[ص 1]

مرقومه در شرح حديث منذر خوارزمي

در جواب مرحوم آقا شيخ محمد بهبهاني (ره)

از تصنيفات عالم رباني و حكيم صمداني

مرحوم آقاي حاج زين‌العابدين خان كرماني اعلي الله مقامه

[ص 2] بسم الله تعالي شأنه

بعد الحمد و الصلوة ، از حديث منذر خوارزمي مروي در كتاب المبين در باب جمل من الاخبار في علمهم از مطلب رابع فيما يتعلق بوجود كاملي الشيعة سؤال فرموده‌ايد ، معني كه از ظاهر حديث شريف متبادر است كه ابدا محل اشكال نيست زيرا كه تمام عبارت اين است و لقد صفر علي رأس اليتيمين طائر اسود ثم سقط في البحر بمنقاره و طلع فقال العالم الذي اقام الجدار لليتيمين تعلمان ما يقول هذا الطائر قالا لا قال انه لاحلف ان ما علمكما في علم سلمان الفارسي الا كمثل ما اخذه من هذا البحر بمنقاره الحديث ، و ظاهر متبادر از باب اينكه ذكري از موسي و يوشع (ع) در اينجا نيست و فقط ذكر يتيمين است اين است كه خطاب عالم هم بخود يتيمين باشد كه آن دو معرفت بسلمان (رض) حاصل كنند و حد خود را بشناسند و از اخباري كه در تفسير كنز آنها و آنچه در آن لوح نوشته بود وارد شده ظاهر ميشود كه غلامين هم [ص 3] صاحب شأن بوده‌اند و حضرت امام رضا (ع) فرمودند كنز آنها لوحي بود از ذهب كه در آن نوشته بود : بسم الله الرحمن الرحيم محمد رسول الله عجبت لمن ايقن بالموت كيف يفرح و عجبت لمن ايقن بالقدر كيف يحزن و عجبت لمن رأي الدنيا و تقلبها باهلها كيف يركن اليها و ينبغي لمن عقل عن الله لايتهم الله في قضائه و لايستبطئه في رزقه . و البته ميدانيد كه اگر خود غلامين يتيمين صاحب شأن و مقامي نبودند اين عبارات براي آنها بمنزله كنز نميشد و استفاده از آنها نمي‌كردند چنانكه اكثر خلق اين حديث و نحو آنرا شنيده‌اند و استفاده از آنها نكرده‌اند پس معلوم است كه خود غلامين صاحب شأن بوده‌اند و يا استعداد مقامات عاليه را داشته‌اند و خضر (ع) معرفي سلمان و اميرالمؤمنين و رسول خدا (ص) را براي آنها فرموده كه موجب سرعت وصول ايشان بمعاني كلمات كنز باشد و ظاهر متبادر از عبارت فقط همين است كه خطاب خضر (ع) بخود يتيمين باشد و در اين صورت فضيلت سلمان (ع) بر آن دو محل اشكالي نيست .

ولي بعضي خطاب تعلمان را بموسي و يوشع (ع) ميگيرند چنانكه در نفس الرحمن [ص 4] هم همينطور معني كرده و لليتيمين را متعلق به اقام ميگيرد نه بكلمه فقال ، ولي اين معني از ظاهر لفظ بعيد است مگر بهمين جهت كه چون همه روي سخن خضر (ع) بموسي و يوشع (ع) بوده بگوئيم اين كلام را هم بآن دو گفته و اگر چه بعيد باشد ولي ميتوان باز توجيه نمود و اولا كه چنانچه نقل نموده‌ايد شيخ اوحد (اع) حضرت سلمان (ص) را جداً از سنخ متبوع شمرده‌اند و ملحق بانبياء دانسته‌اند و شأن سلمان (ع) را خدا دانا است و شايد هنوز هم بحقيقت ظاهر نشده باشد ، در همان رساله طاهريه ملاحظه فرمائيد و حديثي را كه در استدلال بر اين مطلب نقل فرموده‌اند ببينيد كه سخن در تقيه است كه بيان فرموده و با وجود تقيه چگونه ميتوانستند شأن سلمان را حقيقةً بيان فرمايند ؟ در اخبار بايد ديده باشيد انبيا را مكرر بر خود ائمه ما هم (ص) مقدم شمرده‌اند پس چگونه ميتوانستند نسبت بسلمان زيادتر از اينها بفرمايند ؟ خلاصه كه اظهر اين است كه ملحق بمتبوع باشد و بنا بر اين باز في الجمله سهل ميشود و بر فرض كه موسي (ع) افضل از او باشد پس باز ميشود مثل موسي و خضر (ع) كه [ص 5] با اينكه موسي افضل و اعلم بود مأمور بتعلم از خضر (ع) ميشود اينجا هم همين طور و در بعض اخبار داريم كه خضر و اسكندر هيچيك پيغمبر نبودند ، پس ميشود مثل اينكه بگوئيم سلمان از تابعين هم باشد نظير خضر است و از اين باب از حيث علم بر موسي و يوشع برتري دارد چنانكه خضر بظاهر برتري داشته .

و آنچه حقيقت مسأله است اين است كه موسي (ع) البته اعلم از خضر بوده و حديث هم داريم ولي در دنيا محل سخن علوم نفسانيه هر يك ايشان نيست بلكه محل سخن علوم اظهاريه و آنچه بحسب مأموريت خود اظهار ميكنند و از پي آن ميروند و وحيها كه بايشان ميشود و ظاهر ميكنند از همان قبيل خواهد بود پس موسي (ع) مأمور باصلاح ظاهر بود و از علوم ظاهره باو ميرسيد و اظهار ميكرد و خضر (ع) مأمور بباطن بود و موسي هم در باطن داراي علم باطن بود اما در ظاهر نظرش بظاهر بود و علم باطن بالنسبه بظاهر اشرف شمرده شود نقلي نيست و در كلمات مشايخ (اع) بهمين منوال رفع اشكال را در موسي و خضر فرموده‌اند پس بنا بر اين ميگوئيم علم سلمان نسبت بعلم موسي و يوشع اينقدر [ص 6] فضيلت داشته باشد نقلي نيست و تفاوت آن دو را از تفاوت امت خاتم (ص) با امت موسي (ع) بفهميد كه امت موسي بمنزله علقه و مضغه و عظام بودند و امت خاتم (ص) و شيعه اميرالمؤمنين (ع) بمنزله مولود انساني كه تولد كرده باشد ، پس ببينيد نصيب مضغه و عظام از علم چيست و نصيب مولود انساني چيست ، پس ببين تفاوت ره از كجا است تا بكجا ، ولو اينكه موسي (ع) در نفس خود اعلم از سلمان هم باشد ولي محل نظر و محل قياسْ ظاهر علمي است كه موسي (ع) اظهار فرموده و ظاهر علمي است كه سلمان از پيغمبر (ص) و حضرت امير (ع) دريافته است و بداهةً اين علم افضل و اشرف و ابسط از آن است و زياده تصديع نميدهم البته در كتب مشايخ (اع) شواهد عرايضم را مكرر مي‌يابيد و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته .

زين‌العابدين .