[ص 1]

ترجمه مناسك حج

از تأليفات عالم رباني و فقيه صمداني

مرحوم آقاي حاج محمد خان كرماني اعلي الله مقامه

[ص 2] بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله و سلام علي عباده الذين اصطفي .

و بعد چنين گويد بنده اثيم محمد بن كريم كه چند سال قبل رساله وجيزة الاحكام را بزبان عربي و فارسي در احكام عبادات نگاشته بودم و در ايران و عربستان و بعضي بلاد ديگر نسخه آن منتشر گرديده بود و احكام غالب عبادات را از اخبار ائمه طاهرين سلام الله عليهم اجمعين استنباط نموده در آن ثبت كرده بودم و احكام حج را ننوشته بودم تا اينكه جمعي از اخوان صانهم الله من طوارق الحدثان از اطراف بلدان ابرام نمودند و اصرار فرمودند كه احكام حج را نيز بنويسم و چون رساله وجيزه نسخ عديده شده بود و بطبع هم درآمده بود شايسته نديدم كه احكام حج را ملحق بآن كتاب نمايم لهذا رساله مستقلهٔ در مناسك حج بعربي نوشتم و بجهة اشخاصي كه از زبان عربي بهره نمي‌برند بعضي احكام آن رساله را بقدر حاجت بزبان فارسي ترجمه نمودم تا اينكه فارسي‌فهمان نيز از احكام آن بهره‌مند شوند و بجهة اينكه موسم حج نزديك شده بود و جمعي منتظر وصول اين رساله بودند مجال جمع نمودن جميع مسايل حج و عمره نشد و در رساله عربيه همان مسايل عامة البلوي را جمع نمودم و مسايل نادرة الوقوع را ترك كردم و در اين رساله كه در واقع ترجمه آن رساله است نيز باختصار كوشيدم و بعضي جزئيات را فارسي ننمودم و اگر كسي طالب باشد از رساله عربيه استنباط نمايد و مرتب ساختم اين رساله شريفه را بر مقدمهٔ و مناسكي و خاتمهٔ .

[ص 3] مقدمه - در بيان وجوب حج و فضيلت آن است و بعضي احكام نوعيه و در آن چند فصل است :

فصل - در وجوب حج است و فضيلت آن .

بدانكه حج فريضه‌ايست از فرايض خدا بر اشخاص معيني كه ذكر آنها خواهد شد و هر كس عمدا بدون عذر ترك نمايد حج را كافر ميشود بخداوند عزوجل و روايت شده است كه تارك حج در قيامت در صف يهود و نصاري محشور ميشود و همچنين عمره هم فريضه است بلكه حج اصغر است و جايز نيست تسويف در حج و بدانكه باصل شرع حج واجب است در مدت عمر يك مرتبه مگر اينكه كسي بنذر يا شبه آن بر خود واجب كند حجي زيادتر ولي مستحب است حج بسيار كردن و فضلش بي‌شمار است و در فضيلت حج اخبار بسيار وارد شده است و از ذكر كردن همه اخبار معذورم و بذكر يك حديث اكتفا مينمائيم از حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله روايت شده است كه هر كس بيرون رود بجهة حج يا عمره از براي او ثبت ميشود بهر قدمي كه برميدارد تا برميگردد صد هزار هزار حسنه و محو ميشود از او هزار هزار سيئه و خداوند او را بالا ميبرد هزار هزار درجه و بهر يك درهم كه صرف در راه حج نمايد باو عطا ميكند هزار هزار درهم و بهر ديناري هزار هزار دينار و هر حسنه كه در اين سفر بجا بياورد بر او ثبت ميشود هزار هزار حسنه تا برگردد و او در ضمان خداست اگر بميراند او را داخل بهشتش مينمايد و اگر برگردد گناهانش همه آمرزيده ميشود [ص 4] و دعاي او مستجاب ميشود پس غنيمت بشمريد دعاي او را زيرا كه هر گاه برگردد پيش از آنكه گناهي نمايد دعاي او رد نميشود و شفاعت او در روز قيامت قبول ميشود در صد هزار مرد و هر كس پرستاري اهل و عيال او را نمايد در نبودن او همين اجر را بالتمام باو ميدهند بدون اينكه از اجر حاج و معتمر چيزي كم بشود .

فصل - در ذكر اشخاصي است كه حج بر ايشان واجب است و در آن چند مسأله است :

مسأله - واجب ميشود حج بر شخص بالغ مستطيع و حد بلوغ در مردان احتلام است يا روئيدن موي خشن بر روي و عانه يا رسيدن بسيزده سال تمام احتياطا و در بعضي اخبار است كه در سن پانزده بالغ ميشود ولي اين اخبار موافق اخبار عامه است و در زنان وقتي است كه حايض شوند يا بنُه سال تمام رسند .

مسأله - شرط وجوب حج كمال عقل است و بر مجنون تكليفي نيست تا عاقل شود .

مسأله - شرط وجوب حج آزادي است و مملوك هر چه حج نمايد باذن مولي بر او ثواب نوشته ميشود ولي هر گاه آزاد كرده شود و مستطيع شود حج بر او واجب است .

مسأله - حد استطاعت سلامتي بدن است و بي مانع بودن راه و زاد و راحله و نفقه بقدر مخارج راه و مخارج عيال در رفتن و برگشتن او و در بعضي اخبار است كه بايد پس از برگشتن هم بقدر كفايت معاش خود [ص 5] داشته باشد يا كسبي داشته باشد كه امرش بگذرد .

مسأله - هر گاه كسي شخصي را بحج ببرد و ضامن مخارج او شود حج بر او واجب است و جايز نيست بر او كه حيا نمايد و قبول نكند و كفايت ميكند او را از حج واجب ولي هر گاه خداوند باو مكنتي عنايت فرمود مستحب است كه مجددا حج نمايد .

مسأله - هر گاه طفلي را پيش از بلوغ حج ببرند كفايت از حج واجب او نميكند پس هر گاه بحد بلوغ رسيد و مستطيع باشد حج ميكند .

مسأله - در حد استطاعت ملاحظه قدرت و حد شخص بايد بشود پس نه همه كس بيك مبلغ ميتوانند حج كنند و روايت شده است كه حج ميكند اگر چه بر حمار گوش‌بريده دم‌بريدهٔ باشد يا آنكه قادر باشد كه بعض راه را سواره رود بعض را پياده .

مسأله - شخص مستطيع اگر محتاج بقرض كردن باشد بايد قرض كند و حج نمايد و اگر مديون باشد و مال بقدر اداء دين داشته باشد ولي هر گاه اداء دين نمايد از حج كردن محروم ميشود اول حج مينمايد و دعا ميكند كه خداوند قرض او را اداء فرمايد .

مسأله - هر گاه تزويج ننموده باشد و حج هم نكرده باشد اول حج مينمايد بعد تزويج ميكند اگر چه حج مستحبي باشد .

مسأله - جايز نيست حج كردن بمال حرام بلكه با مال حرام شخص مستطيع نميشود .

[ص 6] فصل - در حج نيابت است و در آن چند مسأله است :

مسأله - جايز است كه مرد حج نمايد به نيابت مرد يا زن و همچنين زن حج نمايد به نيابت مرد يا زن .

مسأله - سزاوار است كه مؤمن حج كند به نيابت پيغمبر و ائمه صلوات الله عليهم و افضل اينست كه حج تمتع به نيابت ايشان بنمايد .

مسأله - سزاوار است كه در حج خودش شريك نمايد ائمه و حجج و مؤمنين و ارحام و اقارب خود را و اجرش باين واسطه مضاعف ميشود .

مسأله - مستحب است طواف كردن از جانب پيغمبر و ائمه و حضرت فاطمه عليهم السلم .

مسأله - جايز است طواف كردن از جانب غايبين و جايز است كه يك اسبوع طواف كند و دو ركعت نماز نمايد از جانب همه مؤمنين و مؤمنات و بهر يكي بگويد كه من بجهة تو طواف نمودم .

مسأله - كسي كه به نيابت ديگري حج رفته است هر گاه از مناسك حج فارغ شد هر عملي كه بخواهد بجهة خود يا به نيابت ديگري بجا بياورد جايز است .

مسأله - جايز است كه بعد از فراغ از حج ثوابش را بجهة ديگري قرار دهد .

مسأله - سزاوار نيست كه زني كه حج ننموده است به نيابت كسي كه حج نكرده حج نمايد .

مسأله - هر گاه كسي وصيت نمايد كه به نيابت او حج نمايند خود وصي ميتواند بجهة او حج كند و از مال او صرف نمايد .

[ص 7] مسأله - جايز نيست حج كردن به نيابت ناصب و همچنين او را نايب قرار دادن ولي هر گاه پدر شخص ناصب باشد جايز است به نيابت او حج كند .

مسأله - هر گاه كسي نداند كه آيا پدر او حج نموده است يا نه به نيابت او حج ميكند پس هر گاه حج كرده است بر او حج استحبابي نوشته ميشود و بر فرزند فريضه و اگر حج نكرده است بر او فريضه نوشته ميشود و بر فرزند نافله .

مسأله - جايز است كه انسان كسي را به نيابت خود حج بفرستد استحبابا محض طلب ثواب ولي كفايت از حج واجب نميكند .

مسأله - هر گاه كسي مرده باشد و وصيت نموده باشد كه از جانب او حج كنند وليّ او از همان بلد كه مرده است نايب ميفرستد كه حج نمايد به نيابت او اگر مالش وفا نمايد و اگر مالش وفا نكند از غير آن بلد نايب بگيرد از هر جا كه ممكن است و هر گاه مالي نداشته باشد كه از بلاد ديگر نايب بفرستد از ميقاتگاه نايب ميگيرد .

مسأله - هر گاه كسي مالي بدهد بكسي كه از جانب او حج نمايد از بلدي پس حج نمود از بلد ديگر كفايت ميكند او را هر گاه تمام مناسك را بجا آورده باشد ولي بر خود نايب جايز نيست كه تخلف نمايد از امر منوب عنه .

مسأله - هر گاه كسي نايبي بگيرد كه حج افراد از جانب او بجا آورد بر نايب جايز است حج تمتع بجا بياورد ولي عكس اين جايز نيست .

[ص 8] مسأله - هر گاه كسي كسي را نايب قرار داد و با او شرط نكرد كه خودش حج نمايد بر او جايز است كه نايبي براي خود بگيرد و هر گاه هم شرط كرده كه خود او حج كند و معذلك نايب از جانب خود نايبي فرستاده عملش مجزي است مگر اينكه شخص نايب خلاف كرده است .

مسأله - هر گاه كسي مالي دهد بديگري كه از جانب او حج نمايد و آن شخص از جانب خود حج كند حج بر صاحب مال نوشته ميشود نه بر آن شخص .

مسأله - هر گاه كسي مالي داد بكسي كه از جانب او حج نمايد و از آن مال چيزي زياد آورد كه صرف ننموده باشد آنرا رد بصاحب مال نمينمايد .

مسأله - يك نفر نيابت از دو نفر نمينمايد در حج .

مسأله - كسي كه حج نمايد از جانب ديگري مستحب است كه اسم او را در وقت احرام و غير آن ذكر نمايد ميگويد اللهم ما اصابني في سفري هذا من تعب او بلاء او شعث فآجر فلانا فيه و آجرني في قضائي عنه و در وقت قرباني هم ذكر اسم او را مينمايد .

مسأله - كسي كه به نيابت ديگري حج ميكند يك هدي او را كافي است .

مسأله - هر گاه شخص نايب پيش از حج كردن بميرد و مالي نداشته باشد كه استرداد نمايند مجزي است از ميت و اگر نايب حجي كرده است براي خود ، ثوابش بر منوب عنه نوشته ميشود .

مسأله - هر گاه نايب در حج خود عملي نمايد كه مجددا بر او حج واجب شود يا كفاره داشته باشد بر منوب عنه حرجي نيست و از او مجزي است ولي بر خود نايب است آنچه وارد آمده .

[ص 9] مسأله - هر گاه نايب بيرون رود و در راه بميرد از منوب عنه مجزي است ولي بر نايب است كه وصيت كند كه كسي ديگر از آنجا كه او مرده است بر مركب او سوار شود و توشه او را صرف نمايد و حج كند و هر گاه بعد از دخول حرم بميرد يا در مكه كافي است از منوب عنه و لازم نيست كه ديگري از جانب او حج نمايد .

مسأله - هر كس بميرد و حج نكرده باشد با اينكه واجب الحج بوده احتياطا حج بلدي بر او مينمايند و اجرت حج را از ميقاتگاه تا بمكه از اصل تركه محسوب دارند و از بلد تا ميقاتگاه را از ثلث و هر گاه تركه نداشته باشد بقدري كه وفا بحج بلدي نمايد حج ميقاتي بر او مينمايند .

مسأله - كسي كه بميرد در راه مكه پيش از آنكه داخل حرم شود و وصيت نمايد كه از جانب او حج كنند از همانجا كه مرده حج مينمايند .

فصل - در اقسام حج است و بعضي احكام آنها و در آن چند مسأله است :

مسأله - حج بر سه وجه است حج قران و حج افراد و حج تمتع .

مسأله - مفرد كسي است كه حج را جدا بجا مي‌آورد و عمره را جدا ، مقرن هم مثل مفرد است الا اينكه هدي با خود ميبرد و متمتع كسي است كه اول عمره بجا مي‌آورد و بعد حج ميكند .

مسأله - فضيلت حج تمتع بسيار است حضرت رسول و ائمه صلوات الله عليهم امر بآن فرموده‌اند .

[ص 10] مسأله - حدود حج چهار است : احرام و وقوف در دو موقف و طواف خانه و سعي ميانه صفا و مروه و از براي هر يك حكمي است كه در مقام خود ذكر ميشود .

مسأله - در همه اعمال حج نيت شرط است .

مسأله - هر كس اين حدود مذكوره را ترك نمايد واجب است بر او كفاره و اعاده نمودن .

مسأله - كسي كه حج قران بجا آورد يك طواف مينمايد بعد از برگشتن از مني در روز عيد يا بعد از آن بوجهي كه بعد ذكر خواهد شد و دو ركعت نماز طواف ميكند و سعي مينمايد ميانه صفا و مروه و طوافي بعد از اعمال حج مينمايد كه آن را طواف نساء ميگويند و بر كسي كه حج افراد هم مينمايد همين اعمال واجب است بعينه و متمتع يك طواف و سعي مينمايد بجهة عمره پس از ورود مكه و طوافي و سعيي بجهة حج ميكند و طواف نساء بجا مي‌آورد .

مسأله - هر گاه نيت حج افراد كند جايز است كه بعد از آنكه سعي نمود ميانه صفا و مروه ، تقصير كند و اين را عمره قرار دهد پس بجهة حج محرم شود ولي افضل اين است كه در وقت احرام نيت حج تمتع نمايد .

مسأله - كسي كه حج قران نمايد جايز نيست كه نقل بتمتع نمايد و همچنين هر گاه بعد از سعي قبل از آنكه تقصير نمايد تلبيه بگويد .

مسأله - تمتع بر همه كس واجب است مگر بر اهل مكه .

مسأله - كسي كه منزل او خارج مكه باشد هر گاه تا چهل و هشت ميل مسافت تا مكه دارد جزو حاضرين مكه محسوب ميشود و حج تمتع نمينمايد و اگر بيشتر مسافت دارد حج تمتع ميكند .

[ص 11] مسأله - كسي كه دو سال در مكه اقامه نمايد از مجاورين محسوب است و حج تمتع نميكند .

مسأله - كسي كه دو خانه و دو عيال دارد يكي در مكه و يكي در غير مكه در هر كدام بيشتر توقف ميكند حكمش مثل حكم اهل آنجا است .

فصل - در تعيين مواقيت است و در آن چند مسأله است :

مسأله - پيغمبر صلي الله عليه و آله در اطراف حرم خدا جاهائي را معين فرموده است و امر فرموده است كه از آنجا محرم شوند و آنجاها را ميقات ميگويند و براي اهل هر بلدي و مملكتي ميقاتي معين فرموده پس ميقات اهل مدينه و هر كس از آن راه رود جائي است كه آن را ذوالحليفه ميگويند و ميقات اهل مغرب جحفه است و آن را مهيعه ميگويند و ميقات اهل يمن يلملم است و ميقات اهل طايف قرن المنازل است و ميقات اهل نجد عقيق است .

مسأله - حد عقيق اولش مسلخ است و وسطش غمره و آخرش ذات عرق و افضل اين است كه از مسلخ محرم شوند و هر گاه ميسر نشود از غمره و تأخير نمي‌اندازد احرام را تا ذات عرق مگر اينكه معذور باشد .

مسأله - كسي كه منزل او ميانه ميقات و حرم افتاده است از منزل خود محرم ميشود .

مسأله - كسي كه تقيه نمايد از عامه و نتواند از مسلخ محرم شود محرم ميشود و بعد جامِهاي خود را مي‌پوشد و آهسته تلبيه ميگويد تا آنوقت كه باحرام‌گاه آنها برسد پس احرام خود را ظاهر ميكند و تلبيه بلند ميگويد .

[ص 12] مسأله - كفايت ميكند تو را در معرفت ميقات اينكه از مردم بپرسي و در دين خدا حرجي نيست .

مسأله - محل احرام در ذوالحليفه مسجد شجره است و كسي كه معذور است جايز است بر او كه از جحفه محرم شود .

مسأله - حد مسجد شجره در زمان پيغمبر صلي الله عليه و آله همان اندازه است كه خارج از سقايف است و بايد در همانجا محرم شود و آنقدري كه بر مسجد زياد كرده‌اند محل احرام نيست .

مسأله - جايز نيست محرم شدن پيش از رسيدن بميقات و بعد از گذشتن از ميقات مگر بجهة علتي يا تقيه .

مسأله - كسي كه يك ماه در مدينه اقامه كند و اراده حج نمايد و بخواهد از غير راه اهل مدينه برود همين كه شش ميل راه از مدينه گذشت محرم ميشود زيرا كه آنجا محاذي شجره است و در روايتي است كه در مسجد محرم ميشود و بهر طرف ميخواهد برود ميرود .

مسأله - جايز نيست بر كسي كه داخل مدينه شد اينكه از ميقات اهل مدينه تجاوز نمايد و در ذات عرق محرم شود و همچنين اهل هر بلدي هر گاه از راه ميقاتي بروند از همانجا محرم ميشوند و اختيارا از آنجا تجاوز نمي‌نمايند .

مسأله - اطفال را هر گاه بر ايشان نترسند از ميقات ساير مردم محرم مينمايند و اگر بر ايشان بترسند از فخ محرم مينمايند .

[ص 13] مسأله - كسي كه پيش از ميقات محرم شود و صيد نمايد يا عمل ديگر كند كه بر محرم جايز نيست بر او حرجي نيست .

مسأله - جايز نيست پيش از ميقات محرم شوند مگر در صورتي كه بجهة عمره ماه رجب محرم شود و بترسد از اينكه هر گاه احرام را تا ميقات تأخير اندازد ماه رجب بگذرد .

مسأله - ميقات كسي كه حج تمتع مينمايد بعد از فراغ از اعمال عمره تمتع خود مكه است و افضل اين است كه در مسجد الحرام محرم شود و افضل اين است كه در نزد مقام ابرهيم يا در حجر اسمعيل محرم شود .

مسأله - كسي كه از روي جهل يا فراموشي در ميقات محرم نشود بعد ملتفت شود برميگردد بميقات بلد خود يا ميقات آن راهي كه از آن آمده است و محرم ميشود در صورتي كه ممكن باشد و اگر ممكن نباشد كه برگردد هر گاه داخل حرم نشده است از همانجا كه ملتفت شد محرم ميشود و هر گاه داخل حرم شده است برميگردد و در خارج حرم محرم ميشود و هر گاه وقت تنگ باشد و بترسد كه حج از او فوت شود از همان مكاني كه هست محرم ميشود .

مسأله - كسي كه فراموش كند احرام را تا آنوقت كه بعرفات آيد آنگاه متذكر شود ميگويد اللهم علي كتابك و سنّة نبيّك صلي الله عليه و آله و بر او حرجي نيست .

مسأله - كسي كه از روي جهل در روز ترويه محرم نشود و همه مناسك حج را بجا آورد و برگردد حج او تمام است .

[ص 14] مسأله - كسي كه عمدا معصيت كند و احرام را ترك نمايد برميگردد بميقات ارض خود و محرم ميشود .

مسأله - مجاورين مكه و اهل آن هر گاه اراده عمره نمايند ميروند بجعرّانه يا حديبيه يا مثل آنها و از آنجا محرم ميشوند و كسي كه در مكه اقامه نموده هر گاه اراده تمتع نمايد بميقات ارض خود ميرود و از آنجا محرم ميشود و هر گاه اراده حج افراد نمايد از بيرون حرم محرم ميشود .

مسأله - از اهل مكه كسي كه حج ننموده است از اول ماه ذي‌حجه محرم ميشود و كسي كه حج كرده است از پنجم محرم ميشود .

منسك اول - در احرام است و بعضي احكام آن و آنچه متعلق بآن است و در آن چند فصل است :

فصل - در بعضي احكام عمره است و حج و در آن چند مسأله است :

مسأله - مستحب است از براي كسي كه اراده احرام نمايد كه از اول ماه شوال موي سر را نگيرد تا روز عيد اضحي و از دهم ماه شوال تأكيدش زيادتر ميشود و يك ماه پيش از ايام حج جايز نيست سر تراشيدن و از براي عمره نيز يك ماه پيشتر سر نمي‌تراشند .

مسأله - هر كس سي روز قبل از احرام حج سر خود را عمدا بتراشد بر او است كه خوني بريزد .

مسأله - جايز است شارب زدن و ناخن گرفتن و نوره كشيدن و حجامت نمودن و مسواك كردن و پشت گردن را تراشيدن قبل از احرام در اين ايام كه موي سر را نمي‌تراشد .

[ص 15] مسأله - مستحب است كه قبل از احرام زير بغل و عانه را بتراشد و ناخن را بگيرد و شارب خود را بزند و نوره بكشد و ملاحظه ترتيب در اين احكام نمي‌شود و هر گاه قبل از وقت احرام اين اعمال را بجا آورده باشد واجب نيست بر او اعاده نمودن .

مسأله - كسي كه بجهة احرام عمره نوره كشيد اگر ميانه اين احرام و احرام ثاني پانزده روز بشود مجددا تنوير مينمايد و اگر پانزده روز نشود مختار است .

مسأله - سزاوار است براي كسي كه اراده احرام نمايد غسل احرام نمودن بلكه مهما امكن ترك نمي‌نمايد .

مسأله - سزاوار است مسواك كردن پيش از غسل .

مسأله - روايت شده است كه كفايت ميكند كه غسل احرام را در مدينه نمايد و در احرام‌گاه محرم شود و لكن افضل اين است كه در ذي‌الحليفه كه احرام‌گاه است غسل كند .

مسأله - هر گاه پيش از طلوع فجر غسل كند هر وقت آن روز كه محرم شود همان غسل او را كافي است و همچنين هر گاه اول شب غسل كند تا آخر شب هر وقت محرم شود كافي است بشرط اينكه حدثي كه مبطل وضوء است از او سر نزده باشد و هر گاه حدثي از او سر زند مستحب است اعاده كردن غسل .

[ص 16] مسأله - هر گاه كسي غسل بكند و بعد از آن لباسي بپوشد كه بر محرم سزاوار نيست يا غذائي بخورد كه نبايست خورد يا بر سر چيزي بياندازد يا عطري استعمال كند مستحب است كه غسل را اعاده نمايد .

مسأله - كسي كه غسل نمايد بعد از آن بر سر خود دستمالي بمالد يا ناخن خود را بگيرد ضرر بر او ندارد ولي بعد از ناخن گرفتن دست خود را ميشويد .

مسأله - اهلال حج سه چيز است اشعار و تقليد و تلبيه ، مادام كه يكي از آنها را بجا نياورده باشد بر او جايز است كاري كند يا چيزي استعمال نمايد كه بر محرم روا نيست .

مسأله - قبل از احرام بايد نماز احرام بجا آورد يا نماز فريضه كند بتفصيلي كه بعد ذكر ميشود و هر گاه كسي بدون نماز محرم شود جاهلا يا عالما اعاده مي‌كند و همچنين هر گاه بدون غسل محرم شود مستحب است اعاده نمودن .

مسأله - جايز است محرم شدن در هر لباسي كه نماز با او ميتوان كرد چه از پنبه باشد و چه غير پنبه خواه ابريشم داخل داشته باشد يا نداشته باشد .

مسأله - مستحب است جامه احرام برد يماني باشد .

مسأله - جايز است محرم شدن در جامه سياه ولي كراهت دارد .

مسأله - جايز است رداهاي متعدد دوش گرفتن بجهة حفظ از گرما و سرما .

مسأله - جايز است محرم شدن در خز و آن جامه‌ايست از كورك و ابريشم يا كورك خز تنها است .

مسأله - جايز است بر زنها پوشيدن همه لباسها در حال احرام مگر ابريشم خالص كه مكروه است .

[ص 17] فصل - در بيان كيفيت احرام است .

بعد از آنكه غسل كرد و خود را تنظيف نمود بوجهي كه مذكور شد دو جامه احرام را بر تن كند يكي را لنگ خود قرار ميدهد و ديگري را بر دوش مي‌اندازد و هر گاه كسي لنگ نداشته باشد عمامه خود را بر گردن خود مي‌اندازد بوجهي كه عورت را بپوشد بعد از آن نماز فريضه را بجا مي‌آورد و افضل اين است كه بعد از نماز فريضه محرم شود و هر گاه وقت فريضه نباشد شش ركعت نماز بجا مي‌آورد در ركعت اول سوره قل هو الله مي‌خواند با حمد و در ركعت دويم سوره جحد با حمد و روايت شده است كه هر گاه وقت فريضه هم باشد اول اين ركعات را بجا آورد بعد از آن فريضه را آن وقت محرم شود و در همه اوقات شب و روز ميتوان نماز احرام را كرد مگر اينكه تقيه نمايد يا از شهرت بترسد پس بعد از عصر نماز احرام نمي‌كند و در احرام‌گاه توقف مي‌نمايد تا وقت مغرب پس بعد از اداي فريضه محرم ميشود و چون از نماز فارغ شد دو دست خود را بلند مي‌كند و حمد خدا را بجا مي‌آورد و ثناي بسيار مي‌گويد و صلوات بر پيغمبر و آل او صلي الله عليه و آله مي‌فرستد و مي‌گويد اللهم اني اريد ما امرت به من التمتع بالعمرة الي الحج علي كتابك و سنة نبيك صلي الله عليه و آله فان عُرض لي عرض يحبسني فحلّني حيث حبستني بقدرك الذي [ص 18] قدرت عليّ اللهم ان لم‌تكن حجة فعمرة و غير از اين دعا هم وارد شده است و در مناسك عربي نقل نموده‌ام و بدانكه كه هيچ عملي بدون نيت روا نيست خواه در حج و خواه در غير حج خواه در احرام خواه در غير احرام و نيت امري است قلبي و واجب نيست جاري كردن نيت بر لسان ولي مستحب است در احرام كه نيت خود را بزبان ذكر كند بمثل اين دعاء كه ذكر شد يا ساير دعوات مأثوره و در حج قران و افراد ذكر عمره را در نيت احرام حج نمي‌نمايد و اما بعضي اخبار كه وارد شده است باين نحو كه نية حج كند بعد از طواف و سعي منصرف شود و بدل بعمره نمايد يا در دل نيت عمره نمايد و اهلال بحج كند از جهة تقيه است نية و عمل و لسان همه بايد مطابق باشد و هر گاه نيتي نمائي و بر زبانت سهوا جاري شود غير از آنچه نيت كردهٔ ضرر ندارد و مناط عمل همان نيت قلبي است و مستحب است در وقت نيت احرام شرط نمايد با خداوند كه هر جا كه انسان محبوس شود محل گردد و لفظ شرط در دعاي سابق مذكور شد .

و اما كيفية احرام حج در حج تمتع بعد از آنكه تقصير نمود چون روز ترويه شود قريب بظهر بهمان قاعده كه سابق مذكور شد از نوره كشيدن و شارب زدن و غير آنها عمل مينمايد در صورتي كه لازمش شده باشد و غسل ميكند و جامه احرام را در بر مي‌نمايد و با طمأنينه و وقار و ذكر خداوند وارد مسجد الحرام مي‌شود پس دو ركعت يا شش ركعت نماز نزد مقام بجا مي‌آورد و دعا ميخواند و مي‌نشيند تا [ص 19] ظهر شود پس نماز فريضه را بجا مي‌آورد و ميگويد بعد از نماز اللهم اني اريد الحج فيسّره لي و حلّني حيث حبستني بقدرك الذي قدرت عليّ و ميگوئي احرم لك شعري و بشري و لحمي و دمي من النساء و الثياب و الطيب اريد بذلك وجهك و الدار الآخرة و حلّني حيث حبستني لقدرك الذي قدرت عليّ بعد از همان توي مسجد بناي تلبيه ميگذاري و افضل اين است كه در رقطا تلبيه را بلند بگوئي و بهتر اين است كه روز ترويه بعد از زوال بوجهي كه مذكور شد روانه مي‌شوي و هر گاه ميسر نشود هر وقت ميسر شود چه قبل از ظهر چه بعد از ظهر ميروي و بعد از اين احكام رفتن بسوي مني مذكور ميشود انشاء الله و آنچه ذكر شد حكم مرد بود و زني كه حايض يا نفساء نباشد و اما زن حايض و متنفس غسل ميكند چه در عمره و چه در حج و خود را پاك ميكند و پنبه با خود برمي‌دارد و خود را مي‌بندند بلكه لباسي ديگر زير لباسهاي خود ميپوشد و اهلال ميكند بحج و عمره ولي نماز نميكند و داخل مسجد الحرام هم نمي‌شود و هر گاه تا وقت طواف هم پاك نشود داخل مسجد نمي‌شود و طواف را تأخير مي‌اندازد ولي در ساير مواقف حاضر ميشود و همه مناسك را بجا مي‌آورد و بعد از اين احكام آن خواهد آمد و كسي كه غش كرده باشد و بشعور نيايد ديگري از جانب او محرم ميشود .

فصل - در آداب تلبيه و اشعار و تقليد است و در آن چند مسأله است :

مسأله - چون محرم جامه احرام را پوشيد و اعمالي كه مذكور شد بجا آورد تلبيه مي‌گويد .

[ص 20] مسأله - مستحب است بعد از نماز و دعا قدري راه رود آن وقت تلبيه گويد .

مسأله - كسي كه از ذوالحليفه محرم شود راه ميرود تا زمين مستوي رسد آنجا تلبيه مي‌گويد و روايت شده است كه كسي كه پياده است در مسجد تلبيه ميگويد و سواره در بيداء .

مسأله - جايز است بر پياده و سواره هر دو كه صبر كنند تا زمين مستوي برسند آنجا تلبيه گويند .

مسأله - تلبيه عقد احرام است و آن بمنزله تكبيرة الاحرام است براي نماز و بعد از آنكه تلبيه گويد محرم شده است و احكام احرام همه بر او جاري است .

مسأله - هر گاه از غمره محرم شدي يا بريد بعث ميخواهي از همان جاي نماز تلبيه بگو ميخواهي قدري راه برو بعد تلبيه بگو و افضل اين است كه قدري راه بروي آن وقت تلبيه بگوئي .

مسأله - از ساير مواقيت همينكه شتر انسان برخواست تلبيه ميگويد .

مسأله - در احرام حج اگر بخواهي در مسجد پشت مقام تلبيه مي‌گوئي ولي افضل اين است كه بروي تا رقطاء و قبل از آنكه بابطح برسي تلبيه بگوئي و رقطاء جائي است كه دو راه يكي مي‌شود آن جا كه مشرف بر ابطح است و روايت شده است كه آن جا كه بعث درب بطرف راست افتاد و عقبه بطرف چپ آن جا است جاي تلبيه و روايت شده است كه [ص 21] همينكه برَدم رسيدي و آن جائي است كه كعبه از آن جا پيداست و مشرف است بر ابطح آن جا صوت خود را به تلبيه بلند كن .

مسأله - بلند كردن صوت مخصوص بمردان است و بر زنها جايز نيست صداي خود را بتلبيه بلند كنند همچنانكه هروله كردن در وقت سعي بين صفا و مروه و بوسيدن حجر الاسود و دخول كعبه بر ايشان نيست .

مسأله - اخرس عوض تلبيه با انگشت خود اشاره ميكند و زبان خود را حركت ميدهد يا ديگري از جانب او تلبيه ميگويد .

مسأله - عيب ندارد تلبيه گفتن در حال جنابت و بي‌وضوء و در هر حال .

مسأله - محرم تلبيه ميگويد اكثر اوقات خاصة هر وقت سواري را به‌بيند يا بر بلندي بالا رود يا برودخانهٔ پائين رود و آخرهاي شب و بعد از نماز و همينكه شتر از جاي خود برخيزد يا از خواب بيدار شود و اكثر اوقات بقدر استطاعتش .

مسأله - مستحب است كه در احرام خود هفتاد تلبيه گويد .

مسأله - در اول كلام بايد تلبيات اربع را بگويد و اينها فريضه است و توحيد خالص و انبياء و مرسلين همه اين چهار تلبيه را گفته‌اند .

مسأله - حد واجب از تلبيه اين است كه بگوئي لبيك اللهم لبيك لبيك لا شريك لك لبيك ان الحمد و النعمة و الملك لك لا شريك لك و مستحب است كه بعد از اينها بگويد لبيك ذا المعارج لبيك و ذا المعارج را بسيار بگويد محض تأسي به پيغمبر صلي الله عليه و آله ، و زيادات تلبيه را در مناسك عربي عرض كرده‌ام .

[ص 22] مسأله - متمتع قطع ميكند تلبيه را هر گاه برسد بجائي كه بيوت مكه را به‌بيند ولي همان حدي از بيوت كه در عهد پيغمبر صلي الله عليه و آله بوده و آن تا عقبه مدنيين است و ساير بيوت كه زياد شده است مستحدث است و قبل از اين نبوده است خلاصه چون چشمش بهمان اندازه بيوت سابقه افتاد تلبيه را قطع ميكند و مشغول ميشود بتكبير و تهليل و تمجيد خداوند .

مسأله - روايت شده است كه هر گاه داخل بيوت مكه شود تلبيه را قطع ميكند نه ابطح و روايت شده است كه متمتع قطع ميكند تلبيه را هر گاه داخل حرم شود .

مسأله - هر كس محرم شود از حوالي مكه مثل جعرانه و شجره تلبيه را قطع ميكند نزد عروش مكه و عروش مكه ذي‌طوي است .

مسأله - كسي كه محرم شود بجهة حج در تمتع قطع مينمايد تلبيه را روز عرفه وقت زوال شمس و هر گاه قطع نمايد تلبيه را بر او است تهليل و تحميد و تمجيد و ثناء بر خداوند و همچنين مفرد قطع مينمايد تلبيه را روز عرفه وقت زوال و محل ميشود هر گاه قرباني كند .

مسأله - هر كس محرم شد بجهة عمره افراد قطع مي‌كند تلبيه را هر گاه بيوت مكه را مشاهده نمايد و روايت شده است كه هر گاه مسجد را ديد قطع تلبيه مي‌كند و روايت شده است كه هر گاه داخل شد بحرم قطع تلبيه مي‌كند .

[ص 23] مسأله - اما كيفيت اشعار و تقليد آنست كه چون مهيا شد بجهة احرام نماز مي‌كند و جامه احرام را مي‌پوشد بهمان تفصيل كه سابق مذكور شد و شتر را مي‌خواباند هر گاه براي او شتر باشد و طرف چپ شتر مي‌ايستد و حربهٔ بر سنام شتر مي‌زند كه مجروح شود و مي‌گويد اللهم منك و لك اللهم تقبل مني بعد از آن تلبيه مي‌گويد و روايت شده است كه باول قطره خوني كه از شتر مي‌چكد خداوند گناهان او را مي‌آمرزد .

مسأله - هر گاه شتر متعدد باشد ميان دو شتر مي‌ايستد و اول از جانب راست اشعار ميكند بعد از جانب چپ و بهمين طور همه شترها را اشعار مي‌نمايد .

مسأله - اشعار بمنزله تلبيه است از براي كسي كه حج قران مي‌كند ولي بعد از اشعار تلبيه هم مي‌گويد .

مسأله - جايز نيست اشعار و تقليد كردن بيش از آنكه مهياي احرام شود و هر گاه پيشتر اشعار يا تقليد نمود كفايت نمي‌كند .

مسأله - تقليد آنست كه لنگ كفش كهنهٔ كه در آن نماز كرده باشد مثل قلاده بگردن شتر اندازد و حكم آن هم مثل اشعار است .

مسأله - هر گاه هدي او گاو يا گوسفند باشد تقليد مي‌نمايد و اشعار نمي‌كند .

فصل - در ذكر چيزهائي است كه محرم بايد ترك كند و حكم صيد حرم و در آن چند مسأله است :

مسأله - جايز نيست از براي محرم صيد كردن حيوانات برّي و خوردن آنچه ديگري صيد كرده است بلكه جايز نيست كه اشاره بحيواني كند كه ديگري صيد كند و در حكم صيد است گرفتن تخم و جوجه آنها .

[ص 24] مسأله - هر چه داخل حرم شد از وحش و طير در امان خداست جايز نيست بر محرم و غير محرم كه او را اذيت نمايد تا از حرم بيرون رود ولي بر محرم جايز نيست صيد كردن و اذيت بحيوان نمودن چه در حرم و چه در غير حرم .

مسأله - جايز نيست از براي محرم خوردن صيد اگر چه محل در غير حرم صيد نموده باشد و ذبحش كرده باشد ولي جايز است بر كسي كه محرم نيست كه از آن صيد در حرم بخورد و هر حيواني را كه در حرم ذبح كرده باشند چه در حال احرام چه غير احرام از براي محل و محرم هر دو حرام است و آن بمنزله ميته است .

مسأله - هر گاه محرم حيواني را در حرم ذبح نمايد بايد در خاك دفنش كند .

مسأله - روايت شده است كه هر گاه سبعي از سباع طير كبوتر حرم را بزند او را بكشند و هر چه از سباع گرفته باشند و داخل حرم نمايند جايز است بيرون بردن آنها .

مسأله - جائز نيست صيد كردن كبوتر حرم اگر چه از حرم بيرون رود .

مسأله - در روايتي نهي فرموده‌اند از صيد كردن ملخ و كشتن آن و خوردن آن در حرم و در روايتي ميفرمايند كه ملخ از بحر است .

مسأله - باكي نيست خوردن ماهي خواه تازه باشد خواه شور .

مسأله - هر مرغي كه در دريا تخم مي‌كند و در خشكي مي‌چرد آن از صيد بحر است و هر چه گاهي در بر است و گاهي در بحر سزاوار نيست بر محرم كه او را بقتل رساند و اگر او را كشت بايد جزا دهد .

[ص 25] مسأله - جائز نيست بر محرم خوردن مرغ آبي .

مسأله - مرغي كه صيدش جايز نيست آن مرغي است كه پرنده است و اما مرغهائي كه نمي‌پرند مثل مرغ خانه‌گي و امثال آن جزو صيد حساب نمي‌شوند و جائز است قتل آنها .

مسأله - هر گاه با انسان صيدي باشد محرم نمي‌شود تا آن را از ملك خود خارج كند و اما هر گاه در زاد خود گوشت صيدي داشته باشد بر او ضرر ندارد اگر ديگري شكار كرده باشد .

مسأله - جائز نيست كشتن قمله در حال احرام و هر گاه او را اذيت نمايد مي‌اندازد او را يا جابجا مي‌كند و اين بهتر است و انداختنش مكروه است و اما ساير دواب ضرر ندارد انداختن آنها از جامه و جسد و جائز است كشتن كيك و پشه هر گاه اذيت نمايند .

مسأله - محرم هر گاه مضطر شود بخوردن صيد مي‌خورد و فدا مي‌دهد .

مسأله - محرم با اهل خود نزديكي نمي‌نمايد چه در فرج و چه در غير آن .

مسأله - جايز نيست بر محرم بوسيدن زن چه بشهوت چه بدون شهوت و مس كردن و نظر كردن باو با شهوت .

مسأله - هر گاه كسي با زن خود مجامعت نمايد در حال احرام اگر حاج است حج او فاسد مي‌شود و هر گاه معتمر است عمره او .

مسأله - جائز است از براي محرم كه بدون شهوت نظر بزن خود نمايد و ملازم او شود و بدن او را مس كند و او را از كجاوه پائين آورد .

[ص 26] مسأله - جايز نيست از براي محرم كه خود تزويج نمايد يا براي محلي زني عقد كند يا خطبه نمايد يا شاهد عقد شود و هر گاه عقد زني را بست باطل است .

مسأله - محرم هر گاه زني نكاح كند براي خود ميانه آن دو تفريق مي‌كنند و حرام ابدي ميشود .

مسأله - جائز است از براي محرم خريد و فروش كردن كنيزان و طلاق دادن زن .

مسأله - حرام است بر محرم طيب استعمال كردن و خوردن غذائي كه در آن طيب است و سزاوار است كه هر گاه بوي خوشي باشد بيني خود را بگيرد كه استشمام نكند و هر گاه بوي بدي باشد بيني را نگيرد زيرا كه بر محرم روا نيست كه لذت برد از چيزي و روايت شده است كه اگر طيبي استعمال كرد يا خورد غسل را اعاده ميكند .

مسأله - آنچه حرام است از اطياب بر محرم چهار چيز است مشك و عنبر و زعفران و ورس و آن چيزي است شبيه بزعفران كه جامه بآن رنگ ميكنند و قرمز و سياه مي‌باشد و در روايتي از چهار يكي را عود شمرده‌اند ولي مطلقا استعمال همه اطياب بر محرم مكروه است .

مسأله - جايز نيست بر محرم استعمال زعفران مطلقا چه تنها و چه مخلوط در چيزي باشد چه در خوردن و چه غير آن حتي آنكه جايز نيست پوشيدن لباسي كه با زعفران رنگ شده باشد .

[ص 27] مسأله - هر كس جامه احرام او بوي عطر گرفته باشد آن را در باد مي‌اندازد تا بوي آن تمام شود يا ميشويد .

مسأله - حكم زن هم در استعمال طيب مثل مرد است بدون تفاوت .

مسأله - در وقت اضطرار جايز است استعمال كردن طيب مثل اينكه در دوائي باشد كه لابد باشد از خوردن آن يا مرضي داشته باشد كه لابد شود از استشمام طيب و امثال اين مقامات .

مسأله - باكي نيست استشمام روائح طيبه در بازار عطاران ميان صفا و مروه و نبايست بيني را گرفت كه بو نشنود .

مسأله - باكي نيست هر گاه آلوده شود لباس محرم بخلوق كعبه و خلوق قبر پيغمبر (ص) و همچنين هر گاه زعفران از كعبه بلباس او برسد .

مسأله - ضرر ندارد بر محرم كه لباس خود را بشويد هر گاه خلوقي و طيبي بآن برسد .

مسأله - باكي نيست استشمام بوي اذخر و قيصوم و امثال آنها از چيزهائي كه معطر نيست ولي از بوي رياحين احتراز كند .

مسأله - هر گاه بخواهد ميوهٔ بخورد كه معطر است مثل سيب و ترنج بيني خود را ميگيرد و ميخورد .

مسأله - مكروه است شستن دست با صابون يا اشناني كه معطر باشد بغير مشك و عنبر ولي هر گاه مشك يا عنبر داخل داشته باشد احتراز بايد بكند .

مسأله - مكروه است بر زن خضاب كردن حنا بر دست و مو هر گاه بخواهد محرم شود .

[ص 28] مسأله - مكروه است بر محرم كه بر توشك و مخده و متكاي زرد بخوابد و شايد مراد زردي باشد كه از زعفران يا ورس است .

مسأله - جايز نيست بر كسي كه اراده احرام دارد كه بروغنهاي خوشبو تدهين نمايد در صورتي كه بداند كه بوي آن بيرون نميرود و اما هر گاه چنين بداند كه بوي آن باقي نمي‌ماند ضرر ندارد .

مسأله - جايز نيست بر مرد و زن سورمه سياه كشيدن مگر بجهة مرضي و همچنين جايز نيست كشيدن سورمهٔ كه مشك و عنبر و زعفران يا چيز معطري داشته باشد و اما غير آنها جايز است نه محض زينت بلكه بجهة معالجه و هر گاه چشم او خراب شود سرمه غير معطر بچشم ميكشد .

مسأله - جايز است بجهة حاجت دوا يا سرمه بچشم كند و روي چشم را به‌بندد .

مسأله - جايز نيست بر زن نظر كردن در آئينه بجهة زينت .

مسأله - جايز است از براي محرم پوشيدن طيلساني كه تكمه داشته باشد ولي عمدا بر آن تكمه نمي‌دوزد و طيلسان لباسي است عجمي كه بر دوش مي‌اندازند و همه بدن را ميگيرد و آستين ندارد .

مسأله - جايز نيست بر محرم پوشيدن لباس تكمه‌دار و پيراهن و شلوار مگر وقتيكه لنگ نداشته باشد و نه چكمه مگر در صورتي كه كفش نداشته باشد و اگر محتاج شود بجامه تكمه‌دار دامان آنرا بر دوش مياندازد و يخه آن را پائين ميكند و در قبا روايت شده است كه پشت و رو هم ميكند و دست در آستين آن نمي‌كند .

[ص 29] مسأله - هر گاه محتاج به پيراهن پوشيدن شود پائين آن را بر دوش مي‌اندازد .

مسأله - هر گاه محتاج بچكمه پوشيدن شود پشت آن را پاره ميكند كه پشت پا بيرون باشد .

مسأله - هر گاه در حال احرام پيراهن پوشيد آن را چاك ميزند و از قدم خود بيرون مي‌آورد نه از سر و هر گاه قبل از تلبيه جاهلا پوشيده باشد از سر بيرون مي‌آورد و بر او حرجي نيست .

مسأله - جايز است پوشيدن جوراب در حال اضطرار .

مسأله - روا نيست بر محرم كه جامه خود را گره دهد و بر گردن اندازد ولي دو سر جامه را بدون گره بر گردن مي‌اندازد .

مسأله - لنگ را بهر طور بخواهد مي‌بندد ولي كاري در آن نكند كه عرفا بآن لنگ نگويند و بهتر اين است كه بطريق مألوف بزند و در جاي بستن لنگ دستمالي يا ريسمان نمي‌بندد بلكه خود لنگ را مي‌بندد .