٢ - گلشكر : مرباي گل سرخ است براي تبهاي بلغمي ، سودائي و مركب و درد معده و تقويت معده و هاضمه مفيد و لينتآور و مفرح است ، قلب را نيرو ميبخشد ، بلغم رقيق و صفرا را بيرون ميراند و كمي قابض است ماساريقا را باز ميكند و براي ضعف معده ، كبد ، كليه ، خفقان گرم ، غش و بيماريهاي ريه ، رحم و مقعد مفيد است مقدار خوراكش پنج مثقال است و ريه را بخصوص تقويت ميكند . راه ساختن آن اين است كه گل سرخ تازه را گرفته و گلبرگهاي آن را درآورده و بيخ آنها را كه سفيدرنگ است يعني آنجا كه در ته گل فرو رفته ميچينند و بيرون ميريزند سپس باقي را در هاون ميكوبند و بر پارچهاي پهن ميكنند تا رطوبتش خشك شود آنگاه آن را در ظرف شيشهاي سبزي ريخته و دو برابرش شيره شكر يا عسل بر آن ريخته و با دست بهم ميزنند تا خوب مخلوط شود و آن را چهل روز در آفتاب قرار ميدهند و چيزي بر آن ميگذارند تا غبار داخل نشود و هر روز صبح يك بار و شب يك بار بر هم ميزنند و هر گاه كه خشك شد شكر يا عسل بر آن ميافزايند و بعد آن را برميدارند و پس از شش ماه بكار ميبرند . ما گل را كوفتيم و در ديگي ريخته و شكر صافكرده با كمي گلاب بر آن ريختيم و با آتش ملايمي پختيم تا بقوام [ص 116] آمد و اين آسانتر و بهتر بود .
٣ - جوارشن افضلي : معده و هاضمه را نيرو ميبخشد ، بادشكن و بازكننده گرفتگيها است و اعضاء رئيسه را تقويت و از بالا رفتن بخارها جلوگيري ميكند فراموشي را كم و حواس را نيرومند مينمايد . سياهدانه سي و پنج مثقال ، آويشن دوازده مثقال ، فلفل پانزده مثقال ، پوست هليله كابلي ، پوست بليله ، آمله پوستگرفته از هر كدام ده مثقال ، هليله سياه پنج مثقال ، زنيان ، مغز پسته از هر كدام ده مثقال ، زيره كرماني ، هل پوستگرفته ، زرنباد ، باديان رومي ( انيسون ) ، مصطكي ، عود قماري از هر كدام پنج مثقال ، مويز دانهگرفته سي مثقال همه را كوفته با عسل معجون ميسازند و خوراكش از يك تا سه مثقال است .
٤ - جوارشن انطاكي : معده را تقويت ميكند و بادشكن است ، انيسون ، گشنيز از هر كدام يك جزء ، مصطكي نصف جزء همه را با آب نعناع و سركهاي كه كمي بوره در آن ريختهاند ميكوبند و با عسل و آمله معجون و با صندل سائيده معطر ميكنند .
٥ - جوارشن جالينوس : براي مزاجهاي سرد مفيد است سنبل هندي ، هل ، دارچيني ، دارچيني ختائي ، خولنجان ، قرنفل ، سعد ، زنجبيل ، فلفل سفيد ، دارفلفل ، قسط بحري ، چوب بلسان ، اسارون ، دانه مورد ، ني نهاوندي ، زعفران ، جنطيانا ، حب الغار ( ميوه درخت غار ) از هر كدام دو مثقال ، مصطكي ده مثقال ، قند سفيد و عسل هر كدام باندازه مجموع همه را خمير كرده از يك تا سه مثقال ميخورند .
٦ - جوارشن زعفران : باه را تقويت كرده و مني را نگه ميدارد قلب را شاد ميسازد و نشاط آور است ، زعفران ، عود هندي ، قرنفل ، بسباسه ، عاقرقرحا ، [ص 117] خولنجان ، دارچيني ، زنجبيل ، دانه هل ، مصطكي از هر كدام شش درهم ، مغز بادام شيرين پوستگرفته چهار درهم ، نبات سي و پنج درهم . نبات را حل كرده و داروها را با آن معجون ميكنند اندازه خوراكش يك مثقال است .
٧ - جوارشن الزوفا اليابس : براي نزلهها و پاكسازي مغز ، معده ، سرفه و گوارش . زوفا ، حاشا ( آويشن شيرازي - پونه كوهي ) ، ريشه سوسن ( زنبق سفيد ) و فلفل از هر كدام سي جزء ، پونه ، آويشن ، زيره كرماني و سداب از هر كدام بيست جزء ، انجير زرد ، كتيرا ، ريشه شيرينبيان ، خرماي هيروني كه پوست و هسته آن را گرفته باشند ( خرماي هيروني خرمائي ريز و قرمزرنگ است كه هستهاش بسيار كوچك است . مؤلف (اع) ) ، مويز دانهگرفته و باديان از هر كدام ده جزء ، زنجبيل ، باديان رومي ( انيسون ) ، كراويا ( زيره دشتي ) ، تخم شقاقل ( دوقو ) از هر كدام دو جزء همه را ميكوبند و پس از بيختن با شيره شكر خمير ميكنند .
٨ - جوارشن السماق : معده را تقويت ميكند و اسهال صفرائي را بند ميآورد ، سماق پاككرده ( بدون دانه ) سه درهم ، آرد ميوه سدر ، آرد جو ، نان خشك ، خرنوب شامي از هر كدام دو درهم همه را ميكوبند و ميبيزند و با شربت سيب ( شراب التفاح ) عجين ميكنند خوراكش سه درهم است .
٩ - جوارشن العنبر : اسهال را قطع و معده را تقويت ميكند ، ورم را ميزدايد و رنگ چهره را نيكو ميكند . عنبر دو مثقال ، مشك خالص چهار دانق ، نبات هشتاد مثقال ، عنبر و مشك را با كمي نبات ميكوبند و ميبيزند و باقي نبات را در چهل مثقال گلاب حل كرده ميجوشانند تا غليظ شود بعد آن را ميزنند تا سفيد گردد و اجزاء را با آن مخلوط كرده ميزنند تا كاملا با هم بياميزند و آنگاه قرصهاي يك مثقالي ميسازند و اندازه خوراك آن يك [ص 118] قرص همراه با گلاب است .
١٠ - جوارشن العود : بادشكن است و خفقان را ميزدايد و از نگرانيها ميكاهد و فرحآور و مقوي معده و گوارش است ، عود هندي ، باديان ، تخم كرفس ، وج تركي ، سنبل از هر كدام سه درهم ، كافور قيصوري ربع درهم ، مشك يك سوّم درهم ، بسباسه ( پوست داخلي جوزبويا ) ، نارمشك ، سُعد كوفي ، قرنفل بستاني ( فرنجمشك ) ، زرنب ، زرنباد از هر كدام يك مثقال ، دارچيني ، مصطكي رومي ، زنجبيل ، فلفل ، قرنفل از هر كدام دو درهم ، گاوزبان پنج درهم همه را طبق معمول با عسل خمير ميكنند .
( مؤلف اعلي الله مقامه در حاشيه ميافزايد : در كتاب صلاحالصلاح آمده است كه جوارشن عود معده و قلب را تقويت كرده و براي پيران مفيد است و مركب است از عود هندي ، قرنفل ، زنجبيل ساذج هندي ، هل ، قرنفل بستاني ، دارفلفل باندازه مساوي كه با عسل صافكرده طبق معمول عجين ميشوند ) .
١١ - جوارشن كتيرا : براي بيماريهاي سينه ، تنگي نفس ، ذات الريه مفيد است معده و گوارش را تقويت ميكند . كتيرا و گل زوفا از هر كدام چهل و هشت درهم ، مغز پسته پوستگرفته و مغز بادام پوستگرفته از هر كدام شش درهم ، بزر كتان ، تخم شنبليله و دارچيني از هر كدام چهار درهم ، ريشه و رب شيرينبيان و زنجبيل از هر كدام دو درهم ، مقداري شكر سفيد را در آب حل كرده و داروها را با آن مخلوط ميكنند تا منعقد شود .
١٢ - جوارشن اللؤلؤ : معده و اندامهاي رئيسه را تقويت ميكند جنين و رحم را نيرو ميبخشد و از افتادن جنين جلوگيري مينمايد . مرواريد ناسفته و عاقرقرحا از هر كدام يك درهم ، زنجبيل و مصطكي رومي از هر كدام چهار درهم ، زرنباد ، درونج عقربي ، تخم كرفس ، شيطره هندي ، هل ، جوزبويا ، [ص 119] بسباسه و قرفة الطيب ( يا قرفة القرنفل پوست درختي است كه بوي قرنفل ميدهد ) از هر كدام دو درهم ، بهمن سفيد ، بهمن سرخ ، فلفل و دارفلفل از هر كدام سه درهم ، دارچيني پنج درهم ، شكر خالص به اندازه مجموع اندازه خوراك آن به اندازه يك دانه بلوط است و ادامه خوردن آن جنين را نگاه ميدارد .
١٣ - جوارشن النانخواه : قابض است و براي بيرونروي ، سوء هضم ، نفخ و قرقر شكم مفيد است . باديان ، گل انار فارسي و كندر باندازه مساوي و پارهاي پوست پسته سبز را نيز افزودهاند همه را ميكوبند و با مويز كوفته همراه با دانهاش معجون درست ميكنند . اندازه خوراكش صبح و شب هر بار دو مثقال است .
١٤ - جوهر الانتيموان : انتيمون را ميسوزانند تا سفيد شود و اگر قرمزرنگ شود بهتر است آنگاه صاعد الشراب ( شناخته نشد ) را بر آن ريخته و درش را محكم ميبندند و بمدت دوازده روز در جاي گرمي نگه ميدارند سپس آن را تقطير ميكنند و موادي را كه در ته ظرف باقيمانده براي مصرف برميدارند و تا چهار حبه از آن بمناسبتهاي مختلف مانند : تبها ، استسقاء ، بيماريهاي رحم ، صرع ، حب الافرنجي ، قرحههاي بدخيم ، بواسير ، آكله و سرطان ميخورند .
( مؤلف (اع) در حاشيه اضافه فرموده : در يكي از كتابهاي فرنگي ديدم ترتر انتيموان گرم و خشك است و سميت دارد خلطهاي سوخته را از اطراف بدن با نيروي زياد ميكشد و زياد قي ميآورد و از آن قويتر در مسهلها نيست اندازه خوراكش تا يك نخود است كه آن را در يك كاسه آب سرد حل و سپس با پنبه صاف ميكنند و يك فنجان از آن مينوشند پس از آن هر ده دقيقه يك بار ميآشامند تا قي شروع شود و باقي را نميآشامند و نيز به بچهاي كه رطوبتها در سينه و بلغم در بدنش جمع شده ربع مثقال از آن محلول ميدهند و پيش و پس از آن بايد [ص 120] آب گرم بخورند تا به قي كمك كند و بايد بچه را از هواي سرد محفوظ نگاه دارند و اگر زياد عمل بياورد كمي روح الافيون را با آب ممزوج كرده باو ميدهند اما تا وقتي كه بيماري شديد نباشد نبايد از آن تجويز شود زيرا زيانش بيشتر است . اين دارو از نمك تارتار و انتيموان سوخته بدست ميآيد . اما اين قسمت در متن نيست و در آخر كتاب آمده است . و اضافه فرموده : در يكي از كتابهاي فرنگي ديدم كه راه ساختن انتيموانِ قيآور اينست كه انتيموان تكليسشده چهار جزء ، نمك تارتار ( تارتارات دوسود ) صافشده هشت جزء آنها را در ظرفي شيشهاي بمدت يك ساعت ميخيسانند و بعد ربع ساعت ميپزند و پنج برابرش آب مقطر بآن ميافزايند بعد با كاغذ صاف ميكنند و با گرماي كم آب را خشك ميكنند تا نمك مانند بلور منعقد گردد كه نيم درهم آن سم كشنده است و اگر باندازه يك خوراك از آن بخورند قيآور است اما اگر آن را در يك روز كمكم بياشامند بلغم را خارج كرده عرق ميآورد . و قسم ديگر جوهر انتيمون اين است كه يك جزء بلور انتيمون و يك جزء نمك تارتار را ميكوبند و با آب مقطر مخلوط كرده ميجوشانند تا غليظ گردد سپس آن را ميگذارند تا مانند بلور ببندد و خشك ميكنند و ميكوبند و برميدارند ) .
١٥ - جوهر الحُمّاض ( اين دارو ظاهرا همان اسيد اگزاليك معروف است . مترجم ) : ترشك كوهي گياهي با برگي شبيه بنفشه است كه ساق برگهايش مايل بقرمزي است و در كوهها زير برف و در جاهاي مرطوب كوهها و يا جاهاي مرطوب ديگر ميرويد مزهاش خيلي ترش است آب اين گياه را با فشار دادن ميگيرند و در قرعي ميريزند و در حمام ماريه ميگذارند تا ماده سبزي تهنشين كند و آب زلالي روي آن بايستد اين آب را با قاشق ميگيرند و در ديگ تميزي ميجوشانند تا بقوام عسل درآيد آنگاه آن را در [ص 121] سينياي محفوظ از غبارها ميريزند تا خشك و بلوري شود اگر يك دانق از اين جوهر را در آب حل كرده يك دانق نمك قليا در آن بريزند و در حال جوشيدن آن را بنوشند غذا را بتحليل ميبرد و تشنگي را فرو مينشاند و بايد آن را پس از غذا و يا در هنگام گوارش آن بنوشند قي و تهوع صفرائي و اشتهاي بيش از اندازه را تسكين ميدهد براي درمان يرقان و تقويت كبد سودمندست و التهاب آن را فرو مينشاند و بمزاج لينت ميدهد .
١٦ - جوهر التوتيا : ده مثقال توتياي هندي را با چهل مثقال آب مقطر در ديگ سنگي پاكيزهاي ميجوشانند و بعد يك مثقال براده آهن را ميگيرند و در آن ميريزند و ربع ساعت با آتش ملايمي ميجوشانند تا توتيا مانند بلور منعقد گردد آن را برداشته و نگاه ميدارند از اين دارو چهار تا دوازده گندم براي قي و اسهال همراه با آب جوجه به بيمار ميخورانند .
حرف « ح »
١ - حافظ الصحه : دارفلفل ، دارچيني ، باديان و جوزبويا از هر كدام يك جزء ، مشك يك سوم جزء ، مصطكي دو جزء ، كُندر يك جزء و نيم ، جوزماثل ( تخم تاتوره ) باندازه مجموع آنها همه را با عسل خمير ميكنند اندازه خوراكش يك نخود است و ممكن است آن را مانند معجونها نگاه بدارند و يا حب كنند كه باين صورت براي نگاهداري آسانتر ميباشد . تخديركنندهاي قوي است و براي هر كس كه حب الشفا برايش سودمند است مفيد ميباشد مگر اينكه آن حب براي صاحبان مزاج گرم و اين براي كساني كه مزاج سرد دارند بهتر است . خاصيتهاي اين دو قرص قابل شماره نيست بطور خلاصه براي همه بيماريهاي رطوبتي ، دردهائي كه از زيادي حس عضو و يا از [ص 122] بخارات است و نزلهها ، كرمها ، اشتهاي خوردن چيزهاي ناباب ( مانند زغال ) ورم ، دانهها ، طاعون و بطور كلي تبها پس از نضج مزاج و رسيدن وقت نوبه مفيد است و براي هر بيماري بمناسبت ميتوان آن را بكار برد .
( مؤلف اعلي الله مقامه در حاشيه ميفرمايد : در كتاب مجمعالجوامع آمده است كه حافظ الصحة براي اين بيماريها مفيد است : سرفه ، تنگي نفس ، استسقاء ، تبهاي بلغمي مزمن ، سردردي كه از خشكي مغز يا كرم معده باشد ، سردرد توأم با تنفر از نور يا درد سر عمومي مانند سردرد حاصل از گذاشتن كلاهخود ، ماليخوليا ، بيخوابي ، سرگيجه ، سردردي كه از بخار معده و ضعف آن است و چشم خرابي ناشي از بيماري مغزي ، اشكريزي ، ضعف بينائي ، خارش پلكها كه ناشي از اشكريزش و زكام باشد ، سستي لثه و خونريزي آن ، سيلان آب دهن و درد معده اگر از حرارت باشد ، بادگلو ، تهوع و قي اگر از ضعف معده باشد ، ميل بخوردن چيزهاي ناباب ، كمي اشتها ، ضعف معده و ترشي آن ، اشتهاي غير طبيعي ، استسقاء گوشتي ، سلس البول ، زيادي احتلام ، سرعت انزال ، ضعف نيروي باه ، عقيمي مرد كه در اثر رطوبت باشد ، باد مثانه ، مفاصل ، نفخها ، دانهها ، طاعون ، تب مطبقه ، تب يك در ميان همراه با نوع ديگر تب ، ورمهاي سست ، درد دندان سالم ، ورم زبان كوچك ، ورم لوزتين ، گرفتگي صدا ( كه در اين حال بايد با عسل همراه خورده شود ) ، سختي نفس كشيدن ، تنگي نفس ( در اين حال بايد با جلاب همراه با لعابها خورده شود ) ، سرفه همراه با خون سينه ( همراه با شيرابه بارهنگ يا شيرابه خيارچنبر ) ، ذاتالجنب ( هر شب بايد خورده شود ) ، تب دائمي و دو روز در ميان پس از وقت نوبه ، تبهاي همهگير ( پس از فصد همراه با آب انار ترش يا شيرين [ص 123] و آب غوره ) ، كهير ( پس از غذا خورده شود ) و بايد از استعمال آن در اول بيماري و قبل از پاكسازي خودداري كنند ) .
٢ - حافظ العقل : حواس ظاهري و باطني را حفظ ميكند . شيره آمله ده مثقال ، پوست هليله زرد ، پوست هليله كابلي و بليله ، هليله سياه از هر كدام پنج مثقال ، تباشير سفيد ، صندل سفيد ، ابريشم مقراضشده ، كندر ، بادرنجبويه ، سوسنبر ، مغز نارگيل ، مغز پسته ، اسطوخودوس ، گل بابونه از هر كدام يك مثقال همه را ميكوبند و ميبيزند و با بيست مثقال روغن بادام چرب ميكنند ، مويز دانهگرفته ، عسل مصفي ، نبات سفيد از هر كدام چهل و پنج مثقال ، مويز را در عرق قرنفل بستاني ميپزند تا له شود و حل گردد و سپس آن را صاف كرده با داروها و عسل معجون ميسازند .
٣ - حب ابن الحارث : براي تبهاي بلغمي و دردهاي آن و بهق . هليله سياه ، هليله زرد ، صبر ، انزروت ، مقل ، سكبينه ، پيه هندوانه ابوجهل از هر كدام پنج جزء ، خردل سفيد ، آويشن شيرازي ، زيره ، سياهدانه ، نمك تبرزد ، مصطكي از هر كدام يك جزء صمغها را در آب تره حل ميكنند و داروها را در آن ريخته و حب ميكنند اندازه خوراك آن هر روز ظهر يك مثقال است و غذاي مريض شورباي زيره است و بيمار در مدت دو روز چيزي غير از آن نبايد بخورد .
٤ - حب اذاراقي : كه مبدل المزاج ( ديگرگونكننده مزاج ) نيز ناميده شده عادت ترياك را قطع ميكند و براي سستي اعصاب ، فلج و بيماريهاي سرد ، درد مفاصل ، عرق النسا ، ادرار بياختيار مفيد است : سه مثقال اذاراقي را در شير ميخيسانند و سپس پوستش را گرفته و آن را با سوهان براده ميكنند آنگاه گاوزبان سائيده ، كتيرا ، زرنباد ، مغز نارجيل پوستگرفته ، [ص 124] استوخودوس ، مغز جلغوزه ، شقاقل از هر كدام سه مثقال ، هل ، عود هندي ، صندل سفيد ، قرنفل از هر كدام يك مثقال ، آمله دانهگرفته ، هليله سياه از هر كدام پنج مثقال همه را ميكوبند و با عسل مومگرفته حب ميكنند و يا اگر عسل را سه برابر كنند بصورت معجون ميشود اندازه خوراكش يك تا دو مثقال است .
٥ - حب اذاراقي ديگر : براي درمان اسهال اذاراقي را ميشكنند و در آبي كه باندازه دو انگشت روي آن بايستد خيس ميكنند سپس ميجوشانند تا خشك و سياه شود بعد ميكوبند و با ترياك ، فلفل و گل ارمني باندازه مساوي با آب خمير ميكنند سپس باندازه دانه خردل حب ميكنند و اندازه خوراكش تا سه حب است و براي تبهاي بلغمي همراه با شيره زيره سفيد بايد خورده شود و اگر بر دندان دردناك گذارده شود آن را تسكين ميدهد .
٦ - حب الاستسقاء : برگ عنصل ( پياز دشتي ) تازه و باندازه آن اُشق را ميكوبند و با شربت ريوند باندازه نخود حب ميكنند اندازه خوراكش ده تا پانزده حب است .
٧ - حب الاشتهاء : زنجبيل و زنيان از هر كدام پنج جزء ، قرنفل و دارچيني از هر كدام سه جزء ، شكر تبرزد دوازده جزء ، صمغ عربي نصف جزء ، صمغ را در آب يا گلاب حل كرده و داروها را ميكوبند اما زياد نميسايند و با آن خمير و حب ميكنند اين دارو زيان ميوهها را دفع و اشتها را زياد و بگوارش كمك ميكند و اسهال رطوبتي را كه از خوردن ميوهها پيدا شده باشد بند ميآورد و براي دردهاي شكم كه از بادها و سردي باشد نيز مفيد است مقدار خوراك آن سه درهم است .
٨ - حب الاشق : صابون حلبي ( نوعي صابون مرغوب بوده كه در شهر حلب ساخته ميشده ) ، اشق و رب بابونه باندازه مساوي با شربت ريوند به [ص 125] اندازه نخود حب ميشود اندازه خوراكش نيم درهم تا يك درهم است براي ورم كبد و طحال مفيد است بستگيها را باز ميكند و بادها را بتحليل ميبرد و براي قولنج سودمند است .
٩ - حب الاصطمحيقون : بدن را از اخلاط پاك و سلامتي را حفظ ميكند وسواس را ميزدايد ، بيماريهاي سودائي ، خفقان قلب و ضعف معده را بهبود ميبخشد . صبر پانزده جزء ، بسپايك ، انتيمون از هر كدام شش جزء ، سقمونيا ، غاريقون ، پيه هندوانه ابوجهل از هر كدام سه جزء ، سنبل ، دارچين ختائي ، زعفران ، تخم بلسان ، نمك هندي ، اسارون ، وج ، عود ، مصطكي ، شيرابه افسنتين ، ريشه اذخر ، زرآوند و دارچيني از هر كدام يك جزء و گاه ايارج بآن افزوده ميشود در پارهاي از نسخهها هليله و تربد را هم ذكر كردهاند و ما اين حب را با همه اجزائش ذكر كرديم زيرا در حديثي ديدهام كه كسي از امام عليه السلام براي خوردن اين حب كسب اجازه كرده و ايشان استعمال اصطمحيقون را اجازه فرمودهاند و بهمين جهت ما از آن ياد كرديم .
١٠ - حب اطريفال المقل : براي بواسير جدا سودمند است ، هليلههاي پنجگانه ( هليله زرد ، هليله سياه ، هليله كابلي ، هليله سبز چيني ، هليله هندي . مترجم ) ، مصطكي از هر كدام پنج جزء ، تربد بيست جزء ، مقل سي و هشت جزء ، حرف ( تخم خردل ) ده جزء ، مقل را در آب تره حل كرده و داروها را با آن مخلوط كرده و با عسل حب ميكنند .
( مؤلف (اع) در حاشيه ميفرمايد : اين حب بآزمايش رسيده و بسيار مفيد است ) .
١١ - حب الافربيون : براي بيماريهاي مزمن و سخت مانند عرق النسا ، زرداب ، برص ، بهق ، جذام و زخمهاي بدخيم ، جرب ( گال ) و قوباء پس از استعمال منضج كمكم بكار ميرود ، گوگرد ، تنكار ( بوره ) ، افربيون ، جيوه به [ص 126] اندازه مساوي ، جيوه را با گوگرد ميكشند و ساير داروها را مانند غبار سائيده و مخلوط و با صمغ عربي باندازه دانه فلفل حب ميكنند اندازه خوراكش نه حب است كه بايد با آب سرد خورده شود و از چيزهاي گرم مطلقا بايد پرهيز كنند چون آن را از كار بازميدارد و اگر عمل نياورد لعاب بهدانه و يا لعاب اسفرزه را سرد بايد بخورند اگر پيچش پيدا شد روغن بادام ميخورند اگر سوزشي در مقعد پيدا شد با دُهْن الوَرد بايد چرب كنند . غذاي ظهر بيمار پس از تمام شدن عمل شوربا و در شب برنج است و براي جلوگيري از ناراحتي گلو ( كه در اثر خوردن جيوه پيدا ميشود . مترجم ) بايد حبها را با چيزي بپوشانند ( مانند خمير و امثال آن . مترجم ) و اگر عمل نياورد بايد چيزهاي سرد و لعابها و روغن بادام بياشامند .
١٢ - حب الافيون : اين حب براي كسي خوب است كه ميخواهد معتاد به ترياك شود و ما خود آن را تركيب كردهايم و كوشيدهايم كه بيشتر زيانهاي ترياك كم شود اما منافع ترياك را داشته باشد اين حب حافظه و فهم را چندان كم نميكند و بيخوابي ، نفخ ، بدي گوارش ، نگراني و غمي در پي آن نيست و مانند ترياك براي باه و اعصاب ضرر ندارد بلكه نفخ را تمام ميكند و رطوبتها را دفع ميكند و از سرعت انزال ميكاهد ، سر را از نزله حفظ ميكند و سلامتي را نگاه ميدارد و بطور خلاصه تركيبي بسيار خوب ميباشد و بتجربه هم رسيده ، ترياك را در آب گرم حل و سپس با پارچهاي صاف و در سايه خشك ميكنند دو مثقال از آن و رب السوس ( رب شيرينبيان ) كاملا صافشده ، زعفران ، دارچيني ، مصطكي و فلفل سياه از هر كدام نيم مثقال ، عنبر يك مثقال داروها را ميكوبند ترياك و مصطكي و رب السوس را در كمي آب و عنبر را در كمي روغن بادام حل ميكنند داروها را در مقداري از محلولها ريخته [ص 127] و روغن و عنبر را بر آن ميافزايند و روي آتش ملايمي بهم ميزنند تا كاملا مخلوط شود و اگر كسي بخواهد آن را بنا بمعمول بيرنگ ميكند و سپس بر آتش ملايم ميگذارند تا بتوان آن را حب كرد سپس باقي محلول را در آن ريخته و غليظ و سپس باندازه دو گندم حب ميكنند مقدار خوراكش يك حب و يا بيشتر بقدر تحمل است . اما اي برادر بتو وصيت ميكنم كه تا ميتواني از ترياك بپرهيز زيرا زيانش اندازهاي ندارد و منافعش را ميتوان از ساير داروها بدست آورد و بزرگترين ضررش اين است كه دل را ميميراند و آن را مانند پارچه كهنه ميكند و اين شكستگي را با هيچ چيز نميتوان ترميم كرد اما بذرالبنج همه خواص ترياك را دارد و ضررهاي آن را ندارد و بهمين دليل در دواي جامع رضوي ترياك حذف شد و بجاي آن بذر البنج ذكر شده .
١٣ - حب الافيون الهندي : براي دفع ضرر ترك ترياك ، درد سر ، امراض گرم و سرد ، تبهاي دائمي و نوبه كه بايد قبل از وقت نوبه خورده شود و درد قولنج را مينشاند و عمر را زياد و سلامتي را حفظ ميكند . تخم تاتوره دوازده درهم ، ريوند چيني هشت درهم ، زنجبيل ، زعفران ، ترياك و صمغ عربي از هر كدام دو درهم ، ترياك و زعفران و صمغ را در آب حل و با باقي خمير و باندازه نخود حب ميكنند و اندازه خوراكش يك حب است .
١٤ - حب الانتيموان الزجاجي : بر مقداري انتيموان شيشهاي سركه انگور ريخته و بر آتش ميگذارند تا خشك شود يك اوقيه از آن را با يك اوقيه ترياق خوب و يك درهم از هر يك از اين داروها : جوزبويا ، بسباسه ، پوست نارنج ، مرجان و همچنين قرنفل ، باديان و گشنيز از هر كدام يك اوقيه سائيده و آن را با آب باندازه لوبيا حب ميكنند اين حب بنحو عجيبي براي طاعون ، تب دو در ميان ، استسقاء ، بيماريهاي مزمن و تبهاي عفوني بدخيم ، [ص 128] خلطها ، ماليخوليا ، جنون و بيماريهاي مغزي مفيد است و سمهاي كشنده را دفع ميكند اندازه خوراكش يك تا دو حب است .
١٥ - حب الانتيموان السكري : روغن انتيموان شكري يك اوقيه ، صبر نيم اوقيه ، عنبر دو درهم ، زعفران نيم درهم همه را مخلوط كرده و حب ميكنند داروئي است عرقآور و ضد لرز و پيش از هنگام رسيدن تب سه نخود از آن ميخورند .
١٦ - حب اندروخون : براي بيماري نار الفارسيه ( سيفليس ) و قرحههاي مزمن مفيد است : آرد گندم هشت مثقال ، جيوه شسته سه مثقال ، ترياك و عنبر اشهب از هر كدام نيم مثقال بجز جيوه همه را ميكوبند و ميبيزند و جيوه را با داروها سائيده و ميكشند و حب ميكنند اندازه خوراكش دو مثقال بمدت چهار روز پس از پاكسازي مزاج است و بايد از ترشيها و نمك پرهيز كنند سپس اين دارو را بمدت سه روز بايد بخورند : زرآوند مدحرج ، كندر ، مازو از هر كدام يك مثقال ، زاج سفيد ( شب يماني ) ، مرّ مكي از هر كدام چهار مثقال ، قلقديس ( نوعي زاج سفيد ) يك مثقال ، آنها را ميكوبند و ميبيزند و حب ميكنند اندازه خوراكش يك مثقال است .
١٧ - حب الاهليلج : براي دفع سودا و صفرا مفيد است و اثر بدي هم ندارد . پوست هليله زرد و هليله كابلي ، بليله ، هليله سياه ، آمله دانهگرفته و سناي مكي از هر كدام دو دانق ، سقمونياي برشته يك دانق همه را ميكوبند و پس از بيختن با روغن بادام چرب و با مويز دانهگرفته خمير و حب ميكنند و بر روي آن برگهاي از نقره ميگيرند و در هنگام خواب با آب نيمهگرم ميخورند و گاه لاجورد و حب النيل از هر كدام يك دانق بر آن ميافزايند و اين اندازهها براي يك خوراك است .
[ص 129] ١٨ - حب الايارج : اين دارو بوسيله مرحوم شيخ احمد احسائي اعلي الله مقامه تركيب شده : ايارج فيقراء ، تربد ، هليله زرد از هر كدام دو جزء ، نمك هندي سه جزء ، سقمونيا ( محموده ) نصف جزء ، مقل يك جزء ، ايارج را حب و در سايه خشك كرده با اين داروها ميكوبند و باندازه نخود حب و در سايه خشك ميكنند مقدار خوراك آن از شانزده تا بيست حب است كه در هنگام خواب بايد خورده شود مغز را از بخارها پاك ميكند رطوبت را ميزدايد و قي را با نيروي عجيبي بند ميآورد و شيخ اعلي الله مقامه در اصل ايارج هم باندازه يك جزء مقل افزوده است كه براي دفع ضرر صبر از اندامهاي پائين بهتر است .
١٩ - حب الايارج نوع ديگر : تربد ، ريوند ، سنا ، هليله زرد و سياه از هر كدام پنج مثقال ، مصطكي ، سنبل ، دارچين ختائي ، عود قماري ، دارچيني ، زنجبيل از هر كدام يك مثقال ، دانه نيل ( حب النيل ) ، اسارون ، تخم باديان ، گل سرخ از هر كدام سه مثقال ، صبر سقوطري هشت مثقال ، پيه دو عدد هندوانه ابوجهل . داروها را ميكوبند و در آب گرم خيسانده و در جاي گرمي ميگذارند تا چهار روز بماند سپس با آتش ملايمي ميجوشانند تا نيروي داروها كاملا بيرون بيايد آنگاه آن را با پارچه كلفتي صاف كرده با ملايمت ميجوشانند تا بتوان آن را حب كرد اندازه خوراك آن تا يك مثقال است كه شبهنگام بايد خورده شود و اگر صبح داروي مليني بخورند بهتر است زيرا اخلاط سهگانه بخصوص بلغم و سودا را بيرون ميراند ، سر را از مواد زائد پاك ميكند براي چشم مفيد است و مواد را از عمق بدن جذب مينمايد ان شاء الله .
٢٠ - حب الايارج نوع ديگر : براي ناراحتيهاي سر ، معده و استفراغ مواد زائد مفيد است . ايارج فيقراء شش درهم ، تربد ابيض چهار درهم ، [ص 130] نمك هندي دو و نيم درهم ، آنها را با آب كرفس حب ميكنند اندازه خوراكش دو تا سه درهم است .
٢١ - حب الايارج نوع ديگر : براي تبهاي نوبه بلغمي سودمند ميباشد . ايارج فيقراء يك جزء ، تربد ، غاريقون ( قارج چمن ) ، مقل ، سكبينه از هر كدام نصف جزء ، بوره ، نمك هندي ، انيسون ، هليله از هر كدام ربع جزء آنها را با آب كرفس حب ميكنند اندازه خوراكش يك مثقال است كه بايد با سكنجبين عسلي يا شراب الاصول خورده شود .
٢٢ - حب الايارج نوع ديگر : سودا را از اعماق بدن بيرون ميراند ، ايارج فيقراء ، افتيمون از هر كدام دو سوم درهم ، اسطوخودوس ، بسپايك ، فاريقون از هر كدام نيم درهم ، پيهِ هندوانه ابوجهل ربع درهم ، سقمونيا ، مقل ، نمك هندي از هر كدام يك دانق ، داروها را حب كرده ميخورند .
٢٣ - حب برء الساعة : خلطهاي غليظ را از اعماق بدن و مفصلها بيرون ميراند ، سورنجان ، پوست هليله زرد ، مصطكي ، سنا مكي را باندازه مساوي كوفته و با روغن بادام شيرين حب ميكنند و شبهنگام خواب دو درهم همراه با آب نيمگرم بخورند .
٢٤ - حب البلغم : عصاره ريوند يك جزء ، صبر سقوطري دو جزء آنها را با روغن بادام و كمي آب باندازه نخود حب كرده و هر روز چهار حب ميخورند اين حب بلغم را با ملايمت رفع ميكند و بآزمايش رسيده و سودمند است و بتجربه رسيده كه اگر همراه با نيم مثقال سنگ مرمر سائيده خورده شود بر عملش افزوده ميگردد و براي بيماريهاي سينه مفيد است .
٢٥ - حب البنفسج : صفرا و بلغم را ميراند . بنفشه ده جزء ، گل سرخ [ص 131] پاككرده ، تربد سائيده با روغن بادام هر كدام پنج جزء ، رُب السوس ( رب شيرينبيان ) ، كتيرا از هر كدام ده جزء ، سقمونياي برشتهشده سه جزء همه را كوفته و بجز سقمونيا باقي را ميبيزند و حب ميكنند اندازه خوراك آن دو مثقال است و اگر آن را همراه با ده جزء شيرخشت محلول در آب گرم بخورند مفيدتر است .
٢٦ - نوع ديگر حب البنفسج : كه صفرا و بلغم را با ملايمت دفع ميكند . بنفشه دو درهم ، تربد سفيد يك مثقال ، آن را حب كرده با شربت گل سرخ و يا آب نيمگرم ميخورند .
٢٧ - حب البواسير : براي بواسير و ناراحتيهاي مقعد مفيد است . هليلههاي پنجگانه ( هليله زرد ، هليله سياه ، هليله كابلي ، هليله چيني ، هليله هندي ) تخم مرو ( مرماحور ) و مقل از هر كدام يك جزء با عسل حب ميكنند و به هنگام نياز ميخورند .
٢٨ - حب البورق : مسهل خوبي است و براي قولنج مفيد است . بوره سرخ ، انغوزه باندازه مساوي كه باندازه باقلا بايد حب شود و خوراكش سه حب است .
٢٩ - حب التُربد : براي سنگيني گوش كه بر اثر جمع شدن باد و خلط غليظ و گرفتگي پيدا شده باشد سودمند است . تربد سفيد بيست درهم ، پيهِ هندوانه ابوجهل ده درهم ، انزروت دو و نيم درهم ، كتيرا هفت درهم ، هليله زرد ده درهم كه آنها را حب كرده و به هنگام خواب يك مثقال ميخورند .
٣٠ - حب التربد : مسهل ويژه استسقاء و همه بيماريهاي سرد است . تربد سائيده يك درهم ، غاريقون دو سوم درهم ، بزر گزنه نيم درهم ، فرفيون يك دانق ، همه را ميكوبند و پس از بيختن حب ميكنند و اين [ص 132] اندازهها براي يك خوراك است و ممكن است بصورت پودر خورده شود .
٣١ - حب التربد نوع ديگر : بجاي داروئي بنام لوغازيا خورده ميشود و اخلاط سهگانه را پاكسازي ميكند و براي ناراحتيهاي كمر و رانها و مفاصل و مانند آنها مفيد است . تربد ، پيه هندوانه ابوجهل از هر كدام ده جزء ، هليله زرد و سياه ، مقل ازرق ، بسپايك ( بسفايج ) از هر كدام هفت جزء ، اشق ، سكبينه ، سقمونيا ، غاريقون ، حب النيل ، افتيمون ، نمك نفطي ( نوعي نمك است كه آلوده بمواد نفطي است ) ، وج ، كتيرا ، استوخودوس از هر كدام پنج جزء ، صمغها را در آب گرم حل كرده و باقي داروها را همراه با هموزنشان ايارج فيقراء خمير و حب ميكنند اندازه خوراكش تا دو مثقال است .
٣٢ - حب التربد الصغير : بدن را از بلغم پاك ميكند . تربد اعلا يك و نيم درهم ، حب النيل تازه يك درهم ، پيه هندوانه ابوجهل دو دانق ، انيسون يك و نيم دانق ، كتيرا يك دانق ، يك دانق سكبينه را در آب حل و ساير داروها را با آن خمير و به اندازه دانه فلفل حب ميكنند و اين اندازهها براي يك خوراك ميباشد .
٣٣ - حب التربد الكبير : كه بعنوان جانشين ايارجهاي كبير و براي ناراحتيهاي سرد مانند سكته ، فلج ، بيحسي ، رعشه ، شخوص ( ماندن بر يك حالت ) ، از دست رفتن حافظه و زمينگيري و مانند آن بكار ميرود . تربد سفيدي كه با روغن سائيده باشند پانزده مثقال ، پيه هندوانه ابوجهل ده مثقال ، سقمونيا سه مثقال ، نمك هندي يك سوّم مثقال ، جندبيدستر دو مثقال ، سكبينه ، مقل ازرق از هر كدام دو و دو سوم مثقال ، فرفيون يك و دو سوم مثقال ، اندازه خوراك آن تا دو درهم است كه همراه با آب نيمگرم بايد خورده شود .
٣٤ - حب ترياق الافاعي : صبر سقوطري دو جزء ، مر مكي ، زعفران از هر كدام [ص 133] يك جزء قواي آن را ميگيرند ( ظاهرا مقصود اين است كه آن را ميخيسانند و ميجوشانند تا بقوام آيد ) و حب ميكنند اندازه خوراكش نيم تا يك مثقال است و براي همه بيماريهائي كه الكسير ذوالخاصية براي آن مفيد است سودمند ميباشد و نقل شده كه همه پزشكان بر آنند كه براي وبا و مقابله با سميت هوا مفيد است و همراه با گلاب بايد خورده شود و براي درد معده داروئي عجيب است . ( مؤلف (اع) در حاشيه اضافه فرموده : در نسخهاي كه يكي از تجربهكنندگان نوشته آنها را باندازه مساوي ذكر كرده و گفته است خاصيت آن بيش از اندازه است ) .
٣٥ - حب التمر : براي نگاه داشتن مني مفيد است ( يعني از سرعت انزال جلوگيري ميكند ) . دانه تمر هندي را چهار روز در آب ميخيسانند و سپس آن را پوست گرفته و خشك ميكنند و ميكوبند و يك جزء آن را با دو جزء قند مخلوط كرده و باندازه نخود حب ميكنند اندازه خوراكش دو حب است .
٣٦ - حب الجدوار : دو مثقال جيوه را در يك مثقال سليماني ( سوبليمه ) ريخته با آب دهن ميكشند ( يعني ميسايند تا كاملا مخلوط شود ) تا ديگر اثري از آن نماند سپس مصطكي ، كندر ، سورنجان مصري ، عاقرقرحا ، ريوند چيني از هر كدام دو مثقال ، جدوار هندي ، جندبيدستر ، صمغ عربي يا مقل از هر كدام نيم مثقال همه را ميسايند و پس از بيختن باندازه دو گندم حب ميكنند و هر روز صبح چهار و عصر سه حب از آن را ميخورند ، براي خنازير و بيماري سيفليس ، بيماريهاي سودائي ، زخمهاي سودائي مفيد است و اول بايد در مدت هفت روز يك در ميان تربد معدني محلول يعني كالومل ( باندازهاي كه در جاي خودش گفته شده ) و سپس هفت روز از اين حب بخورند اين حب براي جلوگيري از خونريزيهاي شديد ماهانه كه قطع نشده نيز مفيد است .
٣٧ - حب الجدوار المبهي : جدوار يك عدد ، زرنباد ، صندل ، قرنفل ، [ص 134] صمغ عربي ، درونج عقربي ، دارچيني ، زعفران ، مصطكي از هر كدام دو مثقال ، ترياك يك مثقال همه را ميكوبند و پس از بيختن با نبات محلول خمير و باندازه دو يا چهار گندم حب كرده و صبح ناشتا ميخورند اين حب باهآور و هضمكننده است بدن را نيرو ميدهد و از سرعت انزال ميكاهد و دل را شاد ميكند .
( مؤلف اعلي الله مقامه در حاشيه ميافزايد : در مجموعه يكي از مجربين نسخه اين حب چنين است : جدوار يك عدد ، عود قماري ، صندل سفيد از هر كدام دو مثقال ، مصطكي يك و نيم مثقال ، زعفران پنج و نيم مثقال ، زرنباد ، قرنفل ، صمغ عربي ، درونج عقربي ، فلفل از هر كدام دو مثقال ، عاقرقرحا نيم مثقال ، دارچيني ظاهرا دو مثقال همه را ميكوبند و پس از بيختن با نبات و آب حب ميكنند ) .
٣٨ - حب الجزمازج : براي اسهالهاي كبدي مفيد است . ترياك ، مازو ، گزمازه باندازه مساوي آنها را با آب صمغ حب ميكنند اندازه خوراكش يك سوّم درهم است خوردن داروهاي مخدر كار شايستهاي نيست مگر آنكه ناچار از آن باشند و بكار بردن شياف بهتر از خوردن و ضماد بهتر از شياف است و اگر كسي قوايش ضعيف و نبضش كمنيرو باشد و دست و پايش سرد شود استعمال مخدر برايش بهيچوجه جايز نيست .
٣٩ - حب الجَفْت : براي خونريزي زياد ماهانه و ساير ترشحات رحمي و فرج مفيد است . زاج سياه ، كاغذ ختائي سوخته ، جفت البلوط ، صدف سوخته ، شاخ گوزن سوخته ، مازوي سوختهاي كه آن را در سركه خاموش كرده باشند از هر كدام سه جزء آنها را ميكوبند و ميبيزند و يك جزء صمغ عربي را در آب و سركه باندازه چهار جزء و عرق برگ مورد يك جزو و نيم خمير كرده و آن را باندازه فندق حب ميكنند و بهنگام نياز يك حب از آن ميخورند .
[ص 135] ٤٠ - حب الجلابا : مغز بادام پوستگرفته برشتهشده ده مثقال ، گل سرخ پاككرده يك مثقال ، شكر سفيد ، جلب از هر كدام پنج مثقال همه را نرم ميكوبند و باندازه نخود حب ميكنند اندازه خوراكش يك مثقال است اين حب بلغم را بيرون ميراند .
٤١ - حب الجمرة : براي بيماري جمره ( آتشك ) مفيد است . صبر يك اوقيه ، بسپايك نيم اوقيه ، سقمونيا ، هليله پاككرده ، مصطكي از هر كدام سه مثقال ، گل ارمني يك مثقال ، آنها را با عرق كاسني خمير كرده ميخورند اندازه خوراك آن تا يك درهم است .
٤٢ - حب الجنطيانا : هليله سياه ، هليله كابلي ، بليله ، آمله ، از هر كدام پنج درهم ، تخم گندناي نبطي يك درهم و چهار دانق ، جنتياناي رومي يك درهم و دو دانق ، مقل اليهود سه درهم و دو دانق ، سكبينه يك درهم و دو دانق . مقل و سكبينه را در آب گندناي صافكرده بمدت يك شبانهروز خيس ميكنند داروها را نرم ميسايند و با آب گندنا خمير و به اندازه نخودي حب ميكنند مقدار خوراكش سه درهم است و همراه با نيم درهم روغن بان و نيز روغن مغز هسته زردآلو بايد خورده شود كسي كه گرفتار بواسير است هر هفته دو بار ميخورد و پس از خوردن ده خوراك بيماريش بهبود مييابد و ديگر برنميگردد .
٤٣ - حب الحلتيت : جندبيدستر يك مثقال ، و كسي كه از آن پرهيز ميكند بجايش چهار مثقال انغوزه و هشت نخود زرنباد را بكار ميبرد ، انغوزه ، بارزد از هر كدام دو مثقال ، ترياك شش نخود ، صمغ عربي نيم مثقال همه را مانند سرمه ميسايند و حل و غليظ ميكنند و باندازه وزن يك نخود حب ميكنند دو حب از آن ريزش خون قاعدگي و يك حب آن همراه با يك فنجان عرق بهار نارنج نفاس و خون [ص 136] بواسير را بند ميآورد و با اينهمه جنين را ميكشد و مياندازد و تحليلبرنده و بازكننده ، ادرارآور و موجب قاعدگي ، تقويتكننده باه است و رطوبتها را دفع ميكند و درد مفاصل را آرام مينمايد و از اسهال رطوبتي و پيچش روده كه از باد و بلغم باشد جلوگيري ميكند و بيماريهاي سرد مغزي ، گرفتگي صدا و خشونت گلو را برطرف ميكند و كرمهاي روده را خارج كرده و معده ، كبد و طحال را نيرو ميبخشد و براي صرع نيز مفيد ميباشد .
٤٤ - حب الحنظل : بلغم را خارج و معده را اصلاح ميكند و مغز را نيرو ميبخشد . صبر و تربد از هر كدام يك درهم ، پيه هندوانه ابوجهل و نمك هندي از هر كدام ربع درهم آنها را حب كرده و ميخورند و اين اندازهها براي يك خوراك است .
٤٥ - حب الحنظل نوع ديگر : اين حب براي بيرون راندن صفرا ، بلغم و رطوبتهاي زائد مفيد است . پيه هندوانه ابوجهل دو جزء ، صبر سقرطري يك جزء آنها را ميكوبند و پس از بيختن باندازه دانه نخود حب ميكنند و پس از آنكه در حمام شستشو كردند از سه تا شش حب و پس از آن كمي سركه ميخورند .
٤٦ - حب الخفقان : براي خفقاني كه از رطوبت بلغمي پيدا شده باشد مفيد است . غاريقون سفيد نيم درهم ، تربد سفيد يك درهم ، پيه هندوانه ابوجهل يك دانق ، مقل ازرق يك دانق ، عود هندي يك دانق ، زعفران يك طسوج ، نمك نفطي يك چهارم درهم . اين اندازهها براي يك خوراك است .
٤٧ - حب الدند : حب السلاطين المدبر ، كرچك هندي ، هليله سياه بتعداد مساوي هر كدام را جداگانه ميكوبند و با آرد برنج باندازه آنها مخلوط كرده و كاملا ميكوبند و باندازه نخود با آب ليمو يا آب غوره حب ميكنند خوراك آن تا هفت و يا ده حب است براي لينت دادن مزاج يك يا دو حب كافي [ص 137] است كه آن را در آب انگور حل كرده و با آبگوشت چربي ميخورند . اين دارو بلغم و صفرا و سودا و رطوبتهاي چسبنده را از اعماق بدن از راه قي يا اسهال بيرون ميراند ، اما برنج پخته چرب از عمل آن جلوگيري ميكند و گاه در هر حب به اندازه يك دانق سقمونيا اضافه ميكنند و خوراكش شش حب است و براي صفرا بيشتر نافع است و بايد آن را با آب آلو و حب الدند بخورند اين دارو مورد آزمايش قرار گرفته و هيچگونه خطري ندارد و انسان را از غير خودش بينياز ميكند بنا به نسخه ديگر وزن دند و هليله مساوي است و باقي بهمان اندازه كه گذشت ميباشند و بايد باندازه فلفل حب شود و خوراكش تا پنج حب است .
( روش ساختن حب السلاطين المدبّر در حب القولنج ذكر شده . مترجم )
٤٨ - حب الدوار : استوخودوس يك درهم ، پيه هندوانه ابوجهل يك دانق ، ايارج فيقراء يك درهم ، غاريقون نيم مثقال ، نمك هندي دو دانق . اين اندازهها براي يك خوراك است . ( مورد مصرف اين حب در متن ذكر نشده اما با توجه باسم آن براي درمان سرگيجه مفيد است )
٤٩ - حب دُهن السلاطين : صابون و روغن حب السلاطين ( كرچك هندي ) را باندازه مساوي مخلوط كرده و بر آتش ملايمي ميگذارند سپس آن را سرد كرده حب ميكنند اندازه هر حب باندازه نصف دانه نخود است اندازه خوراكش يك حب است و براي استسقاء و بعمل آوردن مزاج و قولنج مفيد است . بستگيها را ميگشايد و بلغم و صفراي غليظ و سودا و رطوبتهاي لزج را از عمق بدن بيرون ميراند ، اقسام بلغم و سودا را از راه قي و يا اسهال دفع ميكند و رطوبت مفاصل را ميزدايد و براي يرقان ، نقرس و سنگ كليه و مثانه ، درد كمر و رانها و ساق مفيد است و گاه با هفت درهم روغن دند و آب آهك و قليا [ص 138] ( از هر كدام بيست درهم ) صابون ساخته و آن را بكار ميبرند و مقدار خوراكش مانند نسخه اول است .
٥٠ - حب ديافريطقون : پيه هندوانه ابوجهل شش اوقيه ، غاريقون ، سقمونياي مدبر ، خربق سياه از هر كدام چهار اوقيه ، صبر يك اوقيه همه را ميكوبند و در عرق دارچيني ميريزند و بمدت هشت روز در جاي گرمي ميگذارند تا رنگ و مزه داروها كاملا خارج شود و اگر چيزي باقي ماند بايد عمل را تكرار كنند تا همه رنگ و مزه بيرون بيايد سپس آن را صاف كرده ميجوشانند و در آن كتيرا و رب السوس ( رب شيرينبيان ) از هر كدام سه درهم داخل كرده و با ملايمت ميجوشانند تا قابل حب شدن بشود آنگاه آن را با روغن بادام حب ميكنند اندازه خوراكش يك ششم درهم است كه بايد علت درد هم در نظر گرفته شود اين دارو خلطهاي سهگانه را از بدن بيرون ميراند .
٥١ - حب الراوند : صبر ، ريوند ، هليله زرد از هر كدام يك جزء ، سقمونيا ، گل سرخ ، مصطكي ، انيسون ، كتيرا از هر كدام نصف جزء آنها را با آب كدو يا عرق بيد حب ميكنند و در تبهاي صفرائي بكار ميبرند مقدار خوراكش تا يك مثقال است .
٥٢ - حب الراوند نوع ديگر : براي تسكين درد قولنج بلغمي . ريوند ، مغز بادام شيرين پوستگرفته ، پوست هليله زرد از هر كدام يك درهم ، انزروت نيم درهم ، زعفران ربع درهم ، همه را نرم ميكوبند و حب ميكنند اندازه خوراكش بقدر قدرت بيمار است .
٥٣ - حب الربوب : رب هليله سياه ده درهم ، رب افتيمون پنج درهم ، رب تربد دو و نيم درهم همه را ميكوبند و ميبيزند و با عسل حب ميكنند اين دارو سودا و خلطهاي غليظ و صفراي زنده و يا سوخته را بيرون ميراند [ص 139] و اگر باينها كه از آن ياد كرديم سقمونياي برشته باندازه يك دانق افزوده و با آب ليمو حب كنند صفرا و سودا را بهتر دفع ميكند خوراك آن از نسخه اول تا دو درهم و از نسخه دوم تا يك و نيم درهم است .
٥٤ - حب الزاج : گنهگنه ، انغوزه ، زاج سبز مصفي را باندازه مساوي نرم ميكوبند و باندازه يك نخود حب ميكنند اندازه خوراكش دو حب صبح و دو حب شب است براي ضعف معده و كبد و بيماريهاي ناشي از رطوبت بسيار نافع و براي سردمزاجان باهآور است و حبي است كه نظير ندارد .
٥٥ - حب الزاج المسهل : مانند ايارج است و خاصيتهايش مانند خواص آن ميباشد . زاج مصفي دو سوم درهم ، صبر سقوطري دو درهم ، راوند دو درهم اين حب بلغم و سودا را بيرون ميراند مغز را از خلطها و مواد زائد و معده را از رطوبتها و خلطها پاك و تقويت ميكند و حواس را نيرو ميبخشد و صاف ميكند و براي تمام بيماريهاي سودائي ميتوان آن را بكار برد حبش به اندازه يك نخود است و براي ايجاد قي و اسهال تا نيم مثقال و براي تقويت مغز و معده تا دو حب ميخورند و كسي كه بخواهد معدهاش بيشتر تقويت گردد جوهر گنهگنه ( سولفات دوكنين ) باندازه زاج بر آن ميافزايد كه معده و هاضمه را جداً تقويت ميكند .
٥٦ - حب الزنجبيل : زنجبيل هفت جزء ، انيسون ، كندر ، قرنفل ، پونه كوهي از هر كدام يك جزء ، مصطكي نصف جزء ، شكر تبرزد ( خالص ) ده جزء باندازه نخود يا كمي بزرگتر بايد حب شوند اين حب براي دفع ضرر ميوهها و براي معدههاي سرد مفيد است و اشتها را تقويت و بگوارش كمك ميكند اندازه خوراكش دو درهم است .
٥٧ - حب الزيبق : براي بيماري النار الفارسيه و الحب الافرنجي ( سفليس ) [ص 140] مفيد است و پس از پاكسازي بدن بايد خورده شود و زياني ندارد . ترياك يك جزء ، سقمونيا يك جزء و نيم ، جيوه نصف جزء ، عنبر ، مشك از هر كدام ربع جزء همه را با هم مخلوط و با آرد گندم باندازه مجموع داروها و گلاب خمير ميكنند و گاه كمي فرفيون در حدود يك دانق نيز بآن افزوده و به اندازه نخود حب ميكنند و اندازه خوراكش دو تا سه حب است .
٥٨ - حب الزيبق نوع ديگر : جيوه تصعيدشده يك مثقال ، كافور نيم مثقال ، روغن بلسان و اگر در دسترس نباشد موميائي خالص نيم مثقال باندازه دو گندم حب ميشود اندازه خوراكش شش حب بهنگام صبح و شش حب در شب است و براي همه بيماريهاي سودائي و سيفليس مفيد است اما در ايام درمان بايد از خوردن نمك پرهيز كنند .
٥٩ - حب السعفه : براي حزاز و سعفه ( سپوسك ) و ساير بيماريهاي سر سودمند است . صبر ، غاريقون ، مصطكي از هر كدام پنج جزء ، هليله زرد ، گل سرخ پاككرده از هر كدام چهار جزء ، سقمونيا سه جزء . آنها را با عرق كاسني خمير و حب ميكنند اندازه خوراكش يك مثقال است .
٦٠ - حب السقمونيا : صفرا و بلغم را بيرون ميراند . رب السوس سه مثقال ، سقمونيا دو مثقال ، تربد سائيده دو مثقال ، آنها را طبق معمول حب ميكنند اندازه خوراكش يك و نيم مثقال است اگر بيرونروي زياد شد بايد دوغ يا چيز ترش ديگري بياشامند .
٦١ - حب السلاطين الجامع : جيوه ، زرنيخ ، گوگرد ، عصاره ريوند ، ريوند ، دارفلفل ، پوست هليله زرد ، پوست بليله از هر كدام يك جزء ، غاريقون ، صبر سقوطري ، زنجبيل ، پيه هندوانه ابوجهل ، آمله پوستگرفته از هر كدام دو جزء ، حب السلاطين ( كرچك هندي ) مدبر پنجاه و چهار مثقال . جيوه را [ص 141] با گوگرد ميكشند و باقي را ميكوبند و پس از بيختن با آب ليمو باندازه چهار گندم حب ميكنند اندازه خوراكش يك حب است و اين اندازه براي اشخاص نيرومند است اين حب همه خلطها را بيرون ميراند .
٦٢ - حب السلطان : صبر زرد ، راوند از هر كدام ده جزء ، صابون خالص يك جزء ، جوهر انتيمون يك سوم جزء ، مصطكي پنج جزء كه طبق معمول حب ميشود اندازه خوراكش يك نخود پيش از شام و براي يبوست مفيد است .
٦٣ - حب السلطان نوع ديگر : صبر ، ريوند ، پوست هليله زرد ، پوست هليله سياه ، بليله ، آمله از هر كدام دو جزء ، گلبرگ گل سرخ ، صابون خالص از هر كدام چهار جزء آنها را باندازه نخود حب ميكنند اندازه خوراكش هفت حب است اين حب مسهلي ملايم است .
٦٤ - حب السلعه : فلفل سياه ، فلفل سفيد ، دارفلفل ، فلفلموي ( ريشه دارفلفل ) ، دارچيني ، قِرفه ( پوست نوعي درخت كه بوي دارچيني ميدهد ) ، خولنجان ، نوشادر ، بزر قنابري ( بزند ) و نعناع را باندازه مساوي كوفته و بيخته و باندازه نصف مجموع شكر به آن ميافزايند و آنها را با كشمش كوفته خمير و باندازه فندق حب ميكنند بيمار بهنگام بامداد به پشت ميخوابد و سر خود را بعقب مياندازد و يك دانه از حبها را در دهن ميگذارد و صبر ميكند تا حل شود و آب آن را كمكم فرو ميبرد تا پنج دانه از حبها را بهمين ترتيب عمل ميكند اين دارو كيست يا غدهاي را كه از بالاي گلو خارج شده آب ميكند تا اينكه چيزي از آن باقي نميماند .
٦٥ - حب السليماني : سليماني ( سوبليمه ) ( *** ) را با آب دَهَن بمدت ده ساعت در ظرفي شيشهاي ميسايند تا مانند ماست بشود آنگاه يك مثقال از آن را با ده مثقال آرد جو بيخته و با سه نخود صمغ عربي مخلوط و باندازه [ص 142] دو گندم حب ميكنند اين دارو براي بيماري النار الفارسيه ( سيفلس ) پس از آنكه از همه درمانها نااميد شده باشند سودمند است .