در زاد المسافرين براي نگهداري چشم در سفر و تقويت آن و جلوگيري از زيانِ غبارها و هوا اين دارو ذكر شده : نشاسته چهار درهم ، صمغ عربي دو درهم ، سفيداب قلع ، اقليميا ، اثمد از هر كدام يك درهم ميسايند و [ص 289] پس از بيختن در هنگام نيازمندي بكار ميبرند ) .
پارهاي از بيماريهاي گوش
صداي گوش
صداي گوش گاهي از بادهائي است كه در غشاء مغز در نزديكي گوش جمع شده است و گاه از حركت بخارهائي كه به طرف مغز بالا رفته و بعلت كمتواني مغز بتحليل نرفته و در آنجا جمع شده و دور ميزند صداي گوش ايجاد ميشود و نشانيش سنگين نبودن سر و وجود كشيدگي است و درمانش اينست كه ترياك را در آب گرم حل كنند و نيمهگرم در گوش بچكانند و همچنين روغن بادام تلخ و ماء الكافور مفيد است اما اگر صدا در اثر جمع شدن خلطي باشد كه در آن جاها گرد آمده علامتش سنگيني است و بايد با داروهائي مانند ايارجهاي نيرومند و حب قوقايا درمان گردد . اگر پس از سرسام طنين و صدائي پيدا شود درمانش قرص خربق و نيز آب كافور است و در همه موارد بايد از خوردن چيزهائي مثل سير و پياز و تره ( گندنا ) و گردو پرهيز كرد .
( مؤلف (اع) در حاشيه ميفرمايد : در كتاب قانون براي صداي گوش ( سوت كشيدن ) ذكر شده قرنفل و تخم گندنا از هر كدام نيم درهم و مشك يك دانق با آب مرزنجوش و سداب در گوش ميچكانند ) .
سنگيني گوش
سنگيني گوش اگر از جمع شدن چرك باشد بايد آن را بيرون بياورند و اگر از خلط غليظي باشد كه به پي چسبيده بايد پس از پاكسازي قرص البورق و [ص 290] دهن الورد در آن بچكانند . اگر بعلت كمتواني مغز و خشكي و بيحسي آن باشد درماني ندارد چنانكه در سالخوردگان چنين است اما اگر پس از بيماريها و استفراغهاي زياد باشد درمانش تقويت مغز و رطوبت بخشيدن بآن است و بايد هر شب گل بنفشه كه در ماء الشعير پرورده شده باشد و شربت خشخاش بخورند و هر شب پاها را بخراشند و گوش را با روغن گل سرخ چرب كنند و خل العنصل بريزند و نيز دهن البلسان اثر عجيبي در درمان سنگيني گوش دارد و نيز حب التربد در انواع كري مفيد ميباشد .
( مؤلف (اع) در حاشيه ميافزايد : در كتاب قانون براي سنگيني گوش آمده است جند بيدستر سه جزء ، نطرون ( بوره ارمني ) يك جزء و نيم ، خربق يك جزء و نيم را بصورت قرص درميآورند و در گوش ميچكانند و روغن ترب و روغن مويزك هم مفيد است . و در مقاله پنجم در باب مفردات براي ابهل ( سرو كوهي ) ، اسطوخودوس ، افسنتين و دارچيني و عصاره ريوند و مصطكي خواصي براي كري ذكر شده است . و نيز در قانون آمده است كه زيت العقارب ( ظاهرا منظور از روغن زيتوني است كه تعدادي عقرب در آن انداخته باشند ) براي كري مفيد است ) .
كمشنوائي
كمشنوائي اگر از وقت تولد و يا از خردسالي بوده و يا مدت زيادي وجود داشته علاجش بدست خداوند است و اگر بعدا پيدا شده باشد گويا قطره روغن زيتون كه ابهل ( سرو كوهي ) را در آن جوشانده باشند و قطور الطرش اگر از برودت باشد مفيد است . اما متوجه باش كه گاه كمكم چركهائي در گوش جمع ميشود تا وقتي كه مجراي گوش بسته ميگردد و انسان بيك باره كر ميشود و علت آن را هم نميداند و چه بسا كه در كودكي براي درمان درد گوشِ بچهاي [ص 291] مواد و روغنهاي غليظي در گوش ريخته باشند كه همانجا سخت شده و راه را بسته است و كودك از همان وقت كر شده و علت ديگري نداشته و براي خودم چنين روي داد كه روزي در آب فرو رفتم و همين كه بيرون آمدم ديدم كه كمشنوا شدهام و هيچ درماني سودمند نيفتاد تا بخيال افتادم كه ممكنست چركهائي در گوشم بوده و پس از فرو رفتن در آب خيس خورده و دالان گوش را بسته است و بنا كردم كه چرك را با آلتي بيرون آوردن و چرك زيادي بيرون آمد و گوشم باز شد و نيز خواهري داشتم كه از كودكي معروف بناشنوائي بود و يك روز در هنگام بزرگي با گوش خود بازي ميكرد و چيزي مثل هسته خرما از آن بيرون كشيد و پس از آن شنوائي خود را بازيافت .
درد گوش
درد گوش كه بصورت پيچش و ضربان است گاه مربوط بخود گوش است و بيشتر از جهت معده و مغز است . نشاني حالت اول اين است كه درد با تغيير وضع معده تغيير نميكند اما اگر از معده نباشد چنين نيست ليكن اگر از مغز و علت آن بخارات مغزي باشد گوش صدا ميكند ولي اگر از زياد شدن خلطها باشد علامت آن خلط هم موجود است و در زكام درمان آن گفته شده است اما اگر از خود اندام باشد يا ورمي در آن است و يا قرحهاي و درمانش آسان است كه فصد ميباشد و سپس بيمار بايد مسهل بخورد و بعد آماس را با ضمادها درمان كنند و نيز اگر ورمي در گوش باشد چكاندن روغن گاو كهنه با اشق يا انزروت و روغن گل سرخ اگر از گرمي باشد و همراه بابونه اگر از سردي باشد مفيد است . قرحه بوسيله مرهمهاي محلولي كه در گوش ميچكانند درمان ميشود . بهر حال بكار بردن مخدر مگر در هنگام شدت درد جايز نيست .
[ص 292] اگر علت از معده باشد درمانش نوشيدن شراب المرسين است كه براي ورم نيز مفيد ميباشد . اگر علت درد گوش بستگي راههاي شنوائي در اثر يك خلط باشد علامتش سنگيني در تمام سر و يا در طرف گوشِ دردناك است كه همراه با علامات آن خلط ميباشد و درمانش رفع آن خلط بوسيله فصد و استفراغ است . مسهل مناسب با صفراء ، حب الصفراء و در بلغم و سودا حب السلاطين و حب قوقايا است .
( مؤلف (اع) در حاشيه ميافزايد : در زادالمسافرين براي درمان درد گوش آمده است روغن بادام تلخ يك جزء ، شيرابه ترب تازه و تخم پخته آن از هر كدام دو جزء كه همه را ميجوشانند تا فقط روغن باقي بماند و آن را در گوش ميچكانند ، چكاندن جدوار همراه با آب عسل و چكاندن جند بيدستر كوفته همراه با آب يا روغن بابونه يا روغن زنبق سودبخش است ، و نيز اگر روغني را كه گفته ميشود در گوش بچكانند در همه انواع درد گوش گرم و سرد با چرك و خارش يا بدون آنها و براي سنگيني گوش سودمند ميافتد و آن روغن اينست : ابوخلساء ( هوچوبه ) را پاك كرده در روغن گل سرخ ميجوشانند تا كاملا قرمز شود و آن را صاف ميكند و كمي موم صاف كرده در آن ميريزند تا مثل مرهم شود و در هنگام نياز پنبهاي را بآن ميآلايند و در گوش ميگذارند و بيرون گوش را با اين مرهم ضماد ميكنند : خشخاش سفيد كوفته ده جزء ، جو كوفته سه جزء كه آنها را در شربت به ميپزند و بكار ميبرند ) .
پارهاي از ايارجها هم مناسب ميباشند . از داروهاي جزئي كه براي بلغم مفيد است آب مرزنجوش و روغن بادام تلخ با آب ترب ميباشد . از چيزهائي كه ماده بيماري و بادها را بتحليل ميبرد و بستگيها را ميگشايد آنست كه يك اوقيه سير همراه با قُسط ، جند بيدستر ، مصطكي از هر كدام ربع اوقيه و يك درهم سداب با ده برابر مجموع آنها پيشاب گاو نر و نصف آن روغن زيتون ميجوشانند تا فقط روغن باقي بماند و آن را صاف ميكنند و در گوش ميچكانند و نيز روغن بادام تلخ [ص 293] با زباد ( نوعي عطر ) مفيد است و همچنين يك دانه جُعَل را در روغن زيتونْ كمي ميجوشانند و در گوش ميچكانند و نيز آب پياز و روغن كرچك نيمهگرم را اگر در گوش بچكانند مفيد است . ( در مقاله پنجم در باب مفردات خواص بادنجان و گنجشك و پنبه براي درمان درد گوش ذكر شده و در كتاب قانون براي خونريزي از گوش آمده كه گُردههاي گاو نر و كمي از پيه آن را با كمي نمك بريان ميكنند و ميفشارند و آب آن را در گوش ميچكانند . مؤلف اعلي الله مقامه ) اگر قرحهاي در گوش باز شود و دردناك باشد مرّ مكي را در آب حل ميكنند و با روغن گل سرخ ميآميزند و ميجوشانند تا روغن باقي بماند و چند بار در گوش ميچكانند و نيز روغن بادام كوهي ، الكسير الاذن ، روغن مورد ، ماء الكافور ، دهن السداب ، دهن الورد و قطور زاج معدني براي درد گوشي كه از سردي است سودمند است . سفوف الورد ، قرص البورق و قطور چهل و پنجم و چهل و ششم و لودانو هفدهم سودبخش ميباشند . از شگردهاي مفيد براي بيرون كشيدن آب گوش اينست كه قطعهاي پنبه آلوده بروغن زيتون بر سر چوب لوخ يا شويد يا يونجه گذارده و آن را آتش ميزنند تا آتش بگوش نزديك شود و آب را جذب كند و بهتر اين است كه وسيله مكندهاي ( مثل پوار تنقيه . مترجم ) را در گوش بگذارند و اطراف سوراخ گوش را ببندند و آب را بيرون بكشند و نيز استعمال عطسهآور مفيد ميباشد . براي بيرون كشيدن حشرات از گوش كمي قطور صبر در آن ميچكانند تا حيوان كشته و خارج شود براي بيرون كشيدن موادي كه جمع شده روغن زيتون نيمهگرم مفيد است و نيز پارهاي عطسهآورها و غرغرهها براي درد گوش مفيدند .
( مؤلف (اع) در حاشيه ميفرمايد : در كتاب منهاج براي درد گوش ناشي از قرحه آمده است مر ، صبر و زعفران را در روغن بادام ميريزند و در گوش ميچكانند و اگر درد شدت كرد كمي ترياك در [ص 294] آن داخل ميكنند . ميگوئيم كه اين داروي خوبي است اما تا ناچار نباشند نبايد ترياك استعمال كنند چه ممكن است بكري و كوري بيانجامد ) .
امراض بيني
كم شدن حس بويائي
اين بيماري در اثر پيدا شدن عيبي در مغز و يا بسته شدن راه بيني در جائي كه محل اعصاب بويائي است وجود پيدا ميكند گاهي ممكن است استخوان اسفنجي بيني معيوب باشد و علامت اين حالت اين است كه اگر مجاري گرفته باشد بيمار تودماغي سخن ميگويد اما اگر استخوان اسفنجي بسته شده باشد از بيني چيزي سرازير نميشود ليكن صداي بيمار تغيير ميكند و بويائي از بين ميرود سبب اين گرفتگي نوعي خلط است كه از علامات ويژه آن شناخته ميشود درمانش اگر از خون باشد فصد و براي اخلاط ديگر پاكسازي است چكاندن روغن سياهدانه و يا روغني كه از تقطير يا تنكيس ( منظور از تنكيس اين است كه مادهاي را كه ميخواهند تنكيس كنند در قرعي ريخته و آن را بطور معكوس در آتش ميگذارند و بايد در ته كوره يا ظرف محتوي آتش سوراخي باشد تا سر قرع را از آن خارج كنند در اين حالت روغن يا مواد ديگر از قرع ميچكد كه آن را بايد جمع كنند . مترجم ) سياهدانه و شنبليله با روغن زيتون بدست ميآيد براي سردي مفيد است بخور الفاروق و استشمام توتون و گذاردن پنبه آلوده بفاروق اللين و به بيني كشيدن بول الاغ بويائي را باز ميگرداند .
( مؤلف (اع) در حاشيه اضافه فرموده : در كتاب قانون آمده كه سياهدانه را چند روز در سركه ميخيسانند بعد نرم ميسايند و با روغن زيتون مخلوط [ص 295] ميكنند و ميسايند و در بيني ميچكانند و نيز زرنيخ سرخ و پونه را ميسايند و با بول شتر عربي مخلوط ميكنند و چند روز در آفتاب ميگذارند و روزي دو بار بهم ميزنند و هر وقت خشك شد پيشاب شتر را بر آن اضافه ميكنند و بعد يك درهم از آن را بخور ميدهند ) .
خشكي و شكافتن داخل بيني و خونريزي آن
بهترين درمان اين ناراحتي اين است كه هر روز ناشتا با بزاق دهان داخل بيني را تر و با دُهن الشقاق روغنمالي كنند و اگر حرارت يا سودائي چيره شده باشد با ايارجات به پاكسازي بپردازند .
عطسه
سبب عطسه بخارات گزندهاي است كه به پي حساس بيني يا قسمتهاي نزديك آن ميرسد و طبيعت ميخواهد كه آن را از مغز دور كند يا خلط گزندهاي كه از جلوي مغز پائين ميآيد يا انسان چيز گزندهاي را از خارج به بيني كشيده يا غبار چيز تندي به بيني راه يافته است . اما اگر عطسه از سه بار بيشتر شد اين يك بيماري است كه بايد با قطع سبب آن درمان گردد و بعد بيني را با حب الشفا خدر كنند و بخور فاروق هم براي آن سودمند است زيرا آزاري را كه بآن رسيده اگر از بخارها باشد ميزدايد . كمي عطسه همراه با سنگيني سر و نيازي كه انسان بآن حس ميكند و با وجود خشكي بيني ناشي از بسته شدن راه پائين آمدن آب بيني است ، درمانش بكار بردن عطسهآورها است كه بهترين آنها شند است و در درمانهاي كلي بقدر كفايت از آن بحث شده است .
خونريزي از بيني
خونريزي از بيني از حدّت خون و يا زيادي آن است و در حدت بايد به تبريد و در زيادي بايد بفصد بپردازند و همين كه خون جريان يافت اگر بيم فرو افتادن نيرو باشد بايد بفصد از طرف مقابل اقدام كنند و دستها را از شانه تا مچ و پاها را از ران تا پاشنه ببندند و براي اين كار از بالا بطرف پائين بيايند و سپس بايد آلت حجامت را بر چادرپيه ( شكم ) بگذارند . همچنين ريختن آب سرد و يخ بر سر ، خون را قطع ميكند . دميدن شاخ گاو سوخته در سوراخ بيني مفيد است . اگر نيلوفر را بكوبند و در روغن بنفشه بريزند و شيره اين مخلوط را بكشند و در بيني بچكانند سودبخش ميباشد و نيز چكاندن سرگين گاو با سركه در بيني و ضماد آن بر پيشاني و همچنين بوئيدن كافور محلول در عرق مورد و نيز دميدن كهرباي سائيده و يا مرجان سوخته و سائيده و همچنين ضماد نشاسته با سركه بر پيشاني و نيز چكاندن محلول كافور در آب كاهو يا آب گشنيز تازه يا عرق مورد و نيز دميدن سرگين گاو يا باقلاي كوفته ، ماليدن صبر بداخل بيني ، چكاندن شيره سرگين تازه الاغ يا دميدن خون سياوشان ، حب الشفا و يا ضماد گچ و سركه بر سر براي خون آمدن از بيني مفيد است . ( مؤلف (اع) در حاشيه ميفرمايد : كافور و آهك ، برنج ، تخممرغ و الاغ براي خونريزي خواصي دارند كه در مقاله پنجم در باب مفردات خواهد آمد ) . و معالجات كلي را قبلا ياد كرديم و بهترين تدبير براي خون ريختن از بيني داخل كردن فَلَمْ در بيني است ( گياهي است شبيه بگندم كه سيخهاي تيز دارد ) كه در معالجات عام از آن ياد كرديم .
زخمهاي چركي و بواسيري بيني
[ص 297] براي اين بيماري ضماد هفتم مفيد است و نيز براي درمان قرحههاي آن مرهم توتياي سي و پنجم و براي معالجه بواسير بيني ذرور سوم و زاج معدني سودبخش است . ( مُو در درمان قرحههاي بيني خواصي دارد كه در مقاله پنجم خواهد آمد . مؤلف (اع) )
امراض دهان
بوي بد دهان
بوي بد دهان يا از فاسد شدن لثه است و يا دندان كه قابل ديدن هستند يا بعلت عفونتي در مغز است كه علامتش اين است كه در وقت ايستادن و يا نشستن بيشتر ميشود و نيز حس بويائي كم ميگردد و آب بيني نيز از وضع طبيعي خارج است و يا اينكه بلغمِ عفونتداري در معده است و علامتش اين است كه اگر چيزي بخورند بوي دهن كم ميشود ، يا اين است كه كيموس ناجوري در بدن است با اين توضيح كه رطوبتهاي زائد و لزجي در بدن است كه هر گاه حرارت ضعيفي در آن عمل كند تبخير ميشود ، اگر در اين هنگام طبيعت درست كار كند و كار دفاع خوب باشد و چيزي از آن جلوگيري نكند آن رطوبتها بصورت عرق و چرك و مو بيرون ميروند ولي اگر راهها بسته و نيروي حرارتي ضعيف باشد رطوبتهائي كه حاصل از نمكها هستند بعلت ماندن در بدن عفونت يافته بطرف پا ميروند ، اگر حرارت قوي باشد رطوبتهاي متعفن روغني از زير بغل بيرون ميروند ، اگر حرارت قويتر باشد از راه دهن خارج ميشوند و اگر باز حرارت بيشتر بوده و رطوبتها روحانيتي داشته باشد بطرف سر رفته و از پشت گوشها بيرون ميروند . درمان اين بيماري پرهيز از هر چيز غليظ و بدبو و چيزهائي است كه زود عفونت مييابند مثل شير ، براي درمان حمام گرفتن ، [ص 298] تنظيف و استعمال نوره بسيار مفيد است . و نيز از بكار بردن پارچههائي كه ديگران آن را استعمال كردهاند مثل لنگ حمام بايد پرهيز كرد . اگر علتْ فساد دندان يا لثه باشد درمانش خواهد آمد و مضمضه كردن فاروق الليّن كه جيوه نداشته باشد و روح الكبريت ، گرفتن آب نمك در دهان و بيرون ريختن آن و همچنين گرفتن هليله سياه در دهان سودمند است . اگر عيبي در سر باشد درمانش پاكسازي با ايارجها ، حب قوقايا و به بيني كشيدن آب چغندر و يا ساير داروهائي كه سبب پائين آمدن رطوبتهاي مغز ميباشند مخصوصا شند است . پس از پاكسازي بايد سركهاي را كه مُورد ، مازو ، گل سرخ ، صندل ، آويشن ، فوفل ، بسباسه و سنبل در آن خوب پخته باشند مضمضه كنند و حبي را كه گفته ميشود در دهن نگاه دارند ، قِرفه ( پوست نوعي درخت كه بوي دارچيني ميدهد ) ، هل و دارچيني را ميكوبند و با گلاب خمير و باندازه فلفل حب ميكنند ضمنا نگاه داشتن اين دارو در دهن در هنگام نزديكي لذت بيشتري را ايجاد ميكند و نيز گردِ دندان شصت و يكم براي آن مفيد است . اگر دندانها سياه باشد پياز دشتي ( عنصل ) بآن اضافه ميكنند ، اگر دندانها عفونت كرده باشد ملح قليا ( كليا ) به آن ميافزايند اگر عفونت از معده باشد الكسير ذوالخاصيه براي آن سودمند است و همچنين بلعيدن جوزبوا و مويز قرمز كه با عرق مورد خمير و باندازه فندق حب شده باشد مفيد است خوردن آب چغندر و نيز سركه عنصلي اين نوع بوي دهن را تمام ميكند و بايد معده را با داروهاي پختهاي كه شامل شيرينبيان و پرسياوشان و صندل و انيسون باشد پاك كنند سكنجبيني هم كه با سركه عنصلي تهيه شده باشد سودمند است و نيز عاقرقرحا ، لادن ، صمغ عربي ، صنوبر ، مصطكي ، قرنفل ، عود و گشنيز را بمقدار مساوي ميكوبند و كمكم تا سه برابرش آب پياز دشتي بر آن ميريزند و با صمغ و نشاسته خمير و حب ميكنند و در هنگام [ص 299] نيازمندي بكار ميبرند و نيز جوهر اشوس خاصيت عجيبي در قطع گرمي و بخارهاي بدن دارد .
قرحههاي كوچكِ گرمِ دهان
اين قرحهها در خردسالان بعلت مكيدن پستان و شير فاسد و لزج مادر پيدا ميشود و در بزرگسالان گاهي سفيدرنگ است علت آن رطوبتِ نمكي و بلغمي است . اگر قرمز باشد در اثر رطوبت تندخوني ميباشد ، گاه صفرائي است و در اثر خوردن ميوههاي لزج و نشُستن دهان پس از آن پيدا ميشود و بدترين نوع آن سياهرنگ است كه دليل احتراق رطوبت است . براي درمان اين قرحهها نخست بايد به پاكسازي پرداخت و حب الشفاء و گرد دندان شصت و يكم و شربت ليمو مفيد است . اگر آب از دهن ميآيد ، حافظ الصحة سود ميبخشد و اگر در كودكان باشد ذرور القلاع و ذرور الحِنّاء مفيد ميباشد . ( براي درمان اين قرحهها گردو خاصيتي دارد كه در باب مفردات ميآيد . مؤلف (اع) )
تشنج زبان و سنگيني آن
براي درمان اين بيماري گرفتن فاروق الليّن در دهَن و چرب كردن با روغنهاي نرم ، ايارج فيقراء ، شربت ابريشم و شربت ليمو مفيد است . ( خاصيت مها ( كوارتز متبلور - ف م ) براي سنگيني زبان در مقاله پنجم باب مفردات خواهد آمد . مؤلف اعلي الله مقامه )
فاسد شدن لثه
[ص 300] اين بيماري بيشتر از رطوبت لزج و حرارتي است كه عفونت ايجاد ميكند . پس از پاكسازي ، پاشيدن گرد فوفل و حنا باندازه مساوي بر لثهها سودمند است و نيز سنون الكات و سنوني ( گردِ دندان ) كه از ريشه شيرينبيان ساخته ميشود مفيد است باين شرط كه پيش از آنكه لثه خوردگي داشته باشد بكار رود ، شستن دهَن با هليله زرد و سُعد و همچنين شستن دهن با روح الكبريت اللين مفيد است كه بايد يك جزء از آن را با سي برابرش آب مخلوط كنند و هر روز دندان را با آن بشويند كه لثه را درمان و آن را محكم ميكند و گوشت فاسد آن را ميبرد و براي بوي بد دهان نيز مفيد است ، همچنين براي فاسد شدن لثه پاشيدن گرد هليله سياه سائيده و هليله زرد پخته با پوست انار شيرين و جَفت البلوط ( پوست داخلي بلوط ) با شيرابه خارشتر ( ترنجبين ) سودبخش است و پس از آن سنون الدُخن در كنار ريشه دندانها بپاشند و اگر لثه خيلي فاسد شده باشد بايد آن را با سماق قرمز و يا با خيارشنبرِ ( فلوس ) پخته شستشو بدهند و پس از آن بايد به بن دندانها سنون الارجوان و حجر الجنة بپاشند و از عجايب اين است كه اگر با سركه عنصلي دندان را مرتب بشويند براي فساد لثهها ، بوي بد دهن ، گنديدگي و مواد لزج بسيار سودمند ميباشد ، دهن الكبريت براي خوردگي لثه و قرحههاي دهَن مفيد است براي تقويت لثه و جلوگيري از خونريزي آن رامك و گرد دندان ٦٠ و براي فساد آنها گرد ، ٦٥ ، ٥٦ ٦٧ و گرد دندان ٦٦ و ٥٧ و ٦٥ و نيز گرد كرسنه مفيد است و اگر قرحهاي در آن پديد آيد دواي ماليدني دوازدهم مفيد است و نيز پاشيدن گرد ملح القلع ( كليا يا خاكستر ريشه اشنان ) گوشت فاسد را ميزدايد . مطلب كلي اين است كه گرد دندان بدون شستن دندانها و زدودن چرك و جرم آنها و تميز كردنشان [ص 301] فايده ندارد و اگر جرم روي دندانها سخت شده باشد بايد نخست آن را با وسيله مناسبي مرتبا پاك كنند و اگر دندانها لق شده باشند نبايد آنها را مسواك كنند . از خوراكهائي مثل شير ، خربوزه و غذاهاي گرم و مرطوب كه براي لثه زيانآورند بايد پرهيز كنند .
زدودن اثر جيوه بر دندانها
جيوه روحانيت دارد و در اثر حرارت بخار ميگردد و بالا ميرود و در اندامهاي بالاي بدن پراكنده ميشود و اگر تكليس يا تصعيد شده باشد زودتر بخار و پراكنده ميگردد ، تندي ، زمختي و حرارتش بيشتر ميشود . بنا بر اين اگر صفرائيها يكي از تركيبات جيوه را بخورند اين جسم بخار ميشود و چون مسامات دهن باز و ماهيچههايش سستترند بطرف دهن ميآيد و سوزش و بوي بدي ايجاد ميكند و سبب آماس لثه و حلق ميگردد . اين آماس از حرارتي كه بخار جيوه در رطوبت لزج دهَن و حلق ايجاد ميكند پيدا ميشود ، در اين هنگام طبيعت براي جلوگيري از زيان آن آب زيادي را از دهن جاري ميكند و چون رطوبتهاي دهن را جذب مينمايد در دهن ايجاد سوزش و ورم و كشيدگي ماهيچهها و فشار و ضربان مينمايد و آب دهن را براه مياندازد . هر چند كه بيماريِ مورد نظر را كه در بدن است درمان كند ، اين حالت و زيان تا وقتي كه جيوه در بدن بتحليل نرفته باقي است و تا مدتي پس از آن هم ميماند . عمل جيوه در كسي كه لثهاش سالم است و كسي كه لثهاش سالم نيست و نيز در صفرائيها و ديگران متفاوت است و چه بسا آنها كه لثه سالمِ قوي دارند و نيز غير صفرائيها از آن زياني نميبينند اما هر چه كسي مزاجش گرمتر و خشكتر باشد بيشتر از آن زيان ميبيند و بهمين دليل در بچهها ضررش كمتر است ، خود من بمدت يك [ص 302] ماه از آن بچند بچه خوراندم و در دهان آنها چيزي پيدا نشد ، اگر شب هنگام از املاح جيوهاي بخورند و در بامداد بعد مسهل بياشامند ضررش كمتر ميشود و نيز كسي كه مزاجش خشك و صفرائي است بايد از آن بپرهيزد زيرا زيانش كمتر از فايدهاي كه در درمان يك بيماري از آن ميبرد نيست مگر اينكه چاره ديگري نباشد ، كما اينكه در بيماري حب الافرنجي و النار الفارسية ( اين دو بيماري هر دو از انواع سيفليس ميباشند . مترجم ) و سفليس و مانند آن است كه بايد ضررش را تحمل كنند و بهر حال غرغرههاي سرد و سستكننده براي درمان ناراحتيهاي دهن ( كه از خوردن املاح جيوه پيدا شده ) مفيد است و غرغره كردن و در دهن نگه داشتن فلوس و گشنيز و نيز شير گاو تا وقتي كه درد فروكش كند مفيد است و اگر قرحهاي نباشد مضمضه سركه با كف دريا و نيز با سي مثقال سركهاي كه شكر معدني ( استات سرب ) ( راه ساختن شكر معدني اين است كه سليقون و اسفيداج ( سفيداب قلع ) را با سركه مرطوب و سپس خشك ميكنند و در سركه تقطير شده ميخوابانند به طوري كه سركه چهار انگشت بالاتر باشد و سپس آن را چهار روز بر خاكستر گرم مينهند و چند بار صاف ميكنند تا رنگي در آن نماند و دوباره آن را تقطير ميكنند و آنچه را كه در ظرف مانده چند بار با آب ميشويند و با آب طبخ ميكنند و نمكي را كه همان شكر معدني است بدست ميآورند و اين دارو ديگر داروهاي معدني را اعتدال ميبخشد ، تندي آنها را كم ميكند و از ضرر آنها جلوگيري ميكند ، مقدار خوراك آن سه حبه است . عبدالرحيم ) را باندازه سه نخود در آن جوشانده باشند و همچنين خوردن حب الشفا بآن شرط كه مانعي در كار نباشد بسيار مفيد است و اگر در دهن قرحههائي باشد پاشيدنِ [ص 303] دو نخود توتيا ( سولفات دو زنگ ) برشته شده با يك مثقال گِل ارمني و نيز بكار بردن گردي مركب از گل انار فارسي و گِل ارمني و كف دريا باندازه برابر مفيد است و همچنين پاشيدن گردي مركب از گنهگنه ، مرّ مكي ، كف دريا ، گلانار فارسي باندازه مساوي و نيز گرد دندانهائي كه در مقاله چهارم براي بيماري آكله ( خوره ) خواهد آمد ، مفيد است اما بايد اول داروهاي سستكننده و سپس سردكننده و پس از آنها داروهاي بازسازنده ( گوشتآور ) را به ترتيب بكار برند و نيز آشاميدن جوهر الاشوس اگر مانعي نباشد سودمند ميباشند و در مقاله چهارم مطالب ديگري خواهد آمد .
درد دندان
بدان كه دندان خودش حس كاملي ندارد زيرا برزخ بين پي و استخوان ميباشد پس حسِ درد همهاش از خود دندان نيست بلكه از پي آنست و بعلت اتصال اين پي و حسِ بسيار ضعيفي كه در دندان است ، انسان ميپندارد كه درد از خود آن است . ( در زادالمسافرين آمده است كه براي درمان درد دندان از سردي ، جويدنِ ترخون و عاقرقرحا و سياهدانه و قير و نيز در دهن گرفتن مخلوط سركه و نمك گرم مفيد است . مؤلف (اع) ) اما درد دندان يا از جهت مغز است و يا اينكه خود دندان فاسد شده و يا از معده است اما آنچه كه مغزي است در هنگام ابتلاء شخص به نزله روي ميدهد ( بآزمايش رسيده كه اگر در ناراحتيهاي نزلهاي كه دندانها باصطلاح گزگز ميكنند و شخص حالت بادگرفتگي در دندانهاي خود حس ميكند اگر فوفل را بكوبند و بجوشانند و آبش را در دهان بگيرند بسيار مؤثراست . مترجم ) اما اگر خود دندان فاسد [ص 304] باشد از فساد لثه قابل حس است . گاه علت درد كرمخوردگي دندان است دردي كه ناشي از بدي كار معده است ، در هنگام سنگيني و خوردن غذاهاي بخارانگيز و غيرها شدت مييابد . گاه درد از بخاراتي است كه زير دندان جمع شده و بر آن فشار ميآورد و حس درد را بوجود ميآورد يا از مادهاي است كه به آن ميچسبد و علامت باد آنست كه درد حالت موجي دارد و جابجا ميگردد ، لكن اگر از ماده باشد چنين نيست . اما ماده ، خوني يا بلغمي يا صفراوي و يا سودائي است كه هر كدام با علامت مخصوص خود همراه است ، اگر از غلبه خون باشد درمانش فصد از چهار رگ است ( ظاهرا منظور ( M ) وريدي يعني محل اتصال رگهاي بازو و نزديك آرنج است . مترجم ) و الا بايد قيفال را فصد كنند و در صفراوي نيز از همين درمان استفاده ميشود و در باقي حالات بايد ايارجات مسهلي و حب قوقايا بخورند در دردهاي گرم اين جوشانده مفيد است : جو پوست كنده سي جزء ، بزر قرطم پانزده ، تخم كاسني ، خشخاش ، مرزنجوش ، گشنيز ، عناب از هر كدام ده جزء ( ظاهرا منظور ١٥ و ١٠ درهم ميباشد كه معادلشان ٣٧ و ٢٥ گرم است . مترجم ) همه را كوفته در چهار رطل آب ميجوشانند تا ربع آن باقي بماند كه در دوره ما براي سه بار نوشيدن كافي است . اگر درد از سردي باشد اين جوشانده مفيد است : گلنگبين و عسل سي درهم ، انيسون ، قرطم و تربد از هر كدام پانزده درهم ، تخم شويد ، آويشن از هر كدام پنج درهم ، صندل سه درهم ، مصطكي يك درهم كه مثل جوشانده سابق آن را ميپزند و در سه بار مينوشند اما از داروهائي كه بر دندان ميگذارند بهترين دارو آن است كه سه حبه مويزج ( مويزك كوهي ) را در پارچه پنبهاي كهنهاي ميپيچند و چند قطره آب بر آن ميريزند و خوب كوفته و آن را بر دندان دردناك ميگذارد و نيز چهار حبه شكر تيغال ( تيهال ) ( شكر تيغال پيله حشرهاي است بنام خزوكك ( LAPINS , MIDIFICAN ) [ص 305] كه از ترشحات درخت ( ECHINAPS , SPHAERO , CEPHALUS ) ميباشد و بوسيله آن حشره ساخته ميشود . ف م ) را در پارچه پنبهاي پيچيده و بر دندان مينهند ( در قانون براي درمان درد دندان آمده است مرّ ، فلفل ، عاقرقرحا ، مويزج ، زنجبيل از هر كدام يك جزء بوره ارمني ١ جزء همه را سائيده و دندان دردناك و لثه را با آن مالش ميدهند . مؤلف اعلي الله مقامه ) و نيز گرد دندان زرنيخ و حب پنجم و روغن بلسان ( بصورت قطره ) و روغن كهربا و سنون ( گرد دندان ) شصت و يكم براي درد دندان مفيد است گفتهاند اگر دندان خرگوش را بر كنار دندان رنجور بگذارند آن را تسكين ميدهد . همچنين اگر سير خشك يا زعفران را دود داده و دندان را با آن بخور بدهند درد تسكين مييابد و نيز اگر پوست خشخاش ، روپاس ، گل بابونه را باندازه مساوي بپزند و سر بيمار را با آن بخور بدهند تا عرق كند درد آرام ميشود و اگر هيچكدام از اينها فايده نبخشيد بايد آن را با آتش يا با فاروق و يا با روح الكبريت داغ كنند و نيز اگر بر پنبهاي روغن قرنفل بچكانند و روي دندان بگذارند آرام ميشود و اگر نشد يك اوقيه روغن قرنفل را با نصفش روح التربانتين ( تربانتين ) مخلوط و نيم درهم كافور در آن حل ميكنند و يك قطره بر پنبهاي ميريزند و آن را در سوراخ دندان ميگذارند و ان شاء الله تسكين مييابد و نيز پس از پاكسازي و مضمضه حب الشفا و شربت لودانو مفيد است و نيز بايد شيطرج هندي را بجوند و آن را به دست طرف مخالف دندان دردناك بگيرند و آن دست را بر آن دندان بنهند و تمام شب را در همان حال بخوابند .
كندي دندان
كندي دندان در اثر جويدن و خوردن چيزهاي ترش و زمُخت مثل آب انار [ص 306] و نوشيدن چيزهاي تند لطيف و سريع النفوذ مثل روح الكبريت و مانند آن يا خلط ترشي كه در فم معده است و يا قيِ ترشمزهِ بعض بيماران پيدا ميشود زيرا اين ترشيها در دندانها خشونت ايجاد ميكند و لزجي آنها را ميبرد و براي اين ناراحتي جويدنِ آويشن و نمك مخصوصا همراه با عسل و نيز جويدن كُندر و يا تخم خرفه و ساق آن و نيز مغز بادام يا فندق يا موم يا نانِ گرم و زرده تخممرغ گرم ( بآن اندازه كه چشم از حرارتش باشك بيفتد ) مفيد ميباشد . ( سير و خردل و زراوند و رال و زيره براي تسكين درد دندان خواصي دارند كه در مقاله پنجم در باب مفردات آمده است . مؤلف اعلي الله مقامه )
حركت دندانها ( لق شدن )
اين بيماري از رطوبتي كه لثه و يا عصب دندان را سست ميكند و يا از گنديدگي لثه ، خورده شدن آن ، يا گشاد شدن جاي دندانها پيدا ميشود براي درمان آن پاكسازي با حب السلاطين مفيد است و نيز اگر كندر ، مصطكي و پوست انار ترش را باندازه مساوي پودر كنند و هر شب بر دندانها بپاشند مفيد است و همچنين گرد دندان الودع المحرق ( ودع صدفهاي كوچك معروف بگوشماهي ) با سليقون ( سرنج ) ( سليقون يا سرنج مخلوطِ پراكسيد و اكسيد سرب است . مترجم ) و نيز حجر الجنة ، سنون شصت و سوم ، سنون مازو و سنون الكات عفونت را قطع و دندان را محكم ميكنند .
خونريزي لثه
گاهي از لثهها بعلت فاسد شدن آنها يا علت ديگر ممكن است خون جاري شود اگر علت آن غلبه خون باشد انداختن زالو بر لثهها و بيخ لبها و فصد [ص 307] چهار رگ و پس از آن ماليدن جوهر الاشوس بدندانها و در دهن گرفتن مخلوط سركه و آب در مدت چند روز مفيد است ، اگر از فساد لثه باشد سنون المر و نيز ماساژ دندانها با مخلوط زاج سفيد با مرّ مكي و الكسير الاسنان مفيد است ، اگر لثه را با حافظ الصحه و حب الشفاء ماساژ بدهند تا خون فاسد از آن بيرون بيايد و گل انار فارسي جوشانده را روزي يك بار در دهن بگيرند و لثهها را با عسل شستشو بدهند مفيد ميباشد . براي جلوگيري از زيانِ گردِ دندانها اگر گاهي دندانها را با خون خروسِ پير مالش بدهند سودبخش است آويشن و گرد دندان شصت و يكم براي بسياري از امراض دندان سودمند ميباشد و نيز اين گردِ دندان براي دندانها مفيد ميباشد : طباشير ، مرجان سفيد ، ريشه سوسن ( زنبق سفيد ) ، گشنيز خشك برشته ، گل سرخ پاككرده ، مغز هسته تمر هندي ، فوفل ، گل انار فارسي ، صندل سفيد از هر كدام نيم مثقال ، مرواريد ، كهربا ، خون سياوشان ، زراوند مدحرج از هر كدام دو دانق همه را ميكوبند و ميبيزند و دندانها را با آن ماساژ ميدهند . اين دارو دهَن را خوشبو ، دندانها را سفيد و محكم و خونريزي را قطع ميكند و نيز كندر ، زرآوند مدحرج ( زرآوند ماده ) و حب البقر ، خون سياوشان ، ريشه سوسن ، مرجان سرخ از هر كدام پنج جزو ، صندل سفيد سه جزو همه را ميكوبند و بر دندانها ميمالند تا محكم شود ، لثه نو برويد ، دهن خوشبو و خونريزي لثه قطع شود . ( در كتاب قانون براي خونريزي از لثهها آمده است : كندر ، عود هندي ، قِرفه ( پوست نوعي درخت كه بوي دارچيني ميدهد ) ، پوست ترنج ، گل سرخ ، صندل ، قرنفل ، كبابه ، مصطكي مفيد است . مؤلف (اع) )
ورم لثه
[ص 308] ورم لثه اگر از غلبه خون باشد با علامات آن همراه است و درمانش فصد از چهار رگ يا قيفال است و حب الشفاء و سرد كردن مزاجِ بيمار براي آن مفيد است ، اگر از غلبه بلغم باشد علامتش نبودن قرمزي و كمي درد و زيادي آب دهن است و علاجش حافظ الصحة است و اگر نيازي به پاكسازي باشد بايد ايارجها را بكار ببرند . براي درمان ورم در دهن نگه داشتن حريره نيمهگرم يا آرد پخته گندم مفيد است كه بايد چند بار تكرار شود و در ساير موارد اين داروها مفيد است : كتيرا ، تخم مَرو ، مغز بادام شيرين ، سريش ، ريشه مارچوبه ( هليون ) ، گل خطمي كه هر يك بتنهائي يا با هم و يا پارهاي از آنها را با مغزِ هسته تمر هندي بكوبند و بر قطعه پنبهاي بپاشند و بر لثه بگذارند . ( جرمينك ، سركه ، طيون و درخت رَز خواصي براي ورم لثه دارند كه در باب مفردات مقاله پنجم آمده است . مؤلف اعلي الله مقامه ) اگر در لثه دانههائي پيدا شد تخم بارهنگ را با پنبه كهنهاي ميكوبند و بر آن ميگذارند .
تيرهرنگ شدن دندانها
اين بيماري اگر بحالت چركين گرديدنِ دندانها باشد از ضعف دندانها و كمي توانائي در دفع آنها است و اگر رنگهائي بر روي دندان ثابت شده باشد يا خارجي و از جهتِ استعمالِ داروهائي است كه آنها را رنگ كرده يا داخلي و از جهت موادي ميباشد كه بدندانها چسبيده است اگر علت داخلي باشد درمان دشوار است و اگر خارجي يا از كمتواني باشد درمانپذير ميباشد . چيزي كه رنگ را ميزدايد زنگار ( اكسيد آهن ) محلول در عسل است و نيز اگر كف دريا و نمك را بر دندانها بمالند سفيد ميشوند و اگر شكر مخلوط با آنها باشد قويتر ميگردد و نيز خاكستر درمنه ، پشم ، سُم حيوانات [ص 309] و نيز صدف مخلوط با سركه همچنين زاج سفيد سوخته و نمك سوخته و نوشادر تصعيدشده را با وزن مساوي مخلوط ميكنند و بر دندانها ميمالند همچنين شيشه سائيده شده بيخته كه مثل سرمه نرم شده باشد و دوده براي پاك كردن دندان مفيدند . از چيزهائي كه دندانها را درخشنده ميكند و قسمتهاي فاسد لثه را ميزدايد روح الكبريت ممزوج با آب و نمك سوخته و عسل است . ( در عود و بز خواصي براي درمان تيره شدن رنگ دندانها هست كه در باب مفردات مقاله پنجم ذكر شده . مؤلف اعلي الله مقامه )
خوره لب
اين بيماري در اثر چسبيدن مواد تندي به لب پيدا ميشود ، درمان خوره را بعدا خواهيم گفت و اينك بطور اختصار ميگوئيم كه درمانش پس از فصد و پاكسازي اين است كه دورِ قرحه را با حجر النيران الفضي ضماد كنند ( ظاهرا مقصود نيترات دارژان است . مترجم ) تا وسعت پيدا نكند و بر خود زخم فاروق الحاد ميمالند و اگر كمي جدوار در آن حل كنند بهتر است و سپس مرهمهاي گوشتآور بكار ببرند چه در اين هنكام اين قرحه مانند ساير قرحهها است و نيز اطراف آن را بايد با سركه و گل ارمني ضماد كنند ، آنچه را كه در بيماري خوره خواهيم گفت نيز مفيد است . براي ساير قرحههاي لب مرهم سي و پنجم مفيد است .
بواسير لب
گاهي در لب ورمهاي كوچكي پيدا ميشود كه از مواد خوني يا بلغمي است نخست بايد بر آن فاروق الحاد بمالند تا سر باز كند و پس از آن قرحه را [ص 310] بايد معالجه كرد اما ورم لبها را ميتوان با ضماد كردن شيرابه جانور كوچكي كه گاوخدا ( خر خاكي ) ناميده ميشود درمان كرد .
شقاق ( شكافتگي ) لب
اين بيماري از بدي كار مزاج خشك پيدا ميشود و بايد مقداري كتيرا در دهن بگيرند و بعد آن را بر لب بمالند و نيز بايد مقعد و ناف را با يك روغن چرب كنند و همچنين بايد مرهم الشقاق را بر لب بنهند و اگر لبههاي شكافها كلفت و بدون چرك باشد اول فاروق الحاد بر آن ميگذارند و سپس قرحه را درمان ميكنند .
پائين افتادن زبان كوچك ، ورم آن و ورم لوزهها
اين بيماريها ناشي از غلبه خون است و علامتش درد و ورم و التهاب و يا از بلغم ميباشد كه نشاني آن زيادي آب دهن و جريان آن است اما درمان پائين افتادن زبان كوچك غرغره سركه و ضماد زاج سفيد سائيده با روغن گاو از داخل و نيز ضماد فاروق اللين و حب الشفاء با آب انار است . اما ورم اگر از غلبه خون باشد فصد و غرغره با فلوس و رب توت و داروهائي كه در ديفتري گرم خواهيم گفت مفيد است و اگر از بدي كار مزاج و سردي آن باشد ضماد نشادر و زرنيخ و فاروق اللين و خوردن عسل و حافظ الصحة همراه با عسل مفيد است ولي اگر ورم شديد باشد اول بايد آن را با فاروق الحاد بسوزانند و آنگاه بايد با دست بفشارند تا سر باز كند و سپس با داروهاي مناسب غرغره كنند .
[ص 311] ( و نيز بتجربه رسيده كه چنانچه صبر زرد ، اِگِر ( وَج ) ، مارَوِي و ترياك را بسايند و بر ورم گلو و يا ساير اندامها مثل بعض ورمهاي سينه زنها بمالند ورم تمام ميشود توضيح اينكه مارَوِي نوعي صمغ گياهي است كه باين نام در دهات سيرجان معروف است و از همانجا بدست ميآيد و احتمالا با توجه به تلخي شديد و ساير خواص آن مُرّ ماحوز است . مترجم )
خناق ( ديفتري )
خناق ورم ماهيچههاي حنجره از داخل يا خارج و ورم زبان كوچك و سق دهن است كه از غلبه خون پيدا ميشود و درمانش فصد از طرف مخالف است و اگر بهبودي نيافت بايد از همان جهت هم كه گلو ورم دارد فصد كنند و سپس بايد در محلي ميان شانهها حجامت شود و نيز بايد با رب توت غرغره كنند و اگر كمي آرام شد با فلوس پخته غرغره و سپس داروهاي ضد ورم را بر بيرون گلو بمالند و نيز ضماد دوده حمام و زاج سفيد و نمك اندراني ( تبرزد ) به طور مساوي بر خارج گلو سودمند ميباشد . اگر بيماري شديد باشد بايد شكم قورباغهاي را باز كنند و آن را بر گلوي بيمار بگذارند و بعد فاروق ( ظاهرا فاروق الحاد . مترجم ) بر آن بنهند تا سر باز كند و اين در صورتي است كه ورم از بيرون ديده شود و اگر شدت يافت بايد مدفوع سگي را كه سه روز چيزي بجز استخوان نخورده باشد در آب حل و غرغره كنند و اين محلول را بر محل ورم نيز بمالند و همچنين اگر شكم خروسي را باز كنند و بر خارج گلو بگذارند و چند بار اين كار را تكرار نمايند مفيد است ، همچنين شراب الابريسم و شربت ليمو و غرغره دوم و فلونيا ( نوعي معجون ) و نيز پاكسازي با مسهل السهل و نمك قليا سودمند است . غرغره با رب توت سياه همراه با مدفوع سگ و نيز غرغره با اشنان و سماق سودبخش است و اگر كشوث را هم با آن مخلوط كنند بهتر [ص 312] است . اگر سببش بلغم باشد همراه با علامات آن است و درمانش غرغره با رُب گردو و جوهر الاشوس ميباشد كه براي آن نافع است و غرغره با سركه و عسل آن را بهبود ميبخشد و نيز اگر ريسماني كه با آن يك افعي را خفه كرده باشند بگردن ببندند بعلت خاصيتي كه دارد مفيد ميباشد .
( مؤلف اعلي الله مقامه در حاشيه ميافزايد : ( در مخزن آمده است كه اگر هفت افعي را با ريسماني از پشم ارغواني رنگ خفه كنند و در هر مرتبه آن را گره بزنند و اين ريسمان را بر گردن كسي كه به خناق مبتلا است ببندند مفيد است و نيز اگر با ريسمان كتاني افعي را خفه كنند براي جلوگيري از شدت بيماري خناق و ورم لوزتين مفيد است . همچنين در قانون براي همه ورمهاي گلو آمده كه اگر طنابهائي كه با ارغوان دريائي رنگ شده باشند و با آن افعيهائي را خفه كنند و بر گردن بيمار مبتلا بورم گلو ببندند مفيد است . و نيز غاريقون براي خناق خواصي دارد كه در مقاله پنجم خواهد آمد . و نيز ميفرمايد : در زادالمسافرين آمده است كه درد گلوهاي خوني را بايد با چند مرتبه فصد و تنقيه با مسهلها درمان كنند و در آغاز كار بايد با داروهاي قابض سرد مثل رُبِ گردو ، توت ، سركه و گلاب با آب و نيز آب غوره و سماق با گلاب يا با جدوار سائيدهشده با سركه و گلاب غرغره كنند و همچنين ماليدن اين داروها از خارج مفيد است و اگر از سردي باشد خردل پخته و سكنجبين عسلي و پخته عاقرقرحا و آب ترب غرغره كنند و اگر مزمن باشد و سابقا شخص مبتلا به بيماري سيفليس بوده اين غرغره مفيد است : كاغذ سوخته ، مازوي سوخته و نمك قليا باندازه مساوي با سركه و گلاب ممزوج ميكنند و آب گشنيز تازه در آن ميريزند و نيمهگرم غرغره ميكنند ) .
چسبيدن زالو در گلو
( گاهي در اثر نوشيدن آب بطور مستقيم با دهن در چشمهها و جويبارها زالو [ص 313] داخل حلق شده و بهمانجا ميچسبد و خون كسي را كه بدان گرفتار شده ميمكد . مترجم ) براي اين گرفتاري وادار كردن شخص به عطسه مفيد ميباشد و بايد دهن را پر از خزه و يخ كنند تا زالو خودش خارج شود . غرغره روح الكبريت اللين و جوهر الصوري همراه با سركه و بوره و نيز سركه با دميدن نوشادر ( بوسيله يك لوله ) و دود گوگرد مفيد است ، با اين ترتيب كه كمي گوگرد را آتش ميزنند و بعد قطعه ني را بر آن ميگذارند و دود را بدهن ميكشند بلافاصله زالو ميافتد و نيز غرغره كردن با جوهر اشوس و يا سركه خيلي تند و رب انار ترش مفيد است . ( خزه و زاج سفيد خاصيتهائي دارند كه در باب مفردات مقاله پنجم آمده است . مؤلف (اع) )
نشستن خار و استخوان بگلو
براي نشستن خار يا استخوان ماهي بگلو اين تدبير مفيد است كه اسفنجي را بآن اندازه كه بتوان آن را فرو برد بنخي ميبندند و سر ديگر نخ را در دست ميگيرند سپس شخص آن را ميبلعد و آب مينوشد تا اسفنج باد كند و سپس نخ را ميكشند كه خار يا استخوان با آن خارج ميشود و چه بسا كه اين شگرد براي بيرون كشيدن زالو نيز سودمند ميافتد .
( مؤلف (اع) در حاشيه ميافزايد : در قانون آمده است كه براي بيرون كشيدن خار يا استخوان ماهي بايد چند روز اسپند سفيد سائيده را با آب گرم بخورند تا قي كنند و نيز يك دانه انجير را با نخي ببندند و كمي بجوند و فرو ببرند و بيرون بكشند ) . ( مترجم گويد بتجربه رسيده كه آشاميدن مقداري سركه تند بتدريج براي نرم كردن استخوان مفيد است )
قرحه حلق
اين بيماري از خلط تندي كه بحلق ميچسبد پيدا ميشود و درمانش دُهنُ الزيبق است كه سه نخود از آن را بايد بخورند ، مشروط به آنكه از صفرا نباشد . اگر گوشت حلق خوردگي پيدا كرده بايد مانند بيماري خوره ( آكله ) معالجه شود و نيز ماليدن جوهر الصوري مفيد است . اين دارو براي غدههائي كه در زير زبان پيدا ميشود سودبخش ميباشد . براي حالت آكلهاي گَردِ دندان شصت و يكم سودمند است و بطور كلي براي همه قرحههاي دَهن گَردِ دندان شصت و دوم و غرغره يكم و براي آكله دهن كه حالت عفونت پيدا كرده باشد فلدفيون ( داروي حاد مخصوصي است ) مفيد ميباشد .
پارهاي از امراض ريه و سينه
گرفتگي صدا
اين بيماري از چيزهائي كه در قصبة الريه عمل كرده و آن را سست يا خشن ميكند پيدا ميشود ، اينها موادي است كه گاه از داخل ، به سبب بخارات پيدا ميشود و بخصوص در وقت خواب فعال ميگردند و گاه از خارج است مانند غبارها ، دودها و فرياد كشيدن با صداي بلند يا بعلت خوردن و آشاميدن چيزهاي تند و توليدكننده بخار مانند سير پيدا ميشود . درمان آن چهار گندم تربد معدني محلول و حب الحلتيت است و نيز سركه عنصلي و شربت ابريشم و شربت ليمو صدا را صاف ميكنند و اگر احتياج به پاكسازي بدن ، [ص 315] از رطوبت باشد بايد هر شب حب السلاطين و حافظ الصحة با عسل بخورند .
رَبْو ( نوعي آسم ، نفسنفس زدن )
در اين مرض ، تنفس بيمار هميشه مانند كسي است كه بتندي دويده باشد و هر گاه كه بپشت بخوابد شدت مييابد ، علتش پري سرخرگهاي ريه از انواع رطوبتهاي لزج و غليظ است كه از سر پائين آمده يا ترشحات خودِ ريه است كه از رطوبتهاي سينه و اندامهاي دروني بدان جذب شده زيرا شُش مانند اسفنج متخلخل ميباشد و خداوند تعالي بقاء آن را در رطوبت قرار داده و زندگيش از آن است اما اگر رطوبت زياد شده و يا از حالت طبيعي تغيير كند ريه را بيمار ميكند . اگر رَبْو با سرفه همراه باشد معمولا بيمار بهبود مييابد ( در مقاله پنجم در باب مفردات خواص ابهل ، اسطوخودوس ، شوربا ، اسفيدباج ايرسا ( زنبق آبي ) ، بخور الاكراد و خرما براي معالجه رَبْو ذكر شده است . مؤلف (اع) ) اما اگر سرفهاي نباشد ناگهان يا در هنگام خواب خفه ميشود و يا سرانجامش بيماري استسقاء گوشتي و تب خواهد بود . گاه رَبْو از شدت حرارت قلب و نيازش بجذب هواي بيشتر پيدا ميشود ، اگر اين هوا برايش آماده نشود بناچار ريه و سپس ساير اندامها ورم ميكند و باستسقاء ميانجامد ، علامتش تشنگي شديد و پيدا شدن آثار حرارت در نبض است و براي چنين بيماري دم از بازدم آسانتر است . گاه اين بيماري در اثر كلفت شدن طحال ( اسپرز ) پيدا ميشود در اين حال نفس بريده بريده و مانند حالت گريه بچهها ميشود اما گاهي از شل شدن ماهيچههاي سينه بوجود ميآيد كه علامتش اين است كه بازدم آسانتر از دم است و چه بسا كه اين هر دو نوع با هم همراه ميگردند گاهي [ص 316] نفس كساني كه باين بيماري گرفتارند قطع ميشود و كمتر بيماري از آن ميرهد . اما اگر علت بيماري رطوبتهاي چسبنده باشد ، درمانش پاكسازي با حبُ البلغم ، حب السلاطين ، ايارجها و حب الغاريقون الصغير است و نيز بايد مغز را تقويت كنند . اگر رطوبتها از سر آمده باشد درمانش با چيزهائي است كه گفته شد و نيز جوارشن الكثيرا ، سركه عنصلي ، دهن البلسان و روغن دانه عرعر براي خلطهاي لزج مفيدند و نيز گل گوگرد ساده و مركب و خوردن و نيز استعمال حب بزرگي از حافظ الصحة همراه با لعابهاي مناسب مفيد است . همچنين بايد هر شب باندازه يك باقلا مُرّ مكي بخورند همچنين داغ كردن جلو سينه با ذراريح نيز سودمند است و اگر بعد از نضج دادن باخلاط با تُربدِ معدني يا خوردن خربق يا جوهر انتيمون خود را بقي وادار كنند مفيد است اما بكاربردن عطسهآور قبل از نضج سزاوار نيست و غاريقون ( قارچ چمن ) و گمگوت ( غمغوت ، غوتاغنبا يا عصاره ريوند ) و افتيمون در اين باره و در آغاز بيماري خاصيتهائي دارند ولي داروي عجيبي كه براي بيرون راندن ماده از سينه ميتوان بكار برد اين است : زوفا ، پودنه ، ريشه شيرينبيان ، خردل ، قردمانا ( كرويا دشتي ) ، فلفل ، تخم انجره ( گزنه ) ، انيسون را باندازه مساوي با عسل خمير ميكنند و بقدر يك قاشق ميخورند ، براي نضج بخشيدن ، قرص مثني و براي بيرون راندن چرك و دفع رطوبتها گوگرد مصفّٰي همراه با تخممرغ نيمپز مفيد است . لبن الكبريت داروئي بسيار مفيد است بخصوص اگر بيماري داراي ريشه عصبي هم باشد . براي اين بيماران معجون الربو مفيد است ، نمك قليا در پاكسازي ريه اثر زيادي دارد . در وقت چسبندگي خلط بلغمي اگر ريشه بيماري از معده باشد آن را بكار ببر . و نيز براي اين بيماران خوردن اين حب مسهلي مفيد است : قارچ چمن سه چهارم درهم ، [ص 317] پيه هندوانه ابوجهل يك چهارم درهم ، فشرده قثاء الحمار ( خيار خر ) يك دانق ، رب شيرينبيان نيم درهم ( اين اندازهها براي يك حب است ) ، اين درمان براي سستي ماهيچهها ( ظاهرا ماهيچه اندامهاي تنفسي ) سودمند است و لبن الكبريت براي معالجه همه بيماريهاي سينه مفيد است اما اگر از خفقان يا از ريشه طحالي باشد بايد با درمانهاي ويژه خود آنها اقدام شود .