[ص 1]

رساله قصر و اتمام

از تأليفات عالم رباني و فقيه صمداني

مرحوم آقاي حاج محمدكريم خان كرماني اعلي الله مقامه

[ص 2] بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله و سلام علي عباده الذين اصطفي .

و بعد چنين گويد بنده اثيم كريم بن ابراهيم كه اين رساله‌ايست كه بخواهش بعضي از دوستان در نماز قصر نوشته شده است و اكتفا كردم در آن بآنچه نصوص از اهل بيت اطهار عليهم السلام وارد شده و ذكر نكردم آنچه را كه مأخذ آن رأي و اجتهاد است و من الله التوفيق و الاستعانة و در اين رساله مقدمه‌ايست و چند فصل :

[ص 3] مقدمه - بدان كه قصر واجب است در سفر در نمازهاي چهار ركعتي ، و مغرب و صبح بر حال خود است و قصر نميشود پس هر كس از روي جهالت و ناداني در سفر نماز را تمام كند اعاده ندارد و تكليف از او ساقط ميشود و اگر از راه فراموشي در سفر نماز را تمام كند پس اگر در وقت دانست كه تمام كرده نمازش را اعاده ميكند و اگر ندانست تا آنكه وقت گذشت و بعد دانست كه تمام كرده باكي نيست و اعاده ندارد و اگر كسي عمدا نماز را در سفر تمام كند و ميدانست كه قصر بايد بكند معصيت كرده و نمازش را بايد دوباره قصر بكند و اگر كسي قصد اقامه در جائي كرد بايد تمام كند پس اگر از روي جهالت كسي باز قصر كند اعاده ندارد و اگر كسي از روي جهالت نماز مغرب را نيز دو ركعت بكند در سفر نيز بر او گناهي نيست و قضا و اعاده ندارد .

[ص 4] فصل اول - بدان كه از براي قصر كردن نماز در سفر چند شرط است :

اول آنكه سفرش هشت فرسنگ كه سير يك روز قافله شتر قطار است باشد چه رفتن تنها و چه رفتن و برگشتن با هم كه چهار فرسخ رفتن باشد و چهار فرسخ برگشتن چه همان روز برگردد و چه غير آن روز اگر چه تا يك ماه طول بكشد و حد آن آن است كه سفر آن بر هم نخورد چنانكه بعد از اين ذكر خواهيم كرد پس اگر رفتن چهار فرسخ باشد و اراده برگشتن هم دارد تا سفر او بر هم نخورده نماز را قصر ميكند .

دويم قصد مسافت است يعني قصد هشت فرسخ را در رفتن و برگشتن داشته باشد از اول حركت پس هر گاه قصد ندارد نماز را تمام ميكند اگر چه صد فرسخ برود مثل آنكه كسي از عقب گريخته برود و نميداند كه تا كجا خواهد رفت در يك فرسخي [ص 5] او را خواهد ديد يا دو فرسخي يا ده فرسخي يا زيادتر يا كمتر پس چنين كسي نماز را تمام ميكند مگر آنكه يقين بداند كه رفتن و برگشتن هشت فرسخ است پس در اين صورت نماز را قصر ميكند و اگر قدري راه را بي قصد مسافت برود بعد قصد مسافتي ديگر كند مثل آنكه دو فرسخ بي قصد برود و بعد بفهمد كه مطلوب آن در سه فرسخ ديگر است چون حالا قصد اين سه فرسخ كرد و برگشتن آن پنج فرسخ است و اين جمله هشت فرسخ ميشود و مسافت شرعي است در دو فرسخ اول نماز را تمام ميكند و در سه فرسخ رفتن و پنج فرسخ برگشتن نماز را شكسته ميكند خلاصه حال رفتن و برگشتن را با هم ملاحظه بايد نمود و قصد داشته باشد پس اگر كسي بخواهد برود و هرگز اراده برگشتن نداشته باشد يا ميخواهد آنجا قصد اقامه ده روز بكند پس اگر رفتن تنها [ص 6] هشت فرسخ باشد و قصد او را داشته باشد نماز را قصر ميكند و الا فلا .

سيوم استمرار قصد است تا آخر مسافت پس اگر خيال سفر داشت و در عرض راه از خيال سفر برگشت پس اگر پيش از آن است كه چهار فرسخ رفته باشد نماز را تمام ميكند در همانجا هر چه بماند و در وقت برگشتن هم نماز را تمام ميكند و اگر در وقت رفتن نمازي قصر كرده باشد مستحب است كه قضا كند بطور تمام و اگر بعد از آنكه فسخ عزيمت سفر كرد پيش از چهار فرسخ و نماز را تمام كرد دوباره قصد مسافت كه هشت فرسخ باشد كرد دوباره نماز را قصر ميكند خواه هشت فرسخ رفتن تنها باشد يا رفتن و برگشتن با هم و اگر چهار فرسخ راه رفت بعد فسخ سفر كرد نماز را قصر ميكند در آنجا و در وقت برگشتن و در حكم فسخ است تردد در رفتن و ماندن و برگشتن پس [ص 7] اگر قدري راه رود و بعد عارضي پيدا شود و نداند كه سفر ميرود يا برميگردد يا آنكه ميماند نگاه ميكند اگر چهار فرسخ آمده نماز را قصر ميكند چه بماند و چه برگردد و اگر پيش از تردد نمازي قصر كرده قضا ميكند استحبابا و اگر ثانيا از آنجا قصد مسافت كرد قصر ميكند .

چهارم آنكه قصد ماندن ده روز در عرض راه نكند پس اگر قصد ده روز كرد در جائي سفر بر هم ميخورد و حكم او حكم كسي است كه در منزل خود است بايد در آنجا نماز را تمام كند پس اگر از منزل خود قصد جائي كند كه از منزل او تا آنجا چهار فرسخ است و ميخواهد كه در آنجا ده روز بماند در عرض راه و در آنجا و در برگشتن همه تمام ميكند چرا كه قصد هشت فرسخ بعمل نيامده پس اگر بمحلي رسد و قصد ماندن ده روز كرد نماز را تمام ميكند بعد اگر در اثناي [ص 8] ده روز عارضي پيش آمد كه سفري شد وقتي كه از آن محل بيرون رفت نماز را قصر ميكند و اگر برگشت بآن محل دو مرتبه اگر قصد ده روز دارد نماز را تمام ميكند و الا قصر ميكند و همچنين است هر گاه در اثناي ده روز قصد قدري راه بكند كه از محل اقامه بيرون رود و اگر چه نيم فرسخ باشد و در برگشتن در آن محل نميخواهد كه ده روز ديگر بماند باز نماز را قصر ميكند چرا كه قصد سفر كرده و آن سفر نيم فرسخ رفتن با مسافتي كه برميگردد تا منزل خود است و همچنين است هر گاه از شهر خود رود در دهي و ده روز قصد كند بعد در اثناي ده روز از آنجا بده ديگر رود و قصد ده روز در ده ديگر نكند و در ده ديگر هم نخواهد ده روز بماند پس نماز را شكسته ميكند و چون بده اول برگردد هر گاه ثانيا قصد كرد نماز را تمام ميكند و الا قصر ميكند اگر چه [ص 9] ده دفعه بده دويمي برود و برگردد بده اول پس نماز او قصر است تا آنكه قصد اقامه در جائي بكند يا بشهر خود برگردد و اگر وارد دهي شد و قصد اقامه كرد بعد از قصد خود برگشت اگر پيش از آنكه نمازي چهار ركعتي در آنجا بكند برگردد همه نمازها را قصر ميكند هر چه بماند و اگر يك نماز چهار ركعتي كرد و بعد از قصد اقامه برگشت ديگر همه نمازها كه در آنجا ميكند تمام است و چون از آنجا سفر كند قصر ميكند و اگر در اثناي نماز از قصد اقامه برگشت اگر پيش از ركعت سيوم برگشت نماز را قصر ميكند و در دويم سلام ميدهد و اگر داخل سيوم شده برگشت اعاده ميكند بطور قصر و اگر قصد اقامه نداشت و در اثناي نماز قصد اقامه كرد نماز را تمام ميكند يعني چهار ركعت ميكند .

پنجم آن است كه در اثناي سفر بوطن خود برسد پس اگر بوطن خود رسيد و داخل منزل خود شد [ص 10] نماز را تمام ميكند چه منزل ملك او باشد يا اجاره يا غير آن بهر تقدير حق السكون بر او مباح باشد و در حكم وطن است منزلي كه شخص شش ماه در آنجا باشد و معروف باشد كه او در آنجا متوطن است پس اگر منزلي باشد كه شش ماه در آنجا سكني ميكند و پيشتر هم سكني كرده هر وقت بآنجا ميرسد نماز را تمام ميكند پس اگر از منزل قصد سفر كند بمنزلي ديگر كه هر دو وطن او است يعني شش ماه در هر جائي ميماند و مابين آن دو منزل هشت فرسخ نباشد در عرض راه و در منزل نماز را تمام ميكند و اگر باشد در عرض راه قصر ميكند و در منزل تمام پس اگر منزلي تازه بگيرد كه ميخواهد در آنجا بعد از اين شش ماه بماند و تا آن زمان نمانده باشد حكم وطن ندارد پس اگر قصد ده روز دارد نماز را تمام ميكند و اگر ندارد قصر ميكند و واجب نيست [ص 11] كه شش ماه متصل بهم در آن منزل بماند پس اگر متفرق بماند حكمش حكم وطن است و اگر منزل ندارد و ليكن مزرعه دارد كه سكني ندارد در آنجا مخير است كه قصر كند يا تمام كند مگر آنكه قصد ده روز كند پس تمام ميكند بعد از قصد ده روز و اگر از منزلش تا ده هشت فرسخ باشد در عرض راه قصر ميكند و در ده خود مخير است ميانه قصر و اتمام و اگر رفتن و برگشتن هشت فرسخ نشود تمام ميكند و اگر بشود در عرض راه قصر ميكند و در ده تمام ميكند يا در عرض راه و در ده هر دو قصر ميكند .

ششم آنكه سفرش معصيت و باطل نباشد پس اگر سفرش حلال و حق است نماز را قصر ميكند و الا تمام ميكند و سفر باطل مثل شكار رفتن و از پي امر حرامي رفتن يا قاصد شدن براي امر حرامي يا از پي دشمن رفتن يا از پي تضرر مسلماني رفتن [ص 12] يا بسخن‌چيني رفتن و مثل اينها است غلامي كه از آقا بگريزد يا زني كه بي اذن شوهر برود بسفر غير واجب يا برود كه كسي را مغبون كند يا پول حرامي بگيرد يا مال كسي را غصب كند يا با مسلمي نزاعي كند بي‌سبب يا ايذاي مسلمي كند يا بقصد ديدن ظلمه سفر كند يا بقصد لهو و لعب و بازي سفر كند خلاصه بهر يك از اين وجوه يا بوجهي ديگر كه شرعا آن امر حرام باشد و بقصد آن سفر رود در جميع اين صورتها نمازش تمام است و روزه ميگيرد اگر ماه رمضان باشد و لكن اگر شكار برود بقصد قوت خود و قوت عيال خود قصر ميكند چرا كه سفر مستحب است بلكه اگر متردد شود كه بمشايعت برود و روزه را بخورد يا بماند و روزه را بگيرد سفر ميكند و روزه را ميخورد چرا كه خوردن روزه در سفر مباح است و مشايعت مستحب .

[ص 13] هفتم آنكه كسي نباشد كه سفر عمل او است همچون مكاري و جمال و ملاح و قاصد و شبان و كسي كه خراج سلطان حق جمع ميكند و كسي كه دايم سفر تجارت ميرود و تجارت او هميشه در سفر است مثل كسي كه در دهات و شهرها دست‌فروشي ميكند و دايم در حركت و سفر است و جائي نميماند و ايليات كه دايم پي آب و علف ميروند و چادرهاي ايشان هميشه با ايشان است و هر كس كه سفر عمل او باشد بغير اين وجوه پس همه اين جماعت هميشه نماز خود را تمام ميكنند مگر اينكه در جائي ده روز بمانند پس اگر ده روز ماندند سفر خود را قصر ميكنند و بعد از سفر دويم باز اگر ماندند در جائي ده روز سفر ايشان باز قصر ميشود در سفر سيوم و اگر نماندند و عمل ايشان باز سفر شد باز تمام ميكنند و روزه ميگيرند و اگر مكاري و جمال در يكي از اسفار دو منزل يكي [ص 14] رفتند بر خلاف عادت در عرض دو منزل قصر ميكنند و چون منزل كردند تمام ميكنند .

هشتم آنكه از منزل خود بيرون آيد پس اگر از منزل خود بقصد سفر بيرون آمد بايد نماز را قصر كند خواه صداي اذان بشنود و خواه نشنود و خواه پنهان شود از اهل شهر و خواه نشود و همچنين در وقت برگشتن نماز را قصر ميكند تا داخل منزل خود شود يا داخل قريه شود كه در آن قصد اقامه كرده و هر گاه مسافر در قريه يا شهري كه قصد اقامه كرده پس اگر از آن زمين بيرون رود كمتر از چهار فرسخ در برگشتن اگر قصد ده روز ديگر دارد پس در رفتن و برگشتن نماز را تمام ميكند و اگر قصد ده روز ديگر ندارد پس در رفتن و برگشتن و هر چه در آن ده بماند نماز را قصر ميكند و اگر نميداند كه ده روز خواهد ماند يا نه حكم مسافر دارد .

[ص 15] نهم آن است كه در يك سرزمين متردد نماند از يكماه زياده پس اگر وارد شود بقريه و نداند كه در آنجا ده روز ميماند يا نه و همين ميگويد كه امروز ميروم و فردا ميروم نماز را قصر ميكند تا مدت يكماه و بعد از يكماه اگر چه يك نماز باشد تمام ميكند پس اگر اول ماه را در شك و تردد است در امروز و فردا تا آخر ماه نماز را قصر ميكند اگر چه بيست و نه روز باشد و بعد از بيست و نه روز كه ماه نو شد نماز را تمام ميكند اگر چه يك نماز باشد و اگر در اول ماه وارد نشود و دويم و سيوم تا اواخر ماه وارد شود از روز ورود سي روز مي‌شمرد و روز سي و يكم را تمام ميكند اگر چه يك نماز باشد و اگر در اثناي تردد جزم بر ده روز كرد نماز را تمام ميكند تا هر چه در آنجا باشد و اگر در اثناي ده روز فسخ ماندن كرد چنانچه گذشت عمل ميكند .

[ص 16] فصل دوم - مستحب است از براي مسافر كه هر گاه بحرم مكه يا مدينه برسد نماز را تمام بكند اگر چه قصد اقامه نداشته باشد و حرم مكه چهار فرسخ در چهار فرسخ است و همچنين حرم مدينه چهار فرسخ در چهار فرسخ است پس در اين دو حرم نماز را تمام ميكند و همچنين هر گاه بحرم حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام برسد يا حرم امام حسين عليه السلام مستحب است كه نماز را تمام بكند اگر چه قصد اقامه نكند و حرم اميرالمؤمنين عليه السلام شهر كوفه است و حرم حضرت امام حسين عليه السلام پنج فرسخ است از چهار طرف قبر و يك فرسخ هم روايت شده و منافات ندارد چرا كه يك فرسخ افضل است و حد آن تا پنج فرسخ است پس در كربلا و كوفه هم نماز را مستحب است كه تمام بكند و اگر بخواهد قصر هم بكند جايز است مگر آنكه قصد [ص 17] اقامه كند پس واجب است كه تمام كند و نماز نافله را ميتوان در اين مواضع شريفه بجا آورد اگر چه قصر كند نماز واجب را خواه نافله يوميه بوده باشد و خواه غير يوميه و همچنين نماز سنتي ميتوان بجا آورد و مواضعي كه حضرت رسول صلي الله عليه و آله بآنجاها گشته‌اند .

فصل سيوم - هر گاه شخص در حضر باشد و وقت نماز داخل شود و نماز نكرده سفر رود نماز خود را قصر ميكند در سفر و اگر در سفر باشد و وقت نماز داخل شود و نماز نكرده وارد منزل شود در منزل تمام ميكند و اگر يك نماز در منزل كند و يكي در سفر آنكه در منزل ميكند تمام ميكند و آنكه در سفر ميكند قصر .

فصل چهارم - مستحب است كه شخص مسافر بعد از هر نماز كه قصر ميكند سي دفعه بگويد سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر [ص 18] و اين از عوض آن دو ركعت است كه ترك كرده و تا ميتواند اين تسبيحات را ترك نكند چرا كه بسيار تأكيد فرموده‌اند در آن .

فصل پنجم - مسافر در دريا حكم مسافر در زمين دارد هر گاه قصد هشت فرسخ كرد بهمان شروط كه سابق ذكر شد نماز را قصر ميكند و الا فلا .

و كتب ذلك بيمناه الداثرة كريم بن ابراهيم امتثالا لامر بعض الاخوان حفظه الله عن طوارق الحدثان في يوم الثلثاء سادس‌عشر شهر شعبان من شهور سنة ١٢٥٦ حامدا مصليا مستغفرا .