( مترجم گويد : مؤلف اعلي الله مقامه در كتاب حقايق الطب اخباري را از اهل بيت صلوات الله عليهم اجمعين درباره اوقات و نحوه نزديكي روايت فرموده است كه تبركا خلاصهاي از آن نقل ميگردد در پارهاي از اوقات از نزديكي نهي فرمودهاند كه عبارتند از : شبهاي چهارشنبه ، در وقت محاقِ ماه ، شبي كه ميخواهند در آن بمسافرت بروند ، شب عيد فطر ، شب عيد قربان ، شب نيمه شعبان ، بعد از ظهرها ، در ساعات اوليه شب ، بين طلوع فجر و طلوع آفتاب ، از اول غروب تا رفتن شفق ، در شبهاي خسوف ، در روزهاي كسوف ، در شب و روزي كه بادهاي سياه وزيده است ، در شب و روزي كه زلزله شده ، در آخر و اول و نيمه ماه . و نيز در جاهاي زير از نزديكي نهي شده هر چند كه حرام شمرده نشده : بر روي سقف ساختمانها ، زير درختهاي ميوهدار ، زير نور خورشيد ، [ص 458] در جائي كه كودكي هست ( منظور اين است كه آن كودك طرفين را ميبيند و يا صدايشان را ميشنود - كتاب نكاح از كتاب الجامع لاحكام الشرايع تأليف مؤلف ) و در كشتي و همچنين در پارهاي از حالات از نزديكي نهي شده مانند : در حال ايستاده ، در حالي كه طرفين كاملا عريان باشند ، شتابزدگي در كار ، استفاده طرفين از يك دستمال ، نگاه كردن بفرج زن در هنگام نزديكي ، رو بقبله يا پشت بآن ، در حالي كه خضاب كرده باشند ، در حال جنابت ، نزديكي با همسر بشهوت زني اجنبي ، بعلاوه در اين اخبار توصيه شده است كه در شروع نزديكي از خداوند ياد كنند و نيز آميزش در شبهاي دوشنبه و پنجشنبه و جمعه و ظهر پنجشنبه و عصر جمعه نيكو شمرده شده است . در اين اخبار تأثير شرايط نزديكي در بچه نيز بيان شده )
عقيمي مرد و نازائي زن ( STERILITE )
همان طور كه در كتاب حقايق الطب توضيح دادهايم بچه از يك ماده منفعل و يك سبب فاعلي بوجود ميآيد اما ماده منفعل ( فعلپذير ) از زن و سبب فاعلي آن از مرد است ، تخمك زن ( OVULE ) رقيق و زرد رنگ ميباشد و داراي نيروي پذيرشي و منعقدشونده است و نطفه مرد ( SPERMATOZOID ) غليظ و سفيد و داراي نيروي پيشروي و منعقدكننده ميباشد و همان طور كه مايهپنير شير را منعقد ميكند نطفه مرد بنا بخاصيتي كه دارد تخمك زن را منعقد ميكند . در اين باره سياحي ادعا كرده است كه در شهر زنان درختي وجود دارد كه بوي مني دارد و زنها شاخهاي از آن را بكار ميبرند و بارور ميشوند همان طور كه شير ، از شيرابه درختِ انجير منعقد ميگردد ، بهر حال اگر مزاج نطفه مرد و تخمك زن هر دو درست و طبيعي باشد و در رحم بهم برسند و خدا خواسته باشد بچه بوجود [ص 459] ميآيد اما اگر در كار آنها اختلالي باشد يا يكي از آنها مدتي در رحم بماند و فاسد شود و ديگرگون گردد و يا با آن ديگر بهم نرسند ، بچهاي در كار نخواهد بود مگر آنكه خدا چنين خواسته باشد . بنا بر اين اگر كسي بچه خواسته باشد و نابهنجاري در او و يا همسرش نباشد بايد در زمانهاي مناسبي كه در حقايق الطب توضيح دادهايم با توجه بمناسبتهاي مختلف بكار بپردازد و آنگاه با همسر خود تنها باشد و با او بازي و شوخي كند و با تحريك نقاط حساس بدن او سعي نمايد كه او را كاملا مشتاق و براي نزديكي آماده كند زيرا در اين حالت احتمال آبستني بيشتر است . علامت آمادگي كامل زن اين است كه در چشمش قرمزي پديد ميآيد و مرد بايد به اين مسئله توجه كند كه زن چه وقت انزال خواهد كرد و بكوشد كه همراه او و در همان وقت انزال كند . و بهتر اين است كه در آن موقع زن با بلند كردن ران چپش كمي متمايل بطرف راست خود باشد . و همين كه كار تمام شد مرد بايد بآهستگي از زن جدا شود و زن بايد نزديك به سه ساعت به پشت بخوابد و بياسايد و سپس بآهستگي برخيزد و از حركات تند و خشن و برجهيدن و بالا و پائين رفتن و نزديكي بپرهيزد و از خوردن غذاهاي ليزكننده خودداري كند تا آثار آبستني پيدا شود و اگر مزاج هر دو معتدل باشد ان شاء الله زن آبستن ميگردد ( احتمال آبستني در نزديكيهائي كه ١٥ تا ١٣ روز قبل از شروع قاعدگي بعدي صورت بگيرد بسيار زيادتر از ساير ايام است . فيزيولژي گايتون ) اما اگر مرد از جهات آفرينشي خود عقيم ( STERILE ) باشد درماني ندارد ، ليكن اگر از جهات عارضي و پيشآمدها باشد ميتواند براي خود چارهانديشي كند و بدرمانهاي عام كه قبلا گفتيم بپردازد ، و پيش از آن بايد بدي مزاج خود را از علاماتي كه گفتيم بشناسد رقت يا غلظت بيش از حد مني ، [ص 460] قرمزي ، زردي ، سفيدي ، تيرگي مني و نيز سردي و گرمي غير طبيعي بيضهها ، التهاب ، قرمزي و سفيدي آنها و ساير علامات هم بايد مورد توجه باشد تا همان طور كه گفتيم بدرمان بپردازند .
( مؤلف (اع) در حاشيه اضافه فرموده : روايت شده كه نطفه از خون پديد ميآيد اول خون است و بمغز ميرود و از رگي كه بآن ورد ميگويند ميگذرد و پس از آن در مهرههاي پشت پائين ميآيد تا بحالبها برسد و سفيد ميگردد اما نطفه زن از سينهاش ميآيد و روايت شده كه اگر نطفه زرد يعني قرمز كدر باشد كودكي بوجود نميآورد اما اگر صاف باشد توليد بچه ميكند ) .
درمان آزمايششده اين است كه مرد نخست با خوردن دو گندم انتيمون و دو گندم تربد معدني بپاكسازي بدن خود بپردازد و پس از آن دو روز و هر روز چهار نخود رب الجلابا بياشامد و پس از پاكسازي بمدت ده روز كمر خود را هر روز با دو نخود دهن الزيبق چرب كند پس از آن بيست روز و هر روز دوازده گندم حب گنهگنه بخورد و در اين مدت هر روز بحمام برود و كاسهاي از آب گرم را كمكم بر كمر خود بريزد و زن بايد در هنگام خواب و نيز در وقت نزديكي بپهلوي راست بخوابد و گاهي نيز زنها بهمين صورت درمان مييابند ، مگر اينكه آب گرم را بايد بين دو پستان خود بريزند ، اما نازائي زن اگر از جهات آفرينشي باشد درماني ندارد ليكن اگر عارضي باشد بايد ديد كه كدام خلط بر بدن او چيره شده يا فاسد گرديده كه بايد تعديل گردد گاهي پيه اطراف رحم زياد است و بر دهانه آن فشار ميآورد ( COL METRIT DU ) پس بايد آن را كم كرد . اگر در رحم زخم يا قرحه يا گرفتگي يا [ص 461] سختي و يا خشونتي باشد و يا رحم جابجا شده ( HYSTEROPOSE ) بايد درمان گردد . گاهي رطوبتهاي ليزكنندهاي در رحم وجود دارد كه نطفه را از آن ميراند و بايد آنها را از بين ببرند . اگر نابهنجاري منحصر برحم باشد پاكسازي لازم نيست و برداشتن دستمالهاي داروئي و تنقيهها و فتيلهها كافي است . اگر نابسامانيها از چيرگي خون باشد درمانش فصد باسليق است ، اما ساير خلطها را بايد از بدن بيرون برانند كه اگر سرد باشد بايد روغن كرچك و ماءالاصول بياشامند و اگر گرم باشد فصد و نوشيدن ماءالشعير و تخم اسفرزه درمان آنست و بايد دستمالي با اين داروها بردارند : عاج يك جزء ، صدف نصف جزء ، گل ارمني ربع جزء كه بايد آنها را با عرق كاسني خمير كرده و بدستمال بزنند و آن را بردارند و اگر بادي نباشد بايد چند بار با آب كدو و عرق كاسني تنقيه كنند و براي درمان مزاج خشك آبتني و حمام رفتن و شستشو مفيد است و غذاي مناسب براي اين حال آب جوجه چرب ، شير بز جوشيده در هنگام صبح ، روغن كنجد در وقت خواب و پياز كباب شده است و نيز زن بايد مغز قلم پاي گاو يا كوهان شتر را همراه با سفيده تخممرغ بردارد . اگر بدي مزاج از رطوبت باشد درمانش نوشيدن روغن كرچك همراه با ماءالاصول و برداشتن داروهاي خشككننده و ضماد اين دارو است : جوزبويا سه دانه ، فوفل سه دانه ، لادن پنج مثقال كه پس از كوفتن و بيختن آن را با آب مورد و گلاب مخلوط كرده و نيمهگرم بر آخرين مهره كمر ضماد مينمايند . اين دارو رطوبت رحم را ميزدايد و ورم ( METRITE ) آن را برطرف ميكند و نيز خوردن و برداشتن اين دارو مفيد است : افسنتين يك جزء ، مازو ، گل انار فارسي ، كهربا از هر كدام نصف جزء ، شاهزيره دشتي ، تخم پياز ، گل ارمني از هر كدام ربع جزء سپس آن قسمت را كه ميخواهند بخورند با عسل خمير ميكنند و خوراك آن سه مثقال [ص 462] است و آن را كه ميخواهند بردارند با يك مثقال قطران ( مايع حاصل از جوشاندن چوبها ) آميخته و بر قطعه پشمي ميريزند و برميدارند اما بسياري از بيماريهاي رحم و بچه انداختن ( AVORTER ) كه از رطوبت سرچشمه ميگيرد ، با اين روغن درمان ميگردد : يك دانه كرچك را پوست ميگيرند و نرم ميكوبند و باندازه يك كف دست شنبليله و يك كف دست خارخسك و دو مشت تخم كرفس ، باديان و انيسون و يك مشت ريشه كرفس و باديان و بر مجموع مقداري آب باندازه يك و نيم برابر مقداري كه روي داروها بايستد ميريزند و ميپزند تا روغنش خارج گردد از اين روغن روزانه دو تا پنج درهم در حد تحمل مريض در مدت دو هفته يا تا حصول بهبودي ميخورند و نيز : عاج ، شير اسب و پنيرمايهِ آن را اگر بخورند و يا بردارند براي آبستن شدن مؤثر ميباشد . داروي ديگري كه بسيار مؤثر است اين است : سنبل ، جوزبويا ، حماما ، تخم پياز ، تخم هويج ، تخم شويد ، مر ، بسباسه ، زبان گنجشك ، زعفران باندازه مساوي ، مشك باندازه يك دهم يكي از اينها همه را با عسل خمير ميكنند و سه درهم آن را بر قطعه پشمي ميريزند و پس از پاك شدن از عادت ماهانه آن را برميدارند و پس از سه ساعت بيرون آورده و نزديكي ميكنند . و نيز يك مثقال ريشه شقايق ، يك درهم هل باد ( قاقله كبار ) ، يك درهم بسباسه ، نيم درهم زعفران ، سه قيراط مشك و سه قطعه پشم را با شير اسب و اين داروها ميآلايند و برميدارند و نيز اين دارو اثر عجيبي دارد استخوان بالاي سر سگ را ميسوزانند و يك درهم از آن را با زعفران و مَرْو از هر كدام نيم درهم و همچنين يك قيراط مشك را با شير الاغ آميخته و بدستوري كه گفتيم برميدارند و نيز اين داروها براي بسياري از بيماريهاي رحم مناسبند : ايارج صغير و گلشكر ( كه آن را تقويت ميكند ) ، جوارشن اللؤلؤ ( اين دارو جنين را اصلاح كرده و از افتادن آن [ص 463] جلوگيري ميكند و بايد در تمام مدت آبستني خورده شود ) ، جوهر الانتيمون ، حب الجَفْت براي جاري شدن رطوبتها ، روغن دانه عرعر براي درد رحم ، دهن الكبريت خالص و دهن المرجان براي ترشحات ، ضماد دهم براي ورمها ، مشمع سيلقون ( اگر بر پشت چسبانده شود از سقط جنين جلوگيري مينمايد ) ، مفرح انطاكي براي جلوگيري از سقط و اصلاح وضع رحم ، ملح الخبث براي ترشحات ، دهن البلسان خون را جاري كرده و جفت را خارج ميكند ، روغن دارچين زايمان را آسان ميسازد .
علامات آبستني اينها هستند : بهم آمدن دهانه رحم و دور شدن آن از جاي عادي و خشك شدن آن و بند آمدن قاعدگي ، سنگيني گوشها ، كم شدن اشتها ، تيرگي رنگ ، بادگلوي ترش ، خستگي ، كندذهني ، ميل بخوردن چيزهاي غيرعادي .
( مؤلف (اع) در حاشيه اضافه ميفرمايد : يكي از زنان خانواده ما بهنگام آبستني از حال ميگشت و قي شديدي ميكرد اين دارو را برايش تركيب كردم : هل ، آويشن ، نعناع خشك ، پوست بيروني پسته و باندازه نيم نخود زاج سفيد و مصطكي و چند روز باو خوراندم و غذايش در اين مدت مرباي پوست پسته بود و خيلي زود بهبود يافت ) . ( اين حالت ظاهرا همان است كه ويار ناميده ميشود . مترجم )
در پارهاي از زنان ، بند رفتن پيشاب ، پيدا شدن بوي غير عادي در نفس زن ، سبز شدن رنگِ رگهاي پستانها و گفتهاند كه اگر پس از نزديكي زن احساس زنشي در پستان خود كند و دردي در شكم و كمر و زانوي خود بيابد آبستن شده است و چيزهاي بسيار ديگري نيز گفتهاند كه هر كس خواست بايد بآن مراجعه كند .
[ص 464] ( در مقاله پنجم در باب مفردات خاصيتهاي بسباسه ، مهره سليماني ( جزع ) ، خفاش ، دارشيشعان ، زرآوند ، زعفران ، نارنج ، سيساليوس ، كهربا ، مس ، نوشادر براي آبستني و خواص بسباسه ، تخممرغ ، ريوند ، نارنج ، صابون ، گنهگنه ، كندر و خاصيت بسباسه براي نفاس ذكر شده است مراجعه كنيد . مؤلف (اع) )
بند رفتن قاعدگي
سبب اين بيماري ( AMENORHEE ) يا كمخوني و كمغذائي است كه علامتش لاغري و ديگرگوني رنگ است ، و اينكه پيشتر غذاهائي خورده باشند كه خونساز نيستند ، مثل عدس ، گوشت خشك شده و مانند آنها كه درمانش خوردن گوشت ، حلواها و روغنهاي مرطوب است و يا گرفتگيهائي در دهانههاي رگهاي رحم پديد ميآيد و نشاني آن جريان خون رقيق ، پيچش و پيدا شدن لكههائي در پوست است كه درمانش خوردن داروهاي بازكننده مثل حب المفتح ، ايارجها ، ادرارآورها ، حب انغوزه و نيز اين حب است : جندبيدستر يك چهارم مثقال ، انغوزه نيم مثقال ، زعفران دو نخود پس از حب كردن ( باندازه يك نخود ) روزي سه حب ميخورند ، و نيز الكسيرالمدر ، روغن كهربا ، روغن بلْسان قاعدهآورند و جفت را بيرون ميرانند و داروي پخته هشتاد و نهم موجب قاعدگي است و جنين را مياندازد ( خواننده محترم بايد توجه فرمايد كه استعمال داروهاي جنينافكن و قاعدهآور اگر زير نظر پزشك نباشد گاهي بسيار خطرناك ميباشد و ممكن است سبب خونريزي و مرگ شود و سقط جنين شرعا جايز نيست و در قوانين بجز موارد خاصي كه بايد بتجويز پزشك متخصص انجام گيرد جرم شناخته شده . مترجم ) و براي صاحبان مزاج گرم مناسب است ، ايارج صغير ، حب المدر ، حمول ابهل ( شماره يكصد و [ص 465] بيست و پنج فصل ح داروهاي مركب ) ، دواءالمدر ، دهن الكهرباء همراه با عرق بومادران ، شياف الطمث ، طرطر زاج با آب عسل ، فرزجههاي ششم و هفتم ، قرص المر المدر ، عرق بزر كشوث ( زجمول ) ، مسهل هفتاد و هفتم . گاه فربهي زياد مجاري رحم را ميبندد و نشانه آن اين است كه در روزهاي قاعدگي بدن زن سنگين ميشود و كمر و نافش درد ميگيرد و دائما خون كمي بدون جهش جاري است ، درمانش چيزهائي است كه خون را بتحليل ببرد و رقيق كند و سبب ريزش آن گردد ، مانند كرفس ، كاسني ، شنبليله ، زنيان ، اسارون . گاهي از خشكي و حرارت رحم است و علامتش اين است كه اگر قاعدهآورهاي گرم خورده شود بدتر ميشود و ساير آثار صفرا نيز پيدا است ، درمانش پاكسازي با ايارجها ، حب الصفراء و برداشتن روغنهاي سردي است كه قبلا گفتيم و نيز فصد كردن مفيد است كه پس از اين خواهيم گفت گاه ممكن است قبلا زن خونريزي شديد از بيني يا فصد يا مانند آن داشته كه درمانش زياد كردن خون است اما بطور مطلق براي درمانِ بند آمدن قاعدگي فصد صافن و حجامت در ساقها در هنگام نزديك شدن وقت قاعدگي و بادكش گذاردن بر عانه ( بالاي آلت ) و نيز زالو انداختن بر ساقها مفيد است و نيز مقداري قرنفل ، هل ، جوزبويا ، زنجبيل ، دارچيني ، كبابه و فلفل را ميسايند و در كيسهاي موئين در آب گرم شيره ميكشند و بر ناف ميگذارند و مقداري از اين مخلوط گرم را در زير دستگاهي كه دود آن را جمع كند و بتوان سر ديگرش را در رحم گذارد قرار ميدهند تا بخارش برحم برسد . گاهي بند رفتن قاعدگي در اثر زمين خوردن ، آماس ، يا ناتواني اندام مربوط است كه بايد سبب را قطع كنند و در درمانهاي عمومي از كارهاي مفيدي ياد كردهايم .
گاهي در پارهاي از زنها قاعدگي بند ميآيد و سپس چيزهائي مانند دُرد [ص 466] يا پارههاي گوشت از آنها ميافتد كه درمانش نوشيدن سي مثقال آب تره بمدت چند روز است تا مزاج پاكسازي شود و ديگر بيماري برنگردد و نيز سفوف حجر النار را كوفته و ميسايند تا مانند كره نرم شود و سه روز روزي نيم مثقال از آن را ميخورند . اين دارو هر چه را كه در رحم است مياندازد و نيز خوردن شش نخود جندبيدستر و نيز شش نخود انغوزه و همچنين نارنج را در هنگامي كه باندازه يك گردو است ميگيرند و خشك ميكنند و ميكوبند و دو مثقال از آن را ميخورند كه در بهبودي اين بيماران سودمند است .
( مؤلف (اع) در حاشيه ميافزايد : در زادالمسافرين براي قاعدگي از اين داروها ياد شده است : براي مزاج گرم ريشه تُرشَك پخته و نيز اگر خيار را زير خاكستر بپزند و بكوبند و روغن كرچك بآن اضافه كنند و بردارند بسيار قوي است گل بستانافروز كه بايد آن را بداخل مهبل بمالند و پس از هر ادرار دوباره تكرار كنند و نيز آشاميدن چيزهائي كه موجب قاعدگيست مفيدست نيم رطل انار ملس با يك درهم تباشير و ماء الشعير سودمند است . و نيز براي صاحبان مزاج سرد اين داروها مفيد است : سه درهم ابهل با عسل موجب قاعدگي و جنين افكنست همچنين اذخر را اگر بخورند و بخور بدهند يا بردارند جنين را مياندازد ، شقاقل و اشنان از هر كدام يك درهم ، ريشه كَوَر ، افسنتين همراه با عسل را اگر بردارند و در پخته آن بنشينند موجب قاعدگي است ، دستمال آغشته به بابونه موجب قاعدگيست و تسكيندهنده دردهاي رحمي است و ورم آن را فرو مينشاند ، انجدان و بارزد را اگر بدستمال بزنند و بردارند و بخور بابونه و نشستن در پخته آن و نيز آشاميدنش موجب قاعدگي است ، بومادران را اگر بپزند و در آن بنشينند زايمان را آسان ميكند ، پرسياوشان ، تخم هويج بستاني ، پياز ، [ص 467] اسپنددانه ، نخود ، دارچيني ، سعد ، كنجد خيسانده ، فلفل سفيد ، بومادران ، كَوَر ، كرفس ، تره ، مر ، مقل ، زنيان و اِگِر موجب قاعدگيند ، ترمس همراه با مُر و عسل اگر بدستمال زده شوند و آن را بردارند رحم را پاك ميكند ، گاوشير و عسل را اگر بدستمال بزنند و بردارند جفت را خارج ميكند و نيز جندبيدستر همراه با پونه و شنبليله را اگر بپزند و نيز نيم مثقال انغوزه موجب قاعدگي است و جنينافكن هستند ، باديان پخته را اگر بخورند و سكبينج را اگر بخورند و بردارند ، شويد و شقايق را اگر بردارند ، صبر اگر بخورند و بردارند ، قسط را اگر بخورند و بردارند و بخور كنند ، برگ و ريشه ني ، آب كلم و لوبيا بخصوص اگر قرمز باشد موجب قاعدگيند و جنين را مياندازند و نيز مشكطرامشيع ( پونه كوهي ) موجب قاعدگي است و براي نفاس نيز مناسب ميباشد ، از داروهاي مركب جندبيدستر نيم درهم ، پونه كوهي يا نهري يك درهم همراه با عسل خورده ميشود اگر دستمالي را با ريشه شيرينبيان و بارْزد كوفته و بيخته كه با آب كلم خمير شده آغشته كنند و بردارند موجب قاعدگيست . و نيز اين جوشانده موجب قاعدگي است و جنين را مياندازد : خرما يك رطل ، شنبليله كوفته سه كف دست ، روناس كوفته يك كف دست همه را در سه رطل آب ميجوشانند تا ثلث شود و آن را صاف ميكنند و سه اوقيهاش را با يك و نيم اوقيه عرق سداب ممزوج كرده ميخورند .
و نيز اضافه فرموده : در كتب اشخاصي كه آزمايش كردهاند گفته شده كه برداشتن سه دانه فرفيون موجب قاعدگيست و اگر سوزشي ايجاد كرد روغن گل سرخ آن را بهبود ميبخشد و نيز در مقاله پنجم خاصيتهاي اشنان ، اظفارالطيب ، فرفيون ، انيسون ، جدوار ، انغوزه ، زرآوند ، صابون ، عصاره ريوند ، مقل و نوشادر ذكر شده كه موجب قاعدگي هستند مراجعه كنيد ) .
خونريزي زياد در هنگام قاعدگي
سبب اين بيماري ( HYPERMENORAGIE ) ناتواني نيروي نگاهدارنده بدن بعلت تندي يا رقت يا زيادي خون يا باز شدن رگ يا وجود دمل و يا خوره در رحم است . تندي خون از آنجا شناخته ميشود كه در وقت ريزشْ مجري را ميآزارد ، وقتش را با ديدن و زياديش را به باد كردن بدن ، قرمزي رنگ و ساير علامات چيرگي خون ، ميتوان شناخت باز شدن رگ معمولا پس از حركات جهشي ، ضربهها ، ترس شديد ناگهاني و يا پس از زايمان سخت بازشناخته ميشود . وجود قرحه و زخم را با بيرون آمدن چرك و يا چيزهائي مانند نخاله و حس كشش و پيچش دائمي و نيز خوره را با بيرون آمدن پارههائي از رحم ، التهاب ، سوزش و ساير علامات آن ميتوان شناخت . گاهي ممكن است خونريزي در اثر ضعف كبد باشد كه در اين حالتْ رنگِ خونْ قرمزِ تند است و گاه از بدي كار طحال ميباشد كه در اين صورت خون تيرهرنگ ميگردد . اگر عيب از كليهها باشد خون بشكل خونابه است اما اگر رنگ خون پشت سر هم دگرگون يعني قرمز روشن ، زرد و تيره شود از ضعف عمومي بدن است ، اگر با اين حالت خفقان و كمي قواي بدن همراه باشد درمانش جدا دشوار است اگر در خون رشتههاي سفيدرنگي ديده شود از تعفن يا نياز زن به نزديكي است و اگر آب سفيدرنگ خالي از زردي باشد سببش بند رفتگي پيشين قاعدگي و يا جمع شدن مني در جاهاي مخصوص بآن است و گر نه ممكن است دليل وجود جنين مرده باشد .
در درمان اين حالات بايد توجه داشت كه اگر عيب اصلي در اندامي ديگر باشد بايد بآن پرداخت و يا اگر خلطي در بدن چيره شده باشد بايد براي [ص 469] پاكسازي اقدام شود و اگر خون زياد باشد بايد بفصد باسليق يا اكحل اقدام كنند و اگر از زخم يا قرحه و يا باز شدن رگ باشد بايد بدرمان مخصوص آن بپردازند .
داروهائي كه بنا بخاصيت براي اين حالت سودمند ميباشند عبارتند از : حب الجدوار ، حب الجَفت ، دهن المرجان ( براي همه انواع خونريزي و ترشح ) ، الكسيرالدماغ كه براي جلوگيري از نفاسِ بيش از اندازه مفيد ميباشد ، خوراك حب الجدوار چهار حبه صبح و سه حبه بهنگام شب است . و نيز سفوف اكسير المعده و ملح الخبث و حب الحلتيت يك نخود با يك فنجان عرق بهار نارنج از نفاس زياد و خون بواسيرِ زياد جلوگيري ميكند .
از اهل عصمت صلوات الله عليهم روايت شده كه سماق و گشنيز از هر كدام يك كف دست ميگيرند و در آب ميخيسانند و يك شب آن را در زير آسمان ميگذارند و صبح ميجوشانند و يك پياله از آن ميآشامند ، اين دارو از خونريزي بجز در روزهاي عادت جلوگيري ميكند و اگر چيزي ديده شود ، خوردن طين مختوم با آب خرفه و گل انار فارسي بسيار مفيد است . همچنين اين دارو سودمند است : مورد سبز با ساير اجزائش يك جزء ، گشنيز خشك نصف جزو ، سماق ، حرير ( ابريشم خام ) ، گاوزبان از هر كدام يك ربع جزء همه را با چهارصد درهم آب ميجوشانند تا ربع آن باقي بماند آنگاه آن را صاف و دو برابرش شكر اضافه ميكنند تا سفت شود ، خوراكش هيجده درهم همراه با آب سرد است همين كه بيمار نيرو و اشتهاي خود را بازيافت بايد هر روز دو درهم از داروئي كه ميگوئيم با شربت ريواس يا ليمو و يا سيب بخورد تا قوايش برگردد و خون بند آيد و اين دارو از خفقان و نيز هر اسهالي جلوگيري ميكند دارو اين است : [ص 470] گشنيز برشته يك جزء ، گل ارمني ، تباشير ، مرجان سوخته ( بُسّد ) ، كهربا از هر كدام نصف جزء ، اقاقيا يك چهارم جزء ، دارچين ، عود ، طين مختوم ( نوعي گل دريائي ) ، زعفران از هر كدام يك هشتم جزء همه را ميكوبند و پس از بيختن ميخورند . و نيز خوردن انجبار پخته سودمند است . همچنين ترياك را در پيه جوجه حل ميكنند و برميدارند . بادكش گذاشتن بر رگهاي مشترك بين پستانها و رحم يعني زير پستان سودبخش است و نيز تنقيه عرق بارهنگ به داخل مهبل مفيد ميباشد و گاه خوردن قيآورها نيز سودمند است .
خونريزي ماهانه بيش از اندازه سبب زردي رنگ ، تنگي نفس ( ربو ) و ورم پاها و تمايل بخوردن چيزهائي مانند ذغال و گل ميشود و گاه باستسقاء ميانجامد . و بدان كه زنها چون مزاجشان سرد ، گوارششان ضعيف و رگهايشان تنگ است مواد زائدي در بدنشان جمع ميگردد كه برحم ميآيند و اين اندام آنها را بيرون ميراند و معمولا در سيزده سالگي يا كمي پيش از آن از آنها چنين انتظاري ميرود ، زيرا در اين هنگام است كه مواد زائد خوني در بدن آنها جمع ميگردد و در پنجاه سالگي بعلت زياد شدن خشكي بدنشان اين وضع قطع ميگردد ، اما در زنهاي هاشمي بعلت قوتي كه در مزاجشان ميباشد تا شصت سالگي ادامه دارد . بيشتر قاعدگيها در هنگام تمام بودن قرص ماه است چه آبگونهها در اين اوقات بيشتر جريان مييابند و گاه بعلتِ حرارت مزاج پيش از آن اتفاق ميافتد و يا بسبب برودتِ پس از آن است . اگر مزاج آنها معتدل باشد در روزهاي معين كه عده آن و نيز اول و پايانش معين است اتفاق ميافتد كه كمترين آن سه روز و زيادترينش ده روز است و كمترين روزهاي حالت پاكي ده روز است و اين در هنگامي است كه اندازه مواد زائد بسيار زياد باشد و بيش از آن ( ده روز ) تا اندازهاي است كه خدا خواسته [ص 471] است . اگر مزاج زن سرد و سودائي باشد قاعدگي با خونِ غليظِ بدبويِ گزندهاي كه در وقت بيرون آمدنْ طرف چپ را ميآزارد آغاز ميگردد و اگر مزاجش خوني و معتدل باشد با خون قرمزي كه بتندي و گزندگي در طرف راست ميانجامد شروع ميشود ولي اگر زن صفرائي و لاغراندام باشد ، رنگ خونش زرد و كدر و خون تند و گزنده است و دهنه رحم را ميسوزاند و با لرز همراه است . اگر زن بلغمي مزاج باشد خونش در آغاز غليظ و سرد و با درد كمر همراه است و اگر در زير نافش دردي باشد نشان يك گرفتگي و جلوگيري از آبستني است اين خصوصيات تا روزهاي آخر باقي ميماند مگر آنكه درمانهائي انجام پذيرد . معتدلترين زنان آنان هستند كه قاعدگي آنها بين دهم تا بيستم ماه و خونشان قرمز و كمي بدبو است و حِدّتش كم ميباشد و عارضهاي غير طبيعي ندارند و بدترين آنها زناني هستند كه در هنگام احتراق ماه ( اول و آخر ماه ) قاعده ميشوند و خونشان سياه ، غليظ و بدبو ميباشد و در پايان قاعدگي ترشح سفيدرنگي كه ناشي از برودت رگها است داشته باشند . براي اين قبيل زنها برداشتن پنبه كار درستي نيست زيرا بيماريهائي را در پي خواهد داشت .
اگر روزهاي قاعدگي فرا برسد و خوني دفع نشود و زن بخفقان و غش گرفتار گردد بايد چيزهائي كه خون را صاف ميكند باو بخورانند ، مانند آب عناب و آلو و ادرارآورها . نزديكي با زنها در آن روزها زيانآور است و اگر بچهاي درست شود شرير ، بدرنگ ، لكهدار و تركيب بدنش فاسد خواهد بود و چه بسا كه مبتلا بجذام گردد . اما فائده قاعدگي براي زنان دفع مواد زائدي است كه سبب ايجاد بيماريها و بوي بد دهان ، بدبوئي ، استسقاء ، بواسير ، خارش ، كنديِ ذهن ، نفهمي ، سستي گوشت ، كوركها ، دملها ، دانهها ، درد مفاصل ، عرقالنسا ، رعشه و دردهاي ديگر ميگردد .
[ص 472] ( مؤلف (اع) در حاشيه افزوده است : در زادالمسافرين از اين داروها براي بند آوردن خون نام برده شده است : شربت انجبار ، جفت البلوط ( پوست دروني بلوط ) ، گل انار فارسي ، سماق ، عدس ، عناب ، كهربا ، بارهنگ ، سنگ سرمه ، برداشتن اثمد ، نشستن در مُورد پخته و بخور دادن با آن ، نشستن در پختهِ بلوط و برداشتن آن و برداشتن قطعه پشمي كه زنگ آهن بر آن ريخته باشند و نيز پوست انار ، زاج ، مازو هر كدام را بجوشانند و در آب آن بنشينند و نيز اگر دستمال آلوده به هزاربندك ( عصيالراعي ) همراه با تاجريزي سياه و بارهنگ بردارند ، و نيز در مدت سه روز هر روز ناشتا يك سوم تا دو سوم درهم بنگدانه سفيد ( تخم بذرالبنج ) همراه با نبات بخورند مفيد است . اين قرص نيز خون قاعدگي و بواسير را بند ميآورد : پوست هليله ، آمله ، هليله سياه ، زنگ آهن ، مازو ، گزمازه از هر كدام دو درهم ، صندل ، كندر ، خون سياوشان ، صمغ عربي ، لاك شسته ، سندروس ، گِل ارمني ، نشاسته از هر كدام يك درهم ، زيره ، سنبل ، سعد ، قرنفل ، مصطكي از هر كدام نيم درهم ، بزر البنج يك سوم درهم ، ترياك يك و يك چهارم درهم آنها را بنا بمرسوم قرص ميكنند اندازه متوسط خوراك آن يك و نيم درهم است كه همراه يك تا دو اوقيه جوشانده گشنيز خشك و سماق بايد خورده شود و در مقاله پنجم در باب مفردات خاصيتهاي تخممرغ ، صمغ ، قرمزدانه ، لاك و مر براي بند آوردن قاعدگي ياد شده مراجعه كن ) .
اختناق رحم
در اين بيماري ( HYSTERIE ) رحمْ خود را بطرف بالا جمع ميكند يا بطرف يكي از دو پهلو شل ميشود در اين هنگام زن مانند مردهاي ميافتد و غش [ص 473] ميكند تا اينكه نبض و نفسش بازميايستد و چه بسا كه در حال خفگي ميميرد گاه نيز اگر جوان باشد پس از كوشش بسيار بحال خود برميگردد سبب اين حالت اگر دوشيزه باشد بند رفتن قاعدگي در مدت زياد است و اگر بيوه باشد محروميت از نزديكي است در حالي كه مايل بآن ميباشد . علامتش قبل از رسيدنِ آن كسالت و احساس ضعف در ساق پاها ، درد و سنگيني در زير ناف و احساس كششي از ناحيه بالاي آلت بسوي ناف ميباشد . سپس بيمار حواس خود را از دست ميدهد و تشنجي در ساق پا پيدا ميشود و كف دستهايش قرمز ميگردد و در هنگامي كه بهوش آمدنش نزديك گردد رطوبت سفيد رنگي از مهبلش بيرون ميريزد و بهوش ميآيد و در بيشتر بيماران اين حالت مانند صرع ادواري است و رنگ بيمار بسياهي ميگرايد و مانند آب گوشت ميشود و گويا به زنهاي آبستن حالت اختناق رحم دست نميدهد . عطسه سبب بهبودي اختناق رحم است اختناق گاهي بمردان هم دست ميدهد و بآن از نفس افتادن گفته ميشود . و گفته شده كه عوارض اختناق مانند سكته است با اين تفاوت كه در اختناق حس باقي است و عدهاي هم بر آنند كه چنين نيست اما براي درمانش نوشيدن عرق بهار نارنج و دهن الكهرباء و خوردن ملح المرجان بسيار مفيد ميباشد و نيز خوردن سه تا چهار گندم ملح الرصاص همراه با عرق بومادران مفيد است و گاه ممكن است اين دارو را بزير شكم بمالند اگر بدن بيمار گرم شد فصد در دست لازم نيست اما در پا بايد انجام شود و بادكش گذاردن بر بالاي آلت و نيز گذاردن داروهاي معطر در مهبل و گرفتن چيزهاي بدبو در جلو بينيش مفيد است پس از آنكه بيمار بحال آمد اگر قاعده نشد بايد داروئي كه موجب قاعدگيست باو بخورانند و اگر اشتياق بشوهر داشته باشد بايد او را شوهر دهند اگر بارزد ( قنه ) را حل كرده و [ص 474] ناحيه پائين كمر و بين كليهها و زير ناف را با آن ضماد كرده و پارچه پنبهاي كهنهاي را بر آن بگذارند درد رحم تسكين مييابد و بايد صبر كنند تا آن پارچه خودش بيفتد .
ادرار بياختيار ( سلس البول )
سبب اين بيماري ( STRANGURIE ) سستي ماهيچه دهانه مثانه و چيرگي رطوبت يا تندي و گزندگي پيشاب است كه دهانه مثانه را ميآزارد كه در نتيجه گشوده ميشود و نشانيهاي آن بر كسي پوشيده نيست .
درمانِ سستي ، خوردن حب اذاراقي ، دهن الراهب ، معجون نود و هفتم و ملح الخبث است اگر از برودت باشد بايد بر بالاي آلت دهن البسباسه بمالند اما اگر از تندي پيشاب باشد براي درمان بايد از داروهاي سردي كه ادرارآور و سستكننده نباشد استفاده كنند .
( مؤلف (اع) در حاشيه ميفرمايد : در كتاب قانون براي ادرار قطره قطره آمده است كه خوردن اين دارو مفيد ميباشد : حب الحاشا با عاقرقرحا و نيز هليله كابلي برشته يك جزء ، بهمن قرمز نصف جزء ، پونه ، مورددانه ، سندروس ، مرّ ، كندر ، سعد ، بسباسه از هر كدام سه جزء ، قرنفل نصف جزء ، راسن ( زنجبيل شامي ) خشكشده ، حب المحلب ( دانه آلبالو تلخ ) از هر كدام دو جزو با عسل خالص خمير كرده و از آن ميخورند ) .
ادرار كردن در بستر
بيماري شبادراري ( ENURESIE ) در اشخاص در اثر رطوبت و كمي نيروي نگاهدارنده و سستي مثانه در خوابِ عميق پيدا ميشود و بخصوص در اطفال زياد است و گاه بزرگترها هم بآن گرفتار ميگردند . درمانش اينست كه گشنيز خشك و شكر از هر كدام يك مثقال در مدت سه روز بخورند و خوردن ترياك در مدت زياد نيز سودمند است و اگر اين بيماري با نشانيهاي حرارت مانند قرمزي پيشاب و احساس سوزش در پيشاب راه همراه باشد ، بايد اطريفال صغير بخورند و نيز اين دارو را : كندر سي درهم ، بلوط پنجاه درهم ، گشنيز خشك ، گل ارمني ، صمغ عربي از هر كدام ده درهم مخلوط كرده [ص 475] و بامْداد و شام هر بار سه درهم بخورند و نيز خوردن بلوط در هنگام خواب و نيز خوردن تخم شاهسپرم و پوستِ يك عدد مازوي سبز پس از كوفتن و بيختن مفيد است ، اين دارو را چند بار بايد پيش از خوابيدن بخورند ان شاء الله مفيد است براي درمان شبادراري ادرار كردن پيش از خواب و اينكه چند بار در طول شب بيمار را بيدار و وادار به ادرار كنند و ترساندنش اگر بچه باشد مفيد است همچنين خوردن انار ترش براي بيمار سودمند ميباشد .
بند آمدن پيشاب ( حبس البول )
اين بيماري ( RETENTION DURINE ) از ورمي در مثانه ( SYSTITE ) يا از زمين خوردن و يا وارد شدن ضربه بر بالاي آلت و يا مقعد و حوالي آن و يا بستن خون يا چرك بر دهانه مثانه و نيز از سنگ مثانهاي كه بر دهانه آن جاي ميگيرد يا باد غليظ ، پيدا ميشود ، گاهي ممكن است علت آن نگه داشتن پيشاب در مدت زياد باشد و وقتي نيز از گوشت زائدي كه در مجاري ادرار روئيده پديد ميآيد و اين نوع بهبود نخواهد يافت و نيز ممكن است از ضعف حس مثانه باشد كه گزندگي ادرار را حس نميكند .
علامت ورم مثانه احساس پيچش و درد در بالاي آلت است در حالي كه دست و پا سرد ميباشد و گرم نميگردد و تبهاي نامنظم ، لرز ، زيادي دفعات پيشاب ، سردرد ، بيخوابي ، اما زمين خوردن و ضربهاي كه پيش از پيدايش بيماري انجام شده باشد نيز سبب بيماري است و پس از آن از بيمار خون و يا چرك دفع ميشود و مثانه بيشتر پر است .
علامت سنگ مثانه درد در بالاي آلت ، بيرنگي پيشاب كه برنگ آب جويبار است ، كمكم خارج شدنِ پيشاب ، تير كشيدن آلت ، بند رفتن پيشاب ، [ص 476] سختي عمل ادرار كه همراه درد شديد است ، بيرون آمدن قسمت انتهائي روده بزرگ و ميل دائمي بيمار براي بازي كردن با آلت خودش ميباشد و اگر از باد باشد نشانيش ورم داشتن دائمي مثانه است .
اگر پيشاب بند آمده باشد بايد سبب آن را شناخت كه اگر گوشت زائدي در پيشابراه باشد با لمس آلت و اگر در دهانه مثانه باشد با لمس ناحيه مقعد و اينكه نميتوان بآساني سوندي داخل در آلت كرد شناخته ميشود كه در اين صورت بيمار تب ندارد . توضيح آنكه مِبْوَل ( سوند ) ابزار مخصوصي است كه بداخل آلت رانده ميشود تا بمثانه وارد گردد . ضعف مثانه را از رنگ پيشاب ميتوان شناخت و در اين حال هر وقت كه پيشاب دفع شود اندازهاش زياد خواهد بود .
اگر سنگي بردهانه مثانه جا گرفته باشد يا لخته خون ، يا چرك يا بادي در آنجا باشد يا مثانه ضعيف باشد درمان بيماري داخل راندن سوند است اما اگر اين وسيله در دسترس نباشد اين داروها جدّا سودمند ميباشند : شيرخشت يك جزء ، جو سياهِ پوستگرفته يك جزء آنها را ميسايند و با شير زن دختر زائيده ميآميزند و فتيلهاي را بدان آغشته كرده و در پيشابراه ميگذارند و نيز خوردن يك اوقيه روغن همراه با نيم اوقيه شكر مفيد ميباشد و نيز تخم ترب ، زنجبيل و فضله موش را در آب ميجوشانند و بر بالاي آلت ميگذارند و اين دارو هم مفيد است : شيره پنبهدانه ده درهم ، شيره دانه قرطم ( كافشه ) ده مثقال ، شيره تخم خربوزه مجدي ده مثقال ، خميره بنفشه پنج مثقال ، شراب الدينار يك مثقال و اينها را همراه با عرق گاوزبان ، گلاب و لعاب تخم بارهنگ ميخورند . غذاي بيماران لوبيا و نخودِ كوفته و مغز قرطم و جوجهايست كه با دارچيني معطر شده باشد . معالجات [ص 477] ديگري نيز در كليات گفته شد . اما ورم چه از مثانه باشد و چه از كليه مانند ورم كبد درمان ميشود ، اگر سببهاي خارجي داشته باشد نخست بايد آن سببها برطرف گردد اما اگر بادي در مثانه باشد درمانش ، روغن زيره و روغن انيسون است ، گوشت زائد داخل مجري در نزد من درماني ندارد . اين دارو لخته خون و چركي را كه در دهانه مثانه خشك شده باشد ذوب ميكند : كرويا دشتي ( قردمانا ) ، مرّ ، روناس ، سرو كوهي ( ابهل ) ، اشق ، انغوزه باندازه مساوي كه نخست اشق را حل ميكنند و ساير داروها را در آن محلول ميريزند و حب ميكنند و روزي چهار بار همراه با جوشانده تخمهاي گياهي ( بعض تخمهاي گياهي مانند تخم خربوزه ادرارآورند و منظور اين قبيل تخمها است . مترجم ) و سكنجبين ترش ميخورند نشستن در آب گرمي كه كمي داغ باشد و نيز ريختن آب گرم بر بالاي آلت ادرارآور است و نيز قرص الراوند براي سختي دفع پيشاب مؤثر ميباشد .
( مؤلف (اع) در حاشيه ميفرمايد : در زادالمسافرين آمده است كه داروهاي ادرارآور براي صاحبان مزاج گرم : تخم خيار پنج درهم ، و تخم خربوزه ادرارآور و پاككننده مجاري است و سوزش و آماسهاي گرم را برطرف ميكند ، مقدار خوراك آن دو درهم است . هندوانه همراه با سكنجبين ادرارآور است و مثانه را ميشويد و اگر با قند همراه باشد سردتر است . تخم خرفه ادرارآور و زداينده سوزش مثانه و درد آن است . مورددانه ادرارآور و التيامبخش زخمها است و خوراكش سه درهم ميباشد ، تخم كدو ريزش پيشاب را آسان ميكند و خوراك آن سه درهم است ، خيار و انار ترش ادرارآورند ، به ادرارآور است [ص 478] و براي پيشاب قطره قطره و ضعف كليه و مثانه سودمند است و اگر آب آن را بداخل پيشابراه بچكانند سوزش آن را تسكين ميدهد . شكر همراه با روغن گاو يا گوسفند مثانه را نرم و بند آمدن پيشاب را درمان ميكند و گرفتگيها را ميگشايد . سماق و شاهبلوط پاككننده مجاري هستند . عروس در پرده ( كاكنج ) ادرارآور و براي سوزش مفيد است ، كهربا براي سختي ادرار و شير بز براي ادرارآوري و بهبودي قرحهها و نيز ماء الشعير و هسته هليله كابلي بقدر يك مثقال براي ادرارآوري مفيد ميباشند . برگ بيد با سكنجبين و وارد كردن روغن دانه خربوزه در مجرا نيز مفيدند .
اما داروهاي مناسب براي صاحبان مزاج سرد عبارتند از : مرزنگوش ، كاه مكه ( اذخر ) ، پياز دشتي ( اسقيل ) ، شقاقل ، باديان رومي ، تخم هويج بستاني ، توت شيرين ، سير ، گاوشير ، هويج ، بادام ، بنه ، نخود ، ريوند ، باديان ، جدوار ( زرنباد ) ، زعفران ، ساذج ، سُعد ، سكبينه ، سياهدانه ، عسل ، ترب ، فلفل سياه ، پوست ريشه كوَر ، كرفس ، تره ، زيره دشتي ( كرويا ) ، بادام ، ماميران ، پونه كوهي ، مصطكي ، مقل ، زنيان ، اشنان ( خوراكش نيم درهم است ) ، بابونه ( نوشيدن و ضماد ) ، پرسياوشان ( خوراكش سه درهم است ) ، تخم كرفس ( خوراكش سه درهم است ) ، دو درهم تخم ترب همراه با سركه ، انجير خشك همراه با آويشن ، پونه ، جدوار همراه با شيره تخم خيار ( خوردن و ماليدن بر بالاي آلت و داخل كردن آن در آلت ) ، جندبيدستر ( داخل كردن در آلت ) ، خارخسك ( خوراكش دو درهم است ) ، انغوزه ( خوراكش نيم درهم است ) همه اينها ادرارآورند و پيشابراهها را از موادي كه نزديك بسنگي شدن ميباشند پاك ميكنند .
و نيز ميافزايد : در مقاله پنجم در باب مفردات خاصيتهاي ابقر ، اشنان ، انيسون ، تنباكو ، هويج ، انغوزه ، ريوند ، كره ، روغن گاو ، عصاره ريوند ، ترب ، مارچوبه براي بند آمدن ادرار ذكر شده مراجعه كن ) .
سوزندگي پيشاب و زخم پيشابراه
سبب اين بيماري بدي مزاج گرم است كه مواد صفرائي را از راه ادرار بيرون ميراند يا از حرارت كليه و بستگي راههاي بين زهره و كبد است كه در نتيجه صفرا در كبد ميماند و ميخواهد از راه ادرار خارج گردد و يا بين كبد و طحال گرفتگي وجود دارد كه در نتيجه سودا در خون ميماند و از راه پيشاب بيرون ميرود و با ترشي خودش پيشابراه را بسوزش درميآورد يا زخمهائي در مثانه و يا آلت است و هر كدام از اين حالات علاماتي دارد .
نشاني بدي مزاج گرم همان نشانيهاي چيرگي صفراء است كه درمانش پاكسازي از صفراء ميباشد . اما حرارت كليه علامتش غلبه تشنگي و زيادي ادرار و قرمزي يا زردي رنگ و زيادي دفعات آن است و درمانش سرد كردن مزاج با ماء الشعير ، فصد و خوردن غذاهاي زرشكدار و يا همراه با تمر هندي و كمترشي و ماش ميباشد و بايد از چيزهاي گرم بپرهيزند و از درمانهاي عجيب براي سوزندگي ادرار كه چرك و خون در آن نباشد و فقط از چيرگي صفرا يا سوداء باشد اين است كه دو مثقال گوش ماهي را ( كه براي زيبائي بر گردن شتر ميآويزند ) نرم ميكوبند و در ظرفي ميگذارند و شانزده مثقال آب ليموي خالص را بر آن ميريزند و پس از گذشتن دو روز بمدت سه يا چهار روز در هر روز صبح [ص 480] چه حل شده باشد و چه نشده باشد آن را ميخورند كه بكلي بهبودي حاصل ميگردد غذاي بيمار هندوانه يا غذاهائي است كه با آب ليمو يا تمر هندي چاشني زده باشند و ترش نبايد باشد و بايد از چيزهاي گرم بپرهيزند و اگر با چهار بار بهبودي نيافت پنج بار يا بيشتر از آن دارو ميخورند . و نيز اين حب براي درمان بيماري مناسب است : اشنان ، تخم ريحان از هر كدام سه مثقال ، آرد گندم دو مثقال پس از كوفتن و بيختن آنها را با روغن بنفشه ميآميزند و باندازه نخود حب ميكنند و مقدار خوراكش سه حب پيش از صبحانه است اگر دو مثقال بستانافروز را در يك رطل شير بخيسانند و آن را يك شب زير آسمان بگذارند تا نور ماه بر آن بتابد و سه روز صبح آن را بخورند براي ادرار خوني ( HEMATURIE ) و سوزندگي آن مفيد است .
اگر بيماري در اثر انسداد بين زهره و كبد باشد ، علامتش زردي شديدِ رنگ ادرار ميباشد كه اغلب همراه با يرقان است و اگر بين كبد و طحال گرفتگي باشد نشانيش تيرگي ادرار و اغلب وجود يرقان سياه ميباشد كه درمان آنها را پيش از اين گفتيم .
اگر اين بيماري از قرحههاي مثانه باشد علامتش بدبوئي پيشاب و بيرون آمدن چرك و چيزهاي نخاله مانند ، خارش و درد در پيشابراه است . گاه در مردان با ورم آلت و دفع خون چركي و سوزش همراه است و درمانش نوشيدن عرق الصينيات و نيز نقوع الصينيات و شراب الاشوس و بنادقالبزور است و نيز گل ارمني چهار جزء ، سفيداب ، قلع سفيد ، مردارسنگ از هر كدام دو جزء ، توتياي هندي يك جزء را كاملا ميكوبند و مانند سرمه بسيار نرم ميسايند سپس پوست هليله زرد و هليله كابلي و آمله و بليله را باندازه برابر ميگيرند و ميكوبند و در آبي كه تا سه انگشت بالاتر از آن باشد در ظرفي [ص 481] شيشهاي خيس ميكنند و پس از يك شبانهروز صاف ميكنند و در يك فنجان از آن باندازه يك عدس از داروئي كه گفتيم حل كرده و با آلتِ تزريق آن را در پيشابراه داخل ميكنند ان شاء الله بيماري درمان ميگردد . براي سوزش نوشيدن شير الاغ در چند روز مفيد است و نيز گذاشتن آلت در آب گرم و ادرار كردن در آن حالت سودمند است . نوشيدن شربت خشخاش همراه با لعاب بهدانه و خوردن ترياك در اواخر بيماري و نزديكي در اين هنگام سودبخش است . اگر همه عوارض برطرف گردد و فقط چرك باقي بماند اين شياف مفيد ميباشد : سفيداب قلع ، انزروت ، خون سياوشان ، كندر ، نشاسته ، صمغ عربي باندازه مساوي همه را ميكوبند و در شير الاغ خمير ميكنند و شياف ميسازند و در آلت داخل ميكنند . همچنين كودكي را كه آلتش آماس كرده بود و از او چرك ميآمد با گذاردن فتيلهاي از مغز هسته آلوبالوي كوفته با پيه ذوبشده درمان كردم و باذن خداوند در مدت كوتاهي بهبود يافت و نيز اين دارو سودمند است : شاخه كبابه پنجاه جزء ، عروس در پرده پنجاه جزء آنها را در پانصد جزء آب ميخيسانند و تقطير ميكنند كه تا اندازه صد جزء قوي است و خوراك آن روزانه يك چهارم مثقال است و بايد با شير گاو تازه يا شيره تخمها ( تخم خيار و خربوزه و مانند آن . مترجم ) و همچنين خوردن كبابه باين ترتيب كه روز اول يك مثقال صبح و يك مثقال شب ميخورند و تا پنج روز هر روز يك مثقال صبح و يك مثقال شب بر آن ميافزايند و بعد با همين ترتيب آن را كاهش ميدهند و اگر پيش از ده روز بهبودي حاصل شد آن را ترك ميكنند .
و از اسرار پزشكان است كه اين شياف براي سوزش مثانه مفيد ميباشد : فضله موش و فضله ملخ از هر كدام دو مثقال ، شيرخشت يك مثقال ، انزروت ، خون سياوشان ، صمغ عربي ، نشاسته از هر كدام سه مثقال كه پس از كوفتن آنها [ص 482] را با شير الاغ خمير ميكنند شيافهاي بلندي ميسازند و چند بار در مجراي ادرار ميگذارند . براي اين بيماري قي كردن و حمام رفتن پشت سر هم در اواخر مفيد است و نيز اگر پوست هليله و پوست آمله را از هر كدام سه مثقال در عرق بيد بخيسانند و سه روز در حمام بگذارند و بعد آن را در مجراي ادرار داخل كنند سودبخش است و نيز اگر حرارت خالص بدون مادهاي در بدن باشد نيم مثقال شوره محلول همراه با گل ارمني و شيره بادام پوستگرفته و عرق كاسني يا شيره تخم كدو ، تخم خيار و تخم كاهو همراه با عرق كاسني مفيد است .
طلاي محلول نيز بنا بخاصيتي كه دارد و همچنين سفوف حرقة البول و شربت شوره ( شراب الاشوس ) براي اين بيماري مفيد ميباشد . اگر بيمار كودك باشد ضماد تاجريزي سياه ( عنب الثعلب ) بر بالاي آلت و بيضهها و نوشيدن دوغ گاو بسيار سودمند و مجرب است بخصوص اگر جوهر الاشوس در آن حل كنند همچنين اگر جوهر الاشوس را در آب هندوانه بريزند و به بيمار بخورانند بسيار مفيد است اما جوهر الاشوس و قلع تكليسشده ( سوزاندن يك ماده را در مجاورت هوا و يا بطور كلي اكسيداسيون را تكليس مينامند . مترجم ) براي نشاندن حرارتِ داخلي مزاجْ خاصيت عجيبي دارد .
اگر سوزندگي ادرار ماده و قرحهاي داشته باشد بكار بردن ادرارآورها به هيچ روي جايز نيست اما نوشيدن مسهل و قيآور اشكالي ندارد و بايد بيمار از هر چيز تند ، گزنده ، ترش ، شيرين و گرمي جدا پرهيز كند .
( مؤلف (اع) در حاشيه ميافزايد : خود من چند بار مبتلي بسوزندگي مجراي ادرار شدم و درباره ديگران هم كه باين بيماري گرفتار شدهاند آزمايش كردم و چيز عجيبي را دريافتم و آن اين است كه خون شيرين است و سبب سوزش نميشود ، صفراء تلخ است و اندام [ص 483] از تلخي سوزش نميبيند اما حرارتي كه هميشه در اخلاطست نيز سبب سوزش زياد نميتواند باشد كما اينكه در هنگام تب ممكنست كمي احساس شود ، بلغم بيمزه و آبي است و كارش سوزندگي نيست اما سوزندگي در شأن سوداي ترشي است كه منبع تيزاب ( ماء الحار ) در بدن است زيرا سوداء در بدن بمنزله نمكها در دنيا است و همين كه حرارتي توأم با رطوبت بآن برسد سوداء آبگون ميشود و از آن آب تندي پديد ميآيد كه بفارسي تيزاب ( اسيد ) ناميده ميشود و اين تيزاب سوزنده ، برنده ، آتشي بالقوه و خورنده است پس هر چه در بدن از انواع زخمها ، دانهها ، قرحهها ، سوزشها و التهابها ببينيم از اين تيزاب است و پزشكان آن را از حرارت ميانگارند و بسرد كردن مزاج ميپردازند و با اين كار بر سودا يعني ماده آن تيزاب ميافزايند و اگر رطوبت را زياد كنند اين رطوبت بيشتر سبب ميعان نمكهاست و همه اين را بتجربه دريافتيم چه پيش از آن بانواع درمانها پرداختيم تا خدا ما را بدان راهنمائي فرمود .
مردي بسوزندگي ادرار مبتلا بود و ادرارش برنگ خون بود بمدت چند روز باو گل انار فارسي ، خون سياوشان ، نشاسته ، صمغ عربي ، شيره تخم خيار و خيار چنبر و شيره تخم خربوزه و تخم كتان با نبات خوراندم و بهبود يافت و خدا را شكر ميگويم .
و خود من چند بار بسوزش پيشابراه و احساس ناراحتي گرفتار شدم و هر بار بمدت يك سال يا كمي بيشتر و يا كمتر ادامه مييافت تا آنكه خداوند داروئي بسيار مؤثر را بدلم انداخت و چند بار خود را درمان كردم ، هم الآن هر گاه حس ميكنم كه اين بيماري بسراغم آمده است از آن دارو ميخورم و بهبود مييابم و آن دارو جوهر درمنه تركي كه بدل افسنتين است ميباشد و هر سال عرق و جوهر آن را ميگيرم و اين داروئي بسيار مؤثر براي كرم و ضعف معده [ص 484] و كليه و سوزندگي ادرار است و خدا را از اين الهام شكر ميكنم . ( توضيح مترجم اين است كه براي گرفتن جوهر افسنتين ، عرق آن را طبق معمول ميگيرند و آن را در بطري كه گردني بالنسبه بلند و باريك داشته باشد ميريزند تا جوهر كه روغني شكل است در بالا بايستد اين جوهر را بايد با وسيلهاي مانند سرنگ يا پيپت از عرق جدا كنند . جوهر مواد ديگر از قبيل نعناع ، آويشن ، دارچين ، پونه و مانند آن را هم بهمين ترتيب ميتوان گرفت و اگر در مورد گلاب بهمين طريق عمل كنند جوهرش همان عطر گل سرخ معروف است كه ميتوان آن را از گلاب جدا كرد ) يكي از آزمايشكنندگان براي من شرح داد كه براي درمان سوزندگي ادرار بايد پرندهاي را كه چكاوك نام دارد شوربا كنند و سه روز از آن بخورند كه آشكارا مؤثر است و در مخزن آمده كه اين مرغ ادرارآوري قوي است و سنگ مثانه را خرد ميكند و براي سختي ادرار نيز سودمند است . و نيز پونه ( حب بستاني ) ، مو و زالو خواصي در بيماري سوزندگي پيشابراه دارند كه در باب مفردات از مقاله پنجم خواهد آمد ) .
سنگ كليه و مثانه
نشانه سنگ كليه سختي ادرار و بيرون آمدن شن و درد در كمر و پائين كمر و علامت سنگ مثانه درد بالاي آلت ، بيرنگي ادرار و كمكم آمدن آن و تير كشيدن در آلت است . گاهي هم ممكن است پيشاب بند بيايد .
( مؤلف (اع) در حاشيه اضافه فرموده : جدوار ، جلب ، نخود ، دارچيني ، كله گوسفند ، ريوند و سداب خاصيتهائي در بيماريهاي كليه دارند كه در مفردات متفرقه آمده است . و نيز اسفنج ، خرما ، هويج ، جو انگليسي ( حب القلت ) ، پوست مار ، شويد ، آب ، زنيان ، مارچوبه خواصي براي سنگ دارند كه در باب مفردات در مقاله پنجم آمده [ص 485] است مراجعه كن ) .
سبب اين بيماري تنگي مجري و حرارت كليه و مثانه و كيموسِ نارسِ غليظ و لزج است كه سبب تشكيل شن ميگردد و از بهم پيوستن شنها سنگ پيدا ميشود ، همان طور كه در ديگ حمام نيز توليد ميگردد ، رنگ سنگ و شن كليه قرمز است و رنگ سنگ و شن مثانه سفيد ميباشد و گفتهاند كه عده سنگهاي مثانه گاه به دوازده عدد ميرسد كه هر كدام باندازه يك فندق هستند و گفته شده كه سنگي باندازه يك تخممرغ هم ديده شده است . درمان اين بيماري جدّا دشوار ميباشد و بجز دست خداوند چيزي نميتواند اين سنگها را بدون دسترسي بآن خرد كند . براي اين بيماري داروهاي زيادي شمردهاند كه از آن جمله است : شوره تصفيهشده نيم درهم همراه با يك دانق زعفران و يك دانق بسباسه و نيز دهن البلسان ، دهن حب العرعر ، دهن الرازيانج شن را خارج ميكنند . دهن الكهرباء با آب كرفس كوهي ( فطراساليون ) و طلاي محلول براي سنگ مثانه و روح الملح با آب كاهو و زاج آهن و مس براي سنگ كليه و مثانه مفيدند . شند ( عطريست كه از تصعيد كردن نوعي حسنلبه بدست ميآيد . مترجم ) سنگ را بيرون ميراند و طرطر زاج با آب فطراساليون و فلونيا براي سنگ كليه و مثانه و الماء الخارق و معجون رضوي با آب سداب و ملح اللؤلؤ و الكسير ذوالخاصية براي سنگ كليه و مثانه ، انتيمون ، ديافريطقون براي سنگ كليه و مثانه ، ايارج اشق و حب دهن السلاطين براي هر دو نوع با هم سركه عنصلي و همچنين شراب الاشوس براي سنگ مثانه مفيد ميباشد . داروئي كه مثانه را اصلاح ميكند و بآن نيرو ميبخشد روغن جوزبويا است ، روغن باديان مانند روغن سداب براي درد آن سودمند است . دهن الكبريت براي بيماريهاي مثانه و روح الملح براي ضعف آن و نيز شربت ريوند بيست و چهارم [ص 486] براي سردي مثانه و عرق الصينيات براي امراض آن و ملح الخبث براي قروح مثانه مفيدند .