ترجمه رساله در صوم
از تأليفات سيد اجل اوحد امجد
مرحوم سيد كاظم بن سيد قاسم رشتي اعلي الله مقامه
كه شخصي بنام عباس بن علي بامر مصنف (اع) با حذف استدلالات بفارسي ترجمه نموده است
[ص 2] بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله و سلام علي عباده الذين اصطفي محمد و علي و اولادهما الطاهرين كهوف الوري و مصابيح الدجي .
اما بعد بنده فقير مستمد فيوضات رب ازلي عباس بن علي عفي الله عنهما گويد كه اعلا جناب فضايل ماب قدوسي انتساب علامة العلماء وحيد الزمان و فريد الدوران افضل المجتهدين و اكمل العارفين مرجع الاعالي و الاعاظم سيدنا و مولانا و استادنا الحاج سيد كاظم ابن المرحوم المبرور المغفور السيد قاسم الرشتي مد الله ظلال افضاله علي مفارق العالمين و متعنا بافاداته و افاضاته و جميع المؤمنين امر فرمودند كمترين بندگان و تلامذه خود را كه رساله صوميه جليلة الفائده كه بموجب التماس و استدعاي بعضي از مؤمنين بعربي تصنيف فرمودند بزبان فارسي ترجمه نمايم بر وجه اختصار بدون تعرض دليل اقتصار بر لب فتوي نموده استقصاي بعضي از تحقيقات كه سركار ايشان در اصل رساله فرمودهاند نشود الا قليل تا استدعاي جمعي از شيعيان عجم از آنجناب نيز بعمل آمده نفعش اتم و فايدهاش اعم گردد پس كمترين امتثالا لامره العالي با عدم بضاعت و استطاعت اقدام نمود ، اميدوار از حضرت پروردگار آنكه بعد از اتمام بشرف قبول كه نهايت مأمول است از آنجناب سرافراز گردد و الا نقص از كمترين ميباشد كه بر قصور مفطور است و الله المستعان و عليه التكلان و اين مختصر طبقا لاصله الجليل مشتمل است بر مقدمه و چند باب و خاتمه .
مبحث اول - در بيان روزه و روزهدار . روايت كرده است ثقة الاسلام (ره) در كافي از امام محمد باقر عليه السلام كه آن حضرت فرمودند بنا گذارده شده است اسلام بر پنج چيز نماز و زكوة و حج و روزه و ولايت يعني دوستي ائمه دين و دوستي دوستان ايشان و باز در همان كتاب از حضرت صادق عليه السلام از آباء كرام خود روايت كردهاند كه رسول خدا صلي الله عليه و آله باصحاب خود فرمودند آيا ميخواهيد خبر دهم شما را بكاري كه اگر بكنيد آن كار را دور شود شيطان از شما چنانكه دور شده مشرق و مغرب گفتند بلي يا رسول الله حضرت فرمودند روزه سياه ميكند روي شيطان را و صدقه دادن ميشكند پشت او را و دوستي در راه خدا و ياري نمودن يكديگر را بر عمل صالح قطع ميكند دمباله او را و استغفار قطع ميكند رگ دل او را از براي هر چيزي زكوة است و زكوة بدنها روزه است و باز در همان كتاب از همان جناب مرويست كه هر كه روزه دارد روزي را در شدت گرما پس برسد باو تشنگي موكل گرداند خدا بر او هزار ملك كه مسح كنند روي او را و بشارت دهند او را تا آنكه افطار كند خداي عز و جل فرمايد چه نيكو است بوي تو و راحت تو اي ملائكه من گواه باشيد بدرستي و تحقيق كه من آمرزيدم او را باز در همان كتاب از آن جناب مرويست كه رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند روزهدار در عبادت است هر چند در رختخواب باشد و بخواب رفته باشد مادامي [ص 4] كه غيبت نكند مسلماني را و باز در همان كتاب است از آن جناب مرويست كه فرمود از براي روزهدار دو خوشحاليست يك خوشحالي در نزد افطار و يك خوشحالي در نزد ملاقات پروردگار خود و ايضا در همان كتاب از آن حضرت مرويست كه فرمودند هر گاه بهبيند روزهدار جماعتي را كه بخوردن مشغولند يا يك مردي را كه بخوردن مشغول است تسبيح ميكند از براي او هر مؤمن و هر موئي كه در بدن اوست و ايضا در همان كتاب از آن حضرت مرويست كه فرمودند كه خداي تعالي ميفرمايد روزه مخصوص من است و من جزا ميدهم بر آن ، اقول ( مصنف ظ ) مد الله ظله گويد كه تخصيص داده روزه را بخود با وجود آنكه همه عبادات مخصوص اوست اگر از براي او نباشد عبادات باطل خواهد بود و از اين جهت واجب است نيت تقرب در عبادات بجهت ظهور اختصاص در حقيقت روزه بخلاف غير روزه چه غير او از عبادات ممكن است كه ديده شود بچشم مردم يا ساير حواس ايشان مثل زكوة و حج و ساير طاعتها و اما روزه پس بدرستي كه حقيقت او اجتناب نمودن از امور معلومه است با نيت و اجتناب امر عدمي است ديده نميشود بچشم و نه بغير چشم از حواس و نيت نيز چنين است پس روزهدار هر گاه خبر ندهد كسي را بروزه خود مطلع نميشود مگر بر آن خداي تعالي پس روزه عبادتي است خالص از براي خدا دور از شائبه ريا بخلاف ساير عبادات پس ميباشد ظهور اخلاص در ذات و حقيقت او و اما ساير عبادات ميباشد ظهور اخلاص در پشت آنها و [ص 5] روايات در فضل روزه و تحريص و ترغيب بروزه داشتن زياده از احصا است در آنچه ذكر كرديم كفايت است از براي صاحبان فهم . مترجم گويد كه اين تحقيق مذكور از جمله تحقيقات است كه اختصار بر قدر حاجت نمودم و خوفا للاطاله استقصاي ترجمه كلام شريف سركار مصنف ننمودم و چند حديث را كه نيز در اصل اصيل مذكور بود بهمين جهت ترجمه ننمودم هر كه زياده خواهد باصل جليل الفائده رجوع نمايد .
فصل ( مبحث دوم . ظ ) - در علت و سبب واجب شدن روزه . شيخ صدوق عليه الرحمه در فقيه باسناد خود از هشام ابن حكم روايت ( كرده ظ ) است كه او سؤال كرد از حضرت صادق عليه السلام از علت روزه داشتن پس حضرت فرمودند كه اين است و جز اين نيست كه واجب كرده است خدا روزه را تا مساوي شود بسبب آن غني و فقير و اين مساوات بجهت آنست كه غني هرآينه مييابد مس الم گرسنگي را پس رحم ميكند فقير را بجهت آنكه غني هر وقت اراده كند چيزي را قادر است بر آن پس خدا خواست كه مساوي كند ميان خلق خود بچشاند مس الم گرسنگي و درد را تا رقت كند بر ضعيف و رحم كند بر گرسنه و در همان كتاب از حضرت امام حسن ابن علي ابن ابيطالب عليه السلام مرويست كه فرمود آمدند چند نفر از يهود نزد رسول خدا صلي الله عليه و آله پس سؤال كرد عالم داناتر ايشان از مسئلهاي خود پس بود در آنچه سؤال نمود اينكه گفت بآن حضرت بچه جهت واجب كرده است خداي [ص 6] تعالي روزه را بر امت تو در روز يعني در روز رمضان و واجب كرده سي روز را و واجب كرد بر امتها بيشتر از اين پس فرمود پيغمبر صلي الله عليه و اله بدرستيكه آدم (ع) چون خورد از شجره باقي ماند در شكم او سي روز پس واجب كرد خدا بر ذريه او سي روز گرسنگي و تشنگي را و آنچه ميخورند در شب تفضلي است از خداي تعالي بر ايشان و همچنين بود بر آدم (ع) پس واجب كرد خداي تعالي اين را بر امت من پس تلاوت نمود اين آيه كه كتب عليكم الصيام كما كتب علي الذين من قبلكم لعلكم تتقون اياما معدودات يعني نوشته شده بر شما روزه همچنانكه نوشته شده بود بر جماعتي كه پيش از شما بودند شايد بپرهيزيد در ايام شمرده شده گفتند يهود راست گفتي يا محمد پس چيست جزاي كسي كه روزه دارد آن سي روز را پس فرمود پيغمبر صلي الله عليه و آله كه نيست مؤمني كه روزه دارد ماه رمضان را خالص از براي خدا مگر آنكه واجب ميگرداند خدا از براي او هفت خصلت را اول آنها آنست كه ميگدازد حرامي را كه در جسد اوست و دويم نزديك ميكند او را برحمت خدا و سيّم بتحقيق كه كفاره داده است گناه پدرش حضرت آدم عليه السلام را و چهارم آسان ميكند بر او سكرات مرگ را و پنجم امان است از گرسنگي و تشنگي در روز قيامت و ششم عطا ميكند او را خدا بيزاري از آتش و هفتم اطعام ميكند خدا او را از طيبات بهشت يهودي گفت راست گفتي يا محمد ، مؤلف دام ظله العالي گويد كه طول داديم كلام را و بيان نموديم حقيقت مقصود را در علت وجوب [ص 7] روزه بر وجهي كه كشف ميشود از روي مطلوب نقاب و ذكر نموديم بيان مراد از اخبار ائمه اعلام را در رساله موضوعه در اسرار عبادات پس هر كه مطلع شد بر آن فائز گرديد بوافرتر بهرها و اشرف سعادتها .
مبحث سيّم - در فضيلت ماه رمضان و بيان اسم آن . اما فضيلت آن پس ظاهر و مشهور است و بدو حديث تيمنا اكتفا مينمائيم در كافي از حضرت ابيعبدالله جعفر بن محمد عليهما السلام مرويست كه فرمود بدرستي كه شماره ماهها در نزد خدا دوازده ماه است در كتاب خدا در روزي كه خلق كرد آسمانها و زمين را از آن ماهها چهار ماه ماه حرامند پس اول ماهها ماه خداي عز و جل است و آن ماه رمضان است و دل ماه رمضان شب قدر است و نازل شد قران در اول شبي از ماه رمضان پس روي آورد آن ماه با قرآن ● و در آن كتاب از حضرت ابيجعفر عليه السلام مرويست كه فرمود خطبه خواند رسول خدا صلي الله عليه و آله مردم را در جمعه اخر ماه شعبان پس حمد كرد خدا را و ثنا نمود بر او و فرمود اي مردم بدرستي كه سايه انداخته شما را [ص 8] ماهي كه در او شبي است بهتر از هزار ماه واجب كرده است خدا روزه آن ماه را و قرار داده عبادت يك شب از اين ماه را بنماز مستحب مانند نماز مستحب كردن هفتاد شب در غير آن از ماهها و قرار داده از براي كسي كه عمل مستحبي بجا آورد در اين ماه از خصلتهاي نيكو و احسان نمودن مثل اجر كسي كه ادا كند فريضه از فرايض خدا را و كسي كه ادا كند فريضه از فرايض خدا را ميباشد مثل كسي كه ادا كند هفتاد فريضه از فرايض خدا را در غير اين ماه از ماهها و آن ماه صبر است و بدرستيكه صبر ثواب آن بهشت است و ماه مواسات است يعني برادران مؤمن را در اين ماه با نفس خود بايد فرق نگذارد پس نخواهد از براي ايشان آنچه از براي خود نميخواهد و بخواهد از براي ايشان آنچه از براي خود ميخواهد و بدهد بايشان از مال خود و بگويد از براي ايشان آنچه ميخواهد از براي او بگويند و همچنين در هيچ چيز فرق نگذارد ميان خود و ايشان اينها همه معني مواسات است و آن ماهيست كه زياد ميكند خدا در روزي مؤمن در آن ماه و كسي كه افطار دهد مؤمن روزهداري را ميباشد از براي او در نزد خدا آزاد كردن بنده و آمرزش از براي گناهان او در گذشته گفته شد كه يا رسول الله هر يك از ما قدرت ندارد بر آنكه افطار دهد روزهداري را پس فرمود بدرستي كه خدا صاحب كرم است ميدهد اين ثواب را بكسي كه قدرت ندارد مگر بر يك شربت از شير كه افطار دهد بآن روزهداري را يا يك شربت آب شيرين يا چند دانه خرمائي [ص 9] كه قدرت بر بيشتر از اين نداشته باشد و كسي كه تخفيف دهد در اين ماه از غلام و كنيز خود تخفيف دهد خدا از او حسابش را و آن ماهي است كه اول آن رحمت است و ميان آن آمرزش و آخر آن اجابت دعاها و آزادي از آتش و ناچار است شما را از چهار خصلت دو خصلت كه راضي كنيد خدا را بآنها و دو خصلت است كه احتياج داريد بآنها پس اما آن دو كه رضا كنيد خدا را بآنها پس شهادت دادن است بآنكه خدائي نيست بجز معبود بحق و اينكه محمد رسول خدا است و اما آندو كه احتياج داريد بآن و از آنها مستغني نيستيد پس سؤال كنيد در اين ماه حاجتهاي خود را و بهشت را و سؤال كنيد سلامتي را و پناه بريد باو از آتش .
و اما اسم اين ماه و بيان معني آن پس در آن چند قول است بهترين آنها چيزي است كه رسيده بما از ائمه اطهار سلام الله عليهم و آن عبارت از اين است كه رمضان نامي است از نامهاي خداي عز و جل نسبت داده شده اين شهر بآن از روي تعظيم و تشريف بجهة آنكه ابتداء ماهها و اول آنها و آخر آنها است و بتحقيق كه روايت كرده ثقة الاسلام در كافي از امام جعفر صادق كه آنحضرت فرمود كه فرمودند اميرالمؤمنين عليه السلام كه مگوئيد رمضان و لكن بگوئيد ماه رمضان پس بدرستي كه شما نميدانيد كه چيست رمضان و از همان كتاب است باسنادش از هشام بن سالم از سعد از ابيجعفر عليه السلام گفت كه بوديم هشت نفر در نزد امام محمد باقر عليه السلام پس ذكر كرديم رمضان را پس حضرت فرمود مگوئيد اين [ص 10] رمضان است و مگوئيد رفت رمضان و مگوئيد آمد رمضان پس بدرستي كه رمضان نامي است از نامهاي خداي تعالي و خدا نميآيد و نميرود و اين است و جز اين نيست كه ميآيد و ميرود چيز برطرفشونده و لكن بگوئيد ماه رمضان پس ماه منسوب است بسوي نام و نام نام خدا است عز ذكره و آن ماهي است كه نازل شده در آن قرآن و قرار داده خدا آن ماه را مثل و نمونه و عيد و ابنطاوس رضي الله عنه از حضرت امام موسي كاظم از آباء كرام او عليهم السلام روايت كرده كه فرمود مگوئيد رمضان پس بدرستي كه شما نميدانيد چيست رمضان هر كه بگويد پس بايد تصدق كند و بايد روزه بدارد بجهت كفاره قول خود و لكن بگوئيد چنانكه خدا گفته ماه ( شهر ) رمضان ، مؤلف مد الله ظله السامي گويد امر بتصدق و روزه محمول بر استحباب است و شدت كراهت .
مبحث چهارم - در آداب روزهدار . در كافي از محمد بن مسلم از حضرت صادق عليه السلام كه فرمود هر گاه روزه شوي پس بايد روزه شود گوش تو و چشم تو و موي تو و شمرد چيزهاي ديگر غير از اينها را و فرمود بايد نباشد روز روزه تو مثل روز افطار تو و در همان كتاب از همان جناب است كه فرمود بدرستي كه روزه نيست از خوردن و آشاميدن تنها پس فرمود كه گفت مريم بدرستي كه من نذر كردم از براي خدا روزه را يعني سكوت را پس چون روزه شديد پس حفظ كنيد زبانهاي خود را و بپوشيد ديدهاي خود را و نزاع مكنيد و [ص 11] حسد مبريد بر يكديگر و فرمود كه شنيد رسول خدا صلي الله عليه و آله زني را كه فحش داد كنيز خود را پس فرمود طعامي حاضر كردند پس فرمود بآن زن كه بخور پس گفت آن زن كه من روزه دارم پس فرمود چگونه روزه داري و حال آنكه فحش دادي كنيز خود را بدرستي كه روزه نيست از خوردن و آشاميدن راوي گفت كه فرمود ابوعبدالله (ع) هر گاه روزه داري پس بايد روزه دارد گوش تو و چشم تو از حرام و زشت و واگذار مجادله كردن را و اذيت نمودن خدمتكار را و بايد كه باشد بر تو وقار روزهدار پس مگردان روز روزه داشتنت را مثل روز افطار كردن خود و در همان كتاب از همان جناب مروي است كه فرمود هر گاه روزه دارد يكي از شما سه روز ● از ماه را پس بايد مجادله نكند البته كسي را و ناداني نكند و سرعت ننمايد بسوي قسم خوردن بخداي عز و جل پس اگر ناداني كند بر او كسي پس بايد تحمل نمايد و در همان كتاب از آن جناب است كه فرمود بايد شعر خوانده نشود بشب و خوانده نشود در ماه رمضان نه در شب و نه در روز و گفت اسمعيل پسر آن حضرت اي پدر آن شعر درباره ما است حضرت فرمود هر چند درباره ما باشد ، مؤلف مد ظله العالي گويد كه روزهدار روآورنده است بسوي خدا و متوجه است بسوي او پس ناچار است او را ملاحظه نمودن اين شرطها و عمل نمودن باين اداب [ص 12] تا بوده باشد ظاهر او مطابق باطن او و سر پنهاني او موافق آشكار او و زبان گفتگوي او گواه بر زبان حال او تا آنكه قرار دهد خدا در دل او نور ايمان و يقين را و بنويسد او را در زمره مخلصين و خدا ولي توفيق است .
در آنچه متحقق ميشود بآن روزه و آنچه واجب است بر روزهدار و آنچه حرام است و آنچه مستحب است و آنچه مكروه است . بدانكه روزه متحقق ميشود بنيت و ترك چيزهاي شكننده روزه و تفصيل كلام در اينها واقع ميشود در چند فصل :
فصل اول - در نيت است و در آن چند مسئله است :
مسئله اولي - بدانكه نيت قصدي است بسيط كه هيچ جزئي ندارد و داعي بسوي فعل است و باعث بر فعل و همراه ابتداي فعل است تا انتهاي آن حقيقة يا حكما ● بحيثيتي كه بيرون نرود جزئي از فعل از آن نيت و بيرون نرود نيت از فعل نه قبل از فعل و نه بعد از او و اين معني مقارنه است كه عبارت از همراهي نيت با فعل است پس آنچه پيش از فعل باشد نيت نيست بلكه تميز علمي است و بعبارة ديگر صورت منوي است كه منتقش شده در ذهن پس اين صورت كه مينامند [ص 13] او را بخطور ببال صورت منوي است نه نيت و واجب است در آن نيت قصد تقرب بسوي خدا بمعني طلب كردن رضاي او و قرب او و راز گفتن با او و اطاعت نمودن امر او و نهي او را نه از براي جلب ثواب و دفع عقاب كه منافيند ايندو اخلاص را پس بدرستي كه خداي تعالي ميفرمايد فادعوا الله مخلصين له الدين يعني (كذا) مگر آنكه منافات نداشته باشد يكي از ايندو اخلاص را و باين مختلف ميشود مراتب مردم در صحيح بودن اعمال ايشان و باطل بودن و اين نيت است كه معتبر است در عبادات جميعا اختصاصي نيست اين نيت را بروزه يا غير آن بلكه در همه اعمال و حركات جبلي و عملهاي طبيعي كه صادر باشد از روي شعور جاري است .
مسئله دويم - حق اين است كه نيت ركن است بلكه بزرگتر ركنها است از براي عمل بحيثيتي كه عمل بدون نيت درست نيست پس او باينكه جزئي باشد داخل در حقيقت فعل اولي است از آنكه شرطي باشد خارج بجهة قول آن حضرت عليه السلام كه نيت روح عمل است و در روايت ديگر است كه نيت عمل است و امثال ايندو از روايتها بسيار است و تحقيق اين مسئله را مقامي ديگر است .
مسئله سيّم - اختلاف نمودند فقها در آنكه آيا شرط است نيت تعيين در ماه رمضان يا نه بر دو قول پس قائل شدند بعضي از ايشان باشتراط تعيين و بعضي ديگر بشرط نبودن تعيين و ظاهر اين است كه اختلاف ايشان منحصر است در نيتي كه بمعني تصوير ذهني و حديث كردن [ص 14] نفس باشد و اما بنا بر آنچه ما اختيار نموديم از آنكه نيت قصد بسيط باعث بر فعل است پس حكم دائر مدار علم است پس اگر عالم شود بداخل شدن ماه رمضان و معين شود از براي او و روزه بدارد از براي همين كه ماه رمضان است صحيح است روزه او و هر چند تصور ننموده باشد روزه را بحدود و مشخصات در حال روزه شدن و اگر عالم نشود بداخل شدن ماه رمضان و معين نشود از براي او و روزه بدارد باطل است روزه او مگر آنكه جاهل يا ناسي و ساهي باشد و حكمش مذكور خواهد شد انشاء الله .
مسئله چهارم - حكم نذر معين حكم ماه رمضان است پس احتياج نيست بتجديد نمودن نيت تعيين بجهة آنكه او خود متعين است و مخالف شيخ طوسي است و علامه بلي ناچار است از دانستن آنكه آن وقت وقت نذر او است و واقع ساختن فعل از روي التفات و شعور .
مسئله پنجم - چون نيت بايد مقارن و همراه عمل باشد واجب است آنكه نيت روزه حاصل باشد در نزد اول جزئي از روزه كه متحقق است بطلوع اول جزئي از صبح صادق و همراه باشد با او و چون كه ضبط اين تقدير مشكل بود نسبت بعامه مكلفين مباح گردانيد خدا از براي مكلفين نيت كردن در شب را بجهت توسعه و آساني پس هر گاه مكلف در شب عزم و قصد روزه فردا داشته باشد صحيح است روزه او و نيت او متحقق شده و هر چند در وقت طلوع صبح صادق كه اول وقت روزه است در خواب باشد يا غافل از نيت يا ناسي يا ساهي آن باشد و اما هر گاه [ص 15] فراموش كند در شب نيت داشتن را و غافل باشد در نزد طلوع صبح صادق و فراموش كند نيت را تجديد ميكند نيت را مابين طلوع صبح صادق و زوال يعني اول وقت ظهر و همچنين است حكم جاهل مسئله و هر گاه تجديد ننمود نيت را پيش از زوال پس اگر عمدا ترك نموده باشد باطل است روزه او و بر او است قضا و ظاهر وجوب كفاره است و اما اگر از روي فراموشي باشد پس ظاهر ميشود از كلام ابنجنيد (رض) تجديد نيت بعد از زوال و اين قول ضعيف است بلكه واجب است بر او قضاي آن روز .
مسئله ششم - آنچه ذكر كرديم حكم روزه واجب بود و اما روزه مستحب ظاهر آن است كه وقت او ممتد است تا پيش از غروب .
مسئله هفتم - شرط نيست در نيت روزه از شب استمرار حكم روزه چنانكه بعضي قائل شدهاند كه بعد از آنكه در شب نيت روزه نمود بايد اجتناب از مفطرات نمايد بلكه جايز است اينكه نيت كند در شب و بكند بعد از نيت فعلي كه منافي روزه باشد تا پيش از صبح و فرقي نيست ميانه جماع و غير آن .
مسئله هشتم - كافي است يك نيت در ابتداء ماه رمضان از تجديد نمودن در هر شب بجهت آنكه نيت يك عبادت است و واقع شدن افطار در وسط آن قطع نميكند نيت سابقه را همچنانكه اگر نيت كند در اول شب پس بخورد پيش از صبح يا مجامعت نمايد بلي مستحب است تعدد بتجديد نمودن نيت در هر شبي احتياطا بجهت شبهه خلاف و اقرب آن [ص 16] است كه اتحاد نيت مخصوص است بماه رمضان و تعدي نمينمايد بسوي غير آن مثل نذر معين .
مسئله نهم - جايز نيست نيت وجوب در روزه يوم الشك بلكه نيت مستحب ميكند بنا بر آنكه يوم الشك از ماه شعبان است پس اگر ظاهر شود بودن آن از ماه رمضان پس همان مجزي است از روزه رمضان و واجب نيست بر او قضاي آن روز و اما اگر نيت وجوب كند در يوم الشك پس ظاهر شود كه از ماه رمضان بوده پس روزه او فاسد است و مجزي نيست از روزه ماه رمضان و نه از ماه شعبان موافق مشهور بخلاف شيخ طوسي و ابن ابيعقيل و ابنجنيد كه مجزي ميدانند .
مسئله دهم - سزاوار است كه بدانند كه يوم الشك مخصوص بروز سيام از شعبان نيست چنانكه گمان كردهاند بعضي بلكه مراد بيوم الشك روزي است كه اختلاف شود در ديدن هلال شعبان بر وجهي كه ثابت نشود ديدن هلال پس بدرستي كه روز سيام بنا بر ادعاء ديدن ماه قبل از آن ميباشد اول ماه رمضان و بنا بر ادعاي نديدن ماه ميباشد از ماه شعبان يا اختلاف شود در ديدن هلال ماه رمضان و همچنين است اگر بداند هلال ماه شعبان را لكن اتفاق افتد كه ابري يا منعي مانع از ديدن هلال باشد در شب سيام پس بدرستي كه در جميع اين صورتها يوم الشك خواهد بود و اما اگر هلال شعبان معلوم باشد و ادعا نكند كسي ديدن را در شب سيام و مانعي از ديدن هم نباشد پس آن روز [ص 17] از شعبان است يقينا و يوم الشك نيست چنانكه وارد شده از ائمه اطهار صلوات الله عليهم اجمعين و كراهتي نيست در روزه اين روز با صافي هوا از ابر و غيم چنانكه از شيخ مفيد (ره) منقول است قول بكراهت .
مسئله يازدهم - ملحق بماه رمضان نميشود در اكتفا نمودن به نيت مستحب هر گاه ظاهر شود بودن يوم الشك از ماه رمضان هر واجب معيني كه بنيت استحباب بجا آورده باشد با ندانستن آنكه آن روزي است كه روزه بر او واجب بود بجهت نبودن نص و باطل بودن قياس بخلاف بعضي از فقهاء ما كه گفتهاند ضرر ندارد .
مسئله دوازدهم - واجب است جزم كردن به نيت پس اگر باقي ماند در تردد تا زوال باطل ميشود روزه واجب و تا مغرب روزه مستحب .
مسئله سيزدهم - اگر صبح كند در يوم الشك به نيت افطار پس ظاهر شود كه از ماه رمضان بوده پس اگر چيزي كه مفطر باشد تناول ننموده تجديد ميكند نيت روزه را ميانه صبح و زوال و مجزي است او را و اگر زوال شود و تجديد ننموده نيت را امساك ميكند از تناول مفطر و قضا ميكند روزه اين روز را و بايد دانست كه واجب بودن امساك بعد از زوال بعد از دانستن آنكه آن روز از ماه رمضان است نه از جهت روزه است بلكه بجهت حرام بودن خوردن و آشاميدن است در آن ماه بغير عذري از عذرهاي منصوصه .
مسئله چهاردهم - واجب است عزم بر غسل بر كسي كه جنب شود در شب بنا بر قول آن كسي كه واجب ميداند كه روزهدار در اول جزء از [ص 18] روزه بايد پاك باشد پس اگر عزم نكند عمدا تا طلوع صبح صادق باطل است روزه او بنا بر اصح و هر چند در خواب باشد وقت طلوع صبح و واجب است بر او كفاره بنا بر تفصيلي كه خواهد آمد ان شاء الله .
مسئله پانزدهم - اگر نيت كند مسافري كه واجب است بر او افطار در ماه رمضان روزه را كه صحيح است واقع ساختنش در سفر صحيح نيست بنا بر اصح و بعضي گفتهاند صحيح است بجهت وجود مقتضي و نبودن مانع و ظواهر اخبار رد ميكند آن را و بناي احكام بر مجازفات عقليه درست نيست .
مسئله شانزدهم - اگر نيت افطار كند در روزي از ماه رمضان پس تجديد نيت روزه نمايد پيش از زوال پس مشهور باطل بودن روزه است و محقق رحمه الله قائل بصحت روزه شده و اقوي و احوط قول مشهور است و همچنين اگر نيت افطار نمايد در اثناء روزه پس تجديد نمايد نيت روزه را پس مشهور صحت روزه او است و ابوالصلاح و علامه (ره) قائل بفساد صوم شدهاند و نزد من در مسئله تردد است و احتياط راه سلامت است .
مسئله هفدهم - نيت صبي مميز صحيح است و روزه او شرعي است و همچنين همه عبادتهاي او شرعي است باين معني كه مستند است بسوي امر شارع و مستحق است بر آن ثواب را و تمريني نيست كه بجهت عادت دادن باشد باينكه عبادت او از باب خطاب وضعي باشد و حضرت صادق عليه السلام فرمود هر گاه برسد پسر سيزده سال كامل را و داخل [ص 19] در چهارده سال شود واجب است بر او آنچه واجب است بر محتلمشوندگان خواه محتلم شود يا نشود و نوشته ميشود بر او گناهان و نوشته ميشود از براي او حسنات و جائز است مر او را هر تصرفي در مالش و متفرع بر اين مسئله ميشود آنكه پيش از زوال اگر بالغ شود واجب نيست تجديد نيت در روزه هر گاه مسبوق به نيت باشد و نه اعاده وضو و نماز اگر بالغ شود پيش از بيرون رفتن وقت بجهت آنكه عبادت او شرعي است و نيت وجوب مينمايد بوضوي خود و نماز خود و روزه خود و اگر مظنه كند كه از او مني بيرون ميآيد هر گاه مجامعت نمايد واجب نيست بر او طلب ظهور حال .
مسئله هجدهم - اگر نگاه دارد غيري او را از چيزهائي كه واجب است امساك از آنها پس اگر نيت روزه نمايد بمعني بازداشتن خود از مفطرات بحيثيتي كه اگر واگذارد او را آن غير كه نگاه داشته تناول نمينمايد از مفطرات چيزي را بقصد روزه بودن صحيح است روزه او و الا واجب است بر او قضا .
مسئله نونزدهم - اگر نيت كند روزه غير ماه رمضان را در ماه رمضان واجب يا مستحب پس اگر نميدانسته كه اين ماه رمضان است يا بر او محقق نشده بوده مجزي است از ماه رمضان خواه حصول علم بعد از روزه باشد يا در همان روز باشد و عدول نمايد بسوي آن و اما با دانستن در آن اشكال است و اقرب فساد است بجهت آنكه اعمال بنيات است .
مسئله بيستم - واجب است روزه بر كافر و صحيح نيست از او بجهة امتناع [ص 20] نيت قربت از او مادامي كه كافر است پس همين كه مسلمان شد ساقط ميشود قضا بجهت تفضل و عنايت از جانب خدا و واجب است بر مرتد و صحيح نيست از او و قضا ميكند بعد از برگشتن باسلام .
فصل دويم - در اكل و شرب است و در آن مسائلي چند است :
مسئله اولي - واجب است امساك از هر خوردني و آشاميدني خواه معتاد باشد يا غير معتاد و خلاف نمودهاند ابنجنيد و سيد مرتضي رحمهما الله در غير معتاد و سيد (ره) نيز رجوع از موافقت ابنجنيد نموده ادعاي اجماع بر عموم فرموده پس باقي ماند قول ابنجنيد در مقابل اجماع سابق و لاحق و بدانكه فاسد ميكند خوردن و آشاميدن روزه را هر گاه برسند بحلق و آن مخرج حرف خاء معجمه ( بانقطه ) است و اگر نرسد بحلق باطل نمينمايد .
مسئله دويم - بايد بدانند كه خوردن و آشاميدن باطل ميكنند روزه را با عمد و دانستن حكم شرعي و اما جاهل بحكم شرعي پس قولهاي فقها مختلف است در حكم او و اصح معذور نبودن او است بجهت عام البلوي بودن حكم و واجب است بر او قضا بدون كفاره بنا بر اظهر و اما هر گاه از روي فراموشي باشد پس چيزي بر او نيست و روزه او صحيح است .
مسئله سيّم - هر گاه افطار كند از روي اكراه باينكه بياختيار بحلق او داخل نمايند يا اكراه بحدي رسد كه قصد او را برطرف نمايد يا آنكه او را بترسانند بر ترك افطار بچيزي كه ضرر داشته باشد و نحو آن بحسب حال روزهدار با قدرت ترساننده بر فعل آنچه بآن ترسانيده و گواهي [ص 21] دادن قرينها باينكه خواهد كرد آن فعل را اگر افطار نكند افطار ميكند و باطل نيست روزه او و از شيخ طوسي نقل شده قول ببطلان در سيّمي و آن احوط است و هر چند اقرب و اظهر صحت است و واجب نيست كفاره اجماعا و همچنين اگر افطار كند از براي تقيه و قضا در نزد من اولي است و احوط .
مسئله چهارم - واجب است اقتصار بر آنچه دفع شود بآن ضرورت پس اگر زياده بعمل آورد فاسد ميشود روزه او و واجب است بر او قضا و در وجوب كفاره اشكال است .
مسئله پنجم - اگر گرسنه شود يا تشنه شود بحيثيتي كه بترسد از تلف شدن بر نفس خود و اقتصار نمايد بر سد رمق فاسد نميشود روزه او و اگر زياد كند بر سد رمق واجب است بر او قضا و كفاره و واجب است بر او تقليل آنچه سد رمق ميكند ببزرگ كردن جرعها و لقمها بنا بر اظهر .
مسئله ششم - اگر بخورد از روي فراموشي پس گمان كند كه افطار كرده پس عمدا بخورد پس بيشتر متأخرين بر اينند كه بر او قضا است بدون كفاره و دور نيست صحت اين قول .
مسئله هفتم - رسانيدن غبار بحلق عمدا فاسدكننده است روزه را بنا بر احوط و اظهر و قيد نمودهاند جمعي كثير از اصحاب غبار را بغليظ و جمعي ديگر باطلاق حكم كردهاند و شك نيست كه اين احوط است هر گاه دشوار نباشد بر او احتراز نمودن و ظاهر اولي بودن تقييد است .
مسئله هشتم - الحاق نمودهاند جمعي از فقهاي ما دود غليظ را بغبار غليظ [ص 22] و نيافتيم از براي ايشان بر اين الحاق دليلي و مروي است كه نيست ضرري بروزه از دود هر گاه داخل حلق شود .
مسئله نهم - جائز است چشيدن طعام و از دهان طعام خورانيدن بمرغ در حال اختيار هر گاه فرو نبرد از آن چيزي را و اگر فرو برد فاسد است روزه او .
مسئله دهم - ضرر ندارد بروزه سرمه كشيدن و هر چند طعم آن را بيابد و اگر بلغمي از حلق يا بيني اخراج نمايد و از آن سرمه چيزي در آن بلغم بيايد ضرر ندارد و مكروه است سرمه كشيدن بچيزي كه در آن صبر يا مشك بوده باشد .
مسئله يازدهم - ضرر ندارد مكيدن انگشتر از براي روزهدار و مكروه است مكيدن هسته خرما و شبه آن هر گاه عالم نشود برسيدن چيزي بسوي حلقش .
مسئله دوازدهم - اگر داخل شود در حلق او مگسي لازم نميشود او را چيزي چنانكه فرمود اميرالمؤمنين صلوات الله عليه .
مسئله سيزدهم - اگر روغن بمالد سر و بدن را بروغني ضرر نميرساند بروزه و هر چند بداند كه بدن او آن روغن را آشاميد و در گوش چكانيدن ضرر نميرساند .
مسئله چهاردهم - جايز است كه مسواك كند بچوب خشك و بچوب تر نيز جايز است با كراهت .
مسئله پانزدهم - مكروه است خائيدن كندر و نحو آن هر گاه متغير شود [ص 23] آب دهان بمزه آن و اجزاء از آن متحلل نشود و فرو برد روزهدار آب دهان متغير را و قول بحرام بودن ضعيف است و قول بكراهت وجه جمع ميانه اخبار است و قول بمنتقل نشدن اعراض با آنكه دليلي بر آن قائم نيست صلاحيت از براي تأسيس احكام شرعيه ندارد .
مسئله شانزدهم - باقيماندهاي غذا كه در وسط دندان باشد اگر فرو برد در روز فاسد ميكند روزه را خواه از دهان بيرون آورد يا نه و اين در وقتي است كه عمدا فرو برد و اگر سهوا باشد پس اگر تقصير در خلال نمودن كرده باشد احوط وجوب قضا است و اگر از تقصير نباشد پس چيزي بر او نيست .
مسئله هفدهم - جايز است از براي روزهدار فرو بردن آب دهان كه در دهن باشد و اما اگر بيرون آورد از دهان پس بدهان برد پس فرو برد مشهور بطلان روزه است و اصح همين است و خلاف بعضي علما در اين مسئله بآن اعتنا نميشود و همچنين اگر فرو برد آب دهن غير را باطل ميشود روزه و اگر بيرون آورد زبان خود را از دهان و بر او آب دهن باشد پس داخل كند زبان را در دهان و آن آب را فرو برد پس ظاهر صحت روزه او است بنا بر اشكال .
مسئله هجدهم - اگر فرو برد بلغمي را كه از سينه كنده ميشود پس اگر تجاوز ننموده باشد از مخرج حرف خاء با نقطه فاسد نميشود روزه او و همچنين است حكم بلغم سر بنا بر اصح و اما اگر تجاوز كند از مخرج خا و برسد بفضاي دهن پس در آن چند قول است اصح آن قولها آنكه [ص 24] مثل آب دهان است موافق قول محقق و علامه و صاحب مدارك و غير ايشان بجهت اصل و خبر و طريق احتياط واضح است .
مسئله نونزدهم - اگر مضمضه كند از براي نماز واجب و داخل شود در حلق او بياختيار ضرر ندارد و اگر مضمضه از براي نافله باشد يا از براي سرد شدن يا عبث پس مشهور وجوب قضا است و آن اظهر و اقوي است و جناب غفرانمآب قدوة المحققين شيخ احمد بن زينالدين ملحق فرمودهاند بمضمضه از براي فريضه مضمضه را كه بامر طبيب حاذق بجهت مداوا باشد و شستن دهن از براي پاكيزه شدن از باقيماندهاي طعام يا بجهت ازاله نجاست ، مؤلف دام ظله فرمايد كه دور نيست اين الحاق و هر چند مناقشه در آن ميتوان نمود .
مسئله بيستم - اگر غسل ترتيبي كند پس آب بحلق او رود چيزي بر او نيست خواه غسل واجب باشد و خواه مستحب و اگر غسل ارتماسي كند ظاهر فساد روزه است چنانكه خواهد آمد انشاء الله .
مسئله بيست و يكم - هر گاه بريزد دواء در مخرج بول بعضي گفتهاند فاسد ميشود روزه و بعضي گفتهاند فاسد نميشود و آن اصح است و همچنين اگر بر خود نيزه بزند و داخل در شكم او شود بجهت اصل برائه .
بيست و دويم - اگر صبح طلوع كند و در دهن او طعامي باشد مياندازد آن را و اگر فرو برد بعد از محقق شدن صبح عمدا واجب است بر او قضا و كفاره و اگر نگاه دارد در دهان تا متحقق شود صبح پس فرو برد سهوا پس ظاهر اين است كه بر او چيزي نيست .
[ص 25] بيست و سيّم - هر گاه مضمضه كند روزهدار مكروه است كه فرو برد آب دهان خود را پيش از آنكه آب از دهان بيفكند ( بيندازد ) سه مرتبه و مثل اين است كسي كه طعام را بچشد و مرغ را از دهان خود طعام دهد بلكه مسواك كردن بچوب تر با باقي نماندن چيزي از آن و اگر باقي ماند چيزي حرام است فرو بردن و واجب ميشود بر او مثل آنچه واجب ميشد بر كسي كه عمدا بخورد .
بيست و چهارم - جائز است آنكه بمكد زبان زن خود را و او روزه داشته باشد اگر جدا نشود از آب دهان آن زن چيزي در دهان روزهدار پس اگر جدا بشود واجب است كه بيندازد پس اگر فرو برد عمدا در حال اختيار بر او قضا و كفاره است .
بيست و پنجم - جايز است اينكه ببوسد روزهدار طفل را پس اگر از آب دهن طفل در دهن روزهدار رود چيزي بر او نيست مگر آنكه فرو برد آن را عمدا .
بيست و ششم - مكروه است از براي روزهدار سعوط يعني دوا بدماغ بالا كشيدن پس اگر سعوط نمايد و برسد بحلق او و شكم چيزي بر او چيزي نيست بنا بر اصح اظهر .
بيست و هفتم - بوئيدن بوي غليظ افطار نميكند روزهدار را و نميشكند روزه او را و قول بفاسد كردن ضعيف است و دليل بر خلاف آن موجود بلي آن مكروه است سزاوار است اجتناب صائم از آن .
فصل سيّم - در جماع و آنچه ملحق باوست و در آن چند مسئله است :
[ص 26] مسئله اولي - جايز نيست از براي روزهدار جماع كردن در قبل زن در روز باجماع مسلمين پس اگر بكند از روي علم و عمد و اختيار واجب است بر او قضا و كفاره خواه انزال شود يا نه .
مسئله دويم - حرام است بر روزهدار وطي دبر زن بنا بر مشهور اصح و قول بخلاف ضعيف است .
مسئله سيّم - حرام است بر او وطي در دبر پسر و بهائم بنا بر اصح اظهر بجهت فحواي قول اميرالمؤمنين (ع) و ظاهر اين است كه فساد روزه تابع وجوب غسل است و آن دليل جنابت است و جنابت سبب فساد روزه است چنانكه مختار علامه و جمعي از فقها است پس واجب است بر او قضا و كفاره بادخال حشفه خواه انزال شود يا نه .
چهارم - انزال مني از روي عمد و اختيار روزه را فاسد ميكند و موجب قضا و كفاره است باجماع علما خواه بوطي باشد يا بملاعبه يا نحو آن .
پنجم - فاسد ميشود روزه آنكه وطي شده خواه در قبل باشد يا در دبر در مرد يا زن هر گاه مطاوعت نمايد پس واجب است بر او قضا و كفاره و هر گاه از روي اكراه باشد بحيثيتي كه مرتفع شود قصد او و اختيار او و ميل او پس چيزي بر او نيست .
ششم - اگر وطي كند در غير قبل و دبر مثل ميان رانها يا طي زانوها يا سوراخي غير قبل و دبر و انزال نشود پس باطل نميشود روزه و چيزي بر او نيست .
هفتم - اگر نظر كند بشهوت يا بغير شهوت و مني بيايد از او پس اگر عادي [ص 27] او اين بوده پس ظاهر فساد روزه او است و بر او است قضا و كفاره خواه نظر كند بچيزي كه حلال است بر او يا حرام است نظر كردن و تفصيل شيخ طوسي بوجوب قضا در ثاني و عدم وجوب در اول ضعيف است .
هشتم - اگر تقبيل نمايد و انزال نشود با معتاد بودن بانزال حرام است فعل او و چيزي بر او نيست و اگر انزال شود بر او واجب است قضا و كفاره و با معتاد نبودن فعل او مكروه است و اگر چه امناء بشود و جناب شيخ ما قدس سره فرموده دور نيست وجوب قضا بدون كفاره و چنان است كه ايشان فرمودهاند .
نهم - اگر مذي بيايد از روزهدار با معتاد بودن امذاء در نزد تقبيل يا ملاعبه فاسد نميشود روزه او .
دهم - اگر وطي كند خنثي مشكل زني را پس هر يك از آن دو را انزال شود روزه او باطل است و الا فاسد نميشود بجهت قطع نبودن بالتقاء ختانين .
يازدهم - اگر وطي كند خنثي واضح خنثي مشكل را در دبر او و وطي كند خنثي مشكل موطوئه زني را فاسد ميشود روزه واطي و موطوئه در دبرش .
دوازدهم - وطي مرده مثل وطي زنده است در قبل يا در دبر و اگر ايلاج نمايد در فرجي كه قطع شده يا داخل نمايد زن در فرج ذكري را كه قطع شده در بطلان روزه اشكال است .
سيزدهم - وطي فاسد ميكند روزه را خواه آلت رجوليت برهنه باشد يا پيچيده شده باشد بخرقه و بعضي در ثاني توقف نمودهاند و آن [ص 28] ضعيف است بجهت صدق وطي و حصول التقاء ختانين .
مسئله چهاردهم - اگر مساحقه نمايند دو زن پس هر دو انزال نمايند يا يكي از آن دو را انزال شود فاسد ميشود روزه آنكه انزال نموده و چيزي نيست بر آنكه انزال ننموده و همچنين است حكم مجبوبي كه از قضيب او مقدار حشفه باقي نمانده باشد .
پانزدهم - اگر بخوابد در روز ماه رمضان پس محتلم شود پس اگر عادي او اين بوده فاسد ميشود روزه او و الا چيزي بر او نيست و واجب نيست بر او مبادرت كردن بسوي غسل و هر چند مستحب هست و با معتاد بودن احوط اين است كه خواب در روز بر او حرام است پس اگر مضطر شود ميخوابد و اگر محتلم شود اشبه آن است كه چيزي بر او نيست و قضا كردن طريق احتياط است .
شانزدهم - اگر طلوع كند صبح بر روزهدار در حالي كه بجماع مشغول باشد واجب است بر او نزع بقصد قطع جماع و اگر نزع را قصد نكند و قصد جماع كند فاسد ميشود روزه او و بر او است قضا و كفاره .
هفدهم - جناب شيخ ما قدس سره فرموده كه علامه در تحرير فرموده كه اگر مجامعت كند پيش از صبح و صبح طلوع كند و او بجماع مشغول باشد پس اگر در وقت اراده جماع نميدانست كه وقت تنگ است پس بر او معلوم شد تنگي وقت در حين جماع نزع ميكند و روزه را تمام ميكند از غير آنكه حركت كند از براي جماع و واجب است بر او غسل و قضا واجب است بر او اگر ترك مراعاة نموده و اگر نزع كند بنيت مجامعت [ص 29] فاسد ميشود روزه او و واجب است بر او قضا و كفاره و اگر مراعات كند صبح را و گمان نكند نزديك بودن صبح را پس مجامعت نمايد پس نزع نمايد با اول طلوع صبح فاسد نميشود روزه او تمام شد كلام علامه و كلام او صحيح است ، مترجم گويد كه جناب شيخ قدس سره را در نقل اين كلام غرضي و تفريعي است كه بجهت اختصار ترجمه آنرا متعرض نشدم هر كه خواهد باصل اصيل جليل الفايده رجوع نمايد .
هجدهم - اگر بخوابد در شب و بداند از عادت خود كه بيدار نميشود پيش از صبح و بداند كه هر گاه بخوابد محتلم ميشود و ممكن باشد او را عزم بر بيدار شدن پيش از صبح در وقتي كه ممكن باشد او را كه اگر محتلم شود غسل كند در آن وقت پيش از صبح جمعي از علما بر آنند كه لازم نميشود او را چيزي و در نزد من در آن اشكال است مگر آنكه امكان عزم بر بيداري از اموري باشد كه واقع شود از او نه بمحض امكان عقلي .
نونزدهم - اگر اكراه كند زوج زوجه را در مجامعت يا بعكس متحمل ميشود اكراهكننده كفاره آنرا كه اكراه كرده و تعزير او را و حد او را كه نصف حد زاني است و آن پنجاه تازيانه است و چيزي نيست بر اكراه كرده شده و اگر هر يك اطاعت ديگري نمايد پس بر هر يكي قضا و كفاره واجب است و تقسيم ميشود حد ميان ايشان مساوي و بر هر يكي بيست و پنج تازيانه زده ميشود و اگر اجنبي يا اجنبيه احدهما ديگري را اكراه نمايد بر مجامعت در تحمل كفاره نظر است بجهت عدم نص و [ص 30] اولوية ممنوع است .
بيستم - اگر وطي كند نائم را پس چيزي بر موطوء نيست و متحمل كفاره از او نميشود بجهت اصل برائه و در وطي كردن مسافر و نحو آن از كساني كه واجب است بر ايشان افطار نظر است و زود باشد كه بيايد .
فصل چهارم - در باقي چيزهائي كه واجب است امساك از آن و در آن چند مسئله است :
مسئله اولي - ارتماس در آب است و در آن چند امر است :
اول - اختلاف نمودهاند علماء ما در ارتماس بر چهار قول اول قول ببطلان روزه و وجوب قضا و كفاره ، دويم قول بتحريم خاصة با صحت روزه ، سيّم قول بجواز ارتماس با كراهت ، چهارم قول بوجوب قضا خاصة بدون كفاره و ظاهر از اين اقوال و اقرب قول اول است .
دويم - متحقق ميشود ارتماس بفرو بردن همه سر در آب خواه بتنهائي باشد يا با سائر جسد .
سيّم - متحقق ميشود ارتماس بفرو بردن همه سر در آب بيك دفعه باينكه فرو گيرد آب همه سر را در يك حالت پس اگر اجزاء سر را بتعاقب در آب داخل نمايد تا آب بجميع سر برسد بچند دفعه متعاقب چيزي بر او نيست بخلاف بعضي متأخرين .
چهارم - اطلاق نص و كلام اصحاب اقتضا ميكند كه فرقي ميان روزه واجب و مستحب در اين حكم نباشد و قول بفاسد نشدن روزه مستحب بارتماس ضعيف است .
[ص 31] پنجم - اگر ارتماس كند از روي فراموشي صحيح است روزه او و اگر جاهل باشد حكمش مبتني بر معذور بودن جاهل است و در اين چند قول است سيّم آنها قول بتفصيل است و آن معذور بودن در مسائل نادرة الوقوع است و معذور نبودن در مسائل عام البلوي و اين تفصيل حق است و بنا بر اين ظاهر اين است كه حكم ارتماس از مسائل عام البلوي باشد پس حكم او حكم عامد است و بر او قضا و كفاره واجب است .
ششم - شهيد ثاني (ره) گفته است كه اگر ارتماس كند در غسل مشروع پس آن غسل فاسد است بجهت نهي از بعضي اجزاء كه مقتضي فساد است و صاحب ( مدارك ظ ) اين را نيكو شمرده بنا بر احتمالي ، مؤلف دام ظله العالي گويد كه شك نيست كه آنچه شهيد ذكر كرده است احوط است و لكن در تعيين آن نظر است بجهت آنكه جاري بر قاعده مقرره در نزد ايشان است و مرا در آن نظري است كه در محلش واضح نموديم .
هفتم - اگر ارتماس كند از روي فراموشي صحيح است غسل او بجهت آنكه نهي متوجه او نيست .
هشتم - هر گاه داخل كند جميع منفذها را در آب و فرو نگيرد آب جميع اجزاء سر را چيزي بر او نيست و روزهاش صحيح است .
مسئله دويم - در حقنه است و كلام اصحاب در آن مختلف است بر چند قول احسن اقوال قول شيخ مفيد و غير او است كه حقنه فاسد ميكند روزه را و بر او قضا است خاصه بدون كفاره .
مسئله سيّم - عمدا دروغ بستن بر خدا و بر رسول و ائمه طاهرين صلوات [ص 32] الله عليهم فاسدكننده روزه است بنا بر اظهر و فاسد كردن آن وقتي است كه قائل آن معتقد دروغ بودن آن كلام باشد و اگر از روي خطا يا نسيان يا جهالت بگويد چيزي بر او نيست و اگر عمدا دروغ گويد پس ظاهر شود صدق او در آن دو وجه است اوجه آن افساد است .
مسئله چهارم - عمدا باقي ماندن بر جنابت تا صبح بدون ضرورت فاسد ميكند روزه را بنا بر اظهر و اشهر و موجب قضا و كفاره است و اين مسئله را فروعي است چند :
اول - آيا مختص است اين حكم بماه رمضان و قضاء آن بجهت تصريح روايات باين دو و مذكور نبودن غير اينها يا شامل است غير اين دو را چنانكه معلوم ميشود از تعميم كلام اصحاب ، جناب شيخ استاد ما قدس الله نفسه الزكية فرموده كه ارجح در نزد من اختصاص است بجهت سكوت شارع از ماسوي و سكوت او از روي غفلت نيست و احوط اعتبار تعميم است ، مؤلف مد الله ظله السامي فرمايد كه اين ترجيح نيكو و پسنديده است .
دويم - هر گاه حايض از حيض خود پاك شود پيش از صبح آيا واجب است بر او غسل كردن اظهر وجوب است و بعضي گفتهاند واجب نيست و آن قول ضعيف است .
سيّم - ظاهر وجوب اعمال مستحاضه است در صحت روزه از اغسال .
چهارم - تخصيص دادهاند بعضي اين اغسال را بآن غسلهائي كه در روز واقع ميشود مثل غسل متوسطه از براي نماز صبح و غسل صاحب كثيره از [ص 33] براي صبح و از براي ظهر و حكم كرده بآنكه صحت روزه موقوف نيست بر غسل نماز مغرب بعد از روزه و بعضي اعتبار كردهاند جميع اعمال مستحاضه را از وضو و تغيير قطنه و تطهير موضع و اغسال سابقه و لاحقه و اشبه اول است و احوط ثاني .
پنجم - هر گاه متعدد باشد غسل بر جنب و حايض هر گاه پاك شوند و بر مستحاضه بعذرهاي معتبر در شرع واجب است تيمم بجهت آنكه طهارت ترابي قائم مقام طهارت مائي است در جميع موارد و بعضي واجب نميدانند .
ششم - آيا واجب است بقاء بر تيمم تا طلوع صبح بجهت آنكه تيمم رفع مانع نميكند و رفع منع ميكند پس اگر باطل شود تيمم بخواب يا غير آن منع برميگردد بجهت آنكه مانع موجود است بخلاف غسل كه رفع مانع ميكند يا آنكه بقاء بر تيمم واجب نيست اقرب اول است بجهت وجود سبب كه مقتضي وجود مسبب است چنين فرموده شيخ ما قدس الله روحه و آن نيكو و متين است .
هفتم - اگر جنب شود يا محتلم شود پس بخوابد تا طلوع صبح و عزم بر غسل نهكردن داشته باشد باطل است روزه و واجب است بر او قضا و كفاره .
هشتم - اگر جنب يا محتلم شود و عزم بر غسل نداشته باشد پس اگر ساهي از عزم بوده باشد پس چيزي بر او نيست و اگر عزم بر ترك داشته باشد مثل ماتقدم است .
نهم - اگر بخوابد بنيت غسل پيش از طلوع صبح و بيدار نشود تا طلوع صبح [ص 34] صحيح است روزه او .