و بدانكه براي وقوف در عرفات دو وقت است اختياري و اضطراري ، پس اختياري آن از زوال عرفه است تا غروب آن روز و اضطراري از غروب آفتاب عرفه است تا طلوع فجر از شب عيد ، و براي وقوف در مشعر كه جُمَع باشد نيز دو وقت است اختياري و اضطراري ، پس اختياري شب عيد است تا نزديك طلوع آفتاب روز عيد و اضطراري بعد از طلوع آفتاب است تا زوال روز عيد ، پس كسي كه وقوف اختياري عرفات از او فوت شود واجب است كه در شب عيد بعرفات وقوف نمايد تا باندازهٔ كه بتواند پيش از طلوع آفتاب خود را بمشعر برساند و اگر اين قدر هم وقت ندارد وقوف بعرفات را ترك ميكند و خود را بمشعر ميرساند و اكتفا بآن ميكند ، [ص 35] و كسي كه وقوف مشعر از او فوت شود تا اينكه بمني بيايد ولو از روي جهالت باشد بايد برگردد بمشعر و وقوف نمايد ولو بعد از طلوع آفتاب باشد ، و هر كه اضطراري دو وقوف را يا اضطراري وقوف مشعر را خاصة دريابد ادراك حج را نموده است ، و هر كه حج از او فوت شود لازم است او را كه تحليل بعمره نمايد و حج را سال آينده بجا آورد اگر حج واجب بوده و مستحب است ريختن خون گوسفندي .
پس همين كه روانه شدي از مشعر ميآئي بمني در حالتي كه دعا ميخواني با سكينه و وقار و از وادي مُحَسّر پيش از طلوع آفتاب مگذر و سعي ميكني در وادي محسّر تا اينكه از آن تجاوز نمائي و اقل سعي صد قدم است پياده يا سواره و ناقهات را حركت ميدهي و در نزد سعي دعاي مأثور را ميخواني و هر كه فراموش كند سعي وادي محسّر را تا بمكه بيايد برگردد [ص 36] و در آنجا سعي نمايد ، پس همين كه بمني وارد شدي بيا نزد جَمْره عَقَبه در مني و با طهارت باشي و رو بعقبه ميكني و پشت بقبله و دعاي مأثور را ميخواني و رمي ميكني جمره را بهفت حَصاة و دور از آن ميايستي بقدر پانزده ذراع يا ده ذراع و رمي ميكني از بطن وادي در نزد زوال و حَصَيات را بدست چپ ميگيري و بدست راست ميزني بطور حذف كه حصاة را بر روي شصت ميگذاري و با ناخن سبابه آنرا ميپراني و با هر حصاتي تكبير ميگوئي ، و اگر آن روز از تو فوت شود روز بعد قضا كن ، و وقت رمي موسّع است از طلوع آفتاب تا غروب ، و جمرات را طرف راست خود قرار ميدهي و وقوفي در نزد دو جمره ميكني و دعا ميخواني ولي در نزد عقبه وقوف نميكني ، پس هر گاه رَمْي كردي هَدْي خود را ميخري و بايد هدي شتر باشد يا گاو يا گوسفندي اهلي جَذَع باشد از ميش يا ثَني باشد از بز و شتر و تَبيع باشد از گاو [ص 37] اقلا و كوچكتر نباشد و فَحْل باشد اگر ذَكَر است و خَصٖي و مجبوب ● نباشد و كامل الخلقه باشد و ناقص را قرباني نميكند و اگر شاخ بيروني شكسته باشد و داخلي سالم باشد باكي نيست و دندان افتاده و گوش شكافته و سوراخ شده باكي نيست اما قطع نشده باشد و گوسفند لاغر كه بر كليتين آن هيچ پيه نباشد كفايت نميكند و اگر آن را بخرد بنا بر اينكه فربه است و معلوم شود لاغر است كفايت ميكند و همچنين برعكس ، و سزاوار است كه هدي را بعرفات هم برده باشند و چاق باشد و شاخدار و املح باشد كه اطراف چشم و دهان و سمها و محل بَعره او سياه [ص 38] باشد و گوسفند نر باشد و شتر و گاو انثي باشد ، و در حج واجب يك هدي كفايت از يك نفر بيشتر نميكند پس ذبح كن و بسم الله بگو و رو بقبله بكن و اگر شتر باشد آن را نحر كن و خودت متولي ذبح بشو حتي زن خودش ذبح ميكند و دعاي مأثور را بخوان و وقت ذبح روز عيد است و سه روز بعد از آن بمني و مستحب است اختيار روز نحر كه عيد باشد ، و واجب است ذبح كردن هديِ واجب در حج بمني و در عمره بمكه ، و اگر فدائي او را لازم شود و ذبح آن در مكه از او فوت شود كفايت ميكند او را كه ذبح نمايد هر گاه باهلش برگردد و تصدق ميدهد بآن ، و از هَدْي خود بخور و قانع و معترّ و بائس فقير را اطعام نما پس روايت شده كه ثلثي از آن را اطعام باهلت نما و ثلثي را بقانع و معترّ و ثلثي را بمساكين ، و قانع آن است كه قناعت كند بهر چه باو بدهند و معترّ آن است كه بر تو بگذرد ، و اگر ذبح فداء باشد يا كفارهْ خودِ شخص نميخورد و بآن تصدق ميدهد .
پس هر گاه ذبح كردي هدي خود را آن قسم كه شرح داديم پس از سنت است كه سرت را بتراشي يا تقصير نمائي و بعضي از مو را بچيني و اولي اختيار تراشيدن است و كسي كه حج اول اوست بايد سر را بتراشد و كسي كه موي او تونيده و تابيده باشد نيز بايد بتراشد ، و زن تقصير ميكند و نميتراشد ، و اگر شخص حلق را ترك كند تا اينكه طواف و سعي نمايد بايد بترتيب همه را اعاده نمايد پس اول حلق نمايد و بعد طواف و سعي بجا آورد و اگر از مني بيرون رفته سزاوار است كه برگردد بمني براي حلق اگر ممكن شود و الا كه حلق ميكند يا تقصير مينمايد هر جا كه باشد و كسي كه عمدا آن را ترك نمود و زيارت خانه را كرد پيش از حلق در صورتي كه ميدانست كه نبايد چنين كند بر اوست خون گوسفندي و بر ناسي و جاهل چيزي نيست ، و همين كه سر را تراشيدي همه چيز بر تو حلال ميشود مگر استعمال طيب و مقاربت [ص 40] زن و صيد كردن كه دو تاي اول حلال نميشود تا طواف كند و صيد بر او حلال نميشود ● تا زوال شمس در روز سيّوم از ايام تشريق و همچنين زن بر شوهرش حلال نميشود مگر بطواف ، و در اين هنگام در مني ناخنها را هم ميگيري و شارب را ميگيري و بسم الله ميگويي و دعاي مأثور را ميخواني و موهاي خود را در مني دفن مينمائي ، پس هر گاه ذبح كردي يا تقصير نمودي غسل ميكني براي زيارت بيت و از مني رو بمكه ميروي و دعاي مأثور را بر در مسجد ميخواني و هفت شوط طواف خانه را بجا ميآوري همچنانكه گذشت بعد بيرون ميروي بسوي صفا و آنجا را هم هفت شوط طواف يعني سعي ميكني قسمي كه گذشت ، پس همين كه فارغ شدي از طواف و سعي خود براي حج پس برگرد بسوي خانه و يك اسبوع ديگر طواف كن و در نزد مقام ابرهيم دو ركعت نماز [ص 41] ميكني و اين طواف نساء است پس محل ميشوي از همه چيز و از كل حج و آنچه از آن محرم شده بودي و اين طواف بر مردان و زنان و خواجهگان همه هست .
پس همين كه از طواف و سعيت فارغ شدي برميگردي بمني كه شب را آنجا باشي پس همين كه برگشتي بمني پس در آنجا ليالي تشريق ● را بيتوته كن و جَمَرات سهگانه را در ايام تشريق كه در مني هستي رمي كن و اگر تطهير هم بكني براي رمي احبّ است و ابتدا جمره اُولٰي را رمي كن بعد وُسطٰي بعد عَقَبه و هر يكي را هفت ريگ بزن ، و اگر ترتيب را برگرداني پس بر تو است اعاده بر وسطي و عقبه ، و در رمي اولي و وسطي رو بقبله ميايستي ، پس همين كه رمي را ادا كردي پس اگر در احرام خود از صيد و زنان خودداري كرده باشي پس در اين هنگام مخيّر ميشوي بين [ص 42] نَفْر اول و ثاني كه نفر اول دوازدهم است و نفر ثاني سيزدهم است و كسي كه شب سيزدهم را بمني دريابد لازم ميشود او را كه همانجا بيتوته كند مگر اينكه قبل از غروبْ نفر نمايد ، و كسي كه از صيد و نساء خودداري نكرده باشد جايز نيست كه در نفر اول حركت كند و واجب است بر او كه امساك از صيد نمايد در روز سيّوم تا قبل از زوال ، و كسي كه در نفر اول حركت ميكند بايد بعد از زوال نفر نمايد ، و مستحب است كه در روز سيزدهم پيش از زوال نفر نمايد و نماز را در مكه بجا آورد ، و هر گاه فارغ از اعمال مني شدي ديگر واجب نيست بر تو كه بمكه برگردي مگر هر گاه بخواهي و اراده طواف مستحبي داشته باشي ، و مستحب است طواف از جميع مؤمنين و اقارب و اخوان و وداع بيت و نوع طواف يك اسبوع و استلام حجر و ركن يماني در هر شوطي چنانكه گذشت در طواف و آشاميدن از آب زمزم و دعاي مأثور را در وداع بخوان ، پس اين جملهٔ بود كه خواستم براي شما بنويسم .
[ص 43] پس همين كه مناسك خود را بجا آورديد پس بر شما باد بزيارت پيغمبر و ائمه عليهم السلام كه آن از اعظم قربات است و افضل مثوبات بعلت اينكه ايشانند اصحاب بيت پس هر گاه زيارت بيت را كرديد پس بر شما باد بزيارت اصحاب آن عليهم السلام با سكينه و وقار و اخلاص پس بدرستي كه براي هر يك از ايشان حقي است كه ادا نميشود مگر بزيارت او و آداب زيارت مكتوب است در كتب اصحاب كه در زيارات نوشتهاند .
بعد بر شما باد بزيارت مؤمنين كه در اين تكميل هر نقيصهٔ كه در اعمال متقدمه واقع شده خواهد شد ، بجهت اينكه هر كه زيارت مؤمني را بنمايد مثل كسي است كه زيارت خداي سبحانه را نموده و براي آن فضل عظيم است و ثواب جسيم و از خداوند براي خودم و شما مسألت ميكنم كه ختم بنيكوئي نمايد و مغفرت براي خودم و شما و والدين ما و براي جميع مؤمنين و مؤمنات و الحمد لله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله [ص 44] الطاهرين و لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم .
و قد فرغ من تسويده كاتبه و مؤلفه كريم بن ابرهيم حامداً مصلّياً مستغفراً .
چون در متن رساله شريفه ادعيه حج را ذكر نفرمودهاند بعض آنها را از فصل الخطاب ملحق بآن مينمائيم و لا حول و لا قوة الا باللّه و صلي اللّه علي محمد رسول اللّه و آله آل اللّه .
پس اگر نايب از ديگري باشي بعد از احرام ميگويي :
اَللّٰهُمَّ مٰا اَصٰابَنٖي فٖي سَفَرٖي هٰذٰا مِنْ تَعَبٍ اَوْ بَلٰاۤءٍ اَوْ شَعَثٍ فَآجِرْ فُلٰاناً ● فٖيهِ وَ آجِرْنٖي فٖي قَضٰاۤئٖي عَنْهُ .
و نيت احرام را در دل ميتوان كرد و اگر بخواهي بگو :
اَللّٰهُمَّ اِنّٖي اُرٖيدُ اَنْ اَتَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ اِلَي الْحَجِّ عَلٰي كِتٰابِكَ وَ سُنَّةِ نَبِيِّكَ .
و در احرام تمتع بگو :
اَللّٰهُمَّ اِنّٖي اُرٖيدُ مٰا اَمَرْتَ بِهٖ مِنَ التَّمَتُّعِ بِالْعُمْرَةِ اِلَي الْحَجِّ فَيَسِّرْ ذٰلِكَ لٖي وَ تَقَبَّلْهُ مِنّٖي وَ اَعِنّٖي عَلَيْهِ وَ حُلَّنٖي حَيْثُ حَبَسْتَنٖي لِقَدَرِكَ الَّذٖي قَدَّرْتَ عَلَيَّ اَحْرَمَ لَكَ شَعَرٖي وَ بَشَرٖي مِنَ النِّسٰاۤءِ وَ الطّٖيبِ وَ الثِّيٰابِ .
كيفيت تلبيه حد واجبش اين است :
لَبَّيْكَ اللّٰهُمَّ لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ لٰا شَرٖيكَ لَكَ لَبَّيْكَ اِنَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ وَ الْمُلْكَ لَكَ لٰا شَرٖيكَ لَكَ .
و بسيار بگو : لَبَّيْكَ ذَا الْمَعٰارِجِ لَبَّيْكَ .
[ص 46] دعاي اشتراط در احرام و دعاي اِشعار . شتر را رو بقبله ميخواباني و داخل مسجد ميشوي و دو ركعت نماز ميكني و بعد ميگويي :
اَللّٰهُمَّ اِنّٖي اُرٖيدُ اَنْ اَتَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ اِلَي الْحَجِّ فَاِنْ اَصٰابَنٖي قَدَرُكَ فَحِلّٖي حَيْثُ حَبَسْتَنٖي بِقَدَرِكَ .
و بعد از مسجد بيرون ميآئي و طرف چپ شتر ميايستي و طرف راست سنام يعني كوهان شتر را اشعار ميكني بآلت آهني همين قدر كه خون بيرون آيد بعد ميگوئي :
بِسْمِ اللّٰهِ اَللّٰهُمَّ مِنْكَ وَ لَكَ اَللّٰهُمَّ تَقَبَّلْ مِنّٖي .
و در دخول مسجد الحرام همين كه بدر مسجد رسيدي بايست و بگو :
اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللّٰهِ وَ بَرَكٰاتُهُ بِسْمِ اللّٰهِ وَ بِاللّٰهِ وَ مِنَ اللّٰهِ وَ مٰا شٰاۤءَ اللّٰهُ وَ السَّلٰامُ عَلٰي اَنْبِيٰاۤءِ اللّٰهِ وَ رُسُلِهٖ وَ السَّلٰامُ عَلٰي رَسُولِ اللّٰهِ وَ السَّلٰامُ عَلٰي اِبْرٰهٖيمَ خَلٖيلِ اللّٰهِ وَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمٖينَ .
و همين كه داخل مسجد شدي دستها را بلند كن و رو بخانه بكن و بگو :
اَللّٰهُمَّ اِنّٖي اَسْأَلُكَ فٖي مَقٰامٖي هٰذٰا فٖي اَوَّلِ مَنٰاسِكٖي اَنْ تَقْبَلَ تَوْبَتٖي وَ اَنْ تُجٰاوِزَ عَنْ خَطٖيۤئَتٖي وَ تَضَعَ عَنّٖي وِزْرٖي اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذٖي بَلَّغَنٖي بَيْتَهُ الْحَرٰامَ اَللّٰهُمَّ اِنّٖي اُشْهِدُكَ اَنَّ هٰذٰا بَيْتُكَ الْحَرٰامُ الَّذٖي جَعَلْتَهُ مَثٰابَةً لِلنّٰاسِ وَ اَمْناً وَ مُبٰارَكاً وَ هُديً لِلْعٰالَمٖينَ اَللّٰهُمَّ اِنّٖي عَبْدُكَ وَ الْبَلَدُ بَلَدُكَ وَ الْبَيْتُ بَيْتُكَ جِئْتُ اَطْلُبُ رَحْمَتَكَ وَ اَؤُمُّ طٰاعَتَكَ مُطٖيعاً لِاَمْرِكَ رٰاضِياً بِقَدَرِكَ اَسْأَلُكَ مَسْأَلَةَ الْمُضْطَرِّ اِلَيْكَ الْخٰاۤئِفِ لِعُقُوبَتِكَ اَللّٰهُمَّ افْتَحْ لٖي اَبْوٰابَ [ص 47] رَحْمَتِكَ وَ اسْتَعْمِلْنٖي بِطٰاعَتِكَ وَ مَرْضٰاتِكَ .
و دعاي در حال طواف صلوات بر محمد و آلمحمد عليهم السلام در هر حالش فضل بيشمار دارد و همين كه بحِجْر رسيدي پيش از آنكه بميزاب برسي سر را بلند كن و نظر بميزاب كن و بگو :
اَللّٰهُمَّ اَدْخِلْنِي الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ وَ اَجِرْنٖي بِرَحْمَتِكَ مِنَ النّٰارِ وَ عٰافِنٖي مِنَ السَّقَمِ وَ اَوْسِعْ عَلَيَّ مِنَ الرِّزْقِ الْحَلٰالِ وَ ادْرَأْ عَنّٖي شَرَّ فَسَقَةِ الْجِنِّ وَ الْاِنْسِ وَ شَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ .
و هر وقت برُكن يماني برسي استلام كن و بگو :
اَللّٰهُمَّ تُبْ عَلَيَّ حَتّٰي اَتُوبَ وَ اعْصِمْنٖي حَتّٰي لٰااَعُودَ .
و از آنجا كه ميگذري رو بحَجَر بگو :
رَبَّنٰا آتِنٰا فِي الدُّنْيٰا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنٰا عَذٰابَ النّٰارِ .
و در طواف ميگوئي :
اَللّٰهُمَّ اِنّٖي اِلَيْكَ فَقٖيرٌ وَ اِنّٖي خٰاۤئِفٌ مُسْتَجٖيرٌ فَلٰاتُغَيِّرْ جِسْمٖي وَ لٰاتُبَدِّلِ اسْمٖي .
و همين كه داخل مسجد الحرام شدي و محاذي حجر الاسود شدي بگو :
اَشْهَدُ اَنْ لٰا اِلٰهَ اِلَّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لٰا شَرٖيكَ لَهُ وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ آمَنْتُ بِاللّٰهِ وَ كَفَرْتُ بِالطّٰاغُوتِ وَ بِاللّٰاتِ وَ الْعُزّٰي وَ بِعِبٰادَةِ الشَّيْطٰانِ وَ بِعِبٰادَةِ كُلِّ نِدٍّ يُدْعٰي مِنْ دُونِ اللّٰهِ .
و بعد نزديك حَجَر ميشوي و استلام ميكني با دست راست و ميگوئي :
[ص 48] بِسْمِ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ اَكْبَرُ اَللّٰهُمَّ اَمٰانَتٖي اَدَّيْتُهٰا وَ مٖيثٰاقٖي تَعٰاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ ( لِيَشْهَدَ خل ) لٖي بِالْمُوٰافٰاةِ .
و فرمودند كه همين كه رو بحَجَر شدي تكبير بگو و صلوات بفرست .
و فرمودند همين كه بحَجَر آمد بگويد :
اَللّٰهُ اَكْبَرُ اَلسَّلٰامُ عَلٰي رَسُولِ اللّٰهِ .
و در طواف هفتم در عقب كعبه برابر باب كه مستجار است بگو :
اَللّٰهُمَّ اَلْبَيْتُ بَيْتُكَ وَ الْعَبْدُ عَبْدُكَ وَ هٰذٰا مَقٰامُ الْعٰاۤئِذِ بِكَ مِنَ النّٰارِ اَللّٰهُمَّ مِنْ قِبَلِكَ الرَّوْحُ وَ الْفَرَجُ .
بعد استلام ركن يماني را بكن و بيا نزد حَجَر و بآن ختم كن .
و رسول خدا صلي الله عليه و آله در طواف خود رسيد برُكن يماني و سر بسوي كعبه بلند كرد و فرمود :
اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذٖي شَرَّفَكِ وَ عَظَّمَكِ وَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذٖي بَعَثَنٖي نَبِيّاً وَ جَعَلَ عَلِيّاً اِمٰاماً اَللّٰهُمَّ اهْدِ لَهُ خِيٰارَ خَلْقِكَ وَ جَنِّبْهُ شِرٰارَ خَلْقِكَ .
مؤلف گويد كه اين دعا باين لفظ مخصوص بخود رسول خدا صلي اللّه عليه و آله است و ما در مقام تأسي بايد بگوئيم :
. . . وَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذٖي بَعَثَ مُحَمَّداً صَلَّي اللّٰهُ عَلَيْهِ وَ آلِهٖ نَبِيّاً وَ جَعَلَ عَلِيّاً اِمٰاماً . . . و باقي الفاظ چنانكه فرموده است ● .
اَللّٰهُمَّ ارْحَمْنٖي بِطَوٰاعِيَتٖي اِيّٰاكَ وَ طَوٰاعِيَتٖي رَسُولَكَ صَلَّي اللّٰهُ عَلَيْهِ وَ آلِهٖ اَللّٰهُمَّ جَنِّبْنٖي اَنْ اَتَعَدّٰي حُدُودَكَ وَ اجْعَلْنٖي مِمَّنْ يُحِبُّكَ وَ يُحِبُّ رَسُولَكَ وَ مَلٰاۤئِكَتَكَ وَ عِبٰادَكَ الصّٰالِحٖينَ .
[ص 49] و در صعود بر صفا و مروه بگو :
لٰا اِلٰهَ اِلَّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لٰا شَرٖيكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحْيٖي وَ يُمٖيتُ وَ هُوَ عَلٰي كُلِّ شَيْءٍ قَدٖيرٌ .
يا اينكه بگو :
اَللّٰهُمَّ اِنّٖي اَسْأَلُكَ حُسْنَ الظَّنِّ بِكَ فٖي كُلِّ حٰالٍ وَ صِدْقَ النِّيَّةِ فِي التَّوَكُّلِ عَلَيْكَ .
و در حين سعي همين كه بمناره ميرسي بگو :
بِسْمِ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ اَكْبَرُ وَ صَلَّي اللّٰهُ عَلٰي مُحَمَّدٍ وَ آلِهٖ .
و بگو :
اَللّٰهُمَّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ اعْفُ عَمّٰا تَعْلَمُ اِنَّكَ اَنْتَ الْاَعَزُّ الْاَكْرَمُ .
و همين كه متوجه بسوي منٰي شدي بگو :
اَللّٰهُمَّ اِيّٰاكَ اَرْجُو وَ اِيّٰاكَ اَدْعُو فَبَلِّغْنٖي اَمَلٖي وَ اَصْلِحْ لٖي عَمَلٖي .
و همين كه بمني رسيدي بگو :
اَللّٰهُمَّ هٰذِهٖ مِنٰي وَ هٰذِهٖ مِمّٰا مَنَنْتَ بِهٖ عَلَيْنٰا مِنَ الْمَنٰاسِكِ فَاَسْأَلُكَ اَنْ تَمُنَّ عَلَيَّ بِمٰا مَنَنْتَ بِهٖ عَلٰي اَنْبِيٰاۤئِكَ فَاِنَّمٰا اَنَا عَبْدُكَ وَ فٖي قَبْضَتِكَ .
و همين كه صبح متوجه بعرفات ميشوي رو بعرفات بايست و بگو :
اَللّٰهُمَّ اِلَيْكَ صَمَدْتُ وَ اِيّٰاكَ اعْتَمَدْتُ وَ وَجْهَكَ اَرَدْتُ فَاَسْأَلُكَ اَنْ تُبٰارِكَ لٖي فٖي رِحْلَتٖي وَ اَنْ تَقْضِيَ لٖي حٰاجَتٖي وَ اَنْ تَجْعَلَنٖي مِمَّنْ تُبٰاهٖي بِهِ الْيَوْمَ مَنْ هُوَ اَفْضَلُ مِنّٖي .
بعد تلبيه ميگوئي و بسوي عرفات ميروي .
[ص 50] و دعاهاي روز عرفه بسيار است مفصل و مختصر ، و دعائي كه رسول خدا صلي اللّه عليه و آله تعليم اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود و فرمود دعاي انبياء پيش از من است اين است :
لٰا اِلٰهَ اِلَّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لٰا شَرٖيكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحْيٖي وَ يُمٖيتُ وَ يُمٖيتُ وَ يُحْيٖي وَ هُوَ حَيٌّ لٰايَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلٰي كُلِّ شَيْءٍ قَدٖيرٌ اَللّٰهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ اَنْتَ كَمٰا تَقُولُ وَ خَيْرُ مٰا يَقُولُ الْقٰاۤئِلُونَ اَللّٰهُمَّ لَكَ صَلوٰتٖي وَ دٖينٖي وَ مَحْيٰايَ وَ مَمٰاتٖي وَ لَكَ تُرٰاثٖي ( بَرٰائَتٖي خل ) وَ بِكَ حَوْلٖي وَ مِنْكَ قُوَّتٖي اَللّٰهُمَّ اِنّٖي اَعُوذُ بِكَ مِنَ الْفَقْرِ وَ مِنْ وَسْوٰاسِ الصَّدْرِ وَ مِنْ شَتٰاتِ الْاَمْرِ وَ مِنْ عَذٰابِ النّٰارِ وَ مِنْ عَذٰابِ الْقَبْرِ اَللّٰهُمَّ اِنّٖي اَسْأَلُكَ مِنْ خَيْرِ مٰا يَأْتٖي بِهِ الرِّيٰاحُ وَ اَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مٰا يَأْتٖي بِهِ الرِّيٰاحُ وَ اَسْأَلُكَ خَيْرَ اللَّيْلِ وَ خَيْرَ النَّهٰارِ اَللّٰهُمَّ اجْعَلْ فٖي قَلْبٖي نُوراً وَ فٖي سَمْعٖي وَ بَصَرٖي نُوراً وَ لَحْمٖي وَ دَمٖي وَ عِظٰامٖي وَ عُرُوقٖي وَ مَقْعَدٖي وَ مَقٰامٖي وَ مَدْخَلٖي وَ مَخْرَجٖي نُوراً وَ اَعْظِمْ لٖي نُوراً يَوْمَ اَلْقٰاكَ اِنَّكَ عَلٰي كُلِّ شَيْءٍ قَدٖيرٌ .
و همين كه آفتاب روز عرفه ميرود كه غروب كند و هنوز نيفتاده بگو :
اَللّٰهُمَّ اِنّٖي اَعُوذُ بِكَ مِنَ الْفَقْرِ وَ مِنْ تَشَتُّتِ الْاَمْرِ وَ مِنْ شَرِّ مٰا يَحْدُثُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهٰارِ اَمْسٰي ظُلْمٖي مُسْتَجٖيراً بِعَفْوِكَ وَ اَمْسٰي خَوْفٖي مُسْتَجٖيراً بِاَمٰانِكَ وَ اَمْسٰي ذُلّٖي مُسْتَجٖيراً بِعِزِّكَ وَ اَمْسٰي وَجْهِيَ الْفٰانٖي مُسْتَجٖيراً بِوَجْهِكَ الْبٰاقٖي يٰا خَيْرَ مَنْ سُئِلَ وَ يٰا اَجْوَدَ مَنْ اَعْطٰي جَلِّلْنٖي بِرَحْمَتِكَ وَ اَلْبِسْنٖي عٰافِيَتَكَ وَ اصْرِفْ عَنّٖي شَرَّ جَمٖيعِ خَلْقِكَ .
[ص 51] و همين كه آفتاب غروب كرد بگو :
اَللّٰهُمَّ لٰاتَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ هٰذَا الْمَوْقِفِ وَ ارْزُقْنٖيهِ ( مِنْ قٰابِلٍ خ ) اَبَداً مٰا اَبْقَيْتَنٖي وَ اقْلِبْنِي الْيَوْمَ مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجٰاباً لٖي مَرْحُوماً مَغْفُوراً لٖي بِاَفْضَلِ مٰا يَنْقَلِبُ بِهِ الْيَوْمَ اَحَدٌ مِنْ وَفْدِكَ وَ حُجّٰاجِ بَيْتِكَ الْحَرٰامِ وَ اجْعَلْنِي الْيَوْمَ مِنْ اَكْرَمِ وَفْدِكَ عَلَيْكَ وَ اَعْطِنٖي اَفْضَلَ مٰا اَعْطَيْتَ اَحَداً مِنْهُمْ مِنَ الْخَيْرِ وَ الْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الرِّضْوٰانِ وَ الْمَغْفِرَةِ وَ بٰارِكْ لٖي فٖيمٰا اَرْجِعُ اِلَيْهِ مِنْ اَهْلٍ اَوْ مٰالٍ اَوْ قَلٖيلٍ اَوْ كَثٖيرٍ وَ بٰارِكْ لَهُمْ فِيَّ .
و مكرر بگو : اَللّٰهُمَّ اَعْتِقْنٖي مِنَ النّٰارِ ، تا مردم از عرفات حركت كنند .
و در آخر كلام كه حركت ميكني بگو :
اَللّٰهُمَّ اِنّٖي اَعُوذُ بِكَ اَنْ اَظْلِمَ اَوْ اُظْلَمَ اَوْ اَقْطَعَ رَحِماً اَوْ اُوذِيَ جٰاراً .
و بدانكه دعاي موقتي در عرفات نيست و هر چه از دعا و كلام حسَن بگوئي و صلوات بفرستي خوب است .
و در مشعر از حوضها نميگذري و ميگوئي :
اَللّٰهُمَّ هٰذِهٖ جُمَعٌ اَللّٰهُمَّ اِنّٖي اَسْأَلُكَ اَنْ تَجْمَعَ لٖي فٖيهٰا جَوٰامِعَ الْخَيْرِ اَللّٰهُمَّ لٰاتُؤْيِسْنٖي مِنَ الْخَيْرِ الَّذٖي سَأَلْتُكَ اَنْ تَجْمَعَهُ لٖي فٖي قَلْبٖي وَ اَطْلُبُ اِلَيْكَ اَنْ تُعَرِّفَنٖي مٰا عَرَّفْتَ اَوْلِيٰاۤءَكَ فٖي مَنْزِلٖي هٰذٰا وَ اَنْ تَقِيَنٖي جَوٰامِعَ الشَّرِّ .
و اگر بتواني آن شب را احياء بدار كه فضيلت بسيار دارد .
و همين كه صبح شد نزديك كوه يا دور از آن هر جا ميخواهي وقوف كن در حالي كه طاهر باشي و حمد و ثناي الهي را بجا بياور و هر چه بتواني از آلاء و بلاء خداوند ذكر كن و صلوات بفرست و بگو :
اَللّٰهُمَّ رَبَّ الْمَشْعَرِ الْحَرٰامِ فُكَّ رَقَبَتٖي مِنَ النّٰارِ وَ اَوْسِعْ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ [ص 52] الْحَلٰالِ وَ ادْرَأْ عَنّٖي شَرَّ فَسَقَةِ الْجِنِّ وَ الْاِنْسِ اَللّٰهُمَّ اَنْتَ خَيْرُ مَطْلُوبٍ اِلَيْهِ وَ خَيْرُ مَدْعُوٍّ وَ خَيْرُ مَسْئُولٍ وَ لِكُلِّ وٰافِدٍ جٰاۤئِزَةٌ فَاجْعَلْ جٰاۤئِزَتٖي فٖي مَوْطِنٖي هٰذٰا اَنْ تُقٖيلَنٖي عَثْرَتٖي وَ تَقْبَلَ مَعْذِرَتٖي وَ اَنْ تُجٰاوِزَ عَنْ خَطٖيۤئَتٖي ثُمَّ اجْعَلِ التَّقْوٰي مِنَ الدُّنْيٰا زٰادٖي .
و در وادي مُحَسّر رسول خدا صلي اللّه عليه و آله ناقه خود را حركت داد و ميفرمود :
اَللّٰهُمَّ سَلِّمْ لٖي عَهْدٖي وَ اقْبَلْ تَوْبَتٖي وَ اَجِبْ دَعْوَتٖي وَ اخْلُفْنٖي بِخَيْرٍ فٖي مَنْ تَرَكْتُ بَعْدٖي .
و در نزد جَمْره عَقَبه حصي در دست تو باشد و مستحب است كه طاهر باشي و ميگوئي :
اَللّٰهُمَّ هٰؤُلٰاۤءِ حَصَيٰاتٖي فَاَحْصِهِنَّ لٖي وَ ارْفَعْهُنَّ فٖي عَمَلٖي .
بعد رمي ميكني و با هر حَصاة ميگوئي :
اَللّٰهُ اَكْبَرُ اَللّٰهُمَّ ادْحَرْ عَنِّي الشَّيْطٰانَ اَللّٰهُمَّ تَصْدٖيقاً بِكِتٰابِكَ وَ عَلٰي سُنَّةِ نَبِيِّكَ اَللّٰهُمَّ اجْعَلْهُ حَجّاً مَبْرُوراً وَ عَمَلاً مَقْبُولاً وَ سَعْياً مَشْكُوراً وَ ذَنْباً مَغْفُوراً .
و روايت شده كه با هر حصاة تكبير بگو .
و همين كه برَحْل خود برگشتي از رمي بگو :
اَللّٰهُمَّ بِكَ وَثِقْتُ وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ فَنِعْمَ الرَّبُّ وَ نِعْمَ الْمَوْلٰي وَ نِعْمَ النَّصٖيرُ .
و در نزد ذبح ، اميرالمؤمنين عليه السلام هر سال كبشي بنيابت پيغمبر صلي اللّه عليه و آله ذبح مينمود و در وقت ذبح ميفرمود :
بِسْمِ اللّٰهِ وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذٖي فَطَرَ السَّمٰوٰاتِ وَ الْاَرْضَ حَنٖيفاً مُسْلِماً وَ مٰا اَنَا [ص 53] مِنَ الْمُشْرِكٖينَ اِنَّ صَلوٰتٖي وَ نُسُكٖي وَ مَحْيٰايَ وَ مَمٰاتٖي لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمٖينَ اَللّٰهُمَّ مِنْكَ وَ لَكَ اَللّٰهُمَّ هٰذٰا عَنْ نَبِيِّكَ .
و همين كه هدي خود را خريدي رو بقبله بدار و نحر كن يا ذبح نما و بگو :
وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذٖي فَطَرَ السَّمٰوٰاتِ وَ الْاَرْضَ حَنٖيفاً وَ مٰا اَنَا مِنَ الْمُشْرِكٖينَ اِنَّ صَلوٰتٖي وَ نُسُكٖي وَ مَحْيٰايَ وَ مَمٰاتٖي لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمٖينَ لٰا شَرٖيكَ لَهُ وَ بِذٰلِكَ اُمِرْتُ وَ اَنَا مِنَ الْمُسْلِمٖينَ اَللّٰهُمَّ مِنْكَ وَ لَكَ بِسْمِ اللّٰهِ وَ بِاللّٰهِ وَ اللّٰهُ اَكْبَرُ اَللّٰهُمَّ تَقَبَّلْ مِنّٖي .
بعد كارد را بكش بگلوي آن و تا نميرد سر آن را جدا مكن .
و همين كه آمدي بمكه درِ مسجد ميايستي و ميگوئي :
اَللّٰهُمَّ اَعِنّٖي عَلٰي نُسُكِكَ وَ سَلِّمْنٖي لَهُ وَ سَلِّمْهُ لٖي اَسْأَلُكَ مَسْأَلَةَ الْعَلٖيلِ ( الْقَلٖيلِ خل ) الذَّلٖيلِ الْمُعْتَرِفِ بِذَنْبِهٖ اَنْ تَغْفِرَ لٖي ذُنُوبٖي وَ اَنْ تَرْجِعَنٖي بِحٰاجَتٖي اَللّٰهُمَّ اِنّٖي عَبْدُكَ وَ الْبَلَدُ بَلَدُكَ وَ الْبَيْتُ بَيْتُكَ جِئْتُ اَطْلُبُ رَحْمَتَكَ وَ اَؤُمُّ طٰاعَتَكَ مُتَّبِعاً لِاَمْرِكَ رٰاضِياً بِقَدَرِكَ اَسْأَلُكَ مَسْأَلَةَ الْمُضْطَرِّ اِلَيْكَ الْمُطٖيعِ لِاَمْرِكَ الْمُشْفِقِ مِنْ عَذٰابِكَ الْخٰاۤئِفِ لِعُقُوبَتِكَ اَنْ تُبَلِّغَنٖي عَفْوَكَ وَ تُجٖيرَنٖي مِنَ النّٰارِ بِرَحْمَتِكَ .
و در نزد وداع بيت يك اسبوع طواف كن و اگر توانستي در هر شوطي استلام حجر الاسود و ركن يماني را بنمائي بنما و الا در ابتداء و انتهاء استلام كن و اگر نتوانستي هم نقلي نيست بعد نزد مُستَجار ميآئي و همان قسم كه روز اول بجا آوردي بجا آور بعد اختيار كن براي خودت [ص 54] از دعا هر چه بخواهي بعد استلام حجر بنما بعد شكم خود را به بيت بچسبان و حمد و ثناي الهي را بجا بياور و صلوات بفرست و بگو :
اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلٰي مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ ( وَ نَبِيِّكَ خل ) وَ اَمٖينِكَ وَ حَبٖيبِكَ وَ نَجٖيبِكَ وَ خِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ اَللّٰهُمَّ كَمٰا بَلَّغَ رِسٰالَتَكَ وَ جٰاهَدَ فٖي سَبٖيلِكَ وَ صَدَعَ بِاَمْرِكَ وَ اُوذِيَ فٖيكَ وَ فٖي جَنْبِكَ وَ عَبَدَكَ حَتّٰي اَتٰاهُ الْيَقٖينُ اَللّٰهُمَّ اقْلُبْنٖي مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجٰاباً لٖي بِاَفْضَلِ مٰا يَرْجِعُ بِهٖ اَحَدٌ مِنْ وَفْدِكَ مِنَ الْمَغْفِرَةِ وَ الْبَرَكَةِ وَ الرِّضْوٰانِ وَ الْعٰافِيَةِ مِمّٰا يَسَعُنٖي اَنْ اَطْلُبَ اَنْ تُعْطِيَنٖي مِثْلَ الَّذٖي اَعْطَيْتَهُ اَفْضَلَ مَنْ عِنْدَكَ ( مِنْ عِنْدِكَ ) تَزٖيدُنٖي عَلَيْهِ اَللّٰهُمَّ اِنْ اَمَتَّنٖي فَاغْفِرْ لٖي وَ اِنْ اَحْيَيْتَنٖي فَارْزُقْنٖيهِ مِنْ قٰابِلٍ اَللّٰهُمَّ لٰاتَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ بَيْتِكَ اَللّٰهُمَّ اِنّٖي عَبْدُكَ ابْنُ عَبْدِكَ وَ ابْنُ اَمَتِكَ حَمَلْتَنٖي عَلٰي دٰاۤبَّتِكَ وَ سَيَّرْتَنٖي فٖي بِلٰادِكَ حَتّٰي اَدْخَلْتَنٖي حَرَمَكَ وَ اَمْنَكَ وَ قَدْ كٰانَ فٖي حُسْنِ ظَنّٖي بِكَ اَنْ تَغْفِرَ لٖي ذُنُوبٖي فَاِنْ كُنْتَ قَدْ غَفَرْتَ لٖي ذُنُوبٖي فَازْدَدْ عَنّٖي رِضاً وَ قَرِّبْنٖي اِلَيْكَ زُلْفٰي وَ لٰاتُبٰاعِدْنٖي وَ اِنْ كُنْتَ لَمْتَغْفِرْ لٖي فَمِنَ الْآنِ فَاغْفِرْ لٖي قَبْلَ اَنْ تَنْأٰي عَنْ بَيْتِكَ دٰارٖي وَ هٰذٰا اَوٰانُ انْصِرٰافٖي اِنْ كُنْتَ اَذِنْتَ لٖي غَيْرَ رٰاغِبٍ عَنْكَ وَ لٰا عَنْ بَيْتِكَ وَ لٰا مُسْتَبْدِلٍ بِكَ وَ لٰا بِهٖ اَللّٰهُمَّ احْفَظْنٖي مِنْ بَيْنِ يَدَيَّ وَ مِنْ خَلْفٖي وَ عَنْ يَمٖينٖي وَ عَنْ شِمٰالٖي حَتّٰي تُبَلِّغَنٖي اَهْلٖي وَ اكْفِنٖي ( اَهْلٖي فَاِذٰا بَلَّغْتَنٖي اَهْلٖي فَاكْفِنٖي خل ) مَؤُنَةَ عِبٰادِكَ وَ عِيٰالٖي فَاِنَّكَ وَلِيُّ ذٰلِكَ مِنْ خَلْقِكَ وَ مِنّٖي .
و حضرت ابوالحسن عليه السلام در وداع بيت همين كه خواستند از در مسجد بيرون روند بسجده افتادند و بعد برخاستند و رو بكعبه كردند و عرض كردند :
[ص 55] اَللّٰهُمَّ اِنّٖي اَنْقَلِبُ عَلٰي لٰا اِلٰهَ اِلَّا اللّٰهُ .
و در دخول كعبه در دعاي طلب ولد فرمودند كه با دلوي از آب زمزم غسل بكن و بعد داخل خانه بشو پس همين كه درِ باب بيت ايستادي حلقه در را بگير و بگو :
اَللّٰهُمَّ اِنَّ الْبَيْتَ بَيْتُكَ وَ الْعَبْدَ عَبْدُكَ وَ قَدْ قُلْتَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كٰانَ آمِناً فَآمِنّٖي مِنْ عَذٰابِكَ وَ اَجِرْنٖي مِنْ سَخَطِكَ .
بعد داخل بيت بشو پس دو ركعت نماز بر رُخامه حمرا بجا بياور بعد بايست رو بستوني كه برابر حجر است و سينه خود را بآن بچسبان بعد بگو :
يٰا وٰاحِدُ يٰا اَحَدُ يٰا مٰاجِدُ يٰا قَرٖيبُ يٰا بَعٖيدُ يٰا عَزٖيزُ يٰا عَلٖيمُ لٰاتَذَرْنٖي فَرْداً وَ اَنْتَ خَيْرُ الْوٰارِثٖينَ هَبْ لٖي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً اِنَّكَ سَمٖيعُ الدُّعٰاۤءِ .
پس دور بزن بر ستون و پشت و شكم خود را بآن بچسبان و همين دعا را بخوان .
و فرمودند لابد است براي صَروره كه حج اول اوست كه داخل خانه شود پيش از آنكه برگردد پس هر گاه داخل شدي داخل بشو بسكينه و وقار و بهر زاويه از زواياي آن برو و بيا و بگو :
اَللّٰهُمَّ اِنَّكَ قُلْتَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كٰانَ آمِناً فَآمِنّٖي مِنْ عَذٰابِ يَوْمِ الْقِيٰمَةِ .
و بين عمودين كه طرف در است نماز بجا بياور بر رخامه حمرا و اگر مردم زياد باشند رو بهر زاويه بكن از همانجا كه نماز گذاردي و بخوان خدا را و سؤال كن .
[ص 56] و در بيرون آمدن از كعبه سه مرتبه تكبير بگو بعد بگو :
اَللّٰهُمَّ لٰاتَجْهَدْ بَلٰاۤءَنٰا رَبَّنٰا وَ لٰاتُشْمِتْ بِنٰا اَعْدٰاۤءَنٰا فَاِنَّكَ اَنْتَ الضّٰاۤرُّ النّٰافِعُ .
بعد پائين بيا و درجه را بيسار خود بيانداز و رو بكعبه بكن و نماز بجا بياور .
و از آب زمزم كه ميخوري بگو : بِسْمِ اللّٰهِ اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ اَلشُّكْرُ لِلّٰهِ .
و باز بگو : اَللّٰهُمَّ اجْعَلْهُ عِلْماً نٰافِعاً وَ رِزْقاً وٰاسِعاً وَ شِفٰاۤءً مِنْ كُلِّ دٰاۤءٍ وَ سُقْمٍ .
و بهمين قدر از ادعيه حج و عمره اقتصار ميشود و لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم و صلي اللّه علي محمد و آله الطاهرين و انا العبد زينالعابدين بن كريم بن ابرهيم غفر الله لي و لهم .