مسأله - جايز است كمربندي كه در آن نفقه او است بجهة حفظ بر كمر بندد .
مسأله - جايز است انگشتر دست كردن محض استحباب نه زينت و سلاح با خود داشتن اگر از دشمن يا دزد بترسد .
مسأله - جايز نيست بر محرم پوشيدن سر و دستمال بستن مگر بجهة درد سر .
[ص 30] مسأله - زن محرم روبند بر رو نميزند ولي چادر خود را از بالاي سر پائين ميكشد تا نزديك ذقن و هر گاه سوار باشد تا گلوي خود ميكشد و اگر مردي بر او بگذرد با چادر روي خود را ميگيرد و روي از آفتاب نميگيرد .
مسأله - زن محرم زينت نميكند و جامهٔ كه با زعفران رنگ شده نميپوشد و از طيب احتراز مينمايد و روايت شده است كه همه زيوري با خود ميگيرد مگر گوشواره و قلاده .
مسأله - محرم در وقت خواب و هر گاه غباري باشد كه او را اذيت كند روي خود را ميپوشد تا رستنگاه مو و سر خود را نميپوشد ولي مكروه است كه از بيني خود بالاتر را بپوشد .
مسأله - محرم بجهة حفظ از سرما و گرما سر و گوش خود را نميپوشد و هر گاه فراموش كرد و پوشيد بمحضي كه متذكر شد جامه را دور ميكند و تلبيه ميگويد و روايت شده است بدست خود بمسكين طعام ميدهد .
مسأله - محرم سر خود را زير آب نميكند .
مسأله - مرد محرم بر سر خود سايه نمياندازد بدون ضرورت و در محمل سوار نميشود مگر اينكه سقف و پيشاني آن را بردارد مگر در صورتي كه مريض باشد و از آفتاب بترسد .
مسأله - جايز است بر زنها كجاوه سوار شدن و روپوش آن را انداختن .
مسأله - جايز است بر محرم در سايه محمل راه رود يا در سايه ديوار بنشيند و در خيمه يا حجره بنشيند .
[ص 31] مسأله - جايز است در وقت اذيت كردن آفتاب بعض بدن خود را با بعض ديگر بپوشد .
مسأله - مكروه است بر محرم حجامت كردن مگر اينكه لابد شود و اگر حجامت كرد جاي آن را نميتراشد .
مسأله - هر گاه محرم ناخوش شود دوا و غذائي استعمال كند كه در حال احرام جايز است استعمال آنها و همچنين اگر جراحت يا دملي دارد مرهمي بر آن ميگذارد كه معطر نباشد و اگر محتاج بدوائي شود كه در آن زعفران باشد اگر زعفرانش از ساير دواها كمتر است استعمال مينمايد .
مسأله - جايز است بر زخم و دمل دستمال بستن و افشردن دمل بجهة اينكه چركش بيرون آيد .
مسأله - جايز نيست تراشيدن سر و زير بغل تا هدي خود را ذبح نمايد و اگر از روي جهل يا نسيان تراشيد باكي نيست .
مسأله - سزاوار است كه محرم بدن خود را بسيار آرام بخواراند كه مبادا جراحت شود يا موئي بيفتد يا قملهٔ اذيت بكشد .
مسأله - محرم جامه نجس نميپوشد و اگر بجامه او اثر جنابت رسيد ميشويد و ميپوشد .
مسأله - مكروه است محرم شدن در جامه كثيف و بجهة چرك جامه خود را بعد از احرام نميشويد .
مسأله - مكروه است پوشيدن جامه سجافدار و بر زنها عيب ندارد .
[ص 32] مسأله - باكي نيست محرم شدن در جامه پنبهدار يا مثل آن .
مسأله - حرام است در احرام جماع و دروغ گفتن و فحش دادن و قسم خوردن باسم خدا اگر چه راست باشد و بايد احتراز كند از اينكه بر ديگري افتخار نمايد و كمال احتراز را از معاصي نمايد .
مسأله - خوب نيست محرم كلام قبيح بگويد .
مسأله - باكي نيست تأديب بنده در حال احرام تا ده تازيانه نه زيادتر .
مسأله - باكي نيست مسواك كردن و خلال نمودن بطور ملايمت كه گوشت دندان خون نشود .
مسأله - باكي نيست بر محرم كه غسل نمايد و آب بر سر خود بريزد و موي خود را با انگشت پيش و پس ميكند بطور ملايمت .
مسأله - باكي نيست بر محرم حمام رفتن ولي كيسه بر بدن خود نميكشد .
مسأله - خوب نيست در حال احرام شستن سر با خطمي .
مسأله - محرم موي محل را نميچيند .
مسأله - محرم ناخن خود را نميگيرد اگر چه بلند شود مگر اينكه اذيتش نمايد و عوض هر ناخني يك قبضه طعام بمسكين ميدهد .
مسأله - جايز است بر محرم كه شتر خود را نحر كند و گوسفند ذبح كند و جايز است علف از براي گوسفند خود بكند از درختان قبل از آنكه داخل حرم شود ولي بعد از آنكه داخل حرم شد از درخت حرم برگ نميكند .
مسأله - مكروه است بر محرم مادام كه محرم است جواب كسي را لبيك بگويد بلكه در جواب ميگويد يا سعد .
مسأله - محرم هر گاه بميرد روي او را ميپوشند و غسل ميدهند و كفن ميكنند مگر اينكه طيب نزديك او نميكنند .
[ص 33] فصل - در كفارات صيد است و در آن چند مسأله است :
مسأله - محرم صيد نشان كسي نميدهد كه شكار كند اگر داد بايد فداء دهد .
مسأله - محرم اگر شكاري كند خواه جاهل باشد يا عالم بعمد باشد يا خطا بايد فداء دهد .
مسأله - محرم اگر در غير حرم شكار كند قيمة آن را ميدهد و اگر در حرم شكار نمايد دو بالا فدا ميدهد .
مسأله - محل هر گاه در حرم شكار كند قيمة آن را ميدهد .
مسأله - محرم اگر تير بيك شكار بزند و دو شكار افتد دو كفاره بايد بدهد .
مسأله - هر گاه محرم بر حيواني گام بگذارد يا شتر خود را از روي آن عبور دهد كه گام بر آن بگذارد بايد فداي آن را بدهد و در روايتي است كه اگر شترش بدون اختيار او هم در حال سواري گام بر حيواني بگذارد بايد فدا دهد .
مسأله - هر گاه جمعي در حال احرام شكاري همراه بكنند يا آنكه همراه از شكاري بخورند هر يكي بايد قيمت آن را بدهند .
مسأله - هر گاه جمعي در حال احرام چند بچه شترمرغ بشراكت بگيرند و ذبح نمايند و بخورند بعدد خودشان و بعدد مرغان شتر ميخرند و فدا ميدهند و اگر يكي از ايشان قادر نباشد بر شتر خريدن عوض هر شتري كه بر ذمه او است هيجده روزه بگيرد .
[ص 34] مسأله - اگر جمعي بشراكت صيدي بخرند و بخورند هر يكي گوسفندي فدا دهند .
مسأله - اگر محلي و محرمي در حرم با هم صيدي نمايند محرم فداء كامل ميدهد و محل نصف فدا ميدهد و اگر در غير حرم باشد بر محل حرجي نيست .
مسأله - هر گاه دو محرم با هم تير اندازند و از يكي خطا شود و تير يكي بخورد هر دو فداي صيد را بايد بدهند .
مسأله - بنده هر گاه باذن مولاي خود محرم شود هر جنايتي نمايد فداء يا كفاره بر مولاي او است .
مسأله - هر گاه كسي تير اندازد بصيدي و صيد بحرم داخل شود گوشت او حرام است .
مسأله - محرم هر گاه در غير حرم يك شاخ آهو را بشكند ربع قيمت آن را بايد صدقه بدهد و اگر هر دو شاخ آن را بشكند نصف قيمت آن را صدقه ميدهد و اگر هر دو چشم او را كور كرد تمام قيمت آن را بايد بدهد و اگر يك دست يا يك پاي آن را شكست نصف قيمت آن را ميدهد و اگر او را كشت چه به اين صدمهها چه بغير تمام فداء را ميدهد و اگر يكي از اين اعمال را بجا آورد در حرم اين قيمت را ميدهد و گوسفندي هم ذبح مينمايد .
[ص 35] مسأله - هر گاه محرم بآهوئي تير انداخت و بدست او خورد اگر پيش روي او راه رفت بر آن دست و چرا كرد بر او چيزي نيست و اگر فرار كرد و او را نديد و در حال فرار كردن مشاهده مينمود كه دست خود را بالا گرفته است بايد فداء دهد و در روايتي ميفرمايد كه اگر بر دست خود راه هم برود بايد ربع قيمت را بدهد .
مسأله - هر گاه كسي در حال احرام در حرم مرغي صيد نمايد و آن را بر زمين زند تا بميرد سه قيمت بايد بدهد .
مسأله - جزاي هر صيدي بر محرم مضاعف ميشود مگر آنكه جزاء شتري باشد از آن بالا نميرود و مضاعف نميشود .
مسأله - اگر كسي صيدي بخطا نمايد كفاره ميدهد و هر گاه مجدد صيد نمايد بخطاء باز كفاره ميدهد و ابدا حكم خاطي همين است ولي متعمد دفعه اول كفاره ميدهد و اگر ثانيا شكار كرد بر او كفاره نيست و عقاب او در آخرت است .
مسأله - هر گاه كسي ذبح نمايد كبوتر حرم را كفاره ميدهد و اگر بعد از ذبح بدن او را بيرون انداخت فداي ديگري ميدهد زيرا كه واجب است آن را دفن نمايد .
فصل - در تعيين كفارات و قيمتها است و در آن چند مسأله است :
مسأله - جزاي شترمرغ شتر است و در روايتي گاو فرمودهاند و احوط اين است كه شتر بدهد و جزاي حمار وحش و گاو و امثال آنها بقر است و جزاي آهو گوسفند است و در بچه كبوتر و اشباه آن گوسفند بچه ميدهد و در كبك و دراج و امثال آنها گوسفند ميكشد و در بلبل [ص 36] و گنجشك و صعوه كه گنجشك كوچك است و امثال آنها قيمت آن را ميدهد و در هر مرغ بزرگي گوسفند ميدهد و در جوجه آنها بزغاله يا حملي كه از شير گرفته شده باشد ميدهد .
مسأله - محرم در هر باب مضاعف بايد بدهد اگر در حرم شكار كرده است .
مسأله - مجمل حكم اين است كه قيمت ساير مرغان غير از آنچه معين شد يك درهم است و قيمت جوجه نصف درهم و قيمت بيضه ربع درهم و بعضي از علما فداي هر مرغي را مطلقا گوسفندي دانستهاند و ساير حيوانات هر يكي باندازه خودش مثل او را بايد بدهد .
مسأله - محل ذبح در خطاهائي كه در عمره كرده است در مكه است برابر خانه در جاي معيني و هر گاه در حج كرده در مني .
مسأله - هر گاه كسي مقدورش نباشد كه در مكه ذبح نمايد وقتيكه بخانه خود برگشت ذبح ميكند .
مسأله - هر گاه جزاي صيد از حيوانات بدست نياورد هر چه بر ذمه او است از شتر و گاو و گوسفند قيمت ميكند و بقيمت آن گندم يا جو ميخرد و بهر مسكيني يك مد ميدهد تا شصت مسكين و اگر ميسرش نشود بجاي هر مد يك روز روزه ميگيرد و اين است طريق احتياط و از قرآن چنين ظاهر ميشود كه هر يك از كفارات ثلثه را كه بخواهد اختيار ميكند و الله اعلم .
مسأله - اگر قيمت شتر از طعام شصت مسكين زياد باشد تا شصت نفر ميدهد نفري مدي و باقي را نميدهد و اگر كمتر شد همان قيمت شتر را ميدهد .
مسأله - هر چه فرمودهاند صدقه بايد بدهند بايد در مكه و مني دهند .
[ص 37] فصل - در كفارات تمتع بردن از زنهاست و در آن چند مسأله است :
مسأله - جايز نيست بر مرد محل كه زني بجهة محرم عقد بهبندد و اگر عالما چنين كاري كرد و محرم با زن نزديكي نمود هر يك شتري ميدهند و زن هم شتري ميدهد هر گاه محرم باشد و هر گاه محل هم باشد و بداند كه مرد محرم است شتري ميدهد و الا چيزي بر او نيست .
مسأله - هر گاه محرم از روي جهل يا فراموشي يا سهو مواقعه نمايد بر او حرجي نيست .
مسأله - هر گاه از روي علم جماع نمايد شتر بزرگي فدا ميدهد و هر گاه قبل از وقوف در مشعر است علاوه بر فداء حج او هم فاسد است و بايد سال آينده حج نمايد و ميان او و زوجهاش از آن مكان كه جماع كرده است تفريق مينمايند تا دوباره بآن جا برسد در برگشتن باين معني كه ثالثي با آنها بايد باشد و هر گاه سال ديگر حج نمايند از همان مكان كه سال پيش مواقعه كردهاند باز ميان آنها را جدا ميكنند بهمين قدر تا باز برگردند بهمان مكان و هر گاه از آن راه برنگردند چه در سفر اول چه سفر بعد ، بعد از قضاي مناسك با هم جمع ميشوند و شايد تفريق كردن تا آن مكان محض استحباب باشد و روايت شده است كه اگر شتر ندارد گوسفندي ميدهد .
[ص 38] مسأله - هر گاه كسي زوجه خود را اكراه نمايد بر جماع ، دو شتر بايد بدهد و اگر هر دو راضي باشند هر يكي شتري بايد بدهند و اگر قادر نباشد بر شتر روايت شده است كه شصت مسكين را اطعام ميكند و اگر قادر نيست هيجده روز روزه ميگيرد و بر زن هم همين كفاره بهمين وجه واجب است .
مسأله - شخص معتمر اگر قبل از طواف و سعي جماع نمايد بايد شتري بدهد و همچنين هر گاه بعد از طواف قبل از سعي جماع كند و بايد يك ماه توقف نمايد تا در ماه ثاني عمره بجا آورد و هر گاه بعد از اداء مناسك قبل از تقصير مواقعه نمايد شتري بايد بدهد .
مسأله - حاج هر گاه قبل از تقصير جماع نمايد جاهلا بر او چيزي نيست و هر گاه عالم باشد شتري يا گاوي ميدهد و روايت شده است گوسفندي ميدهد و هر گاه ببوسد زن خود را بدون وقاع گوسفندي بايد بدهد .
مسأله - هر گاه قبل از آنكه بمزدلفه آيد يا در همان حين جماع نمايد حج او فاسد ميشود و شتري هم ميدهد ولي هر گاه بعد از وقوف است حج فاسد نميشود ولي شتر ميدهد .
مسأله - هر گاه مرد تقصير كرده باشد و جماع نمايد قبل از آنكه زن تقصير كرده باشد مرد شتري بجهة زن كفاره ميدهد .
مسأله - هر گاه همه مناسك را بجا آورده باشد الا طواف نساء آنگاه جماع نمايد هر گاه عالم باشد و بابضاعت باشد شتري ميدهد و اگر متوسط است گاوي ميدهد و اگر فقير باشد گوسفندي ميدهد و هر گاه از روي جهل بوده است گاوي چاق ميدهد .
[ص 39] مسأله - اگر در اثناء طواف نساء جماع نمايد اگر پنج شوط طواف كرده بر او چيزي نيست وضوء ميسازد و طواف را تمام ميكند و استغفار مينمايد و اگر كمتر طواف كرده است طوافش فاسد است اعاده مينمايد و شتري هم ميدهد .
مسأله - هر كس قبل از طواف فريضه جماع نمايد بر او است شتري و اگر در اثناء طواف جماع نمايد غسل ميكند و طواف را اعاده ميكند و استغفار هم ميكند و شتري هم ميدهد .
مسأله - هر گاه چهار شوط سعي ميان صفا و مروه كرده باشد آنگاه جماع نمايد غسل ميكند و سعي خود را تمام ميكند و استغفار مينمايد و بر او چيزي نيست .
مسأله - هر كس با اهل خود ملاعبه نمود هر قسم ملاعبه باشد تا انزال نمايد بر هر دو كفاره است مثل كفاره جماع .
مسأله - اگر كسي بغير اهل خود نظر نمايد و انزال نمايد بر او است شتري يا گاوي و اگر ممكنش نشود گوسفندي ميدهد و شايد گاو براي متوسط باشد و اگر انزال ننمايد بر او چيزي نيست و بايد استغفار كند .
مسأله - اگر مرد طواف نساء كرده باشد و زن خود را ببوسد قبل از آنكه زن طواف نساء نمايد گوسفندي بايد بدهد .
مسأله - هر گاه زن خود را بغل بگيرد يا بدن او را بشهوة مس نمايد و مني از او جدا شود بر او است خوني كه بريزد .
مسأله - هر گاه ببوسد زن خود را قبل از تقصير بر او است خوني كه بريزد و اگر هيچ يك تقصير نكردهاند بر هر يك خوني است .
[ص 40] مسأله - اگر محرم زن خود را ببوسد بدون شهوة گوسفندي ميدهد و اگر با شهوة ببوسد و مني از او جدا شود گاو ميدهد و استغفار ميكند و اگر با شهوة مس نمايد زن خود را گوسفندي ميدهد و اگر با شهوة نظر نمايد بآن و مني از او جدا شود گاوي ميدهد .
مسأله - هر گاه استمنا نمايد در حال احرام بر او است شتري و سال آينده حج مينمايد .
فصل - در ذكر كفاره ساير اعمال است و در آن مسائلي است :
مسأله - كفاره فسوق استغفار است و تلبيه گفتن و روايت شده است يك كف طعام هم ميدهد .
مسأله - مستحب است در سباب و فسوق گاوي ذبح نمايد .
مسأله - مجادله اين است كه قسم باسم خدا بخورد و تا دو قسم اگر راست باشد كفاره ندارد و اگر سه قسم راست خورد گوسفندي ميكشد و اگر يك قسم دروغ بخورد گوسفندي ميكشد و اگر دو قسم دروغ خورد گاوي ميدهد و اگر سه قسم دروغ خورد شتري ميدهد .
مسأله - هر گاه دو محرم با هم مقاتله كنند هر يك گوسفندي ميكشند .
مسأله - اگر محرمي جامهٔ بپوشد كه بر او روا نيست اگر جاهل است يا ناسي بر او حرجي نيست اگر عالم است و عامد گوسفندي ميكشد .
مسأله - اگر بانواع اقسام لباس محتاج شود بر هر صنفي فدائي ميدهد .
مسأله - اگر زن محرم در آئينه محض زينت نظر كند كفارهاش تلبيه گفتن است .
[ص 41] مسأله - محرم اگر سر خود را پوشيد ناسيا جامه را از سر دور ميكند و تلبيه ميگويد و اگر عمدا سر خود را پوشيد مسكيني را بدست خود طعام دهد .
مسأله - هر گاه سايه بر سر خود انداخت در وقت راه رفتن بجهة حفظ از باران يا آفتاب يا مرضي گوسفندي ميكشد و اگر شقيقه دارد و نميتواند در آفتاب سير كند سايه بر سر مياندازد و عوض هر روزي مدي از طعام صدقه ميدهد چنين روايت شده است و بهمان ظاهر حديث ما ميگيريم و محتاج بتأويلات الحمد لله نيستيم .
مسأله - اگر در عمره تمتع و حج هر دو بر سر سايه اندازد دو گوسفند ميكشد .
مسأله - اگر تدهين نمايد با روغن خوشبو جمعي از فقهاء فرمودهاند كه بايد كفاره دهد و در روايت مضمري روايت شده است كه بايد گوسفندي دهد اگر از روي علم و عمد بوده و الا بمسكيني طعام دهد و طريق احتياط اين است كه كفاره دهد اگر في علم الله كفاره دارد كفاره محسوب ميشود و الا صدقه است و اجر خود را دارد .
مسأله - اگر كسي غذائي بخورد كه در آن زعفران يا عطري باشد عامدا بايد گوسفندي بكشد و اگر از روي نسيان خورده استغفار ميكند .
مسأله - اگر ناسيا طيب بدست خود ماليد دست خود را ميشويد و تلبيه ميگويد و اگر عالما مس نمود طيب را يا گلي بو كرد بقدر وسع خود صدقه ميدهد و روايت شده است كه كفاره مس طيب استغفار است .
[ص 42] مسأله - اگر كسي زير بغل خود را يا سر خود را عمدا تراشيد بر اوست گوسفندي كه بكشد .
مسأله - اگر سر او اذيتي داشته باشد مثل اينكه صدمه خورده باشد يا قمل گرفته باشد از زيادتي مو و كثافت يا مريض شده باشد سر خود را ميتراشد و فدا ميدهد يا بروزه گرفتن سه روز يا صدقه دادن بده مسكين كه همه را سير كند يا گوسفندي كه ذبح كند و بمساكين دهد و در روايتي شش مسكين فرمودهاند و مقدار صدقه موافق روايتي نصف صاع است و در روايتي صاع تمري است .
مسأله - اگر كسي دست بر سر يا ريش خود گذارد و يك مو افتاد يك كف يا دو كف از طعام صدقه ميدهد و اگر اصرار در دست ماليدن بر ريش نمايد و موهاي متعدد بيفتد يك درهم خرما ميخرد و صدقه ميدهد ولي اگر بجهة اسباغ وضوء دست بر ريش بمالد و مو از آن بريزد بر او چيزي نيست .
مسأله - هر گاه يك ناخن خود را بگيرد يك مد طعام ميدهد و اگر دو ناخن را گرفت دو مد و همچنين عوض هر ناخني مدي طعام صدقه ميدهد تا بده انگشت رسد اگر همه ده انگشت دست را گرفت گوسفندي ميكشد و اگر انگشتان پا را هم بگيرد اگر انگشت دست و پا هر دو را در يك مجلس گرفت بهمان يك گوسفند اكتفا ميكند اگر در دو مجلس گرفت دو گوسفند ميدهد .
[ص 43] مسأله - اگر قملهٔ را بكشد مستحب است يك قبضه طعام بدهد .
مسأله - اگر كسي از درخت حرم چيزي بكند بايد قيمت آن را بدهد مگر درختهاي ميوهدار كه ميوه آنها را ميكند .
فصل - در بيان محل ذبح فداها و دادن صدقه است و ذكر بدل هر فدائي و در آن چند مسأله است :
مسأله - هر عملي كه در حج كند كه فداي آن سر بريدن حيواني است در مني سر ميبرد و اگر در عمره است در مكه در منحر .
مسأله - اگر كسي مقدورش نباشد در مكه و مني ذبح كند جايز است وقتيكه بمنزل خود برميگردد ذبح نمايد و شايد اين حكم مخصوص بكسي باشد كه بدلها را هم نتواند بجا آورد و العلم عند الله .
مسأله - اگر محرم صيد كند و نتواند عوض دهد هر حيواني كه بايد عوض دهد قيمت ميكند و بقيمت آن طعام ميخرد و بمساكين ميدهد و روايت شده است كه بهر مسكيني مدي دهد و اگر مقدورش نباشد عوض هر مدي روزهٔ ميگيرد و زيادتر نميگيرد و مشهور اين است كه بهر مسكين نصف صاع ميدهد و بجاي هر نصف صاع هم يك روزه ميگيرد و هر كس صيدي كرده است كه فداي او بقره است و نتواند بدهد بهمان وجه كه مذكور شد يا اطعام مينمايد يا روزه ميگيرد و در بدل بقره موافق حديث و شهرت اصحاب بسي مسكين اطعام ميكند و اگر گوسفندي بر ذمه او است و نتواند بدهد ده مسكين را طعام ميدهد يا سه روز روزه ميگيرد يا براي هر مدي روزه ميگيرد .
[ص 44] مسأله - هر گاه شتر را قيمت كند و بيش از قيمت طعام شصت مسكين قيمت آن بشود بهمان شصت مسكين ميدهد بهر مسكيني مدي و مابقي را نميدهد و اگر كمتر شد همان را ميدهد و زياده نميدهد .
مسأله - هر چه فرمايش شده است كه صدقه دهند بايد در مكه و مني دهند .
فصل - در حكم احصار و صدّ است و كسي كه حج خود را فاسد نمايد و در آن چند مسأله است :
مسأله - محصور آن كسي است كه مريض شود و نتواند احرام را بانجام رساند و بمكه رسد و اعمال را تمام كند و مصدود كسي است كه مشركين يا دشمني ديگر نگذارند او را بمكه رود مثل اينكه رسول خدا صلي الله عليه و آله را منع كردند .
مسأله - اگر كسي حج نمايد و محصور شود هدي خود را با رفيقان خود ميفرستد و محل نميشود و در مقام خود توقف ميكند تا وقتيكه بداند كه هدي بمحل خود رسيده پس چون دانست كه هدي بمحل خود رسيده محل ميشود و بمنزل خود برميگردد و سال آينده حج ميرود و با زنان نزديكي نميكند تا سال ديگر كه حج رود و حج نساء بجا آورد .
مسأله - هر گاه هدي با خود ندارد و محصور شود روايت شده است كه در همان جا ذبح ميكند و برميگردد و اگر نداشته باشد روزه ميگيرد بدل هدي .
مسأله - مصدود سال بعد حج ميرود ولي بر او جايز است مواقعه نساء .
[ص 45] مسأله - اگر كسي را سلطان در مكه نگذارد بيرون رود در صورتي كه حج تمتع نموده است هر گاه شب عيد او را رها كند ميرود و بجمع ملحق ميشود بهمان طرز كه بعد مذكور ميشود و اگر روز عيد بعد از ظهر او را مرخص كند موسم حج گذشته پس طواف و سعي مينمايد و سر خود را ميتراشد و گوسفند خود را ميكشد و اگر حج افراد كرده است و محبوس شود بر او ذبح گوسفند واجب نيست .
مسأله - محل نحر هر گاه در حج است مني است روز عيد و اگر در عمره است مكه است پس شخص محصور نحر هدي را در حج وعده يوم عيد قرار ميدهد و همينكه آن ساعت شد كه وعده قرار داده است محل ميشود و وعده هدي عمره را روز خاصي قرار ميدهد در ساعت معلومي و آن روز و آن ساعت محل ميشود و اگر رفقاء آن روز هدي او را نحر نكرده باشند بر او ضرر ندارد .
مسأله - شخص مصدود هدي خود را در همان جا كه مصدود شد ذبح ميكند و بمنزل برميگردد .
مسأله - هر گاه محرم شود بجهة عمره بجا آوردن و سر او درد گيرد و نتواند عمل خود را بجا آورد شتري نحر ميكند و سر خود را ميتراشد و بعد از آنكه شفا يافت باز عمره بجا ميآورد و زن بر او حلال نيست تا مجدد عمره بجا آورد .
مسأله - اگر كسي در حج مستحبي محصور شود شتري نحر ميكند و برميگردد و روايت شده است كه اگر خواسته باشد سال ديگر حج ميكند و الا فلا ولي احتياط در اين است كه خود حج نمايد و بعد نزديكي با زنان كند و اگر مقدورش نباشد نايبي بگيرد كه طواف نساء بنيابت او نمايد .
[ص 46] مسأله - هر حاجي كه حج رود چه متمتع باشد چه قارن چه مفرد و حج از او فوت شود اين عمل را عمره قرار ميدهد و سال ديگر حج ميكند و از همان مكان كه سال گذشته محرم شد محرم ميشود بهمان قسم حجي كه سال اول خيال داشته است .
مسأله - اگر كسي بعرفه و جمع هيچ يك نرسيد حج از او فوت شده است طواف ميكند و سعي مينمايد و حج او عمره مفرده ميشود بعد ميخواهد با مردم بمني ميرود و ميخواهد بمنزل خود برميگردد .
مسأله - مشهور اين است كه اگر كسي در همان سال استطاعت مكه رود و حج از او فوت شود عمره قرارش ميدهد و حج را قضا نميكند و اگر آن سال نرفته است و حج بر ذمه او بوده است سال ديگر حج ميرود .
مسأله - مشهور اين است كه اگر كسي حج استحبابي نمايد و حج از او فوت شود واجب نيست سال ديگر حج نمايد .
فصل - در آداب دخول حرم است و مكه و در آن چند مسأله است :
مسأله - مستحب است بجهة دخول حرم غسل نمايد و كفشهاي خود را بكند و ساعتي پابرهنه راه رود .
مسأله - جايز است قبل از دخول غسل كردن و تأخير انداختن .
مسأله - مستحب است وقت دخول حرم اذخر مضغ كند .
[ص 47] مسأله - سزاوار است كه انسان داخل مكه نشود مگر با طهارت و غسل نمايد بجهة شستن عرق و كثافت از بدن خود پس هر گاه بچاه ميمون يا چاه عبدالصمد رسيد غسل ميكند و كفش خود را ميكند و پابرهنه با سكينه و وقار راه ميرود و اول بخانه خود ميرود بعد ميرود بمسجد الحرام و طواف ميكند .
مسأله - مستحب است از بالاي مكه از عقبه مدنيين داخل شود و از ذيطوي كه اسفل مكه است بيرون رود .
مسأله - مستحب است وقت دخول مكه جامههاي كهنه بپوشد و با خضوع و خشوع داخل شود ولي محرم همان جامه احرام را ميپوشد و رخت در بر نميكند .
مسأله - در حرم و مكه اسلحه خود را ظاهر نميكند بلكه در بار خود پنهان ميكند يا در جلد و غلاف ميكند كه پنهان باشد .
مسأله - مكروه است بعد از بلند شدن روز از مكه بيرون رود قبل از نماز .
مسأله - فضل توقف در مكه و عبادت در آن بسيار است محض مراعات اختصار ترك نموديم ذكر آنها را .
مسأله - مستحب است داخل مسجد شدن از باب بنيشيبه .
مسأله - مستحب است مسواك كردن بجهة نزديكي كعبه .
مسأله - مستحب است نماز بسيار كردن در حجر اسمعيل بقدر دو ذراع پهلوي آن از طرف خانه و بعد از نماز تحت ميزاب رحمة دعا ميكني و اگر مقدورت باشد همه نمازهاي مفروضه و مسنونه را نزد حطيم بكني بكن كه از همه بقاع زمين افضل است .
[ص 48] مسأله - سزاوار نيست بر احدي كه از خاك اطراف كعبه بگيرد و از مسجد بيرون آورد و اگر بيرون آورد پس ميبرد .
مسأله - مستحب است درآويختن بپرده كعبه بجهة دعا و طلب حاجت بخصوص در نزد مستجار .
مسأله - مكروه است بيادب در مسجد نشستن .
مسأله - آب زمزم شفاي هر دردي است از آن استشفاء ميجويد و در وقت آشاميدن ميگويد اللهم اجعله علما نافعا و رزقا واسعا و شفاءا من كل داء .
منسك ثاني - در طواف خانه خداست و بعض احكامي كه متعلق بآن است و در آن چند فصل است :
فصل - در وجوب طواف است در حج و عمره و در آن چند مسأله است :
مسأله - طواف فريضه است در حج و عمره و هر كس آن را ترك نمايد از روي عمد و علم بر او است كه حج يا عمره را اعاده نمايد و كفاره هم بدهد و هر كس از روي جهل طواف نكند اعاده مينمايد و شتري نحر ميكند .
مسأله - طواف خانه هفت شوط است جايز نيست بر آن زياد كنند يا از آن بكاهند .
مسأله - جايز نيست برهنه طواف كردن .
مسأله - جايز نيست بر زن كه با روبند طواف نمايد در طواف حج و عمره .
[ص 49] مسأله - جايز نيست طواف فريضه را در حال جنابت يا بيوضوء نمايد و اگر چنين كاري كرد طواف و نماز طواف را اعاده مينمايد ولي طواف مستحبي را بيوضوء ميتوان كرد ولي مكروه است اما بجهة نماز طواف وضوء ميگيرد .
مسأله - اگر كسي در اثناي طواف از او حدثي سر زد وضوء ميگيرد و تتمه طواف را تا هفت شوط تمام ميكند و اگر قبل از نصف است يا بحد نصف وضوء ميگيرد و اعاده مينمايد .
مسأله - اگر كسي در جامه نجس طواف كرد و بعد ملتفت شد طواف او صحيح است ولي نماز در آن جامه نميكند بلكه آن را ميكند و جامه طاهر ميپوشد .
مسأله - اگر كسي در اثناي طواف خون از بيني او آمد يا در جامه خود خوني ديد همان موضع را نشان ميكند و ميرود خود را طاهر ميكند و برميگردد از همان موضع طواف ميكند تا هفت شوط تمام شود .
مسأله - شخصي كه ختنه نشده است طواف بخانه خدا نميكند .
مسأله - كيفيت طواف اين است كه از محاذي حجر الاسود بناي طواف بگذاري بطرف چپ يعني كعبه را بطرف دست چپ اندازي و بقدر فاصله مابين بيت و مقام ابرهيم ميان خود و خانه فاصله بگذاري و طواف ميكني تا دومرتبه بحجر برسي تا هفت مرتبه و سزاوار است در هر مرتبه دست بر حجر بمالي و تبرك بجوئي و حجر را ببوسي اگر ميسرت شود و الا اشاره ميكني بطرف حجر با دست يا چوب چنانچه پيغمبر صلي الله عليه و آله فرمود .
[ص 50] مسأله - حجر اسمعيل از خانه نيست ولي آن را هم داخل ميكند در حوزه طواف خود .
مسأله - جايز است كه زن را بجهة بوسيدن و دست ماليدن بحجر در كجاوه گذارند هر گاه جمعيت زياد باشد ولي طواف را بپاي خود ميكند .
مسأله - اگر كسي ديگري را طواف دهد مثل اينكه بچه را طواف دهد يا بيماري را و خود هم نيت طواف كند بر خودش هم حساب ميشود .
مسأله - جايز است سواره طواف كردن چنانچه پيغمبر صلي الله عليه و آله فرمود .
مسأله - بچه را طواف ميدهند و از جانب او سنگ جمره مياندازند ولي اگر طفلي روز عرفه تولد كند نسبت باو تكليفي نيست .
مسأله - مستحب است در حال طواف دعا خواندن و صلوات فرستادن و قرءان افضل از دعاست و صلوات هم افضل از ساير دعاهاست و چون از ركن يماني تجاوز نمائي و رو بحجر الاسود روي تكبير ميگوئي و صلوات ميفرستي و سلام بر پيغمبر ميكني زيرا كه در اين موضع ملكي است كه سلام تو را بآن بزرگوار ميرساند .
مسأله - سزاوار نيست در طواف فريضه تكلم كردن مگر بدعا و تلاوت قرآن و ذكر خداوند ولي در طواف مستحبي هر سخني كه ميخواهي ميگوئي اگر چه شعر باشد .
[ص 51] مسأله - طواف حج تمتع و سعي را بعد از وقوف در عرفه و مشعر و زدن سنگ جمره عقبه و ذبح كردن هدي و تقصير بجا ميآورند ولي بر پيرمردان و مرضٰي و زني كه ميترسد حايض شود و كسي كه بترسد كه نتواند از مني بمكه برگردد جايز است مقدم داشتن طواف حج و سعي ميان صفا و مروه و حج نساء بر ساير مناسك .
مسأله - جايز است مقدم داشتن طواف و سعي در حج افراد و قران مطلقا ولي بعد از فراغ از نماز طواف فورا تلبيه ميگويد و همچنين جايز است طواف مستحب كردن بر مفرد و قارن ولي باز تلبيه ميگويد .
مسأله - دو اسبوع پشت سر هم طواف نبايد بكنند نه فريضه و نه نافله مگر اينكه ميان هر هفت شوط نماز طواف بجا بياورد بعد طواف كند .
مسأله - هر گاه وقت نماز واجب باشد اول نماز ميكند بعد طواف مينمايد و اگر در اثناي طواف وقت فريضه برسد جايز است طواف را قطع نمايد و نماز كند و بعد تتمه طواف را بانجام ميرساند و همچنين اگر بترسد كه وتر فوت شود نماز وتر را بجا ميآورد بعد طواف را تمام ميكند .
مسأله - هر گاه ميان طواف يا سعي خسته شود قدري مينشيند و استراحت ميكند پس طواف يا سعي را تمام ميكند .
مسأله - مستحب است اقرار كردن بگناهان نزد ملتزم و استغفار كردن و خود را چسبانيدن بآن مقام و ملتزم برابر باب است در پشت كعبه بعد دست بر كعبه ميمالي از پشت سر و اگر فراموش نمايد بر او حرجي نيست .
مسأله - مستحب است بوسيدن ركن يماني و گذاردن صورت بر آن و ملتزم آن شدن و دعا خواندن .
مسأله - مستحب است دست ماليدن و بوسيدن همه اركان .
[ص 52] فصل - در حكم معذورين است در طواف و در آن چند مسأله است :
مسأله - جايز است مريض را حمل نمايند بجهة طواف اگر قادر نباشد ولي مستحب است كه پاي خود را بر زمين بكشد ولي در هر شوطي نزد ركن يماني او را بر زمين ميگذارند و دست بر زمين ميكشد .
مسأله - اگر قادر نباشد از شدت مرض بر اينكه او را حمل نمايند عوض او ديگري طواف ميكند .
مسأله - اگر كسي در اثناي طواف ناخوش شود طوري كه نتواند طواف را تمام كند اگر چهار شوط يا بيشتر طواف كرده است امر ميكند ديگري عوض او تتمه طواف را نمايد و اگر سه شوط يا كمتر طواف كرده است تأمل ميكند يك روز يا دو روز اگر بهتر شد طواف را اعاده ميكند و اگر بهتر نشد نايب ميگيرد كه هفت شوط عوض او طواف كند و نماز بجا آورد و سعي كند بعد او تقصير ميكند .
مسأله - اگر زن قبل از طواف عمره تمتع حايض شود و تا روز ترويه پاك نشود مشهور ميان اصحاب اين است كه حج خود را نقل بافراد مينمايد يعني با همان احرام بعرفات ميرود و بعد از اداء مناسك طواف ميكند و بعضي اقوال ديگر هم گفتهاند و روايت شده است كه هر گاه بعد از احرام قبل از طواف حايض شده است صبر ميكند تا روز ترويه پس اگر پاك شد عمره را تمام ميكند و محرم ميشود بجهة حج و اگر پاك نشد غسل ميكند و سعي ميان صفا و مروه مينمايد و بعرفات ميرود و اعمال [ص 53] حج را بجا ميآورد پس چون طاهر شد اول طوافي بجهة عمره خود ميكند بعد طواف حج بجا ميآورد بعد سعي ميكند بجهة حج و اگر حايض شده باشد قبل از احرام صبر ميكند اگر طاهر شد فبها و الا حج افراد بجا ميآورد و حد آن تا زوال روز عرفه است و شايد تا شب عرفه بتواند صبر كند و پدر بزرگوارم فرمودهاند كه بعد از زوال مختار است ميان حج تمتع و افراد تا شب پس اگر طاهر شد فبها و الا حج را مبدل بافراد ميكند .
مسأله - هر گاه زن بعد از قضاي مناسك قبل از طواف نساء حايض شود طواف را تأخير مياندازد تا وقتيكه طاهر شود و اگر در اثناء طواف نساء حايض شود طواف را قطع ميكند و اگر بعد از نصف است ميتواند از مكه برود و الا بعد از آنكه پاك شد اعاده ميكند .
مسأله - اگر زن قبل از طواف نساء حايض شد اگر بتواند جمّال خود را نگاه ميدارد تا طواف كند و اگر ميسرش نباشد و قوافل حاج همه بيرون آيند و تنها بماند بيرون ميآيد .
مسأله - زن اگر بعد از طواف قبل از نماز حايض شود نماز نميكند تا پاك شود بعد از پاك شدن نزد مقام ابرهيم نماز ميكند .
مسأله - زني كه حج تمتع كرده است در اثناي طواف عمره اگر حايض شود اگر از نصف گذشته است سعي ميكند و محرم ميشود و بعرفات ميرود بعد از پاك شدن تتمه طواف را تمام ميكند اگر از نصف نگذشته تمام را اعاده ميكند .
مسأله - مستحاضه غسل ميكند و پنبه با خود ميدارد و خود را ميبندد و طواف ميكند و نماز ميكند ولي داخل كعبه نميشود .
[ص 54] فصل - در طواف نساء است و در آن چند مسأله است :
مسأله - واجب است طواف نساء بر حاج و معتمر غير از عمره متمتع كه طواف نساء ندارد و بعد از حج طواف نساء ميكند .
مسأله - طواف نساء بر مردان و زنان و خصيان همه واجب است .
مسأله - وقت طواف نساء بعد از فراغ از سعي است طواف مينمايد و نماز طواف مينمايد آن وقت زن بر او حلال ميشود .
مسأله - زن اگر طواف و سعي را در حج تمتع بجا آورد و برگشت بمني و طواف نساء نكرد وقتيكه برميگردد بجهة زيارت خانه طواف نساء ميكند .
مسأله - جايز نيست مقدم داشتن طواف نساء بر ساير مناسك مگر بجهة عذري و قبل از اين حكم مقدم داشتن گذشت .
مسأله - هر كس ترك كند طواف نساء را حلال نيست بر او نزديكي كردن با زنان تا آنكه طواف نمايد .
فصل - در احكام شك و سهو و نسيان است و در آن چند مسأله است :
مسأله - هر كس طواف فريضه را فراموش كند تا به بلد خود برگردد كسي را وكيل ميكند كه بنيابت او طواف كند و هدي ميفرستد اگر طواف حج بوده در حج و اگر طواف عمره بوده در عمره .
[ص 55] مسأله - اگر كسي طواف نساء را فراموش كند تا برگردد مستحب است كه خود برگردد بمكه و طواف نمايد اگر بتواند و جايز است نايب بگيرد و بر او است نحر كردن شتري ميان صفا و مروه و زن بر او حلال نيست تا خود او يا نايب او طواف نمايد و اگر بميرد ولي او از جانب او قضا ميكند و اگر ولي ندارد ديگري ميكند .
مسأله - شيخ صدوق عليه الرحمه روايت كرده است اگر كسي طواف نساء را فراموش نموده ولي طواف بجهة وداع بيت كرده است همان طواف نساء حساب ميشود .
مسأله - كسي كه كمتر از نصف طواف نساء را فراموش كرد و از مكه بيرون آمد كسي را امر ميكند كه از جانب او طواف كند و جايز است بر او با زنان نزديكي كردن .
مسأله - اگر كسي يك شوط طواف زيادتر بكند از هفت شوط از روي فراموشي آنگاه متذكر شود شش شوط ديگر هم طواف ميكند و دويمي را فريضه قرار ميدهد و اولي را مندوب و دو ركعت ديگر هم نماز ميكند و اگر از هفت شوط كمتر طواف كرد و متذكر شد باقي را تمام ميكند و اگر در بين سعي ملتفت شود برميگردد و طواف را تمام ميكند و باز برميگردد و سعي را تمام ميكند و اگر بعد از سعي متذكر شد اگر چهار شوط طواف كرده تتمه را بانجام ميرساند و اگر كمتر طواف كرده است اعاده ميكند و اگر بكلي طواف را فراموش كرده و بعد از سعي متذكر شد طواف ميكند و سعي را اعاده ميكند .
[ص 56] مسأله - اگر كسي شك كند ميان هفت شوط و هشت شوط بنا را بر هفت ميگذارد و اگر هنوز دوره آخر را تمام نكرده شك نمايد دوره را تمام مينمايد و بنا بر هفت ميگذارد .
مسأله - اگر كسي شك كند ميان شش و هفت و هشت يا ميان سه و چهار اعاده ميكند .
مسأله - در طواف مندوب هميشه بنا را بر يقين ميگذارد و اعاده نميكند .
فصل - در نماز طواف است و در آن چند مسأله است :
مسأله - نماز طواف دو ركعت است در پشت مقام بجا ميآوري بعد از طواف در يك ركعت سوره توحيد ميخواني در ركعت ديگر سوره جحد و اگر در غير آن مقام نماز كردي اعاده نما مگر اينكه طواف مندوب باشد .
مسأله - اگر كسي نماز طواف را فراموش كند تا مني رود مرخص فرمودهاند كه در مني نماز كند و اگر فراموش كرد تا از مكه بيرون رفت اگر بتواند برميگردد و نماز ميكند اگر نتواند كسي را امر ميكند كه از جانب او نماز كند در آن جا يا خود در هر جا هست نماز ميكند .
مسأله - جايز است كنار مقام نماز كني نزديك بسايه مسجد در وقتيكه جمعيت زياد باشد و نتواني پشت مقام نماز كني .
مسأله - نماز طواف فريضه است جايز نيست تأخير انداختن آن از همان ساعت كه طواف او تمام شود اگر چه وقت غروب باشد يا بعد از عصر يا بعد از نماز صبح .
مسأله - اگر كسي نماز طواف را فراموش كرد تا آنكه شروع بسعي نمود و در اثناء سعي متذكر شد برميگردد و نماز ميكند و باز ميآيد در مسعي سعي خود را تمام ميكند .
[ص 57] منسك ثالث - در سعي ميان صفا و مروه است و در آن چند فصل است :