١٢١ مطلب دويم - در احكام دو سجده سهو است
١٢٣ باب پنجم - در نماز مسافر و خائف است و در آن سه مطلب است:
١٢٣ مطلب اول - در بيان شروط قصر نماز است و آنچه متعلق به آن است
١٢٥ مطلب دويم - در احكام است
١٢٦ مطلب سيوم - در نماز خوف است
١٢٨ باب ششم - در نماز آيات است و در آن دو مطلب است:
١٢٨ مطلب اول - در وجوب و كيفيت آن است
١٢٨ مختصري در بيان آداب اين نماز از اول تا آخر
١٢٩ مطلب دويم - در احكام است
١٣٠ باب هفتم - در نماز جماعت است و در آن چهار مقصد است:
١٣٠ مقصد اول - درفضلجماعتوجاهائيكه مستحب است يا واجب است
١٣٢ مقصد دويم - در احكام امام است
١٣٤ مقصد سيوم - در احكام مأمومين است
١٣٦ مقصد چهارم - در احكام است
١٤٠ باب هشتم - در قضاي نمازهاي فوت شده است
١٤٢ باب نهم - در نمازهاي سنتي است
١٤٥ كتاب سيوم در روزه است و در آن پنج باب است و خاتمهٔ:
١٤٥ باب اول - در آنچه روزه به آن حاصل ميشود و آنچه ملحق بآن است و در آن چند فصل است:
١٤٥ فصل اول - در وقت امساك است و آنچه متعلق به اوست
١٤٧ فصل دويم - در آنچه روزهدار ترك آن را بايد بكند و در احكام آنها و در آن دو مطلب است:
١٤٧ مطلب اول - در آنچه روزهدار ترك بايد بكند
١٤٧ مطلب دويم - در احكام است [ص 184] ١٤٩ فصل سيوم - در چيزهائي است كه سزاوار است ترك كردن آنها از براي روزهدار
١٥٠ فصل چهارم - در آنچه مستحب است از براي روزهدار
١٥١ فصل پنجم - در چيزهائي كه مباح است و بخصوصه در حديث وارد شده است
١٥٢ باب دويم - در كساني است كه روزه ايشان صحيح است و كساني است كه روزه ايشان صحيح نيست و در آن سه فصل است:
١٥٢ فصل اول - در كساني كه روزه بر ايشان واجب نشده است و آنچه متعلق به آن است
١٥٣ فصل دويم - در مسافر و مريض است و در آن دو مطلب است:
١٥٣ مطلب اول - در مسافر است
١٥٤ مطلب دويم - در مريض است
١٥٥ فصل سيوم - دركسي است كه ساقط ميشود از او روزه به جهت عارضي
١٥٦ باب سيوم - در احكام شهر رمضان است و در آن چهار مقصد است:
١٥٦ مقصد اول - در روزه ماه رمضان و متعلقات آن است
١٥٨ مقصد دويم - در بعضي از سنتهاي ماه رمضان است
١٥٩ مقصد سيوم - در بعض آنچه متعلق به ماه رمضان است از احكام
١٦٠ مقصد چهارم - در روزه قضا و احكام آن است
١٦٣ كتاب چهارم در زكوة است و آن مشتمل است بر دو مقصد و خاتمه:
١٦٣ مقصد اول - در زكوة اموال است و در آن يك مقدمه و چهار باب است:
١٦٣ مقدمه - در آنچه واجب است كه پيشتر بيان شود از چيزهائي كه تعلق به صدقات دارد
١٦٤ باب اول - در كساني است كه زكوة بر ايشان واجب است
١٦٥ باب دويم - در چيزهائي كه زكوة در آنها واجب است و در آن سه مطلب است: [ص 185] ١٦٥ مطلب اول - در زكوة حيوان است و در آن سه فصل است:
١٦٥ فصل اول - در زكوة شتر است
١٦٦ فصل دويم - در زكوة گاو است
١٦٧ فصل سيوم - در زكوة گوسفند است
١٦٨ مطلب دويم - در زكوة پول است
١٦٩ مطلب سيوم - در زكوة غلات است
١٧١ خاتمه - در آن چند مسئله است
١٧٢ باب سيوم - در مصرفهاي زكوة است
١٧٤ باب چهارم - در احكام است
١٧٧ مقصد دويم - در زكوة فطر است و در آن چهار فصل است:
١٧٨ فصل اول - در كسي كه فطره بر آن واجب است
١٧٨ فصل دويم - در بيان جنس فطره است
١٧٨ فصل سيوم - در وقت وجوب فطره است
١٧٩ فصل چهارم - در مصرف زكوة فطره است
١٧٩ خاتمه - در صدقه است و در آن دو فصل است:
١٧٩ فصل اول - در اوقات صدقه است
١٧٩ فصل دويم - در احكام انفاق است
١٨٢ مطلب دويم (كذا) - در فقرا است
١٨٤ كتاب خمس و انفال و آن مشتمل بر چهار فصل است:
١٨٤ فصل اول - در چيزهائي است كه خمس در آن واجب است و بعض مسائل مناسبه
١٨٥ فصل دويم - در احكام است
١٨٥ فصل سيوم - در مصرف خمس است
١٨٦ فصل چهارم - در انفال است [ص 186] فهرست رساله قصر و اتمام
١٩٢ مقدمه - در بعض كليات
١٩٢ فصل اول - در شروط قصر در سفر
١٩٧ فصل دوم - در استحباب اتمام نماز در حرمهاي چهارگانه
١٩٨ فصل سيوم - در مسافري كه نماز نكرده بمنزل برسد يا بعكس
١٩٨ فصل چهارم - در استحباب تسبيح بعد از نمازهاي قصر
١٩٨ فصل پنجم - در حكم مسافر در دريا
فهرست ترجمه فذلكه مناسك و تتميم در ادعيه حج
٢٠٢ مقدمه مترجم (اع)
٢٠٣ در بيان سبب تأليف
٢٠٣ مقدمه - در بيان خلاصهاي از آداب سفر
٢٠٨ منسك اول - در شرايط احرام
٢١٢ منسك دويّم - در آداب دخول مكه و مسجد و طواف
٢١٤ منسك سيّوم - در احكام سعي و تقصير
٢١٥ منسك چهارم - در احرام بحج و وقوف بعرفات و مشعر
٢١٧ منسك پنجم - در وقوف بمني
٢١٩ منسك ششم - در تراشيدن سر و تقصير
٢٢٠ منسك هفتم - در رمي جمرات
٢٢٢ تتميم در ادعيه اعمال حج:
٢٢٢ ذكري كه نايب از طرف مَنُوب عنه در ميقات ميگويد
٢٢٢ ذكري كه در احرام تمتع گفته ميشود
٢٢٢ ذكري كه در تَلْبِيَه گفته ميشود
٢٢٢ دعاي اشتراط در احرام و دعاي اِشعار
٢٢٣ دعائي كه ايستاده بر در مسجد الحرام بايد خوانده شود [ص 187] ٢٢٣ دعائي كه بعد از ورود بمسجد رو بخانه خوانده ميشود
٢٢٣ دعاهائي كه در حال طواف خوانده ميشود
٢٢٤ دعاهائي كه محاذي حجر الاسود و نزد آن خوانده ميشود
٢٢٤ دعائي كه در طواف هفتم برابر مستجار خوانده ميشود
٢٢٤ دعائي كه در ركن يماني خوانده ميشود
٢٢٤ دعائي كه بعد از نماز طواف خوانده ميشود
٢٢٥ دعاهائي كه در سعي صفا و مروه خوانده ميشود
٢٢٥ دعاهائي كه وقت توجه بمني و رسيدن بمني خوانده ميشود
٢٢٥ دعاهائي كه وقت توجه بعرفات و در عرفات خوانده ميشود
٢٢٧ دعاهائي كه شب و صبح در مشعر خوانده ميشود
٢٢٧ دعائي كه در سعي وادي مُحَسّر خوانده ميشود
٢٢٧ دعاهائي كه وقت رمي جمرات و برگشتن از رمي خوانده ميشود
٢٢٨ دعاهائي كه وقت ذبح قرباني حج و قرباني عادي خوانده ميشود
٢٢٨ دعائي كه بعد از برگشتن بمكه از مني بر در مسجد خوانده ميشود
٢٢٨ دعاهائي كه هنگام وداع بيت خوانده ميشود
٢٢٩ دعاهائي كه در دخول كعبه و براي طلب ولد خوانده ميشود
٢٢٩ دعائي كه صَروره كه حج اول اوست در كعبه ميخواند
٢٣٠ دعائي كه در بيرون آمدن از كعبه خوانده ميشود
٢٣٠ دعائي كه هنگام خوردن آب زمزم خوانده ميشود
فهرست رساله ناصريه در جهاد
٢٣٦ خطبه كتاب
٢٣٦ در بيان علت تصنيف كتاب و تقسيم آن بر مقدمه و ابواب
٢٤٠ مقدمه - در ذكر اموري چند كه تقديم آنها لازم است و در آن دو فصل است: [ص 188] ٢٤٠ فصل - در بيان لزوم اخلاصكيشي مؤمنين و مسلمين با پادشاهان عادل شيعه و بيان حق پادشاهان بر رعايا و رعيت بر سلطان
٢٤٨ فصل - در بيان فضيلت تسليم و رضا بقضاي خدا كه شرط ايمان است و اينكه خدائي شأن خداست و از بنده بندگي خواستهاند
٢٥٢ باب اول - در بيان سرّ جهاد
٢٥٧ باب دوم - در فضل جهاد و شهادت در راه خدا
٢٦٠ باب سيوم - در بعضي مواعظ و نصايح و آداب و سرزنشها و تحريص و ترغيبها كه حضرت امير عليه السلام در كلمات و خطب خود باصحاب خود فرمودهاند
٢٧٠ باب چهارم - در اقسام جهاد
٢٧٨ باب پنجم - در ذكر دفاع دزد و امثال آن اگر بخانه كسي داخل شود يا در بيابان بر سر او آيد و قصد او را نمايد
٢٨١ باب ششم - در دفاع كفاري است كه قصد بلاد مسلمين كنند و قصد بيضه اسلام را نمايند
٢٨٨ خاتمه - در مضرتهاي ديني و دنيائي كه بواسطه استيلاي اين كفار بر بلدي براي مسلمانان آن بلد حاصل ميشود [ص 189] فهرست جلد يازدهم
٢ ترجمه دقايق العلاج جلد اول
فهرست ترجمه دقايق العلاج (جلد اول)
٢ در علت تصنيف كتاب
٣ مقدمه: در بيان بعض كليات علمي و عملي و در آن چند فصل است:
٣ فصل اول: در اينكه واجب است بر پزشك قطع اسباب اوليه امراض سپس اگر لازم شد بدرمان بپردازد و طرز استعمال دارو
٧ فصل دوم: تركيب بدن انسان از اركان سهگانه
٩ فصل سوم: در اينكه بهترين دارو آن است كه مواد زايد و زيانآور آن كم باشد
١١ فصل چهارم: در راههاي بيرون كردن طرطيرهاي مختلف بدن
١٥ فصل پنجم: در پيدايش بيماريهاست
١٦ فصل ششم: در تشخيص بيماري و كيفيت مداواي آن
١٩ فصل هفتم: رواياتي از گفتار حكماي بزرگ
٢٢ فصل هشتم: در اينكه در درمانها بكتب نميتوان اعتماد كرد و در هر زمان بايد بآزمايشات لازم پرداخت
٢٤ فصل نهم: در ذكر پارهاي دستورهاي بهداشتي كه براي مؤمنين سودمند است
٣٢ فصل دهم: در ذكر هشدار بيماريها و دلائل آن است به نحو اختصار در ضمن چند مقام:
٣٣ مقام اول: درباره دلائل چيرگي اخلاط بر بدن:
٣٤ علامات غلبه خون
٣٥ علامات غلبه صفرا
٣٥ علامات غلبه بلغم [ص 190] ٣٦ علامات غلبه سودا
٣٧ مقام دوم: دلالت پديدههاي بدن بر چگونگي آن:
٣٧ عرق
٣٧ ادرار
٤٢ مدفوع
٤٣ آب دهان و خلط سينه
٤٤ آب بيني
٤٤ عادت ماهانه زنان
٤٥ خونريزي از بيني
٤٦ چركهاي عام و خاص
٤٦ مني
٤٧ مقام سوم: استدلال از حالتهاي طبيعي بر احوال خلطها:
٤٧ اشتهاي خوردن غذا
٤٧ خواب و بيداري
٤٨ خواب ديدن
٤٩ عطسه
٥٠ سكسكه
٥١ بادگلو
٥١ سستي و خميازه
٥٢ خستگي
٥٣ جماع
٥٣ سرفه
٥٣ حافظه و فراموشي
٥٤ مقام چهارم: هشدار دهندههاي غير طبيعي
٥٧ فصل: علائم بهبودي و يا شدت بيماري و يا مرگ بيمار و در آن دو مقصد [ص 191] است:
٥٧ مقصد اول: علائم بهبودي و در آن چند مطلب است:
٥٧ مطلب اول: علائم بيماريهاي مختلف و شدت و ضعف آنها
٦٠ مطلبدوم:بحرانودگرگونيبيماريبستگيبهحالاتمختلفماهدارد
٦٧ مطلب سوم: علامات بحران آينده يا حاضر
٦٩ مطلب چهارم: امراضي كه در اثر پيدايش بيماري ديگر بهبود مييابد
٧٠ مقصددوم:علائمبالينيكهبهبديحالبيمارويامرگاوهشدارميدهند
٨٢ تتمه:سيوششقضيه منقول ازبقراط حكيم درعلامات بدي حال بيمار
٨٧ فصل: برگشت بيماري
٨٨ فصل: علائم بهبودي
٨٩ فصل: دگرگوني كارهاي طبيعي بدن
٩٢ مقاله اول: درمانهاي كلي (عام)
٩٧ فصل: باز كردن گرفتگيها
٩٩ اول: حقنه (باصطلاح امروز فارسي تنقيه)
١٠٢ دوم: باز كردن گرفتگيها با داروهاي نوشيدني
١١٢ سوم: گشودن بستگيهاي رگها، جگر، اسپرز و كليهها
١١٢ فصل: انضاج
١٢٠ فصل: قيآورها
١٢٥ فصل: مسهل
١٤٥ فصل: گرفتن خون
١٥١ فصد و شرايط آن
١٥٧ حجامت و انواع آن
١٦١ زالو انداختن
١٦٢ تيغ زدن گوش
١٦٢ خون گرفتن از بيني [ص 192] ١٦٢ خونگيري از رحم
١٦٤ جلوگيري از خونريزي
١٦٤ فصل: داروهاي ادرارآور
١٦٥ فصل: تعريق
١٦٨ خاتمه: مدرات مفرد
١٧٤ فصل: وادار كردن بيمار به عطسه و ريزش آب بيني
١٧٤ فصل: جاري كردن آب دهن
١٧٥ فصل: لطيف كردن مزاج
١٨٠ فصل: تحليل
١٨٩ فصل: پسزدن (ردع)
١٨٩ فصل: تقويت اعضاء رئيسه
١٩٢ فصل: داروهاي تسكيندهنده درد و خوابآورها
١٩٤ فصل: سوزاندن
١٩٥ فصل: خميردارو
١٩٧ فصل: خوراك بيماران در حال بيماري و دوران نقاهت
٢٠٩ مقاله دوم: معالجات خاص
٢٠٩ مقدمه: درمان خاص و درمان عام
٢١٠ فائده: استدلال بر مؤثر از اثر
٢١٢ فائده: قطع بيماري كه ناشي از بيماري ديگري ميشود
٢١٢ فائده: درمان بيماري اگر سبب خارجي يا داخلي باشد
٢١٣ فائده: حالات مختلف خلطهاي بدن است
٢١٤ فائده: اينكه غذا و دارو از هر جهت بايد موافق ميل و عادت و اشتهاي مريض باشد
٢١٤ باب اول: بعض امراض سر
٢١٥ فصل: صداع [ص 193] ٢٢٠ فصل: زكام و نزله
٢٢٤ فصل: بيخوابي
٢٢٥ فصل: بيماري چرتزدن
٢٢٥ فصل: شخوص
٢٢٦ فصل: سرگيجه و سرگرداني
٢٢٧ فصل: بيماري غش كودكان
٢٢٧ فصل: صرع
٢٢٩ فصل: ماليخوليا
٢٣٥ فصل: سكته
٢٣٧ فصل: فلج
٢٣٩ فصل: لقوه و رعشه
٢٣٩ فصل: ناتواني و ضعف مغز
٢٤١ فصل: تقويت اعصاب
٢٤١ باب دوم: بيماريهاي چشم
٢٤١ فصل: خرابي چشم يعني ورم ملتحمه
٢٤٤ فصل: كبودي چشم
٢٤٤ فصل: سفيد شدن چشم
٢٤٥ فصل: سبل
٢٤٦ فصل: ظفره (ناخنك)
٢٤٦ فصل: طرفه
٢٤٦ فصل: سلاق (كلفتي پلك چشم)
٢٤٧ فصل: جرب چشم
٢٤٧ فصل: آب سفيد (آب مرواريد)
٢٤٨ فصل: هيجان چشم
٢٤٨ فصل: بيماري شبكوري [ص 194] ٢٤٩ فصل: تاريكي چشم
٢٤٩ فصل: كمتواني چشم
٢٥٠ فصل: مسائل متفرقه
٢٥٤ باب سوم: پارهاي از بيماريهاي گوش
٢٥٤ فصل: صداي گوش
٢٥٥ فصل: سنگيني گوش
٢٥٥ فصل: كمشنوائي
٢٥٦ فصل: درد گوش
٢٥٩ باب چهارم: امراض بيني
٢٥٩ فصل: كم شدن حس بويائي
٢٦٠ فصل: خشكي داخل بيني و خونريزي آن
٢٦٠ فصل: عطسه
٢٦٠ فصل: خونريزي از بيني
٢٦١ فصل: زخمهاي چركي و بواسيري بيني
٢٦١ باب پنجم: امراض دهان
٢٦١ فصل: بوي بد دهان
٢٦٣ فصل: قرحههاي كوچك گرم دهان
٢٦٣ فصل: تشنج زبان و سنگيني آن
٢٦٤ فصل: فاسد شدن لثه
٢٦٥ فصل: زدودن اثر جيوه بر دندانها
٢٦٧ فصل: درد دندان
٢٦٩ فصل: كندي دندان
٢٦٩ فصل: حركت دندانها (لق شدن)
٢٧٠ فصل: خونريزي لثه
٢٧١ فصل: ورم لثه [ص 195] ٢٧١ فصل: تيرهرنگ شدن دندانها
٢٧٢ فصل: خوره لب
٢٧٢ فصل: بواسير لب
٢٧٣ فصل: شقاق (شكافتگي) لب
٢٧٣ فصل: پائين افتادن زبان كوچك و ورم آن و ورم لوزهها
٢٧٤ فصل: خناق (ديفتري)
٢٧٥ فصل: چسبيدن زالو در گلو
٢٧٥ فصل: نشستن خار و استخوان به گلو
٢٧٦ فصل: قرحه حلق
٢٧٦ باب ششم: پارهاي از امراض ريه و سينه
٢٧٦ فصل: گرفتگي صدا
٢٧٧ فصل: ربو (نوعي آسم، نفسنفس زدن)
٢٧٩ فصل: ضيق النفس (تنگي نفس)
٢٨١ فصل: سرفه
٢٨٤ فصل: سياهسرفه
٢٨٥ فصل: ذات الريه
٢٨٨ فصل: ذات الجنب
٢٩٢ فصل: ذات العرض و ورم سينه
٢٩٢ فصل: سل
٢٩٤ باب هفتم: بيماريهاي قلب
٢٩٤ فصل: خفقان قلب
٢٩٦ فصل: غش
٢٩٧ فصل: هم (نگراني، دلواپسي) و غم و ترس
٣٠٠ فصل: ضعف قلب
٣٠٣ باب هشتم: پارهاي از بيماريهاي معده [ص 196] ٣٠٣ فصل: درد معده
٣٠٥ فصل: ضعف معده
٣٠٩ فصل: ترشي معده و باد گلوي ترش
٣١١ فصل: باد گلو
٣١٢ فصل: تخمه
٣١٣ فصل: سنگيني معده
٣١٤ فصل: سكسكه
٣١٦ فصل: قي و تهوع
٣١٨ فصل: مراق
٣١٨ فصل: اسهال
٣٢٧ فصل: قي و اسهال توأم (هيضه)
٣٢٩ فصل: وبا
٣٣٧ فصل: ورم معده
٣٣٩ فصل: مركبات متفرقهاي كه بطور كلي براي امراض معده مفيدند
٣٤٢ باب نهم: بيماريهاي روده
٣٤٢ فصل: دل پيچه
٣٤٤ فصل: قولنج
٣٤٩ فصل: كرم روده
٣٥١ فصل: پيچ اسهالي
٣٥٦ فصل: ليزي رودهها
٣٦٠ فصل: بيرون آمدن روده مستقيم از مقعد
٣٦٠ باب دهم: بيماريهاي كبد
٣٦٠ فصل: كمتواني كبد
٣٦٤ فصل: ورم كبد
٣٦٧ فصل: انسداد كبد [ص 197] ٣٦٨ فصل: پيشاستسقاء (سوء القنية)
٣٦٩ فصل: استسقاء
٣٧٥ فصل: يرقان
٣٧٨ باب يازدهم: بعض امراض طحال
٣٧٨ فصل: ورم طحال
٣٧٩ فصل: سخت شدن طحال و بادها و گرفتگيهاي آن
٣٨١ باب دوازدهم: بيماريهاي دستگاه تناسلي و مسائل مربوط به آن
٣٨١ فصل: زيادي احتلام
٣٨٢ فصل: سرعت انزال
٣٨٢ فصل: چيزهائي كه نيروي باه را زياد ميكند
٣٩٨ فصل: عقيمي مرد و نازائي زن
٤٠٣ فصل: بند رفتن قاعدگي
٤٠٦ فصل: خونريزي
٤١٠ فصل: اختناق رحم
٤١١ فصل: ادرار بياختيار (سلسالبول)
٤١٢ فصل: ادرار كردن در بستر
٤١٢ فصل: بند آمدن پيشاب
٤١٥ فصل: سوزندگي پيشاب و زخم پيشابراه
٤٢٠ فصل: سنگ كليه و مثانه
٤٢٢ باب سيزدهم: تبها
٤٢٢ فصل: در اينكه تبهاي خلطي حرارتي است كه از اندازه زياد غذا و يا عفونت طرطيرها پيدا ميشود
٤٢٥ فصل: سببهاي غير خلطي دروني يا بيروني كه باعث تب ميشود
٤٢٧ فصل: گاهي پيدايش تب از سببهاي حيواني است
٤٢٧ فصل: گاهي پيدايش تب از سببهاي نفساني است [ص 198] ٤٢٨ فصل: تب دق
٤٢٩ فصل: تبهاي خلطي
٤٣٤ تحقيق اعجابانگيز: درباره پيدايش بيماريها بر اثر موجودات زنده
٤٤١ فصل: تبهاي يك روزه
٤٤٥ فصل: تبهاي خلطي و علامات آن
٤٤٧ تبهاي صفرائي
٤٤٩ تبهاي بلغمي
٤٥١ تبهاي غشي
٤٥٢ تبهاي سودائي
٤٥٤ فصل: درمان تب دق و تبهاي وبائي
٤٥٦ فصل: ريشهكني تخم تب
٤٥٩ فصل: عوارضي كه در تبها پيدا ميشود
٤٦٤ باب چهاردهم: دردهاي اندامها
٤٦٤ فصل: درد مفاصل
٤٦٧ فصل: درد ران
٤٦٨ فصل: نقرس
٤٧١ فصل: عرق النسا
٤٧٢ فصل: خستگي و سنگيني
٤٧٣ فصل: دردها بطور كلي
٤٧٦ باب پانزدهم: آماسها و دانهها (بثور)
٤٧٦ فصل: انواع آماس و دانهها
٤٨٠ فصل: ورمها بطور كلي
٤٨٣ فصل: ماشري (ورم خوني، سرخ باد)
٤٨٤ فصل: حمره
٤٨٤ فصل: دمل [ص 199] ٤٨٦ فصل: سرطان
٤٨٧ فصل: بواسير
٤٩٢ فصل: آبله و حصبه
٤٩٧ فصل: طاعون
٥٠٠ فصل: كوفت
٥٠٤ فصل: جمره
٥٠٥ فصل: نارالفارسيه
٥٠٥ فصل: حبالافرنجي
٥٠٦ فصل: شوره سر (حزاز و ابريه)
٥٠٧ فصل: سعفه (كچلي)
٥٠٩ فصل: كهير
٥١٠ فصل: گري (جرب)
٥١٢ فصل: خارش
٥١٢ فصل: زگيلها
٥١٤ فصل: ساير دانههائي كه اسم خاصي ندارند
٥١٥ باب شانزدهم: پارهاي از زخمها و قرحهها
٥١٥ فصل: فرق جرح و قرحه
٥١٦ فصل: قواعد كلي مربوط به زخمها
٥١٩ فصل: خلاصهاي درباره درمان قرحهها
٥٢٢ فصل: زمينخوردگي و ضربه
٥٢٢ فصل: سرمازدگي اندامها
٥٢٣ فصل: سوختگي
٥٢٥ فصل: آكله (خوره)
٥٢٨ فصل: جذام
٥٢٩ فصل: سالك [ص 200] ٥٣١ باب هفدهم: پارهاي از بيماريهاي پوستي و مسائل مربوط به آرايش
٥٣١ فصل: سبب پيدايش لكهها و پيسي
٥٣١ فصل: پيسي (برص)
٥٣٤ فصل: بهق
٥٣٥ فصل: قوبا
٥٣٦ فصل: لكههاي چهره و بدي و تغيير رنگ طبيعي
٥٣٧ فصل: كبودي رنگ پوست در اثر زمين خوردگي و ضربه
٥٣٨ فصل: بوي بد زير بغل و پا يا ساير نقاط بدن
٥٣٨ فصل: اصلاح مو
٥٤٣ فصل: جلوگيري از توليد شپش
٥٤٤ باب هيجدهم: پارهاي از درمانهاي مسموميت
٥٤٤ فصل: در كيفيت اثر گذاشتن سموم در بدن
٥٤٨ فصل: چيزهائي كه براي بيشتر سمها سودمند است
٥٤٨ فصل: در ذكر داروهائي كه براي بيماريهاي عفوني مفيد است
٥٥٢ فصل: در ذكر چيزهائي كه براي مسموميتهاي ناشي از گزش حشرات مفيد است
٥٥٤ فصل: در ذكر چيزهائي كه باعث مصونيت از سموم ميشود [ص 201] فهرست جلد دوازدهم
٢ ترجمه دقايق العلاج جلد دوم
فهرست ترجمه دقايق العلاج (جلد دوم)
٢ مقاله سوم: چگونگي ساختن داروهاي مركب و در آن مقدمه و چند مقصد است:
٢ مقدمه: و در آن چند فصل است:
٢ فصل: در اينكه دارو بايد تصفيه و تلطيف شده و خوشخوار باشد
٥ فصل: در اقسام تركيب
٨ فصل: در گرفتن جوهر داروها و اقسام عمل:
١٠ حل
١٠ سائيدن
١١ سوختن (حرق)، برشته كردن (قلي) و داغ كردن (تشويه)
١٢ تقطير
١٣ تعفين و تخمير
١٣ خيساندن
١٣ پختن
١٤ تصعيد
١٤ تصفيه
١٥ عقد
١٥ تغيير و تكميل
١٥ مخلوط كردن (خلط)
١٥ آميختن (مزج)
١٦ مقصد اول: درگرفتن جوهر (روح) داروها بتفصيل در ضمن چند فصل:
١٦ فصل: گرفتن جوهر گياهان، گلها و تخمها [ص 202] ١٦ فصل: گرفتن جوهر صمغها
١٧ فصل: گرفتن جوهر عسل
١٧ فصل: گرفتن جوهر چيزهاي كاني با ذكر اقسام آن:
١٧ روح الملح
١٧ روح الزاج
١٨ روح الكبريت
١٨ روح النوشادر
١٩ روح الخل (جوهر سركه)
١٩ روح الملحين
١٩ ماء الفاروق و اقسام آن
٢١ مقصد دوم: روغنگيري و اقسام آن:
٢١ گرفتن روغن برگها و بزرها
٢١ گرفتن روغن مواد معطر
٢٢ گرفتن روغن صمغها
٢٢ روغن انتيموان شكري
٢٣ دهن الملح
٢٣ روغن موم
٢٤ مقصد سوم: استخراج نمكها در ضمن چند فصل:
٢٤ فصل: گرفتن نمك برگها و بزرها و طرطيرها و مواد معطر
٢٤ فصل: املاح مواد معدني:
٢٤ ملح القلي
٢٤ ملح الخبث و ملح الرصاص و مانند آنها
٢٥ سكر زحل (شكر سرب - استات سرب)
٢٥ ملح اللؤلؤ و ملح المرجان
٢٥ مقصد چهارم: در بدست آوردن ربها: [ص 203] ٢٦ رب هليله و چيزهاي مشابه آن از ادويه خشك
٢٦ رب شكوفهها و گلها و برگها و ريشهها
٢٦ دستور گرفتن ربها
٢٧ مقصد پنجم: در تركيب كردن داروهاي مركب
٣٠ قوانيني كه بعضي از مصنفين براي تركيب داروها ذكر كردهاند
٣٦ فصل: در اينكه داروها بنا باختلاف زمانها و اشخاص و بيماريها مختلف ميشوند
٣٨ فصل: شروطي كه براي ساختن داروي مسهل بايد مراعات شود
٣٩ فصل: در مزاج داروها و درجات و طبايع و خاصيت آنها
٤٦ مقصد ششم: در تركيب تفصيلي داروها بنحو اختصار
٤٧ نكاتي كه در تركيب داروها بايد بدانها توجه شود
٤٩ بيان مراتب سهگانه پزشكان
٥٠ فصل: قوانين تركيب داروهاي نوشيدني
٥٤ فصل: ربها
٥٤ فصل: داروهاي پختني و جوشاندهها
٥٧ فصل: داروهاي خيسانده
٥٨ فصل: انگشتپيچها (لعوقات)
٥٩ فصل: معجونها و جوارشنها
٦١ فصل: حبها
٦٢ ايارجها (داروهاي مسهلي اصلاحكننده)
٦٣ فصل: قرصها
٦٣ فصل: حقنهها و برداشتنيها (داروهاي تنقيهاي)
٦٥ فصل: گردهاي داروئي
٦٥ فصل: ضمادها، داروهاي ماليدني
٦٦ فصل: روغنها [ص 204] ٦٩ فصل: مرهمها و داروهاي پاشيدني
٧١ درباره ساير داروها و كليات علم تركيب
٧٢ مقاله چهارم: درباره داروهاي مركب و اجزاء آنها بنحو تفصيل و نيز خواص و مقدار خوراك و چگونگي بكار بردن آنها
٧٤ باب اول: حرف الف
٧٤ (١) اسفيدباج
٧٤ (٢) الاشوس المحلول (شوره مايعشده)
٧٥ (٣) الاشوس المصفي
٧٥ (٤) الاشوس المنقي
٧٦ (٥) اطريفال الاصل
٧٧ (٦) اطريفال تربدي
٧٨ (٧) اطريفال الكبير
٧٨ (٨) اطريفال سنائي
٧٨ (٩) اطريفال كهربائي
٧٨ (١٠) الكسير الاذن (شربت براي گوش)
٧٩ (١١) الكسير الاسنان (شربت براي دندان)
٧٩ (١٢) الكسير الافسنتين
٧٩ (١٣) الكسير الجامع
٧٩ (١٤) الكسير الدماغ
٨٠ (١٥) الكسير ذو الخاصية
٨١ (١٦) الكسير ذو الخاصية نوع ديگر
٨١ (١٧) الكسير الشائي
٨٢ (١٨) الكسير صبر
٨٢ (١٩) الكسير الفالج
٨٢ (٢٠) الكسير القوة [ص 205] ٨٣ (٢١) الكسير المدر
٨٣ (٢٢) الكسير المقوي
٨٣ (٢٣) الكسير النارنج
٨٣ (٢٤) انتيموان ديافريطقون
٨٤ (٢٥) الانتيموان الزجاجي
٨٥ (٢٦) انتيموان معرق (عرقآور)
٨٥ (٢٧) الانتيموان المكلس
٨٦ (٢٨) ايارج اشق
٨٦ (٢٩) ايارج جلابا
٨٧ (٣٠) ايارج الصحة
٨٧ (٣١) الايارج الصغير
٨٨ (٣٢) ايارج فيقراء
٨٨ (٣٣) ايارج محموده
٨٨ (٣٤) الايارج اليابس
٨٩ باب دوم: حرف باء
٨٩ (١) بخور مقوي براي تقويت قلب و مغز
٨٩ (٢) برشعثا
٨٩ (٣) برشعثاي ديگر
٨٩ (٤) برود الاسفيداج
٩٠ (٥) برود الاكسيرين
٩٠ (٦) برود روح التوتيا
٩٠ (٧) برود الروح نوع ديگر
٩٠ (٨) برود السماق
٩٠ (٩) برود الصيني
٩١ (١٠) برود الفضة [ص 206] ٩١ (١١) برود اللؤلؤ
٩١ (١٢) برود اللؤلؤ نوع ديگر
٩١ (١٣) برود النشا
٩٢ (١٤) بنادق البذور
٩٢ (١٥) البورق المصفي
٩٢ باب سوم: حرف تاء
٩٢ (١) التربد الثابت
٩٣ (٢) التربد الحلو (تربد شيرين)
٩٣ (٣) التربد الحلو نوع ديگر
٩٥ (٤) تربد الحيوة
٩٥ (٥) تربد سليماني
٩٦ (٦) التربد المحلول
٩٧ (٧) التربد المرجاني
٩٧ (٨) التربد المكلس
٩٨ (٩) ترياق الاربعة
٩٨ (١٠) ترياق الافاعي
٩٨ (١١) ترياق الجابر
٩٨ (١٢) ترياق الطين
٩٨ (١٣) الترياق الفاروق
٩٩ (١٤) ترياق النزلة
٩٩ (١٥) ترياق الهواء
١٠٠ باب چهارم: حرف جيم
١٠٠ (١) جلاب
١٠٠ (٢) جلسكر (گلشكر)
١٠٠ (٣) جوارشن افضلي [ص 207] ١٠١ (٤) جوارشن انطاكي
١٠١ (٥) جوارشن جالينوس
١٠١ (٦) جوارشن زعفران
١٠١ (٧) جوارشن الزوفا اليابس
١٠٢ (٨) جوارشن السماق
١٠٢ (٩) جوارشن العنبر
١٠٢ (١٠) جوارشن العود
١٠٣ (١١) جوارشن كتيرا
١٠٣ (١٢) جوارشن اللؤلؤ
١٠٣ (١٣) جوارشن النانخواه
١٠٣ (١٤) جوهر الانتيموان
١٠٤ (١٥) جوهر الحماض
١٠٥ (١٦) جوهر التوتيا
١٠٥ باب پنجم: حرف حاء
١٠٥ (١) حافظ الصحة
١٠٦ (٢) حافظ العقل
١٠٧ (٣) حب ابنالحارث
١٠٧ (٤) حب اذاراقي
١٠٧ (٥) حب اذاراقي ديگر
١٠٧ (٦) حب الاستسقاء
١٠٧ (٧) حب الاشتهاء
١٠٨ (٨) حب الاشق
١٠٨ (٩) حب الاصطمحيقون
١٠٨ (١٠) حب اطريفال المقل
١٠٩ (١١) حب الافربيون [ص 208] ١٠٩ (١٢) حب الافيون
١١٠ (١٣) حب الافيون الهندي
١١٠ (١٤) حب الانتيموان الزجاجي
١١١ (١٥) حب الانتيموان السكري
١١١ (١٦) حب اندروخون
١١١ (١٧) حب الاهليلج
١١١ (١٨) حب الايارج
١١٢ (١٩) حب الايارج نوع ديگر
١١٢ (٢٠) حب الايارج نوع ديگر
١١٢ (٢١) حب الايارج نوع ديگر
١١٢ (٢٢) حب الايارج نوع ديگر
١١٣ (٢٣) حب برء الساعة
١١٣ (٢٤) حب البلغم
١١٣ (٢٥) حب البنفسج
١١٣ (٢٦) حب البنفسج نوع ديگر
١١٣ (٢٧) حب البواسير
١١٤ (٢٨) حب البورق
١١٤ (٢٩) حب التربد
١١٤ (٣٠) حب التربد
١١٤ (٣١) حب التربد نوع ديگر
١١٤ (٣٢) حب التربد الصغير
١١٤ (٣٣) حب التربد الكبير
١١٥ (٣٤) حب ترياق الافاعي
١١٥ (٣٥) حب التمر
١١٥ (٣٦) حب الجدوار [ص 209] ١١٦ (٣٧) حب الجدوار المبهي
١١٦ (٣٨) حب الجزمازج
١١٦ (٣٩) حب الجفت
١١٧ (٤٠) حب الجلابا
١١٧ (٤١) حب الجمرة
١١٧ (٤٢) حب الجنطيانا
١١٧ (٤٣) حب الحلتيت
١١٨ (٤٤) حب الحنظل
١١٨ (٤٥) حب الحنظل نوع ديگر
١١٨ (٤٦) حب الخفقان
١١٨ (٤٧) حب الدند
١١٩ (٤٨) حب الدوار
١١٩ (٤٩) حب دهن السلاطين
١١٩ (٥٠) حب ديافريطقون
١٢٠ (٥١) حب الراوند
١٢٠ (٥٢) حب الراوند نوع ديگر
١٢٠ (٥٣) حب الربوب
١٢٠ (٥٤) حب الزاج
١٢٠ (٥٥) حب الزاج المسهل
١٢١ (٥٦) حب الزنجبيل
١٢١ (٥٧) حب الزيبق
١٢١ (٥٨) حب الزيبق نوع ديگر
١٢١ (٥٩) حب السعفة
١٢١ (٦٠) حب السقمونيا
١٢٢ (٦١) حب السلاطين الجامع [ص 210] ١٢٢ (٦٢) حب السلطان
١٢٢ (٦٣) حب السلطان نوع ديگر
١٢٢ (٦٤) حب السلعة
١٢٣ (٦٥) حب السليماني
١٢٣ (٦٦) حب السماق
١٢٣ (٦٧) حب سم الفار
١٢٣ (٦٨) حب السندروس
١٢٣ (٦٩) حب السوداء
١٢٣ (٧٠) حب الشبيار
١٢٤ (٧١) حب الشبيار نوع ديگر
١٢٤ (٧٢) حب الشبيار نوع ديگر
١٢٤ (٧٣) حب الشبيار نوع ديگر
١٢٤ (٧٤) حب الشفاء
١٢٤ (٧٥) حب الشفاء نوع ديگر
١٢٤ (٧٦) حب الشفاء با نسخه ديگر
١٢٥ (٧٧) حب الصابون
١٢٥ (٧٨) حب الصبر الصغير
١٢٥ (٧٩) حب الصبر نوع ديگر
١٢٥ (٨٠) حب الصبر الكبير
١٢٥ (٨١) حب الصحة
١٢٥ (٨٢) حب الصداع
١٢٦ (٨٣) حب الصفراء
١٢٦ (٨٤) حب الطحال
١٢٦ (٨٥) حب الطحال نوع ديگر [ص 211] ١٢٦ (٨٦) حب الطحال ديگر
١٢٧ (٨٧) حب العافية
١٢٧ (٨٨) حب عرق النسا
١٢٧ (٨٩) حب العنبر
١٢٧ (٩٠) حب الغاريقون
١٢٨ (٩١) حب الغاريقون الصغير
١٢٨ (٩٢) حب الغاريقون الكبير
١٢٨ (٩٣) حب الفادزهر المعدني
١٢٨ (٩٤) حب القرطم
١٢٩ (٩٥) حب القوفت
١٢٩ (٩٦) حب القوقايا
١٢٩ (٩٧) حب القوقايا نوع ديگر
١٢٩ (٩٨) حب القولنج
١٣٠ (٩٩) حب گنهگنه
١٣٠ (١٠٠) حب گنهگنه نوع ديگر
١٣٠ (١٠١) حب اللؤلؤ المبهي
١٣٠ (١٠٢) حب اللفاح
١٣١ (١٠٣) حب المدر
١٣١ (١٠٤) حب المرجان
١٣١ (١٠٤ مكرر) حب مسمن
١٣١ (١٠٥) حب المفتح
١٣٢ (١٠٦) حب المنضج
١٣٢ (١٠٧) حب الموميا
١٣٢ (١٠٨) حب النارمشك
١٣٣ (١٠٩) حب النزلة
١٣٣ (١١٠) حجر الجنة [ص 212] ١٣٤ (١١١) حجر الرحمن
١٣٤ (١١٢) حجر الرحمن نوع ديگر
١٣٥ (١١٣) حجر النيران
١٣٥ (١١٤) حجر النيران نوع ديگر
١٣٦ (١١٥) حقنه مسكن حرارت و ملين
١٣٦ (١١٦) حقنه خارج كننده سودا
١٣٦ (١١٧) حقنه فرونشاننده حرارت
١٣٧ (١١٨) حقنه خارج كننده بلغم
١٣٧ (١١٩) حقنه امراض بلغمي و سوداوي و صفراوي
١٣٧ (١٢٠) حقنه براي قولنج
١٣٧ (١٢١) حقنه خارج كننده بادها
١٣٨ (١٢٢) حقنه عصارهها خارج كننده بادها
١٣٨ (١٢٣) حقنه لينه براي قولنج ملايم
١٣٨ (١٢٤) حقنه لينه ديگر براي ورمهاي احشا و يبوست
١٣٨ (١٢٥) حمول ابهل
١٣٨ (١٢٦) حمول مردارسنگ
١٣٩ باب ششم: حرف خاء
١٣٩ (١) خضاب
١٣٩ (٢) خضاب ديگر
١٣٩ (٣) خل الرصاص
١٤٠ (٤) خل العنصل
١٤١ (٥) خل المرداسنج
١٤١ باب هفتم: حرف دال
١٤١ (١) دواء كشنده كرمها
١٤٢ (٢) دواي ديگر كه ضد كرم است [ص 213] ١٤٢ (٣) دواي ديگر كه ضد كرم است
١٤٢ (٤) داروي ديگر كه از اسهال جلوگيري ميكند
١٤٢ (٥) داروي ديگر براي اسهال
١٤٢ (٦) داروي ديگر براي اسهال
١٤٣ (٧) داروي ديگر براي اسهال
١٤٣ (٨) داروي ديگر براي اسهال
١٤٣ (٩) داروي ديگر براي اسهال شديد و ضعف معده رطوبتي
١٤٣ (١٠) داروي ديگر براي تشنگي زياد و ضعف و سوزش معده
١٤٣ (١١) دواء التبريد
١٤٣ (١٢) دواء الترنجبين
١٤٤ (١٣) دواء الترنجبين نوع ديگر
١٤٤ (١٤) دواء التوتيا
١٤٤ (١٥) دواء الجامع
١٤٤ (١٦) دوائي براي سفليس
١٤٤ (١٧) داروي ديگر براي سفليس
١٤٥ (١٨) دواء المدر
١٤٥ (١٩) دهن الآس
١٤٥ (٢٠) دهن الآس نوع ديگر
١٤٥ (٢١) دهن الابلج
١٤٥ (٢٢) دهن اصل السوس
١٤٥ (٢٣) دهن الافسنتين
١٤٦ (٢٤) دهن الانتيموان
١٤٦ (٢٥) دهن الانتيموان السكري
١٤٦ (٢٦) دهن الانتيموان المركب
١٤٧ (٢٧) دهن الانيسون [ص 214] ١٤٧ (٢٨) دهن البسباسة
١٤٧ (٢٩) دهن البلسان
١٤٨ (٣٠) دهن البلسمو
١٤٨ (٣١) دهن البلسمو نوع ديگر
١٤٨ (٣٢) دهن البلسمو نوع ديگر
١٤٩ (٣٣) دهن البيض (روغن تخممرغ)
١٤٩ (٣٤) دهن الجرب
١٥٠ (٣٥) دهن الجرب براي چشم
١٥٠ (٣٦) روغن جوزبويا
١٥٠ (٣٧) دهن الجوزماثل (روغن تاتوره)
١٥٠ (٣٨) دهن حب العرعر
١٥٠ (٣٩) دهن الحدأة
١٥١ (٤٠) دهن الحلبوب
١٥١ (٤١) دهن الحمص
١٥١ (٤٢) دهن الخروَع
١٥٢ (٤٣) دهن الدارصيني (روغن دارچيني)
١٥٢ (٤٤) دهن الذراريح
١٥٢ (٤٥) دهن الرازيانج (روغن باديان)
١٥٣ (٤٦) دهن الراهب
١٥٣ (٤٧) دهن الزاج
١٥٣ (٤٨) دهن الزرنيخ
١٥٣ (٤٩) دهن الزيبق (روغن جيوه)
١٥٤ (٥٠) دهن السداب
١٥٤ (٥١) دهن السليماني
١٥٤ (٥٢) دهن السندروس [ص 215] ١٥٤ (٥٣) دهن الشقاق
١٥٤ (٥٤) دهن العلك
١٥٥ (٥٥) دهن الفلفل
١٥٥ (٥٦) دهن القرنفل
١٥٥ (٥٧) دهن القطن (روغن پنبه)
١٥٥ (٥٨) دهن القمح (روغن گندم)
١٥٥ (٥٩) دهن القنفذ (روغن خارپشت)
١٥٦ (٦٠) دهن القنفذ نوع ديگر
١٥٦ (٦١) دهن الكبريت (روغن گوگرد)
١٥٦ (٦٢) دهن الكبريت نوع ديگر
١٥٦ (٦٣) دهن الكبريت الخالص
١٥٧ (٦٤) دهن الكمون (روغن زيره)
١٥٧ (٦٥) دهن الكهرباء
١٥٨ (٦٦) دهن اللؤلؤ (روغن مرواريد)
١٥٨ (٦٧) دهن الماشري
١٥٨ (٦٨) دهن المثلث
١٥٨ (٦٩) دهن المثلث نوع ديگر
١٥٨ (٧٠) دهن المر
١٥٩ (٧١) دهن المرجان
١٥٩ (٧٢) الدهن المقوي (روغن نيروبخش)
١٥٩ (٧٣) الدهن الملحم
١٥٩ (٧٤) دهن النوشادر
١٥٩ (٧٥) دهن الورد (روغن گل سرخ)
١٦٠ (٧٦) ديك برديك
١٦٠ باب هشتم: حرف ذال [ص 216] ١٦٠ (١) ذرور براي رفع سفيد شدن چشم
١٦٠ (٢) ذرور ديگر براي خشك كردن زخمها
١٦٠ (٣) ذرور ديگر براي بيماريهاي آكلهاي
١٦٠ (٤) ذرور ديگر براي درمان زخمهاي تازه
١٦١ (٥) ذرور ديگر براي بند آوردن خون و درمان زخم
١٦١ (٦) ذرور ديگر براي درمان زخم
١٦١ (٧) ذرور ديگر براي زخمهاي گرم و ملتهب و متورم
١٦١ (٨) ذرورهاي ديگر براي زخمها و قرحهها
١٦١ (٩) ذرور الابيض براي آكله و زدودن چرك آن
١٦١ (١٠) ذرور الاثمد براي التيام زخمها
١٦٢ (١١) ذرور الاحمر براي آكله
١٦٢ (١٢) ذرور الاحمر نوع ديگر براي آكله
١٦٢ (١٣) ذرور الاسود براي قرحه
١٦٢ (١٤) ذرور الاعظم براي قطع خون و گوشت آوردن
١٦٣ (١٥) ذرور الاكال براي از بين بردن گوشت فاسد
١٦٣ (١٦) الذرور الحابس براي بند آوردن خون زخم تازه
١٦٣ (١٧) ذرور الحناء براي جوشهاي دهان
١٦٣ (١٨) ذرور الزراوند گوشت نو ميروياند
١٦٣ (١٩) ذرور السرقولون براي التيام جراحات
١٦٣ (٢٠) ذرور القلاع
١٦٣ (٢١) ذرور العفص براي خشك كردن رطوبتها
١٦٤ (٢٢) ذرور المثلث نور چشم را زياد كرده و غبارش را ميزدايد
١٦٤ (٢٣) ذرور المجفف
١٦٤ (٢٤) ذرور المربع
١٦٤ (٢٥) ذرور الملحم [ص 217] ١٦٤ (٢٦) ذرور الموسرج
١٦٤ (٢٧) ذرور الورد
١٦٤ (٢٨) ذهب (طلا)
١٦٦ باب نهم: حرف راء
١٦٦ (١) رامك
١٦٧ (٢) رب الجوز (رب گردو)
١٦٧ (٣) رب الخربق
١٦٧ (٤) رب السقمونيا
١٦٨ (٥) رب السقمونيا نوع ديگر
١٦٩ (٦) رسكفور
١٧٠ (٧) الرمادي
١٧٠ (٨) روح الافسنتين
١٧٠ (٩) روح البارود
١٧١ (١٠) روح الزاج
١٧١ (١١) روح الزاج نوع ديگر
١٧١ (١٢) روح الملح
١٧٢ (١٣) روح الملح المركب
١٧٢ (١٤) روح النوشادر
١٧٢ باب دهم: حرف زاء
١٧٢ (١) زاج الجلاء
١٧٣ (٢) زاج الحديد و النحاس
١٧٤ (٣) الزاج المدبر
١٧٤ (٤) الزاج المعدني
١٧٦ (٥) زعفران الحديد (اكسيد آهن دو ظرفيتي)
١٧٦ (٦) زنجفر (سولفور جيوه) [ص 218] ١٧٧ (٧) زهر الكبريت الساذج (گل گوگرد ساده)
١٧٧ (٨) زهر الكبريت المركب (گل گوگرد مركب)
١٧٨ (٩) زهر النوشادر (گل نوشادر)
١٧٨ باب يازدهم: حرف سين
١٧٨ (١) سعوط
١٧٩ (٢) سفوف براي قطع ريزش مني و مذي
١٧٩ (٣) سفوف ديگر براي بيرون راندن سوداء
١٧٩ (٤) سفوف ديگر براي لينت بخشيدن بمزاج
١٧٩ (٥) سفوف ديگر براي قطع اسهال بچهها
١٨٠ (٦) سفوف ديگر ادرارآور
١٨٠ (٧) سفوف ديگر براي سختادراري
١٨٠ (٨) سفوف ديگر ادرارآور
١٨٠ (٩) سفوف ديگر براي جلوگيري از خونريزي بيني
١٨٠ (١٠) سفوف ديگر براي قطع بلغم
١٨٠ (١١) سفوف ديگر براي درمان اسهال صفرائي مزمن
١٨١ (١٢) سفوف ديگر براي رفع بيخوابي و خشكي مغز
١٨١ (١٣) سفوف الاطفال
١٨١ (١٤) سفوف اكسير المعدة
١٨١ (١٥) سفوف انتيموان
١٨١ (١٦) سفوف بزر الخطمي
١٨٢ (١٧) سفوف بزر الضفدع
١٨٢ (١٨) سفوف البلغم
١٨٢ (١٩) سفوف البلوط
١٨٣ (٢٠) سفوف البواسير
١٨٣ (٢١) سفوف التربد [ص 219] ١٨٣ (٢٢) سفوف التربد نوع ديگر
١٨٣ (٢٣) سفوف التربد نوع ديگر
١٨٣ (٢٤) سفوف الجلابا
١٨٣ (٢٥) سفوف الجنطيانا
١٨٣ (٢٦) سفوف حب الرمان
١٨٤ (٢٧) سفوف حب النيل
١٨٤ (٢٨) سفوف حرقة البول
١٨٤ (٢٩) سفوف الحلتيت
١٨٤ (٣٠) سفوف الخفقان
١٨٤ (٣١) سفوف السدة
١٨٥ (٣٢) سفوف السورنجان
١٨٥ (٣٣) سفوف السورنجان نوع ديگر
١٨٥ (٣٤) سفوف الشوبشيني
١٨٥ (٣٥) سفوف الصفراء
١٨٦ (٣٦) سفوف الطحال
١٨٦ (٣٧) سفوف الطحال نوع ديگر
١٨٦ (٣٨) سفوف الطراثيث
١٨٦ (٣٩) سفوف الطين
١٨٦ (٤٠) سفوف الطين نوع ديگر
١٨٧ (٤١) سفوف القحف
١٨٧ (٤٢) سفوف قشر النارنج
١٨٧ (٤٣) سفوف الكافور
١٨٧ (٤٤) سفوف الكبر
١٨٧ (٤٥) سفوف الكبريت
١٨٧ (٤٦) سفوف المحلل [ص 220] ١٨٨ (٤٧) سفوف المراق
١٨٨ (٤٨) سفوف المراق نوع ديگر
١٨٨ (٤٩) سفوف المرداسنج
١٨٨ (٥٠) سفوف المسهل
١٨٨ (٥١) سفوف المفاصل
١٨٨ (٥٢) سفوف مقلياثا
١٨٩ (٥٣) السفوف المقوي
١٨٩ (٥٤) السفوف النافضة
١٨٩ (٥٥) السفوف النافع
١٨٩ (٥٦) سفوف الوحشة
١٨٩ (٥٧) سفوف الورد
١٨٩ (٥٨) سكر زحل (شكر سرب)
١٩١ (٥٩) سكنجبين افتيموني
١٩١ (٦٠) سنون براي رفع رطوبتها و فساد لثه
١٩١ (٦١) سنون ديگر براي جوشهاي دهان و بيماريهاي دندان
١٩٢ (٦٢) سنون ديگر براي درمان قرحههاي دهان
١٩٢ (٦٣) سنون ديگر دندانها را محكم ميكند
١٩٢ (٦٤) سنون ديگر براي درخشان كردن دندانها
١٩٢ (٦٥) سنون الارجوان
١٩٢ (٦٦) سنون اصل السوس
١٩٢ (٦٧) سنون الدخن
١٩٣ (٦٨) سنون الزرنيخ
١٩٣ (٦٩) سنون العفص
١٩٣ (٧٠) سنون الكات
١٩٣ (٧١) سنون الكرسنة [ص 221] ١٩٣ (٧٢) سنون المر
١٩٤ (٧٣) سنون الودع
١٩٤ باب دوازدهم: حرف شين
١٩٤ (١) شربتي براي سودا و نيروبخش
١٩٤ (٢) شربتي ديگر براي سودا
١٩٤ (٣) شربتي ديگر براي سودا
١٩٤ (٤) شراب الآس (شربت مورد)
١٩٤ (٥) شراب الابريسم (شربت ابريشم)
١٩٥ (٦) شراب الاستوخودوس
١٩٥ (٧) شراب الاشوس (شربت شوره)
١٩٥ (٨) شراب الافسنتين (شربت افسنتين)
١٩٥ (٩) شربت افسنتين نوع ديگر
١٩٦ (١٠) شربت افسنتين نوع ديگر
١٩٦ (١١) شراب البذوري
١٩٦ (١٢) شراب البنفسج (شربت بنفشه)
١٩٦ (١٣) شراب الترنجبين
١٩٦ (١٤) شراب الترياق
١٩٦ (١٥) شراب التفاح (شربت سيب)
١٩٧ (١٦) شراب الحيوة
١٩٧ (١٧) شراب الخشخاش
١٩٧ (١٨) شراب ديافريطقون معرق
١٩٨ (١٩) شراب الدياقوزا
١٩٨ (٢٠) شراب الدياقوزا نوع ديگر
١٩٨ (٢١) شراب الدينار
١٩٩ (٢٢) شراب الدينار نوع ديگر [ص 222] ١٩٩ (٢٣) شراب الراوند (شربت ريوند)
١٩٩ (٢٤) شراب الراوند نوع ديگر
٢٠٠ (٢٥) شراب الرضا عليه السلام
٢٠١ (٢٦) شراب الرمان المنعنع
٢٠١ (٢٧) شراب السليماني
٢٠١ (٢٨) شراب السنا
٢٠١ (٢٩) شراب العشبة
٢٠٢ (٣٠) شراب القابض
٢٠٢ (٣١) شراب الليمون
٢٠٣ (٣٢) شراب المرسين (شربت مورد)
٢٠٤ (٣٣) شراب المسهل الجامع
٢٠٤ (٣٤) شراب المفرح البارد (شربت شاديآور سرد)
٢٠٤ (٣٥) شراب الورد (شربت گل سرخ)
٢٠٥ (٣٦) شراب الورد نوع ديگر
٢٠٥ (٣٧) شراب الورد المكرر
٢٠٦ (٣٨) شراب النعناع
٢٠٦ (٣٩) شكفتج الرصاص
٢٠٦ (٤٠) شكفتج الرصاص نوع ديگر
٢٠٧ (٤١) شكفتج الرصاص نوع ديگر
٢٠٧ (٤٢) شمامه براي بيماريهاي سرد مغزي و قلبي
٢٠٧ (٤٣) شمامة القاطون
٢٠٨ (٤٤) الشمامة المقوية
٢٠٨ (٤٥) شمع البخور
٢٠٩ (٤٦) شند
٢٠٩ (٤٧) شياف براي دفع بلغم زايد [ص 223] ٢١٠ (٤٨) شياف ديگر براي بواسير
٢١٠ (٤٩) شياف ديگر براي درد چشم و خوابآور
٢١٠ (٥٠) شياف ديگر بلغم را بيرون ميراند
٢١٠ (٥١) شياف ديگر براي اسهال بلغمي
٢١٠ (٥٢) شياف الابيض الافيوني
٢١١ (٥٣) شياف اخضر
٢١١ (٥٤) شياف اصفر
٢١١ (٥٥) شياف البريوما
٢١١ (٥٦) شياف السماق
٢١٢ (٥٧) شياف الطمث
٢١٢ (٥٨) شياف الغرب و الناصور
٢١٢ (٥٩) شياف المرارة
٢١٢ (٦٠) شياف وردي
٢١٣ باب سيزدهم: حرف صاد
٢١٣ (١) صابون
٢١٤ (٢) صمغ البلاط
٢١٤ باب چهاردهم: حرف ضاد
٢١٤ (١) ضماد براي شقاق حيوانات
٢١٤ (٢) ضماد ديگر مسهل
٢١٥ (٣) ضماد ديگر براي آبريزش بيني
٢١٥ (٤) ضماد ديگر براي اواخر مفاصل و نقرس
٢١٥ (٥) ضماد ديگر براي بواسير سرد و درد مفاصل و بادها
٢١٥ (٦) ضماد ديگر براي آماسهاي گرم
٢١٥ (٧) ضماد ديگر براي ناصور بيني
٢١٦ (٨) ضماد ديگر براي سعفه و كچلي [ص 224] ٢١٦ (٩) ضماد ديگر براي آماس مقعد
٢١٦ (١٠) ضماد ديگر براي آماس رحم
٢١٦ (١١) ضماد ديگر براي اسهال معدهاي
٢١٦ (١٢) ضماد ديگر براي سختي طحال
٢١٦ (١٣) ضماد ديگر براي ورم چركدار معده
٢١٦ (١٤) ضماد ديگر براي سختي طحال
٢١٦ (١٥) ضماد ديگر براي رفع آثار جرب (گال)
٢١٧ (١٦) ضماد ديگر براي درد مفاصل سرد و گرم
٢١٧ (١٧) ضمادهائي براي زدودن شپش
٢١٧ (١٨) ضمادهائي براي درد گلو، درد ديفتري، و
٢١٧ (١٩) ضماد الاثار
٢١٧ (٢٠) ضماد الاورام
٢١٧ (٢١) ضماد البرص
٢١٨ (٢٢) ضماد الجرب
٢١٨ (٢٣) ضماد الحدبة
٢١٨ (٢٤) ضماد داء الثعلب و داء الحية