نخبة المسائل
گردآورنده: محمد كاظم حيدري
[ص 2] بسم اللّه الرحمن الرحيم
الحمد لله و سلام علي عباده الذين اصطفي
و بعد بعرض برادران مكرم ميرساند ، در پائيز سال 1358 نظر مبارك مولاي بزرگوار شهيد اعلي اللّه مقامه بر اين قرار گرفت كه جزوه مختصره اي در بعض عبادات و اعمال شرعيه از قبيل نماز آيات و تجهيز ميت به زباني ساده كه مورد استفاده همه اخوان باشد تهيه گردد ولي در آن ايام به انجام نرسيد تا اينكه چندي پيش يكي از اخوان از حضرت بندگان جناب آقاي زينالعابدينخان درخواست نمود كه چند فقره از دعاهائي كه بيشتر مورد احتياج است در جزوه اي نوشته شود ايشان هم فهرستي از مطالب مورد نظر را بهمين ترتيب كه در اين جزوه آمده است به حقير مرحمت فرمودند كه با مراجعه به كتب مشايخ عظام اعلي اللّه مقامهم و استفاده از روايات معصومين سلاماللّهعليهم اجمعين آن مطالب را يادداشت نموده و بملاحظه ايشان برسانم و اين است آن مطالب :
عقيقه گوسفندي است كه روز هفتم تولد مولود از جانب او ذبح ميكنند و اين عمل سنتي است كه بسيار مؤكد است ، حضرت صادق (ع ) فرمودند وقتيكه ميخواهي عقيقه كني بگو : بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ اَللّهُمَّ عَقيٖقَةٌ عَنْ فُلاٰنٍ لَحْمُهٰا بِلَحْمِهٖ وَ دَمُهٰا بِدَمِهٖ وَ عَظْمُهٰا بِعَظْمِهٖ اَللّٰهُمَّ اجْعَلْهُ وِقٰاءً لِآلِ مُحَمَّدٍ صَلّي اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه.
[ص 4] *قرباني در اضحي (عيد قربان)*
از مناسك حج قرباني كردن است و آن از شعائر خداست و مستحب است كه آنرا بزرگ دارند پس بهتر است كه شتري باشد و گر نه گاوي و گر نه قوچ نر چاقي و گر نه ميشينه اي كه بيضه آنرا نرم كرده اند و گر نه بز نري و گر نه هرچه ميسر شد و تا زماني كه در مِنٰي تهيه قرباني ممكن است يك قرباني فقط از يك نفر كفايت ميكند اما اگر كمياب و گران بود يك قرباني از چند نفر هم كافي است و مستحب است كه حتي الامكان شخص خودش قرباني را ذبح كند يا اينكه در قربانگاه حاضر باشد اما در اوقاتي كه اجازه نميدهند كه هركس خودش قرباني نمايد و تكليف ميكنند كه به مؤسسات مخصوص قرباني وكالت دهند وكالت دادن بآنها اشكالي ندارد.
جايز است كه از طرف حضرت پيغمبر صلي اللّه عليه و آله قرباني نمايند.
حضرت امير (ع) ميفرمايد قرباني كن آنچه را كه وارد سال دوم شده باشد يا بزرگتر از آن و قرباني بخر كه گوشها و چشمهاي آن سالم باشد پس وقتي خواستي آنراذبح كني رو بقبله كن وبگو : وَجَّهْتُ وَجْهٖي لِلَّذٖي فَطَرَ السَّمٰوٰاتِ وَ الْاَرْضَ حَنٖيفاً مُسْلِماً وَ مٰا اَنَا مِنَ الْمُشْرِكيٖنَ اِنَّ صَلٰوتٖي وَ نُسُكٖي وَ مَحْيٰايَ وَ مَمٰاتٖي لِلّهِ رَبِّ الْعٰالَمٖينَ لٰا شَرٖيكَ لَهُ وَ بِذٰلِكَ اُمِرْتُ وَ اَنَا مِنَ الْمُسْلِميٖنَ اَللّٰهُمَّ مِنْكَ وَ لَكَ اَللّٰهُمَّ تَقَبَّلْ مِنّٖي بِسْمِ اللّهِ الَّذٖي لٰا اِلٰهَ اِلاّ هُوَ وَ اللّهُ اَكْبَرُ وَ صَلَّي اللّهُ عَلٰي مُحَمَّدٍ وَ عَلٰي اَهْلِ بَيْتِهٖ.آنگاه بخور و بخوران.
*ذكر تكبيرات در ايام عيد قربان *
كسي كه در روز عيد قربان در مِنيٰ باشد مستحب مؤكد است كه بعد از پانزده نماز كه اولي آنها نماز ظهر روز عيد است و آخري آنها نماز صبح روز چهارم است اين تكبيرات را بگويد : اَللّهُ اَكْبَرُ اَللّهُ اَكْبَرُ لٰا اِلٰهَ اِلَّااللّهُ وَ اللّهُ اَكْبَرُ وَ لِلّهِ الْحَمْدُ ، اَللُّه اَكْبَرُ عَلٰي مٰا هَدٰاٰنا وَ الْحَمْدُ لِلّهِ عَلٰي مٰا اَبْلٰا نٰا اَللّهُ اَكْبَرُ عَلٰي مٰا رَزَقَنٰا مِنْ بَهٖيمَةِ الْاَنْعٰامِ . و كسي كه در ساير بلاد است اين تكبيرات را بعد از ده نماز ميگويد كه اولي آنها نماز ظهر روز عيد و آخري آنها نماز صبح روز سوم است تعدادتكبيرات بعد از هر نماز اندازه معيني ندارد و هر قدر بخواهد تكرار ميكند و مستحب است كه هنگام تكبير دستها را قدري بالا بياورند.
*قرباني كردن در ساير شهرها*
قرباني كردن در روز عيد قربان در ساير بلاد غير از مِنيٰ نيز امر مستحبي است و سنت مؤكّده است كه انسان براي خودش قرباني كند حتي اينكه مستحب است كسي كه پول قرباني را ندارد قرض كند و قرباني نمايد، يك قرباني را ميتوان از جانب جماعتي ذبح كرد مثل اينكه پدر از جانب خود و خانواده اش و هر كس ديگر كه بخواهد ذبح ميكند و كسيكه قرباني ميكند قدري ازآ نرا خود ميخورد و باقي را به فقرائي كه سؤال نميكنندميدهد يا به همسايگان مسكين هديه ميكند و مستحب است كه در وقت ذبح دعاي مأثور را بخواند.
[ص 5] *ذكر سجده هاي واجب قرآن*
چهار آيه از آيات قرآن سجدهٔ واجبه دارد كه معمولا با گذاردن علامتي در حاشيه قرآن آنها را مشخص ميكنند و هر وقت كسي اين آيات را خواند يا از ديگري شنيد بايد سجده كند و در سجده خود بگويد :
لٰا اِلٰهَ اِ لاّ اللّهُ حَقّاً حَقّاً ، لٰا اِلٰهَ اِلاّ اللّهُ ايٖمٰاناً وَ تَصْديٖقاً، لٰا اِلٰهَ اِلاّ اللّهُ عُبُودِيَّةً وَ رِقّاً سَجَدْتُ لَكَ يٰا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً لٰامُسْتَنْكِفاً وَلٰا مُسْتَكْبِراً بَلْ اَنَا عَبْدٌ ذَليٖلٌ خٰائِفٌ مُسْتَجٖيرٌ. بعد سر ازسجده بردارد و بگويد: اَللّٰهُ اَكبَر.
و نيز در فصل الخطاب از حضرت صادق (ع) روايت شده است كه در سجده عزائم ميگوئي سَجَدْتُ لَكَ تَعَبُّداً وَ رِقّاً لٰامُسْتَكْبِراً مِنْ عِبٰادَتِكَ وَ لٰا مُسْتَنْكِفاً وَ لٰا مُسْتَعْظِماً بَلْ اَنَا عَبْدٌ ذَليٖلٌ خٰائِفٌ مُسْتَجٖيرٌ.
[ص 6] *دعاي اول غذا و آخر غذا*
روايت شده است كسي كه شروع به غذا خوردن ميكند بگويد : بِسْمِ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعٰالَمٖينَ و در آخر بگويد اَللّٰهُمَّ هٰذٰا مِنْكَ وَ مِنْ رَسُولِكَ صَلَّي اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه . يا اينكه در اول بِسْمِ اللّه بگويد و در آخر اَلْحَمْدُ لِلّهِ و همچنين مستحب است كه براي هر لقمه يا شروع از هر غذاي جديد بِسْمِ اللّه بگويد. و اگر بِسْمِ اللّه را فراموش كرد هر وقت يادش آمد بگويد : بِسْمِ اللّهِ عَليٰ اَوَّلِهٖ وَ آخِرِه .
در كتاب مبارك جامع فرموده اند شب قدر شب بيست و سوم است و فرموده اند كارهائي كه بايد در ضمن سال واقع شود در شب نيمه شعبان ارادهٔ خداوند بآنها تعلق ميگيرد و در شب نوزدهم قَدَرِ او متعلق بآنها ميشود و در شب بيست و يكم قَضاء پروردگار متعلق بآنها ميشود و در شب بيست و سوم بطور اجمال امضاء ميشود و در عرض سال بطور تفصيل ظاهر ميشود ،
[ص 8] *غسل وساير اعمال شبهاي قدر*
غسل شب بيست و يكم و شب بيست و سوم سنت است و همچنين است غسل بعد از غروب در شب عيد فطر و غسل روز فطر. و مستحب است احياء اين سه شب يعني آنها را زنده بدارند و بيدار باشند و براي هر يك از شبهاي قدر اعمال و ادعيه اي نيز از ائمه معصومين صلوات اللّه عليهم رسيده است چنانكه از حضرت سجاد (ع) روايت شده دعائي كه در شبهاي فرد ماه مبارك از جمله در شب نوزدهم و شب بيست و يكم و شب بيست و سوم خوانده ميشود و آن اين است : اَلّٰلهُمَّ اِنّٖي اَمْسَيْتُ لَكَ عَبْداً دٰاخِراً لٰا اَمْلِكُ لِنَفْسٖي ضَرّاً وَ لٰا نَفْعاً وَ لٰا اَصْرِفُ عَنْهٰا سُوءً أَشْهَدُ بِذٰلِكَ عَلٰي نَفْسٖي وَ اَعْتَرِفُ لَكَ بِضَعْفِ قُوَّتٖي وَ قِلَّةِ حٖيلَتٖي فَصَلِّ عَلٰي مُحَمَّدٍ وَ آلِمُحَمَّدٍ وَ أَنْجِزْ لٖي مٰا وَعَدْتَنٖي وَ لِجَمٖيعِ الْمُؤْمِنيٖنَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فٖي هٰذِهِ اللَّيْلَةِ وَ أَتْمِمْ عَلَيَّ مٰا آتَيْتَنٖي فَاِنّٖي عَبْدُكَ الْمِسْكيٖنُ الْمُسْتَكيٖنُ الضَّعٖيفُ الْفَقٖيرُ الْمُهٖينُ أَللّٰهُمَّ لٰاتَجْعَلْنٖي نٰاسِياً لِذِكْرِكَ فيٖمٰا أَوْلَيْتَنٖي وَ لٰاغٰافِلاً لِاِحْسٰانِكَ فٖيمٰا أَعْطَيْتَنٖي وَ لٰا آيِساً مِنْ اِجٰابَتِكَ وَ اِنْ أَبْطَأْتَ عَنّٖي فٖي سَرّاءَ كُنْتُ اَوْ ضَرّاءَ اَوْ شِدَّةٍ اَوْ رَخٰاءٍ اَوْ عٰافِيَةٍ اَوْ بَلٰاءٍ اَوْ بُؤْسٍ اَوْ نَعْمٰاءٍ اِنَّكَ سَمٖيعُ الدُّعٰأءِ.
در كتاب مبارك ابواب الايمان روايت شده است كه از اعمال شب نوزدهم اين است كه صد مرتبه استغفار كنند و صد مرتبه كشندگان حضرت امير (ع) را لعنت نمايند.
و روايت شده است كه حضرت پيغمبر صلي اللّه عليه و آله در ده شب آخر ماه رمضان هر شب غسل ميفرمودند.
يكي از اعمال شب بيست و يكم اين است كه غسل كنند و صد ركعت نماز بجا آورند و قتله حضرت امير عليه السلام را لعن كنند مثلا باين عبارت بگويند :
اَللُّٰهُمَّ الْعَنْ قَتَلةَ أميرِالمُؤمِنين عَليهِ السَّلام .
و ديگر از اعمال اين شب دو ركعت نماز است كه از پيغمبر (ص ) روايت شده كه در هر ركعت يك بار حمد ميخواني و هفت بار قل هو اللّه احد و بعد از فراغ هفتاد بار استغفار ميكني و اين نماز ثواب فراواني دارد از جمله آنكه خدا بر تو و پدر و مادرت خواهد آمرزيد. و از اعمال شب بيست و سوم يكي خواندن سوره روم و عنكبوت است كه حضرت صادق عليه السلام فرمودند بدون استثناء هركس در شب بيست و سوم سوره روم و عنكبوت را بخواند از اهل بهشت است، و مُسلَّم است كه غير دوستان را منظور نداشتند.
و ديگر از اعمال اين شب قرائت سوره دخان است.
و ديگر از اعمال آن اين است كه سوره اناانزلناه را هزار مرتبه بخوانند.
و ديگر آنكه جابر بن يزيد از حضرت باقر عليه السلام روايت ميكند كه فرمودند هركس شب بيست و سوم ماه رمضان را احيا كند و در آن صد ركعت نماز بخواند خدا در دنيا زندگي او را وسعت ميدهد و دشمنان او را از او دفع مينمايد و او را از غرق و زير آوار رفتن و در چاه افتادن و از دزدان و از شر درندگان حفظ ميكند و خوف منكر و نكير را از او دفع مينمايد و از قبر او نوري تلألؤ ميكند بر اهل قيامت و كتاب اعمال او را بدست راستش ميدهند و براي او براتي از آتش جهنم مينويسند و همچنين اجازه عبوري از صراط و اماني از عذاب ، و بدون حساب وارد بهشت ميشود و در آنجا او را جزو رفقاي پيغمبران و صديقين و شهدا و صالحين قرار ميدهند و نيكو رفقائي هستند آنها.
و در فصل الخطاب از صادقين عليهم السلام روايت شده است كه در شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان مكرر بر حضرت صاحبالامر دعاكن چه در حال سجده باشي، چه ايستاده و چه نشسته و در هر حال كه هستي و در طول ماه و هرطور كه برايت ممكن شود و هر وقت كه بيادت بيايد باين طور كه بعد از تمجيد خداي متعال و صلوات بر حضرت پيغمبر صلي اللّه عليه و آله و آل او ميگوئي:اَللّٰهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ الْمَهْدٖي فٖي هٰذِهِ السّٰاعَةِ وَ فٖي كُلِّ سٰاعَةٍ وَلِيّاً وَ حٰافِظاً وَ نٰاصِراً وَ دَلٖيلاً وَ قٰائِداً وَ عَيْناً حَتّٰي تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فٖيهٰا طَوٖيلاً.
از اعمال ديگر شب قدر كه در فصل الخطاب از كافي روايت نموده اند اينست كه قرآن را باز ميكني و در جلو خود ميگذاري و ميگوئي : اَللّٰهُمَّ اِنّٖي اَسْأَلُكَ بِكِتٰابِكَ الْمُنْزَلِ وَ مٰا فٖيه وَ فٖيهِ اسْمُكَ الْاَعْظَمُ الْاَكْبَرُ وَ اَسْمٰاؤُكَ الْحُسْنٰي وَ مٰا يُخٰافُ وَ يُرْجٰي اَنْ تَجْعَلَنٖي مِنْ عُتَقٰائِكَ مِنَ النّٰارِ. و بعد براي هر حاجتي كه بنظرت رسيد دعاميكني.
و از اعمال ديگر اين شب دعائي است كه در فصل الخطاب از كتاب وافي از حضرت صادق عليه السلام روايت شده است كه در ده شب آخر ماه مبارك رمضان كه شامل شبهاي قدر نيز ميشود اين دعا را بخوانند : اَعُوذُ بِجَلٰالِ وَجْهِكَ الْكَرٖيمِ اَنْ يَنْقَضِيَ عَنّٖي شَهْرُ رَمَضٰانَ اَوْ يَطْلُعَ الْفَجْرُ مِنْ لَيْلَتٖي هٰذِهِ وَلَكَ قِبَلٖي تَبِعَةٌ اَوْ ذَنْبٌ تُعَذِّبُنٖي عَلَيْهِ ونيز از همان كتاب از ائمه (ع) براي هر شب از ده شب آخر ماه مبارك رمضان نيز دعاي مخصوصي روايت شده است كه دعاي شب بيست و سوم آن اين ا ست :
يٰا رَبَّ لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ جٰاعِلَهٰا خَيْراً مِنْ اَلْفِ شَهْرٍوَ رَبَّ ا للَّيْلِ وَ النَّهٰارِ وَ الْجِبٰالِ وَ الْبِحٰارِ وَ الظُّلَمِ وَ الْاَنْوٰارِ وَ الْاَرْضِ وَ السَّمٰاءِ يٰا بٰارِئ يا مُصَوِّرُ يٰا حَنّٰانُ يٰا مَنّٰانُ يٰا اَللّهُ يٰا رَحْمٰنُ يٰا اَللّهُ يٰا قَيُّومُ يٰا اَللّهُ يٰا بَدٖيعُ يٰا اَللّهُ يٰا اَللّهُ يٰا اَللّهُ لَكَ الْاَسْماءُ الْحُسْنيٰ وَالْاَمثٰالُ الْعُلْيٰا وَ الْكِبْرِيٰاءُ وَ الْآلٰاءُ اَسْأَلُكَ اَنْ تُصَلِّيَ عَلٰي مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَيْتِهٖ وَ اَنْ تَجْعَلَ اسْمٖي فٖي هٰذِهِ الْلَيْلَةِ فِي السُّعَدٰاءِ وَ رُوحٖي مَعَ الشُّهَدٰاءِ وَ اِحْسٰانٖي فٖي عِلّٖيٖينَ وَ اِسٰاءَتٖي مَغْفُورَةً وَ اَنْ تَهِبَ لٖي يَقٖيناً تُبٰاشِرُ بِهٖ قَلْبٖي وَ اٖيمٰاناً يُذْهِبُ الشَّكَّ عَنّٖي وَ تُرْضِيَنٖي بِمٰا قَسَمْتَ لٖي وَ آتِنٰا فِي الدُّنْيٰا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنٰا عَذٰابَ النّٰارِ الْحَرٖيقِ و ارْزُقْنٰا فٖيها ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ اِلَيْكَ وَ الْاِنٰابَةَ وَ التَّوْفيٖقَ لِمٰا وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ السَّلٰامُ .
حالت احتضار
احتضار بمعني حاضر شدن موت است و آن اوقات آخر حيات است ، در فصل الخطاب روايت شده است كه مؤمن در وقت مردن از هر وقت ديگر عاقلتر است و خداوند چشم و گوش و عقل او را باو برميگرداند كه وصيت كند و باين حالت راحت موت ميگويند كه خداوند براي هر مسلماني قرار داده است.
و در همان كتاب از كافي از حضرت پيغمبر صلي اللّه عليه و آله روايت شده است كه اگر مؤمني خداوند را قسم بدهد كه او را نميراند هرگز او را نميميراند ولي وقتيكه اجل او فرا ميرسد خداوند دو باد را بسوي او بر ميانگيزاند كه يكي از آن دورا مُنسِيه و ديگري را مُسخِيه گويند ريح منسيه باعث ميشود كه اهل و مالش را فراموش كند و ريح مسخيه نفس او را از دنيا بي نياز ميكند تا آنچه را نزد خداوند است اختيار كند. پس همينكه از حيات او نا اميد شدند پاي او را بقبله نموده و قرآن را نزد او حاضر ميكنند و سوره صافات را بر او ميخوانند و بايد مكرر كلمات شهاده را باو تلقين كنند چون شيطان تا آخرين لحظات دست از اغواي خود بر نميدارد پس باو تلقين ميكنند اَشْهَدُ اَنْ لٰا اِلٰهَ اِلّٰا اللُّه وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ وَ اَشْهَدُ اَنَّ عَلِيّاً وَ الْاَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِهٖ وَ فٰاطِمَةَ الصِّدّيٖقَةَ اَوْلِيٰاؤُ اللّهِ .
و بزرگان از شيعيان را بياد او ميآورند كه اميدوار به شفاعت ايشان باشد.
حضرت پيغمبر صلي اللّه عليه و آله فرمودهاند هركه توبه كند و نَفَس او بحلق رسيده باشد خداوند توبه او را قبول ميكند و بمحتضري فرمودند كه بگو :
اَللّٰهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الْكَثٖيرَ مِنْ مَعٰاصٖيكَ وَ اقْبَلْ مِنِّي الْيَسٖيرَ مِنْ طٰاعَتِكَ.
و روايت شده است كه اين كلمات را كه بكلمات فَرَج معروف است بر محتضر بخوانند : لٰا اِلٰهَ اِلَّا اللّهُ الْحَلٖيمُ الْكَريٖمُ لٰا اِلٰهَ اِلّٰا اللّهُ الْعَلِيُّ الْعَظٖيمُ سُبْحٰانَ اللّهِ رَبِّ السَّمٰواتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْاَرَضٖينَ السَّبْعِ وَ مٰا فٖيهِنَّ وَ مٰا بَيْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظٖيمِ وَ سَلٰامٌ عَلَي الْمُرْسَلٖينَ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعٰالَمٖينَ . و اگر حالت احتضار طولاني شد بايد او را به محلي كه اغلب در آنجا نماز ميكرده نزديك كنند. در حال احتضار دست به بدن ميت نميزنند چون باعث اذيت او ميشود پس چون از دنيا رفت چشمهاي او رابر هم ميگذارند و چانه او را هم ميبندند كه دهانش باز نماند و دست و پاي او را صاف ميكنند و روي او را ميپوشند و در اين حالت او را تنها نميگذارند و هر چه زودتر او را تجهيز و دفن ميكنند.
ميّت تا بدنش گرم است و همچنين بعد از آنكه غسل داده شد دست زدن به بدن او مانعي ندارد ولكن بعد از سرد شدن و قبل از غسل اگر كسي ببدن او دست بزند بايد غسل كند مثل غسل جنابت و اگر كسي بميت غير آدمي يا به لباس ميت دست بزند غسلي ندارد فقط دست خود را ميشويد.
كسي كه از دنيا ميرود بر كسان اوست كه برادران و دوستان او را خبر كنند تا هرچه زودتر در تجهيز او حاضر شوند و وليّ او را در امر تجهيز ياري نمايند ، وليّ ميت كسي است كه اولاي بارث اوست پس همهٔ كارها بر عهده اوست و ميتواند آن امور را بهركس كه بخواهد واگذار كند.
غسل دادن ميت مسلمان هم اگر چه بر همه مسلمين واجب است ولي با بودن وليّ ميت كسي بر او پيشي نميگيرد پس وليّ يا هركس كه او امر كند ميت را در محل غسل ميگذاردبطوري كه پاي او بطرف قبله باشد و آماده غسل ميشود پس بملايمت لباسهاي او را بيرون ميآورد و عورت او را ميپوشاند بعد به آرامي مفاصل او را نرم ميكند و بر شكم او دست ميمالد و ميگويد : اَللّٰهُمَّ اِنّٖي سَلَكْتُ حُبَّ مُحَمَّدٍ صَلَّي اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهٖ فٖي بَطْنِهٖ فَاسْلُكْ بِهٖ سَبٖيلَ رَحْمَتِكَ . و اگر چيزي از او بيرون آمد اول دو دست خود را ميشويد و بر دست خود پارچه اي ميپيچد و فرج او را پاكيزه ميكند و ميت را سه نوبت غسل ميدهد اول با آب سدر و دوم با آب كافور و سوم با آب خالص و مستحب است كه با سدر و كافور قدري اشنان هم اضافه كند ترتيب غسل در هر سه نوبت مثل هم است پس بعد از آنكه سدر را در آب ريخت و بهم زد كف را از آن جدا ميكند و در ظرف ديگر ميريزد تا بعد سر ميت را با آنها بشويد. غسل ميت را با آب سدر شروع ميكند و در اول هريك از دستهاي او را تا مچ يا تا نصف ذراع يا تا آرنج سه مرتبه ميشويد بعد پارچه اي بدست ميپيچد و دست ميكند زير پارچه اي كه بر عورت او انداخته است و ديگري آب ميريزد و او فرج را ميشويد و تا كاملا شسته نشده آب را قطع نميكند.
و بعد سر او را اول با كف سدر خوب ميشويد بعد با آب سدر ، باين ترتيب كه اول طرف راست سر را بطور كامل از سر و ريش و صورت و گردن همه را سه مرتبه ميشويد و بعد طرف چپ را بهمين طور سه مرتبه ميشويد و انگشت خود را بر گوش و بيني او ميگذارد كه آب داخل آنها نشود و گفته اند در شستن سر هم تا كاملا شسته نشود آب را قطع نميكند و اگر چيزي از موي او ساقط شد ضبط ميكند تا در كفن او بگذارد و اگر سر و ريش او را با خطمي هم بشويد باكي نيست.
بعد از آنكه از شستن سر فارغ شد او را بملايمت به پهلوي چپ ميخواباند كه پهلوي راست او بالا باشد و اول ترشح آبي بر سينه و زانوي او ميكند بعد تمام نيم تنه او را از فرق سر تا كف پاها با آب سدر سه مرتبه ميشويد و انگشت خود را بر گوش و دو سوراخ بيني او ميگذارد كه آب داخل آنها نشود و آبرا قطع نميكند تا تمام طرف راست شسته شود و بملايمت بر بدن او دست ميمالد و پشت و شكم و زير بغلها و ذراع او را دست داخل ميكند و ميشويد و انگشتان او را خلال نميكند وهرگاه بهدو وركاو رسيدآب زيادترميريزد.
بعد از آنكه طرف راست شسته شد او را به پهلوي راست ميخواباند كه پهلوي چپ بالا بيايد و همان قسم كه طرف راست را از سر تا پا سه مرتبه شست طرف چپ را هم بهمان طور ميشويد بعد او را به پشت ميخواباند و با ملايمت دست بر شكم او ميمالد و اگر چيزي بيرون آمد ميشويد و تا اينجا غسل با آب سدر تمام ميشود.
بعد شروع ميكند به غسل با آب كافور پس اول ظرفها را ميشويد و دستهاي خود را هم تا آرنج ميشويد و كافور را با دست نرم ميكند كه در آب ذوب شود و بهمان قسم كه در غسل اول گذشت اول دستها بعد فرج بعد سر بعد طرف راست بعد طرف چپ ميت هر يك را سه مرتبه ميشويد بعد او را به پشت ميخواباند و ديگر بر شكم او دست نميگذارد. و باين ترتيب غسل با آب كافور هم تمام ميشود.
براي غسل سوم كه غسل با آب خالص است باز دو دست خود را تا آرنج ميشويد بعد ظرفها را هم ميشويد و ميت را بهمان قسم كه در دو غسل ديگر ذكر شد با آب خالص غسل ميدهد و در حال غسل ميگويد عَفْوَكَ عَفْوَكَ و همينكه غسل تمام شد دستهاي خود را سه مرتبه تا شانه يا تا آرنج ميشويد پاهاي خود را هم تا زانو ميشويد بعد ميت را از حالتيكه پا بقبله بود ميگرداند و مثل حالتي كه او را در قبر ميگذارند در جامه اي ميخواباند و خشك ميكند بعد قدري پنبه ميگيرد و قدري كافور بر آن ميريزد و آنرا بر عورت او از پيش و عقب ميگذارد و اگر چيزي از ميت ديد بايد امين باشد و بكسي خبر ندهد ، اين بود آداب غسل از اول تا آخر.اَعٰانَنَا اللّهُ لِمُلٰاقٰاتِ الْمَوْتِ وَ فٖي هَوْلِ الْمُطَّلَعِ بِجٰاهِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّٰاهِرٖينَ صَلَوٰاتُ اللّهِ عَلَيْهِمْ اَجْمَعٖينَ .
[ص 13] * در آداب تحنيط و تكفين *
كسي كه ميت را غسل داده و بخواهد او را كفن نمايد بايد دستهاي خود را تا شانه يا تا آرنج و پاها را تا زانو سه مرتبه بشويد بعد ميت را همانطور كه ذكر شد بحالت ملحود بخواباند و با جامه نظيفي با ملايمت خشك كند بعد قدري پنبه بگيرد و قدري كافور بر آن بريزد و آنرا از زير پارچه بر عورت او بگذارد و همچنين مقداري پنبه ميان أليتين بگذارد كه از او چيزي بيرون نيايد بعد لفافه را پهن ميكند كه طول آن از راست قبله بچپ آن باشد بعد قدري ذريره و كافور بر لفافه ميپاشد بعد ازار را بر آن پهن ميكند همچنانكه مستنبط از بعض اخبار است و لكن معروف ميان اصحاب (فقهاي شيعه ) اين است كه پيراهن را روي لفافه پهن كنند بعد از آنكه پيراهن را بر روي لفافه پهن كرد قدري ذريره و كافور بر آن ميپاشد و بايد پيراهن بيتكمه باشد و دامن آنرا تو نزنند و آستين نداشته باشد بعد جلو پيراهن را بالا مياندازد و ازار را بر آن پهن ميكند و قدري ذريره و كافور بر آن ميپاشد بعد آن خرقهٔ كه عرضش يك وجب يا يك وجب و نيم و طولش سه ذراع و نيم است بر آن پهن ميكند و قدري ذريره و كافور بر آن ميپاشد بعد كافور را ميسايد و مواضع سجده و سر بيني و همه مفاصل او را از بالاي سر تا قدم و سر و ريش و سينه و فرج و گردن و شانه ها و آرنجها و كف دستها و جاي گردن بند از سينه و كف پاها و جاي بند نعلين از پاها بر همه اينها ميمالد بعد هر چه از كافور زياد آمد بر سينه و كف دستهاي او ميريزد بعد ميت را بملايمت بر ميدارند و بر كفن ميگذارند بهيأت ملحود و پنبه ميان أليتين او بر عورت ميگذارد بعد آن پارچه بلند را بر رانهاي او محكم ميبندد كه ميان أليتين و رانهاي او را بهم بچسباند كه چيزي بيرون نيايد پس ميبندد آنرا از تهي گاه تا زانو بعد يكي از دو جريده را كه بطول يك ذراع يا يك وجب است از كنار ترقوه راست بر روي پوست بدن ميگذارد تا هر جا برسد و دومي را از كنار ترقوه چپ بر روي پيراهن ميگذارد تا هرجا برسد ، يا اينكه يكي را بين دو زانو و ديگري را زير بغل راست ميگذارد ، بعد ازار را بر او ميبندد و طرف پيراهن را برميگرداند بر ازار بعد عمامه بر او ميبندد باينطور كه وسط عمامه را ميگيرد و بر سر او ميگذارد و ميگرداند از دو طرف و زيادتي طرف راست را بر چپ و چپ را بر راست مياندازد بر روي سينه و روايت شده است كه دو طرف عمامه را به پشت بينداز و پيشاني او را ظاهر كن و مپيچ عمامه را مثل عمامه اعرابي كه طرفش افتاده نباشد بعد او را در لفافه ميپيچد و اگر بخواهند بُرد را بر آن مياندازند و قدري كافور نيز بر پشت كفن ميپاشند. زن را هم مثل مرد كفن ميكنند همچنانكه گذشت غير از اينكه بر دو پستان او پارچه اي ميبندند كه پستان را بسينه بچسباند و آنرا بر پشت ميبندند و پنبه براي او بيشتر از مردان ميگذارند و قُبُل و دُبُر يعني دو عورت جلو و عقب را پنبه و حنوط ميگذارند و پارچه را محكم ميبندند و دو لفافه را بر او ميپيچند همچنانكه گذشت و كفنها را بخور نميدهند و آتش نزديك ميت نميكنند و بخور و دود نميدهند و طيبي غير از كافور بر او نميزنند بجهت اينكه ميت بمنزله محرم است و اما كافور سنت بر آن جاري شده است .
[ص 14] *گذاردن دوجريده با ميّت*
جريده شاخه نخل تازه اي است كه چون همراه ميت باشد مادام كه خشك نشده عذاب و حساب را از او دور ميكند و همه عذاب و حساب در يك روز است و يك ساعت بهمان اندازه كه داخل قبر ميشود و قوم برميگردند و اين دو شاخ خرما را براي همين ميگذارند پس ان شاء اللّه تعالي بعد از خشك شدن هم عذاب و حساب باو نميرسد. و روايت شده است كه به مؤمن و كافر هر دو نفع ميكند و اگر شاخه نخل حاضر نباشد چوب سدر و بيد و انار هم خوب است و اگر هيچيك نبود از چوب هر درختي كه تر و تازه باشد ميگيرند چون اگر خشك باشد نفعي بميت نميرساند. اگر در موقع دفن متوجه شدند كه جريده نگذارده اند آنرا در قبر او ميگذارند.
[ص 15] *مسائل ديگر مربوط بتجهيز ميّت*
مستحب است كه كفن سفيد باشد و مستحب است كه براي ميتي كفن بخرند و هديه كنند و مستحب است كه ميت را در جامه اي كه در آن نماز ميكرده كفن كنند يا در دو جامه اي كه در آنها محرم شده. و مستحب است كه بر كفن بنويسند :
فُلٰانٌ يَشْهَدُ اَنْ لا اِلٰهَ اِلَّا اللُّه .
و نهي شده از اينكه كفن را بوي خوش بدهند يا دود خوشبو به ميت نزديك كنند. بعد از آنكه ميت كاملا تجهيز شد هر جا او را بر زمين بگذارند بايد بهيأت ملحود باشد يعني وقتيكه رو بقبله هستيم سر ميت طرف راست باشد و پاي او طرف چپ ، كساني هم كه جنازه را حمل مينمايند اگر لازم شد بر زمين بگذارند همينطور ميگذارند و گر نه بهتر است كه تا محل نماز يا دفن يكسره ببرند وكسيكه جنازه را حمل ميكند بگويد بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ وَصَلَّي اللّهُ عَلٰي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اَللّٰهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنٖينَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ . و اگر كسي ديد كه جنازه اي را حمل مي كنند بگويد :اَللّهُ اَكْبَرُ هٰذٰا مٰا وَعَدَنَا اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللّهُ وَ رَسُولُهُ اَللّٰهُمَّ زِدْنٰا اٖيمٰاناً وَ تَسْلٖيماً اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذٖي تَعَزَّزَ بِالْقُدْرَةِ وَ قَهَرَ الْعِبٰادَ بِالْمَوْتِ .
و هركس چهار جانب تخت برادر مؤمن را حمل نمايد خداوند چهل كبيره از او محو ميفرمايد باينطور كه اول جانب دست راست را حمل كند بعد پاي راست بعد پاي چپ بعد دست چپ.
در كتاب جامع فرموده اند چون خواستي بر ميت نماز بخواني و تو ولي او هستي يا مأذون از جانب ولي هستي و ولي تو را مقدم داشته پس امر كن جنازه را بر هيأت ملحود بگذارند و اگر كفش بپا داري كفشهاي خود را بيرون بياور و اگر ميت زن است مقابل سر او بايست يا مقابل سينه او و اگر مرد است برابر سينه يا كمر او بايست رو بقبله و دو دست خود را براي تكبير بلند كن و بگو :
اَكْبَرُ بعد بگو : اَشْهَدُ اَنْ لٰا اِلٰهَ اِلَّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لٰا شَرٖيكَ لَهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ و اَنّ عَلِيّاً وَ الْاَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِهٖ اَوْلِيا ؤاللّه وَ أُواليٖهم و َ أَنَّ اَعْداءَهُم اَعداؤُ اللّٰه وَ أُعاديٖهم وَ اَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ وَ الْجَنَّةَ حَقٌّ وَ الْبَعْثَ حَقٌّ وَ اَنَّ السّٰاعَةَ آتِيَةٌ لٰا رَيْبَ فٖيهٰا وَ اَنَّ اللّٰهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ.
بعد تكبير دوم را بگو آن وقت بگو : اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلٰي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بٰارِكْ عَلٰي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ اَفْضَلَ مٰا صَلَّيْتَ وَ بٰارَكْتَ وَ رَحِمْتَ وَ تَرَحَّمْتَ وَ سَلَّمْتَ عَلٰي اِبْرٰهٖيمَ وَ آلِ اِبْرٰهٖيمَ فِي الْعٰالَمٖينَ اِنَّكَ حَمٖيدٌ مَجٖيدٌ.
بعد تكبير سوم را بگو آن وقت بگو : اَللّٰهُمَّ اغْفِرْ لٖي وَ لِجَمٖيعِ الْمُؤْمِنٖينَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ وَ الْمُسْلِمٖينَ وَ الْمُسْلِمٰاتِ اَلْاَحْيٰاءِ مِنْهُمْ وَ الْاَمْوٰاتِ تٰابِعْ بَيْنَنٰا وَ بَيْنَهُمْ بِالْخَيْرٰاتِ اِنَّكَ مُجٖيبُ الدَّعَوٰاتِ وَ وَلِيُّ الْحَسَنٰاتِ يٰا اَرْحَمَ الرّٰاحِمٖينَ.
بعد تكبير چهارم را بگو و پس از آن بگو : اَللّٰهُمَّ اِنَّ هٰذٰا عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ وَ ابْنُ اَمَتِكَ نَزَلَ بسٰاحَتِكَ وَ اَنْتَ خَيْرُ مَنْزُولٍ بِهٖ اَللّٰهُمَّ اِنّٰا لٰانَعْلَمُ مِنْهُ اِلّٰا خَيْراً وَ اَنْتَ اَعْلَمُ بِهٖ مِنّٰا اَللّٰهُمَّ اِنْ كٰانَ مُحْسِناً فَزِدْ فٖي اِحْسٰانِهٖ اِحْسٰاناً وَ اِنْ كٰانَ مُسٖيئاً فَتَجٰاوَزْ عَنْهُ وَ اغْفِرْ لَنٰا وَ لَهُ اَللّٰهُمَّ احْشُرْهُ مَعَ مَنْ يَتَوَلّٰاهُ وَ يُحِبُّهُ وَ اَبْعِدْهُ مِمَّنْ يَتَبَرَّأُ وَ يُبْغِضُهُ اَللّٰهُمَّ اَلْحِقْهُ بِنَبِيِّكَ وَعَرِّفْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُ وَ ارْحَمْنٰا اِذٰا تَوَفَّيْتَنا يٰا اِلٰهَ الْعٰالَمٖينَ . بعد تكبير پنجم را ميگوئي و در اين وقت از نماز بيرون رفتهاي جز آنكه استحباباً ميگوئي : رَبَّنٰا آتِنٰا فِي الدُّنْيٰا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنٰا عَذٰابَ النّٰارِ و سلام نميدهي ، و از جاي خود حركت مكن تا جنازه را روي دست مردان ببيني. اگر كسي دير به نماز برسد تكبيراتي را كه با امام نگفته پشت سر هم ميگويد مثلا هرگاه دو تكبير را همراه امام گفت و نماز تمام شد پس خودش سه بار ميگويد اللّه اكبر و اگر در حال دفن يا بعد از دفن رسيد كنار قبر رو بقبله ميايستد و پنج بار ميگويد اللّهاكبر.
[ص 17] * مسائلي كه بدفن ميّت مربوط ميشود*
بعد از نماز ، ميت را بطرف مقبره او ميبرند و در چند قدمي قبر ، او را طوري بر زمين ميگذارند كه سرش بطرف راست قبله باشد همان طور كه در حال نماز گزارده بودند بعد او را كمي نزديكتر ميبرند و صبر ميكنند كه مستعد دخول قبر شود و او را ناگهان داخل قبر نميكنند كه قبر را هولهاي بزرگ است و پناه ميبريم بخدا از هول مُطَّلَع ، و اگر مرد است او را طرف پائين قبر كه باب قبر است ميگذارند و از همانجا او را از طرف سر وارد قبر ميكنند و كسيكه براي گرفتن ميت داخل قبر ميشود از هر طرف وارد شود باكي نيست ولي براي بيرون آمدن بايد از طرف پائين پا بيرون بيايد و چون بخواهد داخل قبر شود بايد تكمه هاي لباس خود را باز كند و بدون كفش و كلاه و عمامه و طيلسان باشد و مستحب است كه در وقت داخل شدن سورهٔ حَمْد و قُل اَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَق و قُل اَعُوذُ بِرَبِّ النّٰاس و آية الكرسي را بخواند و در ميان قبر نيز سورهٔ اَلْهٰيكُمُ التَّكٰاثُر و آيهٔ مِنْهٰا خَلَقْنٰاكُمْ وَ فٖيهٰا نُعٖيدُكُمْ وَ مِنْهٰا نُخْرِجُكُمْ تٰارَةً اُخْرٰي را بخواند. بعد به تنهائي يا بكمك ديگران ميت را بگيرد و با ملايمت در لحد بگذارد و همينكه ميت را گرفت بگويد : بِسْمِ اللّٰهِ وَ فٖي سَبٖيلِ اللّهِ وَ عَلٰي مِلَّةِ رَسُولِ اللّهِ بعد او را به پهلوي راست و رو بقبله در لحد بگذارد و گره هاي كفن راباز كند و پهلوي صورت او را بر خاك بگذارد و بگويد : بِسْمِ اللّٰهِ وَ فٖي سَبٖيلِ اللّٰهِ وَ عَلٰي مِلَّةِ رَسُولِ اللّٰهِ صَلَّي اللّٰهُ عَلَيْهِ وَ آلِهٖ عَبْدُكَ اِبْنُ عَبْدِكَ نَزَلَ بِكَ وَ اَنْتَ خَيْرُ مَنْزُولٍ بِهٖ اَللّٰهُمَّ افْسَحْ لَهُ فٖي قَبْرِهٖ وَ اَلْحِقْهُ بِنَبِيِّهٖ اَللّٰهُمَّ اِنّٰا لٰانَعْلَمُ مِنْهُ اِلّٰا خَيْراً وَ اَنْتَ اَعْلَمُ بِه اَللّٰهُمَّ جٰافِ الْاَرْضَ عَنْ جَنْبَيْهِ وَ صَعِّدْ اِلَيْكَ رُوحَهُ وَ لَقِّهٖ مِنْكَ رِضْوٰاناً .
در روايات اهل بيت (ص) تلقين ميت با الفاظ مفصل و مختصر هر دو بيان شده است و مشهور همين است كه علماي شيعه رضوان اللّه عليهم از فرمايشات آن بزرگواران روايت نموده اند و آن چنين است :
بعد از آنكه ميت را در لحد گذارد دست راست خود را زير شانه راست و دست چپ را روي شانه چپ او ميگذارد و حركت شديدي ميدهد و ميگويد : اِسْمَعْ اِفْهَمْ يٰا فلانَ بنَ فلانٍ اِذٰا أَتٰاكَ الْمَلَكٰانِ وَ سَأَلٰاكَ عَنْ رَبِّكَ فَقُلْ اَللّٰهُ رَبّٖي وَ مُحَمَّدٌ نَبِيّٖي وَ الاِسْلٰامُ دٖينٖي وَ القُرْآنُ كِتٰابٖي وَ الْكَعْبَةُ قِبْلَتٖي وَ عَلِيٌّ اِمٰامٖي وَ الْحَسَنُ بْنُ عَلٖيٍ اِمٰامٖي وَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلٖيٍ اِمٰامٖي وَ عَلٖيُ بْنُ الْحُسَيْنِ اِمٰامٖي وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلٖيٍ اِمٰامٖي وَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ اِمٰامٖي وَ مُوسَي بْنُ جَعْفَرٍ اِمٰامٖي وَ عَلٖيُ بْنُ مُوسٰي اِمٰامٖي وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلٖيٍ اِمٰامٖي وَ عَلٖيُ بْنُ مُحَمَّدٍ اِمٰامٖي وَ الْحَسَنُ بْنُ عَلٖيٍ اِمٰامٖي وَ الْحُجَّةُ ابْنُ الْحَسَنِ الْعَسْكَرٖي عَجَّلَ اللّهُ فَرَجَهُ اِمٰامٖي. و اين تلقين را يك بار ديگر از اول تا آخر تكرار ميكند.
ميگويد : أَفَهِمْتَ يٰا فلان ، ثَبَّتَكَ اللّٰهُ بِالقَوْلِ الثّٰابِتِ وَ هَدٰاكَ اللّٰهُ اِلٰي صِرٰاطٍ مُسْتَقٖيمٍ عَرَّفَ اللّٰهُ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اَوْلِيٰاۤئِكَ فٖي مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِهٖ ، اَللّٰهُمَّ جٰافِ الاَرْضَ عَنْ جَنْبَيْهِ وَ اصْعَدْ بِرُوحِهٖ اِلَيْكَ وَ لَقِّنْهُ مِنْكَ بُرْهٰاناً اَللّٰهُمَّ عَفْوَكَ عَفْوَكَ.
مستحب است كه قدري از تربت حضرت سيد الشهداء با او در قبر بگذارند و بهتر است كه مُهرنمازي را مقابل رويش بگذارند و زير سر نگذارند. بعد همان خاكي كه از قبر بيرون آورده اند بر آن ميريزند و هر چه غير از آن خاك ريخته شود بر ميت سنگين است ، و براي ارحام ميت مكروه است كه بر قبر او خاك بريزند زيرا كه قساوت ميآورد وبعد خاك قبر را باندازه چهار انگشت از زمين بلند ميكنند و آنرا چهار گوش و صاف ميكنند بعد رو بقبله ميايستند و از طرف سر آب بر قبر ميريزند و ميآيند بطرف پاها و دو باره از آنطرف برميگردند بطرف سر و باقيمانده آب را هم وسط قبر ميريزند.
مستحب است بعد از آنكه آب بر قبر ريخت دست خود را نزد سر ميت بگذارد و كف دست را بر آن اندكي فشار دهد و در حاليكه رو بقبله باشد بگويد : اَللّٰهُمَّ ارْحَمْ غُرْبَتَهُ وَ صِلْ وَحْدَتَهُ وَ آنِسْ وَحْشَتَهُ وَ آمِنْ رَوْعَتَهُ وَ أَفِضْ عَلَيْهِ مِنْ رَحْمَتِكَ وَ اَسْكِنْ اِلَيْهِ مِنْ بَرْدِ عَفْوِكَ وَ سَعَةِ غُفْرانِك وَ رَحْمَتِكَ رَحْمَةً يَسْتَغْنٖي بِهٰا عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِوٰاكَ وَ احْشُرْهُ مَعَ مَنْ كٰانَ يَتَوَلّٰاهُ. و فرموده اند هر وقت زيارت كردي قبر او را همين دعا را رو بقبله بخوان و روايت شده است كه مسح قبر بدست واجب است بر كسي كه در نماز او حاضر نباشد.
مستحب است كه صاحب مصيبت را تسليت دهند و اين كار اجر بسيار دارد و كمترين آن آنست كه صاحب مصيبت تو را ببيند و اين هم كه در اين ايام رسم است كه بعد از دفن همراه صاحب عزا بخانه او ميروند و چند دقيقه اي نزد او ميمانند و مراجعت ميكنند ان شاء اللّه جزو تسليت حساب ميشود ، و سنت است كه براي اهل مصيبت سه روز غذا تهيه كنند و ببرند چون آنها مشغول به عزاي خود هستند. ومستحب است كه بعد از رفتن مردم اولاي مردم باو بماند در نزد سر او و قبض كند با دستهاي خود بر خاك و بصداي بلند او را تلقين كند و بگويد : يا فلان بن فلان ( و اگر زن است يا فلانة بنت فلان) اَنْتَ عَلَي الْعَهْدِ الذي عَهِدْناكَ بِهٖ مِنْ شَهادَةِ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللّٰه وَ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّٰه صَلَّي اللّٰهُ عَلَيْهِ و آلِهٖ وَ اَنَّ عَلِيّاً اَميٖرُ المُؤمِنينَ اِمامُك و اَنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ اِمامُك وَ الْحُسَينَ بنَ عَلِيٍّ اِمامُك وَ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَينِ اِمامُك وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ اِمامُك وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ اِمامُك وَ مُوسَي بْنَ جَعفَرٍ اِمامُك وَ عَلِيَّ بْنَ مُوسٰي اِمامُك وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ اِمامُك وَ عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ اِمامُك وَ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ اِمامُك وَ الْحُجَّةَ ابْنَ الْحَسَنِ العَسْكَرٖي عَجَّلَ اللّٰهُ فَرَجَهُ اِمامُك.
از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام روايت شده است كه اموات خود را زيارت كنيد كه بزيارت شما خوشحال ميشوند و كسيكه در نزد قبر پدر و مادر براي آنها دعا بكند حاجت او برآورده ميشود و حضرت امام رضا عليه السلام فرمودند نيست بنده اي كه زيارت كند قبر مؤمني را پس بخواند نزد او انا انزلناه في ليلة القدر را هفت مرتبه مگر اينكه خداوند براي او و براي صاحب قبر هر دو ميآمرزد. و حضرت باقر (ع ) بر قبر مردي از شيعه توقف فرمودند و فرمودند : اَللّٰهُمَّ صِلْ وَحْدَتَهُ وَ آنِسْ وَحْشَتَهُ وَ اَسْكِنْ اِلَيْهِ مِنْ رَحْمَتِكَ مٰا يَسْتَغْنٖي بِهٰا عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِواكَ. در خصوص زيارت اموات مؤمنين احاديث زيادي در اواخر كتاب مبارك وادي السلام روايت فرموده اند و پس از آن نيز فصلي در فضيلت زيارت احياء مؤمنين بيان فرموده اند و در آن است كه فضل زيارت احياء هزار درجه بزرگتر از اموات است و ثواب آن بيش از هر عملي است و نتيجه جميع اعمال است و خير دنيا و آخرت را در بر دارد و بعد احاديثي روايت فرموده اند كه بعض آنها را در اينجا روايت ميكنيم و از آن جمله است كه فرمود رسول خدا صلي اللّه عليه و آله : هركس برود براي زيارت برادرش به هر گامي كه برميدارد تا بمنزل برميگردد براي او است ثواب آزاد كردن صد هزار بنده و بلند ميشود براي او صد هزار درجه و محو ميشود از او صد هزار سيئه. و فرمود حضرت ابوجعفر عليه السلام كه فرمود رسول خدا صلي اللّه عليه و آله هركس زيارت كند برادر خود را در راه خدا ، ميفرمايد خداي عز و جل باو كه تو مهمان من هستي و زائر من هستي و بر من است پذيرائي تو و بتحقيق واجب كردم براي تو بهشت را بواسطه دوستي تو برادرت را.
و فرمود هركس زيارت نمايد برادرش را در راه خدا ميفرمايد باو كه مرا زيارت كردي و ثواب تو بر من است و راضي نميشوم براي تو ثوابي را كمتر از بهشت. و فرمود حضرت صادق عليه السلام هركس زيارت نمايد برادر خود را در مرض يا صحت كه براي خدعه نيست و براي عوض نيست موكل ميفرمايد خداوند بر او هفتاد هزار ملك را كه ندا ميكنند از عقب او كه پاكيزه شدي و پاكيزه شد بر تو بهشت پس شما زوار خدائيد و شما مهمانهاي خدائيد تا وارد منزل شود. عرض شد باو جعلت فداك اگر چه مكان او دور باشد فرمود بلي اگر چه يك سال راه تا مكان او باشد و خداوند بخشنده است و ملائكه او بسيارند و مشايعت مينمايند او را تا منزلش و فرمود آن حضرت كه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود ملاقات اخوان غنيمت بزرگي است و اگر چه كم باشند. و فرمود سه چيز از رَوْحِ خدا است تَهَجُّد در شب و افطار دادن به روزه دار و لقاء اخوان.
نماز آيات نمازي است كه در وقت زلزله و خسوف و كسوف و بادهاي شديد و وقايع خوفناك ارضي و سماوي بايد بخوانند و آن ده ركعت است يعني ده ركوع دارد و بعد از هرپنج ركوع دو سجده دارد و در ركعتهاي زوج ( 2، 4، 6، 8 ، 10) قبل از ركوع قنوت خوانده ميشود و قبل و بعد از هر ركوع يا قنوت يا سجده تكبير ميگويد. ترتيب اين نماز در كتاب مبارك جامع و ساير كتب احكام بيان شده است و خلاصه آن چنين است: هر گاه آيتي ظاهر شد و خواستي نماز آيات بجا آوري وضو ميگيري و بنماز ميايستي و توجه ميكني و تكبيرة الاحرام ميگوئي آنگاه سوره حمد وسوره قل هو اللّه احد يا هر سوره ديگر را كه بخواهي ميخواني بعد تكبيرگفته و ركوع ميكني و سر برميداري و راست ميايستي در ركعت دوم حمد و سوره را خوانده بعد قنوت ميخواني و ركوع ميكني بعد براي ركعت سوم ميايستي حمد وسوره را خوانده و ركوع ميكني بعد براي ركعت چهارم ميايستي حمد وسوره و قنوت را خوانده و ركوع ميكني بعد براي ركعت پنجم ميايستي حمد وسوره را خوانده و ركوع ميكني و بعد از ايستادن سمع اللّه لمن حمده گفته و به سجده ميروي و دو سجده بجا ميآوري و بعد براي ركعت ششم بلند ميشوي حمد وسوره و قنوت را خوانده و ركوع ميكني بعد براي ركعت هفتم ميايستي حمد وسوره را خوانده و به ركوع ميروي بعد براي ركعت هشتم ميايستي حمد وسوره و قنوت را خوانده و به ركوع ميروي بعد براي ركعت نهم ميايستي حمد وسوره را خوانده و ركوع ميكني بعد براي ركعت دهم ميايستي حمد وسوره و قنوت را خوانده و به ركوع ميروي و دو سجده بجا مي آوري و تشهد ميخواني و سلام ميدهي و از نماز خارج ميشوي.
اگركسي بخواهد در هر ركعت بجاي يك سوره تمام قسمتي از آن را بخواند در ركعت اول حمد و يك قسمت از سوره را ميخواند و در ركعتهاي ديگر حمد نميخواند فقط همان قسمت از سوره را ميخواند تا قسمتهاي آن سوره در چند ركعت تمام شود بعد كه خواست يك سوره جديد يا قسمتي از آن را بخواند بايد دو باره قبل از آن حمد را هم بخواند و اگردر نماز آيات سورههاي طولاني خوانده شود و نماز را بيشتر طول بدهند البته فضيلت آن بيشتر است.
در فصل الخطاب از حضرت صادق عليه السلام روايت شده است كسي كه زلزلهاي باو برسد پس بايد بخواند : اِنَّ اللّٰهَ يُمْسِكُ السَّمٰوٰاتِ وَ الْاَرْضَ اَنْ تَزُولٰا وَ لَئِنْ زٰالَتٰاۤ اِنْ اَمْسَكَهُمٰا مِنْ اَحَدٍ مِنْ بَعْدِهٖۤ اِنَّهُ كٰانَ حَلٖيماً غَفُوراً صَلِّ عَلٰي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَمْسِكْ عَنَّا السُّوءَ اِنَّكَ عَلٰي كُلِّ شَيْ ءٍ قَدٖيرٌ ، و فرموده اند هركس اين دعا را در وقت خواب بخواند ان شاء اللّه خانه بر سرش خراب نميشود و حضرت رضاعليه السلام فرموده اند نشده است كه كسي آنرا در وقت خواب بخواند و خانه بر او خراب شود.
روايت شده كه اگر در وقت خواب آيه يازدهم سوره مباركه كهف را بخوانند بخواب ميروند و آن آيه اين است :
فَضَرَبْنا عَلٰي آذاٰنِهِمْ فِيْ الْكَهْفِ سِنيٖنَ عَدَداً و در بحار از حضرت باقر (ع ) از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام روايت شده است كسي كه در شب ميترسد و بخواب نميرود و زني كه از درد خواب نمي رود اين دو آيه مباركه را بخواند :
فَضَرَبْنا عَلٰي آذاٰنِهِمْ فِيْ الْكَهْفِ سِنيٖنَ عَدَداً ثُمَّ بعَثْنٰاهُمْ لِنَعْلَمَ اَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصيٰ لِمٰا لَبِثُوا اَمَداً. همين دو آيه براي بچه اي كه زياد گريه مي كند نيز خوانده مي شود .
در فصل الخطاب از حضرت صادق عليه السلام روايت شده است كه هركس آيه آخر سوره كهف را هنگام خواب بخواند هر ساعتي را كه اراده كند بيدار ميشود و در فصل الخطاب در فضيلت اين آيه مباركه از حضرت پيغمبر صلي اللّه عليه و آله روايت شده است كه هركس آنرا هنگام خواب بخواند نوري براي او بسوي مسجد الحرام ميتابد كه در اندرون آن نور ملائكه اي هستند كه تا صبح براي او استغفار ميكنند و آن آيه مباركه اين است : قُلْ اِنَّمٰا اَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحيٰ اِلَيَّ اَنَّمٰا اِلٰهُكُمْ اِلٰهٌ وٰاحِدٌ فَمَنْ كٰانَ يَرْجُوا لِقٰاءَ رَبِّهٖ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صٰالِحاً وَ لٰايُشْرِكْ بِعِبٰادَةِ رَبِّهٖ اَحَدً اً.
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام فرموده اند هركس بترسد كه عقرب او را بزند اين آيات را بخواند : سَلٰامٌ عَلٰي نُوحٍ فِي الْعٰالَمٖينَ ، اِنّٰا كَذٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنٖينَ، اِنَّهُ مِنْ عِبٰادِنَا الْمُؤْمِنٖينَ.
و حضرت صادق عليه السلام فرموده اند هركس اين كلمات را بگويد من ضامنم براي او كه عقرب يا هر گزنده اي او را نيش نزند تا صبح و آن كلمات اينها هستند : اَعُوذُ بِكَلِمٰاتِ اللّهِ التّٰامّٰاتِ الَّتٖي لٰايُجٰاوَزُهُنَّ بَرٌّ وَ لٰا فٰاجِرٌ مِنْ شَرِّ مٰا ذَرَأَ وَ مِنْ شَرِّ مٰا بَرَأَ وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ دٰابَّةٍ هُوَ آخِذٌبِنٰاصِيَتِهٰااِنَّ رَبّٖي عَلٰي صِرٰاطٍ مُسْتَقٖيمٍ.
اين بود ادعيه مختصري كه قصد روايت آنها را داشتيم و الحمد لله اولا و آخرا وصلي اللّه علي محمد و آله الطيبين و شيعتهم الانجبين
كرمان : ماه مبارك رجب 1432
جمع آوري : محمد كاظم حيدري
[ص 25] ( جديد شهريور 1395 )