[ص 2] مجموعهاي از فتاوي فارسي مرحوم حاج سيد كاظم رشتي (اع)
[ص 3]مجموعهاي از فتاوي فارسي مرحوم حاج سيد كاظم رشتي (اع)
كه آن را بعض شاگردان ايشان جمعآوري نموده است
[ص 4] بسم الله الرحمن الرحيم
سؤالاتيست عمن هو قطب مروجي فضائل العلوية سيدنا و مولانا الحاج سيد كاظم ادام الله افاداته علي تلاميذه :
سؤال - آيا شرط است در عقد منقطع يا دايم معرفت قواعد عربيه از صرف و نحو و معرفت انشاء و اخبار بتفصيل يا نه بلكه محض معرفت ايجاب و قبول كافيست .
الجواب - اصح در نزد حقير عدم لزوم معرفت قواعد عربيه از صرف و نحو و سائر احكام عربيه است و اما معرفت انشاء و اخبار لابد است و بدون آن عقد صحيح نيست و احوط آنست كه صيغه را بلفظ عربي فصيح ادا نمايند مهما امكن اگر چه بهر لسان و لغت جائز است و اما در حال عدم تمكن از عربيت بهر لغت كه ادا كند با مراعات ايجاب و قبول عقد صحيح است بلا اشكال و الله العالم .
سؤال - آيا شال كمر در حبوه مثل سائر رخوت اب است به پسر بزرگ ميرسد يا اينكه محل اشكال است .
الجواب - بلي حكم شال كمر حكم سائر رخوت است .
سؤال - آيا شهادت دادن در نزد غير مجتهد از براي احقاق حق جائز است يا نه .
الجواب - هر گاه شهادت بجهت مرافعه و حكم باشد جائز نيست و هر گاه بجهت بيان امر و ايقاع صلح باشد ضرري ندارد .
سؤال - آيا منجزات مريض از ثلث است يا از اصل .
[ص 5] الجواب - اظهر نزد حقير آنست كه منجزات مريض از اصل است نه از ثلث لأن المرء اولي بماله ما دام حيا و در مسأله خلافست .
سؤال - هر گاه زيد ملكي را فروخته به بيع شرط و تنخواه را گرفته و خود بسفر رفته و مدتي منقضي شده و شخصي را هم وكيل مطلق نموده الحال وكيل ميتواند ملك فروخته بگيرد و تنخواه را رد نمايد و ديگر وكيل ميتواند خود را خلع نمايد .
الجواب - هر گاه قبل از انقضاء مدت خيار تعيين وكيل نموده بجهت رد ثمني و قبض ميتواند وكيل استراد ملك مبيع نمايد بعد از اداء ثمني آن و هر گاه بعد از انقضاء مدت خيار تعيين وكيل نموده صحيح نيست مگر آنكه دومرتبه وكيل كند در خريدن آن ملك چه بانقضاء مدت بيع لازم شده بايع را تسلطي نيست چون وكالت عقد لازم نيست و از عقود جائزه است وكيل ميتواند خود را خلع نمود هر وقتي كه خواسته باشد با اعلام موكل خود .
* سؤال - آيا بخار و عرق شئ متنجس نجس است يا نه .
الجواب - مشهور ميانه فقهاي ما رضوان الله عليهم طهارت است و لكن مرحوم شيخ اعلي الله مقامه نجاست را ترجيح داده است و اصح قول مشهور است بجهت عسر و حرج و احتياط طريق نجات و سلامت است .
* سؤال - آيا صحت بيع مال غير فضولا موقوف بر اجازه مالك است يا نه .
الجواب - صحت بيع فضولي در نزد حقير غايت اشكال دارد بلكه ارجح و اقرب عدم صحت است و بر فرض صحت چنانچه قول مشهور است [ص 6] موقوف بر اجازه مالك است .
* سؤال - آيا چيز حرام را كسي بخورد و هنوز به تحليل نرفته باشد نماز با آن قسم چگونه است باطل است يا نه و آيا در سعه وقت استفراغ كند يا نه .
الجواب - نماز صحيح است و صحت نماز موقوف باستفراغ آن نيست خواه در سعه وقت استفراغ كند خواه در ضيق وقت زيرا كه او را حامل مغصوب اطلاق نميشود نه شرعا و نه عرفا و نه آفة ( لغة خل ) .
* سؤال - آيا كسي مقلد مجتهدي بوده حال آن مجتهد مرحوم شده بنا بر آنكه باقي ماندن را جائز نميدانيد و اين مقلد در تجسس و تفحص مجتهد حي تكاهل و تساهل دارد اعمالي كه ميكند براي مجتهد مرحوم بعمل ميآورد آيا خود اين تكاهل در جستجوي مجتهد حي حرام است يا اعمالش هم باطل است .
الجواب - بعد از فوت مجتهد واجب است تفحص و تجسس كردن از مجتهد حي عادل ثقه امين جامع شرايط فتوي و حكم و تكاهل و تساهل حرام است و اعمالي كه در اين اثناء بعمل آورده هر گاه با تكاهل و تساهل باشد باطلست .
* السؤال - آيا قصد قربت مطلقه در اغسال و وضوء پيش از دخول وقت و بعد از دخول كافيست يا نه .
الجواب - بلي قصد قربت مطلقه در جميع اعمال در جميع احوال كافي است و احتياج بتعيين وجوب و ندب نيست .
[ص 7] * السؤال - در اذان و اقامه بعد از فصول حي علي الصلوة و حي علي الفلاح ، لا حول و لا قوة الا بالله سنت است يا نه و بعد از فصل حي علي خير العمل دو مرتبه آلمحمد خير البرية سنت است يا نه بينوا جعلت فداكم كه نواصب اين ولا حرام ميدانند .
الجواب - اما استحباب لا حول و لا قوة الا بالله در دو موضع مذكور قايلي از علماء ما ندارد و دليلي نيز بر آن اقامه نشده هر چند خود في نفسه ذكريست شريف و مستحب و ذكرش در اذان نه بقصد جزئيت و نه بقصد استحباب در موضع مخصوص و يا مطلق اذان و اقامه بيعيب است اما ذكر آلمحمد خير البرية جزء اذان نيست و نه مستحب در اذان اما از جهت تيمن و تبرك باين ذكر شريف و ذكرش در اذان كه در او اعلاء كلمه حق است نه بقصد جزئيت بسيار بجا است و قول بحرمت لغو است مگر بقصد جزئيت و ذكر الله در هيچ حال ممنوع نيست خصوصا در اذان كه كلام بين فصول آن ممنوع نيست اجماعا و هر گاه ذكر كند و بگويد آلمحمد خير البرية اظهارا لشرفهم و اعلانا لبعض مقاماتهم لا لانه جزؤ عيبي و قبحي ندارد باتفاق جميع علماي شيعه رضوان الله عليهم و قول بحرمت بر وجه مذكور خلاف مذهب فرقه ناجيه است .
السؤال - سيدنا غنا را در استفتاي داعي سابق بر اين فرموده بوديد كه لحن اهل فجور است و تمييزش موكول به عرف است اكثر الحان اهل فجور را بعض قراء در قرائت قرآن و بعضي روضهخوانها در مراثي [ص 8] ميخوانند عرف چه خاك بر سر بريزد بيان فرمائيد يا محلل المشاكل .
الجواب - بدانكه غنا صفت هيئت صوت است نه ماده كلامي كه صوت متقوم باو است پس اگر قرآن يا مرثيه يا اذان و اقامه يا سائر اذكار مناجات و ادعيه ماثوره را بهمان لحن يعني بلحن اهل فجور بخواند غناي محرم است و عرف ميفهمند كه اين نحو از لحن قابل مجلس اهل مروات و اهل شرف و سادات كه خالي از شوب شهوات باشند نيست بلكه لايق مجلس فسقه و فجره و اهل شهوات نفسانيه است و اين مناط است و الا گاهي در مجلس اهل فجور صوت حسن خوانده ميشود و بالعكس .
السؤال - آيا كسي قضاي صوم واجبي در ذمه داشته باشد حرام است كه صوم مستحب بگيرد يا نه .
الجواب - بلي حرام است و جائز نيست تا قضاي صوم واجب را بعمل نياورد .
سؤال - آيا غير مجتهد جامع الشرائط حكم يا قسم بطريق مصالحه ميتواند بكند يا بدهد يا نه .
الجواب - اما حكم براي غير مجتهد بوجهي جائز نيست چه آن خاصه مجتهد قائم بحق و نائب مطلق امام عليه السلام ميباشد بنصوص مستفيضه بل متواتره معني و اما قسم بطريق مصالحه جماعتي از علماي ما رضوان الله عليهم تجويز فرمودهاند و شيخ ما اعلي الله مقامه هم باين قول قائل است و لكن حقير را در اين تامل است و احتياط در دين [ص 9] مطلوب است پس در امر قسم بحاكم شرع رجوع نمودن احوط است و طرق مصالحه منحصر بقسم نيست .
* السؤال - كسي اجير ختم قرآن باشد و بعد از ختم قرآن معلوم شد كه در حين قرائت مثلا در سوره بقره يك حرفي يا كلمهاي غلط شده است يا نگفته است برگردد از آنجا مجددا قرائت كند و بعد ما بقي را يا همان كلمه را گفتن كافي است .
الجواب - چون ترتيب در قرآن لازم نيست پس گفتن همان كلمه كافي خواهد بود و ليكن در اجاره خالي از اشكالي نيست بجهت اينكه قصد متعاقدين بر متعارف است و متعارف الآن بين الناس ترتيب است و العقود تابعة للقصود پس مراعات ترتيب در نحو اجاره اولي و احوط خواهد بود .
* السؤال - آيا عقد نكاح تحقق ميپذيرد كه زن بگويد زوجتك نفسي علي الصداق المعين المعلوم و مرد بگويد قبلت يا طول متعارف ضرور است .
الجواب - اين مقدار از صيغه كفايت ميكند در تحقق نكاح و طول متعارف ضرور نيست .
السؤال - آيا خمس كه بعين علاقه گرفت ميتواند كه بعوض آن عين جنسي ديگر يا نقد بدهد يا نه .
الجواب - بلي ميتواند و عيبي ندارد .
السؤال - از كسي كه طلب دارم مماطلة ميكند و خودم هم نميگويم اگر [ص 10] پيش حاكم شرع ببرم ميتوانم بگيرم باز تقاص ميكنم جائز است يا نه .
الجواب - هر گاه متمكن باشد از اثبات طلب خود پيش حاكم شرع و بعد متمكن از استيفاي حق خود باشد تقاص جائز نيست اما در صورت عجز از همه يا يكي جائز است .
السؤال - در اين اوقات كه در طلا و نقره سكه سلطان محمدشاه را بدين سياق زدهاند كه شاهنشه انبياء محمد (ص) دست زدن چطور است بي طهارت .
الجواب - چون محمد مراد از او در اين مقام رسول الله صلي الله عليه و آله است و اصح در نزد حقير عدم جواز مس اسماء انبياء و ائمه عليهم السلام است بي طهارت پس خصوص اين اسم شريف علي مسماها آلاف الثناء در اين سكه بي طهارت مس آن جائز نيست .
السؤال - آيا باغ و بستان را بآب غصبي سيراب نمايند حاصل آنرا ميتوان خورد يا نه .
الجواب - بلي حاصل آنرا ميتوان خورد و آن زراعت حلال است و قيمت آب را صاحب آب از صاحب باغ ميگيرد و بر او هم واجب است ايصال قيمة .
* السؤال - آيا سجده سهو در چند جا واجب است .
الجواب - جمعي از فقهاي ما رضوان الله عليهم سجده سهو را در پنج جا واجب ميدانند در نزد نسيان تشهد و نسيان يك سجده و زيادتي سلام و شك بين چهار و پنج بعد از اكمال سجدتين و تكلم كردن [ص 11] بدو حرف يا زايد سهوا و لكن شيخ ما اعلي الله مقامه هر زيادتي و كمي واجب سجده سهو را واجب ميدانند الا مواضعي كه استثنا شده است مثل زيادتي و كمي حمد و سوره و سائر اذكار و جهر و اخفات و طمأنينه و امثال اينها از اموري كه تلافي و تداركي براي ايشان نيست هر گاه از محلش گذشته باشد و همين مختار مرحوم شيخ مختار حقير است .
* السؤال - آيا تنوري كه كافر ساخته باشد بپخته شدن از آتش پاك ميشود يا نه .
الجواب - هر گاه معلوم شود كه كافر بدست خود مباشر بوده مختار مرحوم شيخ اعلي الله مقامه طهارت آن است بخلاف مشهور و قول مشهور احوط است اگر چه ادله طهارت محكم است .
السؤال - آيا در قضاي ماه رمضان و يا سنتي پاك بودن از جنابت در وقت صبح شرط است يا نه .
الجواب - اما قضاي ماه مبارك رمضان حكم خود ماه را دارد بقاي بر جنابت مفسد صوم است و اما روزه سنتي جائز است بقاي بر جنابت در روزه سنتي هر چند عمدا باشد .
* السؤال - آيا سجده نمودن بسفال يا آجر و يا تسبيح پخته صحيح است صلوة يا نه .
الجواب - بلي جائز است وفاقا لمولانا الشيخ و احوط تجنب است وفاقا للمشهور .
[ص 12] السؤال - آيا در صورت عدم تمكن از ايصال مال امام بمجتهد جامع الشرائط ميتواند خودش بمستحقين سادات برساند يا نه .
الجواب - تصرف در مال امام روحي فداه و عليه و علي آبائه السلام بدون اذن مجتهد بوجهي جائز نيست هر گاه متمكن از مجتهد نباشد در پيش خود يا اميني حفظ كرده و هر گاه بميرد وصيت كند تا برساند هر چند اين فرض نادر است بجهت اينكه خداوند عالم عباد خود را مهمل الناصية نخواهد گذاشت .
السؤال ● - آيا سيدنا جناب آخوند ملا حسين جوان قرجهداغي كه از تلامذه سركار فيضمدار است حال در اين ولا در دارالسلطنه تبريز ساكن است و ادعا ميكند كه جناب قطب العارفين و المجتهدين جناب حاجي سيد كاظم اطال الله بقاه مرا مأذون داشتهاند در اخذ مال امام (ع) و در يك پارهاي جاها مصرف نمودند .
الجواب - از بعد عهد در نظرم نيست نه خود جناب ايشان و نه اذن حقير مر جناب ايشانرا .
* السؤال - آيا كسي كه خيمهنشين باشد مثلا ششماه در يكجا توطن نمايد در شش ماه ديگر سير نمايد آيا اين سير ششماهي داير مدار كثير السفري مينمايد يا نه و احكامش بصدق اسماء است يا نه .
الجواب - در شش ماه اول كه متوطن در يك موضع هست نماز را اتمام ميكند و در شش ماه ديگر هر گاه متصل سير نمايد هم نماز را تمام ميكند و روزه را ميگيرد و اما كثير السفر كسيست كه سه مرتبه سفر كند [ص 13] و در ضمن اين ده روز در موضعي قصد اقامه نكند يا در وطن خود ده روز نماند در اين وقت در سفر سيم حكم قصر نماز و ترك صوم از او برداشته ميشود پس واجب است كه نماز را تمام كرده و روزه را بگيرد .
* السؤال - آيا خون زحله گوسفند كه طحال ميگويند پاك است يا نه .
الجواب - بعد از تزكيه طحال پاك است و خوردنش حرام است و آن يكي از محرمات ذبيحه است .
السؤال - آيا در زيادت از مؤنه سنه كه خمس را واجب ميفرمائيد شخصي مثلا قناعت كرده زياده مانده است و هر گاه وسعت داده بود بخود و عيالش زياده نميماند در اين صورت واجب است خمس يا نه .
الجواب - آنچه بعد از تمام سنه زايد بر مؤنه خود و عيالش باشد خمس باو تعلق ميگيرد خواه بر خود وسعت داده باشد در اثناء سال يا تنگ گرفته باشد بجهت اطلاق ادله .
السؤال - بشخصي مثلا وثوق دارم كه آن شخص ميگويد جناب شما او را مأذون نمودهاند در گرفتن مال امام (ع) آيا ميتوانم بقول اين شخص موثق و مدعي از طرف جناب شما مال امام عليه السلام را باو بدهم يا نه بينوا ادام الله بقاكم و جعلني من كل مكروه فداكم .
الجواب - هر گاه از قول او علم قطعي حاصل ميشود ميتوان بمقتضايش عمل نمود و الا فلا .
* السؤال - آيا شخصي عادت نموده است در ركعتين اخيرتين بقرائت [ص 14] تسبيحات اربعه پس حمد را خواند سهوا و در اثنا حمد يا در آخرش بخاطرش آمد كه معتاد بوده است تسبيحات آيا اين حمد مجزي است از تسبيحات يا بايد از تازگي عايد و قاصد هر كدامين باشد .
الجواب - هر گاه حمد را سهوا خوانده بدون قصد چون بخاطرش آيد بايد اكتفا بآن نكرده يا تسبيحات بخواند يا حمد را از سر بگيرد .
* السؤال - آيا مأموم در ركوع بعد از دريافت امام وقتي خبردار شود كه امام سجدهها را تمام نموده است تكليفش قصد انفراد است يا چه كند .
الجواب - در اين صورت خود سجده كرده و بامام ملحق شود و نماز را تمام كند و احتياطا اعاده نمايد و قصد انفراد در اين مقام خالي از اشكال نيست اگر چه جواز ارجح است .
السؤال - آيا كسي در ملك خودش درختي غرس نموده باشد و شاخهاي آن كشيده شود بملك غير بحيثيتي كه نفع بردن غير از ملك خودش نشود آيا ميتواند بدون اعلام صاحب درخت شاخهاي آن درخت را قطع نمايد يا نه .
الجواب - احوط اعلام صاحب درخت است و در نزد امتناع او خود ميتواند قطع كند .
* السؤال - آيا استخوان گوسفند يا شتر يا گاو كه مطروح باشد پاك است در ولايتي كه ارمني و مسلمان هر دو ساكنند يا چه قسم است .
الجواب - استخوان بي گوشت مطلقا پاكست در هر جا كه باشد مگر [ص 15] استخوان نجس العين كه در آن خلاف است و مشهور نجاست است و قول مشهور هم مختار است .
* السؤال - آيا شيره انگور را بجهت غلظت آب ريزند و قوام آورند تا ذهاب ثلثين شود بكيفيت مخلوط آبي پاكست يا نه .
الجواب - بلي پاكست .
* السؤال - آيا كسي مديون باشد و سر وعده نرسيده باشد آيا غرما ميتوانند كه او را از سفر كردن مانع باشند و يا ضامن بگيرند .
الجواب - قبل از وعده غرما را تسلطي بر مديون نيست تا بسر وعده و چون وعده در رسد مسلطند بر اخذ طلب خود و بر منع از سفر و از هر چيزي كه مانع از وصول طلب ميشود .
* السؤال - آيا شخصي بسبب ثقل سامعه و يا همهمه خلق تكبيرة الأحرام و يا قرائت خود را نشنود آيا حكم تقدير است يا اعاده اسماعي .
الجواب - بلي حكم تقدير است .
* السؤال - آيا جاهل مسأله كه معذور است در چند جا معذور است .
الجواب - جاهل مسأله در مسائلي كه عامة البلوي نيست مثل مسائل حدود و نوادر احكام نكاح و طلاق و مواريث و امثال اينها معذور است و در احكام حج نيز بنصوص متكثره شارع جاهل را معذور داشته است و اما سائر احكامي كه عامة البلوي است مثل احكام صلوة و صوم جاهل مسأله معذور نيست الا در دو موضع يكي در جهر و اخفات نماز يوميهاي كه در موضع جهر اخفات كند و در موضع اخفات جهر نمايد [ص 16] جاهلا بر او حرجي نيست و موجب اعاده نماز نيست و اما هر گاه عمدا ترك كند موجب بطلان است و سهوا نيز موجب بطلان نيست دوم در قصر و اتمام كه در موضع قصر تمام كند و هر گاه در موضع تمام قصر كند معذور نيست و موجب اعاده است هر گاه عمدا يا سهوا قصر را تمام كند ايضا موجب اعاده است اما جهلا در اين صورت خاصه معذور و اعاده بر آن نيست .
* السؤال - آيا ارامنه و گرجي كه تابع اروسند اگر يكي از ايشان ببلاد ما مثل تبريز و غيره بيايند بر سبيل تجارت و غيره كسي مال ايشان را در آنجا بطوري بردارد كه ضرري باحدي نرسد ميتوان خورد يا نه .
الجواب - كافر حربي هر گاه بتخيل امان بر سبيل تجارت در بلاد اسلام داخل شود جان و مالش محفوظ است تا بمأمن خود برسد پس حرام است تصرف در مالش بدون اذنش بجميع وجوه .
السؤال - آيا شهادت علمي را در امور محسوسه بحس ظاهر معتبر ميدانيد يا نه .
الجواب - اصح اعتبار شهادت علمي است و احوط اعتبار حس ظاهر است خصوصا در اين زمان كه مردم ظاهر العدالة ادني شبههاي را علم ميدانند و احتياط در دين علي كل حال مطلوب است و حاكم شرعي را رأي صايب و دقت نظر لازم است .
* السؤال - صيغه فضوليه در متعه هم مثل عقد دائمي جائز است يا نه .
الجواب - چون متعه از اقسام نكاح است جواز فضولي در آن اقرب [ص 17] بصواب است و احتياط خصوصا در فروج مطلوب است .
السؤال - در بيخ دندانها از زيادتي طعام مانده باشد و خلال ننموده و دهن خونآلود باشد آيا با زوال عين از دهن پاك ميشود آن اجزاي متخلفه يا نه .
الجواب - احوط بلكه اظهر پاك نشدن آن اجزا است بعلت اختصاص حكم طهارت بدهن و سائر بواطن نه اجزاي خارجه داخله بالعرض اگر چه قول بطهارت خالي از وجه نيست بجهت لزوم اين اجزاء متخلفه و صعوبت انفكاك از آن و بودنش بحكم اجزاء دهن .
* السؤال - آيا مصلي بسمله را متصل بحمد بگويد و حمد صحيح ادا نشده محتاج باعاده باشد آيا اعاده بسمله هم ضرور است يا باعاده حمد كافي است .
الجواب - اعاده بسم الله ضرور نيست در اين صورت بلكه اعاده حمد كافيست .
* السؤال - آيا از براي زلازل متعدده يك صلوة كافيست يا اينكه براي هر كدام عليحده ضرور است .
الجواب - هر گاه متعدد باشد بحيثيتي كه سكون متخلل باشد بين دو زلزله براي هر كدام نماز عليحده ضرور است و هر گاه حركت متصل باشد بعد از سكون يك نماز كافي است .
* السؤال - آيا كسي در جائي قصد اقامه بكند و بعد از آن چنان اتفاق افتد كه بدو يا سه فرسخي بعنوان سياحت يا مهماني يا تجارت سفر كند [ص 18] و عزمش اين باشد كه همان روز يا بعد از چند روز ديگر برگردد آيا قصد اقامه او بهم ميخورد يا نه .
الجواب - هر گاه در اول اقامه قاصد بيرون رفتن از حد ترخص نباشد اقامهاش منعقد و بيرون رفتن قبل از قصد چهار فرسخ موجب نقض اقامهاش نميشود خواه همان روز برگردد يا بعد از چند روز اما هر گاه در اول اقامه قاصد خروج بزايد از حد ترخص باشد اقامهاش منعقد نميشود .
* السؤال - آيا كسي كه در سفر باشد و وقت نماز داخل شود و نماز را نكند با وجود وسعت وقت و تا داخل وطن بشود و هنوز وقت باقي باشد آيا در اين وقت نماز را قصر ميكند يا تمام و همچنين عكس آن .
الجواب - ظاهر اين است كه متعبر وقت ادا باشد نه وقت وجوب پس اگر در سفر بر او واجب شود و در سعه وقت در محل اتمام برسد نماز را تمام ميكند و بعكس بعكس و جمع ميانه قصر و اتمام است .
* السؤال - آيا نماز شب چند ركعت است بعد از نافله عشا و همچنين نماز شب را مثل نماز صبح ديگر طول ادعيه نباشد ميتوان گذارد يا نه بينوا توجروا .
الجواب - نماز شب هشت ركعت است و وقت اداي آن بعد از نصف شب است هر چه بصبح نزديكتر ثوابش بيشتر و پيش از نافله شب دو ركعت نماز افتتاح ميكند و نافله شب هر دو ركعت بيك سلام مثل نماز صبح بعد از فراغ از هشت ركعت دو ركعت نافله شفع بجا ميآورد [ص 19] و در ركعت اول بعد از حمد قل اعوذ برب الفلق و در ثاني بعد از حمد قل اعوذ برب الناس و اصح نزد حقير قنوت است در اين نماز پس سلام گفته مفرده وتر را بعمل آورد و آن يك ركعت است بعد از تكبيرات افتتاحيه و ادعيهاش و حمد سه مرتبه قل هو الله احد و معوذتين ميخواند بعد قنوت را بآدابي كه علماء در كتب ادعيه ذكر نمودهاند بجا ميآورد و بي ادعيه مأثوره در اين ركعت و سائر ركعات نماز شب مجزي است و احسن بلكه احوط عدم ترك آن است با سعه وقت و بعد از فراغ از مفرده وتر دو ركعت نماز نافله صبح ميگذارد و هر گاه تأخير كند تا طلوع فجر صادق هم خوب است و وقت نافله از اول فجر صادق است تا طلوع حمره مشرقيه .
* السؤال - آيا جهر بسمله در نماز اخفاتي مستحب يا نه .
الجواب - بلي مستحب است بلكه از شعار ايمان است جهر ببسم الله در جميع صلوات در كل احوال .
* السؤال - آيا در حين ذكر اسم حضرت پيغمبر (ص) كه صلوات فرستادن واجب است آيا در صلوات در ما بين قرائت صلي الله عليه كافيست و و آله گفتن در تكوين كه تفريق ندارند آيا در تشريع علي الظاهر خللي بقصد ذكر بصلوة و بقرائت كه ندارد بيان فرمائيد .
الجواب - بلي بقصد ذكر خللي ندارد زيرا كه صلوات افضل اذكار است .
السؤال - يتيمي بوده و چيزي ندارد و كسي هم باو چيزي نميدهد آيا كسي ميتواند كه مدتي اخراجات او را بكشد بقصد اينكه هنگام كبر سن از [ص 20] او مطالبه نمايد يا نه .
الجواب - هر گاه يتيم منقطع الاسباب باشد از جميع وجوه بر تمامي اهل اسلام واجب است نفقه و كسوه آن تا بزرگ شود و متمكن از تحصيل قوت گردد پس اخراجات بقدر قوت واجب و كسوه لازمه بقصد مطالبه نميتوان نمود بلكه واجب است انفاق بر آن و اما زايد بر قدر واجب هر گاه متبرع نباشد و در وقت كبر آن يتيم متمكن باشد مطالبه خالي از اشكالي نيست و احوط عدم مطالبه است و احوط براي يتيم اداي مقدار مصارف او است در چنين صورت .
* السؤال - هر گاه كسي مديون باشد و قليل وجهي دارد ميخواهد به طلبكار ندهد و اظهار ميكند كه ندارم كه بلكه طلبكار بقليل وجهي راضي بشود و صلح نمايد چه صورت دارد و هر گاه صاحب طلب مطلع شود راضي نخواهد بود كه حيله كرده است بيان فرمايند .
الجواب - اين صلح صحيح است هر چند اثم عذر و حيله بر فاعل او است و در روز قيامت مستعد جواب باشد و لكن اين معني موجب فساد صلح نميشود .
* السؤال - چه ميفرمائيد در خصوص كسي كه مالش را بكسي بفروشد و صيغه نخواند و قدري از وجه تنخواه هم بصاحب مال بدهد آيا ميتواند فسخ معامله نمايد يا نه .
الجواب - صيغه از اركان بيع است و بدون آن بيع لازم نيست و ليكن صيغه مخصوص بلفظ معيني نيست بلكه هر لفظي كه دلالت بر ايجاب [ص 21] و قبول كند و ميانه بايع و مشتري واقع شود همان صيغه است پس بيع لازم و فسخ بدون رضاي طرفين باطل .
* السوال - آيا خمي كه روغني باشد و در آن سركه بگذارند و يك پاره ادويه مثل از قبيل نمك يا جو يا زغال يا سركه كه در وقت گذاشتن انگور در خم ميريزند آيا بعد از غليان و اشتداد كه سركه ميشود آن روغني خم يا سائر ادويه بتبعيت سركه پاك ميشود يا نه .
الجواب - ادعيه ( ادويه خل ) متعارفه كه بجهت سركه ميريزند بتبعيت سركه پاك ميشود اما ادويه غير متعارفه كه دخلي در تحقق سركه ندارد پاك شدن آن در غايت اشكال است و احتياط در دين علي كل حال مطلوب است .
السؤال - آيا غيبت در چند جا جائز است و همچنين غيبت نواصب اين زمان كه بعضي احاديث فضائل آلمحمد (ص) را منكر هستند مثل خطب شيخ رجب برسي چگونه است .
الجواب - بدانكه استثنا شده است از حرمت غيبت هشت موضع اول وقت تظلم در نزد كسي كه اميد رفع ظلم از او دارد جائز است كه در نزد او ذكر كند معايبي را كه باو ظلم واقع شده است و احوط آنست كه اقتصار بقدر ضرورت كند دوم استعانة بر تغيير منكر و رد عاصي از معصيتش و نيت صحيحه در اينجا معتبر است و قصد را در اين حكم مدخليت عظيم است سيم استفتا در نزد مفتي بحق مثل اينكه بگويد براي مفتي كه ظلم كرده است مرا فلان و فلان بفلان طور و فلان طور [ص 22] طريق استخلاص من چه گونه است چهارم تحذير مسلم از وقوع در خطر و نصيحت مستشير و هر گاه ببيند عالمي و فقيهي تلبيس كند و تدليس نمايد مردم را از اين خبر دهد تا از شر او محفوظ بمانند پنجم جرح و تعديل شاهد و راوي حديث بجهت حفظ احكام شريعت پس ذكر كند آن معايبي كه مخل بشهادت و قبول روايت است نه مطلق قبايح و معايب او را مگر آنكه متجاهر بفسق باشد چنانكه مذكور ميشود ششم آنكه آن شخص متجاهر و متظاهر بفسق باشد چنانچه استنكاف از فعل آن معصيت نداشته باشد و انكار نورزد چون از او سؤال كنند اعتراف كند و مخفي ندارد و احوط اين است كه در اينصورت اقتصار كند بآن عيبي كه متجاهر است در آن هفتم اين است كه شخص مشهور و معروف باشد باسمي كه دلالت بر عيبي كند مثل اعرج و اعمش و اشتر و امثال اينها كه ذكر اينها در نزد ذكر آن شخص جائز است هشتم هر گاه مطلع شوند كساني كه ثابت ميشود بايشان حد شرعي يا تعذير بر فاحشه جائز است ذكر آن فاحشه در نزد حاكم شرع بصورت شهادت خواه در حضور فاعل يا در غيابش ، اين هشت موضعيست كه غيبت در اين مواضع مستثنا است و يك موضع ديگر هم هست كه جمعي از علما او را نيز مستثنا كردهاند و آن اين است كه هر گاه دو نفر يا بيشتر شخصي را در معصيتي ببينند جائز است در پيش خودشان ذكر آن معصيت كنند زيرا كه در اين ذكر فائده مرتب نيست و احوط بلكه اظهر ترك اين است بجهت عموم ادله حرمت غيبت و عدم [ص 23] صلاحيت اينگونه استحسان بجهت تخصيص ادله و اما منكرين فضائل ائمه عليهم السلام هر گاه ناقل فضيلت ادعاي استقلال در حق اهل بيت عليهم السلام ننمايد يا بتفويض امر بسوي ايشان كه حقيقت مرجعش بسوي استقلال است قائل نباشد پس هر چه ذكر كند از فضائل كه از اين دو خالي باشد و در او ادعاي نبوت بجهت احدي از ائمه عليهم السلام يا برتري مقام ايشان از مقام رسول الله صلي الله عليه و آله نباشد منكر ما عداي امور مذكوره فاسق و فاجر بلكه متجاهر بفسق است بلكه بعيد نيست قول بخروج او از مذهب اثنيعشري چنانكه صريح دعاي اعتقاد است كه مروي است بطريق ( بطرق ظ ) صحيحه و مذكور است در كتب معتبره و از فقرات آن دعا است و ان عليا اميرالمؤمنين و سيد الوصيين و وارث علم النبيين و قاتل المشركين و امام المتقين و مبير المنافقين و مجاهد الناكثين و القاسطين و المارقين امامي و حجتي و صراطي و دليلي و محجتي و من لااثق بالاعمال و ان زكت و لااراها منجية و ان صلحت الا بولايته و الايتمام به و الاقرار بفضائله و القبول من حملتها و التسليم لرواتها الدعاء ، و باين مضمون در احاديث و زيارات و ادعيه بيش از حد احصا است و مجملي براي انكار ايشان هر گاه خالي از امور مذكوره باشد با حديث ثابت مستفيض بلكه متواتر اجعلوا لنا ربا نؤب اليه و قولوا فينا ما شئتم و قوله عليه السلام ان ذكر الخير كنتم اوله و اصله و فرعه و معدنه و مأواه و منتهاه جز خبث باطن و عداوت جبلي نيست الا لعنة الله علي القوم الظالمين اي ظالمي آلمحمد حقهم [ص 24] و من اعظم حقوقهم نشر فضائلهم و ذكر مدائحهم و بث مناقبهم و ترك ذلك و انكاره كتمان و رفع لهم عن حقهم و لعن الله امة رفعتكم عن مقامكم و ازالتكم عن مراتبكم التي رتبكم الله فيها و چه بسيار عجب است كه با وجود تواتر و تكاثر اين نوع اخبار و آثار در دفاتر و كتب علماء متقدمين و متأخرين و بداهتش در نزد مسلمين حتي عوام الناس اين قسم سؤالي از چنان عاليجنابي در حق اين گونه اشخاص واقع ميشود .
* السؤال - آيا در نوافل جهر و اخفات تابع حكم اصل فريضه است يا مختار است و همچنين در نماز آيات و نذر و طواف .
الجواب - اما نماز آيات و نذر و طواف و سائر نمازهاي غير رواتب مختار است در جهر و اخفات و اما در رواتب پس در نوافل شب مطلقا جهر مستحب است و در نوافل روز اخفات و نافله صبح ملحق است بنافله شب .
السؤال - آيا كسي با وجود امكان غسل در شب ماه مبارك رمضان غسل را تأخير انداخته كه مجال غسل نمانده تيمم نموده صبح را با تيمم ادراك نمايد فعل حرام نموده يا عملش باطل است .
الجواب - عملش صحيح است و گناه تاخير غسل عمدا بر او است .
* السؤال - آيا مصلي را در حال قرائت كسي برخورد و استقرارش بهم خورد آيا آن كلمه كه در قرائت او تزلزل بعمل آمد كافي است يا آنكه مجددا بخواند .
[ص 25] الجواب - آن كلمه را مجددا با اطمينان اعاده كند .
* السؤال - آيا مصلي در بعضي از اقوال يا افعال صلوة وسوسه دارد ساير مواضع شكوك صلوة هم مرجوع بحكم كثير الشك است يا نه .
الجواب - هر گاه شخص كثير الشك است باين معني كه در يك نماز سه مرتبه شك كند يا در سه نماز متوالي شك نمايد بنا را بر صحيح ميگذارد و عمل را تمام ميكند هر كه چنان نيست رجوع باحكام شك و سهو نماز مينمايد .
السؤال - آيا بعض مساجدي كه خراب نشده كسي ميخواهد كه خراب كند و طرح نو يا محكم و احسن از طرح و بناي اولي بسازد مشروع است اينگونه تخريب و تعمير يا نه .
الجواب - هر گاه طرح احسن و غرض واقف حاصل ميشود بر وجه اتم جائز است و الا فلا .
* السؤال - آيا بعد از تسبيحات اربعه در نماز مستحب است ذكر استغفر الله ربي و اتوب اليه .
الجواب - بلي مستحب است استغفار و صلوات و بعضي از علماي ما استغفار را واجب دانستهاند و اصح استحباب است .
* السؤال - آيا مصلي را در طلاي غير مسكوك كه حامل باشد ظاهر باشد يا باطن نماز چطور است .
الجواب - نماز جائز است و اشكالي ندارد مطلقا .
* السؤال - آيا در كفش عوض شده وضو چطور است .
[ص 26] الجواب - وضو صحيح است و استعمال آن كفش حرام است مگر علم برضاي صاحبش داشته باشد .
* السؤال - آيا لقطه را كه بايست تعريف كنند اما هر گاه در وقت يافتن يا پيش از تماميت مدت تعريف قطع يا مظنه متاخم بعلم برساند كه صاحبش پيدا نميشود ميتواند از طرف صاحب مال تصدق كند يا نه .
الجواب - تعريف واجب است علي كل حال علم و ظن در اينجا معتبر نيست .
* السؤال - آيا صلوات فرستادن بر پيغمبر صلي الله عليه و آله و اولاد طاهرين آن در ركوع و سجود مستحب است يا نه .
الجواب - بلي مستحب است و سبب زيادتي نور و ثواب نماز است .
* السؤال - آيا در قرائت در صلوة تمييز كاف عربي از كاف عجمي از محسنات قرائت است يا نه و همچنين ادغام در محمد و آلمحمد در تشهد واجب است يا نه و همچنين مد و لا الضالين و همچنين در قرائت در جار و مجرور و مضاف و مضاف اليه و صفت و موصوف و صله و موصول مجرور و مضاف اليه و صله غلط شود هر دو بايست گفته شود يا نه .
الجواب - اما تميز كاف عربي از عجمي و آنچه از اين قبيل است واجب است و عدم آن عمدا مبطل نماز و ادغام در مقام مذكور هم واجب است و اخلال بآن سبب بطلان نماز است و همچنين مدّ و لا الضالين و سائر مدات متصله كه حرف مد و سبب مد در يك كلمه باشد و اما اخلال [ص 27] بموصوف و موصول و مجرور و مضاف اليه بچيزي كه موجب اعاده اوست احوط آن است كه صفت و مضاف و صله و جار را اعاده كند زيرا كه آنها در حكم كلمه واحدهاند .
* السؤال - آيا ماء متنجس كه بدفعات جمع شده كر شود پاك است يا نه .
الجواب - پاك نيست تا يك كر طاهر دفعة باو القا نشود يا متصل نشود بجاري يا آب باران يا بآب چاه يا بجوشيدن آب از زيرش .
السؤال - آيا در جميع عقود و ايقاعات غير صيغه عربي مجزيست يا نه .
الجواب - اصح و اظهر اجزاست و احوط عربيت است با تمكن .
السؤال - آيا كسي خودش را فاسق العمل و فاجر العمل بداند اما مردم او را عادل دانند امامتش جائز است يا نه .
الجواب - هر گاه معروف در ميانه مردم بعدالت باشد جائز است امامتش .
* السؤال - آيا زني برادر يا خواهر شوهر خود را شير دهد رضاع متحقق شده نشر حرمت بين زوجين ميشود يا نه .
الجواب - ظاهر اين است كه نشر حرمت نكند و ليكن احتياط مطلوب است نه بمعني وجوب .
* السؤال - آيا مصلي آخر آيات را از جهت اينكه اعراب نداند وقف كند نمازش صحيح است يا نه .
الجواب - بلي صحيح است .
[ص 28] السؤال - آيا در بعض مساجد حصير يا بوريا انداختن كه مسلمين در روي آنها نماز بخوانند مثلا خوني يا بولي يا نجاستي بآنها برسد آيا ميتوان بريد آن موضع نجاست را كه پاك كردنش بآب متعسر باشد يا نه و همچنين نماز در وسعت وقت قبل از زوال نجس در همان مسجد چه گونه است .
الجواب - هر گاه پاك كردن آن موضع بغير بريدن متعذر باشد و بوجهي ممكن نباشد جائز است و الا فلا و اما نماز كردن در مسجد قبل از ازاله نجاست آن با سعه وقت صحيح است اگر چه فعل حرام بعمل آورده .
* السؤال - آيا تداخل اغسال مستحبي و واجبي صحيح است يا فردا فردا بعمل آورد .
الجواب - تداخل اغسال جائز است تداخل واجب در واجب و مستحب در مستحب و مستحب در واجب و اما عكس يعني تداخل واجب در مستحب جائز نيست هر چند روايتي مشعر بر جوازش وارد است ليكن خلاف مشهور بين علماي شيعه است و عمل بمشهور در اين مقام اقوي و اولي با اينكه احوط است .
السؤال - آيا شرايط تقاص چند چيز است .
الجواب - چند چيز است اول آنكه حق در ذمه او ثابت و لازم باشد دوم آنكه انكار آن حق نمايد سيم آنكه اعتراف بحق كرده و لكن ممتنع از ادا باشد و بناي دادن نداشته باشد چهارم بعضي شرط كردهاند كه [ص 29] بينه نداشته باشد و از اثبات آن در نزد حاكم شرع عاجز باشد و اين شرط نزد حقير لزوم ندارد پنجم او را قسم نداده باشد هر گاه قسم خورده باشد هر چند بر صاحب مال يقين باشد كه قسم دروغ خورده باز تقاص نميتواند كرد زيرا كه قسم عوض مالي است كه از او برده ششم آنكه آن مالي كه ميخواهد از آن تقاص كند امانت نباشد زيرا كه خيانت امانت بوجهي جائز نيست هفتم شرط كردهاند بعضي از علما كه در نزد تقاص كردن اين كلمات را بگويد اللهم اني آخذ هذا المال مكان مالي الذي اخذه مني و اني لمآخذ الذي اخذته خيانة و لا ظلما و اين را بمنزله صيغه دانسته و گفتهاند كه هر گاه امانت باشد و اين كلمات را بگويد ميتواند از امانت تقاص كرد و اين شرط احوط است مثل ترك تقاص از امانت و الله سبحانه و تعالي هو العالم بحقائق احكامه .