[ص 1]

رساله در جواب ايراداتي در مسأله وحدت ناطق

اين رساله بقرائن متعدده از تأليفات عالم رباني و حكيم صمداني

مرحوم آقاي حاج محمد خان كرماني اعلي الله مقامه است

[ص 2] بسم الله الرحمن الرحيم

ايراداتي است كه بر اين جانب وارد ميآورند جواب خواسته بوديد اين حرفها جواب ندارد چرا كه معلوم است كه اهل علم اين جوره سخنان نميگويند ولي محض فرمايش شما دو سه كلمه‌اي عرض ميكنم همين قدر كه اگر كسي ميل بجواب داشته باشد بشنود ميل دارد تسليم كند ندارد بر ايراد خود باقي باشد ضرري بحال من ندارد .

اما آنچه فرموده‌ايد كه ميگويند فلان گفته است كه اگر كسي در ضروري استفراغ وسع كرد و نفهميد با اينكه مرادش متابعت آل‌محمد عليهم السلم باشد كافر نميشود و ايراد ميكنند كه ضروري را همه كس ميفهمد و عالم و جاهل در فهمش بالسواء هستند و تخلف از ضروري باعث كفر است عرض ميكنم اينجوره مطالب را تا كسي از اهل اصطلاح نباشد نميفهمد معلوم است كه از اصطلاح خبر ندارد ضروري را همه كس نميفهمد و هنوز ميان علماء در اصل ضروري اختلاف است و در واقع خودش نظري است پارهٔ ميگويند اصلش چنين اتفاقي حاصل نميشود پارهٔ ميگويند ما نمي‌فهميم و در طريق حصول علم بآن حيرانند و جمعي درمانده‌اند بهر حال حق اينست كه مراد از ضروري اين نيست كه كافه مردم بفهمند ملاحظه بفرمائيد مسلمين جمعي دختر نه ساله و پسر سيزده ساله هستند جمعي غلامان و كنيزان و اهل كوهها و قريه‌ها و عوام هستند اينها چه اطلاع از ضروريات دارند غالب مردم هنوز اطلاع از نماز ندارند چه بسيار مسائل ضروريه است كه علما تا مراجعه بكتب نكنند نميفهمند چه بسيار از مسائل حج از ضرورت است چه بسيار از مسائل زكوة از ضرورت است مسائل اصول دين از ضرورياتست اي بسا در اخبار چيزهائي را شمرده‌اند كه ضروري است و شما مي‌بينيد كه غالب [ص 3] مسلمين آنها را نميفهمند پس مراد از اجماع خاص امت و عام ايشان كه ميفرمايند نه اين است كه مردم مي‌پندارند اصطلاحي است خاص هيچ ضرورتي از اين بالاتر نيست كه خداوند جسم نيست و صورت ندارد شما ملاحظه بفرمائيد غالب عقلا اين را مي‌فهمند حاشا كه بفهمند بهر حال بسياري از مسائل ضروري است و غالبا نمي‌فهمند اينست كه مولاي من اعلي الله مقامه ميفرمايد در جائي كه بيان ضروري ميفرمايد :

فالاجماع المنصوص عليه هو الضروري و هو لا شك في حجيته و لا ريب في اعتباره ثم لايخفي ان الضروري ليس ما يتفق عليه كل اهل الدعوة من اسودهم و ابيضهم و رجالهم و نساۤئهم و صغيرهم و كبيرهم و حاضرهم و باديهم و الا لايحصل ضروري في الدين فكم من شخص في بعض الجبال و البراري مسلم لايعلم ان صلوة الظهر اربع ركعات بل لايعلم صلوة بل و في البلدان و المفروض ان بنت تسع سنين مكلفة و اغلبهن لايعرفن صلوة و اعدادها مع انهنّ مسلمات فالمراد الكل العرفي من اهل المرّة و الاعتناء بالدين و لايحتاج في العلم بالضرورة من تتبع احوال جميع اهل الدعوة بل يحصل العلم العادي به من تضافر السماع و شدة النكير علي المخالف و روية كل من يراه علي ذلك مسلما فهو حاله نفسانية تحصل لكل ذي مرة معتن بالدين بحيث لايرتاب فيه الاتري انك لم‌تر كل الناس و كل من عاصرك فضلا عمن سلف و حصل لك علم ضروري بان الصلوة مما فرضها النبي صلي الله عليه و آله و هي من شرعه و دينه و كذا الصوم و كذا الزكوة و الخمس و الحج و الجهاد و هكذا و انه كان يحرم الزني و اللواط و شرب الخمر و الميسر و ينهي عن اتخاذ الاصنام بالجملة العلم بذلك امر نفساني يحصل لكل ذي مرّة معتن بالدين بل قد يحصل ذلك للمخالف ذي المرة و الاعتناء بتحقيق الامور ، [ص 4] تا آخر عبارت .

پس معلوم شد از اين عبارت شريفه كه مناط اين اجماع اتفاق جميع مردم صغيرشان و كبيرشان نيست چرا كه چنين چيزي محال است و در ساير كتب هم ذكر اين مطلب را فرموده‌اند و ساير علما پارهٔ بيان اين مطلب را نموده‌اند ولي مرا مجال تفصيل دادن نيست ، پس اين حرف كه ضروري را همه كس ميداند خطاست .

و هم‌چنين اين سخن كه همه مردم در علم بضروري يكسانند خطاست چرا كه ملاحظه ميفرمائيد كه حالت خلق مختلف است يك نفر را ملاحظه كنيد اولي كه داخل مذهب ميآيد هيچ نميداند خورده خورده بعضي چيزها را ميفهمد و يوما فيوما ترقي ميكند تا يك وقتي علم بضروريات پيدا ميكند تا خورده خورده اطلاع بر نظريات پيدا ميكند ، مسلما بچهٔ كه بمكتب رفته و رساله فقه خوانده بهتر از بچه شالباف ضروريات را مي‌فهمد هم درجات عند الله خلاصه اين سخن خطاست و همه مردم اين را مي‌فهمند نميدانم اين سخن را كه بدهن مردم انداخته است شما ملاحظه بفرمائيد ميان علما در اطلاع بر ضروريات تفاوت است چگونه همه خلق يكسانند يقين ضرورت منطقي را شنيده‌اند كه ميگويند بديهي است كه عقلا همه بي فكر ميفهمند خيال ميكنند ضرورت دين هم همين است مثلا امام ميفرمايد كه همه امت اتفاق دارند كه دعاي افتتاح وجهت وجهي است تا آخر و مراد ضروري است شما از اهل ضرورت بپرسيد كه اصل افتتاح يعني چه و اين دعا هست يا نه ميفرمايد همه امت اتفاق دارند كه قرآن حق است شما سؤال كنيد از زعما و مكاريان خود كه ميدانند اين حرف را يا نه آن وقت نتيجه ميگيرند پس هر چه در قرآنست ضروريست ملاحظه بفرمائيد همه مردم احكام قرآن را ميفهمند حاشا كه بفهمند بلكه شما اگر فكر بفرمائيد مي‌فهميد كه غالب ضروريات عامه [ص 5] خلاف ضرورت است . خلاصه پس ضرورت علم عامه نيست پس جايز است كه يك كسي نداند و تحصيل كند انسان هم كه معصوم نيست مسلما حال مسلم شده است و دلش ميخواهد كه حق را بفهمد پي مسئله برميآيد و كج ميفهمد و گمان ميكند كه اين دين آل‌محمد است و تسليم ميكند از باب بندگي ايشان آيا چنين چيزي جايز است يا نه اگر ميگويند جايز نيست كه خطاست اگر جايز شد كه زيد نامي كج بفهمد پس در ضروري و غير ضروري همه جا جايز است اگر كج فهميد آيا كافر است نه والله كافر نمي‌شود كفر نمي‌آيد مگر بعد از انكار و انكار نيست مگر بعد از يقين خداوند ميفرمايد و جحدوا بها و استيقنتها انفسهم نديديد در عبارت مولاي من كه اشخاصي را كه ضرورت نميدانستند مسلم شمرده‌اند اينهمه اخبار كه وارد شده است آيا نديده‌اند دوست علي بن ابيطالب عليه السلم با تسليم و بندگي چنين پنداشت كه مذهب آقاي او چنين است عقب او رفت بعد كه معلوم شد خلاف ضرورت بود چه طور كافر ميشود ؟ خداوند ميفرمايد لايكلف الله نفسا الا ما آتيها در آيه ديگر وسعها امام ميفرمايد لا تكليف علي الجاهل ما دام جاهلا و هم‌چنين بر ناسي و ساهي تكليف نيست چه شده است كه اگر فراموش كند نماز ظهر را مؤمن است و اگر جاهل بنماز باشد كافر است والله اين حرف محض افترا است بر خدا و رسول و هيچ مؤمني اين سخن را نميگويد بلكه مسلم نميگويد و من يك قاعده كلي از حديث آل‌محمد عليهم السلم بدست شما ميدهم كه آسوده‌خاطر باشيد حضرت باقر عليه السلم ميفرمايد كل شيء يجره الاقرار و التسليم فهو الايمان و كل شيء يجره الانكار و الجحود فهو الكفر و حضرت صادق عليه السلم ميفرمايد ان الله فرض فرايض موجبات علي العباد فمن ترك فريضة من الموجبات فلم‌يعمل بها [ص 6] و جحدها كان كافرا و در حديث ديگر است لايخرجه الي الكفر الا الجحود و الاستحلال ان يقول للحلال هذا حرام و للحرام هذا حلال و دان بذلك . خلاصه كفر نمي‌آيد مگر بعد از اينكه بداند و منكر شود بسيار احتياط كنند مردم از تكفير مؤمنين حضرت صادق ميفرمايد اذا قال الرجل لاخيه المؤمن اف خرج من ولايته و اذا قال انت عدوي كفر احدهما و لايقبل الله من مؤمن عملا و هو مضمر علي اخيه المؤمن سوءا . و هم‌چنين رد بر مؤمن نبايد كرد در شأن مؤمن ميفرمايد من طعن عليه و رد عليه فقد رد علي الله في عرشه . پس الحذر الحذر بترسيد از اين امر خاصه بر كسيكه هزار كلمه حق از او مي‌بينيد فرضا يك حرف او را نفهمند احتياط كنند . خلاصه حاصل سخن اينكه نوكر ايشان كه تسليم دارد مؤمن است اگر چه نفهميده ضروري را ترك كند و آن اخبار كه وارد شده است كه تخلف از ضروري اسلام كفر است اين تخلف تخلف عمدي است و قاعده كليه همان حديث است كه هر چيز را كه تسليم آورد ايمان است و هر چه را كه انكار آورد كفر است در اخبار نگاه كنيد چه بسيار مسائل ضروريه را مردم نميدانستند و سؤال ميكردند و خلاف هم كرده بودند و امام عليه السلم ايشان را تكفير نفرمود بسا ميفرمود بآنها كه باين سن رسيده‌اي و اين مسئله را نفهميده‌اي و تعليم ميفرمود و تكفير نمي‌نمود ثبتنا (ظ) الله بالقول الثابت في الدنيا و الآخرة .

و اما آن فرمايشي كه من گفته‌ام مؤسّس ناطق است و ايراد ميكنند كه مؤسّس خاتم است صلي الله عليه و آله اگر مراد از مؤسّس شارع باشد بلي آن بزرگوار است و مؤسّس ديگر نيست ولي مولاي من كه اين فرمايش را ميفرمايد تأسيس [ص 7] مقابل تاكيد است پارهٔ از علما هستند كه همان حرف سابق را ميگويند حرفا بحرف ايشان را مؤكّد ميگوئيم پارهٔ هستند كه مسائل بالاتر ميگويند و اساس از نو نسبت بعالم اول مي‌چينند اگر چه هر دو از شرع پيغمبر صلي الله عليه و آله خارج نيستند و لكن دويمي نسبت باولي مؤسّس است و آن مؤسّس كه در عرف ميگويند اين مؤسّس مراد است نه شارع مقدس صلوات الله عليه و آله .

و از قرار مذكور ايرادات ديگر بر من دارند از آن جمله ميگويند فلان استدلال بر وحدت ناطق بآيه مباركه لو كان فيهما آلهة الا الله لفسدتا نموده است و اين دليل وحدت خداست و تعدد ساير ، جواب بفرمائيد قرآن ظاهري دارد و باطني دارد ظاهر اين است ولي باطن در امام و شيعه است البته ده حديث خاص وارد شده است كه اين جوره آيات را بامام و شيعه تفسير فرموده‌اند چرا درباره من انصاف نمي‌كنند انصاف خوب چيزي است والله پشيمان ميشوند من صابرم و ما اجري ( و ما صبري ظ ) الا بالله ولي در دنيا و آخرت پشيمان ميشوند و به بلاها مبتلا ميشوند من اگر كسي نيستم از خاندان بزرگم ،

هر پيسه گمان مبر كه خالي است شايد كه پلنگ خفته باشد

امام عليه السلم فرمود از زمين تا آسمان بقدر آه مظلوم راهست بترسند از خدا از حضرت صادق عليه السلم مروي است در شرح آيه مباركه ءاله مع الله بل اكثرهم لايعلمون فرمود اي امام هدي مع امام ضلال في قرن واحد و حضرت امير عليه السلم فرمود در شرح و هو الذي في السماء اِلٰه و في الارض اِلٰه و در آيه هو معكم اينما كنتم و آيه ما من نجوي ثلثة الا هو رابعهم فانما اراد [ص 8] بذلك استيلاء امنائه بالقدرة التي ركبها فيهم علي جميع خلقه . باري اخبار بسيار است اگر رد بر حديث است كه صاحب كار جواب ميگويد اگر رد بر من است من خود را بسته‌ام بايشان و جواب نميگويم و عند الله احتسب اجري .

شنيده‌ام ميگويند فلان شيعه را امام زمان ميداند و اين مذهب بابي است ، چرا حرف را نصفه ميكنند و كج ميگويند حرف من اين است كه امامت مختصه بائمه اثني‌عشر منصب ايشان است لاغير و هر كس ديگري را غير ايشان امام بداند كافر است ولي امام لُغوي هم داريم يعني پيشوا از اين باب است امام جمعه و جماعت و امام لغت و صرف هم‌چنين شيعيان پيشواي مردم هستند چنانكه حضرت امير عليه السلم ميفرمايد در شأن مؤمن كه او امام است بر سايرين و من تقصيري جز آنكه حديث معني كرده‌ام نكرده‌ام چرا انصاف نميكنند اين حرف در غالب كتب مولاي من نوشته است .

ايراد ميكنند فلان گفته است عدول متعدد نيستند ، كي من چنين حرفي زده‌ام ؟ من اقرار دارم باخبار آل‌محمد عليهم السلم و صريح حديث ايشان كه عدولي هستند در هر عصري نهايت سخن من اينست كه ناطق ايشان يكي است و تفصيل را در كتاب ميرزا اسحق خان نوشته‌ام و خاطر دارم كه منكرين اين حرف تا دو سال قبل مقر بودند و حالا منكر شده‌اند و غالبا عملا مقرند نمي‌بيني كه گرد يك نفر جمع ميشوند و هر كسي را كه خلاف گفته او بگويد رد ميكنند اگر جايز است عدولي چند باشند همين مختلفين هر كدامي عدولي باشند كه دوستي ايشان فرض است پس چرا عداوت ميكنند اگر ميگوئي ناطق متعدد است متعددين بشمار به‌بينم چرا اقرار بسخن ايشان نميكني و يك نفر را ميزان ميكني اگر يك نفر ميزان تو است پس تو هم يك ناطق را قائلي و يكي را منكري ؟

[ص 9] خلاصه حرفها را غالبا يا بيمعني ميگويند يا بي‌معني خبر ميآورند ديگر بيش از اين مجال تفصيل دادن ندارم و توقعي كه از دوستان دارم اينست (ظ) كه تفريق نكنند و شق عصاي مسلمين ننمايند الحذر الحذر از تفريق عما قريب نتيجه‌هاي غريب خواهند ديد بلاي زمين و آسمان از وراي اين حرفهاست ، حفظنا الله من شر الاشرار و كيد الفجار و السلام عليكم .