فصل - در وجوب سعي است و بعضي احكام آن و در آن چند مسأله است :
مسأله - سعي ميان صفا و مروه فريضه است .
مسأله - هر گاه بخواهد از مسجد بيرون رود بجهة سعي كردن از دري بيرون ميرود كه برابر حجر است و ابتدا بصفا ميكند .
مسأله - سزاوار است كه بعد از آنكه طواف كرد تعجيل نمايد در سعي كردن و جايز است تا شب تأخير اندازد بجهة اينكه هوا قدري خنكتر شود و احوط اين است كه تا روز ديگر تأخير نياندازد .
مسأله - جايز نيست مقدم داشتن سعي بر طواف و اگر كسي مقدم دارد آن را عمدا طواف ميكند بعد از آن مجدد سعي مينمايد و همچنين مقدم نميدارد طواف نساء را بر سعي و اگر از جهل يا فراموشي مقدم داشت بر او چيزي نيست .
مسأله - اگر كسي سعي را اعاده ننمايد در صورت مفروضه بر او است كه خوني بريزد .
مسأله - واجب است ابتداء نمودن بصفا و ختم كردن بمروه .
مسأله - كيفيت سعي كردن اين است كه ابتداء نمائي بصفا و بالا روي بر آن و بايستي رو بخانه و نُه تكبير بگوئي و حمد كني و صلوات بفرستي و دعا كني بجهة خود و والدين و مؤمنين آنگاه پائين ميآئي و رو [ص 58] بمروه ميروي و راه ميروي پس هر گاه بجاي هروله رسيدي هروله ميكني و سعي ميكني و دعاي مأثور را ميخواني و مقام هروله ميان دو ميل است كه معين است پس چون بميل دويم رسيدي باز راه ميروي با وقار و سكينه و تسبيح خدا ميكني و تكبير ميگوئي و تهليل ميگوئي و حمد مينمائي و صلوات ميفرستي تا بمروه برسي پس بمروه بالا ميروي و باز رو بقبله ميايستي و دعا ميخواني باز پائين ميآئي تا بصفا رسي و بالا ميروي و بهمين طور سعي ميكني تا هفت مرتبه و رفتن يك شوط حساب ميشود و برگشتن يك شوط .
مسأله - همه سعي هفت شوط است اگر كسي عمدا زياد كرد اعاده ميكند .
مسأله - اگر كسي عمدا سعي را ترك نمايد حج او باطل ميشود و سال ديگر بايد حج كند .
مسأله - بر زنها نيست هروله كردن .
مسأله - جايز است در حال سعي ميان مروه و صفا بنشيند بجهة استراحت .
مسأله - باكي نيست سواره سعي نمودن بجهة مرضي يا ترس اين كه ضعف حاصل شود و پياده افضل است .
مسأله - هر گاه سواره سعي كند پائين صفا و مروه ميايستد بنحوي كه خانه را بهبيند .
مسأله - اگر در اثناي سعي كردن وقت نماز برسد اول نماز ميتواند بكند بعد سعي را تمام كند .
مسأله - جايز است قطع نمودن سعي بجهة قضاي حاجت مؤمن .
[ص 59] فصل - در احكام سهو و شك و نسيان است و بعضي ملحقات و در آن مسايلي است :
مسأله - اگر كسي سهوا بيش از هفت شوط سعي نمايد بنا بر روايتي زيادتي را طرح ميكند و روايت شده است در كسي كه نه شوط طواف كرده است بنا را بر يكي ميگذارد و هشت شوط را طرح ميكند و اگر هشت شوط سهوا طواف كرد همه را طرح ميكند و اعاده مينمايد .
مسأله - اگر كسي بعد از تقصير متذكر شود كه شش شوط طواف كرده است يك شوط ديگر هم طواف ميكند و گاوي ميكشد و اگر هيچ متذكر نشود كه چه قدر سعي كرده است سعي را اعاده ميكند و خوني هم ميريزد .
مسأله - اگر كسي فراموش كند سعي كردن را هر وقت متذكر شد سعي ميكند و اگر از مكه بيرون رفته باشد برميگردد و سعي ميكند و اگر بمنزل خود رسيده و نميتواند برگردد نايبي ميگيرد كه از جانب او سعي نمايد .
مسأله - اگر قدري از هروله را در سعي خود ترك كرد بر او چيزي نيست .
مسأله - كسي كه قدري از مسافت سعي را سهوا ترك كرد و متذكر شد قهقري برميگردد تا آن مقام كه سعي نكرده و سعي ميكند .
مسأله - بر صفا و مروه و بين آن دو دعوات مأثوره را بخواند و دعاها معروف است و در رساله عربيه هم بعض آنها را روايت كردهايم .
منسك رابع - در تقصير بعد از اتمام عمره است و در آن چند مسأله است :
مسأله - واجب است بر متمتع تقصير كردن بعد از سعي قدري از موي سر را ميچيند و قدري از ريش و شارب خود را ميچيند و قدري از ناخن خود را ميگيرد و قدري را هم ميگذارد بجهة تقصير بعد از حج .
[ص 60] مسأله - جايز نيست تراشيدن سر در عمره تمتع و اگر از روي جهل تراشيد بر او چيزي نيست و اگر عمدا تراشيد هر گاه تا وقت احرام حج سي روز مانده است بر او چيزي نيست و اگر كمتر مانده است و عمدا سر خود را تراشيد خوني ميريزد .
مسأله - اگر مقراض نداشته باشد كه موي و ناخن خود را بگيرد با هر چه بتواند ميگيرد اگر چه با دندان باشد .
مسأله - كفايت ميكند زن را در تقصير كه بقدر سر انگشت از موي خود بگيرد .
مسأله - جايز نيست با زن نزديكي كردن قبل از تقصير .
مسأله - جايز است با زن نزديكي كردن بعد از تقصير .
مسأله - اگر متمتع فراموش كند تقصير را تا اهلال بحج نمود استغفار مينمايد و روايت شده است كه خوني ميريزد و محمول بر استحباب است .
مسأله - اگر عمره مفرد بجا آورد مستحب است در وقت تقصير سر بتراشد .
مسأله - سزاوار است بر متمتع بعد از تقصير و بر اهل مكه كه پيراهن نپوشند و شبيه محرمين راه روند غبارآلوده و مو پريشان .
مسأله - جايز است كه ديگري موي سر و ريش و اظفار انسان را بگيرد .
مسأله - معتمر بعد از طواف فريضه ديگر طواف نميكند تا تقصير نمايد و بعد از تقصير هر چه بخواهد طواف ميكند .
[ص 61] منسك خامس - در احكام احرام حج است و رفتن بعرفات و آنچه متعلق است بآنها و در آن چند فصل است :
فصل - در احرام حج است و رفتن بمني و در آن چند مسأله است :
مسأله - كيفيت احرام حج و ميقات آن سابقا مذكور شد بهمان قسم كه در احرام گفتيم لباس احرام ميپوشد و وارد مسجد ميشود و بهمان تفصيل سابق نماز ميكند و تلبيه ميگويد و حاجت باعاده ذكر آن نيست .
مسأله - شخص متمتع روز ترويه از مكه بيرون ميرود و افضل اوقات خروج بعد از زوال است .
مسأله - شخصي كه مضطر است تا شب تأخير مياندازد بقدري كه صبح در مني باشد .
مسأله - جايز است پيش از ظهر بيرون رفتن .
مسأله - جايز است بر پيرمردان و شخص مريض كه بترسد از ازدحام مردم پيش از ترويه محرم شوند و بيرون روند يك روز يا دو روز يا سه روز ولي زيادتر جايز نيست .
مسأله - مكروه است بر غير صاحبان عذر پيشتر از ترويه بيرون رفتن .
مسأله - آنها كه سوارند نماز صبح را در مني ميكنند و روانه عرفات ميشوند و پيادگان قبل از صبح ميروند و نماز را در راه ميكنند .
مسأله - باكي نيست قبل از طلوع آفتاب راه افتادن ولي از وادي محسر نميگذرد تا آفتاب طالع شود .
مسأله - چون صبح روانه عرفه شوي دعاي مأثور را ميخواني و تلبيه ميگوئي و منتهاي وقت تلبيه تا ظهر عرفه است .
[ص 62] فصل - در احكام وقوف بعرفات است و در آن چند مسأله است :
مسأله - واجب است وقوف نمودن در عرفات تا مغرب روز عرفه .
مسأله - چون وارد عرفات شدي خيمه خود را در نمره ميزني كه جاي معيني است و آن جا موقف نيست و چون زوال شود تلبيه را قطع ميكني و غسل ميكني و نماز ظهر و عصر را جمع مينمائي و مشغول ميشوي بذكر خداوند .
مسأله - محل وقوف طرف چپ كوه است و افضل مواقف پائين كوه است كه متصل بآن باشد و اگر جا تنگ شود بكوه بالا ميروند و بطرف پائين و زير اراك كه موضعي است معين وقوف نمينمايند .
مسأله - مستحب است كه انسان بنفس خود و حيوان خود جاهاي خالي را پر نمايد .
مسأله - جايز است سواره وقوف نمايد .
مسأله - مستحب است وقوف با غسل و وضوء نمايد .
مسأله - وقت حركت كردن از عرفات وقت مغرب است .
مسأله - هر گاه كسي بعد از اينكه مردم از عرفات رفتند بيايد اگر مهلتي دارد شب عيد ميآيد بعرفات و وقوف مينمايد پس ميآيد بمشعر و بمردم ملحق ميشود و اگر وقتي برسد كه مجال عرفات رفتن نباشد در مشعر وقوف مينمايد و حج او تمام است .
[ص 63] مسأله - اگر شخص قبل از طلوع فجر خود را بعرفات برساند و برگردد بمشعر و مردم رفته باشند قدري در مشعر وقوف مينمايد و بمردم ملحق ميشود در مني .
مسأله - اگر كسي قبل از غروب از روي جهل از عرفات حركت كند بر او حرجي نيست و اگر عامدا حركت كرد شتري نحر ميكند و اگر نيابد هجده روز در مكه روزه ميگيرد يا در راه يا در منزل خود .
مسأله - مستحب است روز عرفه در شهرها جمع شوند و دعا بخوانند .
مسأله - بر غير محرم مستحب است زينت كردن در شب عرفه در شهرها .
مسأله - عمل در معرفت روز عرفه و روز عيد بهلال است .
فصل - در وقوف مشعر است و احكام آن و در آن چند مسأله است :
مسأله - هر گاه روز عرفه آفتاب غروب كند و حمره مشرقيه بالا آيد از عرفات بايد راه افتاد با سكينه و وقار نه مثل مردم بيوقار و بيطمأنينه و چون بتل قرمز رسيدي دعاي مأثور را ميخواني و سعي ميكني كه لگد بر ضعيفي و مسلمي نگذاري .
مسأله - چون بمأزمين رسيدي مستحب است پياده شوي و بول نمائي و مأزمين مقام معيني است ميان مشعر و عرفات .
مسأله - مستحب است در مأزمين با خضوع بگذرد و تكبير بگويد بجهة اينكه راه وسيع شود .
مسأله - وقوف در مشعر فريضه است .
[ص 64] مسأله - مشعر را جمع هم ميگويند و مزدلفه و ابطح نيز ميگويند .
مسأله - نماز مغرب و عشا را بتأخير مياندازي تا بجمع برسي اگر چه تا ثلث از شب بگذرد يا زيادتر و ميان نماز مغرب و عشا نافله نميكني و نافله را بعد از نماز عشاء ميكني .
مسأله - چون بمشعر رسيدي در وادي بطرف راست راه نزديك مشعر پياده ميشوي و مستحب است بر كسي كه حج ننموده كه بر مشعر پا بگذارد و در روايتي ميفرمايد واجب است .
مسأله - حد مزدلفه مابين مأزمين است تا كوه تا حوضهاي محسر .
مسأله - هر گاه جمعيت زياد شود و جا تنگ شود تا مأزمين بالا ميروند .
مسأله - وقوف در مشعر بعد از صبح است صبح ميكني با وضوء و بعد از نماز صبح وقوف مينمائي اگر بخواهي نزديكي كوه يا هر جاي مشعر كه خواسته باشي و مشغول ميشوي بذكر خداوند و دعا .
مسأله - بهترين ساعات بجهة حركت كردن از مشعر نزديك طلوع آفتاب است تا سر آفتاب .
مسأله - جايز است حركت كردن وقتيكه هوا في الجمله روشن شود بقدري كه شتر جاي پاي خود را بهبيند .
مسأله - قبل از طلوع آفتاب از وادي محسر نميگذرند .
مسأله - حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله زنها را شب همراه اسامه از مزدلفه بمني فرستادند و امر فرمودند كه رمي جمره نمايند و هر كس هدي دارد توقف كند تا ذبح كند و هر كس ندارد روانه مكه شود .
[ص 65] مسأله - مرخص فرمودهاند زنها و بچهها و ضعفا را كه شب روانه مني شوند و رمي جمره در همان شب نمايند و روانه مكه شوند و كسي را وكيل كنند كه عوض ايشان ذبح نمايد .
مسأله - هر كس از عرفات بمني آيد و وقوف در مشعر ننمايد برميگردد و وقوف مينمايد باز بمني ميآيد اگر چه سنگ جمره را هم زده باشد و روز هم بالا آمده باشد و چون بمني برگشت باز سنگ جمره ميزند .
مسأله - اگر كسي وقوف در مزدلفه ننمايد تا آخر وقت وقوف حج از او فوت شده .
مسأله - اگر كسي از مشعر بگذرد و بقدر نمازي يا ذكري آن جا وقوف نموده باشد كفايت از دعاء و وقوف ميكند .
مسأله - وقت اضطراري بجهة وقوف در مشعر تا زوال شمس است در روز عيد .
مسأله - كسي كه هر دو موقف از او فوت شد كه نه در وقت اختياري و نه در وقت اضطراري هيچ يك وقوف ننمود در هر دو موقف يا در مشعر ، حج او فاسد است .
مسأله - مستحب است كه سنگ جمره را از جمع بگيرد و اگر ميسر نشد از مني يا ساير حرم جمع ميكند ولي از سنگهاي زدهشده نبايد بگيرد و از مسجد خيف و مسجد الحرام هم نميگيرد .
مسأله - عدد سنگهائي كه لازم است چهل و نه سنگ است ولي اگر بيشتر جمع كند بجهة احتياط ضرر ندارد .
[ص 66] مسأله - سنگ جمره سنگي است سورمهٔ رنگ منقط كه مثل انگشت است غير از اين قسم قسم ديگر جمع نميكند .
مسأله - پس از آنكه سنگها را جمع كرد ميشويد بطور ملايمت كه نشكند .
مسأله - در وقتيكه از مشعر بمني ميرود در وادي محسر سعي ميكند و اگر سوار است حيوان خود را حركت ميدهد و مقدار سعي بقدر صد قدم است يا صد ذراع .
منسك ششم - در رمي جمار است و در آن چند مسأله است :
مسأله - رمي جمار واجب است و از حج اكبر است و اگر كسي عمدا ترك كرد زن بر او حلال نيست و سال ديگر بايد حج كند .
مسأله - در روز عيد چون بمني آمدي جمره عقبه بزرگ را سنگ ميزني و در ساير ايام هر سه جمره را سنگ ميزني .
مسأله - مستحب است كه اول سنگ جمره بزني بعد هدي خود را بخري و ذبح نمائي بعد تقصير كني .
مسأله - سزاوار است كه با وضوء سنگ بياندازي .
مسأله - طريق سنگ انداختن بجمره عقبه اين است اولا در وادي رو بقبله ميايستي و فاصله ميگذاري ميان خود و جمره ده ذراع يا پانزده ذراع و دعا ميخواني بعد برابر روي جمره ميايستي از توي وادي و از طرف اعلي سنگ نميزني و فاصله ميان خود و جمره همان قدر ميگذاري و سنگها را در دست چپ ميگيري و يكي يكي بدست راست ميگيري و ميزني و با هر سنگ تكبير ميگوئي .
[ص 67] مسأله - سنگ را بر شست ميگذاري و بناخن سبابه مياندازي .
مسأله - سنگ بايد بزمين برسد متصل بعلامتها يا روي سنگهائي كه جمع شده است پس اگر بسواري يا محملي يا انساني خورد و از آن گذشت و بمقام خود رسيد ضرر ندارد و الا سنگ ديگر ميزند و اگر سنگ با خود نداشته باشد از زير پاي خود برميدارد نه از آن سنگها كه سايرين زدهاند .
مسأله - جايز است سواره سنگ زدن .
مسأله - جايز نيست سنگ زدن قبل از طلوع آفتاب و سابقا مذكور شد كه جماعتي را مرخص فرمودهاند كه شب سنگ جمره را بزنند .
مسأله - مريض را سوار ميكنند يا بر دوش ميگيرند و ميبرند در مقام رمي جمره اگر بتواند خود رمي جمره ميكند و اگر نتواند پيش روي او ديگري بنيابت او ميزند .
مسأله - بايد ملاحظه ترتيب در رمي جمار نمايد در روزهاي تشريق پس اول جمره اولي را ميزند بعد وسطي را بعد جمره عقبه را و اگر بعكس رمي كرد باز جمره وسطي و عقبه را اعاده ميكند تا ترتيب درست باشد .
مسأله - ابتداء بجمره اولي مينمايد پس از طرف چپ سنگ ميزند بعد در چپ راه ميايستد رو بقبله و حمد و ثناي الهي را بجا ميآورد و صلوات ميفرستد بعد قدري پيش ميرود و دعا ميخواند و از خداوند سؤال ميكند كه از او قبول كند بعد ميرود نزد جمره دويم و همين طور عمل ميكند ولي در نزد جمره عقبه نميايستد رمي ميكند و ميگذرد .
[ص 68] مسأله - از وقت طلوع آفتاب تا غروب ميتوان رمي جمره نمود ولي مستحب است كه اول زوال بزند .
مسأله - اگر كسي در روزي رمي جمره ننمود نسيانا يا بجهة عذري روز ديگر دو مرتبه ميزند ولي يك مرتبه را صبح و مرتبه ديگر را ظهر .
مسأله - اگر كسي فراموش كرد رمي نمايد جمره وسطي را در روزي روز ديگر دو مرتبه رمي ميكند و اگر متذكر نشد تا روز حركت همان روز رمي ميكند .
مسأله - اگر بچه را حج برده باشند و محرم كرده باشند سنگ در دست او ميگذارند و امرش ميكنند بياندازد .
مسأله - اگر كسي ندانست كه بايد رمي جمار نمايد تا روزي كه بمكه آمد برميگردد و رمي جمار مينمايد بهمان قاعده كه بايست رمي كنند و ميان هر دو مرتبه فاصله ميگذارد بقدر ساعتي و اگر آن وقت هم متذكر نشد و رفت بوطن خود بر او چيزي نيست .
مسأله - اگر كسي فراموش كرد رمي جمار را يا بعض آن را تا ايام تشريق گذشت مستحب است كه سال ديگر در همين ايام اعاده كند و اگر مرد ولي او از جانب او رمي ميكند اگر ولي دارد و الا يكي از مسلمين عوض او رمي ميكند .
مسأله - بهر جمره روزي هفت سنگ بايد بياندازد اگر كسي كمتر زد اگر جمره آخري است تتمه را مياندازد اگر دو جمره اول است اگر باولي سه سنگ زده و بدو تاي ديگر تمام زده است چهار سنگ ديگر باولي [ص 69] ميزند و بجمره وسطي و عقبه دومرتبه تمام هفت سنگ را ميزند و اگر چهار سنگ زده است بآخريها اعاده نميكند ولي سه سنگ باولي ميزند و همچنين حكم وسطي اگر كم سنگ بزند .
مسأله - اگر كسي بيست و يك سنگ در دست گرفت و بجمرات زد آخر ديد يك سنگ در دستش زياد آمده است و ندانست بكدام يكي كم زده است بهر يكي سنگي ميزند .
مسأله - اگر سنگي از دستت افتاد و بعينه آن را نشناختي سنگ بكري از زير پاي خود بردار .
فصل - در هدي است و احكام آن و در آن چند مسأله است :
مسأله - واجب است هدي بر كسي كه حج تمتع نمايد .
مسأله - مفرد بر او هدي و اضحيه واجب نيست مگر اينكه بخواهد بر خود قرباني كند روز عيد .
مسأله - اگر كسي در ماههاي حج عمره تمتع بجا آورد بعد در مكه اقامه كرد تا موسم حج بر اوست شاتي بجهة هدي و اما اگر در غير ماههاي حج عمره بجا آورد و مجاور مكه شد تا موسم حج و حج كرد حج او حج افراد است و هدي بر او واجب نيست .
مسأله - اگر بنده خود را امر كرد كه حج تمتع نمايد بر او واجب است كه از جانب عبد ذبح كند يا آنكه امر كند او را كه روزه بگيرد .
[ص 70] مسأله - اگر طفل را حج تمتع دادند اگر ولي او ممكنش نشود كه بر خودش و او هر دو ذبح كند عوض خود و او هر دو روزه ميگيرد و اگر ممكنش شود يك هدي عوض طفل ذبح ميكند و خودش روزه ميگيرد .
فصل - در جنس هدي است و بيان صفات آن و در آن چند مسأله است :
مسأله - بهتر از همه هديها شتر است و وسطش گاو است و آخرش گوسفند .
مسأله - اختيار ميكند از گاوها و گوسفندها گاو و گوسفند اهلي را و از شترها شتر عربي را .
مسأله - هر گاه اختيار نمود گوسفند مستحب است اختيار كردن بره نر چاق بيعيب شاخدار چشمبزرگ كه چشمها و دهان و دست و پاي او سياه باشد .
مسأله - مكروه است اختيار كردن گوسفند شل و اعور و لاغر و گوسفندي كه گوشش سوراخ باشد يا بريده باشد يا شاخ اندرونش شكسته باشد يا گوشش چاك خورده باشد و باكي نيست اگر شاخ بيرون شكسته باشد و اندرون درست باشد يا گوشش بريده باشد اما جدا نشده باشد .
مسأله - هر گاه شتر و گاو اختيار كند ماده آن بهتر است و اگر گوسفند اختيار كند نر بهتر است .
مسأله - كفايت ميكند از شتر آنكه پنج سالش تمام شده و داخل شش شده و از بره از شش ماه بالاتر و از بز نر آنچه سالش تمام شده و داخل سال دو شده است و گاو هر چه ميخواهد سن داشته باشد .
مسأله - بز نر بجهة ذبح كردن بهتر از ميش ماده است .
مسأله - كفايت نميكند گوسفند خصي ولي موجوء ضرر ندارد در صورتي كه گوسفند سالم نبيند و موجوء بهتر از بز نر است .
[ص 71] مسأله - مكروه است قرباني كند گوسفندي را كه قبل از ماه ذيحجه خريده .
مسأله - مكروه است قرباني كردن گوسفندي كه مدتي در خانه علف داده است .
مسأله - مستحب است قرباني كردن شتر و گاو .
فصل - در احكام است و در آن چند مسأله است :
مسأله - اگر گوسفندي بخرد بخيال اينكه چاق است بعد ديد لاغر است كفايت ميكند و عكس اين هم كفايت ميكند ولي اگر بنيت لاغري خريد و لاغر هم باشد بايد گوسفندي سمين بكشد و اين كافي نيست بنا بر روايتي .
مسأله - هدي واجب جايز نيست ناقص باشد ولي احكام قرباني همه مستحب است .
مسأله - اگر كسي هدي خود را خريد و نميدانست عيبي دارد بعد آنكه پول داد ديد عيب دارد ضرر ندارد .
مسأله - مكروه است مماكسه كردن در خريدن اضحيه .
مسأله - اگر كسي هدي خريد و در راه شكست اگر هديي است كه بر ذمه او است مثل اينكه نذر باشد يا جزاي عملي باشد بايد عوض آن بگيرد و همچنين اگر هدي عاجز شود از آمدن و بماند و اگر هدي واجب نيست بر او عوضي نيست .
مسأله - اگر كسي هديي بجهة استحباب بياورد و خسته شود هر جا هست او را ميكشد و نعل تقليد را در خون او ميزند و بر سنام او ميزند يا [ص 72] نوشتهٔ مينويسد كه اين هدي است و بر روي او ميگذارد تا مردم بدانند و بخورند و عوض ندارد ولي اگر واجب است او را باين طور ميكشد و عوض آن را در مقام خود ميكشد .
مسأله - اگر هدي را بعرفات ببرد بعد گم شود كفايت ميكند صاحب او را .
مسأله - اگر متمتع هدي خود را خريد و بست و فرار كرد كفايت نميكند مگر اينكه غير آن مقدورش نباشد .
مسأله - مستحب است كشتن گوسفندي كه بعرفات بردهاند .
مسأله - هر هديي كه شخص با خود ميآورد خواه واجب خواه مستحب اگر داخل حرم شد و عيبي كرد آن را ميكشد و بدل ندارد .
مسأله - اگر كسي گوسفند قرباني را خريد و كسي از او دزديد كفايت ميكند ولي مستحب است كه عوضش بخرد و بكشد .
مسأله - اگر گوسفندش گم شد و يكي ديگر خريد عوض او پس او را يافت اولي را ميكشد و دويمي را ميفروشد و اگر هم بخواهد استحبابا ذبح ميكند و اگر آخري را ذبح كرد بعد اولي را يافت اولي را هم ذبح ميكند و بهتر اين است .
مسأله - هدي واجب نميشود قبل از اينكه او را تقليد كند .
مسأله - اگر كسي هديي خريد و نحرش كرد و ديگري بر او گذشت و مدعي شد كه مال من است و دو شاهد اقامه كرد گوشتش مال مدعي است ولي كفايت از هيچ يك نميكند .
[ص 73] مسأله - اگر كسي هدي گمشدهٔ را پيدا كرد تعريف ميكند روز عيد و دو روز ديگر اگر صاحبش را نيافت پسين روز سيوم نحرش ميكند .
مسأله - اگر كسي شتري با خود آورده است و هدي قرار داده و شتر زائيد خودش و بچهاش هر دو را نحر ميكند و اگر بر ذمه او است و هلاك شد عوض او و بچهاش را ميخرد و نحر ميكند .
مسأله - جايز است هدي سياق را سوار شود ولي خستهاش نميكند و شيرش را ميدوشد و ميآشامد .
مسأله - مكروه است شريك شدن جمعي در هدي واجب ولي اگر لابد شوند جمعي شريك ميشوند در هدي و يكي از هفتاد نفر كفايت ميكند .
مسأله - قرباني در ساير شهرها يكي از جمعي كفايت ميكند ولي در مني هر يك نفري يك اضحيه براي خود ميكشد مگر نزد ضرورت .
مسأله - اگر كسي نيابت حج كرد يك هدي او را كافي است بجهة خودش و منوب عنه و اگر هم ذبح نكند نقلي نيست .
فصل - در آداب ذبح و نحر است و بعضي متعلقات آن و در آن چند مسأله است :
مسأله - هر كسي اضحيه خود را خودش ميكشد و جايز است بنيابت غير هم بكشد .
مسأله - حضرت سجاد عليه السلام كارد در دست صبي ميگذاردند و ميفرمودند مردي دست او را بگيرد و ذبح نمايد .
مسأله - جايز نيست يهودي و نصراني بنيابت انسان ذبح كند اگر چه منوب عنه زن باشد بلكه در صورتي كه مسلمي نباشد خود زن ذبح ميكند و اگر [ص 74] مسلمي هست او را وكيل خود قرار ميدهد ولي مستحب است خودش نظر كند .
مسأله - اگر كسي بنيابت غير ذبح ميكند اسم او را ميبرد و اگر سهوا اسم ديگر برد ضرر ندارد .
مسأله - چون بخواهي ذبح نمائي حيوان را رو بقبله بخوابان و بسم الله بگو و صلوات بفرست و بگو وجهت وجهي للذي فطر السماوات و الارض حنيفا و ما انا من المشركين ان صلوتي و نسكي و محياي و مماتي لله رب العالمين لا شريك لك و بذلك امرت و انا من المسلمين اللهم منك و لك بسم الله و بالله و الله اكبر اللهم تقبل مني و اگر بجهة ديگري است بگو اللهم هذا عن فلان .
مسأله - شتر را رو بقبله وادار و دستهاي او را تا زانو بهبند و از طرف راست آن بايست و همين طور كه ايستاده است لبّه او را سوراخ كن و چون بزمين افتاد موضع ذبح را قطع كن و در حال نحر كفايت ميكند بگوئي بسم الله و الله اكبر اللهم هذا منك و لك اللهم تقبل مني .
مسأله - روز عيد چون امام از نماز عيد برگشت قرباني بايد كرد .
مسأله - در شهرها تا سه روز ميتوان قرباني كرد و در مني تا چهار روز .
مسأله - مكروه است ذبح كردن در شب مگر وقت اضطرار .
مسأله - هدي واجب را نبايد ذبح كرد مگر در مني و اگر واجب نيست اگر اشعار يا تقليدش كرده است روز اضحي در مني نحرش ميكند و الا اگر خواسته باشد در مكه نحر ميكند .
[ص 75] مسأله - اگر در عمره هدي با خود آورده در مكه نحر ميكند پيش از آنكه حلق نمايد و همچنين اگر كفاره در عمره بر او واجب شده است مگر اينكه كفاره را تأخير اندازد تا موسم حج پس در مني ذبح ميكند ولي تعجيلش افضل است .
مسأله - اگر در دهه اول ذيحجه وارد مكه شود و با خود هدي دارد اگر اشعار و تقليدش كرده است روز عيد در مني نحرش ميكند و الا در مكه نحر ميكند .
مسأله - كفاره صيد را چه در عمره مفرده باشد چه عمره تمتع ميخواهي در مكه نحر نما ميخواهي در ايام تشريق در مني ولي آنچه كفاره در حج بر تو وارد آمده است چه حج افراد باشد و چه تمتع در مني بايد نحر شود .
فصل - در مصارف اضحيه و هدي است و در آن چند مسأله است :
مسأله - محرم از گوشت فديه و كفاره و جزاي صيد نميخورد ولي از باقي گوشتها ميتواند بخورد .
مسأله - گوشت هدي را سه جا ميكنند ثلث را باهل خود ميدهد و يك ثلث را بقانعين از فقراء و كساني كه سؤال نميتوانند بكنند ميدهد و ثلث را بسائلين ميدهد .
مسأله - هر ذبيحه كه بجهة نقصي است كه در حج وارد آمده است خود شخص از آن نبايد خورد .
مسأله - مكروه است گوشت قرباني را بمشرك بدهند .
[ص 76] مسأله - جايز است از گوشت قرباني خود شخص قدري بخورد و باقي را صدقه ميدهد .
مسأله - ذخيره نبايد بكند از گوشت قرباني خودش ولي در ايام مني ميتواند از آن گوشت بخورد اما غير خود انسان ميتواند ذخيره كند از آنچه باو رسيده .
مسأله - جايز است بيرون بردن سنام شتر از مني و ذخيره كردن آن زيرا كه دوا است .
مسأله - مستحب است پوست هدي و زنگ و قلاده آن را صدقه دهد و بسلاخ از گوشت ميدهد يا چيز ديگر .
مسأله - مكروه است منتفع شدن بپوست قرباني .
فصل - در حكم كسي است كه هدي و قرباني نداشته باشد و در آن چند مسأله است :
مسأله - كسي كه هدي نيابد ولي قيمت آن را داشته باشد آن را ميسپارد بيكي از اهل مكه كه عوض او هدي بخرد و در ماه ذيحجه ذبح كند و كفايت ميكند و اگر در اين سال ميسر نشود و ذيحجه تمام شود ذيحجه سال ديگر ذبح ميكند .
مسأله - كسي كه تا روز حركت كردن از مني نه هدي بيابد نه ثمن آن را اگر چه بقرض كردن باشد روزه ميگيرد اگر چه در آن روز بيابد .
مسأله - اگر كسي ثمن را داشته باشد و لكن سستي كند از خريدن هدي تا آخر روز آن وقت گوسفند گران شود و نتواند بخرد بعد از ايام تشريق روزه ميگيرد .
[ص 77] مسأله - كسي كه نه هدي داشته باشد نه قيمت آن را سه روز در حج روزه ميگيرد و هفت روز بعد از برگشتن اما آن سه روز در روز هفتم است و هشتم و نهم و اگر روز هفتم را نگرفت ديگر نميگيرد تا بعد از ايام تشريق آن وقت روزه ميگيرد و اگر جمالش صبر نكند از روز نفر روزه ميگيرد تا سه روز .
مسأله - اگر كسي در ايام مذكوره نتوانست روزه بگيرد در بقيه ماه روزه ميگيرد در مكه و اگر نتوانست در مكه بگيرد يا در راه ميگيرد يا در ولايت خود .
مسأله - كسي كه سه روز را در ماه ذيحجه نگرفت تا ماه محرم ، گوسفندي در مني ذبح ميكند يا ميفرستد آن جا كه براي او ذبح كنند و قضاي اين سه روز را نميكند .
مسأله - سه روز را پشت سر هم ميگيرد و هفت روز را هم پشت سر هم و در روايتي مرخص فرمودهاند در صورتي كه در مكه سه روز را نگيرد كه هر ده روز را پشت سر هم بگيرد و در روايتي مرخص فرمودهاند كه هفت روز را متفرق بگيرد و اين مشهور است ميان اصحاب رضوان الله عليهم .
فصل - در حكم قرباني است و در آن چند مسأله است :
مسأله - قرباني سنتي است مؤكد بر هر كس ميسرش باشد از صغير و كبير و كسي كه ميسرش نباشد معذور است .
مسأله - مستحب است قرباني كردن بجهة عيال .
مسأله - طفلي كه در رحم است قرباني ندارد و احكام قرباني گذشت .
[ص 78] منسك ثامن - در حكم حلق و تقصير و طواف است و در آن چند فصل است :
فصل - در حلق و تقصير است و در آن چند مسأله است :
مسأله - چون از ذبح هدي يا اضحيه فارغ شدي مشغول ميشوي بسر تراشيدن و غسل ميكني و ناخن خود را ميگيري .
مسأله - سزاوار است سر تراشيدن بر سه نفر ، مردي كه موهاي سرش را در هم چسبانيده كه متداخل شود و كسي كه موي خود را فتيله نموده و كسي كه ديگر حج نكرده است و احتياط اين است كه ترك نكند حلق را .
مسأله - مطلقا سر تراشيدن در تقصير از حج مستحب مؤكد است .
مسأله - هر كس سر خود را در مني تراشيد خداوند عوض هر موئي باو نوري ميدهد در روز قيامت .
مسأله - هر گاه اضحيه را خريدي و در منزل خود بستي هدي بمحل خود رسيده است پس اگر بخواهي سر بتراش .
مسأله - مستحب است در وقت سر تراشيدن رو بقبله باشي و ابتدا از دو طرف سر از پيش رو استخوانهاي برآمده نزد گوش را بتراشي و بگوئي اللهم اعطني بكل شعرة نورا يوم القيمة و مستحب است موي خود را در مني در خيمه خود دفن نمائي .
مسأله - اگر كسي زيارت خانه رود عالما قبل از حلق بر او است كه گوسفندي بكشد و اگر ناسي باشد بر او چيزي نيست سر ميتراشد و باز طواف ميكند .
[ص 79] مسأله - اگر كسي فراموش كند كه در مني حلق و تقصير نمايد مستحب است برگردد در مني حلق و تقصير نمايد و اگر در راه سر تراشيد يا مكه موي خود را ميفرستد بمني كه دفن نمايند .
مسأله - اگر كسي موي خود را از مني بيرون آورد برميگرداند بآن جا .
مسأله - چون حاج ذبح كرد و حلق نمود محل ميشود و همه چيز بر او حلال است مگر نساء و طيب و صيد ولي طيب مكروه است و چون طواف زيارت نمود و سعي كرد طيب هم بر او حلال است و نساء بر او حلال نيست و چون طواف نساء نمود نساء هم بر او حلال است و چون از حرم بيرون رفت صيد هم بر او حلال است .
مسأله - مكروه است استعمال طيب كردن و خوردن زعفران و پوشيدن سر و جامه در تن كردن قبل از زيارت بيت .
مسأله - تقصير نساء اين است كه سر موي خود را ميچينند و ناخن ميگيرند نه آنكه سر بتراشند .
فصل - در طواف زيارت است و در آن چند مسأله است :
مسأله - چون از رمي جمرات و ذبح هدي و تقصير فارغ شدي زيارت نما خانه خدا را .
مسأله - سزاوار است از براي متمتع كه زيارت نمايد بيت را روز نحر و مكروه است از براي او تأخير انداختن و اگر نتوانست تأخير مياندازد تا روز دويم و اگر نتوانست روز سيوم زيارت ميكند و اگر نتواند در روز نفر كه سيزدهم است زيارت ميكند ولي عمدا تأخير نمياندازد .
[ص 80] مسأله - زن بر انسان حلال نيست قبل از زيارت بيت و طواف نساء .
مسأله - مستحب است غسل از براي مردان و زنان بجهة طواف بيت و افضل اين است كه در مني غسل كند و مستحب است كه تقليم اظفار و گرفتن شارب و اطراف ريش را چيدن و همانكه بجهة تقصير ميكند كافي است .
مسأله - چون وارد مكه شدي درِ مسجد ميايستي و دعاي مأثور را ميخواني و وارد ميشوي و حجر الاسود را ميبوسي و تبرك ميجوئي يعني دست بر حجر ميمالي و دست خود را ميبوسي و اگر استلام ممكن نشود رو بحجر ميكني و اشاره ميكني و تكبير ميگوئي بعد طواف ميكني بهمان قاعده كه گذشت و دعاهاي منصوصه را ميخواني و نماز طواف ميكني و دعا ميخواني بعد سعي مينمائي ميان صفا و مروه بهمان قسم كه گذشت بعد طواف نساء ميكني و نماز ميكني .
منسك تاسع - در رجوع بمني است و حكم عمره مفرده و آنچه ملحق است بآنها و در آن فصولي است :
فصل - در حكم رجوع بمني است و وقوف در مني و در آن چند مسأله است :
مسأله - هر گاه فارغ شدي از طواف و سعي برميگردي بمني و شب را نميخوابي در مكه و همچنين ساير ليالي تشريق هر شب بايد در مني بخوابي .
[ص 81] مسأله - كسي كه در مكه بيتوته نمود اگر از مني اول شب يا قبل از غروب بيرون آمده است بايد گوسفندي ذبح كند و استغفار نمايد مگر در صورتي كه در مكه همه شب مشغول بدعاء و عبادت باشد و اگر بعد از نصف شب بيرون آمده است از مني مطلقا بر او حرجي نيست .
مسأله - كسي كه از مكه بيرون آيد ولي در راه بخوابد و بمني نرسد بر او چيزي نيست اگر چه صبح در مني نباشد .
مسأله - هر كس مكه رود در روز يا اول شب بايد بيرون آيد و بمني رود طوري كه صبح در مني باشد .
مسأله - بيشتر اصحاب قايلند بوجوب بيتوته در مني و بعضي قايل باستحباب شدهاند .
مسأله - مادامي كه در مني وقوف داري هر روز سنگ جمره را بهمان نحو كه مذكور شد بايد بزني .
مسأله - باكي نيست روزها مكه بيايد و طواف نمايد در ايام وقوف بمني ولي بهتر اين است كه نيايد مگر همان يك دفعه كه بجهة زيارت واجب ميآيد .
فصل - در حكم حركت از مني است و در آن چند مسأله است :
مسأله - ايام وقوف در مني روز عيد است و روز يازدهم و دوازدهم و نيز بعضي از يوم سيزدهم .
مسأله - باكي نيست رفتن از مني روز دوازدهم بعد از زوال بعد از آنكه سنگ جمره را زد نماز ميكند و ميرود ولي حكم جواز مخصوص است بكسي كه صيد نكرده باشد در حال احرام و جماع ننموده باشد .
[ص 82] مسأله - اگر كسي روز دوازدهم از مني رفت اگر چه از حرم بيرون رود صيد نميكند تا بعد از ظهر سيزدهم .
مسأله - روايت شده است رخصتي در حركت كردن قبل از ظهر روز دوازدهم .
مسأله - اگر روز دوازدهم تا غروب در مني توقف نمود ديگر حركت نميكند و شب را هم ميماند .
مسأله - روز سيزدهم اگر ميخواهد قبل از زوال حركت ميكند .
مسأله - جايز است از مني بولايت خود برگردد هر گاه همه مناسك حج را بجا آورده باشد .
مسأله - اگر روز چهارم حركت كردي مستحب است تحصيب نمائي يعني چون بمسجد حصباء رسيدي پياده ميشوي و داخل مسجد شده قدري به پشت ميخوابي بقدر استراحت ولي خواب نبايد بروي .
مسأله - مستحب است وداع خانه كردن و از آب زمزم بجهة استشفاء خوردن و دعاهاي مأثوره را خواندن و اگر كسي فراموش كرد ضرر ندارد .
فصل - در عمره مفرده است و در آن چند مسأله است :
مسأله - عمره واجب است مثل حج .
مسأله - هر گاه كسي عمره تمتع بجا آورد ديگر عمره مفرده بر او واجب نيست .
مسأله - مستحب است عمره مكرر بجا آوردن .
مسأله - مستحب است عمره بجا آوردن در ماه رجب و فضل آن بسيار است .
مسأله - مستحب است عمره ماه رمضان .
[ص 83] مسأله - در هر ماهي عمره بجا ميآورد .
مسأله - واجب است بر كسي كه حج افراد بجا آورده است بعد از حج عمره بجا آورد اگر چه بعد از ايام تشريق باشد .
خاتمه - بدانكه زيارت قبر پيغمبر (ص) قبل از حج يا بعد از آن حتم است و جايز نيست ترك كردن آن و همچنين زيارت ائمه هدي صلوات الله عليهم سنت مؤكد است و هر امامي را حقي است و حق ايشان اداء نميشود مگر بزيارت ايشان و زيارت كردن سبب تمامي حج است و مستحب است غسل كردن بجهة زيارت ايشان و جايز نيست داخل حرم يعني جائي كه قبر ايشان در او است شود در حال جنابت و همچنين جايز نيست داخل بيوت انبياء و اولاد انبياء شدن در حال جنابت .
و همين قدر از احكام حج و زيارت در اين رساله مختصره كافي است و حاجت بزياده از اين نيست و در رساله عربيه تفصيل زيادتر داده شده است و محض تنگي وقت و تعجيل اخوان باختصار كوشيدم و التماس دعا از عاملين در مكه معظمه و مدينه طيبه و اماكن مشرفه دارم .
تمام شد بر دست گناهكار مؤلفش محمد بن كريم عصر روز دوشنبه بيستم شهر رجب المرجب هزار و سيصد و سه ، سنه ١٣٠٣ ، حامدا مصليا مستغفرا .
تمت .