( مؤلف (اع) در حاشيه مي‌افزايد : در مفردات خواص هليله ، جدوار ، جوزبويا ، طلا ، ريوند ، ريحان ، اترج و زعفران براي ضعف قلب ذكر شده ) .

در اين كتاب ما از داروها جز آنچه را كه آزمايش‌كنندگان برگزيده‌اند نام نبرده‌ايم هر گاه سبب بيماري بيروني باشد بايد آن سبب را قطع و داروهاي مفرحي را كه ذكر شده و نيز داروهاي بو كردني را بكار برد . اگر سبب رواني باشد درمانش آن است كه بيمار خود را بكاري كه بر ضد آن است وادار كند و چه بسيار خوب است كه خود را بكتب مربوط بفضائل آل‌محمد و اخبار راجع به نجات شيعه ايشان و نعمتهائي كه خداوند براي آنها فراهم آورده است مشغول بدارند و خداوند فرموده است : قل بفضل الله و برحمته فبذلك فليفرحوا هو خير مما يجمعون . اين درمان در عمل بارها آزمايش شده است و نيز همنشيني با برادران و دوستان و ديدن و گفتگوي با آنها و نيز مصاحبت با همسري صالحه و همدل و امثال اين قبيل معالجات كه همه روح و قلب را نيرو مي‌بخشد در بهبودي بيماري مؤثر مي‌باشد و شبهه در آن نيست .

اگر ضعف قلب بر اثر شدت نوعي از استفراغها و درازي زمان بيماري باشد درمانش [ص 346] همان است كه براي حال نقاهت گفته شد و نيز بايد بوهاي لطيف و شادي‌آورهاي ضعيف رواني و حيواني و طبيعي بكار رود تا خورده خورده بيمار نيرو بگيرد .

آنچه گفتيم بس است و ساير بيماريهاي قلب كشنده است و گفتگوي درباره آن بي‌حاصل مي‌باشد . اما داروهائي كه اعضاء رئيسه را تقويت كنند مانند : ترياق الهواء ، جوارشن افضلي ، جوارشن لؤلؤ ، روغن دارچيني و روغن قرنقل براي همه بيماريهاي سرد و طلاي محلول و روح الملح و نيز سفوف الحلتيت در هنگامي كه معده و مغز نيز شريك در پيدا شدن بيماري مي‌باشند و قرص الزاج ، مفرح اعظم ، ملح اللؤلؤ و ملح المرجان سودمند مي‌باشند .

باب هشتم

در پاره‌اي از بيماريهاي معده

فصل

درد معده

جاي اين درد ( GASTRALEGIE ) از زير استخوان سينه تا ناف است و سببهائي دارد ، از جمله صفرائي كه از كبد بمعده مي‌رسد و در آنجا مي‌ماند نشانيش تشنگي شديد ، التهاب ، آزرده شدن از خوردنيهاي گرم‌مزاج ، شدت درد در هنگام خالي بودن معده ، خارج شدن صفرا با مدفوع و غليظ شدن پيشاب است . اگر همراه با تهوع باشد صفرا در فم معده جمع شده و الا در گودي آنست و در هنگام شدت درد و اندوه فراوان و دير خوردن غذا مقدار صفرائي كه بمعده مي‌ريزد بيشتر مي‌شود و گاه ممكن است كه بعلت حساس بودن معده و نزديكيش بقلب بيمار تلف شود . بهترين درمان براي آن قي كردن است بخصوص اگر ماده در دهانه معده ( فم ) باشد و اگر ماده در گودي آن باشد خوردن مسهل نيز جايز است اما قي بهتر مي‌باشد ، قي‌آورهاي [ص 347] مناسب جوهر انتيموان و جوهر الصوري است و اگر ماده در گودي معده باشد اين دو دارو مفيد است اما اگر بنا بر مسهل باشد ايارجها و حبها بخصوص ايارج فيقراء با افسنتين پخته مفيد است و نيز در هنگامي كه ماده صفرائي در فضاي معده باشد اين ايارج سودمند مي‌باشد مگر اينكه جرم معده خشك باشد .

از جالينوس روايت شده كه در همه دردهاي معده اگر حقيقت مشتبه شود ايارج مناسب است اما از داروهاي نوشيدني شربت انار ، شربت ليمو ، شربت غوره ، شربت ريواس ، سكنجبين و آب زرشك مفيدند و از غذاها ، خوراكهاي زرشك‌دار و آنها كه تمر هندي دارند ، خوراكهاي غوره‌دار و يا سماق‌دار و مانند آنها سودبخشند . اگر فقط حرارت بدون ماده باشد و با مدفوع چيزي خارج نشود و پيشاب صاف باشد درمانش خوردن دوغ گاو ، آب غوره و آب ريواس و افشره اترج و مانند آن است . در هنگام چيرگي حرارت ، اشتها تمام و در وقت غلبه برودت زياد مي‌گردد . اگر درد از برودت همراه با ماده باشد سبب آن گردآمدن بلغم در معده است . نشانيش كمي تشنگي و شدت يافتن درد در هنگام پُري معده است ، اگر چيز سردي بنوشند نيز چنين است و اگر ماده در دهانه معده باشد قي و بادگلوي ترش به بيمار دست مي‌دهد ، اگر در پائين معده باشد همراه با مدفوعْ بلغم بيرون مي‌آيد و پيشابْ سفيد و غليظ مي‌گردد . اگر در فم معده باشد درمانش قي است و بهترين داروي قي‌آور جوهر الصوري است ، اگر در پائين معده باشد نوشيدن اين قي‌آور و نيز مسهلي از ايارجها و يا حب بلغم و سفوف البلغم و گلنگبين و روغن كرچك و نيز حب السلاطين و اطريفال تربدي كه بادها را نيز دفع مي‌كند مفيد است و نيز الكسير ذوالخاصية در تسكين درد بسيار سودمند است ، همچنين الكسير [ص 348] گنه‌گنه براي انواع دردها ، ايارج جلابا ، گلشكر ، حب گنه‌گنه ، حب الاشق ، ( اگر مزاج يبوست داشته باشد ) ، دهن البلسان ، قرص المُرّ ( براي درد پس از غذا ) ، قرص الورد ( براي دردهاي رطوبتي همراه با تب ) و قرص الورد چهل و چهارم ، بسپايك پخته ( اگر نفخي باشد ) ، نمك قليا ( اگر از رطوبت باشد ) و مانند آنها مفيدند و غذاي بيمار در روزي كه مسهل خورده آبِ گوشت و پلوي زيره و در روزهاي ديگر مرباي بالِنگ يا مرباي پوست پسته و پلوي زيره است ، از داروها : الكسيرها ، قرص الزاج ، اشوس ساجي و جوهر الصوري ( نه بآن اندازه كه قي بياورد ) و قرص غافث بايد نام برده شوند و اگر از سردي بدون ماده و چيرگي سردي بر مزاج معده باشد علامتش كمي اشتها ، تنبلي ، سنگيني ، كند ذهني و لاغري در بدن است ، درمانش نوشيدن شربت رضوي و دارچين پخته و الكسيرها است . اگر رطوبت بر جرم معده چيره شود نشانيش زيادي آب دهن ، كمي تشنگي و نبودن خلط در مدفوع و پيشاب است ، درمانش حب البلغم ، حب السلاطين ، حب الزاج و مانند آن مي‌باشد و غذاي بيمار همان است كه درباره بيماران بلغمي گفته شد . اگر جرم معده خشك شده باشد درمانش دشوار است و علامت آن تشنگي هميشگي و لاغري همراه با كمي تب و پيدا شدن چروكيدگي در بدن است و درمانش مانند درمان تب دق است بخصوص اگر همراه با حرارت باشد ، براي اين بيماران شير الاغ بسيار مفيد است ، در اين هنگام خوردن مسهل روا نيست اما خوردن ماهي بدون نمك و پاچه بز بسيار سودمند مي‌باشد و اگر همراه با يبوست ، برودتي باشد داروي گرم و اگر حرارتي باشد داروي سرد بايد بخورند ، اگر درد از نفخ باشد نشانيش حركت باد و بادگلو و باد كردن شكم و جابجا شدن درد است درمانش در آغاز مانند بلغميها است ، زيرا نفخ از رطوبت لزجي است [ص 349] كه حرارت ضعيفي در آن اثر كرده است . براي اين بيماران جوارشنها و بادگلوآورها مثل زيره ، كندر و داروهاي بادشكن مانند دارچين و آويشن و غير آنها مفيدند .

( مؤلف (اع) در حاشيه مي‌افزايد : در مقاله پنجم در باب مفردات خواص افسنتين ، جنطيانا ، دارشيشعان ، ريوند ، زعفران ، عنبر و سنگدان پرندگان براي درد معده ذكر شده مراجعه كن ) .

فصل

ضعف معده

بدان كه خداوند متعال براي معده چهار نيرو خلق كرده است : غذا را با حرارت و يبوست خودش جذب مي‌كند و اين اشتهاي آن است ، با حرارت و رطوبت خودش آن را مي‌پزد و اين هاضمه آن است ، مدتي غذا را با برودت و يبوست خودش نگاه مي‌دارد و اين نيروي نگاهدارنده آن است و سپس با برودت و رطوبت خود غذا را بروده‌ها مي‌فرستد و اين نيروي دافعه آن است . اينك مي‌گوئيم كه اگر يكي از اين نيروها كم يا زياد شود معده در انجام كاري كه براي آن خلق شده است كم‌توان مي‌گردد يعني اگر حرارت و يبوستش بعلت چيرگي ضد آن كم شود قدرت جذب كم مي‌گردد و همچنين است اگر زياد شود و بحد احتراق برسد . و چنين است ساير نيروها ، اما گمان مبر كه اگر بر نيروي يكي از طبايع افزوده شود ، قوه معده زياد مي‌گردد ، زيرا قوه امري روحي است و وقتي پيدا مي‌شود كه اندامي در حد طبيعي خودش درست كار كند بنا بر اين هر چه كسي تندرست‌تر باشد اندامهايش بهتر كار مي‌كند و آنگاه اندامي تندرست است كه باعتدال طبيعي خودش نزديكتر باشد و اين را بايد فهميد . بنا بر اين فزوني يا كاستي در هر يك از طبايع معده سبب كم‌تواني آن است بنا بر اين هر گاه توان معده در اثر چيرگي حرارت [ص 350] كم شود علامتش تشنگي زياد ، تلخي دهن و سوزش معده مي‌باشد و شدت اين حالات پس از بكار بردن خوردنيهاي گرم است . اگر از برودت باشد نشانيها بعكس اينها است مگر آنكه اگر بلغم ترشي در معده گرد آيد آن را با ترشي خود همان طور كه در حالت ريختن سوداء بمعده پيش مي‌آيد مي‌گزد و مريض چنين مي‌پندارد كه ميل بخوردن دارد ، اما همين كه غذائي آماده شود اشتهائي ندارد ، زيرا در اين حالت نيروي جاذبه معده كم مي‌گردد . درمان اين بيماري يعني ضعف معده همان است كه قبلا براي درد معده گفته شد زيرا اين دو بيماري در يك رده هستند . در اينجا شربت سودمندي را ذكر مي‌كنيم كه اشتها را زياد مي‌كند و گرسنگي مي‌آورد و غذا را هضم مي‌نمايد : مقداري بهِ بزرگ خوشبو كه زمخت نباشد مي‌كوبند و آبش را مي‌گيرند و ١٥٠ مثقال آن را با ١٥٠ مثقال عسل و ٢٢٥ مثقال سركه آميخته بر روي آتش ملايمي مي‌پزند و كف آنها را مي‌گيرند و ٢١ مثقال زنجبيل و ١٤ مثقال فلفل سفيد بر آن مي‌افزايند و مي‌پزند تا كاملا غليظ شود ، اين دارو براي معده و كبدِ سرد مفيد است . اگر بيماري از حرارت باشد بجاي عسل ، سازج ( درختي است هندي ) و شكر خالص مي‌ريزند و غذاي اين بيماران جوجه كبابي است كه در آب انار با نعناع و گشنيز خشك پخته شده باشد . اگر از سردي باشد جوجه كباب را با نعناع و زيره و كرويا ( زيره شامي ، شاهزيره ) و امثال آن معطر مي‌كنند و نيز براي اين بيماران شربت سينه و شربت نعناع و الكسيرهاي معمول و شربت افسنتين سودمند است و اطريفال صغير ( براي همه انواع ) مفيد است . ( مؤلف (اع) در حاشيه مي‌افزايد : در مقاله پنجم در باب مفردات خواص آمله ، هليله ، جدوار ، جوزبويا ، خميرمايه ، ريوند ، انار ، زراوند ، زعفران ، زاج سفيد ، آويشن ، گنه‌گنه ، ماء المحدد ، مصطكي ، نانخواه ، نيل و مارچوبه ذكر شده مراجعه كنيد . [ص 351] و در قانون براي بد كار كردن معده آمده است كه افسنتين پخته و ايارج و همچنين ده درهم افسنتين ، پنج درهم دارچيني ، سه درهم چوب بلسان ، سه درهم سنبل ، دو درهم برگ گل سرخ تازه ، يك درهم عود و يك درهم مصطكي را در آب زياد مي‌جوشانند تا بحدود يك رطل برسد و آن را صاف مي‌كنند و قدري صبر در آن مي‌ريزند و هر روز يك اوقيه مي‌خورند تا بهبود يابند ) .

و نيز براي امراض معده اين داروها مفيدند : گنه‌گنه و سولفات گنه‌گنه ( اين دارو بنام گنه‌گنه شيرين معروف و همان سولفات دوكنين مي‌باشد . مترجم ) از هر كدام دو گندم ، حب انغوزه ، زعفران الحديد كه با سركه ساخته شود ، حب گنه‌گنه ، حب الزاج و زاج مس و آهن ( سولفات مضاعف مس و آهن ) و بخصوص اين دو دارو براي همه امراض معده مفيدند ، اما از اين دو دارو كساني كه بورم معده ( GASTRITE ) يا كبد مبتلا هستند نبايد بخورند و نيز ايارج محموده ، ايارج يابس ، گلشكر ، جوارشن افضلي ، جوارشن انطاكي ، جوارشن جالينوس ، جوارشن سماق ، جوارشن عنبر ، جوارشن عود ، جوارشن كتيرا ، جوارشن لؤلؤ ، حب الاشتهاء ، و حب اصطمحيقون ( اگر با اخلاط همراه باشد ) ، حب الافيون ( اگر از رطوبت باشد ) ، حب الزنجبيل ( اگر از سردي باشد ) ، حب الصحة ، حب الفادزهر ، حب اللؤلؤ مبهّي ، سركه عنصلي ، دواي نهم ( اگر همراه با پيچ اسهالي باشد ) ، دواء دهم براي رطوبتهاي بخارآور و تشنگي‌آور ، روغن بسباسه ، روغن تخم عرعر ، روغن دارچيني براي هضم ، دُهْن الكبريت براي تقويت اشتهاء ، طلاي محلول براي تقويت گوارش ، روح الملح براي گوارش و اشتهاء و نيز زعفران الحديد همراه با گلشكر براي اشتهاء مفيدند . سفوف انغوزه و سفوف الطراثيث و سفوف مقلياثا اگر حالت پيچ اسهالي [ص 352] هم باشد سودمندند . شربت افسنتين براي اقسام بيماريهاي معده ، شربت سنا ، شربت مرسين و غرغره سوم ( براي دشواري كار فرو بردن غذا ) ، قهوه نافعه و آب تخم كشوث ، ماء الحيوة مفرح ، معجون طباشير ، مفرح اعظم ، مفرح انطاكي ، مفرح سيسنبري ، قرنفل معمولي و قرنفل بستاني ( فرنجمشك ) براي سوء هاضمه بچه‌ها و همچنين سفوف القوي و سفوف حافظ الصحة ، مزيد العمر ، ايارج فيقراء همراه با افسنتين پخته براي ضعف معده ، نيم مثقال سقز براي رطوبت معده مفيدند . براي بدي گوارش و تشنگي دو دانق جوهر ليمو را در آب حل كرده و دو دانق نمك قليا را در آن مي‌ريزند تا جوش كند ( حاصل اين تركيب كه شبيه نمك ميوه است سيترات دوسود مي‌باشد . مترجم ) و آنگاه مي‌آشامند ، جوهر سركه را نيز مي‌توان بجاي جوهر ليمو بكار برد براي رطوبتيها يك نخود جوهر الصوري با قندِ سائيده سودمند مي‌باشد . براي زدودن صفرا قلع تكليس‌شده مفيد است .

براي ناتواني معده و بدي گوارش اين معجون سودبخش است : دارچين پنج مثقال ، باديان ، تخم كاسني ، زرشك ، زرنباد ، نعناع خشك ، پوست زرد اترج ، صندل سفيد ( سائيده در گلاب ) ، بابونه ، ميخك از هر كدام سه مثقال ، مصطكي ، برگ گل سرخ ، ساذج ، زعفران و انيسون از هر كدام دو مثقال ، آمله پوست‌گرفته ، هليله كابلي از هر يك ده درهم ، عود خام سه درهم آنها را كوفته و بيخته و با رب بهِ شيرين و شير آمله از هر كدام سي مثقال ، عسل بقدر كفايت ، همه را مخلوط مي‌كنند و هر روز يك مثقال از آن را مي‌خورند . ( مؤلف (اع) در حاشيه مي‌افزايد : در كتاب قانون براي كمي اشتها نوشيدن آب انار با روغن گل سرخ و براي عادت خاك خوردن نشاسته خصوصا همراه با نمك ذكر شده است ) .

فصل

ترشي معده و بادگلوي ترش

[ص 353] اين بيماري ( FLATULANCE ) از بلغمي حاصل مي‌شود كه در معده گرد آمده و اصلش بلغم شيريني است كه حرارتي غير معتدل در آن عمل و آن را حل كرده و سبب پيدا شدن تندي در آن مي‌شود و چاره‌اي جز پاكسازي بدن از آن نيست .

( مؤلف (اع) در حاشيه مي‌افزايد : بدان كه ترشي معده بيماري بدي است كه بيماريهاي زيادي را در پي دارد زيرا همين كه معده ترش كرد اولا ضعيف مي‌گردد چه معده داراي پيهائي است كه از ترشي زيان مي‌بينند ثانيا بخارهاي تندي از آن برمي‌خيزد كه بسوي مغز مي‌رود و آن را از توان خود مي‌اندازد و آن را مي‌گزد و سبب عطسه و فشار بر آن مي‌گردد ثالثا سبب پائين آمدن و ريختن موادي بمعده مي‌شود كه سبب نفخ و قرقر و بادگلوي ترش است و اگر ترشي بيشتر شود معده را مي‌آزارد تا آن را از راه قي بيرون بريزد و چه بسا كه ترشي آن قدر زياد مي‌گردد كه بحد تيزآب ( اسيد . مترجم ) مي‌رسد و خورندگي پيدا مي‌كند كه بدندانها و حلق نيز آسيب مي‌رساند و سبب بيماري مراق مي‌گردد ، كبد را نيز مي‌آزارد زيرا كيلوس اگر ترش شود كيموس هم ترش مي‌گردد و ترشي كيموس سبب پيدا شدن بادهائي در كبد و بدي گوارش كبدي مي‌شود و در نتيجه كم‌توان مي‌گردد و البته كيموس هم دگرگون مي‌شود و اين نابساماني به بيماري استسقاء مي‌كشد و سرانجام ترشي بخون مي‌رسد كه سوزش ادراري و قرحه مجاري ادراري از آن پيدا مي‌شود و سودا زياد مي‌گردد و به بيماري ام‌الطحال ( ورم طحال ) مي‌انجامد و نيز همين كه ترشي غذاي بدن زياد بشود توليد خارش ، پيسي ، لكه‌هاي پوستي و خشونت پوست و دانه‌ها و خوره‌ها و جذام مي‌كند و هر مرضي از نابهنجاري كيموس و سودا پيدا مي‌شود بنا بر اين بايد جدّاً بآن توجه كنند و از ترشي معده و تخمه بپرهيزند و از خوردن چيزهائي مثل ميوه‌ها پس از پختنيها و آب [ص 354] پس از غذاهاي چرب ، نان گرم و آب و غذاهاي لطيف يا ميوه‌ها پس از گرسنگي زياد خودداري كنند . گاهي ترشي از حل شدن سودا و ريختن آن بمعده پيدا مي‌شود ، انحلال سودا مادرِ امراض نمكي و دردآورِ قرحه‌ها و آكله و غير اينها است زيرا سودا نمك است و همين كه حل شد تبديل بترشي مي‌شود همان طور كه در خارج مي‌بينيم و اين ترشي نوعي آب تند است كه آن را تيزاب مي‌نامند و وجود اين تيزاب در بدن سبب پيدا شدن قرحه و خورندگي و كارهاي ديگري است كه از تيزاب سرمي‌زند تا بكجا بريزد و در كجا اثر بگذارد اگر با اخلاط تركيب گردد و باندامها برسد آنها را فاسد مي‌گرداند اگر با اخلاط همراه و بخون وارد شد بهمراهي آن مي‌رود و بجاي آبادي همه جا را ويران مي‌كند . درمان اين تيزاب را در متن گفته‌ايم و در جاهاي ديگرِ اين كتاب نيز از آن سخن رفته است . و نيز افزوده است : گاهي ترشي معده از سوداي معده‌اي است كه حرارت در آن عمل كرده و آن را بمعده ريخته است و در آنجا خميره‌اي مي‌شود كه هر چه را كه بر آن وارد شود نيز ترش مي‌كند و اين مطلب را در هنگام نوشتن متن فراموش كردم ) .

( مترجم گويد : مؤلف اعلي الله مقامه در فصل چهارم كتاب علاج الارواح كه آن را در سال ١٢٧١ قمري و پس از دقايق العلاج و حقائق الطب مرقوم فرموده تصريح كرده است كه سوء هاضمه ، بادگلو و ترشي معده از آثار شياطين است كه با توجه به آنچه درباره پيدايش بيماريها در فصل مربوط به تبهاي نوبه و نيز در مقاله پنجم باب چهارم فصل نوزدهم همين كتاب مرقوم و اين شياطين را موجوداتي زنده معرفي فرموده است ( رجوع كنيد به فصل مربوط به تبهاي خلطي و مطالبي كه تحت عنوان تحقيق اعجاب‌انگيز در ذيل آن آمده است ) مسئله جالب اين است كه در هنگام ترجمه اين كتاب در سال ١٣٦٠ شمسي هنوز پزشكان متخصص درباره بيماريهاي ياد شده بر اين باور بودند كه اين بيماريها در اثر پركاري سلولهاي ترشح كننده اسيد ناشي از عوامل عضوي و يا روحي و عصبي است و سالها پس از آن بود كه يكي از پزشكان انگليسي اعلام كرد كه اين بيماريها در اثر وجود نوعي باكتري خاص پيدا ميشود و از ١٩٩٧ ميلادي اين مسئله از مسائل مسلم پزشكي شمرده ميشود )

براي درمان اين بيماري چه خوبست كه حب البلغم و حب السلاطين بخورند سپس خوردن يك تا يك و نيم دانق نمك قليا ( كربنات دوسود طبيعي ) با نيم مثقال سنگ مرمر و يا ملح اللؤلؤ يا ملح المرجان يا صدف سائيده يا گوش‌ماهي ( صدف ) سائيده يا نمك طرطر باندازه نمك قليا و يا دو فنجان آب آهك يا پوست تخم‌مرغ كاملا سائيده يا سفوف مردارسنگ بايد بكار رود كه همه اينها براي رفع ترشي معده بسيار مفيد است . ( داروهاي ياد شده بجز مردارسنگ همه داراي تركيبات قليائي خاكي يعني تركيبات سديم و يا كلسيم و پتاسيم هستند كه ترشي معده را كه اسيد كلريدريك است خنثي مي‌كنند . مترجم ) گاهي بادگلوي ترش از حرارت است و واجب [ص 355] است كه به نشانيهاي اين حالت توجه كنند . در اين هنگام بايد با سرد كردن مزاج ترشي معده را كم كنند و گاهي كافي است كه آميزه‌اي از دو جزء آب انار ملس و يك جزء آب برنج درست كرده و صبحها يك فنجان بياشامند كه جدّاً براي رفع ترشي معده ، قي و درد معده خوب است و نيز آشاميدن يك فنجان عرق اسپنددانه دراز ( اسپند سفيد ) مفيد است .

فصل

بادگلو

بادگلوي زياد سببش پيدايش رطوبتهاي لزج زيادي در معده است كه حرارت كمي در آن اثر كرده و درمانش اين است كه كرويا ، انيسون ، شويد ، آويشن از هر كدام يك جزء ، مصطكي نيم جزء را بگيرند و كاملا بجوشانند و صاف كنند و بياشامند ، گاه ممكن است از كمي توان معده و كمي نيروي گوارشي آن باشد كه در نتيجه هر چيز خوردني و آشاميدني را بطور ناقص هضم مي‌كند و بخاراتي در آن بوجود مي‌آورد ، درمانش حافظ الصحة با شربت به است الكسير الشاء بطور عجيبي بادگلو را بجنبش درمي‌آورد و بادها را بيرون مي‌راند روغن انيسون و روغن جوزبويا و لَبنُ الكبريت بادهاي معده را بتحليل مي‌برند و نيز ترياق الاربعه و جوارشن افضلي ، جوارشن انطاكي ، حب الاشق ، حب الاشتهاء ، حب الحلتيت ، حب عرق النساء ، سفوف چهارم و سفوف مقوي مفيدند .

( مؤلف (اع) در حاشيه مي‌افزايد : خواص اطريلال ، انيسون ، باديان ، زاج ، زنجبيل براي درمان باد معده در مفردات متفرقه آمده است . و نيز مي‌فرمايد : در زادالمسافرين آمده است كه از داروهاي مفرد كه براي فرو نشاندن بادهاي معده مفيدند بايد از اين داروها نام ببريم : آويشن ، برگ سداب ، كندر ، انيسون ، كرويا ، پونه ، نعناع ، نانخواه ، قرنفل ، مصطكي ، گلپر ، زيره ، حب الغار ( ميوه غار ) ، سيساليوس ( تخم انجدان رومي ) ، خولنجان ، [ص 356] سكبينج همه اينها بادشكن مي‌باشند و بايد جويده شوند اگر اسفنجي را در آب آنها فرو برند و بر شكم بگذارند بادها را فرو مي‌نشاند و نيز حبي كه مركب از خولنجان سكبينج باندازه مساوي ساخته شده باشد و يك مثقال از آن را با آب نيم‌گرم بخورند مفيد است نسخه معجون البزور نيز براي باد و دردهاي كبد و طحال مفيد است : تخم شويد ، زراوند طويل ، دارچين ، حماما ، انيسون ، سنبل ، زنيان ، باديان ، تخم كرفس ، جندبيدستر ، مصطكي ، اسارون ، كرويا ، سيساليوس را باندازه مساوي با عسل خمير مي‌كنند و خوراك آن يك مثقال تا دو درهم است و مي‌گوئيم كه آنچه را كه خود ما براي بادشكني تجربه كرده‌ايم و بلافاصله نتيجه داده است روغن باديان است و نيز سيساليوس براي بيرون راندن بادها از راه بادگلو اثر عجيبي دارد ) .

فصل

تخمه

سبب تخمه بدي كار معده در اثر حرارت يا برودت نيرومندي است كه در آن پيدا شده و يا پرخوري‌اي كه بر گوارش چيره شده و آتش آن را خاموش كرده است يا كيفيت غذاهائي است كه گوارش را از جوش مي‌اندازد يا از اين است كه شخص بهم‌خوراكي كرده و در نتيجه غذاي گوارش شده با خوراك تازه‌رسيده آميخته گرديده و يا بعلت نوشيدن آب زياد مي‌باشد كه معده را از گوارش بازداشته است . اما اگر از حرارتي نيرومند باشد معده غذاها را فاسد مي‌كند و نمي‌تواند آنها را درست گوارش كند و غذا ناگوارده در آن باقي مي‌ماند و نشانيش بادگلوي دودي و بوي بد و گنديده همراه با بادهاي بدبو ، تشنگي زياد و كمي تب است . اگر نشان صفرا نيز با آن همراه [ص 357] بوده و در فم معده باشد ، درمانش استعمال قي‌آور است و مناسب اين حالت انتيمون است اما نبايد زياد بخورند و يك بار يا دو بار قي كافي است . اگر در پائين معده باشد درمانش خوردن مسهلي از قبيل ايارجات ، انتيمون ، حب الصفراء ، معجون الراحة و مانند اينها است ، سكنجبيني كه آب به در آن باشد نيز بسيار مفيد است و براي ساختن آن بايد بهِ ترش يك جزء ، سركه انگورِ صاف ربع جزء ، شكر خالص يك جزء همه را با هم بپزند تا قوامش باندازه عسل شود و صبحها ناشتا از آن بياشامند . غذاي بيمار بايد غذاهاي آب غوره دار و ريواس دار و يا سيب دار باشد . اگر التهاب بيمار زياد است و صفرائي در مدفوع نيست درمان مانند درمان تب دق است و اگر برودتي بر معده چيره شده باشد علامتش نبودن تشنگي ، بادگلوي ترش ، نبودن تب و دفع شدن غذا بدون تغيير زياد است . درمانش اگر ماده در فم معده باشد قي‌آورهاي زاجي يا خربقي است و اگر در گودي معده باشد قي‌آوري و يا خوردن مسهل است و بايد حب البلغم ، ايارجات ، حب الزاج مسهل و امثال آن و نيز گلنگبين با مصطكي و اطريفال صغير بخورند و شربت افسنتين پس از اينها جدّاً مفيد مي‌باشد و نيز سفوف مقوي در همه امراض معده كه از برودت باشد مفيد است ، غذاي بيمار گوشتهاي لطيف با مواد معطر است اگر تخمه از پرخوري باشد بيمار بايد قي كند و بخوابد و راحت كند و وقتي كاملا گرسنه شد چيز سبكي بخورد اما اگر مانعي براي قي كردن باشد بايد كاسه‌اي از آب گرم ، گلاب و كمي مصطكي بنوشد و تا زمان بهبودي چيزي نخورد اگر غذاي بيمار سرد و مرطوب بوده درمانش تقويت معده با حب الزاج ، حب الزنجبيل ، حب الاشتهاء و مانند آنها است . اگر تخمه از بهم‌خوراكي باشد [ص 358] درمانش گرسنگي و تقويت معده با شربت افسنتين و حبهاي مناسب است و اگر از نوشيدن آب زياد باشد علاجش نخوردن آب و تقويت معده با جوارشنها و حبهاي يادشده است .

فصل

سنگيني ( ثقل ) معده

منظور از ثقل پري معده يا روده‌ها و ماندن مدفوع در امعاء است كه استحكامي هم نيافته . علامت اين بيماري سنگيني ، سقوط اشتها و سرگيجه است اگر سنگيني در بالاي ناف حس شود از معده يا روده بزرگ است و اگر در زير ناف باشد از روده كوچك است . اگر آثار اختلاط ديده نشود از پرخوري يا بهم‌خوراكي و يا غذاي بي‌موقع خوردن است . اگر آثار خلطها ديده شود از بدي كار معده است كه از گوارش غذا يا دفع باز مانده يا از بدي كار روده‌ها است اما اگر از اخلاط باشد درمانش همان است كه درباره درد معده گفته شد ولي اگر از جهت اندازه يا چگونگي غذا باشد پس اگر ثقلي از يك روز يا دو روز پيش پيدا شده باشد محتاج بدوائي نيست و خودداري از غذا خوردن بس است و بايد غذاهائي خورده شود كه نرم‌كننده و بازكننده باشد مثل آب خربوزه و آب هندوانه با سكنجبين و آب گوشتي كه در آن برگ كاسني و باديان باشد و بيمار بايد سكنجبين ممزوج با آب و نمك بنوشد و غذائي كه از سير ، كدو ، بادنجان ، شلغم و مانند آن تهيه شده باشد بخورد اگر بهبود نيافت و نيازي بدارو باشد اگر بدي مزاج از گرمي باشد آب زير پنير بتنهائي يا همراه سكنجبين و شراب الراوند مفيد است و اگر بدي مزاج از گرمي باشد دو يا سه عدد حب المفتح كافي است و طرطر زاج يا ملح الطرطر يا آب گوشت سه تا هفت مثقال سولفات دومنيزي در آب گرم مي‌ريزند و شكر [ص 359] بآن مي‌افزايند و اگر بخواهند نيرومندتر باشد پنج تا شش حب از حب المفتح يا حب الدند و مانند آن نيز مي‌خورند و غذاي بيمار همان است كه گذشت . و بدان كه سنگيني ، مادر و ريشه همه بيماريها است زيرا معده خانه هر درد و پرهيز بهترين داروها است پس هر گاه سنگيني احساس كردي از غذا خوردن در يك نوبه بپرهيز و در نوبه بعد از غذاهائي كه گفتيم بخور و آن طور كه گفتيم بدرمان بپرداز تا از گزند بيماريهاي سخت‌تر در امان بماني . اگر سنگيني در روده‌ها باشد و غذاها راه را باز نكنند ، درمانِ نزديكتر تنقيه ( حقنه ) است و بهترين دارو بوره و آب گرم و روغن زيتون يا روغن كنجد يا روغن كرچك است و اگر بوره آماده نباشد نمك طعام بكار مي‌برند و يا مي‌توان شكر ، آب و روغن كرچك يا روغن بادام و غير آن را استعمال كرد و در درمانهاي عام درباره باز كردن روده‌ها آنچه كه سزاوار بوده گفته شده است .

فصل

سكسكه

سكسكه فشرده شدن همه رُويه داخلي معده است تا چيزي را كه آزارش مي‌دهد بيرون براند و اگر بيرون نرفت حركت سكسكه پشت سر هم پيدا مي‌شود اگر اين ناراحتي از خوردن چيز خشك و يا غذاي شب‌مانده‌اي باشد فم معده را مي‌فشارد و درمانش آن است كه مقداري آب را كم‌كم بمكند تا آن ماده پائين برود . اگر از امتلائي باشد كه گاه در بچه‌ها هم از بهم‌خوراكيها پيدا مي‌شود درمانش آن است كه هفت جرعه آب پشت سر هم بنوشند تا تسكين يابد و نيز مي‌توان بيمار را از آنچه كه مي‌ترسد بترسانند و يا عطسه‌آوري بكار ببرند . چيزهاي ديگري نيز غير از آنكه گفته شد سبب سكسكه مي‌شود مانند غذا و كيموسي كه در معده مانده يا قي و استفراغ خارج از حد اعتدال ، [ص 360] گرسنگي ، روزه بلندمدت ، غذا يا داروي گزنده تند يا زمخت يا كيموس تلخ و گزنده و سردي مزاج معده . اينك مي‌گوئيم اگر سكسكه از پري معده باشد درمانش وادار كردن بيمار به قي با زاجها يا انتيموان و خربق است ، بعد بايد داروهائي كه گرم‌كننده معده است مانند زنيان ، آويشن ، حب الزاج حب گنه‌گنه و مانند آن از نيروبخشهاي معده بكار رود و از آزمايشها اين است كه پوست خشكِ خوشه خرما كه با آب سائيده شده براي تسكين سكسكه مفيد است ، غذاي اين بيماران كباب معطر شده با بزرها مي‌باشد ( بآزمايش رسيده كه اگر پولك زردي را كه بپوست سخت پسته چسبيده جدا كنند و بجوشانند و بخورند براي سكسكه مفيد است . مترجم ) اما اگر سكسكه در اثر استفراغ زياد پيدا شده باشد درمانش مانند درمان حال نقاهت است غذاي بيمار گوشت جوجه يا درّاج و بزغاله و تخم‌مرغ نيم‌پز همراه با نعناع و باديان و امثال آن است و بايد عطسه‌آور بكار ببرند و عطرهاي نيروبخش براي مغز را ببويند . اما اگر سكسكه در اثر گزش دارو و امثال آن پيدا شود علامتش احساس پيچش ، تشنگي ، التهاب ، ناراحتي و اندوه است و درمانش خوردن قي‌آور است كه پيش از اين گفته شد و بر حسب مزاجها متفاوت است ، پس از آن نوشيدن ماء الشعير با آب انار شيرين و آب كدو و خيار و نوشيدن لعاب تخم اسفرزه ، لعاب به‌دانه و روغن بادام مفيد است اما اگر از سردي باشد كه بيشتر در نزد كودكان و سالخوردگان پيدا مي‌شود درمانش تقويت معده با جوهر گنه‌گنه ، حب الزاج ، حب گنه‌گنه و مانند آن است كه در مقاله چهارم گفته خواهد شد . گاهي سكسكه از نفخ تند غليظي پيدا مي‌شود كه علامتش قُرقُر شكم و جابجا شدن درد است و درمانش خوردن بوره با عسل است . زماني سكسكه از ورم كبد مي‌باشد و درمانش اين است [ص 361] كه كبد را درمان كنند . سكسكه در هنگام اسهال و بيرون‌روي كشنده است .

( مؤلف (اع) در حاشيه مي‌فرمايد : دارچيني ، ريوند ، زراوند و سداب خواصي در سكسكه دارند كه در مقاله پنجم باب مفردات آمده است ) .

فصل

قي و تهوع

اين ناراحتي از مواد زيادي صفرائي يا بلغمي است كه در معده حبس يا بآن جذب شده و فرق بين اين دو حالت اين است كه اگر غذا جذب بمعده شده باشد پس از قي احساس سبكي مي‌شود اما در حالت اول چنين نيست ليكن اگر از صفرا باشد نشانيش بيرون آمدن صفرا با قي همراه با تشنگي و نيز تلخي دهن است اگر قي زياد نباشد ولي ميل طبيعت را بآن دريابند بايد با نوشيدن سكنجبين ، نمك و آب گرم بآن كمك كنند تا ناراحتي كاملا تمام شود و اگر زياد باشد و بر بيمار بترسند بايد داروهاي جلوگيري كننده از قي باو خورانده شود مانند جوهر نعناع با قند و عرق نعناع با آب ، انار يا رب آن و اگر باز نايستاد پوست پسته و عرق نعناع باو مي‌دهند و باز اگر نايستاد يك دانق زاج سفيد با سفيده تخم‌مرغ و باز هم اگر نايستاد اين شربت را به بيمار مي‌دهند : هسته انار سه جزء كه آن را نرم مي‌كوبند و در ده جزء آب غوره شيره مي‌كشند و پنج جزء آب سيب ترش و پنج جزء آب ليمو داخل آن مي‌كنند و مي‌جوشانند و پنج جزء قند بآن مي‌افزايند تا ببندد و سپس با نيم جزء قرنفل سائيده و يك جزء نعناع با آن مخلوط كرده مي‌خورند و نيز معده را با گل سرخ ، صندل سفيد و سياه ، عود قماري و باندازه يك جو زعفران با سماق ضماد مي‌نمايند . اگر قي ايستاد و بيمار بغذا نيازمند باشد كم‌كم آب آلو و آب انار و آب تمر هندي باو مي‌دهند و اگر مزاج لينت داشته باشد ، [ص 362] رب سيب ساده ، رب به ، رب ريواس ، آب اترج و مانند آن باو مي‌دهند پس از آن او را تنقيه مي‌كنند تا مواد زائد را بپائين بكشد و پس از آن مسهل مي‌دهند تا اندازه ماده و گزش آن را كم كند بعد گلنگبين ، حب الصفراء ، حب نارمشك و رب سقمونيا باو مي‌خورانند براي اين بيماران ايارج صغير ، ايارج فيقراء و حب الايارج هيجدهم و روغن عرعر و روغن كهربا اگر با قي خون همراه باشد مناسب است . شربت انار همراه با نعناع براي صفرائيها و غش و نيز ملح الخبث همراه با سماق كوفته با آب سرد و زيره براي قي‌هاي بسيار شديد و مراق ( شرح اين بيماري در فصل بعد خواهد آمد . مترجم ) و مانند آن مفيد است . اگر قي از سردي و بلغم ترش يا شور باشد كه نشانيش كمي تشنگي و بيرون آمدن بلغم است بهمانطور كه پيش از اين گذشت رفتار مي‌شود مگر آنكه اگر بقي‌آور نيازي باشد شويد پخته ، نمك ، تخم ترب و مانند آن خوب است و نيز خوردن اسپنددانه همراه با آب گرم ، روغن كنجد و عسل مناسب است . براي تقويت معده اين بيماران شربت افسنتين و چيزهائي كه در ضعف معده گفتيم سودمند مي‌باشد و آب اسپنددانه طويل براي آنها نافع مي‌باشد و بايد غذاهاي معطر شده ( با ادويه ) بخورند ، اگر در معده ترشي زائدي باشد نخست ترشي زياد را با آنچه گذشت درمان مي‌كنند و گاهي همين درمان بس است . اما تهوع از خلط لزجي است كه بمعده چسبيده و معده نمي‌تواند آن را بيرون براند و بناچار تهوع و دل‌بهم‌خوردگي پيدا مي‌شود . درمانش واداشتن طبيعت به قي است اما نخست بايد ماده را نضج بدهند و آن را آماده كنند و سپس بايد با ايارج صغير و جوهر ترشك با نمك قليا و شربت ترياق مزاج را پاكسازي كنند و معده را همان طور كه گذشت تقويت نمايند .

[ص 363] ( مؤلف (اع) در حاشيه مي‌افزايد : در قانون آمده است براي قي : سُك ( نوعي عطر ) ، عود خام و قرنفل و بزر كتان ، ايرسا ، پونه كوهي ، مصطكي و زيره باندازه مساوي با آب عسل و آب سيب مخلوط كرده مي‌آشامند . در مقاله پنجم در باب مفردات خواص انار ، زاج ، سماق ، زاج سفيد ، كاه مكه ( اذخر ) ، آويشن ، مصطكي ، نارنج ، نرگس و نيل ذكر شده ) .

فصل

مراق

در زمان ما مراق بر مرضي اصطلاح شده كه هر گاه بيمار چيزي بخورد پس از ساعتي آن را با ترشي بسيار شديدي برمي‌گرداند بطوري كه دندانهايش از اين ترشي كه از سركه تندتر است كند مي‌شود ، اما اگر چيزي نخورند قي نمي‌كنند . اين بيماري از بلغم ترشي است كه در معده گرد آمده و اگر انسان چيزي نخورد حرارت معده بر بلغم چيره مي‌شود و آن را كمي بتحليل مي‌برد ، اما همين كه چيزي بخورد سرديش زياد مي‌شود و ترش مي‌گردد و آزار مي‌بيند و مي‌خواهد اين ناراحتي را از خود دور كند . درمان قطعي اين بيماري اين است كه نخست ترشي را همان طور كه گذشت كم كنند سپس با ايارجات تنها يا همراه با اطريفال يا حب بلغم و يا حب دند بيماري را از بين ببرند سپس بايد چهار مثقال سفوف المراق همراه با جامي گلاب بنوشند ، غذاي بيمار كباب جوجه‌اي است كه با ادويه و زعفران معطر باشد و ان شاء الله در سه روز بهبود خواهد يافت و نيز سفوف مراق ديگر هم مناسب است .

فصل

اسهال

اسهال ( DIARHEE ) استفراغ طبع و در هنگامي است كه در بدن [ص 364] خلطهاي آزاردهنده‌اي كه بمعده چسبيده يا در آن توليد شده وجود داشته باشد . يكي از سببهاي آن صفراء است كه علامتش تشنگي ، درد ، احساس گزش در شكم و بيرون‌روي رقيق و چركي است كه پيش از آن بيمار گزشي در روده‌هاي خود حس مي‌كند . سبب ديگر چيرگي حرارت بر معده است كه نشاني آن تشنگي ، التهاب ، تب ، گزندگي ، بيرون‌روي رقيق ، غش و ناراحتي است . نوع ديگر از بلغمي است كه در معده حبس شده و نشانيش بيرون‌روي مواد لزج و بلغمي ، كمي عطش همراه با التهاب و بادگلوي ترش است ديگر آنكه سردي بر مزاج چيره شده و علامتش مانند حالت اول است مگر آنكه در اين قسم بيمار سابقه بدگوارشي هم دارد ، علت ديگر آنست كه سودائي بمعده مي‌چسبد باين نشان كه بيمار داراي اشتهاي زياد است و در فم معده احساس گزش مي‌كند و دهنش ترش است و اگر چيزي بخورد يا كمي روغن بياشامد اين حالت تمام مي‌شود . سبب ديگر آنكه بيمار مبتلا به تخمه است كه در اثر آن خلطهاي نارس در معده پيدا مي‌شود و علامتش آن است كه پيش از اسهال تخمه وجود دارد ، بادگلو بدبو است و شكم قرقر مي‌كند سبب ديگر آنكه كبد ضعيف است و نمي‌تواند كيموس را جذب كند و نشانش اين است كه بيرون‌روي آبكي و سفيد و پيشاب نيز سفيد ( بي‌رنگ ) و پلكها و پاها ورم كرده است و رنگ بيمار بسفيدي مي‌گرايد . دليل ديگر ، كم‌تواني مغز است كه در اثر آن مواد زيان‌داري بمعده مي‌چسبد و به روده‌ها مي‌رسد و آن را براي مدت زيادي مرطوب مي‌كند و مزاجش را ديگرگون مي‌نمايد و از نيروي گوارشيش مي‌كاهد . سبب ديگر آن است كه بيمار غذائي را خورده كه در حال گوارش است و راه رگهاي روده‌ها را بسته و در اين حال غذاي ديگري را مي‌خورد كه نمي‌تواند هضم كند و طبيعت آن را بيرون مي‌راند ، اين بيماري را [ص 365] اسهال معده‌اي ناميده‌اند . گاهي كيموسهاي زيان‌داري در اندامها جمع شده و آنها را از دريافت غذاهاي تازه باز مي‌دارد و بنا بر اين آن غذاها بمعده برمي‌گردد و سبب اسهال مي‌شود علامتش كم شدن نيرو و اسهال كم است و بيمار از همين مقدارِ كمْ بيش از مقدارِ زياد در ساير حالات ضعيف مي‌شود و نيز ممكن است در كبد و اندامهاي گوارشي ضعفي باشد كه در اين صورت كبد قسمت لطيفي را كه در كيموس هست مي‌گيرد اما قسمت غليظ باقي مي‌ماند و طبيعت مي‌خواهد كه آن را بيرون براند علامتش اين است كه گاه‌بگاه مي‌باشد و انسان در مدت چند روز تندرست است اما بعد از آن بيرون‌روي دوباره آغاز مي‌شود و پس از چند روز تمام مي‌گردد و اين حالت را اسهال ادواري مي‌نامند . گاه در دهانه معده و يا دهانه راههاي روده بكبد ورمي پيدا مي‌شود كه غذاي لطيف از آن رد مي‌شود اما غليظ باقي مي‌ماند علامتش ناتواني بيمار و نقاهت اوست و اينكه مدفوع باندازه‌اي است كه بيمار غذا خورده و يا نزديك بآن مقدار است اين نوع اسهال را مزمن مي‌گويند .

اما فرق بين اسهال و هيضه اين است كه در هيضه قي هم وجود دارد و مريض بزودي ناتوان مي‌گردد اما در اسهال چنين نيست . درمان همه انواع گفته شده اين است كه از بيرون‌روي بيمار تا وقتي كه از پاكي كاملِ مزاج او اطميناني نيست جلوگيري نكنند يعني بايد مزاج او طوري باشد كه پس از آن خلطي از او دفع نشود و عوارض بيماري باز بايستند ، بلكه بايد تا بدست آمدن اين نتيجه با نوشاندن آب گرم طبيعت را براي پاكسازي ياري دهند و اگر جاهلي در جلوگيري از بيرون‌روي بيمار بكوشد بمرگ او كمك كرده است اگر اسهال از نوع گرفتگيهاي روده باشد بايد براي رفع اين گرفتگيها با خوردن طرطر زاج و نمك طرطر اقدام كنند و علامت باز شدن روده‌ها اين [ص 366] است كه پيشاب پس از مدتي كه كم بوده زياد مي‌شود و پيش از آن بي‌رنگ بوده و اينك به زردي مي‌گرايد و مدفوع زياد بوده و سپس كم و رنگش معتدل مي‌شود در حالي كه پيش از آن سفيد بوده است پس از آن بايد داروهاي ادرارآور بكار رود اما همين كه مسلّم شد كه راههاي روده باز شده و تفاله مانده دفع شده است ، بايد بجلوگيري از بيرون‌روي بپردازند . بيرون‌روي بيشتر خودبخود بند مي‌آيد .

پاره‌اي از داروهاي مفردي كه از بيرون‌روي جلوگيري مي‌كنند عبارتند از :

ارز المطبوخ ( برنج پخته ) بصورت ضماد بر شكم .

آس و حبه ( مورد و دانه آن ) و افيون ( ترياك ) براي اسهال و خراش روده .

انجبار كوفته و جوشانده آن همراه با نبات براي خونريزي .

انبرباريس ( زرشك ) براي زخم روده و اسهال كبدي .

قرن أيّل محرق ( شاخ بز نر كوهي سوخته ) و كتيرا همراه باقلاي پخته همراه با سركه و آب براي اسهال مزمن و قرحه روده .

بزر قطونا ( تخم اسفرزه ) برشته همراه با روغن گل سرخ براي اسهال و زخم روده .

بزر الخطمي ( تخم خطمي ) براي اسهال خوني .

بزر المُر ( تخم مُر ) براي اسهال خوني و خراش روده و اسهال گرم .

بزر كتان برشته و بزر الحماض ( تخم ترشك ) و بزر الكراث ( تخم تره ) بمقدار دو درهم با دو درهم مورد دانه و نيز همراه با تخم ترتيزك براي اسهال خوني سرد .

تخم تره همراه با تخم ترتيزك براي قي و اسهال توأم سرد .

بزر الورد ( تخم گل سرخ ) براي اسهال صفرائي .

بزر الريحان ( تخم ريحان ) برشته براي خراش روده و اسهال .

تخم ريحان برشته همراه با آب به براي قطع اسهال مزمن .

[ص 367] شيره بقلة الحمقاء ( خرفه ) همراه با توت ترش خشك براي اسهال و خراش روده .

تيواج الختائي همراه با دوغي كه آهن گداخته در آن سرد شده باشد براي اسهال خوني .

جاورس ( گاورس ) و جبن العتيق ( پنير كهنه ) برشته شده پس از شستن نمكش براي اسهال خوني كهنه .

جزمازج ( گزمازه ) براي اسهال خوني كهنه .

جفت البلوط ( پوست داخلي بلوط ) و جلنار ( گل انار فارسي ) و جوز ( گردو ) برشته با نبات براي اسهال بچه‌ها .

جوزبوا ( جوزبويا ) برشته براي قي و اسهال و پيچ بلغمي .

حب الرمان ( دانه انار ) برشته براي قي و پيچ بلغمي .

حب الرشاد ( تخم ترتيزك ) برشته براي قي و پيچ گرم .

حب الزبيب ( دانه مويز ) بخصوص همراه با روغن گل سرخ و آب گرم براي زخم روده و اسهال .

حصرم ( غوره ) و حضض ( عصاره فيل‌زهره ) براي زخم روده و اسهال .

خرنوب ( جِنْگ‌جِنگو در اصطلاح كرماني ) و خشخاش ابيض ( خشخاش سفيد ) و دم الاخوين ( خون سياوشان ) همراه با آب به براي خونريزي .

راوند ( ريوند ) مخصوصا با گل سرخ يا سنبل براي اسهالي كه از گرفتگي ماساريقا پيدا شده ، و همراه با داروهاي قابض براي اسهال خوني .

ريباس ( ريواس ) براي اسهال صفرائي .

زعرور جبلي ( زالزالك وحشي ) و زرنباد ( جدوار ) برشته همراه با آب سرد براي اسهال معده‌اي و روده‌اي .

سفرجل ( به ) و شربت آن قبل از غذا خوردن براي اسهال همراه با سختي [ص 368] ادرار كه در اين حال داروئي بهتر از شربت به نيست .

سماق براي اسهال صفرائي .

طباشير برشته براي اسهال خوني .

صمغ عربي با ميوه سدر ( نبق ) ، انار ، سنجد و خرنوب آرد شده براي اسهال صفرائي .

طراثيث ( گل جاليز ) ، طرفا ( ميوه گز ) و طين ارمني براي اسهال خوني .

عدس پخته با داروهاي قابض براي اسهال خوني .

عظام محرقه ( استخوان سوخته ) و عفص ( مازو ) براي اسهال خوني .

آرد هسته عناب براي اسهال سودائي و خوني و همچنين است عليق ( تمشك )

غبيرا ( سنجد ) براي سيلانها و خراش روده صفرائي .

فاغره ( ريشه نيلوفر ) براي تنقيه در خراش روده‌ها .

قشر الفستق ( پوست خارجي پسته ) براي خراش روده‌ها .

قشر الرمان ( پوست انار ) پخته همراه با برنج و جو پوست‌گرفته براي تنقيه در اسهال و خراش روده .

قانصة الدجاج ( سنگدان خروس ) خشك كرده كه با سوهان سائيده باشند همراه با رب به يا رب مورد براي اسهال بچه‌ها .

قطن ( پنبه ) عصاره برگش براي اسهال بچه‌ها .

قنب ( شاهدانه - بنگ ) براي اسهال صفرائي و خوني .

كافور ، كبَر ( كوَر ) و كرفس براي اسهال صفرائي .

كزبره ( گشنيز ) برشته‌اش براي اسهال صفرائي .

مخيض حامض محدد ( دوغ ترشي كه آهن گداخته در آن انداخته باشند ) براي اسهال صفرائي و خوني .

لبن الماعز محدد ( شير بزي كه سه بار آهن گداخته را در آن انداخته باشند ) و مح البيض ( زرده تخم‌مرغ ) كه در سركه پخته شده باشد و نشاسته برشته [ص 369] و نعناع و برنج براي قي و اسهال .

اگر با اسهال سرفه همراه باشد براي مريض داروي مناسب آن است كه كمي چسبناك بوده و ترشي و زمختي نداشته باشد ، الكسير المعده در همه انواع اسهال بسيار مفيد است و در اسهال نوع صفرائي يا خوني همراه با پيچش اگر سه روز يا بيشتر هر روز سه مثقال صمغ عربي سائيده با يك تا دو مثقال پوست خشخاش سائيده كاملا نرم بخصوص همراه با صمغ بخورند بسيار مفيد مي‌باشد براي اسهال ناشي از خون ، بالنگو همراه با گلاب و همچنين دو و نيم درهم دانه شورگز همراه با يك و نيم درهم گل انار فارسي ، اسهال را پس از دو يا سه بار قطع مي‌كند تنقيه با لعاب به‌دانه هم مفيد است و نيز شربت خون سياوشان بخصوص براي پيچ اسهالي مزاجهاي خوني مفيد است كه در فصل مربوط به پيچ اسهالي نيز خواهد آمد .

براي اسهال بچه‌ها اگر خوني باشد خوردن بلوط برشته و نيز گرمك پيش از صبحانه مفيد است همچنين ملح الخبث براي اسهال رطوبتي سودمند مي‌باشد و از عجايب اين است كه خوردن يك دانق پنيرمايه خرگوش از اسهال جلوگيري مي‌كند و اگر فايده‌اي نبخشيد دو دانق بايد خورده شود و گرنه نيم درهم بايد بخورند اما از اينكه يك باره آن را بخورند بايد بشدت پرهيز كنند چون ممكن است قولنج شديدي از آن پيدا شود و نيز تنقيه يك نخود ترياك همراه با آب برنج پخته سودمند است قرص طباشيري كه بترتيب زير ساخته شده باشد : گلبرگ گل سرخ ، رب شيرين‌بيان از هر كدام شش درهم ، تخم خيار ، تخم بادرنج ، مغز تخم كدو و تخم خرفه از هر كدام چهار درهم ، طباشير سفيد ، صمغ عربي ، كتيراي سفيد از هر كدام دو درهم ، كافور قيصوري ( كافور قيصوري نوعي كافور [ص 370] است . ف م ) يك درهم ، زعفران نيم درهم همه را كوفته با لعاب تخم اسفرزه قرص مي‌كنند خوراك آن يك مثقال است . براي تبهاي گرم ، خفقان گرم ، دق ، سل ، تشنگي ، قي زياد ، اسهال و سرفه مفيد مي‌افتد و براي اسهالهاي حاد داراي اثر عجيبي است بخصوص اگر از حرارت و بدبو باشد . براي اسهال كبدي اين قرص همراه با ريشه كاسني پخته و تخم بارهنگ سودمند است براي اشخاص حرارتي رب غوره و رب ريواس با طباشير و گل سرخ از هر كدام يك درهم همراه با سماقي كه در گلاب فشرده شده باشد مفيد مي‌باشد ، غذاي بيمار خوراكهاي سماق‌دار شير غليظي كه قطعه آهن تفته‌اي را در آن انداخته باشند همراه با نان خشك سائيده و برنج كوفته‌اي كه با پيه گُرده بز پخته شده باشد همان طور كه در ضمن اخبار در فصل داروهاي متفرقه ( نوادر ) خواهيم گفت سودبخش است . در اشخاصي كه مزاج سرد دارند شربت سيب و شربت به و نيز مرغهائي كه با دانه انار ، باديان ، پونه ، شويد ، كرويا ( شاهزيره ) ، نعناع و امثال آن كباب شده باشند مفيد است .

كساني كه به گرفتگي روده گرفتارند بايد همان طور كه گذشت درمان شوند و غذايشان آب گوشت و ادويه معطر است و آنها كه بامتلاء و تخمه گرفتارند ، همان طور كه گفته شد بايد درمان شوند و غذايشان زرده تخم‌مرغ پخته و آب گوشت معطرِ با دانه‌ها است . اگر علت اصلي از مغز باشد درمانش مانند درمان نزله‌ها است و اين قرص براي آنها مفيد است : صبر يك درهم ، گل سرخ يك درهم ، كتيرا يك چهارم درهم ، زعفران يك ششم درهم اين داروئي است كه معده و مغز را تقويت و پاك مي‌كند . چه خوب است كه مبتلايان باسهال را به قي وادار كنند تا زودتر از آن رهائي يابند كما اينكه اگر بكساني كه [ص 371] بقي گرفتار مي‌باشند مسهل بدهند زودتر بهبود مي‌يابند اما اگر بيرون‌روي در اثر خوردن مسهل باشد و بازنايستد بايد اين دارو را بخورند : تخم اسفرزه برشته شده ، صمغ عربي ، گل ارمني ، نشاسته ، تخم خرفه و تخم بارهنگ از هر كدام يك جزء ، تخم ريحان نيم جزء همه را مخلوط مي‌كنند و خوراك آن از دو درهم تا دو مثقال است . اگر در مزاج بيمار حرارتي نباشد سه درهم تخم ترتيزك را در مقداري دوغ بقدري كه روي آن را بپوشاند مي‌پزند تا منعقد شود و آن را به بيمار مي‌خورانند . اگر پس از مسهل خراشي در روده‌ها پيدا شود مقداري روغن گاو باو تنقيه مي‌كنند كه در آن خون سياوشان ريخته باشند .

( مؤلف (اع) در حاشيه مي‌افزايد : در مقاله پنجم در باب مفردات خواص اثل ( شورگز ) ، برنج ، ترياك ، اقاقيا ، بز نر كوهي ، بالنگو ، بنفشه ، گل انار فارسي ، خشخاش ، طلا ، انار ، ريواس ، به ، سماق ، صمغ ، سنگدان مرغ و آبي كه آهن سرخ‌شده را بنا بدستوري كه خواهد آمد ( ماء المحدد ) چند بار در آن انداخته باشند و گل سرخ بيان شده مراجعه كن ) .

بهر حال بايد در تشخيص نوع اسهال هوشيار باشند زيرا انواع متفاوتي دارد و اسهال كبدي و روده‌اي ديرتر از ساير آنها تشخيص داده مي‌شود ، علائم اسهال كبدي عبارتند از : ١ - در نوع كبدي روده‌ها درد ندارد . ٢ - گاه‌بگاه خون دفع مي‌شود . ٣ - بيمار لاغر مي‌شود . ٤ - در مدفوع ماده تراشه مانندي نيست . ٥ - مدفوع گنديده است . ٦ - شماره بيرون‌رويها زياد اما مقدار آن كم است . ٧ - خون پس از مدفوع مي‌آيد . ٨ - بيماري روز بروز شدت مي‌يابد و گنديدگي مدفوع بيشتر مي‌شود . ٩ - بيشتر با تب و تشنگي و التهاب همراه است .

اسهال نوع روده‌اي بر خلاف اينها است و در عين حال لخته‌هائي كه [ص 372] دفع مي‌شود ، در نوع كبدي ، در آب حل نمي‌شود و بر روي آتش نيز بتحليل نمي‌رود و در نوع روده‌اي چنين نيست .

بهر حال پزشك در هر يك از بيماريها به ويژه اين بيماري بايد مواظب اعضاء رئيسه و معده باشد و در اين بيماري از تجويز داروي زياد بايد بپرهيزد . خوراك بيمار بايد اندازه‌اش كم و نيرويش زياد باشد مانند آب گوشت و تخم‌مرغ نيم‌پز ، پزشك بايد بيماري را با كمك به بيرون‌روي درمان كند و تا آنجا كه مي‌تواند با پرهيز و يا اصلاح غذائي و استعمال داروهاي خارجي كه بهتر از داروهاي داخلي است بدرمان بپردازد و بكوشد كه ماده بيماري از راه قي يا ادرار و يا عرق دفع شود ، داروهاي مفرد بهتر از مركب است و قابض تا مي‌تواند نبايد بكار ببرد . اگر اسهال با سرفه يا خراش روده‌ها همراه باشد بايد بيمار را از ترشيها و داروهاي مخدر پرهيز دهد و اگر ناچار باشد بايد داروهاي اصلاح‌كننده را هم بكار ببرد خوابيدن و حمام و مالش بدن براي كساني كه باسهال مبتلا هستند درمانهاي بسيار خوبي مي‌باشند بطور كلي براي جلوگيري از خون طباشير و براي اسهال روده‌اي تخمهاي مختلف و تخم اسفرزه و تخم بارهنگ براي پيچ اسهالي مفيد است ، حجامت روي شكم بدون خراش دادن بپوست نيز سودمند مي‌باشد . در مقاله چهارم داروهاي مركبي براي قطع اسهال ذكر كرده‌ايم كه در اينجا فقط از آنها نام مي‌بريم : شوره صاف‌شده براي اسهال رطوبتي ، جوارشن زنيان براي نابهنجاري و بدي كار معده و نفخ ، حب پنجم ، حب الاشتهاء ، حب الفادزهر ، رامك ، حب السماق ، حب فادزهر معدني ، حب قابض ، دواهاي چهارم و پنجم و ششم و هفتم و هشتم ، روغن كهرباء براي اسهال خوني ، روغن گل سرخ براي اسهال صفرائي ، روح الملح براي اسهال خوني ، سفوف [ص 373] پنجم و يازدهم براي اسهال صفرائي مزمن و سفوف اكسير المعده و نيز سفوف تخم خطمي و همچنين سفوف دانه انار و سفوف بلوط براي انواع اسهال بهترين دارو براي اسهال سفوف السده است كه علاوه بر پاكسازي و جلوگيري از بيرون‌روي در بزرگسالان براي بچه‌ها هم بسيار مفيد است .