان اثر خل الرصاص ( سركه سرب ) [ص 161] و خل المردارسنج ( سركه مردارسنگ ) را دارد و آسانتر بدست ميآيد .
٤ - خل العنصل ( سركه عنصلي ) : عنصل ( پياز دشتي ) را باندازهاي كه بخواهند تكهتكه ميكنند و آنها را به نخ كشيده و در تنور آويزان ميكنند تا خشك شود اما نبايد بسوزد آنگاه سه مثقال از آن را كوفته و در يك رطل سركه تند در شيشه دهانه گشادي ميريزند و چهار روز در جاي گرمي ميگذارند سپس آن را صاف كرده نگاه ميدارند يك تا دو مثقال از اين دارو همراه با آب گوشت ( آب گوشت ترجمه تحت اللفظي ماء اللحم است كه در جاهاي ديگر نيز آمده است و در متن كتاب دقايق قرينهاي كه بر چيز ديگري اطلاق شود نيست اما در كتاب تحفةالمؤمنين ماء اللحم را بر آب حاصل از تقطير گوشت اطلاق كرده است و بهر حال در ترجمه همه جا بصورت آب گوشت آمده است . مترجم ) براي استسقاء و سوء القنيه مفيد است ، ادرارآور و معرق و بازكننده ميباشد و اگر روزي نيم مثقال همراه با آب گوشت خورده شود براي مفاصل سودبخش است و نيز براي ساختن آن گفتهاند كه ده مثقال از آن را در هفت مثقال سركه ميريزند و پياز دشتي تازه بهتر است و بايد آن را شصت روز در شيشه دربستهاي ريخته در آفتاب بگذارند اين دارو صدا را صاف و بلغم را قطع ميكند و بوي بد را در هر جا كه باشد ميزدايد لثه را محكم ميكند و دندان را ميروياند و از اثر سمها جلوگيري ميكند و براي بيماريهاي سينه و يرقان مطلقا مفيد است و گفتهاند كه عنصل را در سركه ميپزند تا خوب نرم شود سپس آن را صاف كرده و يك هفته در آفتاب ميگذارند و هر روز يك درهم آن را ميخورند كه بوي بد دهن را ميزدايد و تنگي نفس را برطرف ميكند دردهاي سينه را تسكين ميدهد بطوري كه تجربه شده و زخمهاي بلغمي را بهبود ميبخشد و گفتهاند كه براي همه دردها و بيماريهاي دروني [ص 162] مفيد است مگر زخمها و گفتهاند كه پياز دشتي را با چوبي قطعهقطعه كرده و به نخ كشيده و در سايه خشك ميكنند و هر جزء پياز دشتي را در هفت جزء سركه ريخته دهانه ظرف را ميبندند و دو ماه آن را در آفتاب ميگذارند و بعد بكار ميبرند و نيز گفته شده كه پياز تازه را شش ماه در سركه ميگذارند و اين دارو خلطهاي غليظ را قطع ميكند و معده و حلق و گوارش را نيرو ميبخشد صدا را صاف ميكند بخار دهن را ميزدايد و براي سودا ، ماليخوليا جنون و صرع مفيد است و سنگ مثانه را خرد ميكند و براي عرق النسا سودمند ميباشد و اندامهاي ضعيف را نيرومند ميكند و سلامتي را ببدن برميگرداند صورت را خوشرنگ ميكند و بينائي را قوي و لثه و دندان لقشده را محكم ميكند ، قطور آن براي سنگيني گوش مفيد است و نيز براي سينه و تنگي نفس ، يرقان و مسموميت سودمند ميباشد و اندازه خوراك آن را بايد كمكم زياد كنند تا به دو و نيم اوقيه برسد و بنظر من بايد آن را برشته كرده و سه مثقال آن را در يك رطل سركه تند با آتش بسيار ملايم بپزند و اگر پياز دشتي را بكوبند بهتر است همينكه كاملا در سركه نرم شد يك هفته در آفتاب ميگذارند و سپس آن را برميدارند اما سركه بايد سركه انگور باشد و باين نحو بهتر امتزاج مييابد و جوهر پياز بسركه داخل ميشود و من آن را آزمودهام و بسيار سودمند است .
٥ - خل المرداسنج : پنجاه مثقال سركه تند و ده مثقال مردارسنگ نقرهاي را كه مانند سرمه نرم سائيده شده باشد بر آتش ميگذارند تا بجوشد آنگاه ظرف را از آتش برداشته و چهار ساعت بعد صاف ميكنند و برميدارند اين سركه را اگر بر زير بغل و يا جاهاي ديگر بدن كه عرقش بدبو است بمالند بطوري كه بتجربه رسيده بوي بدش را زايل مينمايد و اگر آن را مضمضه كنند زيان جيوه را بر دندان كم ميكند و نيز ورمها را فرو مينشاند .
حرف « د »
١ - دواء كشنده كرمها : برنك كابلي دو مثقال ، مغز گردو ده مثقال ، خرماي هستهگرفته پنج مثقال ، تربد سفيد يك مثقال همه را كوفته و با هم ميآميزند و در هنگام خواب ميخورند در نسخه ديگر تربد نيست و خرما ده مثقال است داروهاي نافع ديگر براي دفع كرم : ابهل ( سرو كوهي ) ، برنك كابلي ، ترمس ، انغوزه ، زنجبيل ، نخودي كه در سركه خيسانده شده باشد ، سعد كوفي ، سكبينه و نيز سياهدانه همراه با آب هندوانه ابوجهل و درمنه تركي بصورت ضماد بر ناف براي دفع كرم مفيد است و نيز صابون اثر عجيبي دارد كه يك مثقال از آن بايد بكار رود و همچنين قسط ، قنبيل ، گشنيز خشك ، زيره ، زنيان ، نعناع ، پوست نارنج زرد ، برگ هلو ، تخم كرفس ، پوست ريشه انار و اگر كرم با اسهال همراه باشد شيره برگ تازه بارهنگ و كف كردن پودر خشك آن با عصاره سماق مفيد است . ( نوشيدن شير نارگيل بطوري كه بتجربه رسيده براي دفع انواع كرم مفيد ميباشد . مترجم )
٢ - دواي ديگر كه ضد كرم است درمنه تركي ، افسنتين ، بومادران از هر كدام يك جزء ، ترمس دو جزء آنها را ميكوبند و با عسل خمير ميكنند اندازه خوراك آن سه درهم است كه همراه با ممزوج آب و سركه بايد خورده شود .
٣ - دواي ديگر كه ضد كرم است : مغز برنك كابلي ، آمله پوستگرفته ، پوست هليله زرد از هر كدام پنج و نيم درهم ، تربد سفيد سائيده دوازده درهم ، فانيدا ( شكر سفيد ) چهار درهم ( در قديم شكر را فقط از نيشكر ميگرفتند كه بنا بوضع تصفيه و تعداد دفعات آن تغيير صورت مييافت و اسامي مختلفي مانند شكر سرخ و شكر زرد ، شكر سفيد ، فانيدا ، شكر تبرزد ، [ص 164] ابلوج و غيره مييافت و گاه آن را بصورت قند درست ميكردند و قند را نيز يك يا چند بار ذوب كرده و صاف ميكردند و اصطلاح قند مكرر از اين جا پيدا شده است . مترجم ) شكر را حل كرده و ساير داروها را با آن قرص ميكنند و وزن هر قرص شش درهم و اندازه خوراك آن يك قرص است .
٤ - داروي ديگر كه از اسهال جلوگيري ميكند . مقداري سپستان را در ديگي آهنين آن قدر ميپزند تا كاملا له شود سپس آن را صاف كرده كمي نان خشك سائيده و آرد عدس بآن اضافه ميكنند تا غليظ شود و آنگاه بكار ميبرند .
٥ - داروي ديگر براي اسهال : چهار مثقال عصي الراعي ( هزاربندك ، سرخمرز ) را ميكوبند و ميبيزند و با شير تازه نيمگرم ميآشامند .
٦ - داروي ديگر براي اسهال : عدس را در آب مازوي پخته ميجوشانند تا غليظ شود اين دارو جلوي اسهال را بخوبي ميگيرد .
٧ - داروي ديگر براي اسهال : عدس كوفته را با صمغ عربي در آب ميجوشانند تا غليظ و آماده خوردن شود .
٨ - داروي ديگر براي اسهال : بارهنگ و هزاربندك ( عصي الراعي ) از هر كدام دو اوقيه ، مازو يك اوقيه آنها را در آب خوب ميپزند و صاف ميكنند و با آب عدس پخته ميجوشانند تا غليظ شود .
٩ - داروي ديگر براي اسهال شديد و ضعف معده كه از رطوبت باشد مفيد است . زاج سبز صد مثقال و براده آهن پنجاه مثقال آنها را در سه من آب بمدت پانزده دقيقه ميجوشانند و صاف ميكنند و دوباره ميجوشانند تا غليظ و خشك شود اندازه خوراكش براي كودكان از يك تا دو گندم و براي بزرگسالان دوازده گندم است .
( مؤلف (اع) در حاشيه اضافه ميفرمايد : اين دارو را فرنگيان سال دومارت ( *** ) مينامند زيرا سال بمعني نمك و مارت [ص 165] نام مخترع آن است و اين نمك بمنزله زاج آهن است و بنا بتجربه براي اسهال شديد سودمند است ) .
١٠ - داروي ديگر كه براي تشنگي زياد و ضعف معده و سوزش آن كه از بخار باشد سودمند است . مقداري نوشادر تصفيهشده را در شيشه ريخته و چهار برابرش روح الكبريت در آن ميريزند و چهار روز در جاي سردي مينهند و بعد آن را صاف ميكنند و سپس با آب و قند مانند شربتها مينوشند .
١١ - دواء التربد : تربد سفيد ده مثقال ، مصطكي ، زنجبيل از هر كدام پنج مثقال ، قند سفيد بيست مثقال اندازه خوراكش تا دو مثقال است و براي بلغم مسهلي بسيار خوب و ملايم است و براي خردسالان نيز ميتوان از آن تجويز كرد .
١٢ - دواء الترنجبين : ترنجبين پاككرده چهل مثقال ، شير گاو يا گاوميش يك رطل ، ترنجبين را در شير ريخته و صاف ميكنند بعد ميجوشانند تا منعقد شود اين دارو نيروي باه را زياد ميكند .
١٣ - دواء الترنجبين نوع ديگر كه از داروي پيشين گرمتر است . ترنجبين و نبات سفيد از هر كدام ده مثقال آنها را در يك رطل شير گاو يا شير ماديان حل و صاف ميكنند و ميپزند تا ببندد و از هر كدام از اين داروها : خاولنجان ، دارچيني ، ثعلب ، بوزيدان ( داروئي از نوع ثعلب و مشابه آن است . مترجم ) يك دانق كوبيده و ميبيزند و با باقي داروها مخلوط ميكنند و ميآشامند اين دو دارو براي اشخاصي كه مزاج معتدل دارند مناسب است اما داروي اول براي حرارتيها بهتر است .
١٤ - دواء التوتيا : براي بيماري نارالفارسيه ، جذام و زخمهاي بدخيم مفيد است . ليموئي را دو نصف ميكنند و بر يكي از آنها سه گندم [ص 166] توتياي هندي سوخته را كه خاكستر شده است ميريزند سپس آن را ميمكند و بعد نيمه ديگر را مكيده و بر روي آن آب گوشت ميآشامند اين دارو رطوبتهاي لزج صفرائي را از راه قي بيرون ميراند و ده روز بايد كار را تكرار كنند انشاء الله بهبود مييابند .
١٦ - دوائي براي سفليس : جيوه تصفيهشده ، مصطكي ، تربد از هر كدام سي درهم ، كندر ، مردارسنگ ، توتياي هندي ، سفيداب قلع ، صمغ درخت آلو از هر كدام بيست درهم ، زاج سفيد ، پوست نارنج ، ابقر ( شوره ) ، نوشادر ، صمغ سرو از هر كدام ده درهم ، حنا پنجاه درهم . جيوه را با حنا ميكشند ( همانطور كه پيش از اين اشاره شده مقصود از كشتن جيوه با يك دارو اين است كه در ظرفي از چيني يا بلور دارو و جيوه را بهم آميخته با آلتي از چيني يا شيشه آن قدر ميسايند تا كاملا با هم مخلوط شوند . مترجم ) و باقي را ميكوبند و با هم مخلوط و با روغن گل سرخ و پيه خوك و زيتون و دنبه خمير ميكنند تا قابل ماليدن بر اندام باشد و اگر روغن زيتون را زيادتر كنند پيه خوك لازم نيست .
١٧ - داروي ديگر براي سيفليس : جيوه چهل جزء ، مصطكي سي جزء ، كندر بيست جزء ، مردارسنگ و حنا از هر كدام پنجاه جزء ، صمغ سرو پنج جزء ، صمغ عربي پانزده جزء . اين داروها را با روغنهائي كه پيش از اين گفتيم خمير ميكنند اما بجاي روغن دنبه روغن مغز زردآلو تلخ بكار ميبرند و براي زخمهاي بدخيم زنگار يا توتياي هندي يا هر دو را اضافه ميكنند .
١٨ - دواء المدر : اين دارو قاعدهآور است . جندبيدستر نيم درهم ، پونه كوهي و نهري از هر كدام يك درهم آنها را با آب عسل ميخورند .
[ص 167] ١٩ - دهن الآس : اين دارو از ريزش مو در بيماري نارالفارسيه جلوگيري ميكند و براي داء الثعلب ( بيماري ريختن موي بدن ) مفيد است و مو را سياه ميكند . برگ مورد پانزده مثقال ، وسمه سه مثقال آنها را در چهارصد مثقال آب ميجوشانند تا نصف شود سپس آن را صاف كرده بيست مثقال روغن زيتون در آن ريخته ميجوشانند تا فقط روغن باقي بماند آنگاه شش مثقال لادن در آن ريخته و بكار ميبرند .
٢٠ - دهن الآس نوع ديگر : روغن زيتون صد جزء ، برگ و پوست مورد بيست جزء آنها را كوفته و كمي ميجوشانند و صاف ميكنند و نگاه ميدارند و بهنگام نياز آن را نيمهگرم در گوش ميچكانند تا درد آن را آرام كند .
٢١ - دهن الابلج : اين روغن مو را سياه كرده و تقويت ميكند . پوست آمله ، برگ مورد ، پوست ريشه سرو از هر كدام ده جزء آنها را در دويست و چهل جزء آب ميجوشانند تا نصف شود سپس آنها را ميفشارند و عصاره را در يكصد و بيست جزء روغن كنجد ميپزند تا آب آن تمام شود .
٢٢ - دهن اصل السوس : اين دارو جراحتها را التيام ميدهد . ريشه شيرينبيان را ميجوشانند تا قواي آن خارج گردد ، سپس صاف كرده با روغن كنجد ميجوشانند تا فقط روغن باقي بماند آنگاه آن را در زخمهاي ساده و يا همراه با مرهمها در قرحهها بكار ميبرند . و هر كس بخواهد ميتواند سندروس يا كهربا يا زاج سفيد ( شب يماني ) و يا ابوخلساء ( هوچوبه ) بآن بيفزايد .
٢٣ - دهن الافسنتين : مقداري از آن را خرد كرده در آب گرم ميريزند تا تخمير شود آنگاه آن را تقطير كرده روغنش را از آب جدا ميكنند سپس آب را چند بار تقطير ميكنند تا بحد اشتعال برسد آن روغن و جوهر براي همه بيماريهاي معده بسيار نافع ميباشد . ( مؤلف (اع) در حاشيه ميفرمايد : [ص 168] بطوري كه آزمودهايم عرق افسنتين براي شكم درد بسيار مفيد است از آن غافل مباش ) .
٢٤ - دهن الانتيموان : مقداري انتيموان را سائيده و سركه تقطيرشده بر آن ميريزند كه روي آن بايستد و آن را ميگذارند تا سركه قرمز شود آنگاه آن را صاف ميكنند و دوباره بر انتيموان سركه ميريزند و تقطير ميكنند تا رنگش را بگيرد و آن قدر تكرار ميكنند تا ديگر رنگي نداشته باشد و سپس سركه را با ملايمت تقطير ميكنند تا روغن در ته قرع باقي بماند و آن را چهل روز در شكمبه اسب ميگذارند تا صاف شود و برميدارند اين دارو براي انواع قرحهها و سرطان مفيد است .